خبرنگاري يادم رفت وقتي ديشب فهميدم پسر چهار ساله شهيد مصطفي احمدي روشن،هنوز خبر ندارد پدر را شهيد کرده اند.پسر را فرستادند خانه خاله،سراغ بابا را نگيرد.

« آسو،دختر کردستان+فيلم | صفحه اصلی | خاطره اي از کريستين امان پور »
خبرنگاري يادم رفت وقتي ديشب فهميدم پسر چهار ساله شهيد مصطفي احمدي روشن،هنوز خبر ندارد پدر را شهيد کرده اند.پسر را فرستادند خانه خاله،سراغ بابا را نگيرد.

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در January 18, 2012 4:07 PM ارسال شده می باشد.
ارسال قبلی این سايت آسو،دختر کردستان+فيلم بوده است.
ارسال بعدی این سايت خاطره اي از کريستين امان پور است.
در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.
نظرات (213)
واقعا
ارسال شده توسط محسن | January 18, 2012 4:38 PM
ارسال شده در January 18, 2012 16:38
سلام كامران جان
دنيا گلي است كه گلبرگ هايش خيالي و خارهايش حقيقي است.((سينوا))
ارسال شده توسط شادي | January 18, 2012 5:10 PM
ارسال شده در January 18, 2012 17:10
سه بار همین یه خط و نیم رو خوندم.
کلمه هام رو گم کردم.
ارسال شده توسط زهرا_ض | January 18, 2012 5:11 PM
ارسال شده در January 18, 2012 17:11
روزگارِ غریبی است....
ارسال شده توسط Mahroo | January 18, 2012 5:44 PM
ارسال شده در January 18, 2012 17:44
سلام. یادمه وقتی پدر من هم شهید شدن خواهرمو فرستادن خونه خالم بعد از یک هفته اومد ما بهش گفتیم مهمونیه....
شایدم به پسر این شهید هم همینو بگن بهتره....
ارسال شده توسط صادق | January 18, 2012 6:01 PM
ارسال شده در January 18, 2012 18:01
ندیدم گزارش رو متاسفانه...چه جوری باید بهش بگن ضربه نخوره طفلکی...
ارسال شده توسط حدیث | January 18, 2012 6:04 PM
ارسال شده در January 18, 2012 18:04
حقیقت ندارد اگر بگویم صبح نمی شود
صورت تب دار مهتاب، وقتی تو نیستی.
اما این را باور کن که وقتی تو هستی،
نقطه کوچک رو به افق امید من،
به سیاهی نا امیدی شب نمی رسد.
ارسال شده توسط وحيد راد | January 18, 2012 6:17 PM
ارسال شده در January 18, 2012 18:17
اگر فرزند مصطفي از داشتن پدر محروم شد اما آغوش هزاران ايراني آزاده و وطن پرست او را ميفشرد و آرزومند سعادت اوست که به لطف خدا چنين خواهد شد.
ارسال شده توسط مانا | January 18, 2012 6:18 PM
ارسال شده در January 18, 2012 18:18
بسوزد ریشه ترور
ارسال شده توسط یوسف رضوانی | January 18, 2012 6:24 PM
ارسال شده در January 18, 2012 18:24
خدا رحمتش کنه و راهش ماندگار
ارسال شده توسط نامشخص | January 18, 2012 6:27 PM
ارسال شده در January 18, 2012 18:27
کامران عزیز!با گزارش های شما معنا و مفهوم ملموس این قطعه معروف شعر:چشم ها را باید شست/جور دیگر باید دید.را فهمیدم. انشالله موفق باشید
حسن بیارجمندی
دانشجوی دکتر حقوق فضا دانشگاه دولتی روابط بین الملل مسکو وابسته به وزرات امور خارجه روسیه
ارسال شده توسط حسن بیارجمندی | January 18, 2012 6:33 PM
ارسال شده در January 18, 2012 18:33
مرگ بر اسرائيل
ارسال شده توسط ميم مثل مغنيه | January 18, 2012 6:39 PM
ارسال شده در January 18, 2012 18:39
دوستت داريم کامران
ارسال شده توسط ناشناس | January 18, 2012 7:01 PM
ارسال شده در January 18, 2012 19:01
بااین دست حرکات دشمنان مابه هیچ جایی نمی رسند.به امیدسرافرازی هرچه بیشترایران
ارسال شده توسط مرتضی | January 18, 2012 7:05 PM
ارسال شده در January 18, 2012 19:05
سلام راه شهیدان همیشه جاوید است چون شهید همیشه زنده است.
درود بر خانواده شجاع احمدی روشن که دل خیلیها رو باحرفاشون روشن کردن.ممنون از گزارشات جالبتون.
ارسال شده توسط حسین | January 18, 2012 7:07 PM
ارسال شده در January 18, 2012 19:07
آه...
ارسال شده توسط احمد | January 18, 2012 7:09 PM
ارسال شده در January 18, 2012 19:09
خدا هر چی نامرده لعنت کند
مرگ بر ضد بشریت
ارسال شده توسط mehdi | January 18, 2012 7:09 PM
ارسال شده در January 18, 2012 19:09
گلدن گلوب از ان تو،بمب مغناطیسی از آن ما...
ارسال شده توسط کمیل | January 18, 2012 7:20 PM
ارسال شده در January 18, 2012 19:20
بسم الله
باز نشر: وب گردی باشگاه خبرنگاران
ارسال شده توسط س | January 18, 2012 7:20 PM
ارسال شده در January 18, 2012 19:20
كامران جان همين دو خط خيلي تكان دهنده بود و حرف داشت به اندازه لااقل دو صفحه...
ارسال شده توسط احسان | January 18, 2012 7:49 PM
ارسال شده در January 18, 2012 19:49
سلام و ارادت
چه روضه بلندی بود
خدا اجرتان بدهد
ارسال شده توسط علی محمد مودب | January 18, 2012 7:51 PM
ارسال شده در January 18, 2012 19:51
باسلام نفرین بر عاملان وآمران روزی خواهد رسید تا واقعیت روشن شود
ارسال شده توسط ایوب | January 18, 2012 7:55 PM
ارسال شده در January 18, 2012 19:55
ای خدا...
چی بگم که دردشان درمان شود...
خدا صبر این داغ رو بهشون عطا کنه...
ارسال شده توسط س ع ی د ! | January 18, 2012 7:58 PM
ارسال شده در January 18, 2012 19:58
دردناکه اما به نظرم اشتباه کردن
ارسال شده توسط میترا | January 18, 2012 8:08 PM
ارسال شده در January 18, 2012 20:08
متاسفم
ارسال شده توسط صباغ | January 18, 2012 8:22 PM
ارسال شده در January 18, 2012 20:22
تو واقعا خبر نگاري.
ارسال شده توسط | January 18, 2012 8:28 PM
ارسال شده در January 18, 2012 20:28
با سلام و تشکر،
حالا با این حالی که آدم موقع خوندن این خبر پیدا می کنه، تجسم کنین خرابه شام رو که وقت دختر مکرمه امام حسین (ع) سراغ بابا رو گرفت، چه اتفاقی افتاد؟
ارسال شده توسط محمد | January 18, 2012 8:30 PM
ارسال شده در January 18, 2012 20:30
سلام
یه موضوعی هست که فکر میکنم واسه خبر جالب باشه میخواستم واستون بذارم اما نه جایی آدرس ایمیلتونو دیدم نه لینک مرتبطی در سایتتون دیدم
شایدم درست ندیده باشم ولی میشه ایمیلتونو بدونم؟ موضوع جالبیه
ارسال شده توسط م | January 18, 2012 8:33 PM
ارسال شده در January 18, 2012 20:33
چه درد ظالمانه ایی، کودکی نمی داند قلبش را کشته اند.
نمیداند! دیگر هیچ لبخندی، به رنگ پدر را نخواهد دید!
...
کودک: دگر چگونه بگویم پدر! که در فراقش جانم آتش نگیرد!
کودک: همه دردهایم، نبودنت! نیامدنت یکطرف! بابا دلتنگی لبخندت را چه کنم؟
نامردا چه فاصله ایی بین عشق این پدر و پسر انداختند.
