همکار محلی مان می گفت:""اینجا،لبنان،آب شور است و مشکل دارد و همین می شود که حمام
می روی موی سرت بدجوری می ریزد".
تا آمدم بگویم:"مرد حسابی !چرا زودتر نگفتی؟!"...پشیمان شدم.
دیدم خودش هم بنده خدا حالا چند تا شوید بیشتر ندارد.

« مستند جنگ ؛ از دست ندهیدش! | صفحه اصلی | عشق های امروز »
همکار محلی مان می گفت:""اینجا،لبنان،آب شور است و مشکل دارد و همین می شود که حمام
می روی موی سرت بدجوری می ریزد".
تا آمدم بگویم:"مرد حسابی !چرا زودتر نگفتی؟!"...پشیمان شدم.
دیدم خودش هم بنده خدا حالا چند تا شوید بیشتر ندارد.

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در September 11, 2008 11:07 PM ارسال شده می باشد.
ارسال قبلی این سايت مستند جنگ ؛ از دست ندهیدش! بوده است.
ارسال بعدی این سايت عشق های امروز است.
در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.
نظرات (83)
سلام حاج کامران
ریزش مویت را تقصیره آب لبنان نزار .
چه کار کنیم شانس شما خوب نبود که تو سوییتی که زندگی می کنی آبش شوره . ولی آبه شیرین هم داره .
دفعه بعد که اومدی لبنان به خودم بگو برات سوییت با آبا شیرین جور کنم .
خیلی مخلصیم .
ارسال شده توسط مجید غروی | September 11, 2008 11:25 PM
ارسال شده در September 11, 2008 23:25
سلام؛گمونم:اووووووووووول؟!
ما همچنان منتظر قیافه جدید شما هستیم!!!
ارسال شده توسط سولماز(جایی شبیه قلب من) | September 11, 2008 11:27 PM
ارسال شده در September 11, 2008 23:27
سلام ... زیبایی آنجا به ریختن مو می ارزد یا نه؟
ارسال شده توسط یکتا | September 11, 2008 11:27 PM
ارسال شده در September 11, 2008 23:27
کارد بزنی این خون در نمی یادا اونوقت این پشه نمی دونم رو چه حسابی اومده می خواد خون منو بمکه؟! همچین زدم تو سرش که هرچی عقده بود خالی شد!
به خاطر بازی امشب حالمان را بسی گرفتند
ولی پستتون تو این عصبانیت چسبید خندیدیم!!
ارسال شده توسط زینب | September 11, 2008 11:35 PM
ارسال شده در September 11, 2008 23:35
سلام
من دبیرم.درباره فروش خانه های سازمانی گزارش تهیه کنید.دارند به دلالان مسکن واگذار می کنند(مزایده)به جای واگذاری به کارمندان بی مسکن!
ارسال شده توسط saeed hediyeh | September 11, 2008 11:40 PM
ارسال شده در September 11, 2008 23:40
حالا نیس شما موهات خیلی پرپشته:)))
خیلی دلمون برات تنگ شده،پس کی برمیگردی؟؟
ارسال شده توسط مریم$ | September 12, 2008 12:10 AM
ارسال شده در September 12, 2008 00:10
سلام آقای نجف زاده خوب هستيد ؟ کی بر می گرديد ايران بابا دلمون براتون تنگ شده...
من شخصا از کسايی که ميان وبم و بی ربط نظر ميدن بدم مياد ولی الان مجبورم اين کارو بکنم چون فقط شما هستيد که ممکنه وقتی برگشتيد ايران يه کاری بکنيد .من چند ماه پيش براتون نامه نوشتم در مورد کمبود هايی که تو خوزستان هست ...ظلمايی که به ما شهرستانيا ميشه بی عدالتی ويه مشکل ديگه پيش اومده که فقط به خوزستان مربوط نيست به همه جا ربط داره
نميدونم خبر داريد يا نه....آقای احمدی نزاد از موقعی که اومد گفت برای اينکه دانشجوها راحت باشن هرکی تو شهر خودش درس نمی خونه می تونه راحت انتقالی بگيره برگرده شهر خودش بعدش فهميد حرفی که زده واقعا ...برامده از فکر يه رئيس جمهور نيست ! و پسش گرفت
بعد اومد پذيرش بومی رو افزايش داد...طوری که الان رتبه ی 2 المپياد زيست که تو کنکور 70 شده نتونسته تهران قبول بشه ! يکی ديگه رو هم ميشناسم که 46 بوده اونم شيراز قبول شده
(اينايی که ميگم مثل من ساکن اهواز هستن)
در واقع عملا امکان قبول شدن در تهران از همه غير از خودشون گرفته شده ...
