« خيس | صفحه اصلی | معجزه پرسپوليس! »

نسيان زدگانيم...

رفتم پيش علي کوچولو که روي تخت بيمارستان لقمان حکيم خوابيده و خواب مي بيند باز معلمش با کابل به جانش افتاده.هم اتاقي هايش مي گفتند تا صبح ناله مي کند.
پدر علي ،آقاي نوروزي است.مرد روستايي با چشمهاي محجوب و صبور.از همه ؛ازخدماتي اتاق تا پزشک و رييس بيمارستان و وزير و وکيل تشکر کرد.گفت که اين روزها به فريادش رسيده اند.پزشک ها را ديدم که به فکرش بودند اما شايد پدر علي هم مي داند الان وقت دادوبيداد کردن نيست.پسرش واجب تر است.
روزنامه ها هم لابد سر اين ماجرا معرکه اي مي گيرند.به يکي دو تا از خبرنگارهايي که سراغ علي را مي گرفتند گفتم بي انصافيست اگر آينده و حال اين بچه را به تصفيه حساب هاي سياسيمان گره بزنيم.يکيشان گفت قبول.سعي ام را مي کنم.فردا مي خواهم روزنامه شان را بخوانم ببينم با وجدان هم مي شود لابي سياسي کرد؟
اين وسط معلم هاي سرزمين من ببين چه زجري مي کشند...از اتفاقي که افتاده...با اينکه فکر مي کنم معلم هاي قديمي که فلک مي زدند و خط کش مي شکستند و خودکار لاي انگشت مي گذاشتند به اصول اوليه تنبيه بدني آشنا بودند.نمي زدند به پشت گردن که قطع نخاع کنند.نمي زدند به گيجگاه دخترک دبستاني با کتاب که سه روز بعد ؛جمعه؛بجاي خانه در بهشت زهرا بخوابد...با اين حال زياد هم يکطرفه به قاضي نرويم.ببينم مگر تا حالا يکبار محض رضاي خدا نشسته ايم دو دو تا چهار تا کنيم از اين گچي که يک عمر به سينه معلم هايمان رفت،از اين حنجره هايي که سرطان گرفت و سکته هايي که سر کلاس کردند آماري بگيريم؟نه! معلم ها به اندازه کافي مظلوم هستند....همه شان زخم معده گرفته اند...
مي دانم آنها که براي دغدغه هاي به حق مادي شان هر از چندي به صف مي شوند از کنار اين حادثه به آساني نمي گذرند.

مي دانم که مي داني اين وسط حال و روز آن معلم کابل بدست هم جاي ترحم دارد.او هم بچه همان روستاست و لابد دارد کتک هايي که خورده را پس مي دهد.بخت يار نبوده و فرهنگ ؛تزريق نشده بوده ورنه نيت او هم از روز اول فلج کردن شاگردش نبوده است.
به باورم اين اتفاق ها ريشه فرهنگي دارد مخصوصا در بعضي از روستاهاي ما...بايد بجاي اينکه فقط آخ و اوخي کنيم و اشکي بريزيم به فکر باقي اهالي مدرسه لالي باشيم.به جاي فقط احساساتي شدن به فکر فرداي علي کوچولو باشيم با آن لباس مرد عنکبوتي که لابد دوست داشت يک پا اسپايدرمن باشد.
اين خط و اين نشان. مثل روز برايم روشن است تا يک هفته ديگر همه مان يادمان مي رود بر او چه گذشت و يک عمر تنها مي ماند.
بنده خدا وزير آموزش و پرورش مي گفت علي نگران درسهاي عقب افتاده اش نباشد.معلم خصوصي مي گيريم راه بيفتد.خبرنداشت پزشکش يواشکي مي گفت دو تا شريان نخاعي اش قطع شده...علي که ديگر راه نمي افتد...

ارسال نظر

نظرات (69)


ديگر چه مي توان گفت!

باز هم تكرار ............ تكرار
تكراري شده است اين تكرار ها
كي ميخواهيم درس بگيريم ..... كي

دوستار همه اما تنها:

ازهمان روزي كه دست حضرت قابيل
گشت آلوده به خون حضرت هابيل
از همان روزي كه فرزندان آدم
زهر تلخ دشمني در خونشان جوشيد
آدميت مرد !
گر چه آدم زنده بود .

از همان روزي كه يوسف را برادر ها به چاه انداختند
از همان روزي كه با شلاق و خون ديوار چين را ساختند
آدميت مرده بود .
بعد دنيا هي پر از آدم شد و اين آسياب
گشت و گشت
قرن ها از مرگ آدم هم گذشت
اي دريغا ،
آدميت بر نگشت !
قرن ما ،
روزگار ، مرگ انسا نيت است .

من كه از پژمردن يك شاخه گل
از نگاه ساكت يك كودك بيمار
از فغان يك قناري در قفس
از غم يك مرد در زنجير
_ حتي قاتلي به دار _
اشك در چشمان و بغضم در گلوست
در اين ايام زهرم در پياله ي و خونم در سبوست

مرگ او را از كجا باورم كنم ؟

صحبت از مرگ محبت ، مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانيت است !!

من:

دوباره سلام
*
ممنونم ... (: این مطلبتون خوشحالم کرد...
انشاا.. که در تلطیف افکار موثر باشه و به عادل بودن کمک کنه...
خوب .. چرا خودتون دور تازه ای برای فرهنگ سازی شروع نمی کنید ؟؟
..
فرهنگ اصراف ( که گناه کبیره است و مسلمانی با اصراف معنی ندارد)

فرهنگ راحت طلبی ( که داره نسلی رو آماده ی ورود به اجتماع میکنه، که حسین فهمیده نداره )

فرهنگ بدقولی ( که آسیب های اجتماعی زیادی وارد می کنه و اونقدر عادی شده که حتی دولت مردان هم هر روز به راحتی زیر قولها می زنند. در حالی که کافرها و نا مسلمانها(!!) آنطرف دنیا، همیشه قولی میدهند که کمی بیشتر و زودتر از آن را عمل کنند تا مبادا بد قول شوند!)

