« صاف بزن بالا! | صفحه اصلی | آرزوهاي سوخته! »

چرا نيستي تو؟!

تو كجايي الان؟! يعني من بايد اين نامه را دقيقاً به كدامين طبق از آسمان‌ها بفرستم عزيزم؟! شكم گنده بامشاد يا مدرنيته امروز مثل يك نون خامه‌اي است. اين وري‌ها مي‌گويند تويش لجن است و آن وري‌ها اعتقاد دارند بايد آن قدر بخوري تا رودل كني و دمر بيفتي. اين‌ها ما را از تو جدا كرده‌اند.
راستي ديشب كه به خوابم آمدي پير شده بودي. نگفتم كه شايد غصه‌ات بگيرد. وقتي رفتي جبهه با آن ساك سبك – كه حتي مرباي مامان را نبردي نكند بچه‌ها هوس كنند، كم باشد نرسد – صورتت مثل ململ بود و ميان آن همه مو، يكي فقط سپيد بود كه صدبار به من نشانش داده بودي. همان وقتي كه مي‌رفتيم از سر كوچه بستني بخريم و من از بغل تو پايين نمي‌آمدم. يادم هست. ديشب بغضم گرفت وقتي ديدمت ولي دستمال نداشتم كه يك دل سير گريه كنم. چه قدر فكر كردم صبح كه خدايا حالا كه همه قاطي كرده‌اند، من بايد اين‌ها را بنويسم يا ننويسم؟!
خدايا! خيلي از ما بچگي‌مان با صداي آژير قرمز و توپ و تانك گره خورده بود و بعضي‌هايمان البته نمي‌فهميديم ماجرا از چه قرار است. اما آنهايي كه فهميدند و ديدند هم حالا بعضي‌هايشان به يك آلزايمر ترش دچار شده‌اند. شايد هم آلزايمر دچار آنها شده است.
انگار بر تو چه گذشته است را كسي نمي‌خواهد براي ما بگويد. يك سري هم كه از بغل دست تو براي خودشان دكان دو نبش باز كرده‌اند...
چراچين افتاده زير چشمانت.چرا روزگارچنين است...چرانيستي تو...

ارسال نظر

نظرات (173)

بهاره:

متن قشنگي بود ولي براي آدمي كه ديروز سالگرد تولدش بوده است كمي غم انگيز به نظر مي رسيد

سلام آقای نجف زاده
تولدتون مبارک

گاه يك لبخند آنقدر عميق ميشود كه گريه ميكنم گاه يك نغمه آن قدر دست نيافتني است كه با آن زندگي ميكنم گاه يك نگاه آن چنان سنگين است كه چشمانم رهايش نميكنند گاه يك عشق آن قدر ماندگار است كه فراموشش نميكنم.
.
.
دیروز 29 اردیبهشت چه روز بزرگی بود تولد یه آدم محبوب و دوست داشتنی
بازم تولدتون مبارک

salam Aghaye pedar

bar to che gozashteh ast raa be dafa'ate ziad didehiem,shenidehiem, goftehand. vali engari maa
khod raa be nadidan va nashenidan zadehiem, va nakhastim baavar konim ya shayad ham bavareman shod, be rooye khodeman nayavardim

rasti to ke An balaie salam mara be khoda beresan


مهسا:

سلام . خیلی متن زیبایی بود . واقعا تحسینتون می کنم. راستی چرا دیروز تو تازه ها نگفتین که 100 نفر از صبح بهم تبریک گفتن. ما حساب نیستیم دیگه!!!

سلام چقدر قشنگ بود واقعا كه آخرشي اي كاش همه مثل شما اينقدر خوب به فكر همه بودند اما ديگه يه همچنين آدم هايي نيستند آخي عجب روزگار كثيفي است ....
دلم نمي ياد اينو نگم كه دم شما گرم.... همين.
فقط نميدونم شما كه اينقدر خوبيد چرا به وبلاگ من سر نمي زنيد..همين به خدا...
ما مخلصيم
تا بعد

سلام....

المیرا:

سلام
بالاخره نفهمیدیم کدوم روایت در مورد تولدتون درسته ولی مهم نیست
نمی دونم چرا ولی درکتون میکنم
نوشته هاتون محشره بدجوری رو همه تاثیر می ذاره

بچگی شما با آژیر قرمز بود...بچگی عده ای دیگر آوارگی...و بچگی کسانی مثل من...در ویرانی..بچگی کم است...تا حال هم هنوز در ویرانی هستیم...و مثل ریگ خرج می کنند و سالروز شکست حصر آبادان و آزادسازی خرمشهر را جشن می گیرند...و ما مردم این دیار...خیلی وقت است که هیچ جشنی به مذاقمان خوش نمی آید...دیشب شبکه دو می گفت آن موقع تابلو زدند: جمعیت خرمشهر را 36میلیون و من الان می گویم 70 میلیون...ولی نه...من می گویم هفتاد میلیونی در کار نیست...فقط خودمان هستیم...در کشوری که شعار عدالت...سازندگی...و خیلی چیزهای دیگر می دهد...خدا به مردم شهر من صبر بزرگی عطا کرده...یا حق...

یکی مثل همه:

خیلی قبل از این میدونستیم انگار سراغ این ادمایی که رفتند یا به قولی موندند رو از کی بگیریم ولی حالا این شک و شبهه لعنتی گریبان خیلی از ما رو گرفته که نکنه اشتباه کنیم و نکنه این قیاس مع الفارق باشه

سلام بابایی. انقدر خوشحال شدم .هم از دست نوشتهایت وهم از تماس با برنامه تازه ها .باور کن 10بارsmsزدم **حتی از یک هفته پیش. راستی دیروز جات خالی برای تو کلی تولد گرفتیم و کلی شیرینی خوردیم.های ما قدیمی ها رو بیشتر داشته باش ****** شب خوش.

IQ:

جالب بود و زيبا...

چرا نبودم دیروز که برنامه ی تازه ها را ببینم .
اما رفتم حرم ، جایتان خیلی خالی بود ، عکس هم گرفتم و تو ی وبم گذاشتم خواستید تشریف بیارید .
**********************************************
این مطلب زیبا بود اما کمی دیر هضم .
دوباره باید بخوانم
کمی خنگم .........

سلام
چیزایی که نوشته بودی یه دنیاست.دیگه نظر نمی خواد.
کاشکی هیچ وقت موها سفید نمی شدن تا غصه مون بگیره.

کاکتوس:

کامران؟!
من سکوت میکنم، تو خود حدیث مفصل بخوان!!!


یه چی بگم که حالا حالاها به کسی نمیگم! دلم برات تنگ شده بودااا... چند وقتی هم هست تو تی وی ندیدمت!

سلام کامران جان !چطوری؟خوبی؟واقعا متنت قنگ بود ....من خودم بچه ی دوران جنگ نیستم اما مامانم بابام همه ازش به عنوان بدترین خاطره ها یاد میکنن.....همش حرف بد ذاتی صدام و همدستاشه....
خدا ازش تو اون دنیاهم نگذره واقعا آلزایمر اونا رو گرفته!بابام الان پیشمه داره ازت تعریف میکنه(ببین چه بابایی دارم؟؟)همش ازتون تعریف میکنه!
یه جورایی طرفدارتونه اونم مثل من.....
متنت خیلی قشنگ بود....ممنونم که آپ کردی!!
خوب دیگه خدا تو را حافظ........

MARYAM:

salam kam kam dashtim negaran mishodim dishab ke tu 20;30 didamet khialam rahat shod.
dar panahe hagh
ya ali

سلام
گاهی اوقات بودن درد می آورد درد دیدن و فهمیدن و به قول استاد شریعتی راه بازگشتی هم از این فهمیدن نداریم شاید راحت تر زندگی کنیم اگر آلزایمر دچارمان شود.

arash kamangir:

salam.kash harfhaietan ra mifahmidam.kash az jense shoma az nasle shoma budam.in manam 1 nasle sevomi az nasle sukhte.nefrin be ma ke hich nadidim joz cheshmhaie khasteie imam joz dasthaie basteie erfan.nefrin be ma hanuz javanim.dobare dar dele in gharn zende mimanim.

avaz baran:

1-سلام داداش گلم
2- اومدي ...بالاخره اومدي ...اما اين بار با دل پر از درد...
3-منم دلم گرفته ...
4- توي وبلاگم يه متن نوشتم ..يه جورايي با نوشته ي تو هم خواني داره ... وقت كردي بخونش..ممنون ميشم
5-راستي بهم تبريك نميگي ؟ ...توي كنكور كارشناسي ارشد قبول شدم ...داداشي شنيدي ؟ قبول شدم ...يه تبريك خشك و خالي مرا بس است ..
6- دلت از چي گرفته ؟ بگو ...مي دونم ...مي فهمم ... منم دلم گرفته..
دوستت دارم ...
7- به اميد روزاي خوش ...
8-good bye...see you

یه بنده ی خدا:

چراهای بی جواب!
مثل همیشه ....
ولی امیدوارم این همیشه یه روزی تموم شه

یا علی

zahra:

شما هميشه بهترين بوديد وهستيد وخواهيد بود.
راستي تولدتون مبارك هميشه دوستتون دارم
باي باي

payizaneh:

سلام
چرا تو نیستی؟؟!

قشنگ بود مثل بقیه نوشتهاتون.
ولی این هوای دیگه ای داشت.

......:

دلم گرفت.


همین....

ح_ف:

ای که دستت می رسد
بدان
ما دستمان نمی رسيد
وگرنه نمی گذاشتيم که سيب هبوط کند
و گندم را در نطفه آتش می زديم
تا آدم آنها را به صورت حوا نکوبد
و گندم مجرم شود
حالا ما برای خدا تکراری شده ايم
و خدا می داند چه می خواهيم بگوييم
حتی ديگر از دست آيينه و آب و جارو هم کاری ساخته نيست
خودت برای آمدنت دعا بخوان
خواهش می کنم
خودت برای آمدنت...

