قبل از جام جهاني بود.
بالاخره آن روزها همه تشنه خبر بودند و هر سوژه اي بزرگ مي شد. در جلسه تمرين تيم ملي در هنگ كنگ، دو تيم به دو گروه تقسيم شدند كه يك گروه را ايويچ تمرين ميداد. درجريان بازي، "م" دو سه بار روي پاي "ا" محكم تكل رفت. بارآخر "ا" كه فكر ميكرد "م" زيادي خشن بازي ميكند، به سمتش هجوم برد.
اين اول ماجراست. چندلحظه بعد صدايي شنيده شد. چيك چيك! اين صداي دوربين يك عكاس بي مزه هنگ كنگي بود كه از صحنه حملهور شدن آنها به هم عكس ميگيرد. هرچه التماس ميكنند كه عكس را پس بده به گوشش نميرود كه نميرود. حتي مسئولان تيم ميخواهند او را تحويل پليس بدهند به جرم اينكه نبايد از تمرين ما بدون اجازه عكس برداري ميكرده! ولي پليس سرش شيره ماليده نمي شود.
عكس ايكي ثانيه بعد در روزنامههاي ورزشي خودمان چاپ ميشود. ريشه ماجرا به يک "دوست" مشترک بر ميگردد.
چندماه بعد هم در اردوي تيم ملي علي و رضا به پاي هم مي پيچند. اول علي مقصر بود. رضا تكل ميرود. و علي به او مي توپد. رضا هم جوابش را مي دهد. ولي وقتي قرار مي شود دونفر روي هم را ببوسند و از هم معذرت خواهي كنند يكهو رضا با «كله» مي زند به... ماجرا به گلايه اي مربوط است که علي از رضا داشت. رضا مي داند بعد ازبازي ملبورن شب در اتاق هتل چه کرد که تمام آدم هاي به اصطلاح اخلاقگراي تيم ملي کرک و پرشان ريخت.
داريوش از آلمان ديپورت مي شود. مسايل اخلاقي... "م" تيتر يک روزنامه بيلد ميشود. دختر يک پروفسور معروف آلماني مقيم آلمان عکسي از سونوگرافي و کودکي که ادعا ميکند فوتباليست ايراني پدرش است انتشار داده. همسر "م" تاپاي طلاق ميرود.
شهلا از اعتياد وحشتناک معشوقهاش گفته و اينکه شبها يواشکي در تراس اتاق خواب ناصر و همسرش ميخوابيد و تا صبح همسر خدا بيامرز ناصر را لعنت ميکرد... ناصر در اعترافاتش از خانههاي تيمي بچه معروفهاي فوتبالي گفت...
... يا مثلاً شوخي دفاع بلندقدي با يك مهاجم در اردوي تيم ملي و خوراندن يك محلول سوزآور(!) به وي به جاي آب، باني كتك كاري مشتي ديگري شده بود پيش از اين.
چندوقت پيش دکتردندانپزشکي که سرپرست تيم ملي شده بود و ميخواست دندانهاي شهوت رابکشد باحقايقي روبرو شد که ترجيح داد براي حفظ حيثيتش هم که شده استعفا بدهد...
همه جاي دنيا همين است. بکهام را هم که دنبال مي کنند سر از راز و رمزهاي صورتياش با مانکنهاي اسپانيايي در ميآورند.
اما در فوتبال ايراني لااقل اگر فوتبال بازي کردن بلد نيستيم؛ لااقل اگر قرار نيست 11 تاملاصدرا از اين چمن سبز به جامعه تحويل بدهيم... ديگر خيلي خنده دار است که حتي حق نقد ژورناليستي حوزههاي عموميشان راهم نداشته باشيم. من اعتقاد دارم حوزه خصوصي آدم ها نبايد محل تازاندن پاپاراتزيها بشود... بخاطر همين با اينکه اينها را ورزشي نويسها بارها و سالها منتشر کرده اند باز دودل بودم.
¤ ¤ ¤
مل بروكس فيلمي دارد به نام ترس از ارتفاع كه هجويهاي است بر سرگيجه هيچكاك، ما هم بدمان نميآيد كه هجويهاي بنويسيم بر اين فوتبال شعبانقلي خاني!
نظرات (125)
سلام
موسسه ایمان هنر از شما به خاطر تهیه خبرهای جذاب تشکر می کند
ارسال شده توسط موسسه فرهنگی هنری ایمان هنر | July 31, 2007 3:26 PM
ارسال شده در July 31, 2007 15:26
سلام كامران. چرا نگفتي چندسال پيش از ايويچ و هنگ كنگ اش "ر.ش" كه اميد آينده و حال آن موقع مان بود از وقتي رفت تركيه يادش آمد فرقش را اگر از وسط باز كند بيشتر بهش مي آيد ؟... و صورتي هاي بيشتري از آن موقع به بعد اطراف قهرمان قصه ما جمع شدند و سر از تركستان برايش در آوردند ! يا "م.م" آن بچه مومني كه كه ايكاش نمازش را بين دونيمه بازي با رم نميخواند ملت ببينند ! و حالا ابروهايش مطمئن باش از همين صورتيها نازك تر است و خودش در كشوري نازكتر پائين تر از خليج ... يا همين چند وقت پيش "م.خ" خودمان كه گندش هنوز در شهرك غرب بروي به مشام ات ميرسد. اگر بلوتوث داشته باشي چيزهاي ديگري دارم برايت !!!
ارسال شده توسط حميد محمدي | July 31, 2007 3:52 PM
ارسال شده در July 31, 2007 15:52
سلام!
[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]
چـــــــــــــــــــــی شد؟؟؟
به جون خودم از اون همه که نوشتی دو خطش هم نفهمیدم!
چی میگی؟
"ا"
"م"
شهلا
علی
رضا
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا آخه یه ذره فکر ما رو هم بکن دیگه!
یه ذره زیر لیسانس حرف بزن ما بفهمیم جریان از چه قراره!
روراست میگم آپ ایندفعه به نظرم سر و ته نداشت!
شاید هم من نفهمیدم؟
قاطی کردم!!!
یکی ما رو روشن کنــــــــــــــــــــــــــــه
لطفا.
ارسال شده توسط ماجده | July 31, 2007 3:55 PM
ارسال شده در July 31, 2007 15:55
سلام کامران عزیز
بازم اومدم تا یه وقت ضدونقیض کم نیاری !!!
ولی خوبه خوشم میاد گزارش های جدیدت خیلی عاليه
یعنی از آقای رئیس جمهور و طرح هاش تعریف و تمجید نمیکنی .
مخصوصا اون گزارش که گفتی یه لقمه رو باید 17 بار دور سرآقایون هیئت دولت چرخیده بشه تا یه قنون ساده به نفع مردم تصویب بشه و ...
بی خیال
درباره تیم ملی و پشت پرده و ... هم با این که شدیدا طرفدار استقلال و آقای قلعه نویی هستم ولی احساس میکنم امیر خان یکمی مغرور و کم تجربه است که ایشالله درست میشه ولی نباید الان همه گناهان رو گردن امیر قلعه نویی انداخت
خدا رو خوش نمیاد
اگه همون پنالتی گل میشد الان همه به به و چه چه میکردن و میگفتن عجب مربی جوون و خوبیه حالا ...
ولی به نظر من اصلی ترین عامل حذف تیم ملی همون طور که در وبلاگم نوشتم علی دایی بود !!!
البته نقش استاد اسدی رو اصلا نباید نادیده گرفت !!!
موفق و پیروز و ضدونقیض باشی
منتظر گزارش های متفاوت تر شما هستیم !
ارسال شده توسط ضدونقیض | July 31, 2007 4:07 PM
ارسال شده در July 31, 2007 16:07
har che begandad namakash mizanand.....vay be ruzi ke begandad namak.............
ارسال شده توسط reyhan | July 31, 2007 4:13 PM
ارسال شده در July 31, 2007 16:13
salam.che ajab matne jadid erae shod. be har hal khub bud. khaste nabashid.
ارسال شده توسط mahla | July 31, 2007 4:13 PM
ارسال شده در July 31, 2007 16:13
+=30+20
ارسال شده توسط هادی | July 31, 2007 4:17 PM
ارسال شده در July 31, 2007 16:17
واي با اين بك گراند تازه اپ كردنت بيشتر مي چسبه!
ارسال شده توسط پت | July 31, 2007 4:28 PM
ارسال شده در July 31, 2007 16:28
سلام
نميدونم چي بگم!كاش به اندازه ي يه ارزن، واسه ي خودشونو و ملتشونو مملكتشون ارزش قائل ميشدن و دست از كارهاي خلاف اخلاقشون بر ميداشتن... قهرماني پيشكششون!
ارسال شده توسط مامي | July 31, 2007 5:10 PM
ارسال شده در July 31, 2007 17:10
حالم بده
ارسال شده توسط مهدیا | July 31, 2007 5:16 PM
ارسال شده در July 31, 2007 17:16
سلام
آقای نجف زاده واقعا دیگه خسته شده بودم از اینکه اینجا بیام و ببینم آپ نکردین ، ولی الآن که دیدم آپ کردین خوشحال شدم.
در مورد مطالبتون باید بگم که خوب بود ، یه کوچولو حسه ژورنالیستی می خواست تا آدم بفهمه آخرش می خواین به کجا برسین که خدا رو شکر اون حسه بود.
جالب بود نحوه ی نوشتنتون با دفعات قبل خیلی فرق می کرد انگار دلتون حسابی از یه جایی پر بود و جز اینجا جایی نبود برای...
درسته نوشتین "ا"و"م" و ...ولی فکر کنم بیشتر اونایی که میان اینجا بفهمن کیا رو میگن، غیراز ...
بی خیال ، فکر کنم اینجا تمومش کنم بهتره ،چون شما که وقت ندارین ،وقت ندارین برا خوندن نوشته های بلند و طویل من اما اما چون بلند نوشتین باید بلند جواب داد وگرنه....
هیچی اگه وقت(وقت) کردین یه سری بزنین ؛ به وب پایین وبیا(برگرفته از واژه ی پایین شهریا) بقیشو ننویسم بهتره الآن "فرهنگستان" و جناب حداد میان گوشمو می گیرن که چرادر کار اونها دخالت کردم، واژه اختراع می کنم!!!.
علی یارتون ، یاعلی
_________@@@@@@@@
________@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@_____آپ کردم __________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________منتظر حضور گرمتون___@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________ هستــــــــم ___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@______ ____@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
@www.rostamlou.blogfa.com
ارسال شده توسط رستملو | July 31, 2007 5:35 PM
ارسال شده در July 31, 2007 17:35
پس دستها را بالا بردن و سجده شكر و پارچه سبز و ذكر يا زهرا و سربند يا زهرا و100 صلوات ونوشته زيرپيرهن يا علي و نماز در رختكن وكشتي نجات و يا علي و .............................................................................
