یادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بربخورد
نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را .
يادم باشد كه روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نيست .
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست .....
يادم باشد زندگي را دوست دارم .
يادم باشد هرگاه ارزش زندگي يادم رفت
در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود
زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم .
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي
كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد .
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم.
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم .
يادم باشد , يادم باشد ...
نظرات (231)
این روزها دفتر یادداشت ذهنمان را هر صبح پر می کنیم از این یادمان باشد ها و هر شب در رختخواب تنها افسوس فراموش کردنشان را میخو ریم که چرا نگاهی کردم که دل کسی لرزید خطی نوشتم که آزار داد کسی را و زبانی که دوباره ویران کرد هرچه بود میان من و او را ...
در پناه حق
یا علی
ارسال شده توسط maryam | March 6, 2008 11:20 AM
ارسال شده در March 6, 2008 11:20
خدایا یادم بده که یادم باشه که یادت باشم.
باتشکر
ارسال شده توسط elham | March 6, 2008 11:33 AM
ارسال شده در March 6, 2008 11:33
سلام داداشی گلم خوبی
چیزی نمیشه گفت درباره اش واقعا زیبا بود
امشب بیای بیست و سی ها منتظریم با اون جمله های قشنگت
این اولین باریه که اینقدر کم برات کامنت میذارم تا دوباره یه چیز یادم نیومده بهتره برم.
خداحافظ فعلا....
ارسال شده توسط *** // مریم // *** | March 6, 2008 11:36 AM
ارسال شده در March 6, 2008 11:36
yademan bashad .yademan bashad agar khatereman tanha shod,talabe eshgh ze har bi saro paee nakonim. yademan bashad agar yademan raft, laaghal pak yademan naravad.
ارسال شده توسط nazi | March 6, 2008 12:05 PM
ارسال شده در March 6, 2008 12:05
یادم باشد که روزی هزار نفر میان به وبلاگم . یادم باشد که یه ملیون نفر دوستم دارن . و منتظرن برم به وبلاگشون سر بزنم . یادم باشد که من شش ماه یکبار می رم سراغشون و همین طور الکی منتظرشون می ذارم .
یادم باشد ( از قول کامران نجف زاده )
ارسال شده توسط شکوفه | March 6, 2008 1:05 PM
ارسال شده در March 6, 2008 13:05
سلام آقای نجف زاده
نمی دونم چرا یاد این جمله افتادم(فکر کنم کانت گفته): "چنان باش که بتوانی به هر کس بگویی ،مثل من رفتار کن ."
موفق و مؤید باشید .
ارسال شده توسط آ.حسن پور | March 6, 2008 1:27 PM
ارسال شده در March 6, 2008 13:27
در دل من چیزی است ..مثل یک بیشه نور
مثل خواب دم صبح...
و چنان بی تابم که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت
بروم تا سر کوه
دورها اوایی است ....که مرا می خواند...
******************************************
با یک خاطره جالب اپم...
نمیدونم یک دفعه چی شد؟؟
می خوام برم مسافرت اون هم باراهیان نور
یه سر بزن .حداقل برای خوندن مطلب .
ارسال شده توسط ***مریم/دل نوشته*** | March 6, 2008 1:53 PM
ارسال شده در March 6, 2008 13:53
معلومه آدم عاقلي هستي.
ارسال شده توسط كاوه | March 6, 2008 2:43 PM
ارسال شده در March 6, 2008 14:43
سلام ... عالي بود ميدونيد هميشه يادمان نيست چيز هايي كه گفته بوديم يادمان باشد ...
من اين نوشته ي ادبي خودمو تقديم مي كنم به شما
" بهار من "
در بهار پاييزي ، دلم شكست ...
در نوبهار بي رنگ ..
كنار چمن كه به قامت گل سر خم آورده است ..
در كنار جوي آب ، در زير درخت بيدمشك...
در كنار درخت سنجد ، هم نفس آبگير كوچك ... صدايي مي شنوم ، صداي پرستوي مهاجر !!! صداي نگاهش چه شنيدني است ... آسمان را مي گويم .
رنگ آسمان رنگ سبز سيب ... آن سوي جاده ي خيال ...طعم توت هاي شيرين چه زيباست ،،،
سايبان ، سايه ، آفتاب
چه تنهايي غريبي ، بر لبه ي چاه آرزو ها نشستن و در درونش غرق شدن ...
چه برايم آشناست ... باد آن سوي نگاهم را شانه مي زند ...
و باز تو را به يادم مي آورد و باز تنهايي غريبم را ...!!!
مردي از جنس بلور ... نادر
ارسال شده توسط « نادر » | March 6, 2008 3:01 PM
ارسال شده در March 6, 2008 15:01
بي بهانه سلام.
راست ميگويي يادم باشد زندگي را دوست دارم. يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بربخورد و .....
واقعا متن بسيار زيبا و دلنشيني بود .
من هم مي گم :
يادم باشد كه ازوهايم را جايي يادداشت كنم
خدا يادش نميره اما من يادم ميره اون چيزي را كه خواستم ارزوي ديروزم بوده.
تو مي تواني
تمام ان چيزها باشي كه روياي دلت بود
اگر عزم ان كني كه بكوشي
اگر خود را بيشتر باور كني.
اميد كه پيوسته شادمان باشي اسوده خاطر و ارام
به قاموس دنيايي كه گاه
به ادراك تو تسليم نميشود.
همين و ديگر هيچ.
راستي به زنم به تخته( تق تق) خوب تند تند اپ ميكني!
ديگه بيشتر از اين مزاحمت نميشم فقط ميگم:
روزت شگفت وسرخوش باد...
امروز و هرروز
ارسال شده توسط نرگس | March 6, 2008 3:24 PM
ارسال شده در March 6, 2008 15:24
yademan bashad
emsalam gozashtooooooooooooooo
kheyli kara yademo0n raft.....................................................................................
ارسال شده توسط nastaran | March 6, 2008 3:31 PM
ارسال شده در March 6, 2008 15:31
بوي بهار مي شنوم از صداي تو
نازك تراز گل است گل گونه هاي تو
اي در طنين نبض تو اهنگ قلب من
اي بوي هرچه گل نفس اشناي تو
اي صورت تو ايه وايينه ي خدا
مقامي هيچ نقص ندارد خداي تو
صد كهكشان ستاره و هفت اسمان حرير
اورده ام كه فرش كنم زير پاي تو
(به ياد قيصر عزيز)
اقاي نجف زاده ما هشت وسي را با شما و جمله هاي زيبا
و دلنشين تان دوست داريم.
ارسال شده توسط الهه | March 6, 2008 3:55 PM
ارسال شده در March 6, 2008 15:55
سلام
اين يادم باشدها مهم نيست.مهم هماني است كه يادم هست و يادم خواهد ماند...
وفات پيامبر(ص) ،شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) رو تسليت مي گم.
ارسال شده توسط سعيد | March 6, 2008 4:06 PM
ارسال شده در March 6, 2008 16:06
دوباره سلام
يه مطلب درمورد پيامبر نوشتم توي وبلاگم...
خوشحال مي شم بخونيدش!
ارسال شده توسط سعيد | March 6, 2008 4:20 PM
ارسال شده در March 6, 2008 16:20
با سلام وب جالبی داری منو بیاد داشته باش بیادتم
ارسال شده توسط ناصر | March 6, 2008 4:27 PM
ارسال شده در March 6, 2008 16:27
آپ قشنگی بود دستت درد نکنه
ارسال شده توسط hiddengirl | March 6, 2008 4:29 PM
ارسال شده در March 6, 2008 16:29
خسته ام
از اين همه دروغ
همه چيز سنگيني مي كند
حتي نفسهايم
در اتاقم را باز مي كنم
شالم را در مي آورم
خودم را به دست تخت چوبي
مي سپارم
نمي دانم صداي هق هق من است
كه مي آيد
يا تخت چوبي؟
ارسال شده توسط دختر شبگرد | March 6, 2008 5:22 PM
ارسال شده در March 6, 2008 17:22
ياد من باشد کاري نکنم که به قانون زمين بر بخورد
سهراب .
ارسال شده توسط ميترالبافي | March 6, 2008 5:27 PM
ارسال شده در March 6, 2008 17:27
سلام
يادمان باشد كه زندگي جاري است و حتي اگر ما هم نباشيم ديگراني هستند كه ما را ياد كنند .پس يادمان باشد كه خوب زندگي كنيم تا ديگران نام ما را به نيكي ياد كنند.
راستي توي كامنت قبليم چيز بدي ننوشته بودم كه قبولش نكردي!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط ساحل | March 6, 2008 6:27 PM
ارسال شده در March 6, 2008 18:27
یادم باشد خدایی هست
ارسال شده توسط عیسی | March 6, 2008 7:04 PM
ارسال شده در March 6, 2008 19:04
آقاي نجف زاده سلام
اين چند روزه اسباب كشي داشتيم و خونه جديد و مشكلات خودش و مهمتر از همه اينكه تلفونمون قطع بود.
و من افتخار نداشتم كه اين چند روز براتون كامنت بزارم.
يادمان باشد خطايي نكنيم
گرچه در عشق شكستيم صدايي نكنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
ظلب عشق ز هر بي سر پايي نكنيم
خستگي اسباب كشي از يك طرف اين قانون تازه پيام نور هم از يك طرف .
آخه ميدونيد من رشته ام كار و دانش بود پارسال ديپلم گرفتم. براي اينكه بتوني رشته ي خودت رو دانشگاه سراسري ادامه بدي بچه هايي كه كار و دانش خوندن بايد درس هاي بچه هاي فني و حرفه اي رو بخونن و منابع كنكور از كتاب هاي فني و حرفه اي نه كار و دانش!
از شما چه پنهون از رشته ي خودم زياد خوشم نمياد.
براي همين هم تصميم گرفتم براي فراگير دانشگاه پيام نور بخونم رشته روانشناسي كه حالا بعد از اينكه من نصف بيشتر كتاب ها رو خوندم قانون گذاشتن كه به جاي دو تا كتاب پيش دانشگاهي بايد همه درس هاي رشته انساني رو بخونيد. آخه يكي نيست بگه اگه من ميخواستم كل درسا ي پيش و بخونم خوب ميرفتم همون رشته ي انساني و دانشگاه سراسري شركت ميكردم تازه اون مدركش كه معتبر تره؟!
به قول يكي از دوستام مثل اينكه من هر جايي ميرم آسمون ميتپه!
********ببخشيد ؛ خستتون كردم اگر هم اين كامنت نخونده باشيد بهتون حق ميدم اما اگر خستتون كردم واقا معذرت مي خوام اما اينكه براتون توي اين وب بنويسم و با برادر بزرگترم درد ودل كنم واقعا خيلي آروم ميكنه.
*********سر نماز براي اون آدم هايي كه مثل من نميدونن چه كار كنن حتما دعا كنيد.
خدا هميشه پشت و پناهت
يا علي
ارسال شده توسط زهرا _ض | March 6, 2008 7:43 PM
ارسال شده در March 6, 2008 19:43
... يادم باشد كه خداي من همين جاست ، همين نزديكي ها، و من تنها نيستم.
ارسال شده توسط مرضيه | March 6, 2008 7:50 PM
ارسال شده در March 6, 2008 19:50
سلام
یهو یاد این افتادم:
یاد من باشد تنها هستم،ماه بالای سر تنهایی است
اولین بار تو یه سریال شنیدمش و چون نمی فهمیدم یعنی چی تو دفترچم نوشتمش تا بعد ها که بزرگتر شدم یادم باشه بهش فکر کنم و بفهممش!(از 4-3 سالگی نوشتنو بلد بودم!)
ولی الان دفترچه هه یا گم شده یا لای این اسباب و وسایله و نمی دونم کجاست!(یعنی همون گم شده)منم یادم میره که به یادشون بیفتم.مرسی از یاداوریتون
اون برنامه بیست و سی رو هم دیدم و مثل خیلیای دیگه کلی نفرین نثار اون"بی تربیت"کردم!آخه نفرینام بدجور می گیره.آخرین نمونش هم ناظم بنده خدامون بود که الان پاش تو گچه(البته مال اون دسته جمعی بود)تا چند روز دیگه یاد می گیره که با دم شیر بازی نکنه!
راستی یه سری دیوونه که نمی دونم سر دستشون کیه گیر دادن به اینکه فردا صبح زلزله 7 ریشتری میاد و تهرانو می ترکونه!حتما شنیدید دیگه؟
من که فردا در حال کسب ببخشید،در حال تحویل دادن علمم.آزمون دارم و شهید راه کنکور !محسوب میشم
یه جمله قشنگ هم بگم و برم.مطمئنم شمام از بس از این شاخه پریدم رو اون یکی خسته شدید.چه کنم خب دیر به دیر میام مجبورم همه رو یه جا بگم.
"زندگی رو دور بزن،هر وقت به بلندترین قله ها رسیدی لبخند خودت رو نثار همه سنگریزه هایی کن که پاتو خراشیدند"
سر بلند باشید و سلامت
ارسال شده توسط aashena | March 6, 2008 8:17 PM
ارسال شده در March 6, 2008 20:17
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم
((يادم باشد هيچوقت حرفي نزنم كه دل كسي بلرزد)9
مشكل جامعه ي ما همين است و بس!!!
به ما هم سر بزنيد
http://www.smhjafari.blogfa.com
ارسال شده توسط ssmhjafari | March 6, 2008 9:27 PM
ارسال شده در March 6, 2008 21:27
سلام داداش...
یادت باشد که به یادت هستم...
یادمان باشد اگرخاطرمان تنها ماند...طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم...
یا علی...
ارسال شده توسط شادی | March 6, 2008 10:23 PM
ارسال شده در March 6, 2008 22:23
سلام..
.
.
.
.
.
.
یادم باشد همیشه ان بالا چیزی بود که نتوانستم بگویم..
ارسال شده توسط عرفانه | March 6, 2008 10:41 PM
ارسال شده در March 6, 2008 22:41
سرنوشت خویش را باور کن
که باری، همان توان نهفته ی توست
و نرم می شکفد
و زندگی را از آن دست می آراید.
که تو می خواسته ای
عقاب فاتح قله های زندگی باش
و مسافر صبور دشتهای بی کران آن
و هم بدین سان است که واژه های « کار » و « زندگی»
معنای اصیل خویش را باز می یابند.
و گلبوته های تلاش تو به گُل می نشیند
به دره های عمیق احساس خویش سفر کن
که در آنجا کسی را جز خویشتن « خود»
باز نمی یابی
و لحظه ها را غنیمت شمار
و آنان را بنیاد دنیایی کن
هر یک به فراخور خویش
و هرگز نومیدوار از فراز صخره های سخت زندگی
آینده را نظاره مکن
با ایمان به توان خویش از آن میانه راهی بگشا
به دنیای زیبای فرداها
و بدان که در امتداد هر راه که بر می گزینی
همواره دشواری در کمین است
که زندگی اگر نام آسانی داشت
دیگر بر زمین، تلاش معنای خویش را
از کف می داد
ارسال شده توسط hiddengirl | March 6, 2008 10:49 PM
ارسال شده در March 6, 2008 22:49
سلام قول من رب الرحیم
هیچ چیز ندارم نثارتان کنم
جز یک استکان دعای سبزبادستانی که خالی تراز همیشه است ...
یاحق، با حق، تا حق
ارسال شده توسط مونا | March 6, 2008 11:20 PM
ارسال شده در March 6, 2008 23:20
ایام رحلت جانگداز حضرت رسول(ص)، امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا(ع)،رو هم تسلیت میگم.