ارسال شده توسط ابراهیم | January 18, 2012 8:37 PM
ارسال شده در January 18, 2012 20:37
روزگار غریبی است نازنین
خدای را باید در پستوی خانه نهان کرد
اونجایی که مادرشون میگفتن خیلی زحمت میکشید هیچ وقت از ذهنم نمیره.
لینکتون کردم خیلی خوشحال میشم یه سر بزنید. قبلأ به اسم سکینه فتوحی براتون در مورد مشکل روستامون نوشتم وبلاگمم بیشتر در مورد روستامونه لطفأ برسونید و رسیدگی کنید.
مدیونتون
ارسال شده توسط پاییزه | January 18, 2012 8:41 PM
ارسال شده در January 18, 2012 20:41
كامران جان مطلب بسيار جالب و قشنگي بود خسته نباشيد.
ارسال شده توسط علي اكبر قربان زاده | January 18, 2012 8:46 PM
ارسال شده در January 18, 2012 20:46
چهر رنگين شفق، ميدهد از خون تو ياد
که ز جان بر سر پيمان ازل ريخته شد
ای شهید عزیز راه تو تا ابد ادامه دارد نگاه کودک زیبای تو را تا ابد به خاطر خواهم داشت و قسم میخورم که تا آخرین قطره خون در راه سربلندی ایران اسلامی سرافراز تلاش کنم و در برابر استکبار و امپریالیسم جهانخوار ذره ای کوتاه نیایم . روحت شاد و یادت گرامی باد .
ارسال شده توسط سعید-دانشجوی دکترای مهندسی پلیمر-وین - اتریش | January 18, 2012 8:54 PM
ارسال شده در January 18, 2012 20:54
بسم الرب الشهدا والصدیقین
اقای نجف زاده واقعا عالی بود بااین دوخط اندازه چندین صفحه حرف زدی امیدوارم خدابه علیرضا صبرعنایت کنه
ارسال شده توسط محمدباقر | January 18, 2012 8:56 PM
ارسال شده در January 18, 2012 20:56
دانشجوي سال دوم دندانپزشكي هستم
بعد از اين اقدام تروريستي تصميم گرفتم اين رشته رو رها كنم و ميخوام سال آينده در كنكور رشته فيزيك هسته اي بخونم و با اين كار
.
.
.
شايد بتونم راه شهداي هسته اي رو ادامه بدم و بتونم به صنعت هسته اي كشورم كمك كنم
در ضمن رتبه من در كنكور ١٢٠٠ بود
ارسال شده توسط احسان | January 18, 2012 9:08 PM
ارسال شده در January 18, 2012 21:08
امروز این پسر با یک داستان خیالی کنار می آید اما ما هر جای دنیا واقعیت زیبایی رو میدونیم.
امیدوارم وقتی این نازگل بزرگ شود انتقام خون پدرش را گرفته باشیم تا شرمنده او نباشیم
ارسال شده توسط داود هاشمی | January 18, 2012 9:14 PM
ارسال شده در January 18, 2012 21:14
سلام اقای نجف زاده
واقعا دل ادم میگیره
علیرضا جان در اینده که بزرگ شدی به پدرت افتخار می کنی...
ارسال شده توسط ابراهیم | January 18, 2012 9:16 PM
ارسال شده در January 18, 2012 21:16
خدا این کودک چهار ساله را حفظ کند و همین کودک ادامه دهنده راه پدرش باشد تا خاری بر چشم دشمنان ایرانمان باشد.(انشاءالله)
ارسال شده توسط امیر | January 18, 2012 9:17 PM
ارسال شده در January 18, 2012 21:17
خدا صبر دهد بر خانواده ی شهید روشن
ارسال شده توسط قمارباز | January 18, 2012 9:17 PM
ارسال شده در January 18, 2012 21:17
این ک گذشت و کاریشم نمیشه کرد بقیه ی دانشمندامونو دریابیم
ارسال شده توسط محمدرضابیگی | January 18, 2012 9:26 PM
ارسال شده در January 18, 2012 21:26
دراینکه میروی برو، حرفی نیست
ولی آیا درکوله بارسفرتان، به اندازه یک دل کوچک و تنها جای خالی نیست...؟؟
ارسال شده توسط زکریا | January 18, 2012 9:28 PM
ارسال شده در January 18, 2012 21:28
بیچاره مادرش که چطوری بهش بگه و بزرگش کنه.
ارسال شده توسط علی | January 18, 2012 9:29 PM
ارسال شده در January 18, 2012 21:29
سلام بر شما
چند بار بالا و پائين شدم
ابتداي صفحه آمدم و پايين رفتم و عكس را نگاه كردم
اشكم جاري است و دوست دارم حق حق گريه كنم
وقتي پسرم را كه 5ساله است تصور ميكنم ... !!!؟؟؟
ميخواهم باز هم گريه كنم و اشك بريزم ...
چه نهالهايي كه نكاشت اين انقلاب و نظام...
اميد به باروري آنها ...
انشاء الله اين دوردانهي شهيد راه عزت علمي ادامه دهنده راه پدر و هم مسلكان و همقطاران ديگرش باشد ...
اميد به رويشهاي بيشتر و جوانههاي نورسته علمي و پژوهشي
ارسال شده توسط سائل | January 18, 2012 9:29 PM
ارسال شده در January 18, 2012 21:29
سلام بزرگوار با اين چند سطر غم عجيبي در دلم نشست.
ارسال شده توسط حسن | January 18, 2012 9:33 PM
ارسال شده در January 18, 2012 21:33
خیلی دلم سوخت آتش گرفتم
ارسال شده توسط غریبه | January 18, 2012 9:54 PM
ارسال شده در January 18, 2012 21:54
غم غریبی است ...
در ایام غربت واسارت خاندان عترت
ارسال شده توسط v | January 18, 2012 10:05 PM
ارسال شده در January 18, 2012 22:05
وای خدای من چقدر سخته.....
خدا بهشون صبر بده
اشک هام دیگه دست خودم نیست
ارسال شده توسط نیکا | January 18, 2012 10:09 PM
ارسال شده در January 18, 2012 22:09
مرگ بر اسرائیل
مرگ بر آمریکا
مرگ بر انگلیس
مرگ بر منافق
مرگ بر ضد ولایت فقیه
ارسال شده توسط حدیثه ذوالفقاری | January 18, 2012 10:26 PM
ارسال شده در January 18, 2012 22:26
سلام
.
به خدا شرمنده ایم ...
ارسال شده توسط محمد | January 18, 2012 10:29 PM
ارسال شده در January 18, 2012 22:29
آقا کامران
بعضی از همکاران شما در صدا و سیما تلاش می کنند که تبریک گلدن کلوب اصغر فرهادی را در برنامه زنده ورزشی شان فراموش نکنند و بعضی هم مانند شما ...
موفق باشی در سایه امامت و ولایت
انشالله با هم شهید بشیم :-)
ارسال شده توسط علیرضا | January 18, 2012 10:38 PM
ارسال شده در January 18, 2012 22:38
سلام خسته نباشی!خدایش بیامرزد
جا داره اینحا به اصغر فرهادی هم تبریک بگیم.باعث افتخاری دیگه واسه ایران شدش!ایشاا... که ادامه داشته باشه
ارسال شده توسط آرش | January 18, 2012 10:41 PM
ارسال شده در January 18, 2012 22:41
شنیده ام به خاله میگویند مادر دوم نه پدر!!!!
روحش شاد.
ارسال شده توسط زهرا محمدی زاده | January 18, 2012 10:46 PM
ارسال شده در January 18, 2012 22:46
سلام آقا کامران
ممنونم
التماس دعا
ارسال شده توسط حسین | January 18, 2012 10:48 PM
ارسال شده در January 18, 2012 22:48
دلم آتیش گرفت
ارسال شده توسط رضا | January 18, 2012 10:55 PM
ارسال شده در January 18, 2012 22:55
هروقت اسم این شهید رو میشونم و این عکس رو می بینم ناخودآگاه گریه ام میگیره ...
خوش به حالش ...
وقتی تو شهر میپیچه که یکی دلش هوای پرواز کرده...من و دلم حسابی شرمنده میشیم...
