« نوشته های پراکنده | صفحه اصلی | من از راه دگر رفتم »

ای دو سه تا کوچه زما دورتر...

با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه مارا عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط امان من است

ای نگهت خاستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما,,,

ارسال نظر

نظرات (14)

لیلا:

دلم هوای یه شعر درست درمون کرده درباره حضرت مهدی ولی اینم نتونست منو ارضا کنه.خداحافظ همین حالا

تينا:

هميشه همينطور است
يکي مي ماند تا روزها و گريه را حساب کند
يکي مي رود تا در قلبت بماند
تا ابد اشک هايت را پشت پايش بريزي رسم روياها همين است
که تنها بماني با اندوه خويش روزها و گريه ها را به آسمان خالي ات سنجاق کني
بايد باور کني که بر نمي گردد که بگويي چقدر شب ها سر بي شام گذاشته اي
تا بتواني هر صبح با يک شاخه گل ارزان منتظرش بماني

اول سلام.و بعد درود.
خوشحالم كه با شما ارتباط گرفتم.من هم يه نوعي از جنس دل شما با كمي تفاوت در دنيا هايمان هستم . يعني از جنس كاغذ و قلم و رسالت و تعهد به قلم.خبرنگار .
اما از دنياي مطبوعات.خوشحالم مي كني اگر پاسخم دهي به وب من هم سر ي بزن و نظر ي بده كه بفهمم پيامم را خواندي.برايت ارزوي سلامتي دارم

مرضيه:

جمعه ها پي در پي مي گذره ولي اين وعده ي ديدار به ثمر نمي رسه ٍامروزم يكي از اون روزاست كه داتنگي هامون دو چندان شد ٍولي اين جمعه هم نيومد.......
كي و كجا وعده ي ديدار ما.......


یک جام پر از شراب دستت باشد
تا حال من خراب دستت باشد
این چند هزارمین شب بی خوابیست
ای عشق فقط حساب دستت باشد

بای

یک دوست:

کاش در این رمضاان لایق دیدار شویم/ سحری با نظر لطف تو بیدار شویم/ کاش منت بگذاری سرمان مهدی جان/ تا که هم سفره تو لحظه افطار شویم

بی سر و سامان تو ام یا حسین
دست به دامان تو ام یا حسین

جتن علي سلسله بندم مكن
گردم و از خاك بلندم مكن
....
....
عاقبت اين عشق هلاكم كند
درگذر كوي تو خاكم كند

بی سر و سامان تو ام یا حسین
بی سر و سامان تو ام یا حسین
بی سر و سامان تو ام یا حسین
بی سر و سامان تو ام یا حسین
بی سر و سامان تو ام یا حسین
بی سر و سامان تو ام یا حسین
بی سر و سامان تو ام یا حسین

يا علي!خدا قوت...

سلام. مثل هميشه ناب و دلنشين و جذاب. موفق هستيد. پس براتون آرزوي پايداري مي كنم.

ما نمي توانيم ديگران را به دريافت راستي هاي مهم زندگي هدايت كنيم.بايد خود به تنهايي كشف كنند كه تنها بخشي از درخت روي زمين است و پاره هاي ديگر آن زير زمين جاي دارند

جبران خليل جبران

zahra:

kheyli khob bud.movafagh & piroz bashi.

bahar:

من براي سالها مي نويسم سالها بعد كه چشمان تو عاشق خواهندشد" افسوس كه قصه مادر بزرگ راست بود هميشه يكي بود يكي نبود"......

حسین:

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
hellllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllo
خدااااااااااااااااااااااااااااااااحاااااااافظ
goooooooooooooooooodbyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyye

بهزاد:

سلام

دمت گرم.
حاجی التماس دعا.

امشب تو تلویزیون برای چندمین بار بود که می شنیدم این شعر رو . نمی دونم چی شد که دلم خواست داشته باشمش . سرچش که کردم از اینجا سر در آوردم !
عیدتون مبارک

م. قاضیان:

چه روز ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد ،نیامدی..

خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد ،نیامدی

برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم، نه
ولی برای عده ای ،چه خوب شد نیامدی

تمام هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح ، ظهر ، عصر
غروب شد نیامدی..

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در August 15, 2008 6:53 PM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت نوشته های پراکنده بوده است.

ارسال بعدی این سايت من از راه دگر رفتم است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.