« سرزمین کچل ها | صفحه اصلی | من و ممد چاقو »

عشق های امروز

مرغ عشقش مرده بود. چقدر غصه می خورد. دیروززنگ زد گفت الان این نر بیچاره هم می میره. این مرغ عشق ها تاب مستوری ندارن.من می دونم.آخه مرغ عشق خودش جفتشو انتخاب می کنه.الانم آب نمی خوره ،دونه هم نمی خوره صداش هم در نمیاد.تابلو داره دق مرگ میشه.گفتم از اول نخرما!حالا می گی چی کار کنیم؟
گفتم :"چه می دونم! بگذار یه فکری بکنم زنگ می زنم".
بعد فکر کردم فکرم به جایی نرسید. مغز من گاهی مثل موبایل می مونه.خاموش میشه.بعضی وقتها هم خودم یه کاری می کنم در دسترس نباشه!

امروز زنگ زد گفت:" انگار نه انگار.چنان چه چهی راه انداخته نگو... تازه صداش باز شده.همسایه ها شاکی شدن.عین خیالش نیست.انقدر دون خورده داره می ترکه از خوشی"!

najafi.jpg

ارسال نظر

نظرات (241)

رضيه:

سلام
مرغ هاي عشق قبلا عشق حقيقي را شناخته بودند يكبار كه عاشق ميشدن تا آخر مبتلا بودن ولي با پيشرفت علم هر روز عشقشون عوض ميشه آخر سرهم معلوم ميشه اصلا عاشق نبودن.

پنجره زيباست اگر بگذارند
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
من زاظهار نظرهاي دلم فهميدم
عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند.
التماس دعا
ياعلي

به اين تمکين که ساقی باده در پيمانه می ريزد
رسد تا دور ما ديوار اين ميخانه ميريزد

بياد شمع رخسار که می سوزد دل زارم
که امشب برسرم از هر طرف پروانه ميريزد

زليخا گر برون آرد زدل آه پشيمانی
ز پای يوسف زندانيش زولانه ميريزد

شود هرکس بکوه عشقبازی پيرو فرهاد
بروز جان فشانی خون خود مردانه ميريزد

رسانی برمن ای مشاط تا زنار خود سازم
ززلف يار هر تاری که وقت شانه ميريزد

فاطمه:

سلام آقای نجف زاده عزیز.
مدت زیادیه که خواننده وبلاگتون شدم اما امشب اولین باریه که دلم خواست براتون چیزی بنویسم.
امشب خیلی دلم گرفته بود...از بی محبتی آدما...
مطلب شما به همراه اون عکس دلتنگیمو بیشتر کرد..

آیین عشقبازی دنیا عوض شده ست
یوسف عوض شده ست زلیخا عوض شده ست
خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم
خو کن که جای ساحل و دریا عوض شده ست...

سلام
آقا کامران با این پستتون یاد درخواستی که ازتون کرده بودم افتادم با این تفاسیر خندم گرفت که چرا از شما خواستم!
اما اومدم بگم معطل شما نموندم بهترین راهو برای آرامش و صبرم پیدا کردم اونم درددل کردن با خود خودش تو وقت سحره .
شکر...

تأیید نکنیدا! خدا انشاالله این سوژه های تک و توکو از شما نگیره. دیگه به ما سر نمی زنید؟ هر چند همون دوبارم از سرمون زیاد بود!
یا حق

این وصف حال شماست از دوری ایران؟

سلام.خوبید؟سلامتید؟ایام به کامه؟
خیلی باحال بود.
عجب مرغ عشق بی خیالی...
اگه ماده هه بود شاید میمرد.ولی نر یه مدت دلش تنگ میشه بعد یادش میره.
التماس دعا

maryam:

بنابر قولي پسرا خواستگاري 10 تا دختر ميرن پس از شنيدن جواب رد هركدوم ادعا ميكنند خودشون رو ميكشند با يازدهمين دختر ازدواج ميكنند و خوشبختترين ادم روي زمين ميشن
در پناه حق
يا علي

همچين دو سه رو داشت حرفت...اگر ايهام داشته باشه معنيه دورش قوي تره ديگه...يعني بي توجهي مرد به زن نه اون يكي برداشت ديگه...
بي خود دوست داشتنها و با هم بودن رو عشق تفسير نكنيم

علی شجاع فرد:

راست گفته اند که فراموشی هم نعمتی است.
از آن نعمت های اجباری هم هست. بخواهی نخواهی به خوردت می دهند.
تازه اگر مجنون باشی کارت دو سه روز اعتصاب غذاست،بعدش چنان چهچهی بزنی که خودت هم کیف کنی!

maryam:

اي چشمه نور انشعاباتت كو؟/اي خانه ات آباد خراباتت كو؟
در شهر نشانه اي ز تبليغ تو نيست/اي عشق ستاد انتخاباتت كو؟

سلام
منم اینقدر خوشم که نمی دونم چی بخورم و چطوری بخوابم؟
دنیا همینه دیگه
می دونی آخرین باری که ادم حسابم کرده حدود 3 سال پیشه
این دنیا همینه
همین!

درست است، این مرغ عشق ها هم عشقشان کشک شده
درست مثل خود ما آدمها!
زندگی ماشینی، عشق را از زندگی حذف کرده و تنها اسمی ازش مونده
ای کاش اسمش رو هم حذف کنن تا لااقل به ابتذال کشیده نشه و در حد یک افسانه مقدس برامون باقی بمونه!
یاعلی مدد

سلام
عجب دنیای شده...مردم منتظرن یه اتفاقی بیفته فوری تجربه کنن حس بی وفا شدن رو...مرغ عشقم مرغ عشق قدیما...فکر کنم راسته میگن اگه لیلی و مجنون زنده باشن عمرا لیلی مجنون رو بخواد شاید هم مجنون سرش هوو بیاره.....!نه؟
من موندم چرا معنی بعضی کلمات در گذر زمان اینهمه فرق میکنه....چرا عشق های امروزی بیشتر شبیه کشک شدن؟
داداشی اونجایی دلت تنگ نمیشه واشه ایران؟
التماس دعا...

با سلام
واقعاً مثل اينكه بيكاري
دوباره هي داري مطلب ميزي
و يادت رفته كه قرار بود عنوان نزني و تصوير نزاري


هردو را عمل كردي

ولي خدايش همينطوري بهتره

دانیا:

چه زیبا تعریف میکنی! ! !

اما من فكر نمي كنم عشقهاي غير انساني مشمول مرور زمان بشن مخصوصا مرغهاي عشق

بسيااااااااااااااار جالب بود .

marziye:

salam haj kamran.
vaaaaaaaayyyyyyy cheghad aaaaaaaaali
dige chi begam akhe
gheire tarifo tamjid harfi nadaram begam
faghat begam ke hameye ina vaghean raste
hatt tu 2nyaye maaaaaaaaaaaa

من با عشق آشنا شدم

و چه کسی این چنین آشنا شده است ؟
هنگامی دستم را دراز کردم
که دستی نبود.

هنگامی لب به زمزمه گشودم ،
که مخاطبی نداشتم.

و هنگامی تشنه ی آتش شدم ،که در برابرم دریا بود و دریا و دریا.....!

سلام.خیلی گشتم تا بالاخره اینجا پیداتون کردم !!!!
گزارشای شما رو توی 20:30 با هیچی عوض نمی کنم !
و در مورد این نوشته !
به همین زودیها این پرنده هم از غصه تنهایی می میره ! به ظاهر شادش نگاه نکنین گاهی مجبوریم غم هامونو پشت یه چیزایی قایم کنیم ! غمهایی که چاره ای واسش نیست پنهان بمونن بهتره !

از پیشرفت و موفقیتهایت خوشحالم شاید روزی ما هم مثل آنها بشویم !! ضمنا توی وبلاگمی البته با اجازه هرچند تو از خودمونی و خیلی جاها با حالتر از این ظاهر میشی نه ؟ پس یا حق

سلام حاج آقا

مرغ عشق هم مرغ عشق های قدیم

سرمایه داری « پول » را جانشین « خدا »
و « تولید » را جانشین « توحید »
و « اقتصاد » را جانشین « عشق »
و « قدرت » را به جای « حقیقت»
و « لذت » را به جای « کمال » ،
« سلطه بر طبیعت » را به جای « تسلط بر خویش »؛
« قانون جنگلی » که وارث هزاران سال فرهنگ و قانون و حقوق می شود
و رابطه ها ،رابطه گرگان و سگانی که بر مرداری هجوم برده اند و این بر آن مخلب میکشد و این بر آن منقار؛
و...

