اين احتمالا آخرين مطلبيست که از آخرين سوژه اي که به دلم نشست براتون لينک مي کنم.http://dayyertashbad.blogfa.com/
يک وقايع نگاري بامزه از بچه هاي کالو. خداييش خيلي شرمندم کردن .http://dayyertashbad.blogfa.com/
« مدرسه کوچک ما | صفحه اصلی | نوشته های او »
اين احتمالا آخرين مطلبيست که از آخرين سوژه اي که به دلم نشست براتون لينک مي کنم.http://dayyertashbad.blogfa.com/
يک وقايع نگاري بامزه از بچه هاي کالو. خداييش خيلي شرمندم کردن .http://dayyertashbad.blogfa.com/
این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در October 23, 2007 3:54 PM ارسال شده می باشد.
ارسال قبلی این سايت مدرسه کوچک ما بوده است.
ارسال بعدی این سايت نوشته های او است.
در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.
نظرات (75)
سلام مثل این که من اولین نفرم نه؟!!!
گزارش قبلی تون روندیدحیف شد تکرارنداره؟
ارسال شده توسط نجمه | October 23, 2007 4:02 PM
ارسال شده در October 23, 2007 16:02
سلام
آقای نجف زاده من هنوز جواب سئوالمو نگرفتم ها ؟
ارسال شده توسط نادری | October 23, 2007 4:09 PM
ارسال شده در October 23, 2007 16:09
سلام جناب نجف زاده!
روز و روزگارتون خوش !
خیلی منتظر پخش این گزارش بودم ،ولی واقعا واسه خودم متاسفم که از دست دادمش!
اما امروز که به وبلاگ سر زدم ،اون مطلب زیبا رو خوندم، واقعا به شما حسادت کردم . خوش به حالتون که مردم در ازای همه خوبیهاتون،اینهمه دوستون دارن!
آرزو می کنم در ازای یه گوشهاز خوبیهاتون به این مردم، خدا برای همیشه نگهدار شما و همسرتون و امیرکیان کوچولو باشه!
بمونید چون همه مردم به خوبیهاتون نیاز دارن!
مثل همیشه نایب الزیاره شما و خانواده محترمتون هستم پیش امام رضا...
سرافراز باشید و پایدار...
ارسال شده توسط نفیسه | October 23, 2007 4:25 PM
ارسال شده در October 23, 2007 16:25
میخونمت . taraneh3031.blogfa.com
ارسال شده توسط ترانه | October 23, 2007 4:47 PM
ارسال شده در October 23, 2007 16:47
اعصابم ریخت بهم دیگه
اخه چرا من ندیدن پس
حیف شد ..
کاش
کاش
کاش
دوباره پخش میشد
خیلی دوس داشتم اون بچه ها رو ببینم
یعنی میشه 1 بار دیگه؟
میدونم که تقاضای محالی یه
اشکال نداره آقای خبرنگار
فقط میگم:خسته نباشی آقا!
ارسال شده توسط سحر | October 23, 2007 4:48 PM
ارسال شده در October 23, 2007 16:48
فقط محمد به حال شما غبطه نمی خورد(ما هم هستیم)
چه حسی داره آدم این همه هوادار داشته باشه؟
ولی فکر می کنم آدمی مثل شما دشمن هم زیاد داشته
درسته یا من آدم بدبینی هستم؟
مهرتان پایدار
ارسال شده توسط worship | October 23, 2007 4:57 PM
ارسال شده در October 23, 2007 16:57
salam
omidvaram khast nabashid va hamishe moafagh bashid
maryam
ارسال شده توسط maryam | October 23, 2007 5:33 PM
ارسال شده در October 23, 2007 17:33
salam!bi band bashi o bala!ta hamishe!roozgar be kam
ارسال شده توسط mannamanam | October 23, 2007 6:09 PM
ارسال شده در October 23, 2007 18:09
به نام خداي خوبيها و پاكيها
سلام.خيلي ناراحت شدم خب ديگه نظر تو بود رو حرف تو كه نبايد حرف زد. راستي يه پيامك خيلي جالب برام اومده.سيب:سرزنده وشاد
هلو:ملوس و دوست داشتني
ليمو:تلخ و بداخلاق
خربزه:شيرين ولي خسته كننده
توت فرنگي: جذاب و مغرورز
پرتغال:باهوش و زيرك
خيار:ساكت و تنها
هندوانه:مهربان
گيلاس:خجالتي و تودل برو
موز:با وقار
به نظر من تو سيب و پرتغال و هلو وهندوانه و موزي نظر خودت چيه؟امروز مامانم بهم گفت ديگه معتاد به اينترنت شدي يكم حق داره اخه من حداقل روزي سه چار بار ميام و به اينجا سر ميزنم ديگه داد همه در اومده.تو بگو من چيكار كنم؟اخه من از اون مشتريهاي پر و پا قرصتم.يه چيز ديگه صبي داشتم هرچي مصاحبه با تو تو جاهاي مختلف كرده بودن و مرور ميكردم گفتم اي ول داداش كامران منو خيلي خيلي ببخش كه انقدر سرتو درد اوردم دوباره مزاحمت شدمفقط ازقول من به همسر محترمتون سلام برسن واميركيان جان عزيزم ببوس .بازم ميگم منو ببخش.خدا يارو نگهدارت
ارسال شده توسط نرگس محمدي | October 23, 2007 7:01 PM
ارسال شده در October 23, 2007 19:01
سلام
کامران جان جدیدا این قدر بد مینویسم که کامنت هام رو تو سایت نمیذاری.خیلی منتظر پخش بودم اما یاااااادم رفت یعنی رفتم حمام بعد که اومدم دیدم تموم شد.اما از لینک بالا یه چیزایی دسگیرم شد. چه خوب شد که یه سری رو (احتمالن) از شهرنشینی نجات دادی منظورم نتایج گزارشت است که باعث اسفالت کردن راه، تاسیس مدرسه و... شد
ارسال شده توسط bermooda | October 23, 2007 7:02 PM
ارسال شده در October 23, 2007 19:02
گزارش که معرکه بود منتظر پشت صحنه هستم
ارسال شده توسط ***مریم/دل نوشته*** | October 23, 2007 7:02 PM
ارسال شده در October 23, 2007 19:02
سلام عمو جون.خوبین؟راستش...
