سلام...پیرارسال همين روز عيد بود که من شيفت بودم و داشتيم از برنامه برمي گشتيم که راننده يک دفعه هوس بربري کرد و زد کنار و پريد پايين و موبايلم زنگ زد و بچه هاي راديو بودند که گفتند ارتباط مستقيم مي خواهند و قرار شد يک دقيقه ديگر زنگ بزنندو راننده با يک بربري داغ که براي شکم گنده و بامزه اش فقط يک بيسکويت کوچولوي مادر بود نشست پشت فرمان و گفت بفرما!
بربري داغ به اندازه تمام وسوسه هاي الياس جذابيت داشت.
که من يک تکه تقريبا سوخاري شده اش را کندم و تا شروع کردم به قورت دادن راديويي ها زنگ زدند که روي خطيم اقاي نجف زاده و دينگ دينگ دينگ خبر پيام را که شنيدم بربري توي گلويم گير کرد و خانم گوينده هي مي گفت :"ما منتظر گزارش شما هستيم...!صداي ماراداريد اقاي نجف زاده"؟!.... ونجف زاده داشت سکته مي کرد .سرفه اش گرفته بود و صدايش در نمي امد و راننده که راديو را باز گذاشته بود هم کپ کرده بود هکذا.
بگذريم با هر مصيبتي بود ارتباط دادم و بعد خداخدا مي کردم که کسي اصلا گوش نداده باشد...که کسي هم چيزي نگفت.
عيدت مبارک...مراقب باش يک بربري داغ تو را از راه بدر نبرد.
نظرات (312)
کامران خان سلام!خيلي مخلصيم.
ان شاا...هميشه درجه يک بموني
ارسال شده توسط عادل فردوسي پور | October 11, 2007 2:07 PM
ارسال شده در October 11, 2007 14:07
بنام خالق یاس و احساس
عید فطر بر شما مبارک . اشتباه نکنید . عید چند روز دیگه برای عوامه . شما برگزیده شدید .
از طرف الیاس !
ارسال شده توسط عذرا | October 11, 2007 2:19 PM
ارسال شده در October 11, 2007 14:19
بنام یگانه عشق و هستی
خدایا ! من در کلبه حقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری . من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری ...
یا علی ...
ارسال شده توسط عذرا | October 11, 2007 2:21 PM
ارسال شده در October 11, 2007 14:21
سلام آقای نجف زاده
عید فطر مبارک
طاعات قبول
ارسال شده توسط زهرا | October 11, 2007 2:27 PM
ارسال شده در October 11, 2007 14:27
salam pishapish eydetoon mobarak
khosh halam az inke dobare vevashtid va man avalin kasiam ke nazar midam lotfan baram ye imaile bahal befrestid doostetoon daram andazeye ye donya
ارسال شده توسط pardis | October 11, 2007 2:28 PM
ارسال شده در October 11, 2007 14:28
افسوس . به هر حال عيدمبارك.........حيف كه قدر ندانستيم . قدر خيلي چيزها را .
ارسال شده توسط ميترالبافي | October 11, 2007 2:56 PM
ارسال شده در October 11, 2007 14:56
سلام . آقاي نجف زاده بقول شيخ معيري خدا بكشد آز را اگر چه ما همه همينطوريم . به من سر بزن . جلب توجه اينكه اولين نظر رو عادل فردوسي پور داده
ارسال شده توسط ميثم | October 11, 2007 3:02 PM
ارسال شده در October 11, 2007 15:02
سلام
من از طرفداراي شما هستم و هميشه از گزارشها شما لذت ميبرم
خوش حالم كه اينجا اومدم و نوشته هاتونو مي خونم
عيد شما هم مبارك
ارسال شده توسط ماندا | October 11, 2007 3:05 PM
ارسال شده در October 11, 2007 15:05
آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
نجف زاده ي عزيز خوشحال مي شم به من سر بزنيد .
ارسال شده توسط ماندا | October 11, 2007 3:12 PM
ارسال شده در October 11, 2007 15:12
عیدت مبارک داداشی...
من آدم
با اسجدوالادم...
ارسال شده توسط مائده دومی | October 11, 2007 3:16 PM
ارسال شده در October 11, 2007 15:16
سلام
چه عجب از شما ياد دوستاتون افتادين
عيد شما هم مبارک
به قول شما: چه ماه ماهی.
داره تموم می شه ها
ارسال شده توسط ح_ف | October 11, 2007 3:28 PM
ارسال شده در October 11, 2007 15:28
به مناسبت این عید بیا و فید وبلاگت را روی کامل قرار بده و جمعی از وبلاگگردهای تنبل را خوشحال گردان! :)
ارسال شده توسط محمد | October 11, 2007 3:47 PM
ارسال شده در October 11, 2007 15:47
عالي بود حيف شد راديويي نيستم موفق باشيد عيدتان مبارك خداروشكر عكس كيانم ديدم.عباداتتون قبول استاد.هنوزم اميدوارم به جايگاهي مثل شما برسم خيلي پرتوقعم نه؟!ولي تلاشم رو مي كنم.
ارسال شده توسط sahar .h | October 11, 2007 4:22 PM
ارسال شده در October 11, 2007 16:22
سلام
ولی قیول کن برای ما ادمها هیچی به اندازه وسوسه های الیاس جاذبه نداره
...............................
جاودان باشی
استوار
با عزت
تا بعدی
ارسال شده توسط بی احساس | October 11, 2007 4:25 PM
ارسال شده در October 11, 2007 16:25
وای ...چه خاطره بامزه ای!!!
راستی کم کم عیدت هم مبارک .
خوب شد لا اقل یکی این سریالها رو میبینه...
یعنی دیگه بدبخت شدیم .اخبار تلویزیون کم بود رادیو هم اضافه شد.واااااای....
ارسال شده توسط ***مریم/دل نوشته*** | October 11, 2007 4:39 PM
ارسال شده در October 11, 2007 16:39
خوب به ما هم بگيد تا برنامتونو گوش كنيم
ارسال شده توسط فرشته اميني | October 11, 2007 4:40 PM
ارسال شده در October 11, 2007 16:40
عید شما هم مبارک داداش.
ارسال شده توسط پریا | October 11, 2007 4:46 PM
ارسال شده در October 11, 2007 16:46
سلام آقای نجف زاده!
روزتون بخیر و طاعاتتون قبول !
آرزو می کنم همراه خانواده و علی الخصوص امیرکیان دوست داشتنی، عید خوبی داشته باشید و سال دیگه تو یه همچین روزی یه خاطره ی قشنگ دیگه برامون بگی!
راستی...........
اون روزی که مهمون "ماه عسل" بودی ، خیلی برنامه ی قشنگی از کار در اومد،یعنی مصاحبه های شما همیشه جذاب و قشنگه چون کوتاه،مختصر،مفید و قشنگ حرف میزنید!
روزگارتون خوش...
مثل همیشه پیش امام رضا نایب الزیاره شما و خانواده ی محترمتون هستم!
التماس دعا...
ارسال شده توسط nafeese | October 11, 2007 4:55 PM
ارسال شده در October 11, 2007 16:55
با سلام نماز و روزتون قبول باشه.آقاي نجف زاده لطفا در مورد ما جوانهايي كه فقط خدا را داريم نه پول داريم نه پارتي نه خيلي چيزههاي ديگه گزارش تهيه كنيد.مگه نه اينكه شناسنامه ما كلي مهر انتخابات خورده حال كه مي ريم ميگيم راي داديم مي گند وظيفه شرعيتون بوده همين...پس وظيفه شرعي شما ها چي ميشه؟؟چرا با تحصيلات عاليه با كلي مدرك جور واجور راحت در هر اداره اي مي ري دست رد به سينت مي زنند؟؟؟؟يا اينكه شما هم مثل بقيه هستيد؟؟
ارسال شده توسط محبوبه اميني | October 11, 2007 4:55 PM
ارسال شده در October 11, 2007 16:55
عجب گافي دادما شما نوشتيد كه پارسال من گفتم امسال عاشقيه ديگه ؟؟؟؟
باز هم به ما افتخار دهيد تا فرش قرمز بيندازيم
همين...!!!
ارسال شده توسط فرشته اميني | October 11, 2007 4:58 PM
ارسال شده در October 11, 2007 16:58
آقای نجف زاده عزیز وجدانا یه کاری کن بلاگت توی فایرفاکس هم درست دیده بشه چون الان خیلی ها از فایرفاکس استفاده می کنن. خیلی ضد حاله جون حاجی!
ارسال شده توسط علی | October 11, 2007 5:04 PM
ارسال شده در October 11, 2007 17:04
خوشمزه بود !
عیدتون مبارک.
ارسال شده توسط سعیده | October 11, 2007 5:30 PM
ارسال شده در October 11, 2007 17:30
سلام آقاي داداش كامران.
من خيلي وقته كه وبلاگتو مطالعه ميكنم. ولي تا حالا فكر ميكردم اگه نظر بنويسم نميخونيش!
البته فرقي نميكنه. چون فكر نميكنم الانم بخوني.
نماز روزه هاتون فبول باشه.
عيدتون پيشاپيش مبارك.
ما خانوادگي طرفدار پروپاقرص گزارشهاي شما هستيم.
ياحق.
ارسال شده توسط پريسا | October 11, 2007 5:35 PM
ارسال شده در October 11, 2007 17:35
سلام اقا كامران من عاشق اون جملاتت هستم كه هميشه درمورد امام زمان مي گي خيلي قشنگه بيشتر از اينا بگودر ضمن جمله اي رو كه تو ماه عسل رو شيشه نوشتي خيلي خوب بود دستت درد نكنه
ارسال شده توسط نرگس حسيني | October 11, 2007 5:57 PM
ارسال شده در October 11, 2007 17:57
سلام
عیدتون مبارک . امیدوارم که بربری هایتان سوخته از اب در نیایند ...
ارسال شده توسط معصومه | October 11, 2007 6:04 PM
ارسال شده در October 11, 2007 18:04
در بیداریشان می گ.یند تو و جهانی که در آن زندگی می کنی جز دانه ی ماسه ای بر ساحل بیکران دریای لایتناهی نیستید ومن در رویایم می گویم من دریایی لایتناهی هستم و همه ی عالم جز دانه ی ماسه ای برساحل بیکران من نیستند.
000000000000000000000000000000000000000000
سلام
آرزوی توفیق هر جچه بیشتر رو برای شما دارم.
و در ضمن می خواستم بگم مسافر ما دیر نکرده این ماییم که هنوز آماده ی استقبال از اون نیستیم.
یا صاحب الزمان (عج)
ارسال شده توسط رستملو | October 11, 2007 6:19 PM
ارسال شده در October 11, 2007 18:19
ايول...
پس كامران نجف زاده ها هم مثل بقيه هستن...
حتي مثل آي كيو ها...
سه نقطه...
ارسال شده توسط IQ | October 11, 2007 6:23 PM
ارسال شده در October 11, 2007 18:23
سلام عید رو پیشاپیش به شما تبریک میگم و امیدوارم که همیشه موفق باشید.
ارسال شده توسط مهسا | October 11, 2007 6:29 PM
ارسال شده در October 11, 2007 18:29
سلام داداش كامران چطوري؟!! عيدت مبارك!!
بابا دمت گرم آپ با حالي بود!! كيف كردم اساسي!!
ممنون...!! جبران تاخيرت بود!! نه بابا !! شوخي كردم!!
خيلي ناراحتم كه داره تموم ميشه!! مهموني رو مي گم!!partyاي بود واسه خودش!! اوس كريم دمت گرم!!
خيلي خوش گذشت بهمون حال دادي اساسي!! ممنون...!!
كاش فردا عيد نباشه يه روزم يه روزه!!
البته خوب اگه فردا نباشه بازم نكته ي مثبت توش هست!! به تعطيلي مي خوريم ديگه!!
داداش امسال ديگه مراقب خودت باش!اصلا بربري نخور...!! باشه؟!!خدايي نكرده زبونم لال زبونم لال زبونم لال گوش شيطون كر بازم زبونم لال...مثل پارسال يهوويي اون بربريه نرو تو گلوت گير كنه...كنگر بخوره و بحث لنگر و ...اينجور چيزا پيش بيادا!!
جون آبجي امسال بربريه رو بي خيال شو!!
من ديگه برم تا نيومدي بيرونم كني!! فعلا ...
عيد رو هم پيشاپيش تبريك مي گم!!
ارسال شده توسط سارا نصيريان | October 11, 2007 6:40 PM
ارسال شده در October 11, 2007 18:40
تبريك مي گم .
موفق باشيد .
ارسال شده توسط محمد علي شفيعي | October 11, 2007 6:48 PM
ارسال شده در October 11, 2007 18:48
آخ که وقتی زود میایم چه قدر خوبه . لازم نیست یک ساعت صبر کنیم.توصیه تون رو هم حتما به خاطر میسپارم
عیدتون پیشاپیش مبارک
ارسال شده توسط نیوشا | October 11, 2007 6:54 PM
ارسال شده در October 11, 2007 18:54
سلام.خدا کنه دیگه الیاسی نشین عمو که بربری تو گلتون گیر کنه.
عیدتون مبارک عمو کامران.
ارسال شده توسط ستاره | October 11, 2007 6:54 PM
ارسال شده در October 11, 2007 18:54
خوب آخه آدم که نمی تونه از بربری داغ بگذره، حتی یه همچین مواقعی!
ارسال شده توسط بیدقرمز | October 11, 2007 7:06 PM
ارسال شده در October 11, 2007 19:06
..یه کم فقط یه کم انتقادپذیر باش...آخه عزیز من قرار نیست همیشه از شما تعریف بشه که...من می گم از گزارش دانشگاه تهران خوشم نیومد ...خود بسیجی های ماجرا میگن تعداد نخالف ها حداقل 600 نفر بود اونوقت شما می گی عده ای قلیل!
بعدشم می گی جیغ زدن ! نمی دونم چقدر به اون چیزهایی که می خونی اعتقاد داری اما دیگه خداییش اینو تایید کن عزیز من!...ای بابا!... آخه ما حرف دلمون رو به کی بزنیم ؟
ارسال شده توسط سعید | October 11, 2007 7:08 PM
ارسال شده در October 11, 2007 19:08
سلام.
شنیدم قراره برا تهیه گزارش بیای دیر (بوشهر)
اگه اومدی که هیچ ، اگر هم نیومدی زودی بیا و ببین .
اگه یه وقت سوژه از این قماش خواستی هم میتونم بهت سوژه بدم. مثلا ژتون داشته باشی برس سلف و سحری بهت ندن .
ژتون هر روز هزار و پانصد باشه و از این قماش ها .
به هر حال معلمی که قراره بیایی و ببینیش پسر ماهی هست .
موفق باشید .
راستی :
لطفا ازش نپرسین که :
"من میتونم محتویات جیبتون رو ببینم؟ " :)
خدانگهدار
ارسال شده توسط عبدالحمید پهلوزاده | October 11, 2007 7:23 PM
ارسال شده در October 11, 2007 19:23
منم با عادل فردوسی پور موافقم !
ارسال شده توسط هادی نجاتی | October 11, 2007 7:30 PM
ارسال شده در October 11, 2007 19:30
_________@@@@@@@@
________@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@______@@@@@___________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________@@@@@@@@@_______@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________@@@@@@@@@___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@@________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
سلام . [گل] عيدتون مبارک [گل]
من آپم. منتظرتونم. مياين ديگه..!
ارسال شده توسط kimiaa | October 11, 2007 8:14 PM
ارسال شده در October 11, 2007 20:14
سلام.
عيدتون مبارك آقاي نجف زاده.
ارسال شده توسط هاجر | October 11, 2007 8:15 PM
ارسال شده در October 11, 2007 20:15
سلام کامران نجف زاده
سلام عادل فردوسی پور
ارسال شده توسط امیر | October 11, 2007 8:31 PM
ارسال شده در October 11, 2007 20:31
سلام...
منم خبرنگاری رو دوست دارم البته خبرنگاری به سبک کامران نجف زاده رو...اما همیشه به خودم گفتم: هر کاری آدم خودشو می خواد...شما فقط بشین و 20:30 رو نگاه کن...
چقدر قشنگه که واسه هر روزمون یه خاطره ی به یاد موندنی داشته باشیم...
ارسال شده توسط زینب | October 11, 2007 8:36 PM
ارسال شده در October 11, 2007 20:36
سلام!
ان شاء الله كه عباداتتان قبول باشد...
ولي...فكر نكنم آن قدر هم كه گفتيد جذابيت نداردها...
همين وسوسههاي شيطان را ميگويم.دارد؟
ارسال شده توسط مسافر | October 11, 2007 8:38 PM
ارسال شده در October 11, 2007 20:38
سلام آقا کامران
ای وللا
راستی
نظر قبلیمو راجع به آقای بهداد خوندی ؟
بهداد و ÷یشنهاد کامران نجف زاده ؟
خلاصه وبتون خیلی قشنگه
البته مطالبش جذابه
به وب منم بیاین و نظر بدین
ممنون میشم آقا کامرا ن .
واستون آرزوی موفقیت میکنم
راستی
نهاد ریاست جمهوری ندیدمت
کجا بودی ؟
ارسال شده توسط ده تاانگشت | October 11, 2007 8:42 PM
ارسال شده در October 11, 2007 20:42
salam eydeto0n mobarak
ishalla joze bandehaye khobe khoda bashim hamamo0n
ارسال شده توسط nastaran | October 11, 2007 8:50 PM
ارسال شده در October 11, 2007 20:50
چه می کنه این نون بربری!
ارسال شده توسط علیرضا | October 11, 2007 8:53 PM
ارسال شده در October 11, 2007 20:53
سلام!
الان که گفتید دلم بدجوری هوس بربری داغ رو کرد....خیلی خیلی دوستتون داریم...خوب شد که آپ کردید و ما رو از نگرانی در آوردید....پیشاپیش عید رو بهتون تبریک میگم!!!!
ارسال شده توسط حسین جعفریان | October 11, 2007 8:57 PM
ارسال شده در October 11, 2007 20:57
پیشاپیش دوست عزیز عید مبارک ...
به خانواده هم تبریک بگین.