حسابی ...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | January 18, 2012 10:56 PM
ارسال شده در January 18, 2012 22:56
باسلام...
نديدم نامردترازين جماعت انسان نماي حيوان صفت...نديدم...
ارسال شده توسط فائزه | January 18, 2012 10:57 PM
ارسال شده در January 18, 2012 22:57
سلام.مشه کامران کجایی جون دادا!!بابا بیا دوباره یه حالی به این صدا و سیما بده!عاقبت بخیر بشی
ارسال شده توسط علی یزدانی | January 18, 2012 11:00 PM
ارسال شده در January 18, 2012 23:00
این پدر و پسر
این روزها روضه مجسم اند ...
ارسال شده توسط جنجال یک سکوت | January 18, 2012 11:23 PM
ارسال شده در January 18, 2012 23:23
سلام آقا کامران
روزگار غریب و عجیبی است نمیدانم چه باید گفت؟
ارسال شده توسط حسن | January 18, 2012 11:25 PM
ارسال شده در January 18, 2012 23:25
درود و سلام به روح شهيد مصطفای عزیز و سلام به خانواده گرامی و مکرم شهید احمدی روشن
خیلی گریه کردم ...
خوش به حال شهدا ...
که در قهقهه ی مستانه شان نظر به وجه الله می کنند
شهیدان زنده اند و نزد خداوند متعال روزی دارند
درود بر آن مادر و درود بر شیر پاک
والله ما جوانان ایران غلام چنین مادرانیم با این چنین دل های بزرگ
مادر شهید برای ما هم دعا کن همچون مصطفای عزیزت این چنین عاقبت به خیر و باعث سربلندی نظام گردیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
ارسال شده توسط حسین | January 18, 2012 11:25 PM
ارسال شده در January 18, 2012 23:25
تا کی باید شاهد باشیم اسراییل نخبه های ما را ترور کند و ما هم خیلی هنر کنیم در تشییع پیکرشان شرکت کنیم و قطره اشکی بریزیم و چند بار «مرگ بر اسراییل» و« انرژی هسته ای حق مسلم ماست» بگوییم و خیال کنیم دین مان را ادا کردیم و بعد هم برویم پی روزمرگی خودمان.دشمن دو ساله شعار دادن را کنار گذاشته و هدفمندانه به میدان آمده و دانشمندان ما را در روز روشن ترور می کند.یعنی حرف را کنار گذاشته و عمل می کند ما نباید رو در رو اسراییل بایستیم؟
پیشنهاد می کنم به طور خودجوش در یکی از پروژه هایی که یکی از شهدای علمی می خواست آن را انجام بدهد و ناتمام ماند سرمایه گذاری و مشارکت کنیم.چطور؟اگر هرکدام از ما حداقل دوهزار تومان(می گویم حداقل و حداکثر هرچقدر کرمتان است) بگذاریم و این پولها روی هم جمع شود مبلغ قابل توجهی خواهد شد و می توانیم آن را به شهدای ترور هسته ای اهدا نماییم.فکر کنید حداقل پنج میلیون نفر هم در این طرح شرکت کنند آن وقت چه مبلغ هنگفتی جمع می شود!
نهایت این پولها یکجا جمع شده و طی تشریفاتی خاص در حضور خانواده های شهدای علمی به دکتر فریدون عباسی تقدیم شود تا جهت جلو انداختن پروژه یکی از این چهار شهید برحسب اهمیتی که برای کشورمان دارد استفاده و خرج کنند.توضیح مفصل طرح را در وبلاگم دادم.کسانیکه مایل به همکاری اند لطفا ما را با نظرات و پیشنهادهاشون در وبلاگم یاری کنند.
ارسال شده توسط زبان و زندگی روزمره | January 18, 2012 11:32 PM
ارسال شده در January 18, 2012 23:32
فاذا خفت علیه فالقیه فی الیم انا رادوه الیک ...
ارسال شده توسط مهدی | January 18, 2012 11:42 PM
ارسال شده در January 18, 2012 23:42
سنگ هم باشد ترک بر میدارد...
ارسال شده توسط علی یزدانی | January 18, 2012 11:47 PM
ارسال شده در January 18, 2012 23:47
وقتی این خبر را خواندم واقعا ناراحت شدم و گریه ام گرفت . واقعا سخت هستش خدا به خانواده ی آن شهید عزیز صبر دهد. از شما به خاطر خبرهای خوبتون ممنون. و خسته نباشید.
ارسال شده توسط نازنین | January 18, 2012 11:49 PM
ارسال شده در January 18, 2012 23:49
وقتی این مطلب رو دیدم
یاد این آیه قرآن افتادم
به نام خداوند بخشنده مهربان
به کدامین گناه؟؟؟
ارسال شده توسط محمد رضا | January 18, 2012 11:51 PM
ارسال شده در January 18, 2012 23:51
وقتی این مطلب رو دیدم
یاد این آیه قرآن افتادم
به نام خداوند بخشنده مهربان
به کدامین گناه؟؟؟
ارسال شده توسط محمد رضا | January 18, 2012 11:52 PM
ارسال شده در January 18, 2012 23:52
این بچه که من برایش بمیرم من را یاد یک دختر سه ساله انداخت توی صحرای کربلا وشام هر چه سراغ باباش راگرفت عمه گفت رفته مسافرت بعد از چند روز سر باباش رابرایش می آورند نامردان.واقعا شهدا شرمنده ایم.واقعا پسر شهید احمدی روشن مثل برادر می ماند برای تمام ایران زمین
نمی دونم چی بگم آقای نجف زاده
ارسال شده توسط سید حسین | January 18, 2012 11:52 PM
ارسال شده در January 18, 2012 23:52
haji dagunam kardi, yade ayame bachegi khudam uftadam
تابه کوه ودشت هستی جاریست
تا ابد جای شهـیدان خالیست
ارسال شده توسط yousef | January 18, 2012 11:55 PM
ارسال شده در January 18, 2012 23:55
سلام آقا کامران
نمی دونم چی شد ولی بعد خوندن اون پیامک حری دلم ریخت و جیگرم سوخت آه از دلم بلند شد متن اون پیامک همین خبر شما بود با گذشت این همه روز پسر خبر از شهادت پدر ندارد...................
خداوند به خانواده این شهید و فرزندش صبر بده
ارسال شده توسط حاج ابراهیم | January 19, 2012 12:09 AM
ارسال شده در January 19, 2012 00:09
لعنت به اقلیت بازیگردان که اکثریت مردم را بازیچه خودشون کردن. انسانی که مختاره پس نه بازیگردان باشه نه بازیچه. خدا رحمتش کنه.
ارسال شده توسط رادین | January 19, 2012 12:39 AM
ارسال شده در January 19, 2012 00:39
حرف خیلی سنگینی بود . . . اشکم در آمد
ارسال شده توسط آرمان | January 19, 2012 12:56 AM
ارسال شده در January 19, 2012 00:56
نمی دونم چرا ولی از روزی که این اتفاق افتاد دائم یه چیزی با خودم میگم و اون اینه که خوش به حال مصطفی که رفت و بد به حال ما . میدونید چرا؟ از روز شهادت شهید مصطفی احمدی روشن یک نفر به نفراتی که درقبالشون مسئولیم اضافه شد تا حالا به شهدای هشت سال دفاع مقدس مدیون و البته در قبال راهی که به خاطرش شهید شدند مسئول بودیم حالا در قبال شهدای راه علم
در آخر فقط یه دعا:پروردگارا ما را شرمنده ی شهدا و خانواده هایشان نفرما
آمین
ارسال شده توسط مشایخی | January 19, 2012 1:08 AM
ارسال شده در January 19, 2012 01:08
مدونا به" نادر" جایزه گلدن گلاب می دهد
اوباما به "مصطفی" بمب مغناطیسی!
عجب روزگاری
این روزها همه هدیه می دهند
فرقش بین "این " و"آن"است فقط
و فرق بین "این " و" آن "
"راه"شان است! و "ره"بر شان...
حالا تو تصمیم بگیر!:
"جدایی" نادر از سیمین "هنر"می خواهد یا این پسر از پدر!؟؟؟
ارسال شده توسط زری | January 19, 2012 1:09 AM
ارسال شده در January 19, 2012 01:09
اشک هایم ناخودآگاه ریختند !
