« اين sms اومده برام.... | صفحه اصلی | تلافي ها »

قمارباز

الان روي ميز سه تا ليوان چاي هست.شونصد مدل برگه کاغذ هست.چندتانامه وسه تا سي دي و تقويم هم هست.موبايلم هم هست.حالش خوب نيست-بعضي وقتها انقدر با موبايلم حرف مي زنم که تمام سلول هاي مغزم داغ مي کند-.

کتاب عرفان اسلامي را از پسر مرحوم علامه جعفري گرفته ام مي خواهم بخوانم.خدايش بيامرزد.
عادت مي کنيم زوياپيرزاد و تنديس پيامبر جبران خليل جبران و قماربازداستايوفسکي هم روي ميزم هست.زل زده ام به درخدمت و خيانت روشنفکران جلال که تا الان سه بارخوانده ام.
عنتري که لوطي اش مرده بود چوبک را هم هي مي خواهم بخوانم ولي انقدر سياه نوشته که حالم بد مي شود.کتاب را مي بندم.
اما روي ميز اتاقم کنار کامپيوتري که بوي الرحمن اش بلند شده چندجلد کتاب ديگر هم هست.
ناسلامتي اسمم را نوشته ام ازمون کارشناسي ارشد.اين هاکتابهاي ازمون است.الان 4سال آزگار است ثبت نام مي کنم بعد روزامتحان که مي رسد يا ماموريتم يا مسافرتم يا آلزايمر گرفته ام...يا....!
من در نبرد بين کتاب هاي کتابخانه ام با کتاب هاي درسي هميشه هواي اولي هارا داشته ام.مسخره است بجاي اينکه اولويت هايم رابشناسم وبه زور هم که شده جامعه شناسي ژان کازنو را قورت بدهم ترجيح مي دهم تف سربالاي عزيز نسين را ازپيرمرد دستفروش لاله زار بخرم.
در زندگي آدم ها روزهايي هست که آنها اولويت هايشان را گم مي کنند و هوس هاي بي فايده مثل خوره به جانشان مي افتد.

ارسال نظر

نظرات (267)

هانیه:

سلام اقا کامران عزیز...
خوندم...زندگي آدم ها روزهايي هست که آنها اولويت هايشان را گم مي کنند و هوس هاي بي فايده مثل خوره به جانشان مي افتد.
این تیکه شو دوست دارم..مثل همیشه ادمو به فکر وادار میکنین....
راستی امدم بگم که ما رفتیم تا بعد کنکور....چه بد دیگه متن هاتونو نمی خونم..می خوا پزشکی قبول شم..ارزش شو داره نه؟
خوب بعد از کنکور میام همه ی متن هاتونو می خونم...
دعا کنید واسم..
ارزو میکنم دیگه اینهمه دلتون نگیره...و همیشه شاد باشی.یا علی خداحافظ...

سلام آقای نجف زاده ی عزیز
براتون آرزوی موفقیت می کنم. من هم زمانی کتابهای عزیز نسین را می خواندم و به شدت برایم لذتبخش بود. هنوز هم اگر بتوانم در میان کتابهایم جستجو می کنم و ورقی می زنم به یاد آن روزهای خوب نوجوانی ام :)

hamide:

salam kamran .bikhod nistke inghadr harf zadanet ghashange va inghadr jomlehaye ghashang bekar mibari ke man yeki ta dah rooz too kafesh mimoonam.kheili ketab mikhooni va koli basavadi
tabrik migam tazeha mosahebeye to ba ahmadinejad ro behtarin gozaresh elam kard
azat mamnoonam vase hamechi

سمیه:

سلام به داداشی گلم
امیدوارم بتونی سال بعد ارشد هم شرکت کنی
بابا کو گالری عکست چرا باز نمی شه خیلی دوست دارم عکس امیرکیان گل رو ببینم.راستی دوستایی که عکسشو دیدن به ما هم بگن عکسش کجاست .اگه صفحه اول عکس اونو هم بذاری کنار عکس خودت خیلی خوب میشه.راستی این نوشته رو هم از قیصر امین پور واست میذارم:
خسته ام از آرزوها آرزوهای شعاری شوق پرواز مجازی بالهای استعاری
خیلی دوستتون دارم.امیر کیان رو ببوسین
خداحافظ

ابراهيم:

سايت شما مثل يخچال امرسان
زيبا جادار . . . . . . . از همه مهمتر باور كردني

خرابش نكني

سلام!....
الان اين جا روي ميز من كتاب آداب مصاحبه مطبوعاتي است كه زير اون خبر يونس شكر خواه داره خفه ميشه!!! يك مجله هم هست كه توش شعرم و يكي از داستانهاي كوتاهم چاپ شده. موبايلم هم اتفاقا اينجاست و خودم امروز حس كردم اين زنگ ميگ ميگ كه براي اس ام اسش گذاشتم خيلي رو اعصاب راه ميره مخصوصا اگه نخواه جواب طرف رو هم بدي! بگذار بروم آنطرفتر: فيزيك پيش دانشگاهي، حسابان، هندسه 2، و هشت كتاب سهراب(!!!!)
منهم فكر كنم بايد از اين به بعد بگم:در زندگي آدم ها روزهايي هست که آنها اولويت هايشان را گم مي کنند و هوس هاي بي فايده مثل خوره به جانشان مي افتد.
سلام برسونيد....بهار

دنیا رو با همه‌ی خوب و بدش
با همه زندونیای ابدش
پشت سر گذاشتن و رها شدن
رفتن و سری توی سرا شدن
واسشون تو بند دنیا جا نبود
دنیا که جای پرنده‌ها نبود
پشت سر گذشته‌های بی‌هدف
پیش رو لشگر آرزو به صف...
دلم گرفته بود، گفتم برات چند بیت بنویسم. تو که دیگه سر نمی‌زنی... ولی هنوز خرزوخان هستی... آدم بعضی موقع‌ها از رفیق، بی‌معرفتی می‌بینه، ولی رفیق واقعی اونه که تحمل کنه!

عارف:

سلام عزیز.

من هرچه برای کلاس خبرنگاری میگردم. نتیجه ای حاصل نمی کنم. شما اگر اطلاعی دارید بفرمائید ممنون میشوم.

ارادتمند عارف

اینکه کارت درست هست یا خیلی گلی و از این حرفا رو بقیه گفتن من دیگه نمیگم

مهتاب:

در زندگی ما آدما روزایی هست که خودمونم گم میکنیم چه برسه به اولویتهامون !
راستی عیدتون مبارک میشه این شعر با دقت بخونی :
عمریست که در غربت خود جا ماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر ماست که ما برگردیم
ماییم که در غربت کبری ماندیم

خدانگهدار نگاهتون

سلام آقا کامران.من به شخصه با اون جمله آخرت به شدت موافقم.این رو خودم تجربه کردم . واقعا می دونم چه شرایطی وقتی آدم در کارهایی که باید انجام بده،ترتیب رو از دست بده....

ِیک روز از تلویزیون گزارشی پخش می شد و گزارشگر از جوان های هم سن و سال من می پرسید که "آیا کتاب غیر درسی هم می خوانید؟!" همه جواب می دادند که حجم کتاب های درسی بهشان این اجازه را نمی دهد! من فکر می کردم تنها دیوانه دنیا هستم که در سالی که کنکور ورود به دانشگاه را داشته بیش از یکصد کتاب خوانده و وقتش را به مطالعه روزنامه و وبگردی صرف کرده.
خوشحالم که شما هم همینطور هستید، حالا احساس تنهایی نمی کنم!

پت:

من الان يك هفته است گريه مي كنم.

نپرسيد چرا همش تقصير شماست اقا كامران اگر نظرات رو

زودتر تاييد مي كردين منم الان عكس ني ني كامران

رو ديده بودم(گريه)

تو رو خدا عكس امير كيان رو بذار تو گالري ما هم

ببينيم(با خواهش فراوان)

کاکتوس:

اصلا" تمام حال زندگی به همینه که گاهی نذاری اونجوری پیش بره که میخواد بره!!!
ساز مخالف زدن (حتی واسه زندگی) آی حال میده! آی حال میده!

سلام کامران جان... حالا معلوم شد چرا دلم گرفته بود. یه چیز نصفه نیمه‌یی تو وبلاگم نوشتم... خداییش خیلی جفاست که تا حالا هیچ رسانه‌یی ازش هیچی نگفته... خیلی خیلی نامردیه...

بالاخره وبلاگتون به روز شد. خواندن کتابهای غیر درسی همیشه وسوسه انگیز تره.

Anonymous:

عليك سلام .......حال شوما اخوي . اين يكي از اون يادداشتهايي بود كه واقعا دوست داشتم. البته من كه مي دوني هميشه همشو دوست دارم . چون از چوبهاي روزگار كه بر ما بخورده آدم نمي شوم اما اين يكي رو واقعا واقعا واقعا دوست داشتم . يك جوري از يك جنسي بود كه دوست داشتم ( همش كه شد دوست داشتم !!) نه بگذار دقيقا بگم كه چي هاشو دوست داشتم اينجا اولا همون كامران نجف زاده اي بود كه اولا اومده بود واحد و گزارش هاش يك مدلي بود . مدلي كه انسان را پروانه اي مي نمود . بعد هم اينكه اينجا از كتابايي گفتي پشت هم كه اسمش هم سكته مي اورد چه برسه به خوندنش . بعد هم كه خود واقعي ات بودي يك وقتايي نيمه تاريك مي شي اما اينجا خود خود خود خودت بودي . اين يادداشت يكي از صادقانه ترين يادداشتهات بود . مخصوصا اينكه گفتي كتابهاي كتابخونه اي ارجح هستن به كتابهاي درسي آي گفتي .آي گفتي ....من رو ياد زندگي خودم انداختي ....فرار از كلاسهاي دانشگاه و رفتن به كلاساي عكاسي و داستان نويسي ......كامران نجف زاده خيلي بدي ......آخه چرا هميشه يك طوري حرف مي زني كه ما احساس مي كنيم به خودمون نزديك شده ايم . اين يك جنايت بزرگ بشري است . تا بعد.

شبیه حال و روزه خودمه !!!!!!!!!!!!!!

maryam:

تو اگه اولویتهاتو هم گم کنی بازم بهترین گزارش هارو میگیری

سلام
کاش زودتر از اینا به شما دسترسی پیدا می کردم
قشنگ می نویسین
وقتی با لحن خودتون می خونم و آواز نوای شما توی گوشم می پیچد...

هانیه:

با عرض سلام مجدد
راستی داشتم کامنت ها رو می خوندم تازه یادم اومد که یه چیز دیگه باید می نوشتم و اون اینکه:

عکس امیرکیان رو خیلی دوست داشتم ببینم تا چند روز پیش یکی از همکارام اومد و گفت : خانم ... بیا عکس پسر نجف زاده س. نمی دونم چه روزنامه ای بود ولی عکس بامزه ای بودش. راستی کیان هم خیلی نازه ها. یکی از همکارامون می گفت شبیه خود شماس. یکی دیگه نظر دیگه ای می داد. در هر صورت خیلی بامزه بود مخصوصا لپاش که آدم می خواست ببخشیدا خیلی معذرت ولی می خواستم لیس بزنم. بازم مغذرت. من بچه ها رو اینجوری می خورم.

براش یه اسفند دود کن چش نخوره بچمون.
فعلا

خیلی خوشحال شدم که دیدم وبلاگت رو به روز کردی امید وارم که بیشتر به وبلاگت سر بزنی
یاحق

خیلی خوشحال شدم که دیدم وبلاگت رو به روز کردی امید وارم که بیشتر به وبلاگت سر بزنی
یاحق

فروغ:

خوب بود مثل همیشه فقط
اما منو به فکر انداخت

سلام داداشی....خوبی؟!دلم برات تنگ شده بود!
گزارش های نمام این هفته ی تو رو دیدم...گزارش با رئیس جمهور،دل نوشته ی مردم برای امام زمان...
داداش دلم گرفته،خستم،...به کمک احتیاج دارم.
تو مگه نگفتی من داداش صدات کنم،پس به داداین داداش برس.اگه بیای وبلاگ و 2تا متن آخر رو بخونی
کاملا می فهمی.تو رو جان داداش بیا.قربانت امین

Mr ДŁĮяĘZД:

سلام آقا کامران
بابا منم ازین اسما زیاد بلدم مثل بینوایان اثر مریم حیدر زاده اینکه نشد وبلاگ میشینی چهار تا اسم ردیف می کنی:d:d:d
شوخیمو به دل نگیر
آخه آدم از خوندن اینهمه نظر روشنفکری خسته میشه گفتم بین اینا یه چیزی بگم هال و هوات عوض شه
راستی وبلاگ توپی ساختی دمت گرم
فعلا...

حسن شيرزادي:

سلام!
پست جالبي بود مخصوصا جمله آخر منو به فكر وا دار كرد!

شاید اسمش درست باشه؛هوس
اما رو صفتش بیش تر فکر کن؛ بی فایده

خدا همین نزدیکی ست...

به فرموده حضرت امام خميني (ره) «صدا و سيما دانشگاه ملي است» و آيينه اي است براي رفتار مردم که آحاد جامعه از آن الگو برداری
میکنه چرا باید به این راحتی به مردم دروغ گفتن رو یاد داد؟؟

میدونم و مطمئنم که به وبلاگ میاین اگه براتون خطر نداره نظر بذارین

آبي تر ازآنيم كه بي رنگ بميريم
از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم
تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم
شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

mohamad:

salam nazar mano bar ghab nazashti .vali 2bare midam agha kamran gol karet 20te movafagh bashi .

منم امسال برای اولین بار بعد از فارغ التحصیلیم می خوام ارشد امتحان بدم و دقیقن مشکل تو رو دارم اما خوب می دونم که قدر این ثانیه ها رو هم اگه ندونی سال دیگه باز باید غصه بخوری که حیف شد که گذشت!!!

سلام آقای نجف زاده. خسته نباشید. راست میگین گاهی میشه که آدما خودشون هم نمی دونن چی میخوان. گاهی آدما در بین این همه آرزو و هدف خودشونو و اولویت هاشون رو گم میکنن. میدونین علتش چیه اینه که آرزوه ای آدما زیاد شده ، واسه اینه که آدما توقعشون از خودشون بالا رفته همه چی میخوان. آدما همه چی میخوان همه چی

راستی آقای نجف زاده با اجازه لینکتون میکنم. فعلا

سلام
هنوز نخوندم
کتاب عرفن نظرآهاری هم بخون
نمی دونم چون گفتین عرفان یاد اون افتادم
وبلاگ هم داره...

reza:

*****************very good*************

تو زندگی آدما خیلی چیزاشونو گم میکنند اصلا زندگی همینه...گم کردن,گم شدن,پیدا شدن....اینا رسم زندگیه....راستی خیلی خوبه که کارشناسی ارشد شرکت میکنی همین که تصمیمشو گرفتی خودش عالیه...
خوب دیگه مثل همیشه وقتی مینویسی کلمه هات با آدم بازی میکنن منظورم اینه که تک تک کلمه هات آدم رو به فکر وا میداره....مرسی که نوشتی....
خوب خدا تو را حافظ...