بعدش هم سرود اي ايران و قهرمانان و جشن نيمه شعبان و ..................... يعني كشــــــــــــــــــــــــــــــــك؟؟؟؟؟؟؟
اينها را چه كسي اينگونه به مردم معرفي كرده ؟؟؟؟؟؟؟؟
ص و س يا ....................... ؟؟؟؟؟
از كي بايد خرده گرفت ؟؟ آن جوان كه از نمازش مي گذرد، به خاطر ديدن الگوي اخلاق ورزشي و مدل آخرين مدل مو ياآن دختري كه ديوار اتاقش پرشده از عكسهاي ن ، م ، ر ، و ..........
ارسال شده توسط محمد علي شفيعي | July 31, 2007 5:43 PM
ارسال شده در July 31, 2007 17:43
سلام وقتی این رازهای سیاه ادم ها رو می شنوم ترجیح می دهم کر بودم وقتی درون پر از شهوتشون چشمم رو می زنه ارزو می کنم کاش کور بودم ولی وقتی به این فکر می کنم که هنوز هم ادم های سفید و پاک وجود دارند فریاد سپاسم از خدا بلند می شه.... و اینکه خدا را شکر که لال نیستم!
حقایقی که نوشتین خیلی تلخ بودند... ولی ممنون!
ارسال شده توسط فاطمه | July 31, 2007 5:47 PM
ارسال شده در July 31, 2007 17:47
کامران این دیگه چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من که مثلا از فوتبال خیلی سرم میشه و تازه اکثر لیگهای خارجی رو هم نگاه میکنم گند زدن بعضی ها رو فقط تونستم بفهمم.....
واضح تر مینوشتی بهتر نبود؟؟
این چند وقته خیلی فوتبالی شدی!!!جوگیر شدی ها!!!
میگم اینا رو ول کن .اگه به فوتبال ما بها بدهی فردا پر رو میشن .
فقط دلم خیلی به حال رشته های دیگه ی ورزشیمون میسوزه.تا چند ماهه دیگه هنوز از این جام ملت ها حرف خواهند زد ولی جایگا سوم والیبال ایران در جهان کم ارزش تر این فوتبال لعنتی است ...
بیچاره ان پول هایی که خرج اینان میشود.......
ارسال شده توسط ***maryam*** | July 31, 2007 5:54 PM
ارسال شده در July 31, 2007 17:54
سلام
این مطلب شما با بقیه فرق داشت
فکر کنم تفاوت به لحاظ نوع نگارش بود
دوست دارم تو کار شما دستی داشته باشم
از بچگی عاشق دوبله بودم اما دستم به جایی بند نیست
می تونید بهم کمک کنید
؟
یا علی
ارسال شده توسط Farhad | July 31, 2007 6:18 PM
ارسال شده در July 31, 2007 18:18
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما که نفهمیدیم چی شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط azad | July 31, 2007 6:23 PM
ارسال شده در July 31, 2007 18:23
حقا كه يه دونه اي ! خوب بود . البته مي شد از بر و بچ ورزشي بيشتر كمك گرفت تا سريال تصعيد اخلاق گرايي آقايون ريتم تندتري بگيره ...
ارسال شده توسط حمزه پارياب | July 31, 2007 6:24 PM
ارسال شده در July 31, 2007 18:24
سلام پسر شر حالت چطوره
اقا جان اينهاي كه تو گفتي يك صدم اون چيزي كه تو دنياي كثيف برخي از اين ورزشكاران تازه به دوران رسيده هم نيست.
خودت بهتر از من مي دونم ولي به هر حال اين همه خودش كلي است كه كسي جرات كند درباره بي اخلاقي اين حضرات چيزي بنويسد و از آنها نترسد
چرا پول آنها هر مطلب و تيتري رو در برخي روزنامه هاي ورزشي بر مي گرداند.
موفق و پيروز باشي.
يا علي
ارسال شده توسط مهدي اللهياري | July 31, 2007 6:29 PM
ارسال شده در July 31, 2007 18:29
آخر عزيز دل برادر ......اينها كه اين چيزها سرشان نمي شود .........ما كلاه خودمان را دو دستي بچسبيم كه باد نبرد . من كه هميشه در مورد خودم فكر مي كنم هيچ وقت نبايد از خودم مطمئن باشم . براي اينكه آدميزاد درست در لحظه هاي اطمينان به خودش مي لغزد. اما كتاب جنايات و مكافات را هم دوست دارم ......اين هم يك جواب پرت و پلاي ديگر من. تا بعد
ارسال شده توسط ناشناس | July 31, 2007 6:31 PM
ارسال شده در July 31, 2007 18:31
سلام ...
خيلي خيلي عالي بود ...
موفق و بهاري باشيد ...
ارسال شده توسط افسون | July 31, 2007 6:49 PM
ارسال شده در July 31, 2007 18:49
ی بینم که شاخکهای عصبی حساس جناب ژورنالیست جنجالی یا به قول همکارانش بچه پررو سمت و سوی جناح قدرت رو تو فوتبال خوب تشخیص داده ... حالا که بعد از ناکامی ها سروصدای همه خصوصا بچه های تیم ملی بلند شده و به بی سوادی جناب سر مربی مکتبی و اگه خدا قبول کنه حاجی تیم ملی می تازند ... جناب ژورنالیست و خبرنگار تلویحا داره می گه که آره باب شماها همه منکراتی هستین و دردونه علی آبدی کارش درسته ... خبرنگار جان نون بازوی خودت رو بخور عزیز دل ... حرفات درسته ولی زمان بیانش درست نیست اخوی ...
ارسال شده توسط حمید | July 31, 2007 6:56 PM
ارسال شده در July 31, 2007 18:56
سلام
مثلا کد آخرین مطالبتون تو وبمه که بفهمم!تا با پای خودم نیام اینجا نمی فهمم آپ کردید!تازه بعدش تیتر مطلب میاد تو وبم!
خوب مثل همیشه
راستی دیشب کانال سه رو دیدید؟؟؟؟؟ژنرال شکست خورده اومده بود تو استودیوی یکی از دشمنای تیم ملی:شبکه سه.نزدیک بود سر فردوسی پور رو از تنش جدا کنه!پیاز داغ زیاد نمی کنم.اگه برنامه یه ربع دیگه ادامه داشت این طوری میشد
راستی من اون گزارشی رو که ضد و نضثق میگه ندیدم[گریـــــــــــــــــــــــــه]
دوستون دارم
سلام برسونید
ارسال شده توسط aashena | July 31, 2007 6:57 PM
ارسال شده در July 31, 2007 18:57
راستش میشه خیلی داغتر و سیاه تر ازنوشته های شما نوشت.اینجور مواقع یاد اون گزارش کوره پزخانه می افتم و دکتر اینده!.
خدا را شکر هنوز به زخم عادت نکرده ایم.
هیچ وقت از دانستن دردهاخوشحال نشده ام ولی نتوانسته ام عطش دانستن رابا چیز دیگری رفع کنم.
اینها را که خودم میدانستم فقط به زخممان نمک پاشیدی!.تو که دردم را به یادم می آوری دوایش را هم داری؟
دی شیخ با چراغ میگشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.
والله انسانم آرزوست
ارسال شده توسط محمود | July 31, 2007 7:18 PM
ارسال شده در July 31, 2007 19:18
كامنت قبليم مثل اينكه تاييد نشد.خب خودكشي كه ترس نداره .داره؟.به هر حال آقاي نجف زاده عزيز من معتقدم ماآدمهاي خارج از گود از همه جا بي خبر بهتره اين مسايل روبدونيم و....مون حساب نكنيم.همه جا اينجوريه .آقاي هيچكاك هم اگه بود يه فيلم ميساخت حتما به نام گيجسران!!
راستي ترسو كه نيستي؟نباش.بهت نمي ياد
ارسال شده توسط محسن | July 31, 2007 7:25 PM
ارسال شده در July 31, 2007 19:25
سلام
من که هیچی از فوتبال سرم نمیشه ...
به من ربطی نداره...
ولی این اقا که این همه دم از تاکتیک میزد ، خیلی بد بازی میکردن .....
گزارش شما هم عالی بود .....
بای
ارسال شده توسط فاطمه قهری ***محکم | July 31, 2007 7:36 PM
ارسال شده در July 31, 2007 19:36
شايد با گفتن چنين حرفهايي حيثيت شما را هم زير سوال ببرند.
ارسال شده توسط يك انسان معمولي | July 31, 2007 7:41 PM
ارسال شده در July 31, 2007 19:41
ha!ina ke vagoftin yani che?!
ارسال شده توسط emad | July 31, 2007 7:42 PM
ارسال شده در July 31, 2007 19:42
سلام
واقعا کارتون عالیه
این پستتون هم نشون دادکه با هیچکی تعارف ندارین
خوشحال میشم میزبانتون باشم
راستش منم تا قبل از فارغ التحصیلیم یعنی خرداد امسال خبرنگار ایسنا یزد بودم
وبلاگم هم در مورد علی دایی هست
البته این وبم که آدرسشو گذاشتم
موفق باشید
یاعلی
ارسال شده توسط علی عزیزی | July 31, 2007 9:04 PM
ارسال شده در July 31, 2007 21:04
سلام
آقای نجف زاده عزیز شما که از همه ما انتظار ندارید مثل فردوسی پور باشیم و از همه اینایی که نوشتین سردر بیاریم؟؟؟
ببینم اسرار جام ملتها چندسال دیگه فاش میشه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط مهدیه | July 31, 2007 10:55 PM
ارسال شده در July 31, 2007 22:55
salam
omidvaram khob bashin va hamishe sarboland.
dostdare hamishegiye shoma sara.bye
ارسال شده توسط sara | July 31, 2007 11:05 PM
ارسال شده در July 31, 2007 23:05
سلام
یه بیست و سیه و شما
از طریق یکی از بچه ها با وبلاگ شما آشنا شدم
خوشحالم
امیدوارم همیشه باشید و بنویسید
جایی رو ندارم که بهم سر بزنید ولی من به وبلاگ شما باز سر میزنم
ارسال شده توسط ملی | July 31, 2007 11:31 PM
ارسال شده در July 31, 2007 23:31
سلام
اااااااااااااااااا
جدا؟؟؟
بعد از اون کامنت من علی آقا زحمت کشیدن کاملا همه چیز رو برام تو ضیح دادن.