حالا من يه سوال برام پيش اومده: آخه مگه سطح دانشگاهای تهران با دانشگاه های اهواز يکی هستن؟ کسی که چند سال زحمت کشيده تا تونسته رتبه 2 رقمی بياره واقعا لياقتش اين نيست که تو تهران درس بخونه؟ کلی از رشته ها هست که اصلا بعضی از دانشگاها ندارن به فرض دانشگاه چمران اهواز رشته ی IT نداره . من چون ساکن اهواز هستم و از وضعيت اينجا خبر دارم مثال اهوازو می زنم وگرنه مسلما تو بقيه شهرا هم همين طوره
حالا هر اتفاق خوبی اگر قرار باشه در آينده رخ بده آدم بايد در تهران درس بخونه مثل بورسيه شدن و...
آخه يکی نيست بگه اين طوری چه جوری ميشه به کنکور گفت فرصت برابر؟ اصلا انگيزه ی آدم از بين ميره اگه قرار باشه بين رتبه ی 2 رقمی با 4 رقمی هيچ تفاوتی نباشه کجای اين عدالتيه که احمدی نژاد ازش دم ميزد؟
مطمئن باشيد اگه اينا رو بش بگيم ميگه خب ما داريم سطح علمی همه ی دانشگاها رو بالا می بريم...
آخه چند سال قراره ما بدبختی بکشيم تا سطح دانشگاهمون بشه مثل شريف؟!
اصلا تو شرايط ثبت نام نوشته دانشگاه در قبال وضعيت خوابگاه دانشجو مسئول نيست! اصلا اگه يه خانواده نگران بچشون هستن نميذارن شهر ديگه ای رو بزنه ! به بقيه چه ربطی داره؟؟؟؟؟؟؟
به خدا اين چند روز دارم ديوونه می شم. من الان يه کنکوری حساب ميشم تمام انگيزمو برا خوندن از دست دادم چون ديگه تهران قبول نمی شم و رشته ی مورد علاقم هم تو دانشگاه چمران نيست ! و غير از اهواز يا تهران خانوادم اجازه نمی دن جای ديگه ای برم ....وقتی اخبار 20:30 کنکوری های امسالو که رشته ی مورد علاشون يا تهران قبول نشده بودن يا اصلا قبول نشده بودن رو نشون داد که چطوری زار زار گريه می کردن وزير آموزش پرورش گفت همه ی 2 رقمی و 3 رقمی ها به جز 4 نفر قبول شدن !!!!!!! بـــــــــــــــــــــــله مسلمه که قبول شدن ولی چی قبول شدن و کجا؟ اين مهمه
آخرشم که آقای لاريجانی اومد حرف بزنه ( به ضرر حرفای وزير و رئيس جمهور ) حرفشو پخش نکردن ..اونم ميخواست بگه ما بايد يه کاری بکنيم که همه فرصت برابر داشته باشن و هرکی به خاطر لياقتش وارد دانشگاه بشه نه سهميه و اين چيزا ولی...به هيچ جا نرسيد
آخرش همه چی بايد به نفع تهران تموم بشه حالا اگه يه چيزی به ضرر تهرانيا بود ....
بگيم فوقش اينايی که برای اعتراض اومدن تهران 2 الی 3 روز بمونن آخرش که به نتيجه نرسيدن برمی گردن و...هيچ چی به هيچ چی .
مونده بودم که چرا جناب رئيس جمهور اين کارو کرده بعد به اين نتيجه رسيدم که اين کار فقط به ضرر
رتبه های خوب بوده پس بيشتر مردم دارن به جونش دعا هم ميکنن و بش دور دوم هم رای ميدن ...ای خدا سياست چی میکنه؟! واقعا دلم می خواد با اين وضعيت يکی برا من عدالت احمدی نژادو معنی کنه..
فکر کن يه دختر بخواد از اهواز بره تهران هم سهميه دختر پسر بودن بش ميخوره (که 70 به 30ه) و هم بومی بودن (که 80 به 20ه) به نظرتون خنده داره يا گريه دار؟
من اينا رو نوشتم که حرفامو به کسی گفته باشم که حداقل ميتونه يه گزارش از اين وضعيت بگيره تا يکی جوابمو بده ميدونم الان براتون امکان پذير نيست ولی وقتی برگشتيد چی؟ به من (به تموم کنکوريا ) قول ميديد اين کارو براشون بکنيد؟ نمی دونم فقط بگيد هر طوری که هست می تونيد کمکی به من بکنيد؟
سرتونو درد اوردم . ببخشيد .فعلا خداحافظ
ارسال شده توسط مهسا | September 12, 2008 12:34 AM
ارسال شده در September 12, 2008 00:34
حالا برای اینکه خیلی هم بی ربط نگفته باشم میگم پس حداقل به خاطر حفظ این چند تا تار مو برگردید ایران بابا بیاید دیگه
ارسال شده توسط مهسا | September 12, 2008 12:36 AM
ارسال شده در September 12, 2008 00:36
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
سر مرد کچلی را فر شش ماهه زدند !