بخواه به تو برسد ، بجوی تا بیابی ، در را بزن تا به رویت باز شود.
کارتون عالیه.موفق باشین.
ارسال شده توسط ستاره | October 23, 2007 7:05 PM
ارسال شده در October 23, 2007 19:05
سلاااااااااااام
بازم از این مطالب بنویسید
اخه خیلی قشنگ و باحال هستن
ارسال شده توسط ghogha | October 23, 2007 7:07 PM
ارسال شده در October 23, 2007 19:07
سلام با يك سبد گل سرخ . جملتون كژتابي داره . منظورتون از آخرين مطلب اين نيست كه ديگه نمي نويسين و از اين جور چيزها ؟ يعني اميدوارم كه نباشه . به هر حال هر روز بي صبرانه منتظر نوشته هاي شيوا و دلنشينتان هستم . پيروز و سربلند باشيد .
ارسال شده توسط آرزو جوان | October 23, 2007 7:09 PM
ارسال شده در October 23, 2007 19:09
حکایت عجیبیست دلتنگی مثل عشق که بدون اجازه وارد قلبت میشه و یک گوشه ی دنج جا خوش میکنه .
دلتنگم خیلی
برای من و دلتنگی هایم دعا کنید
در پناه حق
یا علی
ارسال شده توسط maryam | October 23, 2007 7:27 PM
ارسال شده در October 23, 2007 19:27
سلام آقای نجف زاده
چقدر خوب که خواسته های این گزارش زودتر داره عملی میشه.
البته امیدوارم بقیه ی قول و قرارهایی که مسئولین به بچه های کالو دادن هم هر چه زودتر به انجام برسه.
به امید شنیدن خبر جشن کالو
سربلند باشید.
یاحق
ارسال شده توسط دیگه چه خبر؟ | October 23, 2007 8:16 PM
ارسال شده در October 23, 2007 20:16
salam agha kamran kheili bahal bood midooni oonaro khoondam chi dastgiram shod in ke shoma ba inke adame maroofo mohemi hastid aslam maghroor nashodid eival kheili forootani .vase hamine ke hame dooset daran. be omide movafaghiat va piroozie hamishegi bye
ارسال شده توسط hamide | October 23, 2007 8:16 PM
ارسال شده در October 23, 2007 20:16
سلام.خوبید؟ایندفعه زود رسیدم فکر کنم.
wow!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مطلبی که گذاشته بود تو وبلاگش فوق العاده بود.فکر کنم باید سمت دستیاریتون رو بهش بدید.من که شدیدا" خوشم اومد.کار خیلی قشنگی کردین .سوژه به این میگن.جدی میگم.هم خبر بود،هم درد دل،هم به آرزو رسیدن یه سری که کم جمعیت ترین مدرسه رو داشتن. به خودتون افتخار کنید که انقدر دلا به هواتون شادن.سرتون رو نمی دردم.
امیدوار نیستم،مطمئنم همیشه همیشه موفقید.
ارسال شده توسط تینا | October 23, 2007 9:08 PM
ارسال شده در October 23, 2007 21:08
سلام
من تو اینرنت ویدیوی این گزارش رو پیدا نکردم اگه ممکن تو یوتیوب یا یه جای دیگه آپلودش کنید.
خیلی مشتاقم ببینم
ارسال شده توسط علی | October 23, 2007 9:08 PM
ارسال شده در October 23, 2007 21:08
salam vaghean aghaye sherani mahshar karde
mohammad jan movafagh bashi
aghaye nejaf zade shoma ham hamintor
bye
ali dayyeri
o bandar dayyer
ارسال شده توسط ali dayyeri | October 23, 2007 9:34 PM
ارسال شده در October 23, 2007 21:34
سلام کامران جان
بازهم گل کاشتی
ولی اینبار بوی گلت در تمام اینترنت پیچیده .
کاش برخی از مسئولین نیز این بو را حس می کردند .
کاش بوی گل مهربانی را به روستاهای محروم و دورافتاده می رسانیدند تا همه باهم خوشبو شویم .
