چند ساعت مانده تا بهار رفتم از خاطره هاي عاشقانه مردم پرسيدم.مي گفتند و مي گفتند پخش نکن.حاضر بودند درباره قيمت جديد بنزين و تيرچراغ برق و علي دايي ساعتها صحبت کنند اما از خاطره هاي عاشقانه شان نگويند.
به اين باور رسيدم که نوروز افسون گر و دلفريبي که مي آيد،همه اش نوستالژي باران و سينما و چاقاله بادام و سيزده بدر و شلوار بلند و کفش گشاد نيست.سهمي هم در دل هرکسي دارد که خصوصيست.محرمانه است...خاطره هاي عاشقانه را مي گويم.
********
عيد آمد و تو بودي و عشق بود و اميد.کبوتر خواب مي ديد ماهي قرمز شده است.
نظرات (283)
سلام
جیب سوراخ, جلیقه سوراخ
سر آستین سوراخ ردا سوراخ
تنبان سوراخ بیراهن سوراخ
آبکشی مگه برادر؟
دردهای من نگفتنی ست
دردهای من نهفتنی ست
خاطرات مردم ما گفتن ندارد
با تشکر: مرضیه
ارسال شده توسط فرزند خوانده | March 19, 2008 11:31 AM
ارسال شده در March 19, 2008 11:31
عيدت مبارك..
ارسال شده توسط مهان | March 19, 2008 11:38 AM
ارسال شده در March 19, 2008 11:38
من آرزو دارم ماهي قرمز بودم.
عاشقانه مرا مي خريدند.
يكي از همان ها كه به هيچ كس نمي گويند.
راستي
هر دو ماهي قرمز من مردن.
همين ديشب!!!!
و من هم چنان در حسرت ماهي قرمز...
.
.
.
این روزا یه دروغ جدید هم گفتم.
شاید تا مدتی هم پیدام نشه.
شاید!!!
ارسال شده توسط دروغگوي خوش حافظه | March 19, 2008 11:47 AM
ارسال شده در March 19, 2008 11:47
آقاي نجف زاده سلام
خيلي از آدم ها هستند كه دوست دارند خاطره هاي عاشقانه شان فقط در دل خودشان باقي بماند.
به نظر من اين شايد به خاطر اين باشد كه در جامعه اي كه ما درآن زندگي ميكنيم مفهموم و معني عشق را آن طور كه بايد نمي دانيم و نفهميديم. يه جورايي مفهوم عشق و عاشقي براي بعضي از افراد بد جا افتاده. يه جورايي هم حرف زدن از عشق براي بعضي از آدم ها سخته! ولي حرف زدن از به قول شما علي دايي و قيمت جديد بنزين و تيرچراغ برق براشون مثل آب خوردن.
راستي ديروز رفته بودم با خواهرم وسايل سفره هفت سين بخريم توي راه كه داشتيم برميگشتيم خونه يه نگاه به ماهي كردم و ياد ماهي عيد 86 شما افتادم.
همين طوري به خودم ميگفتم نه يادم نميره آبشو زود زود عوض كنم بهش ميرسم.
اما امروز صبح در كمال ناباوري ديدم ماهي مرد بيچاره به يه روز هم نكشيد كه بخوام آبشو عوض كنم. انقدر حالم گرفته شد. دلم خيلي براش سوخت . آخه كوچولو بود الان عذاب وجدان گرفتم كه نكنه از مادرش جداش كردم و بيچاره دق كرد.
عجل مهلتش نداد بزرگ بشه ، عاشق بشه.....
ياد شعر ماهيگير مازيار افتادم.
توي مجله خونده بودم كه ترجيح ميديد عيد كنار خانواده باشد سر سفره هفت سين موقع سال تحويل دعا يادتون نره!
عيد و به شما تبريك ميگم واز طرف من عيد و به خانومتون تبريك بگيد آخ دوباره زياد نوشتم ؛ببخشيد ، شرمنده
خدا هميشه پشت و پناهت
يا علي
ارسال شده توسط زهرا_ض | March 19, 2008 11:53 AM
ارسال شده در March 19, 2008 11:53
سلام . ما که از وقتی آمدیم توی خبر و همه عشقمان شد کار و گزارشهامان و عاشقانه هامان هم شد لایه لایه کردن خودمان و گزارشها و بعد لایه لایه کردن گزارشهای خوبی که می دیدیم . بهار هم برایمان شد گزارشهای عاشقانه خبرنگاران عاشقی از نوع کامران نجف زاده .........این هم یک جورش است لابد . اما می دانم که جور دیگرش گاهی دلچسب تر است . عاقبت دار تر است . قابل درک تر است . عمومی تر است . واقعیت دیگری است .........که یادش بخیر .
ارسال شده توسط میترالبافی | March 19, 2008 11:54 AM
ارسال شده در March 19, 2008 11:54
من که البته هنوز خاطره عاشقانه ای از نوروز ندارم.خاطرات دیگه چرا ولی عاشقانه نه.البته شاید عاشقانه اش برای من همان حس قشنگ و نابی است که به محض اینکه وارد بهار می شویم و موقع سال تحویل ،حس می کنم خدا مرا بخشیده و فرصت دو باره ای داده برای زیستن و انسان بودن و بندگی کردن.
راستی اصلا برای تبریک عید و آرزوی سلامتی و موفقیت تو سال جدید اومدم اینجا.از ته قلبم میگم انشاالله سال خوب و شادی داشته باشی ،هم خودت هم خوانوادت.سال تحویل دعات میکنم.دعام کن.
ارسال شده توسط یه دختر 17 ساله | March 19, 2008 12:17 PM
ارسال شده در March 19, 2008 12:17
خودت حاظری از خاطره های عاشقانه ات بگویی؟
نوروز مبارک.
ارسال شده توسط پریا | March 19, 2008 12:27 PM
ارسال شده در March 19, 2008 12:27
سلام
سال نو مبارک
ارسال شده توسط ~**~سونیا~**~ | March 19, 2008 12:30 PM
ارسال شده در March 19, 2008 12:30
سلام آقا كامران....باز هم ميگم يعني همه ميگن آفرين به شيريني سخنت...شيوايي كلامت...عمق مطلبت...
365 روزي بو د و بوديم و گذشت...365 روزي دگر اگر باشد....اگه اون بالا سري بهمون رخصت بده ايشالله همه واسه هم دعاهاي خوب خوب ميكنيم...
يك روز و دو روز نيست اين مشكل ما
ما سيصد و شصت و پنج مشكل داريم
عيد همه مبارك...سال همه خوش
ارسال شده توسط مجتبي | March 19, 2008 1:06 PM
ارسال شده در March 19, 2008 13:06
فوق العاده بود مثل همیشه...
ارسال شده توسط tj | March 19, 2008 1:37 PM
ارسال شده در March 19, 2008 13:37
به به سلام چه عجب اقا
قشنگ بود مثل همیشه
ارسال شده توسط hiddengirl | March 19, 2008 1:50 PM
ارسال شده در March 19, 2008 13:50
ashegh ke bashi hame chiz range yar migirad,hatta baharo norooz...
ارسال شده توسط sepideh | March 19, 2008 1:55 PM
ارسال شده در March 19, 2008 13:55
خوشحالم اولین کسی هستم که توی این پست جدیدتون بهتون عید رو تبریک میگم موفق باشید ان شا الله در سال جدید
پـــــــــســــــر شــــــیـــــــراز
http://www.lo3a.blogfa.com/
ارسال شده توسط پـــــــــســــــر شــــــیـــــــراز | March 19, 2008 1:59 PM
ارسال شده در March 19, 2008 13:59
جمله آخر خيلي دلنيشن بود
:)
ارسال شده توسط deja vu | March 19, 2008 2:05 PM
ارسال شده در March 19, 2008 14:05
هفت سین قرآنی
سلام على ابراهیم سوره صافات آیه ۱۰۸
سلام قولا من رب رحیم سوره یس آیه ۵۸
سلام على آل یاسین سوره صافت آیه ۱۲۹
سلام هی حتى مطلع الفجر سوره قدر آیه ۶
سلام على نوح فی العالمین سوره صافات آیه ۷۹
سلام على موسى و هرون سوره صافات آیه ۱۱۹
سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین سوره الزمر آیه ۷۳
سلام و عید نوروز بر شما مبارک . انشاء الله در سایه عنایات حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، سالی همراه با موفقیت ، سلامتی و آرامش پیش رو ی شما و عزیزانتان باشد . التماس دعا و ایام بکام
ارسال شده توسط zahrafarahani | March 19, 2008 2:08 PM
ارسال شده در March 19, 2008 14:08
خاطره هاي عاشقانه هركس يه رازه
بهتره فقط خودت بدوني و ....
.........................
عيدتون پيشاپيش مبارك
ارسال شده توسط shadi | March 19, 2008 2:12 PM
ارسال شده در March 19, 2008 14:12
سلام
سال نو مبارک
امیدوارم سال خوبی را در کنار خانواده آغاز کنید.
ارسال شده توسط آيدا اصلاني | March 19, 2008 2:19 PM
ارسال شده در March 19, 2008 14:19
اگه از غمه دل مردم خبر داری از عاشقانه هاشون نمی پرسی
خواستم از خاطراته عاشقانه ام بنویسم از پدرم که امسال در کنارم نیست یادم اومد و عاشقانه ها از یادم رفت
چهره ی پدری که شرمنده ی بچه هاش شده یادم اومد و عاشقانه هام از یادم رفت
بچه ی که دیروز توی بازار از سرو کول مامانش بالا میرفت که براش فلان چیزو بخره و مامانه نخرید یادم اومد عاشقانه هام از یادم رفت
اونایی که توی بیمارستانن یادم اومد و عاشقانه هام از یادم رفت
محمد امین که منو یاده پدرم میندازه یادم اومد و عاشقانه هام از یادم رفت
خوب این دمه عیدی اشکه منو در اوردی دستت درد نکنه
ارسال شده توسط hiddengirl | March 19, 2008 2:31 PM
ارسال شده در March 19, 2008 14:31
سلام آقاي نجف زاده عزيز...سال نو رو به شما و خانواده محترمتون تبريك ميگم...اميدوارم سال جديد سال پر بار براي تمام ايرانيان عزيز باشه...سالي كه خيلي از اضطراب ها و دلهره هاي پارسال رو نداشته باشيم...آقاي نجف زاده عزيز نمي خوام اين دم عيدي حال شما و همه اونايي كه اين كامنت رو مي خونن بگيرم ولي بايد بگم توو اين اشفته بازار گروني و بي پولي آدم فرصت نمي كنه به عشق فكر كنه ... چه برسه به اينكه بخواد نظر بده...خلاصه نمي خوام در اين مورد زياد پر گويي كنم چون احساس مي كنم يه جورايي واسه همه امون تكراري شده...
با هم بياين دعا كنيم..خدامونو صدا كنيم
كه آسمون بباره..فراووني بياره
ازش بخوايم براموون..سنگ تموم بذاره
راههاي بسته وا شه..هيشكي غريب نباشه
صورت و شكل هيچكس..مردم فريب نباشه
شفا بده مريضو..خط بزنه ستيز--و
روو هيچ ديوار و بومي..نخونه جغد شومي
دعا كنيم رها شن اونا كه توي بندن..از بس نباشه نا اهل زندونا رو ببندن
خودش ميدونه داره هر كسي آرزويي..اين باشه آرزومون نريزه آبروويي
ارسال شده توسط عادل | March 19, 2008 2:44 PM
ارسال شده در March 19, 2008 14:44
سلام اخوی-- کامران عزیز
من هم به نوبه ی خود حلول سال نو و نوروز باستانی به شما و خانواده محترم تبریک و شادباش می گویم امیدوارم سالی خوش و پر از خبرهای داغ داشته باشید.
سپاس از اینکه به کلبه تنهایی حقیر سر زدید
قبلا هم به شما پیشنهاد کرده بودم که یه سری بیاید دوبی و گزارشی از ایرانیان مقیم امارات تهیه کنید خیلی جالب و جذاب خواهد شد....
موفق و موید باشید
جمشید خبرنگار ایسنا - دوبی
ارسال شده توسط جمشید | March 19, 2008 3:12 PM
ارسال شده در March 19, 2008 15:12
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
ارسال شده توسط azad | March 19, 2008 3:47 PM
ارسال شده در March 19, 2008 15:47
salam
aliiiiii booooood
ارسال شده توسط منصوره | March 19, 2008 4:52 PM
ارسال شده در March 19, 2008 16:52
سلام
چقدر دیر کردی
عیدت مبارک
ارسال شده توسط محمد مهدی | March 19, 2008 5:13 PM
ارسال شده در March 19, 2008 17:13
سلام آقاي خبرنگار!....خوبين؟!
تقصير ندارند بنده خداها، آمدن بهار آدم را عاشق مي كند!باور كن!
بعد مدتها آپيدم منتظرتونم همسايه خبرنگار "جايي شبيه قلب من".
*سلام برسونيد!
ارسال شده توسط بهار(جايي شبيه قلب من) | March 19, 2008 5:24 PM
ارسال شده در March 19, 2008 17:24
بهار می تپد نسیم متولد می شود وخدا بیش از پیش در آینه هستی جلوه گری می کند بیا دل هایمان را که مدت هاست خاک گرفته با تپش قلب بهار هماهنگ کنیم.ساعت هستی به جلو کشیده می شود ساعت دلمان را جلو بکشیم تنبل ها وکاهل ها و کینه ها و رنگ و ریاها ورودشان به قلب جدید ممنوع آخر این قلب جدید هدیه مقلب القلوب است پس باید مطهر بماند.
چشم هایمان را که مدت هاست دود گرفته با اشک ابر بشوییم بگذاریم نسیم ما را تا دست های مقدس خدا ببرد.
ارسال شده توسط مریم حسین نژاد | March 19, 2008 5:30 PM
ارسال شده در March 19, 2008 17:30
________________________
گوش کن جاده صدا می زند از دور قدم های ترا .
چشم تو زینت تاریکی نیست .
پلک ها را بتکان ،
کفش به پا کن و بیا .
و بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
ومزامیر شب اندام تو را مثل یک قطعه آواز به خود
جذب کنند .
پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت
بهترین چیز نگاهی ست که از حادثه عشق تر است.
__________________________
سلام آقای نجف زاده
سال نو شما پیش پیش مبارک .
التماس دعا . . .
موفق و مؤید باشید .
ارسال شده توسط آ.حسن پور | March 19, 2008 5:51 PM
ارسال شده در March 19, 2008 17:51
سلام داداشی سرحال ،سنبل،سرزنده،ساداب ،سیب،سنجد، سمنو...(خوب چیه ؟سین کم آوردم)
جدی یعنی تو نمی خوای امشب تو آخرین شب سال گزارش داشته باشی نه تو رو خدا یه چیزی جور کن دیگه.
اگه راست می گی همین الان خودت بشین از خاطرات عاشقانه ات بگو یالا دیگه زود باش دیدی حالا تو هم حاضر نیستی خوب اون بیچاره هاهم مثل تو!
یه پیشنهاد دارم چطوره به همه ی بچه ها به مناسبت سال جدید یه ایمیل بزنی من یکی که آرزو به دل موندم اگه بدونی چقدر خوشحال میشیم که نگو کاری کن که همه موقع سال تحویل به یادت باشن (باشه؟؟؟؟)
خیلی دوست داشتم که موقع سال تحویل بیام اینترنت (راستی باورت میشه من تو این یک سال روزی دو الی سه بار میومدم تو سایتت اصلا فقط به خاطر تو میام اینترنت)و به تو و همسر گلت و پسر خوشگلو مامانی توتبریک بگم اما بعید میدونم بشه پس همین الان پیشاپیش عید رو به تو و خانواده ات تبریک می گم.
دیشب که آخرین شب بیست و سی نبودی تو رو خدا امشب بیا به امید دیدار
خداحافظ فعلا.....
ارسال شده توسط *** // مریم // *** | March 19, 2008 5:54 PM
ارسال شده در March 19, 2008 17:54
چرا همه ی نقشه های جغرافیا دو قسمت دارند؟
چرا همه چیز به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می شود؟
چرا رنگ آسمان در شمال شهر آبی و در جنوب شهر خاکستری است؟
چرا پرندگان جنوب شهری با بالهای وصله دار پرواز می کنند؟
چرا بهار در جنوب شهر زرد است؟
چرا برف در جنوب شهر سیاه است؟
چرا مگسهای شمال شهری زباله های بهداشتی و بسته بندی شده می خورند؟
چرا پشه های شمال شهری اگر به زباله های جنوب شهری دست بزنند مسموم می شوند؟
چرا گربه های شمال شهری شیر پاستوریزه می خورند؟
چرا بچه های شمال شهری وقتی فوتبال بازی می کنند ، گلهای تازه و قشنگ و رنگارنگ به یکدیگر میزنند؟
چرا دنیای بچه های جنوب شهر سیاه و سفید است؟
چرا دنیای بچه های شمال شهر رنگی است:سفره های رنگین ، خوابهای رنگین ، لباسهای رنگی، فیلمهای رنگی ؟
مگر خون آنها رنگین تر است؟
چرا آنها در شمال به دنیا می آیند؟ در شمال گهواره می خوابند؟ در شمال میز می نشینند؟ شمال غذا را می خورند؟ قطب شمالی میوه را گاز میزنند و قطب جنوبی آنرا دور میریزند؟ برای مسافرت به شمال می روند؟
در شمال زندگی می کنند ؟ و وصیت می کنند که آنها را در شمال قبرستان به خاک بسپارند؟
اگر شمال بهتر است ، چرا جهت قبله به سمت جنوب است؟
چرا خدا خانه خود را در جهت جنوب ساخته است؟
من به سمت جنوب نماز می خوانم .
خدا در همسایگی ماست.
خدا در همه جا ست! خدا باید در همه جا باشد.!
من این نقشه ها را قبول ندارم.
چه کسی این نقشه ها را برای ما کشیده است؟
وقتی که باران بهاری ببارد، همه ی نقشه های کاغذی را خراب می کند و همه این نقشه ها را نقش بر آب می کند
ارسال شده توسط باران 7 | March 19, 2008 6:24 PM
ارسال شده در March 19, 2008 18:24
سلام
امسال حس میکنم بهار خیلی قشنگی داره میاد...نمی دونم چرا...ولی اصلا مثل سالهای قبل نیست
عیدتون مبارک
امیدوارم سال خوبی داشته باشید
ارسال شده توسط Betty | March 19, 2008 6:47 PM
ارسال شده در March 19, 2008 18:47
adama hamishe dastanhaye asheghanashon male khodeshoneo khodaye khodeshon....
sale no mobarak
ارسال شده توسط baran | March 19, 2008 7:15 PM
ارسال شده در March 19, 2008 19:15
به نام خداي شقايق ها
سلام به همه
اميدوارم سرزندگي و سرخوشي و سلامتي و سرمستي و سرور و سرحالي و سحر
خيزي هفت سين زندگيتون باشه(البته اين آخري را چون كم آوردم نوشتم!