مریم:

سلام
این هوسای بی فایده که می گی گاهی نیازه...یعنی شاید از منظر ما بی فایدس....در صورتی که نهایت نیازه...الویت رو خود ما آدما تعیین می کنیم نه اینکه عرف جامعه!
موفق باشی
در پناه حق

مخبوبه:

اول سلام
چیز جدیدی نیست آقای خبرنگار من هم خیر سرم امسال کنکور کارشناسی ارشد دارم اما دریغ از یک کلمه درس خواندن اما به قول تو تا دلت بخواهد از متابهای جورواجور کله ام را پر کرده ام از کتابهای ندوشن وزرین کوب بگیر تا اندره ژیدو زولا و ....
استرس درس خواندن که می گیرتم یاد اسکارلت می افتم و می گم : فردا در موردش فکر می کنم.
تو هم حتما قبولی چون من مطمئنم که قبولم
فعلا.... منتظرم

سلام داداشی نازم..
من الان باید نفر 13می شدم می دونی تنبلیم اومد بیام اخه از دستت هنوز عصبانیم....
داداشی گلم من اومدم بگم اپم...
در صورتی که می دونم نمی ایی ولی داداشی خواهش می کنم...عنوان اپم:تو در کوچه ها انسان خواهی شد
مواظب خودتون باشین
دوستتون دارم
دیسب خیلی خوشتیپ بودین...یا علی

سلام از اينكه آپ كردي نمي دوني چقدر خوشحالم
واي من عاشق كتاب خوندنم در حقت كتابات كم لطفي نكن
كتابايي رو كه داري رو مي رم بگيرم دوست دارم بدونم
خبرنگار محبوبم چي مي خونه
راستي براي آزمون ارشدتون هم برات آرزوي موفقيت مي كنم
باي باي ... به من حتما حتما سربزن گرچه زياد اصرار نمي كنم مي دونم سرت خيلي شلوغه

نسترن:

سلام آقاي نجف زاده . من اولين بار است كه از وبلاگتون بازديد ميكنم . بهتون صميمانه تبريك ميگم .وبلاگتون مثل خبرهاتون فوق العاده است . براتون آرزوي موفقيت دارم .

کویر:

یاداشت های یک قمار باز!!!!!؟
دفه اولی نیس که میام اینجا...ولی چون غریبی می کردم نتونستم هیچی بنویسم...
اولویت هاشون رو گم می کنن...آدما...آآآآآآآآآخ..تو این روزا دست و پا زدم....واسه من اون روزا خیلی وحشت ناک گذشت...اون جوریش دیگه خدایا برنگرده..نه! بگرده...
اولین باراسمتون رو قتی شنیدم که رفته بودم خونه ی دوستم..از کربلا اومده بود..یهویی انگار تازه یادش اومده بود داد زد.....راستیییییی بچه ها کامران نجف زاده رو هم اونجا دیدم..
همه داد زدن اِاِاِاِاِاِاِ....
من از بغلی پرسیدم این بابا کیه؟؟؟؟....با تعجب پرسیید نمیشناسیییی؟؟!!!
هیچ وقت از ندونستن چیزایی که همه می دونستن خجالت نمی کشیدم...ولی کمکم دارم این عادتم رو از دس میدم...
محکم گفتم نه وآآآآ..مگه چیه..
گف 20و30....
هااااااااا..فهمیدم...
از اون به بعد دیگه هر وقت کامران نجف زاده تو یکی از بخش های خبری بود مث بقیه اوقات کانال رو عوض نمی کردم....آخه بابام عاشقه کلا اخبارجاته...
اکثر اوقات که میخواستیم یه چیز دیگه ببینیم،یه کانال دیگه...گفته بچه داره اخببببببار میگه!!!
انگار که میگف چرا کفر گفتی....همیشه ی خدا از بچه گی واسم سوال بود که آخه اینا که هر روزی دارن یه چیزی میگن...آدم هرچی گوش کنه که دو روز دیگه یادش میره...واسه چه وقت بذاره؟؟؟واسه همین از همون بچه گی هر وقت میدیدم اخباره اگه بابا نبود سریع کانال و عوض میکردم که نفهمه فک کنم واسه همین بود که 2030رو میشناختم نجف زاده رو نه..
هرچن تازگی یا خودمم مشتاق شنیدن اخبارم...فک کنم بزرگ شدم...
راسنی من به اون جای از مصاحبتون با احمدی نزاد رسیدم که داشتید میگفتید...خیلی ممنون که وقتون رو در اختیار ما گذاشتید ...(یا از همین حرفا که آخراش میگن)خدا میدونه که چه قد حسرت خوردم ندیدم....الانم که همه هی تعریف میکنن دلم میسوزه....
اوووووف خیلی شد..
دفه های بعد کمترش میکنم پر چونگی هامو...
یا علی

دینا:

پس چرا این لالایی برای شما افاقه نمی کند؟شاید هم کنکور ارشد جزء اولویت هایت نیست یا کارهای دیگری که می خواهی انجام دهی،ولی همیشه بهانه ای برای به تعویق انداختنش داری.اینطور فکر نمی کنی؟

ok

پشت يه سواري نوشته بود: يادش به خير، بنزين

حالا .....!:

یا الله
سلام خدمت شما
تنها چیزی که برام جالب بود ؛ خوندن نظرات افراده اونم..وگرنه چند جمله نوشتن از سرگرمی های روزانه و چه کردنها و چه نکردنها نمی تونه عقل آدمی را به فیض نرسیده به نسبی!!! برسونه ....!

جوون سالهاست تو غایبی و او حاضر !

سميه صومعه:

سلام داداشي
حرفات هميشه قشنگ و دوست داشتني و دلنشينه
خدا هيچ وقت اين لطافتو ازت نگيره
امير كيان كوچولو رو ببوسيد

سلام...
چه میز شلوغی داری!!! یه شونه و مسواک و دستمال و حوله و بشقاب غذا و چند تا میوه و کیک و ... بگذار تا دیگه بترکونی!!!

نوشته ات حسی بود ... فقط توی نوشته ثبت نام کارشناسی ارشد یه حسرت حس میشه! یه موسسه درست و حسابی ثبت نام کن و ... ایشالا قبول میشی...

یه مطلب جنجالی خفن دارم ... خوشحال میشم نظرت رو در موردش بدونم ... بیا شاید به دردت خورد...

موفق تر باشی...
بای

سلام آقاي نجف زاده واقعا سايت پر محتوا اجراي عالي جذاب و جسورانه اي داريد توي اينترنت هزار پيچ وخم سايت خوب كم پيدا ميشه يه خواهشم دارم من ميخوام عكس امير كيانو ببينم تو رو خدابگيد چه جوري ممنون

سلام کامران نجف زاده عزیز اگه میشه یک خبرنامه طراحی کنید که از به روز شدن سایتتون با خبر بشیم خیلی خوبه /

ساحل:

خسته از اين زندگي...........
اين حال روزگار خيلي از ماهاست ...
مثل همون يخ فروشي كه ديگه بايد فكر يه شغل ديگه باشه آخه تابستون داره تموم ميشه.

درووووود!
اين جمله ي آخري پر طرفدارتون،چه بسا ،اصلا ما را به فكر وا نداشت!!!
اگه همه ي عمرم صرف كارهايي بشه كه ازشون لذت مي برم!باز هم هوس بي فايده نمي دونمشون!! اصلا! محاله! اصرار نكن ديگه!نمي تونم روتونو زمين بندازم!!

salam
ye khaheshi ke be har khabar negar ya nevisandee miresam behesh pish nahad midam
ine ke darbare unaee ke beyneshon eshghe haghighi boode o beham resodan matlab jor konid
ya khabar
chera aksare mardom be eshgh ba cheshm bad negah mikonanakhe .

ba tashakor
a.r.peykani

شمس:

سلام!
زیبا و دلنشین می نویسین و آدم رو بسی به فکر کردن وا می دارید !

یاد خودم اوفتادم....یاد اعلام نتایج دانشگاه.یاد نگاههای عمیق وپرحرف مادرم....یاد تموم حرفهایی که آدمها میگن تا خوش باشن....یاد این میافتم به خدا من عاشق پزشکی ایم نه هیچ چیز دیگری....یاد اخمهای مادرم میافتم....خدایاکمکم میکنی؟
www.barik.blogfa.com

سلام کامران جان
قسمت آخر متن رو به شدت باهات موافقم.
دارم سعی میکنم دوباره اولویت ها رو پیدا کنم فکر میکنم دارم موفق میشم اگه خدا بخواد.
همین طور اونجا که هر سال برای ارشد تصمیم میگیرم اما یه جورایی نمیشه.
شاید باید ارشد هم باریم توی اولویت ها و قید ماموریت و ... رو زد.
کیان جون رو ببوس .

حديث:

پس بگو چرا روز به روز سرت خلوت تر ميشه،در فكر ارشدي!
موفق باشي.....

marmar:

cheghadr in payamio ke bad az ersale pm baraye shoma miado doost daram ! aslan shayad vase hamin pm mizaram ! nemidoonam !

هیچ می دونی چقدر چسبید این پستت؟؟
برای اینکه خوب درک می کنم چی می گی!
منم همیشه اولویت اول رو ترجیح می دم...

سلام ىاىاشم قلبم ىرى مي كنه نمي خواي بياي عياىت
اين بار منتئرتم نه مثل هميشه ام بى جوري منتئرم به روؤم با قلبم

خب این خیلی طبیعیه آقای نجف زاده!
مگه میشه که آدم در مقابل کتاب های نویی که خیلی وقته تشنه ی ورق زدنشونه بی اعتنا بمونه؟؟
کتابای درسی هیچ وقت فرار نمی کنند...ولی این حسی که وقتی یه کتاب فوق العاده رو می بینی و از فرط ذوق زدن دیگه کار از خواندنشون می گذره ...(منظورم یه جور احساسه که آدم دوست داره کتابو ببلعه!......متوجه منظورم می شوین؟)
ممکنه که از بین بره...
در نتیجه کتابای خوب خیلی خوبند...و مطمئن از کتابهای درسی خیلی خیلی بهترند...
پس بهشون احترام بگذارین.

marmar:

cheghadr khoobo sekhaavatmandaane , cheshmaatoono baa masoomiyatesh , bedoone hattaa zareie kamo ziaad , be kiyaane hamishe azize dele maa hedyeh daadin !

mina:

لا لا بخواب دنیا خسیسه، واسه کم آدمی خوب می نویسه ،یکی لبهاش همیشه غرق خنده ست،یکی چشاش تو خوابم خیس خیسه...

4چشمی:

سلام!
بازم من اومدم! این چند وقته خبر نکردید درسته؟ یعنی بعد از مصاحبه با رئیس جمهور. آخه توی اخبار شبانگاهی چیزی ندیدم. خوشحالم که باز هم توی وبتون هستم. راستی منظورتون رو از پستتون نفهمیدم. یعنی کسی کتاب غیردرسی نخونه؟؟؟ راستی حالا که صحبت از کتاب شد من 13 سالمه اما به اندازه موهای سرم که نه نصفش کتاب خوندم. کتاب *پدر آن دیگری* رو بخونید قشنگه

آره گاهی بین مرگ و زندگی هم برای نسل ما پیدا کردن اولویت سخت میشه.
من هم تلخم ! نه؟؟؟؟
همه ما تلخیم...

احسان:

سلام به شجاع ترین خبر نگار.خوبی؟امشب پای شبکه ام شاید ارش ازاد قبول شده باشم.توکل به خدا .دارم میرم سربازی ابان ماه.دوست دارمامریه صداوسیمابگیرم .ولی ظاهرا باید خیلی ... خیلی ... چیبگم هرجا بخای پا بزاریتو ادارات باید پ.پ.پ داشته باشی خوشحال میشم رانماییم کنی ..حرفای تکراری نمی زنم اگه دوس داشتی هرجا شو پاک کن بزار تو وبلاگت. فی امان الله.من الله توفیق. احسان زنجانی. نیشابور.

استاد میگوید:

اگر بناست تصمیمی بگیریم،بهتر است این تصمیم را بگیریم و با

عواقب اش هم رو به رو شویم. پیشاپیش نمی توان عواقب تصمیم

را دانست.

هنر های غیب گویی برای مشاوره با مردم پدید آمدند،نه برای پیش

بینی آینده.

این غیب گوها اندرزهایی نیک اما پیش گویی های ضعیفی ارائه

می کنند. در یکی از نیایش هایی که عیسی به ما آموخته،می گوید:

اراده ی خداوند انجام می گیرد. وقتی اراده ی خداوند مشکلی پدید

آورد،راه حلی هم ارائه می کند.

اگر غیب گویی قادر به پیش بینی آینده بود،هر

طالع بینی،ثروتمند،خوشبخت و خوشنود

بود...

mina:

salam aghad khabarneger...khobi khoshi...salamaty ...eyval baba be khbarat be webloge uptodatet be dars khondanet ke dste kami az dadashe man nadare...nemidonam chera hame vaghty mikhan karshenasi bekhonan in rikhty mishan...shookhi kardam...inshala hamon sharif ghabol mishi

سلام. اومدم که فقط توی اینروزهای مبارک تا پایان رمضان منو هم به یاد داشته باشی!

سلام برادر
مشتاق ديدار
من خيلي سر مي زنم به سايتت
اما نظري نمي دم
چون مي دونم سرت خيلي شلوغه
اما
حالا كه داري نظرم رو مي خوني
دعوتت مي كنم به خونم
منظورم همون وبلاگم هستش
حتما بيا
اگه نياي به داداش حسين
مي گم
سفارش ما رو بكنه
در هر صورت موفق باشيد
يا علي

سلام جناب نجف زاده
انتظارشو داشتم آدم مطالعه گری باشین
اما بین این کتابات اکسیژن هم داری؟
گزارشاتونو دنبال میکنم
موفق باشی

من هم کنکوری هستم مثل شما یک جورایی ... این روزها جای خالی سلوچ را بیش از اندازه حس میکنم ... میبینید من هم اولویتهایم را به نوعی گم کرده ام ...!
پاینده

احسان:

sسلام. برای اولین بار. حالتون چطوره؟اتفاقا من هم باید شروع کنم برای ارشد خوندن. من هم وقت ندارم. نه بخاطر اینکه کتابای دیگه نمی ذاره. نه. به خاطر اینکه فول تایم سر کار میرم. ولی حیفه. آقا کامران. هر چی جلوتر برین اوضاع بهتر نمی شه.یه جوری باید خوند.

سلام بر آقا کامران عزیز
خیلی شیواست گفتارتون و به دل می شینه......
وقتی نوشته هاتون را می خونم همون صدای خودتون تو گوشمه.............
راستی منم یه بچه برادر سه ساله دارم که خیلی خوشگله..........اسمش کیان.........
شاد باشید

نسترن:

سلام آقاي نجف زاده . من اولين باره كه از وبلاگتون بازديد مي كنم . وبلاگ بسيار خوبي داريد . بهتون تبريك ميگم . موفق باشيد .