شعری از: ايرج زنگنه


ياد باد آنانكه رفتند و هنوز هستند كساني كه يادشان كنند،آن هم به نيكي! البته همين تعداد هم كافي است ...آنها نياز به ياد آوري من و تو ندارند ...جايشان خوب است،خوب... خوب ...مي گوييم روزگار اينچنين شده...نه روزگار همان روزگار است با لباس جديد ...اين من و امثال منيم كه به خود جفا كردن را دوست داريم و گويي اين مرض ...لعنتي برايمان عادي است و چه قدر خوب روي همه بدكاريهايمان را ماست مالي مي كنيم و وقتي مي خواهيم كارمان را توجيه كنيم چه زود به بن بست مي خوريم و ساده ترين جواب را مي يابيم" دنيا عوض شده ! ما در دوران مدرنيزه هستيم و روزگار..." نمي دانم اين چه مدرنيته شدن هست كه هر چه بيشتر مي شود ديدمان كوتاه تر مي شود و درك معنويات در مغزمان نمي گنجد...چيزي كه من از اين دگرگوني مي بينم چيزي جز اين فرمول نيست:
مدرنيته = عكس انسانيت
كاش بتوانيم عكس اين را ثابت كنيم!

چه فرقي مي کنه!!:

سلام.خسته نباشيد.
ناتوانم از اينکه نظري بدم!!فقظ مي تونم بگم دستتون درد نکنه...بازم بهمون هشدار بديد...

سلام آقای خبرنگار.خوبی؟ مثل همیشه غوغا کردی. راستش امشب که خیلی دلتنگ بودم این مطلب تورو خوندم. خیلی زیبا بود. موفق باشی. روی کوچولوی نازت رو ببوس.
آدمـک آخــرِ دنيــاست، بخند... آدمـک مـرگ هـمين جاست، بخند... آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند...
دستخطي کـه تـو را عاشـق کرد شوخـيِ کاغــذي ماسـت، بخند... فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند... صبحِ فردا به شبت نيست که نيست, تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند...
راستـي آنچـه بـه يــادت داديم پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند... آدمــک نغمــه ی آغــاز نخوان به خــدا آخــر دنيـاست، بخند ...

جناب آقای نجف زاده
با سلام و آرزوی موفقیت جنابعالی
اگر فرصت کردید سری به وبلاگ حقیر بزنید.شاید چیز هایی که احیانا گاهی به دردتان بخورد پیدا کنید.مطلب مداد رنگی های چهل ساله را هم که به مناسبت هفته معلم نوشته ام حتما ببینید.البته اگر چیز جدید به درد بخوری باشد شما را خبر می کنم.
موفق باشید.

Posted by محمدعلی مقامی at 30 اردیبهشت 1386 11:32 بֽظֽ

حديث:

خوشا به حال آنها،بد بر حال به ظاهر خوش ما!
ممنون كه بيش از اين منتظرمون نگذاشتي.

ستایش:

به گمانم چین و چروک زیر چشمانش به خاطر خاکی است که لا به لای خطوط منظم اما تنگ صفحات تقویم این سالها خورده!!که شاید حتی جایی برای نوشتن چند جمله ی کوتاه و تلگرافی هم برایش نباشد و خیلی ساده همه ی ابهت بودنش توی یک یا نهایتا دو کلمه خلاصه می شود...ما هم که خب یادمان نباشد برگی از تقویم ورق بزنیم
ولی هست...همیشه خواهد بود!!فقط ما ردپایش را میان خط خطیهای درهم امروزمان گم کردیم!!!

زیبا بود مثل همیشه

شنیدن خبر مرگ باغ دشوار است
ز باغ لاله ها خبر داغ بسیار است
گناه اول ما افتتاح پنجره بود
گناه دیگر ما انهدام دیوار است
مرا زمان ملاقات آفتاب رسید
مکان وعده ما زیر سایه دار است

هنوز طعم دستهاشو می شه حس کرد روی خاکی که اگر او نبود نبود یا اگر بود چنان بود که...
من وامثال من نه صدای اژیر شنیدند ونه ...
اما بخواهی یا نه یک چیز هایی یک رگ های قرمزی روی تنشان که کمتر جای سالمی دارد از دست این زمانه وهمان بامشاد ها و...
بغضض !!!!هه !!!بغض که نان شب وروزمان است !!!
تو دستمال نداشتی گریه کنی من بدبخت چشم هم نداشتم که بتوانم...
حالا بگو چرا چین افتاده زیر چشمهایت چرا روز گار چنین است... چرا تو نیستس...

_________@@@@@@@@
________@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@______@@@@@___________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________@@@@@@@@@_______@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________@@@@@@@@@___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@@________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@ یه گل کوچولو تا که بفهمی همیشه به یادتیم..... موفق باشی...خدا تو را حافظ....

سلام ... گمانم تبریک الان من بابت تولد کوچولوتون رو نشه تبریک سوخته اسم گذاشت ... چون مطمئنم بودنش هیچ وقت براتون کهنه نمی شه ...

داستان اما ... کوتاه بود ولی، حس دوباره خرداد و اینکه تو این ماه بیشترمون هوس می کنیم رادیو رو که روشن می کنیم یکی با یه ته لهجه جنوبی بخونه:" ... شهر آزاد گشته ..." ... اون روزها ... آژیر ... پناهگاه ... خوش به حال آدمها ...زنده باشید

aghaye najafzade .in matnetun dar murede kie?rad murede pedaretun nist?

چقدر تلخ و خوندنی!
چند بار خوندمش...
واقعیت اینه که:

امروز برای شهدا وقت نداریم
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

با حضرت شیطان سرمان غرق گناه است
ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم

چون فرد مهمی شده نفس دغل ما
اندازه ي يک قبله دعا وقت نداریم

در کوفه تن غيرت ما خانه نشين است
بهر سفر کرب و بلا وقت ندارِيم

تقويم گرفتاري ما پر شده از زر
اي سرخ گل لاله تو را وقت نداريم

هر چند که خوب است شهيدانه بميريم
خوب است ولي حيف که ما وقت نداريم!

nafsa:

اول سلام همكار عزيز و گرامي البته شايد من يه نمه شاگرد شما هم باشم ولي در جايگاه خودم مثل شما!!!!!!!!(تعريف نباشه)بهترينم.دوم:خداييش خيلي متن قشنگي بود ميدوني شايد متن خيلي ساده بود ولي خوب حس رو منتقل مي كني خب مني كه تو اون دوره نبودم اقعا به نظرم خيلي عالي بود

باخه وان:

سلام؛
عالي بود؛ ما دوست داريم؛ روزي تو شبه بهنودي خواهي شد.

کاش نمی گفتید !!!
( هر چند که خیلی از ما می دانستیم ... )

mahdi:

یک کم زیادی خیلی بیش از حد ادبی و در هم ورهم قاتی پاتی نیست؟

نانا یه دوونه:

از میان کسانی که برای دعای باران به تپه های می روند - تنها آنان که با خود چتری به همراه می برند - به کار خدا ایمان دارند.

avaz baran:

سلام به دلشكسته ترين داداش دنيا ......
هواي گريه هواي قشنگيست كه گاهي به آن سرك ميكشم... دلم مي گيرد و باز ابرها به كمكم مي آيند.... دلم براي قلمم مي سوزد ....سالهاست كه زير بار دلنوشته هاي خيس , كمرش شكسته , اما هنوز هم درد نوشتن را تحمل ميكند .... مي نويسم ....از تو كه نيستي .....
چرا نيستي تو ...... ؟
خاطرات قديمي , نامه هاي كهنه ي زرد شده , قرآن , يك شانه ي گرد و كوچك تسبيح , مهر , سجاده و چفيه , ... اينها سهم يك ساك سبك بود كه با خودش مي برد ... سهم او از خانه ي قديمي .... سهم او از تمام بدون مرزها ... يك آيه قرآن بود ... چرا نيستي تو...؟
سالها گذشته و امروز ساك سفر , بيشتر احساس سبكي ميكند ... بغض هايش را خالي كرده و دلمردگي هايش را جايي آن دورتر ها جا گذاشته است ...اما هنوز چيزي روي دلش سنگيني مي كند .... يك نامه ي پست نشده ...... !!!
چرا نيستي تو ....؟
هر روز چادر گلدار قديمي اش را سر مي كند .... ميرود جايي و سبك مي شود ... همين نزديكي هاست .... يك اتاق كوچك , پر از تنهايي .... خالي خالي خالي.... يك لوح سفيد , و خط نوشته اي با نام گمنام ............
چرا نيستي تو ..... ؟
با پلاك آويزان از آينه ي ماشين بازي ميكنم ..... تاب مي خورد ..... دلم شور مي زند ... بغضم را نگه مي دارم .... گفته بود مرد باش .... يادم رفته بود ....
چرا نيستي تو ....... ؟


دكان دو نبش , آپارتمان , فروشگاه , برج ............... اگر او نبود هيچ كدام از اينها ساخته نمي شد ....اگر او نبود كسي شكمش گنده نمي شد تا همه بفهمند طرف , هوادار مدرنيته است ..... اگر او نبود كسي صاف بالا نميزد .... !!
اگر او نبود , كسي آنقدر پول نداشت تا بتواند اينهمه نان خامه ايي كه تويش لجن است بخرد و آنقدر بخورد كه دمر بيافتد .......!!
اگر او نبود كسي آلزايمر نمي گرفت تا او را يادش برود ..... اگر او نبود كسي هم نبود .............. باور كن .......
به كسي بد نكرد ... اما همه به او بد كردند .... شايد از دست منو تو و به اصطلاح مدرنيته ي امروزي ...زير چشمانش چين افتاده ....... اما ... به قول تو واي از بامشاد هاي امروزي .......


