« يک عمر بوق زدن! | صفحه اصلی | درباره 90 »

کتاب خاطرات؟

سلام.من بعد از اين خبر بيشتر به فکر افتادم که حالا کتاب وب نوشته هايم را چاپ کنم.اما کتاب مثل تلويزيون نيست که امواجش توي هوا دود بشوند.کتاب يک عمر مي ماند.همين مي شود که آدم دچار وسواس فکري مي شود.اينکه من فکر مي کنم مطلب قابل چاپي ندارم.اگر اين کامنت هاي شما نبود و چهار تا گزارشم و تلويزيون فکر نکنم سالي يک بار هم کسي از کوچه ما رد مي شد.

01.jpg

ارسال نظر

نظرات (12)

...

میخواستم بگم وقتی تو اخبار میبینمت احساس بدی بهت دارم چون یه حس مصنوعی داری انگار داری همش نقش بازی میکنی احساس میکنم از کسی طرفداری میکنی که به بقای تو کمک کنه که بعضی وقتا به حقه بعضی مواقع به ناحق آدم خلاقی هستی، دوست دارم ازت خوشم بیاد ولی نمیتونم جالبه نه؟ خداوند ما رو به راه راست هدایت کنه ان شا ا...

گاهی باید متفاوت بود و در این تفاوت ها هم خود را شناخت و هم دیگری را .گاهی باید متفاوت حرف زد ، اما به گونه ای که همه حرف می زنند و گاهی باید در عین متفاوت بودن ، بی تفاوت نبود به همه آن چیزهایی که گاه و بیگاه لب پنجره عادت هایمان می آیند وسرکی می کشند و می روندو بی محابا دور می شویم از آنها که گویا اصلا ندیده ایمشان.رمز موفق بودن شما هم در همین تفاوت هاست ،پیدا کردن سوژه هایی که ما بی تفاوت از کنارشان گذشته ایم بارها و بارها«مثل تنه زدن های ادم های پیاده رو.».و حرف زدن با زبانی آشنا ، اما کاملا متفاوت از لحن و کلام های عادت شده مردمان دور و برمان.

معصومه سادات:

خوشحال باش در جایگاهی قرار داری که میتونی منشا اثر باشی

meisam:

سلام
اول بگو اگه قرار با هات ارتباط بر قرار کنم چه باید کد 2 ایمیلی قسمت ارتباطی؟

محسن اسمی:

دوباره سلام:
از شما یه خواهش دارم...یعنی براتون یه سوژه دارم.
برید در مورد این گزارش تهیه کنید که این مواد مخدر های موجود تو کشور ما از کجا می اید و کی تمام می شود؟...از زمین های خشخاش افغانستان کارتون رو شروع کنید...خوشحال میشم گزارش رو که اسمش رو گذاشتم قاتل بی جان: مواد رو از تلوزیون ببینم... ممنون
در پناه حق

شبنم:

با سلام . داشتم اخبار 22 شبکه 3 رومی دیدم که یه هو یادم افتاد که خیلی وقته گزارشاتتون ندیدم دلم گرفت اخه من با گزارشای شما به اخبار علاقه مند شده بودم. خدا خواسته یه گزارش از شما پخش شد که این یه نشونی از این بود که هنوز خدا منو دوست داره خلاصه خیلی خوشحال شدم داشتم offهام چک می کردم که به ذهنم رسید شما رو search کنم پیداتون کردم و براتون اینا رو نوشتم و خواستم واسه گزارشای عالی تون تشکر کنم.

محمد قدس:

سلام
چطوری آق کامران ؟کجایی ؟یاد روزهای باهم بودن تو دانشگاه ،با تمام استرس هاشو سختی راهش ،چه حالی میداد درس خوندن ،دلم می خواد یک روزی که سرت خلوت بود!!!!! که نمی دونم میشه یانه ببینمت یه کمی از اون روزها و حرفهایی که تو سرویس می زدیم بازم بزنیم ،یادش بخیر یعنی میشه تجدید خاطره کرد یا همش خاطره شد ؟
خلاصه ما مخلصیم همین

salam man yedaneshoam dar tajikestan inja k hastam faghat b khatere didane shoma mahvare gerftam v aakhbarhatono tama sha mikonam vaghean dametoun garm karetoun alie v avaghean akhbar bi shma hiche dosetoun daram az tahe delam b ,manam sar bezanid va age ghabel donestid nazar ham bedahi id man t_burn9 khoshhal midsham of bezarid dosetoun daram

معصومه:

سلام آقای نجف زاده - امیدوارم همیشه موفق باشید ابتکار شما در اجرای برنامه متفاوت از بقیه است و نکات خوب و جالبی را برای ما خبرنگاران در سراسر کشور آموزش می دهد

ر-میر:

سلام.فقط می گویم آرزوی دیرینه ام را برآورده کردی، خدا آرزوهایت را برآورده کند.زمانی (سالها قبل) من فکر می کردم این سبک کار را بکنم،وقتی انجامش دادی انگار خیالم راحت شود، نشسته ام و نظاره می کنم، خبرهایت را هم دنبال میکنم مو به مو.اولین بار در kfc لبنان رودررو صحبت کردیم و بعد از آن هرچند روز یکبار در آسانسور ساختمان شیشه ای یا رستوران مدیران دیده می شوی. موفق باشی و پیروز.منتظر خبرهای مدل خودت از انتخاباتیم.

نسيم:

باعرض سلام.خيلي از اجراتون خوشم مياد هم خودم هم همسرم وقتي شما خبري رو ميگين باذوق وشوق گوش ميكنيم واحساسمون اينه كه يه جورايي بي ريا هستين.همينطوري به كاراتون ادامه بدين و سعي كنين هواي مسموم روي روحيتون اثر نذاره.باتشكر

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در January 20, 2009 1:49 PM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت يک عمر بوق زدن! بوده است.

ارسال بعدی این سايت درباره 90 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.