فرهنگ ...
بماند! .. شما هم مثل من از همه ی اونها با خبرید.
*
** باز هم به خاطر تلاشتون برای حفظ عدالت تشکر می کنم. آفرین برادر آزاده** (:

**

سلام..
علي كوچولو ها زيادند....
هيچ دليلي نمي تونه اين ظلم رو توجيه كنه....
دلم كباب شد..
انصاف هم خوب چيزيه!

واقعا علی کوچولو دیگه نمی تونه راه بره......!!!!!!!!!!!!

سلام ... واقعا ناراحت شدم
من اون روز که این خبر ÷خش 20 و 30 رو ندیدم ولی وقتی بابام از اتاق اومد و گفت که الان آقای نجف زاده این خبر رو گفتمن حالم خیلی بد شد و الان هم که اینجا با قلم خودتون خوندم باز هم ناراحت شدم و ناراحت تر ... شاید ازدست من هم عصبانی بشید که فقط ناراحت شدم ولی به جز ناراحتی به نظر شما می توانم کاری برای علی کوچولو که شاید دوست داشته مثل مرد عنکبوتی بپرد و به همه کمک کند بکنم ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گفتنی ها را گفتید... جایی برای اضافه کردن نکته ای باقی نگذاشتید.

akram:

سلام این روزا فقط کار ما شده براتون دعا کردن به خاطر همه چی شما ممنون از دقتی که در کاراتون داری آقای نجف زاده ممنون عشق میکنم چقدر کلید کار میکنید ممنون

و ما دوره می کنیم
شب را و روز را و هنوز را

آم:

ايني که شما گفتي هم يه دليل برا مظلوم بودن معلمايي که گچ ميخورند و ... هست چون بين معلم عاشق که زندگيشو برا تربيت يه نسل ميذاره و سنگدلي که معلمي فقط شغلشه و منبع درآمد تفاوتي قايل نشديد.گر چه هر دو معلمند اما اين کجا و آن کجا.حيف اسم معلم که گاهي به ناچار براي بعضيا استفاده ميشه

آ.حسن پور:

سلام
خسته نباشید .
واسه این که on هستین خواستم همچین online عرض ادب کنم .
یه پیام دادم وسط راه cannot open page شد نمیدونم رسید یا نه!!!
موفق و مؤید باشید .

آره ، درسته ، معلمها خیلی تلاش میکنند و گچ تخته میخورند و از جانشان مایه میگذارند اما میگوییم معلم ؛ یعنی فهم و درایت ؛ یعنی اموزنده ؛ چرا تنبیه؟؟!
وقتی کلاس اول دبستان بودم ، معلم خیلی خوبی داشتم اما گاهی فقط در حدی که بچه ها یکمی حرف گوش کن بشن خودکار لای دست بچه ها میذاشت ، اما حالا که از کلاس اول من یکی که لااقل 11 سال میگذره ، همه چیز عوض شده اما هنوز تنبیه ادامه داره؟؟!
من هم دیشب به همین فکر میکردم که این وزیر آموزش چی میگفت ، هزیون میگفت ، فکر کردم درمان میشه اما ....
اصلا اسم طرف رو نباید گذاشت معلم ، این حرفه مقدس تر از اینه که بخواد با تنبیه و...قاطی بشه ، طرف مشکل عصبی داره که عقده هاشو روی بچه های مردم خالی میکنه ، اصلا....
اصلا نمیدونم چی بشه ، فقط واسش دعا میکنم ...
آدما توی همین دنیا تقاص گناهانشون رو پس میدن.

تاسف خوردم وقتی از روزنامه ها خواندم !به این معلم ...بگویید برود از یک سرباز معلم درس زندگی یاد بگیرد . نمی دانم به اینجا سر زده اید یا نه ؟ حتما سر بزنید و نقطه عاشقی ایران را ببینید
http://dayyertashbad.blogfa.com/

من هم پدر و هم مادرم معلمن.
نيستي كه ببيني صداي گرفته مادر و كمر عمل شده پدرم رو.
نمي دونم اونا كسي رو زدن يا نه.
ولي وقتي مي بينن شاگرد سابقشون رفته تا نمايندگي مجلس ذوق مي كنن.
صداشون باز ميشه و حاضرن صد سال ديگه هم درس بدن.
كيه كه بخواد بفهمه با حقوق ماهي 300 تومان دوتا دانشجوي بهترين دانشگاه هاي كشور رو تربيت كردن.
كجان اونايي كه تورم نمي دونم چند درصدي رو ...
.
ول كن بابا!!

.
.
علي كوچولو قرباني شده.
قرباني يه لحظه.
حق نمي دم به معلمش.
ولي دارش هم نمي زنم.

؟این رسانه ملی چرا از فداکاریهای معلمان خبری پخش نمیکند ؟

چرا خبر سوختن معلمي كه به خاطر دانش‌آموزانش سوخت را پخش نمي كند ؟؟؟

معلم آزرده:

با سلام
من که میدانم کار معلم از روی قصد و غرض نبوده و بخاطر تنبیه های دوران تحصیل خودش هم نبوده .....
اینها همه ریشه در دروغهای خبرنگارهایی چون نجف زاده وصدا و سیما دارد که وجهه معلم ها را دربین مردم خرد کرده است چرا هر روز و هر شب در بوق و کرنا می کنید که مطالبات فرهنگی ها را پرداخت کردند معوقه های فرهنگی ها را پرداخت کردند و..... اما کو به کدام حساب پول ریختند شاید پولهایشان را به حساب امثال شما می ریزند که این حرفها را می زنید . این شما هستید که برای معلم ها اعصاب نگذاشته اید که به راحتی سر کلاس بروند.تا حالا شده از معلمی که توسط شاگردش کتک خورده - بخاطر رفتار ناشایست شاگردش سر کلاس سکته کرده- بخاطر شاگردانش در همان روستاهایی که شما دم از آن می زنید زیر برف رفته و یخ زده.یا در بین راه دچار حمله گرگ ها شده و جان داده. آیا از آنها و خانواده هایشان گزارش تهیه کرده ای؟و هزاران حرف های ناگفته اما چه حاصل که امروزه گوش شنوایی وجود ندارد انشا الله که خداوند جزای انهایی را که چوب لای چرخ این قشر مظلوم می گذارند را بده و .......

