« ماریای فالگیر | صفحه اصلی | نقاش »

شکیبایی...

وسط خبرهای اتوکشیده، وسط گاز زدن به ساندویچی روی میز رستوران جنگی در جنوب بیروت که پر از خمپاره و مسلسل بود؛ وسط تدوین گزارش "خانم دوربینی" لبنانی‌ها که کپ حسین دوربینی ما بود موبایلم زنگ خورد که رفتی. یادم افتاد غروبی که زنگ زدم قرار مصاحبه را قطعی کنیم گفتی بگذار یک روز دیگر.
شکیبایی می کردی. من خبر نداشتم حالت خوش نیست...
داشتی حرف می زدی یادم افتاد که جایی از تو خواندم:"مردم بدون من، هميشه مردم‌اند؛ من اما بدون مردم، مُرده‌ام.»

صدایت انقدر خش قشنگی داشت که دوست نداشتم مکالمه مان تمام شود.هی من از هامون گفتم با همان عشق ها و نفرت هايي که در جانش بود. اینکه دوستش داشتيم شاید چون آينه ما بود... از کاغذبی خط، ازپوپولیست خانه سبز گفتم ... تو گفتی الان حالم زیاد مساعد نیست...
گفتم من دارم میروم ماموریت... دیر می شود.
گفتی به سلامت... برو... برگرد... دیر نمی شود.

ارسال نظر

نظرات (76)

سلام داداشی خوبی
تسلیت می گم
فقط همین دیگه
خداحافظ فعلا....

رضیه:

سلام شکیبایی معنی وسیعی ای داره معنی ای که هر حرف آن برای ما یک درسه وکاش ما هم به این زیبایی می رفتیم وکاش می فهمیدیم هر روز برای ما قرار ملا قات ومصاحبه است یا علی

کتایون:

سلام
یادش گرامی وسبز
جه روزخوبی این اتفاق براش افتاد
شب جمعه وسط ماه رجب وفات حضرت زینب (ع)
سعادت میخواد
یاعلی

. . .

سلام!
چه غم ناک!

سلام .........چه خوب گفتید خش قشنگ صدایش .......اما تنها صداست که می ماند ....تنها صداست که جذب ذره های زمان خواهد شد .......می گویند که وقتی امام زمان ظهور کند علم به درجه ای از پیشرفت رسیده است که صدای خوش حضرت داود را از زمان جمع می کنند .........شاید صدای ما هم باشد ..........و صدای شکیبایی که سالهای سال ما را با معنای واقعی سینما آشنا کرد ...و این معنا که می گویم در سینمای ما که هیچ در سینمای جهان هم گم شده است . حیف چه زود خاطره شد .می گویند تیتر یک روزنامه های فرداست

و ناگهان، چه زود دیر می شود...

شادی:

سلام داداش جونم!
چرا ما هیچ وقت قدر نمی دونیم!چرا تا زنده هستن!
وای خدا می دونه چه حالی پیدا کردم وقتی شنیدم!
چقد دوستش داشتم!یعنی دوسش دارم!
هنرمند هحبوب من هرگز نمی میرد!هرگز!
او برای من همیشه زنده هست!همیشه شگیبایی!
با ان صدای دل نشینش!با ان "ش"که مخصوص او بود!
او هرگز از یاد من نمی رود!
"شادی"

ولي ديدين كه "چقدر زود دير مي شود!"

سولماز:

تو راه كه بودم شنيدم كه رفته...مگه ميشه اينقدر زود دير بشه؟؟؟

مریم$:

سبزترین عضو سبز خانه سبز رفت...
روحش شادویادش گرامی...

غم از دست دادن دوست اين موهبت الهي سخت ايت. تسليت مي گويم.

غم از دست دادن دوست اين موهبت الهي سخت ايت. تسليت مي گويم.

فريد:

چرا!