مدیریت سایت 30gh.com
ارسال شده توسط مدیریت سایت 30gh.com | October 23, 2007 10:14 PM
ارسال شده در October 23, 2007 22:14
گفته بودم که خیلی دوست داشتنی هستی!!!!!!!!!
قدر این نعمتو بدون
زنده باد کامران!!!
ارسال شده توسط marYam | October 23, 2007 10:28 PM
ارسال شده در October 23, 2007 22:28
هو الرضا
یکبار دیگر رضا- ع- پناهم داد
در بارگهش اذن نگاهم داد
از لطف کریمانه او ممنونم
کین سان به حرم دوباره راهم داد .
با سلام
از اخبار ساعت 9 شب - 1-8-1386 خبر کاپیتان را دیدم
خواستم تشکر کنم و عرض کنم واقعاً خسته نباشید
انشاءالله در پناه سلطان توس - امام رضا - ع- - موفق و پیروز باشید .
یا حق
ارسال شده توسط ح پارسا | October 23, 2007 10:34 PM
ارسال شده در October 23, 2007 22:34
منظورت از آخرین چیه؟؟؟؟؟!!!
ارسال شده توسط حسنک | October 23, 2007 11:02 PM
ارسال شده در October 23, 2007 23:02
وای کامران من راس راسی عاشق مهدی شدم! تو اون عکسی که تو دستاتو کردی تو جیبت و داری نگاش میکنی (تو وبلاگ عبدالمحمد)و اون اونجوری با حجب خیره شده به بیرون... وای نفسم رو بند میاره این بچه!
ارسال شده توسط کاکتوس | October 23, 2007 11:08 PM
ارسال شده در October 23, 2007 23:08
سلام آخ جون فک کنم اول شدم.
حالا برم بخونم
ارسال شده توسط کویری | October 23, 2007 11:33 PM
ارسال شده در October 23, 2007 23:33
واقعا خسته نباشي. فكر ميكنم يكي از انساني ترين اتفاقهاي زندگي كاريت بود . اميدوارم هميشه همينطور مايه افتخار خبر باشي.
ارسال شده توسط ناشناس | October 23, 2007 11:34 PM
ارسال شده در October 23, 2007 23:34
سلامي به پهناي خليج تا ابد فارس تقديم به شما مرد خستگي ناپذير؛
باز هم تشكر به خاطر قدوم مبارك و ميمون شما مرد شريف؛ كه با آمدنت سيل آرزوهايما يكي يكي رنگ حقيقت يافت؛
آفرين و مرحبا به اين همت بلند شما كه منشا خير براي ده ما شدي؛
از اين همه دعاي خير كه بدرقه راهت هست ؛و باعث بزرگي و ماندگاريت ميشود غبطه ميخورم ؛
با يه كار به ظاهر كوچك ؛(بازديد از كوچك ترين مدرسه ايران بزرگ)چنان شوري در بين مردم منطقه يا شايد استان آفريدي كه آثارش تا مدتها باقي خواهد ماندغ
درود به اين همه هميت شما (خبرنگار)يا شايدم يه عنوان بالاتر ولي بنظرم همين كلمه خود گوياي همه چيز خواهد بود.(((((((((((خبرنگار))))))))))))))))
درود و باز هم درود
دوست دارم چند جمله اي از روزنامه نويسي و خبرنگاري را به پاس زحمات اين قشر زحمتكش بنگارم.
وقتي سخن از قلم به ميان آيد تعابيري همچون،دربدري،حبس،و سانسور در همه نقاط دنيا به ذهن متبادر ميشود و گاه شهادت ميرزا جهانگير خان سردبير صور اسرافيل،سيد جمال و ملكم خان در جامعه خودمانو ...اما بايد گفت كه در هر صورت هر كاري مشكلات خاص خودش را دارد.در جهان پيشرفته روزنامه نگارانو خبرنگاران تنها صنف و گروهي هستند كه بدون گرفتن راي و گزينش از مردم،آنها را نمايندگي ميكنند،چشم و گوش مردمند و تا به اين وظيفه عمل نكنند،كالايشان در بازار خريدار نداردو عملا از نمايندگي خلع ميشوند.
آنان مدام با دولتمردان درگير ميشوند،اما چنان نيست كه بر سر جان منتهي شود.
بهترين مثال دو روزنامه نگاري بودند كه افتضاح واترگيت را برملا كردند،آندو،نيكسون را بركنار نكردند،بلكه رازي را برملا كردندو بقيه راه را مردم و مجلس رفتند تا آنكه موفق ترين و مشهورترين رئيس جمهور آمريكا با چشم گريان از كاخ سفيد بيرون رفت.
اما چطور كسي سخن از آقا محمد تبريزي روزنامه نگار و نقش او در جنبش تنباكو كه فتواي ميرزاي شيرازي را در پي داشت ،سخن نميراند؟
اين از تفاوت دو ممالك پيشرفته و جهان سوم است.حكايت ميرزا طاهر،درست مثل همان داستان دو روزنامه نگار در واتر گيت است.