هانیه:

یاحق
سلام
من زمان جنگ نبودم...من هیچ کدوم از این ها رو که می گین ندیدم..وقتی شما توصیفش می کنید حس می کنم اونجا هستم....کاش دنیای ما اینجوری نبود...کاش به قول شما (بعضي‌هايشان به يك آلزايمر ترش دچار شده‌اند. شايد هم آلزايمر دچار آنها شده است.)دچار نمی شدند....کاش من و بقیه وقتی می خواستیم از اون موقعه ها بپرسیم با نگاه های تعجب و پر از خشم هم کلاسیهامون مواجه نمی شدیم...چرا مااینگونه دچار این همه غفلت و بی تفاوتی شدیم؟؟؟؟
یا علی

aitay:

سلام
من زمان جنگ نبودم ولی به تقدس تپش قلب رزمنده ها ایمان دارم.
باد سنگین زمانه بی امان می وزد تا رنگ نگاهمان خشک شود .درست است که همه قاطی کرده اند ولی برای کسی که این را میفهمد زندگی بسیار شیرین است.
باور کن.

salam Aghaye pedar
midoonid dishab bad joori delam hawaye karbala kardeh bood. koli gerye kardam, nemidoonam chera har vaght esme karbala ro mishnavam boghzam migire va dar tanhaie khodam mahshari dorost mishe, khosh be haaletoon ke raftin. khosh be haaletoon ke saahebe haram doosetoon dasht va bishtar az ouni ke fekr mikardin negahetoon dasht
baram doaa konid taa manam beram

سلام روز خوش
چه عجب دوباره بروز شديد اونم فرداي روز تولت

انشاله كه خير است

ترنم:

سلام !!!!!!!!!
نگو كه اينها حرف خودته وتو فرزند شهيدي كه باورم نمي شه ما شاا..كم هم قلمبه سلمبه هم كه نمي نويسي .بگو قضيه چيه؟؟؟؟؟

عاطفه:

سلام آقاي نجف زاده باورم نمي شه اول شده باشم
خيلي خوشحالم كه اول شدم راستش هنوز مطلب رو نخوندم از ذوقم اومدم اول اسم خودم رو ثبت كنم

nasir:

سلام اینم لالایی بچگیامون یادت میاد:
ای لشگر صاحب زمان اماده باش اماده باش
بهر نبرد بی امان اماده باش اماده باش
سر نیزه ها فانوسخه ها بندیدمحکم بر کمر
بندید بند کفشها با سرعت شیران نر
بهر وداع اخرین بوسید روی یکدگر
گویید با همسنگران اماده باش اماده باش
......
از میمنه وز میسره حمله کنید از هر طرف
تازید چون شیر ژیان اماده باش اماده باش
.......

زيگورات:

نمي دونم چي بگم.به نظر من ادمايي كه اعتقادشون اينقدر واسشون مهمه كه به خاطرش از جون خودشونو ايند ه ي خونوادشون ميگذرن تو هر دين و ائيني شايسته ي تقدي رو سپاس گذاريند.هر چند اونا واسه من و تو نرفته باشن .واقعا چطور ميشه حساب اينارو از همونايي كه الان نون اسم شهدا رو ميخورن سوا كرد.به هر حال...
حرصم ميگيره اينقد به اين چيزا گير ميدي؟خوبه ازشون ياد كنيم ولي نه كه زنده ها رو فراموش كنيم!
بعد اين همه وقت ومدي اصلانم حال ندادي كامران خان.
من فردا نه صبح امتحان دارم هنوز شروع نكردم.
حال داري تو هم!!
تو را چه شود داداشي؟

عاطفه:

اي واي آقا كامران الان فهميدم چي شد شايد من نفر اول نباشم ولي كاشكي كه باشم
به اميد اينكه وقت كنم بيام متن رو بخونم ونظر بدم الان تازه از سر درسهاي كنكور بلند شدم واصلا توان خوندنه حتي يه كلمه رو ندارم
يا حق

سلام
من شهريور 68 هستم.وقتي به دنيا اومدم كه همه خانواده ام به خصوص مادرم غم از دادن دو برادرش راداشت.
وقتي يه ذره بزرگتر شدم چند تيكه استخون از دايي ام بعد از 15 سال چشم انتظاري اومد ومن گيج و مات گريه مي كردمو گاهي از خودم سؤال مي كردم چرا ...
حالا با تمام فيلم هايي كه ديدم با تمام خاطره هايي كه شنيدم وبا اينكه خاك شلمچه را هم لمس كرده ام ولي هنوز خيلي چيزها من وهم سن وسالانم نمي دانند.
كاش آن قدر از جنگ مي دانستم كه وقتي يكي از هم كلاسي هايم با جسارت بيش از حد مي گفت :جبهه كه ججاي به خصوصي نيست من هم اگر بودم ...كاري نكر دندو(بگذار بقيه اش را نگويم كه شما هم مثل من حتمن بغضتان مي گيرد براي خالي كردنش شانه اي نخواهي يافت)
ولي سكوت نكنيم گلدسته هاي مسجد خرمشهر انتظار ما را مي كشد كه فرياد بزنيم ايران زنده بمان

ببخش اگر چند غزل معطل می شوی.....

دوست عزیز سلام!خسته نباشید....
با دو کار از جدیدترین شعرهایم به روزم و بیشتر از همیشه منتظر تو و حرفهایت...
(جای تو خالی تر شده باید بیایی)
بدجور منتظرم.....

salam Aghaye pedar
milaade khaanom zeynabe kobraa mobaarak

toonestid tashrif biarin weblogam, nemikhain eydi bedin
man az shoma eydi mikham, yadetoon nare

سلام کامران عزیز... خیلی زیبا و با احساس مینویسی... تبریک میگویم این همه استعداد در نوشتن و ...

سلام
سایت خوبی است
چرا از عکس استفاده نمی کنی؟
با تبادل لینک موافق هستی؟
موفق و موید باشی

سلااااااااااااااااااااااااام
نمیدونم چی بگم
با تبلیغات صدا و سیما با عکس های زیاد رو در و دیوار با حرفای جانبازها با این همه فیلم بازم بعضی ها به خودشون نمیان
انگاری یه لایه از سیاهی دورشون حلقه زده که نمیذاره نور رو ببینن
انگار نمی خوان به خودشون بیان و ببینن جنگ تموم شده و دیگه باید از پیله های سنگی که واسه خودشون ساختن بیرون بیان
جوونای ما هم که قربونشون برم انگار به جای اینکه به ملت و فرهنگشون افتخار کنن دارن ازش فرار میکنن
نمی دونم افتخار ایرانی بودن رو دارن به چی میفروشن
از کسایی که تا پای جون واسه دفاع از ملیت و حفظ ذره ذره ی خاک وطنشون مایه گذاشتن خجالت میکشن و راه و هدف کسایی رو دنبال میکنن که خودشون تو بیراهه ها اسیرن
و چون دارن تو باتلاق کارای زشتشون غرق میشن میخوان بقیه رو هم با خودشون نیست و نابود کنن
بعضی از ایرانی ها الان دارن نقشه ی این آدما رو عملی میکنن.
فعلا...

ساره:

به نام آرام دلها
سلام
من زمان جنگ اصلا نبودم صدای گلوله و آژیر و از این چیزها نشنیدم. با شهیدا- جنبازها- آزاده ها هیچ نسبتی ندارم به این هم کاری ندارم چرا جنگ شد چرا تموم شد .اصلا باید شروع میشد که تموم بشه؟ولی یک چیزی رو می ودنم برای هرچی بوده اون هایی که رفتن جبهه آخرتشون رو خریدن ولی دنیا رو باختن چون ما جوون هایی الان ارزشش رو نداریم اصلا این حرفا حالیمون نیست.پی عشق و حال خودمونیم.جنگ کیلو چنده؟تموم شد رفت پی کارش.
تقصیر خودمون هم نیست .هیشکی به همون هیچی نمیگه.تا حالا شده از 4 تا جوون دعوت کنن مثلا در مورد فتح خرمشهر چی میدونی؟
خدا کنه ما رو ببخشن

المیرا:

سلام
پنج شنبه وقتی برای ظهورش دعا کردین رفتم تو فکر
نمی دونم اماده ام یا نه ..نمی دونم اگه بیاد پیشش رو سفیدم یا نه ...نمی دونم برای اومدنش دعا کنم یا ازش فرصت بخواک تا در مورد خودم فکر کنم
شما چی؟...اماده این؟..

سلام آقا کامران خوبی ؟من مصاحبه تونو با برنامه ی تازه های سیمای خانواده ندیدم...باور نمیکنید وقتی فهمیدم که با شما واسه روز تولدتون صحبت کردن و من ندیدم اینقدر ناراحت شدم که نمیتونستم یه لحظه آروم بگیرم آخه همون روز و همون لحظه که قسمت اول تازه ها رو داد من کانال تلویزیون رو عوض کردم ....بعدش به تموم بچه های اینجا(طرفداراتون!)گفتم اونا هم یه عالمه گشته بودن تا شبکه ی یک و ارشیو سیمای خانواده رو پیدا کردن!
بالاخره منم تونستم ببینم ....مصاحبه ی قشنگی بود... اما یادت باشه نگفتی اولین نفرایی که واست جشن تولد گرفتن و تبریک گفتن کیا بودن ها؟!
بهر حال بازم تولدت مبارک ....ایشالااونقدر زندگی کنی که خودت میخوای!اما با موفقیت وتندرستی راستی چرا میخوای زود از خبرنگاری جدا شی خیلی ها هستن بالای 50سال که خبرنگارن...اما خوب راست میگی بازده میاد پایین ...همیشه هر کاری که فکر میکنی درسته رو انجام بده ...خداتو را حفظ جناب خبرنگاری که به قول بابام خیلی مودبی...به قول بابام تو خبر خوندن وخبرنگاری مودب بودن شرط اوله که تو این شرطو داری.... مثل همیشه موفق باشی!

به نام مهربان ترین
سلام
خیلی قشنگ بود...
راستی تولدتون مبارک جناب خبرنگار!!!

سلام!
چقدر قشنگ بود!.....همين كه وسط امتحانا حال و هوام رو درست كرد عالي بود!....دعا كنيد برام!....بهار

سلام آقای نجف زاده.
من چندتا سوال دارم.
مگه اون انگلیسیها که اومده بودن تو آب ایران متجاوز نبودن ؟
مگه تجمع دانشجویی روز 12 فروردین مقابل سفارت انگلیس قانونی نبود ؟
پس چرا به اونا کادو و سوغاتی دادن ولی یک دانشجو که برای دفاع از ایران در اون تجمع شرکت داشته و با وجود چند عکاس حرفه ای در آن جا او هم مشغول عکاسی بوده توسط نیروی انتظامی دستگیر و در دادگاه انقلاب به به او اتهام اقدام علیه امنیت کشور زده اندو در حالی که او فرزند شهید می باشد برای او قرار 7 میلیو تومانی صادر کرده اند

H.Mousavi:

تو چه طور اينقدر قشنگ حرف مي زني ...
و پر محتوا

درود!
اين يعني عيول مناسبت؟؟
از وقتي يادمه جنگ بوده و جنگ!
تا شش هفت سالگي خودم موشك بارون رو حس كردم و از اون وقت به بعد هم بوسني و چچن و فلسطين و لبنان!كه با جنگهاشون بزرگ شدم انگار!
رو دلم چيزي سنگين نميشه وقتي ميگم: ميخوام از اون آلزايمري ها باشم...!

chi begam?!