ارسال شده توسط shima | October 11, 2007 9:00 PM
ارسال شده در October 11, 2007 21:00
سلام
آقاي نجف زاده
اميدوارم که بيشتر از اين در اخبار دولتي نشيد و حقيقت تاريخي و اسلاميت را فداي منافع دولتي يا ملي نکنيد شما از تاريخ چه قدر اطلاعات داريد؟
مگر مولانا جلاالدين بلخي در بلخ باستان متولد نشده ؟ پس چرا اونو ايراني ميدونيد اگه قائل به مرزهاي کنوني هستيد پس زياد تاريخ را نديده نگيريد
و دروغهاي به ظاهر به نفع منفعت ملي نگيد
ارسال شده توسط محمد | October 11, 2007 9:08 PM
ارسال شده در October 11, 2007 21:08
عید است و اخر گل و یاران در انتظار...
مواظب باش چون بربری هم از همون دونه های گندم درست شده که به روایتی ادم رو وسوسه کرد عزیزم!
ارسال شده توسط غریبه نیست | October 11, 2007 9:09 PM
ارسال شده در October 11, 2007 21:09
سلام.خوبین؟عمو بازم منم.اومدم بگم:
هر لحظه منتظر طلوع شگفت انگیز توست از دستش نده.
موفق باشین عمو کامران.
ارسال شده توسط ستاره | October 11, 2007 9:15 PM
ارسال شده در October 11, 2007 21:15
سلام
ماجرايي كه نوشتين خيلي جالب بود باشه به نصيحتتونم گوش مي كنم
خدانگهدار
ارسال شده توسط فاطمه | October 11, 2007 9:16 PM
ارسال شده در October 11, 2007 21:16
سلام.تبریک میگویم به خاطرشیوایی وتاثیرگذاری کلامت و تسلیت میگویم به خاطرعدم شجاعت و صداقت درعین زلالی درون.آقای نجف زاده من به شمابه عنوان یک خبرنگار زبده علاقمندم و شمارا به خاطر هوش بالا و کلام زیبا می ستایم و محدودیت شما را در کار رسانه ای درک میکنم اما وقتی ماجرای تونل سفارت انگلیس و عذاب وجدان شما رامی خوانم برایم ثقیل است ببینم که در روز افتتاح سال تحصیلی دانشگاهها چشم به روی همه واقعیتها ببندید و به راحتی وجدان خود زیر پا گذاشته مردمی را که در ماه عسل بر هوشمندیشان اذعان داشتید به راحتی نادان فرض کرده آنهمه اعتراض جوانان این مرز و بوم به هیچ انگاشته ذره ای از شور کلامتان هزینه شان نکنید.مرا با سیاسیون ستیزی نیست و از مواخذه هیچکدام از مسئولین خرسند نمی گردم اما انصاف را در کمیابی می بینم که در دریای وجودمان به سوی زوال میل می کند.ای کاش محدودیت کار در رسانه ملی نمی گذاشت صمیمیت و صداقت درونت در عرصه عمومی به هرز رود به هرحال در سیمای امروز وجود عزیزانی چون شما هم غنیمت است.مرا بر تلخی کلام و اطاله آن ببخش سخن بسیار است و مجال اندک.قابل دانستی از سوءبرداشت بر حذرم دار.در ضمن عید افطاری صائمین درگاه ربوبی برقدر دیدگان تقدیر رمضان خجسته باد.
ارسال شده توسط امید | October 11, 2007 9:17 PM
ارسال شده در October 11, 2007 21:17
من چند روزيه نبودم. سرم حسابي به درس گرم شده وقت نمي كردم از اين به بعد پنجشنبه ها ميام راستي تمام گزارش هاي اين هفته عالي بود
ارسال شده توسط مت | October 11, 2007 9:22 PM
ارسال شده در October 11, 2007 21:22
سلام....
ارسال شده توسط زهراالسادات | October 11, 2007 9:24 PM
ارسال شده در October 11, 2007 21:24
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
عید همگی مبارررررررررررررررررررررررررررررررک
وای امروز بعد چندین و چند سال خیلی تصادفی تو مهمونی 20:30 دیدم.
همچین ذوق کردم وقتی گفتی بعیده عید بیفته جمعه!
دیگه خیــــــــــــــــــــلی نامردی بود عید جمعه می افتاد و شنبه دوباره درس و مدرسه و ...
تازه برنامه کلاسای فوق العاده مونم پریروز دادن
از یه طرف مدسه رو دوست دارم از یه طرف از این مسخره بازیا....
آخه کجا رو دیدی بچه ها شبانه روزی برن مدرسه؟
7 صبح تا 6 غروب!
ببین چه ظلم عظیمی در حقمون میکنن!
حالا روز عیدی درس و مدرسه رو بیخیل
جدیدا تصمیم گرفتم زیاد حرف نزنم
ببینم میتونم یا نه؟!
از این به بعد هم مواظب باش دیگه اسیر وسوسه های شیطون نشی که ...
تا بازم شروع نکردم برم
موفق باشی داداشی
فعلا...
ارسال شده توسط ماجده | October 11, 2007 9:47 PM
ارسال شده در October 11, 2007 21:47
سلام آقای نجف زاده عزیز
امار میگه دومم ولی اصلش رو خدا می دونه!
عید شما هم مبارک
هر چند که دعا دعا می کنم شنبه باشه.یه چیز دیگه :از صدقه سر کنکور حتی اگه شنبه هم عید باشه کلاس کنکور ما تعطیل نیست
سریال ها هم که یکی داغونتر از دیگری!البته امشب به خاطر مهمونامون نصفه نیمه دیدم.الانم که همه ملت نشسته اند پای میوه ممنوعه.ناراحتم که شکرانه که بازیگرشو دوست داشتم اینقدر بد بود!این آقای سلطانی مثل اینکه عادتشه قسمت آخر آدمو دیوونه کنه!این همه پیش بینی کرده بودیم همش غلط شد.
ولی قشنگی میوه ممنوعه رو نمیشه انکار کرد اما صاحبدلان از همه بهتر بود
ارسال شده توسط aashena | October 11, 2007 10:16 PM
ارسال شده در October 11, 2007 22:16
عيد شما هم مبارك!!
ارسال شده توسط آتنا | October 11, 2007 10:49 PM
ارسال شده در October 11, 2007 22:49
سلام جناب نجف زاده ی شکمو!!! (هرچند که اصلا بهتون نمیاد که شکمو باشید)
عید شما هم مبارک. امیدوارم بهره های لازم رو در این ماه برده باشید و آقا الیاس هم امسال دیگه با شما کاری نداشته باشه (لطفا شما هم متقابلا همین دعا را برای من و سایرین بکنید)
موفق و پیروز باشید
ارسال شده توسط یه بنده ی خدا | October 11, 2007 10:49 PM
ارسال شده در October 11, 2007 22:49
ُسلام
مخصوصاً نون بربری های تهران که آدم سیر رو هم به اشتها می یاره.
ممنون که به ما هم نظر لطفی کردید.(ممنون که به زیر پاتون نگاه کردید)
اگه می دونستم خواستم به این زودی برآورده می شه یه چیزه دیگه از خدا می خواستم.
به هرحال خیلی خوشحالم کردی.
بازم ممنون.
مهرتان پایدار
ارسال شده توسط worship | October 11, 2007 10:58 PM
ارسال شده در October 11, 2007 22:58
به خدایی که همین نزدیکی ست بگویید که از ردپای لیلی تا معجزه پروانه ها فقط یک سوگند دیگر باقیست تا در این عید آیه بخواند با تو بودن را .. حال بیایید تا در این روز شقایق نذر کنیم و به محراب ملائک کیمیای عشق بیابیم تا نبرند سایه ها انعکاس نگاهی را که در حادثه عشق نقش بست .
( تقدیم به همه عاشقان الهی و پیشاپیش این عید بزرگ را به شما و همه عزیزان ایران زمین تبریک می گویم ) .
ارسال شده توسط مریم قرایی | October 11, 2007 10:59 PM
ارسال شده در October 11, 2007 22:59
tak khori?
ارسال شده توسط nightmarish | October 11, 2007 11:24 PM
ارسال شده در October 11, 2007 23:24
آقا کامران سلام.ایشاالله نماز روزه هاتون قبول باشه.مگه شما تو رادیو هم فعالیت می کنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ایشاالله همیشه موفق باشین و ما هم شاهد موفقیتاتون باشیم.عید سعید فطر رو هم به شما و خانواده محترمتون تبریک میگم.خداحافظ
ارسال شده توسط نوشین بهمنی | October 11, 2007 11:35 PM
ارسال شده در October 11, 2007 23:35
سلام خوبید؟ بابا ناامید شدم فکر کردم دیگه قصد آپ کردن ندارید الان اومده بودم که پیغام بدم چشم ما شور بود که تا وبتونو پیدا کردیم تعطیلش کردید؟ ولی خدا رو شکر.
خاطره ای که گفته بودید جالب بود ولی من اگه جاتون بودم می گفتم یه دقیقه گوشی دستتون من این بربری رو بخورم بعد گزارش می دم هیچ چی نمی تونه مانع بربری خوردن بشه (البته از نظر ما که تو اهوازمون نون بربری پیدا نمی شه و 3 ماه تابستون تو تهران تلافیشو در میاریم)
موفق باشید
ارسال شده توسط مهسا | October 11, 2007 11:49 PM
ارسال شده در October 11, 2007 23:49
با سلام خدمت کامران خان .خوبی ؟ بابا شما و ماشین کرایه ای ؟ شایدم سرویستون بوده ؟ نمی دونم . ایول بابا خوش تیپ شدی .کت شلواری و رسمی و شایدم کلکی تو کارته پسر ؟ کاری ندارم ماشااللهت باشه کوچولو چطوره ؟ خواهرمم اینجاست سلامت می رسونه .اقا الیاسو هم که نگاه می کنی. ؟ 10 روز دیگه دارم میرم سربازی برام دعا کن یه سری به ما فقیر فقرا هم بزنی ضرر نداره .مگه نه اینکه شماهم مثل خودمونی ؟ ایقدر به این اصلاح طلبای بیچاره نتوپ اخه دیدی سال دیگه مهمونمون شدنا اونوقت بد میشه .مگه نه ؟ گفته بودم یه گزارشم از برو بچه های 30و20 بگیری ممنون میشم خیلی لطف کردید.... اونجا که اوج خبراست .
ارسال شده توسط احسان | October 11, 2007 11:52 PM
ارسال شده در October 11, 2007 23:52
چقدر جالب ! هم نفر دومم هم بعد از عادل!
بیاید به حق همین شبای اخر برای هم دعا کنیم که از این بربری ها تو گلوی هیچ کدوممون گیر نکنه.
یا علی
ارسال شده توسط مثل هیچکس | October 12, 2007 12:02 AM
ارسال شده در October 12, 2007 00:02
سلام
فکر نمی کردم اینقدر شکمو باشی
آخه به قیافت نمیاد
ارسال شده توسط احسان | October 12, 2007 12:13 AM
ارسال شده در October 12, 2007 00:13
سلام
عیدت مبارک به داغی نان بربری و ...
ارسال شده توسط عارفه | October 12, 2007 12:16 AM
ارسال شده در October 12, 2007 00:16
سلام کامران جان
عیدت مبارک نماز روزه ات قبول.
ارسال شده توسط پگاه | October 12, 2007 12:18 AM
ارسال شده در October 12, 2007 00:18
آخ یادم رفت بگم "پیشاپیش"
گفتم الانه که یااز زور شکم روزتو بشکونی یا بی خیال پا شدن برای سحری بشی ...پس دوباره می گم
عیدت پیشاپیش مبارک!
ارسال شده توسط عارفه | October 12, 2007 12:21 AM
ارسال شده در October 12, 2007 00:21
عکست از خودت بهتر میزنه:دی
ارسال شده توسط وحشــــىــــىـــــی | October 12, 2007 12:27 AM
ارسال شده در October 12, 2007 00:27
((به نام آرام دلها))
خيلي قشنگه شروع آرامش بخشي داريد.اميدوارم در همه ي فعاليت هاتون هم دلتون با يادش آروم باشه.
ارسال شده توسط نگار | October 12, 2007 12:27 AM
ارسال شده در October 12, 2007 00:27
سلام بعد از مدتها امدم
نمز وههتون قبول برا ما هم باید دعا کنی باید چون به وبه ما نمیایی تازه اگر هم بیایی ازم اید برامون دعا کنی پیشاپیش ممنون
کلاس جمعه در گپایگان(دانشگاه جدید ) را هر کار کردم که این بچه +ها نذاشتن بپیچونم منم بیخیل شدم به امید عییییییییییییید راهی تهرون شدم
اما مثه ایکه عیییییید افتاد شنبه و ما ضایع شدیم این سی الیاس رد ما پیچیدیم چه +ها دن اه اه اه اه که چقد چندشن اینشلاه ربری دته تو گلوشون بپره
خوشحالم که دوم شدم
ارسال شده توسط زینب | October 12, 2007 12:31 AM
ارسال شده در October 12, 2007 00:31
سلام آقای نجف زاده . من این گزارشی که شما میگید رو یادمه . نگران نباشید مشخص نبود . حالا واقعا الیاس میتونه شکل نون بربری بشه؟ فکر کن ؟
ارسال شده توسط آرزو دانش | October 12, 2007 12:32 AM
ارسال شده در October 12, 2007 00:32
با عرض سلام خدمت شما آقای نجف زاده ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما خواستم با توجه به اینکه 28 مهر مصادف با 20 اکتبر روز جهانی مراقبت پرواز است در صورت امکان یک گزارش در رابطه با این حرفه ی حساس و دقیق تهیه کنید که تا حدی مردم بیشتر با این حرفه آشنا بشوند و هم موجبات تشکر و قدر دانی از این کنترلر های همیشه بیدار و هشیار و کم اشتباه فراهم شود.
ارسال شده توسط امیر | October 12, 2007 12:52 AM
ارسال شده در October 12, 2007 00:52
سلام
آقاي نجف زاده ميشه ازتون خواهش كنم درباره ي قلم من تو وبلاگم نظر بدين
البته هروقت فرصت كردين.
ممنون ميشم
ميخوام بدونم ميتونم به خودم اميدوارم باشم يا نه؟!
شايد در آينده نويسندگي رو انتخاب كنم.
اينم اون يكي وبلاگمه:
www.bareamanat.blogfa.com
ارسال شده توسط غريبه | October 12, 2007 1:36 AM
ارسال شده در October 12, 2007 01:36
سلام آقا کامران.
خیلی باحالی.
امیدوارم همیشه اتفاق های خوب برات بیفته.
ارسال شده توسط رضا اخلاصمند | October 12, 2007 2:05 AM
ارسال شده در October 12, 2007 02:05
سلام کامران جان نجف زاده خوبین انشالا خوانواده ی محترم خوبن؟عییییییییییییییدتتتتتتتتتتتتتتون مببببببببببببببببببببارک تبریک میکم به خاطر غلبه به شیطان توی این ماه هم به شما هم به همه ی اونایی که این کامنت رو می خونن.
خواهش میکنم امسال هم برای رادیو گزارش بگیرید (برای برنامه هفت شنبه)امیر کوچولو رو از اون بوسای ابدار بکن.
یا حق
ارسال شده توسط مولود | October 12, 2007 2:05 AM
ارسال شده در October 12, 2007 02:05
سلام
من جای شما بودم, می گفتم بفرمایین نون بربری p-:
ارسال شده توسط هادی کی | October 12, 2007 2:19 AM
ارسال شده در October 12, 2007 02:19
nemiduonam chera akhbar az gand kariye ahmadi nejad tu daneshgahe teh chizi nagoft?khob tabieye ke har chi besarfe migan
ارسال شده توسط iman speed 65 | October 12, 2007 3:03 AM
ارسال شده در October 12, 2007 03:03
سلام همیشه خوش باشی
ارسال شده توسط حسن ابوئی مهریزی | October 12, 2007 3:25 AM
ارسال شده در October 12, 2007 03:25
سلام
کامران عزیز عیدت مبارک...
مدتیه شروع به گزارشگری و نوشتن کردم...
و همیشه خواستم از شما الگو بگیرم..
سبک گویندگی و گزارشگری و خبرنگاری و نویسندگی و چی و چی و چیت!! رو خیلی دوست دارم.
همیشه سالم باشی و تندرست...
پسرت رو از طرف ما یه بوسه بزن:-)
موفق باشی.به امید دیدار و بدرود...
ارسال شده توسط صادق آصفی | October 12, 2007 3:43 AM
ارسال شده در October 12, 2007 03:43
سلام
عبادت قبول و عيدتان مبارك.
نقدا عرض كنم كه خبر داريد وقتي پيام خوانندهها زياد ميشود چه بلايي سر اين صفحه ميآيد؟ بسيار بلند و سنگين ميشود. وبلاگ شما هم پربيننده. خدا زياد كند؛ اما خوب است كه براي نمايش نظرات، محدوديت قايل شده و مثلا 20 نظر را در صفحه اول و بقيه را به همين منوال در صفحات بعد نمايش دهيد.
به اميد ديدار
خدانگهدار
ارسال شده توسط راهنما | October 12, 2007 4:55 AM
ارسال شده در October 12, 2007 04:55
سلام
ولی من امیدوارم به جای بربری چیز دیگه تو گلومون گیرنکنه که بیچاره شیم بربری که بالاخره با هر مکافاتی که هست فرو میره.
راستی عیدتون مبارک.
ارسال شده توسط بهار | October 12, 2007 5:10 AM
ارسال شده در October 12, 2007 05:10
سلام
عید شما هم مبارک...احترام به مخاطب هم چیز خوبیه ها!کلا داریم به این نتیجه میرسیم شما کل یوم نمیخواین تغییر رویه بدین...تا بعد
ارسال شده توسط asra | October 12, 2007 5:45 AM
ارسال شده در October 12, 2007 05:45
salam
eideton mobarak
mikhastam ye khaste nashid be heton be gam
vaghe an gozareshaton aliye
movafagh bashin
ارسال شده توسط asal | October 12, 2007 5:50 AM
ارسال شده در October 12, 2007 05:50
سلام
يه خواهش داشتم اينكه اجراي شنبه ها و پنج شنبه هاي بيست و سي و فقط ماله شما باشه . ميشه؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط haleh | October 12, 2007 6:02 AM
ارسال شده در October 12, 2007 06:02
سلام اميدوارم حالتون خوب باشه عيدتون مبارك
ارسال شده توسط سيد سجادي | October 12, 2007 6:14 AM
ارسال شده در October 12, 2007 06:14
عید شما هم مبارک....
نوشته هاتون هم حرف نداره...
بربري داغ به اندازه تمام وسوسه هاي الياس جذابيت داشت.
