« وزیر بهداشت؛مهمان وبلاگم | صفحه اصلی

خسته خانه

این آقا آمده پسرک را ببرد هواخوری.زوم کردم روی پیرمرد که وقتی از ماشین شیکش پیاده می شد دستش را روی مهره های انتهایی کمرش می کشید.گفتم احتمالا دو مهره آخری به جزیره ای توریستی رفته باشد.
من لابلای تخت ها می گشتم،حیران،خودم را گم کرده بودم وقتی مسوول رفیده از دردهای اینجا می گفت.پیرمرد وارد اتاق شد و یک راست رفت سراغ همین پسرکی که در عکس کنار من است.

۲۰۱۴-۱۲-۱۲ ۱۱.۱۰.۴۸.pngلباس های گرمش را با دقت پوشاند.پسرک برای پدربزرگ له له می زد.حرف نمی زد ولی توی چشم هایش ذوقی عجیب بود.نگو هر هفته بچه معلول ذهنی را می برد هواخوری.در حیاط و خیابان می چرخاند.یک اتول پلاستیکی هم برایش گرفته بود با یک بوق آزاردهنده.اتول با آن دسته  بلند که در دست مرد قرار می گرفت مثل جارو می ماند.چشم در چشم که شدیم سلام کردم.دستم در دستش ماسید.صورت سنگی بود.شش تیغ.جای کاوه گلستان خالی.رفیده جان می داد برای عکاسی.پرستار تند تند و نوک زبانی می گفت این آقا خیلی به ما کمک می کند.مرد نشنیده گرفت.حس کردم در چشم های پسرک غرق شده یا با خاطره ای تلخ تر از زهر ،یک یک می کند.
وقتی از شیرخوارگاه بیرون زدم داشتم امارکودکان بی سرپرست،آمار خلاف و ایدز و اعتیاد و ترک تحصیلشان را مرور می کردم.کاش از این پیرمردها می شد کپی گرفت.یک پیغام به وزیر کار دادم که رفیده را دریاب..دریاب.
چند خط هم نوشتم برای تو...که اگر توانستی کمک کن به اینجا...؛اصلاغیر قازان قورتکی ترین NGOیعنی همین پیرمرد!همه چشم ها به دست دولت نباشد.در صف نانوایی،در شیرخوارگاه رفیده،در سرمای وین روبروی هتل کوبرگ...؛مردم باید به داد"مردم" برسند.


کامران نجف زاده/سفیر کودکان و سالمندان

ارسال نظر

نظرات (10)

وحید بهروز:

اول!بالاخره وبلاگ داداش کامران به روز شد.خبرنگار قلب های ما

دکتر نیک آفرین:

متشکرکه با یک مطلب تکان دهنده برگشتی آقا کامران.امید ما به توست.

شیوا:

قلمت معرکه است.گزارش هات بی نظیر.من الان دانشجوی پزشکی هستم و از ده سالگی عاشق خبرنگاریتون بودم.سر بزنید مشهد

بهمن بهمنی:

سلام جناب نجف زاده، مطلب زیبایی بود. هز كردم;)

سلام اقای نجف زاده در مورد افرادی که نتونستند خدمت سربازی بروند عوضش بیشترشون مثل من کار افرینی کردند وچندین خانواده تونستند از قبلشون به زندگیشون ادامه بدهند ای بسا کار و کارافرینی بزرگترین خدمتی هست که به میهن عزیزمون میشد انجام دادچرا شما نیمه خالی لیوانو میبینید ودر گزارشتون به تحصیل کرده ها اشاره کردید.؟
با این پولی که میگیرند هم تکلیف بسیاری روشن میشه وهم بنیه نظامی ودفاع کشورمون قوی تر میشه !!!!!
و هم کار افرینی !!!!
اگر این کار نشه و نکنند چه کاری انجام بدند.؟؟؟ شما بفرمایید!!!!

فرشته:

با سلام
معمولا وب بلاگ ها یه قسمتی رو داره به عنوان "ارتباط" یا "تماس با من" و معمــــــــــــــولا این بخش قابل استفاده هست!!!!

ابوذر احمری:

سلام جناب نجف زاده.
عرض ارادت و خسته نباشی خدمت شما .
باعث افتخار هست که ما یکی هچون شما رو داریم.
خیلی فعال هستین خدا کمکتون کنه.
موفق باشید

amin:

سلام
شاید چیزی که از شما میخوام براتون خنده دار باشه فک میکنم کسی جز شما نتونه بم کمک کنه! من صدای شهاد هاشمی و دوست دارم دوست دارم از نزدیک ببینمش اون خوانندست و صداش به دلم ارامش میده میشه یجوری به من کمک کنید من از برنامه شب کوک خواستم ولی اعتنا نکردن میگن مجوز نداره خب چطور اهنگاش تو سایته چطور بقیه مجوز دارن؟؟؟؟

ایمان زاده:

با سلام.
آقای نجف زاده این سومین پیام است که در مورد جاده ی مرگ اهر-تبریز خدمتتان ارسال میکنم.
حالا که آمدی شاید گزارشی داغ از شما در رسانه ی ملی در مورد این بزرگراه که سالانه 140 کشته بر جای میگذارد مفید واقع شود.
جاده ای 90 کیلومتری که کار بزرگراه کردن آن از سال 87 آغاز شده اما متاسفانه پایانی برایش تعریف نشده.
جناب نجف زاده مر دم ارسباران چشم انتظارند.

ف.عباسی:

خوش بحال کسانی م3ل تو و پیرمرد! همین.....

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در December 12, 2014 11:49 AM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت وزیر بهداشت؛مهمان وبلاگم بوده است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.