ولی شما که کچل نیستی...
نگران نباش
ارسال شده توسط اثنی عشری | September 12, 2008 12:42 AM
ارسال شده در September 12, 2008 00:42
سلام ديدم توي نظرات ثبت شده بعضي از دوستان چندان با نادر ابراهيمي و آثار ايشون آشنايي ندارند، اگه صلاح دونستيد ليست كتابهاي ايشون رو در اختيارشون بگذاريد.راستي در جواب منتقدينتون نامه 12 نادر ابراهيمي در كتاب 40 نامه رو بخونيد ..يك نظر:تهيه گزارش در مورد ميرمهنا ميتونه يك بمب باشه.اگه با شما هم مثل خود آقاي ابراهمي برخورد نشه.آخه اينجا رسم اينه كه پهلوونه مرده رو عشق است
1-بار ديگر شهري كه دوست ميداشتم
- بر جاده هاي آبي سرخ
3- يك عاشقانه آرام
4- 40نامه كوتاه به همسرم
5-رونوشت ،بدون اصل
6-مردي در تبعيد ابدي
7 –خانه اي براي شب
8–آرش در قلمرو ترديد
9- مصابا و روياي گاجرات
10-هزارپاي سياه و قصه هاي صحرا
11- افسانه باران
12- تضادهاي دروني
13- انسان ،جنايت،احتمال
14- مكان هاي عمومي
15- غزلداستان هاي سال بد
16- ابن مشغله (زندگينامه 1)
17-ابوالمشاغل(زندگينامه2)
18- فردا شكل امروز نيست
19_آتش بدون دود
20_يك صعود باورنكردني
21-تكثير تاسف برانگيز پدربزرگ
22- حكايت آن اژدها
البته اينها كتاب هاي منتشر شده ايشونه.
در پناه حق
يا علي
ارسال شده توسط maryam | September 12, 2008 1:29 AM
ارسال شده در September 12, 2008 01:29
سلام کامران جان انشالله تنت سلامت باشد مو آنقدر ها هم مهم نیست ... دوستت دارم برادرجان مواظب خودت باش ... یا حق
ارسال شده توسط علیرضا | September 12, 2008 1:58 AM
ارسال شده در September 12, 2008 01:58
چه عکس نازی
ارسال شده توسط الهام | September 12, 2008 2:05 AM
ارسال شده در September 12, 2008 02:05
سلام از اینکه دوز طنز خونتون برگشته سرجاش خوشحالم...
این بچه که خیلی نازه با تمام کچلیش...اگه شما این شکلی شده باشین که اشکال نداره!!
راستی مستند جنگ اولیش امشب پخش شد ...به نظرم به سبک همون امام روح الله کار شده و احتمالا مثه همون عالی میشه...
مستند امام روح الله توی نمایشگاه قرآن بود وقتی میخریدم خیلی از جوونا مثه من اومده بودن بخرن..حتی کسایی که بهشون نمیخورد... خدا امثال این خبرنگارای خوش فکرو که برای گذشته و شناسوندنش زحمت میکشن..حفظ کنه و افزایش بده ایشالله...
راستی استاد شما واقعا از همه لحاظ بامعرفت هستین...
و هوای همکاراتونو خیلی دارین...
به خاطر این معرفت چیزی که هر روز کمتر میشه .. خدا روز به روز عزتتوونو بیشتر کنه ایشالله ...
ارسال شده توسط خواهر کوچولو | September 12, 2008 2:07 AM
ارسال شده در September 12, 2008 02:07
سلام حاج کامران عزیز
تو از شوری آب میگویی و از کچلی مردم لبنان و چه غافلی از اینجا که سر پرسپولیس را چه راحت دارند میبرند ...
ارسال شده توسط حجت بوستانی از دزفول | September 12, 2008 2:23 AM
ارسال شده در September 12, 2008 02:23
نه سرزمین کچل ها نه
زبردستی در نویسندگی چون شمابزرگوارهنوز خاطرات را ...
اینجا لبنان نیست انجا لبنان است
البته که موضوع مزاح است ولی
کلام شما هم زیاد مورد نگاه هست
فکر کنم در میان مردان بزرگ لبنان ودریادلانش بیش ازاین کسب کنی که حالا داری
راستی مصاحبه زیبایی بود وهنر شما به این زیبایی افزود
موفق وسرزنده پیروز باشید
ارسال شده توسط سید محمد ا | September 12, 2008 3:05 AM
ارسال شده در September 12, 2008 03:05
خداوندا!