شهید دکتر شریعتی

نازخاتون:

این عکسا چیه میذاری ؟ آدم دل غشه میگیره !!!!
دلم میخواد غذا بذارم تو دهن اونیکه زنده است ! آخییییی ببین دهنش و !!

احمد:

سلام به نظر من این می تونه از بی معرفتی انسان ها ناشی شده باشه.

من:

سلام

راست میگی دقیقا عشق های امروزی همینه

نمیخوای برگردی(هر چند اونجا بودنت هم بد نیست دیگه داره میشه روزی یه مطلب)

ایام به کام

تجلی:

سلام

اولش میگن به جز توهیچکس تازه توروهم محکوم میکنه که ازعاشقی بویی نبردی ولی بعدازمدتی که خودشواخردلدادگی نشون میده خوشی میزنه زیردلش وبا بهونه وتهمت میگه دیگه دوست ندارم

اینم ازعشقهای سوزان واتشین امروزی خدا رحم کنه با این همه دل شکسته وداغون


دنیای وارونه ...
زنگ زده زنگ زور خونه

اینجا پشه پهلوونه

هرکسی نارو بزنه

این روزا مرد میدونه

....پدر بزرگ ۷سالگیش یادش نیست

تو زورخونه صدای فریادش نیست

شیرین قصه دیگه تلخِ تلخِ

این همه صخره یکی فرهادش نیست

هیشکی نگاشو به صدام ندوخته

یک شب پره تو شعله ها نسوخته

خفّاشا دل سپرده اند به خورشید

ترانه ساز ترانشو فروخته

دنیای وارونه رو باش

رود خونه ها تشنه شونه

قوّت پهلووناشم به تیزی دشنه شونه

عصر فراموشی خاطراتِ

ترانه خون معجزه تو صداتِ

دنیای وارونه رو رو زیر و رو کن

این دل ویرون شده پا به پاتِ

ببین ببین ساعت قصه خوابِ

کلاغ رو قلّه است ته چاه عقابِ

برگ کتاب قصّه مون سیاهِ

عمر غزل اندازه حبابِ

یغما گلرویی

سلام
از اینکه نسل سومی هستم خودم برای خودم ناراحتم
شما دیگه چرا نمک رو زخمم می پاشی؟؟؟
برو خوشحال باش که عشقت مال دیروزه
امروزه دیگه کی عاشق میشه؟؟؟


باغ می برند تا چراغانی ات کنند

تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

پر کرده اند صبح تو را ابرهای تار

تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار می برند که زندانی ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند!

ای گل گمان نکن به شب جشن می روی

شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

گاهی نشانه ایست که قربانی ات کنند

فاضل نظری

سلام
ازاینکه به من سر زدی ممنونم.
به حمد الله درکار خبر بسیار موفق هستی ودرکار وب نویسی هم.
پیروز باشی.

سلام خوبی
آخه چرا مرد از دود و دم لابد
دیروز اونجوری امروز اینجوری بسی عجیب است
شاید داره اینجوری خودکشی میکنه کسی چه میدونه
شاید هم اون همدم خوبی نبوده خوشحاله که رفته
بازم کسی چه میدونه
خداحافظ فعلا.............

محمدی:

به نام خدایی که همین نزدیکی هاست.
سلام به شما که زیبا می نویسید.
جالب بود و خواندنی مثل بقیه دلنوشته هایتان.
مغز بعضی آدمها گاهی مثل موبایل می مونه دقیقا عین شما.
و این دربعضی مواقع به نفع ماست.
خوشحالم که روزانه اپ می می کنید.
وخداحافظ به شما که همیشه بهترین هستید و بهترین خواهید ماند.

gigi:

یه چندتا پسته داری ضد می زنی کامران خان!!!
راستی چرا به این پیشنهاد خیلی خوب من که گفتم یه بخشی بزار برای گزارش های توپت عمل نکردی پسرم؟

هستي:

(بعد فکر کردم فکرم به جایی نرسید. مغز من گاهی مثل موبایل می مونه.خاموش میشه.بعضی وقتها هم خودم یه کاری می کنم در دسترس نباشه!)
و بيشتر وقتها به دستور رسيده شما دردسترس نيستيد
متاسفم با اين قلم توانا گاهي يا بيشتر ديكته شده مي خوانيد توقع از شما بيش از اين است .

قلم را رسالتي است به بزرگي آزادي

معصومه وهابی:

سلام کامران عزیز.نمیدونم نظرمو تایید میکنی یا نه.ولی به مطلبی اشاره کردی که مجبورم کردی واسه اولین بار نظر بدم. زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت.

حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی.

جدایی سخت است نه به سختی تنهایی.

عصری است غریب و آسمان دلگیر است.

افسوس، برای دل سپردن دیر است هر بار بهانه ای گرفتیم، گذشت.

عیب از من و توست، عشق بی تقصیر است. ممنونم از گزارشات و نوشته هاتون.

arez00000:

از جنس نر بیشتر از این هم انتظار نمیره!!! با این تفاسیر دیگه آدم و حیوونم نداره...

سلام ... این عکسی که گذاشتین همه ی خاطره ی این سال های من است ... هر وقت می بینمش حس می کنم دارم دق می کنم !!! ... یک مدت روی بک گراند دسکتاپم بود،طاقت نیاوردم :(

آقای نجف زاده ... مقادیری انتقاد توی پست جدیدمون فرمودیم ! ... فرصت بود بیاین و بخونین :)

فاطمه./

سلام....
کمی بغض....

پس احتمالا روز اولي جوگير شده بوده!!!!!!!!

اون که زبون مرغ عشق بلد نیست،بیچاره داشته گریه می کرده...
هر کس عشقش هوسی باشه ولی مرغ عشق دیگه عاشقه...
خدا به داد آدمهای امروزی با عشق هایشان برسد...
خدا حافظ
****خدایا آن ده که آن به****

سلام
در انتهای جاده سرد سکوت شب

در زیر نور ماه

مشتی ستاره را

به تو من هدیه می کنم

با آخرین صدای قدمهای تند شب

خورشید آرزو به درونم طلوع کرد

در انتهای شب

زهرسکوت

صبر مرا سخت می کـُـشد


اگه افتخار مي دين يه سري هم به وب من بزنيد و نظرتون بديد(مخصوصا پست آخرم) ممنون مي شم

باران:

راست می گی الانم عشق ها همینطوری شده
اولش همه میگن یا تو یا هیچ کس ولی یه خورده که می گذره می شه یا همه یا تو

مرتضی:

بلبل از فيض گل آموخت سخن، ورنه نبود اين همه قول و غزل، تعبيه در منقارش .

قبول دارم که متأسفانه خیلی از عشق های امروزی آدم ها آن ارزش و قداستشان را از دست داده اند ولی خیلی بی انصافیست که بخواهیم به این موضوع عمومیت ببخشیم. استاد شهید مطهری خیلی زیبا عشق را توصیف کرده اند:

عشق، به روح، شخصيت و شكوه می‏دهد، الهام بخش است، كيميا اثر است، مكمل است، تصفيه كننده است، نه بدان جهت كه وصالی‏ شيرين در پی دارد و يا مقدمه همزيستی پر از لطف در روح انسانی است، از نظر شرقی اگر عشق انسان به انسان مقدمه است، مقدمه معشوقی عاليتر از انسان است و اگر مقدمه يگانگی و اتحاد است، مقدمه يگانگی و وصول به حقيقتی عالی‏تر از افق انسانی است.

همواره عاشق باشید
التماس دعا ...

آقا كامران سلام... خسته نباشيد... خواستيد به وبلاگ شما نيز سر بزنم ، الان آمدم و از نوشته شما بسيار لذت بردم...