حسن جمالی:

خدا وند او را بیامرزد. روحش شاد ویادش گرامی باد

زينب خيرانديش:

سلام
منم وقتي خبرو شنيدم خيلي ناراحت و متعجب شدم
دوست داشتم بيشتر بين ما مي موند
صداي ايشون مثل بازيگريشون ماندگار هست
من با صداي ايشون توي برنامهي راديويي سفيد مثل شب زندگي كردم

سلام
حوصله ی گشتن تو اینترنت و پیدا کردن آدرس وبلاگ کسی که دوسش دارم رو ندارم .
واسه همین وقتی یک لحظه لینک وبلاگتونو توی وبلاگ دوستم دیدم خوشحالیم انقدر بود که انگار یک گمشده ی چند سالمو پیدا کرده باشم.
سعی میکنم این ارتباطی رو که با الگوی خودم پیدا کردم گم نکنم.
ببخشید من اینطوری نوشتم مطلبمو
آخه سعی کردم مثل خودتون ساده حرفمو بزنم ولی ظاهرا نتونستم.

من : یک دانشجوی فیزیک که میخواد
به کامران نجفزاده بگه ازت ممنونم .

لطفا در نظرسنجی وبلاگ من درباره ی حمله ی اسرائیل به ایران شرکت کنید!

تسلیت!

سلام
به معناي يقيين از اين واقعه غمگين شدم...
به قول شريفي نيا آل پاچينوي ايران...رفت
و از زبان بهداد:اگر ميشود با تسليت گفتن تمامه حس درون را گفت عرض مي كنم اما!
قبل از مرگ ما هيچكدام از اين صداهاي قشنگ و سرشار از احساس خسرو را نمي شنيديم...اما بعد از مرگ با تلخي صداي شيرينش را چشيديم!
و اين كه:
در حيرتم از اين مردم پست
اين مردم زنده كش مرده پرست...!
همين و غير اين لاغير.

خاطره:

عاشقش بودم..عاشق صدایش...عاشق بازیش...عاشق شخصیتش...حیف بود..زود ما را ترک کرد... تازه داشتیم با اتوبوس شبش کیف میکردیم... که بدجور زد تو ذوقمان...یکی نیست بگوید اخه بی انصاف به همین راحتی صدایت را برایم خاطره میکنی...
خوشابحالت که که در چنین روزی رفتی...
"او رفت تا یادش ارامشی باشد برای روح مرده من و تو..."
خسته نباشید اقای نجف زاده!من خیلی وقت نیست که سایت شما را پیدا کردم!گزارشهایتان جذاب است!این حرفایی که الان گفتم من جدیده من است!...
فعلا!
منتظر گزارشاتتان هستم!

راحله:

سلام.
ولي حالا مي‌بيني كه جقدر زود دير مي‌شود. بعضي وقتها خيلي خيلي زود دير مي‌شود.
خيلي حيف شد كه رفت. من كه تو اين غربت حسابي دلم گرفت از رفتنش. ياد همه چيزهايي كه ازش ديده بودم افتادم و ياد هفته قبل كه در خانه يادش را كرده بوديم و حرفش را مي‌زديم كه جه قشنگ بازي مي‌كند ياد فيلم سارا و پري و....
ولي او حالا ديگر رفت. شكيبايي هم ديگر نياز ندارد. حالا ديكر ماييم كه نياز به شكيبايي داريم نه او.

ولی گویا دیر شد...


روحش شاد و یادش گرامی باد

دلم برای صدای خشدارش و تکون دادنای شتش خیلی تنگ می شه!!زود رفت...
راستی یه پست رو می شه به آقای دوربینی و خانوم دوربینی اختصاص بدید؟

در گذشت ناگهاني اقاي خسرو شكيبايي هنرمند مردمي به همه دوستان تسليت .خدايش بيامرزد

سلام آقای نجف زاده
من واقعا عاشق خبرهای شمام ... به عشق شما به اخبار نیگا می کنم ...
به وبلاگ ما هم یه سری بزنید

نغمه:

سلام هیچکی فکرش رو نمیکرد من به سینمای ایران تسلیت میگم چون اونه که یتیم شده
تسلیت
تسلیت
تسلیت
تسلیت
تسلیت...

سلام!
سلام از اینجا!
از تهرانی که یک روز صبح!
همین دیروز!چشم هایش را باز کرد و دید شکیبایی نیست!باورت میشود؟
تهران هم باورش نشد!هی پلک زد اما...باز هم شکیبایی نبود!!
***
دیر کردی! بدجور دیر!

ناگهان چه قدر زود دیر می شود...
خانه اخرتش سبز باد....