حالا فهمیدم چی شد!!!
نه! خدایی سر و ته داشت.
ولی خب اینا به ما چه؟
ورزشی نویس ها هم بی کارن ها!
به زندگی مردم چی کار دارن؟
البته کارشون همینه.
آپ این دفعه کاملا ورزشی بود.
خوشم اومد بیشتر راجع به فوتبال بنویس.
ولی خواهشا خودت رو قاطی این بازی ها نکن
اوضاع این فوتبال قاراش میش رو که میدونی........
حالا چرا افشاگری های "صورتی"؟؟؟
راستی امشب جلسه خبرنگاران رو با آقای احمدی نژاد نشون دادن
ارسال شده توسط ماجده | July 31, 2007 11:54 PM
ارسال شده در July 31, 2007 23:54
صلام
از گزارش هاي جذابتان منون....اوون گزارش آجرپزيتون خيلي خيلي جالب بود.
موفق باشيد
يك دفتر خاطرات ديگر لوو رفت... خدايي اين بار ربطي به راديو نداره
سفارش سرقت از: مهدي صالح پور
-حالا دفتر خاطرات كي هست اين قدر سنگشو به سينه ميزني؟
هنر هفتم رو ببين تا بهت بوگوم!!!
ارسال شده توسط اميد | August 1, 2007 12:25 AM
ارسال شده در August 1, 2007 00:25
عجب!
خوبی؟
دلم یهویی برات تنگ شد!
ارسال شده توسط کاکتوس | August 1, 2007 12:38 AM
ارسال شده در August 1, 2007 00:38
سلام
با احترام به عنوان کسی که شما رو بسیار توانمند می دونه معتقدم زیاد جالب نبود چرا که شما این جمله رو گفتین :من اعتقاد دارم حوزه خصوصي آدم ها نبايد محل تازاندن پاپاراتزيها بشود... بخاطر همين با اينکه اينها را ورزشي نويسها بارها و سالها منتشر کرده اند باز دودل بودم اما دقیقا کاری کردید که نباید
بخش اعظم انچه گفتید زندگی خصوصی اون افراد بود و دخالت تو زندگی خصوصی دیگران و بیان مسائل شخصی زندگی افراد قابل توجیح نیست حتی به بهانه حذف تیم ملی یا...
یا علی
ارسال شده توسط دیبا از مشهد | August 1, 2007 1:07 AM
ارسال شده در August 1, 2007 01:07
سلام آقای نجف زاده
شما باید در اخبار بیست و سی از طرح های دولت مهرورز قویا دفاع کنید.
مسئله دوم هم که متاسفانه جدیدا باب شده اختلاط بین زن و مرد در صدا و سیما .
همین اخبار بیست و سی نباید دارای دو مجری مرد و زن باشد و این خودش مروج و تبلیغ فساد است.
مطلب بعدی هم باید خیلی دقت کنید که چرا باید دریک کشور اسلامی که داعیه مسلمان بودن داریم و دم از اسلام میزنیم اما در یکی از پربیننده ترین بخش های خبری از یک مجری زن استفاده شود که خودش با طرز لباس پوشیدنش مروج و مبلغ فساد است؟؟؟
مگر چادر چه ایرادی دارد که این خانم از یک مانتو روشن و نسبتا تنگ و کوتاه استفاده میکند؟؟؟
مگر حجاب رسمی یک زن مسلمان چادر نیست؟
چرا جوانان را منحرف میکنید؟
همین صدا و سیما و برنامه های اختلاط بین زن و مرد و دختر و پسر است که امروز 90 درصد دختران را بدحجاب کرده .
شما که در آن بخش خبری هستید حداقل باید به آن خانم گوینده خبر و همکارتان توضیح دهید که از حجاب کامل اسلامی که همان چادر است استفاده کند تا الگوی مناسبی برای جوانان باشد.
این حرف من فقط نیست .
حرف همه جوانان مخلص و مردم است.
انشالله خداوند همه را هدایت فرماید .
ارسال شده توسط سبحان بروجردی | August 1, 2007 1:32 AM
ارسال شده در August 1, 2007 01:32
يادت رفت از شب نشيني هاي توي بحرين مقدماتي جام جهاني سال 2001 بنوسي. همينطور از عتل بازي با تايلند 5 سال پيش كه همه صداشون در اومد.
از اردوي تيم ملي تو ايرلند كه بازيكن ما جلوي خدمتكار هتل با شورت ( ايشالله كه ورزشي!) ژانگولر بازي در آورد!
بله امران خان! تازه اينا رو ما مي دونيم و خيلي چيزا رو نمي دونيم!
ارسال شده توسط سيد صدرا | August 1, 2007 2:02 AM
ارسال شده در August 1, 2007 02:02
سلام....
یعنی بچه های تیم اینقدر اسلام و مشروعات رو فراموش کرده اند ...
من اعتقاد دارم در کل ادمی که به جایی می رسه و مثلا مشهور می شه باید جنبه اش رو داشته باشه ..
متاسفانه خیلی ها ندارند.....دو روز بعد فیلم و عکس و .....هیچ به اخرت فکر می کنند ؟
ممنون که نوشتین .....سلام برسونین ....
ارسال شده توسط اوا | August 1, 2007 7:32 AM
ارسال شده در August 1, 2007 07:32
سلام خوبی شما معلومه این فوتبال بدجوری شما رو ناراحت کرده که این روزا در مورد فوتبالیستا زیاد می نویسن .
پس بذا منم بگم چقدر از فوتبال زده شدم.من رادیو زیاد گوش می دم امیر یه مصاحبه داشت توی رادیو گفتن به نظر شما دلیل اصلی باخت ایران چیه برگشت گفت 10 تا دلیل داره .
1.بازیکنا خسته بودن .2.بازیکنا خسته بودن
گزارشگر نذاشت ادامه و گفت:اینکه همون شد
امیر جواب داد:نه این فرق فوکوله بازیکنا خسته بودن با بازیکنا خسته بودن تفاوت دارده.
جالب یه جای دیگه گیر داده بود به لیگ برتر که دیر تموم شده .خبر نداره که دیر تموم شدن لیگم باعثش خودشو و تیم ملی بود.
از بازیهای تدارکاتی هم گفت گفت که بازیهای تدارکاتی آن چنان خوب نبود بازی مکزیکم من ترتیب دادم.
یکی دیگه بگم برم :آقای امیر قلعه نوعی اگه بازیها خوب نبودند اگه در حد و اندازه تیم ملی نبودد عوضش سوژه خوبی برای تلویزیون بود که وقت برنامه هاشو با پخش این چنین برنامه ها پر کنه یادمون نمی ره باخت برابر مکزیک برا شما و فوتبالیستها مثل قهرمانی در آسیا بود.
معذرت معذرت دلم پر از فوتبال خداحافظ مرد خبرنگار به وبلاگ منم سر بزن ستاره
ارسال شده توسط ستاره | August 1, 2007 7:36 AM
ارسال شده در August 1, 2007 07:36
سلام بر کامران عزیز. همسایه ناهار خوبی بود. موافقی؟ ... شاد باشی. راستی خوشحالم که به وبلاگت سر زدی !! :p
ارسال شده توسط احسان غفاری | August 1, 2007 7:43 AM
ارسال شده در August 1, 2007 07:43
بسم رب المهدی
سلام
اقا کتمران مثل همیشه خیلی جالب می نویسین ونمی شه بی تفاوت ازش گذشت..
اما در فوتبال ايراني لااقل اگر فوتبال بازي کردن بلد نيستيم؛ لااقل اگر قرار نيست 11 تاملاصدرا از اين چمن سبز به جامعه تحويل بدهيم...
این جاش انقد بهم چسبید..
اره حق با شماست..نه اصلا حق با ماشت اما همش انتقاد ؟نمی خوایین یه کاری کنین ؟یه تغیری؟یه تکونی؟
خسته شدیم به خدا ..با نخبه ها و دانشمند های کشور که همچین اشنایی نداریم این فوتبالیست ها هستن که تو تلوزیون هستن اما اینا هم که خوب حرمت نگه می دارن ..
یا علی
ارسال شده توسط هانیه | August 1, 2007 7:44 AM
ارسال شده در August 1, 2007 07:44
سلام آقا نجف زاده
من يكي از طرفداران پرو پا قرص گزارش هاي شما هستم واقعا بهتون تبريك ميگم يا اين وبلاگ زيبا ونوشته هاي محشري كه داري درخصوص فوتباليستهاي عزيزمان چه بگوييم كه ناگفتنمان بهتر است
ارسال شده توسط پويا | August 1, 2007 8:52 AM
ارسال شده در August 1, 2007 08:52
سلام خسته نباشید من یکی از خبر نگارانسایتجهان نیوز هستم
می خواستم بگم رمزموفقیت شما در چیست
ارسال شده توسط بی نام | August 1, 2007 9:18 AM
ارسال شده در August 1, 2007 09:18
سلام
خسته نباشی
واقعاً وقتی سرمایه فوتبالمون اینه و جونامون اینا رو کردن الگو وای به حالمون اینا که شاخ شمشادای این مملکت هستند دیگه چه انتظار می شه از .....
خدا همه رو به راه راست هدایت کنه
موفق باشی
در پناه حق
ارسال شده توسط مریم | August 1, 2007 9:22 AM
ارسال شده در August 1, 2007 09:22
سلام
شهرت کمی جنبه می خواهد که خوب آن را خیلی از این فوتبالیست های هموطن عزیز ! ندارند .
ارسال شده توسط نگاه | August 1, 2007 9:55 AM
ارسال شده در August 1, 2007 09:55
من که راضی نیستم بودجه مملکت صرف یه عده بی تربیت بی فرهنگ بی سواد بشه
کافیه 5 دقیقه حرف زدن عادی این افراد رو باهم گوش کنید تا با رکیک ترین کلماتی که توی عمرتون نشنیدین آشنا بشین..
ارسال شده توسط مهدی | August 1, 2007 10:01 AM
ارسال شده در August 1, 2007 10:01
سلام آقای نجف زاده !
مانکن صورتی ؟ کشور نازیک پایین خلیج ؟ اداعای حیثیت ؟ ادعای پدر بودن جنین ؟ نماز ؟ نوحه خوانی ؟ سوز آور ؟ دندان شهوت ؟ ...............