دردم را بیشتر کن
زخمم را چرکین تر
تبم را تندتر
و چنینم نگه دار، مبادا که آرامش، فراموشی بیاورد
خداوندا!
از پاداش، معافم کن
از بخشش، نا امیدم کن
از بهشت، مایوسم کن
تا هرچه می کنم به سودای انعام تو نباشد.
خداوندا! اگر داشتن، ذلیل داشتنم میکند
ندارم کن
اگر کاشتن، اسیر چیدنم میکند
بیکارم کن
خداوندا!
نا امید از معجزهام کن
بی اعتقاد به دست غیبم کن
کافرم کن، رهایم کن.
خداوندا!
با ماندار باش!
اگر نیستی
اگر زاده تصوری
و اگر به پایان خویش رسیدهای
منطقم را استواری بخش تا نبودت را به نیکوترین وجهی اثبات کنم
و سخنم را چنان موثر ساز که شک دربود و نبودت را از دلها برانم
خداوندا ! همتم را برای انکارت هزار هزار برابر کن ...
نادر ابراهیمی
ارسال شده توسط NetGool | September 12, 2008 4:27 AM
ارسال شده در September 12, 2008 04:27
سلام خوبی
جدیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالا هم دیر نشده
آب معدنی هم خوبه ها
خب از کچلی که بهتره
بدو بیا دیگه
خداحافظ فعلا.............
ارسال شده توسط *** // مریم // *** | September 12, 2008 9:47 AM
ارسال شده در September 12, 2008 09:47
آقای نجف زاده بعضی وقتا کچلی سعادتی می خواد که نصیب هر کسی نمی شه ، ریختن چندتا بقول خودتون شوید همچین بد هم نیس ایشالله بعدا" جاش نیلوفر آبی سبز میشه که دیگه نیازی هم نباشه به خاطر فرار از آفتاب به جایی پناه ببری
ارسال شده توسط مهدیه نظری | September 12, 2008 9:51 AM
ارسال شده در September 12, 2008 09:51
سلام خیلیها از وبلاگ خیزش عروسکها استقبال کردن من منتظر شما هستم
ارسال شده توسط 5 | September 12, 2008 9:59 AM
ارسال شده در September 12, 2008 09:59
ريزش مو ارثيه. عوامل ديگه به صورت كوتاه مدت اثر ميذارن. شما كه هنوز مو داشتين.
ارسال شده توسط پريا | September 12, 2008 10:06 AM
ارسال شده در September 12, 2008 10:06
چرا در مورد حق كشي سازمان سنجش كه در حق داوطلبان شهرستاني شد چيزي نه مي نويسيد و نه ميگوييد؟
ارسال شده توسط سينا | September 12, 2008 10:22 AM
ارسال شده در September 12, 2008 10:22
مو كه ارزشي نداره اصلا" ميتونيد مو بكاريد از اولشم بهتر پس خيلي غصه نخوريد
اصلا" وقتي اونجا موندن انقدر مصيبت داره چرا بر نميگردين؟؟؟؟؟
اين همه ؟آدم منتظرتونن
شما كه نميدونيد چشم انتظاري چقدر بده همش ميگي امروز مياد فردا مياد
ارسال شده توسط hasti | September 12, 2008 10:27 AM
ارسال شده در September 12, 2008 10:27
سلام
خسته نباشین سلامت باشین
نگران موهاتون نباشین کافیه که چند بار با آب نخود یا زرده ی تخم مرغ بشورینش قبلا" روی سر یکی امتحان شده و جوابشو داده جلوی ریزش موهاشو که گرفت هیچ پر پشتشم کرد.
ارسال شده توسط ساحر | September 12, 2008 10:32 AM
ارسال شده در September 12, 2008 10:32
سلام
چه جالب!(پس كار دكترابراي كاشت مو اونجا خيلي ميگيره)
راستي يه آدم كچل زندگي را چه جور ميبينه؟!
نكنه اين كوچولوي ناز هم با شما بوده اينجور بلايي سرش اومده!
پس مواظب خودتون باشين.
التماس دعا
ياعلي
ارسال شده توسط رضيه | September 12, 2008 10:39 AM
ارسال شده در September 12, 2008 10:39
راستي ريزش موتون سريع كه نبوده ؟يه وقت خداي نكرده مثل اين عكسه نشيد!!
ارسال شده توسط hasti | September 12, 2008 10:55 AM
ارسال شده در September 12, 2008 10:55
الهی...
نکنه این بلا سر شما هم بیاد؟.....!
ارسال شده توسط تیام | September 12, 2008 11:15 AM
ارسال شده در September 12, 2008 11:15
سلام من رفتم خداحافظ...