ارسال شده توسط مهرانا.ن | October 12, 2007 8:11 AM
ارسال شده در October 12, 2007 08:11
ساقیا آمدن عید مبارک بادت...آن همه عید و مواعید که کردی مرود از یادت
ارسال شده توسط مونا | October 12, 2007 9:43 AM
ارسال شده در October 12, 2007 09:43
Movazebe khodet bash. Eidet mobarak :)
ارسال شده توسط Shabnam | October 12, 2007 10:10 AM
ارسال شده در October 12, 2007 10:10
اون شعری که توی برنامه ماه عسل خوندی" گفتی که از بچگی میخوندم رو میشه اینجا بذارید
ارسال شده توسط Persia | October 12, 2007 10:31 AM
ارسال شده در October 12, 2007 10:31
آقاي نجف زاده زاده سلام. راستش من تازه با وبلاگتون آشنا شدم از اين بابت هم خيلي خيلي خوشحالم . خواستم بگم نوشته هاتونم مثل گزارشاتون خيلي خيلي جالبه.... عيدتون مبارك بعد از نماز عيد دعا يادتون نره.
ارسال شده توسط غريبه ي آشنا | October 12, 2007 10:54 AM
ارسال شده در October 12, 2007 10:54
سلام
عید بر شما هم مبارک.
ای بابا!اصلا بهتون نمیاد نتونید از یه تیکه نون بربری داغ و سوخاری فقط و فقط برای چند دقیقه بگذرید!!
میشد بعد از تماس تلفنی هم برید سراغش.نه؟یا شایدم از شکم گنده و بامزه راننده ترسیدین که نکنه همهشو عین یه بیسکوییت کوچولو بخوره و چیزی نصیب شما نشه.درسته؟
التماس دعا.
یا علی.
ارسال شده توسط نگین | October 12, 2007 10:59 AM
ارسال شده در October 12, 2007 10:59
salm eide u mobarak
nemidunam in dafe nazaramo mizarid in ja yan a
dar har surat eradat darim!
ارسال شده توسط fahime | October 12, 2007 11:06 AM
ارسال شده در October 12, 2007 11:06
سلام آقاي نجف زاده
راستش رو بخواين اگه توي تلوزيون يه چهره محبوب باشه و وقتي آدم پاي صحبتش ميشينه تا چند لحظه بعدشم به فكر صحبتاي اون هستم خود شما هستين
اميد وارم كه موفقيتاي بيشتري رو داشته باشين
عيد شما هم مبارك
ارسال شده توسط رحمانيان | October 12, 2007 11:34 AM
ارسال شده در October 12, 2007 11:34
درود بر بربری
ارسال شده توسط Hellawaits | October 12, 2007 11:52 AM
ارسال شده در October 12, 2007 11:52
سلام
عیدتون مبارک
امیدوارم که همیشه یه نون بربری تو گلوت گیر کنه و بعدش هم با چند تا صرفه و عدسه خارج بشه. بنده خدا اگه یه استخونی که نه قورت داده میشه و نه میشکنه توی گلوت گیر کرده بود و نمی دونستی سال ها با اون که دیگه به یه تغض تبدیل شده روبرو بودی چکار می کردی؟
گر ز ما شوی، بدانی.
خوش باشی
خدانگهدارت
ارسال شده توسط هانیه | October 12, 2007 11:54 AM
ارسال شده در October 12, 2007 11:54
آقای نجف زاده عید شما هم مبارک همیشه شاد باشید
ارسال شده توسط پریسا توانا | October 12, 2007 11:54 AM
ارسال شده در October 12, 2007 11:54
سلام
عید فطر مبارک
ارسال شده توسط مهدی مهرپویان | October 12, 2007 12:05 PM
ارسال شده در October 12, 2007 12:05
سایت شما بسیار جالب است امیدوارم به وبلاگ من هم سری بزنید.
ارسال شده توسط حمید | October 12, 2007 12:12 PM
ارسال شده در October 12, 2007 12:12
سلام!عجب! خنده دار بوده پس!...عيد خوبي داشته باشيد!....سلام برسونيد!....بهار
پ.ن: اين همون ((مراقب باش تو را يك ماهي قرمز كوچولو از راه به در نكند)) بود ديگه با كمي تصرف!D:
ارسال شده توسط بهار | October 12, 2007 12:18 PM
ارسال شده در October 12, 2007 12:18
سلام
چهره ي متفاوتي كه از تو در برنامه ي ماه عسل ديدم برام خيلي جذاب بود،اون لبخند و صميميت....
عيدت مبارك
ارسال شده توسط حديث | October 12, 2007 12:23 PM
ارسال شده در October 12, 2007 12:23
سلام کامران جان..
عیدت مبارک...
همیشه آبی باش..
ارسال شده توسط رافیکـــ | October 12, 2007 12:29 PM
ارسال شده در October 12, 2007 12:29
هميشه سعی کن با کسی دوست شوی که دلش بزرگ باشد.چون خودت را برای ورود به قلبش کوچک نکنی.
عيد همگي مبارك
ارسال شده توسط آدميزاد | October 12, 2007 12:32 PM
ارسال شده در October 12, 2007 12:32
سلام آقای خبر نگار . عیدتون مبارک . نماز روزه تون قبول . به بانو و امار کیان جون تپلو سلام برسونید . ایام به کام
ارسال شده توسط مارمولک آسمانی | October 12, 2007 12:35 PM
ارسال شده در October 12, 2007 12:35
سلام
خوشحالم كه مي تونم براتون پيام بگذارم.
هيچ وقت فكر نمي كردم بتونم اينطوري و خيلي راحت با يك مجري توانا بتونم رابط برقرار كنم....
خيلي خوشحالم.
ارسال شده توسط فرزند آدم و حوي | October 12, 2007 12:52 PM
ارسال شده در October 12, 2007 12:52
سلام عید شما هم مبارک (( شما بیشتر مواظب باشید چون بیشتر از ماها به درد این مردم می خورید ))همیشه سالم و سلامت باشید خدا حافظ
ارسال شده توسط azad | October 12, 2007 12:54 PM
ارسال شده در October 12, 2007 12:54
سلام .
جناب آقاي كامران نجف زاده عزيز . قبلا هم برايتان مطلبي در موردشركت هرمي آسو نوشته بودم . خوشحال ميشم در مورد اين شركت هرمي كه توسط سيد محمد .... اداره مي شود تحقيق نموده و گزارشي تهيه كرده و به گوش مسئولين محترم برسانيد .
لطفا در نظر سنجی این وبلاگ شرکت کرده و این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید تا با کمک هم از فریب خوردن دوستان و آشنایانمان توسط شرکت های هرمی مثل آسو جلوگیری کنیم .
http://asoobadtarazglq.blogfa.com
ارسال شده توسط قرباني آسو | October 12, 2007 12:57 PM
ارسال شده در October 12, 2007 12:57
سلام
عیدتون مبارک
راستی ، شما به چیزی که می خواستین توی این ماه رسیدین؟
ارسال شده توسط تارا | October 12, 2007 1:07 PM
ارسال شده در October 12, 2007 13:07
وبلاگتون خيلي عالي بود ولي بيشتر از اينكه بوي يك خبرنگارو بده بوي يك اهل قلمو مي داد
ارسال شده توسط جعفرياني | October 12, 2007 1:08 PM
ارسال شده در October 12, 2007 13:08
با سلام.
من مهران فره راز هستم[عینک] . ۲۴ سال سن دارم و در بلوار ابوذر خيابان پيروزی تهران زندگی می کنم .
من يک وبلاگ دارم که تازه درستش کردم [خجالت]...
وبلاگ من تشکیل شده از اخبار و اتفاقات روز دنیاکه خودم بهشون علاقه دارم ...
بهتون پيشنهاد مي کنم که نوشته های منو بخونید چون جالبه...[نیشخند]
و خوشحال ميشم اگر نظری داشتيد برم بنویسید[لبخند] ...
از دوستانی هم که به این وبلاگ سر می زنن میخوام که به وبلاگ من هم تشریف بیارن[قلب] و نوشته های منو بخونن و نظرشونو در مورد نوشته های من به من بگن.
با تشکر...
مهران فره راز.
وبلاگ من :
Http://www.mehranfarahraz.persianblog.ir
ایمیل من :
Mehranf8398@yahoo.com
ارسال شده توسط مهران فره راز | October 12, 2007 1:08 PM
ارسال شده در October 12, 2007 13:08
سلام
شناختی ؟؟؟
بی زحمت این دفعه حتما بیا ...واسه تولد احمدی نژاد یه متن نوشتم که دوست دارم نظرتو بدونم....شاید واسه گزارشی که میخوای روز تولد احمدی نژاد هم بگیری بدردت بخوره .
البته تعریف از خود نباشه .
اینو گفتم که واسه تولد احمدی نژاد حتما گزارش بگیری.
واسم دعا میکنی که ؟
عیدت هم مبارک
ارسال شده توسط فاطمه قهری - محکم | October 12, 2007 1:16 PM
ارسال شده در October 12, 2007 13:16
سلام
دم به دم وابسته دام نوئیم
هر یکی گر باز و سیمرغی شویم
صد هزاران دام ودانه است ای خدا
ما چو مرغان اسیر و بینوا
طاعات و عبادات پرندگان حرم باریتعالی مقبول .عیدتان مبارک . التماس دعا
ارسال شده توسط صوفی | October 12, 2007 1:30 PM
ارسال شده در October 12, 2007 13:30
سلام
عیدتان پیشاپیش مبارک
ارسال شده توسط anaram | October 12, 2007 1:47 PM
ارسال شده در October 12, 2007 13:47
سلام به كامران گل
عيد بازگشت انسان به فطرت الهي عيد فطر مبارك
اول از همه بگم كارت درسته.بيسته.
دوم بگم اسم منو بخاطر داشته باش چون از امروز ميخوام باهات دوست بشم.
سوم ما ميتونيم اينجا موضوع مطرح كنيم يا بايد فقط راجع به همين پست نظر بنويسيم.
چهارم موضوع اين اضافه كردن صفر چي شد؟
من توي سايت اقاي احمدي نژاد دو سه ماه پيش پيشنهاد دادم يك صفر كم بشه تا تكليف تومان و ريال معلوم بشه.حالا ميگن سه تا صفر اين يه كم غير معقول نيست.
تكليف پول خرد چي ميشه.
پنجم خيلي وقته نون بربري نخوردم.دهن ما رو اب انداختي.
ششم يا حق تا ديدار دوباره
ارسال شده توسط sasan | October 12, 2007 1:53 PM
ارسال شده در October 12, 2007 13:53
سلام. نمي دونم چرا يك كاري مي كني كه تا چماقو بلند مي كنم ......مي آرمش پايين و عينهو يك مرد جنگلي راهمو مي كشم و مي رم توي غار خودم.......از اينكه ما وحشي ها رو اينطور رام مي كني در حيرتم . اما به هر حال بيشتر وقتا چماقم رو روبان قرمز مي بندم و توي غارم آويزون مي كنم . بعد مي شينم در حالي كه تخمه مي خورم بيست و سي مي بينم ...و يك ساعت كه مي چرخه و يك گوينده كه از پشت شيشه اش مي آد بيرون .......ببين جنگلي ها هم مخاطبتن. عيد مبارك . طاعات قبول . غارم خراب شده بود . اعصابم ريخته بود به هم . حوصله خرمگس ها رو نداشتم . كه هي بيخ گوشم وز مي زنند................
ارسال شده توسط دوست عزيز | October 12, 2007 2:00 PM
ارسال شده در October 12, 2007 14:00
salam aghaye najaf zade
ishala hamishe khob o khosh bashid va khabaraton mesle non barbari dagh bashe va mesle holo to galo na mesle non khoshk barbari
eideton mobarak
ارسال شده توسط سارا | October 12, 2007 2:02 PM
ارسال شده در October 12, 2007 14:02
آقا کامران نوشته هات به اندازه ی تمام وسوسه های الیاس جذابیت داشت.خیلی چاکریم. یاعلی
ارسال شده توسط علی | October 12, 2007 2:38 PM
ارسال شده در October 12, 2007 14:38
salam khasteh nabashy
man ye tazeh varedam
ba weblog shoma tazeh ashena misham
az shoma kheyli khosham miyad
az khabarhayeh 20.30 shoma ham bishtar
valy gele daram
inke akhbare iran shode fagat tehran
mage ma adam nistim
va fagat fars
mage maha nistim
az tabriz
ye hamvatan turk
dustare hamishegi to farzad
yashasin iran
sagh olsin kamran
ارسال شده توسط farzad | October 12, 2007 2:41 PM
ارسال شده در October 12, 2007 14:41
سلام کامران جان
من همیشه و هر روز سایت شما رو چک می کنم تا ببینم مطلب جدیدی هست یانه
انگار یه طورایی وابسته شدم .
راستش رو میگم تنها سایتی هستی که تو اد کردم تا هر روز ببینم .
"بربری ممنوعه"
این شعر از حضرت مولانا کاملا گویای نفس ماست :
"بنشسته حس نفس خس نزدیک کاسه چون مگس
گر کاسه نگزیدی مگس در حین مگس عنقاستی"
منتظر مطلب بعدی شما هستیم .
مدیر سایت 30gh.com
ارسال شده توسط مدیر سایت 30gh.com | October 12, 2007 2:52 PM
ارسال شده در October 12, 2007 14:52
سلام من مي خواستم بگم شما كه دست به نوشتنتون خوبه توي جشن تسنيم شركت كنيد اينم آدرس اينترنتيش شايد داشته باشيد ولي خوب :
www.tasnim2.ir
براي ما دعا كنيد تا برنده بشيم ...
راستي عيد مبارك
ما را فراموش نكنيد ....؟!!!
همين!!!
ارسال شده توسط فرشته اميني | October 12, 2007 3:23 PM
ارسال شده در October 12, 2007 15:23
سلام
ميگم همونقدر كه زود ورق زدن دفتر ذهن كسي باعث ميشه زود به اخر دفتر برسي و ديگه چيزي براي خوندن پيدا نكني،دير ورق زدن و خوندن دوباره و ده باره ي يه صفحه هم باعث ميشه كه حالت تهوع به ادم دست بده.
لطفا ذهنتو با يه سرعت متعادل ورق بزن داداش تا ديگه منم 10 ساعت از كارت اينترنتم رو هر روز تو وبلاگت واسه خوندن يه مطلب جديد هدر ندم.
ضمنا اگه گفتي ملاير كجاي نقشست؟جان من بدون نيگا كردن به نقشه بگو.
ارسال شده توسط زهرا | October 12, 2007 3:42 PM
ارسال شده در October 12, 2007 15:42
عید شما هم مبارک
عید همه ملت ایران و همه مسلمونا هم مبارک
ارسال شده توسط mina | October 12, 2007 4:35 PM
ارسال شده در October 12, 2007 16:35
سلام داداش گلم..
خوبین؟
الهیییییییییییییییییییییییییییی.....
کی بود پس چرا ما گوش ندادیم.....
بخشکی شانس
راستی عیدتون مبارک....
یادتونه بهتون گفته بودم اخر ماه رمضون یه اپ کوتاه دارم که قول بدین بیاین....
یادتونه؟
من منتظرم...
به خدا به خاطر شما کوتاه ترینوش انتخاب کردم که وقت کنین و بخونین...
نظر یادتون نره ها....
اخر ماه رمضونی خوشحالم کنین به خدا صواب داره
یا علی
التماس دعا
ارسال شده توسط راشین | October 12, 2007 4:41 PM
ارسال شده در October 12, 2007 16:41
سلام آقای نجف زاده
میشه به وبلاگ من سر بزنید و نظر بدید؟
اینکارو می کنید.مگه نه؟
ارسال شده توسط دختر دانشجو | October 12, 2007 5:02 PM
ارسال شده در October 12, 2007 17:02
سلام
بهت تبریک می گم.
کارت خیلی درسته.
ارسال شده توسط mahsa | October 12, 2007 5:09 PM
ارسال شده در October 12, 2007 17:09
با سلام و عرض ادب شهد شیرین عبودیت یک ماه میهمانی بر سر خوان الهی در جشن ضیافت نور بر شما و خانواده محترم گوارا باد .
عید فطر مبارک
[گل]
مهدی
ارسال شده توسط شب نويس | October 12, 2007 5:11 PM
ارسال شده در October 12, 2007 17:11
سلام آقاکامران گل !عیدت مبارک .
چه می شود کرد که زندگی ما این شده که با نان بربری های داغ از راه به در شویم و...البته برگردیم!
ارسال شده توسط سهراب | October 12, 2007 5:58 PM
ارسال شده در October 12, 2007 17:58
قیافه هر سه تاتون (شما و گوینده و راننده) تو اون لحظه باید خیلی دیدنی میبوده!
ارسال شده توسط payizaneh | October 12, 2007 6:22 PM
ارسال شده در October 12, 2007 18:22
عیدتون مبارک باشه...بهترینا رو برای شما و خانواده گلتون آرزو میکنم.کیان گل من رو از طرف ما ببوسید.
ارسال شده توسط Paarmida | October 12, 2007 7:09 PM
ارسال شده در October 12, 2007 19:09
سلام آقاي نجف زاده من كار وبلاگ نويسي تازه شروع كردم اگه ميشه يكم منو راهنمايي كنيد يا چندتو منبع براي نوشتن به من معرفي كنيد خيلي ممنون ميشم عيدتون مبارك خدانگهدار
ارسال شده توسط شهرام | October 12, 2007 8:08 PM
ارسال شده در October 12, 2007 20:08
سلام
ببخشید جناب نجف زاده ولی به نظر من شما کار شاقی نمیکنید . انسان استعداد داشته باشه همین میشه . به من هم یه دوربین بدن میتونم همین کار رو انجام بدم . با احترامات قبلی . عیدتون مبارک
ارسال شده توسط حسین نجفی | October 12, 2007 8:10 PM
ارسال شده در October 12, 2007 20:10
سلام اقاي نجف زاده .گا هي آدما براي چيزاي كم ار زش تر از بربري از راه به در ميشن .عيدتون مبارك.
براتون آرزوي آگاهي شناخت و معرفت دارم.
ارسال شده توسط ندا قائم فرد | October 12, 2007 8:14 PM
ارسال شده در October 12, 2007 20:14
این نیزگذشت ومن هنوزدرخم آن دگر،نمیدانم که خدادرکدام کوچه به انتظارم نشسته بود.....عیدسعیدفطربرشمادوست عزیزمبارک باد.