این ها اصلا چی هست ؟ مگه ما همچین چیزهایی هم داریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط سارا | August 1, 2007 10:02 AM
ارسال شده در August 1, 2007 10:02
نمیشه اسم کاملشون رو بگی ، به جون خودم به کسی نمیگم
ارسال شده توسط زیر خط IT | August 1, 2007 11:07 AM
ارسال شده در August 1, 2007 11:07
واااااای .مخم داره میترکه!!:(
ارسال شده توسط بهشته | August 1, 2007 11:08 AM
ارسال شده در August 1, 2007 11:08
به نام خدای مهربانم....
سلام آقای نجف زاده....
نه مث اینکه خیلی سوژه دورو برتون ریخته و به خاطر همین حواستون پرت شده و رو آپ ایندفعه تون تاثیر گذاشته....شاید چند بار خوندمش تا فهمیدم چی به چیه...شاید هم نفهمیدم یعنی اشتباه متوجه شدم...تو رو خدا یه بار بیاین از خودتون بنویسید...یعنی مثلا"چه چیزهایی دوست دارید وچه چیزایی دوست ندارید...یا مثلا" بچه بودید چه طوری بودید...یا مثلا" بگید که شهرت براتون دردسر هم داشته؟؟؟....
نه مث اینکه حالم بده ...دارم چرت و پرت میگم...
نه، هر چی که دوست دارید بنویسید ....شما هر چی بنویسید واسه ماها ارزش داره....خودتون هم بهتر میدونید چی بهتر و مناسبتره...( آتش به یک اشاره ی تو آب میشود/ شب در هوای چشم تو مهتاب میشود...)
...
...
...
دوستدار همیشگی شما...پائیـــــــــــــز.
ارسال شده توسط ـــ*پائیـــــــــــــز*ــــ | August 1, 2007 11:13 AM
ارسال شده در August 1, 2007 11:13
اجازه دارم اينجا صدايش را توي بوق كنم يا نه نمي دانم ؛ چراكه حتي خودم هم كه ادعاي دل سخت داشتم هنوز نمي دانم با كدامين اميد بايستي از زير اين ياس جان بدر ببرم!!!
ولي حتی بي اجازه ؛ اينجا مي گويم ...
مي توانم نظر شما رو هم بدونم فكر كنم از فوتبال و ساق پاي م مهم تر است آقاي باسواد!!!!
ارسال شده توسط هيستريكي | August 1, 2007 11:23 AM
ارسال شده در August 1, 2007 11:23
سلام
تو بهترین خبرنگار ایران هستی
از گزارش ساخت آجر و دندان مصنوعی ات ممنونم
ارسال شده توسط روزبه | August 1, 2007 11:31 AM
ارسال شده در August 1, 2007 11:31
سلام............
میگم بد نیست مواظب خودت هم باشی ها!!!
درست میگی شاید نخ هر کسی رو که بگیری و بکشی یه رازهایی داشته باشه. حتی یه خبرنگار مغروض
ارسال شده توسط محمد محمودی | August 1, 2007 12:30 PM
ارسال شده در August 1, 2007 12:30
سلام داداشی گل
من هیچی نظر نمی دم چون تایید نمی کنین منم ناراحت می شم پس به همین علت نظر نمی دم چون نمی خوام از شما ناراحت بشم ...حال می کنین چه خواهر کوچولوی خوبی دارین!؟
وای داداشی جون من باید دوباره منتظر روز تولدم بشم تا شما بیاین تو وبلاگم اخه یعنی چی ؟
خوب زیاد نگم ...
راستی تو اردبیل یه نمایشگاه زدن که از تمام استان ها و بعضی از کشورا اومدن ما هم اونجا هستیم هر رزو ....
خیلی حال می ده گفتم که مثلا کامنتم طولانی بشه ....
خوب زیاد نمی صحبتم چون وقت طلاست حداقل برای شما که اینطوریه....به خاطر همین نمی اید حالا من یه بهونه پیدا می کنم تا شما بیاین نه اینکه قلبتون خیلی مهربونه مطمئنن می یاد .....
خوب مثل همیشه دوستتون دارم ..
موفق باشین...همیشه..همه جا...
یا علی
dokhtare-baroni.blogfa.com
ارسال شده توسط راشین | August 1, 2007 12:30 PM
ارسال شده در August 1, 2007 12:30
سلام............
میگم بد نیست مواظب خودت هم باشی ها!!!
درست میگی شاید نخ هر کسی رو که بگیری و بکشی یه رازهایی داشته باشه. حتی یه خبرنگار مغروض
ارسال شده توسط محمد محمودی | August 1, 2007 12:30 PM
ارسال شده در August 1, 2007 12:30
سلام
فکر کنم فقط خودت و اون "م"،"ا"،"رش" و... فهمیدین ماجرا از چه قرار بوده!!!!!
وبتون خیلی قشنگ شده، منتظر گزارش های جذاب بعدیتون هستیم(فقط لطفا کمتر سانسور کنین)
موفق باشید
ارسال شده توسط نوجووووون ایرووووونی | August 1, 2007 12:33 PM
ارسال شده در August 1, 2007 12:33
سلام ممنون از حرفهايي كه حرف دل اين مردمه و شما ميگيد باز ممنون كه شما هستيد و از اينها راحت نميگذريد و مثل آدمهاي با سابقه ي فوتبال نميگيد ما شانس ...... !!!!!!نداشتيم .حالا شايد پنالتي شانسي باشه ولييي .....!!!!!120 دقيقه بازي يا 90 دقيقه كه شانسي بازي نميشه .... !!!!!!!
ممنون منتظر نوشته ها و گزارش هاي زيباتون و البته هنريتون هستيم كه تنها گزارشگر هنرمندي هستيد كه گزارشهاتون رو كارگرداني ميكنيد و البته هم بازي با شماست هم فيلم نامه موفق باشيد .... .
ارسال شده توسط طيبه | August 1, 2007 1:12 PM
ارسال شده در August 1, 2007 13:12
سلام و ادب
این روزها این فناوری بلوتوث عجیب غوغا می کنه. از نکات مثبت گوشی های دوربین دار همینه که اگه کار کثیفی بکنی بعدا نمی تونی دبّه دربیاری. فکر می کنم حالا وقت اون رسیده که یه رسانه جدید به جهان معرفی بشه. رادیو ، تلویزیون ، روزنامه و ... حالا باید یک عضو جدید هم بپذیرن. موبایل و همه امکانات جانبی اون.
با حال گزارش می دی.
از چهره ، نگاه و حرف زدنت معلومه که خیلی حرف های دیگه هم توی ذهن و دلت داری ولی از مهر "غیر قابل پخش" می ترسی.
من هم استعداد مجری گری و گویندگی خبر دارم ولی تو شهر ما (اراک) خبری از به کارگیری این استعدادها نیست.
یادداشت های یک دانشجوی ریاضی
http://engmmajidee.blogfa.com
ارسال شده توسط محمدرضا | August 1, 2007 1:26 PM
ارسال شده در August 1, 2007 13:26
سلام آقا کامران ... اگه وقت کردید یه سری هم به وبلاگ ما بزنید ... بالاخره هر دیدی یه بازدید داره ... شما هم یه بازدید خیلی کوچولو از وبلاگ ما بکنید ... خوشحال می شیم اگه شما رو تو وبلاگ رنگین کمونی مون ببینیم ....
ارسال شده توسط زهرا و زهره ( ....:: صورتی ::....) | August 1, 2007 1:50 PM
ارسال شده در August 1, 2007 13:50
واقعا جالب بود ولي آقاي كامران خان اگه شما از بقيه ي پشت صحنه هاي بچه هاي تيم ملي با خبر باشي ديگه چي كار ميكني ولي بازم ممنونم .عالي بود . از اين مطالب بازم بنويس.
رتستي خيلي دير به دير آپ ميكنيد!!!
ارسال شده توسط آزاده | August 1, 2007 2:24 PM
ارسال شده در August 1, 2007 14:24
خيلي نقد خوبي بود
ارسال شده توسط آزاده | August 1, 2007 2:27 PM
ارسال شده در August 1, 2007 14:27
سلام آقای نجفی.حتما شما هم مستند هری پاترو دیدید.فکر کنم خودتون هم فهمیدید چقدر چرت هستش.
http://www.dementor.ir/news/?p=1117#more-1117
توی اون لینک بالا شما میتونید اعتراض گسترده هری پاتریست های ایرانی رو به یه مشت اراجیف مشاهده کنید.خواهش میکنم ازتون به نمایندگی از جمعی حقیقت جو تا با نوشتن مطلبی واقعیت اون مستند رو بر اساس شواهد درست نشان دهید.
ارسال شده توسط آریو | August 1, 2007 2:35 PM
ارسال شده در August 1, 2007 14:35
مطمئنی صورتی بود؟!!
ارسال شده توسط payizaneh | August 1, 2007 2:54 PM
ارسال شده در August 1, 2007 14:54
آقای نجف زاده لطفا به شکایت های ما رسیدگی کنید این چه مستندی بو که در مورد هری پاتر در شبکه 2 پخش شد برای اصلاعات بیشتر به سایت www.divanesaz.com مراجعه کنید هر چه زودتر بهتر باتشکر
ارسال شده توسط میلاد پاتر | August 1, 2007 2:56 PM
ارسال شده در August 1, 2007 14:56
جالب نبود.راستي كاكتوس كجاس؟
ارسال شده توسط الهه ي زيگورات | August 1, 2007 3:06 PM
ارسال شده در August 1, 2007 15:06
سلام خوبي
چه عجب كه وبتو بازسازي كردي
اخه خودمونيم اين چه چيزي كه نوشتي
اصلا فكر كنم حالت خوب نبوده نه ؟
يعني چي ؟ مي دوني چي نوشتي؟ اصلا معلوم نيست هدفت از اين وب چيه چرا مطالبي نمي نويسي كه من بي سواد هم بفهمم ؟ چرا هميشه دوست داري سربسته صحبت كني؟ مي ترسي توقيف بشي يا ممنوع التصوير يا وبتو هم فيلتر بشه نه؟
ارسال شده توسط جعفري | August 1, 2007 3:26 PM
ارسال شده در August 1, 2007 15:26
سلام آقای نجف زاده عزیز. خوشحالم که می تونم با خبرنگار محبوبم ارتباط برقرار کنم. نمی دونم شما مستند هری پاتر رو که در تاریخ 10/5 بعد از خبر سراسری از شبکه 2 پخش شد رو دیدی یانه. نمی دونم شما اصلا به هری پاتر علاقه دارید یا نه. اما خواهشا به درد دل جوانان طرفدار هری پاتر هم برسید. اگه می خواید بدونید منظورم چیه حتما سری به سایت www.Dementor.ir بزنید و ببینید که بچه ها از دست دولت چه خون دلی دارن می خورن. اگه به نظر ما توجه کنید صمیمانه ازتون سپاسگذاری می کنم.
