« درباره 90 | صفحه اصلی | آب دماغ! »

سکسکه

يک روز زمستاني که مجبور شدم شيفت گويندگي ام را عوض کنم به ياد آقاي سکسکه افتادم که درست وقتي قرار بود يک روز خوب را شروع کند سکسکه مي آمد و همه چيز خراب مي شد.

همه"چپ چپ" نگاهش مي کردند که يعني چرا خرابکاري کردي و آقاي سکسکه هم با آن دماغ گنده و کلاه کوچولو و چشم هاي ريز جواب نمي داد و مي رفت.همين حرص آدم را در مي آورد.خب بگو" دست خودت که نيست...".
جانم برايت بگويد...خلاصه....يک روز زمستاني بود که از صبح تا شب ، هيک ... هيک... هيک ...مي کردم و نمي شد خبر بخوانم و حسابي به يادش افتاده بودم....

Mr-Hiccup%2520%2813%29.jpg

ارسال نظر

نظرات (2)

roza:

خب بعدش ؟؟؟

پری ناز:

حالا فهمیدم چرا زود زود آپ نمیکنید!میترسین نظر هاتون کم شه.من ولی سرخوش اینم که نظرم دوم شده.مثل آزمون گزینه دو قبلی که فقط از کلاسمون دو نفر دادن ویکی اول شد واون یکی به آرزوی دوم شدنش رسید!!!!!!!!

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در January 25, 2009 2:17 PM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت درباره 90 بوده است.

ارسال بعدی این سايت آب دماغ! است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.