ارسال شده توسط لیلاوزینی | October 12, 2007 8:26 PM
ارسال شده در October 12, 2007 20:26
سلام ..
عید شما هم مبارک آقای نجف زاده .. ان شاءالله که نماز و روزه هاتون مورد قبول درگاه حق قرار گرفته باشه ..
ای کاش همه ی وسوسه ها مثل بربری ِ شما ختم به خیر میشد ..
یه سوال داشتم ازتون ؛ میخواستم ببینم اگه ایده ای داشته باشیم چطور میتونیم اونو به شما بگیم ؟ مثلا ً سوژه ی مصاحبه ای واسه 20:30 .
ارسال شده توسط www2006 | October 12, 2007 8:26 PM
ارسال شده در October 12, 2007 20:26
سلام كامران جان
عيدتون مبارك نان بربري داغ كه خوردين چسبيد.
ارسال شده توسط ناهيد2 | October 12, 2007 8:41 PM
ارسال شده در October 12, 2007 20:41
سلام آقا کامران
زيارت قبول
ميگم کامران عادت داري هميشه توي حاشيه باشي؟؟؟؟؟
ميدوني يه برا يک مطلب شنيدم درباره سيلويو برلوسکوني نخست وزير سابق ايتالايا ، دربارش ميگن اون دوس داره همه جا نقش اول داشته باشه - توي عروسي نقش داماد و توي عزاداري نقش متوفي !!!
خيلي دوس داري يک باشي . براي همينم هميشه دنبال سوژه هستي لابد ..
يه جورايي شومن هستي ديگه، ولي ازت خوشم مياد
واقعا خدا اموات تلويزيون و رفقاي آقاي قاليباف رو بيامرزه که طرح ساخت 20:30 رو برای ايام انتخابات رياست جمهوري دادن.
ولي مثل اينکه 20:30 به قاليباف يا همون توني بلر وطني هم وفا نکر؟!
آي بسوزي روزگار ... آی ...
راستي با اين 30 کيلو وزن چه طور رمضون رو سر کردي ؟؟!!
ميگم حال ميکني 4 سطر مطلب مينويسي 4000 سطر جواب ميگيري ها !!
آخر سر هم : عيد فطرت مبارک
ارسال شده توسط احمد تاجبخش | October 12, 2007 8:55 PM
ارسال شده در October 12, 2007 20:55
سلام کامران خان چه خبرا خوبت هست خوشت چی
یادت باشه به وبلاگم سر نزدی
از برنامه ای که توی ماه عسل اجرا کردی خیلی خیلی خوشم اومد همیشه منتظر گزارشهای "نون و آجریت " هستم.
ای کاش همه وسوسه کنندها از جنس نون بر بری بود
اونم نون بربری داغ داغ
"نسیم" منتظرت میمونه برای همیشه.
www.nacim.blogfa.com
ارسال شده توسط علی (یک خبرنگار) | October 12, 2007 9:18 PM
ارسال شده در October 12, 2007 21:18
سلام عیدت مبارک مطالبت مثل گزارشات جالب می تونی به ما هم سر بزنی
اسم وبلاگم هست :آخوندها به بهشت می روند
آدرسش هم که برات گذاشتم
ارسال شده توسط مهدی | October 12, 2007 9:31 PM
ارسال شده در October 12, 2007 21:31
سلام
عيدتون مبارك
نماز و روزتون قبول
در اين بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت كسى است كه بخشيده شود
يا حق ...
ارسال شده توسط پروانه | October 12, 2007 9:32 PM
ارسال شده در October 12, 2007 21:32
گاهی تمام لذت زندگی به همان از راه بدر شدن است............به همان بربری داغ............
به گاز زدن همان سیب سرخ...........
ارسال شده توسط الف لام میم | October 12, 2007 10:11 PM
ارسال شده در October 12, 2007 22:11
Hmishe oontor ke fek mikonid be nazar nemiayd,shayad hishki nafahmide bashe ke barbary mikhordid
ارسال شده توسط Sara | October 12, 2007 10:28 PM
ارسال شده در October 12, 2007 22:28
سلام
چند جمله ی عزیز از نادر ابراهیمی عزیز تر تقدیم شما:
محبوب غم داران و یار خواهان بودن ، جرمی است که بد کاران هرگز آن را نبخشیده اند و نخواهند بخشید .
اگر تشنه ی بی شرمی های دشمنان ،دشنام دائم ایشان و شهادتی شتابان نیستی ، نخواه ، هرگز نخواه که اهل دل دوستت بدارند.
با آرزوی ایده های ناب برایتان
یا علی
ارسال شده توسط ر.کنعانی | October 12, 2007 10:34 PM
ارسال شده در October 12, 2007 22:34
سلام....
عید شما هم مبارک....نماز و روزه هاتون هم قبول حق.....
به کیان گل هم از طرف من عید وتبریک بگیییییییید!(هرچند میدونم تبریک منو بهش نمی رسونید!!!!!)
.
.
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف از این بساط که بر چیده می شود
در این بهار و غفران و مغفرت
خوشبخت آن کسی است که بخشیده می شود
.....
(امیدوارم منو به خاطر تموم بدی هایی که کردم ببخشید...)
.
.
پائیــــــــــز...
ارسال شده توسط ـــ*پائیــــــــز*ـــ | October 12, 2007 10:34 PM
ارسال شده در October 12, 2007 22:34
سلام
عیدت مبارک داداش کامران
ارسال شده توسط ~**~سونیا~**~ | October 12, 2007 10:48 PM
ارسال شده در October 12, 2007 22:48
عيد سعيد فطر بر ميهمانان ضيافت الهي مبارک باد
اقای نجف زاده سلام طاعاتتون قبول
و عیدتون مبارک
بربری داغ واقعا وسوسه انگیزه(شکلکی با یک نیشخند موذیانه)
یه پیشنهاد دارم از تمام گزارشهاتون یک مجموعهءDVD
تهیه کنید من حاضرم چنین مجموعه ای رو داشته باشم مطمئنم خیلی ها استقبال می کنن.
امیدوارم همیشه موفق و خوش ذوق و مبتکر باشید.
عید رو به خانوادهء محترم هم تبریک بگیید
با تشکر
ارسال شده توسط bermuda | October 12, 2007 10:57 PM
ارسال شده در October 12, 2007 22:57
سلام عرض شد آقاي نجف زاده
راستش من خيلي از دوست دارم خبراهاي داغ رو از زبون شما بشنوم راستش جذاب ميگيد
از بين خبرا ها هم خبراي20:30رو بيشتر نگاه ميكنم
به هر حال آرزوي موفقيت روز افزون را براي شمادارم
موفق وپايدار باشيد
يا علي
ارسال شده توسط عليرضا(عاشق شهادت) | October 12, 2007 10:57 PM
ارسال شده در October 12, 2007 22:57
سلام عیدتون مبارک طاعاتتون قبول درگاه حق تعالی
امیدوارم همیشه همینطور موفق خلاق و منحصر به فرد باشید.
با آرزوی موفقیت روز ازون شما
ارسال شده توسط bermuda | October 12, 2007 11:05 PM
ارسال شده در October 12, 2007 23:05
سلام خیلی خوشحالم که پیداتون کردم یه عمر بود که دنبالتون می گشتم میشه متن گزارشاتونو بزارین تو وب ؟
راستی عیدتون مبارک
ارسال شده توسط شاپرک | October 12, 2007 11:08 PM
ارسال شده در October 12, 2007 23:08
به نام فراتر از عشق...
سلام
آدم به زمین آمد
این حادثه رؤیا نیست
این فرصت بی تکرار
عشق است معما نیست
عید سعید فطر مبارک باد
زندگی تکراریست
خندها تکراری گریه ها تکراریست
من در این تکرار ها مانده در بهت سکوت
ارسال شده توسط مـهـتـا | October 12, 2007 11:19 PM
ارسال شده در October 12, 2007 23:19
salam
az adamayi ke ghashang tahavol ijad mikonan kheili khosham miad.az to kheili khosham miad ke donyaye khabanegari iran ro ba khosh salighegit motahavel kari.
ey val
khoda ghovat
ارسال شده توسط mehdi | October 12, 2007 11:45 PM
ارسال شده در October 12, 2007 23:45
سلام عیدتون مبارک
التماس دعا
یا علی
ارسال شده توسط مصباح | October 12, 2007 11:49 PM
ارسال شده در October 12, 2007 23:49
سلام
خوبید؟خوشید؟عیدتون مبارک.
ما دانشجویان؟؟؟دانشکده علوم اجتماعی علامه امیدواریم بالاخره روزنامه نگار شویم .شما چی هستید؟روزنامه نگار؟واقعه نگار؟خبرنگار؟ همه چیز نگار؟یا فقط نگار؟ گزارشهاتون خیلی جالبه.
موفق باشید.التماس دعا.
ارسال شده توسط سالک | October 12, 2007 11:56 PM
ارسال شده در October 12, 2007 23:56
سلام آقای نجف زاده من از علاقه مندان به گزارشهای شما هستم واقعا کاراتون حرف نداره یه دنیا ممنون وروزه هاتون انشاالله مورد قبول حق تعالی قرار گرفته باشه بای
ارسال شده توسط علی | October 13, 2007 12:09 AM
ارسال شده در October 13, 2007 00:09
سلام من آپ كردم البته با يكم تاخير خبر دادم خوشحال ميشم سر بزنيد
ارسال شده توسط شيدا | October 13, 2007 12:16 AM
ارسال شده در October 13, 2007 00:16
سلام
عیدیتون مبارک.
حق داشتین وسوسه بشین اخه بربری داغش می چسبه
ارسال شده توسط m.z | October 13, 2007 12:39 AM
ارسال شده در October 13, 2007 00:39
اگر تنها ترين تنها شوم. باز هم خدا هست . او جانشين تمام نداشتن هاست. سلام . عید فطر رو بهتون تبریک میگم
ارسال شده توسط آرزو دانش | October 13, 2007 12:44 AM
ارسال شده در October 13, 2007 00:44
سلااااااااااااااااااااااااام
واسه چی نمی تاییدی؟؟؟؟
من همین یکی دو روز بیشتر نمیتونم بتلپم تو نت ها!
البته بین خودمون بمونه الانشم به بهونه ی تحقیق و ... میام.
هنوز یادم نرفته به خودم چه قولی دادم
واسه همینم دیگه نمیحرفم.
فردا اومدم باز ضایع نشم!!!
فعلا...
ارسال شده توسط ماجده | October 13, 2007 12:46 AM
ارسال شده در October 13, 2007 00:46
سلام بازم عیدتون مبارک . با این همه بازدید کننده توی این تقریبا 2 روز یعنی واقعا هیچکس تا حالا نظر نداده البته به جز من. عید رمضان آمدو ماه رمضان رفت صد شکر که این آمدو صدحیف که آن رفت .
ارسال شده توسط آدمیزاد | October 13, 2007 12:53 AM
ارسال شده در October 13, 2007 00:53
سلام جناب نجفزاده گرامي
خاطره جالبي بود!
اميدوارم هميشه موفق باشيد
و هروزتون بهتر از ديروز!
عيدتونم مباركتون!
فكر كنم توقع زياديه اما خيلي خوشحال ميشوم سري به وب من بزنيد.
ممنون
خدانگهدار.
ارسال شده توسط حنا | October 13, 2007 1:03 AM
ارسال شده در October 13, 2007 01:03
عیدت مبارک آقا کامران .........
راستشو بخواهی من اکسال از ماه رمضون هیچی نفهمیدیم و از خودم بدم میاد بین خودمن باشه من روزه بی نماز می گرفتم نمی دونم امسال چه مرگیم شده بود که من اینقدر آدمه پستی باشم من کم و بیش نماز و می خونم ولی دیگه ماه رمضون آدم می شدم تا امسال که اینجور شد البته یکی دو سال که اصلا روزه نمیگرفتم و بی اینکه مامان و بابام بفهمن ولی ته تهشو بخواهی از خودم بدم میاد ولی چه کنم حسه نمازو ندارم با این که تا می خونم آرامه عجیبی می گیرم ولی نمی دونم چرا خدا نمیخواد صدای منو بشنوه .....
ای بابااین قدر گفتم که شدی یه پا پدر روحانی ها
ولی برادرانه برام دعا کن 14 روز دیگه میرم زیر یه سقف نمیخواهم اونجا بی نماز باشم
برام دعا کن
من بیشتر از یه فقیر هم محتاجم
بیشتر از اونچه که تو فکرشو کنی
ارسال شده توسط مریم | October 13, 2007 1:19 AM
ارسال شده در October 13, 2007 01:19
سلام آقای خیلی مهربون
ای بابا چرااین نون بربریهااینقدر مشکل سازنند!!
آقای نجف زاده حواستون به خودتون باشه حواس خیلی ها بهتونه....
دوستتون دارم خیلی زیاد
عید بر شما و خانواده ی محترومتون مبارک
موفق باشیدو سر بلند.
ارسال شده توسط مريم زکریا | October 13, 2007 1:30 AM
ارسال شده در October 13, 2007 01:30
سلام کامران خان
من اون دفعه یک شعر قشنگ گفتم بعد مرتب فکر کردم حتما در یکی از گزارشتهاتون میخونین در مورد کعبه بود
این نون بربری رو هم جوری نوشتید که من داغی اونو حس کردم و خوشبحالتون چه لذتی بردید نوش جان
یک خورده هم کم کل کل کنید بوی قرمه سبزی میاد!!!
ارسال شده توسط دریا | October 13, 2007 1:38 AM
ارسال شده در October 13, 2007 01:38
سلام آقای نجف زاده
عیدتون مبارک ، همیشه منتظر گزارش های نابتون هستم
ارسال شده توسط سحر | October 13, 2007 1:56 AM
ارسال شده در October 13, 2007 01:56
سلام!عید شما مبارک آقای نجف زاده!!!!
نماز،روزه هاتون قبول!!!
ارسال شده توسط سما | October 13, 2007 2:06 AM
ارسال شده در October 13, 2007 02:06
سلام!
شاید سلام کامران نجف زاده عزیز! خیلی خیلی عزیز!
میدانی؟؟؟؟ تلویزیون اینبار خبری از رویت ماه نداد! نمی دانم! دنیای مسخره ای شده! باور کم! راستی! شنیدی پاکستانی ها یکشنبه عید گرفته اند؟؟؟ می بینی؟!ماه آنها با مال ما فرق می کند... مگر نمی گفتند آسمان خدا همه جا یکرنگ است؟؟؟؟!
عیدت مبارک!
تو مظهر خیلی چیزها هستی! شاید نوستالوژی! هنوز که هنوز است وقتی 20:30 می بینم یاد تو می افتم! یاد آن شبی که با بغض گفتی: سردار! چند نفر دیگر؟!...
سی-130 را یادت است؟!... همان شب بود... حمید خیرخواه حیف شد! مرد آرام و ساکتی بود... با 206 سفید رنگش... همسایه بودیم... به شب 40 نرسیده بود که اساس هایش را بردند... تو میدانی به کجا؟؟؟
تو جواب خیلی چیزها را میدانی! تو چشم و گوش خیلی ها هستی...
اگر روزی توی خیابان ببینمت...
دوست دارم فقط بیایم جلو...نگاهت کنم... دست هایت را در دستانم بفشارم... و با چشم هایم برایت سرود قدردانی بخوانم...
بعضی وقت ها چشم ها بی ریا تر از هر زبانی سخن می گویند...
القصه وقتت را نمی گیرم! خواستم بدانی دوستت دارم! قدر تمام موهای سرم...
...
قلمت سبز...صدایت رسا... شب هایت مهتابی... روزهایت آفتابی باد.
قربانت
آقای دیوانه
صبح گاه روز 21 مهر ماه...
ارسال شده توسط آقای دیوانه | October 13, 2007 2:17 AM
ارسال شده در October 13, 2007 02:17
سلام آقای خبرنگار
واقعا خنده داربود... عیدتون مبارک. یه اس ام اس اومده برام میگه: میتونی چشماتو ببندی و منو تو ذهنت تصور کنی؟
.
.
.
تونستی؟!
.
.
تبریک میگم! شما ماه رو رویت کردین!*عید فطر مبارک*
امیدوارم یکی از اون پنج نفری که فردا میان توی ماه عسل علیخانی پرچونه شما باشین.
.
ارسال شده توسط پارمیس | October 13, 2007 2:34 AM
ارسال شده در October 13, 2007 02:34
داداش عزیزم عیدت مبارک....
ارسال شده توسط آبجی سمیه | October 13, 2007 6:14 AM
ارسال شده در October 13, 2007 06:14
سلام
احوالات؟؟؟اومدم عيد سعيد.....نه نميخوام تبريك بگم چون دوست ندارم تمومش كنيم.....ولي به هرحال اين نيز گذشت.....و كاش 11 ماه سريع سپري ميشد.....هنوز رمضان نرفته دلم برايش تنگ شده....
اميدوارم سحريها و افطاريهاي سرشار از عشق از يادمان نرود.....
كيانت را ببوس....
حق يارت
ارسال شده توسط ياسي | October 13, 2007 6:14 AM
ارسال شده در October 13, 2007 06:14
سلام
عیدتون مبارک.
ارسال شده توسط مائده | October 13, 2007 7:51 AM
ارسال شده در October 13, 2007 07:51
سلام آقاي نجف زاده
عيدتون مبارك
من درباره ي امام زمان(عج) مي نويسم خوشحال مي شوم اگر منت بگذاريد و بر خانه ي كوچك من سري بزنيد.
التماس دعا...
يا علي
ارسال شده توسط آشنا | October 13, 2007 8:06 AM
ارسال شده در October 13, 2007 08:06
سلام عيدكم مبروك
اميدوارم كه سلامت باشيد مادر لبنان منتظر شما هستيم
ارسال شده توسط فرحان سعيد | October 13, 2007 10:00 AM
ارسال شده در October 13, 2007 10:00
عیدت مبارک.....
ارسال شده توسط مائده دومی | October 13, 2007 10:20 AM
ارسال شده در October 13, 2007 10:20
salam.
az shoma khahesh mikonam gozareshy darbare kart haye sokht almosana begirid. be khoda khaste shodim az bas benzin litri400 bekharim az 25mordad karte man gom shode . az shoma mamnonam .
ارسال شده توسط قنواتيان | October 13, 2007 10:32 AM
ارسال شده در October 13, 2007 10:32
داداشی سلام...