راستش وقتي اين نوشته رو خوندم اولين چيزي كه به ذهنم اومد اين بود كه ما انسان ها داريم چي كار مي كنيم؟؟؟ از كجا معلوم كه ما انسان ها ژنتيك اين مرغ عشق ها رو عوض نكرده باشيم... تا اينجوري مرغ عشق نر بعد از فوت عشقش نزنه زير آواز و از خوشحالي حال خودش رو هم نفهمه؟؟؟

اصلاً از كجا معلوم اون مرغ عشق نر نرفته باشه يواشكي يه زن ديگه نگرفته باشه و وقتي اين زنش مرد خوشحال باشه كه از الان به بعد راحت تر ديگه مي تونه با اون يكي زنش باشه؟؟؟

ببخشيد ديگه... آخه انقدر كه اين روز ها تو ايران سريال هاي بسيار زيبا مي سازن كه موضوع همشون هم در مورد مرد هاي دو زنه است گفتم شايد اين مرغ عشق نر هم شامل همون ها باشه...

ايام بكامتون
خدانگهدار

دوباره سلام.
قضیه این مرغ عشق می تونم بگم.عین قضیه رفیقم مهرداده. ولی یه فرقی داره اینم اون که مهرداد بدون این که جفتش بمیره میره سراغ یکی دیگه.آخه کافی نت داره یه آی دی داره و اسم هزارتا دخترو add کرده. بهتره بگم یه سر داره و هزار سودا. خدا عقلش بده. یکی نیست بهش بگه این چه کاریه می کنی !!!
خدا پدرشو بیامرزه که دامادش کرد.نکنه دست از این کاراش برداره.
.در ضمن شما داداش بزرگ مایی هرچند خودم پسر بزرگ خونوادم.
منتظرت هستم. درپناه حق

ما همه از یک قبیله ی بی چتریم
فقط لهجه هایمان ، ما را به غربت جاده ها برده است
تو را صدا می زنم که نمی دانم
مرا صدا می زنم که کجایم
ای ساده روسری که در ایستگاه و پچ پچه ها
ای ساده چتر رها که در بغض ها و چشم ها
تو هر شب از روزهای سکوت
رو به دیوار به خوابی می روی
تو هر شب از نوارهای خالی که گوش می دهی
باز می گردی
ما همه از یک آواز
کلمات را به دهان و کتابخانه آوردیم
شاید آوازهایمان ، ما را به غربت لهجه ها برده است
ای بغض پرکنده در غربت این همه گلوی تر
ای تو را که نمی دانم
ای مرا که کجایم
کسی باید از نوارهای خالی به دنیا بیاید
کسی باید امشب آواز بخواند
کسی باید امشب
با غربت جاده ها و لهجه ها
به قبیله ی بی چتر برگردد
ما همه از یک گلوی پر از ترانه رها شده ایم
فقط سکوت هایمان ، ما را به غربت چشم ها برده است
کسی باید امشب
نخستین ترانه را به یاد آورد


....?!

سلام
عشق هم عشق های قدیم...
بی وفایی مد شده!!

من:

غروب

دیری

نمی پاید
امروز جمعه بود وفردا شنبه

امروز روز شعر بود و فردا روز معجزه

در اتاق

بوی تند سیگار...

شاید

امروز

آخرین روز جوانی من باشد
>نویسنده:یادم نیست<

یکی:

سلام
خوشحالم که زود به زود آپ میکنید...
مارو باش که رفتیم سرکار...شما ظاهرا حالا حالاها تصمیم ندارین برگردین ... با این حال امیدوارم بهتون خوش بگذره و خیلی زود برگردین
دیشب مهمونی بودیم ناگهان همه یادی از گزارش عید فطر پارسالتون کردن

خب شايد بنده خدا زده به سرش ديوونه شده.
ميگم چه جوري شما اونجايي انقدر تند تند آپ ميكنيد؟
انقدر اونجا مي مونيد تا آخر خود لبناني ها شما رو بيرون كنن.

سلام؛خوبید؟!
فکر کنم تقصیر ما آدمهاست.بی وفا شده ایم؛بی وفا تربیت می شوند کنار ما!:)

سلام !

من همیشه میام هاااااااا ! فقط نمیکامنتم !

مرغ عشق ؟ آیی من با این موجودات پرپری دوستیه دیرینه ای دارم ( نیش باز یا به قولی همون D:)
شاید روز اول از شدت خوشحالی هنگ کرده بوده آب و دون نمیخورده ! شاید هم جدا از ناراحتی اونجوری شده بوده ! به هر صورت مرغ عشق واقع گرایی بوده که زودی با غم از دست دادن معشوق کنار اومده و زندگی از سر گرفته ( تبسم (: )
من یک شونصد جفتی مرغ عشق دارم ! البته اکثرا نوه نتیجه های دو مرغ عشق عاشق و اصیلن !
یک جیغغغغغغغ هایی میزنن !
نانازن حیف که نمیشه چلوندشون زمان ذوق مرگی ! ((:

راستی من این عکس رو بینهایت دوست دارم ! یک دنیا حرف توشه ... !

عشق های امروز هم اکثرا عشق نیستند ! یه حسی پیدا میکنن هیچ اسمی دمه دستی تر از عشق به ذهنشون نمیرسه ! عشق خطابش میکنن ....
هیییییییی زندگی

چرا برنمی گردید ایران( غصه ): )

براتون سلامتی و شادکامی آرزو میکنم ! هر کجا که هستید !

مراقب خودتون باشید یک دنیااااا !

خدانگهـــدار !

پریســـا !

اینا عکش مرغ عشقن؟ جلل خالق نژاد مرغ عشقم جهش یافت و تغییر رنک دادن.

وقتی تو وبلاگم نوشتی "اینقد تبلیغ عربها رو مکن داداش" گفتم خوبه دلت واسه ایران و مردمش میسوزه. اما فرداش که دیدم جلوی آقای عرب لبنانی نشستی و باهاش خوش و بش میکنی و تسبیحش هم یادگاری گرفتی داشتم آتیش می گرفتم.

ببخشید کمی روکم. باور کن اینها رو هم که میگم به خاطره خودت و حقی که به گردنمه نه خصومت شخصی دارم باهات و پدر کشتگی.
دوستدارت امید...

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !


سلام داداشی خوبید؟
این داستان بالایی رو خوندید؟به نظرتون تو این دور و زمونه همچیین چیزی وجود داره؟؟؟؟
جاتون واقعا اینجا خیلی خالیه..خوبه حداقل این وبلاگ هست...
یا علی
التماس دعا

وای ...
دلم گرفت برای خودم...بدبخت ما نسل سومی ها...
خوش به حال شما که عشقتون ماله قدیماست...
راستی دیشب داشتم به یکی از نظرایی که براتون گذاشته بودن فکر میکردم همونی که گفته بودن چه قدر خوبه که شما تو حزب الله شهید بشین یا تو بسیج خودمون.
داشتم همین طوری فکر میکردم که اشکام بدو بدو اومدن پایین...
بای

zahra yazdani:

صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو
يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو
تو اگر كوچ كني بغض خدا مي‌شكند
صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو

سلام خوبيد.
مطمئن باشيداگه جفت ماده مي موند از غصه دق ميکرد......
زين همرهان سست عناصر دلم گرفت!!!!!

مهدیه نظری:

ترسم از آن روزی ست که عشق مرغ عشق هم همچون عشق لیلی و مجنون افسانه شود....

آشنا:

جای شاملو خالی که بیاد بگه:
اکنون من و او دو پاره‌ي ِ يک واقعيت‌ايم.