((طرفای ما هم تشریف بیارین.))
ما رو هم دعا بفرمایید.
ارسال شده توسط مونا | March 6, 2008 11:25 PM
ارسال شده در March 6, 2008 23:25
باسلام
ویادم باشد خدااینجاست.........خیلی نزدیک
ارسال شده توسط کتایون | March 6, 2008 11:58 PM
ارسال شده در March 6, 2008 23:58
چه زیبا ...
مطمئنم از اعماق دلت منشاء گرفته بود چون بر تار و پود دلم نشست .
ارسال شده توسط angelina | March 7, 2008 12:17 AM
ارسال شده در March 7, 2008 00:17
سلام
چند تا از اين يادم باشه ها هر روز ميگيم و روز بعد فراموششون ميكنيم
ما بچه هاي ادم كي به خودمون ميايم؟........
خدا ميدونه
يه موضوع جالب واستون دارم.منتها تو ايران نيست
ولي ميتونم جور كنمش تا يه حدي
اگر كامنتم و خونديد و موافق بوديد خبرم كنيد
يا حق
ارسال شده توسط mohebba | March 7, 2008 2:42 AM
ارسال شده در March 7, 2008 02:42
به نام آرام دل ها...
یادم باشد که هزاران نفر، طرفدارگزارش های من هستن.
یادم باشد که کلی طرفدار دارم.
یادم باشد که خیلی هاآرزوشونه که من برم وبلاگشون و براشون حتی یک کلمه نظر بذارم.
یا دم باشد که خیلی ها به خاطر من عاشق خبر و خبر نگاری شدن.
یادم باشه خیلی ها از روی بی انصافی از من انتقاد بی رحمانه می کنن.
یادم باشه که خیلی ها تو دعاهاشون همیشه منو دعا می کنن.
یادم باشه قبلا قرار بود یه مجله ی اینترنتی راه بیاندازیم.
یادم باشه که بلاگم از طرف bbc به عنوان برطرفدارترین وبلاگ ها اعلام شد.
یادم باشه....
نویسنده ی فرضی:کامران نجف زاده
(فقط یه شوخی بود امیدوارم خدای نکرده نا راحت نشین.)
یا علی...
ارسال شده توسط ***زهرا***پرواز تا مثبت بی نهایت*** | March 7, 2008 5:45 AM
ارسال شده در March 7, 2008 05:45
بزرگترین دروغ ستون تسلیت روزنامه هاست که هر روزه در آن می خوانیم:بعد از تو اشک و غم همیشه همراه ماست.پس این همه قهقهه در زمین از کجاست؟
ارسال شده توسط آبجی سمیه | March 7, 2008 7:22 AM
ارسال شده در March 7, 2008 07:22
سلام خبرنگار
28 صفره و دلم خیلی گرفته می دونم که دل همه گرفته .
تسلیت می گم. به تو به همه کانی که به اینجا سر میزنن.
خیلی خوشم میاد زود زود آپ می کنی و من رو از تراوشات زیبای ذهنت آگاه می کنی.
مرسی.
ارسال شده توسط الهام | March 7, 2008 8:54 AM
ارسال شده در March 7, 2008 08:54
سلام.میشه اون شعری روکه ماه رمضان امسال در برنامه ی ماه عسل خوندید رو بذارید تو وبلاگ؟همون شعری روکه گفتید در ایام مدرسه تو کتابهای دوستاتون می نوشتید.ممنون میشم اگه بشه.
ارسال شده توسط محمد | March 7, 2008 9:58 AM
ارسال شده در March 7, 2008 09:58
سلام
این مطلب از اون مطالبی بود که واقعا به دل می نشست.خیلی خوب بود...
وفات پیامبر وشهادت امام مجتبی وامام رضا رو هم تسلیت عرض می کنم.
"موفق و موید باشید"
ارسال شده توسط بی نام | March 7, 2008 10:35 AM
ارسال شده در March 7, 2008 10:35
يادم باشد ...اگر يادم ماند برايت مي خوانم تمام لحظه را...
يادم باشد ...اگر يادم ماند به تمام قول هايم عمل كنم...
يادم باشد ...اگر يادم ماند...يادت بياورم...وقتي لرزيد دلم...و تو ديدي...و من تنها شدم يك عمر...
يادم باشد ...اگر يادم ماند...به يادت بياورم تمام حرف ها و يادم باشدهايت را ...كه يادت رفته اند...
يادم باشد ...اگر يادم ماند...
ارسال شده توسط S.O.S | March 7, 2008 11:52 AM
ارسال شده در March 7, 2008 11:52
همه اينها كه يادمون باشه....
بازم دنيا دنياست...
و واقعياتش هيچ تغييري نميكنه...
اون گوسفند به دست ما...
ما به دست يكي ديگه...
گوش دادن به ساز اون دوره گرد هم درسته كه اسرار عشق رو بهمون ميفهمونه..
اما بهتر نيت به خود اين اسرار يه كم فكر كنيم...
واقعيت اينه كه همين سر عشق بوده كه اون بدبخت رو دوره گر كرده تا الان ساز بزنه و ما آگاه بشيم..
از كجا معلوم خودمون فردا دوره گرد نشيم؟..
اونوقت اين ماييم كه يه مرده دوره گرد ساز زنيم تا ديگرون با گوش دادن اواز ما زنده بشن...
حرفهاي شما درسته..
اما واقعيت اينه كه اول و اخر همه دوره گرد ميشيم..
اول و اخر چشماي همه ما مثل همون حيوان زبان بسته ميشود..
اول و اخر لرزيدن دل چيزي جز رسواييمون نيت..
يادمون باشه وقي همه اينا يادمون هست.. زندگي هيچي از ما يادش نيست و واسش مهم نيست كه ما چي يادمونه و چي يادمون نيست...
واقعيت اينه كه اون هيچي يادش نيست...!!!
حالا هرچي ميخواي ياد داشته باش!!!!!
ارسال شده توسط Mr.lover | March 7, 2008 12:03 PM
ارسال شده در March 7, 2008 12:03
این سکوت سرد و سنگین شما ازار دهنده است(سازمان حرف کشینانه زورکی)
ارسال شده توسط hiddengirl | March 7, 2008 12:06 PM
ارسال شده در March 7, 2008 12:06
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم.
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم .
يادم باشد , يادم باشد ...
ارسال شده توسط جمانه | March 7, 2008 12:17 PM
ارسال شده در March 7, 2008 12:17
سلام داداش جونم
خسته نباشید
یادم باشد......
رحلت نبی اکرم(ص) و شهادت کریم اهل بیت(ع) و شهادت امام رضا(ع) رو تسلیت میگم
وبلاگ ضامن آهو به روز شد
ارسال شده توسط کیمیا | March 7, 2008 12:43 PM
ارسال شده در March 7, 2008 12:43
شهر من داغدار است..
شهر من این روزها هوای گریه دارد....
شهر من این روز ها در دلش غمی بزرگ را احساس میکند که بر شانه هایش سنگینی می کند...
شهر من مشهدالرضا است ...
پادگان دلهای عاشق ...
همان که عطرش را در هر فضایی می توانی احساس کنی ...
کافی است با چشم دل به او نگاه کنی
حتی اگر در اینجا،در مشهد، در شهر عاشقان نیستی ....
اما او باز هم تورا می بیند....
ای امام رضای مهربان،راضیم به رضای تو....
ارسال شده توسط ***مریم/دل نوشته*** | March 7, 2008 2:27 PM
ارسال شده در March 7, 2008 14:27
يادمان باشد از امروز جفايي نكنيم
گر كه در خويش شكستيم صدايي نكنيم
خود بتازيم به هر درد كه از دوست رسد
بهر بهبود ولي فكر دوايي نكنيم
جاي پرداخت به خود بر دگران انديشيم
شكوه از غير خطا هست،خطايي نكنيم
ياور خويش بدانيم خداياران را
جز به ياران خدا دوست وفايي نكنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم
گر كه دلتنگ از اين فصل غريبانه شديم
تا بهاران نرسيده ست هوايي نكنيم
گله هرگز نبود شيوه ي دلسوختگان
با غم خويش بسازيم و شفايي نكنيم
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم
وقت پرپر شدنش ساز و نوايي نكنيم
پر پروانه شكستن هنر انسان نيست
گر شكستيم ز غفلت من و مايي نكنيم
و به هنگام نيايش سر سجاده ي عشق
جز براي دل محبوب دعايي نكنيم
مهرباني صفت بارز عشاق خداست
يادمان باشد از اين كار ابايي نكنيم
"هوروش نوابي
ارسال شده توسط عرفانه | March 7, 2008 2:39 PM
ارسال شده در March 7, 2008 14:39
آنگاه كه مي خواهي كسي به يادت باشد
به ياد خدا باش كه هميشه به ياد توست...
ارسال شده توسط آن شرلي | March 7, 2008 2:47 PM
ارسال شده در March 7, 2008 14:47
سلام داداشی...
و من یادم باشد که او هر از گاهی از کوچه ما رد می شود!
ارسال شده توسط محمد امین | March 7, 2008 2:49 PM
ارسال شده در March 7, 2008 14:49
سلام اقای نجف زاده
راستش باید بگم اگه قرار باشه چیزی نگی که به کسی برنخوره رو رعایت کنی دیگه نمی تونی یه خبرنگار خوب باشی
موفق باشی
ارسال شده توسط (2)گرگ بیابون | March 7, 2008 3:44 PM
ارسال شده در March 7, 2008 15:44
سلام....
.
و یادتان باشد سکوت لبریز از ناگفته هاست....
.
الله نگهدارتان....
ارسال شده توسط ღ_•♥ بهانه ♥•_ღ | March 7, 2008 4:05 PM
ارسال شده در March 7, 2008 16:05
آره . خیلی خوبه . حتما به خاطر داشته باش
ارسال شده توسط ... | March 7, 2008 5:45 PM
ارسال شده در March 7, 2008 17:45
یادم باشد سفر به آسمان ها از روی زمین آغاز نمیشود. از زیر خاک و از عمق زمین باید به آسمان پرواز کرد.
یادم باشد آن آسمان این سقف کوتاه زرورق گرفته کودن که بر سر ما سنگینی میکند نیست.
ارسال شده توسط شادی | March 7, 2008 6:18 PM
ارسال شده در March 7, 2008 18:18
یادم باشد از امروز خطایی نکنم...گر که در خویش شکستم صدایی نکنم
یادم باشد پر پروانه شکستن هنر انسان نیست...گر شکستم زغفلت من و مایی نکنم
یادم باشد اگر شاخه گلی را چیدم...وقت پرپر شدنش
ساز و نوایی نکنم
ارسال شده توسط کیمیا | March 7, 2008 7:03 PM
ارسال شده در March 7, 2008 19:03
بهار اومد برفا رو نقطه چین کرد
خنده به دل مردگی زمین کرد
چه قدر دلم فصل بهارو دوس داشت
وا شدن پنجره ها رو دوس داشت...
بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
منو با حسی دیگه آشنا کرد
یه حرف یه حرف حرفای من کتاب شد
حیف که همش سوال بی جواب شد...
ارسال شده توسط دختر چوپون | March 7, 2008 7:31 PM
ارسال شده در March 7, 2008 19:31
سلام دوست من
خیلی زیبا بود !
اما من چه گویم ! وقتی که دنیا جایی برای من ندارد ...
آیا من خلق شده ام تا زندگی کنم ؟
آیا طریقی برای زندگی کردن من هست ؟
آیا می توانم شاد باشم ؟
و
....
صد ها سوال بی جواب دیگر که جوابی برای آن نیست !
کاش راز خلقت را میفهیدم !!!!!
دختری از ماه
خوشحال می شدم به وبلاگ منم سر میزدی !
اماهمه مطالب اش رو پاک کردم ... دیگه توش هیچی نیست !
می خوام تا راز خلقت ام رو نفمیدم و خودم رو عوض نکردم ، برنگردم بهش !!!
ارسال شده توسط دختری از ماه | March 7, 2008 8:32 PM
ارسال شده در March 7, 2008 20:32
كاش يادت بماند دوربينت را برداري و بيايي از دل آدمها فيلمي بگيري و گزارشي تهيه كني حتما جالب مي شود
ارسال شده توسط سميرا | March 7, 2008 8:46 PM
ارسال شده در March 7, 2008 20:46
یادم باشد که به شما سلام کردم و هنوز هم منتظر جوابتان هستم ...
یادم باشد که رنگین کمان من هنوز هم یه رنگ کم دارد رنگ قلم کامران نجف زاده ...
یادم باشد که ...
ارسال شده توسط زهره ( ....:: صورتی ::....) | March 7, 2008 8:54 PM
ارسال شده در March 7, 2008 20:54
سلام.فكر نكنيد فراموشتون كردم ها,نه,اين قدر سرم شلوغه كه وقت نمي كنم كامنت بذارم.همين كه وقت پيدا كنم كامنت هاي شما رو بخونم هنر كردم.گاهي هم مي آم يه صفايي به وبلاگتون ميدم.
ارسال شده توسط طاهره منيري شريف | March 7, 2008 9:03 PM
ارسال شده در March 7, 2008 21:03
يادمان باشد اگر شاخه گلي چيديم
وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نكنيم
پر پروانه شكستن هنر انسان نيست
گر شكستيم زغفلت من ومايي نكنيم
يادمان باشد سر سجاده ي عشق
جز براي دل محبوب دعايي نكنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق زهر بي سر و پايي نكنيم
يادمان باشد...
سلام
شهادت امام رضارا تسليت عرض ميكنم.
ياعلي...
ارسال شده توسط الهه | March 7, 2008 11:01 PM
ارسال شده در March 7, 2008 23:01
سلام آقاي نجف زاده
نمي خواين راجع به غزه يه گزارش تكان دهنده تهيه كنين؟؟؟
وقتي تصاوير غزه رو از تلويزيون مي بينم از خودم خجالت ميكشم. نميدونم چي كار ميتونم واسشون بكنم؟ ميشه شما كمكم كنين؟؟
ارسال شده توسط سميرا | March 8, 2008 12:29 AM
ارسال شده در March 8, 2008 00:29
سلام
تسلیت
یادم باشد که یادتان بیاورم ما به یادتان هستیم و یادمان می ماند به ما سر نزدید جناب نجف زاده عزیز.یادم باشد...
(با اقتباس از نوشته شکوفه جان:همون تقلب سابق یعنی!! D: )
مو’ید باشید! :)
ارسال شده توسط pargol | March 8, 2008 1:28 AM
ارسال شده در March 8, 2008 01:28
سلام.
خب؟! یعنی باید بگم خسته نباشید؟!! خب، وظیفه تونو انجام دادین! خستگی ش دیگه چیه! قرار بود خسته بشی، میخواستی نری!
ترسیدی آی دی یاهو ت رو بذاری، درسته قورتت بدیم؟! می تونستی بذاری ولی مث خیلی های دیگه که مث تو میخوان معروف بازی درآرن و ادعاشون میشه، اینویزیبل بیای بالا و کاراتو بکنی!
همین. خیلی لطف کردم سر زدم. ممنونم شدین، میدونم.