او به وظيفه خود عمل كرد و مردم و تجار و روحانيون نيز .تاريخ ميگويد در هر كجاي دنيا روزنامه نگاران و مردم براي حقوق اساسي جامعه و اجراي عدالت هم پيمان شدند ظلم و بي عدالتي تاب نياورد.
خوشا به حال شما كه خبرنگاريد.
((سپهر))
ارسال شده توسط sepehr_slh | October 24, 2007 12:00 AM
ارسال شده در October 24, 2007 00:00
سلام . خيلي صفا كردم با هاتون . موفق باشي عزيز .
ارسال شده توسط mahdi | October 24, 2007 12:08 AM
ارسال شده در October 24, 2007 00:08
سلام عزيزم
متاسفانه انگار راستي راستي قهري با ما
برات مطلب نوشتم توي كامنت قبليت گفتم شايد دوس داشته باشي بري جاهايي كه هيچ كس نرفته
مطمئنم اگه اينجا بياي و گزارش تهيه كني اشكت در بياد
خواهش ميكنم جوابشو بده
ميبرمت روستايي كه صداي پاي تمدن و اينترنت و برق و آب و يخچال و كمد و ديوار و خيلي چيزهاي پيش پا افتاده بهش نرسيده
ميخوام بياي و فقر و بشناسي و صداش رو بشنوي
ارسال شده توسط احمد تاجبخش | October 24, 2007 12:14 AM
ارسال شده در October 24, 2007 00:14
سلام آقای نجف زاده.امید وارم که حالتون خوب باشه.
فکر می کنم من رو بشناسید.
خوشحال می شم سری هم به وبلاگ بابام بزنید.البته طراحی وب سایت رو من انجام دادم ولی بقیه با باباست ...
انشاءا... همیشه موفق باشید. ;)
ارسال شده توسط مصطفی روحانی نژاد | October 24, 2007 12:18 AM
ارسال شده در October 24, 2007 00:18
سلام اقاي نجف زاده عزيز
مي خواستم به شما به خاطر اين سليقه عالي تبريك بگم
و بگم كه در اين تاريخ كهن خبر نگاري مثل شما نبوده و نخواهد بود
به همين دليل از خداي يكتا براي شما ارزوي سلامتي دارم
متشكرم
سيده فاطيما ميرشفيعي
ارسال شده توسط فاطيما | October 24, 2007 12:39 AM
ارسال شده در October 24, 2007 00:39
خوش به حالت قدم پر برکتی داری داداشی...
ارسال شده توسط آبجی سمیه | October 24, 2007 6:52 AM
ارسال شده در October 24, 2007 06:52
سلام
خسته نباشي من مطمئن بودم كه گذارشت خوب ميشه ونبايد نگران باشي وخوب هم شد البته خوب كه نه عالي عالي بود.فوتبالتم خوبه.
*.موفق باشي.*
ارسال شده توسط مريم | October 24, 2007 8:11 AM
ارسال شده در October 24, 2007 08:11
سلام
خدا قوت. خيلي ساده و تاثير گذار بود.موفق باشيد.
ارسال شده توسط علي | October 24, 2007 8:47 AM
ارسال شده در October 24, 2007 08:47
به نام خدا
سلام
گزارش را ديدم و لينك را...... دلم آتش گرفت كه چه معصومند اين كودكان و با معصوميت و صداقتشان همه چيز را مي گويند و دريغ است كه گوش شنوايي برايشان نباشد .....
و تو .... تو اي مرد خبرنگار باشد كه اجر عمل صالحت را هر چه زودتر بگيري و كودكان معصوم ايران من ديگر محروم نباشند.
الهي آمين
موفق باشي
ياحق
ارسال شده توسط صاحبدل بيدل | October 24, 2007 8:52 AM
ارسال شده در October 24, 2007 08:52
به نام خدا
سلام
گزارش را ديدم و لينك را...... دلم آتش گرفت كه چه معصومند اين كودكان و با معصوميت و صداقتشان همه چيز را مي گويند و دريغ است كه گوش شنوايي برايشان نباشد .....
و تو .... تو اي مرد خبرنگار باشد كه اجر عمل صالحت را هر چه زودتر بگيري و كودكان معصوم ايران من ديگر محروم نباشند.
الهي آمين
موفق باشي
ياحق
ارسال شده توسط صاحبدل بيدل | October 24, 2007 8:52 AM
ارسال شده در October 24, 2007 08:52
شلام آقاي نجف زاده .موقعي كه گزارش پخش ميشد .....
گريم گرفت ........كاش ماها ميفهميديم ...شما رو نميگم خودموميگم.......چقدر راحت عين اب خوردن امكانات اين بچه ها رو تو شهر هدر ميديم ........ميدونين چي كار كردين؟؟اين يعني معرفت.
براتون آرزوي آگاهي شناخت و معرفت دارم
ارسال شده توسط ندا قائم فرد | October 24, 2007 10:17 AM
ارسال شده در October 24, 2007 10:17
ماشاالله
یه اسپند واسه خودت دود کن
یه وقت چشمت نزنن
خیلی خوبه آدم انقدر مشهور باشه نه؟
حال می کنی دیگه
نوش جونت ما که حسود نیستیم
ماشاالله
ارسال شده توسط شاپرک | October 24, 2007 10:28 AM
ارسال شده در October 24, 2007 10:28
سلام
خدارو شكر كه اين سيستمهاي دكوري مديران هم بالاخره جاي استفاده واقعي اش را پيدا كرد!!!