ساره:

به نام آرام دلها
سلام
تولد 29 تون مبارک .
راستی همین نسلی که از جنگ چیزی دیده به خیلی چیزها در مورد امام نیاز داره.
پس شما به ما کمک کنید.
حق نگهدار

سلام ... و خسته نباشيد ... شايد دليل اينكه يه وبلاگ نويس صرف سراغ شما آمده صراحت شماست ... شايد قيافه اي كه به دل مينشيند ... شايد گزارش هاي داستان وار ... ولي قدر صراحت و پاكي قلم را بايد دانست ... نميخوام خيلي دست به قلم صحبت كنم اينجا دنياي مجازيه جايي كه همه مرزها شكسته شدن حتي اگه خيلي هاشو رو دوست نداشته باشيم ... در هر حال دوست دارم نجف زاده همان بماند كه هست بي ريا و صادق ... گذشته از اين حرفها ... برادر بزرگترم به من نگاه نكن كه كلمات را نزديك به فرنگ لغات مينويسم!!! شما تو نت راحت بنويس اونطور كه صحبت ميكني و ميكنن ... فكر ميكنم گفته هات دلنشين تر بشه ... فكر ميكنم! ... اليس صبح بقريب

سلام.... كامران خان متنت زيباو دلنشين بود من توي خوزستان با صداي آژيرها و موشك باران ها بزرگ شدم 5 سالم بود كه بمب باران كردن من توي اتاق خواب بودم موج انفجار به حدي زياد بود كهشيشه هاي اتاق روي من خرد شد با گريه ازخواب پريم تا سه هفته حتي نمي تونستم روي پاهام بايستم همش به خاطر اين موج انفجار بود .. نه من خيلي ها مخصوصا توي همون خوزستان بي مهري ها رو با بعضي يادگارهاي جنگ ديدن .. بعضي از اين يادگارها هم ...هيچي خودت كه گفتي چه خبره
راستش يه مطلب زدم ازت يه درخواست داشتم ببيم مي توني واسه من اين موضوع رو حل كني ؟
شادزي

salam

اي روزگار ... امان از کساني که خودشون رو پشت اسلام قايم ميکنند. من حاضرم با اسرائيلي ها رفيق بشم ولي دور و بر يک همچين آدمهايي نگردم. امان از خودي که هرچه مشکل داريم از اونه.
يا حق

مطلبتون خیلی جالب بود. از قلم زیابتون لذت بردم.
لینکتون زینت بخش وبم شد.
موفق باشید

مطهره:

واقعا زيبا متن بقول معروف از خودتون ىدر ميكنيد.
حالا واقعا اين متنو به كي تقديم كرديد؟فرد خاصي مد نظرتون بوده؟


-آره پسرم وقتی شیش ماهه بودی بابات رفت !
- مامانی ، من الان پینج سالمه، بابا پس کی می خواد بیاد ؟
- صبر داشته باش ، عزیزم !
---------
- تولد نه سالگیت مبارک!بهت گفته بودم بابات میاد . بیا اینو ببین!
- مامان ، این که فقط یه پلاکه! پس بابا کو؟

سلام آقاي خبرنگار
با تشكر از مطلب زيبايي كه نوشته اي.متاسفانه ما آدم ها خيلي زود آنچه كه نبايستي هرگز فراموش كنيم را زود از ياد مي بريم.
اي كاش هرگز از يادمان نرود كه بودن ما تنها با جانفشاني انسانهايي ممكن شده است كه آسماني بودند و يادمان نرود كه آنها رفتند تا ما بمانيم و لي افسوس كه ما به جاي خدمت! .....
هيچگاه فراموش نمي كنم صحنه اي كه مادر شهيدي كه با گذشت سالهااز شهادت فرزندش باز هم دلش براي فرزندشهيدش تنگ شده بود و در ساعت 11 شب آمد و آرام روي قبر فرزندش خوابيد و گريست آن شب همه فكر مي كردند كه او كارتن خواب است اما نه او مادر شهيدي بود كه خود را براي پاسداري از اين ديار فدا كرد .
اي كاش بجاي خيانت به خدمت كردن فكر مي كرديم و اي كاش شهدا را صادقانه ياد مي كرديم و در خاطرمان براي هميشه ثبت مي كرديم.

رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هدردند
سلام کامی دمت گرم خوب بود چرا دیر دیر اپ میکنی یکمی زودتر اپ کن
مخلصیم
عمران خودمهر

سلام خوشحالم آقای نجف زاده. مطلب جالبی بود.موفق باشین

emma:

سلام.اولین بار است که نظر میدم.میگم چرا نگفته بودی28 اریبهشت تولدته؟

سلام کامران جان ...فکر کنم سرت خیلی شلوغه ...
موفق باشی...گزارش دانشجوهات خیلی قشنگ بود...
ما امتحان داریم سرمون خلوت تره....
الهی....مواظب خودت باش

سلام چه طوري؟
خيلي خوشحالم كه اين وبو پيدا كردم چون تو بيست و سي بد جور از خبر گفتنتون خوشم اومده...
با اجازه لينكتون كردمو بازم بهتون سر خواهم زد.
تا بعد.

سلام چه طوري؟
خيلي خوشحالم كه اين وبو پيدا كردم چون تو بيست و سي بد جور از خبر گفتنتون خوشم اومده...
با اجازه لينكتون كردمو بازم بهتون سر خواهم زد.
تا بعد.

فری:

سلام .
تولدت رو هر چند دیر اما تبریک می گم . تولد یک فکر خوب ، خیلی خوب !
من نمی دونم گاهی خدا به قلم بعضی ها انقدر لطف می کنه که چیزی که می نویسن همه رو تکون میده . یه شوک خوب و دوست داشتنی !
یکی از اونها هم قلم شماست . زیاد بنویسید و از خدا اینجوری شکر کنید !
یکی از هزاران دوست ندیده شما

آقاي نجف زاده
تو اون مصاحبه با دانشجوهاي بسيجي مي شد سؤالهاي قشنگتري هم از كپي كردن مطرح كرد
مثال :
* فكر مي كنيد نظر ساير دانشجويان نسبت به شما چيه ؟
* يا از اون آقايي كه تعجب كرد شما ازش پرسيديد سيگار ميكشه يا نه و گفت دست شما درد نكنه ....
بايد مي پرسيديد چرا عجيبه ، مگه شما جوان ايراني نيستيد ، بيش از نيمي از جمعيت جوانان ايراني سيگار مي كشند
* آيا هيچوقت احساس تافته جدا بافته داشته ايد ؟

به اميد روزي كه نام آقاي نجف زاده نه فقط به خاطر گزارشهاي قشنگش بمونه بلكه به خاطر آزادگيش ، به خاطر آزادي بيان ، روشنگريهاش و .....

درود!
اين مطلب آخري انگار آخر انفجاره!
كامنت ها رو مي خوندم...
نمي دونم بقيه هم اين حس رو مي كنند يا نه!
وقتي مطلب رو مي خونم، محاله با صداي شما نباشه...!

امروز دوم خرداده!
و ياد آن روز نوستالژيك دوم خرداد انگار...!!!
دلم چقدر براي خاتمي تنگه!...
براي مردي با عباي شكلاتي...

سلام اقای نجف زاده
وقتی توبه دنیااومدی فرشته داشت بارون می اومدولی هواابری نبود.
میدونی چرا؟
اخه فرشته هاداشتن گریه میکردن چون یکی ازاوناکم شده بود.
باچندروزتاخیرتولدتون روتبریک میگم وامیدوارم همیشه موفق باشین.
خوشحالم که لااقل یکی پیداشدکه مردمی باشه وازمردم
یکی که طوری کارکنه که هیچ رغیبی نداشته باشه.تبریک تبریک تبریک

ما بالاخره نفهميديم بايد چي كار بكنيم كه شما نظر ما را هم بخوانيد و در سايت قرار دهيد چون تولدتان را تبريك نگفتم نظرم نيست خيلي آقايي به خدا

?????????????:

يعني واقعا اين قدر گريه سخته!!!!!!!!!!!!!!!
شايدم شما داري سخت ميگيري.اما فقط يه دل پر ميخواد نه چيز ديگه اي

نصیر:

من وایستادم پس چرا نشستی.من وایسادم تو هم بایدپاشی ببخشید×من وایسادم یه درخاست دارم
همه پای پیشرفت ایران بایست پاشن
شنیدم یکی واسه ایران خواب بد دیده!

عبداللهی:

نکنه تو هم از اون يك سري كه از بغل دست او براي خودشان دكان دو نبش باز كرده‌اند، باشی !نکنه اینجا دکونه نه وب !!!
اصلا چرا اینا رو می نویسی ؟؟؟

پای صدام که به خرمشهر رسید ، یک چیزی تو وجود ما شکست. یک حسی مثل غرور ، امنیت و ... شاید هم عشق !
نخل ها که سوخت ، همه ما اهل خرمشهر شدیم ! آواره شدیم و تلخی جنگ را چشیدیم . فرقی نمی کرد چند ساله یا حتی چندماهه بودیم . همه مان خرمشهری شدیم تا بمب و موشک و ضد هوایی،خاطره خیلی از شب ها و روزهایمان شود.
خیلی سعی کردیم در سالهای قد کشیدن ،بغض و جنگ و خاطره هایش را جا بگذاریم ولی حالا هرجای دنیا که گلوله ای شلیک می شود ، دوباره شهری با نخل های سربریده و دیوارهای سوراخ سوراخ یادمان می آید .
وقتی خرمشهر ۳۶میلیونی شد ، انگار تمام رنج ها و غصه هایش را بین دلهای همه ما تقسیم کردند. فرقی نمی کرد چندساله یا چند ماهه بودیم . آن موقع واقعا ایرانی شدیم !
گنبد مسجدی که توپ ، نیمه خرابش کرده ، پاهایی که سالهاست حسرت یک قدم به دلشان مانده ، درد زخم های بی التیام ...یا آنهایی که نیستند و باید تو زمین دلمان ،به جایشان شقایق های بی طاقت بکاریم ... اینها را با مد و کلاس گذاشتن و رفت وآمد لحظه ها نمی شود فراموش کرد!
حالا اینها خاطره های ماست . همه کودکی ما . گذشته ما که با آن غرورمان را پس گرفتیم ! همین هاست که نمی گذارد خاکمان را با هیچ کجای دنیا عوض کنیم . هرجور که باشد، تمام بودن ماست .
فقط ایران ،ایران است ، اگر عاشق باشی ! عاشق اگرباشی ،حاضری ........


