« قبرستان مرموز | صفحه اصلی | نوشته های پراکنده »

مخاطره

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر سفر نكنی
اگر كتابی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نكنی

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند

به آرامي آغاز به مردن می‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی
اگرهميشه از يك راه تكراری بروی
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی

تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سركش
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند
دوری كنی


تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی
اگر ورای روياها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی

امروز زندگی را آغاز كن
امروز مخاطره كن
امروز كاری كن


شعرى از پابلو نرودا

ارسال نظر

نظرات (4)

تينا:


گاهي که به روحت چشم مي دوزي ،

دنبال خود ِ خودت

- بي حضور آدم هاي ديگر-

که مي گردي ،

چه کساني را که پيدا نمي کني!!!

سلام. چيز عجيبي ست اين روزها به هر جا كه مي روم هر وبلاگي كه مي خوانم اين شعر پابلونرودا را مي بينم

الان داشتم این پست را توی فیدخوانم می‌خوندم، یهو دلم برای بیژن بیرنگ و «بازهم زندگی»ش تنگ شد. کاش هنوزم 5شنبه شبامون رنگ بازهم زندگی داشت:( الان دقیقاً اون موقع که داشت این شعر را می‌خوند(آخر یکی از قسمتهای بازهم زندگی که درمورد دیوانگی بود) یادمه. اون موقع نمی‌دونستم این شعر مال پابلو نروداست.خیلی دوستش داشتم و ضبطش کردم و بعد هم نوشتمش...

من عاشق این شاعرم:

ببین اینقدر جو گرفتم که تو قسمت نام نوشتم.الانم حوصله پاک کردن ندارم.بذار باشه!اون شعری که تو مدار صفر درجه شهاب حسینی میخواند از همین شاعر بود!تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم....
پریناز

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در August 7, 2008 10:58 AM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت قبرستان مرموز بوده است.

ارسال بعدی این سايت نوشته های پراکنده است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.