ارسال شده توسط باران | March 8, 2008 1:54 AM
ارسال شده در March 8, 2008 01:54
سلام
نمی دونم چرا وقتی داشتم می خوندم هی جمع می بستم فعلها رو شاید به لحن گزارشاتون نزدیکتر می شد
اول تبریک بگم 8 مارس سالروز اتحاد گروه های لبنانی استقلال طلب رو
دوم یه پیشنهاد دارم اگه میشه این گزارشای خوبتون رو یه جا آپ کنین ما بریم بگیریم خدایش من یکی مردم از بس حسرت ندیدنشون رو خوردم چی بشه شانسی یکی رو ببینم
سوم اینکه یکی از گزارشای مصرتون رو دیدم همون نامه امام علی به مالک مثل همیشه حرف نداشت
به من سر بزنین خوشحال می شم
یک لبنانی
ارسال شده توسط waffen ss | March 8, 2008 2:23 AM
ارسال شده در March 8, 2008 02:23
به پشت بامها که میروی صدای ناله مردمان از انسوی کوهها شنیده میشود.
و شب به روی ناله کنان می خندد !
می دانی چرا؟
گوشهایت را باز کن!
شاید گوشهای تو پناهگاهی برای ناله مردمان انسوی کوهها باشد.
و دیگر شب صدای ناله من نخواهد شنید.
ممنون........
عباس قاسمی 18 ساله از دبیرستان خلیج فارس بوشهر
ارسال شده توسط عباس | March 8, 2008 3:32 AM
ارسال شده در March 8, 2008 03:32
یادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بربخورد
یادم باشد نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد
یادم باشد راهی نروم که بیراه باشد...
این جمله ها منو می بره به دنیای کودکی ساده ای که داشتم.دنیایی که پر می شد از صدای پرویز پرستویی و ناصر.صدای گرم پرویز که می شد گرمایش را روی صورت حس کرد...چقدر دوست داشتم این آهنگ ها را...
ارسال شده توسط آبجی سمیه | March 8, 2008 7:12 AM
ارسال شده در March 8, 2008 07:12
سلام
رحلت نبی اکرم(ص) و شهادت کریم اهل بیت(ع) و شهادت امام رضا(ع) رو تسلیت میگم
وبلاگ ضامن آهو به روز شد
ارسال شده توسط کیمیا | March 8, 2008 10:09 AM
ارسال شده در March 8, 2008 10:09
آقاي نجف زاده سلام
از كعبه صفاي اين حرم بيشتر است
راهش به خدا ز كعبه نزديكتر است
صاحب حرمش واسطه ي حب عليست
در نزد خدا رضا دل انگيز تر است
اين ايام به شما و خانومتون تسليت ميگم.
التماس دعا
به خانومتون سلام برسونيد.
خدا هميشه پشت و پناهت
يا علي
ارسال شده توسط زهرا_ض | March 8, 2008 2:21 PM
ارسال شده در March 8, 2008 14:21
سلام...گاهی هیچ اتفاقی نمی افتد....گاهی روزها می گذرد.بدون اینکه آب ازآب تکان بخورد.پرده ای کناربرود یعنی عکسی بشود توی یک قاب عکس آن هم کهنه بزند....ودراین..این درآرامش لعنتی.چیزی جزحس جانکاه پوچی برایمان نمی ماند.گاهی هم زندگی مثل همیشه است ..باراما ما هستیم که فرق می زنیم..فرق داریم نه از وسط سرمان...که دلمان یک چیزخاص می خواهد.یک هیجان خاص یا حتی نه..یک رویایی مرده ..اگردوست داشتید برای ماکارهایتان رابفرستد...اگردوست داشتید مارا لینک کنید..با امید روزهای بهتر در آینده....
ارسال شده توسط صدای.. | March 8, 2008 2:26 PM
ارسال شده در March 8, 2008 14:26
سلام خوبی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تسلیت بابت شهادت امام مهربونمون .......
رفتم حرم امروز برات دعا کردم ها ...........
یادمان باشد
...
...
...
...
...
...
...
یادمان باشد که چقدر زود دیر میشود ......
1386 هم تمام شد .......سلام برسونین ....
ارسال شده توسط ریحانه (آوا) | March 8, 2008 4:07 PM
ارسال شده در March 8, 2008 16:07
خیلی تکراری بودا
ارسال شده توسط سحر | March 8, 2008 4:33 PM
ارسال شده در March 8, 2008 16:33
يادمان باشد هميشه خودمان باشيم .حتي اگر تيغ زير گردنمان باشد.
موفق باشي
ارسال شده توسط كورش | March 8, 2008 5:43 PM
ارسال شده در March 8, 2008 17:43
حرفهای بیهوده سهراب
با توام ای سهراب
تو که هر دم گفتی چشمها را بگشا و جور دیگر ببین
اما چه چیزی را با چشم گشاده ببینم؟
پس منم که میگویم:
چشمها را نگشای
زندگی را تو نبین
چرا چشمها را باید شست و جور دیگر دید؟
زندگی را تو نبین
زندگی صحنه ی بی همتای خشم هاست
زندگی صحنه ی بی همتای جدایی هاست
جدایی پدر از فرزند
جدایی مادر از فرزند
جدایی خواهر از برادر
پس چرا باید دید؟
پس چرا باید شنید؟
اخر چیست این زندگی که ان را باید دید؟
چشمهایت را ببند تا اسوده باشی
خوشا به حال انان که چشمها را بستند برای همیشه
و بیش انان که نگشوده بستند
چه ربطی داشت؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط hiddengirl | March 8, 2008 7:12 PM
ارسال شده در March 8, 2008 19:12
کاش میشد ...
ارسال شده توسط سوسن جعفری | March 8, 2008 7:39 PM
ارسال شده در March 8, 2008 19:39
ببخشیدا روم به دیوار ولی من نمی دونم چرا از شما خوشم نمی یاد...
شرمنده که اینو می گم ولی وقتی تو رو می بینم حس بدی دارم... فکر نکن من آدم بدی هستم یا خدایی نکرده یه تختم کمه... البته شایدم باشم ولی تو تنها آدمی هستی که من فقط با دیدنش ناراحت می شم... مواظب خودت باش آقای حال من خراب کن
ارسال شده توسط رند تبریزی | March 8, 2008 8:41 PM
ارسال شده در March 8, 2008 20:41
یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد...
ارسال شده توسط سمیرا | March 8, 2008 9:31 PM
ارسال شده در March 8, 2008 21:31
سلام داداشي گلم...بازم مثل هميشه مطالبت عالي بودن...خيلي دوست دارم عزيز...اميدوارم هميشه تو كارات موفق باشي...نوكرتم به علي
ارسال شده توسط عادل | March 8, 2008 10:55 PM
ارسال شده در March 8, 2008 22:55
سلام
حرفات خیلی دلنشینه.
اینم ا سهراب داشته باش:
گاه زخمی که به pa داشته ام/ زیروبم های زمین را به من آموخته است.
ارسال شده توسط زهرا | March 9, 2008 12:08 AM
ارسال شده در March 9, 2008 00:08
اگر کسی چیزی میگوید! فقط برای خود نمیگوید!
شاید کسی در حال الگو گرفتن از او باشد...!
شاید نگاهی به نگاهش دوخته شود ...
شاید برای او همه بی ارزش باشند!
شاید فقط خود را بشناسد!
شاید ...
شاید مرا هم از یاد برده باشد!
شاید همگان برایش دست تکان بدهند!
ولی یکی برایش گریه کند!
فقط یکی!
و آن یکی عاشق واقعی او باشد!
مسافر!
مسافری از اندیمشک!!
ارسال شده توسط احسان | March 9, 2008 12:25 AM
ارسال شده در March 9, 2008 00:25
عجيب است كه معمولاً يادت نميماند.
ارسال شده توسط ا. ف. | March 9, 2008 12:54 AM
ارسال شده در March 9, 2008 00:54
....و نواي روزانه "بخريده" دختر كبريت فروش هم
و يادم باشد چرا مي نويسم
شايد بتوان آواز پرنده ها را نگاشت ولي نواي مور دانه كش را ،
حتما مي گوييد دردمندي شرط نوشتن است
اما مي گويم درد فهمي شرط نگاشتن است
بگذريم راجع به درد حرف زياد است و عمل ...
ارسال شده توسط سينا | March 9, 2008 7:33 AM
ارسال شده در March 9, 2008 07:33
سلام...
این شعر رو قبلا شنیده بودم.معمولا وقتی یادم می ره با خودم زمزمه می کنم و حرفاشو به خودم گوشزد می کنم...
ارسال شده توسط کوثر حاجی مولانا | March 9, 2008 7:38 AM
ارسال شده در March 9, 2008 07:38
وصال او زعمر جاودان به
خداوندا مرا ان ده که ان به
امیدوارم منو یادتون باشه چون من هنوز منتظر جوابتون هستم و منتظر می مونم لطفا زود به این انتظار خاتمه بدید.
ارسال شده توسط sima | March 9, 2008 7:47 AM
ارسال شده در March 9, 2008 07:47
سلام
حال شما؟
حیلی وقت بود به وبلاگتون نیومده بودم
کدتون رو چسبوندم تو وبلاگم
راستی
این کاندیدا شدنتان چه بود؟ ابوطالب بود؟
من که چیزی سرم نمیشه
فقط می دونم نوشته های شما رو دوست دارم
شما هم جواب نمی دید
موفق باشید
ارسال شده توسط مهدیه شناوری | March 9, 2008 9:04 AM
ارسال شده در March 9, 2008 09:04
سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد
وانكه خود داشت زبيگانه تمنا ميكرد...
نميدونم چرا اين شعر اومد رو زبونم ولي خوبيش اينه كه يه شعر گفتم...
دوستدار هميشگي شما مريم گليي از اهواز..
ارسال شده توسط مريم گليييي | March 9, 2008 9:33 AM
ارسال شده در March 9, 2008 09:33
خوبی ؟ (دست زیر چونه زنون ، نگاه کنون ، منتظرون )
ارسال شده توسط نازخاتون | March 9, 2008 2:44 PM
ارسال شده در March 9, 2008 14:44
سلام
خسته نباشید
تا حالا چیزایه زیادی یادم مونده
این که هر کسی یا هر چیزی ارزش به یاد موندنو نداره امری که بیشتر تو ذهنم مونده
ای کاش اونایی که ارزش و لیاقت دارن همیشه باشن ، تو یاد همه
و هیچ وقت نرن، حتی اگه رفتن
خوشحال می شم اگه به کلبه ی درویشی منم سر بزنید
گرچه خودمو لایق این لطف نمی دونم
به وقت من روز بخیر
ارسال شده توسط yalda | March 9, 2008 3:25 PM
ارسال شده در March 9, 2008 15:25
موفق باشید
ارسال شده توسط میرنگار | March 9, 2008 3:55 PM
ارسال شده در March 9, 2008 15:55
خوب سلام مي كنم به داداش كامران گلم و تمام بروبكسي كه به وبلاگ زيباش سر مي زنن!!!!
خوب چطوري داداشي؟ چه خبر!!!!
به ياد داشتن يادمان آن هايي كه خيلي به يادمان بودند از نوشتن يادگار بر صحنه ي به يادماندني ياد واره ي آسمان واجب تر است !!!!
و آرزو كردن آرزوي كساني كه آرزومند آرزوهايمان بودند از هر آرزويي زيباتر است!!!!
نگاشتن بر سطح لطيف خاطر آنان كه بر خاطر ما نقش خاطره ميزدند از هر خاطره ي خاطره انگيزي خاطره وارتراست!!!!
.
.
.
همين ديگه ....خيلي حرف زدم !!!!
از آپ خوشگلت ممنونم !!!!
مراقب خودت و خانوادت باش!!!!
عيد پيشاپيش مبارك !!!!
شاد و خوشحال باشيد
ارسال شده توسط سارا نصيريان | March 9, 2008 6:12 PM
ارسال شده در March 9, 2008 18:12
سلام آقاي دوست داشتني اميدوارم حالتون خوب باشه يادم رفته بود كه يه بار به شما سر زدم ولي چه كنم عاشق خبرنگاري مثل شما هستم اميد دارم كه هميشه خدا يار وياورتان باشد .... قادايين آلارام الله سني سلامت و عزيز السين ....
ارسال شده توسط NaDeR | March 9, 2008 6:30 PM
ارسال شده در March 9, 2008 18:30
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
گرچه در خویش شکستیم جفایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم
ما هر روز منتظر گزارشهای خوشگلت هستیم آقا کامرانبی نصیبمون نذار
ارسال شده توسط سعید | March 9, 2008 6:44 PM
ارسال شده در March 9, 2008 18:44
ممنون (:
ارسال شده توسط azad | March 9, 2008 6:57 PM
ارسال شده در March 9, 2008 18:57
سلام خوبی داداشی گلم
**************************
وقتی این مطلب رو گذاشتی یاد این شعر افتادم
**************************
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپرشدنش سوز و نوایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر نیست
گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم
یادمان باشه سر سجاده ی عشق
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
*************************
خداحافظ فعلا....
ارسال شده توسط *** // مریم // *** | March 9, 2008 7:28 PM
ارسال شده در March 9, 2008 19:28
سلام .
به مناسبت فرارسيدن فصل بهار اين نيمچه شعر مرا هم که به نوعی ترچمه ی دعای تحويل سال است را در 20:30 بخوانيد . با تشکر
به نام خدای دل و ديده ها
به نام خدای نظر ايده ها
به نام خداوند ليل و نهار
که آرد پی هر زمستان بهار
الا ای تحول گر حال و قال
تو برکت ده هر هفته و ماه و سال
ارسال شده توسط مرتضی | March 9, 2008 7:54 PM
ارسال شده در March 9, 2008 19:54
سلام
اضافه كارهاي معلمان راهنمايي شاغل 6 ماهه پرداخت نشده جان مادرت بگو پول ما رو بدن
منتظريم جان هر كي دوست داري پيگيري كن
ارسال شده توسط رضا | March 9, 2008 8:20 PM
ارسال شده در March 9, 2008 20:20
سفر ایستگاه
قطار میرود
تو میروی
تمام ایستگاه میرود
و من چهقدر سادهام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار ایستادهام
و همچنان
به نردههای ایستگاه رفته
تکیه دادهام!
قیصر امینپور
چراغ قرمز
اصلاً نمیشد که بگویم
دوستت دارم
اما گفتم.
گفتم :
- دسته کلیدت یادت نرود.
- پلهها لیزند .
- باید مراقب باشی.
- صبر کن تا چراغ قرمز
سبز شود ...
سیما یاری
تو که میخوانی
بدان که دوستت دارم
و به خاطر توست
که هنوز مینویسم.
روزی که جهان خواست بایستد
بگو به گونهای از چرخش بماند
که من
در نزدیکترین فاصله
ازتو مرده باشم!
یاعلی
ارسال شده توسط زهرا منصف | March 9, 2008 9:07 PM
ارسال شده در March 9, 2008 21:07
سلام دست شما درد نكنه قشنگ بود.
ارسال شده توسط سحر | March 10, 2008 1:24 AM
ارسال شده در March 10, 2008 01:24
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
.
.
.
یادتون باشه که خیلیا دوستون دارن.....
ارسال شده توسط aylar | March 10, 2008 9:21 AM
ارسال شده در March 10, 2008 09:21
سلام داداشی...
داداش حالم خوب نیست
دکترا گفتن که من سرصان دارم
گفتن یه غده پشت سرمه که هیچ کاریش هم نمیشه کرد!
گفتن انقدر بزرگ میشه که دیگه زمین گیرت می کنه
داداش!شبا که می خوام بخوابم همش می ترسم که فردا صبحش بیدار نشم
گفتن باید شیمی درمانی کنی
داداش من همه موهام می ریزه؟!