مازیار:

با سلام

راستش من و خیلی های دیگه تو این شرایط هستیم یا بودیم ، کتاب کمدی الهی رو با چه بدبختی پیدا کردم و خریدم الان چند ساله نصفشو بیشتر نخوندم ....
تو این مواقع همیشه به خودم میگم خدا آدمو نیاورده تو دنیا که فقط سختی بکشه بهتره کمی راحت تر زندگی کنیم و سختی ها رو سخت تر نکنیم

یا علی

راستی گفتم استاد یاد این افتادم:
خود من حداقل تا الان 100 تومن فقط پول کتابام شده
باز خدا رو شکر من از اون طبقه ای هستم که می تونم از پس مخارجم بربیام.ولی یکی که نتونه چجوری باید از پس هر کتاب حداقل 5-6 تومن بربیاد؟؟
خوش به حال موسسه ها و ناشرای کتاب کنکور!ای کاش یکی از این آقایون کله گنده!یکم چشماشو باز می کرد و حال این کتاب فروشیا رو می گرفت!یا حداقل یه کم قیمتاشونو کاهش میداد

نه!بیشتر خوش به حال استادا
دوستم می خواست بره دفتر مشاورمون واسه مشاوره خصوصی .از یکی دیگه از معلما پرسید هزینش چقدره.هممون رو 30-20 تومن فکر می کردیم(نهایتا)
گفت هر جلسه یک ساعت و نیمه و جلسه ای فکر کنم 60 تومن(یا بیشتر)
با خودم حساب کردم.اگه این آقا هیچ جا قرارداد نبنده و تو 24ساعت 8-7 ساعتم بخوابه و فقط 15 ساعت در روز کارکنه.یعنی روزی 10 نفر...
می تونه روزی 600 تومن دربیاره!!!و وقتی میگه ماهی n میلیون درآمدمه نباید تعجب کرد!
دوستون دارم
خداحافظ همین حالا

آزاده:

سلام
اما به نظر من گاهي گم كردن اولويتها و چسبيدن به اون چيزايي كه دلت ميخواد بازده خيلي بهتري ميده تا زماني كه به اولويت بندي هات توجه كني.
سعي كن هميشه سراغ اون چيزايي بري كه دوسشون داري.در بند اولويت ها نباش!!

H.Mousavi:

سلام
انقدر این متن ات با ذائقه من می خورد که من تمام اش را یه جا قورت دادم !!!

الهه ي زيگورات:

در تصاوير حكاكي شده
بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس
عصباني نيست. هيچكس سوار بر اسب
نيست. هيچكس را در حال تعظيم نميبينيد.
هيچكس سر افكنده و شكست خورده نيست
.هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست
و هيچ تصوير خشني در آن وجود ندارد
. از افتخارهاي ايرانيان اين است كه
هيچگاه برده داري در ايران مرسوم نبوده است
در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت
جمشيد حتي يك تصوير برهنه و عريان وجود ندارد ،
يادمون بمونه چي بوديم

به نام آرام دلها
سلام بهترین خبرنگار
اینجا هم اینطوری است:
یه جعبه ی خالی رانی+دیوان پروین اعتصامی+کتاب آموزش اکسل+هبوط در کویر+توپ والیبال+ ...+.... !
هیچ خبری هم از کتاب درسی و این حرفها نیست !!!!
افکارم هم=بازار شام...
وبلاگم هم شما رو کم دارد .منتظرما !
*********
در پناه حق !

سلام جالب بود
نظر من اینه که هروقت آدم چیزی رو واقعا بخواد برای رسیدن بهش هرکاری میکنه و از تلاشش لحظه ای غافل نمیشه!
موفق باشید.

الهام:

سلام
يك تجربه!
وقتي داغ ميكني ( به خاطر عصبانيت يا مشغوليت زياد و ...) اگه يك كمي عطر گل سرخ يا اسانس گل محمدي رو بو كني كلي آرامش ذهني پيدا ميكني . اين روش تست شده است ها! امتحان كن نتيجه ميگيري.

مهدي آقائي:

سلام آقاي نجف زاده
دستم به شما نرسيد مجبور شدم در اين قسمت بنويسم
چند روز پيش يك DVD دايره المعارف Microsoft Encarta 2008 از انقلاب خريدم . متاسفانه باز هم شيطنت آمريكاييها گل كرده و اين دفعه كنار نام جزاير سه گانه ما عبارت Disputed (مورد مناقشه و ستيزه) رو قرار دادن . اگر نياز باشه ميتونم عكسش را هم بفرستم. اميدوارم بتونيد اين مساله را پيگيري كنيد.
با تشكر دوست شما مهدي آقائي

ادامه تحصیل بدید که چی بشه؟ من نه با اولی موافقم نه با دومی...

خبرنگار محبوب من سلام:
بعد از خواندن این پست یکمی از وجدان دردام کمتر شد
جدیدا ًعادتم شده که چشامو رو همه الویت های اولیه ببندم و سراغه اون آخر آخریه برم...اما حالا که دیدم یکی از آدمایی که واقعا باورش دارم خودشم اینکارس!!! ،از شدته وجدان دردم کاسته شده (خودمونیم بد آموزی دارینا !!!!)

سارا نصيريان:

سلام داداش كامران !! حالم بد جوري گرفتس !! از صبح همه بهم گير دادن!! انقدر حالم بده كه انگار همه ي كتاب هاي كتابخونت ريخته روي سرم!!
اه...!! چند روز ديگه دوباره مدرسه ها باز ميشه !! اونوقت منم مثل تو توي اين نبرد هواي كتاب هاي كتابخونم رو دارم ...و بعد دوباره معدلم مثل امسال ميشه...اونوقته كه ديگه فلسفه و تاريخ دردي از من دوا نمي كنن!!
اگه تونستي يه راهي براي رهايي از دست اين نبردها پيدا كني به منم بگو...!!
فعلا...

نیومدید که ....

سلام

1-من بیشتر اوقات این مشکلات رو داشتم . معمولا دوست دارم وقتی کسی کتابی رو می خونه بلند بخونه و صداش رو ضبط کنه بعد اونوقت کار من چقدر راحت میشه...بد نیست شما هم امتحان کنید البته اگه آدم بیکار اطرافتون پیدا میشه.با این وجود هر چقدرهم که فرصت کتاب خوندن نداشته باشم وقتیکه که سر کتابهای درسی میرم حتی شبهای امتحان دو تا کتاب غیر درسی هم کنارشون میذارم ...در واقع به زور و اشتیاق اونها کتاب های درسیم رو مطالعه می کنم و خب دست آخر درسم نصف نیمه می مونه.
2- خدا رو چه دیدی شاید معجزه ای چیزی رخ داد که کنکور کارشناسی ارشد حذف شد((دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره حداقل برای امیر کیان))!!!!یا شاید هم یه وردی چیزی خوانده شد و شما بدون کنکور بورس شدید برای کارشناسی ارشد

3- زندگی خودش بزرگترین اولویته ... اگه خط اصلی حرکت پیدا باشه هر چقدر هم پر پیچ و خم هدف دست یافتنی خواهد بود

4-آرامش لحظه هایتان تا همیشه جاری

سلام کامران جان
اصلا روم نمی شد بیام به وبت نه به اون روزها که هر روز می اومدم و خسته ات می کردم نه به الان که دیر به دیر میام ولی همیشه به یادتم....الان نمی دونم من کمتر اخبار می بینم یا شما کم پیدا شدی زیاد گزارش تهیه نمی کنی.دوست دارم یک بار دیگه مثل اون روزها بهت بگم بابا خسته نباشی خدا قوت.حالا ما نمی آیم به وبلاگت شما هم که بی وفا شدی دیگه به ما سر نمی زنی.تو رو خدا هر موقع که وقت کردی بیا قدم رو تخم چشم ما می ذاری.منتظرتم.
www.safineashgh.blogfa.com

در زندگی زخمهایسست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا میخورد ومیتراشد.......نمیدونم چرا یاد این جمله ی بوف کور افتادم

sara:

salam
khobin omidvaram sareton ye roz khalvat beshe va az zendegiton lezat bebarin .
be omid an roz
dostdare hamishegiton sara

سلام

قرار نيست ما هميشه با آرمان ها جلو برويم...شايد به نظر خودتان در برهه اي از زمان اين هوس بي فايده به نظر برسد...شايد بعدا عقيده تان تغيير کرد...

آقاي نجف زاده من يک خواهش عاجزانه از شما دارم...تو رو خدا اين مشکل به ياد نياوردن مشخصات کساني که در وبلاگ شما کامنت ميذارن رو يه جوري رفع کنين....ما تيک هم ميزنيم ولي اتفاقي نمي افتد!!!

راستي در وبلاگم بزودي يه مصاحبه از شما مي گذارم منبعش رو نمي دونم ولي مي دونم شما رو به عنوان معروف ترين خبرنگار صدا و سيما معرفي کرده...
مگه شما معروف نيستين؟
راستي نميخواين از همين دردسر هاي معروف شدن يک گزارش برين؟

ببخشيد زياد حرف زدم
موفق باشيد
سر کيان هم ديگر داد نزنيد!!!
اميد محمودزاده-سيرجانhttp://artcm.mihanblog.com/

.:

سلام .

ازت خواهش می کنم که به ایمیلیت یک سر بزن :
kamran@najafzadeh.ir
یک مورد اضطراریه !

یک نقاشی یی هست که از دیدنش ضرر نمی کنی .
بعضی نقاشی ها هستند کامران که اگر از چشم انهایی که باید ، دیده نشوند
تاب نمی آورند و ترک می خورند .

دوست دارم خودت بری و ببینی عکس کی رو کشیدم .
خواهش می کنم برو و اگر دیدی نرسیده خبرم کن تا دوباره بفرستم .

من منتظرت هستم .
خداحافظ

saba:

salam khoshhalam az in ke nevashtehatono mikhonam chon kheili vaghta kheili chiza ro yade adam mindaze
khoda kone ke adama khodeshono gom nakonan ta olaviyathashon

ناصر:

سلام کامران خوب من به نظر من بهترینش همون ازمون کارشناسی ارشد بود حیف توست گل من درستو ادامه بده موفق باشی گلم

salam....besiar ziad doostetoon daram...dar karetoon movafagh bashid enshallah

*** قمار بازها سلام***
سلام. اين قمار من است. قمار بازي تو يان بوده كه من هم كتاب‌هايم را وقتي خواندم هرگز اين اتفاقات را نمي‌فهمم...


راستي خيلي سعي مي‌كنم كوتاه بنويسم اما چه كنم كه قمار بازي‌هاي من هيچ‌وقت كوتاه نيست...

http://keivan-keihanipour.blogfa.ir/post-43.aspx
اگر خواستي بخوان و گريه كن به اين قمار بازي دنيا...

سلام
خوبی؟؟ خوشی؟؟؟ سلامتی داداشی؟؟؟؟؟
ایشا لا امسال طلسمو می شکنی میری سر جلسه آزمون و موفق میشی .
گزارش امروزت خیلی جالب بود مخصوصا اون تست هوشه .هر سه بار دیدیم.
راستی تو پست قبلی دو،سه بار کامنت گذاشتم تایید نکردی چرا؟؟ (گریه)
خدا تو را حافظ

marmar:

maa up mikhaaym yaallaa ! maa up mikhaaym yaallaa ! albatte khaahesh mikonim ke up koni kaamraan jaan ( samimitaresh mishe doos joon !

لیلا:

سلام آقای نجف زاده

میدونم که خودتون میدونین ولی واقعا تو کارتون تک هستین!

همین!

ببین پسر خوب حداقل برو و کلوچه و ساندیس جلسه امتحان را بخور.برای آینده ات خوب است.حداقل میتوانی بگوئی فلان قدر در فلان آزمون ها شرکت کرده ام. این طور نیست؟

Sahar:

salam
rastesh nemidoonam chera harchi zoor mizanam azat khosham biad badtar mishe!(akhe migan jalebi)har mah miamo matalebeto falei mikhoonam!migi chera?vase inke aghab nayoftam az baghie!
rasti javabe moamam ham adame roshanfekre(kodoom moama?hamoon ke vaghti nadari delet mikhad ama vaghti dari nemikhayesh!)
chera hichvaght kotet ba shalvaret yerang nist??

سلام دیدی نوشته ام چه جوری شده شرمنده
اومدم عین ادم بنویسم
نمی یای عیادت ابجیت همه تون بیاین ها تو رو بی خانمت وکیان...نمی خوام با اونا برام مهم تری
یه چی هم می خوام بگم خیلی دوست...ببخش بهتره بین خودم وخدا وخودت بمونه

ســـــــــــــــــــــلام

زندگی همش قماره ، اینجاست که نباید ببازیم وگرنــــــــــــــــــــــــه

سلام...
چطوری؟خوش میگذره؟
ببین مطمئنم که الان خیلی ها چه قبل از من چه بهد ازمن میان و راجع به گزارش دیشبت حرف میزنن....
خوت خیلی وقته که میدونی اما عیب نداره بذار بگم...میدونی....کــــارت حرف نداره!
اما گزارش دیشبت فوق العاده بود...تست هوشت خیلی بامزه بود...!دنیا دیگه مثه تو نداره....باور کن
میدونی از ته ته دلم آرزو میکنم که مثل صاایران
هر روز بهتر از دیروز باشی....
بازم میگم موفق باشی و خدا تو را همیشه حافظ

ديگه چه خبر؟:

سلام آقاي نجف زاده
راستش و بخواهيد من يكي كه اولويت سرم نمي شه امسال هم بابت همين ماجرا كلي دادو فرياد شنيدم چون همه به خاطر خواندن رمان و شعراي حافظ و سعدي و ....و گوش دادن خبرهاي شما و راديو به من گير مي دادن و حتي به مجاز شدنم تو كنكور اميد نداشتن بونه ي من هم اين بود كه بابا آدمي كه كنكور داره نبايد چشم و گوشش و ببنده ويه بعدي باشه حالا هم با اينكه رتبه ي بدي نياوردم ولي توقع بالايي دارم وفكر كنم بايد يك سال ديگه به اين حرفها گوش بدم البته عمل به آنچه كه خودم قبولش ندارم سخته ولي نبايد آدم از يك سوراخ دو بار گزيده بشه مگه نه؟
راستي متنتون مثل هميشه عالي بود.
ياحق

شادی ها را به فردا نینداز
بی هیچ علت خاصی بگذار به خوش بگذرد .
هر وقت احساس کردی استحقاقش را داری , درخواست ارتقاء کن .
در مبارزه ضربه اول را بزن , محکم هم بزن .

اینو همین جوری نوشتم ....ببخشید بی ربط بود

سلام آقای نجف زاده
شاید هیچ ربطی به این پست نداشته باشه اما...
دیشب تو 20:30 کفتید که خیلی ها یک شبه به شهرت رسیدند و....
فکر میکنید شما خودتون چه طوری به شهرت رسیدید؟
بهر حال مطمئن هستم سالها دود چراغ نخوردید!

به نام او...
ندیده ای که حباب،
به یک تلنگر باد،
به چشم هم زدنی،محو میشود ناگاه؟
که من بدانم و تو
که عمر و هستی ما
حباب وار،بر این موج خیز می گذرد....