سلام
خاک مرده سرده دیگه داداش

درووووووووود!
حق بدیم به این خلایق خدا!
سابقا با یه نوع دیگه از آدم ها مینشستند،عشق هاشون هم اونجوری بود!
حالا که با ما میشینن...توقع داریم باز همون جوری بمونه؟!!
ِD-:

نسيبه:

سلام؛
خيلي اينجا ميام؛تواين وب احساس ميكنم غريبه نيستم.
وقتي ميام پستتون واكثر نظرا رو ميخونم ولي يكي دوبار بيشتر نظر ندادم.اخه اينقدر طرفدار داريد كه ما به چشم نمي اييم.
%%%%%%%%%%%%%%%%%%%
ولي ايندفعه واسه دل خودم اومدم اگه هنوز چيزي ازش مونده باشه!!
چه هواي دلگيري داشت نوشته امروزتون...
مثل هواي دل من كه سالهاست ابريه ولي نمي باره؛اخه بش ياد دادم بدون اجازه من اب هم نخوره!!!!
%%%%%%%%%%%%%%%%%%
دل صاف وساده وصادقمو ميگم.يعني اون موقعي كه بود صاف وساده وصادق بود؛قدرشو ندونستم
ازم گرفتنش.
وحالا يه تنهايي هميشگي باهامه.چون معتقدم دل يه بار مصرفه و اگه جايي خرجش كردي كه نبايد؛واسه هميشه از دستش دادي.
%%%%%%%%%%%%%%%%%%
ببخشيد!
اين حرفا خيلي وقت بود رو قلبم سنگيني ميكرد.
%%%%%%%%%%%%%%%%%%
اميدوارم غربت بتون خيلي سخت نگذره؛
هرچند جايي كه از گلدسته هاي مسجدش نام مولا بگوش برسه ودل ادماش غرق محبت بي بي فاطمه باشه بخشي از وطنه.
اللهم زد في قلوبنا محبه اميرالمومنين عليه السلام
ياعلي

سلام.
به روی چشم.

اون پست رو برمیداریم.

فقط به خاطر شما.

بعدا" بیشتر با هم صحبت خواهیم کرد.

حق نگهدارت.

عکس مرغ عشقو برداشتی :)

اولش خواستم بنويسم:
آقاي نجف زاده
سلام عليكم
با صلوات بر محمد و آل محمد، بدينوسيله از شما دعوت مي شود كه از وبلاگ "سرگشته" باز ديد فرماييد.
اما بعد از كمي فكر كردن به اين نتيجه رسيدم كه نه نيازي به يه نامه تشريفاتي نيست.پس اين نامه رو به اين صورت اصلاح مي كنم:
كامران عزيز،
خوشحالمون مي كني اگه اين بار نه از دريچه تلويزيون كه يه رابطه يه سويه ايجاد مي كنه كه از دريچه اينترنت كه يه رابطه دو طرفه بوجود مي آره به ما عنايتي داشته باشي. منتظر حضور شما و نظرات سبزتون هستم. ارادتمند؛اشكبوس

در ضمن براي اين مطلبتون هم دست به دامن حافظ شديم كه:
مژدگاني بده اي دل كه دگر مطرب عشق
راه مستانه زد و چاره مخموري كرد

حدیث جهانی:

سلام.من عاشق این عکسم.خیلی مغموم کننده وهم زیباست.عشق درش تجلی داره.ای وای روز تولد من به روز کردی.مرسی آقا کامران.

مشکل از روزگار نیست
مشکل از جنسیت مرغ بوده و بس!
جنسیت همیشه بر عقلانیت حکم می کرده...
باور کن اگر نگاه های لیلی نبود مجنون اکنون چون پیرمرد میوه فروش محل ما گمنام می ماند...

از دروغ ها بیزارم.سلام

سلام

بيچاره حق داره!
زده به سرش!
داره ديوونه ميشه!
اگه ما هم جور ديگري ميبينيم...نقصير ماست!
كافر همه را به كيش خود پندارد!

الهام:

مرغش که اینجور بی وفاست
پس معنی عشقش کجاست
عشقم همون عشق قدیم
عاقبت ما با خداست

آخی!!


مرغ عشق این عکسه عشقش یکی یدونه بوده...


اما خب این! این یکی شبیه آقایون زن ذلیل بوده تا زنش رفته صداش باز شده!

منم امشب شدم مثله عاشقی که از معشوقش جدا میشه...
البته عشق من از این عشقای امروزی نیست خیلی قدیمیه...عشقیه که از اغاز تولد تو وجودم نهادینه شده و تا به امروز که 16 سال ازش میگذره روز به روز بر عشقم افزوده شده...اما امشب ...
دارم از مشهد میرم ...دم رفتن هم میخوام برم پیش اقا ...سخته برام ...خیلی...
نمی دونم چه طوری میخوام از اقا خداحافظی کنم...با اینکه ما همیشه مشهد میایم ولی زندگی کردن اینجا یه حاله دیگه ای داره ...مشهد بهشته...
می بینی عشق من از این امروزی ها نیست...
دلم خیلی تنگه...برای همه ی خاطرات تلخ و شیرین...

وصف حال مردای امروزه...
یکی رو می شناسم خانومش فوت کرد 40 اش نشده زند گرفت. الان یه سال و خورده ای از فوت اون خانوم بزرگوار می گذره شوهرش 2 تا زن عوض کرده. وقتی اینو دیدم گفتم 60 سال باهاش زندگی کرد حالا ببین الکی الکی یادش رفت.. پدرم می گه حق داره مرد بی زن نمی تونه زندگی کنه... شاید بعضی مردها فقط زن می خوان عوض همسر...مگه می شه کس دیگه ای رو به جای همدم همیشگی زندگیت بیاری........ چقدر گاهی وقت ها این کارای دیگران رو نمی تونم بفهمم....

یک ، همیشه یک است !

شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عدد باشد !

اما بعضی اوقات می تواند خیلی باشد ...

یک نگاه

یک سرنوشت

یک خاطره

یک دوست...

ino ke khoondam ye zare yade khodam oftadam,albate ye zare bishtar.
moghei ke raft va man daghoon boodam,ghaza nemikhordam,harf nemizadam,vali bad az ye hafte...
ine dige che mishe kard?!!

ستایش:

خب اسمش مرغ عشقه!

حرفها داره این پست! شاید هم برای من فقط

سلام بر کامران عزیز زیاد غصه نخور من هم اگر جای شما بودم که حتما بودم توی روزای 70 به بعد ماموریت ودور ازخانواده قناری رو بامرغ عشق اشتباه می گرفتم ان شاالله درست می شه

... شاید نه تمام مرغ عشق ها ... شاید نه تمام عشق ها ...

عشق های امروزی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به نظر من واژه عشق رو لوس کردند هر جایی به کار بردند هر کسی اجازه داره به خودش بگه من عاشقم
به همین راحتی ها هم نیست عاشق شدن
عاشق یعنی آینه محبوب بودن حتی به چیزی باید فکر کنی که محبوب خوشش می یاد

عزيزم مرغ عشق اين روزا با مردم خيلي نشست و برخاست مي كنه و از اين انسان دو پا درس گرفته...
اونم ترجيح داده مثل اين آدما باشه ...
شنيده مي گن آدما اشرف مخلوقاتن ! ميگه منم مي خوام مثل اشرف مخلوقات باشم ...

فهيمه:

سلام
عالي بود مثل هميشه
از آدمايي كه تا ليلي يا مجنونشون به هر دليلي ازشون دور بشه مي رن سراغ ليلي و مجنون ديگه متنفرم و متاسفانه از اين افراد زياده

خسرو مصطفائي:

سلام

تبريك ميگم اومدين به اينترنت :دي

من اون اوايل كه 20:30 شروع شد خيلي خوشم ميومد ازش ولي بعدش كه جهت گيري كرد گزاشتمش كنار الان 2تا وب سايت عصر ايران و تابناك رو ميخونم.

هميشه برام اين سوال بوده كه شما وقتي خودتون ميبينيد اخبار اون چيزي نيست كه خودتون ميگيد تو ذهنتون چي فكر ميكنيد!!

فكر ميكنيد براي يك لقمه نون بايد دروغ گفت ؟
يا شايد اين يك سياست هست و دلخوشي بالاتريا براتون كافيه !
شايدم غصه ميخوريد ولي ميسازيد !!

ولي با اين آب و تابي كه شما تعريف ميكنيد فكر نميكنم به اين چيزا فكر كرده باشيد :دي


راستش رو بگم ؟ خيلي وقت هستش كه ديگه از شما خوشم نمياد..

