تا مدينه رفتم.تا مسجدالنبي.تا تکه اي از بهشت خدا .تا کعبه که يک سنگ نشانيست که ره گم نشود.تا بقيع رفتم تا دعا تا رمي جمره...به شيطان سنگ زدم.
ياد شريعتي افتادم که خدا بيامرز مي گفت بايد نشاني اسماعيلت را پيدا کني.اسماعيل تو شايد قدرتت يا شهرتت يا ثروتت يا موقعيت توست.
نفهميدم اسماعيل را پيدا کردم يا نه که وقت برگشتن شد.دلم حالا جامانده.
حالا حال و حوصله هيچ کاري ندارم.چند بار مي خواستم خاطراتم را بنويسم نشد.مي خواستم سفرنامه بسازم نشد.
دوست دارم دوباره يواشکي برگردم .سرم را هم تراشيده ام...ولي مي دانم :
نه هر که سر بتراشد قلندري داند.
نظرات (132)
سلام .باز هم زیارت قبول .حاج اقا...
در مدینه که به یاد ما بودی!!
ارسال شده توسط ***مریم/دل نوشته*** | December 24, 2007 11:37 AM
ارسال شده در December 24, 2007 11:37
سلام سلام سلام
سفر بخير حاجي كامران
جاي ما رو كه خالي كردي؟
يه بار ديگه كتاب تحليلي از مناسك حج دكتر شريعتي رو بخون از من به شما نصيحت ..خواه پند گير خواه ...
بابا تو كه بايد شارژ شارژ باشي ... ما دچار روزمرگي شديم توكه بايد اكتيو باشي به ما انرژي اكتيواسيون وارد كني
خدا تو رو حافظ
ارسال شده توسط zahra | December 24, 2007 12:01 PM
ارسال شده در December 24, 2007 12:01
سلام حاج آقا كامران . حج اتون مقبول . خوش به سعادتت كه رفتي داداشي . راستي سلام منو به رسول الله(ص) رسوندي؟؟؟
من هنوز مشهدم . راستي هر وقت رفتم حرم اولين كسي كه مياد تو ذهنم شمايي . كلي واستون دعا كردم داداش
مواظب دل پاك و خدايي ات باش
يا علي
ارسال شده توسط كيميا | December 24, 2007 12:33 PM
ارسال شده در December 24, 2007 12:33
حاج آقا نجف زاده التماس دعا :-)
ارسال شده توسط طلا | December 24, 2007 12:46 PM
ارسال شده در December 24, 2007 12:46
سلااااااااااااااااااااااااااااااااام
خوش اومدی داداشی
خوش گذشت؟!!!!
الان نمیدونم دیگه چی بگم!
بعدا دوباره میام.
ارسال شده توسط ماجده | December 24, 2007 12:59 PM
ارسال شده در December 24, 2007 12:59
سلام... خوش اومدی.... همه که واسه اولین بار میرن اونجا همین جوری میشن.... نگران نباش ایشالا تجدیدش کنی....حالا که اومدی باید با حوصله باشی نه بی حوصله... سر تراشیده ات رو هم تو وب خانوم اسلامی دیدیم....خوشتیپ تر شدی!
مواظب خودت باش و خدا تو را حافظ...
ارسال شده توسط یاسمن | December 24, 2007 1:24 PM
ارسال شده در December 24, 2007 13:24
بسم الله...
خدايا، اين خانه، خانة تو است و اين حرم، حرم تو است.
و اين بنده، بنده ذليلي..
كه از خود و نفس خويش به سوي تو گريخته است. تو گويي اينجا مركز آفرينش است، و اين طواف، تمثيل حركت سبحاني عالم وجود است.
يعني كه كائنات بر محور وجودمطلق حق ميگردد و حكايت اين انسانهاي شيدايي كه سر از پا ناشناخته گرداگرد بيتالله طواف ميكنند، تفسير عيني اين آيت است كه «يسبح لله ما فيالسموات والارض» و تو اي انسان، به ياد آر كه هماكنون بر كوكبه ارض، گرداگرد خورشيد و در عمق آسمان لايتناهي شناوري. و از دل ذره تا بي نهايت اين آسمان، لايتناهي، همه جا، همه چيز در طواف است، و همه ميچرخند و از يك مدار وضعي به گرد خويش، به مدار بزرگتري بر گرد خورشيدها منتقل ميشوند و تو گويي كه اين همه، تمثيل اين معناست، كه تو اي انسان بايد از مدار معرفت نفس خويش به مدار معرفت، رب منتقل شوي كه فرمود: «من عرف نفسه فقد عرف ربه». مجموعه مناسك حج، تمثيلي جامع است از سير روحي انسانهاي متكامل در سير اليالله و اين چنين است كه مناسك حج، از طواف آغاز ميشود و به طواف خاتمه مييابد، و به كمال ميرسد. و سر اينكه حجت خدا علي (ع) در كعبه متولد ميشود همينجاست، يعني كه كعبه جسم است و روح آن، حجت خدا و انسان كامل است و تو نيز بايد با اتمام مراحل و موقف حج به كمال برسي و مدار رجعت تو به مبدأ و معاد كامل شود. اناللهوانااليهراجعون.
----------
سلام آقای نجف زاده عزیز...حالتون چطوره؟ زیارتتون قبول...کی تشریف بردین که ما(ملت)خبردار نشده بودیم؟(:
آقای نجف زاده یه سوال؟ اگه بهتون پیشنهاد سوژه بشه روی اون سوژه ها فکر میکنین یا قبولش میکنین؟
سبز و پیروز باشید...
ارسال شده توسط وب نوشت | December 24, 2007 2:07 PM
ارسال شده در December 24, 2007 14:07
سلام و خسته نباشین........
امروز اولین باری هست که به وبلاگ شما میام.....
اما اصلا فکرشو نمیکردم که یه روزی بشه با خبر نگار محبوب مردم همکلام بشم و یا قدمی توی وبلگشون بگذارم......
همیشه برام قابل تحسین بودین بخاطر قشنگ و پیوسته سخن گفتنتون و همچنین بکار گیری جملات شیوا و شکیلتون. اگه از گفته های خودتون هم نباشه باز بیان خوبی برای ارائه دارین.
گاهی اوقات سوژه هایی را مورد بررسی قرار میدهید که بین عامه مردم از کمتر توجهی برخوردار است.که این واقعا ارزش توجه شما را بیان میکنه.
موفق شاد و پیروز باشین.
اسماعیلی -دانشجوی رشته ریاضی- اصفهان
ارسال شده توسط دل نوشته | December 24, 2007 2:27 PM
ارسال شده در December 24, 2007 14:27
اگه کعبه یک سنگ نشانیست که ره گم نشود
بازم تا همین حد مشرف شدن هم لیاقت طلبیده شدن را میخواهد.
حالا که طلبیده شدین بهترین فرصته که بتونی حداقل گام با خدا یکی شدن را برداری. بهترین فرصت واسه حس کردن واقعیه معشوقته و بهترین فرصت واسه اینه که خودت را بسازی و ساخته و پخته باز گردی.
سفر خوب و بدون خطری داشته باشین.
انشالا که وجود خدا در وجودت قرار بگیره و باز گردی.
ارسال شده توسط دل نوشته | December 24, 2007 2:36 PM
ارسال شده در December 24, 2007 14:36
سلام حاج آقا کامران.زیارات قبول.میدونم که خیلی خوش گذشت. به قلندری هم میرسی اگر خدا خواهد.بزودی تماس می گیریم خدمت شما.
به امید دیدار داداش
ارسال شده توسط نصرالله روحانی | December 24, 2007 2:41 PM
ارسال شده در December 24, 2007 14:41
سلام مرد لحظه ها
زیارت قبول.
اونجا به یاد ما هم بودی؟ من که اینجا همیشه پیش امام رضا دعاتون میکنم. راستی حتما خیلی قیافتون دیدنیه منتظر گزارشای خوبتون هستم .
فرزانه
ارسال شده توسط فرزانه | December 24, 2007 3:10 PM
ارسال شده در December 24, 2007 15:10
salam haj kamrane najaf zade ZIYARAT GHABOOOOL
ارسال شده توسط roshanak | December 24, 2007 3:50 PM
ارسال شده در December 24, 2007 15:50
فکر می کنم حق مردمی که اینقد ردوستتون دارن و خالصانه براتون دعا می کنن بود که زودتر از این ها از این قضیه خبردار بشن...
که التماس دعاهاشون رو قبل از رفتن ببینید و بخوانید و بعد بروید...
نبود؟
البته اگر شما هم مثل رییس جمهور روز قبل از تشرف دعوت نشده باشید!(که اگه اینطور باشه می شه بهتون حق داد)
ارسال شده توسط پری | December 24, 2007 4:12 PM
ارسال شده در December 24, 2007 16:12
زیارت قبول حاج کامران
برای ماهم که دعا کردی دیگه؟؟
بی صبرانه منتظرم با سر تراشیده ببینمت!!!!!!!
ارسال شده توسط marYam | December 24, 2007 4:17 PM
ارسال شده در December 24, 2007 16:17
سلام.....تقبل الله.....همین حسه که زندگی کردن بااین حس به زندگی زندگی میده....به قولی مقصود تویی ...کعبه وبت خانه بهانه است....حاجی پاشو زندگی کن با این حس قشنگ....مبارکت باشه.
ارسال شده توسط لیلاوزینی | December 24, 2007 4:20 PM
ارسال شده در December 24, 2007 16:20
چه با صفا...