سلام ......
کتاب های زویا پیرزاد اخرش یکم بد تموم میشه ..
عادت می کنیم قشنگه ...من خوندمش ..مثه چراغها را من خاموش میکنم ..اگه خونده باشین .....
سلام برسونین ....دیدین هاله هم پرید ...من گفتم

سلام
داداش کامران
از اونجایی که هزینه قبوض موبایل ها و تلفن زیاد آمده ، پدر بنده اینترنت را سهمیه بندی کرده ....
فقط سه شنبه ها روزی 2 ساعت ....
بقیشو باید درس بخونم....
این آپتم قشنگ بود ....
بابا نویسندگان ایرانی رو بیشتر تحویل بگیر.
توی برنامه ی تازه ها با فاضل نظری گفتگو کردن ، که حتما می شناسی که شاعره ...یکی از شعرهاش رو خوند ، خیلی قشنگ بود ....
اسم کتابش هم "گریه های امپراتور " می باشد .
الان در ترک همین هوس های بیهوده به سر می برم .
کتاب خریدن و کتاب خوندن رو خیلی دوست دارم ولی خدایشش گرونه ....
ولی میخریم دیگه ...
شب و روزت خوش .....بای

سمیه:

سلام به داداشی گلم
بالاخره موفق شدم خیلی خوشحالم حتما میپرسین واسه چی بالاخره تونستم امیر کیان گل رو ببینم چقدر نازه ماشاالله چشم نخوره انشاالله .عین خودتونه .چه نگاهی هم داره فکر کنم از همین حالا مثل باباش به دوردست ها فکر میکنه.خیلی تپله ماشاالله خیلی هم دوست داشتنیه.خوش به حالش که بابایی مثل شم داره.
امید وارم وقتی بزرگ شد مثل شما بشه.
راستی دیروز گزارشتون خیلی قشنگ بود به خصوص اون جایی که مچ نخبه ها رو گرفتین .بزنم به تخته نخبه هم هستید.خوب هر چی باشه داداش مایین دیگه.
اهیر کیان گل رو ببوسین
خیلی خیلی دوستون دارم.
خداحافظ

ghazal:

Salam akhe in matalebe charand be che darde mellat mikhore.....................................az moshkelate mardom begin na az shookhi haye bi maze ba nokhbeha

نسترن:

لام آقاي نجف زاده . من دوبار اينجا كامنت گذاشتم ولي هر دو بار به اسم ديگه اي نوشته شده .

...:

سلام.اقای نجف زاده زاده ی عزیز.
وبلاگ هنرمند جوان صابر ابر به روز شده ...خوشحال میشم اونجا نظرتونو ببینیم.

zahra:

سلام
به به آقاي نجف زاده از شما بعيد بود گزارش ديشبي از نخبه ها ديگه چي بود خوشت مياد تو رو ضايع كنن
... در ضمن وسط حرف ديگران پريدن اصلا كار درستي نيست... تو هم با اون سوالي كه پرسيدي...راستي تو به چه مناسبتي رفته بودي اونجا ... فقط خبرنگار بودي ديگه مگه نه؟؟؟!!!

m:

گزارش دیشبتون تو اخبار شبانگاهی بجا بود اخه یه جورایی حرفای دل منو زدی و زدند.

یه بنده خدا:

سلام

سال 1404کیان شما حالا اقایی شده واسه خودش.امروز میاد پیش شما از ماشین دوستش تعریف میکنه و...هیچ وقت از شما چیزی نمیخواد که نتونید هرچی باشه پسر شماست ولی ...اگر نمیتونید با چشمای بسته هر کاری بکنید برای بیشتر داشتن پس با چشمای باز برا اینده ای که شما مسئولش هستید تلاش کنید. یه ارشد ناقابل که دیگه این حرفا رو نداره

فاطمه:

سلام
گزارشهاي ديشبتون خيلي جالب بود

سلام آقای نجف زاده
خیلی خیلی باهات حال میکنم
هم با گزارشاتت هم نوشته هات
اگه یه سری هم به سایتمون بزنی خوشحال میشم
یا علی

سعید:

سلام جناب نجف زاده عزیز.
از این به بعد سر میزنم.فقط یک انتقاد :احترام به بینند ه همیشه برایتان در درجه اول اهمیت مجری گریتان باشد.نشستن روی یک میز نتنها تنبیه بدنی را در سال های دراز مدرسه داشته بلکه فکر نمیکنم نشستن روی یک میز شیشه ای آنقدر برایتان جالب باشد که احترام به بیننده 8.30 را فراموش کنید.توفیق حاصل آید برای شما در درازای مسیر گویندگیتان.

قلم زیبایی دارید آقای نجف زاده فرصت کردید یه سر به وب من هم بزنید

سلام خویشاوند عزیز،
نگو هوس های بی فایده و اولویت های بیهوده،
که می دونم و می دونید خیلی هامون با همین ها زنده ایم...
چقدر تک تک کتاب هایی که گفتین،
شبیه کتاب هایی هستند که الآن رو دراور کنار تختم دارن تو سر و کله ی هم می زنن تا زودتر خودشون رو تو دستم بندازن و با چشم هام مانوس تر بشن.
اما دریغ از یک ارزن علاقه برای خوندن کتاب هایی که چند ساله تو اولویت هستند.
روزگار غریبی ست عزیز...

شاد باشید

من از روز ازل پیـــــــــرو قرآن بودم////مست و دیوانه از آن باده ی جوشان بودم

مسلمم در بر تقدیر تو تسلیم منم////همه جا پیرو تو مجری فرمـــــــــــــــان بودم
این شعر ادامه دارد
می خواهم نظرتون رو در باره ی این شعر بدونم
شعری از حاج منصورارضی
منتظر نظرتون هستم
[گل]


سلام

کامران نجف زادهء تیزبین

یه پیشنهاد ؛

سوژه هایی رو که نمی شه از صدا& سیما پخش کنی

یه جورایی همین جا خبرنگاری شون کن

هنر میخواد .. که ....

که داری به یقین .

شاد و پیروز باشی

ایام به کام ...

یا علی

سلام...
در زندگي آدم ها روزهايي هست که آنها اولويت هايشان را گم مي کنند و هوس هاي بي فايده مثل خوره به جانشان مي افتد...واقعا" آدم رو وادار به فکر می کنید.
با مطلبی تحت عنوان نیوز و نیوزگ_اری ها به روزم...خوشحال میشم نظر یک خبرنگار رو بدونم...
به روزم...

سلام
وقتتون بخير اقاي نجف زاده .
افرين به اجراي خوب و عاليتون .
ميدونيد من فكر نميكردم كتابهايي كه ازشون اسم برديد باز هم خواننده هايي اونم از قشر جوان داشته باشه .برام خيلي جالب بود.
شايد هم اين فكر من به خاطر اينه كه من بعضي از اونارو سي سال قبل خوندم .به هر حال اين پست شما منو برد به سالها قبل بيش از ربع قرن پيش.
براتون ارزوي موفقيت هرچه بيشتر دارم.
در پناه حق

سلام خرزو خان عزیز من. به یک بازی وبلاگی دعوتت کردم برادر. انشاءا... که دعوتمون رو پاسخ مثبت می‌دی و پست بعدیت رو به شرکت در این بازی می‌پردازی...
سبز باش!

سلام
نمی دونم شاید نظر منه ولی دیگه اون طور نمی نویسین
بوی ناامیدی میدین.
می بخشینم.
آرزوی توفیق

سلام....از این پست تنها دلم برای یک نفر کباب شد...همسرتان!..البته اگر زحمت میزتان را نکشید... نمیدانم چرا ولی منتظر حضورت در کلبه ی خراب شده ی خود هستم...یک توفیق اجباری!!نه نگوئید لطفا

....بارونی باشی.....

mahla:

salam aghaye najaf zadeh.che ajab be ruz shodin.bayad begam mesle hamishe khub bud.rastesh hamishe baraye khundane matalebe shoma niyaz be tamarkoze bishtari daram mishe goft ba khundaneshun ehsase aramesh mikonam chon ba digar mataleb kheyli tafavot dare.rasti gozreshe onn shabetun ham manzuram gozaresh az didare rahbar ba nokhbegan ham kheli ali bud.tashakor mikonam.khaste nabashid.
mahla 14.

سلام
چه جالب... من هم به همچین دردی گرفتارم... بعد از ظهرها با کتاب های روانشناسی و موفقیت یا فلسفی و جامعه شناسی به خواب می رم شب ها هم با گلستان سعدی و مثنوی و بیدل... خیلی وقت ها با خودم می گم فردا کلاس داری مطلبش هم جدیده برو اون ها رو مطالعه کن ولی نمی شه... اگه اونقدری که تا حالا کتاب غیر درسی خوندم کتاب های آزمون دکترا رو خونده بودم 10 بار یاد PhDمی گرفتم
راستی کتاب آیینه های جیبی مک لوهان رو خوندین؟
موفق باشین

راستی بیست و سی امشب زود تموم شد. چرا؟

maryam:

اگه توی یه مسابقه ی دو یه نفر از نفر دوم جلو بزنه چندم میشه؟!!!
با سوالت از اون نخبه خیلی حال کردم!

آتنا:

سلام.گزارش امشبتون(در مورد کارتون های بچگی هامون) محشر بود.یه حس خاصی بهم دست داد.دلم خیلی واسه اون موقع ها تنگ شده.یادش به خیر.وقتی برنامه کودک شروع میشد انگار خوشبخت ترین آدم رو زمین بودیم!!!واقعا یادش به خیر...

سلام...
منم گاهی وقتا می شینم و به کتابهام زل می زنم...به هدفهام فکر می کنم و ... بعد یه دفعه یکی صدام می کنه و می رم...یادم می ره که دیگه به کتابام نگاه کنم و به هدفهام فکر کنم...
نه خوبه که آدم همچین وضعیتی مثل وضعیت شما داشته باشه...راستی اشکال نداره ایشالله دیگه امسال تو آزمون شرکت می کنید...و موفق می شید...
یه چیز دیگه شما اصلا این پیامها رو می خونید؟؟؟خلاصه اگه خوندید خوشحال می شم حد اقل یه نگاهی هم به وبلاگ من بندازید...با اجازه...

حبيب:

سلام
مثل اينكه دير رسيدم
از حرفات چيزي نفهميدم ولي معلوم مي شه خسته اي دلت مي خواد يه كم استراحت كني
مي فهمم براي يه خبرنگار خبر مهم تر از همه چيه مي فهمم
وقتي صبح ساعت 7 مي رم بيرون و شب 10 ميام خونه و حتي صبحانه، نهار، و شام نخورده ميام اونوقت نفهمم يه خبرنگار تو دلش چي مي گذره
من يه مقاله داشتم براي 17 مرداد روز خبرنگار كه البته هنوز كه هنوزه تمومش نكردم تيترش اين بود:
خبرنگار انساني بزرگ با آرزوهايي كوچك
وقتي مي خونم دلم براي خودم مي سوزه و مي گم آخه خدايا نمي شد يه شغل ديگه اي نصيب من كني ولي وقتي خوب فكر مي كنم مي بينم كه نه واقعا اين يك سعادته كه نصيب من شده
به هر حال خسته نباشي خبرنگار روزهاي جواني!!
خوب دير وقته بايد برم بخوابم صبح كلي كار دارم
موفق باشي

poone:

yeki oon bala neveshte omidvare saret khalvat she va zendegito bokoni !ama bichare khabar nadare age saret khalvat she dige zendegi nadari!
zendegi bar vefghe morade? :D

poone:

bebakhshid mishe dar morede nostaljik ye gozaresh tahie konin?(akhe kheyli az in kalame adat dary estefade konio khoshet miad.!!!!l)
fekr konam ye jai shenidio mibandi be nafe mardom ta maghzeshoon beshe nafo nafeshoon beshe maghz!!khob begoo delsoozane !sakhte?aslan hichi nagoo!!l

سلام . مدت ها بود که این جا سر می زدم اما هیچ وقت نمی توانستم کامنت برایتان بگذارم . حالا تبریک شما بهانه ای شد برای بازدیدپس دادن . خدا امیرکیان را هم برای شما نگه دارد. راستی ... یک زمانی یک جایی توی یک روزنامه صبح (که البته یادم نمی آید آن روزگار هنوز عصرها منتشر می شد یا نه ؟)ستون یادداشت نداشتی؟

سلام
من فکر می کنم ما آدمها گاهی در برآورد میزان توانایی های خود اشتباه می کنیم و اون وقت به خیلی از اهداف و کارهامون نمی رسیم

البته فکر نکنین شما رو می گم! نه خودم هم همینطوری ام!
موفق و سربلند باشین


atefe:

سلام آقای نجف زاده

اولاباید بگم که کامنت بالا رو خوندم وهنوز دو ریالی نیفتاده

دوما از تمام گزارشات خوب شما ومصاحبه قشنگتون با آقای احمدی نژاد تشکر می کنم ( خیلی دیر شده ولی باید می گفتم)

سوما از گزارش دیشب که توی اخبار ساعت 10گفتید کیف کردم کارتون های مورد علاقه ی همهی بچه های

اون موقع وشخصیت های سوبا ایکیوستان چوبین پینوکیو هاج و..........که شاید خیلی ها میخواستیم مثل اونها باشیم .

وکارتون هایی که شما نگفتید مثل "دوقلو ها " "وروجک وآقای نجار" "بی خانمان"و کارتون هایی که یادم نیست

ولی از همه اینها یک کارتون بود کهتوی خونه ماخیلی محبوب بود و اسمش "زنان کوچک " بودبا 4 شخصیت

که مثل ما 4 خواهر بودند که یادم نیست اخر قصه چی شد :
hety مون مثلhety مهربون با شعور و خونه دار
katy مون مثلkaty مغرور وشر بود حتی موهاشونو عین هم میبستند
bety مون مثل bety مهربون دوست داشتنی والبته عاشق
sara مون که من هستم مثلsara لوس وخرابکار که ثبات اخلاقی نداشت البته خودم چند شخصیتی بودن رو دوست دارم

وما همین طور موندیم تو بچگی . مطمینم سارا اگه بزرگ می شدخوب می شد .

اونها دخترهای خوبی بودند وما این شدیم .........

وای به حال بچه ای که الگوش "اشتباهی" و "سربه هوا "و..... باشند

ممنون که بهئ حرف هام گوش دادین خدانگهدار

سلام آقای نجف زاده..
من یه مشکلی دارم در مورد ثبت نام این خودروهای فرسوده.. تنها کسی که به ذهنم رسید شما بودید که مطمئنم می تونید کمک کنید.
موقع ثبت نام قبل از اینکه موفق بشم صفحه ای که کد 8 رقمی رو اعلام می کنه پرینت بگیرم.. یه مرتبه صفحه بسته شد.. اشکال از سرعت اینترنت بود.. دیگه موفق نشدم کد 8 رقمیم رو بردارم.. می تونید زحمت بکشید و بپرسید برای همچین مشکلی چه راهکاری وجود داره؟
با اون دو تا شماره تلفنی هم که اعلام کردن تماس می گیرم یا بر نمی دارن یا مدام اشغاله.. خواهش می کنم کمکم کنید..