سارا:

...

زهرا_ض:

آقاي نجف زاده سلام
گزارشتون رو ديدم .
خيلي بيشتر از خيلي ناراحت شدم.
يه پسر بچه كه الان موقع بدو بدو كردنشه بايد روي تخت بيمارستان باشه و ديگه مزه ي دويدن و راه رفتن نچشه!
درست گفتيد اون معلم داره كتك هاي كه خورده رو پس ميده.
ولي اسمه اون آدمو ميشه گذاشت معلم.
معلم دلسوزه ، معلم عاشق بچه هاست.
آره معلم خوب هم كم نداريم خودم از يه معلم شنيدم كه وقتي تابستون ميشه غم عالم ميريزه تو دلم كه ديگه تا 3 ماه نميتونم بچه ها رو ببينم.
من فقط موندم اون آدم چه جوري با خودش با وجدانش كنار مياد.
خدا هميشه پشت و پناهت مردلحظه ها
ياعلي

آيلار:

پيش بيني درست

وقتي ديشب بخش خبري بيست و سي با آب و تاب گزارش تنبيه بدني دانش آموزي كه در تخت بيمارستان دراز كشيده بود را نشان مي داد ، به خوبي مي شد حدس زد كه فردا چه چيزي در انتظار آن معلم است. قصدم توجيه اين حركت نيست كه اگر دقيقا صحت داشته باشد ، جاي هيچ گونه توجيهي ندارد اما:
ما ايراني ها كلا آدمهاي جو گيري هستيم . زود تحت تأثير قرار گرفته ودر مقام قضاوت حكم صادر مي كنيم. يكي از همين ايراني ها هم صدا و سيماست.
كاش رسانه ملي روزي كه همكاران ما براي رسيدن به حقوق حقه خود ، در ميدان بهارستان تهران تحصن كردند را هم نشان مي داد.
كاش لااقل با يكي از آنها ( درست مثل پدر دانش آموز مضروب) مصاحيه مي كرد تا او هم درد دل هايش را بگويد.
كاش به دور از هرگونه سانسور از سرنوشت معلمين بازداشت شده در ان مراسم خبر ويژه تهيه مي كرد.
كاش قبل از آتش سوزي كلاس درسي و بركناري مدير و معلم و... گزارش مستندي در وضعيت اسفبار كلاس هاي مدارس تهيه مي شد تا ديگران بتوانند عادلانه تر پيرامون اين وقايع قضاوت كنند.
كاش گزارشي از آن معلم بازنشسته تهيه مي كردند كه به خاطر نداري كليه اش را مي فروشد.
كاش حضرات به جاي فرستادن معاون خود به عيادت از اين دانش آموز ، سالي يك بار هم از معلميني كه در بستر با درد و رنج دست و پنجه نرم ميكنند عيادت مي كردند.
كاش در كنار اين جسارت معلم ، دست شكسته معلمي را نشان مي دادند كه دانش آموزش ( بله دانش آموزش ) او را در كلاس درس زده است.
كاش قبل از اينكه اتوبوس مدرسه اي در راه اردو دچار حادثه شود ، از فقدان سرانه فرهنگي دانش آموزان گزارشي تهيه مي شد تا ديگران بدانند سرانه اردويي هر دانش آموز در سال چند بوده و براي كرايه يك اتوبوس مدير يك مدرسه چند بايد پرداخت كند.
كاش امسال كامران جان از غربت معلمين در روز معلم گزارشي چنين سوزناك تهيه مي كرد......
.
.
.
مي تونيد براي خوندن ادامش به سايت www.delnevesht.com مراجعه كنيد
يه جورايي در جواب گزارش شماست
جالبه جواب دادن.

سلام اقای نجف زاده.خدا قوت.من مشتریه پر و پا قرص گزارش های شما و وبلاگتون هستم.گزارش های شما یک چیز دیگست.شما با اون گزارشتون درد علی کوچولو رو به تمامیه مردم منتقل کردید .شما طوری گزارش تهیه میکنید که تمام حس رو به مردم منتقل میکنید.
واقعا متاسفم.متاسفم برای معلمانی که باید مثل تر و خشک با این مردمان سنگدل که نام معلم بر خود نهادند بسوزند.هستند معلمانی که برای دانش اموزان خود سنگ تمام میگزارند و هستند افرادی که حیف از نام معلم که بر انها بگزارند.
علی کوچولو هم تا چند وقت دیگر به فراموشی سپرده میشود.همانند ان کودکانی که در کلاس خود در روستا سوختند.یا کودکانی که در یکی از مدارس روستاییه یکی از استان های غرب کشور بر اثر گاز گرفتگی خفه شدند.از خداوند برای پدر و مادر علی کوچولو طلب صبر میکنم و امیدوارم که دیگر از این اتفاقات نیفتد.
به امید ان روز .
یا حق