بياين اول سال همون دعاي معروف را با هم بخونيم و بعدش هر دعايي داشتيم
بكنيم
يا مقلب القلوب و الابصار/يا مدبر الليل و النهار
يا محول الحول و الاحوال/حول حالنا الي احسن الحال
بياين امسال از خدا بخوايم
همه چيز بده ولي نده اون چيزي كه خودشو ازمون بگيره
همه چيز بده ولي نه اون چيزي كه مصلحتمون نباشه
همه چيز بده ولي نه اون چيزي ايمانمون را بگيره
همه چيز بده ولي نه اون چيزي ما را به اون مشغول كنه و از خودش غافل
اميدوارم امسال سال رسيدن به آرزوهاي قشنگمون باشه
به قول خواجه كه هر چي ميخواستم بگم را گفت
:
سال و فال و مال وحال و اصل و نسل وتخت و بخت
بادت اندر شهرياري بر قرار و بر دوام
سال خرم فال نيكو مال وافر حال خوش
اصل ثابت نسل باقي تخت عالي بخت رام
ويا به قول يه شاعر ديگه:
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
بوي باران بوي سبزه بوي خاك
شاخه هاي شسته باران خورده پاك
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيد
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو هاي شاد
خلوت گرم كبوترهاي مست
نرم نرمك مي رسد اينك بهار
خوش به خال روزگارا
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
اي دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمي پوشي به كام
باده رنگين نمي نوشي ز جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از ان مي كه مي بايد تهي است
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
گر نكويي شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ
و در ضمن اين شعر را هم خيلي دوست دارم كه ميگه
بهار اومد با يه بغل جوونه عيد را آوورد از تو كوچه تو
خونه
چقدر دلم فصل بهاررا دوست داشت وا شدن پنجره ها دوست داشت
بهار اومد برف ها را نقطه چين كرد خنده به دلمردگي زمين
كرد
و در آخر اينم خودم گفتم كه :
زندگي شايد . . . . . . . . . . . . . ..
عطر گلهاي بهاري باشد
به همين
زيبايي . .. . . . .
به
همين كوتاهي .. . . . . . . . . .
در ضمن همه ي مطالبي كه خونديت + يه سري عكس بهاري تو وبلاگ هست اگه وقت
كردين حتما ببينين
http://www.smhjafari.blogfa.com
و در آخر
به يادتان هستيم
به يادمان باشيد
نوروزتان پيروز
ارسال شده توسط س.م.ح.جعفري | March 19, 2008 7:45 PM
ارسال شده در March 19, 2008 19:45
salam
mesle hamishe binazir bood
sare sofreye ayd ma javonaro yadetoon are
sale notoon mobarak
ya ali
ارسال شده توسط mina ariya | March 19, 2008 8:05 PM
ارسال شده در March 19, 2008 20:05
چه خوب كه با تو از عشق نگفتند كه دست كم در اين بازار ريا و فريب اين اندازه روز روشن آشكار مانده كه فراموش نكنند آنها كه تو امروز سنگشان را به سينه مي زني عاشق ترين هاي ديروزمان را گردن زدند...چه خوب كه عاشقانه هايشان را با تو نگفتند
ارسال شده توسط سحر | March 19, 2008 8:48 PM
ارسال شده در March 19, 2008 20:48
سلام کامران خان... خوبی بی وفا؟
حداقل تو سال جدید یه سر به این وبلاگا بزن....
تو سال جدید امیدوارم هفت سین زندگیت پر باشه از:
سلامت,سعادت,سرور,سروری,سیادت و سرخی عشق
عید نورورز رو از ته دلم بهت تبریک میگم امیدوارم یکی از بهترین سالهای عمر رو پیش رو داشته باشی....
تو هم سر سفره واسم دعا کن...
بازم عیدت مبارک و خدا تو را حافظ....!
ارسال شده توسط یاسمن | March 19, 2008 9:04 PM
ارسال شده در March 19, 2008 21:04
سلام داداش جونم
سال نو مبارک { گل }
ارسال شده توسط کیمیا | March 19, 2008 9:33 PM
ارسال شده در March 19, 2008 21:33
سلام خبرنگارتمام عاشقانه های من بهار عاشقانه ات مبارک.
انشاا...
ارسال شده توسط مهدیا | March 19, 2008 10:08 PM
ارسال شده در March 19, 2008 22:08
سلام
من جند دقیقه پیش اومدم خبری نبود.
میگم نکنه خودت تو نوروز... .
از پستهای قبلیت و این یکی فکر کنم زیر بارون و خیلی دوست داری یا حداقل از اون خاطره داری.
دوست داشتم این دفعه تو اپت از محمد امین میگفتی تا همه لحظه ی تحویل سال براش دعا میکردن من که هر چی از خدا خواستم تا اخر سال بهم داده.
نوروز باستانی شما هم مبارک.
راستی بابت نوباوه هم تبریک میگم.
ارسال شده توسط برمودا | March 19, 2008 10:36 PM
ارسال شده در March 19, 2008 22:36
سلام کامران جان..
بسته ی خبری که زحمتشو کشیده بودی دیدم و در آخر سالی سرشار از هیجانی غم انگیز و دلگیرانه شدم.. لحظه های عاشقانه.. خاطرات هاشقانه.. خودمون میدونیم چرا تمام این خاطرات تبدیل میشن به دغدغه های اجتماعی و سیاسی.. آخر سالی پرم کردی از درد...
بگذریم..
امسال یکی از خاطرات عاشقانه من اومدن شما به وبلاگم بود و اینکه میدونم افرادی چون شما لحظه نحویل سال ما رو هم دعا میکنن..
برای شما و حانوادتون آرزوی سلامتی و شادکامی و بهروزی دارم... انشاءا.. همیشه موفق باشی.. خیلی ها نگاشون به شماست..
سال نو مبارک..
رافبک.. ملت.. ولنجک..
ارسال شده توسط raphik | March 19, 2008 10:44 PM
ارسال شده در March 19, 2008 22:44
سلام
نمی دونم پیامکم رسید بهتون یا نه؟
اما چون گزارشتون عالی بود ارزشش روداره دوباره براتون بنویسم
راستش خیلی وقت بود گزارش با یه موضوع کاملا جدید مار نکرده بودید.
خیلی خوب بود بخصوص موسیقی متنش و تصنیف بهار دلکش استاد شجریان که اشک من رو درآورد.
برای همینم تا گزارش پخش شد پیامک زدم اما فکر کنم شمارتون عوض شده که جواب نمیدید.چون قبلاً همه پیامک ها رو جواب میدادید.
بهرحال یه سال دیگه هم گذشت با همه خوبی ها و بدیهاش و برای شما و من و همه خبرنگارای دیگه با همه آفیشای تلخ و شیرینش.والبته آفیشای الکی و تایم پرکن.
امیدوارم در کنار خانوده سال خوبی داشته باشید و بهتره بگم آفیشای خوبی هم برید مثل مصرومصاحبه رئیس جمهور و...
راستش و بگید عاشقانه هاتون کدومان؟
التماس دعا
ارسال شده توسط امیرحسین یزدان پناه-خبرنگار فارس | March 19, 2008 11:15 PM
ارسال شده در March 19, 2008 23:15
همیشه در آرزوی گذشتن لحظه ها هستیم تا به خوشبختی برسیم اما افسوس، خوشبختی همان لحظه ای بود که آرزوی گذشتنش را داشتیم...
ارسال شده توسط مریم | March 19, 2008 11:27 PM
ارسال شده در March 19, 2008 23:27
سلام
گزارش عالی بود.
ارسال شده توسط ~**~سونیا~**~ | March 19, 2008 11:40 PM
ارسال شده در March 19, 2008 23:40
آقا توی این دنیا عاشقی وجود نداره!
چرا؟ چون هزینه های زندگی بالا رفته دلیل اینکه مردم حال و حوصله ی جواب دادن به شما رو ندارن اینه که دم عید با حقوق کم نمی تونن نیاز های خانواده ی پر خرج خودشونو جواب بدن ..
همه ی جوان های این مملکت به یک کسی دل بستن و عاشقش شدن یا بالاخره میشن.. ولی آقای نجف زاده عشق بدون امکانات نتیجه اش چی میشه؟
توی این گرونی و تحریم و این وضعیت اقتصادی دولتی خیییییییییییییییییلی سالم جایی برای عاشق شدن نیست!
ارسال شده توسط حمید | March 19, 2008 11:53 PM
ارسال شده در March 19, 2008 23:53
شما اصلا حرف نزن چرا ؟ خوب الان میگم چون 1- وابسته به رژیم هستی 2- از درد مردم واون بچه هایی که کفش ولباس وحتی غذا برای شب عید ندارن بی خبری 3تلوزیون بسته ومستبد وبی خود داخل کشور هم ازت حمایت میکنه جون من با این روحیه خبر نگاری ومجری گری چطوری رازی شدی بری توی این تلوزیون در پیت کار کنی
ما از تلوزیون فقط برفکش رو می پسندیم
موفق باشید.
ارسال شده توسط علی | March 20, 2008 12:29 AM
ارسال شده در March 20, 2008 00:29
هفت سین آریایی:
سايه حق، سلام عشق، سعادت روح، سلامت تن، سرمستي بهار، سکوت دعا، سرور جاودانه.
***************
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام.
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام.
******** سال نو مبارك ********
آقا خودتون يه خاطره عاشقانه بگيد! مي تونيد بگيد؟ دلتون مياد اسرارتون رو عموم بدونن؟
ارسال شده توسط تاتوره خانوم | March 20, 2008 12:47 AM
ارسال شده در March 20, 2008 00:47
سلام آقاي دوست داشتني ...سال نو تقريبا" تا 9 ساعت ديگه آغاز ميشه ... گزارشتون رو هم ديدم ... خوشم اومد چون ما ايراني ها به خاطر اين هميشه دير از خواب بيدار شديم چون كه حرف هاي دلمونو توي سينه هامون اسير كرديم ...
عاشقانه ي من ...!!!
امروز ظهر رفتم سر مزار مردي كه براي من بعد از خدا عزيز ترين بود بله پدرم ...!!!
وقتي رسيدم نا خود آگاه گريه كردم و اون جايي رو به ياد آوردم كه پدرم روي ويلچير نشسته بود و من اونو هل مي ديدم .. و با صداي بلند مي خنديدم ... و اونجا بود كه احساس مي كردم دارم پرواز مي كنم ... پدرم هم مثل هميشه صبور بود و چيزي نمي گفت و من ازش پرسيدم حالت خوبه ... و اون با نگاهي كه ديگه كسي رو نمي ديد با سكوتش گفت :
نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
ومن اون لحظه از خودم خجالت كشيدم به خاطر سوال خودم ...
من اون جايي رو به ياد مي ارم كه پدرم را در آغوش گرفته بودم و اون ديگه حرف نمي زد
...........................................
آقاي دوست داشتني امسال هم كسي نيست كه منو با قهر و آشتي هاش با خنده و اخم هاش آروم و استوار كنه !!!!
امسال هم براي من رنگي نداره چون ديگه رنگ دنيا براي من خاكستريه !!!!
از اين غم هاي خودم گفتم چون :
عاشقانه ي من پدرم بود !!!
شرمنده توي سال نو از غم هام گفتم چون كسي نبود كه من حرف هاي دلمو بهش بزنم ... و به شما گفتم چون مي دونم كه شما منو نمي شناسيد .. ولي هر چي باشه انسان هستيد !!!!
پسرك ... مردي از جنس بلور
سال نو مبارك!!!!»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
ارسال شده توسط نادر ... | March 20, 2008 12:55 AM
ارسال شده در March 20, 2008 00:55
سلام
عیدتون مبارک
چند تا شعر خواستم بنویسم قبلا واستون نوشته بودن
اینو ندیدم:
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
نمی دونم نصفه شبی اینجا چیکار می کنم ولی حدود 8 ساعت دیگه یه سال دیگه هم میره رو عمرمون.حتما دعاتون می کنم.از شما هم می خوام دعام کنید.مال من مستجاب میشه چون یه جاییم که به حرمت جاش هیچوقت بی جواب نموندم!
خیلی چیزا واسه گفتن هست ولی می دونم چشماتون اصلا دوست ندارن کامنتای طولانی رو ببینن!هر چند که تنها جاییه که مطمئنم هر چقدر هم بنویسم حتما خونده میشه
امیدوارم 87 از بهترین سالهای زندگیتون باشید.راستی مواظب خودتونم باشید.این چند وقته اگه آمار بگیریم فکر کنم اسمتون بیشتر از همه تو این تلویزیون قشنگا!برده میشه و خیلی هم تهدید میشین.مواظب باشید
عیدتون مبارک
دلتون شاد
ارسال شده توسط aashena | March 20, 2008 1:31 AM
ارسال شده در March 20, 2008 01:31
امروز درخت کهنی را دیدم که از ریشه شکسته بود و روی زمین تنها به مقداری از پوستش تکیه داده اما با شکوفه هایش فریاد می زد من بیدار شده ام ای مردم... .
موفق باشید.
ارسال شده توسط تردید | March 20, 2008 1:47 AM
ارسال شده در March 20, 2008 01:47
یادتون باشه برام دعا کنید کنکور قبول بشم عیدتون از صمیم قلب مبارک
ارسال شده توسط هلگا | March 20, 2008 2:16 AM
ارسال شده در March 20, 2008 02:16
سلام کامران جان!
دمت گرم ! اصلا فکرشو نمی کردم تو هم تو کار وبلاگ باشی ! گزارش امشبتو دیدم ! محشر بود !
زیاد ازت تعریف نمی کنم چون باز مغرور میشی و دست و پاتو گم می کنی!
خوب دیگه کامران جان موفق باشی رفیق !
فقط اگه تونستی یه سریم به وبلاگ من بزن ! منم یه چرت و پرتایی تو وبلاگم می زارم که بد نیس بخونیشون !
خوب آقا وقتتو نگیریم ! دوباره موفق باشی !!!
ارسال شده توسط حمید دلبری | March 20, 2008 2:57 AM
ارسال شده در March 20, 2008 02:57
خاطرات عاشقانه ی اخباری ما!!!!! از وقتی شروع شد که آخرین پنج شنبه ی سال پیارسال بود که گزارشی از مردی بزرگ و عاشق(کامران نجف زاده)دیدم و از آن روز شدم بیننده ی همیشگی گزارش هاش و کم کم خودم شدم عاشق خبر و خبرنگاری.
دچار یعنی عاشق و و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد
دچار باید بود
دچار یعنی عاشق...
آقای نجف زاده ی مهربون و عزیز تقریباپنج ساعت و نیم به سال تحویل مونده و من آرزومندم سالی خوب و با برکت را آغاز کنید به همراه خانواده ی گلتان.
به خانم گلتون سلام برسونید و به امیر کیان؛فرشته ی کوچولومون بگین که منتظر چند تا تولد مجازی باشه.
بهاری بمونید.
یا علی...
ارسال شده توسط ***زهرا***پرواز تا مثبت بی نهایت*** | March 20, 2008 3:57 AM
ارسال شده در March 20, 2008 03:57
باز کن پنجره ها را ، که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرد
و بهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه ی چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده ست
و درخت گیلاس
هدیه ی جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ، ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت ؟
برگ ها پژمردند ؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد ؟
هیچ یادت هست ؟
توی تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد ؟
با سر و سینه ی گل های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد ؟
هیچ یادت هست ؟
حالیا معجزه ی باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد !
خاک جان یافته است
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی ؟
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن !!
"فریدون مشیری"
با آرزوی سالی خوش و سرشار از سلامتی و موفقیت برای شما و خونواده ی مهربونتون!
روز و روزگار خوش!
در پناه خالق نیلوفر ها،
مهربان و شکیبا بمانید!
نایب الزیاره ی همیشگی : "نفیسه"
ارسال شده توسط نفیسه | March 20, 2008 5:38 AM
ارسال شده در March 20, 2008 05:38
سلام سال نو مبارک گزارشتون قشنگ بود ولی حیف که خاطره ای توش نداشت.....
ارسال شده توسط تهمتن | March 20, 2008 6:26 AM
ارسال شده در March 20, 2008 06:26
سلام
بي هيچ مقدمه اي :
سال نو مبارك
ارسال شده توسط تارا | March 20, 2008 8:26 AM
ارسال شده در March 20, 2008 08:26
سلام
عشق رو نمی شه به زبان بیان کرد عشق رو باید حس کرد از لبخند ها ... از اشک ها... از تنهابودنها...
یا علی
خدانگهدار
ارسال شده توسط محسن شعله | March 20, 2008 9:16 AM
ارسال شده در March 20, 2008 09:16
سلام آقای نجف زاده .حرف خاصی ندارم .میخواستم عیدو تبریک بگم یا حق...
ارسال شده توسط سید مجید مظلوم | March 20, 2008 10:31 AM
ارسال شده در March 20, 2008 10:31
سلام ما سفره ی هفت سین که نچیدیم حس و حالش نبود ولی توی دایره ی خونوادگیم شما و خونواده اتون و محمد امین ایدا اصلانی رو دعا کردم نمی دونم چرا شماها یهو یادم اومدین!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط hiddengirl | March 20, 2008 10:34 AM
ارسال شده در March 20, 2008 10:34
سلام...عیدتون مبار...سال خوبی هم داشته باشین!به قول مامانم حتی 1نفر حاضر نشد تو تلویزیون بگه بهترین خاطره عاشقیم موقعی بود که با همسرم آشنا شدم...دعا یادتون نره..موفق باشین حاجی!
ارسال شده توسط iresa | March 20, 2008 10:38 AM
ارسال شده در March 20, 2008 10:38
سايه حق/ سلام عشق/ سعادت روح /سلامت تن /سرمستي بهار/ سکوت دعا/ سرور جاودانه /اين است هفت سين آريايي نوروز مبارک
عاشق باشید
ارسال شده توسط شهرزاد | March 20, 2008 11:07 AM
ارسال شده در March 20, 2008 11:07
باسلام
عیدتون مبارک
این قدرآدماگرفتاری دارن که وقت فکرکردن به
خاطره های عاشقانه روندارن
شایدهم فراموش کردن خاطره هایی داشتن.
ارسال شده توسط کتایون | March 20, 2008 12:00 PM
ارسال شده در March 20, 2008 12:00
سلام
بهارتون قشنگ تر از همیشه
چقدر ساده بود و دلنشین
راست میگویید هر کسی چیزی در دلش هست که شاید هیچ وقت برای هیچ کس تعریف نمیکند...