داستان چوبك كه بی‌نظير است عادت می‌كنيم پيرزاد هم خيلی روزانه است من اگر جای شما باشم با قمارباز شروع می‌كنم و آل‌احمد هم می‌شه چندبار خواند. و درست انتخاب كرديد الويت با همين‌ كتاب‌هاست چون با خواندن كتاب‌های درسی فقط می‌شه مدرك گرفت كه خب البته اونم لازمه

سروبانو:

تو روزای پرانرژی دورترها اونوقت ها که کتابهای عزیز نسین و بزرگ علوی و داستایوفسکی و خیلی از آثار افراد صاحب اندیشه رو همین طور قروقاطی میخوندم و فکر میکردم و دنیارو تو خیالم شیرین تر از اون نوشته ها می ساختم پدرم میگفت خدا به دادت برسه هر چقدر بفهمی همون قدر تو این دنیا زجر میکشی حالا بغضی که دارم فقط واسه یه قطره است وای به حالت پسر خوب که دسترسی به دریا داری.

سما:

دقیقا شدید مثله ما پشت کنکوری ها خیلی سخته ما هم اولویتهامونو گم کردیم هم خودمونو برای ما دعا کنید ازاین سرگیجه دربیایم _مثله همیشه پر محتوا بود

سلام.
حق با شماست . من هم دقیقا با این مشکل گم کردن اولویت ها در حال دست و پنجه نرم کردنم.

می دونم سرتون شلوغه ولی اگر روزی به سر بزنید خیلی خوشحال می شم

سلام گزارش دیشب شما راجع به کارتوناهی زمان کودکی جالب و جاذب بود
ولی ما در کنار کارتونها شعرها و قصه های مصطفی رحماندوست ، شکوه قاسم نیا ، جعفر ابراهیمی (شاهد ) و خیلی های دیگر را هم می خواندیم اگر فرصت کردید راجع به این افراد نیز گزارشی تهیه کنید .
مرسی

سلام
فقط اومدم بگم که رؤیاهای کودکی خیلی خیلی قشنگ بود ....ما رو برد به اون دوران ....خداییش همشون رو نگاه میکردیم ...وچقدر هم دوست داشتنی بودن ...اون موقع ها فوتبالیستها رو خیلی دوست داشتم اما الان از بس داداشم نیگا میکنه دیگه حالم بهم میخوره ....ولی محشر بود ....ممنون

مجتبی:

سلام
به نظر من آقای نجف زاده بی نظیر ترین خبرمگار در تهیه گزارش های بی نمک و بی مزه هستند
برایشان موفقیت آرزومندیم
بالاخره جامه به گزارش های بی مزه ایشان هم نیازمندند!

مطهره:

سلام كامران.خيلي سرت شلوغه.خوبه كه سرت به كارهاي خوب شلوغه.راستي بعضي وقتا ادما خيلي كارا رو تو ذهنشون رديف مي كنن انجام بدن ولي اخرش نمي شه.كتاب خوني يكي از اين كاراست.راستي ارشد چي ميخوني .اخرش نگفتي ليسانست چي بود؟درباره خودم سايتت رو چرا راه نميندازي؟
دعات مي كنم قبول شي.

سلام.
آشفته ولی آروم ؟

استخوان هاي صادق هدايت با مصادره كلمات اش به مطلوب شما لرزيد بيچاره.

سلام....خبرنگار آب و باران و آيينه.
خبرنگار مهرباني دور از هياهو هاي سياسي.
.
.
.
نميدانم چه سريست كه اين روزها همه مان حس كتاي خواندن سرمان زده آن هم از همان كتابهاي سري اول كه گفتي...
من هم بايد بروم سراغ درسهاي دانشگاه...كم كم صداي پايشان مي آيد.

hami:

salamaghayenajafzade.modate ziyadi ast ke 20:30 shoma ra mibinam va az vaghti akharin emtehanam ra dadeam be site shoma ham sar mizanam. in sent akhari shomas manoyadekhodam andakht ke ghabl az dadane emtehan az hich barname t.v. va hich matlabe roozname ee va hich ketabe gheyredarsi nemitunestam begzaram.amma alan matam gereftam ke emtehanamo nesfe kare ghabul shodam. dasto delam be hich kari nemire .bishtar az hame pish hamsaram sharmande am ke be khatere man kolli zahmat keshid. nemidunam chera ina ro baraye shoma neveshtam vali gahi darde del baraye yek gharibe rahat tare . omidvaram shoma dar azmun ghabul shin.baraye man ham doa konid. khodanegahdar

سلام
دیروز بیست و سی گویا زودتر تموم نشده ...اشکال از ساعت بنده بوده است... چون امروز وقتی رسیدم دانشگاه به ساعتم نگاه کردم و گفتم اوه پسر امروز 5 دقیقه زودتر رسیدی... اما وقتی رفتم کارت بزنم دیدم 5 دقیقه هم دیر رسیدم ... از صبح با ساعتم قهرم هنوز بهش نگاه نکردم البته اون هم با من حرف نمی زنه این به اون در... البته می دونین از اون روز که من پشت ویترین ساعت فروشی چند دقیقه ای محو تماشای ساعت های شیک و گرون قیمت شدم بهانه گیری های اون شروع شده البه اون هم همین رو در مورد من می گه ...
چی گفتم....موفق باشید

راستی این هم یه مطلب د رمورد نوستالژیای کارتونی...راستی شما در بیست و سی دیشب در مورد نوستالژی ها مطلب گفتین ... من آخر برنامه رو دیدم سینما سلطه... خیلی دوست دارم در مورد کارتون
http://cartoons.blogfa.com/post-63.aspx ها با هم بیش تر بگیم ...

من:


حرف که میزنی آرووم میشم


یادم میره عاشقم


همین هفته شدم..

سلام!
با اين گزارش كارتونها حسابي حس نوستالژيك لامصب بنده را گلانديد! من كه خبر تموم شد نوارم رو برگردوندم عقب دوباره ديدمD:.....ولي حيف كه جاي بي خانمان و پت و مت و گوش مرواريد و آنه شرلي خالي بود اونوسط!.....ولي در كل عالي بود....يك لحظه فكر كردم چقدر پير شدم تو 17 سالگي!.....بهار

مهدی:

آقای نجف زاده سلام
دو هفته پیش از شما درخواست کردم که در مورد بیکاری مطلب تهیه کنید و داد دل جوانها را به گوش مسئولان برسانید که خبری نشد. من هر شب 20:30 را به این امید نگاه می بینم که شاید حرفی،مطلبی،چیزی در این ارتباط مطرح شود ولی انگار نه انگارکه............آقای نجف زاده بیکاری داره ما رو ویران می کنه. با مدرک تحصیلی لیسانس زبان انگلیسی دارم مسافر کشی می کنم........!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام آقاي نجف زاده
اگر مطلبي در مورد مسائل و مشكلات شهرمون داشتيم مي تونيم اينجا بيان كنيم؟ منتشر مي شن؟

سلام...
من اولین باره که میام اینجا راستشو بخوای برام فرقی نمیکنه شما نظرمو نمایش میدی یا نه مهم برام اینه که میخونیش ! البته شاید !
واسم جالب بود که بتونم با آدمی به معروفیت و خیلی ام محبوبیت تو رو براش نظر بزارم ! که البته شاید بخونه !
آدم جالبی هستی . بیشتر جسارتت جالبه . من اصن نیومدم اینجا که تو هم بیای تو بلاگم و یه نظر درپیت که همه واسه هم میزارن (...)رو بزاری !
گفتم که، شاید اصن نظرمو نخونی !
من فقط اومدم که واسه یه آدم موفق نظر بزارم و بگم !... مرسی که تو شدی خبر نگار ما ! ما ایرانیا آدمهای جسور دوست داریم مثل تو !

(ساهرش . !)

kimia:

مثل همیشه...
عالی...
دوستت دارم...

به این شدت هم که نوشتید بی فایده نیستند! من هم اینجوریم! یعنی در فورجه ی امتحانات کل کتابهای نیمه کاره ام تمام میشود! خدا به مریض ها رحم کند که من یک شبه همه ی درمان مریضیشان را یاد گرفته ام!
ولی کاهی اینها درس را بیشتر یاد آدم می دهند تا آنها( با همان ترتیب اولی و دومی شما!)

razieh:

آقا كامران منتظرمااااا

بماند...:

اخرشی اقای نجف زاده...
راستش وقتی فکر میکنم می بینم خودم هم به این درد دچارم البته نه مثل شما انقدر متنوع!!! من فقط تو کار پائولو کوئلیوام تا جایی که شاید یه کتابو چند بار بخونم!(البته من همه اینا رو همون شب فرستادم ولی نمیدونم چرا نیومد؟.) همیشه برای سلامتی شماو خانوادتون دعا میکنم چون بعضی وقتا واقعاٌ از گزارشای توپتون ذوق زده میشم.

مریم ز:

عاشقی سبکی است برای زندگی

رسمی است برای جاودانه بودن

جاودانگی برای لحظه های نبودن

سلام...
یه چیز جالب کشف کردم...آقای نجف زاده می دونید...
من کوثر حاجی مولانا هستم...اما خبر نگار نیستم...چیام اولی که برای این مطلبتون دادم متنش یه چیز دیگه شده...وای خیلی قاطی شده...نه به خدا من خیلی دلم می خواد خبر نگار باشم اما خب نیستم...کاش بودم...

سلام:
وبسایت فوق العاده ای دارید...
درست مثل خبراتون ناب ناب!
واقعادرمقابل این همه زیبایی آدم حرف واسه گفتن کم میاره...
دست حق به همراهتون...
یاعلی!

ْسلام کامران خان
گفتم بگم یه سر به یاهو مسنجرتون هم بزنید.

سلام...
آره من هنوز معتقدم سياسي نيستيد.
همون سياستي كه خيلي احزاب و دنبال اونها خبرنگارها و ژورناليستهااسيرش شدن، ولي شما اسيرش نشديد....
و امام فرمود ما اين سياست رو نمي خوايم.

...

azad:

سلام . من آپ کردم اگه خدایی نکرده خواستین به ما سر بزنید قدمتون رو چشمامون .....
به خدا خسته شدم اینقدر به وبتون سر زدم و شما به خاطر خدا یه بار هم به وبم سر نزدی .

سلام خوبی.خوش می گذره.کامپیوترمون درست شد.تونستی یه سری بهم بزن.راستی یه مطلب می خوام درباره اون گزارش کارتون ها بنویسم حوصله داری بخونی... پس منتظر باش

يه دوست غمگين:

سلام
مثل هميشه خيلي جالب بود و منو هم به فكر برد آخه يه جورايي خودمم همين طورم... ولي چه كار ميشه كرد.؟
ولي انگبزه نظر دادنم اين بود كه چون از كنكور كارشناسي ارشد گفته بودي دلم گرفت.. نميدونم يه دو هفته اي اين طوري شدم و دليلشم اينه كه داداشي گلم تو اعلام رتبه هاي كارشناسي ارشد رتبه تك رقمي اورده بود و علاوه بر اون تو دو تا ديگه زير گروه هاي رشته اش رتبه اش دورقمي شده بود و نتايج و كه اعلام كردن به يه تك رقمي و دوتا دو رقمي قبول نشد..!!!؟؟؟؟؟ بعد مي دوني رتبه 100 همون رشته و 500 دانشگاه تهران قبول شدن...؟؟؟!!
اين يه تجربه است...درد دل كردم ببخشيد ولي آخرش مي خواستم بگم عدالت اينه؟؟!!

سلام آقای نجف زاده...
الان که دارم اینا رو می نویسم کلی به خنگ بازی خودم دارم می خندم...
من بعد اینهمه مدت که برای وبلاگتون کامنت می دادم هنوز متوجه نشده بودم که اسم زیر پیام نوشته می شه...خب حق بدید دیگه تو همه ی وبلاگ ها اسم رو بالای وبلاگ می نویسن...البته خب می دونم وبلاگ شما مدرنه....(دو نقطه دی)

راشین:

سلام من هنوز باهاتون قهرم تا نیاین وبلاگم اشتی نمی کنم...
در ضمن اینم ادرسش:

یا علی

سلام آقای نجف زاده
چند شب پیشا یه گزارشی از شما پخش شد که در واقع پرسش وپاسخ هایی بود که بین شما وآقای احمدی نژاد رد وبدل می شد.خوب بود و در واقع متفاوت بود. سوالاتی کردین و جوابایی هم شنیدین. منم سوالاتی در ذهنم به وجود اومد که قبلا وقت ویا شاید حوصله نداشتم که بیام تو وبتون و ازتون اونا رو بپرسم. اماحالا که اومدم اجازه بدید بپرسم که: آیا مشکل مردم ما اینه که آقای رئیس جمهور چه غذایی می خوره یا فلان موقع چی کار می کنه و...؟
هدف شما از تهیه ی این گزارش فقط جذاب بودن برای مخاطب بود؟ یاواقعا مشکل مردم رو توی اون سوالاتی می بینید که پرسیدید؟

در مورد متن بالا هم باید بگم با اون آخر خیلی خیلی خیلی موافقم البته فکر می کنم جای یک متاسفانه اول جمله خالیه:" متاسفانه در زندگي آدم ها روزهايي هست که آنها اولويت هايشان را گم مي کنند و هوس هاي بي فايده مثل خوره به جانشان مي افتد."

موفق باشید

سپيدار:

سلام آقاي نجف زاده
از شما به خاطر گزارشهاي عالي و بي نظيرتون تشكر ميكنم.
مخصوصا گزارشي كه از جمع نخبه ها گرفته بوديد خيلي خوب بود.
كنكور ارشد هم اميدوارم كه امسال قبول بشيد.
موفق باشيد

در دل هرزمستان
تپشي از بهارهست
ودرپوشش سياه شب
لبخندي از طلوع نمايان است.

