سي دي مجموعه مدرسه موش ها را مي گيرم.مي گذارم ببيند.نگاه نمي کند.مي رود سراغ کارش.شب کتاب تن تن در جهنم را برايش مي خوانم.به صفحه دوم نرسيده حواسش پرت مي شود.مي رود سراغ عروسکش"ميمبا"...ادعا مي کند ميمبا گاز مي گيرد...خودم از حرص تا صبح تن تن مي خوانم و مدرسه موشها نگاه مي کنم.
صبح شکلات مي خواهد،نمي دهم.گريه مي کند.توي دلم مي گويم نمي دهم...اين به تلافي تمام آن تن تن هايي که خواندم و گوش نکردي ...تلافي تمام آن مدرسه موش ها که با هزار مصيبت جور کردم و نديدي...به تلافي آن روز که رفتي بغل غريبه و گفتم به موتور دست نزن و زدي.
به تلافي تمام آن حرف هايي که شنيده بودم هر نسلي دغدغه هاي خودش را دارد.نمي شود آرزوهايش را چپاند روي نيم وجب جا ،خبر دار بايستد.
صدايم مي کند.انقدر بلند که سه تا همسايه آنطرف تر مي شنوند.پشت سرش ایستاده ام . جواب میدهم و بر میگردد می گوید:" اه "،يعني تو اينجايي؟...ريسه مي رود.من همه این وقت ها را دوست دارم...
نظرات (123)
شكلاتو تنهايي خوردي ؟
راستي اكجا فهميدي "اه"يعني تو اينجايي؟
باي
ارسال شده توسط vahid | November 29, 2008 2:14 PM
ارسال شده در November 29, 2008 14:14
سلام به بلندای دستهای پنهان شده در آغوش سرد بی کسی.سلامی به وسعت دریاهای بی نمک غروب که در چارراههای زندگی ساحل را به دست فراموشی سپرده اند.سلامی به بلندای قامت شکسته ی پیر زنی که چشمانش را همچنان به در دوخته تا شاید پسرش از خاکریزی بیایدو آری این است سرگذست انسانی تلخ در حضور سبز طبیعت بی احساس و در نبرد بی هیاهوی خاطره های غم گرفته ی تک درخت زندگی ام.مرا هرگز از یاد نبر که فراموشی مرگ تدریجی یک رویاست با نوشته هایم همآغوش شو و غرق شهوت نیستی و مرگ.
آفرین بر قلمت کامران جان خیلی دوستت دارم
حمید از شیراز
ارسال شده توسط حمید رضا کشاورزی | December 4, 2008 12:10 AM
ارسال شده در December 4, 2008 00:10
سلام
وبلاگتون يا بهتره بگم سايتتون رو اتفاقي پيدا كردم و با كلي ذوق و شوق بازش كردم تا .....
خيلي زيبا مينويسيد
من هم يكي از طرفدارانتونم شدددديد .
سخني كه از دل باشه به دل ميشينه
ياحق
ارسال شده توسط نرگس | December 26, 2008 5:56 PM
ارسال شده در December 26, 2008 17:56
اين مطلب خيلي به دلم نشست .يادبچگي هاي خودم دادزدن هاي بابام افتادم.بچه نرو دست نزن بلند جلوي مهمون حرف نزن
بيچاره بابام هنوزهم از دست من كلافه است
ارسال شده توسط aryan | December 29, 2008 1:53 PM
ارسال شده در December 29, 2008 13:53
شما هم مثل آن هایی که مقالاتتان را اول چک می کنند بعد اجازه ی چاپ می دهند اول نظرات را...
ارسال شده توسط نظردهنده | January 4, 2009 8:11 PM
ارسال شده در January 4, 2009 20:11