« توپ جمع کن ها! | صفحه اصلی | يک عکس و يک يادداشت »

جاده هاي سرد

اين جاده هاي ما بيشتر از کشتگان عراق و لبنان و غزه هر روز جان مي گيرند.بيشتر از جنگ جهاني دوم حتي.اما نمي دانم چرا اين را کسي نمي بيند.خودمان هم نمي بينيم.مي خواهم اين بار هر فرصتي که شد اين را بگويم...اين روزها که به نوروز نزديک مي شويم....


حميد امامي ...يکي از رفقاي روزهاي تنگ...حالا پدر و مادرش را از دست داده است...سر اين جاده هاي لعنتي ...رفتيم يزد....نمي دانم چرا لال شده بودم...پدرش را ديده بودم.معلم بود و بي نهايت زلال.
از آن پدرهايي که رفيقند.نمي خواهد برايشان فيلم بازي کني.خودش بود.مسجد هي پر مي شد و هي خالي مي شد.مثل چشم هايش.

خدايا اگر آتش اندوه ، آزمون عشق ما به توست ،خوشا اندوه

و اگر تو در قلب هاي اتش گرفته و دلهاي شکسته جاداري

خوشا شکسته دلي ......... .

ارسال نظر

نظرات (13)

معصومه سادات:

مادر بباف آرام گيسوي ترم را
يادم بده تا گيسوان دخترم را . . .

يادم بده وقتي دلش مي گيرد از غم
بايد چگونه دور او بال و پرم را . . .

يادم بده تا عاشقش باشم هميشه
حتي اگر با سنگ هر حرفش سرم را . . .

يادم بده هر شب در آغوشش بگيرم
از چشم هایش دوست دارم مادرم را . . . !

يادم بده هرگز نرنجم ، آه يعني
بايد نرنجم او كه دارد باورم را . . . ؟

مادر ببخش آرام جانم ، مهربانم
تا بعد تو من هم همينسان دخترم را !

نمی دونم اگه یه روزی از دستشون بدم, دیگه جای من تو این دنیا هست یا نه؟
اگر تنهای تنها باشم باز هم خدا هست او جانشین همه ی تنهایی هاست...

RAMIN:

خدابيامرزد جميع رفتگان را.داشتم به اين فكر ميكردم كه احترام به در گذشتگان واجب است اما فعلا زنده ها مهمترند.يه سري بزن به صنعت دامپروري كشور.اوضاع خرابتر از چيزي است كه اعلام شده.

بارانی:

چگونه مینویسی که اینگونه دلم را بی تاب میکند؟
واقعا با دستانت یا با دلت؟

((امیدوارم روزی این انسان کشی های بشر تمام شود.
گفتند ارزو بر جوانان عیب نیست!!!))

مرضيه:

سلام.

از اتاق اينترنت دانشگاه علوم سياسي تهران مركز تو شرايطي كه همه از كلاس فراري اند و عشق حياط و سلف و... دارن دارم براتون كامنت ميذارم

اولين بار سايتتون رو ميبينم.هرچي بود و نبود خوندم ...مني كه حالا ترم آخر علوم سياسي ام و اميد ارشد و دكتري تازه به حرف استاد ترم يكم رسيدم كه سياست يه عشق بازيه منطقيه!!!

آسمان:

سلام...سایتتان را خواندم این مطلب از همه زیبا تر بود امیدوارم پیروز باشید تا به اوج عزت رسیدن برایتان دعا میکنم.

محمد بابازاده:

پروردگارا

آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

و

شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم

و


بینشی که تفاوت این دو را بدانم

vahid:

سلام

از طرف منم تسليت

bahar:

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است

بنويسيد كه يك آدم مهاجر بوده است

بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست

او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است...

از دار دنیا

یک دوچرخه دارم که زنجیر ندارد

ویک خورجین پُرخورشید

که از نقاشی بچه‌ها دزدیده‌ام

و به نقاش‌ها

که از قحطی رنگ

شب می‌کِشَند

روز کرایه می‌دهم

بچه‌ها را اما

فراموش نمی‌کنم

برای هر خورشیدی که می‌دزدم

می‌دهم یک دور با دوچرخه‌ام بزنند
................................
زندگیم همانند گلی است که ریشه اش در باغی گیر کرده..
گاهی منتظر دستی که بچیندش..
گاهی منتظر دستی که ابش دهد...

مژده شفیعی:

سلام من مژده شفیعی از خوزستان عشق خبرنگاری و به قول مردم یه استعداد درخشان ولی ناشکفته
ای بابا اوناکه مدرک خبرنگاری دارند بیکارند چه رسد به منی که کمک جراحم
میخوام از اینجا بنویسم واست امروز 12خرداد
اینجا خوزستان استان زر استان مجاهدت های دیروز تماشاخانه ی امروزامروز اینجا به تماشا نشسته اند نبرددختران سبزقباو ذوالفقار را
خلاصه جمعه بازاری ست برای خود.....
یکی فکر نان است یکی هول گرفتن قلم و خودکارو میزو صندلی
یکی میسازد دیگری چه زود می سوزاند
جالب تر از ان تکنولوزی ست که چه ساده حرف ها ی کسانی راذ که دیر زمانی ست شمشیر را از رو بسته اند به گوش کوردلان خوب شنوا می رساند
تازه انکه خبر اورده اند دلیران خوزستان خاطرات تکرار نمیشوند توپ و تانک ها موزه نشین شده اندجنگ جنگ روانی ست
و امروز فینال جهانی ست
انگار اینجا مردم قانع تر از دیروز باز قصد دارند به انگشت های جوهریشان ببالند
همه و همه حتی پیرزنی که دعاکنان قربان صدقه ی این و ان را می رود که بشکه ی اب تصویه اش سنگین است و قدش خمیده کمکش کنند
خوب میداند حقش این نیست ولی دم نمیزند
اری همه و همه حتی انی که در نوبت وام ازدواج پیرشد
انی که تمام دلخو شی اش مدرک لیسانس یا فوق لیسانس است که دم کوزه نهاده و ابش را میخورد هنی که به ورق بازی های اداری خو گرفته انی که ............
همه و همه به اطاعت از علی زمانه رنگ میکنند صفحه ی سه جلدشان راولی دینی سنگین می نهند بر گردن مدعیان امروزو وارثان فردا و برسم عادت دیرینشان کم میکنند روی کلاغ سیاه معرکه را
اگه مایل بودید واسم ایمیل بزنید خوشحال میشم

منصوره نواب:

کامران فوق العاده است

عاليه

تمامی خاطرها از ان تو وتو تمام خاطراتم هستی وخواهی بود دوست دارت علی رضا وشیما به همراه دوستان

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در March 7, 2009 4:50 PM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت توپ جمع کن ها! بوده است.

ارسال بعدی این سايت يک عکس و يک يادداشت است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.