خواب بودم . بابام اومد منو صدا کرد که فاطمه پاشو که خسرو شکیبایی فوت کرده . تا شنیدم نا خود آگاه یاد شما افتادم . خیلی ناراحت شدم و خیلی اتفاق ناگهانی بود .
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود
خدایش بیامرزاد

talashsabz:

بزرگ بود
و از اهالي امروز بود
و با تمام افق هاي باز نسبت داشت
و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد.

صداش
به شكل حزن پريشان واقعيت بود.

چقدر باورنکردنی است که کلمه ی "زنده یاد" را اول نامش بگذاریم .

درد نام ديگر من است

دلم خواست باز بیام بخونم این مطلب رو!
نیستی فردا!
جلوی تالار وحدت!
ساعت نه!
و خداحافظ ای شعر شب های روشن...

kasra:

vaghti ke miravand taze mifahmim ke ey vay cheghadr deleman barayeshan tang ast...

:(

میشه لطف کنی و عضو «به‌روزترین» بشی؟

آ.حسن پور:

سلام آقای نجف زاده
دیشب وقتی از مسجد برگشتم خونه اولین خبری که داداشم بهم بود همین بود .خشکم زد ،باورم نمی شد .دوست داشتم یه دل سیر گریه کنم ولی نمی شد خجالت کشیدم آخه مهمون داشتیم .
خیلی دوسش داشتم .صداش که واقعاً معرکه بود خصوصاً وقتی شعرای سهراب رو می خوند .
64 سال براش واقعاً خیلی خیلی کم بود .ولی عجب روزی رفت ،جمعه نیمه رجب روز وفات مظهر صبر و شکیبایی ،حضرت زینب خدا حتماً خیلی دوسش داشته .
خدا بیامرزدش .
موفق و مؤید باشید .

الهام:

سلام
خدا رحمتش كند .... واقعا حيف بود ديگر نه مثل او هست و نه خواهد بود . او هم مثل ناصر عبدالهي خيلي زود همه را حسرت به دل گذاشت.

قندفروشان:

و اکنون چقدر زود دیر شد...

سلام و عرض ادب
کارت بیسته
موفق باشی

به نام او
سلام.
به همه تسلیت می گم.

و
ديدي كه دير شد
و چقدر هم زود دير شد
خدا رحمتش كند
مردي بود پر كار
و بياد ماندني
برايش يك فاتحه با هم بخوانيم
يا حق

این اولین آشنای نا آشنایی هست که وقتی صداشو میشنوم بغض گلومو می گیره.نمی دونم چرا...

الهه:

اصلا باورم نميشه اما خسرو شکيبايي هم رفت ....
شايد روح آسمونيش ديگه نمي تونس اين زمين خاکي رو تحمل کنه
فقط مي تونم بگم دلم خيلي براش تنگ ميشه براي صداش که واقعا استثنايي بود براي بازي زيباش و بالاخره براي قلب مهربون و رئوفش.خسرو جان خداحافظ هيچ وقت فراموشت نخواهيم کرد

آخي... :(
روحش شاد
...
منم صداشو خيلي دوست داشتم البته دارم :)

سلام خدا قوت اقای نجف زاده
درگذشت مرحوم خسرو شکیبائی را به شما وهمه ایرانیان فرهنگ دوست تسلت عرض میکنم
روحش شاد ویادش گرامی
مهدی از یزد
یاحق

الهام:

حیف حیف
خسروی شکیبایی خودت ما رو به صبوری تشویق کردی و گفتی منتظر باشین حالم خوب بشه کارهای زیادی رو میبینید.
بالاخره در عین شکیبایی با اتوبوس شب دنیا رو به مقصد خانه سبز ترک گفتی...
خانه ی نو مبارک عمو راننده...

سلام....
تازه اومده بودم از ایشون بگم...
نوشته هاتون خیلی ساده و بیریان...خیلی صمیمی...آدم میخونه یادش میره مطلب اصلیو...

.
باور نمیکنم...!
باور نمیکنم...!


ای کاش می دانستم
بعد از مرگم
اولین اشک
از چشمان چه کسی جاری می شود
و آخرین سیاهپوش
که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود
و اما . . .