امسال هوایم بهاری نیست
سر سفرهی هفت سین دعایتان کردم از ته دل
موفق باشید
ارسال شده توسط ثمین | March 20, 2008 12:30 PM
ارسال شده در March 20, 2008 12:30
سلام عیدت مبارک
ارسال شده توسط پردیس | March 20, 2008 12:57 PM
ارسال شده در March 20, 2008 12:57
سلام کامران جان خوشحالم اولین نظر را در سال87 من برایت می نویسم من رو دیدی 22 بهمن روبروی خ جیحون امیدوارم مثل همیشه 20 باشی
ارسال شده توسط سامان درویشی | March 20, 2008 1:01 PM
ارسال شده در March 20, 2008 13:01
با سلام و احترام فرا رسیدن سال نو را خدمت شما تبریک عرض نموده و سالی همراه با شادی و موفقیت را برایتان خواستارم.
ارسال شده توسط پویا حاجیان | March 20, 2008 2:17 PM
ارسال شده در March 20, 2008 14:17
سلام کامی
خوبی ؟
بابا جمعش کن تو رو خدا
خیلی دیگه داری لوس بازی در میاری
سال خوبی داشته باشی
ارسال شده توسط آرش | March 20, 2008 2:31 PM
ارسال شده در March 20, 2008 14:31
سلام اقا کامران....
عیدتون مبارک...
ارسال شده توسط هانیه | March 20, 2008 2:44 PM
ارسال شده در March 20, 2008 14:44
سلام آقا کامران
ممنون از نظرتون راجع به اون قضیه وایت بالنس و ماجراها
راستی این گزارشتون رو هم دیدم و خیلی به دلم نشست
مخصوصا اون پیر مرد ترک که خیلی ساده حرف زد
گزارشتون رو روی اینترنت قرار دادم و بین دوستانمون به اشتراک گذاشتم
http://youtube.com/watch?v=Avg1w-Uo5J0
ارسال شده توسط علی | March 20, 2008 3:18 PM
ارسال شده در March 20, 2008 15:18
سلام داداش جونم
سال نو رو به شما و خانواده محترمتون تبریک میگم
امیدوارم در سال جدید هر چی از خدا می خواین بهتون بده . سلامتی و سربلندی و سعادت و موفقیت شما رو از خدا هنگام تحویل سال خواستم
سفر مکه کربلا سوریه مشهد هر ساله قسمتتون بشه
تنها چیزی که از ضامن آهو خواستم عاقبت بخیری خوشبختی در کنار خانواده آرامش و سلامتی برای شما و خانواده اتون بود
اینکه به همه آرزوی هایی که داری برسی
ارسال شده توسط کیمیا | March 20, 2008 7:29 PM
ارسال شده در March 20, 2008 19:29
سلام دوباره ..!
اقا کامران یه چیزی بگم تو دلم می مونه ها......!اون روزی که یکی از همکاراتون یه گزارشی در مرده امام زمان داشتن..نمی دونم چرا دلم می خواست یعنی نه دلم که نه..به نظرم شما باید گزارش می گرفتید نه؟
نمی دونم چرا ؟اما همش حس می کنم مل شما بود نه؟
خوب من دلم می خواست داش کامران خودمون این گزارشو بگیره..
یا علی مددی..
ارسال شده توسط هانیه | March 20, 2008 7:59 PM
ارسال شده در March 20, 2008 19:59
سلام...سال نو مبارک...
گزارش زیباتون رو دیدم..خیلیا دوست ندارن از خاطره های عاشقانشون چیزی بگن...اما شاید پدربزرگها و مادربزرگها برای نوه هاشون افسانه های جوونی و عاشقیشون رو بارها و بارها تکرار می کنن...
ارسال شده توسط کوثر | March 20, 2008 8:11 PM
ارسال شده در March 20, 2008 20:11
عمو کامران گلم سال نو مبارک
امیدوارم امسال از سالهای قبل هم موفق تر باشی
ارسال شده توسط آتنا | March 20, 2008 8:43 PM
ارسال شده در March 20, 2008 20:43
سلام دایی خوبی سال نو مبارک.
کاش ان می شدی
دایی واقعآ کبوتر دوست داره {حتی خواب می بینه} که به جای اون ماهی قرمز هایی باشه که توی تنگ تنگ انقدر اشک می ریزندو ما نمی بینیم.
به امیدسالی که تمام ارزوهایمان به واقعییت تبدیل بشه مخصوصآ ما کنکوری ها
خدانگهدار
ارسال شده توسط حوریا از خوزستان | March 20, 2008 10:24 PM
ارسال شده در March 20, 2008 22:24
و ما پیر شدیم دوباره به وسعت یک سال...چرا این فاجعه را جشن می گیریم...امان از دنیای وارونه ی آدمک ها....
ارسال شده توسط کلاغ سفید | March 20, 2008 10:42 PM
ارسال شده در March 20, 2008 22:42
ساغرت از باده گلهاي سرخ گلگون بود
در بهاران ريشه ات سيراب از جيحون بود
چون بشارت مي دهد بر شاخساران مرغ حق
روزگارانت به حق و روزي ات افزون بود
ارسال شده توسط ستایش | March 20, 2008 11:04 PM
ارسال شده در March 20, 2008 23:04
سلام
خسته نباشید
من اهل استان چهارمحال و بختیاری شهر نقنه هستم
آقای نجف زاده شما یک سر به سایت مردمی نقنه
به آدرس www.naghneh.net بزنید و عکس های مناظر شهر نقنه را ببینید اگر این کار را بکنید
عکس هایی را خواهید دید که حتما یک گزارش از آنها در تلوزیون پخش خواهید کرد
اگه به سایت شهر ما سر نزنید ازتون دلگیر میشما!!
موفق باشید
خدا یاورتان باد
ارسال شده توسط مهدی آقابابا | March 21, 2008 12:46 AM
ارسال شده در March 21, 2008 00:46
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامتی تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
با تمام وجود تقدیم به تو دوست عزیزم
ارسال شده توسط صادق شهابی | March 21, 2008 3:55 AM
ارسال شده در March 21, 2008 03:55
سلام
نمي دانم چندمين تبريكي است كه به شما مي گويم ولي براي چندمين بار : سال نو شما مبارك.:
ارسال شده توسط رستملو | March 21, 2008 7:49 AM
ارسال شده در March 21, 2008 07:49
ساقیا آمدن عید مبارک بادت/آن مواعید که کردی نرود از یادت!
به قول شریعتی:...و حرفهایی هست برای نگفن.و سرمایه هرکس به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد!
ارسال شده توسط غریبه نیست | March 21, 2008 8:00 AM
ارسال شده در March 21, 2008 08:00
سلام.سال نو بر شما و خانواده تون مبارک باشه.ایشالله سال بی خطری داشته باشید.
ارسال شده توسط مطهره | March 21, 2008 9:42 AM
ارسال شده در March 21, 2008 09:42
نوروزی دیگر از راه رسید
نوروزی به استواری کمان آرش
به قدمت کوروش
و به تازگی برگ های بهاری
نوروزتان مبارک...........
با تقدیم بهترین آرزوها برای بهترین ها
ارسال شده توسط مانیا | March 21, 2008 11:02 AM
ارسال شده در March 21, 2008 11:02
سلام
عیدتون مبارک باد
این گزارش شما در یوتیوب بیش از 2000 نفر بازدید کننده داشته &کاش به این گزارش تون لینک می دادید تا همه ببینن
http://uk.youtube.com/watch?v=evWCCwdqqyY
ارسال شده توسط ناهید | March 21, 2008 12:01 PM
ارسال شده در March 21, 2008 12:01
سلام آقای نجف زاده بابا پس چی شد من هنوز منتظر یه مصاحبه جنجالی درباره تیم ملی ام .از اون گزارشایی که خوراک عادل خان فردوسی پوره .مرسی .یا حق...
ارسال شده توسط سید مجید مظلوم | March 21, 2008 12:44 PM
ارسال شده در March 21, 2008 12:44
سلام آقاي نجف زادده....عيدتون مبارك...صد سال به اين سالها...مي دونم سرتون شلوغه...هر وقت فرصت كرديد به وبلاگ من سري بزنيد و تابلوهاي شقايقي رو بخونيد...بابت همه گزارشهاي قشنگتون سپاسگزار
ارسال شده توسط مهتاب | March 21, 2008 3:24 PM
ارسال شده در March 21, 2008 15:24
موضوع دبشي پيدا كرده بودي
در روزگاري كه آنقدر غريب است كه هر چقدر نازنين باشي باز هم
دهانت را مي بويند
مبادا گفته باشي دوستت دارم
ارسال شده توسط اسپازيا | March 21, 2008 3:44 PM
ارسال شده در March 21, 2008 15:44
آقاي نجف زاده سلام
ديروز اومدم براتون كامنت گذاشتم و عيدو تر و تازه بهتون تبريك گفتم.
اما امروز كامنت خودمو نديدم!
چيزي ننوشته بودم كه بخواين سانسورش كنيد.
ولي نبود!
به هر حال
ديروز نوشته بودم كه گزارشتون رو ديدم
با اينكه سوالتون بي جواب موند اما كار زيباو جالبي شده بود. كار خوبي كرديد كه اين سوالو از مامان بزرگ ها و بابا بزرگ ها پرسيديد.
به خانومتون سلام برسونيد و از طرف من عيدو تبريك بگيد.
خدا هميشه پشت و پناهت
ياعلي
ارسال شده توسط زهرا_ض | March 21, 2008 3:52 PM
ارسال شده در March 21, 2008 15:52
سلام کامران خان!
سال نوی شما و خانواده ی گرامی مبارک.
انشاالله سالی پر از سلامتی و شادکامی و موفقیت پیش رو داشته باشید.
امیدوارم قسمت بشه یکی از این دفعاتی که میام اونجا، شما رو هم از نزدیک زیارت کنم تا ببینیم فقط شما بعد از این همه سال بزرگ شدید یا من هم بزرگ شدم!
موفق باشید
:)
ارسال شده توسط هاله | March 21, 2008 4:31 PM
ارسال شده در March 21, 2008 16:31
سلام
عیدتو هم مبارک باشه آقا کامران
یه سوال داشتم ولی............
فعلا
ارسال شده توسط آيدا اصلاني | March 21, 2008 4:55 PM
ارسال شده در March 21, 2008 16:55
کامران جان
سال نو را تبریک می گم.
بابا تو هم که عاشق از آّ در اومدی!
به هر حال امیدوارم سالم و تندرست باشی و به همراه خانواده خودت و بچه های خوب واحد مرکزی روزهای پر پولی را پیش رو داشته باشی.
ارسال شده توسط حاجی واشنگتن | March 21, 2008 5:44 PM
ارسال شده در March 21, 2008 17:44
♥*•.♥*•.ღ☆ஜღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ
۞*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸....,.-~*´۞
۞ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ۞
♥*•.♥*•.ღ☆ஜღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ
عــیــــــــــــــــدت مـــبـــــــــــــــــــارک
♥*•.♥*• ***....** *••*(*``* BOOM*``*)** *••*......*** ♥*•.♥*•
۞*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸....,.-~*´۞
۞ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ۞
♥*•.♥*•.ღ☆ஜღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ
ســــــــــلام
خــــــــــوبی ؟
۞*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸....,.-~*´۞
۞ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ۞
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
♥*•.♥*•.ღ☆ஜღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ
عــیــــد اومــــــده
عــــیــــــد اومـــــــده
بـــــهـــــــــــــــــــــــــاره
شـــــادی رو بــرات هـدیــه مــیـــــاره
۞*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸....,.-~*´۞
۞ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ۞
سلامتي سرور سعادت سيادت سخاوت سربلندي سرافرازي را براي هفت سين زندگيتان آرزومندم .
♥*•.♥*•.ღ☆ஜღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ
۞*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸....,.-~*´۞
۞ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ۞
♥*•.♥*• ***....** *••*(*``* BOOM*``*)** *••*......*** ♥*•.♥*•
عــیــــــــــــــــدت مـــبـــــــــــــــــــارک
♥*•.♥*•.ღ☆ஜღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ
۞*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸....,.-~*´۞
۞ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ ღ•*´¨`*•.ღ۞
♥*•.♥*•.ღ☆ஜღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆ஜ♥*•.ღ☆
سلام آقای نجف زاده من و همسرم عاشق گزارشات شماییم افتخار دهید و سری به وب من بزنید خداحافظ
ارسال شده توسط احمد رضا دهقان | March 21, 2008 5:53 PM
ارسال شده در March 21, 2008 17:53
سلام آقا كامران گل
خاطره ي عاشقانه زيباترين خاطره ي هر آدميه...اون قدر زيباست كه حرص و طمع انسان اجازه نمي ده اون رو با كس ديگه اي قسمت كنه...ميخواد همه ش مال خودش باشه.......
----------------
عيدتون مبارك باشه و اميدوارم تا هزارسال ديگه شما باشيد و گزارش هاي فوق العاده تون رو ببينيم...
ارسال شده توسط سعيد | March 21, 2008 6:40 PM
ارسال شده در March 21, 2008 18:40
سلام
بهترین خاطه ی عاشقانه ی من بهار امسال بود که یه موجود عزیز وارد زندگیم شد
موجودی که دوستم داره و دوسش دارم....
ارسال شده توسط سکوت برای همیشه | March 21, 2008 7:35 PM
ارسال شده در March 21, 2008 19:35
سلام آقای نجف زاده
نیم ساعت نمی شود گزارشی را که برای عابدزاده تهیه کرده بودی دیدم. کاری ندارم که ناگهان قطع شد و نیمه تمام ماند. من لذت بردم...مدتی است که می خواهم یک جوری یکایمیلی از تو پیدا کنم، خواستم یک مطلبی را بدانی. خواستی در دلت بگو به تو ربطی ندارد!...می دانم که ربطی ندارد...برادر من! تو که تا این حد خوب می توانی گزارش اجتماعی تهیه کنی چرا خودت را می زنی به در و دیوار؟...می دانی که چه می گویم!... می دانی؟... تو گزارشگر خوبی هستی...اما بازیگر خوبی نه!
دم و بازدم شما گرم!
ارسال شده توسط مصطفی | March 21, 2008 9:45 PM
ارسال شده در March 21, 2008 21:45
گزارش امشبتو دیدم از عقاب اسیا احمد عابدزاده واقعا اشکم در اومد عابدزاده واسه منی که الان25سالمه یه بت بود و هست و خواهد بود میخواستم اگه ممکنه اون گزارشو بزارین تا ما بتونیم دانلود کنیم اگه بذارینش واقعا ممنوت میشم.خیلی مخلصیم عیدتم مبارک
ارسال شده توسط alireza | March 21, 2008 11:37 PM
ارسال شده در March 21, 2008 23:37
این بلاگ توش خاطرات تلخ وشیرین روزهای عاشقی رو داره.منم یه ادمی که تنها میخواد یکی از بهترین موزیسینهای دنیا بشه اما یه مافیایی هست که نمیدونم کدوم سمت بتید برم پیشه کی باید برم که کمکم کنه دکتر اصفهانی رو 9 ماه پیش دیدم تو اصفهان که اومده بود بهم گفت موزیک اینجا پر کثافت بازیه نیا سمتش برو ادم خوبی باش درس بخون به خدا نزدیک شو منم لیسانس حسابداریمو گرفتم سعی کردم ادم خوبی باشم ولی این احساس موزیسین شدن مثه یه لشکر چندین ساله به من حمله وره الان چسبیدم به دیوار دیگه نمیتونم برم عقب اونم داره هی فشارم میده تو میتونی کمکم کنی خیلی دوست دارم یکی مثه کامیل یغمایی رو بتونم پیدا کنم ازش راه و جاهو بپرسم اگه بتونی کمکم کنی ممنون میشم اصلا نمیدونم امشب چرا اومدم اینجا چرا اینا رو نوشتم
ارسال شده توسط alireza | March 21, 2008 11:59 PM
ارسال شده در March 21, 2008 23:59
عاشقان را بر سر خود حکم نیست...
بی پرده می گویم که نقل عاشقی ها در پرده مانده که کار دل است و دل را مجال و قوای افشای بی دلی و حیرانی و عشق نیست...ما بی غمان مست دل از دست داده ایم...همراز عشق و هم نفس جام باده ایم...
ارسال شده توسط بهجت توجه | March 22, 2008 12:57 AM
ارسال شده در March 22, 2008 00:57
و شاید هم هیچ سهمی ندارند مانند زمستان که سهمش را به بهار داد .. و یا تابستان که با بیرحمی سهم بهار رامیگیرد...
راستی کسی میداند این روزها چرا همه چیزسهمیه بندی شده است؟!!
دلم برای پاییز میسوزد که هیچ سهمی ندارد...
کاش سهممان از زندگی بیش تر از این بود...
ارسال شده توسط باران | March 22, 2008 1:18 AM
ارسال شده در March 22, 2008 01:18
سلام آقای نجف زاده
سال نو مبارک
می خوام یه کار عجیب انجام بدم
مدتهاست می خوام انجامش بدم اما آدرسی ندارم
از شما کمک می خوام
میخواستم بدونم چه جوری میشه آدرس آقای پل برمر را بدست آورد؟ میخوام یه بسته پستی به آدرس آقای پل برمر بفرستم
اگه می تونی کمکم کنی دریغ نکن
حتما بهت می گم چی میخوام براش بفرستم
دوست دارم خدا حافظ
ارسال شده توسط حمیدرضا شیرزاد | March 22, 2008 1:31 AM
ارسال شده در March 22, 2008 01:31
ای زمستان ای برف
خاکها خفته اند و همه در خواب خواهشی دارند زتو و معرفتت
چشم امید به رفتنهایت
از بر بوستان وجود
این بهار است که دوباره میخواهد رخصت واذن ورود
ارسال شده توسط حمیدرضا شیرزاد | March 22, 2008 1:34 AM
ارسال شده در March 22, 2008 01:34
همه ی اینهایی که دوستان گفتند به اضافه ی اینکه نوستالوژی کفش گشاد و شلوار بلند دیگر خاطره ای از زبان نسل قبل است. امروز این غصه ها خوردنی نیستند!
خوردنی ها رها شده اند. گفتنی ها را می خوریم!!!
ارسال شده توسط ابراهیم شاکی | March 22, 2008 3:03 AM
ارسال شده در March 22, 2008 03:03
(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)
به شدت از اين جمله متنفرم
خيلي خيلي زياد ديكتاتور مآبانه ست
به نظرم از يه خبرنگار بعيده
ارسال شده توسط محمد آدينان | March 22, 2008 3:16 AM
ارسال شده در March 22, 2008 03:16
سلام آقا كامران خوبي ؟كجايي دلمون تنگ شده .سال نو مبارك اميدوارم سال خوبي داشته باشيد و در كنار خانوادتون بهترين لحظه هارو سپري كنيد .