همین!
ارسال شده توسط یک مورچه | January 19, 2012 1:30 AM
ارسال شده در January 19, 2012 01:30
گناه علیرضا، نخبه بودن پدر بود ...
ارسال شده توسط هستی | January 19, 2012 2:20 AM
ارسال شده در January 19, 2012 02:20
آخ امون ای دل عجب روزگاریست ...نازنینا پدرت رفت اما جاودانه ماند خودم برایت پدری میکنم عزیز دل .من هیچ نسبتی با آن شهید بزرگوار ندارم ولی از اون روزی که به فیض شهادت رسید 2 بار خوابش را دیدم آن هم چه خوابی ! شهدا چه دلربایند .اللهم ارزقنا..
ارسال شده توسط علیرضا | January 19, 2012 6:06 AM
ارسال شده در January 19, 2012 06:06
سلام آقای نجف زاده هیچ خبر داری زهرا 1.5 ساله دختر شهید احمدی پناه که شهریور ماه تو درگیری با پژاک شهید شد نمیدونه باباش شهید شده هر روز سراغشا میگیره بمیرم برا پسر شهید و خانوادش
ارسال شده توسط مهدی | January 19, 2012 6:50 AM
ارسال شده در January 19, 2012 06:50
بسم الله
مسئولین قابلیت ترور را ندارند...!!!
http://shahidekhoy.blogfa.com/post/25
ارسال شده توسط فدائی رهبر | January 19, 2012 8:15 AM
ارسال شده در January 19, 2012 08:15
سلام کامران عزیز
نمیدونم تا کی باید بشینیم و شاهد یتیم شدن بچه هایی که این حقو دارن تا پدر بالای سرشون باشه رو ببینیم!تا کی...
چرا مقابل با مثل نمیکنیم!دلمان سوخت...
ارسال شده توسط فاضل | January 19, 2012 8:43 AM
ارسال شده در January 19, 2012 08:43
پسر مصطفی یه مصطفای دیگس
ارسال شده توسط فریاد | January 19, 2012 8:51 AM
ارسال شده در January 19, 2012 08:51
خدا به خانوادش صبربده كاش قدرامثال اورا بيشتربدانيم تابه اين راحتي داغدارشون نشيم....
آقاي نجف زاده نميدونستم كجابايد درد دلم را به گوشتون برسونم براهمين اينجا مينويسم: من يه بازنشسته ام كه سال88 براي ازدواج دخترم به پول احتياج داشتم اون موقع بانك رفاه وام سكه ميداد منم چون سريع وكم دردسر بود گرفتم وبه مبلغ2300000 تومان فروختم وخرج جهيزيه دخترم كردم آخه من ميتونستم اما الان بايد سكه دونه اي 700000تومان بخرم وقسط وام رو بدم توروخدا به گوش مسئولين برسونيد آخه اگه من ميتونستم اين مبلغ قسط رو پرداخت كنم وام 2تومني واسه چي ميگرفتم؟؟؟
الان خيلي تحت فشارم
ارسال شده توسط گرزعلي جعفري | January 19, 2012 9:11 AM
ارسال شده در January 19, 2012 09:11
خیالش جمع !
چشم گذاشته بود تا دیگران پنهان شوند .عاشق این بازی است . مخصوصا وقتی خونه میلاد و نرگس اینها باشد. حیاط خانه خاله هم که نگو ! کلی جای قایم شدن دارد. بالاخره یک ربع دیگر ، نیم ساعت دیگر ، یک ساعت دیگر یا یک روز دیگر.... ، این بازی تمام می شود. خاله هر چقدر دوست دارد ، مهربان تر شود .فرقی ندارد . اخم هم بکند باز خیلی دوستش دارم . خاله جان من بچه ام ؛ نمی فهم وقتی زیادی بوسم می کنی یعنی چی ؟ اینقدر هم برایم هله هوله نخر! شکم کوچک من جای این همه خوراکی را ندارد . باورم نمی شود مادرم اجازه داده تا فردا را هم اینجا بمانم ، قول می دهم حرفهای مادرم را هم که دقه به دقه پای تلفن سفارش می کند خوب گوش دهم . راستش را بگویم ، فقط از کار شما بزرگتر ها سر درنمیارم. انگار می خواهید فقط ما بچه ها را ضایع کنید .وقتی اصرار می کنم خانه شما بمانم اجازه نمی دهند ،اما حالا اینجوری؟! خاله جان ! هم تو را دوست دارم ، هم نرگس و علی را . خانه شما هم خیلی خوش می گذرد، ولی چند روز است بابا را ندیدم . خاله جان من بچه ام ؛ نمی فهم این چند روز بیشتر از همیشه قربان صدقه ام میروی . من بچه ام ؛ نمی فهم کمی بغض می کنی بعد بغلم میکنی و می بوسیم ؛ انگار چند روز است گریه دار شده ام .حالا حالاها مانده تا برای خودم مردی شوم و این چیزها را متوجه شوم. خاله ، من بچه ام نمی فهمم بابا اگر اجازه نمی داد خانه شما بمانم ، طاقت نداشت. نمی فهمم که 4 شب است بامن بازی نکرده است . خیالت جمع خاله جان ،به مادرم بگو آب از آب تکان نخورده است . دیشب در خواب بابا را دیدم . تازه هم باغ بزرگی رفته بودیم هم دوستهای بابا با من بازی می کردند . به مادرم بگو خیالش جمع جمع باشد ،
من بچه ام ......
نمی فهمم.....
محمدحسین
ارسال شده توسط محمدحسین | January 19, 2012 9:11 AM
ارسال شده در January 19, 2012 09:11
حسبناالله...
ارسال شده توسط دودا | January 19, 2012 9:23 AM
ارسال شده در January 19, 2012 09:23
خدا لعنت کند عاملینش زا
دلنشین اما غمناک بود :(
ارسال شده توسط یک معلم | January 19, 2012 9:32 AM
ارسال شده در January 19, 2012 09:32
خدایا کجایند واژه هایی که بغض گره خورده در گلو را معنا کنند................
نه واژه ها فراری اند چون شهادت ماورایی است و ستودنش الفاظ ماورایی می خواهد
علی رضا جان به خاله بازی دنیا عادت کن
ارسال شده توسط یک ایرانی | January 19, 2012 9:59 AM
ارسال شده در January 19, 2012 09:59
واقعا"خیلی دردناکه
امیدوارم خداروح این شهیدو شاد کنه وبه خانواده اش صبر بده
با تشکا از شما آقا نجف زاده
ارسال شده توسط رامین خسروی | January 19, 2012 10:04 AM
ارسال شده در January 19, 2012 10:04
راهشان پر رهرو باد...
پسر شهید احمدی روشن در کودکی درد بی پدری می کشد و در بزرگسالی درد نیش و کنایه برخی با مهر کردن کلمه ای به نام سهمیه...
ارسال شده توسط شمیم | January 19, 2012 10:23 AM
ارسال شده در January 19, 2012 10:23
«يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ! يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ! يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي! يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟ يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي ...
ارسال شده توسط عبیدک بفنائک | January 19, 2012 10:26 AM
ارسال شده در January 19, 2012 10:26
سلام
من واقعا مانده ام با این خبر تکان دهنده چه کنم
فقط این را میتوانم بگوییم که من به عنوان یک جوان ایرانی راه شهدا رو ادامه خواهم دادم حتی با چادری که به سر دارم با دشمنان این نظام و این انقلاب مبارزه خواهم کردم.....
و خطاب من به تمام دشمنان این نظام این است که اهای اقایان به اصطلاح حقوق بشر، خطاب من به شماهاست یک جوان ایرانی با شما صحبت میکند: من جنگ را درک نکردم اما را درک نکردم اما امروز ولی فقیه ام را درک میکنم، همه جوانان ایرانی در خط ولایت هستند آیا شما میخواهید همه را ترور کنید؟ این ترورها بیشتر عشق به ولایت و این نظام را بیشتر میکند....