داداش من نمی خوام!
داداش من دوست ندارم!
داداش من نمی تونم و نمی خوام!
داداش من چی کار کنم؟!
یعنی من می میرم؟!
داداش انقدر گریه کردم که دیگه خسته شدم
داداش من چه کار کنم؟!
داداش من نمی خوام بمیرم!
قربانت
دادا امین
ارسال شده توسط محمد امین | March 10, 2008 9:40 AM
ارسال شده در March 10, 2008 09:40
سلام
يادم باشد كه ديگراني هم هستند كه بياد ما هستند
ارسال شده توسط علي اكبري(آج) | March 10, 2008 10:37 AM
ارسال شده در March 10, 2008 10:37
خوش به حالت حاجی چقده نظر داری!!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط hiddengirl | March 10, 2008 11:20 AM
ارسال شده در March 10, 2008 11:20
خیلی مهم نیستن دیگه!!
به خصوص مفهوم بودن!!!
وقتی مفهوم شدن این قدر عوض شده.
)اینجا چرا همش error میده؟؟)
ارسال شده توسط دروغگوی خوش حافظه (سم) | March 10, 2008 11:52 AM
ارسال شده در March 10, 2008 11:52
چرا نمیشه اینجا نظر خصوصی گذاشت ؟
ارسال شده توسط نازخاتون | March 10, 2008 12:36 PM
ارسال شده در March 10, 2008 12:36
ببخشیدا من نمیدونم چرا اصلا از شما خوشم نمیاد ( نیییییییییییییییییییش)
اصلا از صبح تا شب پام و تو سایت شما نمیذارم ( نیشششششششششش)بلکه موس ام رو میذارم (mouse)
یه وقت فکر نکنین روزی 40 بار میام اینجا رو باز میکنم هااااااااا (نییییییییششششش)
یه وقت فکر نکنین واستون کامنت میذارمااااا(نییییششش)
یه وقت فکر نکنین دیشب صداتون و شنیدم پریدم از اتاق بیرون ولی تصویر نداشتیناااااااااا (نییییییییییشششششششش)
خلاصه که (I dont Love U anymore ! (niiisshhhh
(برگرفته از کامنت دونی شما)
نیش= همون فیس 32 دندونی !
ارسال شده توسط نازخاتون | March 10, 2008 12:46 PM
ارسال شده در March 10, 2008 12:46
سلام...
چه کسی میداند که تو در پیله ی خود تنهایی؟
چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟
پیل ات را بگشا... تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی!
ارسال شده توسط یاسمن | March 10, 2008 1:08 PM
ارسال شده در March 10, 2008 13:08
اتل متل يه بابا
دلير و زار و بيمار
اتل متل يه مادر
يه مادر فداكار
اتل متل بچهها
كه اونارو دوست دارن
آخه غير اون دوتا
هيچ كسي رو ندارن
مامان بابا رو ميخواد
بابا عاشق اونه
به غير بعضي وقتا
بابا چه مهربونه
وقتي كه از درد سر
دست ميذاره رو گيجگاش
اون باباي مهربون
فحش ميده به بچههاش
همون وقتي كه هرچي
جلوش باشه ميشكنه
همون وقتي كه هرچي
پيشش باشه ميزنه
غير خدا و مادر
هيچكسي رو نداره
اون وقتي كه باباجون
موجي ميشه دوباره
دويدم و دويدم
سر كوچه رسيدم
بند دلم پاره شد
از اون چيزي كه ديدم
بابام ميون كوچه
افتاده بود رو زمين
مامان هوار ميزد
شوهرمو بگيرين
مامان با شيون و داد
ميزد توي صورتش
قسم ميداد بابارو
به فاطمه ، به جدش
تو رو خدا مرتضي
زشته ميون كوچه
بچه داره ميبينه
تو رو به جون بچه
بابا رو كردن دوره
بچههاي محله
بابا يه هو دويد و زد تو ديوار با كله
هي تند و تند سرش رو
بابا ميزد تو ديوار
قسم ميداد حاجي رو
حاجي گوشي رو بردار
نعرههاي بابا جون
پيچيد يه هو تو گوشم
الو الو كربلا
جواب بده به گوشم
مامان دويد و از پشت
گرفت سر بابا رو
بابا با گريه ميگفت
كشتند بچههارو
بعد مامانو هلش داد
خودش خوابيد رو زمين
گفت كه مواظب باشين
خمپاره زد، بخوابين
الو الو كربلا
پس نخودا چي شدن؟
كمك ميخوايم حاجي جون
بچهها قيچي شدن
تو سينه و سرش زد
هي سرشو تكون داد
رو به تماشاچيا
چشاشو بست و جون داد
بعضي تماشا كردن
بعضي فقط خنديدن
اونايي كه از بابام
فقط امروزو ديدن
سوي بابا دويدم
بالا سرش رسيدم
از درد غربت اون
هي به خودم پيچيدم
درد غربت بابا
غنيمت نبرده
شرافت و خون دل
نشونههاي مرده
اي اونايي كه امروز
دارين بهش ميخندين
براي خندههاتون
دردشو ميپسندين
امروزشو نبينين
بابام يه قهرمونه
يهروز به هم ميرسيم
بازي داره زمونه
موج بابام كليده
قفل در بهشته
درو كنه هر كسي
هر چيزي رو كه كشته
يه روز پشيمون ميشين
كه ديگه خيلي ديره
گريههاي مادرم
يقه تونو ميگيره
بالا رفتيم ماسته
پايين اومديم دروغه
مرگ و معاد و عقبي
كي ميگه كه دروغه؟؟
ماها اینا داره یادمون میره ...جناب نجف زاده برای اینکه اینا یادتون نره چیکار میکنید ..برای اینکه یادشون باشید کجا می رید ؟؟
علی بود و عقیلیمن بودم و مرتضی
سید بود و اباالفضل امیرحسین و رضا
حالا ازاون بچه هافقط مرتضی مونده
همونکه گازخردل صورتشو سوزونده
آهای آهای بچه هامگه قرار نذاشتیم
همیشه با هم باشیم نداشتیما، نداشتیم
بیاین برا مرتضی که شیمیایی شده
جشن پتو بگیریم خیلی هوایی شده
میسوزه و میخنده خیلی خیلی آرومه
به من میگه داداش جون کار منم تمومه
ارسال شده توسط گمنام | March 10, 2008 1:11 PM
ارسال شده در March 10, 2008 13:11
سلام...
خیلی قشنگ نوشته بودین....
و من فقط میخواستم بگم که به یاد داشته باشیم:
دیروز به تاریخ پیوست، فردا معماست و امروز هدیه
است.
ارسال شده توسط lمنا | March 10, 2008 1:37 PM
ارسال شده در March 10, 2008 13:37
آقا كامران عزيز سلام خوبين ؟
من چند بار اومدم نظر دادم ولي error ميداد .مشكلل از چيه؟
مواظب خودتون و خانوادتون هم باشين .
ارسال شده توسط دختر شبگرد | March 10, 2008 4:12 PM
ارسال شده در March 10, 2008 16:12
سلام آقا كامران !!
يادت باشد چيري نگويي كه دله كسي بشكند...
من الان دلخورم از تو از حرفات كارات از قيافت دوس دارم موهاتو بكنم همينطور پوستت رو!!! دوس دارم سر به تنت نباشهمن خسته شدم تو چي من از اين همه تكراره مسخره روزهاي نيومده حالم خوب نيست يكي كه برام خيلي عزيزه داره بارش رو مي بنده بره كجا نمي دونم تو مي دوني؟!
ارسال شده توسط شيما | March 10, 2008 5:32 PM
ارسال شده در March 10, 2008 17:32
سلام چطوری کامران خوبی؟
بابا بیخیال شناختی؟
آره سنگ تنهاست همه تنهاین این یادمان باشد.
ارسال شده توسط گیجعلی | March 10, 2008 5:48 PM
ارسال شده در March 10, 2008 17:48
سلام . خوبین آقای نجف زاده ؟
آپ جدید محمد امین رو خوندین ؟ چیت گرانو می گم . من نمی دونم باید چی کار کنم . کلی باهاش حرف زدم ولی خیلی روحیه اش خرابه . تو رو خدا شما باش حرف بزنین .
من خیلی نگرانشم . باید چی کار کنم ؟ تو رو خدا بگین .
ارسال شده توسط شکوفه | March 10, 2008 6:36 PM
ارسال شده در March 10, 2008 18:36
سلام اقای نجف زاده من طرفدار پر وپا قرص شما هستم دانشجوی ترم 2 مهندسی کامپیوتر دانشگاه قم ادرس وبلاگمو گذاشتم توش در مورد دانشگاهمون یه خورده نوشتم حتما بهش سر بزنید
راستی یه خواهش داشتم اونم این که یه گزارش در مورد دانشگاه ما تهیه کنید اخه دانشگاه ما یه دانشگاه خاصه توی وبلاگم در موردش توضیح دادم بخونید متوجه میشید
پیشاپیش سال نو مبارک
ارسال شده توسط زینب انبیایی | March 10, 2008 8:11 PM
ارسال شده در March 10, 2008 20:11
بیایید به حاشیه نرویم !!! آدم هم که ببارد از آسمان ، باز ما تنهاییم !
ارسال شده توسط سامیه | March 10, 2008 8:39 PM
ارسال شده در March 10, 2008 20:39
سلام داداشی...
باور نمی کردم بیایی!داداش من چی کار کنم؟!
داداش من کجا برم؟!
داداش من می ترسم
داداش آخه سرطان که شوخی نیست
شیمی درمانی که شوخی نیست
داداش!هیچ کس من رو دوست نداره
2سال پیش که مامان مرد!
3ماه پیش که داداشم صابر مرد!حالا هم نوبت منه!
داداش تو بگو من چی کار کنم؟!
من کجا برم
نزدیک 20تا دکتر رفتم!
هیئت پزشکی گفته امیدی نیست
داداش من ناامیدم!
داداش من اصلا نمی دونم کجام!
داداش من سرم داره از درد می ترکه!
داداش خونه خاله کدوم وره؟!
می خوام برم اونجا لواشک بخورم!
داداش یعنی امسال این آخرین عیدیه که من دارم؟!
داداش من چقدر سوال دارم!
داداش گفتی با من حرف داری
شماره ام رو بدم زنگ می زنی؟!
داداش حیرونم!
تو بگو من چی کار کنم!
مگه تو داداشم نیستی؟!
داداش!آخ داداش...!داداش یعنی منتظر باشم؟!
من شماره رو میدم ولی تو رو خدا از دستم ناراحت نشو!
تو رو خدا!
این شماره منه:
داداش من منتظرم!
تا حالا انقدر منتظر نبودم
قربانت
دادا امین
ارسال شده توسط محمد امین | March 10, 2008 9:16 PM
ارسال شده در March 10, 2008 21:16
چه قدر خوشحال شدم اینجا رو پیدا کردم!!یاد گزارشاتون افتادم!!خیلی جالبن...قشنگن...جذابن...!!
ارسال شده توسط محبوبه دشتی | March 10, 2008 9:59 PM
ارسال شده در March 10, 2008 21:59
سلام اقاي نجف
من ستاره ام
شعري مسخره اي را برايتان فرستادم لطفا نظرتان را درباره چرت و پرت هايم بدهيد.
ارسال شده توسط ستاره | March 10, 2008 11:34 PM
ارسال شده در March 10, 2008 23:34
ازشیرینی سین سیب و سمنو تا ترشی سین سرکه وسماق
ازبرکت ونعمت سین سکه تا سرسبزی وطراوت سین سبزه
از دقیقی سین ساعت تا نورانیت قران روی سفره هفت سین ازاین بهار تا هر بهار زنده وسلامت باشید
ارسال شده توسط مریم حسین نژاد | March 11, 2008 6:03 AM
ارسال شده در March 11, 2008 06:03
یادم باشد هر وقت عاشق شدم به هر بی سر و پایی دل نبندد!
یادم باشد نگاهم از خودم باشد نه از دیگری!
یادم باشد همه را ببینم ، ولی نگاهم ارزش باشد.
ممنون نجف زاده عزیز به حقیر هم سری بزن خوشحال می شوم.
ارسال شده توسط 'golzar | March 11, 2008 7:11 AM
ارسال شده در March 11, 2008 07:11
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم
ارسال شده توسط سمیه | March 11, 2008 8:56 AM
ارسال شده در March 11, 2008 08:56
سلام آقا کامران
راجع به قضیه اون تصویر خبرنگار ۲۰:۳۰ که شما گفتید برای وایت بالانس هست من کردم تا دیگر دوستان هم متوجه بشن ولی مثل این که دوستان یک سری جواب هایی دادن که من جوابش رو نمیدونم اگر ممکن یک سری بزنید و پاسخ دوستان رو بخونید.
ارسال شده توسط علی ایرانی | March 11, 2008 9:13 AM
ارسال شده در March 11, 2008 09:13
سلام
شما همون نجف زاده ای نیستید که کاردانی کامپیوتر در جهاد دانشگاهی اهواز میخونه؟
if yes
سایت جالبی دارید. همکلاسی هامون یه پا مهندس اند. ماشاالله!کارتون عالیه . موفق باشید
ارسال شده توسط hasmik | March 11, 2008 2:41 PM
ارسال شده در March 11, 2008 14:41
در قبال مطلبي كه نوشتي بنده نيز مطلب زير را بعنوان هديه ماه ربيع الاول و بهار جانها ودلها تقديم مي كنم ......
خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر همسرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.
خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا ميافتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم
خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.
خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.
خداراشكر...خدارا شكر... خدارا شكر
ارسال شده توسط مجيد دهبان | March 11, 2008 4:50 PM
ارسال شده در March 11, 2008 16:50
Babaaaa CIA !! Babaaaa maroof !toro khoda moraghebe khodet bash(az tahe delam)
ارسال شده توسط Naazkhatoon | March 12, 2008 10:00 PM
ارسال شده در March 12, 2008 22:00
سلام آقای نجف زاده
خسته نباشید عالی بود
من یه سوالی داشتم:
من می خوام خبرنگاری بخونم
می خواستم از شما بپرسم که شما توی دانشگاه خبرنگاری خوندین یا اینکه جور دیگه خبرنگار شدید؟
اگر رشتتون خبرنگاری بوده میشه یکم در مورد درسهاش و درمورد کارتون کلا در مورد خبرنگاری بهم بگید؟
ازتون ممنون میشم
موفق باشید تا همیشه
ارسال شده توسط حنانه رشیدی | March 12, 2008 11:26 PM
ارسال شده در March 12, 2008 23:26
نگو که می خوای بری....
به خدا قسم طاقت این یکی رو ندارم
زود باش تکذیب کن...
تو بگو 4روز چه برسه به 4سال ...
ارسال شده توسط ***مریم/دل نوشته*** | March 12, 2008 11:47 PM
ارسال شده در March 12, 2008 23:47
آن درد کدام است که درمان شدی نیست/آن لطمه کدام است که جبران شدنی نیست/بدخواه وطن بهر تو خیرخواه نگردد/این گرگ همان است که چوپان شدنی نیست
ارسال شده توسط آبجی سمیه | March 13, 2008 7:19 AM
ارسال شده در March 13, 2008 07:19
ُسلام...
خوبی؟
با هوای بهاری چطوری؟
ارسال شده توسط یاسمن | March 13, 2008 9:10 AM
ارسال شده در March 13, 2008 09:10
آقای نجف زاده سلام
خبری ازتون نیست؟
آپ نمی کنید؟!