سلام.روز اصلاحات مبارک

سلام مجدد.
چند روز پیش نظرمو راجع به نوشته خوندنیتون گفته بودم.
اما امروز تازه فهمیدم سالرزو میلادتون توی ماه اردیبهشته.
دقت کردین اردیبهشتیا همشون یه جور خاصین؟یه جورایی ویژن، کمیابن.
منم اردیبهشتیم آخه!!

سلام.
خیلی زیبا بود.
موفق باشی مرد خبرنگار!

سلام داداش گلم
2 2 سال توي اين هواي گرفته نفس كشيدم و دم نزدم .....فهميدم خيليا دارن صاف بالا مي زنن .... فهميدم كه نفس كشيدن تو هوايي كه اون نيست خيلي سخته .....
1 – چند وقت پيش يه كامنت برات گذاشتم نميدونم خونديش يا نه كردي ... چيز بدي نگفته بودم ...خودتم خوب ميدوني عين واقعيته ......
2 – حالا خوبي يا هنوزم دلت گرفته ... ؟
3 – داداشي .. اگه بدوني چقدر دوست دارم ... باور كن اين خواهر كوچولوت خيلي نگرانته .......
4 – راستي حال امير كيان چه طوره ....؟ ببوسش و مراقبش باش .
5 – دل شكسته ي تو , راز نوشته هاي من است .... و من مدام از تو مي نويسم......
غصه نخور ..... دري باز ميشود و كسي مي آيد ..............

دلمردگي هايت را جايي بگذار ..... جايي در قلب كوچك من .... پنهانش مي كنم .... سبك مي شوي .... باور كن .........

salam behtarin, aziztarin, mehrabantarin, ba kelaastarin, ba ma'refattarin, ba adabtarin
mahboobtarin... mojri va khabar negaar dar jahan
haletoon khoobe? rasti az kian joonam che khabar? elahi ame ghorboonesh beshe, ishalah too
lebase damadi bebinimesh <:-)k

barf az Asemoon khasteh mishe,zemestoon bahoonas
barg az derakht sir mishe, paaiez bahoonas
delam baraat tang mishe, comment bahoonas
<:-(

****بمناسبت آزادسازي خونين‌شهر *****
* شهداي دست‌نيافتني به چه درد مي‌خورند؟ *
* فكر مي‌كنيد شهدايي كه در طي اين 15-20سال پس از جنگ براي‌مان ترسيم كرده‌اند بيشتر شبيه به كداميك است؟ *
* جدا آنهايي كه در طول 8سال به جبهه‌ها مي‌رفتند همه از همان بدو تولد "گداله نور" بودند؟ *
**************جايي براي بودن***************

^^^^^^^^#####################^^^^^^^^^^
^^^^^^######^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^^^
^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^
^^^^####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^^
^^^####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^
^^####^^^^^####^^^^^^^^^###^^^^^###^^^^
^^###^^^^^######^^^^^^^###^^^^^^####^^^
^####^^^^^######^^^^^^###^^^^^^^^###^^^
^###^^^^^^^####^^^^^^###^^^^^^^^^####^^
^###^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^###^^
^###^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^###^^
^###^^^^##^^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^###^^
^###^^^^###^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^####^^
^####^^^^###^^^^^^^^^^^^^^###^^^^###^^^
^^###^^^^####^^^^^^^^^^^####^^^^####^^^
^^####^^^^#####^^^^^^^#####^^^^^###^^^^
^^^####^^^^###############^^^^#####^^^^
^^^^####^^^^^###########^^^^^#####^^^^^
^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^
^^^^^^#########################^^^^^^^^
^^^^^^^^#####################^^^^^^^^^^
چطوری آقا کامران ...کیان جون چطوره ببخشید امتحان دارم وگرنه خودتون میدونین که من زیاد حرف دارم برای گفتن...!اما واسه بعد امتحانا...
دعاکن برامون....موفق باشی عزیزم ..امشب که تو بیست و سی میبینیمت...!خوب دیگه خدا تو را حافظ

میلان:

خیلی گلی.امیدوارم که هر چیز خوبی که از خدا بخوای بهت بده

مریم:

خدایا خاکهای عالمت را بر سرم ریز
اصلا خاکریزهایت را بر فراز سرم نه.....
آخه چچچچچچچچچچرااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه چچچچچچچچچچرااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا من نیدونستم تفلدتون کیه؟؟؟ هان؟؟؟؟؟
به هرحال با اینکه خیلی دیره ولی بازم
« میلادت مبارک » ( ببخش که دیره )
بای .

سلام.
می تونم این پستت رو توی وبلاگم نقل قول کنم، پلیز؟
اگه دوست نداشتی برش می دارم.

zahra:

به نام ارام دلها سلام.واقعا زيبا بود.جدي مي گ
م اشكم دراومد.مثل هميشه قشنگ بود.راستي تولدت مبارك.اگه بدوني چه قدر خوشحال شدم اخه منم ارديبهشتيم.راستي تولد امير كيان كي هست.به هرحال مبارك باشه.خدا تو را حافظ مرد خبرنگار

کامران جان سلام
از اینکه پیدات کردم بسیار خوشحالم.
اون اولها که در 20:30 پیدا شدی به دوستان گفتم این کسی است که یک سبک جدید داره.
و امروز می بینی که خیلی از گزارشگرها دارند از سبکت و روشت استفاده می کنند.
من اگر بودم لذت می بردم شما هم حتما ناراحت که نیستی دیگران ازت تقلید کنند.
نوشته های اینجا هم بسیار خوب هستند بعد آشنایی بیشتر و با موافقت خودت پیوندت می دهم در وبم.
موافقی؟
خدا یارت باد.
آج- انار

چقدر باحال میشه که شما یه فیلم بسازین بعد همه ی خبرنگارا توش بازی کنن
فروش خوبی داره...........

salam Aghaye pedar
yek she'r az khodam taghdime shoma kardam
hamin alaan gozashtam too weblogam
tashrif biarin bekhoonin, bebakhshid age ziad khoob nashodeh, Akhe in avalin she'rist ke goftam
doost daram khodetoon ouno aval bekhoonid
miaien alaan? montazeram

امامی:

امروز كه با تامل بيشتر متن ات را خواندم...آخه در اداره هوار نفر سرشان توي كامپيوتر آدم است..براي هزارمين بار به خودم گفتم ببين تصويرهاي داستاني اش را الهي بميرم براي نجف زاده ام ...كه بايد داستان نويس شود و افتاده در كوران خبر...خودت را فراموش نكن . به خاطر ما .متن فوق العاده است و بيشتر از آن عظمتي كه در نگاهت است.....

asal:

جناب آقای نجف زاده سلام . امیدوارم که در کارتان همیشه موفق باشید . من چند موضوع را می خواستم با شما در میان بگذارم شاید بدین وسیله مشکل ما و امثال ما رفع شود .چون شما خبرنگار هستید بیشتر به صحبتهای شما توجه می کنند .
1- وقتی طرح ساماندهی مسافر برهای شخصی مطرح شد پدر من هم در این طرح شرکت کرد ولی چون سواد نداشت ماشین ما تاکسی نشد . شما بگویید کسی که سواد ندارد نمی تواند مسافر کشی کند ؟؟؟؟ پدر من تنها نان آور خانواده است و ما هیچ منبع در آمد دیگری نداریم . چند روز دیگر که بنزین سهمیه بندی شود ما نمی دانیم که چه باید بکنیم ؟ دوم اینکه حتما ماشین باید به اسم طرف باشد یعنی اگر پسری بخواهد با ماشین پدرش کار کند پدر بابد ماشین را به نام پسرش کند !!! شما بگویید این قانونهای دست و پا گیر برای چه است ؟ چرا گرهی از کار مردم باز نمی کند مانعی برای زندگی مردم فراهم می کنند . شما می توانید با رئیس تاکسیرانی صحبت کنید .
2- آقای نجف زاده دوربین مخفی خود را به کلانتری ها ببرید و مطمئن باشید چیزهای تاسف بر انگیزی خواهید دید . ما طلبی از کسی داشتیم و وقتی برای انجام امور اداری آن رفتیم تا مسولان قول گرفتن شیرینی را از ما نگرفتن برای ما کاری نکردند بعد از یک ماه که موفق شدیم طرف را پیدا کنیم مامور را بردیم و طرف ما به خانه همسایه پناه برد و مامور گفت شما حکم ورود ندارید باید حکم سیار بگیرید خلاصه موفق به دستگیری نشدیم یک ماهی گذشت تا با حکم سیار با دو مامور رفتیم اما در کمال تعجب مامور گفت من فقط خونه طرف را می گردم من که نمی توانم کل کرج را بگردم تا طرف را برای شما پیدا کنم . گفتیم پس این حکم سیار برای چیست ؟ خلاصه فقط خدا کمک ما کرد که موفق نشد از منزل خود خارج شود وقتی مامور او را دید درب خانه اش را بست و به راه پله آمد و به پدرم گفت حاجی اگر می خواهی اورا برایت دستگیر کنم همین الان باید به من 60 هزار تومان بدهی . !!!!!!! دیگر سکوت می کنم . فقط خیلی متاسف هستم برای دیدن چیزهایی که ....

سلام خوبی که
اومدم بگم برو ببینن نینیگی هامو خوب
ببین من چه جونوری بودم کوچولو که بودم ...

سهراب:

سلام
واقعا ارزش خوندن نداشت؟

حمید:

سلام. چند وقتیه که داری عوض میشی، نمی دونم چرا، شاید جوگیر شده باشی. به نظرم شخصیتت و همچنین حرفهات دیگه حال و هوای اون روزهای اول رو نداره. شاید به من ربطی نداشته باشه ولی ته دلم دوست داشتم اینارو بهت بگم.عوض شدن همیشه خوب نیست. موفق باشی!