ممنون ميشم جواب اين كامنت رو برام ميل كنيد.
در ضمن دوست ندارم اين كامنت انتشار پيدا كنه چون وبلاگ يك محيط خصوصي هستش و همه تو محفل خصوصيشون دوست دارند ،دوستشون داشته باشند !

فقط خسته نباشيد با آرزوي موفقيت
خدانگهدار.

سلام
بر خلاف نظر بقیه‌(که روی "بی وفایی" اتفاق نظر دارن ظاهرا!!) من فکر می‌کنم که اون مرغ عشق اینو فهمیده که:
زندگی ادامه داره حتی وقتی تو نباشی
اگه آشنا بمونی یا مثه غریبه‌ها شی
.
.
.
زندگی ادامه داره با من و تو
بی من و تو...

خسته نباشید!

باسلام
ديدم ازسيد حسن درخصوص سيد هادي نصرالله پرسيدي
گفتم شمارو به وبلاگم دعوت كنم وتصاويري از دوران كودكي سيد هادي با داستانهايي از زبان پدر ومادرش درخصوص شهادت وتدفين اين شهيد باخبر كنم
ياعلي

مرغ عشق هم مرغ عشق های قدیم.........!!!!

محمد دلاوري:


حاجي !تو رو به جان قنارياي پرشکسته و پرستوهاي دل خون برگرد

نرگس محمدی:

دوباره سلام.
سیه چشمی به کار عشق استاد،
به من درس محبت یاد می داد.
مرا از یاد برد آخر ولی من
به جزاو عالمی را بردم ازیاد!
(فریدون مشیری)

خدایا تو را سپاس می گویم که مرا در کرم خویش داخل کردی و دلم را از چرکیهای بی خبری و غفلت از خویش پاکیزه ساختی.
خداپشت و پناهت آقای خبرنگار

مرغ عشق های امروزم دیگه مثل قدیم نیستن.این عشق های خیابونی که میگن همینه دیگه!!!

االهام:

وااااااااااای سلام من چقدر خوشحال میشم با یک شب فاصله میام تو وب میبینم پر مطلبه. خدا قوت خبرنگار محبوب. اگه از اینجا خبر بخوای همه دارن سر و دست میشکونن که یه جوری یا تلویزیونی یا رادیویی یا اینترنتی یا اونترنتی از شما خبر بگیرند. میتونی بفهمی که حالا دیگه خیلی مهم شدی نجف زاده

سلام
جالبناک بود.
البته تابلوبوده,هست و خواهد بود که این مردهابی وفاتشریف دارن فقط این زنها دارن عمرشونو تلف میکنن مگه نه خواهر!!!!!!!!!!!
این پستتون عجیب بستر آماده ای برای این حرفهاست,من مقصر نیستم!!!
راستی وبلاگتون با عکس از قبل هم زیباتر شده***

با عشق زمان فراموش می شود و با زمان عشق.

سلام وبلاگ قشنگی دارید لینکتون کردیم یه سری هم به ما بزنید حتـــــــــــــــــــــــما.منتظرم.
سفر لبنانتون چقدر طولانی شد!!!

به نام حاکمی که اگر حکم کند همه محکومند
مرز عشق و عادت خیلی باریکه . ما خیلی هامون به اطرافمون عادت کردیم و اولش دوری اونا عذابمون میده اما چون فراموش کاریم یادمون میره .
اون عشقی که بشه اونو واحد و مقدس دونست قطعا این علاقه های دنیوی رو شامل نمیشه حتی از نوع پاکشون. عشق نهایی خداست . هرچی غیر این یا مطلق نیست یا پاک و مخلصانه نیست جسارتا حتی عشق مادری ریشه در نیاز مادر به محبت به فرزندش داره. ولی خدایی تو دنیای زمینی ما علاقه ای پاک تر از علاقه ی مادر نیست . با ما می خنده و گریه می کنه . اذیتش می کنیم اما دلش بازم با بچه شه.
ان شاء الله همیشه توفیق خدمت داشته باشید
عبادات قبول

miss khosravi:

جالب بود....آرنج وقتي به جايي مي خوره شدت دردش زياد ولي خيلي زود خوب ميشه...ميگن مردها هم وقتي زنشون ميميره خيلي بهشون فشار مياد ولي خيلي زود هم يادشون ميره درست مثل درد آرنج....پس اين حالت فقط مخصوص مردها نيست تو مرغ عشق ها هم صادق...

علي:

نمونش باباي منه( آخر حاجيه) كه بعد از مرگ مادرم خوش پوش تر ، خوش برخوردتر و ... شده . اي روزگار ....
من نمي دونم اينجور آدما چه جوري مي خوان توي اون دنيا جوابگو باشن ....

آخی می ترسم اگه زیادی چه چه سر بدند همسایه ها زبونم لال سنگ بزنن بهشون...پس بگید آروم بگیرند.!

سلاااااااااام استاد...خیلی خوب بود..
عشق هایی کز پی رنگی بود
عشق نبود عاقبت ننگی بود
افسوس که ع ش ق های امروزی همه رنگی است و زنگی ...
راستی استاد اون جفت بی خیال نر بود دیگه؟!!!!

ايوب:

کامران دلبندم، اونکه تاب مستوري ندارد، "پري رو"ست، نه مرغ عشق نري که ماده اش مرده.حالا اين مرغ عشق شايد تاب فراق و هجران و از اين چيزها رو نداشته باشه، اما مستوري رو جون ايوب کوتاه بيا!
راستي مجيد هم منو تنها گير آورده و من هم تاب تنهايي ندارم!

roshanak:

ey baba sakht nagirid.be har hal zendeha bayad zendegi konand!!!! in ghanoone zendegie

سلام
خسته نباشید
چرا بعد از این همه مدت بازم فکر می کنم شاید شما همه این یه خروار نظر رو می خونین نمی دونم
آخرش نفهمیدیم شما از چی اینقدر دلت کدره که هی گیر می دی بابا رسم مهمون این نیست به خدا
تازه اشم ما که تا وقتی یادمون کله مبارک جناب عالی اونقدرها هم شلوغ نبود حکایت عروس و اتاق کج؟؟؟

برمودا:

سلام
میگم این پست "من از راه دگر رفتمتو " یه نگاه بنداز.عکس مرغ عشق جفتی 4000 تومنو برام باز میکنه!

مریم$:

این مردا همشون سروته یه کرباسن

سلام داداش کامران..
خوبید؟
چشمتون زدن..باور کنید..حالا شما زود زود اپ می کنید ونظرا رو تایید می کنید....انقدر می گن بلاخره چشمتون بزنن..
یا علی

مطهره:

سلام.خداحافظ!همش که نظرات منو سانسور میکنی.منم دیگه حرف نمیزنم.):

سلام به شما
این پیام جنبه ی خصوصی دارد
می خواستم اطلاع بدم که بلاگفای متعلق به شما مسدود شده
خبر داشتین ؟یه سری بزنید

............................................
فقط خواستم حضور داشته باشم
+همین

سلام

خوبید؟!

بیشتر از این ها هم نمی شد انتظار داشت هر چی باشه نره دیگه!!!

التماس دعا.

سلام

خوبید؟!

بیشتر از این ها هم نمی شد انتظار داشت هر چی باشه نره دیگه!!!

التماس دعا.

كاش همه چيز به اين راحتي قابل تحمل بود و غم از بين مي‌رفت..

سکینه:

سلام
از اول عالم همین طور بوده...
مگه نشنیدی شنبه عاشق و یکشنبه فارغ

...
حرفی برای توجیه این بی وفایی نیست

...
شاید از غم دوری زده به سرش....

خدا می دونه...

یاعلی...

dige jako joonevaram daran az farhange asheghie gharb tasir migiran
ta bebinim che bayad kard
ya ali

هستي:

دنياي عجيبي شده دادااااااااااااش كامران
شايد اون مرغ عشق نره ا ون يكي رو فراموش كرده باشه اما در مورد مادهه بايد گفت فراموش شدگان هركز فراموش كنندگان را فراموش نخواهند كرد
تا هميشه ي دنيا شاد باشيد و سلامت

سلام . من تازه با وب سایتتون آشنا شدم . خدا میدونه سعادتیه که به وب منم سر بزنید . جدا از عکساش نظرتون درباره متناش برام خیلی خیلی مهمه . لطف میکنید اگه دل یه جوونو شاد کنید .