ارسال شده توسط الهام | October 24, 2007 10:38 AM
ارسال شده در October 24, 2007 10:38
سلام
((اگه فقط دو ساعت ديگه زنده باشين چيكار مي كنيد؟؟؟))
يه سر به ما بزنيد نظرتونو بگيد...
ارسال شده توسط Tofan Sorkh | October 24, 2007 11:28 AM
ارسال شده در October 24, 2007 11:28
سلام سلام... بازم اول شدم چه خبرا آقا کامران؟ من که خیلی خوشحالم چون امروز مدرسه نرفتم فکرشو بکن الان همه ی بچه ها سر کلاسن میپرسی چرا نرفتم ؟ چون امتحان داشتیم خودمو زدم به مریضی و دودر کردم ای وووووووول . راستی گزارشاتون خیلی خوبتر تر شده ادامه بده!!
ارسال شده توسط فرزانه | October 24, 2007 11:36 AM
ارسال شده در October 24, 2007 11:36
سلام
ممنون
ولي مطالب خودت چيز ديگه ايه،تو عالي هستي!
ارسال شده توسط حديث | October 24, 2007 11:42 AM
ارسال شده در October 24, 2007 11:42
salam. ye up dar morede gozaaresh gashangetoon gozashtam. khoshal misham biaie bekhooni va
nazaretoono begin
fe'lan
movafagh bashi
ارسال شده توسط kimiaa | October 24, 2007 11:55 AM
ارسال شده در October 24, 2007 11:55
با سلام و عرض ادب ...
بی شک یکی از خوش ذوق ترین خبرنگاران و خوش قلم ترین نویسندگان جوان ایرانی کامران نجف زاده است .
آقا کامران اگه به وبلاگ من هم سری بزنید منو خیلی خوشحال کرده و باعث افتخار من خواهد بود .
ممنونم
ارسال شده توسط علی ایمانی | October 24, 2007 12:17 PM
ارسال شده در October 24, 2007 12:17
سلام.میشه این وبلاگ رو بخونید........گویی خبرهایی درآن وجوددارد.....ومیشه ماراراهنمایی کنید که این حرکت شخصی ایست یا ملی؟
http://www.kouroshz.blogfa.com/
ارسال شده توسط لیلاوزینی | October 24, 2007 12:43 PM
ارسال شده در October 24, 2007 12:43
آخی... چه جالب نوشته بودن.....
خوش به حالشون که تو باعث آبادانی روستاشون شدی....! واقعا بهت تبریک میگم کمتر کسی مثله تو تو این دنیا هست....قدر خودتو بدون و مواظب خودت باش...ایشالا همیشه موفق باشی...
واقعا بهت تبریک میگم... واقعا....
خوب ای مرد فوق العاده هوای ما ها رو یه ذره داشته باش...
خدا تو را همیشه حافظ...
ارسال شده توسط یاسمن | October 24, 2007 12:50 PM
ارسال شده در October 24, 2007 12:50
ســـــــــــــــــــلام
خیلی افسوس می خورم که گزارشتونو ندیدم!!!!!!!!
حالا نمیشه یه بار دیگه پخش بشه؟؟
این روزها که از دانشگاه بر می گردم چنان خسته ام که تلویزیون کم می بینم!! نهایتش 20:30
آخه دانشجوها به 3 دسته تقسیم می شن ، یه عده که واسه شما خبرنگارهای خوب قابل توجه ان، اونایی ان که خوابگاهو تحمل می کنن! یه عده هم که دانشگاه توی شهر خودشونه! اما امثال من!، که باید از شهرستان خودشون تا مرکز استان یعنی دانشگاه برن! ( حد اقل 45 تا50 کیلومتر) همش در رفت و آمد!
ولی هزاران بار ، باز هم خدا رو شکر می کنم!
در کنا خانواده بودن به همه ی سختی های راه می ارزه!!!
ان شا الله همیشه موفق باشید!!!!!
برای ما هم دعا کنید!!!
ارسال شده توسط سیما | October 24, 2007 1:35 PM
ارسال شده در October 24, 2007 13:35
یادم رفت بگم که:
حتماخیلی جالب بوده ، گزارش سفرتون میگم ، من که فقط خوندم و عکس ها رو دیدم ، خوش به حال اونایی که گزارش شما رو هم دیدن!!
مرور خاطرات سفر خیلی دلچسبه! مگه نه!!!!
ارسال شده توسط سیما | October 24, 2007 1:41 PM
ارسال شده در October 24, 2007 13:41
وقتی نوشته های پر از احساس اون سرباز معلم جنوبی رو می خوندم،بهت حسودیم شد...به این که چقدر خوبی...کاری که تو کردی،اینقدر با اخلاص بود که به دل همه نشست...حالا هر کار کوچیک و بزرگی که واسه اون بچه ها بشه مسببش تویی...خدا همیشه پشت و پناهت...بازم از این کارا بکن...