خوبی؟!خسته نباشی!نماز و روزه هات هم قبول...!عیدت هم مبارک،داداش!
راستی دانشگاه قبول شدم!ادبیات فارسی می خونم...!
راستی به ما یه سر بزن!دیگه عادت کردم که بهت بگم بیایی و تو نیایی...!
بازم راستی که متن قشنگی نوشتی...
قربانت!محمد امین.
ارسال شده توسط محمد امین | October 13, 2007 11:20 AM
ارسال شده در October 13, 2007 11:20
سلام عیدتون مبارک
سفره تون همیشه پر از نون بربری التماس دعا
ارسال شده توسط فرشته | October 13, 2007 11:24 AM
ارسال شده در October 13, 2007 11:24
سلام. عيد شما مبارك و اميدوارم كه از اين روز هاي پر بركت توشه اي براي يكسالمون گرفته باشيم .
خداي مهربونم پشت و پناه شما باشه
راستي يك سوال ديگه ؟
شما فقط به هر وبلاگي يك بار سر مي زنيد؟
شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبا برقص .
آرزومند موفيت شما و تمام آدم هاي خوب.
يا حق
ارسال شده توسط آزاده | October 13, 2007 12:11 PM
ارسال شده در October 13, 2007 12:11
سلام آقای نجف زاده.حالتون خوبه؟بانو خوبن؟امیرکیان گلم چه طوره؟
اول از همه عید رو بهتون تبریک می گم
دوم این که امیدوارم امروز دوباره تو ماه عسل ببینمتون چون من 3تا اس ام اس برای شما فرستادم.
سوم اینکه جملتون رو روی شیشه ی ماه عسل دیدم خیلی خیلی قشنگ بود:خدایا این مسافر ما دیر کرده,او را برسان.
وچهارم اینکه خیلی خیلی حیف شد که اون مصاحبتون رو نشنیدم ولی مطمینم مثل همیشه عالی بوده.*
عید رو از طرف من به خوانواده ی گلتون تبریک بگید و یادتون نره امیر کیان رو از طرف من ببوسید.*
التماس دعا...
یا علی...
ارسال شده توسط ***زهرا***پرواز تا مثبت بی نهایت*** | October 13, 2007 12:24 PM
ارسال شده در October 13, 2007 12:24
با سلام و عرض ادب شهد شيرين عبوديت يك ماه ميهماني نور بر شما و خانواده محترم گوارا باد .
مهدي
[گل]
ارسال شده توسط شب نويس | October 13, 2007 12:34 PM
ارسال شده در October 13, 2007 12:34
salam
mikham azatun khahesh konam darbare azmoone doctora ezam be khareje vezarat behdasht khabar tahie konid. in azmoon 20 bahmane sale gozashte bargozar shode vali hanuz nataiej nahaiss elam nashode.fekr mikonam in ye record mahsub beshe. ba tavajoh be sabeghe bad vezarat behdasht in mozu baes negarani davtalabast. hich khabari ham darbare zaman elam nataiej dade nemishe baraye hamin az shoma komak mikham ta in mozu ro peigiri konid. mamnunam
ارسال شده توسط mohsen | October 13, 2007 12:57 PM
ارسال شده در October 13, 2007 12:57
بازم سلام
فکر کنم حالا حالاها ازت خبری نباشه
........
نمیدونم میتونم دلتنگی هامو اینجا بذارم یا نه
نمیدونم میشه دیگه هیچ جوونی اینقدر به این مردم بی اعتماد نباشه
نمیدونم میرسه روزی که همه ما اونقدر باهم صادق باشی که نخوایم به خطر این پول سیاه سر هم دیگه کلاه بذاریم
یا عشق رو به تمسخر بگیریم و دیگران رو بازیچه کنیم
همه ماها فقط یاد گرفتیم ادعا کنیم.یه جوری خودمون رونشون بدیم.
مردم ما هم که{ خدا خیرشون بده}ساده .راحت گول میخورن.نمیدونن سیاست اونقدرسیاه هست که همه به فکر جایگاه خودشون هستن
اینجا توی استان بوشهر در شهرستان دشتی
شهر کاکی
جناح بازی و چپ و راستی بیداد میکنه
کار به جایی رسیده که نانوایی ها هم جناح بازی میکنن
باور کن راست میگم.
یه ریسس عوض میشه باید تمام کارکنان را خراج کنه و نیروی تازه رو استخدام کنه چون از جناح مخالف هستن
زنگ میزنی تاکسی سرویس چون از جناح مخالف هستی :سرویس ندارن
وای
دارم دق میکنم.حتی امام جمعه رو هم وارد بازی مینن
نمیدونم میتونی حرفام رو باور کنی یانه
ولی ما جونها داریم اینجا تلف میشیم و ازدست میریم
چون هیچ کاری نمیتونیم انجام بدیم چون مردمان ما اینقدر سنتی هستن که تمام فکرشون فقط عقاییدی هست که از سالها پیش به ان پایبند بودن وهستن
این تازه گوشه از مشکلات ماست
راستی
یادم رفت بگم:اگه یه جناح بخواد کاری انجام بده که به نفع مردم باشه اون یکی نمیزاره چون این کارباعث محبوبیت اون یکی میشه
خیلی مسخره است
نه
نمیدونم وقت میکنی بخونی یا نه
ولی من خواستم بهت بگم
ببشید که خیلی زیاد شد
راستی عیدت مبارک
فکر نکنم نماز و روزه های ما هچ کدوم قبول نیست
...............
جاودان باشی
استوار
باعزت
تابعدی
ارسال شده توسط بی احساس | October 13, 2007 1:42 PM
ارسال شده در October 13, 2007 13:42
استاد سلام عیدبرشما مبارک باشه راستی چراهنگام گزارش دادن اینقدر بین صحبتهات مکث میکنی نکنه اثر بربری خوردنه.
ارسال شده توسط یوسفان | October 13, 2007 1:43 PM
ارسال شده در October 13, 2007 13:43
سلام نیومدی مطلب منو بخونی
راستی امروز با پدرم درمورد یه موضوع مهم صحبت کردم ، پدرم خیلی طرفداری منو کرد....خداکنه توش موفق بشم البته ماله تابستونه....شاید هم یه روز تماس گرفتم و باهاتون حرفزدم چون روم نمیشه ....یاعلی
عیدت مبارک مومن خدا
راستی فهمیدم روی اون شیشه چی نوشتی ...
درضمن امروز جزو مهمونهای ماه عسل هستید دیگه نه ؟
ارسال شده توسط فاطمه قهری - محکم | October 13, 2007 1:58 PM
ارسال شده در October 13, 2007 13:58
من بی معرفت شدم تو چرا فراموشم کردی؟
ارسال شده توسط آبجی سمیه | October 13, 2007 2:56 PM
ارسال شده در October 13, 2007 14:56
به نام او كه وعده داد صبح نزديك است سلام كامران عزيزاول از همه عيد بر تو وخانواده محترمت مبارك خيلي باهال بود كيف كردم كلي خنديدم بابااي ول يه دعا اميدوارم امشب در برنامه اختتاميه ماه عسل حضور داشته باشي به همسرمحترمت سلام برسون و اميركيانم ازقول من ببوسش. تو اين روز عزيز برا منو خالنوادمم دعا كن. يكي از طرفداراي هميشگيت دوست دارم يه دنيا. عصر عيدت قشنگ يا علي خدانگهدار
ارسال شده توسط نرگس محمدي | October 13, 2007 3:35 PM
ارسال شده در October 13, 2007 15:35
آقای کامران
اگه یه حالتی پیش بیاد که بتونیم با نیاکانمون یه میزگرد یا گفتمانی داشته باشیم، فکر نکنم رومون بشه که بگیم ما هم توی این دنیا «زندگی» کردیم.
زندگی. مرده گی. خوش باشیم در این زندگی.
طفلک امیرکیان ها. و طفلک ما.
ارسال شده توسط چکاد | October 13, 2007 3:42 PM
ارسال شده در October 13, 2007 15:42
و ما امروز داريم خفه ميشيم از اين بربري هاي در گلو مانده
عيدت مبارك مر خبرنگار
ارسال شده توسط آزاده | October 13, 2007 3:44 PM
ارسال شده در October 13, 2007 15:44
سلام كامران. عيدت مبارك !
ارسال شده توسط حميد محمدي | October 13, 2007 5:04 PM
ارسال شده در October 13, 2007 17:04
ham gozaresh hatoon aliye ham neveshtehatoon.
vaghean mamnoon. va inshalla hamishe movafagh bashid.
ارسال شده توسط samaneh | October 13, 2007 5:20 PM
ارسال شده در October 13, 2007 17:20
سلام آقاي نجف زاده
عيدتون مبارك
اميدوارم عبادات همه مون در اين ماه عزيز مورد قبول خداوند منان قرار گرفته باشه .
امان از نون بربري با اون بوي جذاب و وسوسه برانگيزش .
ايرادي نداره . به نظر من خيلي طبيعيه يه گزارشگر در حال خوردن نون بربري گزارش بده .
با آرزوي موفقيت براي شما
به خانواده سلام برسونيد
منتظرتون هستم يه سري به وبلاگم بزنين.
خدانگهدار
ارسال شده توسط شكوفه | October 13, 2007 5:45 PM
ارسال شده در October 13, 2007 17:45
سلام
عیدتون مبارک
ارسال شده توسط Betty | October 13, 2007 6:00 PM
ارسال شده در October 13, 2007 18:00
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
عیدتون مبارک
ارسال شده توسط جمانه | October 13, 2007 6:19 PM
ارسال شده در October 13, 2007 18:19
كامران جان سلام...
عيدت مبارك. اميدوارم هميشه و تمام لحظات زندگيت برات مثل عيد باشه و مثل نون بربري خوشمزه. موفق باشي. منتظر حضور دوباره ات هستم...
مخلصتيم تا آخر عمر...
ارسال شده توسط مريم گليييييي | October 13, 2007 6:52 PM
ارسال شده در October 13, 2007 18:52
salam dadashe golam. Eidet Mobarak
ارسال شده توسط kimiaa | October 13, 2007 7:42 PM
ارسال شده در October 13, 2007 19:42
سلام. با اینکه می دونم دیر اومدم اما خب دیگه چیکار می شه کرد. نمی دونم با این همه نظری که اینجا هست اصلا وقت کنید نظرم رو بخونید یا نه اما به هر حال می خواستم یه چیزی بگم. اونم اینه که این همه وبلاگ نویس داریم. می تونید یه سری به بلاگفا بزنید اما کو وبلاگ بخون؟! از نظرات وبلاگ ها متوجه می شید. اما نکته مهمتری که می خوام بگم اینه که شاید این که این همه وبلاگ نویس داریم اما وبلاگ بخون نداریم شاید یه نمود کتبی از رفتار آدم ها توی جامعه باشه و شاید ریشه خیلی از مشکلات از همین نکته سر چشمه می گیره که کو گوش شنوا؟ خلاصه اگه یه وقت شانس داشتم و نظرم رو خوندین حتما بهم بگین که خوندین چون حتما خیلی خوشحال می شم و از خوشحالی همچین می پرم بالا که سرم می خوره به سقف. راستی یادم رفت بگم محض همین نبود گوش شنوا مدتیه سعی کردم به جای این که تو وبلاگم بنویسم بیام تو بخش نظرات بنویسم چون فکر می کنم اینطوری شاید حداقل یه نفر نظرم رو بخونه هرچند غیر عادیه. بیشتر از این سرتون رو درد نمیارم. اگه قابل دونستین تو پلاک 129 منتظرتون هستم.
تا بعد
ارسال شده توسط سجاد | October 13, 2007 9:14 PM
ارسال شده در October 13, 2007 21:14
سلام
عیدتون مبارک.ما که هیچی از عید نفهمیدیم
روز عیدی تا 30/18 کلاس کنکور بودم
آخ که بگم خدا این کنکورو چیکار کنه؟!
البته خودش رو که نه اینایی که سوال درمیارن که خودشونم باید 6 سال روش فکر کنن
بابا به جان خودم بابای منم چند سال طراح سوال بود (واسه آموزشکده ها)منم یادمه می رفتم گاهگداری پیشش و می دیدم چجوریه.همه رو عین کتاب می نوشتن.با ذکر شماره صفحه.خیلی آسون بود.ولی الان شنیدم که فقط هر سال چند نفر رو میارن تا سوالاتی طرح کنن که قبلا نبوده و نمونش هیچ جا پیدا نمی شده!
این از درد دل!
خدایا در این روز عید ما را از شر الیاس،پدرانمان را از شر هستی و مریضهایمان را از دست امثال پژوهان نجات بده.دختری تاجیک و زمینی در کویر به ما عطا کن!!!
:))
دوستون داریم
موفق باشید
ارسال شده توسط aashena | October 13, 2007 9:33 PM
ارسال شده در October 13, 2007 21:33
سلام
طاعاتتون قبول
عيدتون مبارك .
ارسال شده توسط سپيدار | October 13, 2007 10:46 PM
ارسال شده در October 13, 2007 22:46
سلام.عیدتون مبارک .اقای کامران گزارشاتون واقعا جالب و بدیع هستند.من تو دانشگاه با هر کی صحبت می کردم همه همین نظر رو داشتن.موفق باشید.
ارسال شده توسط ستاره دایی | October 13, 2007 10:59 PM
ارسال شده در October 13, 2007 22:59
لحظه های ناب عبادت گوارای وجودتان
عید رمضان هزار بار مبارکتان
****************************
خدا کند آنقدر تاب و تحمل داشته باشم که داغی بربری تازه از راه بدرم نکند و داغ نشوم!
ارسال شده توسط ستایش | October 13, 2007 11:25 PM
ارسال شده در October 13, 2007 23:25
سلام کاوران جان دوستت دارم به خاطر صداقتت.....
کاش یه گزارش درست و حسابی از دانشگاه آزاد می گرفتی.دانشگاهی که پشت دفترچه کنکورش نقل قول از امام خمینی زده دانشگاه آزاد که از طرف اقای رفسنجانی پیشنهاد داده شده خوب است و امیدوارم گسترش یابد.مثلا دانشگاهی که صندلی ریاستش مدت دار نیست و ....می دونی پدر مردم داره در میاد من خودم پدرم و اصلا ندیدم و از حقوقی که از اون مونده دارم شهریه می دم و هزاران از من بدتر چون مجبورم نمیخوا برم سربازی نخبه هم نبودم برم ملی...
می دونم بی ربط بود به این مطلبت اما اگه از کار بیکارت نمی کنن ......یا حق
ارسال شده توسط علی مهندس | October 13, 2007 11:48 PM
ارسال شده در October 13, 2007 23:48
سلام
عیدتون مبارک.
باز شما بربری جسته تو گلوتون....
خیلیها تیرآهن نمره 18 رو مثل آب خوردن قورت میدن...
ارسال شده توسط محمد پورعبداله فرشبافی(آرتاوریژ) | October 14, 2007 12:29 AM
ارسال شده در October 14, 2007 00:29
سلام
خبر دار شدم كه از فرستادن سوژه استقبال مي كنيد منظورم موضوعه.... امروز وقتي شنيدم يكي از دوستام براي نهضت قبول نشده خيلي ناراحت شدم اخه مي دونيد دانش اموز فرزانگان بودو ليسانسش رو هم داشت با كلي هوش و استعدادو خيلي چيزه هاي ديگر اما اينها كه تو اين مملكت مهم نيست...مگه هست؟ اون هيچ كدوم از مامان باباش نه وزير بودند نه مدير نه فرودگاهي نه شركت نفتي و نه حتي جديدا معلم مامانش خانه دار بود باباشم قاليباف ولي اون سهميه براي قاليباف شدن نمي خواست !!!!!!
ارسال شده توسط جعفرياني | October 14, 2007 12:32 AM
ارسال شده در October 14, 2007 00:32
سلام ... عید مبارک و نماز و روزه هاتون قبول ...
راستش فکر کنم مزه ی آن نان داغ که صبح روز عید و معمولا بعد از نماز عید توی راه برگشت می خریم و تا برسیم خانه معمولا نصفش را نوش جان می کنیم!!!،از همیشه بهتر و به یاد موندنی تره ... مخصوصا اگه کسی مثل کامران نجف زاده باشی و این طور دچار وسوسه بشی ... !!!
بد میگم ؟!
چشم به راه سالی باشین که کیان روزه اولی میشه ... حتما روز عید فطر شادی و غرور بابای کیان،از خودش بیشتر خواهد بود ... نه ؟!
ارسال شده توسط فاطمه | October 14, 2007 12:35 AM
ارسال شده در October 14, 2007 00:35
سلام اقا کامران
نمی دونی بعضی وقتها چقدر حرصم ازدست درمی اومد!!!
میخواهم راحت حرف بزنم :میدونی وقتی توی خیابون راه میریم بهمون میخنند میدونی وقتی میرم سر خاک شهید سید علی دوامی بهم میخنند میگن اینا دیونه اند .کامران راست میگن مادیونه ایم .شاید !!!
کامران جان میدونی این دخترها یا پسرها که بهم میخنند کین بگم :دختر وپسرهای مدیران ادارت ما یا وابسته های اونها .....وگرنه چرای بابای من که یه کارمنده بچهاش نمی تونن یه همچین لباسهای بپوشن یا این جوری ماشین هارو سوارشن ؟؟؟میدونم توهم توی دلت میگی بی خیال مگه من چی کارم اصلا به من چه ........
شاید شاید شاید .......همین روزها بیاید وانتقام سیلی کوچه رو بگیریم
ارسال شده توسط amir22 | October 14, 2007 12:36 AM
ارسال شده در October 14, 2007 00:36
سلام ... خوبید؟ ... عیدتان مبارک آقای نجف زاده ... آن گزارش را گمانم خوب یادم هست ... راستی کسی هنوز یاد مصطفی می کند؟ مصطفی کرمی؟
ارسال شده توسط یکتا | October 14, 2007 12:38 AM
ارسال شده در October 14, 2007 00:38
عجب!
ارسال شده توسط سحر | October 14, 2007 12:40 AM
ارسال شده در October 14, 2007 00:40
بنام خدا
سلام آقای نجف زاده
من یک کرمانیه شاکی هستم
اگر اینو نمینوشتم میترکیدم
درست حدود ساعت 4.5 بود که صدای چند تیر شنیدیم
اونم در روز عید فطر بعدافهمیدیم حدود 50 نفر که با هم اختلاف داشتن وسط خیابان ریختن سر هم و ....