بدانید که جوانان ما علاقمند شهادت هستند زیرا ما پیرو راه شهدا، شهدایی که 8 سال برای این نظام کوشیدند هستیم
والسلام
عاشق پیرو خط ولایت و امامت
ارسال شده توسط عاشق شهدا | January 19, 2012 10:32 AM
ارسال شده در January 19, 2012 10:32
سلام
خدا لعنت کنه قاتلین این مرد جوان دانشمند رو
دلم شکست با خوندن این چند خط
خدا رحمتش کنه
ارسال شده توسط سعید | January 19, 2012 10:36 AM
ارسال شده در January 19, 2012 10:36
سلام
اول تبریک بخاطر نون حلالی که پدرت بهت داد وشیر مادرت.آقای نجف زاده مزاقب خودت باش .هر چند الان دیگه دل وجرات گذشته رو نداری .کامران عزیز میخواستم دعوت کننم به چالوس.نه برای تفریح برای تهیه گزارشهای بی عدالتی عدم بی توجهی مسولان (اخه مسولین شهر ما90 درصد شون مسولین ستادهای انتخاباتی احمد نزاد بودن.منتظر ج هستم
ارسال شده توسط سید محمد حسینی | January 19, 2012 10:43 AM
ارسال شده در January 19, 2012 10:43
خیلی غم داره ... خییلی ... اشک ... اشک
ارسال شده توسط محمد | January 19, 2012 10:52 AM
ارسال شده در January 19, 2012 10:52
بسم الله
بگين بابا رفته سفر (بياد سه ساله كربلا )
ارسال شده توسط ابرار | January 19, 2012 11:09 AM
ارسال شده در January 19, 2012 11:09
چی میشه گفت...غیر از همین قطره ای که گوشه ی چشممه
هی....
ارسال شده توسط پویا | January 19, 2012 11:15 AM
ارسال شده در January 19, 2012 11:15
سلام علیکم
پاسختان را در این پست از وبلاگم دادم:
http://baran14th.blogfa.com/post-750.aspx
ارسال شده توسط ِیک فرزند شهید | January 19, 2012 11:46 AM
ارسال شده در January 19, 2012 11:46
وای خدای من ))))))))))))))))):
ارسال شده توسط خادم | January 19, 2012 11:54 AM
ارسال شده در January 19, 2012 11:54
من سه سالم بود پدرم شهید شد. انقدر که گریه کردم سراغ بابامو گرفتم همه عاصی شدن. آخرش به من گفتند بابات توی آسمونه. از اون به بعد گردن درد گرفتم از بس به آسمون نگاه کردم. علیرضا هم یاد میگیره که با یه سنگ و با یه قاب عکس و با یه دنیا خاطره به جای بابا بزرگ بشه. مادر و کادربزرگش از علیرضا یه مصطفای دیگه میسازن. این مهمه. دنیا میگذره. به امید در آغوش گرفتن بابا توی اون دنیا زندگی میکنیم. علیرضا هم یاد میگیره.
ارسال شده توسط من | January 19, 2012 12:09 PM
ارسال شده در January 19, 2012 12:09
انشالا استوارتر از پدر ، جا پاى رشادتهاى علميش بگذاره ..
ارسال شده توسط حك | January 19, 2012 12:17 PM
ارسال شده در January 19, 2012 12:17
به علی؛ طفل خردسال مصطفی:
علی جان، جان ناقابل من فدای لحظه لحظه خنده های تو, فدای لحظه لحظه دلتنگی هایی که وجودت را فراخواهد گرفت, فدای اداهایی که بی جواب خواهد ماند, فدای اشکهایی که خواهی ریخت, فدای ذره ذره هایی که قد خواهی کشید؛ بی سایه ی پدر, فدای نگاه منتظر به قاب عکس مصطفی, فدای تو که اکنون همه دنیای مادری، امید مامان بزرگ؛ بابا بزرگ؛ عمه خاله؛ دایی و ...
همه دوستت دارند
کالسکه اتو هل میدن ؛
برایت هدیه میخرن؛
سفر میبرنت؛
جشن تولد؛ بادکنک؛ برف شادی. . .
اما علی جونم! نکنه گریه کنی؟
نکنه دلتنگ بشی؟
بابا همیشه هست
اصلا رفته اون بالا که فقط مواظب تو باشه
مراقبت باشه
تا یه وقت سُر نخوری
کفشاتو پا به پا نکنی
یادت بیاره میخوای بری مدرسه، پاک کن همرات ببری!
شال گردنتو بندازه دور گردنت سرما نخوری!
بهت بگه چی خوبه؟ چه بده؟
رفته اون بالا تا نکاش کنی ؛ بدونی جای بهتری هم هست
اون مراقبه ماها یه وقت سر نخوریم!
مطمئن باش! باشه عزیز دلم یه چیزی میدونم که میگم
آخه منم سی سال پیش هم اندازه تو بودم - یه کم بزرگتر-
اون موقع جنگ بود! -الان هم جنگه. اون موقع یه ذره مردونه تر بود، زورشون که نرسید دزدکی اومدن.
یه نصف شب اومدن در خونه رو زدن گفتن بابات شهید شده؛
منم گریه کردم، خواهرم، مامانم، همه گریه کردیم دلم تنگ میشد. ناراحت بودم. ولی خوب که نگاه کردم دیدم همیشه همرامه؛ دلتنگی نداره. اون وقتا میرفت جنگ چند ماه نبود ولی از وقتی شهید شد همیشه همرامه. تو هم ناارحت نباش.
هر چی خواستی فقط کافیه به بابا بگی؛ کنارته؛ می بینه؛با خنده هات میخنده؛
منم کنارتم!الهی قربونت بشم. قربون موهای فرفریت بشم؛ شاید الان بابای من و تو نشستن کنار هم دارن در مورد ما حرف میزنن. دارن نگامون میکنن.
زود بزرگ شو باید بریم حالشونو بگیریم.
آخه اونا میخوام آدمای خوب دیگه رو هم شهید کنن
زود بزرگ شو باید با هم بریم. منتظرتم...
اونا میخواستن به همه دنیا بگن این حرفو:
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زنهار بد مکن که نکرده ست عاقلی
تا دنیای خوبی داشته باشیم
ولی نذاشتن.
یادت نره علی جون...بابا فقط یه حرف داشت. همون حرف بابای من: بنویس یادت نره:
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش بادآن دل که با درد تو خواهد مرهمی
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروی باید جهانسوزی؛ نه خامی بیغمی
اونا رفتن یه جای خوب, خوش به حالشون. جاشون خوبه بهتر از من و تو . پس دلتنگی نداره. ناراحتی نداره. من و تو هم اگه خوب باشیم میریم پیششون.
دوستت دارم. دورت بگردم.
ارسال شده توسط س.م.ح | January 19, 2012 1:00 PM
ارسال شده در January 19, 2012 13:00
آقای نجف زاده عزیز با اینکه زیاد از خبرات خوشم نمیاد ولی این دفعه تو بردی خیلی وقت بود گریم نگرفته بود!
خدایا تو خودت یزرگی و متعال ...
ارسال شده توسط هادی | January 19, 2012 1:12 PM
ارسال شده در January 19, 2012 13:12
هربار كه به عكس نگاه كردم اشك ريختم.روحش شاد.
اما چرا انقدر بين خودمون خطكشي ميكنيم؟چه ربطي به جايزه اصغر فرهادي داره؟من هم با اون فيلم راحت نيستم.ولي الان وحدت مهمترين ابزار ماست براي اعتلاي ايران و نظام.اونا از برنامههاي مختلف استفاده ميكنن تا بين ما تفرقه بيندازن.چقدر هم خوب جواب ميده.واسه اينكه مارو خوب شناختن.تروخدا زيرك باشيم و تو اين بازي شركت نكنيم.بزارين با يك هوشياري جمعي غافلگيرشون كنيم.اين هم يك راه براي خنثي كردن توطئه هست.مگه نه؟
ارسال شده توسط فاطمه | January 19, 2012 1:18 PM
ارسال شده در January 19, 2012 13:18
................
.........
ارسال شده توسط خاطره | January 19, 2012 1:26 PM
ارسال شده در January 19, 2012 13:26
سلام.ممنون از متن زیباتون.