چي ميتونم بگم...
ارسال شده توسط سلوي | December 24, 2007 4:49 PM
ارسال شده در December 24, 2007 16:49
سلام داداشييييييييييييييييييي
ععععععععععععععععععععععععععع(اين صداي گريه بود)
خوش به حالت
رسيدن به خير واي فك كن سرت و كچل كردي
دلتو چي زدي يا نه؟
من كه مي دونم اونجا به ياد من نبودي
ولي من اينجا خيلي يادت بودم
اي كاش يه سري به من بزني
جاج داداشي
واقعا خوش به حالت
براي اولين بار الان فيلم هندي شد(الان برو تو حس....
همين
آقا خوب بيا ديگه چقده نامردي
همين
ارسال شده توسط فرشته اميني | December 24, 2007 5:13 PM
ارسال شده در December 24, 2007 17:13
تو که قلندری رو خوب می دونی....حتما هم اسماعیلت را پیدا کردی...راستی مگر قرار بود دلت را بیاوری...دلت دخیل مانده همانجاهایی که گفتی تا دوباره بروی
ارسال شده توسط آبجی سمیه | December 24, 2007 5:24 PM
ارسال شده در December 24, 2007 17:24
بسم الله
سلام. زيارت قبول. خوشا به سعادت. يعني ميشه ما هم بريم بقيع رو ببينيم؟
ارسال شده توسط مهدي | December 24, 2007 5:27 PM
ارسال شده در December 24, 2007 17:27
ُسلام حاج آقاي نجف زاده.كلي مطلب نوشته بودم.همش پاك شدددد....
اما مختصر مي گم:
خواستم ازتون تشكر كنم كه من رو در لباس احرام ياد كرده بوديد.وقتي فيلم ها رو مي ديدم وقتي ديدم كه اسم من رو به زبان آورديد خيلي خوشحال شدم و آرامشي در قلبم احساس كردم. انگار در همان لحضه يكي مي گفت : اگر تو هم بچه خوبي باشي تو را هم مي برند. خدا كند كه هر دو اش اتفاق بيافتد.به هر حال ممنونم كه به ياد من هم بودبد. ديدم كه گفتيد كامنت يادم نره و من هم با كمال اشتياق كامنت را گذاشتم. به شرطي كه شما هم برايم دعا كنيد كه خدا مرا به خانه اش راه دهد.شما تازه از آنجا آمده ايد. حرف شما را بيشتر از من گوش مي دهد...
باز هم از اين كه به ياد من بوديد تشكر مي كنم.
اميدوارم هر جا كه هستيد چه در 20:30 چه در پشت دوربين و ... موفق و پيروز باشيد...
التماس دعا. خدا حافظ.
ارسال شده توسط مصطفي روحاني نژاد | December 24, 2007 5:31 PM
ارسال شده در December 24, 2007 17:31
سلام زیارتتون قبول انشاالله که دوباره و سه باره قسمت بشه مهم اینه که دوستمون کی دعوت نامه رو می فرسته من که باز از قرعه کشی عمره ی دانشجویی با دلی شکسته بر گشتم آقا کامران کاش به یاد ما هم بودی
ارسال شده توسط azad | December 24, 2007 7:09 PM
ارسال شده در December 24, 2007 19:09
سلام دایی
خوبی ؟!!!!!!!!!می دونم گفتی حوصله ندارم.....
دایی تازه از مدرسه رسیدم همین که وارد شدم کیفم و انداختم و نشستم پای کامپیوتر شانس اوردم مامان رفته بود خرید تازه صبح هم که اومده بودم مامان سر کار بود وگرنه می گفت بچه مگه تو امسال کنکور نداری؟!!!!!!!!!!!
دایی اینقدر دلم هوایه گزارشاتون کرده تورو خدا چنتا از اون گزارشایی که تراز انرژیشون مثبته بزن خصوصآ اگه از مکه باشه اخه مامان گفته هدیه ی دانشگاه در اومدنت {البته دولتی }یه سفر مکست پس اینجوری انرژی می گیرم درس خوب بخونم تا در بیام.
دعا می کنم خدا دوباره قسمتت کنه بری تا شششششاید بتونی دلتو برگردونی!
قربانت دختر بختیاری
ارسال شده توسط حوریا | December 24, 2007 7:25 PM
ارسال شده در December 24, 2007 19:25
سلام
زیارت قبول
امیدوارم برای همه ما دعا کرده باشید.
شما الان باید نهایت حال و حوصله باشید
ولی می دونم که ادم تا چند وقت چقدر دلتنگه
چرا انقدر سفرتون کوتاه بود؟
خواهش می کنم حتما خاطراتتون رو هم بنویسید و هم یک گزارش تهیه کنید
ما منتظریم حاجی
ارسال شده توسط سارا... | December 24, 2007 7:42 PM
ارسال شده در December 24, 2007 19:42
سلام
پس واسه همینه که نمی بینیمت؟
ارسال شده توسط پریا | December 24, 2007 8:10 PM
ارسال شده در December 24, 2007 20:10
سلام حاجی....
مثلا" قرار بود تا آخر امتحانها نیام نت.....مگه تو میذاری................!!!!!!!!!!!!!!!!!
داشتم به این فک میکردم که اون موقع که من از شلمچه برگشته بودم به هر کسی که میرسیدم میگفتم دلمو اونجا جاگذاشتم....الان با خودم میگم شما که بهشت و یا هر چیزی که اسمشو میزارید و از نزدیک با چشمهای خودتون دیدید باید چی باید بگید.... !
راستی واسمون دعا کن.....حد اقل دعا کن موقع امتحانها استرسم کم باشه.....
یه دنیا شرمنده ی محبتت حاجی.....
ارسال شده توسط ــــ*پائیـــز*ـــــ | December 24, 2007 8:25 PM
ارسال شده در December 24, 2007 20:25
و من کنار واژه واژه ات
نماز خوانده ام
"سُبحان الله الذی خلَقَ چشمهایت"
اللهُ اکبر
و بر نماز من
رکعتی نمانده است
شهید می شوم
اشهدُ ان لا اله اِلا عشق
به چشمهای تو سوگند
که رستگار شدم
یا رب العاشقین
.
.
.
.
! نماز عشقت قبول حاجي
! حجت هم مقبول
ارسال شده توسط هاجر | December 24, 2007 8:28 PM
ارسال شده در December 24, 2007 20:28
salam negaranetoon boodam rasti hajjetoon hgabool bashe doostetoon daram kheyli ziad
ارسال شده توسط pardis | December 24, 2007 8:44 PM
ارسال شده در December 24, 2007 20:44
همین الان بیست و سی رو دیدم و شما رو...
چه زود برگشتین ..
زیارت قبول آقا
کچلی اصلا بهتون نمیاد ها
این جمله رو که الانم گفتین اونجا.. اینجام که گفتین ..
پس قلندری نمی دونید..
عجب شکسته نفسی ای
اسماعیل رو اینجام میشه پیدا کرد
ارسال شده توسط سحر | December 24, 2007 8:50 PM
ارسال شده در December 24, 2007 20:50
سلام مجدد .الان از2نوع حیرت دارم میمیرم :
یکی 30/20و دیگری این که بالاخره اول شدم .وااااااااای.
چهره ات واقعا معصومانه شده بود .حج ابراهیمی ات قبول حاج اقا
بازدید ما رو پس نمی دی ؟؟؟
ارسال شده توسط ***مریم/دل نوشته*** | December 24, 2007 9:14 PM
ارسال شده در December 24, 2007 21:14
سلام. قبول است . چون با همین نوشته کوتاه و ساده و دلنشین یاد بنده های من انداختی که اسماعیل در درون خودشان است.
ارسال شده توسط از طرف خدا | December 24, 2007 10:02 PM
ارسال شده در December 24, 2007 22:02
سلام دایی
بالاخره دیدمش مرسی
مثل همیشه عالی بود.
ارسال شده توسط حوریا | December 24, 2007 10:22 PM
ارسال شده در December 24, 2007 22:22
بايد نشاني اسماعيلت را پيدا کني.اسماعيل تو شايد قدرتت يا شهرتت يا ثروتت يا موقعيت توست.>
حاجی حجکم مقبول
انشا الله پیدا کرده باشی
ارسال شده توسط امیر | December 24, 2007 10:30 PM
ارسال شده در December 24, 2007 22:30
سلام حاج داداش!
زیارت قبول!
ما رو دعا کردی؟!
سر تراشیده خیلی بهت میاد!
قربانت!
دادا امبن.
ارسال شده توسط محمد امین | December 24, 2007 10:34 PM
ارسال شده در December 24, 2007 22:34
تو مکه که بودی حتما فکر می کردی وقتی برگردی همه مثل خودت عوض شدن اما چه سخته وقتی می بینی که همه همون ادم های سابق اند......امیدوارم مجبور نشی هم رنگ جماعت شی
ارسال شده توسط mzgn | December 24, 2007 10:46 PM
ارسال شده در December 24, 2007 22:46
سلام
گفتم یه چند وقته تو 20:30 خبری از آقا کامران نیستاااااا...