به خانومتون سلام برسونید
خدا همیشه پشت وپناهت
یا علی
ارسال شده توسط زهرا_ض | March 13, 2008 11:55 AM
ارسال شده در March 13, 2008 11:55
سلام داداشی...
امروز می خوام بهشت زهرا،پیش مامان و صابر!
داداش حالم خوب نیست
برام دعا کن
یه مشکل برام پیش اومده.اگه یم تونی به من زنگ بزن.حرف ها دارم با تو داداش...
تو را من چشم در راهم
قربانت
دادا امین
ارسال شده توسط محمد امین | March 13, 2008 2:12 PM
ارسال شده در March 13, 2008 14:12
سلام
یادم باشد فردا بروم باغ حسن گوجه و قیسی بخرم
یادم باشد تنهایم
ماه بالای سر آبادی است.
سهراب سپهری
اینو همینطور گفتم آقای نجف زاده
ارسال شده توسط مصطفی علیزاده فدشک | March 13, 2008 2:32 PM
ارسال شده در March 13, 2008 14:32
بسم رب الحسین
اللهم عجل لولیک الفرج
--------------------------
سلام و عرض ادب به محضر شریف شما
امیدوارم همواره در راه ترویج اندیشه های ناب گام برداشته و
در این مسیر موفق و پاینده باشید .
-----------------------------------------------------
چند نکته قابل تأمل :
زنگ تفریح دنیا ؛ گذرا می باشد . زنگ بعد ؛ حساب داریم !!
در طوفان حوادث ؛ با خدا بودن کارگشاست نه (ناخدا بودن)
امروز اولین روز از باقیمانده عمر ماست ...
قاضی روز جزا ؛ خود ؛ شاهد اعمال ماست .
--------------------------------------------------------
و یک نکته ی دیگر :
( فاطمیه وعاشورا مولود به فراموشی سپردن غدیر خم است . )
اگر غدیر خم ....
ای کاش .....
----------------------------------------------------------
در کلبه فرهنگی ام بصورت ( 24 ساعته ) منتظر یک مهمان تازه و عزیز هستم .
بیائید و با نظرات ارزشمندتان راهگشایم باشید .
یاعلی ... و همواره با علی
بدرود تا درودی دیگر
ارسال شده توسط حسین اکبری نودهی | March 13, 2008 3:35 PM
ارسال شده در March 13, 2008 15:35
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
یا که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
***********************************
سلام
یادم باشه که یادت بندازم که یادت نره که یادم بندازی یادت هرگز از یادم نمیره
تقدیم به بهترین ها
ارسال شده توسط مانیا | March 13, 2008 4:42 PM
ارسال شده در March 13, 2008 16:42
سلام آقاي دوست داشتني ... آرزو دارم آرزو هايم كه همانا موفقيت هميشگي شماست ... بر آورده شود !!!
خوب دلم گرفته بود گفتم بيام حالتون رو بپرسم ... نمي دونم چرا اومدم پيش شما .. شايد چون شما منو نمي شناسيد به خاطر اين ... ولي هرچي باشه آدم هستيم حرف هاي همو مي فهميم ... اميد وارم دل هيچ كس نگيره ... نادر !!!
ارسال شده توسط « پسرك ... مردي از جنس بلور !!! » | March 13, 2008 6:33 PM
ارسال شده در March 13, 2008 18:33
زندگي را تعريف نكنيم و بگذاريم به تنها عشقمان بپردازيم
ارسال شده توسط حاج يونس | March 13, 2008 9:14 PM
ارسال شده در March 13, 2008 21:14
انقدر به این کاندیداهای بنده خدا گفتی شب رو راحت بخوابین که اگه بین اینا یکی هم بود که استرس نداشتا فکر کنم استرس گرفته و امشب نمیتونه بخوابه.
آخه چی کارشون داری؟ فکر کردی این حرفها و گزارشها تاثیری تو کارشون داره؟
ارسال شده توسط پریا | March 13, 2008 9:36 PM
ارسال شده در March 13, 2008 21:36
اين جمله رو يه جايي خوندم خيلي خوشم اومد،فکر کردم شما هم خوشتون بياد:
"نانوا هم جوش شيرين مي زند؛بيچاره فرهاد ..........!!!!!"
در ضمن متن زيبايي بود.ولي حيف که آدميزاد اون موقع که بايد "يادم باشد..."ها يادش باشه,يادش ميره!!!!!!
در پناه حق موفق و مؤيد باشيد.
يا علي
ارسال شده توسط baroon | March 14, 2008 2:59 AM
ارسال شده در March 14, 2008 02:59
سلام آقای نجف زاده.من الان حدود 1ماهه که می خوام تو وبلاگ شما نظر بدم ولی نمیشه!!!!
این کد امنیتی هم شده دردسر!
وبلاگ خیلی زیبایی دارید.
اگه دوست داشتی به وبلاگ من هم سر بزن!
دانشجوییه!
ضرر نمی کنید!
اگه بیاید خیلی خوشحال می شم.
ارسال شده توسط صادق | March 14, 2008 4:37 AM
ارسال شده در March 14, 2008 04:37
سلام جناب نجف زاده ی گرامی و محبوب
یادتون باشه جواب سلام واجبه هاااا !
:)
ببینید چند باره اومدم و شما یک بار نیومدید
به هر حال همیشه عزیزید و بزرگوار
همیشه سلامت و شاد باشید
...
ارسال شده توسط نرگسی | March 14, 2008 9:20 AM
ارسال شده در March 14, 2008 09:20
آقاي نجف زاده سلام
گزارش" كانديدا جان" خيلي قشنگ بود. واقعا خسته نباشيد. خيلي قشنگ تمومش كرديد "آخرش يه شب ماه مياد بيرون"
به ايميلتون يه سري بزنيد يه شعر از كيوان شاهبداغي براتون فرستادم.
به خانومتون سلام برسونيد
خدا هميشه پشت و پناهت
يا علي
ارسال شده توسط زهرا_ض | March 14, 2008 11:00 AM
ارسال شده در March 14, 2008 11:00
همكار عزيز:
با سلام.و خدا قوت
همكار مركز آذربايجانشرقي هستم در خصوص كار رسانه اي مي خواهم ارتباط داشته باشيم ومطالب خبري از دو استان آذربايجانشرقي و غربي برايتان ارسال كنم e- mail من naser_khosravi52@yahoo.com
چگونه مي توانم مطالب و تصاوير خبري را برايتان ارسال كنم.منتظر جوابم.
موفق باشيد خدانگهدار.
ارسال شده توسط naser | March 14, 2008 1:14 PM
ارسال شده در March 14, 2008 13:14
سلام
حالتون خوبه؟
من امروز خیلی ضد حال خوردم...رفتم رای بدهم همه بهم گفتن یه روز کم داری...گناه من چیه که 25 اسفند به دنیا اومدم ؟ یعنی تا فردا عاقل تر می شم؟
ارسال شده توسط هدیه | March 14, 2008 1:41 PM
ارسال شده در March 14, 2008 13:41
سلام آقای خبرنگار
متن از خودتونه؟ آخه من قبلا هم اینو جایی خوندم.
کاش می نوشتین از کیه.
راستی بیست و سی دیشبت خیلی توپ بود باااا
دمت گرم.
ارسال شده توسط اعظم | March 14, 2008 3:01 PM
ارسال شده در March 14, 2008 15:01
باز هم مثله هميشه زيبا بود ....
ارسال شده توسط محمد صادق الهام | March 14, 2008 4:32 PM
ارسال شده در March 14, 2008 16:32
ای دست تو یاس نوازش، در سرانگشتت چه داری؟
با یادت هر جمعه عید است
ارسال شده توسط ~**~سونیا~**~ | March 14, 2008 5:22 PM
ارسال شده در March 14, 2008 17:22
سلام
داشتم میگفتم بیا وبلاگ عوضی خیلی خوب میشه
تازه شما باید یه چیزی هم سر بدی که من وبلاگمو بهت بدم اخه می دونی تعداد بازدید کننده هام زیاده مثلا روزی 3 نفر که 2 بارشو خودم میرم
اینا رو ولش کن
میگما چرا قیمته بنزینه ازاد شنبه(یه روز بعد از انتخابات )اعلام میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه عالمه هم گوشت منجمد و خرت و پرت دیگه اعلام کردن ای کاش همیشه انتخابات داشتیم
خیلی خوب می شد
حاج اقا نجف زاده یه موقع نیای یه کله به وبلاگه من بزنیااااااااااااااا
اخه وبلاگه ما ها ادم خوره
مخصوصا خبر نگارارو
همه جا میرین کله میزنین الا وبه من اخه درسته؟؟؟؟؟؟
ولی من دست از این وبلاگ بر نمی دارم اینقده میام که خودت بگی بسه
ارسال شده توسط hiddengirl | March 14, 2008 5:44 PM
ارسال شده در March 14, 2008 17:44
دوباره سلام...
من به یاد داشتم که من تنها نیستم...
که زندگی ارزش دارد...
که ممکن است به خاطر من کسی زنده باشد...
اما الان دیگر نمی خواهم به یاد داشته باشم که کی
هستم زیرا دیگر من را یه یاد ندارد ومن مرده ام..
ارسال شده توسط منا | March 14, 2008 8:30 PM
ارسال شده در March 14, 2008 20:30
سلام ... یادمان می ماند یعنی؟ ... تنها دل ما دل نیست ...
ارسال شده توسط یکتا | March 14, 2008 11:15 PM
ارسال شده در March 14, 2008 23:15
من هم فهميده ام كه تنها دل من دل نيست...وباور كن خودم بيشتر از هر كس ديگري دلم را شكسته ام....يكبار كه دلم لرزيد قرص نگاهش داشتم تا دل ؟ هم بلرزد...نميدانم دلش لرزيد يا او هم مثل من دلش را قرص نگه داشته بود تا دل من بلرزد....نمي دانم...نمي دانم..نميدانم
ارسال شده توسط بي بي معصومه | March 14, 2008 11:32 PM
ارسال شده در March 14, 2008 23:32
یادمان باشد که انسانیم .کاری نکنیم انسانیت خجالت بکشد.یادمان باشد اشرف مخلوقاتیم کاری نکنیم که جن و پری هو بزنند.یادمان باشد که خدا به یادمان است.یادمان باشد.....
ارسال شده توسط سید مجید مظلوم | March 14, 2008 11:38 PM
ارسال شده در March 14, 2008 23:38
نمی دونم فردا چشام، باز می شه.صدا از دیوار می یاد. یا کریم می خونن؟
نمی دونم، بالم باز می شه، یک سفر تازه برم .دلم بیراه بره و من با خدام جایی برم.
نمی دونم تا کجا بال میزنم ،تا کجا باید خم به ابرو نیارم ،پلک نزنم . درد دل وداد نزنم.
فقط این رو میدونم، بی تو من زود میمیرم.(خدا)
ارسال شده توسط f | March 15, 2008 1:34 AM
ارسال شده در March 15, 2008 01:34
سلام یادم باشد که فراموش کنم هر چه که با تو داشتم
فراموش کنم آن عشقی که داشتیم...
ارسال شده توسط علی سنجری | March 15, 2008 3:47 AM
ارسال شده در March 15, 2008 03:47
سلام
آقای نجف زاده
خسته نباشید
از اون روز که ماه رمضون اومدی تلویزیون درباره وبلاگت گفتی , خیلی دنبال آدرس وبلاگت گشتم, حالا پیدا کردم .
دوست داشتم ببینم که چی تو وبت داری که دیدم....
بگذریم منم مثل خودت آدم جستجوگری هستم. راستس هنوزم معتقدی که مردم ایران خیلی باهوشن؟
خوب نظر خوبیه.
من خیلی دوست دارم اما یه کم ازت گله دارم بعدا بهت می گم.
راستی از اینکه آدرستو پیدا کردم خیلی خوشحالم.
امیدوارم تو کارت موفق باشی.
از دورادور اندیشه های نزدیک می بوسمت.
خدا تورو از سبزهای بهار سیما نگیره.
دوست دارم
مراقب سر نازنینت باش تا همیشه پاینده باشی.
خدرو همیشه برای حفاظت از اینهمه استعداد تمنا می کنم.
خداحافظ
ارسال شده توسط حمیدرضا شیرزاد | March 15, 2008 4:27 AM
ارسال شده در March 15, 2008 04:27
سلام خيلي وقت بود كه مي خواستم اين چيزا رو بنويسم (حدودا 3ماه )اما درسها نمي گذاشت اما حالا سرم خلوت شده آقاي نجف زاده من از شما خوشم مي آمد اما از اونجايي كه آدم به دو چشم خودشم اعتماد نمي تونه بكنه يه وقت مي بيني 2 رو 3 ديد حالا ديگه ازت متنفرم مي دونم برات اهميت نداره چون انقدر آدما اطرافتو گرفتن كه ديگه ما چي كاره ايم ......
اما دلياشو ميگم فقط واسه دل خودم همون چند ماه پيش عروسيه حسن پورو تو tvنشون داد تو هم توش بودي تو عروسي تجملاتيي كه دامادش براي آتليه كروات ميزنه ولي براي مصلحت روزگار جلوي وزير بهداشت اونو در مياره حالا بقيشو بگير ............
حالم از افراد نون به نرخ روز خوري مثل تو و اون حسن پور به هم مي خوره شما ها حرمت ايران رو زير پا مي گذاريد ................................
شما و امثالتون هنوز بايد بشينيد فكر كنيد سيبيل آبخورش حرام يا حلال يا مثلا كروات بزنيم يا نه ....
ارسال شده توسط شايد | March 15, 2008 9:55 AM
ارسال شده در March 15, 2008 09:55
مگر خودمان نمی توانیم کالای چینی بفروشیم
این گرانی لعنتی و
سلامی و عرض ادبی
ارسال شده توسط وحید عدالتی | March 15, 2008 10:22 AM
ارسال شده در March 15, 2008 10:22
ساده است ستایش گلی
چیدنش
و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد.
ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتنش بی احساس عشقی
او را به خود وانهادن و گفتن
که دیگر نمی شناسمش.
ساده است لغزش های خود را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که من اینچنینم.
ساده است که چه گونه می زییم
باری
زیستن سخت ساده است
و پیچیده نیز هم.
(مارگوت بیکل
ارسال شده توسط غریبه | March 15, 2008 10:41 AM
ارسال شده در March 15, 2008 10:41
از هیـــــــــچ چیز، مپرهیـــــــز
از هیِِِــــــچ چیـــز،
بگذار زیر پای تو فرشی بگسترد
آتــــــــــــش ...
بگذار،تا که شعله بلیسد
ته مانده شکیب تو را ای دوست...
خـــود را جدا مکن
از عشــــــــق
این تخته پاره را
هرگز رها مکن
در ورطه تلاطم طوفان
زیر درخت میوه ممنوعه
دندان به سیب سرخ فرو کردن خوب است...
معنای زندگی را در عشق می توان یافت
بایــــد همیشـــــــــه
دیوانه وار عاشق بــــود
بی عشق، زنـــــــدگی
چیزی است مثل کار اداری !!!!
be kolbeye tanhaei manam hatman sar bezanid
ارسال شده توسط طاهره | March 15, 2008 1:53 PM
ارسال شده در March 15, 2008 13:53
همسفر بهار سلام...
به روزم ...و منتظر حضور بهاریتان...در کلبه ی بارانی..