حق
یه بار دیگه سلام داداش کامران.فکر کنم این کامنت هم مث اون کامنت طولانی بشه.وقت داشتی بخون.درباره گزارش کارتون های دوران کودکی ها می خوام بنویسم.کودکی من تقریبا مساوی است با نوجوانی تو اما آن روزها فرقی میان کودک و نوجوان نبود.خیلی چیزها مشترک بود.خیلی از برنامه کودک ها از چیزهایی حرف می زد که شاید بچه ها چیزی از آن نمی فهمیدند نه می فهمیدند.با پوست و گوشت و استخوان شان.از زجر و مصیبت های زندگی از درد پدر ها و مادرها .مثل کارتون های امروزی نبودن که یک دفعه ای آدما ماشین می شن و ماشین ها گودزیلا و هزار چیز دیگه.کارتونهای که هیچ چیز به بچه یاد نمی ده جز اینکه هیچ کس به داد تو نمی رسه.یادم نمی یاد که چند ساله کارتون ندیدم.خیلی دلم می خواد یه بار دیگه اون کارتونای قدیمی رو ببینم.گویا تله پاتی داریم من خودم چند وقتی بود که داشتم به کارتون های آن دوران فکر می کردم. اما از تو گله دارم که چندتایی را جا گذاشتی.مخصوصا پت و مت را. ژانر محبوب من.پت و مت بیچاره دست پاچلفتی کار خراب کن.کارخراب کن های شیرین.بدشانس هایی که با خرابکاری شان ما می خندیدم.هنوز هم که هنوزه عاشق پت و متم.هنوز تنها چیزی که مرا به سمت مغازه های اسباب بازی و عروسک فروشی می کشاند همین دوقلوی ناقلاست که چند دقیقه ببینمشان. از این برنامه کودک هست که گاهی پخش می شود این علامت حاکم بزرگ میتی کومان که آخر همه در برابر او زانو می زدند.الان که فکر می کنم او چهره واقعی عدالت بود آن روزها.اسمش یادم نمی یاد.همان که در آن زمبه داشت.خوب بلد بودم صدایش را در بیاورم.
یا ملوان زبل که معلوم نبود آن اسفناج های درون قوطی با بازوی قلمی او چه می کرد( دوپینگی نبود دو سال محروم).با اینکه او را دوست داشتم از اسفناج بدم می آمد . خیلی دوست داشتمش.
از کارتونهای خارجی گفتی اما از دراز گردن ایرانی ها نگفتی از خونه مادربزرگه و از دنیا ی شیرین و حمید و حامد تا دنیای شیرین دریا... کاش یه کمی هوای بچه های خودمان را داشتی از الستون و ولستون از خواهر جان،جان خواهر بق بقو بق بق بقو از دیگه چی بود یادم نمیاد...باز هم بودن آهان از مسابقه محله یک و یک و یک دو و دو دو سه و سه و سه مســـــــــــــــــــابقه محله که هنوز گاهی وقتها می بینم یاد آن روزها می افتم.
اما از آنهایی که تو گفتی کارتون محبوب من فوتبالیست ها بود من هم به خاطر آنها یک مدتی فوتبالیست شدم ولی چرا زیدان نشدم نمی دانم البته که نباید می شدم من آخرش شدم واکاشی زوما یعنی دروازبان خلاصه نمی دانم امکان نداشت از یک قسمتش عقب بیافتم.آن موقع ها تب فوتبال بالا بود. تارو را خیلی دوست داشتم اما جرات گفتن اینکه تارو را دوست دارم را نداشتم فکر می کردیم بد است عاشق یک شخصیت کارتونی شویم.اما چون قلب او هم مثل من درد می کرد همذات پنداری می کردم با او.از پسر شجاع با آن سین گفتنش.سینش می زد.چقدر با نمک بود.مثلا می گفت خیلی خوسحال می سه...
از گربه نره که ببخشیدها اگر هنوز کسی را با عینکی مشابه آن ببینم یواشکی می گم گربه نره روباه مکار.از جودی ابوت بابا لنگ دراز که هر بار دیدنش تازگی داشت...دستت درد نکنه از اینکه ما را به باغ چند سالگی مان بردی اما می دانی چیست در این روزهای بی حوصلگی من علاوه بر نقب زدن گذشته برای پیدا کردن کارتونهای کودکی دنبال بازی های بچگی هم می گردم.چند روز پیش در خیابان ناگهان یاد بازی گردو شکستم افتادم.چند روز با خودم می گویم..گردو ... اما کسی نبود که بگوید شکستم.خب دیگر نمی توانم مثل بچگی هایم سراغ یک نفر را بگیرم که بیا گردو شکستم بازی کنیم چون الان خودم تا پاهایم را جلو هم می گذارم آنها گل هم می افتند و بعد من می افتم.از یه قول دو قل کردن با بچه های همسایه و بچه های فامیل..از نقطه بازی ها از اسم فامیل بازی کردن ها. از عمو زنجیر باف که باید ما می گفتیم تا با صدای چی نخود و کیشمیش!!!!بیاورد ما که بابانوئل نداشتیم اما نشد که عمو زنجیر باف زا بابا نوئل وطنی کنیم.از دست همدیگر را گرفتن و خواندن دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری می کنه...یادت می یاد... از بالا بلندی ...از پلیس بازی کردنها.از کبریت بی سیم درست می کردیم .مهد کودک کجا بود.؟مادرها بچه ها را از خودشان جدا نمی کردند... مادرهای امروزی بعضی هاشان که با اینکه بی کارند و غذایشان در عرض یک ربع آماده می شود از دو سالگی شاید کمتر بچه ها را می سپرند دست مهدکودک ها..
به نظر تو بچه های امروز از این بازی ها می کنند یا چسبیده پشت این کامپیوتر های لعنتی یا پای تلوزیون دارند برای خود تنهایی بازی می کنند.دیگر در کوچه ما خبری از فوتبال بازی کردن نیست. بچه های کوچک فامیل که می آیند تنها کارشان فرار از جمع است نشستن پشت کامپیوتر یا دیدن سی دی کارتون.... زمانه عوض شده.بچه ها با این تخیلاتشان به کجا می خواهند بروند.... ما که با واقعیت ها بزرگ شده بودم به قول خودت شده ایم این.
من رو که مسخره نکردی؟آی شمایی که این مطلب رو می خونید البته اگه داداش کامران تائید کرد شما هم مسخره ام نکنید ها

محمود رضا اعتمادي:

سلام
نميدونم چرا از نوع نوشتنت خوشم مياد؟!
از گزارش هات هم اگه دروغ نگم لذت ميبرم
ميخوام چند تا از فكر هايي كه در موردت دارم بنويسم اما ميترسم كه نظرم رو تاييد نكني!
بي خيال تو اين مملكت انقدر ما رو تاييد نميكنند كه ديگه عادت كرديم پس مينويسم
گاهي موقع فكر ميكنم كه خيلي شجاع هستي و گاهي فكر ميكنم مثل آقا موشه شدي از يه چيزي ترسيدي و توي قاب تلويزيون داري از رو نوشته حرف ميزني خودت حتما ميدوني بقيه حرفم چيه!
ولي در كل من دانشجو من ايراني من شهروند تو رو شجاع ترين خبرنگار صدا و سيما جمهوري اسلامي ايران ميدونم.
راستي ميدونم وقت نميكني اما اگه وقت كردي يه سري به وبلاگم بزن نظر شخصيتي مثل تو در مورد نوشتنم براي من خيلي مهمه!

یه بنده ی خدا:

سلام جناب خبرنگار!
اگه دنبال سوژه داغ میگردی، یه سری به محل ثبت نام مردم برای سهام عدالت بزن! عدالتی برقراره دیدنی!!!!
واقعا که اتفاقات جالبی دور و بر ما در حال وقوعه و ما از همه جا بی خبر!!!
بی چاره مردم!!!

یاعلی

سلام خوب هستین

من از گزارش چند روز پیش شما که از شبکه 3 پخش شد

در مورد کارتون های کودکی خیلی خوشم اومد

عالی بود

در همین مورد تو سایتم یه مطلب گذاشتم ببینی ضرر نداره

http://www.hemmaty.com/weblog/absorbing/

سلام مثه همیشه 20 بود.
آقای حمیدرضا دانش که کارش نقد وبلاگاس این سری اومده وبلاگ شمارو نقد که نه معرفی کرده
بد نیست یه سری بزنید.
fanoosban.blogfa.com

فکر کنم تنها باری که اولویت شناسی کردم همان موقع امتحان فوق لیسانس بود که سه ماه گذاشتم پشتش و قبول شدم ام بعدش گفتم کاش اولویت شناسی نکرده بودم چون حالا وقتی برای فکر کردن به اولویتها نمی ماند فقط باید کتابهای درسی خواند
بعد دلت لک میزند برای یک کتاب قصه
خیلی دلم می خواد که اینجا کامنت بذارم اما واقعا تو اینهمه کامنت رو می خونی؟

مژگان:

باید بگم خبرنگار فوق العاده ای هستید از دیدن کاراتون بی نهایت لذت می برم .امیدوارم همیشه موفق باشید

لاک پشت ایرانی:

سلام
کمک می خواستم
من یک جوان 25 ساله هستم لیسانس مدیریت دارم.
متآهل هستم.
پول و سرمایه دارم.
منزل شخصی دارم.
ماشین از اون خوباشو دارم خلاصه شرایط خوبی دارم ولی بیکارم دنبال هر کاری می رم جواب خوبی نمی گیرم.
تجارت کردم نشد؟؟؟
البته منظورم از بیکاری یعنی مشغولیت کامل وگرنه ساختمان سازی و ویلا سازی می کنم ولی دنبال کار پر دردسر و نوآور می گردم.
کاری که پر حادثه و جذاب باشه و طرقی کنه از اطلاعات شخصی و مدرکم استفاده بشه ولی چنین کاری نیافتم.
اگر کسی سراغ داره برام میل بزنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اقاي نجف زاده. موندم چي بگم ؟؟؟؟؟؟
فقط يه كلام عاشقتم به خدا
تكي به خدا.............

marmar:

man hanoozam daram fekr mikonam ke age az nafare dovvom jolo bezanam avval misham ya dovvom ?!!!soale falsafi bood ! vaghean najafzadeie bood !

فاطمه کرمان:


_________@@@@@@@@
________@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@______@@@@@___________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________@@@@@@@@@_______@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________@@@@@@@@@___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@@________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
_____________________@

اینوگذاشتم تا حال و هوای نذرات و وبلاگ عوض بشه

المیرا:

وای ببخشید دستم رفت رو ارسال اون متن نصفه ارسال شد
سلام
نمی دونم چرا همیشه اون پایین مینویسهerror on page
شما هم مثل من درس دارین نه؟
خیلی سعی کردم تا حالا زود به زود سر بزنم ولی دیگه نمی تونم ...کنکووووووووور
یادتون هست یا نه می خواستم در کنار درس هام خبر نگار باشم ولی شما به من کمک نکردین ولی من بعد که ان شاالله رفتم دانشگاه ولش نمی کنم ...
شما می خواستین به خاطر کیان کمتر کار کنید حالا می خواین امتحان هم بدین..البته درس و مدرک خیلی خوبه ...ولی...!

زور که نیست برادر من .
تو هم مثل همه آدمای دیگه . این همه آدم توی دعوای عقل و دل، طرف کدوم ور رو می گیرن ؟

***maryam***:

سلام کامران بدو بیا وبلاگم .سرانجام من هم دانشگاه قبول شدم.تعجب میکنی!!!!!مهندسی کشاورزی.رشته خودت.حالا من هم کلاس خبرنگاری میرم هم میخوام رشته کشاورزی بخونم.کاملا با هم همکار شدیم.
حتما بیای .بابا یه تبریک که چیزی نیست.
مثل دفعه قبل واسه افتتاحیه صد دفعه نگم.
زود بیاااااااااااااای.........
منتظرتم....
جشن گرفتم.....

دلمان برایتان تنگیده است

سلام بابا این رسمش نیست هر چند وقت تنها نظرات رو تائید کنید یه فکری هم به حال ما بکنید که هیچچی برای خوندن و لذت بردن نداریم کل اینترنت و سایتها که همش شده یانگوم و چار خونه و فوتبالو.. تلویزیون هم که شده فیلم سینمایی تکراری کتابهامون هم به جز چندتای نادر که سال ها ÷یش چا÷ شده همش داستانهای عاشقانه و از این ....چیز ها
دلمون به یه گزارش یا نوشتتون خوش بود که گویا از اونم خبری نیست

محمد:

با سلام من خبر توپی داشتم می خواستم با من تماس بگیرید و شماره خود را بدهید حتما ! هنوز نسوخته در صورت پاسخ منفی مرابا خبر کنید با تشکر

____________**__**_____*
___________***_*__*_____*
__________****_____**___******
_________*****______**_*______**
________*****_______**________*_**
________*****_______*_______*
________******_____*_______*
_________******____*______*
__________********_______*
__***_________**______**
*******__________**
_*******_________*
__******_________*_*
___***___*_______**
___________*_____*__*
_______****_*___*
_____******__*_**
____*******___**
____*****______*
____**_________*
_____*_________*
_____________*_*
______________**
______________*
همین... !

فروززز:

از كجا مطمئنيد اولويت ، كتابهاي كنكوره!

سلام...خسته نباشید آقای نجف زاده...
صبر کنید ببینم چی می خواستم بگم...مممممم...آها یادم اومد...وبلاگتون رو نمی خواید آپ کنید؟؟؟

"هو"
سلام علیکم...
برام جالبه که شما وقت وب نویسی هم دارید!
از نحوه ی گزارشاتون خیلی خوشم میاد...خیلی جدیده!

التماس دعای زیاد
یاحق

احسان:

به نامه ارام دلها وسلام بر پسر شجاع: خوبی بابا اسمم رو اشتباه زدی تو ارسالی هات که مگه نگفتم خودت فقط بخون "...کزو شد سر دار بلند جرمش ان بود که اسرار هویدا می کرد" چه خبر دیگه نمیشه یه پیرهن دیگه بپوشی بابا خسته شدم بس که با این تریپ دیدمت خودتو نه پیرهنتو میگم کوچولو چطوره بهش برسها اینده می خاد بگه پسر فلانیم ان شاالله که خدابهتون ببخشه میشه یه ویژه هم از بچه ها ومحیط کار 20و30 بگیرید ممنون میشم .التماس دعا دیگه سفارش نکنم خوبه اگه یه حالی هم بو ایمیلای من وسایرین بدی سری بزنی در پناه ایزد منان.

محمد ترابی:

مستقیم ...
(این داستان واقعیست ! ... ولی مال چند روز پیشه)

ساعت ۹:۳۰ صبح:

مستقیم ....

مستقیم ....

تو خیابون بودم، منتظر تاکسی. ولی نمیدونم چرا هیچ ماشینی برام نگه نمیداشت (حتما مسافرکش نیستند) ...

ای بابا !!! یه خانم که بعد من ایستاده بود سوار شد (حتما مسیرش با من فرق داشته!)

ساعت ۹:۴۵ صبح:

نه خیر ... انگار هیچ تاکسی ای مستقیم نمیره ...

ای داد بی داد !!! یه پسر ژیگول که جلوتر از من ایستاده بود هم سوار شد.

ساعت ۱۰ صبح:

انگار ما امروز باید این مسیر رو پیاده بریم

(آخه سوزشم از اینه که این خیابون یکطرفه هست و همه هم قاعدتا باید از اون مسیری برند که من میخوام برم)

ساعت ۱۰:۱۵ صبح:

فکر کنم فهمیدم مشکل چیه ...

اجازه بدید دکمه یقه ام را باز کنم ...

مستقیم ...

یه ماشین ایستاد

- آقا مستقیم میرید؟

-بله سوار شو ...

سوار شدم و به مقصد رسیدم.

(برداشت اشتباه نکنید، منظور خاصی نداشتم... فقط نمیدونم جامعه چرا با اونهایی که یه خورده مثبت میگردند اینجوری برخورد میکنه ؟؟؟!!!)

یاحق

سلام آقاي نجف زاده.
من قبلنا مزاحمتون شده بودم و شما يكبار بهم افتخار داديد و به وبلاگم اومديد.
راستي من كنكور قبول شدم..كامپيوتر مشهد..مامانم از خوشالي گريش گرفته بود.همين....
منتظرم.