آخه این چه امنیتیه
چرا جاهای پر حادثه کلانتری نمی سازن
چرا نیروی انتظامی همیشه آخرین نفره
چرا این حوادث باید اتفاق بیفته
چرا...............
از شما خواهش میکنم این موضوع را پیگیری کنید
عاقبت این حادثه چی شد.عوامل دستگیر شدند یا مثل همیشه نه!!!!!!!
ارسال شده توسط یک ایرانی | October 14, 2007 1:01 AM
ارسال شده در October 14, 2007 01:01
سلام بر کامی خبرنگار
عید بزرگ فطر بر ریزه میزه ترین و باحال ترین وبا صفاترین خبرنگار این تلویزیون پر عیب و ایراد، مبارک
ارسال شده توسط امیر | October 14, 2007 1:15 AM
ارسال شده در October 14, 2007 01:15
اقای نجف زاده سلام الان که من مینویسم عید شده پس عیدتون مبارک ان شاالله نماز و روزه هاتون قبول باشه.
خاطره ی قشنگی بود.
راستی اهل کجایید! انقدر نون بربری دوست دارید؟
تو رو خدا زودتر بخش عکس راه بندازید تابتونیم اقا پسر گل و گلابتون روهم زیارت کنیم .
از کیان کوچولو خیلی شنیدم ولی " شنیدن کی بود مانند دیدن"
التماس دعا
ارسال شده توسط مروارید | October 14, 2007 1:27 AM
ارسال شده در October 14, 2007 01:27
salam aghaye najafzadeh. bebakhshid finglish minevisam. key boardam farsi ast vali nemidunam chera tu baazi nazarkhahiha farsi type nemikone. mishe ye gozaresh darbareye seryalhaye mahe ramezun berin? albete dar morede enteghadate matrah shode. midunam shayad maghdur nabashe chon maamulan sima az khodesh enteghade asasi nemikone. moteshakeram.
ارسال شده توسط tarane | October 14, 2007 1:29 AM
ارسال شده در October 14, 2007 01:29
آدم با بربری داغ برشته وسوسه نشه میخوای با چی بشه؟!
ارسال شده توسط کاکتوس | October 14, 2007 1:53 AM
ارسال شده در October 14, 2007 01:53
سلام كامران
كم اوردي توي وبلاگم نظر ندادي؟
يا نميتوني مخالف را بر بتابي؟؟؟؟
حاظرم در هر زمينه اي باهات كل كل كنم از دعواي قرمز و آبي و سياست و كياست و رشادت و ...
اگه جرات داري اوكي بده
انتخاب مطلب كل كل هم با خودت
موافقي؟
ارسال شده توسط احمد تاجبخش | October 14, 2007 2:06 AM
ارسال شده در October 14, 2007 02:06
salam ahgaye najaf zade man vasaton be hamon emaili ke to saiteton gozashtid zadam khahesh mikonam bekhonidesh khahesh mikonam khahesh mikonam.
ارسال شده توسط farshad | October 14, 2007 3:06 AM
ارسال شده در October 14, 2007 03:06
با سلام
عید گذشته ات مبارک
موفق باشی و بهروز
و نانت را کس نتواند سنگ کند
یا حق
ارسال شده توسط علی علی اکبری(آج ) | October 14, 2007 7:54 AM
ارسال شده در October 14, 2007 07:54
aghaye najaf zade hala mage machemone ke matalebemono nemizari?
eydeton ham mobarakkkkkkkk
ارسال شده توسط tahere 17 | October 14, 2007 9:30 AM
ارسال شده در October 14, 2007 09:30
سلام عیدتون مبارک میشه ادامه این جمله رو برام بگین . خدایا من مومن به اینم که....
ارسال شده توسط عطیه | October 14, 2007 9:46 AM
ارسال شده در October 14, 2007 09:46
سلام
شما با غرض و جهت گيري شخصي خبري را بيان مي كنيد من بعد از سه چهار بار ديدن برنامه شما ديگه پيگيري نكردم
ارسال شده توسط نعيمه | October 14, 2007 9:48 AM
ارسال شده در October 14, 2007 09:48
سلام کامران جان
خاطره جالبي بود
راستي امسال هم که سرکار بودي
خاطره امسال رو کي مي نويسي ؟
موفق باشي
ارسال شده توسط مهدي | October 14, 2007 10:12 AM
ارسال شده در October 14, 2007 10:12
سلام
عیدتون مبارک
برای یه بارم که شده خودتون رو سوژه کنید و از خودتون گزارش بگیرید همون جوری که تو وبتون نوشتید
یا حق
ارسال شده توسط zahra | October 14, 2007 10:44 AM
ارسال شده در October 14, 2007 10:44
سلام
این خاطره مانند گزارش هاتون زیبا بود
من که از طرفداران پر و پا قرصتون هستم
امیدوارم همیشه موفق باشید
دوست داشتید به من هم سر بزنید مطمئن باشید پشیمون نمی شید
موفق باشید
خدا نگهدار
یه وسيله برات گذاشتم بهم سر بزني منتظرتم
°°°°°°°°°°°°|/°
آخه°°°°°°°°°|_/°
°°°من °°°°°°|__/°
°° خيلي تنهام°|__/°
°°°°°°°°°°°°|____/°
°°°°°°°°°°°°|_____/°
°°°°°°°°°°°°|______/°
°°°°°°______|_______________
~~~~/__ بيا اينم وسيله حالا ديگه_\~~~
~~~~~/ _ميتوني بهم سر بزني _\~~~~
,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸.....
*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸....
ارسال شده توسط رهگذرباد | October 14, 2007 12:24 PM
ارسال شده در October 14, 2007 12:24
سلام.چه عجب.می ذاشتی سال بعد می نوشتی.ماحواسمون جمعه اون قدر که دیر نوشتنت جیغمونو در اورد.
ارسال شده توسط ناصر | October 14, 2007 1:18 PM
ارسال شده در October 14, 2007 13:18
سلام
آقای نجف زاده لطفا خودتان یک گزارش مفصل از سید محمد حسین طباطبایی تهیه کنید. البته آن گزارشی که خبرنگار قم تهیه کرده بود و از تلویزیون پخش شد خوب بود ولی کامل نبود . شما می توانید از جزییات و احتمالا شایعاتی که در مورد این جوان نخبه مطرح شده گزارش کاملی تهیه کنید .
ارسال شده توسط مریلا افشار | October 14, 2007 1:21 PM
ارسال شده در October 14, 2007 13:21
سلام
فرداي عيدتون مبارك.
نظرت راجع به بازي چيه؟
توروخدا با همه پرسپوليسي بودنت دعا كن استقلال ببره تا هم از بحران در بيادو هم من شرط بندي رو ببرم.
ارسال شده توسط Tofan Sorkh | October 14, 2007 1:27 PM
ارسال شده در October 14, 2007 13:27
ســــــلام
بعد از تقریبا 4 ماه سر نزدن می بینم که ... چقدر مطلب !!!!! قبلا این جوری نبودین؟؟!! ولی خوبه!!
مبارکه سایتتون جون گرفته!
حالا میشه امیدوار بود و حداقل هر هفته یه سری به اینجا زد!
ایول!
حالا که مطلب زیاده و نظر خیلی بیشتر ، کارتونم که خیلی خیلی ...بیشتر (حتما دیگه!)،وقت می کنین نظرات ما رو بخونین؟؟
ارسال شده توسط سیما | October 14, 2007 1:40 PM
ارسال شده در October 14, 2007 13:40
یه خبر ......!!!!!!
!!!
!!!!!
!!!!!!!!!!!!
تازگی ها به mail یاهو سر زدین ،؟؟؟!!!!
اگه بخوای یه email جدید بسازی توی گزینه های انتخاب کشور اسم کشورایران وجود ندارد!!!!!
می دونستین ؟؟
ما تازه فهمیدیم؟؟؟
یعنی عملا email ساختن در یاهو بی فایده است!
ارسال شده توسط سارا | October 14, 2007 1:47 PM
ارسال شده در October 14, 2007 13:47
عیدتون مبارک .
ولی دیر نوشتید .
ارسال شده توسط سپنتا | October 14, 2007 2:08 PM
ارسال شده در October 14, 2007 14:08
سلام آقای نجف زاده عیدتون مبارک البته با عرض شرمنده گی(به دلیل تاخیر) آخه رفته بودیم به یک نیمچه مسافرت تا بعد
ارسال شده توسط مهدیا | October 14, 2007 2:29 PM
ارسال شده در October 14, 2007 14:29
جناب نجف زاده عزيز سلام و خسته نباشيد
درود بر اين همه همت و تلاش شما
اميدوارم در آينده نزديك شاهد حضور شما در عرصه بين المللي خبر و اطلاع رساني باشيم.
از حضور سبزتان در وبلاگم خوشحال خواهم شد.
ارسال شده توسط اكبر | October 14, 2007 2:40 PM
ارسال شده در October 14, 2007 14:40
روزي بر دو قسم است :آن كه تو او را مي خواهي وآنكه تو را مي جويد .
كسي كه دنيا را خواهد مرگ نيز او را مي طلبد تا از دنيا بيرونش كند وكسي كه آخرت خواهد دنيا او را مي طلبد تا روزي او را به تمام پرداخت كند.
حضرت امير «ع»
اميدوارم شما هم آخرت را بخواهيد.
ارسال شده توسط وحيد افسري | October 14, 2007 2:54 PM
ارسال شده در October 14, 2007 14:54
می خواستی به 500 تا برسه . شک ندارم. می خواستی رکورد بشکونی نه؟ولی به نظرم این درست نیست.اصلا تو داری با کی مسابقه میدی ؟با خودت.....؟
ارسال شده توسط ناشناس | October 14, 2007 3:38 PM
ارسال شده در October 14, 2007 15:38
آقای نجف زاده خیلی ممنون که هستید
خیلی ممنون که یکی هست که این خبرای خشک این دنیای سخت تر رو یه جوری میگه که نرم بشه (وقتی اینو میگم یاد مادر بزرگم می افتم که برای اینکه بتونه نون خشک محلیمون رو بخوره اونو توی اب میزنه )
داشتن قدرت تغییر دادن نگاه (یعنی فقط از یه بعد نگاه نکردن) یه نعمت بزرگه
و من خوشحالم که ازش خوب استفاده میکنید
بازم ممنون
خیلی مطمئن نیستم که فرصت خوندنشو داشته باشید ولی میدونم که سعیمو کردم
ارسال شده توسط آرتا | October 14, 2007 4:19 PM
ارسال شده در October 14, 2007 16:19
عید شما هم مبارک! خیلی خاطره ی جالبی بود.
ارسال شده توسط شیما | October 14, 2007 4:32 PM
ارسال شده در October 14, 2007 16:32
سلام.بازم عيد گذشته رو بهت تبريك مي گم.
"خدايا !اين مسافر ما دير كرده او را برسان... . اين چيزي بود كه تو بر نامه ي "ماه عسل"رو شيشه نوشته بودي درسته؟از اون دستم كه خط زده بودي فهميدم.بعدم مفهومش در مورد "امام زمان"هست ديگه نه؟خيلي زيبا نوشتي.ساده اما پر معنا.بازم بيا تو برنامه هاي صدا و سيما شركت كن.خوشحال ميشيم بيشتر ببينيمت.رمضانم با الياس و هستي و افشاريش تموم شد.اي كاش الياس نماها از روي زمين پاك بشن.
ارسال شده توسط مطهره | October 14, 2007 4:48 PM
ارسال شده در October 14, 2007 16:48
سلام.عیدتون مبارک.عیدیتون خیلی خواندنی و خوردنی بود.
ارسال شده توسط معلمی از بهشت | October 14, 2007 6:02 PM
ارسال شده در October 14, 2007 18:02
رفته بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب.........
آب در حوض نبود........
ديدي چه ضد حالي خوردم.!!!!!
ارسال شده توسط Tofan Sorkh | October 14, 2007 6:36 PM
ارسال شده در October 14, 2007 18:36
بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد هلال عید بدورقدح اشارت کرد ثواب روزه وحج قبول آنکس برد که خاک میکده عشق رازیارت کرد عیدشما مبارک طاعات شما مقبول
ارسال شده توسط امید دست چین | October 14, 2007 6:44 PM
ارسال شده در October 14, 2007 18:44
سلام آقای نجفزاده
قبلا یه کامنت زده بودم ولی مثل اینکهبه دستتون نرسیده میخواستم نظرتون رو در باره ی مطلب که لینکش رو میذارم بدونم در مورد همکارتون مرآتی هستش.
http://jomhour.ir/2007/09/19/post_340/
نظر شما برای من و حتی همکاراتون مهمه.
خدا حافظ
ارسال شده توسط MH | October 14, 2007 7:33 PM
ارسال شده در October 14, 2007 19:33
دارم به خودم خنجر می زنم... چرا به بلاگ من سر نمی زنی؟یادت میاد الان دارم بهت بر می گردونم
ارسال شده توسط آبجی سمیه | October 14, 2007 8:50 PM
ارسال شده در October 14, 2007 20:50
هووووم!
ارسال شده توسط Joan of Arc | October 14, 2007 8:58 PM
ارسال شده در October 14, 2007 20:58
سلام آقای خبر نگار عید شما هم مبارک نجف زاده کوچیکه چطوره؟ از طرف من ببوسش . یا حق.
ارسال شده توسط فرزانه | October 14, 2007 9:50 PM
ارسال شده در October 14, 2007 21:50
سلام داداش کامران
عید فطر بر شما وخانواده مبارک . (کیان و ببوس )
آقای نجف زاده : من برنامه شما که در ماه عسل بودید را ندیدم ، چی کار کنم ؟ خیلی دوست دارم ببینم چه کنم ؟( راهنمایی کنید خواهش میکنم )
دوئستون دارم . بای
ارسال شده توسط رزا | October 14, 2007 10:44 PM
ارسال شده در October 14, 2007 22:44
سلام انشالا که خوبین مگم من تازه که دوباره عکس امیر کیان رو دیدم متوجه یه چیزایی شدم اول این که خیلی خیلی شبیه به خودتونه و دوم اون چین و چروک های روی پیشونیشه خیلی جالبه ادم میتونه برداشتهای زیادی بکنه ولی امیدوارم هرچی باشه خداوند پیشونیشو خوب نوشته باشه .مطمئنا خوب نوشته با داشتن یه پدر و مادر به این خوبی.
میگم من خیلی بهم بر می خوره از این که ارتباتمون یه طرفست می دونم سرتون شلوغه ولی چرا به ماها که وبلاگ نداریم سر نمی زنید؟
ارسال شده توسط مولود | October 14, 2007 10:47 PM
ارسال شده در October 14, 2007 22:47
چقد هوس نون بربری کردم!!
ارسال شده توسط یوسف | October 14, 2007 10:56 PM
ارسال شده در October 14, 2007 22:56
.
.
.
.
.
سلام آقاي نجف زاده
ميخواستم يه مطلبي رو بهتون بگم شايد به نطر شما خيلي مهم نباشه ولي نميدونم چرا به دلم افتاده كه حتما بهتون بگم
راستش من زياد خواب نميبينم يعني ميبينم ولي هيچ كدومش يادم نميمونه ولي اين يكي رو دقيقا يادمه شايد دليلش اين بوده كه من اين خواب رو كه در مورد شماست براتون تعريف كنم
دو تا تاپ خيلي بزرگ رو تصور كنين كه از پشت به هم چسبيدن يك طرفش جمعيتي از مردم بود وطرف ديگش فقط شما تنهاي تنها.
شما خيلي سعي ميكردين كه اون تاپ رو حركت بدين ولي مردم اصلا توجهي نميكردن اونهايي هم كه توجه ميكردن كاري از دستشون بر نممي اومد .
ولي شما انقدر تلاش كردين تا بالاخره تاپ رو يه مقدار حركت دادين.
شما هم مثل من فكر ميكنيد؟
من يقين دارم شما بالاخره يه تحول اساسي تو جامعه ايجاد ميكنيد.
*(خداوندا تو خود ميداني انسان بودن وماندن در اين دنياچه بس دشوار است وچه زجري ميكشد آنكس كه انسان است واز احساس سرشار)*
ارسال شده توسط فرزند ماه | October 14, 2007 11:39 PM
ارسال شده در October 14, 2007 23:39
با سلام وتبریک عید سعید ازت ممنونم مثل همیشه تکی. همیشه و همه جا یه حرف تازه داری بزنی حتی اگه گیر کردن نون بربری تو گلو باشه اصلا تکراری نیست تازه تازه است درست مثل همون نون بربری بد جوری ماهی چاکرم
ارسال شده توسط آذر | October 15, 2007 1:15 AM
ارسال شده در October 15, 2007 01:15
به به حاجي گل خودمون سلام العليكم
عيد شما مبارك، نماز روزها قبول، ما رو هم دعا كنيد
چه خبرا؟ نيستي كم پيدايي بي معرفت يه سري هم به وبلاگ ما بزن تو هم نظري بده
به قول يه بنده خدايي 4 خط مي نويسي 4000 خط جواب مي گيري
خيلي چيزها مي خواستم بهت بگم ولي ...
موقف باشي
ارسال شده توسط habib | October 15, 2007 1:32 AM
ارسال شده در October 15, 2007 01:32
سلام بهترین خبر نگار تلوزیون خسته ما...
خوشحالم که امشب تونستم حرفمو بهتون برسونم.
نمیدونم چرا پیداتون نمیکردم.من عاشق نوشتن و فکر کردنم بدون یک کلمه حرف زدن...
کاش می شد از فکر به کلمه برسم
من امشب هولم از پیدا شدن شما تو فاصله ها.