سلام آقا کامران من اومدم بعد از چند وقت که بگم برای کسی دعا کنید که الان مریضه و اگه نباشه من می میرم .برای بابابزرگم که جونم بهش بسته اس
ولی..خجالت کشیدم واقعا جریان علی کوچولو رو نمی دونستم اشک تو چشمام جمع شده هیچ چی ندارم بگم...نوشته هاتون در عین سادگی تاثیرایی می ذاره که....
از زنده بودن خودم شرمنده ام.
خدایا به حق امام زمان همه ی مریضا رو شفا بده...
چرا امام زمان ظهور نمی کنه
چه دنیای مسخره ایه

منوچهر:

سلام کامران جان...
واقعا مي شه با تو راحت بود و به اسم کوچيک صدات کرد...
لحن صدات رو دوست دارم...
برق نگاهت رو گاهگاهي مي بينم...
و بغض صدات و تپش تند و مضطرب قلبت را شايد کمي حس بکنم...
آفرين به غرورت...
به نظر من تو خبرنگاري کشورم رو متحول کرده اي...
به حس خلاقانه ات و به شهامت وجودت افتخار مي کنم...
هميشه و در هر جايي که هستي، موفق باشي و نترس...

به روزم برای فرزند فصل بهار نارنج

به خدا به خاطر اين ضيه بغض گلوم رو گرفت.وقتي از بيست و سي اين داستان رو از زبون شما شنيدم دلم كباب شد.بايد اين معلم بي همه چيز كه زندگي يك بچه رو از بين برده مجازات بشه.

اين ها همه اش از بي فرهنگي هايي است كه در گوچه پس كوچه هاي ذهن خيلي از آدم هاي اين مملكت گير كرده.چرا نبايد قبل از اينكه كسي سمت معلمي را بگيرد تست رواني شود تا يك همچين آدم روانيي نرود به جان بچه ي مردم بيفتد
خدا خودش رحم كند
آمين يا رب العالمين

پيمانه:

هميشه همينطور هست هميشه همينطور خواهيم ماند ......
بايد اتفاقي بيفتد تا ببينيم و لحظه اي گريه كنيم و بعد ......

بــازم سلام...
این سلام با سلام های دیگه خیــــلی فرق داره چون:
میخوام 30مین سال تولدت رو تبریک بگم....

بذار یه کم جدی تر بگم:30مین سالگرد بهار زندگیت رواز صمیم قلبم تبریک میگم و امیدوارم که هر جا که باشی همیشه تندرستی و نشاط همراهت باشه و هر روزت نو تر و جذاب تر از دیروزت باشه... امیدوارم وقتی 10000 سال بعد خواستی آخرین شمعهای زندگیت رو فوت کنی به همه ی آرزو هات رسیده باشی....
بازم تبریک و اینکه نمیدونم وبلاگم چشه 2 ساعت تموم دارم واسه جشن تولدت آپ میکنم اما همش پرید

سلام

خیلی خوشحالم که بالاخره یکی پیدا شده که یه جور دیگه!!!قضایا رو بیان میکنه...
درد های اجتماع رو...با دلسوزی و تم ادبی خبری منحصر به فرد..
آفرین...و خدا قوت رفیق

سلام
خوبی؟
بابا تولد
تولد تولد تولدت مبارک
بیا شمعها رو فوت کن که صد سال زنده باشی
ان شالله عمر طولانی و با عزتی داشته باشی

sara:

salam aghaaye najafzaadeye aziz,in vaghean kheili namarDe:((kheili narahatam vase ali koochooloo.baazia vaghean enghadr badan ke enmishe beheshoon goft moallem vali baaziashoonam khodaeesh kheili mahan.kashki mishod vase ali kaari kard


بعد از تو جهنم جای دلپذیری خواهد بود.

دوزخ گرم و نوازشگر.

امروز من از آتش عبور کردم.

سارا بزرگمهر:

به راستی بعضی از حوادث انسان را به تفکری عمیق وا میدارد ...و بین خوب و بد میماند...معلم ..شمع ..از خود گذشتی ..صبر...و..شاید هم نگاه معصومانه این طفل بر روی ویلچر ...نگاه ما به معلم را در عصر جدید که همه ادعای تمدن میکنن تغیر دهد....یا حق

sajad:

واقعا چقدر این قوم بختیاری بدشانس هستند.در همین یک ماه اردیبهشت که هنوز تمام نشده هر طایفه آن یا چند نفر از دست داده یا غیره.
و من فکر میکنم که اگه همین کتک ها به یک دانش آموز دیگه میخورد چیزیش نمیشد.

*** // مریم // ***:

سلام داداش
همه ی اونهایی رو که اون بالا گفتن و شکایت کردن از اینکه چرا از معلم های خوب این سرزمین گزارش نمی گیرید درست
اما اینم درسته که یه بچه ی بی گناه که برا آینده اش هزار تا امید و آرزو داشت و شاید نتونه به خیلی هاش برسه به خاطر کار یه معلم که اگه بشه روش اسم معلمو گذاشت اینجوری تاوان پس بده و از این به بعد دستاش رو دو تا چرخ ویلچر باشه؟

باید بگم در جواب همه ی اونهایی که شکایت دارن:
ایران هزاران معلم داره که همشون شاید اول فقط به چشم یه منبع درآمد نگاهش کردن اما بعدها عاشق شدن عاشق بچه ها عاشق خنده هاشون و عاشق....
معلم هایی مثل اون معلم ریاضی 80 ساله که چند وقت پیش نشون دادن ، معلمی مثل او آقایی که جون خودشو به خاطر بچه ها فدا کرد و سوخت معلم هایی که اگر دانش آموزا هنوزم اونا رو ببینن رو دستاشون بوسه می زنن
مگه از این معلم ها گفته نشد؟
همه ی ما باید قبول کنیم مردم ایران فراموشکارن و همه به یه آلزایمر دچارند همین علی کوچولو هم تا چند روز دیگه از همه ی یاد ها رفته و خودش می مونه و خدای خودش و آرزو هاش

*******************************************
داداش مادر خودم هم معلمه . من اون گزارشو ضبط کردم مامانم میگه هیچ وقت اون گزارشو پاک نکن
می دونی چرا تا یادمون بمونه که یه معلم چطور می تونه یه دانش آموزو بالا ببره و چطور هم میتونه
نابودش کنه
******************************************
خداحافظ فعلا.......