یا علی
داشتم به دوستام خبر می دادم اپم..گفتم بیام به شما هم بگم..ولی هی حس غریبی بهم گفت زهی خیال باطل..داش کامران افتخار نمی ده ابجی کوچیکرو خوشحال کنه..اصلانم دلش نمی خواد نزدیک عید یکی رو خوشحال کنه..
ارسال شده توسط عرفانه | March 15, 2008 2:49 PM
ارسال شده در March 15, 2008 14:49
من بهانه ای بودم که با آن می شد خانواده ها را حداقل دو سه ساعت دور هم جمع کرد. این باعث شد که خیلی خیلی معروف باشم . البته مردم عاشق چشم و ابروم نبودن. به خاطر برنامه هایی که بهشون نشون می دادم ، نگام می کردن ولی خوب می ارزید.اما بعد از مدتی من برای اونا عادی شده بودم . حالا شبانه روز من بازیچه ی دستشونم .
یادشون رفته که قبلا برفک منم با هیجان و عشق و علاقه نگاه می کردن.
حدس می زنم که دیگه فهمیده باشین من بد بخت کی هستم. آره. یه تلویزیون بینوا.
یه بیچاره. کسی که قبلا مردم رو دور خودش جمع می کرد اما الان عامل اصلی دعوا
توی خانواده هاست . عامل اصلی پخش شدن اونا تو اتاقا. الان از من دو سه تا تو هر خونه هست . البته اونا به اون تلویزیون گنده ها که معمولا تو اتاق بزرگ تره هست بیشتر توجه می کنن. از این صفحه تختا،LCD.
اگه دستم به یکی از اونا برسه شک نکنین بعد از این که سه بار اون اسپیکر های
گاگولی شوزدم به دیوار خفش می کنم.
حالا یه ماجرا واستون تعریف می کنم . دلتون خون می شه.
من قبلنا توی یه خونه بودم . بعداز چند وقت اونا یه تلویزیون رنگی خریدن اول از او ن بدم می اومد اما بعد دلم پیشش گیر کرد.
خیلی دوست داشتم که می تونستیم با هم بریم کافی شاپ . اما نمی شد . وقتی اونا خونه نبودن با هزار تا زور و زحمت سیمام رو میکندم و میرفتم پیشش توی اون اتاق با هاش صحبت می کردم. اونم منو دوست داشت .
وقتیکه داشتم یانگم ر و نشون می دادم یه هو به فکرم رسید که مثل یانگم و افسر مین با هم فرار کنیم .اگه می تونستیم باهم بریم بیست میشد.
توهمان روز ها بود که فکر فرصت مناسب بودیم با هم فرار کنیم اما یه اتفاق افتاد که دپرس شدم .
تلویزیون رنگی رو شکستن. باتوپ. یه بچه ی کوچیک هم که اونو نشکوند.
محبوب دلم رو یک انسان بزرگ که عقلش اندازه ی همون توپ هم نبود شکوند .
بعد از شکستن رنگینه خانم، خودم خودم رو خراب کردم. بعدش هم منو فروختن.
یه نفر منو خرید گذاشت توی کله پذیش، اولا همش روشن بودم ولی بعد بازم
یه تلوزیون دیگه . تا کله پذیش تبدیل به رستوران شد این کار احمقانه رو کرد. این دفعه حالم دیگه از اون یکی تلویزین بهم می خوره .
حالا اگه دو ماه سه ماه یه بار روشنم کنن خیلی یه.
من تنهای تنها بی کسترینم من بدون رنگینه بی ارزش ترینم
دنیا بی وفایی کردی تو برمن من سیا سفید، من زشت ترنم
من که بود برفکم با ارزش تر از برف
حالا تصویر خوبم زشت ترین است
ارسال شده توسط پرند | March 15, 2008 3:06 PM
ارسال شده در March 15, 2008 15:06
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست .....
يادم باشد منا خيلي تنهاست .....
خيلي تنها که نه ولی منتظر است...
به روزم و منتظر ......
ارسال شده توسط منا | March 15, 2008 3:34 PM
ارسال شده در March 15, 2008 15:34
تا تو رفتی بهار گریه کرد و گفت دلم برای زمستان تنگ شده
ارسال شده توسط ~**~سونیا~**~ | March 16, 2008 6:56 PM
ارسال شده در March 16, 2008 18:56
روز نو.............
چند روز دیگر بیشتر به یک شروع (؟) دوباره نمانده .ما آدم ها همیشه برای مشروعبت بخشیدن به بودنمان به شروع محتاجیم. شاید غافل از همین لحظه که شروع می شود و تو حتی می توانی آن شروع بزرگ چند روز بعد را ادامه ای بدانی از شروع همین لحظه. یک شروع مثل تمام آغاز های پیشین. مثل روز اول مدرسه. مثل روز تولد. مثل سال های کهنه ی چند سال پیش!!!
بدی اش هم همین است دیگر. تصمیم ها و آرزو هایت، همه فراموش می شوند. به همین سادگی !!!! شاید به سختی به یاد بیاوری آرزوهای سال قبلت را . تو بارها و بارها تصمیم می گیری که که دیگر هیچ وقت _ فقط _ تصمیم نگیری! و تو خسته ای. خسته از تمام کارهای نکرده. خسته از روزها و سال ها و ثانیه هایی که ظالمانه نگذاشتی نامشان را بگذارند شروع.
آدم های خسته، آدم های ناامید، آدم های بی هدف ........
و.......و روزهایی را که فقط شب می شوند و شب هایی را که نباید شب باشند یا حداقل ،نباید شب بمانند ، برای همیشه.......
-------------------------
با نوروز به روزم!
ارسال شده توسط الف لام میم | March 16, 2008 9:11 PM
ارسال شده در March 16, 2008 21:11
سلام دایی خوبی؟
بعد از مدتها حالا اومدم.
کاش همیشه یادمان باشد که............
فعلا
ارسال شده توسط حوریا از خوزستان | March 16, 2008 9:43 PM
ارسال شده در March 16, 2008 21:43
سلام آقای نجف زاده ی عزیز .
خسته نباشید . شما چه می کنید با روزگار ؟ خوش می گذره ؟
به ما که بد می گذره . امروز بعد از گذروندن دو هفته خیلی بد ، اومدم اینجا . کلی هم حالم گرفته شد ( در رابطه با اون دوست عزیزمون محمد امین ) .
بهش بگید " اگه دکترا از او ، و او از دکترا نا امید شده ، اول به خدا ( که هرچی ازش بگیم بازم کمه ) و بعد به همه ی بچه های این وب امید داشته باشه که ما براش دعا خواهیم کرد . "
-----------------------------------
" التماس به خدا شجاعت است ، اگر برآورده شود نعمت است و اگر برآورده نشود حکمت است . " امام علی (ع)
-----------------------------------
حالا که داریم به عید نزدیک می شیم و همه ی ایران داره سبز می شه ، چه طبیعت زیباش ، چه خونه ها و دل های مردم ، این وب هم با کاری که ما خواهیم کرد سبزتر از گذشته خواهد شد .
-----------------------------------
اگر گیاهان به بهار ایمان دارند
پس چرا من در انتظار بهار نباشم ؟
بهاری که خود را در آن شکوفا کنم
شاید بهار ما در این هستی نباشد
شاید وقتی دیگر از راه برسد ...
این زندگی ، شاید ...
زمستانی است،
زمستانی در انتظار
بهار ...
-----------------------------------------------
منتظر آپ جدیدتون هستیم .
ایام به کام .
ارسال شده توسط دوستار همه اما تنها | March 16, 2008 10:05 PM
ارسال شده در March 16, 2008 22:05
سلام
یه خبر داغ برا 20.30 فردا:
محمد يك وبلاگ نويس اهل تبريز هست كه چند روز پيش يك سايت دانماركي رو به علت توهين به پيامبر اكرم (ص) هك كرد و اين پيام رو به جاي كاريكاتور گذاشت.
This Site H4cked by: Mohammad Tabrizy
for know the reason of hacking read more
this site hacke by Mohammad
reason: we are muslims and we cannot allow to everyone to insult about Islam
ma mosalmanim va be kasi ejazeye tohin be payambar ra nemidahim
Bizler müslümaniz, peygamberimize saldirmaniza asla izin vermeyecegiz
WwW.TabrizY.Ir
ميتوانيد برا ديدن خود سايت اينجا كليك كنيد.
http://www.ue.dk/nyhedsarkiv/21450.aspx
منبع:www.turks.parsiblog.com
به مام سر بزن
ارسال شده توسط شهرام | March 17, 2008 1:21 AM
ارسال شده در March 17, 2008 01:21
اهل دانشگاهم
رشته ام علافیست
جيبهايم خالي ست
پدري دارم حسرتش يك شب خواب!
دوستاني همه از دم ناباب و خدايي كه مرا كرده جواب.
اهل دانشگاهم قبلهام استاد است جانمازم نمره!
خوب همم سهم آينده ی من بی كاريست
من نمیدانم كه چرا ميگويند : مرد تاجر خوب است و مهندس بيكار
و چرا در وسط سفره ما مدرك نيست!
((چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد))
بايد از آدم دانا ترسيد! بايد از قيمت دانش ناليد!
و به آنها فهماند كه من اينجا فهم را فهميدم!
«نقل قول»
ارسال شده توسط بولود | March 17, 2008 9:08 AM
ارسال شده در March 17, 2008 09:08
سلام
بابا اين وزير اموزش و پرورش را از كجا پيدا كردن
امروز 27 اسفند اضافه تدريس معلمان كرمان 6 ماهه پرداخت نشده
اگه تونستيد حتما پيگيري كنيد
ارسال شده توسط رضا شمس الدين | March 17, 2008 9:39 AM
ارسال شده در March 17, 2008 09:39
سلام داداشی
این سایتت چش شده هر روز خدا یه error میده تو رو خدا یه کاری بکن چرا این جوری شده اصلا باز نمیشه
راستی تو قصد نداری واسه عید یه چیزی بنویسی منتظریم ها
میگم بیست و سی تو ایام عید پخش نمیشه یا فقط اون چند روز اوله اگه کلش باشه من چه جوری صبر کنم
خداحافظ فعلا.....
ارسال شده توسط *** // مریم // *** | March 17, 2008 10:21 AM
ارسال شده در March 17, 2008 10:21
سلام آقای نجف زاده
چند روز پیش اومدم یه سری به سایتتون بزنم در تعلیق به سر می بردین .
حالا اصل مطلب ،می گم 1- شما صداو سیمایی ها خیلی کارتون تو شستشوی مغزی درسته .
2- پدر ترس بسوزه ،هرچی خواستم رای ندم مگه گذاشتن این مامان و داداشم .
مامانم تلویزیون به شدت روش تاثیر گذاشت ،هی گفت اگه رای ندی دشمن شاد میشه این یه وظیفه است وباید از انقلاب حمایت کرد و از این جور چیزا.
داداشم میگفت دختر الان داغی نمی فهمی 2روز دیگه که بخوای استخدام بشی به این مهر توی شناسنامه شدیداً احتیاج داری ،باید رای بدی .
حالا هی من دلایل منطقی براشون ردیف می کردم ولی به خرجشون نرفت .
یه نکته ،تریبون آزاد 20:30به شدت اعصاب خوردکن بود در زمینه انتخابات .توی تهران همه می خواستن رای بدن به جز چند نفر که دلایلشون هم کاملاً بی ربط بود .
نمی دونم شاید تهرانی ها با مشکل ما مواجه نبودن برای همین بعد از کلی فکر کردن به این نتیجه رسیدن که نباید تو انتخابات شرکت کنن چون گوشت وتخم مرغ و... گرونه یا مثلاً چون پسرشون بیکاره !!!!
من دوست نداشتم رای بدم چون 2 کاندید اصلی که به جرات می تونم بگم 70درصد مردم شهرمون قبولشون داشتن واحتمال رای آوردنشون 99درصد بود کاملاً بی دلیل رد صلاحیت شدن وقتی من حق انتخاب کسی که بهش اعتقاد دارم رو ندارم ،چطور معتقد باشم که این انتخابات آزاده ؟؟؟ چطور معترض نباشم ؟؟؟
یه جورایی باید بین بد و بدتر انتخاب کنم .
وقتی بین این همه کاندید فقط 7نفر تایید صلاحیت میشن ،دیگه حساب کردن عمق فاجعه و اینجور چیزا پای خودتون .
حالا هی بگین مردم سرنوشتشون رو رقم زدن ،انتخابات ما آزاده !!! این چه جور آزادیه ؟؟؟
وقتی مردم تواین همه سال با رفتارشون نشون دادن که پای انقلابشون وایستادن ،اینقدر ارزش ندارن که بهشون اعتماد کنن؟؟؟
حالا هی من بنویسم و شما سانسور کنین ،مگه چیزی هم عوض میشه؟؟؟
چند سال پیش یه جایی خوندم :" جای مردان سیاست ،درخت بنشانیم تا هوا تازه شود ."
__________________
...
بفروشید کمان و زره و تیغ و سنان را
که سزا نیست سلح را ،به جز از تیغ زنان را
...
__________________
موفق و مؤید باشید .
ارسال شده توسط آ.حسن پور | March 17, 2008 10:51 AM
ارسال شده در March 17, 2008 10:51
سلام خوبی؟ چرا اینقدر دیر آپ میکنید؟راستی شما به هرکسی که وبلاگ داشته باشه سرمی زنید؟ اگه میشه به ماهاییم که وب نداریم سر بزنید. یادم رفت بگم شعرتونم که نوشتیدخیلی زیباست.دوستتوندارم خیلی زیاد .
خدا تو را حافظ
ارسال شده توسط pardis | March 17, 2008 10:54 AM
ارسال شده در March 17, 2008 10:54
سلام برادر چند روز پيش كه براي يك همايش هنتخاباتي رفته بودم خبر تهيه كنم جواني كه كنار دستم نشسته بود بهم گفت اگه كامران نجف زاده رو ميبيني بهش بگو يه بار ديدار دانشجوها با آقا بوده شما تصوير جوراب سوراخ ايشون پخش كردي و ايشون هم كلي خجالت كشيده.
البته بهش گفتم خيالي نيست طبيعي جوراب خودمم الان سوراخه ولي گفتم بدوني.
يا علي
ارسال شده توسط جواد شادانلو | March 17, 2008 11:43 AM
ارسال شده در March 17, 2008 11:43
آقای نجف زاده گرامی! در مورد مطلب قبلیت! شما که با دیدن این تبلیغ کلی کیف کردی و سر ذوق اومدی! میشه جواب این سؤال منو بدی؟ به نظرت ما هم می تونیم همچین تبلیغی تو کشورمون داشته باشیم؟!! آزادی، به شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» دادن نیست. به بی حجابی هم نیست. آزادی همین عکسیه که شما زدی تو وبلاگت!! همون چیزی که اونا دارن و ما نداریم!!
ارسال شده توسط مسعود | March 17, 2008 11:52 AM
ارسال شده در March 17, 2008 11:52
آقاي نجف زاده:
لطف كنيد آخرين 20:30سال 86راخودتون اجرا بفرماييد و آخرين جمله ي پايانيتان هم اين باشد:
زمين به ما آموخت:
ز پيش حادثه بايد كه پاي پس نكشيم
مگر كم از خا كيم زمين نفس كشيد
ما چرا نفس نكشيم
با تشكر
مريم
ارسال شده توسط maryam | March 17, 2008 12:22 PM
ارسال شده در March 17, 2008 12:22
سلام
حاج اقا بعضی وقتا وبلاگت باز نمی شه
ببین ایرادش کجاست
اخه واسه بعضیا باز نمی شه خودتون متوجه نمی شی من 2 روز پشت درای بسته بودم
ارسال شده توسط hiddengirl | March 17, 2008 12:50 PM
ارسال شده در March 17, 2008 12:50
مهربان سلام....