نامه ای برای یک جانباز نابینا بنام علی اصغر اصغر زاده در شهرستان بناب در یک وبلاگ دیدم برایم جالب بود:
نامه یک دوست به علی اصغر اصغرزاده جانباز جنگ تحمیلی

علی اصغر جان سلام،

از کجا آغاز کنم

از نامت که خود شهادتی است بر مظلومیت ات و یاد آور حماسه عاشورا که پس از گذشت صدها سال هنوز از یادمان نرفته و تو نیز از یادمان نخواهی رفت هر چند....

نمیدانم روزها راچگونه سپری می کنی و آیا رنگها هنوز یادت مانده؟ از اینکه مجبوری عمری تنها یک رنگ را ببینی دلشادی یا غمگین؟ ۲۲ سال سیاهی را تحمل کرده ای و بقیه را هم خواهی توانست.

در این دوره و زمانه همه چی عوض شده و خیلی از صفتهای خوب بی رنگ شده و رنگ باخته اند و دیگر ارزش دیدن ندارند.راستی خواب می بینی؟ به نظرم خوابهای تو بیشتر از خواب ماها رنگ تعصب و غیرت و مردانگی و شرف دارد میدانی چرا؟ چون تو از رنگ وریای عصر حاضر بی خبری و می گویند خوابها نشات گرفته از اعمال و کردار روزمره انسانهاست خوشا به حالت!

باید قبول کنی که یه جورایی تو متعلق به گذشته ای هرچند در حال حاضر هم هستی!!

دوست خوبم ، از آن روزی که دژخیم چشمانت را بسته رنگهای زیادی هم پیدا شده اما همانطور که گفتم خیلی از آنها لیاقت دیدن و فکر کردن را ندارند.

با خود می گویم تو که نمی توانی ببینی پس من اینها را برای چی می نویسم؟ اما امروزه اینترنت مرزها را شکسته و تمامی درهای خانه ها برویش باز است و البته دلها را نیز بهم نزدیک ساخته و هر کسی بر اساس شخصیت انسانی و نیازها و علاقه هایش در آن جستجو می کند و در شهر ما هم سایتی به نام بناب نت چند ماهی است که فعالیت می کند و همه جا از آن صحبت می شود می گویند بیننده خوبی هم دارد و مطمئنم که آشنایانی خواهند بود که این نامه را برای تو بخوانند و امیدوارم که آن لحظه از حرفهای من رنجیده خاطر نشوی.

جبهه و جنگ و گلوله و سنگر و خمپاره از یاد من رفته و من به چیزهای جدیدی فکر می کنم تو چطور؟ البته اگر تو هم مثل من اینها را از یادت برده باشی یقین دارم آن خمپاره لعنتی که ترا به این روز انداخت هرگز فراموش نخواهی کرد از اینها بگذریم چند روز دیگر هفته دفاع مقدس است من هم هر ساله فقط در این هفته به دفاع مقدسمان فکر میکنم و با ورق زدن صفحات آلبوم عکس خاطرات گذشته را مرور میکنم و امسال عکس ترا دیدم خوب میدانم که این مرور خاطرات هم دوامش چند روزی بیش نیست.

نمیدانم در روز جانباز برایت مراسمی گرفتند یا نه؟ راستی فرماندار شهرمان را می شناسی؟ او نیز از تبار شماست و بیشتر از یک هفته به دفاع مقدس می اندیشد و این نامه شاید بهانه ای باشد تا او را از نزدیک لمس کنی !! چون او را هر گز نخواهی دید.

میدانم باور نمی کنی اما هستند کسانی که به حال و روز تو (از اینکه توانایی انجام بعضی از گناهان را نداری) غبطه می خورند چون امروزه نگاه اصلی ترین عامل بدبختی جوانان شده و جالب اینکه شرایط جامعه برای اینگونه گناهان هم آماده و مهیاست!! و بد جوری جوانان ما را مشغول خود ساخته.

از اینکه چشمانت را بزور بستند خوشحال باش تا بقول شهید باکری خدا ترا نیز پاکیزه بپذیرد.

تا سالی دیگر و هفته دفاع مقدسی دیگر بدرود

آ.حسن پور:

سلام آقاي نجف زاده
بعد از 10 روز بالاخره تونستم كامپيوتر رو از زير يه خروار گرد و خاك و وسايل بكشم بيرون و راش بندازم(اين هم از تبعات گازكشي با 30 سال تاخيره ديگه) .
دست به آپتون هم خوب شده، ماشاءالله .
(بزنم به تخته)6 تا آپ!!! چه خبره؟؟؟؟
همه رو يه نگاهي انداختم.
از ابتكارتون كه قبلاً توي روزنامه مطلبتون رو چپكي چاپ كردين .
گفته بودين پست بعدي تون بدون تيتر و سفيده، اما همچين سفيد سفيدم نبود .
يه بار براتون نوشتم هنر دارين با سيد حسن مصاحبه كنين، ولي حقيقتاً داره باورم ميشه هنر دارين .
مصاحبه قشنگي بود، كلي حسرت خوردم كه چرا 5دقيقه اولش رو از دست دادم .
مستند جنگ رو هم هر ازگاهي يه كوچولوشو ديدم، تصوير هايي كه هيچ وقت نديده بودم، جالب بود.
پس همكاران شما هم بالاخره حسادتشون رو شد، همين كه توي اين همه سال نتونستن يه گفتگوي حتي 10 دقيقه اي هم با سيد حسن داشته باشن، خودش نشونه ضعفشونه(مثل اون گربه كه دستش به گوشت نمي رسيد...).
در ضمن بيخود ريزش موتون رو نندازين گردن آب لبنان!!!
مطلب امروزتون منو ياد يه جُك انداخت : "پسره به فروشنده مي گه: آقا اين كارت پستال «فقط تو در قلب مني» چنده؟
فروشنده : 500 .
پسر : لطفاً 10 تا از همون بدين!!!"
مرغ عشق هم مرغ عشقاي قديم .
خب بسه ديگه .
عبادت هاتون قبول باشه، ان شاءالله .
التماس دعا. . .
موفق و مؤيد باشيد .

قسم به عشق... به پاکی و صداقتش... که عشق... دروغی بیش نیست!

حوا:

بشنو از نی چون حکایت میکند از جدایی ها شکایت میکند

سلام اقاي نجفزاده اولين باره كه به وبلاگتون ميام .مطالبتون مثل هميشه جالب ومبتكرانه است .خوشحال ميشم به من سر بزنين وراهنماييم كنيد ممنون.

به چه خوش باشد دلی که مردنش هیچ نمی ارزد حتی به ارزنی

من:

اي داد بيداد
مرغ عشق هم..؟!

سلام
این خیلی خوبه که فاصله پستهاتون خیلی کم شده
دیدین بعضیها وقتی خیلی خیلی ناراحتن سعی می کنن ناراحتی هاشونو پست یه شادی کاذب پنهون کنن و رو میارن به خوردن
فکر کنم مرغ عشق مذکور هم از این نوع باشه
قبل از قضاوت یه کم فکر کنیم بهتر نیست؟
عشق امروزی و دیروزی نداره عشق همیشه عشق بوده
منتها تعریف آدمها تغییر کرده
اونی که شما گفتین عادت و در بدترین حالت هوسه

سلام . سوغاتی های خوبی از لبنان می فرستید . ممنونیم . به من سر بزنید با
نقاش به روزم . منتظرم .

سلام . سوغاتی های خوبی از لبنان می فرستید . ممنونیم . به من سر بزنید با
نقاش به روزم . منتظرم .

mahsa:

shoma chera hich vaght nazarate mano tayid nemikonid?

باور نمی کنم!!این تو خود تویی؟؟؟

آپ می کنی آن هم زود به زود

نظرات را می خوانی آن هم زود به زود

این برای عادت شده اگر

از یاد خواهی برد

آن هم زود به زود!!!!