نگو حاج آقا کامران شدی و ما بی خبر
زیارت قبول
ارسال شده توسط payizaneh | December 24, 2007 11:11 PM
ارسال شده در December 24, 2007 23:11
سلام...حاج آقا حجکم مقبول سعیکم مشکور خدا قوت...خسته نباشید...می دونم چه حالی دارید...منم وقتی از مکه برگشتم زیاد حال خوبی نداشتم...اما خب هنوز هم تو همون حالم و اینطور بودن رو دوست دارم...امروز تو اخبار شبانگاهی گزارش زیباتونو دیدم...جدا خییلی خوشحالم که حاجی شدید...توروخدا تا تو این حال و هوا هستید برای ما هم دعا کنید.!!
ارسال شده توسط کوثر | December 24, 2007 11:19 PM
ارسال شده در December 24, 2007 23:19
ای خدا این وصل را هجران مکن
سرخوشان عشق را نالان مکن
نیست در عالم زهجران تلخ تر
هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن...!
سلام جناب خبرنگار...
یا بهتر و قشنگتر اینه که بگم سلام حاج آقای خبرنگار..
رسیدنتون بخیر...
زیارتتون قبول...
چشم همسر گرامی و امیرکیان عزیزتون روشن...
از خدا می خوام این سفر پربار بوده باشه براتون و یادی هم از ما کرده باشین...
امشب وقتی توی 20:30 دیدمتون خیلی خوشحال شدم از اینکه اومدین...
فرصت کردین تمام نظرات پست قبلی رو بخونین؟؟
توی مدتی که نبودین، خوشحال بودم از اینکه می دونستم اون لحظه توی قشنگترین جای دنیا و بهترین شرایط هستین و واقعا غبطه می خوردم ...
کاش منم...
روز عرفه، شما بهترین جای دنیا بودین، اما من ،اینجا ، پیش امام رضا، مثل همیشه نایب الزیاره بودم...
روز و روزگارتون خوش...
خوش باشید در کنار خانواده...
ارسال شده توسط نفیسه | December 24, 2007 11:35 PM
ارسال شده در December 24, 2007 23:35
حج مقبول وسعی مشکور
ارسال شده توسط Betty | December 24, 2007 11:48 PM
ارسال شده در December 24, 2007 23:48
سلام عمو کامران گلم.زیارت قبول! امشب که گزارشتو دیدم کلی ذوق کردم.اونجا به فکر ما بودی یا نه؟از خدا خواستی قسمت ما هم بکنه؟
خوش به سعادتت عمو جون!خوش به سعادتت حاج آقا!
ارسال شده توسط آتنا | December 24, 2007 11:56 PM
ارسال شده در December 24, 2007 23:56
aghaye najaf zadeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee vaaaaaaaay man nemidoonestam shoma raftid make? mane kheng cheghadr to upe ghablitoon goftan sale dige k eraftid baramoon doa konid ke konkoori hastiiiiiiim vay man cheghadr khengam .tabrik migam ziarat ghabool.vaaay man cheghadr khengam.
tabriiiiiiiiiik
ارسال شده توسط mahsa | December 25, 2007 12:05 AM
ارسال شده در December 25, 2007 00:05
زيارت مقبول حاجي
ارسال شده توسط زينب | December 25, 2007 12:29 AM
ارسال شده در December 25, 2007 00:29
سلام حاجی کامران!!
الان فقط می تونم بگم:
زیارت قبول.خوش به حالت.
همین.
ارسال شده توسط parvaneh | December 25, 2007 12:45 AM
ارسال شده در December 25, 2007 00:45
salam aqaye najaf zade
emshab ke gozareshetuno didam taze motevajjeh shodam ke kheili vaqte sedatuno nashnidam
inke migam shenidam bekhatere ine ke posht konkuriam va3 hamin faqat sedaye 20:30 ro mishnavam
aqaye najaf zade aval ye ma'zerat khahi....
man emshab ta shoma ro didam khandidam
ta hala shoma ro sar tarashide nadide budam
vali badesh narahat shodam az khodam
aqaye najaf zade man 23 salame va 2 sal pish omre daneshjui raftam
az safaram ye safarnaame ham neveshtam ke bishtar delneveshtast ta har chize dgei
daneshjuye adabiatam albate az no'e kharejakish
faqat khastam behetun begam ke emshab vaqti gozareshetuno didam bazam raftam tu oon haalo hava
dele man vaqe'an oonja munde...
kash beshe baz oonja basham
felan
ارسال شده توسط maryam | December 25, 2007 1:09 AM
ارسال شده در December 25, 2007 01:09
سلام
کربلا رفتی که داری درباره بهشت اینقدر آسون حرف میزنی؟
ارسال شده توسط اویس | December 25, 2007 1:16 AM
ارسال شده در December 25, 2007 01:16
سلام حاج اقا
باورتون میشه از شنبه 2030 میبینم به امید شما اخه عادت کردم اول هفته رو با شما شروع کنم اما هیچ خبری نبود 3شنبه تو2030 روکه دبدم خیلی خوشحال شدم
می دونم این چند روز جایی بودین که تو کوچه هاش پر از حس دونستن و منکر شدن اهالی اونجا
خیلی مخلصیم
حج مقبول
ارسال شده توسط سما زارع | December 25, 2007 1:32 AM
ارسال شده در December 25, 2007 01:32
سلام حاج آقا
همین بیقراری یعنی اینکه تحولی که باید ایجاد
می شد به وجود اومده ویعنی اینکه میدونی
وظیفه ات سنگین تر از قبل شده.
التماس دعا
زیارت قبول
ارسال شده توسط کیمیا | December 25, 2007 2:23 AM
ارسال شده در December 25, 2007 02:23
سلام حاج کامران نجف زاده زیارت قبول
دل من هم چند ماهی میشه که اونجا جا مونده
فعلا مثل یه کودک پاک و معصوم تو خوابید ...
اما حیف که چند وقته دیگه مجبور میشید بزرگ شید
ارسال شده توسط hadis | December 25, 2007 2:49 AM
ارسال شده در December 25, 2007 02:49
سلام .این مکعب مشکی به خاطر دلهایی که پیش خودش نگه می داره خانه خدا شده، وگرنه خدا با اون همه عظمت ، روی زمین خونه می خواد چکار ؟
دل چون بلرزد ، حرم کبریاست ...حالا یک گوشه از خونه خدا در دل توست .
ارسال شده توسط سهراب | December 25, 2007 6:21 AM
ارسال شده در December 25, 2007 06:21
سلام
من دلم درمسجد پاک نبی جا مانده است
من دلم در پشت دیوار بقیع جا مانده است
ارسال شده توسط اعظم | December 25, 2007 7:44 AM
ارسال شده در December 25, 2007 07:44
حجكم مقبول حاج آقا
مي خواستم خواهش كنم يك گزارش از تعدادافرادي كه هر سال از طرف صداوسيما به مكه مشرف مي شن يك گزارش تهيه كني در حاليكه كساني هستند كه سالهاي سال منتظرند تا مدينه برند.تا مسجدالنبي.تا تکه اي از بهشت خدا
صداي و سيماي فخيمه ي ما!! سيل كاركنان خود را جهت امر حياتي گزارش مشرف مي كنند
فكر مي كنم گزارش بيستي بشه در حد گزارش هايي كه تا حالا از 20:30 پخش مي شه مردم منتظرند بيشتر از ريخت و پاش هاي صداوسيما مطلع بشند
ممنون مي شم اين زحمت رو شما قبول كنيد
موفق باشيد حاج كامران
ارسال شده توسط magid | December 25, 2007 8:25 AM
ارسال شده در December 25, 2007 08:25
به نام خدا
سلام حاج آقا
شاید اسماعیل تو موهایت بود ( نخند حاجی )
واقعا خیلی خوشتیپ شدی هااااا
همیشه کچل باش !!!
موسم حج
داستان اين دين، داستان شكنجه و خود آزاري انسان نيست و خون و عطش خدايان نيست. داستان، كمال انسان است. آزادي از بند غريزه است. رهايي از حصار تنگ خود خواهي است و صعود روح و معراج عشق و اقتدار معجره آساي اراده بشري است و تجارت از هر بندي و پيوندي كه تو را به نام يك انسان مسئول در برابر حقيقت اسير ميكند و عاجز. و بالاخره نيل به قله رفيع شهادت، اسماعيل وار، و بالاتر از شهادت، آنچه در قاموس بشر، هنوز نامي ندارد. ابراهيم وار! و پايان اين داستان؟ ذبح اسماعيلي.
اسماعيل تو كيست؟ چيست؟
نيازي نيست كه كسي بداند، بايد خود بداني و خدا.
اسماعيل تو ممكن است فرزندت نباشد، تنها پسرت نباشد، زنت، شويت، شغلت، شهرتت، شهوتت، قدرتت، موقعيتت، مقامت.....
من نمي دانم، هرچه در چشم تو جاي اسماعيل را در چشم ابراهيم دارد.
هرچه پيوند لذتي شده است كه تو را به ماندن با خويش مي خواند.
همان كه گوشَت را در برابر شنيدن پيام حق كر مي كند........
اينها نشاني هاي اسماعيل است، تو خود او را در زندگيت بجوي و بردار و اكنون كه آهنگ خدا كرده اي در مني ذبح كن!
و تو اي هم پيمان با خدا ابراهيم وار زندگي كن و در عصر خويش معمار كعبه ايمان باش. قوم خويش را از مرداب زندگي راكد و حيات مرده و آرام خواب و ذلت جور و ظلمت جهل به حركت آر، جهت بخش، به حج خوان، به طواف آر.