نمی دونم الان چی بنویسم…نمی دونم چی بگم….چند روز پیش طبق معمول اومدم به وبلاگت سر زدم داداش….می خواستم کامنت بذارم …چقدر نوشته بودم….….قبلش رفتم کامنتهای دیگران و خوندم.....گرچه یه 2-3 روزی بود که حالم بد بود ولی تا چشمم خورد به کامنت محمد امین چیت گران خشکم زد....کلی نشستم گریه کردم....از بی رحمی روزگارمون....از طرفی ته دلم یه احساس خوب بود.....به خاطر داداشم....به خاطر داداش کامران....به خاطر اینکه وجود داداشم واسه دردمندا هم ارزشمند و مفیده....همین که بهشون فک میکنی...همین که اگه وقت داشته باشی باهاشون درد و دل میکنی و دلداریشون میدی....همین که واسشون دل میسوزونی....می دونی چقدر ارزش داره؟
احساس میکنم الان محمد امین به خاطر داشتن داداشی مث تو یه امید مضاعف داره....یه امیدی که خیلی بهش نیاز داشت....الان تنها چیزی که میتونم بگم اینه که تنهاش نذار....
داداش ازت می خوام واسه همه دعا کنی....چه اونایی که تو رو از احوالشون با خبر کردن و چه اونایی که از احوالشون خبر نداری.....واسه همه ی اونایی که به دعاهای پاک و خالصت نیاز دارن دعا کن....
داداش من خیلی ازت خجالت میکشم....می دونستی؟
هر موقع سیدی برنامه ی ماه عسل و که میبینم(که مهمونش هم شما بودی)از اون اول که شروع میکنی به حرف زدن من هم شروع میکنم به گریه کردن....آخه نمی دونی که چقدر قشنگ حرف می زنی....حرفات حد اقل آدم و کمی به فکر فرو میبره....
خیلی احساس گناه میکنم...
من ازت خجالت میکشم....آخه حرفای قشنگ و خوب تو کجا و طرز فکر و کارای من کجا؟.....
داداش از همین کارای خوبته که من و خیلی های دیگه ازت الگو برداری میکنیم...واسه همین خیلی بهت افتخار میکنم....
داداش میدونستی خیلی بزرگی؟می دونستی واسه خیلی ها ،خیلی مهمی؟
داداش نمی دونم چقدر مدیونتیم ولی اینو بگو که حد اقلش شایسته ی بخشش هستیم؟
من چند وقت پیش مزاحم یکی از دوستان محترمتون هم شدم که از طرف من ازتون عذر خواهی کنن....نمی دونم شاید یادشون رفته پیاممو برسونن....بنده خدا مزاحمشون هم شدم....
شرمنده...
به همسر محترم سلام برسونید....
مهربان بمان....
علی یارت...
زندگی نغمه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
نغمه پیوسته به جاست
خرم آن دل، که مردم بسپارند به یاد
ارسال شده توسط پائیــــز*__*__ | March 17, 2008 1:00 PM
ارسال شده در March 17, 2008 13:00
و چه ساده از یاد می بریم تمام آنهایی که باید به یاد آوریم...شاید...شاید دنیا هم این روز ها فراموشکار گشته!
ارسال شده توسط کلاغ سفید | March 17, 2008 1:11 PM
ارسال شده در March 17, 2008 13:11
سلام دادش.من وب محمد امینو میخوام
مرسی...
یا علی
ارسال شده توسط شادی | March 17, 2008 2:18 PM
ارسال شده در March 17, 2008 14:18
سلام
چرا وبلاگتونو به روز یه آپ نمی کنین؟
چقدر تنبلید
ولی کاره خودته با این همه کارو گرفتاری همون هفته ای یه بارم اپ می کنی
ارسال شده توسط hiddengirl | March 17, 2008 3:09 PM
ارسال شده در March 17, 2008 15:09
آقاي نجف زاده سلام
يا رب مددي كن كه نهان گشته بيايد
آن يار نهان گشته مگر رخ بنمايد
روشن كند اين ظلمت شب هاي درازم
خورشيد مگر از شب يلدا بدر آيد
آغاز ولايت اباصالح المهدي رو به شما و خانومتون تبريك ميگم.
خيلي گشتم دنبال يه دو بيتي كه امروز براتون بنويسم.
از بابام پرسيدم يه دوبيتي مي خوام درباره ي امام زمان (عج)
بابام اين دوبيتي بهم پيشنهاد كرد كه شاعرش هم خود بابامه.
يكي بالا نوشته بود كه پشت درهاي بسته مونده ، آخ خيلي بده منم موندم ، وبتون رو يه دكتر ببريد ، اصلا حالش خوب نيست.
به خانومتون هم سلام برسونيد و هم از طرف من بهشون خسته نباشيد بگيد خونه تكوني با بچه كوچولو خيلي سخته!
خدا هميشه پشت و پناهت
يا علي
ارسال شده توسط زهرا_ض | March 17, 2008 4:46 PM
ارسال شده در March 17, 2008 16:46
سلام خوبی؟؟؟؟
خیلی حرف برا گفتن داشتم داداشی ........
برا بعد .....
سلام برسونین
ارسال شده توسط ریحانه (آوا) | March 17, 2008 5:18 PM
ارسال شده در March 17, 2008 17:18
طلوع دوباره آفتاب، شکفتن غنچه ها، رویش شکوفه ها بر تن یخ بسته درختان همه نوید سخاوت دستان خداست
همه به انتظار یا مقلب القلوب و الابصار پای سفره هفت سین چشم به راه روزهای نو دستان یکدیگر را می فشاریم تا در هفت سینهای بعد نیز با هم شاهد سخاوت دستان پر مهرش باشیم
سلام.........پیشاپیش عیدتون مبارک[گل]
امیدوارم سال ۸۷ براتون سالی سراسر نیکی و کامیابی، سرشار از برکت، عشق و شادی باشد
سلام بر بهار و مبارک باد نوروز...........به روزم
داداش جونم من ازتون عیدی می خوام...
ارسال شده توسط کیمیا | March 17, 2008 5:22 PM
ارسال شده در March 17, 2008 17:22
سلام داداشی جون .......دوباره
خوبی ؟؟؟؟؟
من تا حالا داداشی صدات نکردم نمیدونم الان حسه بقیه رو گرفتم یا به خاطراینکه تاحالا کسی رو داداش صدا نکردم عقده ای شدم !!!!!!!چون من داداش ندارم .....
الان میخواستم یه چیزی بهت بگم ولی صرف نظر کردم گفتم شاید عصبانی بشی ....حالا بعدا بهت شاید گفتم..
سال 86 هر طور بود گذشت ولی یادت باشه خیلی خسیسی حتی 1بار واسه 1 دقیقه هم تو وبم نیومدی .....
ولی امیدوارم سال 87 سر بزنی .......منتظرتم ها .......
راستی میخواستم بگم خیلی مغرور نشی چون حیفی .....یه نصیحت دوستانه بود
سلام برسونین .........................
ارسال شده توسط ریحانه | March 17, 2008 5:48 PM
ارسال شده در March 17, 2008 17:48
از شیرینی سین سیب وسمنو تا ترشی سین سرکه و سماق
از برکت ونعمت سین سکه تا سرسبزی وطراوت سین سبزه
ازدقیقی سین ساعت تانورانیت قرآن سفره هفت سین
از این بهار تا هر بهار همواره زنده و سلامت وخندان باشید
ارسال شده توسط مریم حسین نژاد | March 17, 2008 6:22 PM
ارسال شده در March 17, 2008 18:22
سلام
داداش جون...محمدامین..محمد امین بهت احتیاج داره...
تنهاش نذار...
برای همهمون دعا کن...
یا علی...
ارسال شده توسط شادی | March 17, 2008 7:55 PM
ارسال شده در March 17, 2008 19:55
آهای ای مدعی بهار...به کدامین معجزه دل بستی که
در باغچه ی پائیزی من تصنیف بهار را
زمزمه میکنی ؟...
به کدامین حکم مرا به دوره ی خاطراتم محکوم
میکنی؟...
با طلوع کدامین سال می خواهی زمستان را برایم
تحویل کنی؟...
مگر تو ای غریبه نمیدانی که در افسانه ی این
شبزده تغییر رنگ باخته است؟...
شاید باید به تو هم بگویم که یادت باشد...
ارسال شده توسط مـهـتـا | March 17, 2008 9:21 PM
ارسال شده در March 17, 2008 21:21
ســـــــــلام
سال 86 با تموم خاطره هاش تموم شد
بــــــــــهار پشت در منتظر است که برایش آغوش
بگشاییم تا نقشی دیگر از وجود لایزال الهی را بر
دلها طرح زند...
سال شیرین همراه با آرزوهای رنگی برایتان آرزومندم
موفق و پیروز باشید
یا علی...
ارسال شده توسط مـهـتـا | March 17, 2008 9:23 PM
ارسال شده در March 17, 2008 21:23
سلام آقاي نجف زاده
من مي خواستم يك موضوعي رو اينجا مطرح كنم . سوژه اي كه واقعاً يك مشكل بزرگي شده و با اينهمه سرو صدا هنوز هم مشكلش حل نشده . دارم در مورد زائران ايراني صحبت مي كنم كه مي رن عراق . آقاي نجف زاده من نمي فهمم اين شركت هاي مسافربري و تورها و كاروان ها چه جوي مجوز مي گيرند در صورتي كه تنها كاري كه بلدند انجام بدند اينه كه مردم بدبخت رو ببرند سر مرز و ولشون كنند . آخه چرا هيچ كسي نيست پاسخگوي اين قضيه باشه . اگه امروز كه 28 اسفند ماهه پيگيري كنيد خواهيد ديد كه در مرز هاي مشترك با عراق مثل مهران و .... ده ها زائر كه به عشق امام حسين راه افتادند و دلشون رو خوش كردند به اين شركت ها و تور هايي كه مثلاً زير نظر سازمان هاي دولتي فعاليت مي كنند ، شما خواهيد ديد كه چطور اونجا آواره شدند و دارن عذاب مي كشند .
آقاي نجف زاده خواهش مي كنم اين قضيه رو به طور جدي پيگيري كنيد . شما مي تونيد . اگه بخوايد براتون كاري نداره كه ته و توي اين قضيه رو در بياريد . باور كنيد الان خوانواده هاي زيادي هستند كه نگران عزيزانشون هستند .
باز هم از شما و گزارش هاي خوبتون تشكر مي كنم .
يا حق
ارسال شده توسط علي | March 17, 2008 9:40 PM
ارسال شده در March 17, 2008 21:40
عید امسال
فقط کنار سفره هفت سین می نشینم
آنقدر دعا دارم که
تا پایان ۱۳ روز هم تمام نمی شود
برای کامران عزیز
که سلامتی خود و خانواده اش را می خواهد
و
ارسال شده توسط دختر شبگرد | March 17, 2008 11:38 PM
ارسال شده در March 17, 2008 23:38
اگر یادتان بود و باران گرفت... دعایی به حال بیایان کنید...
اینجا جای جالبی شده! شلوغ اما مرتب. البته کسی نمیتونه به هم بریزه!
راستی در تلاشم به جای درجا زدن توی شبکه ی استانی قم (بیشتر از نظر براوردهای مالی!) یه جوری به شبکه ای مثل تهران یا شبکه سه نزدیک بشم.
شاید فرصت کنید و راهنمایی بفرمایید.
در حال حاضر به اندازه ی کافی در زمینه ی ساخت مسابقه زنده تلفنی تجربه دارم.
(اینجا هم که اومدم فکر و خیال مال دنیا دست از سرم بر نمیداره! اینو میگن حرص انسانی!!!)
ارسال شده توسط ابراهیم شاکی | March 17, 2008 11:59 PM
ارسال شده در March 17, 2008 23:59
سلام
دلنشین بود...
پیشیاپیش ،نوروز مبارک.
ارسال شده توسط رکسانا | March 18, 2008 12:03 AM
ارسال شده در March 18, 2008 00:03
سلام آقای نجف زاده
وبسایت قشنگی دارید
همیشه شاد و موفق باشید
ارسال شده توسط shekoofe | March 18, 2008 12:37 AM
ارسال شده در March 18, 2008 00:37
سلام.
خوب است پیش از بهار،سحرگاهان زمستان هم با چشمانی شسته به بیرون بنگریم،محدوده ی نگاهمان وسیعتر شود شاید عوض شدیم و همچنان پایدار ماندیم...سعی کنیم امید آمدنش را با آمدن بهار جلا دهیم...
آمدن بهار را پیشاپیش به شما تبریک می گم.
من انشا الله عازم مشهدم،قول میدم دعاتون کنم...
شما هم ما را فراموش نکنید.التماس دعا
ارسال شده توسط چه فرقی میکنه!!! | March 18, 2008 2:20 AM
ارسال شده در March 18, 2008 02:20
بیا روی صورت بهار به نیت هفت سین هفت بار بنویسیم
مرگ بر افسردگی و دل مردگی سلام بر سرزندگی و شادابی
ارسال شده توسط کیمیا | March 18, 2008 7:06 AM
ارسال شده در March 18, 2008 07:06
سلام حاج آقا،
نوروزتان همراه با شکفتن بهار آرزوهایتان مبارک باد.
لحظه تحویل سال یه جایی در دعاهاتون داشته باشیم.
ارسال شده توسط مونا | March 18, 2008 7:26 AM
ارسال شده در March 18, 2008 07:26
salam fontet mano yade machin chap mindaze
yadet bashe ke yeweblig dari ke age zodzod up nakoni majboore yedafe2000ta nazar bekhoni va cheshmat az hadaghe mipare biroon ghfn montazere man behesh begam khaste nabashi cheshmaye agaye khabarnegar be gole farzad khodahafez hamin hala
ارسال شده توسط zahra | March 18, 2008 7:55 AM
ارسال شده در March 18, 2008 07:55
از شیرینی سین سیب و سمنو تا ترشی سین سرکه و سماق
از برکت و نعمت سین سکه تا سرسبزی و طراوت سین سبزه
از دقیقی سین ساعت تا نورانیت قران روی سفره هفت سین ازاین بهار تا 1000 بهار زنده وسلامت باشید
نون و پنير و گندم يادت تو قلب مردم
نون و پنيره رامك عزیز عيدت مبارك
ارسال شده توسط کیمیا | March 18, 2008 11:17 AM
ارسال شده در March 18, 2008 11:17
salam
faghat migam mardomo sare kar gozashti
vay az dast in mardom
ارسال شده توسط mohsen | March 18, 2008 3:32 PM
ارسال شده در March 18, 2008 15:32
سلام و درود بر آقای نجفزادهی موی دماغ آن ور آبیهای عزیز!( این عزیز برای شما بود نه ایشان)
آمدم بنویسم چرا اثری از کامنتهای اینجانب نیست؟ لااقل مثل برنامههای معمول که اگر گلگی کنند آن پیغامت را حتماً میخوانند شما هم لالقل این یکی را تأیید بفرما که دلمان نسوزد! که از صبح داریم شمارهتان را میگیریم!
آمدم بنویسم، سال نوتان مبارک!