ارسال شده توسط ش.عمادی | January 19, 2012 2:02 PM
ارسال شده در January 19, 2012 14:02
با دل بی باک ایستاده ایم دشمن، ای فرزند وطن روشنی محمدی(ص)، مصطفی یکی نیست یاد همسنگرانت، چمران، خمینی،رادانی پور،کریم بیگی،کاظمی، مازح و... همه و همه شهید مصطفی شدند و شهیدان مصطفایی دیگری در بطن مادرانشان برای شهادت لحظه شماری می کنند، آنها با شهید کردنت دل گرم و پر هراس شدند، ولی تورا هرست کردند تا جوانه ای دیگر بروید از تنت بنام شهید مصطفی...
ارسال شده توسط عبدالله | January 19, 2012 2:04 PM
ارسال شده در January 19, 2012 14:04
تازه می فهمم حضرت زینب چی کشیده !!!!!!!!
ارسال شده توسط اقا5000 | January 19, 2012 2:06 PM
ارسال شده در January 19, 2012 14:06
الان سر خبر سایتای از ما بهترون اصغر فرهادی و حمایت از اقدام گلشیفته فراهانیه...
خدایا..
حالا این عزیز چون بسیجی بوده واسه بعضیا...
آدم یاد اون پیرمردایی میفته که با عصاشون به پیکر امام حسین(ع)میزدن...
به خاطر حقد امام علی(ع)
ارسال شده توسط منتظر | January 19, 2012 2:23 PM
ارسال شده در January 19, 2012 14:23
دنيا قضاوت كند اين پسر 4 ساله آقازاده است يا آن گردنكلفتهاي فراري از كشور ...
عليرضا هم روزي ميشود مصطفي به كوري چشم همه دشمنان ...
ارسال شده توسط حي علي الجهاد | January 19, 2012 2:32 PM
ارسال شده در January 19, 2012 14:32
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
روح این شهید بزرگوار شاد ...
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا
ارسال شده توسط کامران نجف زاده خبرنگار قلبهای مــا | January 19, 2012 3:04 PM
ارسال شده در January 19, 2012 15:04
میسوزم و سوختم و تو مرا خاکستر کردی
خیلی داغون شدم
ارسال شده توسط نصرالله | January 19, 2012 3:10 PM
ارسال شده در January 19, 2012 15:10
خدا رحمتش کند
طفلکی فرزندش
ارسال شده توسط علی | January 19, 2012 3:47 PM
ارسال شده در January 19, 2012 15:47
از دولت شکایت دارم یعنی یه دانشمند هسته ای حداقل یک محافظ نباید دمه در خونش باشه
آره سعادت شهادت به هرکسی داده نمیشه اما چرا باید اینطوری از دست برن واقعا چرا ؟؟؟!!!!!!!!!
ارسال شده توسط مهسا | January 19, 2012 4:54 PM
ارسال شده در January 19, 2012 16:54
خدا رحمتش کنه و به خانوادش صبر .
ارسال شده توسط پاییز | January 19, 2012 5:20 PM
ارسال شده در January 19, 2012 17:20
حالم بد شد....... خدا انتقام خون مظلومو اگر خیلی زود نگیره ولی انتقام گریه یتیم ...... خیلی زود............................................................................................................................................................. مرد نیستیم اگر وحشت از مرگو با هر دم و بازدم صهیونیستا به خوردشون ندیم
ارسال شده توسط زائرشهید | January 19, 2012 5:23 PM
ارسال شده در January 19, 2012 17:23
تروراین دانشمند نشان از دزماندگی دشمن خائن و مزدوز است.
یا علی...
ارسال شده توسط یکی ازاصحاب رسانه | January 19, 2012 5:39 PM
ارسال شده در January 19, 2012 17:39
خدا کند هیچ پدری این نوشته ات را نخواند ،... خدا کند
ارسال شده توسط محمد دلاوری | January 19, 2012 5:56 PM
ارسال شده در January 19, 2012 17:56
سلام
یادش به خیر! چه شب های جمعه که با دل گویه های انتظار تو اشک هامان جاری میشد.
کاش دوباره میشد...
ارسال شده توسط علی | January 19, 2012 6:51 PM
ارسال شده در January 19, 2012 18:51
سلام اقای نجف زاده خسته نباشید من از یزد براتون مینویسم در مورد تخلف قاضی در پرونده دادگاه که کاملا محرض میباشد ازشما خواهشمندم هرچه سریعتر باهام تماس بگیرید تا به مورد خانواده من رسیدگی بشه اصلا دلم نمیخواد اینو بگم اما اگردیربشه این موضوع رو با تمام مجلات و سایتها وشبکه های خارجی در میون میزارم تا شاید مسولین اینطور به داد دل مردم برسن دیگه صبر خانوادم و طاقت خواهرو برادم و قلب پدرومادرم طاقت این شکست نامردی رو ندارن منتظر تماس شما هستم خواهش میکنم تا دیر نشده کمکمون کنید باتشکر
ارسال شده توسط سلطان غم | January 19, 2012 6:56 PM
ارسال شده در January 19, 2012 18:56
چیزی نمیتونم بگم واقعا متاثر شدم خدا به خانواده شون صبر بده همین...
ارسال شده توسط دوقلوهای اردیبهشتی | January 19, 2012 7:22 PM
ارسال شده در January 19, 2012 19:22
سلام
چه حزنی دارداین گزارش
یاد دختر شهید رضایی هم باشیم
ارسال شده توسط حامد اقبال | January 19, 2012 7:23 PM
ارسال شده در January 19, 2012 19:23
سلام قولا من رب رحيم
حقيقتا همين دوخط يك روضه بود، ما را برد به خرابه شام و سه ساله ارباب و ...
انشاءالله خداوند مهربان صبر زينبي عطايشان فرمايد. و كودك 4ساله شهيد مصطفي مهدي يار گردد به حق سه ساله امام حسين(ع)....
ارسال شده توسط طهورا | January 19, 2012 7:28 PM
ارسال شده در January 19, 2012 19:28
سلام
وقتی نام شهید مصطفی احمدی روشن را میخواننم یا میبینم بغض گلویم را می فشارد و با همان بغض میگویم " مرگت باد امریکا"
ارسال شده توسط لبیک یا حسین | January 19, 2012 7:43 PM
ارسال شده در January 19, 2012 19:43
سلام کامران نجف زاده نمی دانم خوددر وبلاگ می نویسی یا دیگری من خودم همم منتقدم وخبرنگار این مقاله ورزشی نیز من هستم
http://shomalnews.com/index.php?view&sid=49148
ولی گله دارم از جنوب گفتی از آسو گفتی از عابدزاده گفتی و از سرهنگ از حقوق 16 ماهه معوقه کارگران نساجی نمیگی از زهرا کوچلو نمیگی غوغاییه از ضعف مسئولین مازندران نمی گی به خدا صداشون از استانم خارج نمیشه منظریم
مازندران_قائم شهر_کارخانه نساجی
ارسال شده توسط shariaty | January 19, 2012 8:51 PM
ارسال شده در January 19, 2012 20:51
سلام آقاي نجف زاده من اتفاقي به وب شما برخوردم خيلي جالب بود من از روستاي مژن آباد شهرستان خواف در خراسان رضوي هستم .هميشه از اجراي شمادر تلويزيون لذت مي برم ضمنا با اجازه تون شمارو لينك كردم وبه دوستانم در روستا معرفي مي كنم اگه وقت داشتيد به وبم سر بزنيد قدمتون روي چشم .منتظر نظر گرمتون هستم .
ارسال شده توسط janmohammad | January 19, 2012 9:34 PM
ارسال شده در January 19, 2012 21:34
از روزی که این اتفاق افتاده تا امروز چهره فرزند شهید لحظه ای از خاطرم نمیرود. خدا بداد دل خانواده اش برسد...
ارسال شده توسط کاظم قنبری | January 19, 2012 9:45 PM
ارسال شده در January 19, 2012 21:45
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام به شهدا و امام شهدا
سلام به تو کامران عزیز
حرفهایت زلال است که این طور به دلها می نشیند.
برای ما هم دعا کن
ارسال شده توسط حسن | January 19, 2012 9:47 PM
ارسال شده در January 19, 2012 21:47
داغون شدم .....