دکتر علی شريعتی
ارسال شده توسط ناشناس | December 25, 2007 8:32 AM
ارسال شده در December 25, 2007 08:32
قبول باشه
برو دلتو ور دار بيار... بعد يواشكي يه زيارت دوباره هم بكن
ارسال شده توسط ؟ | December 25, 2007 9:04 AM
ارسال شده در December 25, 2007 09:04
دلیلش چی میتونه باشه ؟؟؟؟؟
حتما از وقتی با من حرف زدید حالتون از من بهم میخوره
به جون خودم درک کنید استرس داشتم
اصلا چرت و پرت گفتم
خب زیاد هم از دست من دلگیر نباشید
من اول این هفته به احتمال زیاد گوشمو جمع میکنم
اصلا....بای
ارسال شده توسط فاطمه قهری *** محکم | December 25, 2007 9:44 AM
ارسال شده در December 25, 2007 09:44
سلام حاج اقا
نمی گم حجتون قبول چون می دونم حجتون قبوله چون می دونم حج ادمهای پاک رو خدا قبول می کنه ...
ارسال شده توسط المیرا | December 25, 2007 10:10 AM
ارسال شده در December 25, 2007 10:10
یه شب بهش گفتم قد تمام ستاره های تو اسمون دوست دارم .سرشو بلند کرد و اسمون رو نگاه کرد. ولی اون شب هوا ابری بود...
ارسال شده توسط المیرا | December 25, 2007 10:20 AM
ارسال شده در December 25, 2007 10:20
سلام
صبحتون بخیر
آقای نجف زاده دیشب خوابتون رو دیدم!
یه خواب خیلی عجیب!خواب دیدم که شما امسال به حج تمتع مشرف شدید ولی موضوع عجیبش این بود که وقتی شما رو از تلویزیون در حال احرام نشون دادن روی چرخ ویلچر بودین!!!و جفت پاتون تا بالای زانو قطع بود!نمیدونم کسی این حرف رو بهم گفت یا به ضمیر نا خود آگاهم خطور کرد که شما در جنگ هر 2 پاتون رو از دست دادید ولی هیچ کس جز خانوادتون این موضوع رو تا اون موقع نفهمیده بود...
نمی دونم تعبیرش چیه ولی انشاالله که خیر هست
موفق باشید
22/9/86
سلام
زیارتتون قبول....خوشا به سعادتتوت حجتون قبول و طاعتتون مقبول درگاه احدیت
نمی دونم کامنت قبلیم رو که 22/9 گذاشتم خوندید یا نه؟؟! من خوابتون رو دیدم ولی تا دیشب نمی دونستم که به حج مشرف شدید وقتی دیشب در 20:30 زیارتتون کردم تازه متوجه شدم و یاد خوابم افتادم .خدا رو شکر که تعبیرش خیر بود
ایشاالله که خدا قسمت همه عاشقانش بکنه
موفق و شاد باشید
التماس دعا حاج آقا کامران نجف زاده
ارسال شده توسط مریم بارانی | December 25, 2007 10:45 AM
ارسال شده در December 25, 2007 10:45
سلام حاجی کامران:
خوش آمدی.دل منم سالهاست آنجا جا مانده اما افسوس که من اینجا جا ماندم......
ارسال شده توسط سروناز | December 25, 2007 11:03 AM
ارسال شده در December 25, 2007 11:03
سلام.زيارت قبول.گزارش زيبات در اخبار ديدم.حاجي بموني انشالله
ارسال شده توسط مهدي يوسفي | December 25, 2007 11:07 AM
ارسال شده در December 25, 2007 11:07
خودمونیم !
چقدر خوش تیپ شدیا !!!
کچلی!
خیلی بهت میاد !
به یاد ما بودی اونجا ؟!!!
قبول باشه ان شا الله .
ارسال شده توسط زهرا | December 25, 2007 12:17 PM
ارسال شده در December 25, 2007 12:17
salam . kheili dost daram beram make. hala ke shoma rafti, doa kon ke man ham beram.
ارسال شده توسط nazi | December 25, 2007 5:15 PM
ارسال شده در December 25, 2007 17:15
بسم رب الشهداوالصدیقین
سلام
حجتان قبول .حج مقبول پاداشی جز بهشت ندارد.امیدوارم این حج شما را تا عرش برده باشد.خوش به حالتان که در وقت نماز کعبه را با تمام وجودتان درک می کنید.
ایمان
ارسال شده توسط ایمان | December 25, 2007 5:30 PM
ارسال شده در December 25, 2007 17:30
salam
haj agha hajeto0n maghbool
ارسال شده توسط nastaran | December 25, 2007 6:08 PM
ارسال شده در December 25, 2007 18:08
غلام همت آن رند عافیت سوزم...که در گدا صفتی کیمیاگری داند...آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند...آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند...
آقای خبرنگار ، توتیای چشمانت کرده ای خاک بقیع را اگر ، هنگام خدا خدایت ، وقتی داری خدا را با رگ و پوست حس می کنی و خدا تو را می شنود...یادت نرود سلامم را برسانی و بگویی...بگویی کسی گفته خیلی دوستت دارم ، گفته پشتم به نگاهت گرم است...گفته فقط تو را دارم...یادت نرود حاجت دوستانت را از خدا بخواهی حاجی ، تویی که حالا به خدا نزدیکتری...ای نخورده مست ...لحظه ی دیدار نزدیک است...حجّت قبول درگاهش و دعاهایت مستجاب از این قبولی...
ارسال شده توسط بهجت توجه | December 25, 2007 7:35 PM
ارسال شده در December 25, 2007 19:35
سلام آقای نجف زاده
انشا ا... قبول باشد گزارشتان را دیشب دیدم خیلی زیبا و معنوی بود ممنون
ارسال شده توسط یسنا | December 25, 2007 8:41 PM
ارسال شده در December 25, 2007 20:41
سلام حاجی جون
یه بار ما سرمون شلوغ بود بهت دیر سر زدیم الان 20 و30 تمام شد یعنی اولین برنامت بهد از حاجی شند.
خب اسماعیلت رو پیدا کردی؟!
ارسال شده توسط bermooda | December 25, 2007 8:55 PM
ارسال شده در December 25, 2007 20:55
سلام
زیارت قبول حاج آقا برای ما هم دعا می کردی تو این چند روز خیلی جات خالی بود بای بای حاجی
ارسال شده توسط nila | December 25, 2007 9:20 PM
ارسال شده در December 25, 2007 21:20
سلام
زيارت قبول
خواستم بنويسم از بقيع و غربتش... از غروب و كفتراش....
خيلي دلم پره از غربتش....
يادم مياد عيد كه رفته بوديم اين وهابي هاي... حتي اجازه لحظه اي ايستادن پشت پنجره ها رو هم به زور مي دادن چه برسه به اينكه...
تا اينكه ديشب توي 20:30 ديدمتون وقتي رفتين كنار بقيع ...
و خدا مي داند كه چه انبوه غمي بر پنجره دلم سايه افكنده است....
خوشا به حال شما كه همچون كبوترها بر گرد حرم نساخته بقيع گشتيد و گشتيد و....
از مكه برايمان بگو... از حرم يار...از عطر عشقي كه مشام ادم را پر مي كند و وجود ادمي را مسخ...
از صفا و مروه اي كه هروله هايش گوش ادمي را نوازش مي دهد...
و من امشب چقدر دلتنگم...
ان شاالله كه هر ساله توفيق نصيبتان شود و ما را نيز از دعاي خيرتان محروم نسازيد!
موفق و مويد باشيد!
يا حسين
ارسال شده توسط عبدعاصي | December 26, 2007 12:03 AM
ارسال شده در December 26, 2007 00:03
با سلام خدمت حاج کامران نجف زاده
واقعا(کعبه سنگ نشانیست که رهگ م نشود )خوش به حال شما که رفتی و این سنگ نشانه رو دیدی انشا الله که قبول در گاه احدیت باشد .من دو جمله شما که در مورد زندگی بود هیچ وقت یادم نمیره که گفته بودی :
1_ زندگی مانند یک سیب بزرگ است باید ان را خورد، با پوست
2_ ما لحظات را میگذرانیم که به خوشبختی برسیم دریغ که خوشبختی همان لحظاتی است که ما می کذرانیم
من این 2 تا جمله رو هر سال وقتی سر ریسد می گیرم اول سر رسیدم می نویسم یه جورایی بهم آرامش میدن
ممنون ازت خدانگهدارشما وخانوادت
ارسال شده توسط جواد حسینی (تکواندو گیلان) | December 26, 2007 9:54 AM
ارسال شده در December 26, 2007 09:54
آقاي نجف زاده سلام
ولادت امام هادي (ع) به شما و خانومتون تبريك ميگم.
زيارت قبول
هركس به مكه و مدينه مشرف ميشه همين رو ميگه " دلم اونجا جا مونده" البته فقط كساني كه با عشق رفتن و برگشتند.
دو و سه سال پيش بود كه مامان و بابام رفتند مكه يادم مياد اون موقع عموم حرف قشنگي زد ؛ گفت: آدم تا نرفته نمي دونه اونجا كجاست اما موقعي كه ميره و مياد ميگه دلم اونجا گير كرده.
خوش به حالتون مثل يه رويا بود نه! يه روياي خيلي شيرين.
نمي دونم چرا انقدر دوست دارم بدونم اولين باري كه كعبه رو ديديد چه حالي داشتيد، شايد الان تو دلتون بهم ميگيد كه تو كه نرفتي كه بدوني اون حال و نميشه توصيف كرد. نمي دونم...........