ارسال شده توسط مدفون خيال | September 12, 2008 11:30 AM
ارسال شده در September 12, 2008 11:30
سلام
من هنوز منتظرم تا بیای و یه سر بزنی ببینی دوست واقعیت هستم یا نه...
فک کنم وقتی برگردی ایران
با اولین گزارشی که تهیه می کنی و پخش می شه
دیگه اون چند تا شوید هم نداشته باشی
خوب چتر ت و باز نگه داشتی یا...
اگه دوست داری برگرگردی خووووووووووبه
دلمون حسابی برات تنگ شده
ارسال شده توسط زهرا | September 12, 2008 11:39 AM
ارسال شده در September 12, 2008 11:39
آب شوره؟واقعا؟برای خوردن چی؟
ارسال شده توسط mozhgan | September 12, 2008 11:47 AM
ارسال شده در September 12, 2008 11:47
سلام
خوب داداش حالا مثلا اون مرد هم بهتون میگفت که اب اینجا شور است و وقتی میری حمام این بلا سر موهای مبارکتان می اید شما میخواستین چیکار کنین؟ می تونستین ابشو شیرین کنین؟؟؟!!!
جان...چه عکس خوشگلی گذاشتین. وای داداش از اون موقع که تو وبتون عکس میزارین حال و هوای عجیبی گرفته اینجا.
پس زودتر برگرین تا شما هم مثله اون مرد شویدی نشوید!!!
بای
ارسال شده توسط ***نرگس*** | September 12, 2008 11:58 AM
ارسال شده در September 12, 2008 11:58
سلام
بابا می خوای به این بحونه بگی روم نی شه بیام ایران؟!
بیا ما به روت نمی اریم
ارسال شده توسط payizaneh | September 12, 2008 1:15 PM
ارسال شده در September 12, 2008 13:15
راستی !
گفتگوی رضا امیرخانی رو توی تی وی دیدی داداش؟
میگفت دوست داره راجع به لبنان کتاب بنویسه .
زود دست به کار شو .
بای
ارسال شده توسط فاطمه قهری***محکم | September 12, 2008 1:18 PM
ارسال شده در September 12, 2008 13:18
بچه بامزه اییه.شما شامپو رو با این قاشقی که بچه دستشه روی سرتون میریزید؟
از چرندوپرند که بگذریم،یعنی لبنان ملت همش کچلن؟یعنی تو وقتی میری حمام یه قطره آب هم نرفته توی دهنتون که بفهمید...؟ولی من قبل از اینکه اینو بنویسین به موهاتون که فکر می کردم،فکر کنم آبه رو شما تاثیر نداشته،از همین جاهم همین جوری بود،نه؟.لی خدارا شکر مال شما از چند تا بیشتره،حداقل یه بسته شوید هست.حالا چرا جواب اون سوالامو ندادی؟ها؟راستی خیلی فعال شدی ها.چشم نخوری.
ارسال شده توسط دوست | September 12, 2008 1:21 PM
ارسال شده در September 12, 2008 13:21
سلام
کاش 2ماه قبل میگفت!!!
چه عکس نازی...
ارسال شده توسط ***مریم/دل نوشته*** | September 12, 2008 1:27 PM
ارسال شده در September 12, 2008 13:27
این جا در داخل بعضی معتقدند آن جا به شما خیلی خوش می گذرد! برنمی گردید؟!
ارسال شده توسط فرشته | September 12, 2008 1:36 PM
ارسال شده در September 12, 2008 13:36
سلام
چند وقتی بود سر نزده بودم اینجا اما مصر بودم که ببینم بعد از مصاحبه با سید حسن نصر الله چه نوشته و چه گفته اید ... آمدم دیدم به! سید حسن دیگر قدیمی شده! چقدر زود آپ می کنید ( حتما بهم می خندید و می گویید ما هر کاری می کنیم اینها از ما ایراد می گیرند ... خب متعادل باشید تا ازتان ایراد نگیریم !)
راستش من تو اتاق بودم که دیددم برادرم داد زد و گفت عارفه بدو بیا ... گفتم چی شده؟! گفت بالاخره نجف زاده به آرزوش رسید ... با سید حسن بالاخره مصاحبه کرد ( می بخشید دیگر در خانه از لفظ آقا استفاده نکردیم !)
راستش بیشتر از اینکه پای گفتگویتان بشینم از این خوشحال بودم که شما خوشحال و ذوق زنده اید ...
امیدوارم به آرزوهای دیگرتان هم در خبرنگاری برسید مثل مصاحبه با همسر تختی و ...
راستی مطمئنید که آب تهران مشکلی ندارد؟! آخر این همه کچل از کجا آب میخورند!