ارسال شده توسط سوسن جعفری | March 18, 2008 3:46 PM
ارسال شده در March 18, 2008 15:46
به نام او که ماندگاری شایسته اوست
سلام علیکم
دلت شاد و لبت خندان بماند سرایت عمر جاویدان
خدارا می دهم سوگند بر عشق هر آن خواهی برایت آن بماند
به پایت ثروتی افزون بریزد که چشم دشمنت حیران بماند
تنت سالم سرایت سبز باشد برایت زندگی آسان بماند
تمام فصل سالت عید باشد
پیشاپیش عید رابه شماو خانواده محترمتان تبریک می گویم
اولین مخاطب شما .. سمانه خاوری
گفتی خداحافظ گفتم خداحافظ
ارسال شده توسط سمانه خاوری | March 18, 2008 7:48 PM
ارسال شده در March 18, 2008 19:48
سلام علیکم
خودتان که بماند اما چرا ایده ها سوژ ه ها و گزارشاتتان رو به کلیشه ایی می روند و فقط با تکرار کلمات بازی می کنید لطف کنید مجری خوب بودن را از دست ندهید
آرزو نکن کارهایت آسان باشد .آرزو کن تو بهتر باشی و بعد مثل همیشه
اولین مخاطب شما
شب بخیر
ارسال شده توسط سمانه خاوری | March 18, 2008 7:52 PM
ارسال شده در March 18, 2008 19:52
سلام داداشی
چهارشنبه سوریت مبارک
ارسال شده توسط ~**~سونیا~**~ | March 18, 2008 10:48 PM
ارسال شده در March 18, 2008 22:48
سلام
من از دسته این زندگی و سر در گمی خسته شدم
مثلا 2 روز دیگه عیده
تازه 2 روز پیش امتحانای ما تموم شده
حالا این استادای خدا خیر داده هم که نمره ها رو نمی زنن ما ببینیم تکلیفمون چیههههههههههههههه
اعصابمو دیگه داغون کردن با این برنامه های منظمشون
ااااااااااااااااههههههه
(این یعنی خیلی قاطم)
شمام که اپ نمی کنی
از دسته شمام شاکیم
چرا اپ نمی کنی؟
چرا دره گنجه بازه؟
چرا سگه واق واق میکنه؟
چرا رو نظراتت تایید گذاشتی؟
تو که همه رو تایید میکنی دیگه این چه صیغه ایه؟
چرا چرا چرا؟
چرا چرا چرا؟
چرا چرا چرا؟
خوب تو از کجا بدونی؟
چرا ماها اینقده زور میگیم؟
اخه به شما چه که نمراته ما اعلام نمی شه؟
اخه به شما چه که ما تا 2 روز به عید باید امتحانه پایان ترم بدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط hiddengirl | March 19, 2008 12:25 AM
ارسال شده در March 19, 2008 00:25
سلام سال نو مبارك آقاي دوست داشتني ....
اميدوارم سالي پر از خوشي داشته باشيد .. به من هم سري بزنيد ... كسي نيست اين سال نو رو به من هم تبريك بگه !!! قربانت باز هم سال نو مبارك ... خداحافظ
ارسال شده توسط نادر | March 19, 2008 1:51 AM
ارسال شده در March 19, 2008 01:51
سلام آقای خبرنگار
دوشنبه انگار حالتون بد بود دیشب هم که آخرین شب 20:30بود خبری ازتون نبود
امیدوارم مشکلی پیش نیومده باشه و سلامت باشید
راستی دفعه قبل نظر دادم ثبت نکردید
خدا حافظ
ارسال شده توسط مریم حسین نژاد | March 19, 2008 7:29 AM
ارسال شده در March 19, 2008 07:29
سال نو مبارک پیشاپیش
ارسال شده توسط آبجی سمیه | March 19, 2008 7:49 AM
ارسال شده در March 19, 2008 07:49
سلام داداش جونم
خوبین شما ؟؟؟
روز آخر سال بهتون خوش بگذره
عیدتون مبارک { گل }
امیدوارم سال خوب و پر خیر و برکتی داشته باشی در کنار خانواده
بهترین داداش دنیــا ایام عیدت هم به خوشی
راستی داداش جونم ! من ازتون عیدی میخوام...عیدی که می تونین بهم بدین اینه که تشریف بیارین وبلاگم واسم کامنت بزارین...
داداشم من عیدی می خوام !
مراقب خودتون باشین
عید رو هم از طرف ما به خانواده محترم تبریک بگین
ایام خوب و خوشی داشته باشی
ارسال شده توسط کیمیا | March 19, 2008 8:01 AM
ارسال شده در March 19, 2008 08:01
سال نو سلام
ارسال شده توسط ~**~سونیا~**~ | March 19, 2008 8:27 AM
ارسال شده در March 19, 2008 08:27
سلام كامرتن
خوبي؟
كامران زياد باهات حرف دارم و نميدونم از كجاش بگم.
كامران اگه ازت بخوام راجع به يه چيزي گزارش تهيه كني برام اين كارو انجام ميدي؟
ارسال شده توسط محمد | March 19, 2008 10:39 AM
ارسال شده در March 19, 2008 10:39
سلام شما که دنبال سوژهی خوب میگری این یه سوژه
ما با جمعی از دوستان ایمیلی مبنی بر مشکلات اینترنت ایران برای مسئولین زدم اما دریغ از یک پاسخ/
برای همین شروع کردیم برای ارسال به رسانهها که خوشبختانه 2 تا نمایش دادن.
شما هم تو 20 و 30 حداقل مطرح کنین تا بدونن جوونای این کشور می فهمن. و خواستار پیشرفتن.
دو لینک خبر
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=7292
http://www.aftab.ir/news/2008/mar/05/c2c1204716172_economy_marketing_business_information_technology.php
ارسال شده توسط م | March 19, 2008 11:02 AM
ارسال شده در March 19, 2008 11:02
به نام خدايي كه انسان را با عشق آفريد
موعود!
آيا حضور عشق را
به تماشا بنشينيم
يا...انتظار را؟
چشمي به راه دارم
چشمي ، برآسمان...
مي آيي
مي آيي
و... جهان را سبز خواهي كرد
سلام خوبي مي خواستم پيشا پيش عيد نو روز را به
شما و خا نوادتون تبر يك بگم اميد وارم سال خوب و خوشي را آغاز كنيد.
يادم با شه كه يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم كه يادت هيچ از يادم نمي ره اين رو يادت نره...
برام دعا كنيد (سفارشي) خدا نگهدار
ارسال شده توسط سما نه حسيني | March 19, 2008 11:19 AM
ارسال شده در March 19, 2008 11:19
سلام
آقا كامران اميدوارم حالتان خوب باشد در ضمن سال نو مبارك اميدوارم سال خوب پر بركت و همراه با سلامتي برايتان ارزو ميكنم من درواقع ما چند خانوار در روستايي از توابع شهرستان بيرجند استان خراسان جنوبي اين پيام را گذاشتم نمي دانم براي چه از وب سايت شما براي بيان اين مطالب استفاده كردم خوب اصل ماجرا قرار است روستاي ما توسط مجريان دولت خراب شود اگر شما ميتوانيد كمكمان كنيد واين شماره تماس من است اگر كاري از دستتان بر مي ايد به اميد تماس شما
ارسال شده توسط سيد رضا ميرزايي | March 20, 2008 1:17 AM
ارسال شده در March 20, 2008 01:17
سلام به کامران نازنین !
بهاری شدن تنها بهشت زمین بر تو مبارک باشد
ارسال شده توسط سهراب | March 20, 2008 1:46 AM
ارسال شده در March 20, 2008 01:46
من برای آبی زندگی کردن تمام اقیانوسهای جهان را می
پیمایم به امید جزیره ای که در آن به تنهایی با نسیم وزان
با بالن عشق خویش به آسمان زیبای عاشقی سفر کنم
و برای معشوق خود ستاره ای به یادگار بیاورم
ارسال شده توسط رويا | March 20, 2008 1:34 PM
ارسال شده در March 20, 2008 13:34
سلام
ببخشیدها... اما حوصله ندارم کل مطلبتون رو بخونم .اما خوشحال میشم بهم سربزنید
ارسال شده توسط عارفه | March 21, 2008 12:20 AM
ارسال شده در March 21, 2008 00:20
بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب
دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم
و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ پـاک زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار
اشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگی را دوست دارم
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی
قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش
عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد
یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم
یادم باشد زمان بهترین استاد است
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم
یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست
یادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات
بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم
(دوستتون دارم )
(سال نو مبارک )
(اررزومند ارزوهاتون )
ارسال شده توسط romina | March 22, 2008 2:09 PM
ارسال شده در March 22, 2008 14:09
سلام یه چیزی برام خیلی جالب ود و اون هم آمار بازدید کنندگان از وبلاگ شما !البته مطلب شما هم خوب و تحسین بر انگیز بود اما خوب دوست داشتم دلیل این همه استقبال رو بدونم حتی بعضی اظهار نظر ها خودش یه مطلب مفصل تو یه وبلاگه
ارسال شده توسط شهریار | March 25, 2008 11:23 AM
ارسال شده در March 25, 2008 11:23
يادم هست...
ارسال شده توسط فائزه | March 25, 2008 8:37 PM
ارسال شده در March 25, 2008 20:37
یادم باشه کی هستم
برای چی هستم
و...
سال نو مبارک
ارسال شده توسط یه نفر | March 27, 2008 8:51 AM
ارسال شده در March 27, 2008 08:51
شنید یم که میخواین تشریفتون ببرین فرانسه ؟
راست بود یا دروغ؟
نورچشم آقایون هستید باید هم برین
ارسال شده توسط نخوذ هر آش | March 29, 2008 9:28 AM
ارسال شده در March 29, 2008 09:28
الان که من این نظر رو می نویسم، دهم فروردینه اما دلم نمیاد شما رو با این شعر حافظ مهمون نکنم...
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بردوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
به سایتمون هم دعوتتون می کنم، فعلا
ارسال شده توسط سید حسین | March 29, 2008 3:25 PM
ارسال شده در March 29, 2008 15:25
سلام آقاي نجف زاده..عيد بر شما مبارك... مطالبتون بسيار زيبا و خواندني است.. به من هم كه سرنمي زنيد!!!!!!!!!!!!به خانم لبافي گفته بوده بودم كه به شما سلام برسانند و بگويند چرا ديگر سر نمي زنيد... موفق باشيد..خداحافظ
راستي من يك وبلاگ ديگر هم ساختم:
www.english-teaching.blogfa.com
ارسال شده توسط زهراناظمي | March 29, 2008 7:39 PM
ارسال شده در March 29, 2008 19:39
سلام آقای نجف زاده
این اولین ورود من به سایت شماست.
خوشحالم که با پست جالبی مواجه شدم.
ارسال شده توسط فاطمه بدیع | April 1, 2008 1:56 PM
ارسال شده در April 1, 2008 13:56
سلام به بهترين كسي كه تا حالا تو اخبار تلويزيون ديدمش
اي ول
به خدا خيلي باحاي
فقط همين رو ميتونم بهت بگم
راستي دوست داشتي
وقت كردي
تو سال87يه سر به من بزن
ميدونم بوشهر گرمه
به خدا وب من توش كولر روشنه گرمت نميشه
منتظرما
راستي يه چيزي از خودت بزار
كه بدونم اومدي
ارسال شده توسط مهندس هادي | April 1, 2008 11:48 PM
ارسال شده در April 1, 2008 23:48
سلام اقای نجف زاده مدتهاست به شما سر می زنم راستی می شه تبادل لینک داشته باشیم؟ خوشحال میشم به وبلاگ معلمی از قشم هم سر بزنید .
ارسال شده توسط نیک خو قشمی | April 3, 2008 1:24 PM
ارسال شده در April 3, 2008 13:24
با سلام خدمت اقای نجف زاده بسیار عزیز و دوست داشتنی واقعا کارتان و رپرتاژتان بی عیب و نقص وزیباست و فکر نمی کنم خبرنگاری با شما رقابت بتواند داشته باشد امیدوارم که موفق باشید در ضمن سال نو مبارک و بهاری سبز برای شما ارزومندم
ارسال شده توسط fari | April 7, 2008 2:40 AM
ارسال شده در April 7, 2008 02:40
به به ,به به
ارسال شده توسط رضا | April 10, 2008 9:59 AM
ارسال شده در April 10, 2008 09:59
سلام داداش
من اولین باره که برات کامنت میذارم آخه تازه آدرستو پیدا کردم ولی همیشه از تلویزیون می دیدمت و ذوق میکردم و میکنم.
میدونی خیلی دوستت دارم.
درباره ی این یادم باشدهاخیلی گفتن و خیلی شنیدیم اما امیدوارم این دفعه واقعا یادمان باشد.
مثل همیشه عالی بود..... .
بازم میگم:دوستت دارم
ارسال شده توسط مهسا | April 11, 2008 6:54 PM
ارسال شده در April 11, 2008 18:54
خدایا دوستت دارم،دوستم داشته باش...
ارسال شده توسط مطهره | April 13, 2008 6:44 AM
ارسال شده در April 13, 2008 06:44
یادم باشد مرزی ست میان دانستن و ندانستن
یادم باشد غرق در بی کرانم و هر چه بیش تر بدانم بیشتر نمی دانم
ارسال شده توسط noonoosh | April 24, 2008 10:55 AM
ارسال شده در April 24, 2008 10:55
کاش میگفتی این شعر رو کی خواند و در البوم چه کسی ؟!!! یاد ناصر عبداللهی بخیر
ارسال شده توسط nickrooz | May 1, 2008 8:40 PM
ارسال شده در May 1, 2008 20:40
آقای نجف زاده لطفا کمتر از این رژیم دفاع کنید
ارسال شده توسط سارا | May 19, 2008 11:43 AM
ارسال شده در May 19, 2008 11:43
نمیدانم تو میدانی که عاشق بودن وماندن چه دشوار است؟؟؟
چه زجری میکشد آنکس که عاشق هست واز احساس سرشار است...
ارسال شده توسط مجتبی | May 31, 2008 10:39 AM
ارسال شده در May 31, 2008 10:39
سلام کامران جان ما که ایمیل میزنیم افتخار به جواب دادن نمیدهید حداقل به وب ما سر بزنید و نظر خودتان را بگویید اگر هم مایل به تبادل لینک بودید خبرم کنید راستی اگر خبری داشتم بفرستم؟داخل 20:30پخش بشه؟ مرسی بایhttp://morna.33ir.com
ارسال شده توسط خبرنگار محسن رجب پور | May 31, 2008 10:43 AM
ارسال شده در May 31, 2008 10:43
زندگی شهد گلي است که زنبور زمان میخوردش
آنچه مي ماند ازآن عسل خاطره هاست...
ارسال شده توسط مجتبی | June 3, 2008 11:52 AM
ارسال شده در June 3, 2008 11:52
به نام او
سلام
این روزها بیشتر در انتظار تو ام ( خدای من ) تو خوب می دانی نیاز مرا پس چرا چنین دلشکسته رهایم کرده ای ؟ نمی دانم
دلم گرفته ، گره در کارم افتاده چگونه خدا راصدا کنم که لبیکم گوید ؟ تو می دانی ؟
می شه لطفا راه را نشانم دهی ؟ هر چند تمام مسیر های منتهی به خدا را از حفظم .
منتظرم ...
نمی خوام فکر کنم خدا فراموشم کرده ...
ارسال شده توسط زهرا | October 20, 2009 12:15 PM
ارسال شده در October 20, 2009 12:15