امروز روز اول فرودین ۱۳۸۷
تازه معنی عشقو فهمیدم
عشقو تو چشای یک پیرمردی دیدم
که با دو شاخه گل
می خواست به عزیزیش که اسیر خاک هست
سربزنه
عشق تو چشای دختر بچه ای
دیدم که با گلاب
مزار پدر شهید خودش را
معطر می کرد
عشق تو ضجه زدن تازه دامادی دیدم که
تازه عروس خود را که زیر خاک بود
عاجزانه صدا می زد
آنوقت به تموم دوست داشتن هایی که جوونا بهم میگن
فقط خندیدم
ارسال شده توسط دختر شبگرد | March 22, 2008 7:47 AM
ارسال شده در March 22, 2008 07:47
زندگی را از طبیعت بیاموزیم
چون بید متواضع
چون سرو راست قامت
چون صنوبر صبور
چون بلوط مقاوم
چون رود روان
چون خورشید با سخاوت
چون ابر با کرامت باشیم
سلام...
عیدتون مبارک
امیدوارم سال خوبی داشته باشید در کنار خانواده محترم
صد سال به از این سالها و ایام به کام
همواره بهاری باشید { گل }
ارسال شده توسط کیمیا | March 22, 2008 10:27 AM
ارسال شده در March 22, 2008 10:27
سلام
***************عيدت مبارك****************
.
.
.
شما كه وقت نداريد حتي يه سري هم به حقيري مثل من بزنيد اما من ميام چون مشتاق خبر ها و نوشته هاي شما هستم هميشه !!!
.
.
بهترين ها رو براتون آرزو دارم ...
ارسال شده توسط ميديا | March 22, 2008 11:15 AM
ارسال شده در March 22, 2008 11:15
سلام
سال نو رو به شما و خانواده محترم تبریک میگم . امیدوارم سال جدید پر از موفقیت و کامیابی و شادی و سلامتی برای شما و خانواده تان باشد .
اگه شد یه سری هم به وبلاگم بزنید بد نیست . بالاخره دید و بازدید عیده دیگه .
منتظرتون هستم . تشریف بیارین.
خدانگهدار.
ارسال شده توسط شکوفه | March 22, 2008 12:19 PM
ارسال شده در March 22, 2008 12:19
افشای اسناد سال 86 بی جهت ...... ( کاملا محرمانه !)
ارسال شده توسط هم خاک | March 22, 2008 2:26 PM
ارسال شده در March 22, 2008 14:26
سلام سفری احتمالا الان خوش بگذره ما که کنکوریم مثلا داریم درس میخونیم
اگه تهران بودی یک سر بزن بلاگم خوش حال میشم تو هم تو پست هفده ربیع شریک باشی
ارسال شده توسط sara | March 22, 2008 2:33 PM
ارسال شده در March 22, 2008 14:33
سلام ... حرفی نیست جز ... اصلا هیچ.سال نو مبارکت باشد آقا
ارسال شده توسط یکتا | March 22, 2008 3:41 PM
ارسال شده در March 22, 2008 15:41
این گزارشتون رو هم دیدم مثل همیشه به دل نشست.
سال نو مبارک.
ارسال شده توسط بیدقرمز | March 22, 2008 4:39 PM
ارسال شده در March 22, 2008 16:39
امسال نيز يكسره سهمِ شما بهار
ما را در اين زمانه چه كاريست با بهار؟
از پشت شيشه هاي كدر مات مانده ام
كين باغ رنگ كارِ خزان است يا بهار
حتا تو را زِ حافظه ي گل گرفته اند
اي مثل من غريب در اين روزها، بهار
ديشب هوائيِ تو شدم باز، اين غزل
صادق ترين گواهِ دل تنگ ما بهار
گل هاي بي شميم به وجدم نمي كشند
رقصي در اين ميانه بماناد تا بهار!
محمدعلي بهمني
======
سال نو بر برترین گوینده خبر مبارک
ارسال شده توسط الهه شرقی | March 22, 2008 5:51 PM
ارسال شده در March 22, 2008 17:51
و آدمهای خائنی چون شما و سازمان مطبوعتان امسال ساز و دهل را هم از این نوستالژی حذف کردند!!!
ارسال شده توسط alireza | March 22, 2008 7:25 PM
ارسال شده در March 22, 2008 19:25
سلام مرد لحظه ها
سال نو مبارک
ارسال شده توسط فرزانه | March 22, 2008 7:45 PM
ارسال شده در March 22, 2008 19:45
یه اسمون سلامتی و خوشبختی و شادی ارزوی من برای شما
یه امین از ته قلب برای خواسته هات در سال جدید
سال نو مبارک
ارسال شده توسط شب نویس | March 22, 2008 8:17 PM
ارسال شده در March 22, 2008 20:17
سلام / باورم نمیشه که شما واسه من کامنت گذاشتید / واقعا سپاسگذارم / ایشالا که بیش از پیش در سال جدید موفق باشید .....
ارسال شده توسط هم خاک | March 22, 2008 11:00 PM
ارسال شده در March 22, 2008 23:00
عیدتون مبالک باچه داداشی!
ارسال شده توسط آن شرلی | March 22, 2008 11:46 PM
ارسال شده در March 22, 2008 23:46
سلام آقاي نجف زاده سايت جالبي دارين ما يكي از طرفداران شما هستيم هم گزارشگر خوبي هستين هم مجري توانا اميد وارم كه در كارتون مثل هميشه موفق باشيد. دوستدار شما مهسا ،نسرين ، سمانه
ارسال شده توسط mahsa | March 23, 2008 12:03 AM
ارسال شده در March 23, 2008 00:03
اره دیدم چقدر سال نوی امسال رو ...
صدا سیمای ایران هم که واقعا گل کاشت .
بدون هیچ توپ وتانکی ، بدون تیک تیک ساعت ، بدون گفتن تبریک سال نو ، اصلا خودشون هم جا موندن از تحویل سال
معلومه که میخوان این نوروز هم حذف کنن ....
ارسال شده توسط ناشناس | March 23, 2008 12:20 AM
ارسال شده در March 23, 2008 00:20
درود بر مرد طناز عرصه ي نگارش خبر و گزارش مافي الخبر!
فكر كنم اولين باره كه بعد اين همه كار با نت ميام به وبلاگ شما... گرچه براي خودم هم عجيبه ولي به هر حال! برام جالبه بدونم "كامران نجف زاده" با اين سر شلوغ وقتي هم براي خوندن ديگر وبلاگها داره يا از اوندست افراديه كه مي يان و كامنت مي ذارن كه مثلا: زيبا بود.. خوانديم.. موفق باشيد.. قلم خوبي داريد.. خوش بگذره.. يا قس عليهذا!
به هر حال من مي نويسم طنز هم مي نويسم. اگر طنز دوست داريد (كه فكر هم مي كنم خيلي هم داريد!) سري به ما بزنيد بي ضرر است...
خوش باشيد و شادزي
ارسال شده توسط شيخ ابو امير | March 23, 2008 12:32 AM
ارسال شده در March 23, 2008 00:32
سلام
تا حالا 4 بار اومدم کلی نوشتم اما نیومده و من دیگه حال نداشتم از و بنویسم ...
یه زمانی 20:30 برای من مایه ی امید بود اگر چه اون مقع هم به دکتر پورحسین ( استادم ) گفتم دکتر زیاد دل خوش ندارم اما خوب این رو هم امتحان می کنیم
جناب کامران نجف زاده
سر انتخابات مجلس که با2 تا از بچه ها توی دانشکده مون( دانشکده ی روانشناسی- دانشگاه تهران) به صورت خود جوش ومستقل تلاش کردیم دانشکده رو از یک صدایی در بیاریم متفق القول بودیم که 20 :30 واز جمله شخص شما ودیگر دوستانتون
خواسته یا ناخواسته وشاید هم از درد نان اینگونه چوب حراج زدید به اصلاحات وبا تمام وجود شده اید صدا وسیمایی!! خبرنگار نو آور شبکه ی دو وبخش خبر
یادت نرود
اگر در صحنه ی حق یا باطل نیستی هر کجا می خواه یباش
چه به نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است!
عیئتونم مبارک ...
راستی کار ما توی دانشکده هم بد سوژه ای نیست در شرایطی که همه یا به افراط میرن یا به تفریط میشه از توش احساسات دانشجو ها رو به قلیان بندازین! اینکه مستقل بدون وابستگی به نهاد های دانشگاه 4 دانشجو احساس وظیفه میکنن ومیبینن به دلیل یک صدایی بودن عرصه برای عده ای باز شده واونها هر چه میخوان میگن( مث 20:30 )
یا علی مددی
ارسال شده توسط آرام | March 23, 2008 1:30 AM
ارسال شده در March 23, 2008 01:30
واي باران
باران
شيشه ي پنجره را باران شست
از دل من اما ،
چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سر بي رنگ ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ ،
مي پرد مرغ نگاهم تا دور ،
واي ، باران ،
باران ،
پر مرغان نگاهم را شست .
خواب روياي فراموشي هاست .
خواب را دريابم ،
كه در آن دولت خاموشي هاست .
من شكوفايي گل هاي اميدم را در روياها مي بينم ،
و ندايي كه به من مي گويد
(گر چه شب تاريك است
دل قوي دار
سحر نزديك است .)
دل من ، در دل شب ،
خواب پروانه شدن مي بيند .
مهر در صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا مي چيند .
آسمان ها آبي ،
پر مرغان صداقت آبي ست
ديده در آينه ي صبح تو را مي بيند .
از گريبان تو صبح صادق
مي گشايد پر و بال
تو گل سرخ مني ،
تو گل ياس من ،
تو چنان شبنم پاك سحري !
نه ،
از آن پاك تري .
تو بهاري ؟
نه
بهاران از توست .
هر بهار اين همه زيبايي را
از تو ميگيرد وام
هوس باغ و بهارانم نيست
اي بهين باغ و بهارانم از تو !
گل به گل ،سنگ به سنگ اين دشت
يادگاران تو اند .
رفته اي اينك و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت
سوگواران تو اند .
در دلم آرزوي آمدنت مي ميرد
رفته اي اينك ، اما آيا
باز بر مي گردي ؟
چه تمناي محالي دارم
خنده ام مي گيرد !
ارسال شده توسط ــــ*پائیــــــژ*ـــــ | March 23, 2008 10:48 AM
ارسال شده در March 23, 2008 10:48
سلام
آخه عاشقانه ها گفتني نيستن، بايد حس بشن و لمس!
سال قشنگي داشته باشيد :)
ارسال شده توسط pargol | March 23, 2008 11:53 AM
ارسال شده در March 23, 2008 11:53
نوروز بر شما مبارک امیدوارم در این نوروز دیگر زندگی به ما نخندد و ما گریه کنیم بلکه آرزویم اینست ما به زندگی بخندیم ولی هرگز نباید زندگی گریه کند چون ما خود دل شکسته ایم درد دل شکسته ها را می دانیم ، نوروز تان پیروز
ارسال شده توسط مهران | March 23, 2008 12:09 PM
ارسال شده در March 23, 2008 12:09
salam, eydetun mobarak,az inke adrese veblog shoma ro etefaghi peida kardam khoshhalam ba ejaze linketun kardam.
ارسال شده توسط dr gomshode | March 23, 2008 12:43 PM
ارسال شده در March 23, 2008 12:43
من که یک صفحه عاشقانه دارم برای خودم می نویسم.. شاید مخاطب خاصی نداشته باشد ولی دلم میخواد شعرهای عاشقانه و حرفهای عاشقانه بزنم.. عشق پیدا شد و آتش بهمه عالم زد
ارسال شده توسط sara | March 23, 2008 2:29 PM
ارسال شده در March 23, 2008 14:29
سلام امیدوارم از حرف های اون روزم ناراحت نشده باشید اما خودمونیم این مملکت که واقعا تو اون فساد بیداد میکنه دیگه قابل تحمل و تعریف نیست
من چند وقتی هست که دیگه یواش یواش دارم از بعضی از کارها وحرفهاتون ناراحت میشم
دیگه 20:30 هم خیلی کم نگاه میکنم با بچه ها هم که در این مورد صحبت میکردم در مورد 20:30 اونها هم همه با هم یک چیز رو میگفتند 20:30 هم دیگه فیلتر شده و دیگه تاریخ مصرفش گذشته من که دیگه خبرهای صدای امریکا رو گوش میکنم و برای اینکه بفهمم اون خبرها راست یا دروغه هم در مورد یک خبرتوی اینترنت سرچ میکنم هم سراغ شبکه های خبری انگلیسی میرم زبانم بدک نیست بعد از چند هقته تحقیق فهمیدم که بیشترین وکاملترین خبرهای درست رو همین شبکه میده اگر باور ندارید میتونید شما هم تحقیق کنید بیشترین منابع که این شبکه از اون استفاده میکنه بچه های دانشگاه امیر کبیر هستند که خبر هارو برای این شبکه میفرستند اگر باور ندارید میتونید به خبرنامه امیر کبیر که مال بچه های امیر کبیر هست سر بزنید
میدونید تعریف خبرنگار چیه اگر نمیدونید من میگم
خبرنگار: کسی است که 50% از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و 50% بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.
هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
زان که بر این پرده تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
آنچه می بینم نمی خواهم
دوست دارم بیاید و در مورد این مطالب که هنوز میدونم ازشون خبرندارید بهتون خبر بدم
ارسال شده توسط پسر شیراز | March 23, 2008 2:43 PM
ارسال شده در March 23, 2008 14:43
slam AghAye najafzadeh
emsAl aslan tahvile sAl jAleb nabood.
har sAl sare sofreye 7sin montazere shenidan sedAye naghare haye harame emAm rezA mineshastim
. . .
vali afsoos emsal khabari nabood
movafagh va moa'yad bashid
ارسال شده توسط A.Hassanpour | March 23, 2008 2:57 PM
ارسال شده در March 23, 2008 14:57
سلام
سال نو مبارک
گزارش زیبایی بود. درسته مردم از خاطره هاشون چیزی نگفتن ولی خاطره هاشون زنده شد(یاد عشق، دلهاشون رو زنده کرد!!!)
نوروز بهتون خوش بگذره!
همیشه موفق باشین!
یاعلی!!!
ارسال شده توسط faezeh | March 23, 2008 4:21 PM
ارسال شده در March 23, 2008 16:21
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمر جاویدان بماند
خدا را میدهم سوگند بر عشق
هر آن خواهی برایت آن بماند
تنت سالم،سرایت سبز باشد
برایت زندگی آسان بماند
تمام فصل سال از عید باشد
چراغ خانه ات تابان بماند
ارسال شده توسط ــــ*پائیــــــژ*ـــــ | March 23, 2008 5:05 PM
ارسال شده در March 23, 2008 17:05
سلام! نمیشود اینجا نوشت و تأیید نشد که سال نوی خبرنگار محبوب دلهای مردم همیشه در صحنه مبارک است. نوباوه را هم دیدیم!
سالتان نیکو کبوتر سفید، ماهی گلی ...
ارسال شده توسط سوسن جعفری | March 23, 2008 7:52 PM
ارسال شده در March 23, 2008 19:52
سلام كامران جان عيدت مبارك اميدوارم كه سال خوبي داشته باشي و مثل هميشه در كارت موفق باشي و ما شاهد گزارشهاي عالي و اجراي زيبايت در بيست و سي باشيم . دوستدارت مهسا
ارسال شده توسط مهسا | March 23, 2008 8:18 PM
ارسال شده در March 23, 2008 20:18
سلام،
فقط مي خواستم بگم سال نو مبارك
سلامت باشيد.
ارسال شده توسط e | March 23, 2008 11:08 PM
ارسال شده در March 23, 2008 23:08
غم آسمان بر او غلبه کرده بود و دیگر به ریزش اشک قطره های باران اکتفا نمی کرد .
در دل آسما ن غوعایی به پا بود ، این را بعد از این که آسما ن مانند اشک شمع دانه های
سفید می ریخت ودل آسمان مانند همان دانه ها که صاف و سفید و یک رو بودند وقیافه و ادا
دردل های کوچکشان نداشتند معلوم بود چون آسمان قرمز شده بود وگرفته بود ومعلوم بود که دل آسمان خون است.
اما دانه های باران به این راحتی حاضر نیستند که درون خود رابه بیرون بریزند و به همه ، همه
چیز را بفهمانند به خاطر همین روز های بارانی آسمان مشکی و تیره است ورنگ مشکی که وقتی وجود دار د هیچ چیز در پشت آن معلوم نیست و روز باران هم مشکی دل آسمان را در پشت خود حبس می کند واجازه نمی دهد آشوبی که در دلش است همراه قطره هایش به زمین بریزد بلکه دلش آرام بگیرد در پی آرام شدن دل این غمش هم پایان بگیرد .
انگار که دل آسما ن مانند وسعتش بزرگ نیست وزود می شکند وغم او را فرا می گیرد و خرده های شکستنش هم که چیزی جز باران نیست.
اما هیچ چیز دل آسما ن را شاد نمی کند جز مهتابی که فردای شب برفی که تلالو می زند و بین ابر ها سوسوی نورش معلوم است.
.
دوست دارم این نوشته را برای آسمان بفرستم شاید از آن خوشش به آید ودر ، نمی گویم در دلش که اگر شکست از بین برود، درروز نامه ی قلبش چاپ شود که ماندگار باشد وتا قیامت وروز تبدیل شدن آن به غیر آسمان با اوباشد بلکه همیشه این آسمان ما یک دل خوشی ای کوچک داشته باشد.
ارسال شده توسط پرند | March 23, 2008 11:48 PM
ارسال شده در March 23, 2008 23:48
سلام
خوبی شما ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه سال به این وبلاگ سر نزدم ...........سال نو مبارک امیدوارم امسال در کنار خانواده در کارتون موفق تر باشین ..........شما که سرتون نمیگیره یه سر به ما بزنین ........ولی ما همیشه منتظریم .........
آپ کردم ........................سلام برسونین ..........
ارسال شده توسط ریحانه | March 24, 2008 9:32 AM
ارسال شده در March 24, 2008 09:32
سلام سلام صد تا سلام
حاج اقا خبر نگار من کجا می تونم از دسته خونوادم شکایت کنم؟؟؟؟؟؟؟؟
اخه منو مسافرت نمی برن اخه چرا چرا چرا مگه من ادم نیستم؟؟؟؟؟؟
میگن عیدا شلوغه تابستون میریم
تابستون میشه میگن گرمه هوای بهار حیف نیست الان بریم بیرون!!!!!!!!!!!!!!!!
خلاصه هر جوری هست ادمو ... میکنن
حالا میخوام ازشون شکایت کنم!
حالا امسالم شکایت نمی کنم ببینم تابستون قراره کجا بریم اگه نرفتیم حتما شکایت می کنم شما ادرسو بده واسه شکایت حالا من داشته باشم تا بعد ببینم چی میشهزندگی
زندگی یعنی چه؟
یعنی اسب همت تاختن
درکنار تن به روح خویش پرداختن
بر توکل تکیه کردن با کمال سعی خویش
بر خدا پیوستن و غیر از خدا نشناختن
سوختن در افتاب شعله بار رنج ها
در میان کوره های امتحان بگداختن
شمع وحدت در شبستان وجود افروختن
پرچم توحید را بر قله ها افروختن
رفتن و رفتن ز مرز نقص تا اوج کمال
از نهالی بوستان وز قطره دریا ساختن
ارسال شده توسط hiddengirl | March 24, 2008 10:22 AM
ارسال شده در March 24, 2008 10:22
با عرض سلام وتبریک عید .می خواستم از وبلاگ من دیدن فرمایید.منتظر نظرات سازنده شما هستم .