اما همین اخیرآ که من دیدمش یکم جوونتر شده......البته موهاش همونطور سپیده ولی چهره اش یکم بشاش تر شده... می گفت یه ریزه امیدوارتر شدم... اما یه دلشوره دارم که نمی دونم از کجاست... من که از حرفاش سر در نیاوردم ولی اون میگفت: تو هم سعی کن بخندی و بخندونی... بازم نفهمیدم... گفتم منظورت چیه؟ گفت: مهم نیست که منظورم رو بفهمی یا نه، مهم اینه که همون کاری رو که الان داری انجام میدی، ادامه بدی تا زمانی که پیش وجدان خودت به یه نتیجه ی رضایت بخش برسی من که همونطور مبهوت شده بودم نگاش کردم دیدم داره آروم آروم داره اشک میریزه اما همون لبخندی که گفتم تازگی ها روی لبش نقش بسته، اصلآ دست نخورد. میدونی آخرش چی بهم گفت؟! گفت: یه مدت تصمیم گرفته بودم که برگردم اما دیدم که نه بازهم باید صبر کرد... آره حالا وقتش نیست... اگه برم ازینکه هستم بازم پیرتر میشم....
ولی الان میخام به تو بگم: من هنوزم نفهمیدم چی میگه

حالا که جواب منو نمی دی و نظرم رو تایید نمی کنی
آرزو می کنم (نظر خواهی 0 باشه )
حالا جرات داری این پیام منو تایید نکن

خاطرات می مانند و می سوزانند . ولی خوبی بعضی هاشان به همین سوزاندنشان است که اگر نبودند خود نبودیم . بعضی ها را هم بایدنگه داشت برای روزهای مبادا که خنده از یادمان نرود . ولی بعضی ها را هر کاری که بکنی باز هم میبرندت به ناکجا آباد اشکهایت..............

Rose:

سلام اولین بار که به سایتتون اومدم اصلا نمیدونستم که سایت شخصی دارین وقتی اسمتونو تو یه سایت دیگه دیدم واقعا خوشحال شدم بهتون تبریک میگم به خاطر موفقیت و محبوبیت واقعیتون در پناه حق شاد و سربلند باشید.

پسرک...


پسرک همیشه دوست داشت پدرش با اون بیاد مدرسه. ولی نمی شد. دلش خوش بود به اینکه هر روز صبح که زیر تیر چراغ برق وا می سته باباش بالای سرشه. عکسش روی تیر چراغ برق با ابهت بود ولی دل نگران...

پسرک هر وقت که نمره بیست می گرفت می رفت زیر تیر چراغ برق و دستای کوچیکش و بالا می گرفت نمره رو نشون باباش می داد.چشاش و می بست و یه بوسه از لبای بابا می گرفت و یه لبخند از چشاش. بعد می پرید تو خونه و بغل مامان... بابا دیگه دل نگران نبود. انگار با خودش می گفت تا صبح راهی نمونده... دوباره میاد

salam Aghaye pedar
mano bash baa che zoghi she'ramo takmil kardam gozashtam too weblog, avalin she'ram midoonam khoob az Ab dar nayoomadeh va koli iraad dareh, vali man ouno vase shoma goftam mioomadin mikhoondin hadeaghal, arzeshe khoondan ro ham nadasht????????? khodaiesh mioomadin mikhoondin iraad ziaad dasht migoftin taa dige havase she'r
goftan be saram nazane.arzeshe inam nadasht???? man montazeram, miain dige...!... kimia

زندگی کتابی است پر ماجرا هیچگاه آن را زود ورق نزن وهیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز
و سعی کن با حوصله تا آخر این داستان را بخوانی!
آقا کامران ...سلام من تا یه فرصتی گیر میارمتو امتحانا میام اینجا و یه سر به وبلاگم میزنم...دعاکن واسمون ....کیانو ببوس....خدا تو را حافظ

سلام
به روایت اینجا فهمیدم امروز تولدتان است
مبارک است ...
با دلی کوچک اما مملو از حسی پاک برایتان دعایی ناب می کنم که خدا به شما عزت و سرفرازی دهد.
به روایت امروز انگار باید به اینجا می رسیدم و این ها را می خواندم
و من نیز دلتنگ همه آن کسانی می شدم که نیستند
آنها که برای بودن من برای خوب ماندن من
رفتند
اوج گرفتند و پر کشیدند
و من حالا مانده ام و از دور برایشان دست تکان می دهم
شاید به من لبخند بزنند
که از همه لبخندهای مزبوهانه آدمهای نقاب پوش خسته ام
از آدمهایی که دارند فراموش می کنند
این ما هستیم که آلزایمر گرفته ایم
آری چنین است این ما هستیم که داریم فراموش می کنیم
و آنها چه می کشند از این فراموش کردن های ما که هی نیاز به تلنگر داریم که به یادشان آوریم
امان از ما ...
دلتنگ بوی خاک و یاس هستم ...
دلتنگ کبوترانی که پر کشیدند
دلتنگ همه دوست داشتن های صادقانه
دلتنگ ...

این نهایت نامردیه وقتی میتونین اینقدر خوب ولی کوتاه بنویسین بذارین هر دو قرن یکبار نیمچه آپ کنین..
اخه اینم شد زندگی؟؟اینم شد اوضاع؟؟
اهاااا...حکایت بچه معروفی و کلاس گذاشتن و ایناست لابد..
بله؟

آقا کامران سلام من اولین باری هست که میام .آقا ما صبر میکنیم بازم صبر میکنیم تا هر وقت که شما بگی...فقط این بزار نظر ما بیاد بالا ثواب داری به خدا.

جمشيدي:

سلام
تو اين روزگار هر كي به هر كي كه همه يا نمي فهمن يا خودشون رو به نفهمي مي زنن، تو دوره اي كه اگرم بفهمي بايد يا لال باشي و خون گريه كني يا اگه حرف زدي به قيمت هزار جور برچسب خوردن برات تمموم ميشه..... آدمايي مثل تو كه هم يادشونه و هم يه ديگران يادآوري مي كنن كه بابا ما اين نبوديم اينجوريمون كردن!آدمايي مثل تو ....چقدر به زندگي معنا ميدن... خدا بهت خيلي لطف كرده... اميدوارم هميشه با همين نفس حق حرف بزني.

سلام
اول ان رو بفرستم که انگار یه کاممت خالی اوومد. اشتباهی کیلیک کردم. سو سارییی!!!

آرمینه:

جالب بود خسته نباشی!!!!

KAHROBA:

salam
nemidanam chera oon nist ma ke oon zaman naboodim va fagat shenidim
vali midonin age begardin donbalesh peidash mikonin
""oon hamishe hast"
ma kojaiim
khoda khodesh komak kone
ya khoda

ahmad amani:


سلام جناب نجف زاده:
روزنامه شرق:
احمد امانی هستم خبرنگار روزنامه شرق. دوستان روزنامه به بنده سپردند تا گفتگوی گرم و شنیدینی با شما در حد یک صفحه روزنامه داشته باشم.

گفتگو هم در دو بخش چگونگی زندگی خبرنگاری خود شما و تحولات فرمی و محتوایی خبر در سازمان صدا و سیما خواهد بود. مطمئن باشید مصاحبه بدی نخواهد شد.

نمی دانستم چگونه با شما ارتباط بگیرم. بعضی ها هم شماره شما را داشتند چندان خوش نداشتند آن را بدهند. mail-تان را هم روی سایت نیافتم پس ناچار این یاد داشت را گذاشتم و خوشحال خواهیم شد با شما گفتگوی تخصصی داشته باشیم.
امیدوارم با این mail امکان ارتباط ما را با خود فراهم کنید.
ahmadamani1358@gmail.com

پاس و درود

سلام
نمی دانستم این روزها تولدتون بوده...تبریک میگم...راستی چند سالگیتون را تبریک گفتم؟؟؟!!

امروز آمده بودم تا براتون چند خط بنویسم از خبری که توی بیست و سی امشب (شنبه)دیدم...خبر مربوط به سفر رئیس جمهور به استان اصفهان و ... ولی باز مثل همیشه پشیمون شدم...توپم خیلی پر بود و هست...اما امیدوارم که...

بگذریم
توی اون حال و هوا آمدم و افتادم تو فضای نوشته ی شما
یک چیزی را صادقانه بگم...
ما همه بچه های سال های جنگیم و پدرانمون کسانی بودند که حماسه ها خلق کردند...
اما چرا ما الان حتی گوش شنیدن آن حماسه ها را نداریم؟؟...و تکرار نمی کنیم بزرگی را ؟؟
چرا این قدر راحت فریب می خوریم؟..چرا این قدر بی بها عقلمون را می فروشیم؟؟...
چرا دیگه چشم نداریم مردان روزگار را حتی ببینیم؟...تقدیر ازشون پیش کش...
همه مون فراموش کردیم که هدف چیه...راه کجااست...
اشتباه نکنیم...
خودم را میگم...اگر یه زمانی هم یادم میفته و دلتنگ میشم و دوست دارم یاد کنم از آن روزها ...شاید فقط به این خاطر است که ان روزها یعنی همه ی آنچه از بهترین و نزدیک ترین عزیزانم برایم نقل شده...

بد جوری حس می کنم همه مون خائن شدیم...یا داریم میشیم...یا...
دلتون تنگ بود دل من هم تنگ تر از مال شما بود...امیدوارم با حرفهام تنگ ترش نکرده باشم...

salam be hameye talash garane arseye agaaahi(na aghaaye nirooye entezami :D )
agha ishala movafagh bashi
faghat nemidooonam yekam engar khooodetoo migiri(na maghrooorya , reflexet khoshke)
baba bekhaaand
:D
http://axekhabari.blogfa.com/

سلام اقای نجف زاده

من وبم فیلتر شده چرا نمی دونم حتما دیواری کوتاهتر از دیوار من پیدا نکردن حالا ادرس جدیدمو براتون گذاشتم اگه وقت کردید حالا که دیگه بیشتر سر می زنید به نت به ما هم یه سری بزنید

الزایمر و دکان دونبشم که حقیقته اما تلخ شاید خیلیا فکر کنن ما جوونا چیزی نمی فهمیم حتی تیپ و قیافمونو که ببینن خیلی چیزای دیگه هم بگن اما ما هم اونقد درک داریم که بعضی چیزا رو بفهمیم ما هم قدر اونایی که برای ما رفتن و شاید هرگز برنگشتن می دونیم اگه الان اینقد راحتیم می دونیم به خاطر اوناست فقط کاش بعضی ها ( همونا که دکان دونبش باز کردن ) اونا رو پیش ما خراب نکنن

ممنون وقتتونو به من دادین

1.tavalodetun mobarak ba takhir...
2.agar iran be joz viran sara nist man in viran sara ra dust daram va ...