راستي حالا كه مو نداريد كيان خيلي بيشتر شبيه شما شده.
مواظب آقا پسرتون باشيد سرما نخوره ؛ هوا سرده.
به خانومتون سلام برسونيد و گل پسرتون و از طرف من ببوسيد.
خدا هميشه پشت و پناهت
يا علي
ارسال شده توسط زهرا_ض | December 26, 2007 10:39 AM
ارسال شده در December 26, 2007 10:39
زیارت قبول
کاش دعا می کردی همه مان اسماعیلمان رانه تنها پیدا کنیم که سر ببریم .
در پناه حق
یا علی
ارسال شده توسط maryam | December 26, 2007 11:32 AM
ارسال شده در December 26, 2007 11:32
سالروز ولادت پيشوای دهم شيعيان حضرت علي النقي الهادی (ع)، منبع فياض نور حق بر مسلمانان مبارك باد. از سخنان گهربار امام هادي عليه السلام: "بهتر از نيكي، نيكوكار است، و زيباتر از زيبايي، گوينده آن است و برتر از علم، حامل آن و بدتر از بدي، عامل آن است وحشتناك تر از وحشت، آورنده آن است."
ارسال شده توسط وصال | December 26, 2007 12:16 PM
ارسال شده در December 26, 2007 12:16
سلام زيارت قبول حق باشه ان شاالله
مدينه ! رفتنش يه جور نرفتنش هزار جور .انگاري همه اون جا دلشون رو جا مي ذارن . هنوز موقع اذان من در بين الحرمين ايستاده ام و عرب هايي رو كه گاه به زور به سمت نماز مي دوند رو مي بينم!
عرفات انگار همه ي ادمايي كه تا حالا اون جا رفتن روحشون اون جا مونده چرا كه وقتي اون جايي انگار همه هستنو تو هيچ كس رو نمي بيني!
يه گلايه
پيام قبلي من تو اپ قبلي به نام گلناز و.. ارسال شده بود! احتمالا اشكالي بوده
يا علي
ارسال شده توسط ميترا | December 26, 2007 1:30 PM
ارسال شده در December 26, 2007 13:30
به كعبه گفتم تو از خاكي منم خاك
چرا بايد به دور تو بگردم؟
ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي
برو با دل بيا تا من بگردم
زيارت قبول
ارسال شده توسط سكينه | December 26, 2007 3:49 PM
ارسال شده در December 26, 2007 15:49
سلام حاج آقا کامران نجف زاده اومدم بگم حجتون قبول . امیدوارم اون صداقت همیشگی که تو چشماتون برق میزنه پررنگ تر بشه...
ارسال شده توسط بی نام | December 26, 2007 4:23 PM
ارسال شده در December 26, 2007 16:23
سلام حاج آقای نجف زاده
زیارت قبول .روز عرفه به اونایی که توی صحرای عرفات بودن حسودیم شد.
وقتی می خوندم :
"این منم که وعده دادم و وعده شکستم" حسابی از کوچیکی خودم خجالت کشیدم ،گریه کردم ،نفسم بند اومده بود وقتی رسیدم به اینجا که :
"معبودی جز تو نیست منزهی تو ومن از امیدوارانم
معبودی جز تو نیست منزهی تو ومن از مشتاقانم
...
معبودی جز تو نیست منزهی تو ومن از گدایانم" بازم گریه کردم ولی این بار به خاطر عظمتش .
1 دقیقه ی آخر گزارشتون رو دیدم مثل همیشه قشنگ بود.
__________________________
سرچشمه ی رویش هایی ،دریایی ،پایان تماشایی .
تو تراویدی :باغ جهان تر شد ،دیگر شد .
...
تاریکی پروازی ،رویای بی آغازی،بی موجی ،بی رنگی
دریای هم آهنگی !
_________________________
موفق باشید.
ارسال شده توسط آ.حسن پور | December 27, 2007 9:16 AM
ارسال شده در December 27, 2007 09:16
سلام حاج آقا
زیارت قبول.
تو اولین اجراتون بعد از بازگشت از حج ..وقتی گفتید از طرف ما هم نایب الزیاره بودین خیلی خوشحال شدم.
موفق باشید.
ارسال شده توسط بر بال فرشته | December 27, 2007 11:37 AM
ارسال شده در December 27, 2007 11:37
سلام حاج آقا
زیارت قبول
کاش تو که در تپش باغ خدا را دیدی همتی می کردی و می گفتی ماهی ها حوضشان بی آب است....
وقتی بی دل باشی در حالی که دلت در حرم امن خدا جا مانده، چه بی دلی بهتر از این...
ما که هر لحظه می باریم و می جوشیم مجدد در این بیابان بلا، چه کنیم که اشک هامان راه بر دلتنگی مان می بندند.
عصر جمعه ی بعد از عرفه، توی جاده ی مشهد به تهران، در حالی دل از دل تنگی هایم شسته بودم،در مقبل یک غروب زیبا، دعای آل یاسین می خواندیم، با جمعی از دل دادگان...
وقتی تمام شد یکی گفت: این غروب مرا یاد غروب های مدینه انداخت.
دیگری گفت: یادش بخیر غروب چزابه با تل های خاکی تنهایش.
آن یکی گفت: در بین الحرمین سلطان عشق چه صفایی می کردیم وقتی خورشید به شب می نشست...
هرکسی چیزی گفت، و هر کسی به یاد بهشتی افتاد... جز من..
و من فقط دل شکسته گفتم: پس من چی؟؟؟
و باز زمزمه عرفه ام را تکرار کردم....
من دلم مکه می خواد..
همین!!!
ارسال شده توسط باران | December 27, 2007 12:19 PM
ارسال شده در December 27, 2007 12:19
سلام
زيارت قبول باشه
الهس باز هم قسمتت بشه
ارسال شده توسط ح_ف | December 27, 2007 12:30 PM
ارسال شده در December 27, 2007 12:30
سلام
من یک مدت نبودم ، مثل اینکه رفته بودین حج
زیارت قبول ...
ارسال شده توسط angelina | December 27, 2007 12:44 PM
ارسال شده در December 27, 2007 12:44
حاج آقا زیارت قبول.
ارسال شده توسط بیدقرمز | December 27, 2007 2:10 PM
ارسال شده در December 27, 2007 14:10
سلام زيارت قبول .چگونه برگشتيد؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط ندا قائم فرد | December 27, 2007 6:21 PM
ارسال شده در December 27, 2007 18:21
سلام حاج اقا حجتون قبول امیدوارم اسماعیلتونو پیدا کرده باشین با این دله خدایی برا ما هم دعا کنین
ارسال شده توسط زهره | December 28, 2007 12:22 PM
ارسال شده در December 28, 2007 12:22
سلام...
ما همون اسماعیلی هستیم که باید قربانی شویم...
باید از خودمون بگذریم...
دلم میخواد خیلی برات بنویسم.. خیلی .. اما میدونم که از خودم گذر نکردم...
حجت قبول و سعیت مشکور..
ما رو هم دعا کن...
ارسال شده توسط رافیک | December 28, 2007 1:15 PM
ارسال شده در December 28, 2007 13:15
سلام ..... زيارت قبول ... شايد اسماعيلتو قرباني نكرده جا گذاشتي ! شايد بايد برگردي و قربانيش كني ....
ارسال شده توسط yaghoot | December 28, 2007 2:38 PM
ارسال شده در December 28, 2007 14:38
سلام
زیارت قبول حاج آقا
وقتی دیدم سرتونو تراشیدین فهمیدم حاجی شدین
ان شاء الله همیشه دلتون اونجا بمونه که همیشه حاجی بمونی
ارسال شده توسط nar | December 28, 2007 2:51 PM
ارسال شده در December 28, 2007 14:51
سلام
حجكم مقبول، سعيكم مشكور
خوشا به حالتان، به قول احسان عليخاني كمي فكر كنيد ببينيد چه كاري بزرگي كردين كه به اين شكل و اين طور قسمت شد برين زيارت خانه خدا.
اي كاش برامون بنويسيد كه چي شد عازم شدين.
منتظر هستيم.
ممنون
ارسال شده توسط اكبرنژاد | December 29, 2007 12:24 AM
ارسال شده در December 29, 2007 00:24
پس از مدتها دوباره به اين خانه آمدم و دريغ كه در اين مدت تو همان ماندي كه بودي...راستي هيچ از خود پرسيده اي كه كدامين خانه را طواف كرده اي ؟ نام شريعتي را كه ديدم دلم لرزيد ، به يادم آمد كه روزگار ما زمانه مصادره همه دلبستگي هايمان است. نام شريعتي بر زبان تو چه ناچسب است. و تو هرگز راضي به ذبح اسماعيلت نخواهي شد كه دلبسته ناني و نام
زيارت قبول حاجي
ارسال شده توسط سحر | December 29, 2007 2:36 AM
ارسال شده در December 29, 2007 02:36
سلام حاج آقا
زيارت قبول.
موفق باشين.
عيدتون هم مبارك.
خدانگهدارتون.
ارسال شده توسط مريم مقني پور | December 29, 2007 11:07 AM
ارسال شده در December 29, 2007 11:07
اى خدا
اى بدیع بیهمتا
اى پاینده بىمثال
اى عالمى كه به هر كس به قدر گنجایشش، بخشیدى.
مهربانا
خطاهایم بزرگ شد و رسوایم نكردى.
گناهانم را دیدى و پوشاندى.