ارسال شده توسط عارفه | September 12, 2008 1:45 PM
ارسال شده در September 12, 2008 13:45
آقای نجف زاده سلام
پیامی که براتون درمورد اوضاع نتایج کنکور امسال گذاشته بودم رو امروز تو سایت دیدم،
حالا کاری برامون کردین؟نامه بلند بالای مهسا خانوم رو تو نظرات همین قسمت خووندم!می خوام بهشون بگم زیاد نگران نباشن!با واکنشی که امسال مردم نشون دادن سال بعد هم میشه مثل سال های قبل و این وسط فقط هیچ کی نیست که پاسخ گوی حق ما باشه!(البته از خدامه که سال بعد اوضاع تغییر کنه هرچند فایده ای به حال ما نداره اما دوست ندارم هیچ کس دیگه ای این طوری با آینده و زندگیش بازی و حقش ضایع بشه!)
چه میشه کرد؟عدالت آقای احمدی نژاد اینه!اون از پارسال و پیرار سالشون که اون طور عادلانه!!! سهمیه دختر و پسر رو تو رشته های پزشکی و دندون پزشکی تعیین کردن،این هم از امسال شون!
کاش یکی پیدا می شد درک می کرد ما چی می گیم!و چی بر سرمون اومده!
ببخشید اگه همش حرف خودم رو می زنم و در مورد وبلاگ چیزی نمی گم!هر بار که میام اول نوشته های جدیدتون رو می خوونم،اینا تنها مطالبیه که با این اوضاع و احوالی که اقای احمدی نژاد برامون درست کرده،هنوز از جان و دل پذیراشون هستم
از صمیم قلب براتون آرزوی موفقیت می کنم
شما هم برا ما دعا کنین،شاید به حق این ماه فرجی شد و اینا یه تجدید نظری کردن!هرچند این روزا به هرکی این حرف رو می گم کلی بهم می خنده که ای بابا تو چقدر ساده ای!اینا کی تو کاراشون تجدید نظر کردن که این دومین بارشون باشه! کی به اشتباه خودشون اعتراف کردن که این....!!!
یاعلی
ارسال شده توسط شاخه نبات | September 12, 2008 2:28 PM
ارسال شده در September 12, 2008 14:28
سلام
خسته نباشید.
راستش نمیدونم چی بگم.
ولی عکس خیلی دوت داشتنیه.
با اینکه کچله!!!
یا حق
ارسال شده توسط شیوا | September 12, 2008 2:41 PM
ارسال شده در September 12, 2008 14:41
سلام.
برگردید حداقل به خاطر ریخته نشدن موهای مبارکتان.
اینجا همه منتظر شمایند.
از طرف یک طرفدار ناراحت به بهترین خبرنگار
خدا یار و نگهدارتان.
ارسال شده توسط محمدی | September 12, 2008 2:56 PM
ارسال شده در September 12, 2008 14:56
سلام
حاجی مواظب موهای سرت باش ما شما رو با مو فرستادیم لبنان نکنه کچل برگردیـــــــــــــــــــا
جون شما و جون موهات!!!!!!!
چه کچل چه با خرمن مو عزیزی
ارسال شده توسط hiddengirl | September 12, 2008 3:34 PM
ارسال شده در September 12, 2008 15:34
salam aghaye najafzade toro khoda moraghebe khodet bash.mikhay az iran barat ab befrestim?rasti age zahmati nist emailato bekhon...mamnon...saye hagh hamishe negahdareton.
ارسال شده توسط kazem | September 12, 2008 3:53 PM
ارسال شده در September 12, 2008 15:53
سلام
عسکت بزار رو سایت ببینم نکنه تو هم کچل شدی
ولی اگه کچل شدی عب نداره من یه دوستی دارم که میگه """ سر یا مو رو نگه می داره یا عقلو""
دوست دارم
التماس دعا
ارسال شده توسط محسن | September 12, 2008 5:04 PM
ارسال شده در September 12, 2008 17:04
ببین خودمونیم اما تابلو بود که دیگه حرف برا گفتن نداشتیا
اشکال نداره همین جوری کجل هم قبولت داریم
ارسال شده توسط یکی | September 12, 2008 6:18 PM
ارسال شده در September 12, 2008 18:18
اگه قصد جواب دادن نداری بگو تا من روزی شصت بار کانکت نشم؛مردم آزاری گناهه ها،خود دانی...
ارسال شده توسط دوست | September 12, 2008 8:19 PM
ارسال شده در September 12, 2008 20:19
سلام
انشاالله باهم مستند بسازیم.
ارسال شده توسط یوسغی | September 12, 2008 8:55 PM
ارسال شده در September 12, 2008 20:55
سلام
داداشي خوبي؟
چه اسم جالبي سرزمين كچل ها...