چقدر دردآور است
اين درد
بر جان بچه‌ها
و جان معلمان
...

و جان جامعه
يا حق

شادی:

علی کوچولو ها زیادند...
ما چشمانمان را بستیم...

جلال تقی ئی:

آقا کامران سلام
من جلال تقی ئی یک عضو کوچک از جامعه بزرگ معلمین کشور هستم که قریب 15 سال است که عشق و علاقه ام معلمی است .
اولا بگویم یکی از کسانی که همیشه گزارش های خبری و وبلاگ شما را بازدید می کند من بوده و هستم گرچه تا حالا برایت کامنتی نگذاشته ام اما اکنون از سر درد و گلایه این مطلب را برایت می نویسم .
شما در گزارش علی کوچولو و همچنین گزارش معلم فداکار با کنایه ای ظریف به جامعه معلمین توهین کردید . کلمه "دغدغه های مادی " که هر دو بار در هر دو گزارش ذکر شد نوعی کنایه و نیشخند رسانه ملی است که بارها و بارها به جامعه فرهنگیان رسیده است .
دوست عزیز
خوب بود چقدر زیباتر می شد اگر که در هردو گزارش به این نکته که شاید خواسته درصد اندکی از جامعه معلمین باشد اشاره نمی شد و احترام به معلم باقی می ماند.
فذکر ان الذکری تنفع المومنین
با تشکر
جلال تقی ئی
مدرس مرکز تربیت معلم دانشور شهرستان نیشابور

hamid:

با سلام
من نمی دونم واقعا شما د ر خبرنگاری دنبال چی هستی .کشف واقعیت ، بیان واقعیت برای مردم ، سوژه های جذاب و معروف شدن و بعدا کاندید شدن و بعداآوردن و دیگه به اونایی که بهت رای دادن نگاه نکردن.
واقعا به هدف و روشهات شک دارم.
خلاصه حالا که یه گزارش جنجالی از فلج شدن علی توسط معلمش دادی، راه رضای خدا یه گزارش هم از مرگ معلم 35 ساله در زنگ ورزش تهیه کن تا عدالت را رعایت کرده باشی.
والسلام علی من التبع

علی:

از طلا بودن پشیمان گشته ایم مرحت فرموده مارا مس کنید
جناب آقای نجف زاده
همیشه خبرهای داغ و هیجانی را که از زبان تو میشنیدم خوشم می اومد
اما حالا دیگه راستش قیا فتا که می بینم چندشم می شه
خب آخه آدمهایی که یکی به میخ بزنن و 100تا به نعل
آدمای قابل دوست داشتن نیستن خودتم می دونی
اونروز خبرت خوب بود
یعنی خوب شروع کردی
اما
اما دستوری که بهت داده بودن دستور خوبی نبود
راستی
دم خروستونا باور کنیم یا قسم حضرت عباستونا
خبر کدوم علی کوچولو به نظرتو و بزرگترات شایسته معلمیست
علی کوچولو که از دست یه معلم کتک خورده ( اونم هنوز علت کتک و میزانش ثابت نشده ) و به قول شماها
معلما بجای اینکه تو صف گرفتن حق و حقوقشون بایستن بیان اونا ببینن
یا
علی کوچولو که توسط یه معلم نجات یافت و معلمش جانش را در راه نجات اون از دست داد
البته شما ها که اینها را نمی فهمید
چون ایثار و گذشت و فداکاری را شما ها با معیار پول میسنجید
راستی چندتا مطلبه که خوبه تو و اونایی که هر روز میخان معلما را که به شهادت آمار بالاترین میزان اعتماد را در میان مردم دارند ، دراذهان عمومی خراب کنین بدونین
(البته واسه حرفم دلیل داریم ها هرروز تیتر خبر تون پرداخت مطالبات معلمهاست اولا" چرا حقوقمونا نمیدن
که بشه مطالبات ثانیا" وقتی دهه فجر 86 مطالبات ما را دادن دیگه مگه مطالباتی می مونه که هفته معلم قرارشد بدن ثالثا" این پولا به حساب کیا رفته که خودمونم نمی دونیم چون حداقل من و عده زیادی از همکاران که کلی هم مطالبات طلب داریم چیزی تو حسابمون نیست نکنه ناقلا حساب شما هم با این پولا آره)
واما مطالب :
1- ازمیان 1میلیون معلم یه نفر اقدام به کار ناشایست کرده این دلیل تعمیم به معلما نیست همونطور که درمیان پلیسها و دکترها و شما هنرمندان پاک و بی عیب ؟؟؟؟ هم این جور آدما هستن
2- راستی شماها میدونید انقلاب از مدرسه و ازمیان معلما رشد کرد رجایی ( اسطوره دولت مردان پاک)، مطهری اسوه معلمهای اندیشمند ، شهید آیت ، مفتح ، بهشتی و هزاران هزار شهید و جانباز و
آزاده معلمهای بی ادعایی بودن که رفتن و هیچکس هم نفهمید( درعوض یه خبرنگار که صورتش اوخ میشه
همه می فهمند)
3- یه روز تو و همکارات این دوربینتونا وردارین بیاین اصفهان ؟؟؟؟؟ شهرستان فریدونشهر روستاهای
پشتکوه دوم و ببینین معلم چکار میکنه و آیا سزاوار این حرف شماها هست که :
" آیا معلمهایی که هرروز واسه گرفتن حق و حقوقشون به صف می ایستن آیا علی کوچولورا هم میبینند"
4-یه نصیحت برادرانه هم به تو و همکارات دارم بجای اینکه هرروز مطالبات مارا پرداخت بکنین
بهتره یه تاملی هم تو اوضاع و احوال فرهنگی و اخلاقی اهالی صداو سیما بکنید راستی فکرشا کردی چرا اینهمه بلوتوث غیر اخلاقی ، عکسهای مستهجن وفیلمهای ........و برنامه های اکس پارتی و رقص پارتی و
.....ازهنرمندان عزیزو پاک و بی عیب فراوان شده و شماها بجای حل مشکل خودتون هرروز به فکر پرداخت مطالبات ماهستید
5- گرچه می دانم آب در هاون می کوبیم و کلند به سوزن می ستانیم و می دانم که این حرفهارا فراوان
شنیده اید و به قول شاعر (( آنچه البته به جایی نرسد فریاداست ) و میدانم که به محض دیدن این نامه اونا از وب حذف میکنی ولی
آقا کامران
انصاف بزرگترین نعمت خداست
اگه ندارین پس هیچ ندارین