ارسال شده توسط هادی | January 19, 2012 10:13 PM
ارسال شده در January 19, 2012 22:13
فرزند خلف زنده کند یاد پدر...
خدا به خانوادشون صبر بده. خیلی سخته...
ارسال شده توسط ملکی تبار | January 19, 2012 11:05 PM
ارسال شده در January 19, 2012 23:05
سلام بر واژه هایی که با قلم شما نگاشته می شود
درود بر نام شهیدانی که با قلم شما زنده می شوند
مرحبا بر کودکی که پدر شهیدش افتخار ایرانیان است
زنده با ایرانی
ارسال شده توسط عدالت | January 19, 2012 11:15 PM
ارسال شده در January 19, 2012 23:15
سلام
وقتی قول امدن بابا را به علی دو ساله ام می دهم
سر هر دقیقه تاخیرش کلی بی قراری می کند حالاچه خواهد کشید این دل بیتاب خدا میداند.
ارسال شده توسط پرپروک | January 20, 2012 12:04 AM
ارسال شده در January 20, 2012 00:04
با سلام به شما آقای نجف زاده ی عزیز
من مدیر ماهنامه اینترنتی من و تو هستم.غرض از مزاحمت می خواستم از شما خواهش کنم شما که همیشه پای صحبت و تریبون مردم می شینید میشه اندازه چند تا سوال پای صحبت با ما بشینید و ما مصاحبه ای با شما داشته باشیم..
ارسال شده توسط سروش اسدی | January 20, 2012 12:15 AM
ارسال شده در January 20, 2012 00:15
وقتی این مطلب رو خوندم اشکم رو نتونستم جمع کنم درد خیلی سخته آخه منم درد کشیده ام امیدوارم خدا روبه راه کنه
ارسال شده توسط ن.ا | January 20, 2012 12:59 AM
ارسال شده در January 20, 2012 00:59
سلامـ
روحش شاد و قرين رحمت الهی
اين مطلب رو با ذکر منبع در وبلاگم قرار دادم
خير ببينی الهی آقای نجف زاده
ارسال شده توسط حنانه | January 20, 2012 1:08 AM
ارسال شده در January 20, 2012 01:08
هم اشک یتیم را در آوردی تو
هم دست به معجر آوردی تو
بگذار برای صبح، قدری آرام
مامور طبق، مگر سر آوردی تو؟
ارسال شده توسط مجید | January 20, 2012 9:32 AM
ارسال شده در January 20, 2012 09:32
سلام برادر
چرا به روستای شیخ صله نمیایی گزارش تهیه کنی .
همون روستای ای که مدرسه اش را در کنار یک میدان مین درست کرده اند و چند ماه پیش یکی از دانش آموزان راهنمایی در چند کیلومتری مدرسه می ره روی مین و الان ...
منتظرتیم
ارسال شده توسط علی | January 20, 2012 10:42 AM
ارسال شده در January 20, 2012 10:42
هیچ خیالی نیست،ولی تا کی وایسیم و مفت مفت دانشمندامونو از دست بدیم،آخه تا کی؟
راستی چند وقته گزارش تلوزیونی نداری؟نکنه...؟
ارسال شده توسط رضا | January 20, 2012 10:57 AM
ارسال شده در January 20, 2012 10:57
با سلام.. لطفا در خصوص مشكلات بهورزان استان اردبيل خبرتهيه كنيد به خصوص مشكلات شهرستان مرزي گرمي .... هيچ مسئولي نيست كه به داد اين قشرزحمت كش برسه مگر شما..از حقوق كم .....تا مشكلات انتقالي .توبرنامه شما درمورد مشكلات كاركنان هر وزارت خانه اي حرف زده شد..جز اين دسته از كاركنان
ارسال شده توسط احمدي | January 20, 2012 11:19 AM
ارسال شده در January 20, 2012 11:19
لطفا پيگيري بفرماييد چرا كارمندان بهداشت غير هيئت علمي كه اين قدرزحمت ميكشن مانندكاركنان اموزش وپرورش حقوق دريافت نمي كنند ...نصف سال كه تعطيلن ..نصف ديگش هم تو جلسه ..بخصوص حقوق كاركنان سطح اول كه هر چه امارو اطلاعات از وزارت بهداشت داده ميشه با تلاش اين عزيزان هستش
ارسال شده توسط رضا | January 20, 2012 11:26 AM
ارسال شده در January 20, 2012 11:26
سکوت بود و یک دریا غروب
سکوت بود و یک صحرا سرود
سکوت بود یک دنیا عبور ...
ارسال شده توسط amini | January 20, 2012 11:30 AM
ارسال شده در January 20, 2012 11:30
هربار كه توي تلويزيون نشون داد كلي گريه كردم...
ارسال شده توسط خاطره | January 20, 2012 11:39 AM
ارسال شده در January 20, 2012 11:39
لطفا در خصوص كارانه كاركنان بهداشتي خبر تهيه كنيد از رياست بيمارستان وشبكه بهداشت وپزشكان ....تا بهورزان بيچاره .راست بودن اين خبر پيگيري بفرماييد كه عده اي از كاركنان بهداشت ماهانه 30000000ميليون كارانه ميگيرن وعده اي مانند بهورزان فقط تو سه ماه 30000تومان...بعد ميگن بودجه نداريم.باتشكر
ارسال شده توسط سايه | January 20, 2012 11:40 AM
ارسال شده در January 20, 2012 11:40
با سلام لطفا از وزير محترمه بهداشت در خصوص حجم زياد كار بهورزان. وحقوق كم انها سوال بفرماييد..باور كنيد كاهاي چند واحدتو شبكه بهداشت روبه يك بهورز دادن (بهداشت خانواده .بهداشت محيط.مبارزه با بيماري.بهداشت روان...سالمندان .وخيلي كاراي ديگه .)در عوض حقوقشان خيلي كمه نه اضافه كاري.ونه كارانه ي حسابي.هيشكي هم تو اين وزارت خونه به فكر اين عده نيست .جز شما كه حرفاي ما رو پخش نماييد.......ممنونم كامران عزيز
ارسال شده توسط محمد | January 20, 2012 11:51 AM
ارسال شده در January 20, 2012 11:51
سر در دانشگاه شده در باغ شهادت...
ارسال شده توسط غریب غرب | January 20, 2012 12:08 PM
ارسال شده در January 20, 2012 12:08
چیزی نمیتونم بگم فقط همین که متاسفم و متاسف تر اینکه دوباره کار از کار گذشت و ما تازه به فکر چاره افتادیم...چقدر باید این حوادث تلخ تکرار بشن سال قبل شهید شهریاری امسال شهید احمدی سال بعد............
ارسال شده توسط دوقلوهای اردیبهشتی | January 20, 2012 12:43 PM
ارسال شده در January 20, 2012 12:43
سلام.
داشتم دنبال عکس از علی روشن می گشتم که به این متن برخوردم...
بیشتر از خبرتون حالم گرفته شد:
http://hamid-graphic.blogfa.com/post-109.aspx
ارسال شده توسط مهدی | January 20, 2012 1:11 PM
ارسال شده در January 20, 2012 13:11
خدایا ریشه تروریستها را بخشکان...
ارسال شده توسط مریم گلی | January 20, 2012 1:13 PM
ارسال شده در January 20, 2012 13:13
سلام
.....چقدر بعضی وقتها همه چیز کم می آورد....
ارسال شده توسط مهدیه پوریادگار | January 20, 2012 1:15 PM
ارسال شده در January 20, 2012 13:15
بد نگوئیم به مهتاب اگر تب داریم............
عجب صبری خدا دارد...
ارسال شده توسط shamim | January 20, 2012 1:30 PM
ارسال شده در January 20, 2012 13:30
سلام. واقعا دردناکه
ارسال شده توسط سحر جاویدی+منصوره شفیعی | January 20, 2012 2:13 PM
ارسال شده در January 20, 2012 14:13
ای کاش کودکان حسین(ع) را هم ...
ارسال شده توسط گمنام | January 20, 2012 2:17 PM
ارسال شده در January 20, 2012 14:17
سلام
دوساله بودم که بابام و از دست دادم،الان 27 سالمه اون موقع بچه بودم غم از دست دادنش و نمی دونستم ولی الان با خوندن این متن و با دیدن این عکس با تمام وجودم نبود پدر رو احساس میکنم...