دوستت داریم...از ته دل...این حرف دل همه ی بچه های ایرونیه که از داشتن خبرنگاری مثل تو احساس غرور میکنن...وبراش آرزوی موفقیت های روزافزون وپی در پی دارن...
یا علی
ارسال شده توسط ابراهیمی | October 24, 2007 2:15 PM
ارسال شده در October 24, 2007 14:15
فکر کنم من اولین نفرم .مثل هیشه زیبا بود
ارسال شده توسط سارا | October 24, 2007 2:43 PM
ارسال شده در October 24, 2007 14:43
ما قلب ها رو با ویژگی هایی که از خود نشان می دهیم جلب می کنیم.و با ویژگی هایی که داریم آنها را نگه می داریم.آقای نجف زاده همیشه موفق باشید.
ارسال شده توسط ریحانه | October 24, 2007 3:02 PM
ارسال شده در October 24, 2007 15:02
سلام
کامران عزیز بدون خیلی بیشتر از قبل از دوست داریم...
اون مطلبو خوندم و فقط بغض کردم..از خوشحالی...
دیگه اونا هم یه مدرسه ی خوب دارن،هم کامپیوتر دارن،هم...
قدر خودتو بدون...تو عزیز مردم ایرانی...
ارسال شده توسط صادق آصفی | October 24, 2007 4:30 PM
ارسال شده در October 24, 2007 16:30
مثل اینکه این سوژه خیلی کامران پسند یا بهتره بگم همه پسند بوده
ارسال شده توسط payizaneh | October 24, 2007 4:30 PM
ارسال شده در October 24, 2007 16:30
هنوز از شما عصبانی هستم .
ارسال شده توسط حامد | October 24, 2007 4:31 PM
ارسال شده در October 24, 2007 16:31
سلام
کامران عزیز بدون خیلی بیشتر از قبل از دوست داریم...
اون مطلبو خوندم و فقط بغض کردم..از خوشحالی...
دیگه اونا هم یه مدرسه ی خوب دارن،هم کامپیوتر دارن،هم...
قدر خودتو بدون...تو عزیز مردم ایرانی...
ارسال شده توسط صادق آصفی | October 24, 2007 4:32 PM
ارسال شده در October 24, 2007 16:32
این لحظه ها که می گذرد شادم ....
دمتان گرم
بانی خیر شدی شدید...
ارسال شده توسط مائده دومی | October 24, 2007 4:41 PM
ارسال شده در October 24, 2007 16:41
خیلی خوبه که به اون مدرسه امکاناتی دادند ولی فکر میکنی میتونی چند تا از این جور مدرسه ها رو رو صفحه ی تلویزیون بیاری و نگاه چند تا بچه مثل مهدی و محمد رو نشون بدی تا شاید مسئولان یادشون بیاد که اونا هم وجود دارند و حق نفس کشیدن و استفاده از امکانتات این مرز و بوم حق اوناست ؟
موفق باشی در ادامه ی رسالتت مرد !
در پناه حق
یا علی
ارسال شده توسط maryam | October 24, 2007 5:04 PM
ارسال شده در October 24, 2007 17:04
salam agh kamran man vase avalin bar omadam v in veblageton harf nadare
kheyli tarafdar darin hadaghalesh in ke to khoonamon kheyli azaton tarif mikonan
omidvaram hamishe moafagh v pirooz bashin
ya ali
sima az ostane sistan o balochesatan
khoshhal mishim be shahre ma tashrif biyarain
hadaaghalesh ine ke az naamniha gozaresh migirin
alan jadidan ye gorohakai omadan shishhay
maghazeharo mishkanan va atish mizanan
moafagh v shad bashin
ارسال شده توسط sima | October 24, 2007 6:33 PM
ارسال شده در October 24, 2007 18:33
سلام
خیلی زیبا بود ...به نظر من کاش این سرباز معلم جنوبی در آموزش و پرورش استخدام نمی شد و دستیار خودتون در صدا و سیما میشد !خیلی زیبا می نویسه .....آفرین بر شما و این سرباز معلم خلاق جنوبی
ارسال شده توسط یک دوست | October 24, 2007 7:14 PM
ارسال شده در October 24, 2007 19:14
سلام آقاى نجف زاده...
اميدوارم حالتون خوب باشه...
من معمولا وقتمو جوري تنظيم ميكنم كه كه 20:30 و اخبار شبانگاهى 22 رو ببينم...
تا حالا چندبار به وبتون اومدم و از مرداد ماه لينكتون كردم(توى پيوندام قرارتون دادم)
قصد چاپلوسى ندارم ولى ميگم كه شما رو بهترين گزارشگر،خبر نگار و مجری میدونم...
واقعا نميدونم منظورتون چي بود
شايد ميخواستين مسئولين بدبختي مردمو ببينيد،كه شايد ببينن و شايد اينقدر يهو به اون روستا برسن كه...ولي شما كه به اينهمه روستاي محروم نميتونيد سر كه مسئولين محترم!نظرشون به اون سمت جلب بشه...
شايد ميخواستين مردم تحت تاثير قرار بگيرن ولي من كه جزء اين مردمم تحت تاثير قرار نگرفتم...