مجتبی:

سلام جناب اقای نجف زاده
از اشنائیتون در دنیای مجازی خوشبختم
یک سوژه خوب دارم برات
اخه تو ایران سوژه داغ کم پیدا می شه!!!!!!
مر بوط به یک قرض الحسنه است که پنج ساله سپرده ها را پس نداده و هر کاری کردیم هیچ نتیجه ای نگرفته ایم
من مجتبی هستم و هنر اموز هنرستان
دوربین خبر ساز را باید کجا ببینیم
خواهشن به ایمیل من پیام بده
قبلا از لطفت ممنونم
____________**__**_____*
____________**__**_____*
___________***_*__*_____*
__________****_____**___******
_________*****______**_*______**
________*****_______**________*_**
________*****_______*_______*
________******_____*_______*
_________******____*______*
__________********_______*
__***_________**______**
*******__________**
_*******_________*
__******_________*_*
___***___*_______**
___________*_____*__*
_______****_*___*
_____******__*_**
____*******___**
____*****______*
____**_________*
_____*_________*
_____________*_*
______________**
یادت نره حتما ایمیل بزنی ها
موفق باشی

Betty:

سلام

یادداشتتو خوندم و داشتم صفحه رو کم کم میومدم پایین که نظر بنویسم بعد که رسیدم این پایین یادم رفت چی می خواستم بگم.......رفتم بالا دوباره خوندمش


خوش به حالت که اینقدر کتاب خوندی....من هم دوست دارم بخونم ولی وقتایی که اولویت هام یادم میره یه کارای دیگه میکنم.....باز خوبه که تو کار مفید انجام میدی

(((آقای نجف زاده من گيرکردم از یه طرف فکر میکنم دارم برای یه فرد محترم که از همه نظر از من بزرگتره حرف میزنم از یه طرف هم حس میکنم که میتونم مثل بقیه با شما راحت باشم....حالا خودتون بگین من شما صداتون کنم یا تو؟؟؟؟))))

راستی منم عکس امیرکیان میخوام(گریه)
پ.ن.از این شکلک ها بزارین که مجبور نشیم احساسمونو تو پرانتز بگیم...بی زحمت

خداوند انسان را در آب هاي عميق فرو مي برد
نه براي غرق كردنش بلكه براي پاك كردنش

سلام آقاي نجف زاده . خسته نباشين . من يكي از طرفداراي سر سخت گزارش هاي شما هستم . هميشه حقيقتو مي گين بدون طرفداري بيجا از هيچ گروهي . مشكلات مردمتونو خيلي خوب به گوش بعضيا مي رسونيد
ولي من نمي دونم كه چرا انقدر نسبت به گزارش ها و نوشته هاتون حساسم يعني تو اونايي كه حتي يه رگه هاي كوچيكي از غصه و مشكلات ديگران وجود داره خيلي زود گريم مي ندازه . خلاصه اين كه نوشتا ها و گزارش هاتون فوق العاده دل نشينه.
آقاي نجف زده حضور شما تو وبلاگ من باعث افتخارمه . خيلي خيلي خوشحالم مي كنيد اگر تشريف بياريد . منتظرموووووووووو اگر اومدين برام حتما نظر بذارين حتي يه نقطه . ببخشيد پر حرفي كردم .
در پناه خدا باشيد تا هميشه
حق نگهدار

سلام...
من سه روزه که تو اینترنت نیومدم....یه جورایی معتادش شدم نمیدونم چی کار باید بکنم؟اما خوب کم کم باید ترکش
کنم....بگذریم چطوری؟خوبی؟وای دلم پوسید اصلا وبلاگت که میام دلم وا میشه باور کن!
خوب من اومدم چون دلم برات تنگ شده بود و خواستم
از اون گزارش کارتونات تشکر کنم واقعا منو برد به دوران کودکیم چقدر من از چوبین میترسیدم نمیدونم چرا؟با اینکه خیلی بچه بودم اما دلم واسه حنا و کوزت خیلی می سوخت ...آخ چه دورانی بود!یادش بخیر
آدم چشمشو که وا میکنه میبینه یه سال دو سال و...
گذشته!بازم مرسی...خدا تو را حافظ

سلام سلام
باورم نمیشه من آزاد قبول شدم.شاید شمام مثل بابام بگین آزاد مهم نیست سراسری مهمه
اما واسه من مهم اینه که پیش رو نخونده بودم و با اطلاعات سه ساله رفته .شایدم واقعا اون قدر ظرفیتا رو زیاد کردن که همه قبول میشن
به هر حال من قبول شدم!
امید وارم شمام امسال خبر قبولیتون (به بهترین شکل ممکن)رو بزنید اینجا
دوستون دارم

سلام آقای نجف زاده
امیدوارم همیشه موفق باشی .
می خواستم حضور خودم رو در عرصه وبلاگ های خبری اعلام کنم.
خوشحال می شم اگه وقت کنی و یه سری به وبلاگ من بزنی و واسه پیشبرد کارم نظرات خوبت رو بگی.
با تشکر
حاج آقا

سلام..... لعنت به همه چیز.... دلم میخواد بایکی حرف بزنم.... ولی کسی رو ندارم.... شاید هم به کسی اعتماد ندارم..... به دیدنم بیا.... اگه دوست داری در جهنم رو ببینی.... آره در جهنم.... من از این در عکس گرفتم.... نترس... تازه شباهت اون در با انسان رو نوشتم.....

موفق باشی.....

سلام. خوبي؟ انگار زندگي خيلي فشار اورده. مواظب باش داداش يهو افسرده نشي. از زندگي لذت ببر. با درست حال كن، با خبرهات، با وبلاگت، با موبايلت ... قراره فقط خوب اين جا را بگذروني ... خيلي زود تمام مي‌شه.
چرا يه بار از وبلاگ گزارش تهيه نكردي؟

x:

سلام اگر میشه در مورد رفتن امام جمعه ی دزفول و حواشی اون گزارش تهیه کنید. مردم دزفئل متشکر هستند

چرا اينقدر جنس لحظه ها تو اين روزا برا همه يكي شده !؟ و تنها خوبيش اينه كه وجود دردهاي مشترك كمي راحت تر بشي و بديش هم اينه كه درجه اهميت موضوع يا به قول شما اولويتش كم باشه و گاهي از بين بره!!!!

فاطمه:

میشه من هم داداشی صدات کنم ؟

داداشی من 15 سالمه وایمیل وسایت هم ندارم !!!!
باور کن .
حالا راستش من اصلا نمی دونم الویت هام چیه . شاید چون نمی دونم هدفم چیه .نمی دونم می خوام چی کار کنم .
ولی باز هم مثل همیشه حرف هات یه جرقه توی ذهن آدم می زنه .دعا کن این جرقه ها یه روز چراغی روشن کنند.
دست حق نگه دارت ! ( آبجی فاطمه)

آدميزاد:

آسمان رقصيد و باراني شديم/ موج زد دريا و طوفاني شديم/ بغض چندين ساله ما باز شد/ يا علي گفتيم و عشق آغازشد /يا علي گفتيم و درياخنده كرد/ عشق ما را باز هم شرمنده كرد

سلااااااااااامممممممم..
من هنوز ارتباط متن رو با عنوان(قمارباز) درك نكردم!!!
بنظر من زندگي ارزشش بالاتره اينه كه اسم قمار روش بذاريم..
اون عكس اول سايت خيلي تامل بر انگيزه..(عكس خودتون رو ميگم!)
موفق باشين..
خدانگهدااااااررررر...

اين يعني بي توجهي به اولويت ها...
كه كلي درس داشته باشي ولي بياي اينجا واسه خبرنگار محبوب نظر بدي...

مصطفی:

سلام. چرا بچه های هنرستان این همه مظلوم ان؟
جان من یه بار تو تلوزیون بگو....

حالا مي پرسين چرا مظلوم؟ چون اينهمه كه از رشته هاي نظري حرف مي زنن از رشته هاي فني حرف نمي زنن. انگار فقط اونايي كه نفرات اول نظري شدن، نخبه هستن! يا فقط اونايي كه رشته هاي نظري رو قبول شدن ميرن دانشگاه!
یه کی بگه جواب کنکور فنی کی می آد.....

سلام آقای خبرنگار عزیز
خوشحالم که وبلاگ شما را هم پیدا کردم.موفق باشید.
با کمال افتخار لینکیدمتون.
بای

سلام....چطوری کامران جان ؟
من هر وقت با دوستام میرم بیرون اونقدربهشون میگم
من باید تا30/8 خونه باشم که دیوونه شون میکنم
دیروز زنگ زدن و برای تولد دعوتم کردن گفتم نمیتونم بیام یه عالمه کار دارم گفتن باور کن تا 30/8 خونه ای ...!
چه خبرا دیروز تو بیست و سی نبودی!وقتی نمیای نگران میشم نمیدونم چرا اما خوب!
فردا احتمالا نتونم بیام تو نت ....اما تو بیا یه سر به وبلاگم بزن یه مطلبه طنز جالبیه....ببین بیا دیگه....اگه بیای نمیدونی که چقدر خوشحالم کردی!پس منتظــــــــــرتم!!!
خداتو را حافظ...

درووووووود!
امروز 18 شهريوره!
18 شهريور !
سالمرگ جلال اهل قلم گرامي!مردي يگانه كه نه نيمه ي پنهاني داشت و نه سنگي بر گور خويش!

masih:

سلام, این اولین باری است که در وبلاگ شما نظر می دهم آخه خیلی برام جالب بود شما هم دغدغه ای مثل من داشته باشید ,دغدغه انتخاب بین کتاب !!خواندن و ارشد گرفتن , تنها فرقمان این است که من یک کتابدارم و شما یک خبرنگار . موفق باشید . اگه به نتیجه رسیدید من را هم راهنمایی کنید , فقط خواهش می کنم لیوان را آنقدر پر نبینید که بگید هردوتاش با هم, چون من کارمندم و وقت هر دوتاش را ندارم . موفق باشید

fatemeh:

salah
bare avale site shoma ro mikhunam
kheyli donbal in budam bahatun tamas dashte basham
manam masalan ye ruz khabarnegar budam
halohavaye shoma ba mizetuno khub mifahmamm
vali bahatun mokhalefam manm tu hamchin sharayeti olaviyatamo shenakhtam raftam peye dars va lan migan lisans hesabdari darm
kash un ruz hich vaght olaviyatamo nemishnakhtam chon ba raftanam az mashhhad be daneshga delam vase khbarnegari ke a bachegi asheghesh bu tang shod
agha kamran khoda harchi vase ma bekhad hamun behtarine

mina:

رفته بودم کتابفروشی کتاب بخرم توی بخش مولانا شناسی کتابفروشی با یه دختر تقریبا 21 -22 ساله آشنا شدم چون هم عقیده بودیم بعد کار من تمام شد و کتابام داشت صورتحساب میشد که یهو دختره اومد و از راهنمای بخش ادبی پرسید :کتابای کامران نجف زاده رو دارید؟مرد سرچ کرد دید موجود نیست ،گفت چی کارست دختره گفت خبرنگاره من بهش چشمک زدم و گفتم شما هم؟گفت نه می خوام کتاباش و ببینم چه جوریه اون می خواد بشه ((ابراههیم نبوی)).منم گفتم کامران می خواد مثل خودش باشه و بشه. اونم یه پوسخند زد و رفت.حالا راس راسی می خوای بشی نبوی؟هرجند مطمئن نیستم نظرمو بزاری.اما حیرانم...

سلام دوست خبرنگار !


از صمیم قلب امیدوارم شاد و پیروز و سربلند باشید

به نام خداي مهربانم...
.
الان روي ميز من يك مشت حسرت،يه چند ورق بغض و دلتنگي،يه بغل غم و يه دنيا تنهايي و سكوته....
چيزايي كه منو همراهي ميكنن همينا هستن،همراهان هميشگي من...آره منم گاهي اونقدر با وسايل و خرت و پرتهاي اتاقم حرف ميزنم كه مخم سوت ميكشه....خودشون هم از دستم خسته شدن...
راستي خوش به حالتون كه وقت كرديد يه چند تا كتابي كه دوستش داريد و چند بار بخونيدش(با اين همه كار)..
ولي من هميشه واسه هر چيزي وقت كم ميارم...
نمي خوام زياد حرف بزنم...مي دونم نوشته هام خستتون ميكنه...ولي شما به بزرگواري خودتون ببخشيد منو...
پس فعلا"...
دوستدار هميشگيتون...پائيز.

سلام. این اولین باره که میام اینجا.
خوبه . موفق باشید

سلام
خسته نباشید
ما هم آمدیم
تو چی؟
شب خوش

سلام ... من به طور اتفاقی با وب شما آشنا شدم ،واقعاُ زیباست مثل اجراتون.اگر مایل بودید به وب من سر بزنید و فقط انتقاد کنید دوست دارم با کمک شما آن را جذابتر کنم.دوستدار شما... پریسا

سلام اقای نجف زاده
این وبتون به ادم حس خیلی خوبی میده حس تازه شدن در هوای حرفهای یک خبرنگار محبوب من شخصا بهتون خیلی ارادت دارم
منم فکر ارشدم دلم واسه روزهای دانشگاه یه ذره شده 1سال گذشته ولی وقتی یاد دانشگاه و دانشکده خوشکلمون میوفتم کلی غصم میگیره من دنبال این حرفا نیستم ببینم مدک به درد میخوره یا نه من ففط دلم واسه4فصل خوشکل دانشگاه بهشتی تنگ شده.باورتون نمیشه برا همینه که امسال میخوام بخونم ایشالا شما هم قبول شید
التماس دعا

محمدرضا سرشار:

چه قلم شيوايي داري . روان و نيكو مكتوب ميکني . يا علي

محبوبه قديمي:

ba in hame ketab baraye khandan hagh dari vaght nakoni nazarat ra dorost bekhani .movafagh bashi

بازم سلام.
هر بار که بهت سر می زدم شاید به این بهانه برات کامنت می زاشتم که تو هم برام کامنت بزاری
(اینم از عادت بد ما آدمای امروزی ...اخه بد جوری توقعی شدیم).
از اونجایی که صبر زیادی ندارم بعد از یه مدتی فقط نوشته هاتو خوندم ودیگه برات نظر نزاشتم . شاید تو این همه جمعیت که برات کامنت می زارن اصلا و ابدا بود و نبود کامنت من برات مهم نباشه .
اما حرفم اینه که دیگه نمی خوام یه روزی بشه که از نا امیدی دیگه حال خوندن نوشته هاتم نداشته باشم . می دونم که اینجور آدم و مخاطب به درد لای جرزم نمی خوره و اصلا برات مهم نیست که این مخاطبی که فقط به ظاهر برای منافع خودش میاد اینجا پس بهتره که اصلا نیاد ولی مهم اینه که ما همین طوری که هستیم می خوامت . تو رو نمی دونم؟
ولی باور کن که تهش همه ی این حرفا که زدم شاید فقط برای تحریک احساساتت بود که پا بزاری تو وبم . نمی دونم چقدر احساساتی هستی اما خداییش من یکی انقدر بی معرفت نیستم که برای خودم دیگه نوشته های خبر نگار محبوبم رو نخونم یا براش کامنت نزارم .
هنوز امیدوارم و منتظر (!)
می خوام که قبل از سال تحصیلی جدید و آخرین سال مدرسه ایم که دیگه با همه خاطرات قشنگش باید ببوسیشو بزاریش لبه طاقچه دل نوشت تو رو تو وبلاگم ببینم و با یه انرژی مظاعف این سال سرنوشتو شروع کنم.