ارسال شده توسط f | March 24, 2008 10:57 AM
ارسال شده در March 24, 2008 10:57
دروووووود!
سال نوتون!!مبارك!
باور نايد بسي كه بهار و عيدش عاشقانه داشته باشه!
لا اقل تا وقتي كه بهار عاشقا هست!!
پاييز رو مي گم!
ارسال شده توسط روسو | March 24, 2008 11:57 AM
ارسال شده در March 24, 2008 11:57
با تبريك نوروز 1387 براي شما هموطن عزيز و آرزوي بهترينها
بدينوسيله از شما دعوت ميكنم تا در انتخاب بهترين وبلاگ زيست محيطي سال 1386 به نگارنده كمك كنيد
پايدار باشيد.
[گل]
ارسال شده توسط فرزند ایران | March 24, 2008 12:59 PM
ارسال شده در March 24, 2008 12:59
سلام كامران جان ميشه كاري كنين كه گالري عكستون باز بشه مرسي من بي صبرانه منتظرم روز خوبي داشته باشين . دوستدارت مهسا
ارسال شده توسط mahsa | March 24, 2008 1:54 PM
ارسال شده در March 24, 2008 13:54
سال نو مبارك...
اميدوارم سال خوبي رو كنار خانواده داشته باشين...
دوستدار هميشگي شما
مريم گليييي از اهواز...
ارسال شده توسط مريم گليييي | March 24, 2008 2:08 PM
ارسال شده در March 24, 2008 14:08
درود.
مطالبتان بسیار زیبا بود.
با تبريك سال نو و يك سوال زيبا به روزم .
و منتظر قدم هاي سبز شما فرهيخته گرامي هستم تا در گفتگوي اين مطلب نيز شركت فرماييد.
مانا باشيد.
بدرود.
ارسال شده توسط م.ع.چراغ زاده | March 24, 2008 2:22 PM
ارسال شده در March 24, 2008 14:22
سلام
شما میتونین شماره حساب آقای عابدزاده را داخل سایتتون بزارین؟
ارسال شده توسط taranom | March 24, 2008 3:25 PM
ارسال شده در March 24, 2008 15:25
سلام
عيدتون مبارك
اقاي نجف زاده مردم ما فعلا دغدغشون قيمت بنزين و امثال اينه همه عشقو يه جايي گوشه ي قلبشون قايم كردن.
سال خوبي داشه باشيد
شاد باشيد والبته...عاشق
ارسال شده توسط فاطمه | March 24, 2008 3:35 PM
ارسال شده در March 24, 2008 15:35
سلام همشهري...
خيلي مخلصم!گزارش هايي كه مي گيري معركه است!
مخصوصا از اون حموم عمومي خيلي خوشم اومد!!
ارسال شده توسط وحيده | March 24, 2008 3:37 PM
ارسال شده در March 24, 2008 15:37
سلام. راسته میگن شما میخواید برید پاریس به عنوان نماینده ی صداوسیما در اونجا؟!!
ارسال شده توسط پریا | March 24, 2008 5:25 PM
ارسال شده در March 24, 2008 17:25
سلام دوست مهربان . از همسایگی جوانترین امام معصوم حضرت جواد 0) در کاظیمن به شما درود میفرستم . 2 روز از سال نو گذشته بود که توفیق زیارت نصیب شد.
پدر و فرزند امام رضا اینجا در کنار هم آرمیده اند و ما در پشت بام حرم نماز خواندیم و دعا کردیم که سال جدید سال پربرکتی برای همه باشد . خبری ها رادیویی ها هموطنانمان . انهایی که اینجا را میخوانند یا نمیخوانند ....
سیدحسین حسینی
ارسال شده توسط سیدحسین حسینی | March 24, 2008 5:30 PM
ارسال شده در March 24, 2008 17:30
سلام. خوبی؟
وب قشنگی داری. خیلی خوب مینویسی.
بهت تبریک میگم.
به منم سر بزن. عید رو هم بهتون تبریک میگم.
موفق باشی.
مجله تی [گل]
ارسال شده توسط مهدی (مجله تی) | March 24, 2008 8:53 PM
ارسال شده در March 24, 2008 20:53
هيچي اخبار نديدم
الان قلبم درد مي كنه
اما....
با صداي پاي بهار خوش هستم
فعلا....
عيدت مبارك داداشي
ارسال شده توسط مائده | March 24, 2008 9:21 PM
ارسال شده در March 24, 2008 21:21
دیگه اونایی هم که نمی دونستن هم فهمیدن که نجف زاده گزارشهاش رو فقط برای مردم میگیره...
آهای اونایی که میگفتین نجف زاده خود خواهه ،با شما ها هستم....
.
گزارشتون مث همیشه عالی و دلسوزانه بود....
ممنون....
موفق باشید مثل همیشه....
ارسال شده توسط ــــ*پائیــــــژ*ـــــ | March 24, 2008 11:18 PM
ارسال شده در March 24, 2008 23:18
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی،زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری
با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری
رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیتها ، نامی از ما یادگاری
ارسال شده توسط ــــ*پائیــــــژ*ـــــ | March 24, 2008 11:39 PM
ارسال شده در March 24, 2008 23:39
سلام آقای نجف زاده
یه چیزی راجع به این یادداشتتون یادم اومد گفتم شاید دلیل اینکه راجع به عاشقانه هامون حرف نمیزنیم این باشه که :
هر وقت به هم عشق تعارف کردیم از نمره انضباط مان ( انظباط؟؟؟؟)کم کردند
امیدوارم امسالتون بهتراز پارسال باشه.
امسال یه کم تلاش کنین اسم ورزشکارا رو بهتر تلفظ کنین هنوز اون اشتباهتون یادم نرفته به جای "بنگَر" گفتین "بنگِر".
راستی حالا که صحبت از ورزش شد یه چیزی یادم اومد این جناب آقای رضازاده مدتیه که داره برای مشاوراملاک رابینسون در دوبی تبلیغ می کنه و هموطنان عزیز رو به سرمایه گذاری در اون ور آب تشویق می فرمایند !!!!
شما صدا و سیمایی ها که به سرعت لقب جهان پهلوان رو به حراج می ذارین حالا کجا رفتین ؟؟؟
چرا هیچکس چیزی نمی گه؟؟؟
جهان پهلوان یعنی تختی که با اینکه از سمت دولت حمایت نمی شد ولی حاضر نشد برای کالا های خارجی تبلیغ کنه .
همین دیگه ،خداحافظ
ارسال شده توسط آ.حسن پور | March 24, 2008 11:50 PM
ارسال شده در March 24, 2008 23:50
اينا رو سوم فروردين پارسال گفته بودي:
امسال مي خواهم سرعت نوشتن را چندبرابر کنم.دوست دارم بعد از يکسال وب نوشته هايم را يک کتاب کنم.از الان با انتشاراتي خوبي هم صحبت کردم
خواستم ياداوري كنم!
ارسال شده توسط deja vu | March 24, 2008 11:59 PM
ارسال شده در March 24, 2008 23:59
ajibe! coment man ro be esme mehran gozashtid?!!!!
ارسال شده توسط dr gomshode | March 25, 2008 12:33 AM
ارسال شده در March 25, 2008 00:33
سلام...........
سال نو مبارک ساله خوبی واست ارزو میکنم
مرسی که منو یاده پارسای انداختی....20 فروردین 1386 ساعت 16:15 دقیقه ......... واسه همیشه رفت. بگذریم ........ اومدم ازت تشکر کنم که تو این زمونه مارو به یاد عشق انداختی
ای کاش بتونیم عاشق خدا بشیم..........
ارسال شده توسط ایرانی | March 25, 2008 1:28 AM
ارسال شده در March 25, 2008 01:28
یک دسته از این دنیا میروند در حالی که هزار قید بندگی در گردن دارند و یک دسته میروند در حالی که بنده هیچ کس جز خداوند نیستند. نه بنده زرند و نه بنده سیم و نه بنده شهوت اند و نه بنده غضب. نه بنده جاه اند و نه بنده مال، آزاد و آزادهاند. حقیقت زهد همین است.
موفق وکربلایی باشید
ارسال شده توسط هليا | March 25, 2008 2:37 AM
ارسال شده در March 25, 2008 02:37
گزارش را دیدم. من کشته ی این متفاوت بودن گزارشهاتم آقای یک خبرنگار. خیلی گزارش قشنگ و تاثیرگزاری بود. الان دیگه به جایی رسیده که اگر روی گزارشهات حرف هم نزنی همه می فهمند این گزارشه مال نجف زاده است. جنس گزارشهات اصلاً فرق می کنه... من همینو دوست دارم. البته گاهی هم حسابی می زنی جاده خاکی و روی اعصاب بینندگان محترم و ایناها! لطفاً اون گزارشهای باطرفانه را بی خیال شو یا کمرنگتر کار کن...
ارسال شده توسط خبرنگارافتخاری نیویورک تایمز | March 25, 2008 8:00 AM
ارسال شده در March 25, 2008 08:00
انگاری به ماها !!!
ببخشید سلــــــــــــام
میگم انگاری به ماها بیکاری و اینا نیومده دیشب حسین رضا زاده رو دیدم داشت املاک رابینسون رو تبلیغ میکرد؟؟؟؟؟!!!!!
برام جالبه
خیلی جالب و تلخ
ارسال شده توسط hiddengirl | March 25, 2008 9:44 AM
ارسال شده در March 25, 2008 09:44
عید می آید با تمام خوبی هایش با تمام آنچه از کودکی از ان شنیده ایم اما برخی دلها با عید بیگانه اند و در نهان خویش می گویند کاش نمی امد کاش نمی امد تا ما دوباره از فرزندمان شرمسار نشویم تا ما دوباره سرافکنده در کوچه و خیابان حرکت نکینم . و من هم میگویم کاش عید نمی امد تا خاطره غرببانه مرگ پدرم تکرار نشود.
ارسال شده توسط مصطفی عابدی اردکانی | March 25, 2008 11:02 AM
ارسال شده در March 25, 2008 11:02
سلام آقای خبرنگار
اینکه مردم ما نمی خواهند خاطرات عاشقانه بگویند عجیب است؟
من فکر می کنم اصلا عجیب نیت.
مردمی که با ترس می خوابند و صبح با ترس بیدار می شوند با ترس اینکه کسی کفش های آنها را بپوشد و به جای آنها زندگی کند.
مردمی که یادشان رفته خدا زمینش را آنقدر بزرگ ساخته که همه جا بشوند و آنقدر عاشقشان کرده که بتوانند خاطره عاشقانه داشته باشند...
ارسال شده توسط سویدا(نقطه سیاهی در دل که همیشه...) | March 25, 2008 11:07 AM
ارسال شده در March 25, 2008 11:07
زندگي رو دور بزن و وقتي به قله رسيدي لبخندت رو نثار همه سنگريزه هايي کن که پاتو خراشيدند.
ارسال شده توسط دوست | March 25, 2008 12:39 PM
ارسال شده در March 25, 2008 12:39
فصل بهار فصل طرب خیز عاشقی است
جز عاشقی خطاست که کار دگر کنیم
عاشق باشید و پر از عاشقانه...
سر بزنید و خوشحالم کنید...
ارسال شده توسط بهارنارنج | March 25, 2008 2:52 PM
ارسال شده در March 25, 2008 14:52
سلام داداش جونم
فرخنده میلاد با سعادت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و حضرت امام جعفرصادق(ع) فخرشیعیان جهان بر عاشقان مبارکباد
وبلاگ ضامن آهو به روز شد...تشریف میارین داداش جونم
ارسال شده توسط کیمیا | March 25, 2008 3:19 PM
ارسال شده در March 25, 2008 15:19
آره خوب یادمه . جزء به جزء شو .
افتخار می کنم . مطمئنم دعاهای خیر بچه های کالو همیشه پشت سرته
ارسال شده توسط هوادار قدیمی | March 25, 2008 3:23 PM
ارسال شده در March 25, 2008 15:23
خاطرات عاشقانه ی آدم ها ترکیبی از شادی ها و غم هاست ...و فکر می کنم که خاطرات عاشقانه شبیه ترین ها به زندگی باشند....به رنگ ارغونی ....حالا آقای خبرنگار .....شما ارغوانی هایت را نه از ترس دوربین تلویزیون بلکه از ترس از بین رفتن نمی پوشانی؟؟؟من آن مصاحبه را دیدم ....از صداقت آدمهایی که هنوز نمی دانند عاشق شده اند یا نه به وجد آمده ام ....می دانی ماشین کوکی ها عاشق نمی شوند!!!خیلی ها واقعا خاطره ی عاشقانه ای ندارند ....من اما هنوز به ارغوانی فکر می کنم که چقدر مرموز است .....
ارسال شده توسط مجتبی (شاسوسا) | March 25, 2008 4:17 PM
ارسال شده در March 25, 2008 16:17
رود میرود تا نماند ما میرویم تا بمانیم و اینگونه است که میگندیم...
ارسال شده توسط احسان ذوالقرنین | March 25, 2008 5:12 PM
ارسال شده در March 25, 2008 17:12
سلام
مهم این نیست که مردم خاطرات عاشقونشون رو گفتن یا نه مهم اینه که شما خاطرات عاشقونه اونا رو بیادشون آوردی
ارسال شده توسط عیسی | March 25, 2008 6:08 PM
ارسال شده در March 25, 2008 18:08
salam agha kamran....khobin....midoonid ta shoomaro mibinam migam in hamoniye ke mohandese keshavarziyeh...karatoon vaghan jalebeh....yejor rahe jadid...az vaghti shooma inkaroo kardin hame mikhan khabar negar shan...sale khobi bashe agha kamran
ارسال شده توسط l[dn fvrd | March 25, 2008 8:34 PM
ارسال شده در March 25, 2008 20:34
آقا جان سلام می دونم که هنوز سلامم تمام نشده جوابم را داده ای اما مشکل از من و از گوشای منه که از بس غیبت شنیده اند دیگر صدای شما را نمی شنوند.
آقا جون یه مدت است که می خوام باهات حرف بزنم
ولی خدا قسمتم نمی کند اما حالا که این فرصت را پیدا کرده ام دوست دارم تمام حرف هایم را براتون توی همین نامه خلاصه کنم آخه ممکن است که دیگر این لیاقت را پیدا نکنم یا اینکه شیطون بر من
غلبه کند و مرا از شما دور کند
حرف هایم زیاد است نمی دانم از چی بگم و از کجا شروع کنم
یک عالمه غصه توی دلم جمع شده فقط این رو بگم که
خیلی دوست دارم هرچه زود تر بیائی و دست ما را بگیری چون شیطون خیلی سریع داره می تازه
و حتی دوستان و نزدیکانم را هم ربوده و یا به سمت خود کشانده و منم مثل خیلی های دیگر تنها شده ام
و غم و غصه وجودم را گرفته
دوست دارم بیائی تا قبل از این که شیطان منو وسوسه کنه روی ماهتان را ببینم تا اون قدرت لازم را پیدا کنم که جلوی شیطان بایستم و بگم "من آقام مهدی را دارم"
دوست دارم بیائی تا دستی بر سر ما مردم بکشی تا ما بیدار شویم
دوست دارم بیائی تا برایت بگم که دنیا به چه وضعی افتاده است اگر چه خودتان بهتر می دانید ولی فقط می خواهم با گفتنم
کمی از غصه های دلم را کم کنم
بگم... از جوونا بگم . . .
بگم که چه طور زن ها و دخترا به چادر
که حجاب حضرت زهرا بود پشت پا زدند.
بگم که چطور یه پسر پای تلفن با دختری نامحرم صبحت می کند و کلی با هم می خندن و شوخی می کنن...
چه طور یه پسر شیعه راحت حاضر می شود با یه دختر غریبه قرار ملاقات بگذارد و همدیگه رو ببینند و کلی حرف که نباید بزنن رو بزنن...
بگم که چه طور راحت دختر خانمی
ساق پایش را جلوی نامحرم برهنه می کند
چه طور راحت تنهائی به مهمانی و پارتی های پسرانه می رود
بگم که چطور آقا پسر شیعه ای شماره اش را به دختری نامحرم می دهد تا باهاش درد و دل کند...
چه طور یه دخترحاضر می شود پسری غریبه, قربون صدقه اش برود...
چه طور راحت حاضر می شود توی عروسی
جلوی یک عده غریبه برقصد
چه طور حاضر می شود توی پارتی برقصد
و ازش فیلم بگیرند ولی هیچی نگه...
بگم که چطور آقا پسری با دختر خانمی غریبه صمیمی می شوند و باهم راحت صحبت می کنن...
چه طور دختری راحت حاضر میشه لباسی بپوشه
که من حتی از دیدنش هم شرم دارم
چه طورحاضر می شود جلوی نامحرم بگو و بخند راه بیاندازد
چه طور راحت حاضر می شود که خودش را
آرایش کند و به مهمانی رود .
از این حرف ها زیاد است خیلی هایشان را شرم دارم که به زبان بیاورم
آقا جون برخی مردم این همه گناه می کنند ولی هیچ کدام از آنها راگناه حساب نمی کنند و خیلی راحت از کنارشان عبور می کنند
نماز می خوانند و روزه می گیریند و به جماعت و جمعه می روند
جشن میلاد شما و امامان دیگر را می گیرند و مولودی می خوانند
قرآن را قرائت می کنند و خیال می کنند که انگار آخر مسلمانی هستند
اما مثل اینکه این حدیث پیامبر را نشنیده اند که فرمودند:
"در روز قیامت بندگانی از امت من آنقدر نماز و روزه خوانده و گرفته اند که کمرشان خم و مویشان سفید گشته و به اندازه کوه های تهامه در پرونده خود عبادت ثبت کرده اند اما اینان به جهنم می روند برای اینکه اینان وقتی با محرمات الهی روبرو می شدند آنها را نادیده می گرفتند "
واقعا کسی نیست به این جماعت بگوید که اگر این موسیقی و حجاب و پوشش و ...محرمات نیستند پس چی هستند ؟
آقا جان شما به اینها بگوئید که نماز و روزه وقتی مورد قبول واقع ميشود كه موسیقی ترک شود حجاب رعایت شود
دروغ و غیبت از بین رود...
بگوئید مسلمانی به این نیست که شب تا صبح قرآن بخوانید ولی صبح تا شب در برابر خدا بایستید و گناه کنید...
شاید گفتن شما تاثیری بر وجود آنها گذاشت
آقا جان دلم داره بهم میگه که همین روزها می آئی
و ما روی ماهت را می بینیم
می آیی و اسلام واقعی را درجهان گسترش می دهی
نه این اسلام شناسنامه ای را...