اى لطیف
خرد بودم و ضعیف، روزىام دادى و نگاهم داشتى.
بزرگ شدم
هنوزنمىتوانم نعمات تو را شماره كنم .
اى كه بىمنت عطا مىكنى؛
آن گونه كه من درآیینه دلم لطف و احسان تو را مىبینم و تو در آیینه كردار من جرم و عصیان را.
با این همه گنهكارى
راهنمایم شدى به سوى ایمان.
هر چند هنوز در شكر این همه احسان ناتوان بودم،
بیمار شدم، خواندمت؛ درمان كردى.
عریان بودم، پوشاندىام.
گرسنه بودم، سیرم كردى.
تشنه بودم، از تو سیراب شدم .
ذلیل بودم، عزیزم كردى.
غریب بودم، آشنایم نمودی.
مسكین بودم، توانگرم ساختى.
و خود كریمانه، احسان آغاز نمودى.
پس به راستى كه حمد و سپاس براى توست
اى خداى بىهمتاش
زیارت قبول
ان شاالله سال دیگه عرفه را در خیابان بهشت نزد پادشاه بخوانی
ارسال شده توسط moas619 | December 29, 2007 12:14 PM
ارسال شده در December 29, 2007 12:14
سلام
خدا قوت !!! به جای خسته نباشی !!!تا بار منفی نداشته باشد
چرا گاهی برای قلندری اولین مرحله تراشیدن سر خود است
تا مجوز بگیری
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو .البت جماعت قلندران
ارسال شده توسط رسول | December 29, 2007 1:03 PM
ارسال شده در December 29, 2007 13:03
سلام علیکم
حجکم مقبول و سعیکم مشکور
تقبل الله انشاءالله که همه مردم خوب سرزمین ایران اسلامی را دعاکردی
و حتم دارم اقا رو هم توی این سفر دیده ای ....
کاش از ما هم به ایشون سلامی رسانده بودین
منتظر حضور ان در بخش کامنت هستم
اینو گفتم برای اون دسته دوستانی که گفتن سر نمیزنید
با قدم مبارکتون حاج کامران نورانی بفرماید
البته الان روز عید غدیر یعنی عید جد سادات است
خوشحال میشم رد پای شما رو توی وبلاگ شخصیم ببینم
عیــــــــــــدتان مبارکــــــــــ
ارسال شده توسط سادات علوی | December 29, 2007 8:31 PM
ارسال شده در December 29, 2007 20:31
سلام حاج آقا...امیدوارم همیشه شاد باشید.....اولین باره که میام وب سایت شما خیلی خوشحالم خیلی........
ایشاالله دوباره هم برید.....تکید تو همه چیز تکید....حال دلتو چطوره هنوز بارونیه مثله چشمهای اونایی که اومدن نه؟؟آره هستش من که نرفتم موقع هایی که صدا سیما ارتباط می گرفت با اون بهشت دیگه خودم نبودم.........
ارسال شده توسط لیلا | December 29, 2007 9:53 PM
ارسال شده در December 29, 2007 21:53
سلام
تبریک میگم حاج اقا.
جای دلتون خیلی خوبه.
بذارید همونجا بمونه.
ارسال شده توسط ترانه | December 30, 2007 10:09 AM
ارسال شده در December 30, 2007 10:09
شهود مبارکتان باد...
تو را که دیدم باز دلم تنگ حریم و حرم شد و باز پر کشید تا روزهای خوب اقلیم قبله.
تک بیتی را که روز اول اجرای با سر تراشیده برایمان در آخر بیست و سی خواندی را برایم می فرستی.
همانکه مصرع دومش را این بالا نوشته و من همان مصرع دومش را یادم ماند.
بیت، زیبا بود و به دلم نشست.
ارسال شده توسط صبح - حسین شرفخانلو | December 30, 2007 12:11 PM
ارسال شده در December 30, 2007 12:11
سلام داداشم.
اگه بدونی چه همه دلم واسه اینجا تنگ شده بود.
من بنا به دلایلی کمتر میام نت.
البته از طریق گوشیم میتونم مطالبتو بخونم ولی نمیتونم کامنت بذارم.
زیارتت قبول حاجاقا.
تو الان باید با یه دنیا انرژی به کارات ادامه بدیا.
حوصله ندارمو این حرفا دیگه تعطیل.
من تو نماز شبم اسم تورو میارمو ازت یاد میکنم.
امیدوارم تو هم واسه من دعاکرده باشی..
خیلی دوست دارم داداشی
ارسال شده توسط الهه ی زیگورات | December 30, 2007 7:50 PM
ارسال شده در December 30, 2007 19:50
سلام حاجی نجف زاده
این دومین باریه که من برات کامنت میزارم نمیدونم میخونی نمی زاری یا نه نمی خونی و نمیزاری خلاصه من هستم شما هم هستی یه کاری نکن که هر وقت امدی خبر بدی بگم این بی معرفت کامنت های منو نمی خونهمن از ته دل دوست دارم خبرات مخصوصا جنجالیاش حرف نداره
( برات کیهان بچها می خرم به شرطی که وقتی داری از خیابون رد میشی نخونی یادته اینو کی گفتی؟
ان شاالله هر جا هستی سلامت وتن درست باشی سلامتی شما آرزوی ماست
آرزومند آرزوهاتیم حاجی جون دوستدار شما
جوادحسینی
ارسال شده توسط جواد حسینی | December 30, 2007 8:25 PM
ارسال شده در December 30, 2007 20:25
سلام بی سلام. حاجی شدنت هم به درد همان 2030 ات میخورد. میدانی چه یادم می آید که حاجی ها قبل رفتن به آن چهار دیواری حلالیت میطلبند.یادم نمی آید حلالت کرده باشم. درست که حقی هم بر گردنت ندارم اما خوب دل خور شدن هم کمی نا راحتیست. از تو که دلخور میشوم وبلاگت هم به رویم بسته است. خودم را کلی که بیچاره کردم اینجا توانستم برایت حکاکی کنم. میدانم که نمیخوانی و طوطی وار آن تیک کنار نامم را میزنی و انگار همه چیز تمام شد. اما بدان آن دنیا در بهشت دنبالت میگردم و شاید یک سیلی محکم هم نثارت شد.
ارسال شده توسط بهنامنرین | December 31, 2007 1:13 AM
ارسال شده در December 31, 2007 01:13
سلام حاجي ديار عشق !زيارت قبول التماس دعا
خدا قسمت توام با معرفت رو نصيبمون كنه آمين000
ارسال شده توسط 11 | December 31, 2007 11:26 AM
ارسال شده در December 31, 2007 11:26
سلام
حاج آقا
زيارت قبول
اسماعيل شما شايد شهرت باشد
ارسال شده توسط علي اكبري(آج) | December 31, 2007 2:12 PM
ارسال شده در December 31, 2007 14:12
سلام
اگر شکستی دارم تو مرا نشکن که خیلی تن شکستم
از ابر اندوه چشام میباره بارون که اکنون خستم
راز پر گشودن پرنده تنهایی از آشیون رو نیاموختم
اگرچه همیشه در سرای خلوت دلتنگی با تنهایی سوختم
شاید یه بار دیگه فرصتی باشه برای رسیدن ترانه ها
دلم خیلی تنگه از شنیدن نغمه های جدایی از دستای شما
من از صدای گریه شب تا به سحر سهم خود را تنهایی دیدم
در خزون زندگی نبودن بهار فصل به فصل رو تازه رسیدم
از مسافر...
با تشکر
ارسال شده توسط mosafere gharib jade | January 1, 2008 10:45 AM
ارسال شده در January 1, 2008 10:45
سلام
موقع امتحاناس.ولی من همه ی کارام رو جوری تنظیم میکنم که 20:30 رو حتما" ببینم.
اجرای همه تون عالیه.
دستتون درد نکنه.
...
در پناه حق
ارسال شده توسط بر بال فرشته | January 1, 2008 11:57 AM
ارسال شده در January 1, 2008 11:57
بازم سلام
راستي آقاي نجف زاده زيارتتون قبول اميدوارم خدا قسمت همه آرزو مندان بكنه.
اگه ما رو يادتون بود كه هيچ و اگر هم نبود در هر صورت هميشه التماس دعا داريم .
هم از شما و هم از همه كساي كه اين مطلب رو ميخونند مي خوام كه براي مادرم وهمه بيماران كه واقعا محتاج دعاي شما هستند التماس دعا دارم . مارو فراموش نكنيد.
هميشه موفق و سربلند باشيد.
سلام و خسته نباشيد
زيارت قبول اميدوارم مارو هم در صحراي عرفات و زير چادر هاي باصفا ياد كرده باشيد.
اميدوارم گمشده همرو در عرفات ديده باشد.
اگر نديد ناراحت نباشيد درست كه ما ناقابليم چشماي گنهكارمون جمال دلرباي يار رو نمي بينه ولي اون كه خودش قابل، و از مادر مهربون تر همبشه به يادهمه هست و براشون دعا مي كنه چه مسلمون باشند چه نباشند؟ چه به ياد امام زمانشون باشند چه نباشن.
آرزوي همه آنقدر دلش بزرگ كه واسه همهمون جاداره و اون قدر دلش براي ما غفلت زده ها تنگه كه هر شب بعدنماز شب خصوصا دوشنبه ها و پنجشنبه ها براي همه دعا ميكنه و از خدا طلب آمرزش برامون داره و به اميد روز موعودتا انتقام همه مظلومين و مستضعفين جهان رو با توكل واجازه خداي بزرگ بگيره.