ارسال شده توسط ریحانه | August 1, 2007 3:43 PM
ارسال شده در August 1, 2007 15:43
آقا كامران دست خوش .دمت گرم.زيبا و روان نوشتي
ارسال شده توسط سيد سجاد | August 1, 2007 4:55 PM
ارسال شده در August 1, 2007 16:55
خسته نباشيد آقاي نجف زاده دست مريزاد! خوشم اومد! گاهي اوقات اگر از آن مستطيل سبز پا فراتر بگزاريم به يك دايره ي سرخ مي رسيم(ورود ممنوع!!)گاهي اوقات لازم مي شود آدم خلاف برود !
ولي امان از روزي كه خلاف بروي و جريمه شوي...
همين ديگه...
ارسال شده توسط سارا نصيريان | August 1, 2007 5:11 PM
ارسال شده در August 1, 2007 17:11
سلام.برغم آشنائی خیلی تازه با وبلاگ شما بخاطر آنکه از سر و رویت برنمیآید که گزارش و قلمت را فدای شندرغاز بیشتر گرفتن کنی و یا آن قدر احمق نباشی که برای خاطر دیگرانی خاص قلم بزنی و گزارش بسازی،نام وبلاگت را به فهرست وبلاگ خودم افزودم. تا همیشه یادم باشد که به وبلاگتان سر بزنم.امیدوارم که همیشه سرسبز باشی و با نشاط و با ابهت. این مهم است که از خبر و گزارش و نوشته ات بتوانی عده ای را خوشحال کنی و عده ای را هم بترسانی. فقط مواظب باش مردمان پائین دست جامعه را نا امید نکنی.که تو هنوز در اول راهی هستی بسیار بلند.
ارسال شده توسط ازگمی | August 1, 2007 5:20 PM
ارسال شده در August 1, 2007 17:20
متاسفانه بعضی از فوتبالیستای ما ، در درجه اول به خودشون در دجه دوم به خانوادشون درجه سوم به ... اگر هم وقت شد به فوتبال و بهتر بگم آبروی مملکت می اندیشند . انگار نه انگار که بیشتر از 140 میلیون چشم (2×70)دنبال ساقهای این بازیکنان فوتبال ایرانه . من منظورم یک عده کم از این بازیکن ها بود البته .
ارسال شده توسط ایلیا | August 1, 2007 5:22 PM
ارسال شده در August 1, 2007 17:22
راستي فراموش كردمبگويم...
اگر از آن دايره ي سرخ بدون توجه عبور كني و تخته گاز بروي به شرطي كه مزاحم به تورت نخورد مي رسي به يه 100000000000000ضلعي صورتي به نام افشا گري!
همين ديگه...
ارسال شده توسط سارا نصيريان | August 1, 2007 5:25 PM
ارسال شده در August 1, 2007 17:25
دستتون درد نكنه از اينكه آپ كرديد.ولي من و كسي كه كنارم نشسته بود حتي يك كلمه هم نفهميديم.لطفا حوالي ديپلم بگرديد تا ما بيسوادها هم چيزي بفهميم.
ارسال شده توسط zeinab | August 1, 2007 5:39 PM
ارسال شده در August 1, 2007 17:39
همیشه شهرت و مقام و پول .... یا به نوعی قدرت، با خودش چیزائی با این منوال میاره...
چی کار میشه کرد ...
اما میدونید توی بازیای روزگار ... با همیم
بگذریم...
----------------------
تو شماره قبلیه کلیک(ضمیمه روزهای 1 شنبه جام جم ) آدرس وب سایتتون رو دیدم...تا حالا که فرصتی برای اومدن پیدا کردم... (آخه میدونید چیه... سر کلاسای ما همش میگن... واااای من اگه مثل نجف زاده میشدم.شما شدین یه الگو برا بچه ها)
حتما زیاد شنیدید که میگن چه عالی گزارش میدین و از این حرفا...
نمیخوام از این حرفا بزنم...آخه آدما اگه فکر کنن پشتشون خیلی گرمه......
بگذریم.
موفق باشید ... همیشه
ارسال شده توسط مینا | August 1, 2007 5:50 PM
ارسال شده در August 1, 2007 17:50
متاسفم که چیزی برای گفتن ندارم
ارسال شده توسط مژگان | August 1, 2007 6:22 PM
ارسال شده در August 1, 2007 18:22
سلام
یه جورایی همکار شما در مرکز تبریزم.یه مجری - بازیگر حق الزحمه ای که اینجا بهمان میگویند حق الپخمه ای.
از خبرها و گزارشهایتان خیلی خوشم میاد.بیشتر مثل یه فیلم کوتاهن.
بازم میام.اگه اجازه بدین لینکتون می کنم.شما هم بیاین خوشحال میشم.
ارسال شده توسط محمد پورعبداله فرشبافی | August 1, 2007 9:41 PM
ارسال شده در August 1, 2007 21:41
fek nemokonin ba injor asami neveshtan
bazikonha fek tarafdarane football be daha footbaliste dge motemarkez mishavad ke anha hata rooheshan ham az in ghazaya khabr nadarad?ya asami ra kamel mineveshtid(ke midanam emkane in kar nist)ya eshareie be asamie nemikardid!!!
hala dalil nadarad ke ma chon bar sare eshtebahate fardi bakhtim biaim va aberooie football ra baraie gonahe karde chandi az bazikonane biakhlaghe football be bade hava besparim!!!!on az gozaresheton va in ham az in matn fekr nemikonin be andazeye kafi footbalistha ra leh kardeid??
ارسال شده توسط negar | August 1, 2007 10:22 PM
ارسال شده در August 1, 2007 22:22
صحنه های ضد اخلاقی تو فوتبال ما کم نبوده و نیست اما چرا هر وقت تیم ملی می بازه یادمون میاد که از این جریانات بنویسیم؟
ارسال شده توسط غریبه نیست | August 1, 2007 10:29 PM
ارسال شده در August 1, 2007 22:29
من و تو در گذر تند باد حادثه ها هزار مرتبه اوج و هزیز خواهیم دید
مپوش چشم امید از وطن
که ما زین پیش به عمر خویش چه ضدونقیض ها دیدیم !
ارسال شده توسط ضدونقیض | August 1, 2007 11:12 PM
ارسال شده در August 1, 2007 23:12
این نوشته ربطی به پستت نداره.یاید توی 20:30 در مورد مستند هری پاتر صحبت کنی.مطمئنم به اندازه ی کافی بهت آف و ایمیل رسیده که بفهمی قضیه جدیه.این مضخرفا چیه ساختین.به اون کارگردان بگو یه چی سره دلت مونده بوده خواستی خالیش کنی این فیلمو ساختی!؟
ارسال شده توسط mohammad | August 1, 2007 11:28 PM
ارسال شده در August 1, 2007 23:28
خيلي خوب نوشتيد قربان.
ارسال شده توسط مهرخرد | August 1, 2007 11:52 PM
ارسال شده در August 1, 2007 23:52
من برای شما میلی در رابطه با مسائل حاشیه ای انتخابات گذشته ارسال کرده ام.امیدوارم با بزرگواری خود منتی بر من نهید و آن را پیگیری نمایید.
ارسال شده توسط مریم | August 2, 2007 12:06 AM
ارسال شده در August 2, 2007 00:06
سلام آقاي نجف زاده....با كلي التماي خواهشمندم يه نموره برايمان وقت بگذاريد....
بابا بسه خبر شديم از بس خبر نوشتيم....
خواستم دو كلام حرف بزنم...ميشه حضوري لطفا؟
خبرشو بهم بدين...ممنون ميشم...
كلي دعام كنين..مث من كه دعاتون ميكنم...
يا علي
ارسال شده توسط بماند كه بگذريم!! | August 2, 2007 1:25 AM
ارسال شده در August 2, 2007 01:25
چه جالب من همیشه شما را توی تلویزیون میدیدم و خوب طبعا این فضای وب فارسی انقدر بزرگ شده که نمیدونستم شما نیز وبلاگ می نویسی!
آقای نجف زاده گزارش های شما و صداتون همیشه برای من دیدنی بوده و دلیل اینکه الانم تا اینجا رسیدم و نظر گزاشتم ابراز وجود علاقه ام به فعالیت خبرنگاری بسیار عالی شما بود.
ارسال شده توسط فرهاد جعفری | August 2, 2007 2:02 AM
ارسال شده در August 2, 2007 02:02
سلام كامي جان
ميدونم كه خيلي خودمونيه اما اينقدر كه تو رو توي تلويزيون ديديم توي آينه خودمونو نديديم پس يه كمي زيادي پسر خاله شديم.
مثل هميشه يه سر به سايت زدم ولي خب مطالب يه طوري بود كه از خير گفتن چيزي درباره اونها صرفنظر مي كردم آخه يا نمايش داده نمي شد يا نمايش دادن همان و فيلتر شدن همان اما ايندفعه وقتي مطلب رو ديدم داغ دلم تازه شد.
نه به خاطر شكست فوتبال به خاطر شكست تيمي كه نام پرشكوه ايران رو يدك مي كشيد و به خاطر جريحه دار شدن غرور ايراني بودنمان.
اين اغراق نيست همه ميدونيم كه فوتبال يه ورزش نيست يه صنعت يه غوله و يه مظهر و نماد از هر كشور بگذريم از چراييش كه هم اطاله كلام است و هم تكرار آنچه كه همه مي دونيم.
از حاشيه گفتي و زندگي شخصي به نظر من اين عامل شكست فوتبال ايران نيست كافيه به فوتباليستهاي كشورهاي بزرگ و ستاره ها نگاه كني از همون قديم از جرج بست كه هر شب يه همخوابه داشت تا مارادونا كه به جاي خون كوكايين در رگهاش جريان داشت اما اسطوره يه كشوره چون اونا با مارادونايي كه غرورشون رو در برابر انگليس احيا كرد زندگي مي كنن دهها مورد ديگه اما همين بازيكنان تيمهاي كشورشونو قهرمان جهان مي كنن.