خبر خیلی تلخ بود و ناگهانی...
یکدفعه چه شد؟ چرا توی گرمای زمستان لرز کردم ناگهان..؟
روحش شاد
شکیبایی عزیز بهشت گوارای وجودت با جهنم نبودنت چه کنیم..؟

رویا:

...و چه زود چنین ستاره ای خاموش شد،خدایش رحمت کند

atefeh:

خدایش بیامرزاد

نرگس محمدی:

سلام.
من هم مرگ ناگهانی شکیبایی را که واقعا شکیبایی داشت را تسلیت می گویم.
متن بسیار زیبا و تاثیرگذاری بود.
او تنها بود و تنها هم از میان ما رفت ،بدون هیچ سر و صدایی.
شکیبایی از بیماری سرطان رنج می برد،دیابت هم داشت،قلبش هم ضعیف شده بود ولی هیچکس نمی دانست.

حقا که نمی دانست حال نامساعدش بهتر نمی شود وگرنه حتما با شما به گفت وگو می نشست و از هامون از خاطرات خانه سبز از سیمرغ های بلورینی که گرفته بود حرف می زد.
برای او فاتحه ای نثارش می کنیم،صلواتی می فرستیم.

حرف های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
با زهم همان حکایت همیشگی!
پیشاز ان که با خبر شوی
لحظه عظیمت تو ناگزیر می شود
ای...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!

خداحافظ ای قصه عاشقانه
امیدوام دیگر از اینگونه خبرها نشنوی(مخصوصا در بیروت)


dir nemishavad harfist az oon harfa ke ta dir nashavad sabet nemishavad

آقای نجف زده سلام
خسرو شکیبایی هم شکیبایی داشت که خدا انقدر دوسش داشت که توی نیمه ی رجب بردش پیش خودش.
خبر رفتن خسرو شکیبایی بهم اسم ام اس شد وقتی اس ام اس رو خوندم یاد همون جمله ی قشنگش افتادم توی خانه ی سبز که میگفت اصلا چه معنی داره!
خدا رحمتش کنه خیلی زود رفت.
چقدر لحن صداش گرم و آروم بود.
دو خط آخر رو که خوندم یاد شعر خدا بیامرز قیصر افتادم که ناگهان چقدر زود دیر میشود.
خدا همیشه و همه جا پشت و پناهت
یاعلی

الهام:

شکیبایی هنرمند بزرگی بود.از دیروز همه جا حرف شکیبایی است اما کاش تا زنده بود در موردش حرف می زدیم، به عیادتش می رفتیم و .... اکنون شمردن محسنات خسرو شکیبایی چه سودی دارد؟

سلام در گذشت هامون سینمای ایرانم به شما تسلیت باد حاجی نجف زاده

یه چیز می خوام بگم مطمئن باش تعارف و چاپلوسی نیست یکی از بهترین خبر نگار ها و خبر نویس های حال حاضر جهان هستی

مسلمان:

سلام
سفر به لبنان از اون سفرهایی است که آدم خاطراتش رو هیچ وقت از یاد نمی بره, من دوستان زیادی در لبنان دارم یکی از اونها دختر یکی از مورخین مهم لبنان است واخرین بار اون رو چند روز بعد از جنگ 33 روزه در ایران ملاقات کردم در جنگ 33 روزه خونه و همه ی وسایلشون کاملا سوخته بود ولی و اون با خنده و شوخی اتفاقاتی که در جنگ براشون اتفاق افتاده بود رو تعریف می کرد خیزران فقط از سوختن تمام دست نوشته های پدرش ناراحت بود ...
این پیروزی های اخیر را به تمام لبنانی ها ازطرف مردم ایران تبریک بگید .ما هم به اندازه ی انها در این شادی سهیم هستیم خوشا بحالتون که در این روز ها کنار آنها هستید جای ما را هم خالی کنید....

nazi:

del kandan az hayahoo,arum gereftan tu sokute yek sajjade,bayad kuch kard,bayad kuch kard,del kand,del kando raft,az hamishe durha be suye to,be suye to,be suye to,elahi shokr,elahi shokr... elahi shokr

دوستار همه اما تنها:

سلام
حال شما ؟
دیشب که پستتون رو خوندم اصلا متوجه نشدم چی نوشتید !!! فکر کنم خواب ِخواب بودم ! آخه ساعت خیلی دیر بود !
امروز که دوباره خوندم چه بغضی گلویم را گرفت .
آخرین باری که دیدمش در برنامه ی دو قدم مانده به صبح بود که خیلی هم شکسته شده بود !!
من که اعتقادی به اهالی سینما ندارم ، خسرو شکیبایی رو هم مثل دیگر بازیگران فقط از منظر بازیگر بودنش می شناسم نه چیز دیگر ! با این حال از شنیدن این خبر جا خوردم و شاید اولین چیزی که در خاطرم آمد بازی زیبایش در خواهران غریب بود !!! و شاید تیتراژ اول خانه ی سبز !! نمی دونم خسرو شکیبایی خودش اون سبزی و اون همه انرژی مثبتی که در خانه سبز به ما منتقل می کرد رو داشت یا نه ؟ به هر حال او دیگر نیست و نمی دونیم جایش خوب هست یا نه ؟! با این که بازیگر توانایی بود !!

fatima:

" هـو الـعـلـیم "

سـلام ...

" گفتی به سلامت...برو...برگرد...دیر نمی شود. "

امــّا ، امـّا دیــر شد ، خیــلی دیـر ...

حکایت غریبیست ...

اومدم بنویسم ولی ، ولی نتونستم ، کلاَ تعطیلم ...

باشه تا بعد ... (Ali Mazinani )

nastaran:

akh akh

enghad talkh bo0d ke...................


bavar nakardaniye...................

zahra yazdani:

خدايش بيامرزاد
روحش شاد و يادش گرامي باد
آقاي نجف زاده جاتون تو 20:30 خيلي خاليه دلم براتون تنگ شده منتظر گزارش‌هاتون هستم.

آقای نجف زاده سلام
خسرو شکیبایی شکیبایی داشت که خدا نیمه ی رجب بردش پیش خودش.
خبر فوت خسرو شکیبایی برام sms شد خیلی ناراحت شدم یاد همون جمله ی قشنگش افتادم توی خانه ی سبز ، یادتونه چقدر قشنگ میگفت: اصلا چه معنی داره!
دو- سه آخر یه جوری بود به قول قیصر ای دریغ و حسرت همیشگی و ناگهان چقدر زود دیر میشود.
چقدر حیف شد
خدا همیشه و همه جا پشت و پناهت
یاعلی

متاسفم. هر وقت كه به خسروي عزيز فكر مي‌كنم و هرگاه كه عكسهاي مربوط به فوت ايشون رو نگاه مي‌كنم بي‌اختيار اشك از چشمانم جاري مي‌شه. امروز توي اداره داشتم ايميلم رو چك مي‌كردم كه ديدم يه ايميل واسم اومده كه حضور هنرمندان در منزل شكيبايي. وقتي بازش كردم و عكس جسد پوشيده شده‌ي خسرو و برگ جواز دفن رو ديدم بي‌اختيار زدم زير گريه. واقعا سخته از دست دادن اينچنين هنرمنداني و فقط مي‌تونم بگم كه درسته خسروي نازنين از پيش ما رفته ولي هم تصويرش و هم صداي نازنينش در ذهنها زنده‌است. روحش شاد و يادش گرامي.
متاسفانه بدترين خصلت ما ايرانيها مرده‌پرستيه. لعنت به اين خصلت. تا وقتي زنده بود و از مريضي رنج مي‌برد هيچكي سراغي ازش نگرفت اما حالا كه در كمال آرامش و با شكيبايي تمام رفت رسانه‌ها براش مراسم يادبود گرفتن و به يادش اشك مي‌ريزن. تف به اين روزگار لعنتي...
دوستدار هميشگي شما مريم گليييي از اهواز...

فرناز:

سلام.خیلی جالبه همین جوری اسمتون رو تو گوگل سرچ کردم.خیلی وقته میخواستم یه بار هم که شده نظرم رو به شما بگم.یکی دو سال پیش از صحبتاتون لذت میبردم تااینکه برنامه شما رو در صندلی داغ دیدم باید با عذر خواهی بگم خیلی ....نمیدونم جمله رو چه جور کامل کنم که قصدبی ادبی نکرده باشم.به عنوان یه دختر 23 ساله.امیدوارم من اشتباه کرده باشم.گرچه خودم رو میشناسم و می دونم قضاوت نا عادلانه نمی کنمواگر مایل بودید از یه دختر شیرازی کم سن و سال بشنویدخبرم کنید. هنوز هم برنامه هاتون رو دنبال میکنم.اما نه با لذت.امیدوارم همیشه شهرت افراد با محبوبیت باشه...