«منتقم خون حسين ياران پاكش
يابن الحسن روحي فداك متي ترانا و نراك»
اميدوارم روزي كه ميادهيچ كس شرمنده اشكاش نشه.
*********************************************
براي همه آرزومند ها هم دعا كنيد.
براي مادر ها و پدر ها ي مهربون
براي كنكوري ها
براي اوناي كه دارن فارغ التحصيل ميشن
براي همه ملتمسين دعا.
*********************************************
/* يا مولاي يا صاحب الزمان
الغوث الغوث الغوث
ادركني ادركني ادركني
الساعةالساعةالساعة
العجل العجل العجل
به حق محمد و آله الطاهرين */
**********************************************
راست داريم نزديك ماه حسين حسينس ها ميشيم.
منتظر دل نوشته هاي من باشيد اي بدك نيست < يك جورايي شعر البته در سبك نو يا سپيد به طور كلي همون كه اول گفتم دلنوشته يا حرف دل بنده هاي ناقابل خدا مثل ....
ارسال شده توسط صفيه | January 2, 2008 9:20 AM
ارسال شده در January 2, 2008 09:20
ُسلام حاج كامران..امروز كه اين پيام رو برات ميزارم بايد برات بگه خوش بحالت كه رفتي به كعبه دل سعي و صفا كردي اما حالا اينجايي ...اما من الان يه خوشحالي بزرگ دارم كه با هيچ چي قابل مقايسه نيست .فكرش رو بكن من مكه نرفتم قبله رو نديدم..اما الان قبله دل اينجاست ..اينجا...آره همين جا..الان كعبه من تو شهرمه ...اومده قدم بر دل كويري ما گذاشته.الان دل ما بهشته ..چون مولامون اينجاست و چه خوشبختم من ..الان منم حاجيم...... امروز دوازده دي ساعت 12 ظهره ..آقامون ساعتي پيش اينجا بود.. يعني الانم اينجاست ..همين كنار شايد 500متري الان نمي دوني دارم با چه ذوقي برات مي نويسم.....خوش آمدي....رهبرا جانم بقربانت....
ارسال شده توسط عليرضا | January 2, 2008 12:04 PM
ارسال شده در January 2, 2008 12:04
سلام
امیدوارم این سفر زمینه ساز تحول شما شده باشد و دیگر با قضاوت های سطحی در فکر جلب مخاطب نباشید.
ارسال شده توسط اکرم احمدی | January 2, 2008 6:03 PM
ارسال شده در January 2, 2008 18:03
با سلام
حاجي جان زيارت قبول
من قبلا برات يه ايميل فرستادم ولي جواب مرا ندادي جواب من را بده دنبال يه كسي مثل تو مي گردم كه مشكلمون رو به گوش مسئولين برسونه البته مي خواستم كه قبل از اينكه به يزد بيائي اين نامه رو برات مي نوشتم اما مشكلي برام پيش اومد كه نشد چون وقتي يزد مي اومدي فاصله اي با ما نداشتي همچنان چشم انتظارت هستيم.
با تشكر گروهي از نيروهاي پيمانكار شركت سنگ آهن مر كزي ايران بافق
ارسال شده توسط ابوالفضل | January 2, 2008 6:12 PM
ارسال شده در January 2, 2008 18:12
میدانم که حتی وقت نداری نامه ام را بخوانی اما امروز سه هفته است که من بابایم رفته آنجا که هر که خسته می شود آرزویش را میکند سفر او با تو کمی فرق دارد آخر او در آغوش خدایش آرام گرفت و دیگر برنمیگردد. خدا سایه ات را بر سر کیان حفظ کند تا نکند شبها کیان انتظارت را بکشد اما تو زبانم لال به خانه نیایی و او از بغض ... بگذریم
خواستم بگویم زیارتت قبول
ارسال شده توسط مهتاب | January 2, 2008 8:23 PM
ارسال شده در January 2, 2008 20:23
سلام برادر بزرگوارم **امیدوارم خوب باشید **قبول باشه انشا الله **برای ما جوان ها دعا کردید؟؟...
هر وقت خواستید میتونید برید ...(قدرت انسان در دل اوست )واصل حضور شماست نه ظهورتون ...!_ببخشید _دوست داشتم خیلی چیزها بگم اما نمیدونم...یک جورایی..!فقط اگر تونستید سفرنامه ی حج شهید آوینی را بخونید .)
التماس دعا.
هم خلیل وهم ذلیل !
ابراهیم گشتم،سرنهاده به بیابان ، دل زده به دریاوتسلیم امر خدا !وابراهیم وار گام به بت خانه نهادم وبت ها را سر برخاک ،مگر نه این بود که حکایت بت خود بودم وبت خانه دل من !ابراهیم وار قصد ذبح اسماعیل کردم وابلیس مانع راه !و مگرنه این بود که اسماعیل این حکایت خود بودم وابلیس نیز من !ابراهیم وار گام به آتش نهادم وگلستان شد !و مگر نه این است که آتش این بوستان منم . وگلستان این آتش من !
خود را بر بلندای قله ای میدیدم ،که در مقابل خود خوابیده بودم ونوایی را میشنیدم چون صدای خودم ،که مرا منع می کرد .خاک نثارش کردم ، هر آنچه خود را میراندم باز، باز میگشتم ومانع میشدم.دل از خاک کندم وسنگ پرتابش کردم ،تا رفتم ورفت ،خود از خودم دور شد وشدم ....
دیگر من ماندم ومن ، یکی تیغ در دست ودیگری ریسمان بر دست !تیغ بر گردن خویش کشیدم ودر انتظار قربانی از آسمان ماندم ،قربانی نازل شد ه خود بودم وتیغ به گردن جفا سپردم .وقربانی این حکایت نیز خود بودم...وهر آنچه می بریدم سبک وسبک تر میشدم وآرامشی نا آرامی ام را در بر می گرفت و روشنی فضای تاریک وخاموش را .دیگر من ماندم ومن ، بی من !
خلیل این داستان خود بودم وذلیل نیز من !
تو خود حجاب خودی حافظ...از میان برخیز !
*****
(میدونم مشغله ی زیادی دارید ونظرات وپیام های زیادی بهتون ارسال میشه ...اما خواهش میکنم این مطلب بالا را سر سری نخونید ...چه خوبه با کمی تامل همراه باشه .براتون آرزوی موفقیت میکنم ،شادباشید وپیروز در پناه خداوند .)
(خواهش کردم ...این دفعه با دقت بخونید )
یاحق...غریبانه
ارسال شده توسط غریبانه... | January 3, 2008 12:16 AM
ارسال شده در January 3, 2008 00:16
سلام حاجی
زیارت قبول
واقعا خوش به سعادتتون اقای نجف زاده
ان شاالله که به یاد ما هم بودین
اولین باره به وبلاگتون میاد اما همیشه تو اخبار گزارش های شما رو دنبال میکنم چون واقعا حرف نداره.
التماس دعا
یاحق
ارسال شده توسط ستایش | January 3, 2008 8:19 AM
ارسال شده در January 3, 2008 08:19
نشانی اسماعیلت را یافتی حاجی؟
ارسال شده توسط یک نفر | January 3, 2008 10:44 AM
ارسال شده در January 3, 2008 10:44
اولین باریه که میام توی وب سایت شما
اما همیشه از حرف زدنتون فرم صداتون و نگاههای معنی دارتون خوشم میومد
راستی زیارتتون قبول خوش به حالتون
ارسال شده توسط رمیسا رهام | January 3, 2008 4:53 PM
ارسال شده در January 3, 2008 16:53
سلام حاجي . حجكم مقبول و سعيكم مشكور.....
زياد مزاحم نميشم. از بچه هاي غرب كشور هستم. مدتيه با گردش در شهر مشكلات موجود در آن رو به شدت حس ميكنم و خيلي فكرم رو آزار ميده....
نمي دونم كه واژه محروميت تا كي بايد همراه ما باشد....
گفتم كه اگه تمايل داشته باشيد براتون عكسهاشو بفرستم كه از بيست و سي پخش كنيد. و يا شايد بخوايد از طريقهمكارانتان گزارش تهيه كنيد....
بهر حال تنها فكري كه ميتونه مثمر ثمر واقع بشه ارتباط با شما بود....
فقط خواهش ميكنم به ايميلم پيام بديد يا ايميلنونو برام بفرستيد تا مفصل مزاحمتون بشم... منتظر خبرتون هستم....
ارسال شده توسط فعلا محفوظ | January 4, 2008 12:36 AM
ارسال شده در January 4, 2008 00:36
سلام جیگر
وبلاگ خوبیه
ولی ناقصه
خدا شانس بده (البته از نوع یه هویی)
به کلاس ما هم یه سر بزن
کوچیکتم
لرنزو
ارسال شده توسط لرنزو | January 4, 2008 6:07 PM
ارسال شده در January 4, 2008 18:07
هركه براين سرا وارد شد نانش دهيد وازايمانش مپرسيد چرا كه آنرا كه در درگاه خدا به جان ارزد بر خوان بوالحسن به نان ارزد .شيخ ابوالحسن خرقاني
وشما برادر خوب وبزرگوار به خواني دعوت شده بودي كه نه كسي ،كسي را ميشناخت ونه در پي ان بود نه نژاد اصل بود ونه رنگ ونه نوع دعا خواندن و ذكر گفتن
اصلا ديگر كسي نبود جز ذات پاك كبريايي خدا
صاحب اين سفره همه ما را دعوت كرده وميكند كاش با چشم دل به زيارت حريم امنش وارد شويم چرا كه هر لحظه انسان ميتواند با به دست آوردن دلي شكسته ونشاندن لبخند به دلي داغدارو... طواف كند به دور كعبه
وشما برادر خوب مدتها قبل ازاين به حج رفته،احرام بسته وطواف كرده بودي
اثبات اين سخن نقبي به گزارشها ونوشته هاي گذشته و حال شماست
حجكم مقبول
ارسال شده توسط مرضيه | January 5, 2008 10:44 AM
ارسال شده در January 5, 2008 10:44
به نام او
سلام
زیارت قبول حاجی خبرنگار بابا کامران نجف زاده!