سلام .خوبيد؟نوشته هاتون خيلي خوبه.مستند دفاع مقدس را هم مي بينم.خيلي جالبه هر وقت مي بينم اشك تو چشمام جمع ميشه.خيلي صحنه هاي قشنگي داره.وقت كرديد كه مي دونم وقت نمي كنيد به وب ما هم يه سر بزنيد خوشحال مي شيم خيلي زياد.مرسي.

رضيه:

سلام
عيدتون مبارك
حاج كامران اين همه آدم دارن ازتون خواهش ميكنن كه برگردين (خوب برگردين ديگه)

بيا تا گل برافشانيم ومي در ساغر اندازيم
فلك را سقف بشكافيم وطرحي نو دراندازيم

التماس دعا
ياعلي

سلام برادر عزیزم فکرکردم امشب آپ میکنین. شب میلاد مبارک ... حتما شما هم دچار دلتنگی بقیع شدین امشب...البته شما که حج رفتین و حاجی شدین نه مثه ما عمره ... همین دلتنگی رو شدید تر میکنه فکر کنم ...به هر حال عیدتون مبارک می خواستم حتما امشب تبریک بگم ...
البته خوشحال میشم مطلبی که امشب آپ میکنم رو بخونین البته این اولین باریه که این درخواستو میکنم ازتون ..خودتون که میدونید .
چون یه جورایی خاص بود این پستم برام...
سلامت باشین و در پناه کریم اهل بیت از دلتنگی و غم به دور ...

سلام. واقعا اینجوریه؟!؟!؟

سلام حاجی
بخاطر عکس هایی که داری پست نذار .
بخاطر پست هایت عکس پیدا کن .
شایدم اینجوری بوده .
به هر حال بعد از مدتی اومدم بهت بگم :
***
"خبرنگاری بدجوری احساست رو ازت گرفته به یه ماشین تبدیل شدی مواظب باش"

تا زمانی که دل نشکند،مهر از آن برداشته نمی شود.
جبران خلیل جبران

سلام.لحظه تون قشنگ.

مینا رضایی:

وبلاگ جالبی بود

نرگس محمدی:

بی مقدمه سلام!

ميلاد حسن(ع) خسرو دين است امشب
شادي و سرور مؤمنين است امشب
از يمن قدوم مجتبي(ع) طاعت ما
مقبول خداوند مبين است امشب
---
ميلاد نور، در نيمه ي ماه نور، بر عاشقان نور مبارکباد...التماس دعا
به خانم هم این میلاد مبارک را تبریک بگویید
خدا نگهدار نگاه نازنینتان

این روزها آرزومند داشتن فراموشی مرغش هستم.
حتی اگر صدایم گوش فلک را کر کند.
.
حافظه خوب آنقدر ها هم خوب نیست!!

سلام مردم ، خجالت می کشم از شما !

روم نمی شه دعوتتون کنم

ولی اگه اومدید حتما" تا آخر بخونید

دوست داشتی یادگاری بنویس

تصمیم با خودت

مردم لطفا"حلالم کنید !

سلام به اقا کامران ماندگار در بیروت
میلاد امام حسن (ع) رو تبریک میگم...
به امید برگشت هرچه سریعتراز عروس خاورمیانه

سلام
عیدتون مبارک
باز به این معلولها! مدال برنز فوتبال هم مبارک باشه.
التماس دعا حاج آقا
یاعلی

يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد

نسيبه:

سلام
اين شونصدومين باره كه ميام واپ نكردين.
ميخواستم ميلاد كريم اهل بيت رو تبريك بگم.
ايام به كام
يا علي

مثل اينكه تغيير و تحولات روزگار روي مرغ عشق ها هم تاثير گذاشته...

اسمش را ديگر نبايد گذاشت مرغ عشق

ناهید:

سلام آقا کامران
خوب هستین؟
خسته نباشید
داداش من عشقای امروزی اند دیگه000
همه که مثل ما نمیشن 000 با اینکه مارو محل نمی ذارین & تبریز تشریف نمیارین دوستون داریم .
کی از لبنان بر میگردین؟
دلمون برا گزارشاتون تنگ شده.
راستی میلاد با سعادت امام حسن مجتبی رو تبریک میگم.
خدا نگهدار.

اشارهء شما (يا دوستتون) به «تاب مستوری نداشتن» اينجا معنی نميده، چون اين اصطلاح برميگرده به بيت معروف
پريرو تاب مستوری ندارد
چو در بندی سر از روزن درآرد
مستوری از ستر و استتار مياد و ربطی به غم هجران و دوری نداره.

...:

چه قدر زیبا عشق های قلابی این روزها رو توصیف کردی، واقعآ همینطوره اما نمیدونم چرا اینجوری شده
توی این دنیا همه چی به سود و منفعت آدما برمیگرده
عاشق شدنم اینجوری شده که باید یه سودی توش باشه
این روزا آدما عاشق اونی میشن که براشون سود داره
مثلآ یا خیلی پولدار باشه یا اینکه تو موقعیت کاری و اینجور حرفا باعث پیشرفت بشه، من که خودم به شخصه دلم نسبت به ابراز عشق و عاشقیه بعضیا مثل سنگ شده و اصلآ نمیتونم باورش کنم، جالبه که همیشه به این نتیجه میرسم که حق با خودم بوده چون همشون فرداش عاشق یکی دیگه میشن! خیلی جالبه...

سلام
همکار گرامی از اینکه یادداشت های کم و بیش روزانه شما رو خوندم لذت بردم...

mh:

آقا کامران خیلی بی انصافی که لینک بلاگ همکارانت رو تو وبلاگت نمی ذاری.

سلام.
حالا که منم از ایران دورم شاید حرف تو بهتر می فهمم.

اتفاق است پیش می آید

مدفون خيال:

سلام من رفتم دانشكاه ... خيلي خوش شانس بودم نه؟! .... دل تنكتونم ... همهتون ... خداحافظ........

عسل:

دروووووووووود
خیلی خوب می نویسی اولا زود برگرد (که این شده یه تکیه کلام برای همه کسایی که مییان اینجا) دوما بگم اگه میشه در مورد ماه رمضون گزارش توپ یا یه مطلب بذار اینجه تو رو خدا خب ؟

سهيلا:

سلام به نظر من همه ي اين كاراش از بي خياليش نبوده حيووني از دوري عشقش جنون گرفته!!!!!!!!!!!

مرغ که انسان نیست مثل خیلی از انسانهایی که انسان نیستند.

وقتی آبی آسمان پشت دودها گم شده پرنده ها گیج و دیوانه شدند
از مرغ عشق بودن تنها مرغ بودنش را به یاد می آورند! پس این چنین هستند: گیج و فراموشکار..... از مرغ عشقها فقط اندکی رنگ آسمان یادشان مانده و عده ای هم رنگ امروز آسمان را کورکورانه باور نمیکنند
در پی حقیقتند ......... بقیه گیج و دیوانه اند ...... چه چهی که امروز راه
انداخته از سر دیوانگیست یا پنهان کاری یا تظاهر

پست آقای رنجبران خیلی جالب بود....
واقا" خسته نباشید *حاجی*....

میگم تمامی همکاران و عوامل زحمت کش واحد مرکزی خبر و همچنین هوادارا دلشون برای جناب نجف زاده تنگ شده...
خوهش میکنییییییییم زودتر برگردین[عصبانی]

در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ ِدگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست نا خورده به جا می مانند...

عذرخواهی میکنم از اینکه گاهی خیلی غلط املایی تو نوشته هام دارم!!!!!!!!!!!

یا حق...

انتظار:

یا هو
سلام

جاده بی انتهاست ٬ می دانم

مرگ هم سهم ماست ٬ می دانم

قسمت چشمهای بارانی

گریه ی بی صداست ٬ می دانم

مادرم با نگاه خود می گفت :

زندگی اشتباست ، می دانم

یک نفر بی بهانه می گرید

در دلش جای پاست ، می دانم

یک نفر بی گناه می میرد

آه ،او آشناست ، می دانم

همسفر فکر رفتن ،اما دل

در غم جاده هاست ، می دانم

می سپارم تو را به آیینه

آینه بی ریاست ، می دانم

دردها بی سوال می آیند

" ما به جرم نکرده می سوزیم "

زندگی بی وفاست

می دانم !!!