اما حاشيه ما ايرونيا كه ما رو زمين ميزنه چيه؟عدم روح جمعي
به همون اندازه كه ورزشهاي انفرادي موفقيم به همون اندازه در ورزشهاي تيمي ناموفق
مي خوام بگم حاشيه اي كه باعث شكست شد از جنسي كه گفتي نيست از وقتيه كه سياره ها و قمرها و اجرام تيم ملي در جايي به اسم تيم ملي جمع ميشوند
از وقتيه كه يه ژنرال به غيره خودش كسي رو قبول نداره و آدمايي دور خودش جمع مي كنه كه كوچك باشند و اون حرف اول و آخر رو بزنه
از وقتيه كه رفيق پيك صاحب چلوكبابيشو با سيخاي كباب با خودش ميبره و لباس تمرين تيم ملي بهش ميده
زمانيه كه وقتي يه گزارشگر يه انتقاد معمولي از بازيكن فداييش "ر.ع" مي كنه كل يه شبكه رو زير سوال ميبره اونهم در كوران مسابقاتي كه بايد حواسش به بازي حريفاني باشه كه اون همش ارنج اشتباه در برابرشون مي ريزه
و زمانيه كه ميگه من من مقصرم اما مثه شير ژيان از تقصيراتش دفاع ميكنه.
بگذريم
ارسال شده توسط مهدي007 | August 2, 2007 2:28 AM
ارسال شده در August 2, 2007 02:28
خوشحالم كه بالاخره آپ كرديد...اما گيجم يه جورايي...غصم مي گيره از دلبستگياي الكي...گاهي وقتا مي گم حيف اون همه شوق و ذوق و جيغ و داد و بحث و كلكل ....گاهي وقتا فك مي كنم خدايا چقد من احمقم...گاهي وقتام مي گم خب كه چي؟؟؟داشتم جنگ و صلح مي خوندم الان ..اين به قول تولستوي نقص سنگين تن چه مي كنه با آدما........
ارسال شده توسط آرام | August 2, 2007 2:41 AM
ارسال شده در August 2, 2007 02:41
یا رب
خب بر روی تخته می نویسیم از نجف زاده فاکتور می گیریم. مسئله به راحتی حل می شود.
چهارشنبه ها
نجف زاده(زاهدی+ محمدی+ لنکرانی+ صفار هرندی و...) اینگونه مسئله راحت تر و بی دردسر تر حل می شود. ریاضیم خوبه ها نه؟
ارسال شده توسط آبجی سمیه | August 2, 2007 6:07 AM
ارسال شده در August 2, 2007 06:07
خیلی پست جالبی بود. حرف دل...
ارسال شده توسط خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز | August 2, 2007 7:49 AM
ارسال شده در August 2, 2007 07:49
با سلام
کاش آنهایی که یک روز مایلی کهن را با همین تزهای غرب مابانه چنان از دور خارج کردن و میلیاردها تومان پول بیت المال را خرج این ایوچ و میویچ ها کردن و بعد از سالها نه اینکه هیچ نتیجه ای نگرفتند بلکه از نظر اخلاقی و انسانی و هر چه که دلت می خواهد اسمش را بگذاری تیم ملی بلکه تیم های باشگاهی را هزاران مرتبه به عقب برگرداندند از خواب بیدار شوند.
.... و بگذارند یک مربی ایرانی و وطنی تجربه بیآموزد و در آینده تیمی تحویل دهد در شان وطن.
این تیمی که الان تحویل قلعه نویی است دست پخت همین آقایان دوره مایلی کش است
ارسال شده توسط aliakbari | August 2, 2007 9:28 AM
ارسال شده در August 2, 2007 09:28
سلام چطوری؟ دلم نیومد همین جوری بیام تو وبلاگت و هیچی ننویسم....
یه جمله ی قشنگ دیدم گفتم برات بنویسم:هر جا که جاده تو را میبرد نرو,جایی برو که جاده ای نیست و از خود رد پایی باقی گذار!
راستی تا سرت خلوته بیا پیشمون...باشه؟
خوب تا فرا خدا تو را حافظ...
ارسال شده توسط یاسمن | August 2, 2007 9:34 AM
ارسال شده در August 2, 2007 09:34
کامران عزیز سری به اردشیر خان لارودی بزن تا بفهمی چه اتفاقات ناگوارتری نیز اتفاق افتاده ... بازم دم فتح الله زاده گرم که گند کاری د.ی رو تو آلمان ماست مالی کرد و تقریبا کسی نفهمید ...
هیچ وقت اون اتفاق وحشتناکی که تو دوبی افتاد رو از خاطرم نمی برم ... هیچ وقت ...
فوتبال آلوده است ...
ارسال شده توسط حسام | August 2, 2007 9:58 AM
ارسال شده در August 2, 2007 09:58
سلام کامران جان خان..!!
صوتی میکشه این گیجگاه... اونم بلبلی...
راستی چرا همه فوتبالیستهای و همه تیمهای ما در همه دوران بهترینن..؟! مثل همون سوالی که از پرزیدنت احمدی نژاد پرسیدی..!! درست است جواب صحیح گزینه آخر است .. حالا شما سه چراغ روشن دارید .. اما کلی امنیاز به ما بدهکارید... از کی بپرسم... از مربی..!! آقا تقصیر من نیست.. ما سیستم 3 ، 5 ، 2 گفتیم اما همه با هم عشق همله بودن... چه پاتکی خوردیم.. هنوز شماره X نفسی تو سینه داشت که صدای صوت یه خمپاره 60 همه رو میخه خودش کرد و بعد همه چیز سیاه شد.. به خودم که اومدم تو بیمارستان چمنی بودم و همه کنارم.. هر چی دو رو برم رو نگاه انداختم تا ببینمش نشد که نشد... سالها میگزره و من سه چراغ بدهکارم.. همش تقصیر بانکهاست که وام نمیدن.. بیکاری هم که امون نمیده.. با قراداد چند صد میلیونی مگه میشه زندگی اداره کرد.. فقط چندتا پارتی مبشه گرفت و بر و بچ باند خودی رو یه حالی داد.. بابا منو اغفال کردن.. من چشامو یهو باز کردم و یهوتر دیدم اینجام.. به خدا من تکل نزدم.. اون با سر کوبید تو پام.. من فقط دفاع کردم.. اون اشتباهی همله کرده بود.. فکر میکرد الان نیمه دومیم..!! چیزخور سوزآور شده بود قاطی کرده بود.. نمیتونم ببخشمت دور شو برو نبینمت.. تیکه ای بودی از تیمم گندیدیو خطت زدم.. تیتر روزنامه های ورزشی غیر فرهنگی..!! بابا ما بهترینیم.. همون گزینه آخر درسته.. جون مادرت بزار بریم... صوت زدن تو چمن دیگه حال نمیده.. مگه من داورم..!!
{سکانس پایانی: رافیک در حالی که توی جوب شنا میکند، صوت میزند.. و باز هم در این حال یه بلبل صورتی که تنها صوت زدن بلد است، از کنار سرش میگذرد..}
ارسال شده توسط رافیکـــ | August 2, 2007 10:27 AM
ارسال شده در August 2, 2007 10:27
وقتی تمام ÷ول ورزش کشورمان صرف هزینه در رشتهای شود که بار ها ازموده شده هیچ نتیجه ای جز ابروریزی ندارد نباید چیزی جز این انتظار داشت بیچاره بچه های وزنه برداری کشتی تکواندو جودو و در این اواخر والیبال و بسکتبال که اگر مجموع ساعات ÷خش کل این رشته ها را در شبکه هایمان جمع بزنیم شاید تنها به اندازه ی زمان ÷خش یگ لیگ اورو÷ا مثل آلمان هم نشود و در این مواقع شاید فقط بتوان گفت
خدا بزرگ است!همین!
ارسال شده توسط رهگذر | August 2, 2007 11:01 AM
ارسال شده در August 2, 2007 11:01
چرا صورتی ؟
ارسال شده توسط سپنتا | August 2, 2007 12:11 PM
ارسال شده در August 2, 2007 12:11
ترانه های دور از وطن
آن پدر که مانده بی وطن
در حصار غربتی بعید
طفل خود گرفته در بغل
صبح روز عید
بوسدش به عشق.
گویدش به مهر .
با غرور جاودانه اش :
طفل من! جان من !
سرزمین ما.
مانده از گذشته یادگار
میهن تو افتخار توست افتخار ماست آن دیار...
طفل هاج و واج
می زند به زانوی پدر
می کند سوال: ((وات ایز افتخار؟))
گویدش پدر :
سربلندی است
آرمان. آرمان تو
آرمان ما
اعتلای نام میهن است.
با تلاش و کوشش مدام
طفل هاج و واج
می زند به زانوی پدر:
((وات دویو مین اعتلای نام؟)) گویدش پدر :
بایدت تلاش
تا که نام سرزمین خویش .
جاودان کنی.
پرچمش خار چشم دشمنان کنی.
با تلاش تو .با تلاش من. با تلاش ما.
می شود وطن .
پر زنیکی و خالی از بدی... طفل هاج و واج
می زند به زانوی پدر:
((کن یو اسپیک اینگلیش ددی؟ ))
{{{{{شاید قضیه ی ما هم همینطوره؟
can you speak english please!!!!??}}}}}
ارسال شده توسط رهگذر | August 2, 2007 12:27 PM
ارسال شده در August 2, 2007 12:27
سلام چه طوری؟
می بینم که خبر جذاب میدی؟
راستی قالب بلاگت رو فایرفاکس مشکل داره
و به نظر من وبلاگت رو به وردپرس منتقل کن
MT به درد نمی خوره
اگر خواستی بیشتر درباره وردپرس بدونی من هستم ;)
ارسال شده توسط علی | August 2, 2007 12:38 PM
ارسال شده در August 2, 2007 12:38
حالا باز ما می گیم چرا می بازیم حالا اینا هیچی گریه هم می کنیم ...
ارسال شده توسط متین | August 2, 2007 12:43 PM
ارسال شده در August 2, 2007 12:43
سلام و خسته نباشین بابت کاراتون.
ما حتی توی کشورمون اون قدر صداقت نداریم که به این مردم بدبخت بگیم آخرش کی بود و چی شد !!!
و ما هنوز نفهمیدیم در آلمان چه گذشت...
ارسال شده توسط صنم | August 2, 2007 1:45 PM
ارسال شده در August 2, 2007 13:45
سلام.