راستي داداش برام دعا كني يادمه هميشه بهت مي گفتم واسم دعا كن ولي اين روزا كه زياد نمي يام وبت وقتي هم ميام يادم ميره بهت بگم برام دعا كني حالا ميگم يادت نره واسم دعا كني حتما...خيلي به دعاهاي پاكتون نياز دارم .
خدا نگه دارتون باشه
ارسال شده توسط سمانه | September 12, 2008 9:27 PM
ارسال شده در September 12, 2008 21:27
سلام
برگرد...........
ارسال شده توسط ~**~سونیا~**~ | September 12, 2008 10:06 PM
ارسال شده در September 12, 2008 22:06
سلام...عجب...پس وقتی به وطن برگردید(که البته اگر برگردید مثل اینکه ماندگار شدید!!)با یک عدد خبرنگار بی مو روبه رو خواهیم شد!!!پس به نفعتونه زودتر بگردید تا این بلا ی خانمان سوز گریبانتون رو نگیره!!!از ما گفتن بود...
ارسال شده توسط کوثر | September 12, 2008 10:23 PM
ارسال شده در September 12, 2008 22:23
سلام
شما زیاد نگران چهره ی بدون موی خودتون نباشید ما که تجربشو داریم!!!!!
ارسال شده توسط مهدیا | September 12, 2008 10:32 PM
ارسال شده در September 12, 2008 22:32
با سلام و خسته نباشید خدمت خبرنگارمحبوب و خبرساز.
" قاب خبرساز " وبلاگیست که توسط دونفر مدیریت میشود.
دراین وبلاگ درباره شخص شما و دنیای خبر و....مطالبی گذاشته میشود. اول از همه اگر حرفی هست یا محدودیتی که نباید در آن حیطه درباره آن صحبت کنیم آگاهمان کنید.
دنبال حاشیه و دروغ و یک کلاغ_چهل کلاغ نیستیم.
نظرات مردم هم برایمان مهم خواهد بود.
منتظر نظرات_پیشنهادات_و صحبت های شما هستیم.
امروزاولین روز باز شدن این وبلاگ است.
از شما خواهش داریم درصورت لزوم با ما همکاری کنید.
سری بزنید و اگر مشکل یا صحبتی بود یا اصلاحی، باخبرمان کنید.
http://najafzadeh-news.blogfa.com/
با آرزوی موفقیت و شادی روز افزون برای شما.
حق نگهدارتان.
ارسال شده توسط ما دو تا | September 12, 2008 11:10 PM
ارسال شده در September 12, 2008 23:10
و باز دوباره
وعده دیدار من و تو
در خواب
آرام و بی صدا حرف میزدی
ومن از شکست لبهای خشکید ه ات
تشنگی دیدارت را لمس می کردم
مدام از تو آرامش می خواهم
اما نمی دانم چرا
بدون تو آرامش
تنها واژه ای بی روح و جسبیده بر برگ های خشک فرهنگ لغات زندگی من است
تو از من اجازه ورود می خواهی
مگر بر سر در این دل
ننوشته است
لطفا با وضوی خون وارد شوید
.........بگذار که با وضوی خون بگذارم
در قلب تو رکعتی که محراب تویی
آری
اینجا دلت تمام قد برای اطاعت خم می شود
اینجا تنها یک صدا در گوشت می پیچد
من هستم
تو هم باش
ارسال شده توسط آيلار | September 12, 2008 11:23 PM
ارسال شده در September 12, 2008 23:23
شاید اون پسرک لبنانی توی عکس هم از شمایل جدید شما انگشت به دهن مونده
و ما همچنان منتظر قیافه جدید شما هستیم!!!
ارسال شده توسط خودم | September 12, 2008 11:27 PM
ارسال شده در September 12, 2008 23:27
yani shoma be khatere .....?!!!!
ارسال شده توسط venus | September 13, 2008 12:29 AM
ارسال شده در September 13, 2008 00:29
سلام
کاش همین شوری آب باعث بشه که زودتر برگردید
ارسال شده توسط ~**~سونیا~**~ | September 13, 2008 4:24 AM
ارسال شده در September 13, 2008 04:24
بخاطر آب شور نيست
چون اينجا ما آب شيرين پيدا نميكنيم
و الحمدالله هيچ مويمان ريش نكرده!!!
اصلاً خودت قبل از رفتن به لبنان مو داشتي!!!!!!!!!!!!!؟
عجب روزگاريه
ارسال شده توسط علي اكبري(آج) | September 13, 2008 7:29 AM
ارسال شده در September 13, 2008 07:29
نه بابا........ اين حرفا نيس که!