سلام

مطلب قشنگي بود...اين از اون مطلب هايي كه بايد با امضاي خودت بخونيمش

موفق باشيد

اميد محمودزاده

هانیه:

به نام خدا
سلام
اول تولدتون رو تبریک می گم. ایشاالله تولد 150 سالگی تون رو تبریک بگم.
ولی اینجا رو جون من خوب گوش کن:
من بعد از دو سه سال دوری از درس و کتاب تازه اومدم که فراگیر پیام نور برای دوره فوق شرکت کنم.
سراغ هر کدوم از کتابا که می رم، می گن اصلا توی بازار نیست. خیلی جالبه نه؟ یکی از کتاب ها 23 ساله که اصلا چاپ نشده.
یکی دیگه که از کتاب های خود پیام نوره، و یک جزوه لاتین هستش، بازم چاپ نشده.
اگه تونستید یه گزارش هم از وضع این دانشگاه بی سروسامان پیام نور تهیه کنید.
واقعا اسف ناکه. من نمی دونم این دانشگاه در قبال پولی که هر ترم 600، 700 هزار تومن از هر دانشجو می گیره، چقدر احساس مسئولیت می کنه؟
ممنون
خدانگهدار

...و آسمان دنيا آنقدر كوچك بود كه تو در آن جا نمي گرفتي!

هیچ کس باور نمی کندکه من

به خاطرصدایی که دوباره بشنوم

در کوچه های شبانه تلف شدم

مردم

تو صدای دل انگیز پیانویی بودی

که در یک شب مهتابی

از کلبه ای مجهول به گوش می رسید
هیچ کس باور نمیکند که من به خاطر...

سلام این متن چطوره؟

آه ای غریبه ی بیچاره وقتی از گرسنگی به گریه می افتی چه میکنی؟

از اسمان و از پف ابرها برای خود نیمرو درست میکنم! آقا

آه ای غریبه ی بیچاره وقتی سوز و سرما از تپه ها می اید چه می پوشی؟

با ارزو های شیرین و با گلهای رنگین برای خود لباس گرم میدوزم! آقا

آه ای غریبه ی بیچاره وقت دوستت بار سفر می بندد چه میکنی ؟

آه تنها آن وقت احساس می کنم که بی چاره ام آقا؟؟
کیانو ببوس ..... بای....

برای همه اسماعیل های خرمشهر
یه روز صدای زنگ موبایلم دراومد. وقتی برداشتم متوجه شدم یک sms از شماره ای ناشناس دارم. باز که کردم فقط خوندم:
زاییدش
تاتی تاتی راه بردش
بزرگش کرد
از وقتی اسماعیل به جبهه رفته، برنگشته
تو اونو ندیدی؟!


salam dadash kamran
bebakhshid zood pesar khaale shodama ! khob
khoobi?? nayoomadi >-8 garam yaadAvari yaa na, man az yaadat nemikaaham
dadash joonam nayoomadi goftam shayad doost nadari vasat she'r begam, albateh chon daheye faatemieh ast didam khoobiat nadareh too webloget az she'r estefadeh konam manam hazfesh kardam ba ejazeh. narahat ke nashodi????? k

nemidoonam chera in melat nemikhan bavar konan ke dadash kamrane man ahle inke khodesho begire
va kelaas bezare nist. baba saresh sholooghe, koli kaar dare, inghadr negh nazanin be dadasham
ke cheraa zood Ap nemikone
<;-)
fe'lan

az tarafe ame kimiaa be kian azize dele ame
______________________#__##__#
________________#########_#____#_#
________########____________##_#_#
_____##__##____________________#_#
____##_#___#_____________________#
____#_#___#_________________##___#
____#_#__##___________#######_____#
____#__#_#_________###________##__#
_____##_______###_#_____##_____#________#######
_______###_______#_____###______##____##__###__#
_________#______#________#___#__#____##_##___##_#
_________#______#_______#####___#___##_##____#__#
__________#_____##____##_______#____#__#_____#__#
___________##____##__________#######___#___##__#
_____________##____##_____###_____#_____###____#
__________#############_####______#_________#
_______##_______#______#____#_____#___________#
_____##_________#______#____#_____##_________#
___##___________#_______#___###__###________#
__#____________###_______###___##___#______#
_##__________##___#____##____________#___##
_#__________#______####______________#_##
##_________#_______________ _ ________#
#__________#____ ___ _________________#
_#_________#____ ___________________#
_##________#_____________________###
___##____##________ـــــــــ_____#__##
_____#########_____^_^________####___#
___##_________###________#####_________#
__#_____#________##_#####__________#########
_#___###__##_______#_____________##__________##
_#__#_______##______#__________##______________##
_#__#_________##____#___##____#_____########__##
__#_#___________#____#_#_#___##___##________##___#
__##_#__________#___###___####___#____________#_#
___##__#________#___#________#__#_____________###
____##__##____##__#___________#__##_________##
______##__####__##______________#__##_____##
________########___________________#######

مریم:

SALAM SHERI KE 5SHANBE KHUNDI AZ NADER EBRAHIMI BUD KASH FAGHAT AZ SHERASH ESTEFADE NEMIKARDIN .YE GOZARESH ENGHADRA HAM NABAYAD BARAYE SHOMA SAKHT BASHE.GHABL AZ INKE AZ DASTESHUN BEDIM YE KARI KONID MARDOM BESHNASANESHUN.
DAR PANAHE HAGH
YA ALI

مريم:

هيچ وقت جنگ رو دوست نداشتم... و گمان نمي كنم كسي اون رو دوست داشته باشه(منظورم از اين جمله عامه مردم هست البته جدا از سياست و پيچيدگيهاش)... بچگي من هم غرق جنگ بوده... زندگي توي جايي نزديك مرز غرب ناگزيرمون كرده بود از لمس جنگ... زندگي نا آرام... روزهاي توي كوه و بيابان... شبهاي توي سنگري كه پدربزرگ با دستاي بزرگش كنده بود... و از همه پررنگ تر وقتي كه توي آغوش مادرم بودم و مادرم هراسان مي دويد و از كنار مردي گذشتيم كه آرايشگر بود با روپوشي سرتاپا سفيد خبر بدي شنيده بود انگار كه سرش رو به شدت روي آسفالت داغ مي كوبيد و وقتي بلندش كردن خون قطره قطره روي سفيدي روپوشش مي چكيد... اين خاطره منه از روزاي كودكيم... جنگ خونه ها را ويران كرد و خاطراتمون رو ويران تر... و جوونامون رفتند به يه جاي دور كه ما از روي زمين نمي بينيم... اما ته تهش غرور ايراني هميشه نشسته... تا ابد نشسته!

yek irani:

salam dadash joon
ba vojoodi ke midoonam kaar ziad dari vali az dastet kheyli gele daram
man hoseleye weblog dashtan nadaram ino faghat be khatere to dorost kardam
age ta 1saa'ate dige oomadi ye nazar gozashti ke
hich va garna man weblog ro hazf mikonam
in yek tahdide khaharaneh ast
kamran *......* *......* *......* *......* behtarin dadashe donya
dooset daram
eshgham kian ro beboos

سلام
آقای کامران عزیز
چی شده گرفتار بچه هستین ئاشتین روزانه می شدین مثل این که بهتون نیومده زود به زود آپ کنید نه؟
.
.
.
امیدوارم همیشه خوشحال باشین

دچار یعنی عاشق

و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک

دچار آبی در یای بیکران باشد

جناب آقای خبرنگار! البته نه من آنقدر از دست شما عصبانی هستم که بخواهم جانتان را بستانم نه شما اقلیدس حکیم هستید که در مقام آرام کردن دیگران برآیید.(هرچند گویا شما غیر از این فکر می کنید)
شما خوانندگان و مخاطبان پر و پا قرص خود را دارید.خبر را آنگونه که خود می پسندید می خوانید.هر جا دلتان خواست با کنایه و لبخندهای پر از طعنه اصل بی طرفی در گزارش اخبار را زیر سوال می برید اما به هر حال طرفداران خود را دارید. دلیلی ندارد که همه از شخصیت خبرنگار شما تمجید کنند.
پس یک پست کوچک وبلاگی را به دل نگیرید.
شما خبرهایتان را با نیش و کنایه هایی که تنها در موارد خاص هم به کار می روند بخوانید.این حق برای شما محفوظ.
حق دوست نداشتن اخبار 8.30 و نحوه اجرای شما هم برای ما محفوظ.

سلام

خیلی جالب بود افرین....

من خودم وبلاگ ندارم...