التماس دعا

کژال:

...

سلام خوبید
آقای نجف زاده الان تو ایران که می دونید تب وتاب مدرسه هاست هرکی با یه شوق وذوق خاصی فکر خرید کردن واسه اول مهر هست.
من هیچ وقت به چیزی حسودیم نمی شه.
ولی به این بچه ها حسودیم می شه.
دلم حسابی واسه اون سالهایی که مدرسه می رفتیم تنگ شده.
عزیزم خانم صفایی معلم سال اولم که روز اول منو تو آغوش گرفت.
خانم بهجت معلم سال سوم ابتدایی که بخاطر تقلب درس اجتماعی (خانواده آقای هاشمی)که یه تو گوشی جانانه به من زدوهنوز جای انگشتانشو روی صورتم حس می کنم .واون نگاه کجی که به من کرد.من فکر می کردم اون روزبدترین روز عمر منه .(چقدر بچه گانه فکر می کردیم)
ومدیر مدرسه خانم ده بزرگی که اون خانم معلم رو بخاطر اینکارش دعوا کرد.
همه همه واسم مرور می شه چه روزهای قشنگه بود.
دلم واسه ثانیه های اون روزها هم تنگ شده .
شما چه طور
یار دبستانی من ................


نسيبه:

من صبورم اما...
به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم
يا اگر شادي زيباي تو را به غم غربت چشمان خودم مي بندم
من صبورم اما...
بي دليل از قفس كهنه شب مي ترسم
بي دليل از همه تيرگي تلخ غروب و چراغي كه تو رااز شب متروك دلم دور كند مي ترسم...!
من صبورم اما؛آه اين بغض گران صبر نمي داند چيست...

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%

سلام جناب نجف زاده
خوشحاليدكه اين همه چشمو به راه گذاشتيد؟(دلسوزانه)
خب اگه اينقد سرتون شلوغه؛
لااقل يه “سلام“ خشك وخالي كنيد دلمون پوسيد:}

سلام کامی جون
کم پیدا شدی عزیز
نکنه واقعا آب لبنان کار خودشو کرده و خدا نکرده زبونم لال گوش شیطون کر و کلی از این حرفا... کچل رفتی
نکنه میخواهی که مقیم بشی خوب شد نرفتی اروپا
چاکریم.

سلام آقای نجف زاده شما که پایه امور خیر هستید جمعیت امام علی شب 21 رمضان (یکشنبه شب) تو فرهنگسرای بهمن ساعت 20 تا 30/21 برنامه میعادگاه کوچه گردان رو برگزار می کنه می تونید توی وبلاگا برید جزیات رو بخونید اگه ایران هستید حضورتون خوشحالمون می کنه و اگه هنوز لبنانید جای یه متن نجف زاده ای از جمعیت و درخواست کمک برای فعالیت هایی با مبنای دگرخواهی توی وبلاگتون خالیه.

حنانه:

همچو باران پر از طراوت تکرار باش
باران باریده است از هزار سال پیش تا کنون و خواهد بارید تا ابد . باران به نوع خود تکرار ریزش است اما هر بار که میبارد ، طراوت و تازگی را هدیه می کند . پس مثل باران باش .همیشه باطراوت و پاک و آنگاه تو برای هزاران سال خواهی بارید . اما هر بار که می باری گلها می شکفند رودها جاری می شوند و هوا پاک می گردد و رنگین کمان ظهور خواهد کرد. التماس دعا

احسان:

20:30 بدون شما دیگه رنگ و بویی نداره
پس کی برمی گردید؟

حالا:

جرا دیگه نمی نویسین؟...
وقت ندارین؟
کسی که اهل نوشتنه وقت نمی خواد واسه نوشتن...

سلام آقا کامران
اگه تمام سکانسهای عکس بالایی رو هم میذاشتید یا حداقل لینکش رو میدادید هنوز گویاتر بود.

لابد این مرغ عشق بیچاره هم میداند که ارزنی که میخورد قیمتش دارد سر به فلک میزند و قرار است سوپسیتش را هم بر دارند .ولی فردای آن رو ز از تلویزیون صاحبش شنیده که قرار است طرح اقتصادی را عملی کنند پس خوشحال شده .ولی شما نمیدانید پس فردایش مرغ عشق مرده چون فهمیده بوده که طرح مالیات افزوده بر درآمد قبل از طرح اقتصادی خانوار عملیییییییی شدههههههه>>> 0
/[]/
11

درود بر آقای نجف زاده عزیز.همیشه نوشته های شما دردناک و غم انگیزند توی این یکی هم یه درد بود یه پرنده که از شدت غصه آن قدر دون می خوره و آواز می خونه که همه فکر می کنند اون...نمی دونم شاید آن مرغ عشق نر از این که مرغ عشق ماده از یه قفس آزاد شده مسرور بوده واقعا کی می دنه.ماش زبون پرنده ها رو می شد مثل زبون انگلیسی یاد گرفت.

درود بر آقای نجف زاده عزیز.همیشه نوشته های شما دردناک و غم انگیزند توی این یکی هم یه درد بود یه پرنده که از شدت غصه آن قدر دون می خوره و آواز می خونه که همه فکر می کنند اون...نمی دونم شاید آن مرغ عشق نر از این که مرغ عشق ماده از یه قفس آزاد شده مسرور بوده واقعا کی می دنه.ماش زبون پرنده ها رو می شد مثل زبون انگلیسی یاد گرفت.

کامران:

سلام آقای نجف زاده امید که حالتون خوب باشه
بنده از استان فارس مزاحم شدم من را به دلیل شباهت ظاهری با شما دوستی کامران نامید اولین باری که با وی آشنا شدم خندید وگفت چقدر مثل نجف زاده هستی ار آن به بعد من خودم را کامران نامیدم خوشحالم که کسی مرا شبیه آدم با نمکی مثل شما دید تازه وبلاگ شما را یافتم اگه مشغله بگذارد بیشتر سر میزنم دوست داشتم یک سوال کنم آن اینکه اخبار 8:30وابسته به کجاست؟
اگه دوست داستید ووقت داخل وبلاگتان جواب بدهید
ممنون, خوشحال شدم
خدا نگهدار

نونا راد:

سلام انقدر با اين عكس تحت تاثير قرار گرفتم كه دارم مي ميرم . خيلي طفلك بود

مهدی:

کامران جان خیلی گلی

مهدی:

بر من و تو روزگاری رفت و عشقی پا گرفت

عاقبت چرخ حسود این عشق را از ما گرفت

بوسه های آتشین بر روی لبهامان فشاند

آشنایی های ما رنگ جدایی ها گرفت

وقتی امشب این چهار جمله رو خوندم دوست داشتم از ته دل گریه کنم دوست داشتم همه بغضم رو به اشک تبدیل کنم ولی باز هم مثل همیشه همه
این بغض رو تو خودم ریختم چون واقعا نمی خواستـــــــــــم
باور کنم که دیگه عاشــــقم نیست نمی خواستم باور کنم که دیگه
دوســــم نداره . یه جورایی احساسم داشت با عقلم می جنگید .
روزگار , این کلام بی محتوا اما پر معنا تا کی می خواد قلب
منو دست بندازه و تا کجا می خواد منو بازی بده ...
دلم از تمام بازی های نا تمام گرفته... بازی زمونه ... بازی
آدما با من که به اسم زمونه و تقدیر تمام می شه ... ولی
ای کاش بامن مهربان تر بود , به خدا قلب
شکسته کوچکم تحمل این همه نا مهربانی و بی انصافی
را نداشت .
به راستی که ساده است چیدن گلی
و ستایش کردن آن
و از بین بردن آن ...
هیچ نمونده جز اینکه بگم
چه سخته یاد آوردن اون لحظه که در پی
فریاد های مکرر دوستت دارم هام به سادگـــــــی
دوســــــتــــــــــم نــــداشـــــــــــــت .

بی حرمتی به ساحت خوبان درست نیست
بدانید پاسخ آینه سنگ نیست .

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا....
در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم
کرد

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در September 12, 2008 11:33 PM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت سرزمین کچل ها بوده است.

ارسال بعدی این سايت من و ممد چاقو است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.