می آیی و انتقام خون حسین(ع) را می گیری...
.
.
.
اکثر مردمان را در عهد استوار ندیدیم. بلکه بیشتر آنها را عهدشکنان و بدکار یافتیم
102 سوره اعراف
.
.
.
.
..:: به امید روزی که بیائی و ما را به آرزوی خودمان برسانی::..
ارسال شده توسط رايحه ي ظهور | March 25, 2008 10:17 PM
ارسال شده در March 25, 2008 22:17
سلام . تعطیلات خوش بگذره.
یه سوال داشتم ،شما اصلا چیزی به اسم دید و بازدید می شناسی ؟؟؟ باور کن رسم خوبیه !
ارسال شده توسط سهراب | March 25, 2008 10:29 PM
ارسال شده در March 25, 2008 22:29
سلام استاد سال نوتون مبارك
فقط اومدم بهتون بگم كه براتون يه سال خوب و خوشمزه با دسر رشد و تعالي آرزو كردم و مي كنم و خواهم كرد.
ولي خواهشا فكر نكنيد من شكمو هستما!!!!!!!!
ارسال شده توسط پاگنده | March 25, 2008 11:52 PM
ارسال شده در March 25, 2008 23:52
سلام سال نو شما مبارک انشا الله سال پرباری داشته باشی من از یزد هستم وعاشق گزارشهای قشنگت راستی من ازروستای درند(دیرین) شهرستان اردکان یزد هستم یکی از زیباترین روستاهای استا ن اگه امکانش هست برای تهیه گزارش حتما به روستای ما بیا خیلی خوشحال میشم روستای جالبیه حتما یه سر بزن ممنون دست حق نگهدارت -مهدی اخوندی تلفن تماسم هم
ارسال شده توسط مهدی | March 26, 2008 8:19 AM
ارسال شده در March 26, 2008 08:19
سلام سالی خوب و خوش برای شما آرزو می کنم
ارسال شده توسط عطیه | March 26, 2008 11:01 AM
ارسال شده در March 26, 2008 11:01
نو بهار آمد و گل سرزده چون عارض یار
ای گل تازه مبارک به تو این تازه بهار
زلف سنبل شده از باد بهاری درهم
چشم نرگس شده از خواب زمستان بیدار
ارسال شده توسط یاسمن | March 26, 2008 11:32 AM
ارسال شده در March 26, 2008 11:32
همه حرفا همه دردا گفتنی نیستن
حتی اگه یه عاشقانه اروم باشه
ارسال شده توسط نشاط | March 26, 2008 12:07 PM
ارسال شده در March 26, 2008 12:07
سلام.آقای نجفزاده به نظر من شما بهترین خبرنگار هستید.
سال نو مبارک.
ارسال شده توسط فاطمه | March 26, 2008 3:17 PM
ارسال شده در March 26, 2008 15:17
با مطلب ‹‹ ساده زيستي زشت يا زيبا ›› در خصوص عيد ديدني رئيس جمهور به روزم.
ارسال شده توسط موسوي | March 26, 2008 5:02 PM
ارسال شده در March 26, 2008 17:02
سلام وبلاگه من به روز شده وبلاگه من نه سیاسیه نه اجتماعی ونه هر چی
نتیجه ی اخلاقیش وبلاگم ترس نداره هر وقت تونستی یه کله بهش بزن خوشت میاد
شایدم کله می زنی ئ ردی از خودتون به جا نمی ذاری؟؟؟؟؟
حالا زورکی نیست اگه خواستی بیا
ارسال شده توسط hiddengirl | March 26, 2008 6:06 PM
ارسال شده در March 26, 2008 18:06
دل خوش سیری چند آقای نجف زاده؟
خاطره ی عاشقانه کجای این مردمه؟
بقیه رو نمیدونم ولی خود من تمام خاطرات عاشقانم با تلخی خاطرات روزانم محو شد
میدونید؟
سال 86 خیلی زود گذشت ولی واقعا دیر تموم شد
کاش سال 87 دیر بگذره و زود تموم بشه!!!!
خوش باشید
ارسال شده توسط **سمانه** | March 26, 2008 6:32 PM
ارسال شده در March 26, 2008 18:32
بهار هم آش ِ دهن سوزی نبود
ارسال شده توسط سحر | March 26, 2008 9:18 PM
ارسال شده در March 26, 2008 21:18
آقاي نجف زاده سلام
فقط ميخواستم بگم كه
به ايميلتون يه سري بزنيد يه عكس بامزه براتون سند كردم.
همين
به خانومتون سلام برسونيد
خداي بهار هميشه پشت و پناهت
ياعلي
ارسال شده توسط زهرا_ض | March 26, 2008 10:39 PM
ارسال شده در March 26, 2008 22:39
چندتا کارت عروسی چاپ کنم و تدارک چند نفر رو باید ببینم؟
ارسال شده توسط هم خاک | March 26, 2008 11:00 PM
ارسال شده در March 26, 2008 23:00
سلام
سال نو مبارک
حتی اگر صحبتی در مورد خاطرات عاشقانه شان برای دیگران نگفتن اما واسه خودشون زنده شد ! بعضیا شیرین و بعضیا تلخ !
به امید شیرینی همیشگی !
مانا باشید
ارسال شده توسط مریم خانومی | March 27, 2008 12:58 AM
ارسال شده در March 27, 2008 00:58
آخ..من خیلی وقته دیگه 20:30 نمیبینم.این گزارش رو هم پخش کردید؟؟
عاشقانه های هر کس واسه خودشه.اصلا" قشنگیش به همینه
ارسال شده توسط EMY | March 27, 2008 1:25 AM
ارسال شده در March 27, 2008 01:25
قصه های هزار و یک شب من و تو...
هوا بوی شکوفه های سیب می داد، پایان شادی آدم برفی هایمان، می خواهم برایت قصه ای بگویم، شاید مثل لالایی باشد که مادربزرگ هر شب با ماه و ستاره زمزمه می کرد تا تو را با رویای شیرین کودکیت خواب کند. قصه ام با یکی بود یکی نبود،آغاز می شود اما نمی دانم که در پایان کلاغ سیاه به خانه اش می رسد یا نه؟ قصه ای از جوانه های درخت گیلاس و گل های یاس و بنفشه. همان هایی که باهم دیروز در باغچه کوچک دلمان کاشتیم و برایشان هیچ حصاری نبود و به هم قول دادیم که از خانه خورشید خانم هم بالاتر روند. یادم است که تو گفتی: من خورشید را نقاشی می کنم و تو دریا را، تا گل هایمان خشک نشوند. اما نوک مداد آبی من شکسته بود، تو تراشت را به من قرض دادی و من دریایم را آبی تر از آب کشیدم. فردا تو به من گفتی: چه طور به غنچه ها آب دهیم؟ من آب ماهی قرمزم را که برای سفره هفت سین بهار خریده بودم، تقدیم به گل هایت کردم، ماهی داشت جان می داد، تو از خدا خواستی که باران ببارد، بارید.دست های کوچکت را زیر قطره های باران گرفتی و برای ماهی ام تنگ بلور شدی، من نیز دست هایم را چتر کردم و بر سرت گرفتم تا سرما نخوری، یادت است یک روز آمدی و گفتی: می خواهی ماه و خورشید را با هم آشتی دهی. تو می خواستی از همه ابرها بالاتر روی و به خورشید بگویی که ماه چه قدر دوستت دارد، گفتی: نردبان می خواهم، من به شهر قصه ها سفر کردم و دانه لوبیای سحرآمیز را در باغچه قلبم کاشتم تا نردبانی شود و تو از آن بالا روی، خورشید قبول کرد، گریه کردی. من اشک هایت را با ستاره ها پاک کردم و تو برایم از آسمان نور ماه را هدیه آوردی. زیر نور ماه مشق هایمان را نوشتیم، من به تو حساب یاد دادم و تو به من انشا گفتی. انشا را بیست گرفتم، تو ریاضی ات را چند شدی؟ راستی یادت می آید روزی که با هم در دشت های سرسبز دفترچه نقاشی هایمان میان تشویق و هیاهوی گل ها، بادبادک بازی می کردیم؟ باد، بادبادک آبی مرا بالای درخت بادام برد، آنجا که حتی دست نردبان هم به آن نمی رسید. من غصه خوردم، تو سوت زدی باد آمد بادبادکت را به دستش سپردی و او مثل باد از آنجا گذشت. حالا هر دویمان بادبادک نداشتیم. این ها قصه های هزار و یک شب من و تو اند. قصه هایی که نه شهرزاد قصه گو و نه هیچ کس دیگری قادر به بیان آن ها نیست. قصه هایی از من برای تو و قصه هایی از تو برای من. راستی نگاهی به پنجره ی قلبت کرده ای؟ چند تا غنچه گل سرخ در آن روییده است؟ نه نه اصلا بگذار بگویم: چند تا شکوفه آلوچه قرار است در آن بشکفد؟ به ماهی قرمز تنگ بلور آرزوهایت سر زده ای؟ نکند که شیشه ای باشد. به بهارنارنج ها و شکوفه های سیبی که قرار است تا چند روز دیگر در باغ نگاهت شکوفا شوند چه طور؟ نکند خانه دلت پر از برف است و تو صدای برف پاروکن ها را نشنیده ای؟ نکند، آدم برفی دماغ هویجی، از گل ها و شکوفه هایت تاجی بر سر زده باشد و به تو بگوید که من بهارم نگاه کن گل و شکوفه دارم. هنوز دیر نشده مداد رنگی هایت را بردار و صفحه سفید آدم برفی را سیاه سیاه خط خطی کن و به جایش لبخند سیب سرخ را به جوانه ها نقاشی کن.با شکوفه ها عکس یادگاری بگیر و در قاب گل یاس آن را به یادگار بگذار. می دانم که می توانی تو پاک کن داری، پس باید همه غصه ها را پاک کنی و گل های شادی را بر گلدان قلب ها بنشانی. راستی می خواهم گوشه ای از شادمانی هایت باشم و با هزار هزار شکوفه گلابی مهمان نگاه مهربان تو. نمی دانم به من می گویی به نگاهم خوش آمدی یا نه؟ اما من می آیم تا بار دیگر به درخت گیلاس حیاط خانه تان آویزان شوم.مشت مشت گیلاس بخورم و با هم بخندیم. یادمان بماند که لحظه تحویل سال در دفترچه مشقمان برای خدا نامه بنویسسم و از خدا بخواهیم که مواظب غنچه ها باشد تا دستچین باد نشوند. داشت، داشت یادم می رفت که بگویم: به اندازه تک تک شکوفه های سفید و صورتی دنیا دوستتان دارم. راستی تو می دانی چند تا شکوفه سفید و صورتی در دنیاست؟
*****************
سلام داداشی
شما که نمیای وبم.گفتم اینجا بنویسم شاید بخونی!!!
منتظرم داداش گلم......
ارسال شده توسط ~**~سونیا~**~ | March 27, 2008 9:22 AM
ارسال شده در March 27, 2008 09:22
عشق....مثل عيدي خدا به بچه ها اصيل
مثل بادبادكي كه پاره شد نخش...
پريد
و رفت توي يك سياه چاله
از همه بريد...
ارسال شده توسط دختر چوپون | March 27, 2008 9:28 AM
ارسال شده در March 27, 2008 09:28
با تو از خاطرههاسرشارم جشن نوروز تو را کم دارم
سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم...
ارسال شده توسط هادی | March 27, 2008 9:51 AM
ارسال شده در March 27, 2008 09:51
اگه من جلوی اون دوربین بودم حتما از عاشقانه های غم انگیزم می گفتم
ارسال شده توسط سمیرا | March 27, 2008 10:24 AM
ارسال شده در March 27, 2008 10:24
خسته نباشيد
سال نو را تبريك ميگم
سال پر از موفقيتي داشته باشيد
به اميد موفقيت روز افزون شما سرور گرامي
ارسال شده توسط ميترا | March 27, 2008 5:16 PM
ارسال شده در March 27, 2008 17:16
سلام
عیدت مبارک
اعتراض به انگشت نگاری زائران ایرانی در عراق!
روحانی مسلمان اقدام پاپ را تقبیح کرد !
به منم سر بزن
ارسال شده توسط خبرچین | March 27, 2008 6:22 PM
ارسال شده در March 27, 2008 18:22
سلام
اصلا تیپ ادمها این است هر وقت کارشان می گیرد بقیه را فراموش می کنند و اصلا وقت ندارند باید با ادمهای بالا بالا بپرند این است رسم روزگار!!! خطابم به شما بود ها!
می بینم که خیلی ها از شما گله دارند!
به هرحال ! خواستم دعوتتان کنم به یک مسابقه ی خودمانی وبلاگی اگر دوست داشتید شرکت کنید ! برای شادی دل ما که نه برای خودتان! اخر می دانید مسابقه برای پیامبر است!
اقای نجف زاده خیلی خوشحال می شدم خیلی زیاد اگر لوگوی مسابقه را یمذاشتید اخر می دانید خیلی ها به وبلاگ شما سر می زنند البته اگر هم نگذارید ناراحت نمی شوم ولی خوب نمی دانم!! نوجوانها هم نیاز به حمایت دارند نه؟؟
ادرس مسابقهhttp://www.bgh.ir/17rabi/
ارسال شده توسط sara | March 27, 2008 7:40 PM
ارسال شده در March 27, 2008 19:40
سلام خوبید؟
خوش میگذره؟
ارسال شده توسط آيدا اصلاني | March 28, 2008 12:29 AM
ارسال شده در March 28, 2008 00:29
salam hese khobi dareh neveshte haton..... man cartoonistam mamnon misham nazareton ro dar morede karham dashteh basham...man khab didam parvaneham.. aknon mandeham man khabe yak parvaneh dideham ya parvaneh ii mara dar khab mibinad...khosh bashid sla no mobarak
ارسال شده توسط morteza khosravi | March 28, 2008 8:27 AM
ارسال شده در March 28, 2008 08:27
سلام داداشی...
سال نو مبارک
قربانت
دادا امین
ارسال شده توسط محمد امین | March 28, 2008 11:04 AM
ارسال شده در March 28, 2008 11:04
سلام آقای نجف زاده
یه چیزی راجع به این یادداشتتون یادم اومد گفتم شاید دلیل اینکه راجع به عاشقانه هامون حرف نمی زنیم این باشه که :
هر وقت به هم عشق تعارف کردیم از نمره انضباط مان ( انظباط؟؟؟؟)کم کردند
امیدوارم امسالتون بهتراز پارسال باشه.
امسال یه کم تلاش کنین اسم ورزشکارا رو بهتر تلفظ کنین هنوز اون اشتباهتون یادم نرفته به جای "بنگَر" گفتین "بنگِر".
راستی حالا که صحبت از ورزش شد یه چیزی یادم اومد این جناب آقای رضازاده مدتیه که داره برای مشاوراملاک رابینسون در دوبی تبلیغ می کنه و هموطنان عزیز رو به سرمایه گذاری در اون ور آب تشویق می فرمایند !!!!(در حالی که اقتصاد دان ها و مسئولان زور می زنن سرمایه هایی که به خارج از کشور رفته رو دوباره برگردونن)
شما صدا و سیمایی ها که به سرعت لقب جهان پهلوان رو به حراج می ذارین حالا کجا رفتین ؟؟؟
چرا هیچکس چیزی نمی گه؟؟؟
جهان پهلوان یعنی تختی که با اینکه از سمت دولت حمایت نمی شد ولی حاضر نشد برای کالا های خارجی تبلیغ کنه .
همین دیگه ،خداحافظ
ارسال شده توسط آ.حسن پور | March 28, 2008 11:27 AM
ارسال شده در March 28, 2008 11:27
سلام جناب نجف زاده :
به خاطر اين همه استعدادي كه در زمينه ي پرداختن به مسائل جذاب و مخاطب پسند دارين به شما تبريك مي گم.......خيلي متفاوت با بقيه كار مي كنين و اين خيلي عاليه........
لبخند می زنیم...به آسمان... به زمین...به هر جایی که امکان دارد...خداوند عاشق ماست ...چه سعادتی والاتر از این ؟؟؟!!
ارسال شده توسط نازنين سراجي | March 28, 2008 1:10 PM
ارسال شده در March 28, 2008 13:10
بخاطر تمام زحماتی که در سال 86 کشیدی ازت ممنونیم .
ارسال شده توسط ارش | March 28, 2008 4:18 PM
ارسال شده در March 28, 2008 16:18
سلام سلام سلام داداش....
واااااااااااااااااای که چقد دلم تنگیده بود بیام عیدو تبریک بگم...
عیدت مبارک دادای گل...
خاطرات عاشقانه مث یه رازو پس منم نمیگم...
دعام کن....
یا علی...
ارسال شده توسط شادی | March 28, 2008 7:01 PM
ارسال شده در March 28, 2008 19:01
salam. har kar kardam farsi nashod.man ham khabar negaram vali na be bozorgiye shoma./
khashhal misham be webloge man sar bezanid.
movafagh bashid.
ارسال شده توسط masoud yarazavi | March 28, 2008 8:02 PM
ارسال شده در March 28, 2008 20:02
سلام موفق از نظر من
اميدوارم حالتون خوب باشه جناب نجف زاده
اگه حس كردين كه ما ارزش سر زدن داريم به وبلاگ ما هم سر بزنيد
ممنون مي شم
يا علي ع
التماس دعا
ارسال شده توسط امين كاظمي | March 28, 2008 8:23 PM
ارسال شده در March 28, 2008 20:23
سلام
چرا يا بهتره بگم تا كي بايد در گذشته بود
چرا نبايد اونو تكرار نكرد اگر مفيده ويا چرا نبايد درس گرفت اگر درست نبوده من فكر ميكنم امروز شما بايد درمورد بي حرمتي به اسلام و قرآن در فيلم هلندي بپردازيد
وبا مستندي واضح اونو به طور شفاف براي (افكار عمومي) روشن كنيد
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
ارسال شده توسط محمد | March 28, 2008 9:39 PM
ارسال شده در March 28, 2008 21:39
گاهی آپ کردن هم بد نیست...
ارسال شده توسط کلاغ سفید | March 28, 2008 10:01 PM
ارسال شده در March 28, 2008 22:01
...
راستی چرا بهار با همه طراوت و سرزندگیش ،اینقدرحال وهوای نوستالژیک دارد؟ چرا تمام دلتنگی ها و خاطرات عاشقانه یکهو هجوم می آورند...؟ انگار آنهاهم درجوانه زدن از ما پیشی میگیرند...
امشب،درست دراوج یکی از این دلتنگی های یاَُس آلود،نوشته ات به دلم نشست... سال نو برتو خوش باد...