خودشونو نديديد يه عالمه مو دارن.....
فقط بايد از شامپوهاي همون جا استفاده کني همين!
e!
ارسال شده توسط عقاب | September 13, 2008 9:17 AM
ارسال شده در September 13, 2008 09:17
سلام
آب شور خوبه بعضی وقت ها بعضی حرف ها و ادم های شور آدم رو کچل می کنند!!!!
ارسال شده توسط یاس | September 13, 2008 11:03 AM
ارسال شده در September 13, 2008 11:03
اقای نجف زاده ایران بیشتر بهشما نیاز داره بوی جوی مولیان اید همی بوی یار مهربان ایدهمی
ارسال شده توسط ali | September 13, 2008 11:43 AM
ارسال شده در September 13, 2008 11:43
چه خوب که هروفت میام ، نو شده اینجا ...
ارسال شده توسط سپنتا | September 13, 2008 11:56 AM
ارسال شده در September 13, 2008 11:56
کجا می روی ؟
با تو هستم
ای رانده حتی از اینه
ای خسته حتی از خودت
کجای این همه رفتن
راهی به آرزوهای آدمی یافتی ؟
کجای این همه نشستن
جایی برای ماندن دیدی ؟
سر به راه
رو به نمی دانی تا کجا
چرا اتاقت را با خود می بری ؟
چرا عکس های چند سالگی را به ماه نشان می دهی ؟
خلوت کوچه ها را چرا به باد می دهی ؟
یک لحظه در این تا کجای رفتن بمان
شاید آن کاغذ مچاله که در باد می دود
حرفی برای تو دارد
سطری نشانی راهی
خیالت من از این همه فریب
که در کتابخانه های دنیا به حرف می ایند
و در روزنامه های تا غروب می میرند
چیزی نفهمیده ام ؟
خیالت من از پنجره های باز خانه ی سالمندان
که رو به از صبح توپ بازی
تا بای بای تیله ها و گلسر های رنگی حسرت می کشند
چیزی نفهمیده ام ؟
هنوز راهی از چشم های خیسم
رو به خک بازی در باغ و
پله های شکسته ی روز دبستان
می رود
هنوز بغضی ساده
رو به دفتری از امضای بزرگ و یک بیست
که جهان را به دل خالی ام می بخشید
می شکند
حالا در این بی کجایی پرشتاب
با که اینقدر بلند حرف می زنی ؟
تمام چشم های شهری شده نگاهت می کنند
کسی نیست ، با خودم حرف می زنم
ارسال شده توسط طنین سکوت | September 13, 2008 1:38 PM
ارسال شده در September 13, 2008 13:38
سایت دعوت از سید محمد خاتمی
www.mowj.ir
راه اندازي شده مطالبي پيرامون بازگشت به عرصه سياست كشور و شركت در انتخابات
جالب است
ارسال شده توسط شب نويس | September 13, 2008 5:02 PM
ارسال شده در September 13, 2008 17:02
ایشالا ذوقاتون نریزه موهاتون ریخت عیب نداره! (;
ارسال شده توسط حمیده | September 13, 2008 10:54 PM
ارسال شده در September 13, 2008 22:54
ای بابا خیلی قیافه داشتی حالا باید کچل بودنت رو هم تحمل کنیم ....
ارسال شده توسط همسایه ی حضرت معصومه | September 13, 2008 11:46 PM
ارسال شده در September 13, 2008 23:46
sala......
2rooze ke dastgahe man ghat zade shoma zod b zod nevashti.....
too shahre ma be kachal nemigan kachal!!!! migan pishooni boland!!!!!! migan taleaa darand... yani khoshbakhtand..... cheghadr enerji mosbat.......
ارسال شده توسط tohidi | September 14, 2008 1:04 AM
ارسال شده در September 14, 2008 01:04
اقای نبی زاده چراازکونگ فو توا درسایت مطلبی نیست
ارسال شده توسط n,sj | September 15, 2008 10:18 AM
ارسال شده در September 15, 2008 10:18
دست به قلمتون خوبه
براي همين هم..................
بهتون حسوديم ميشه
ارسال شده توسط زينب | December 4, 2008 2:59 PM
ارسال شده در December 4, 2008 14:59
کچل...کچل...هووو ههووو کچل ..کچل..هووهوو
ارسال شده توسط امید | December 21, 2008 11:21 PM
ارسال شده در December 21, 2008 23:21
سلام .امیدوارم واقعاٌ این برنامه هات از ته قلب اجرا کرده باشین .حداقل شما توی این مملکت دروغ نگوئید.مرسی از اجرای زیبایتان
ارسال شده توسط sara | December 27, 2008 8:36 PM
ارسال شده در December 27, 2008 20:36