ما ز یاران جشم یاری داشتیم.خود غلط بود انچه میپنداشتیم

یا حق

من 1387 بازديد كننده وبلاگت هستم!
حاجي من تمنايي هستم
ما را كه يادت هست!
پيشنهاد من را براي يه برنامه تلويزيوني خواندي؟؟
منتظرم

آروشا:

و نا گهان چقدر زود دیر می شود
ای کاش آخرین مصاحبه را از شکیبایی می گرفتی
او نه تنها هنرپیشه ای بی نظیر بود بلکه با صدایی بی نظیری که داشت به همه دوست دارانش آرامش و شکیبایی می داد
گر درخت ریشه کن شد
یاد شادش سبز و خرم باد
خوب یادم هست
آن قطاری که مرا می برد
از صمیم عطلت این بی سرانجامی
تا سواد اعظم آن تیره فرجامی
ناگهان آن روز ، روز کام و ناکامی
لحظه ایی چند در یک منزل گمنام
در وسیع دشت بی فریادایستاد
برای عرض تسلیت

صادق:


غربت ادمیان چیز غریبی است

یکی میمیرد و یکی دست به دیوار ترک خورده دل میگرد

ویکی زورقی را از تن اغشته به خون می رساند

ویکی قصه رفتن را در فقط چشم زدنی می گوید

ویکی خیمه خونین نگاهش را تا اخر عمر
ذر بستر خیال خلا خاطره می افرازد
وتو میمانی دستی خسته که یک عمر تمام بستر خالی تا خورده هر خا طره را

در پی هرم نفس های کسی می جویی

برای هنرپیشه بی نظیر وتکرار نشدنی خسرو شکیبایی

سلام و خسته نباشيد

من هم خدمت همه شما هنرمندان ايران زمين تسليت مي گويم اميدوارم كه برگهاي خزان زده هنر ايران را به مثابه طلاي زرين دوست داشته باشيم .

يا علي

سمیرا:

خدا رحمتش کند.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

آدمی تا زنده است باید به فریادش رسید ،
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود ؟

زنده را تا زنده است قدرش بدان ،
ورنه بر روی مزارش کوزه گل چیدن چه سود ؟

محمود:

خيلي با حالي

***زیباترین زیبا***

زیبا

زیبا هوای حوصله ابری است

چشمی از عشق ببخشایم

تا رود آفتاب بشوید

دلتنگی مرا

زیبا

هنوز عشق

در حول و حوش چشم تو می چرخد

از من مگیر چشم

دست مرا بگیر و کوچه های محبت را

با من بگرد

یادم بده چگونه بخوانم

تا عشق در تمامی دل ها معنا شود

یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت

در تندباد عشق نلرزد

زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را

احساس می کنم

آنگونه عاشقم که نیستان را

یکجا هوای زمزمه دارم

آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است

زیبا

چشم تو شعر

چشم تو شاعر است

من دزد شعرهای چشم تو هستم

زیبا

کنار حوصله ام بنشین

بنشین مرا به شط غزل بنشان

بنشان مرا به منظره ی عشق

بنشان مرا به منظره ی باران

بنشان مرا به منظره ی رویش

من سبز می شوم

زیبا ستاره های کلامت را

در لحظه های ساکت عاشق

بر من ببار

بر من ببار تا که برویم بهاروار

چشم از تو بود و عشق

بچرخانم

بر حول این مدار

زیبا

زیبا تمام حرف دلم این است

من عشق را به نام تو آغاز کرده ام

در هر کجای عشق که هستی

آغاز کن مرا


زهره :

گل به گل ،سنگ به سنگ این دشت
یادگاران تواند .
رفته ای ابنک وهر سبزه ی سبز در تمام دل دشت
سوگواران تواند.
رفته ای اینک ،اماآیا باز برمیگردی ؟
چه تمنای محال خنده ام می گیرد.

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در July 18, 2008 7:26 PM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت ماریای فالگیر بوده است.

ارسال بعدی این سايت نقاش است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.