ارسال شده توسط م- م | March 28, 2008 11:47 PM
ارسال شده در March 28, 2008 23:47
آواز عاشقانه ما در گلو شكست/ حق با سكوت بود صدا در گلو شكست... قيصر امين پور. اون گزارش رو ديدم، بكر و جالب نبود! عشق رو جار ميزنند؟ نميزنند؟ هم ميزنند هم نميزنند؟ اما عشق براي جار زدن نيست حتي يه خاطرهي دور... مي ميرد از نگاههاي هيض/حيض/حيز/هيز؟؟؟! (املاشو بلد نيستم املام كمي ضعيفه!)
ارسال شده توسط zohreh | March 29, 2008 2:16 AM
ارسال شده در March 29, 2008 02:16
سلام....
سال نو مبارک جناب نجف زاده....ان شا<..سال خوبی داشته یاشید...
راستی عشقای یکطرفه هم پر است از عاشقانه های ماندگار.....
موفق باشید.
ارسال شده توسط حوری ناز | March 29, 2008 7:03 AM
ارسال شده در March 29, 2008 07:03
سال خوبی برات باشه :) مبارکا باشه !
ارسال شده توسط نازخاتون | March 29, 2008 7:13 AM
ارسال شده در March 29, 2008 07:13
سلام
یادتون که هست زمستون شاهرود اصلا گاز نبود و کسی به روی خودش نیاورد و ...
حالا که زمستون گذشت تو اخبار اعلام کردن که پول گاز اون ماه رو کمتر میگیرن از ماها که زمستونه سختی داشتیم
اقا چشتون روزه بد نبینه چند روز پیش قبضا اومد
کمتر که هیچ فکر میکنم صد برابر شده
بطور مثال برادرم تو یه ساختمان 5 واحده زندگی می کنه تا حالا پوله گازش 6 7 هزار تومن می اومد حالا کل ساختمان اومده 528000
تومــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان یعنی 6 7 هزار تومن تبدیل شده به صد و خورده ای
جونه من گوش کن اقا
ما مردم که توقعی نداریم باور کن اگه تو ی اخبار نمی گفتن کمتر میگیریم و این حرفا الان هیشکی حرفی نداشت ولی چرا وقتی به مردم قولی رو می دن راحت زیرش می زنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ماها توقع دروغ نداریم دروغه که ادمو اتیشی میکنه
این یه نمونه ی کوچیکه مشکلاتمونه[رضایت]
ارسال شده توسط hiddengirl | March 29, 2008 9:39 AM
ارسال شده در March 29, 2008 09:39
سلام جناب آقاي نجف زاده
من و تعدادي از دوستانم(دانشجويان روزنامه نگاري دانشگاه آزاد واحد دماوند)
از طرفداران پرو پا قرص شما هستيم
براي شما آرزوي موفقيت در سال جديد همچون سالهاي قبل دارم
در پناه ايزد منان باشيد
ارسال شده توسط فرحناز آ | March 29, 2008 10:20 AM
ارسال شده در March 29, 2008 10:20
سلام.
دیره اما سال نو مبارک.
می دونید چیه همیشه چیز هایی هست که نمی شه گفت و یکی از اونا خاطرات عاشقانه است . بعضی ها دوست دارن بگن اما بعضی ها دوست دارن همین جوری توی دل خودشون و رازدارشون باقی بمونه . تا ابد.
ارسال شده توسط سروه | March 29, 2008 12:12 PM
ارسال شده در March 29, 2008 12:12
سلام
سال نو مبارك.
عاشقانه ها هميشه ماندگارند در دل و زبان تنها خاطرات را مرور مي كند.
و عاشقانه ها آنقدر ظريف و لطيفند كه بيم دارند از بيان و آشكار شدنشان چرا كه گنجينه دل هر كسي بهترين محافظ آن است.
و او كه نگهبان دلهاي آدميست مي داند
آنچه مانديست خواهد ماند
اميدوارم سالي كه در پيش رو داريد سرشار از لحظه هاي ناب باشد و پر از عاشقانه هايي آرام و شادمانه هايي عاشقانه...
ارسال شده توسط شكوفه ياس | March 29, 2008 12:16 PM
ارسال شده در March 29, 2008 12:16
سلام
غرض تبريک روزنو در بهار 87 بود.
به کلبه درويشي ما هم سري بزن.
موفق و پيروز باشي .
همکار صفرکيلومتر شما علي طاهرزاده .
ارسال شده توسط علي طاهرزاده | March 29, 2008 3:33 PM
ارسال شده در March 29, 2008 15:33
سلام . خوبی آقا کامران . سال نو مبارک . خیلی خوشحال می شدم که عید یزد مییومدین . شمال خوش گذشت . می دونم شاید فرصت نکنین با این همه نظرات نظر منو بخونید ولی یه سر به وبلاگ من بزنید خوشحال می شوم .
ارسال شده توسط ایمان آقارحیمی | March 29, 2008 5:34 PM
ارسال شده در March 29, 2008 17:34
سلام تا امروز از اینجا رد نشده بودیم (من و ذهنم و ارغنون ) و چون سعی میکنم که یک ایرونی مودب باشم خواستم اجازه بگیرم لینکتونو به وبلاگ خلوت وبرعکس خودم آروم بی دغدغه ارغنون اضافه کنم
ارسال شده توسط ارغنون | March 29, 2008 9:34 PM
ارسال شده در March 29, 2008 21:34
خاطره های عاشقانه زیباترین خاطره های زندگی هر انسانی هستند.
ارسال شده توسط Scorpion's | March 30, 2008 12:48 AM
ارسال شده در March 30, 2008 00:48
heyfe inhame estedae fardi chon shoma ke inchenin tarsu, shodeh id.
alan hamegiye afrade tahsilkarde ,roshan va hatta kami daraye aghl KHATAMI e bozorgo ahmadi nejad ra mishenasand va be tafavothayeshan ezan daran,
key avaz mishavid?
SHAD BASHIDO BA FEKR.
heyfe inhame estedad nist
dokhtari 28 sale/garmsar/iran
ارسال شده توسط sami | March 30, 2008 10:56 AM
ارسال شده در March 30, 2008 10:56
عید شما مبارک جناب نجف زاده
ارسال شده توسط شلم شوربا | March 30, 2008 12:43 PM
ارسال شده در March 30, 2008 12:43
داداشی داری میری؟
ارسال شده توسط هانیه | March 30, 2008 12:56 PM
ارسال شده در March 30, 2008 12:56
salam.khobeddddd??????????????
khodaro shokr.
raste chetore vagt mekoned meaeen en veblog??/
han?
khob.
man ya perspoleseam.age eftekhar daden beaeen ya sar bezaned.
gorbonetonnnnn
by
ارسال شده توسط hadis (*) | March 30, 2008 5:51 PM
ارسال شده در March 30, 2008 17:51
سلام داداشی خوبی کجایی ؟ دلمون تنگید برات
من گفتم این چند روزه که من نبودم(مسافرت بودم جات خالی) تو چند تا مطلب نوشتی
امیدوارم اگه مسافرت میرین بهتون خوش بگذره یه خورده هم به این زن و بچه ی بیچاره ات رحم کن داداش اگر هم جایی نمی ری خوب استراحت کن
امیدوارم بعد از تعطیلات مثل همیشه شاد ببینمت یا شادتر از قبل و امید وارم سال خوبی باشه براتون(منظورم کل اعضای خانواده بودها)
زیاد مزاحم نمیشم
خداحافظ فعلا .....
ارسال شده توسط *** // مریم // *** | March 30, 2008 7:08 PM
ارسال شده در March 30, 2008 19:08
سلام آقاي نجف زاده گل از وبلاگتون ديدن كردم ولي چرا گالري عكستون فعال نيست . اگه فعال كنين ممنون مي شم « دوستدارت مهسا »
ارسال شده توسط مهسا | March 30, 2008 7:50 PM
ارسال شده در March 30, 2008 19:50
اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.
چقدر شبیه دیکتاتور ها می ماند.
نظرم را فرستادم آقای خبرنگار. صبر هم کردم ولی ظاهرا...
نیمه تاریکی ها از آن شما
ارسال شده توسط سویدا(نقطه سیاهی در دل که همیشه...) | March 30, 2008 8:52 PM
ارسال شده در March 30, 2008 20:52
سال نو مبارك.اگر مايل بوديد كتاب (براي ان به سوي تو مي ايم،نوشته:جي.پي.واسواني،ترجمه فريبامقدم)را بخوانيد.سيزده به در خوبي داشته باشيد.
ارسال شده توسط مهان | March 30, 2008 11:51 PM
ارسال شده در March 30, 2008 23:51
سلام آقای نجف زاده
واقا قلمتون,نگاهتون,لحن صداتون .. همیشه باقی
راستش چرا دروغ از وقتی گزارشات شما را دنبال می کنم به طرز نگاهتون حسرت می خورمکاش همه چون شما می نگریستند یا حق
ارسال شده توسط رهگذر | March 31, 2008 12:12 AM
ارسال شده در March 31, 2008 00:12
سلام بر داداش بزرگوارم
عیدتون مبارک
امیدوارم که سال خوبی داشته باشید و روز به روز موفق تر از قبل .
موفق باشی برادر
ارسال شده توسط فاطمه ***محکم | April 1, 2008 9:34 AM
ارسال شده در April 1, 2008 09:34
سلام آقا كامران
سال نوتون مبارك نمخواين تو سال جديد آپ بشين
ارسال شده توسط ناهيد2 | April 1, 2008 9:50 AM
ارسال شده در April 1, 2008 09:50
بابا شجاعت فکر نمی کردم مطلبی رو که نوشته بودم بذاری اما با این حال تو و امثالت نون به نرخ روز خورهایی بیش نیستید
ارسال شده توسط شاید | April 1, 2008 11:35 AM
ارسال شده در April 1, 2008 11:35
با تبریک سال نو به شما وتشکر از وبلاگ زیبایتان- جهت حمایت از مردم شهید پرور اندیمشک به وبلاگ ما سری بزنید و ما را به دوستانتان معرفی نمایید-
ارسال شده توسط دوکوهه اندیمشک | April 1, 2008 2:09 PM
ارسال شده در April 1, 2008 14:09
سلام. مطلب قشنگی بود.
ارسال شده توسط حمیدرضا | April 1, 2008 4:10 PM
ارسال شده در April 1, 2008 16:10
کبوتر خواب مي ديد ماهي قرمز شده است
مبارک باشد سال نو.......
ارسال شده توسط منا | April 1, 2008 5:43 PM
ارسال شده در April 1, 2008 17:43
آقاي نجف زاده سلام
آپ نميكنيد؟!
اين شعر از شعراي زيباي آقاي قزوه هست.
خوندمش دلم نيومد براتون ننويسمش.
تب ليله القدر
چرخ زدم چه ناگاه ، نور شدم چه آسان
روح من از مدینه ست ، خاك من ازخراسان
کیست برابر من ؟ آن سوی مشعر من
کشته ی آن نگاهم در شب عید قربان
سنگ بزن كه در من آينه اي برويد
سنگ بزن كه در من شور گرفته شيطان
نذر دلم كن امشب سلسله الذهب را
چيست به غير زنجير سلسله هاي عرفان
دف بزنيد امشب ، با دل من بچرخيد
عقل بگو بچرخد ، عشق بگو بچرخان
اين تب ليله القدر يا تب عيد اضحي ست
اين شب عيد فطر است يا شب عيد قربان ؟
خدا هميشه پشت و پناهت
ياعلي
ارسال شده توسط زهرا_ض | April 1, 2008 9:02 PM
ارسال شده در April 1, 2008 21:02
سلام خوبي
ميخوام بگم كه خيلي خوبه كه خيلي ها كه از نگاهت خوششون مياد. ميان نظر ميدن،
فقط 1 چيزي كه هست؛ اينه كه فكر ميكنم دچار خود سانسوري شدي
نمي دونم ولي اينجوري حس مي كنم ازنوع گزارشات .و مو ضوعاتي كه ديگه ازشون به راحتي رد ميشي .شايدم اگه به بعضي موضوعات بپردازي پخش نشن و زحماتت هدر بره. درست نمي دونم ولي در كل نگاهتو دوس دارم .از خدا ميخوام كه نگهت داره تا براي مردمي كه دوستت دارن گزارشهاي بي نظير تهيه كني.
ارسال شده توسط ___silent__ | April 1, 2008 10:52 PM
ارسال شده در April 1, 2008 22:52
سلام آقای نجف زاده
عیدتون مبارک ولی ببخشید که یکمی دیر شده
از ما هم دیدن کنید
ارسال شده توسط فاطمه بدیع | April 1, 2008 10:58 PM
ارسال شده در April 1, 2008 22:58
سلام
سلامی به گرمی انرژی هسته اي، دوستت دارم به اندازه قيمت مسكن. مي خواهم وقتتان را اندازه حقوق پدر كارمندم بگيرم. اين فقط يك مطلب ادبي است، همچو گزارش البرادعي !سلام به تو رز گل من، تو كه گلبرگ هايت با سيلي سرخ شده است. دلم لك لك زده است براي كباب غازي به چربي نفت خام.
به قول شاعر كه مي گه عجب رسميه رسم زمونه، كمبود پول و مرغ گرونه!
مي رن آدمها از اونا فقط بدهي هاشون به جا مي مونه. كجاست اون ماشين؟ كجاست اون خونه؟ چي شد اون جوجه؟ مامانش كجا رفت؟ به خدا هيچ كس نمي دونه، تازه مزه نازش رو لب مي مونه!
سلام من به آخر ماه، به اجاره، به حق التدريس، به حق التاليف ... سلام، سلام، صد تا سلام، هزار و شونصد تا سلام، بابا فقط يه سلام كردم جوابمو ندادي، مهم نيست. والسلام.
ارسال شده توسط محمودvqh | April 2, 2008 9:37 AM
ارسال شده در April 2, 2008 09:37
سلام عیدتون مبارک..............
من هستم تو هم هستی اما رفته هایمان نیستند....
روزی هم دیگر من نیستم تو هم نیستی و ما در کنار رفته ها....
و دیگران در حسرت دیدن
ارسال شده توسط منا | April 2, 2008 10:57 AM
ارسال شده در April 2, 2008 10:57
سلام اقای نجف کامران زاده
چرا انقدر مطالبتون شبیه گزارشاتتون توی تلویزیون است اونا رو که ما خودمون می بینیم چیزهای جدیدتری آپ کنید خیلی ممنون میشم.
مرسی
خداحافظ و نگهدارت خبرنگار محبوب
ارسال شده توسط الهام | April 2, 2008 12:52 PM
ارسال شده در April 2, 2008 12:52
سلام آقای خبرنگار
جزو عجایب این سایت اینه که نظر منو برای آقای عابدینی نوشتید و نظر ایشون رو برای من.
سال نو پدیده های نو!
به هرحال همین که از شدت دیکتاتوری کم شده خودش جای دو رکعت نماز شکر داره!
نیمه تاریکی برای شما!
ارسال شده توسط سویدا(نقطه سیاهی در دل که همیشه...) | April 2, 2008 5:55 PM
ارسال شده در April 2, 2008 17:55
روی دستهایت
راه که بروی .....!
سال نو مبارک
ارسال شده توسط مهشید نیکروش | April 2, 2008 6:41 PM
ارسال شده در April 2, 2008 18:41
بسیار ارادتمندیم آقای محبوب قلبها!
ما هستیم همیشه شما قابل نمیدانید در را یک نمکی با اشارت انگشتی بلرزانید که لای در بازتر شود و سرکی بکشید و بوی چای دارچین مستتان کند و بسراندتان داخل و ببینید که کسی چقدر دلش میلرزد برای عبور میهمانی اینچنین عزیز.
سالتان نیکو باد ...
نیکوتر ایامی در پیش رویتان.
ارسال شده توسط سوسن جعفری | April 2, 2008 8:00 PM
ارسال شده در April 2, 2008 20:00
خاطرات عاشقانه در دل باشند محفوظ ترند تا دست خبرنگار هایی بیافتند که طبل رسوایی می زنند!
ارسال شده توسط افیون | April 2, 2008 9:29 PM
ارسال شده در April 2, 2008 21:29
سلام
گزارش جدید شما از کم جمعیت ترین مدرسه دنیا دارد در یوتیوب آقایی می کنند
این هم لینکش : http://uk.youtube.com/watch?v=afawFrjnr1w
ارسال شده توسط ناهید | April 2, 2008 10:26 PM
ارسال شده در April 2, 2008 22:26
مهربانی را زمانی دیدم که کودکی می خواست آب شور دریا را با آبنباتش شیرین کند !
ارسال شده توسط ــــ*پائیــــــژ*ـــــ | April 2, 2008 11:45 PM
ارسال شده در April 2, 2008 23:45
به نام خدا...
.
مهربان....
برای سفری که در پیش داری ترجیح میدهم تا مدتی سکوت کنم....
3-4 سال مدت زیادیست....
فعلا" مغزهایمان ارور میدهد...
سکوت میکنم...
همان سکوتی خود لبریز از ناگفته ها بود....!
.
مهربان بمان...
ارسال شده توسط ــــ*پائیــــــژ*ـــــ | April 3, 2008 12:03 AM
ارسال شده در April 3, 2008 00:03
آقاي نجف زاده سلام
يه جا خوندم داريد ميريد.
به سلامتي كجا؟
يكي ميگه پاريس
يكي ميگه امريكا
شايعه است ياراسته؟
اگه قراره بريد بهمون بگيد .
خدا هميشه پشت و پناهت
ياعلي
ارسال شده توسط زهرا_ض | April 3, 2008 12:10 AM
ارسال شده در April 3, 2008 00:10
امان از این شرم شرقی که عاشقانه ها را،راز مگو می کند
ارسال شده توسط آبجی سمیه | April 3, 2008 6:35 AM
ارسال شده در April 3, 2008 06:35
سلام...
چطوری؟
خوبی؟
این 13 روزم تموم شد و شروع شد کار و بارو و مدرسه و ...
خوش گذشت این مدت؟
واقعا چرا بهمون سر نمیزنی؟
یعنی تو ایام عیدم هم اینقدر سرت شلوغ بود؟
اشکال نداره... موفق باشی...
خدا تو را حافظ
ارسال شده توسط یاسمن | April 3, 2008 8:18 AM
ارسال شده در April 3, 2008 08:18
روز 28 اسفند یک نفر به من یک کتاب داد به نام شرح و فتسیر خطبه غدیر . من که تا به حال توی چنین حال و هوایی نبودم با خوندن این کتاب یک عشق عمیقی به علی(ع) پیدا کردم و این شد برام یک خاطره عاشقانه نوروزی
یا علی مدد
عیدتون مبارک
ارسال شده توسط محمد داودی | April 3, 2008 8:46 AM
ارسال شده در April 3, 2008 08:46
گاهی به روز کردن مطالب زیــــــــباست
ارسال شده توسط hiddengirl | April 3, 2008 9:12 AM
ارسال شده در April 3, 2008 09:12
سلام....سال نو مبارک...