اخرین باری که فکر کردم شما میتونین با گزارشاتون باعث بشین من دونه به دونه ی موهامو بکنم همون ملاصدارای پارسال اخبار ساعت 22 بود بعد جام جهانی و زیدان!(شدیدا فکر میکنم کار زیدان درست بود و البته این شدیدا غیر منطقیه!)ولی اخرین باری فهمیدم شما با گزارشاتون راحت میتونین منو به کچلی برسونین گزارشی که از 20:30 پخش شد بازم درمورد تیم ملی و جادوگر و قیمت هر ساق پاش و اینها بود.البته پست دفعه قبل رو هم اخرین نوشته از شما میدونستم که ممکنه خطر شکستن مانیتورو به همراه داشته باشه که این بار هم به این نتیجه رسیدم که اقای نجف زاده اخرین باری نیستن!اون اقای م و صورتی خیلی جالب بود چون ما و دوستان ایشونو به دلیل دیگه ای صورتی می خواندیم و با این توصیفات واقعا ایشون صورتی شد.این امیر خان(مثلا امیر خان،مثلا مربی.مثلا نه واقعادشمن اعصاب مردم)نقد ژورنالیستیداشت که.نقد شونده هم تا جایی که من دیدم از نقد ها عصبانی بود و قبولشون نداشت.شاید حس کله زدن مثل زیدان رو به سینه ی اقای فردوسی پورو هم داشت!.خوب شما که دو دل بودین چرا دوباره اون زیرهارو بهم میزنین تا بوی صورتی همه ذهنا رو دوباره پر؟
ارسال شده توسط فر | August 2, 2007 3:28 PM
ارسال شده در August 2, 2007 15:28
كاش مي شد همه درباره ي تيم ملي مثل تو فكر مي كردند فكر مي كنم اونوقت مي شديم مثل خوزه مورينيو يا تيممون ميشد مثل ايتاليا يا برزيل
ارسال شده توسط zahra | August 2, 2007 4:11 PM
ارسال شده در August 2, 2007 16:11
به نام آرام دلها (دل ها!)
سلام آقای خبرنگار
همون روز که آپ کردید سر زدم
اما راستش نمی دونستم چی باید بگم.هنوز هم نمیدونم
شما رو به خدا دست از سر این فوتبال بردارید دیگه !
همین قدر میدونم که آقای قلعه نویی به کلی داره رو اعصاب ما راه میره.میگه بهترین بازی تاریخ فوتبالمون برابر کره بوده!!!
خیلی وقته آرزو به دل موندیم...
اما آرزو که بر جوانان عیب نیست.هست؟
شما فوق العاده این.هم گزارشاتون هم نوشته هاتون ،عالین.
راستی امروز تولدمه.خوشحال میشم یه سرکی بزنید.
در پناه حق !
ارسال شده توسط سعیده | August 2, 2007 4:51 PM
ارسال شده در August 2, 2007 16:51
به من بگو، نگو، نمیگویم!
اما به من نگو نفهم! که من نمیتوانم نفهمم!
حالا حکایت ماست(به قول خودت)ـماست که چه عرض کنم کشک.
ارسال شده توسط نقشه بردار | August 2, 2007 5:35 PM
ارسال شده در August 2, 2007 17:35
سلام .. مثل همیشه عالی بود
ارسال شده توسط elaheyeh sharghy | August 2, 2007 7:18 PM
ارسال شده در August 2, 2007 19:18
سلام آقای داداش !
باورم نمیشه . اینهارا خودت نوشتی؟ واقعا فکر می کنی مجله زرد و خاله زنک کم داریم ؟؟؟آخه اون موقعی هم که روزنامه نگار بودی اهل این حرفها نبودی !فکر می کنی کسی هم هست که اهل فوتبال باشه و اینها را خبر نداشته باشه ؟
به نظرت باید فوتبالیست از خارج وارد کرد یا دستگاه تعیین ظرفیت ساخت تا هر وقت شهرت و محبوبیت بعضی آدمها بیش از حد بالا رفت به اطرافیانشون اخطار بدهد؟آبروی آنها فقط مال خودشان نیست وقتی نمونه های دانه درشت یک ملت هستند.
خودت بهتر می دونی که هنرپیشه ها،خواننده ها وفوتبالیتسها، یکی از مهمترین ابزار کشورها برای جلب احساسات جوانان و قهرمان سازی وافزایش حس غرور وملی گرایی در آنها هستند و درتمام کشورها هم مساله دارترین آدمها همینها هستند.
حالادر این چندسالی که هنر روزنامه ها این شده که کدامشان زودتر می تواند پرونده کثیف یک به اصطلاح قهرمان را رو کند،به نظر تو غیر از بریدن جوانان از ورزش و بی تفاوتی نسبت به تیم های ملی و گرایش به نمونه های خارجی همین قهرمانهای کاغذی چه فایده ای داشته ؟
اگر نوجوانی خودت یادت باشد، حتما میدونی که در اون سن هر کسی به یکجور الگو وایده ال ذهنی نیاز دارد ولی فکر نمی کنم بعدا که بزرگ شد وفهمید که قهرمان رویاهایش آدم درست و حسابی نبوده ،باز هم راه او را برود، زن صیغه ای و زندگی مخفی و ....و... داشته باشد. این جور افشاگری ها دل روزنامه نگارهاراخنک می کند، بساط دوسه هفته حرف بزرگترها هم جور می شود ولی همه رویاهای بچه های 12-13ساله ما را به باد می دهد تا عکس مانکنهای خارجی روی لباسهایشان پررنگتر شودو محبوبیت بکهام ها بیشتر و...
آن وقت از تهاجم فرهنگی می نالیم.آیا غیر از اون کسی که ظرفیت و شعور محبوبیت رانداشته ،ما هم سهمی در مسموم کردن ذهن بچه هایمان نداریم؟
کاش اینها فقط شایعه بود تا هنوز هم دلمان به نمازهای توی رختکن خوش بود.
ارسال شده توسط سهراب | August 2, 2007 8:17 PM
ارسال شده در August 2, 2007 20:17
SALAM
AVAL AFARIN DARI KAM KAM AZ SHEER O SHAEERI DAST BARMIDARI MORDIM AZ BAS HEY BE JAYE AKHBAR SHEER GOFTI.
DOVOM COAT ASLAN BEHET NEMIYAD NAPOOSH YE VAGHT AZ OSHAGH KAM MISHEHA
SEVOM AGHE MAN EIBE TO RO BE TO MIGAM
DOOSET DARAM PAS BE GOOSH BEGIR BE DEL NA
CHAHAROM JON MAN YADET NARE INJA IRAN AST SEDAYE GOMHORI ESLAMI IRAN IN GA RO BA SHBAKEHAY KHAREGI ESHTEBAH NAGIR
GOOD BYE
ارسال شده توسط Mersa | August 2, 2007 10:09 PM
ارسال شده در August 2, 2007 22:09
salam midooni ouna ba ehsasate hame bazi kardan va3 man kheyli mohem bood ouna be asia neshoon bedan irani yani ki?????????? heyf ouna nemifahmaman
ارسال شده توسط nastaran | August 3, 2007 12:01 AM
ارسال شده در August 3, 2007 00:01
سلام آقای نجف زاده
نمیخوام اسم ببزم ولی میدونی تو دوبی بچه های ما چه کازا که مکیکنن
طاقت میخواد ...
ارسال شده توسط امید | August 3, 2007 12:24 AM
ارسال شده در August 3, 2007 00:24
سلام.....هیچ نظری ندارم!
فقط میخواستم بهت سلام و خسته نباشید بگم و از اینجور حرفای کلیشه ای.
راستی...تو که تو تهران هستی و تو مرکز خبر میتونی به من بگی چرا نفر دوم این نظام(هاشمی رفسنجانی) سعی داره با گفتن اینکه "کشور در شرایط ویژه ای قرار دارد" به دولت ضربه بزنه؟....فکر میکنی زور کی بهش برسه؟؟!!
میدونم که اسم شریفشو سانسورمیکنی.....فقط بجای اسمش ننویس "اکبر گاف"!!
ارسال شده توسط مهدی تهرانی | August 3, 2007 2:52 AM
ارسال شده در August 3, 2007 02:52
سلام اقای نجف زاده یا شما زیادی خوبی و بدی های دیگران را بر نمی تابی یا اینکه یادت رفته همه بچه ها نیاز دارند که اسطوره داشته باشند حتی اگه بشه اسطوره های پوشالی!باورم نمیشه که این نگارش و بیان شما باشه کامران نجف زاده ای که ما می شناختیم با اونی که این پست را نوشته خیلی فرق داره. این نوشته بیشتر به وا گویه های یک زرد نویس بی ادب مجلات زرد می ماند!!!استفاده از کلمات سخیف و گفتن بی ادبانه چیزهائی که همه می دانند هنر نیست و برازنده محیط شما هم نیست خصوصا که قصد چاپ این مطالب را هم داشتید. اگر اینها را برای هشدار نوشتید که باید پرسید مگر چند تا شهلا در این کشور وجود دارند واگر هم قصد تلافی یا پاسخ گوئی به کس یا کسانی را داشتید اینجا مناسبش نبود.اعصابم چند روز است که از مطلبتان به هم ریخته از هر کسی جز شما انتظار گفتن این مطالب را داشتم...ادبیاتتان هم ضعیف است معمولا به مردها معشوقه نمی گویند!!!
ارسال شده توسط زهرا | August 3, 2007 5:32 AM
ارسال شده در August 3, 2007 05:32
واي. كامران جون از ته قلب من حرف زدي. ازين فوتباليستا يه بتي ساختن كه نمي شه بهشون نزديك شد. كوه قداستن. ماشالله! حالا هممون فيلم گندكارياشون رو ديديم ها! ولي باز مي گن شير ايرانن! نمي دونم رهرو راه شهيدانن. به زور مي برننشون مكه . كربلا. سوريه.يه زماني محرمي سر جويدن ادامس وقت پخش سرود ملي يك سال ممنوع البازي شد. حالا طرف با دختر مردم مي رقصه هيچكي هم بهش حق نداره چپ نگاه كنه.
من خودم ازون فوتبالي ها بودم ولي حالا كاري كردن كه اصلا دلم نمي خواد فوتبال ببينماخه يكي نست بگه مگه به جز فوتبال ورزش نيست. اصلا از پول زياديه كه اينا خوشي مي زنه زير دلشون.
ارسال شده توسط شاهد | August 3, 2007 9:45 AM
ارسال شده در August 3, 2007 09:45
سلام
سوژه های دیگری مثل
نفل وانتفالات کلان از تیم های دولتی با پول مردم به اسم حرفه ای سازی و...
دعواهای مربیان و کارشناسان و پا تو کفش نود کردن هم می تونه جالب باشه
.
.
.
به هر حال خوشحالیم که صدا و سیما یه چند تا خبرنگار هم داره که نمی خواند همه چیز را با زور به مخاطب تلقین کنند و مشتی بردهان استکبار جهانی! باشند.