و خيلي شايدهاي ديگه...شايدم منظور خاصي نداشتين!!!
ولی این آدما مشکل خاصی ندارن در واقع...
اونها و خونواده هاشون سالها همین مدلی زندگی کردن...
یا مثلا عشایر شهرا و استانای مختلف توی چادر زندگی میکنن،وقتی درس میخونن سقف کلاسشون یا آسمونه یا همون چادر،چون زندگیشون همیشه همونجوری بوده...
ماشین ممکنه نداشته باشن ولی شاید پول بنز رو هم داشته باشن...
توي عكسا یه اتاقک کوچولو هستش ولی اندازه ی همون 4تا دانش آموزشه...حتی کولر هم دارن!!
اگه میخواين واقعا تاثیر گذار باشه گزارشهاتون باید برين به جاهایی که بچه هاش واسه رسیدن به نزدیکترین مدرسه که مثلا ساعت 8 زنگش میخوره،باید ساعت چهارونیم حرکت کنن از خونشون پیاده هم باید برن چون جاده خاکیه همه ی مسیرشون و اون موقع ماشین که هیچی موتور هم گیر نمیاد
بچه هاي كالو حتما توي يه روستاي كوچيك زندگي ميكنن و مدرسه ي كوچيكشون هم نزديكشونه...
خوب ميخورن،خوب ميپوشن،تميزن،سالم هستن،راحت درسشونو ميخونن
ولي خيليا همين امكاناتو هم ندارن...
حرف زياده
من دردكشيده نيستم...هنوز 20 ساله هم نشدم...همه چي هم دارم...
ولي خيلي چيزا ديدم...يعني واقعا ديدم...و چيزايي رو هم كه ديدم درك كردم...
حرف خاصي نزدم،ميدونم شما اينارو ميدنيد، ولي دوست داشتم منم نظرمو بگم...
واسه تون بهترينارو آرزو ميكنم چون لايق بهترينها هستيد...
ارسال شده توسط ستاره | October 24, 2007 7:16 PM
ارسال شده در October 24, 2007 19:16
آقای نجف زاده سوژه گزارش می خوای؟ از مردم و هواداران تیم فوتبال صنعت نفت آبادان گزارش تهیه کن. البته نه از زاویه 100درصد فوتبالی بلکه دریاب که چرا این مردم فوتبال شهرشان را این چنین دوست دارند.
ارسال شده توسط هواداران صنعت | October 24, 2007 7:30 PM
ارسال شده در October 24, 2007 19:30
آقای نجف زاده :
روزی از آن زود دیرها وقتی به بالای سر غریبی خونین دلتر از چاه مولا رسیدم بهم گفت " کجا بودی آن لحظه واپسین صلیب که چشمم مسیحا مسیحا مرا می گریست " ؟!
ولی امروز خوشحالم که شما خیلی زود به بنفشه ها لبخند زدید و پروانگی را تا اوج نوشتید.
حالا دیگه بچه های جنوب سهم بزرگی در خاطرات شما نیستند بلکه شما سهم بزرگی در زندگی شان هستید ..
موفق باشید
ارسال شده توسط مریم قرایی | October 24, 2007 8:00 PM
ارسال شده در October 24, 2007 20:00
سلام آقای نجف زاده به وبلاگ مراجعه کردم و خوندم...خوش به حال معلم این روستا...چه دل بزرگی داره!!!!و خوش به حال شما که تونستید به این جمع صمیمی برید...حسودیم شد....
ارسال شده توسط کوثر حاجی مولانا | October 24, 2007 8:04 PM
ارسال شده در October 24, 2007 20:04
خیلی گلی.همین !
ارسال شده توسط سعیده | October 24, 2007 10:32 PM
ارسال شده در October 24, 2007 22:32
salam aghaye najaf zadeye aziz
khaste nabashid
gozareshetun mahshar bud
movafagh bashi o piruz
dar panahe aseman
ya ali
ارسال شده توسط sahar | October 25, 2007 10:49 AM
ارسال شده در October 25, 2007 10:49
سلام..
یکی از همکاراتون تو وبلاگش یه موضوعی رو مطرح کرده راجع به حذف ایران از لیست یاهو...
از همه هم خوسته که اونو تو وبلاگشون کپی کنن تا مثلا یه بمب گوگلی درست شه...
آدرس وبلاگ اون خبرنگار تو یاهو 360 اینه:
http://blog.360.yahoo.com/blog-stOZ40s8drR8tjN4uYX5_2U-?cq=1
اگه باز نشد من ازش تو وبلاگم کپی گرفتم.
حالا واقعا این حرکت درسته؟
با تشکر
ارسال شده توسط اتاق آبی | October 25, 2007 5:24 PM
ارسال شده در October 25, 2007 17:24
سلام
امیدوارم گزارشاتون از نقاط محروم ادامه داشته باشه
بلکه به این وسیله مسوولان دلشون به رحم بیاد
گزارشتون از کالو مثل همیشه عالی بود
ارسال شده توسط شاداب | October 25, 2007 7:21 PM
ارسال شده در October 25, 2007 19:21
سلام. گزارشي بس جالب بود. ..
مرسي.