ارسال شده توسط کوثر | April 3, 2008 9:15 AM
ارسال شده در April 3, 2008 09:15
شایدم غم بنزین و برق و علی دایی جایی برای عشق تو دل آدما نذاشته دیگه!
ارسال شده توسط کامران | April 3, 2008 10:18 AM
ارسال شده در April 3, 2008 10:18
سلام داداشی خوبی
یه چند لحظه ساکت حرف نزن
*********************************
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق
قهرمانان را بیدار کند
قایق از تور تهی
و دل از آرزوی مروارید
هم چنان خواهم راند
نه به آبی ها دل خواهم بست
نه به دریا - پریانی که سر از آب به در می آرند
و در آن تابش تنهایی ماهیگیران
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان
هم چنان خواهم راند
پشت دریا شهری است
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بام ها جای کبوتر هایی است
که به فواره ی هوش بشری مینگرند
دست هر کودک ده ساله ی شهر شاخه ی معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان مینگرند
که به یک شعله به یک خواب لطیف
خاک موسیقی احساس تو را می شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد
پشت دریا شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه ی چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند
پشت دریا شهری است
قایقی باید ساخت.
**********************************
اخ جون حفظ شدم داشتم این شعرو حفظ می کردم
واقعا که شعر بسیار جالبیه ادم چه زود حفظ می شه
الان اگه حفظ نمی کردم پوست سرم به وسیله ی معلم کنده میشد وای دیرم شد باید برم مدرسه
خداحافظ فعلا........
ارسال شده توسط *** // مریم // *** | April 3, 2008 11:04 AM
ارسال شده در April 3, 2008 11:04
سلام آقای نجف زاده
امروز اومدم بگم دست آقای مدیری درد نکنه واقعاً گل کاشت توی قسمت آخر سریالش که واقعاً کولاک کرد هر چند از دست سانسورچی های تلویزیون جون سالم به در نبرد ولی واقعاً عالی بود .
شما صدا و سیمایی ها هم بد نیست یه کم یاد بگیرین .
___________________
. . .
دیر گاهی است که چون من همه را
رنگ خاموشی بر طرح لب است
جنبشی نیست در این خاموشی
دست ها ،پاها در قیر شب است
___________________
موفق و مؤید باشید .
ارسال شده توسط آ.حسن پور | April 3, 2008 11:29 AM
ارسال شده در April 3, 2008 11:29
ضمن تبریک سال نو برای شما آرزوی موفقیت روز افزون دارم.
من هم مانند بقیه ی مردم ازخبرها و گزارشات شما لذت می برم.
...و دیگر هیچ
ارسال شده توسط اسحاق | April 3, 2008 12:35 PM
ارسال شده در April 3, 2008 12:35
سلام
خوبين؟
عيدتون مبارك
وب عالي دارين
دوست داشتين به ما هم سر بزنين
خوشحال ميشيم
يا حق
ارسال شده توسط از اينجا تا... (دوقلوها) | April 3, 2008 1:01 PM
ارسال شده در April 3, 2008 13:01
عيدتون مبارك
همه قناري ها چلچله ها نه همهي پرندگان باز گشتند كه بهار را تصديق كنند و همه ي شكوفه ها كه سرباز كردند كه به بهار سلام كنند.
يا مهدي ادركني
ارسال شده توسط نگار منوچهري - چوقك | April 3, 2008 1:17 PM
ارسال شده در April 3, 2008 13:17
عید زنده کردن خاطرات است و بس
امسال رفتیم قبرستان ظهیرالدوله....تاریخ هاش صفایی داشت!
آقای نجف زاده چرا یه گزارش توپ از اونجا نمیگیرین؟
ارسال شده توسط مژگان مرادی | April 3, 2008 1:30 PM
ارسال شده در April 3, 2008 13:30
سلام
تبریک مجدد عید...چون که نظرم رو ندیدم....
گزارش خاطرات عاشانه رو چون مسافرت بودم همین الان دیدم .عالی و بی نظیر بود
_______________________________________________
اما با یک دل نوشته برای کامران به روزم
این بار دیگه حتما باید بیای...
از خود تو نوشتم...
نظر بدی &واجبه....
تا بعد
ارسال شده توسط ***مریم/دل نوشته*** | April 3, 2008 2:51 PM
ارسال شده در April 3, 2008 14:51
در گذر گاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها می میرند رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا می مانند
با ارزوی سالی خوب و خوش و توام با خاطرات شیرین
ارسال شده توسط حمید رضا | April 4, 2008 12:42 AM
ارسال شده در April 4, 2008 00:42
عشق
آيا تو فكر مي كني كه كدام عشق،عشق است؟
عشق يه خوش صيرت گلرخ؟
عشق بااو به رب او؟
عشق گذر از او به رب او؟
يا عشق به رب او؟
ارسال شده توسط علي | April 6, 2008 8:52 AM
ارسال شده در April 6, 2008 08:52
سلام.
نمیدونم چرا ولی یه جورایی با جمله آخر حال کردم.منظورم:کبوتر خواب مي ديد ماهي قرمز شده است.
ای ول.
کاش میشد همه اینجور خوابهای خوب خوب ببینند.اونوقت تازه فرصت میکردن فکر کنند آیا اصلا تا حالا عاشق شدند که خاطره هم داشته باشند!
ارسال شده توسط سوتک | April 6, 2008 11:52 PM
ارسال شده در April 6, 2008 23:52
راستی یادم رفت بگم.امروز 57 مین سالگرد مرگ صادق هدایته.
روحش شاد!
ارسال شده توسط سوتک | April 6, 2008 11:59 PM
ارسال شده در April 6, 2008 23:59
بازم سلام داداشی
عاشقانه!
خیلی کلمه ی قشنگیه
میدونی من یکیو خیلی دوست دارم...
وای الان یکی از همکارا اومد رو سرم کم مونده بود آبروم بره
آخه میدونی که تو ایران دوست داشتن یک جرمه
دعا کن بهش برسم...
تا زود
ارسال شده توسط nastaran | April 8, 2008 3:14 PM
ارسال شده در April 8, 2008 15:14
salam faghat hamin
ارسال شده توسط maryam | April 11, 2008 11:44 PM
ارسال شده در April 11, 2008 23:44
دیگر مرا به معجزه دعوت نمی کنی ...
با من ز درد حادثه صحبت نمی کنی ....
دیری ست که پشت پنجره ماندم که رد شوی
اما تو مدتی ست اجابت نمی کنی ...
قولی که داده ای به من از یاد برده ای
گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی کنی....
بیمار عشق توست پرستوی روح من
از این مریض خسته عیادت نمی کنی ....
باشد برو ....ولی همه جا غرق عطر توست
گر چه تو هیچ خرج صداقت نمی کنی....
یک بار از مسیر نگاهم عبور کن ....
انقدر دور گشته ای که فرصت نمی کنی ....
گلهای باغ خاطره در حال مردنند ...
به یاس های تشنه محبت نمی کنی ....
رفتی بدون انکه خداحافظی کنی
دیگر به قاب پنجره دقت نمی کنی ...
یعنی من از مقابل چشم تو رفته ام ؟....
این کلبه را دوباره مرمت نمی کنی؟....
زیبا ! قرارمان همه جا ....هر زمان که شد...
گر چه تو هیچ وقت رعایت نمی کنی ....
نمي دانم از كيست.....
ارسال شده توسط ياسمن ميرزايي | April 13, 2008 11:59 AM
ارسال شده در April 13, 2008 11:59
سلام
خوبین؟من برای اولین باره که میام به وبتون
راستش من شمارو لینک کردم
خیلی دوست دارم شما هم به وب من سر بزنید
موفق باشید
ارسال شده توسط نازگل | April 13, 2008 1:10 PM
ارسال شده در April 13, 2008 13:10
یهدمت گرم از طرف من واسه گزارشهای خوبت .من بچه بهشهر از مازندران هستم. اگه دیدی این متنو دیدی بهم ایمیل بزن لطفاً.به مازندران اومدی یه سر هم به ما بزن
ارسال شده توسط هادی | April 15, 2008 10:41 AM
ارسال شده در April 15, 2008 10:41
اینجا در این شهر بزرگ پر از این خاطره هاست...خاطره های عاشقان به وصال دست یافته و عاشقان...
اینجا پر از کینه و است کینه از ربایندگان عشق....
اینجا ....
اینجا....عاشقان نمی گویند گفته های دلشان را با کس...عاشقان خموشند ز بی وفایی و با وفایی...
اینجا عاشقان سکوت می کنند تا زندگی کنند حال با غم یا بدون غم...
اینجا جرات گفتن از عشق نیست چرا که به دار می کشند مردم عاشق را با زخم زبان هایشان...
اینجا شاید سکوت در برابر همه اینها اجبار است و چه اجبار شیرینی چرا که صدای سکوت نافذ تر از هر چیزی است...
-----------------------------------------------
سلام آقای نجف زاده امیدوارم سال خوبی را شروع کرده باشید و هم چنین امیدوارم تا آخرش با این انرژی ادامه بدید و دست از کار نکشید...از گزارشات بدون پرده و عالیتون هم ممنونم...
اگر وقت کردید و قابل دونستید به کلبه صدای سکوت هم سری بزنید...
ارسال شده توسط عسل | April 19, 2008 12:44 PM
ارسال شده در April 19, 2008 12:44
سلام،
اميد وارم حالتون خوب باشه.
چه جالبه که هميشه وقتي به 20:30نگاه مي کنم با خورم ميگم: بيچاره مملکت، اين قدرشو اينا ميگن، بقيشو اينا هم نمي گن.
يه چند تا سوال هم هست که اگر جاي شما بودم از رييس جمهور مي پرسيدم: 1- چرا بايد 2 سال انرژي مملکت به هدر مي رفت تا به شما ثابت بشه که کشور هاي خارجي به درستي ياعت ها رو جلو ميکشن؟
2- چرا مملکت ما يک چهارم زمان رياست شما حداقل يه وزير از کابينش ناقصه؟
3- 250% افزايش برداشت از صندوق ذخيره ي ارزي کجا و شعار کاهش وابستگي به نفت کجا؟
4- چه طور خودتون رو در سال 84 مستحق رياست جمهوري مي دونستين در حالي که هنوز بيشتر پست هاي کابينه ي شما نفر خودش رو نمي شناخت؟
5- همين چطور خودتون رو مستحق رياست جمهوري مي دونستين در حالي که هيچ تجربه اي در سياست خارجي و حتي سياست کلان داخلي نداشتين؟
6- بقیشو بعدا می گم چون الان کار دارم...
خدا حافظ ...
ارسال شده توسط صید | April 23, 2008 4:39 PM
ارسال شده در April 23, 2008 16:39
سلام
من گزارش عاشقانه ی شما رو ندیدم ((:
ولی اینو می دونم که وقتی یکی عاشق باشه همه چیزو یه جور دیگه می بینه
وقتی عاشق همه ی آدما باشه
عاشق بی کرانی دنیا باشه
عاشق پرواز باشه
عاشق روح جهان هستی باشه
...
همه چیز جور دیگه ای میشه که وقتی توی غم و بدبیاری و ... هستی بازم امیدواری و روحیه ت رو حفظ می کنی
و گاهی هم این عاشق بودن باعث می شه دیگران تو رو از خودشون جدا بدونن و بهت بگن : دیوونه ی دوست داشتنی !
ارسال شده توسط noonoosh | April 24, 2008 10:14 AM
ارسال شده در April 24, 2008 10:14
سايت جالبي بود
ارسال شده توسط ميترا | April 24, 2008 9:00 PM
ارسال شده در April 24, 2008 21:00
سلام به رک ترین ادم های پررو.سلام آقای نجف زاده از لحن من ناراحت نشید شوخی بود. امیدوارم خسته نباشید من یکی از طرفدار های شما هستم و یک عذر خواهی به شما بدهکارم بابت اینکه مدتی است که به دلیل مشغله درسی نتونستم 20:30رو ببینم.
ارسال شده توسط رها | April 24, 2008 9:59 PM
ارسال شده در April 24, 2008 21:59
سلام . من تازه اين مطلب رو خوندم .البته قبلا به وب سايتت سرك كشيده بودم ولي مدتي كه كم سعادت شدم. تمام عاشقانه هاي دنيا تقديم رك گويي هاي تو باد.
ارسال شده توسط سارا | April 30, 2008 12:11 PM
ارسال شده در April 30, 2008 12:11
سام علیکم داداش امیدوارم روزات پر شادی باشه من دیگه شما رو داداش صدا میکنم زت زیاد تا بعد.
ارسال شده توسط رها | May 2, 2008 11:13 AM
ارسال شده در May 2, 2008 11:13
خاطرات اشقانه ی من ....
زیباست
ارسال شده توسط حمید | May 3, 2008 12:25 AM
ارسال شده در May 3, 2008 00:25
سلام آقای نجف زاده
شاید قبلا هم براتون ÷یام گذاشته باشم. به هرحال از سبک خبرنگاری شما -که منحصر به فرد است- متشکرم.
جهت تهیه خبر می توانید به وبلاگ کودکانه سری بزنید. بعدا آدرسش را میفرستم.
ارسال شده توسط یک ایرانی از مشهد | May 6, 2008 5:20 PM
ارسال شده در May 6, 2008 17:20
و امروز" باز اين من بودم كه در ضربان يك لحظه ديدنت ايستادم و چشمان بيقرارم را به راهت دوختم.من به اين دلخوشم كه عطر نفسهايت در ميان خاليه اندوهناك اين شهر پراكندست.چگونه التماست كنم كه بيايي و حجم اندوه تنهاييمان را سيراب كني؟
مولاي من.
ارسال شده توسط اسير كوير | May 11, 2008 1:22 PM
ارسال شده در May 11, 2008 13:22
dare ghalbeto vase hich kas baz nakon chon kasi ke dooset dashte bashe khodesh kelidesho dare azizam
ارسال شده توسط mina | May 14, 2008 5:41 PM
ارسال شده در May 14, 2008 17:41
در زندگي زخمهائي هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد ومي تراشد.اين دردها را نمي توان به كسي اظهار كرد،چون عموما باور دارند كه اين دردهاي باور نكردني را جزو اتفاقات وپيش آمد هاي نادر وعجيب بشمارند واگر كسي بگويد يا بنوسيد،مردم بر سبيل عقايد جاري وعقايد خودشان سعي مي كنند آن را با لبخند شكاك وتمسخر آميزتلقي بكنند.
به فرامو شي ام مسپار تا طلوع دوباره لبخند...
ارسال شده توسط fateme | May 23, 2008 9:04 PM
ارسال شده در May 23, 2008 21:04
سلام گزارش هاتون واقعامحشره
ارسال شده توسط الهام مهديزاده | May 25, 2008 2:18 PM
ارسال شده در May 25, 2008 14:18
سلام اقاي نجف زاده چرانمي ياي شهرما سلماس گزارش بگيري؟اينجاهمه طرفدارگزارش هاتون هستن.
ارسال شده توسط الهام مهديزاده | May 26, 2008 1:50 PM
ارسال شده در May 26, 2008 13:50
سلام
آقا محشری می دونم خیلی ها بهت می گن ولی واسه من فرق می کنه چون جنوب شهریه ، آقا نجف زاده منو لینک میکنی یه ذره بازدید کننده هام بره بالا؟؟؟؟
ارسال شده توسط منا | June 1, 2008 2:11 PM
ارسال شده در June 1, 2008 14:11
salam
vaghean chera?chera mardoom ma masle ya kabk sarashon ro kardan zer barf ta haghaiagh ro nabinan chera?
chi chera?
chera baranj...chera banzin...chera aghtisad...chera chay...baba bikhial akhe ma chi beghim ma ham masle adamy deghe
vay chi barf sarde...
ارسال شده توسط سيدمجتبي بهاالديني | June 4, 2008 1:38 AM
ارسال شده در June 4, 2008 01:38
سلام برادر خوبم آقای نجف زاده
خوشحالم که می تونم باهاتون حرف بزنم... من اون گزارش رو ندیدم اما میگم...وقتی توی زندگی در جا بزنی عشق معنی نداره!!! ..وقتی پول اجاره خونه رو نداده باشی عشق کیلویی چند؟ وقتی شرمنده دوست وآشنا باشی ونتونی بدهیت رو بدی عشق چه غلطی میخواد بکنه؟وقتی یه شکم سیر نتونی بخندی وهمیشه نگران فردا ومشکلات باشه عشق یعنی کشک....عشق مال پولدارهای بی درده که نمی دونن بقیه مردم چی میکشن...اونایی که عرق شرم پدر وگریه پنهانی مادر رو ندیدن...آره عشق مال افرادیه که هق هق گریه یه دختر دم بخت رو نشنیدن...عشق مال اون دختر پولداریه که پول وسایل آرایشش خرجی ماهانه یه خونوار پنج نفره س....
من رو ببخشید زیاد حرف زدم....اما شما بزرگوار میدونین که همه یه جورایی دوستون دارن وحرف دلشون رو به شما میگن....بازم میام وباهاتون حرف میزنم....به من سر بزنین وحرفام رو تو وبلاگم بخونین وبرام نظر بزارین که این نهایت آرزوی منه..که شما برادر روشن فکر غلط نوشته هام رو بگیرین ومجبورم کنین که از هر غلط چند بار بنویسم....منتظر حضور گرمتون هستم....یا علی....موفق وشاد باشید
ارسال شده توسط kani | June 6, 2008 10:34 PM
ارسال شده در June 6, 2008 22:34
باسلام
خیلی قشنگ بود.
امیدوارم همیشه درتمام مراحل زندگی درپناه امام زمان موفق باشید.
یا علی
ارسال شده توسط زینب | June 12, 2008 3:28 PM
ارسال شده در June 12, 2008 15:28
(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)
منم کاملا با دیکتاتورگونه بودن این نوشته موافقم !
من هم یه بار توی این تاپیک نظر دادم و چیز بدی نبود اما خب !
اما اون دوستی که درباره ی موزیسین شدن نوشته بود ... منم به موزیسینم که البته نوازنده هستم و هر کسی خودش شخصیت خودش رو حفظ می کنه !
ارسال شده توسط noonoosh | June 14, 2008 4:25 PM
ارسال شده در June 14, 2008 16:25
salam.
agar bekhaham neveshtehayam ra bekhanid che kar konam?
ارسال شده توسط ghazal | July 5, 2008 10:40 AM
ارسال شده در July 5, 2008 10:40
سلام این مطلب رو دارم مینویسم اسفند 88داره شروع شده من نگران مهندی منا هستم که امسال بین ما نیست
ارسال شده توسط فاطمه | January 28, 2010 9:15 AM
ارسال شده در January 28, 2010 09:15
ظهر یک روز بهار تو/
به من می گفتی در کوچه باغ /
زندگی سرشار از عطر بهار است /
ومن
به تو
از ریزش برگان درختان وستمهای پاییز سخن می گفتم.
ارسال شده توسط زهره | March 16, 2010 10:48 PM
ارسال شده در March 16, 2010 22:48