ارسال شده توسط مروارید | January 5, 2008 11:02 AM
ارسال شده در January 5, 2008 11:02
حاج کامران سلام
حج قبول ، حتما قبول است با آن دل مهربان و سوخته ای که شما داری حتما قبول شده .
حاج کامران ، دوستت داریم
قربانت
شاهین
ارسال شده توسط Shahin King | January 5, 2008 9:32 PM
ارسال شده در January 5, 2008 21:32
سلام / زیارت قبول / خوش به حالتون /
ما هم با حلوا حلوادهنمونو شیرین میکنیم
من فقیرم به ره کعبه نرفتم اما
حجرالاسود خال تو مرا حاجی کرد
یا علی مدد
ارسال شده توسط من الغریب الی الحبیب | January 5, 2008 11:01 PM
ارسال شده در January 5, 2008 23:01
سلام حاجي....زيارتتون قبول...اميدوارم نايب الزياره همه ملت ايران بوده باشين.......اقاي نجف زاده همونطور كه در جريان سفر رهبر معظم ديدين همه از وضعيت دانشگاه هاي پيام نور ناراضي اند...عاجزانه تقاضا دارم يه گزارش مبسوط از وضعيت اين دانشگاه ها تهيه كنين...موفق باشي
ارسال شده توسط عادل عبادی | January 6, 2008 1:09 AM
ارسال شده در January 6, 2008 01:09
سلام
من همونیم که خیلی با پیامک مزاحمتون میشم.به وبلاگ من هم سری بزنید.ممنون
تاریخ جهان در حقیقت تاریخ فعلیت یافتن و ظهور ماهیت حقیقی انسان است و جهاد اصغر، یا مبارزه بیرونی، جلوه همان مبارزه ای است که او در درون خویش با شیطان دارد. و همچنان که اگر درون خود را به شیطان وا گذارد ظلمات کفر و شرک بر سراسر وجودش غلبه خواهد یافت، در واقعیت خارج نیز اگر مبارزه ای نباشد سراسر کره زمین به حاکمیت شیاطین انس و جن در خواهد آمد، و مگر اینچنین نشده است؟
منتظرم ها!
ارسال شده توسط امیرحسین | January 7, 2008 1:28 AM
ارسال شده در January 7, 2008 01:28
سلام آقاي نجف زاده.حجتان مقبول.من كوچكتر از اونم كه خودم كوچكتر از اون ببينم كه به آدم نكته بين و ظريف نظري مثل شما انتقاد كنم. راستش يه گله دارم.يه گله اي كه از آبان تو دلم مونده و خيلي وقتها دلم خواسته اينجا بنويسم اما پشيمون شدم.اما امسال آبان ماه سال 1386 توي تهران يه نمايشگاه مطبوعات برگزار شد.شما هم از اون نمايشگاه گزارش تهيه كردين كه دستتون درد نكنه.اما از خبرنگاري با انديشه ي شما بعيد بود كه از يكي از مهمترين برنامه هاي اون نمايشگاه يعني غرفه ي شهدا چشم پوشي كنه و هيچ حرفي از اونايي كه خيلي به گردن ماها حق دارن نزنه.كه انصافا هم غرفه ي قشنگي بود و حس مي كنم، حد اقل حس مي كنم نظر شهدا هم روش بود.موفق و مويد باشيد. التماس دعا.
ارسال شده توسط فاطمه | January 8, 2008 9:33 PM
ارسال شده در January 8, 2008 21:33
آقای نجف زاده سلام
زیارت قبول
می دونم که خیلی دیر شده،دیگه تقریبا" موهاتونم دراومده و این یعنی برای آرزوی قبولی حج خیلی دیر شده!ولی بذارین به حساب اینکه تازه آدرس سایتتون رو پیدا کردم و بار اوله که سری بهش میزنم .
بهر حال امیدوارم 100 بار دیگه هم این سفر روحانی قسمتتون بشه و برای همه مایی که هر لحظه آرزوی رفتن به اونجا رو داریم و برای جا گذاشتن دل در جای واقعی اش ثانیه ها رو می شماریم دعا کنین .
ارسال شده توسط سمیه | January 19, 2008 8:45 PM
ارسال شده در January 19, 2008 20:45
سلام
حجك مقبول وسعيك مشكور
بالاخره يه نفر پيدا شد كه درد منو داشته باشه
ولي خوش به سعادت شما كه تمتع رفتين
راستي بعد از اومدن ازمكه مشهد رفتين؟
چقدر مشهد بعد از مكه با همه سفرها فرق ميكنه
مخصوصا وقتي حرم امام رضا(ع) را با غربت بقيع مقايسه مي كني.
ارسال شده توسط محمدي | January 24, 2008 11:32 AM
ارسال شده در January 24, 2008 11:32
من هم رفتم...من هم وقتی بر می گشتم زیر لب می گفتم...ای دریغ...چقدر زود دیر می شود...
ارسال شده توسط لیلی | January 25, 2008 7:58 PM
ارسال شده در January 25, 2008 19:58
نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند
ارسال شده توسط عقیق | January 27, 2008 9:34 AM
ارسال شده در January 27, 2008 09:34
سلام
چطوری میتونم یه خبر رو برای 2030 بفرستم؟
ارسال شده توسط احسان | February 9, 2008 8:13 AM
ارسال شده در February 9, 2008 08:13
سلام
اول یه انتقاد : 20:30 یه کم کهنه شده ، دیگه اون تازگیو قشنگی رو نداره .
از اخبار شبانگاهی یاد بگیرید که پیشرفت کرده!
دوم یه سوال : چرا جلوی دوربین اجرا و خبرنگاری سرحالتر و با حالتر از وقتهایی هستید که در برنامه های زنده مثل زنده رود اصفهان حضورپیدا می کنید .
ارسال شده توسط زهرا عسکری | March 7, 2008 5:18 PM
ارسال شده در March 7, 2008 17:18
زیارت قبول
خوش به حالتون و خوش به حال بابای من که امسال شهادت حضرت فاطمه مدینه است و با اما زمان(عج) به سوگ بانوی دو عالم میره
واقعا خوش به حالشون!!!!:-(
ارسال شده توسط خودم | April 6, 2008 12:01 AM
ارسال شده در April 6, 2008 00:01
خیلی خوب بود.موفق باشید.من به طور اتفاقی با وبلاگتون اشنا شدم.
هرچی بالاتر بری خدا یه پله از تو بالاتره ،نه به خاطر اینکه خداست ،نه، به خاطر اینکه میخواد دستتو بگیره.
قبول باشه.
ارسال شده توسط mania | April 28, 2008 11:55 AM
ارسال شده در April 28, 2008 11:55
زیارت قبول
امیدوارم که از طرف ما هم زیارت کرده باشید.
همیشه از این می ترسم برم مکه ولی آنجا هیچ تاثیری
روم نذاره.
ارسال شده توسط ملیحه | May 4, 2008 11:55 AM
ارسال شده در May 4, 2008 11:55
دیروز باز باران با ترانه با گوهر های فراوان میخورد بر بام خانه .... و اما امروز .... باز باران بی ترانه.... باز باران با تمام بی کسی های شبانه .... میخورد بر مرد تنها .... می چکد بر فرش خانه .... باز می آید صذای چک چک غم .... باز ماتم من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده .... نمیدانم .... نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست ؟.... نمی فهمم ٫ چرا مردم نمی فهمند که آن کودک .... که زیر شلاق باران سخت میلرزد
سلام ازاینکه وبلاگتون رودیدم کلی کیف کردم
هیچ وقت فکرنمیکردم بتونم باشما باین نحوارتباط برقرارکنم
من عاشق نوع صحبت کردنتونم نوع صحبت کردنتون سادست ولی گیرا
موفق باشید به خونه منم یه سربزنید خوشحال میشم
ارسال شده توسط saghar | May 4, 2008 2:44 PM
ارسال شده در May 4, 2008 14:44
سلام اقای نجف زاده ی عزیز من اولین باره که متناتونو می خونم واقعا عالیه من که خیلی خوشم اومد راستی زیارتتون قبول
ارسال شده توسط حسنی | May 15, 2008 12:04 PM
ارسال شده در May 15, 2008 12:04
سلام.
من خیلی خبرنگاری شما را دوست دارم . خدا به شما و همکارانتان سلامتی دهد.
ارسال شده توسط حمیرا | May 18, 2008 11:21 PM
ارسال شده در May 18, 2008 23:21
رسم من فرشتگی نیست من كه درگیر زمینم تو خودت اینو می خواستی من یه ادمم همینم
ارسال شده توسط bahar | May 27, 2009 3:14 PM
ارسال شده در May 27, 2009 15:14