ارسال شده توسط الهام وحدت | October 15, 2007 1:54 AM
ارسال شده در October 15, 2007 01:54
سلام.خوبید؟خیلی وقت بود میخواستم بیام اینجا ولی یه جورایی همه چی جور نمی شدن.همونجوری که از نوع حرف زدناتون و عقایدتون به من و خیلیای دیگه آرامشی دست میده که یکیم هست که یا فهمش بالاست یا خودش رو به نفهمی نمیزنه،الانم که اینجام همون حس رو دارم.نوع وبلاگ نویسی ما با شما قشنگ یه 180 درجه ای متفاوته.اگه پیشمون بیاید خوشحال میشیم.اگه ام نیاید میزاریم رو حساب مشغله هاتون.راستی من یه روزی دوست داشتم خبرنگار بشم.ولی انگاری آخرین لحظه همه دنیا دست به دست هم دادن که نشم.سرتون رو درد نمی یارم.امیدوار نیستم،مطمئنم روز به روز موفق ترین.من بدون اجازتون لینکتون کردم.راستی عیدتونم پساپس مبارک.خوش باشید.bye
ارسال شده توسط تینا و علیرضا | October 15, 2007 8:27 AM
ارسال شده در October 15, 2007 08:27
اس ام اس هاي سريال ماه رمضان در وبلاگ دنياي خبر
اس ام اس هاي جديد در اين خصوص را شما اضافه کنيد
ارسال شده توسط مهدي | October 15, 2007 8:33 AM
ارسال شده در October 15, 2007 08:33
سلام و وقت به خیر
زیبا بود و روان مثل همیشه. شما می دونید چرا نیروی انتظامی برعکس اون چیزی که ادعا میکنه با مردم در انظار عمومی برخورد زشتی داره؟ مگه نه اینکه اونا حق دست بلند کردن روی مردم رو ندارن؟ دیروز جلوی چشم من و خیلی دیگه از مردم یکی از مامورای نیروی انتظامی یه دختر و پسر و به باد کتک گرفت البته اینو هم بگم که جرم اونا فقط این بود که روی یک نیمکت مشترک با فاصله از هم نشسته بودند؟
شما می دونید چرا نباید به نیروی انتظامی انتقاد کرد؟ وقتی من به اون مامور گفتم چرا این کارو می کنی گفت به تو ارتباطی نداره و چندتا حرف دیگه...
چی می شد اگه آزادانه می تونستیم حرف بزنیم؟
نظر شما چیه؟ اگه فرصت کردین به من یه سری بزنین و نظرتونو بگید.
ارسال شده توسط ثریا | October 15, 2007 10:10 AM
ارسال شده در October 15, 2007 10:10
سلام آقای نجف زاده.
من یکی دیگه از هزاران طرفدار های شمایم.
می خواستم درباره ی یه موضوع پیگیری کنید.
25 سال پیش 4 دیپلمات ما رو توی اسراییل اسیر کردند. هنوز از آنها خبر موثقی در دسترس نیست.
می خواهم بدونم برای آنها چه کارهایی صورت گرفته.
دریادل پادگان دوکوهه حاج احمد متوسلیان
محسن موسوی-کاظم اخوان- تقی رستگار
در اخر از شما کمال تشکر را داشته و خواهش میکنم
علی رغم مشغله ی زیاد به وبلاگ منم یه سر بزنید.
خوشحال میشم.این یه درددل از یه نسل سومی عاشق شهید و شهادت.
موفق و پیروز و پایدار باشید
ارسال شده توسط عبدالله | October 15, 2007 10:48 AM
ارسال شده در October 15, 2007 10:48
سلام
طاعات قبول
چه خوب بود هرجامصاحبه انجام ميدي ماهم يك جوري متوجه بشيم ويهروزخوب راشروع يابه پايان برسونيم باتشكر.********** عيدت مبارك************
ارسال شده توسط مريم | October 15, 2007 10:50 AM
ارسال شده در October 15, 2007 10:50
دوباره سلام و به نام خداي مهربونمون از دست احسان عليخاني خيلي گله دارم انقدر پيام دادم كه انگشتام درد گرفت چرا تو جز پنج مهمونشون نبودي؟راستي ميدونم كه سرت خيلي خيلي شلوغه ولي ميتونستي برام ايميل بفرستي (چه ادم پررويي)تا منم خوشحال بشم.يه شعري برات مينويسم كه اميدوارم خوشت بياد چه چشمهاي قشنگي خدا بخير كند چه اب و تاب و چه رنگي خدا بخير كند غرور قله نشين وصلابت تو چه ماهي وچه پلنگي خدا بخير كند دل من ودل تو با هم اشتي كردند چه شيشه وچه سنگي خدا بخير كند اينو تقديم مي كنم به تو واميركيان عزيزت اميدوارم هميشه در كارت موفق ومويد باشي وهممون زودتر اقا مولامان را ببينيم. بازم مي گم خيلي خيلبي دوستو دارم در اخر منو خيلي خيلي ببخش كه سرتو درد اوردم. خداحافظ همين حالا
ارسال شده توسط نرگس محمدي | October 15, 2007 11:56 AM
ارسال شده در October 15, 2007 11:56
سلام خسته نباشي موفق باشيد
ارسال شده توسط نفيسه سادات سيد سجادي | October 15, 2007 12:50 PM
ارسال شده در October 15, 2007 12:50
سلام....
وای داشتم دق میکردم دقیقا از پنج شنبه نیومده بودم....وای خداییش ترک اعتیاد هم سخته اونم اعتیاد به اینترنت نه؟ ما هم با وسوسه های الیاس میایم اینجا اما اینجا حال و هواش خیلی قشنگه...!
من خیلی بد شانسم هر وقت یه چند روز نمیام تو اون فاصله حتما آپ کردی...
اون بربری هم نوش جانت...اشکال نداره رادیو هم زیاد حساسیتش مثل تلویزیون نیست.....
راستی من منتظرت بودم که یه کامنت گذاشته باشی اما....
خوب دیگه وقتت رو گرفتم...کاری نداری؟
خدا تو را حافظ...
ارسال شده توسط یاسمن | October 15, 2007 1:07 PM
ارسال شده در October 15, 2007 13:07
سلام نجف زاده
بد نیست یه وقتی هم راه بیفتی دنبال اینکه ملیاردها(پول) به کجا میروند؟ نه با با ولش کن همین با اقای دوربینی مصاحبه کن جا های خطر ناک نمیخاد بری افرین پسر خوب
ارسال شده توسط امید | October 15, 2007 1:21 PM
ارسال شده در October 15, 2007 13:21
ما غرق گناهیم ولی پاک سرشتیم
حسرتزده یک وجب از خاک بهشتیم
به شکرانه زائل شدن حالت اغما
از خوردن ان میوه ممنوعه گذشتیم
هرچند که الیاس بسی وسوسه ها کرد
اما چو پری بنده خناس نگشتیم
غفلت بکشد یونس جان در دل ماهه
چون غمزه هستی به دل مزرعه گشتیم
افسوس
افسوس که این ماه مبارک بسر امد
در دفتر اعمال ثوابی ننوشتیم
عیدتون با 2روز تاخیر مبارک
ارسال شده توسط نوریان | October 15, 2007 1:25 PM
ارسال شده در October 15, 2007 13:25
سلام آقلی نجف زاده ....
خیلی خوشحالم از اینکه الان دارم واسه ی شما
واسه ی وبلاگ شما پیام می زارم....2 روز از عید گذشته ولی من می خوام الان بهتون تبریک بگم.. به شما و پسر گلتون ..... به هر حال اولین بارمه دارم براتون نظر می زارم واسه همین نمی دونم چی بگم...
براتون پنجره ای آرزو می کنم رو به هر آنچه که بخواهید....
ارسال شده توسط رعنا شکیبا | October 15, 2007 1:48 PM
ارسال شده در October 15, 2007 13:48
سلام آقای نجف زاده ی عزیز !
خوبید ؟؟؟؟
یکم عید شما مبارک البته با تاخیر ، ایشاا... عید فطر سال دیگه با سلامتی و شادی .
دوم وسوسه ی بربری داغ شدن بهتر از داغ شدن وقت جزا است اون هم به هزار و یک دلیل !
سوم چرا هر بار که من این جا هستم و مشخصات می خواد و می گم و حتی می خوام که حفظ بشه اما باز روز از نو روزی از نو ؟!
سلامت و شاد .
ارسال شده توسط سارا | October 15, 2007 1:49 PM
ارسال شده در October 15, 2007 13:49
به نام خدا
سلام
عيدت مبارك با تأخير
مي گم..... هر چي با خودم كلنجار رفتم نتونستم نيام و نگم كه ....تلخه نارنج از عــســل هم شيرين تره آقا كامران.
همين
موفق باشي
در پناه حق
خدا يارت
ارسال شده توسط صاحبدل بيدل | October 15, 2007 3:08 PM
ارسال شده در October 15, 2007 15:08
سلام ...
من امروز مست مستم ...مستم كرد و رفت امروز خواب ديدم خواب خودش ،آقا كامران من امروز خواب جائي را ديدم كه نمي دونم چم شده كه همين جور تا مي بينمش فقط گريه مي كنم خدايا مستم كردي
داداش كامران تو بگو چي كار كنم
آخه دعا مي كردم هيچ موقع از خواب بيدار نمي شدم و فقط اونجا باشم
تو بگو چي كار كنم...!
من مستم
ارسال شده توسط فرشته اميني | October 15, 2007 3:34 PM
ارسال شده در October 15, 2007 15:34
سلام . الان خيلي عصباني هستم دارم منفجر ميشم .شما كه اين همه گزارش تهيه مي كني چرا از اين اساتيد مثلا باشخصيت ولي بي جنبه گزارش نمي گيري؟
دارم از دست يكي از همين متشخص نماهاي الكي ديونه ميشم.
مگه وقتي تو يك دانشگاه مهمان هستيم آدم نيستيم كه سر كلاس راهمون نميده و عذرمو رو خواست. كلي براش حرف زدم خواهش كردم التماس كردم ولي مثل اينكه آسمون سراخ شده و همين يك استاد خوب افتاده پايين.
به خدا امروز از بس التماس كردم حالم از خودم بهم خورد. آخه من چه كار كنم.
چرا اينجوري مي كنند دوست دارن عقده هاي خودشون رو سر دانشجوي بيچاره خالب كنند.
مي خوام برم خودكشي كنم.اگه كسي با من كاري نداره برم؟
لطف كن اگه زحمتي نيست يك كم درباره اين ظلم و ستمي كه به دانشجو وارد ميشه حرف بزن. چون ما هم از در مي خوريم هم از ديوار.
ممنون آقاي نجف زاده
يا حق
ارسال شده توسط آزاده جوان | October 15, 2007 4:00 PM
ارسال شده در October 15, 2007 16:00
salam aghaye najafzadeh
man aslan fekr nemikardam ke beshe ba shoma ertebat dasht
man to ye site marbot be fizike quantomi adrese sitetono didam o fahmidam site darin
kheyli khoshhalam
to madrese hamishe bahseton hast
vaghan ke harf nadarin,janjali o por shor
ur friend(age eshkali nadare) parisa az teh
ارسال شده توسط parisa | October 15, 2007 4:38 PM
ارسال شده در October 15, 2007 16:38
می خواستی به 500 تا برسه.شک ندارم.می خواستی رکورد بشکونی نه؟ولی به نظر من این اصلا درست نیست.اصلا تو داری با کی می جنگی؟با خودت ...... می خوای چی رو ثابت کنی؟
تو خودت رو به همه ی ما ثابت کردی....خیلی وقته. مطمئن باش.
ارسال شده توسط ناشناس | October 15, 2007 4:50 PM
ارسال شده در October 15, 2007 16:50
می خواستی به 500 تا برسه.شک ندارم.می خواستی رکورد بشکونی نه؟ولی به نظر من این اصلا درست نیست.اصلا تو داری با کی می جنگی؟با خودت ...... می خوای چی رو ثابت کنی؟
تو خودت رو به همه ی ما ثابت کردی....خیلی وقته. مطمئن باش.
ارسال شده توسط ناشناس | October 15, 2007 4:51 PM
ارسال شده در October 15, 2007 16:51
هلال عید در ابروی یار باید دید ...
با چند روز تأخیر
عیدتون مبارک .
ارسال شده توسط هدی | October 15, 2007 5:56 PM
ارسال شده در October 15, 2007 17:56
سلام آقای نجف زاده
از طریق وب دوستان به وبتون رسیدم
هم حرفاتون جالبه هم گزارشاتون
خوشحال میشم بهم سر بزنین و بگین اجازه لینک میدین؟
ممنونم
منتظرم
ارسال شده توسط باران | October 15, 2007 5:59 PM
ارسال شده در October 15, 2007 17:59
سلام کامران جان
خوشحالم که یکی ازنسل ما هست که حرفای دلمونو بزنه
کامران جون از اینکه کیهان بچه ها رو می خوندی فهمیدم که با تو همدلم و فهمیدم که چرا وقتی بیست و سی شروع میشه دلم تاپ تاپ میکنه برای دیدنت اینو راست میگم عزیزم باور کن که برای بیست و سی لحضه ها رو میشمرم
همیشه برای خدا زندگی کن ویک لحظه هم دست از کار نکش
ارسال شده توسط رمضان | October 15, 2007 6:37 PM
ارسال شده در October 15, 2007 18:37
سلام
خوبی؟
خدا تو را حافظ
ارسال شده توسط ~**~سونیا~**~ | October 15, 2007 8:04 PM
ارسال شده در October 15, 2007 20:04
نمیدونم اومدی بخونی یا نه ولی من برات کپی میکنم که زحمت نکشی بیای توی وبم : برای تولد احمدی نژاد
_______________________________________________
ای ستاره ما سلام مان بهانه است
عشق مان دروغ جاودانه است
در زمین زبان حق بریده اند
حق ، زبان تازیانه است
وان که با تو صادقانه درد دل میکند
های های گریه شبانه است
به نام او که ذره ای از محبتش ما را کفایت است
نمیدانم چندمین بهار زندگی ات را درپیش داری ، نمیدانم چندمین خط روزگار بر پیشانی بلندت نمایان خواهد شد و نمیدانم قرار است چندمین سال زندگی ات را زیر بار مسئولیتی الهی بگذرانی .
اما میدانم ، میدانم ای مرد بزرگ امروز ، ای کسی که نام ایران و ایرانی را حتی درکهکشان ها و آسمان ها جاودانه کردی . میدانم که امروز با خود و خدای خود پیمان بسته ای که حتی از ذره ای از حق ملتت نگذری . میدانم که از خدای محمد(ص)خواسته ای تا باری را که بر دوشت گذاشته به سلامت بر زمین بگذاری .
تو را بزرگ مردی یافتم که تنها سرمایه و تنها افتخارت این است که خادم ملت باشی اگر چه که تو خود مایه فخر ملتی .
شجاعت و ایمان و ایثار و از خودگذشتی را در چشمانت می بینم .
میدانم که تو همیشه با رویی خوش و با لبخندی زیبا از مردم استقبال میکنی و مهربانی ها تو بی حد و اندازه است.
من میدانم که نمیگذاری سنگینی بار کمرت را خم آورد ، تو خودافتخار را به ملت یاد دادی ، تو بذر امید را در دلهای مردم کاشتی ، تو بودی که واژه توانستن را دوباره در ذهنمان مرور کردی ، آری تو بودی ، تو بودی که آن را از زیر خاک های فراموشی بیرون کشیدی و غبارهایش را ربودی و برگردن ایرانی آویختی .
راستی جای دستان با محبتت هنوز بر سر کودکان یتیم و مستضعف مانده است .
میدانم که فقر آنان است که سپیدی را برموهایت گنجانده ، میدانم که اشکهای پاک آنهاست که برچین های پیشانی ات افزوده ، من حتی میدانم که تو به چه می اندیشی .
میدانم که دغدغه ی آن دختر بچه ی روستایی که هرشب در آرزوی داشتن یک عروسک حتی با دستهای کنده است ، تو را آرام نمیگذارد . تو میدانی که روزگار چقدر او را قانع کرده است و او تنها به داشتن عروسکی با صورتی آسمانی ، چشمانی امیدوار و لبانی که برایش بخندد ، راضی است .
میدانم که تو طاقت دیدن دختری در جوار بستر پدرش ، پدری که دستهایش ازشدت کار و فعالیت پینه بسته است و پاهایش از حمل بدن زار و رنجورش ، ناتوان است را نداری .
همان دختری که در حسرت داشتن 2000تومان ، فقط 2000تومان برای داروهای پدرش مانده است وباید نظاره گر بسته شدن چشمان پدرش باشد .
او باید بار فقری که او برایش به یادگار گذاشته را حمل کند او مجبور است که نوجوانی اش را مانند پیری سپری کند .
میدانم وقتی که جانباز شیمیایی را می بینی که به سختی نفس میکشد ، زمانیکه چشمانت را به آن دلاورمردان عرصه شجاعت و عشق و ایمان میدوزی چه آتشی درونت را تصاحب میکند .
میدانم که سر ماجرای سهمیه بندی بنزین چه حرفها و حدیث هایی که پشت سرت نبود اما توهمیشه توکل میکنی و صبر را پیشه برمیگزینی و میدانم تو کاری را انجام دادی که تا اکنون هیچ کس حتی شاید از ترس اینکه نکند یکی از طرفدارهایش کم شود ، شجاعت و جسارت انجام این کار را نداشت اما تو انجامش دادی چون به فکر ملتی.
احساست را فهمیدم ، تو را درک کردم آن زمان که در آن دانشگاه تروریسم خواندنت و تو را در جستوجوی بمب هسته ای معرفی کردند .
برایت دعایی خالص میکنم :
خدایا خواسته ی همیشگی اش را لبیک گو و او را سرباز مهدی (عج) قرار بده .......آمین
تولّدت مبارک
تو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایش کن
به قلم : من و دوست عزیزم نجمه خانی
ارسال شده توسط فاطمه قهری - محکم | October 15, 2007 8:14 PM
ارسال شده در October 15, 2007 20:14
سلام بر استاد بزرگ
توانایی شما ستودنی ست.
از شما دعوت میکنم بوشهر بیلیید.
به نوعی همکاریم.در تلویزیون بوشهر فعالم.
توانا بمانید.امیدوارم باشما بتوانم.......
ارسال شده توسط حسن غلامی/حنل | October 15, 2007 9:10 PM
ارسال شده در October 15, 2007 21:10
سلام.
آقاي نجفزاده دم شما گرم
ولي خدائيش به نكته قابل اشاره اي اشاره كردين (چي گفتم!) از بربري تازه به هيچ وجه نميشه گذشت، مخصوصاً اگه عيد فطر هم باشه. من اگه جاي شما بودم يه تيپا ميزدم زير همه اعتبار و شهرت و فلان و اينا و گوشي رو ميدادم دست راننده و ميگفتم يه دهن واسه ملت ايران بخونه و يه دلي از بربري درمياوردم!
البته اين كامنت من خيلي بدآموزي داره، آقا فيلترش كن؛ يعني چي؟! طبق آخرين اطلاع منابع آگاه آدميزاد بايد به نفس خودش غلبه كنه حتي اگه بربريش تازه باشه!
يه تريلي 18چرخ ولوو (از اين گرونا!) ارادت داريم، حتي اگه وقت نكنيم 20:30رو ببينيم.