ارسال شده توسط شادي | October 25, 2007 9:29 PM
ارسال شده در October 25, 2007 21:29
روستا بوی گل گندم ها
شهر انباشته از مردمها
روستا بوی گل و نغمه و رود
شهر آ وار پر از آهن و دود
روستایی بر گرد
روستا چشم به راه است هنوز
مثل همیشه گزارش توپ بود
مرسی
ارسال شده توسط نفیسه قاسم زاده | October 27, 2007 3:07 AM
ارسال شده در October 27, 2007 03:07
اقدام شمااز اینکه به موضوعات پیرامون خود فراتر از یک سوژه می پردازید قابل تقدیر وتلاش محمد که از جنس کارهای شمااست و از احساسات پاکش سرچشمه می گیرد قابل تحسین است گرچه نمی دانم چند تا از این محمدها در گوشه و کنار این کشور وجود دارد ولی امیدوارم اقدام شما برای کسانی که دستانشان به سرشاری قلب و روح نجف زاده است تلنگری باشد
ارسال شده توسط هاجر | October 27, 2007 12:32 PM
ارسال شده در October 27, 2007 12:32
گرچه گاهی حتی تیپا بیدارمان نمی کنداما تلنگری باید
ارسال شده توسط وفا | October 29, 2007 2:52 PM
ارسال شده در October 29, 2007 14:52
سلام کامران جان .
این اولین بار است که بعد از خوندن نوشته های قشنگت نظر میدم .راستش دستم به نوشتن نمیرفت . اگه بگم فقط برای دیدن گزارش های قشنگ و جذاب شما اخار گوش میدم ، باور میکنید ؟ راستش به کیان جان غبطه میخورم ، یه ذره هم حسودیم میشه آخه شما همیشه به فکرشین و اون میدونه که هیچ وقت فراموشش نمیکنید . دوست ندارم فکر کنید بی حیام . اینا رو راحت و رک نوشتم چون فقط یه نامه است که حتی ممکنه تا آخر هم نخونیش .
با دلی پر از محبت و عشق خواهرانه ، برات آرزوی موفقیت ، سربلندی ، سلامتی و شادی دارم و بی صبرانه منتظر گزارش های بی نظیرتم...
ارسال شده توسط هانیه | November 14, 2007 11:21 AM
ارسال شده در November 14, 2007 11:21
سلام واقعا کم کاری کردید در مورد 15 آذر روزی که به خاطر سهل انگاری عده ای یک سری پرنده پر کشیدند و رفتند گزارشتون هم تو روز 15 هیچ چنگی به دل نزد اولش که دیدم فکر کردم همون گزارش پارسالیه واقعا حق اون بچه ها این همه کم کاری بود تو گزارش سال قبلتون گفتید که کم کم دارید عادت می کنید اما مطمئن باشید که پدر و مادراشون هیچ وقت عادت نمی کنند عکس علیر ضا افشار توی تمام خیابونای شهر هست دیدی نگاهش چقدر سنگینه آیا این سنگینی بار مسئولیت ما نیست چقدر حیف شد که رفتند و چقدر حیف تر که ما ماندیم . راستی یه شهیدی تو گلزار شهدای چیذر هست که خیلی شبیه شماست شاید شما هم مثل علیرضا دوست داشته باشید که شهید شوید آنوقت از دوستاتون چه انتظاری دارید به خاطر همون دوستان کاری کنید که مردم هیچ وقت بچه های سی 130 رو فراموش نکنند برای من که فاصله ها حریف خاطره ها نشدند . موفق باشید . یا علی !
ارسال شده توسط golab | December 9, 2007 10:23 AM
ارسال شده در December 9, 2007 10:23
سلام دوباره به آقا كامران ....
من هموني ام كه گفتم "دوست دارم با نوشته هات گريه كنم"
حسين 17 ساله دارم
مطلب بالا رو خوندم
من هم بوشهريم
به خدا خيلي اينجا واسه ما كم گذاشتن
مگه عسلويه اينجا نيست؟؟؟؟!!!!!
ميدونستي ماي بوشهري توي خونه مون گاز نداريم!!!!
ماييم و كپسولهاي سبز و زرد آهنين!!!
اونوقت آقايون از عسلويه گاز مارو به قيمت ارزون و به مدت طولاني صادر ميكنن هند و عمان و ارمنستان و آذربايجان و ....به خدا اين قدر اين كشورا زياد شدن كه ديگه نميدونم ايران به كجا گاز عسلويه رو نداده!!!!
فاصله بوشهر تا عسلويه حدود 270 كيلو متره.....
به خدااين فاصله زياد تر از فاصله عسلويه تا اروپا نيست!!!!
راستي آقا كامران بين خودمون باشه ....ميخواستم بگم دزدي و بخور بخور هاي نا حق توي سيستم هاي دولتي ما كم نيست!!!
شايد يكي از معني هاش هميني باشه كه اون بالا گفتم!!!
راستي عزيز !!!شعر هاي خوشگلتو هم بذار تو سايت...
در پناه خدا
سلامت باشي- خوش باشي- زنده باشي -خندون باشي!!!!!
ارسال شده توسط حسين | January 6, 2008 3:18 AM
ارسال شده در January 6, 2008 03:18