مهسا1371:

خدا، انسان و عشق ؛
این است " امانتی " که بر دوش آدم ،سنگینی می کند
و این است آن " پیمانی "
که در نخستین بامداد خلقت با خدا بستیم ،
و " خلافت " او را در کویر زمین تعهد کردیم.
ما برای همین " هبوط " کردیم ،
و این چنین است که به سوی او باز می گردیم.


.
.
.


تاریخ ،معلم اصلی همه معلم هاست و مدرسه همه مدرسه ها....


-------

(" مقصد ناپیداست.")

فعلا...

محمد مهدی تاجیک زاده:

سلام آقای نجف زاده.
به عنوان یه برادر ازت میخوام خودت باش.
نه اونی که بقیه میخوان.

به کجا میرویم ما...؟

فائزه:

واقعا متاسفم!

اون جوونی که برای ساخت یه فیل مکوتاه(باموضوع کابل دزدی) برق گرفتش چی شد ......منتظر خبرم...


دادگاه را باید با علی کوچولو و معلمش برگزار کرد....ما چه کاره ایم

سلام
امیدوارم پست بشه.
آقای نجف زاده ،من تا حلا زیاد سعی کرده بودم نظر بذارم ولی نشد .من که این علی کوچولو و گزارش جنجالیت رو ندیدم اما آخرین خط و که خوندم اشکم اومد پایین تو دلم به معلم لعنت فرستادم(معلم بیچاره)بعدش یه لحظه فکر کردم الان که من اینجا نشستم و دارم مینویسم و دکمه های کیبوردم جاشونو خیس میکنن از کجا معلوم که اون معلم هم حس من و ...قبلا" ها با انصاف تر بودی... من دلم برای علی کوچولو میسوزه آخه آرزوهاش سوختن خودشم خبر نداره،دلم واسه معلمش هم میسوزه،آخه تلاش چندین و چند سالش،زحماتش،بدبختیاش....همش سوخته،توی همین روزا من و تو هم میسوزیم.پس دل کسی رو نسوزونیم که آتیش رو واسه خودمون بزرگتر کنیم....نه؟؟؟

مریم شکوهی:

سلام

متن جالبی بودو البته قابل تامل! آقای نجف زاده حالا که این مطلب رو نوشتید، بد نبود از احوال دانشجو ها هم می نوشتید. فکر نمی کنم این خبر رو نشنیده باشید که : "آقاي كشاورز دانشجوي دكتراي شيمي دانشگاه شهيد بهشتي روز چهارشنبه 28 فروردين ماه در محل دانشكده شيمي اين دانشگاه خودكشي كرد. (به نقل از سايت تابناك)" و بد نیست سراغ علت اون رو هم بگیرید که چطور یک دانشجوی تحصیلکرده می تونه با خوردن سیانور اعتراضش رو به استادش نشون بده. اصلا چرا یک دانشجو نباید راهی برای اعتراض داشته باشه، جز "خودکشی"!!
باور کنید اتفاق کمی نیفتاده که وقتی حرف از این موضوع پیش میاد همه یه جورایی نوجیحش می کنن. اما مهم اینه که یک دانشجو به جایی رسیده که حاضر شده خودش رو بکشه. کی باعث این علته؟ چه کسی؟

سلام
جالب بود
باز هم روان و ساده و دوست داشتني نوشتي
با مطلب ‹‹ حركت روي موج بي انصافي›› به روزم.

اثنی عشری:

باز هم مثل گذشته ،هیچ اتفاقی نمیافتد ...
ما عادت داریم ...عادت داریم ترحم کنیم وبعد پشت کوهی از روزهای رفته موضع بگیریم که شاید اگر اوضاع بهتر بود این اتفاق نمیافتاد...شاید علی راه میافتاد ...

آقای نجف زاده ما امیدمون تقریباً به شماست . یه خبری هم از آموزشکده فنی سما اهواز تهیه کنی بد نیست . وقتی زیر نظر دانشگاه آزاد هستند و شهریه دانشگاه آزادی ها رو می دن باید تو کانتینر درس بخونن ؟
اینم لینکش :
http://mobarezz.parsiblog.com/516918.htm

محمد:

آقاي نجف زاده هميشه شما را بخاطر گزارش هاي ناب و نكات ظريفي كه در لايه هاي ديالوگ هايت بود مي ستائيدم اما اين گزارش :
1) درد آور نه زجر آور نه........ هرچه بگويم كم است .
2) سهل انگاري يك معلم كه كسي فكر ريشه يابي اين اتفاق نيست.
3) سهل انگاري كه در همه ارگا ن ها فراوان تر از اين است .كم نيستند اطبايي وپرستاراني كه بدون تكان خوردن آب از آب مريضشان را ...........يا نرسيدن آمبولانس بالاي سر مريض و.........يا ساخت خودرو غير استاندارد.يا هزاران تصميم اشتباه كه جان من ، تو و هزاران نفر ديگر را به خطر
مي اندازد.ودر هيچ مورد هيچ كس جواب گو نيست .
4) تفاوت آنچه در گزارش ديدم با آنچه در ياداشت شما خواندم.
آقاي نجف زاده وقتي همه را كنار هم مي گذارم به يك نتيجه مي رسم
(( يك گزارش سفارشي براي ترور شخصيت معلمين !))
چرا ؟
1 ) معلمين ماهها است از دولت طلبكار هستند . حقشان را مي خواهند مزد زحمتشان بگيرند وبروند خرج درمان به قول شما سرطانشان كنند. زمزمه تحسن واعتصاب به گوش مي رسد بايد يك جوري ساكتشان كرد . تبريك مي گويم گزارش سفارشي شما همه را ساكت كرد هيچ، جو جامعه را نيز عليه معلمان كرد.
تا حالا فكر نكردي چرا از مجموعه كارمندان دولت فقط معلمان مطالبات دارند وسوژه ي تكراري براي تعنه وكنايه وشكستن دل شكسته معلم است .
2) وزير نوگرا به جاي پرداخت حقوق معلمان و پيگيري جريان اتفاق افتاده با كمال ...........مي گويد معلم را فعلا انفصال ازخدمت كرديم.،پرونده را به محكمه فرستاديم.، امتحان دانش آموز ................
آقاي نجف زاده شما خواسته يا نا خواسته محور يك جريان عليه كساني شدي كه بعد از بعد از پدر ومادرت تا ابد مديون آنها هستي.

این نظراتی که واسه شما گذاشته بودن جالب بود.... چرا بعضی ها انتظار دارن شما هر خبری که می گی کنارش تمام اخبار مرتبط رو هم بگی که مبادا حق کسی ضایع بشه ؟!! آدم یاد سرچ مقالات می افته که همیشه کنار کلی لینک related article داره !

زهرا:

کامران عزیز سلام
خیلی وقته که اون گذارشت پخش شد وهمه را ناراحت کرد.ولی از این دردناکتر برای من پخش گزارشت درباره اون معلم جوان و فداکار بود.اشکم دراومد.خدا رحمتش کنه.خیلی دلم میخواد بدونم چه احساسی از این دو گزارش اخیرت داری؟تقابل دو معلم در مورد شاگرداشون.
وای خیلی دلم برای معلمام تنگ شده.راستی برام دعا کن چون امتحان نهایی دارم.راستی عزیزم تولدت مبارک.
پاینده باشی.

سكينه:

سلام
كلاس چهارم...يه شاگرد نسبتا ضعيف...كه حتما دليلي داشته...با خط كش چوبي نسبتا ضخيم... دستش نواخته شد...توي يه مدرسه غيرانتفاعي در اصفهان...هيچ وقت از معلم كلاس چهارمم خوشم نيومد... شايد مي ترسيدم ازش...
اول دبيرستان...مطالعات اجتماعي... خوب خوندم... رفتم پا تخته... نمي دونم چرا اما همه چيز يادم رفت... وتنها گريه به دادم رسيد... چون قبل از رفتن پاي تخته براي همه سوال ها دست بلند مي كردم و جواب مي دادم... معلم فهميد... و من ديگه پاي تخته نرفتم... و معلم فهميد...
پيش دانشگاهي...درس زبان... مي لرزم با اينكه كلي خونده ام...پاي تخته...دستم رو توي جيبم مي كنم و با تمام قوا فشار ميدم... تا كسي نبينه لرزش دستمو... اما همه ديدن رنگ پريده ي صورتمو... اما معلم چه مي فهميد... شايد فكر مي كرد... من دروغ مي گم... اما دروغ نبود...هر چي بلد بودم و نبودم رو اشتباه گفتم...چه مي فهمي بغضي رو كه توي گلو مچاله كردم... چه مي فهمي...معلم چه مي فهمه...
و حالا...استاد دانشگاه...راحت مي گه اگه من نخوام تو مي افتي...!
اما...من مي خوام...با صداي بلند بگم... كلي معلم خوب داشته ام و دارم... و دستشونو مي بوسم... به خاطر همه خوبي هاشون...

راستي...ما اگه دانش آموز باشيم يادانشجو...همه مي گن...نه،همه فرياد مي زنن كه تو بايد بتوني!... اما كسي كه معلم ميشه نبايد بدونه كه با بچه سروكار داره...حتي اگه 40 ساله باشه؟؟؟؟....بگذريم از يه دسته از بچه ها كه از شيطوني خوششون نمياد...اما اينو مي دونم كه همه از شيطنت ها و نگاه هاي خشمگين ناظم مدرسه...كلي خاطره داريم... همه اگه پامون رو درباره تو مدرسه بذاريم...خودتون مي دونيد چه اتفاقي مي افته...

وهستن معلماني كه مي فهمن بچه رو...

معلم اگه بخواد مي تونه بفهمه...

«اي معلم،اي ريباترينم
اي آنكه با وجود آكنده از مهر ومحبت زيباترن مثنوي عشق را به من آموختي... روح بلند و بديع تو را مي ستايم
نامت و يادت هميشه در آسمان خيالم جاودان و پاينده باد...
از محسن تقي زاده»

يا علي..

delaram:

chizi joz skooto ghose khordan nadarm.... faghat heyfe ke yek koochooloo vaseye natavan moondan az rah raftan esmesh titre rooznemeha beshe..shayad mitoonest esmesh vase ye shohrate eftekhar amiz titre roozname ha beshe...heyf ke moalem natoonest khoshoonatesho negah dare heyf......va heyf va heyf...