تا عيد بعدي، اِ... ببخشيد، تا پست بعدي خداحافظ.
ارسال شده توسط محمدرضا (سه سانتي اسبق!) | October 15, 2007 9:38 PM
ارسال شده در October 15, 2007 21:38
سلام
خوشحالم که اینجام
ارسال شده توسط مهدی اعتمادی | October 15, 2007 11:28 PM
ارسال شده در October 15, 2007 23:28
هميشه همين جور بوده جاهای حساس زندگی تکه بربری استخوان ماهی چوب خشکی آبنباتی چیزی توی گلوی آدم گیر می کنه...!!!زیاد نمی خواد نگران این چیزاش باشی به هر حال یه مدلی میره پایین یا نه فوقش با کل محتویات معده ی مبارک راهی طبیعت می شه دیگه ...اهومممممم...!!!
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
دارم یخ می زنم !!!آخه اتاقه من خیلی سرده ،،سرده سرد...
ارسال شده توسط شیما | October 16, 2007 7:39 AM
ارسال شده در October 16, 2007 07:39
باسلام
و تبريک به خاطر همه خوب ديدنهايتان و موضوعي که مي خواهم مطرح کنم چندان به متن عيدانه ي شما ربط ندار اما در برنامه ي تلويزيوني ماه عسل در خصوص نحوه اعلام برخي سوژه ها مطلبي گفتيد اين بود که جسارت کرده مزاحم شدم.
اما موضوع " مسير حرکت من صبح ها بين ساعت 30/6 تا 7 از خيابان جمال زاده حد فاصل بلوار کشاورز و دکتر فاطمي است معمول در اين زمان تعدادي دانش اموز پسر در سمت راست خيابان و در ابتداي برخي از کوچه هاي فرعي منتظر سرويس مدرسه هستند اما مطلب جالب اين است که همه اين پسر ها شلوار طوسي ، پيراهن سفيد و کروات پوشيده اند !! بلي با کروات حال اين کدام مدرسه و کدام اموزش و پرورش است اين به عهده شما که پيدا کنيد ؟؟
راستي اگر دوست داشتيدسري به ولاگ من که البته مدتي است دستي به سر و گوشش نشکشيده ام بزنيد و پاسخ را هر طور که دوستداريد بيان کنيد
ارسال شده توسط رهگزر | October 16, 2007 7:52 AM
ارسال شده در October 16, 2007 07:52
یه سر برو مریخ!
همون جایی که آدمای زمین ما رو واسه یه جرعه آب ویلون کرده و یه گزارش توپ برامون بیار
راستی سلام!
من تو خونه به منزل میگم:
....... کامران شریعتی
.
.
.
منزل= همسر- زوجه- آپارتمان
پیروز باشی
عیدتم مبارک
ارسال شده توسط 121 | October 16, 2007 8:38 AM
ارسال شده در October 16, 2007 08:38
سلام
دیر اومدم ولی عیدتون مبارک و
نمازوروزه هاتون قبول...........
بای
ارسال شده توسط samaneh | October 16, 2007 10:56 AM
ارسال شده در October 16, 2007 10:56
سلام آقای نجف زاده
با ورودتون به خبر واقعاکولاک کردید مطمئن باشیددعای خیر ما( هواداراتون) بدرقه ی راه تان هست. در ضمن شما منتخب شدید البته اینو الیاس نگفته ها مردم می گن.
ارسال شده توسط نگار | October 16, 2007 11:08 AM
ارسال شده در October 16, 2007 11:08
نمی دونم چرا کامنت قبلی نصفه شد!کاملش اینه:
چه تعبیر جالبی!نون بربری داغ،از راه به درشدن.
...
اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد بدون کار " خـــدا " بوده !
اگه بی محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد بدون کار " خـــدا " بوده !
اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خرد نشی بدون تنها محرمت " خـــدا " بوده !
حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائی خفه ات کرده شک نکن تنها مرهمت " خـــــداست " که از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آوورده ! آخه می دونی ؟ " خـــدا " خیلی تنهاست.
...
پیروز باشید...یا حق...
ارسال شده توسط آمتیست | October 16, 2007 1:10 PM
ارسال شده در October 16, 2007 13:10
سلام
خسته نباشید
از اومدن به این جا خیلی خیلی خوشحالم. یه چیزی خواستم بگم: "توی ماه رمضون امسال ایمانم ضعیف تر و رابطه م با خدا کم تر شد.پس لذت عید رو حس نکردم. عید برای شما که حسش کردید مبارک باشه..
به امید بهروزی همیشگی تان
ارسال شده توسط صادق | October 16, 2007 4:19 PM
ارسال شده در October 16, 2007 16:19
سلام آقا کامران
قلمت هم مثل گزارشهات قشنگه؛ هرچند...، ولش کن؛ بگذریم. اگه دوست داشتی، یه بار باهم حضوری صحبت می کنیم.
موفق باشی
یا علی
ارسال شده توسط همکار رادیویی | October 16, 2007 5:47 PM
ارسال شده در October 16, 2007 17:47
به کیان سلام برسونید....
همین....
ارسال شده توسط ـــ*پائیــــــــز*ـــ | October 16, 2007 6:50 PM
ارسال شده در October 16, 2007 18:50
یه دنیا ازتون ممنونم که هر دفعه حالمو می گیرین..
یا علی
التماس دعا
ارسال شده توسط راشین | October 16, 2007 9:07 PM
ارسال شده در October 16, 2007 21:07
سلام كامران جان. باز هم مثل هميشه فوق العاده بود. اميدوارم هميشه شاد و سربلند باشي...
ارسال شده توسط كاش | October 16, 2007 9:13 PM
ارسال شده در October 16, 2007 21:13
سلام دوست من
خوشحال شدم دیدمت ....... خوب شد آدرس وب سایتت را گذاشتی تا پیدات کنم ..... الان عازم یک سفر کاری هستم واسه کارهای ماهنامه ام ...... در اولین فرصت بهت سر می زنم .....
ارسال شده توسط هدایت اله امینیان | October 16, 2007 10:07 PM
ارسال شده در October 16, 2007 22:07
zende bashidما متشکریم<<fan intor tashih konin
ارسال شده توسط mannamanam | October 16, 2007 11:34 PM
ارسال شده در October 16, 2007 23:34
salam lotfan intor tashih konin az sabre aiioobe shoma motshakkerim!!albate moheme ine ke nazaramo shoma bedoonin !amma badam nemiiad nazaramo khodam ham bebinam!chikarkonim!injoorie !beharhal bazam az zahamatetoon mamnoon1pirooz bashin shad salem
ارسال شده توسط mannamanam | October 16, 2007 11:37 PM
ارسال شده در October 16, 2007 23:37
سلام آقا کامران
بابا با مرام چرا نمیای جواب نمیدی به وبمون ؟؟
لایق نمیدونی ؟
میدونم وقت نداری
اما
اگه وقت داشته باشی سوژه های خوبی واست دارم
.
اینجا مردی هست که 3 میلیارد تومان هزینه کرده واسه ساخت 2 تا مسجد
اما در فاصله ی 50 متری از این مسجد
پیرزن پیرمردی هستن که شبها به سقف خانه نگاه میکنن و منتظر
فرو ریختن سقف هستن که مرگشان رو اینجوری جشن بگیرن .
خداییش انصافه ؟؟
منتظرم بیای
بای
ارسال شده توسط ده تاانگشت | October 16, 2007 11:46 PM
ارسال شده در October 16, 2007 23:46
salam aghaye najafzade eyde shoma ham mobarak bashe. baz khobe shoma barbaryaro khordin,, man ke nakhordam to ein mah ramezoni hishki hal nadash bere to safaye shologhe dame eftar vayse
ارسال شده توسط baran | October 17, 2007 1:03 AM
ارسال شده در October 17, 2007 01:03
سلام کامران خان
یه عکس پائیز گذاشتم از شهرم محلات که بری توی حس البته این عکسو پارسال واسه فارس استفاده شد ولی یه کم دیر که پایان پائیز رو تدائی کرد ولی فکر کنم ارزش داره یه نیگاه بنداز
قرار بود راهنمایی کنی که من توی کارم پیشرفت کنم ولی ....
منتظرم بای
ارسال شده توسط مهدی | October 17, 2007 1:10 AM
ارسال شده در October 17, 2007 01:10
سلام
خیلی خوشحالم که می تونم باهاتون ارتباط برقرار کنم .البته از برنامه ماه عسل متوجه شدم که وب دارین و سرچ کردمو و پیدا کردم.براتون بهترینها رو آرزو می کنم .موفق باشید.
خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگر بدانيد که چطور زندگي کني
ارسال شده توسط ندا | October 17, 2007 1:54 AM
ارسال شده در October 17, 2007 01:54
سلام
من همشسه سر میزنم و همه ی بستاتونو می خونم
خدایی شرط معرفته یه بارم به من سر نزنین
موفق باشید
بای
ارسال شده توسط حدیث | October 17, 2007 2:14 AM
ارسال شده در October 17, 2007 02:14
سلام برادر...
منظورت اينه كه راديو پيام شنونده نداشت؟!...
ياد اون روزهايي افتادم ك براي راديو سراسري (ايران امروز) ميرفتيم تا از سطح شهر گزارش بفرستيم...
اون روزها موبايلي در كار نبود و با بيسيم كار ميكرديم.بعضي اوقات هم با ناگرا...
خوندن مطالب تو هميشه براي من خاطره انگيزه... به ياد روزهاي خوب روزنامه...
ارسال شده توسط ميثم رشيدي مهرآبادي | October 17, 2007 8:12 AM
ارسال شده در October 17, 2007 08:12
سلام
خوبین
یه کم دیر شده ولی عیدتون مبارک...امیر کیان خوبه؟
ارسال شده توسط المیرا | October 17, 2007 8:13 AM
ارسال شده در October 17, 2007 08:13
بابا تاييد كن ديگه
شورشو در آوردي...از خوبي ما سوءاستفاده نكن.
كرتيم
باي
ارسال شده توسط ؟م؟ | October 17, 2007 9:34 AM
ارسال شده در October 17, 2007 09:34
از راهي نرويد که روندگان آن بسيارند راهي را طي کنيد که روندگان آن اندکند. .موفق باشيد .
ارسال شده توسط azadeh & arezoo | October 17, 2007 9:56 AM
ارسال شده در October 17, 2007 09:56
با سلام
برادر گرامي اميدوارم هميشه در اوج و دور از غرور بمانيد .
ارسال شده توسط علي | October 17, 2007 9:59 AM
ارسال شده در October 17, 2007 09:59
سلام داداش کامران خودم:
نماز و روزه قبول باشه و عیدتون مبارک .
آقا کامران من برنامه شما رو ندیدم تو ماه عسل خیلی دلم میخواد ببینم چه کنم ؟
من عاشق کار خبر و خبرنگاریم . کمکم کنید، چه جوری تو کلاسهای شما شرکت کنم
فعلا : خداتوراحافظ
ارسال شده توسط رزا | October 17, 2007 11:31 AM
ارسال شده در October 17, 2007 11:31
سلام كامران عزيز..
خوب مارو خراب كرديا كلك !
ايشالا هميشه زنده باشي.
ارسال شده توسط حامد كميلي | October 17, 2007 1:17 PM
ارسال شده در October 17, 2007 13:17
اصلنش هم خیلی با مزه بود .... مثل همیشه
ولی به من چه!!!
تو فقط نظرات دوستاتو تایید می کنی
بیچاره غریبه ها !!!!!!!!
ارسال شده توسط مهدیه شناوری | October 17, 2007 1:56 PM
ارسال شده در October 17, 2007 13:56
سلام
فاز روبروییتون صحبت میکنه!
یادش بخیر!!!!!!!!
عمرا یادت بیاد منو...
همچنان موفق باشی کامران خان.
ارسال شده توسط سیاوش | October 17, 2007 4:48 PM
ارسال شده در October 17, 2007 16:48
سلام حالتون خوبه؟
خوشحالم به وبلاگتون اومدم
امیدوارم همیشه موفق باشید[گل]
اما با اینهمه مشغله کاری وبلاگ داشتن هم خیلی سخته[چشمک]
ارسال شده توسط دنیا | October 17, 2007 5:59 PM
ارسال شده در October 17, 2007 17:59
مهم اين نيست که قشنگ باشي ، قشنگ اينه که مهم باشي! حتي براي يک نفر
ارسال شده توسط جمانه | October 17, 2007 8:04 PM
ارسال شده در October 17, 2007 20:04
برنج سرد را ميتوان خورد، چاي سرد را ميتوان نوشيد، اما نگاه سرد را نميتوان تحمل کرد
ارسال شده توسط جمانه | October 17, 2007 8:05 PM
ارسال شده در October 17, 2007 20:05
با سلام خدمت اقا کامران
اگه دنبال سوژه میگردی کامنت من رو بخوان
من یک مرغدارم از شاهرود که درد من رو هزاران مرغدار دیگه دارند و از این صنعت از تولید کننده گرفته تا کشتار کننده تا ماشینهای حمل و نقل و کارگرها حدودا 10 میلیون جمعیت کشور را به خود اختصاص داده.
درد من
من یک مرغدار پروانه دار شاهرودی هستم که با شرکت تعاونی مرغداران شاهرود یک ماه قبل قرار داد بستم.که به اندازه ظرفیت پروانه ام به انها گوشت تحویل دهم حدودا دو هفته قبل مرغ من اماده بارگیری شد در خواست دادم از من 5ماشین خلوتی بزنید گفتن کشش بار گیری نداریم . همون موقع به انها گفتم به من مجوز ازاد بدید بار کنم ندادند گفتن چون با ما قرار داد بستی باید به ما مرغ را بدهی گفتم پس بیایدمرغ بار بزنید . نه مرغم رو زدنند نه گذاشتند مرغ را ازاد بدهم به قیمت ارزانتر .ومن به علت تراکم به تلفات شدید افتادم و هنوز تلفات ادامه دارد.حالا که بازار ازاد از تعاونی حدودا 200 تومن ارزانتر است میگن مرغهات رو ازاد بده. هم به تلفاتم انداختند هم مرغم رو بار نزدند هم بازار اومد پایین الان با هزار نامه و التماس بعد از دو هفته 3 ماشین تعاونی از من زده( که شده نوش دارو پس از مرگ سهراب )و مجبور شدم 4 ماشین رو ازاد بفروشم سهمیه مرغی که قرار بود به تعاونی بدهم نزدند و از من چک و سفته دارند 4 روز دیگه هم اجرا میزارند
من این رو نوشتم برای کمک به ان کسانی که بعد از من این بلا سرشون میاد که شاید کسی به فکر انها بیفتد از من که گذشت امروز و فردا با 1100 عدد تلفات سالنم تخلیه میشه امیدوارم یک فکری هم به حال جماعت مرغدار شاهرودی بشود .سالنهایی تو شاهرود هستند که مرغ زنده شان 4 کیلو وزنش هست ولی هنوز شرکت تعاونی بارگیری نکرده در صورتی که مرغ استاندارد که گوشت ان. مفید تره و خوراکشم ارزون تر هست بین وزن 800/1تا 300/2 میباشد.که بهترین وزن بارگیری از لحاظ استاندارد جهانی و هدر نرفتن دان میباشد .
ارسال شده توسط عباس | October 17, 2007 8:52 PM
ارسال شده در October 17, 2007 20:52
matlabe bamazee bud rasti age momkene be webloge manam sar bezanin mamnun misham.hatmane hatman nazar bedina
ارسال شده توسط فاطمه | October 18, 2007 6:49 PM
ارسال شده در October 18, 2007 18:49
باغت آباد برادر
ارسال شده توسط مصطفی | October 20, 2007 12:37 AM
ارسال شده در October 20, 2007 00:37
از این سفره سرد و خالی
از سر پناه خیالی
نجاتم بده
از این خواب عاشق کش بد
از این فکر باید نباید
نجاتم بده
از این صحنه پُر هیاهو
تو از ترس چاقو در آهو
نجاتم بده
از این لحظه های کُشنده
از این ضجه های زننده
نجاتم بده
نباید بذاری ستاره بمیره
نباید دل شادیه ما بگیره
نباید که این ترس دوری بریزه
همین وحشت از تو مُردن، عزیزه
همین نم نم غم کنار تو خوبه
چه خالی چه پُر ، مثل شعر نو خوبه
جهان با تو سر ریز و لبریز رنگه
کنار تو، آوارگی هم قشنگه
از این لحظه های کُشنده
از این ضجه های زننده
نجاتم بده
ارسال شده توسط تنهاترينم من | October 21, 2007 11:38 PM
ارسال شده در October 21, 2007 23:38
اینگونه زندگی کنیم: شاد اما دلسوز/ ساده اما زیبا/ مصمم اما بی خیال/ متوازی اما سربلند/ مهربان اما جدی/ سبز اما بی ریا/ عاشق اما عاقل
ارسال شده توسط امید دست چین | October 22, 2007 5:50 PM
ارسال شده در October 22, 2007 17:50
سلام آقای نجقف زاده من و دوسم رویا شما را خیلی دوست دایم راستش یه جور هایی از اعتماد به تفس بالای شما انرژی می گیریم موفق باشی
ارسال شده توسط صوفیا | November 4, 2007 5:33 PM
ارسال شده در November 4, 2007 17:33
سلام اقای کامران نجف زاده
من یکی از هزاران مهاجر افغانی مقیم ایران هستم
با اینکه 28 سال در ایران هستیم ودر تمام سرشماری های جمهوری اسلامی ایران شرکت کردیم با یک مهاجری که 10یا 15 سال در ایران است هیچ فرقی نداریم.
با اینکه دیپلم وحتی کنکور شرکت کردم تفاوتی نداریم.
خواهش میکنم گزارشی در این مورد بگیرید
لازم به ذکر است که ما مدت 11 ماه در اردوگاههایی که در ان زمان بود زندگی کردیم وتمام مدارکشان نیز موجود است
ارسال شده توسط عبدالعلی حیدری | November 7, 2007 12:25 AM
ارسال شده در November 7, 2007 00:25
چه بی نوقع زنگ زدن / نه؟؟؟
ارسال شده توسط مائده | December 27, 2007 11:33 PM
ارسال شده در December 27, 2007 23:33
:))jaleb bood!
khabaratoon aliye!
ارسال شده توسط ستاره | December 29, 2008 4:16 PM
ارسال شده در December 29, 2008 16:16