ارسال شده توسط آدم مهم | August 4, 2007 4:56 AM
ارسال شده در August 4, 2007 04:56
سلام آقاي خبر نگار
خسته نباشيد بابا زحمت كشيديد چه عجب بالاخره طلسمو شكستيد و آپ كرديد .راستش ميخوام يك چيزي رو صادقانه بهتون بگم شما يك گزارشگر وخبر نگار والبته يك وبنويس قهاريد اما يك چيزي منو ناراحت مي كنه اونم اينه كه ديگه موقع گزارش هاتون اون صميميت رو تو چهره تون نمي بينم راستش احساس ميكنم (فقط احساس ميكنم )كه يكمي خداي نكرده گوش شيطون كر دارين مغرور !!!!!!!! ميشيد .بترسيد از اون روزي خداي نكرده غرور به سراغتون بياد كه اون وقت به قول حافظ
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
كلاه داريش اندر سر شراب رود
من مرضيه يه دانش جوي ساده دارم از آقاي خبر نگار ميخوام كه چشمهاشو بشوره يكبار ديگه به اطراف خودش دقت كنه ودر گزارش هاش هميشه طرف حق و بگيره
خداوند پشت وپناه شما و خوانواده محترمتون باشه
ببخشيد خيلي وقتتون رو گرفتم
ارسال شده توسط مرضيه | August 4, 2007 6:43 AM
ارسال شده در August 4, 2007 06:43
كاش هميشه اينجوري بنويسي. افشاگرانه و دردمندانه مثل گزارشهايي كه تهيه ميكني...
ارسال شده توسط nsm | August 5, 2007 2:12 AM
ارسال شده در August 5, 2007 02:12
سلام .چه عجب. مطلب جالبی نوشتی کامران .نسبت به مطلبهای قبلیت خیلی جالبتر بود.میدونی بحث تیم ملی سر اینه که سیاسیش کردن.بعدم بچه ها که هر کدوم فردگرا هستند و نمی تونن موفقیت یکدیگرو ببینن.
ارسال شده توسط مطهره | August 5, 2007 10:43 AM
ارسال شده در August 5, 2007 10:43
خیلی ماهی کامی جون قررررررررررررررربان صفای خبرهایت
من هم خیلی به خبرنگاری علاقه دارم اما.........
ازاون خبرت خیلی خوشم اومدکه حسابی والیبالی هارا که سوم جهان شدند به رخ فوتبالی های ....
کشیدی خوشم اومد خیلی ماهی
ارسال شده توسط زهرا | August 5, 2007 12:38 PM
ارسال شده در August 5, 2007 12:38
بازم سلام. قهرماني بسكتباليستها رو بهت تبريك مي گم.حالا نمي شه نام كامل اينا رو تو متنت بگي؟
ارسال شده توسط مطهره | August 5, 2007 5:12 PM
ارسال شده در August 5, 2007 17:12
الله اکبر
سلام
ممنونم که بازوبازوبازمی آیی،آخر تووامثال تو بایدباشی حتی برای چند روزی،این چند روز را از من به دل نگیر که همه ی ما در این دنیا چند روزی بیش نیستیم.بگذریم،شایدصفایی که در چشمهایت موج میزندو یا اینکه نوع گفتنت حرفهای دل من حقیر است و یاچیزدیگر که خدا{ارحم الراحمین}بهترازهربنده بنی بشری میداند در آخر از آن خداوندکریم خواستارموفقیت روزافزونتان هستم.
به امیدنامه ای دیگر
الله اکبر
ارسال شده توسط مهرداد | August 5, 2007 11:03 PM
ارسال شده در August 5, 2007 23:03
دروووود!
چند وقتي هست از آرشيو شدن اين مطلب!
اما احساس كردم حتما بايد كامنت بزارم!
خيلي چيز هاي ديگه مي شه نوشت پاي اين فوتبال،و بابا شدن بدون زن اين فوتباليست آخري،مطمئنا آخرين ماجرا نيست!
ارسال شده توسط روسو | August 6, 2007 9:24 AM
ارسال شده در August 6, 2007 09:24
سلام كامران .خبر جديد روكه شنيدي؟مگه ميشه تو ندوني!تازه تو بيشتر ما ميدوني.اين كه اقاي رييس جمهور عزيز گفتند كه پاداش بچه ها ي تيم ملي فوتبال رو پس بگيرند.اخه ادم عاقل اين چه كاريه ؟همين جوريش بچه ها رو عقده اي كردين از بس هي ميگين كه بد بازي مي كنيد بد بازي مي كنيد.اونوقت اين كار ديگه رو هم كه بكنين كه اينا همينشم بازي نمي كنن.ديگه بايد بريد در فدراسيون فوتبالو تخته كنيد .همون بهتر كه همين كارم بكنيد .اصلا فوتبال رو از ليست ورزشهاتون حذف كنيد.تازه ممكنه همون چهار تا لژينور هم كه داريم ديگه به سرشون بزنه و برن خداي نكرده مليتشون رو عوض كنند و برن تو همون كشورهايي كه بازي مي كنن واسه هميشه بمونن.ديگه بيا وببين.تازه اون كشورها هم كه از خداشونه.
يك انتقادي داشتم از يكي از اين دوستاني كه نظر ميدن.ان اقا كه از نحوه پوشش خانمهاي خبرنگار 20:30 انتقاد كرده .حتما بايد با پوشش مشكي ظاهر بشن.اخه پس تنوع طلبي كجا بره.حالا چي ميشه با رنگهاي مختلف لباس پوشيد.بعدشم اين مربوط به صدا و سيما ست كه تعيين مي كنه كي با چه نوع پوششي بر صفحه تلويزيون ظاهر بشه. درسته؟ حالا خيلي به رگ غيرت اين اقا برميخوره خوب نگاه نكنه.
ارسال شده توسط مطهره | August 8, 2007 9:18 AM
ارسال شده در August 8, 2007 09:18
به نظر شما چي كار بايد كرد؟ به قول خودتان همه اين حرفها رو ورزشي نويس ها بارها گفتند ولي پيشنهادتون چيه ؟ فوتبال رو بزاريم كنار بريم سراغ چي؟ سراغ سينما ؟ مگه تو سينما از اين چيزها كم ديديم ؟ بريم سراغ موسيقي؟ اون هم وضع بهتري نداره !! پس چه كنيم دل از همه چيز ببريم ؟ من با 18 سال سن تمام اوقات فراقتم رو كتاب علمي بخونم ؟ اخه ما چي داريم كه جايگزين اينها كنيم ؟ درد رو همه ميدونن شما درمان رو نشان بدهيد....
ارسال شده توسط محبوبه قديمي | August 11, 2007 3:09 AM
ارسال شده در August 11, 2007 03:09
سلام . من احتمالا آخرین نویسنده ی این مطلب هستم . و الان 24 مرداد است و خیلی از گذاشتن این مطلب می گذره .
من 1 بار هم فوتبال ندیدم .بدم می یاد.
چیزی که گفتید فقط ذره ی کوچکی از کثافت کاری های بنهان شده آقایونه . و جالب تر از همه اینه که ما برای تایید این کثافت کاری ها بیشترین جوایز نقدی رو بهشون می دیم و در ازاش بازی خوب که هیچ . کثافت کاری بسشتر تحویل می گیریم و کی گفته اینا یه ما مربوط نیست؟؟؟؟
مگر این ادم ها تو بازی هاشون با کشور های دیگه نماینده ما نیستند؟؟؟؟؟ هان؟؟؟؟
ارسال شده توسط سمیرا | August 15, 2007 12:37 PM
ارسال شده در August 15, 2007 12:37
سلام کامران خان... تا کی باید توی پرانتز حرف بزنیم چرا نباید همه چیز شفاف مطرح بشه تا کی باید در قید و بند نام ها قرار گرفت م.م و پ.ژ و گ.چ خنده داره ها.. ما هنوز نمی تونیم شفاف بگیم فلان بازکن بعد می خواهیم مستیقیم اسم فلان شخصیت رو ببریم و از دسته گل هایی که به آب دادن انتقاد کنیم حالا یا سودجویی سیاسی کنیم. واقعا زشته واسه ایرانی که اینجور ....... الله اکبر
بازم ممنون کامران خان متاسفانه مشکل ما اینه که همه چبز و می دونیم و خودمون رو به نادانی می زنیم.
شادزی.....
ارسال شده توسط تیام | August 17, 2007 4:34 PM
ارسال شده در August 17, 2007 16:34
امیدوارم همیشه نجف زاده باقی بمانی
ارسال شده توسط ابراهیم | September 14, 2007 11:42 AM
ارسال شده در September 14, 2007 11:42
بسمه تعالي
سلام
از تصويري كه از تو از طريق تلوزيون در ذهنم بوجود آمده بود بيشتر خوشم آمد تا تصويري كه از طريق وبلاگت به من مي دهي
البته يقينا هيچكدام كامران نجف زاده نيست و باز يقينآ وبلاگت تو را بهتر نشان مي دهد و به تو نزديكتر است تا سيما
اما اصل مطلب
هنگامي كه فردي ثروتمند شود
خوشتيپ باشد مشهور شود قوي باشد
احتمال فسادش بيشتر از ديگران است و چون همه مي شناسندشان بيشتر پخش مي شود
فوتباليستها در سن كم به همه ي اينها مي رسند به همين خاطر كمتر كسي ازشان در اين امتحان سخت خدا سر بلند ميشه
اما اين مطلب شامل خبرنگار ها هم ميشه
شايد خودت بهتر همكارهاتو مي شناسي
و بازيگر و مجري و ...
اگر ميخواهي فوتباليستها رو بشناسي برو ببين اينها از سنين 15و16 سالگي چه اخلاقهايي دارند و ياد ميگيرند
من يكيشون رو ميشناختم
16 سالش بود اهل شهرستان و تو تيم نوجوانان يه تيم تهراني
مادرش مدير مدرسه و از خانواده مذهبي
وضعيتش خراب بود
البته شايد از هر 100 نفر كه مثل اون شرايتي رو داشتند 1 نفر توانايي سالم موندن رو داشت
من تو ذهنم مي آوردم كه اگر اين چند سال ديگه بازيكن تيم ملي بشه ميتونه مودب باشه
خيلي واقعيت ها وجود داره كه همه مي دونيم اما توضيح دادنش مثل بررسي لجن ميمونه حتمآرو خودمون هم اثر منفي ميزاره
بهتر بود اين مطلب رو نمي نوشتي
ارسال شده توسط علي | October 3, 2007 1:07 AM
ارسال شده در October 3, 2007 01:07
عالی بود
ارسال شده توسط شهاب دشتی | October 4, 2007 11:57 AM
ارسال شده در October 4, 2007 11:57