اگر در عالم کاریمان همه چیز را با تصویه حساب های سیاسیمان گره بزنیم دیگر به درد این عرصه نمی خوریم

fateme:

خداوند به موسي گفت: « از دو موقعيت خنده ام مي گيرد. وقتي من بخواهم کاري انجام شود و تلاش بيهوده ي ديگران را مي بينم که مي خواهند جلوي انجام آن کار را بگيرند، و وقتي من نخواهم کاري انجام شود و جماعتي را مي بينم که براي انجام آن کار، به آب و آتش مي زنند


علی:

آقای نجف زاده
از وزیر آموزش و پرورش بپرس
تو که به ملاقات علی کوچولو؟؟؟؟؟؟؟ رفتی
وکلی هم افاضه فیض نمودی
سری هم به خانواده آقای واعظی ( که جونش را فدای
دانش آموزش کرد ) زدی
به خونواده اون معلمی که واسه نجات دانش آموزاش
سوخت سر زدی
وبه هزاران خونواده اینجوری ( یکی واسه نجات دانش آموزش کلیه اش را داد و......)سر زدی یا نه
می دونم که جوابت نه است
آخه این روزا همه ما ها به قول معلم توانا جلال آل احمد شدیم (( نان به نرخ روز خور))

سليماني:

كامران عزيز
هميشه برايت دعا مي كنم كه بتواني با احساس پاك و نوع دوستانه ات زندگي كني و زندگي و كار اين مجال را به تو بدهد كه بتواني خودت باشي.

man:

Baraye tanha omide baghi mande kamran najaf zade:

سارا:

آدمك آخردنياست بخند آدمك مرگ همين جاست بخند

سلام آقای نجف زاده عزیز
من یکی از همکاران شما در مطبوعات هستم که به تازگی هدف را جزم کرده ام که وارد عرصه خبر تلویزیون شوم آقای نجف زاده در زندگی کنونی ما بودن یک خبرنگار شجاع جسور و واقع بین در رسانه ملی واقعا موهبت بزرگی است که نسلهای دیگر آثار آن را خواهند دید .بنده قصد دارم که یک وبلاگ از اخبار استانی خودم که بخش کوچکی از کشور همچو طلای ما ایران است درست کنم بسیار مایلم نظر شما را در این مورد بدانم /با تشکر

مونا:

مثل همیشه آقای نجف زاده زیبا سخن گفتین.
ممنون.

عطوف:

تصفیه حساب نه آقای نجف زاده

تسویه حساب !

م:

سلام آقاي نجف زاده.اميدوارم حالتون خوب خوب باشه.
من م . صادقي از شهرستان خميني شهر اصفهان مي باشم اگه ميشه از شهر ما (خميني شهر) هم گزارش تهيه كنيد

شایان:

اول)
برادرزاده ام از معلمهای روانی اش که همکلاسی هایش را کتک می زدند تعریف می کرد. گفتم: می توانی شکایت کنی. تمام حضار زدند زیر خنده! یاد گزارش شما افتادم و یاد قدرت رسانه...

دوم)
همسایه ما کودکش را کتک می زد. فکر کردم آیا اگر از دست پدر و مادرش شکایت کند کل پاسگاه نمی زنند زیر خنده؟

سوم)
پدر من معلم بود.
افتخارش در تمام زندگی: هیچ وقت دانش آموزم را کتک نزدم.
افتخار من هم او بود.

salam agha kamran.
khobid???
man yek adam fazayi hastam.v dost dare mardom.
valy az yek mozo nemitonam begzaram.onam mozoe ali kocholo v amsale one.
hala biaed be blogam sar bezanid.khodeton motevajeh mishid.
bye ta bad.

سلام
متاسفانه گزارش رو نديدم نه شايدم خوشبختانه.
اما شنيدم و دلم گرفت.
نمي دونم چي بگم.نميدونم بايد چيکار کنيم .نميدونم چرا آموزش پرورش ما هنوز نميدونه که چه جوري بايد تربيت کنه؟نميدونم چرا خودشو جدي نمي گيره معلمي شغل با ارزشيه مگه غير اينه.کاش قدر بدانند و بدانيم و بداند.

سلام آقای نجف زاده ،
خواستم از این طریق بهتون بگم که شما در ابتدای کارتون در نظر من یک گزارشگر توانا و مستقل بودید که با خبرهای همیشه جذاب و متفاوت و با یک نوآوری همراه ما بودید .
با شما در 20:30 آشنا شدم و از اون به بعد دنبال کردم خبرهاتون رو ولی بعد از مدتی که خبرهای شما به سمت و سوی سیاست رفت ، دیدم که شما هم مانند خیلی های دیگر مزدوری بیش نیستید و نون به نرخ روز خور .
با خبرهای که در مورد دانشجویان ، گروه های و شخصیت های سیاسی و ادبی و غیره دادید و دروغ های محضی که در آن ها سرهم کردید و تهمت های ناروایی که زدید و گلچین کردن خبرهایی که محتوای آن هارا به کلی تغییر میداد برای خودم متاسف شدم که چرا گول ظاهر فردی چون شما را خوردم .
در صورتی که جوابی دارید در وبلاگ خودمان منتظر شنیدن جواب شما هستیم .
موفق باشید

پری ناز:

من هنوز که هنوزه این علی رو فراموش نکردم!به نظرم معلم حسابانمون خیلی خوبه وقتی یاد علی میفتم!فکر کنم همون روز هادر مورد یه معلم دیگه که واسه نجات جون شاگردش تیرک دروازه روش افتاده بود هم بحث شد.خوب معلم ها هم آدمن وآدم ها هم متفاوت!یکی اینجوری ویکی اونجوری(مال ما میانه است)

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در May 16, 2008 2:48 PM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت خيس بوده است.

ارسال بعدی این سايت معجزه پرسپوليس! است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.