ادرس وبلاگی که برات گذاشتم رو تو یکی از کامپیوترای دانشگاه دیدم.البته ادرس خودت هم از همونجا در اوردم.به این وبلاگ هم حتما سر بزن و نظر بده.به نظر من خیلی جالب بود.مثل خودت نوشته های یه پسر بود فکر کنم.به دوستات هم بده.موفق باشی.راستی من با اجازه از چند تا پست هات کپی گرفتم.قشنگ بودن اخه.موفق باشی.بای

سلام
اين چرا ها و صدها چراي ديگر ....هميشه وقتي به اينها فكر مي گنم آلزايمر نداشته ام عود مي كند
ياد بمبارانهايي مي افتم كه من در شكم مادرم بودم
و جز تكانهاي فرار چيزي از آنها حس نكردم...اما خيلي ها تيكه تيكه شدند
بياد همه ي مردم ايلام

تجلي:

سلام

يك كم فهميدنش سخت بود ولي بازم ميشه اينو فهميد كه اون روزا با الان فاصله اش ازاينجا تا اسموناست اون روزا مهربوني بود اون روزا دل مردم بزرگ بود جوري كه همه مردم دنيا باتموم غماشون اون تو جا ميشدن اون روزا اول همسايه بعد خودت بود اون روزا همه چي خوب وابي بود اما حالا چي هم اسمون هم دل مردم خاكستري شده تو ميدوني چرا؟

بزار خودم بگم چون موقه فقط دستمونو جلوي خدا دراز ميشد ولي حالا جلوي هر كسووناكسي همچين كه ديديم كسي كاري از دستش برنمياد ميريم طرف خدا ولي خدا با اون مهربونيش بازم مارو دوست داره وهيچي به رومون نمياره خوبه خودمون اينو بفهميمووخوب شيم

تجلي:

دوباره سلام


اين گزارشت درباره دندونا بود زمستون ضبط شده بود چرا حالا نشونش دادين؟دندونا صاحبشون مرده بود تو ورثه بود از اين طريق كسب وكاري به راه انداخته بودن چه منبه درامد خوبي باباشون براشون گذاشته بود ...خدارحمتش كنه.خودمونيم بعدضبط اين گذارش چندروزلب به غذا نزدي؟؟؟؟من كه داشت حالم بدميشد چشام اشك زد الان موندم ازاين به بعد ميتونم چيزي بخورم يانه ولي خدايش كلي خنديديم دمت گرم

بدرود

shahaadate khaanom faatemeye zahraa ro be shoma
va tamame doostan tasliat migam
eltemaase doaa
khaanom faatemeh haafeze shoma va khaanevaadeh mohtarametaan

سلام كامران عزيز خوشحالم که وبلاگ شما رو پيدا كردم
وبلاگ جالبی داريد مثل گزارشاتون
پست جديدتون هم خيلی جالب بود
شما و دوستانتون رو به وبلاگ خودم با عنوان
پيش بينی زمين لرزه دعوت می کنم بيا ببين يه زلزله بزرگ چند برابر چنين تن TNT مي تونه انرژي آزاد كنه
منتظرتونم

گاهی اغوقات باید نوشت
گاهی اوقات نباید
گاهی از ما به عنوان یک روزنامه نگار و یک نویسنه انتظار نوشتن خیلی چیزهارا ندارن و گاهی اینها در گلو بغض میشود
بنوس.
من هم می نویسم..

سلام.به خاطر گزارش غم نان..... خیلی گریه کردم.
گزارش 1 دقیقه ای تو عالی بود. خوشحالم که غم مردم شهرت را خوب میفهمی.کاش تمام خبر نگاران مثل تو باشند. ***شب خوش ***

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید
نشناخته توصیف جمالش نکنید
هر کس که در او محبت زهرا نیست
علامه اگر هست سلامش نکنید

سلام آقای نجف زاده
من برای بار سوم که درام برای شما پیام می زارم
ولی شما هیچ وقت پیام های من را به نمایش نمی ذارین شاید می خونین خوشتون نمی یاد حذف می کنید یا اینکه اصلا نمی خونین.
من به همین ایمیلی که در وبلاگتون گذاشتین چندتا عکس از همون نمایشگاهی که تو پیام قبلی درموردش باهاتون صحبت کردم فرستادم.امشبم دوباره چندتا عکس دیگه که امروز صبح از نمایشگاه گرفتم براتون می فرستم
آقای نجف زاده برام مهم نیست که نظرم را نشون بدین یا نه ولی ازتون خواهش می کنم اگه نظر قبلی و این نظرم را خوندین و اگه عکسایی که براتون فرستادم دیدین یه جوری به من خبر بدین یا به وبلاگ بیاید یا برام میل بزنید
اگه پیام قبلی من را خوند باشید اولش گفتم من می دونم شما اونقدر طرفدار دارین و اونقدر سرتون شلوغ هست که من لیاقت برقرای ارتباط اینترنتی با شما را ندارم ولی تورا بخدا اگه نظرم را خوندین حتما ایملتون هم چک کنید و در مورد عکس ها یه نظری به من بدید
من همیشه منتظر خواندن نظر از زبان شما در ایمیل یا وبلاگم هستم
در پناه حق

سلام
گزارشت عالی بود خیلی خیلی
کامران گاهی شک می کنم به این که ...
تو ولی همیشه همونی که هستی
مامانم اون شب گفت شب گزارش گفت بهت بگم وقتی چندشت می شه قشنگ تر می شی

dadash joonam salam
ye chizi mikham begam room nemishe
age nagam delam Aroom nemishe
begam Ap kardam bavaret nemishe
chera invaraa peydat nemishe

غفلتی کوچک میتواند مصیبتی بزرگ بیافریند...!

بدون میخ نعل بدون استفاده می ماند....!

بدون نعل اسب به کار نمی اید.....!

بدون اسب نبرد ازدست میرود...!

وبدون نبرد جنگ به شکست می انجامد..... !

گاهی وقتا باخودم میگم که کاش زندگی مثل یه ساعت بود که میتونستی به عقب برگردی یا مثل یه کامپیوتر تا میتونستی undoبزنی و به عقب برگردی!
آدم بعضب وقتا یه اشتباهاتی میکنه که زیاد مهم نیست اما تاثیراتی رو خود آدم میذاره!
امیدوارم کامران جان تو موفق باشی....خداتوراحافظ

چه ضایعی شادیم. چار تا گل وایییییییییی

salam
az kimiaa be somaiye : Akhei timetoon bakht ke bazam,ghose nakhoria, fasle dige jobran mikonin
<;-)

یادبادآن صحبت شب هاکه بانوشین لبان
بحث سرعشق وذکرخوبی عشاق بود
آقای نجف زاده تاحالامعنی(جاناسخن اززبان مامی گویی)روبه این خوبی نفهمیده بودم چون منم دنبال اینم که اسطوره های غیرت تاریخ کشورم روبشناسم تا بتونم خودم رومحک بزنم وببینم اگه خدای ناکرده دوباره جنگ اتفاق بیفته چه قدرمی تونم راه اونا رو ادامه بدم وب این شیو برای پدران وبرادران معنویم دختری ویاخواهری کنم

وااااییییییی سلام آقا کامران

من مردم تا وبلاگ شمارو پیدا کردم .خیلی خوشحالم !

راستی تولدتون مبارم باشه ایشالا 1000 سال زنده باشین

فقط یه خواهشی من میتونم بکنم؟

لطفا به وبلاگ من یه سر بزنین و یه نظر حتی وچو بدین .

خوشحالم میکنین

فعلا خداحافظ

من منتظرم ها

نجم الهدی:

باسلام دست نوشته هاتون زیباست
حال وهوای نوشته های شهید نادعلی رو داره
ممنون که منو یاد برادرم انداختید...

راحیل کریمی:

salam aghaye najaf zade hamishe dost dashtam ehsasamo dar morde shoma 1jorai beheton begam man aslan akhbar negah nemikonam vali hamishe moshtaghane gozareshaye shoma ronegah mikonam chon shoma vaghean ba zabone rahati ba mardom harf mizanid va mardomam hamino az shoma mikhan manam babate in movafaghiat bozorgeton be shoma tabrik migam hamishe movafagh va piroz bashid

tanha:

سلام
می دونم که خیلی دیر ولی بازم به شما تبریک می‌گویم تولدت مبارک امیدوارم که صد سال دیگه هماین روز رو ببینید
برای تولدتون 1 هدیه ناقابل دار این شعر مورد علاقه‌ی منه امیدوارم لذت ببرید
پشت دریا شهری است
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که داران هیچ کسی نیت که در بیشه‌ی عشق
قهرمانان را بیدار کند
قایق از تور تهی
و دل از آرزوی مروارید
همچنان خواهم راند
نه به آبی ‌ها دل خواهم بست
نه به دریا ـ پریانی که سر از آب به در می‌آرند
و آن تابش تنهایی ماهی‌گیران
می‌فشانند فشسون از سر گیسوهاشان
هم چنان خواهم راند
پشت دریا شهری است
که درآن پنجره‌ها رو به تجلی باز است
بام‌ها جای کبوترهایی است
که به فواره‌ی هوش بشری می‌نگرد
دست هر کودک ده‌ ساله‌ی شهر،
شاخه‌ی معرفتی است
مردم شهر به یک چینه‌چنان می‌نگرند
که به یک شعله ،به یک خواب لطیف
خاک،موسیقی احساس تو را می‌شنود
وصدای پر مرغان اساطیر می‌اید در باد
پشت دریا شهری است
که در آن وسعت خورشید
به اندازه‌ی چشمان سحر خیزان است
شاعران وارث آب وخردو روشنی‌اند
پشت دریا شهری است
قایقی باید ساخت

واين گار زندگي ماشيني ماراباخود برده است كجايند مردان بي ادعا كجايند رجائي ها كجايند باهنرها كجايند چمران هاكجايند مطهري ها كجايند مصطفي خمينيها كجايند جهان آراهاكجايندهمت ها كجايندباكري ها كجايند مردان بي ادعا.......

يك دوست ، يك همدل:

با سلام اميدوارم كه موفق وپيروز باشيد. من وخانوادم تماما از نوع گزارشات شمالذت ميبريم و اميدواريم كه هميشه موفقباشيد باشيد . اما دوستانه سفارش ميكنم كه كمي مراقب باشيد . انسانهاي موفق هميشه براي خودشون دشمن تراشي ميكنن . اگر در تاريخ دقيق بوده ايد خواهيد ديد كه تمام جنگها ،دشمنيهاو بيشتر انتقامها از سرچشمه اي به نام (حسادت) آغاز شدند . دوست خوبم مواظب خودت باش . هميشه سلامت وشاد باشي .

sohil:

salam
khili matne shoma be del nemigire
nemidonam havadarane shoma chetori ba matnhaye shoma ertebat pida mikonan
amma kami ham roye matnhaton kar konin va say konid ke ba mafhom benvisid

az inke nazare mara khandid mamnoonam

مریم:

شعر بی دروغ ما كه این همه برای عشق آه و ناله ی دروغ می كنیم راستی چرا در رثای بی شمار عاشقان - كه بی دریغ – خون خویش را نثار عشق می كنند از نثار یك دریغ هم دریغ می كنیم؟

سلام
آمدم ببینم
که چه خبره
بیست و سی که نیست
درسته

neda:

salam
neda hastam
taze khondam be nazaram kheili jaleb bod
avalin barame omadam weblog mikhonam vali kheili be nazaram jaleb bod
zaheran tavalodetonam bode
kheili gozashte vali tabriiik

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در May 20, 2007 10:43 AM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت صاف بزن بالا! بوده است.

ارسال بعدی این سايت آرزوهاي سوخته! است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.