ناصر:

سلام آقاي نجف زاده
من يكي از طرفدارهاي سرسخت خبرهاي شما و خود شما هستم نمي دونم چرا ولي كلا با بقيه فرق داري خيلي باحات حال مي كنم
كاش ميشد با شما از نزديك حرف ميزدم

خوشحال ميشم اگه جوابمو به ايميلم بفرستي
dr.yakoza@gmail.com

اميدوارم هميشه موفق باشي

Anonymous:

سلام اقاي نجف زاده . نميدونم چراباهات حال ميكنم نميدونم به خاطر سبك اجرات . به خاطر صداقت يا چهره مظلوم و دوستداشتنيد . يا همين طوري الكي با هات حال ميكنم ولي اينو خوب ميدونم كه مردم ما خيلي باهوش شدند وفرق رل بازي كردند وصداقت ذاتي رو خوب از هم تشخيص ميدن موفق باشي .

فريبا:

سلام و مرسي از متن جالبت بخصوص جمله آخرت كه در مورد خودم متاسفانه خيلي اتفاق مي افته!!!

سلام
فقط خواستم بگم موفق باشي

سلام خسته نباشيد خيلي جالب بود درسته من كه هميشه اولويت هام در آخره

hossein ahmadian:

سلام آقای نجف زاده
امشب گزارش صوبتای آقای کروبی رو از شما دیدم
آقای کروبی همش به اصلاح طلب ها انتقاد نکرد.
نصف انتقاداتش برا رییس جمهور بود.
کاش تو گزارشتون خدا رو هم می دیدین یا اصلا تهیه اش نمی کردین.
آخه فکر می کنم فقط تو هستی که گزارشات برا مردمه.
البته زندگی هم...

محمد:

اين که خوبه! گاهي اوقات آدم خودش رو هم فراموش مي کنه چه برسه به ...!

سلام
تازه شدی مثل خومممممممممممممممم
کاش این کتابهای توی کتاب خونه برای مدتی تنهام می ذاشتن تا من هم کمی به کتابهای درسی و کنکور ارشد برسم ....

Jimmy:

نمیدونم همه تو این مملکت اینقدر یخ کردن و عقلشونو از دست دادن اینطوری نظر میدن یا اینکه نه همه یخ نکردن نظرا فیلتر میشن.برای من که این حرفا بازی با کلماته مثله یه مازه بی سرو ته میمونه.

سلام
کتاب
چای
کاغذ
زندگی
نقطه اش را کجا بگذارم...؟

من هستم و افکاری که همه می خوانند و هیچ کس نمی فهمد
و اما تو
تویی و هزاران فکر مرده ی هوشیار که هر روز تورا از قلاب برعکس شده ی سئوال آویزانت میکنند..

موفق باشی

امیر کریمی:

سلام
جناب آقای نجف زاده
این اولین باری است که به سایت شما وارد شده ام و آن هم به توصیه همسرم . هر وقت گزارشات خبری شما را می بینم آنقدر با احساس و راحت حرف می زنید که همیشه بعد از پایان گزارشتون من دارم با سر انگشتام اشکامو پاک می کنم . آقا جان دنیای گزارشگری خبری رو تو ایران متحول کردی و از این بابت بهت تبریک میگم . ایول به گزارشگرای دیگه هم که نه تنها زیر آبتو نزدن بلکه اومدن و با الگو برداری مناسب از شما گزارشدهی خبری به مردم رو با رنگ و لعاب نجف زاده ارائه دادن که این یعنی تعالی در زندگی . همیشه خواهان و آرزومند موفقیتت هستم . یا حق

احسان:

سلام
خوب زیراب مجری های 20:30 رو زدی ها
گزارش ات خیلی قشنگه اینو جدی میگم

سارا:

اقاي نجف زاده قلم زيبايي داريد
ولي چرا گالري عكستون باز نميشه

سلام اقای نجف زاده یه خسته نباشید حسابی هم پشتوند اون سلامه خدمتتون عرض میکنم
هر چه فکر کردم متوجه ارتباط عنوان این مطلب با خود مطلبتون نشدم اگر ممکنه راجع به این موضوع هم یه توضیحی بدین (نمیدونم...شایدم من از بس که افتاب خورده تو کلم قدرت هضم این مطلب رو ندارم)
واسه من افتخار بزگیه اگه بیاین وبلاگم از شما به خاطر همه گزارشوتونم سپاسگذارم(من ادم رسمی نیستم ولی به ان خاطر گفتم سپاسگذارم و نگفتم متشکر چون از نفوذ زبان عربی تو زبون ملی کشورم واقعا متاسفم گرچه خود من هم تو حرفام خیلی کلمات عربی هست اما خب از همین جاهای کوچیک میتونیم برای حذف کامل کلمه های عربی از زبون فارسی شروع کنیم)
روز به خیر

دربه در:

سلام آقای خبرنگار پرکار و موفق.
خبرهاتون هم مثل نوع گفتارتون یکه یکه.
خسته نباشید.
من توسط یکی از دوستان خوبم(سوم جولای) با وبلاگ شما آشنا شدم.
ازش ممنونم.
راستی اگه دوست داشته باشید میتونم صبح روز کنکور ارشد از خواب ناز بیدارتون کنم.البته اگه عادت نداشته باشید که توی سر ساعتتون بزنین یا اون رو از پنجره بندازین بیرون!!!
در هر حال ....باز هم به نوشته هاتون سرک میکشم.البته اگه اشکالی نداشته باشه.
موفق باشید.
امضا:
دربه در

shabnam:

سلام . خیلی بی معرفتی !!!

هنوز نرفتی نقاشی کیان رو ببینی ؟ ؟ ؟

تو اگه جای من بودی و عکس یکی از عزیزترین کسانت رو نقاشی میکردی
ولی اینطور نقاشی ات بی حرمت می موند ؛ چیکار می کردی ؟

فکر می کنی زندگیت به اندازه ی ترک خوردن یک نقاشی ، دقیق می شد ؟

سلام....
یه خبر….
هر چند فک می کنم شما خودتون خبر داشته باشید….
احمد رضا عابد زاده تازگی رستوران باز کرده…جاده قدیم تهران یعنی خیابان دکتر شریعتی به طرف میدان تجریش….FAST FOOD اسمشه.....گفتم یه موقع هایی طرفدارش بودید و شاید ندونید و من بهتون بگم ذوق کنید.....
دوستتون دارم....پائیز


سلام....
می خوام رو نوشته هام خوب فک کنی.....می دونی می خوام از خودت بگم....این که...ناراحت نباید بشی....این که تو فقط به فکر خودتی ......وقتی یه آدم معروف میشه و یه ملت بهش فک میکنن باید غیر خونوادش به مردم هم فک کنه....خودت می دونی که سوژه هات بدون وجود مردم هیچ ارزشی ندارن... اصلا" اگه این مردم کارهاتو تحویل نمی گرفتن تو.....الان هم که محبوب شدی بیشتر تحویلت میگیرن... البته خودت هم میدونی همه ی اینها رو مدیون مردم هستی.... من گاهی اوقات میام وبت و به وب خیلی از هوادار هات هم سر زدم.....تو هم به وبشون سر میزنی؟؟؟؟؟خوب کسی که خربزه خورده پای لرزش هم باید بشینه..... من تا حالا ندیده بودم این همه آدم طرفدار یه خبر نگار بشن.... و وبتو هم که هیچ وقت از نظر هاشون خالی نمیزارن....فک کنم باید یه پستت و به قدر دانی از اونا اقتصاص بدی.....لا اقل این کارو که میتونی بکنی؟؟؟؟؟می دونی شاید سایتهای بزرگترین فوتبالیستها و قهرمانهای دنیا مث وب تو بازدید کننده نداره....البته چیزای مفیدی هم نمی نویسی ها....نمی دونم.....من وبتو دیدم خیلی متعجب شدم.... مردم خیلی دوستت دارن...قدر این لحظه ها رو بدون.....تو یکی از پستهات هم که نوشته بودی که می خوای کارتو ول کنی....هوادارهای بیچارتو که خوشحال نمی کنی هیچ،زجرشون هم که میدی....به هر حال....حس گفت و گوم با تو گل کرد و اومدم واست بنویسم.....
من رفتم....خدا نگهدار....

یوسف:

پاینده ایران
درود به شما جناب کامران خان عزیز...راستش اینقدر اتفاقی این سایت رو پیدا کردم که خدا میدونه...من طرفدار شما هیچ وقت نبودم!!!! میدنید چرا...چون یه روز اینوری خبر میدید یه روزم اونوری...البته قبول دارم که موندن و مطلوب بودن تو اون فضا و اون سازمان نیاز به خبرایی هم داره که به تایید و خوش امد روسا هم برسه.نمیدونم اصلا حرف منو باور دارید یا نه ولی من اینجوری فکر میکنم.ولی در کل چون خیلی ساله دورادور میشناسمتون میدونم که درست زحمت میکشید و با چه زحمت هایی به اینجا رسیدید.اینش زیبا و قشنگه که کسی با تلاشش به موفقیت برسه.خوشحالم سیل طرفدارای فراوونی دارید.شاید منم یه روز به این سیل پیوستم .شایدم شما زحمت میکشید منم گفتم که بدونید توقع ها چقدره...ازاد اندیشی خیلی سخته.یه جمله رو هم دوست دارم بهتون تقدیم کنم که همیشه یادتون بمونه....
همه انسانها برابر افریده نشده اند،
اما همگی انسان افریده شده اند.

reza:

_________@@@@@@@@
________@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@______@@@@@___________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________@@@@@@@@@_______@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________@@@@@@@@@___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@@________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
_____________________@

اخ اخ اخ دست رو دلي گذاشتين كه خونه منم دقيقا الان بايد ژان كازنو و بقيه كتابهاي كنكور رو بخونم ولي بد بختانه هر چيزي ميخونم جز همين كتابهاي درسي . كاش يكي بود ميزد تو گوشك توبه ميكردم مينشستم سر درس

shabnam,:

سلام .


راستی . من مشهد هستم. نمی تونم کاری بکنم برای اون خانواده .
کاش یک شماره حساب بود که توی اون پول می ریختیم . نمی دونم والا عقلم به جایی نمی رسه .

مواظب خودت باش .


من ته کلنجارم

انقدر با خودم کل کل میکنم

درس میخونم دلم برای نوشتن و کتاب ها تنگ میشه .......مینویسم وکتاب میخونم عذاب وجدان میگیرم........هی میگم یک سال بخون یک عمر بنویس وبخون ....باز میگم الان عشقم رو بذارم زیر پام .......یه ساله دیگه .......خوب له میشه ......بعد بلند میشه ......آخه دلم نمیاد ......عقلت چی میگه .....پس تکلیف احساسم چی میشه .....عقل درست تره ....کی میگه اگه من حس ناموفق بودن داشته باشم عقلم میخواد چکار کنه .....همه کار .......راس میگی ....ولی .....دیگه ولی بی ولی.......


اگه دوست داشتین به من کمک کنید .تا دانشمند و نویسنده خوب آینده ایران دیوونه نشده.

مولود:

سلام اقای نجف زاده
میشه در مورده همین هوس های بی موقع ادما یه گزارش تهیه کنید اخه من خیلی زیاد به این حالت دچار می شم و همیشه هم باهاش مبارزه میکنم یعنی علی رغم میلم خیلی بهش توجه نمی کنم
این خیلی بده؟؟؟

سلام آقای خبر نگار
قبلا از خودتون شنیده بودم وبلاگ دارین ... از شما چه پنهون کلی هم دنبالش گشتم ... تا بلاخره پیداش کردم ...
از شکل گزارشاتون معلوم بود خوب می نویسید ... برا همین وقتی اولین بار به وبلاگتون اومدم خوشحال شدم اما چیزی غیر از انتظارم ندیدم.
راستش یه جورایی منم شبیه شمام ... یعنی دوست دارم برا کنکور بخونم اما نمیشه ... شاید بشه گفت این رقابت دل و عقله که متاسفانه کم پیش میاد عقل پیروز بشه .
می دونم به وبلاگ من سر نمیزنید ... یعنی اگه خودتون هم بخواین وقت نمی کنین ... مخصوصا با وجود این همه وبلاگ که همه انتظار دارن ... اما خب با اجازه وبلاگتون رو لینک می کنم.
تو کارتون موفق هستین ... امیدوارم روز به روز بهتر بشین.

shima panahi:

salam
man emrooz shoma ro az barname mahe asal shenakhtam.
movafagh bashin.
nazarate ghashangi dashtid.
mer30

به خدا نمیدونم چی بگم. اکا باید بگم ... شاید یه هوس بی فایدست که مثل خوره به جونم افتاده هوس گفتن....

بسيار جالب بود

مطهره:

سلام
کتاب نامه های عاشقانه یک پیامبر پائلو کوئیلو رو بخونید خیلی باحاله.....
مرسی.بای

amir mv:

سلام به کامی خبرنگار،
مطالبت هم مثل خودت رنگ و بوی انار داره،در عین سرخی با صفاست.

عاطفه:

salam aghaie najaf zade
khaste nabashid!!
toro khod ye khorde ham ke shode be ma posht konkoreiaie karshenaseie napeivastekomak konid
in hame darbare konkoraie dige sohbat mishe vali hich kas be fekre ma nist!!
toro khod beporsid ma aslan takmil zarfeyat darim ya na????
khaheshan javaab bedid
pishapish az zahamateton mochakeram!!!

آنکه هست:

سلام.
1ماهه می گم یادم باشه 1 سری به سایت شما بزنم...
2ماهه کاغذ و رنگ و قلم موهامو میزارم دم دست... 3ماهه کتاب داستانای مینی مالیستی می خرم....
4ماهه دنبال 1 تهیه کننده برای یه مستندم...
5ماهه تلاش می کنم 1 بار قرآن وبا معنی ختم کنم...
6ماهه به پایان نامم فکر می کنم...

7ماهه دلم می خواد1 فیلم درست حسابی ببینم...
.
.
.
اینا رو ولش کن جین آنوئیل می گه: چیز ها هیچگاه آنگونه که هستند نیستتند. آنها همانند که ما تصور می کنیم.
کاش خودمو بی انتها تصور می کردم!

s:

سلام
لطفا در مورد ورودیهای کارشناسی سال 86 دانشگاه سراسری که سهمیه روزانه آنها را به فرهنگیان همیشه در صحنه تقدیم کرده اند گزارشی تهیه کنید و ما هم که این سهمیه حق ما بود هم اکنون باید در شبانه ثبت نام کرده و ترمی 300 - 400 هزار تومان از پدران بازنشسته ای که فقط 200 هزار تومان حقوق میگیرند برای پرداخت شهریه بگیریم .

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در September 1, 2007 5:14 PM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت اين sms اومده برام.... بوده است.

ارسال بعدی این سايت تلافي ها است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.