خدای من....
ارسال شده توسط سمیه | January 20, 2012 2:39 PM
ارسال شده در January 20, 2012 14:39
الا لعنل الله علی القوم الظالمین
ارسال شده توسط fa | January 20, 2012 3:16 PM
ارسال شده در January 20, 2012 15:16
بهتون حق میدم.......این طور مواقع آدم خبرنگاری که بماند خودشم فراموش میکنه!
بکشید ما را... ملت ما بیدار تر می شود!
حضرت روح الله
ارسال شده توسط شریعت نیوز | January 20, 2012 3:21 PM
ارسال شده در January 20, 2012 15:21
سلام
چقدر انتظار سخته اون هم براي كودكي كه روز هاي
قشنگشو تو اغوش بابا مي گذروند حالا بايد باباشو
تو قاب عكس ببينه شده جريان طفل سه
ساله حسين(ع). يزيد و شمر هميشه هستند فقط شمشيرشون
شده بمب.
ارسال شده توسط مهسا حسامي | January 20, 2012 3:56 PM
ارسال شده در January 20, 2012 15:56
خب مابایداین رابدانیم که ایران وایرانی
درهرجا وهروقت وهرزمینه وازازل تاابدهمواره
دشمنان بسیاری دارد،این گفته ی من بی گمان هست و
خواهد بود،امیدآن که روان اوشاد،خانواده اش شکیبا و
راه اش همواره ادامه داشته باشد.
زنده بادایران وایرانی.
ارسال شده توسط عمران حیدری آریا | January 20, 2012 4:47 PM
ارسال شده در January 20, 2012 16:47
هوا باراني است. نميدانم چرا ياد تو افتادم. ياد اشكهاي آخرين خداحافظيات كه در ميان پلكها پنهان شد. يادت هست اين مادرت بود كه رويت را بوسيد و تو را از زير نورانيترينها رد كرد؟ يادت هست چند قدمي برداشتي و با يك نگاه ديگر به مادر از آن كوچه گذشتي؟
مادر ميدانست كه نبايد پشت سر مسافرش گريه كند؛ اما اشكها اين را نميفهميدند و بعد از رفتن تو، باريدند. آخرين نامهات را كه نوشتي، يادت هست؟ روبهرويت برهوتي از عشق بود و در نگاه تو اين زمين و آسمان بودند كه در يك نقطه به هم متصل ميشدند؛ زمين خاكي و آسمان آبي. آيا براي تو هم وصلي خواهد بود؟ روي آن تخته سنگ نشسته بودي و قلم را بيپروا حركت ميدادي. در كنار تو لاله روييده بود. براي مادر چند شاخه چيده بودي. آري! آخرين نوشتهات هنوز با همان لالهها در كنار عكس تو روي طاقچه قديمي خانهاند. مادر هر روز به آنها نگاه ميكند و با اشك دل به لالههاي تو آب ميدهد.
ميداني تا به امروز هنوز هيچ كس جرئت كنار زدن پرده دل مادر را نداشته است. تنها خاطرهاي كه در كنج ذهنش اميد ديدار تو را ميدهد، آخرين لبخندت است وقتي كه از پيچ كوچه ميگذشتي و دستي كه بالا بردي. مادر حالا ميفهمد كه تو ميخواستي بگويي «مسافر آسماني» اما فقط اشاره كرده بودي؛ بيهيچ حرفي.
ثانيههاي انتظار سالها بود كه ميگذشت تا اينكه صداي دستي لرزان روي زنگ در، قلب مادر را فشرد. همسنگرت بود؛ يكي از آنها كه مانند تو مسافر آسمان بود، اما...
نگاهي به مادر كرد و سرش را در گريبان فرو برد. شرم، اشك، لرز، همه چيز از درون او موج ميزد. دست به جيب برد و پلاك نيمه سوخته تو را به مادر داد؛ پلاكي كه با خون غسلش داده بودند، اما از تو چه خبري داشت؟... هيچ...
از آن به بعد، تنها سنگهايي كه روي آنها نوشته بودند «شهيد گمنام، فرزند روحالله» همدم روزهاي تنهايي مادر شد.
سلام
اگه میشه به وبلاگ ماهم یه سری بزنید
ارسال شده توسط مبارز | January 20, 2012 5:18 PM
ارسال شده در January 20, 2012 17:18
درد است...
امروز وقتی دیدم از آغوش امام خامنه ای پایین نمیآید و منتظرشان بوده...فهمیدم آقا مصطفی علیرضا کوچولوش رو با مهر ولایت بزرگ میکرده...
ارسال شده توسط سندس در جست و جوی حقیقت | January 20, 2012 5:24 PM
ارسال شده در January 20, 2012 17:24
کامران جان اشک منو که درآوردی.
خدا به تو هم اجر همین شهید رو عطا کنه.
ارسال شده توسط مرتضی محمدی زنجیره | January 20, 2012 5:36 PM
ارسال شده در January 20, 2012 17:36
باورش حتی برای ما هموطناش هم سخته
خدا دشمنای مسلمونارو نابود کنه
ارسال شده توسط سما | January 20, 2012 6:58 PM
ارسال شده در January 20, 2012 18:58
سلام کامران نجف زاده گله دارم دیروز برایت نوشتم :از جنوب گفتی از آسو گفتی از عابدزاده گفتی و از سرهنگ از حقوق معوقه کارگران نساجی نمیگی از فائزه کوچلو نمیگی از پدری که شرم داره نمیگی می دونی چرا چون دخترش مجبور شده خانه نشین بشه با حسرت به دوستاش ذنگاه کنه به من بگو فرق تو با مسئولان مازندرانی چیه؟با فرماندارما چیه تو هم دنبال خبر نابی آره به نابی خبر آسو یا مصاحبه بادیگرت نمیشه اسم چندتاشو بگم همشونو دیدم عاشقت بودم نجف زادهدلدادت بودم تو فقط بلدی نظراتو تایید کنی اینو ببین این هم سند تصویریش یه چرخ تو جامعه مجازی بزن ببین چه بر سر نساجی آمده
ایلنا: عمو به کی بگم که بابا م چند ماه است که حقوق نگرفته است!
این جملهای بود که فائزه کوچولو با اون زبان کودکانهاش وقتی منو دید به زبان آورد.
مانده بودم به اوچه بگویم؟
از او پرسیدم چرا فائزه جان؟
گفت: بخاطر اینکه خانم معلمم به من میگوید باید بچهها به مدرسه کمک کنند.
دستانش در دست پدرش در غروبی دلگیر وسرد، در گذرزرق وبرقهای بازارودرآن بازاری که دادمیزنند بیائید بخرید ودست خالی به خانه نروید بود.
پدر فائزه کوچولو که کلاس دوم دبستان است جانباز وشغلش، کارگر نساجی مازندران است که ماهها حقوق نگرفته است.
فائزه با این سن کم بخوبی طعم نخوردن ونیاشامیدن را چشیده ولمس کرده است وحسرت از داشتنها ونبودها اورا وامیدارد که بپرسد گناه من در این ناعدالتهای اجتماعی وفاصله فقر وغنا چیست؟ گرچه اومیداند سهمش همین است دستش، در دستان خالی پدرش باشد تا به این امید که شاید گرمای دستان اوبتواند به پدرش امید به زندگی وزنده ماندن بدهد تا حتی اگر نان خالی هم به سر سفره میاورد سایهاش باشد تا در این ناهنجاریها همچون کوه به اوتکیه کند تا بتواند ایرانی آباد بسازد.
امروز صدای مظلومیت خانوادههای کارگری مازندران در پس کوچههای شهر وروستا شنیده میشود واین نجوای تلخ وحزن آمیز، هنوز نتوانسته با تلنگرهای خود این مظلومیت و معنویت را در دیدگان وگوش صاحبان خرد واندیشه که هروز داعیهای برای توسعه دارند به صدا در آورد وبگوش برساند که عدهای در این سرزمین، بیگناه محروم از حداقلها زندگی میکنند وحسرت به دل زن وبچههایشان مانده است.
کارگران مظلوم نساجی مازندران، کشت وصنعت شما ل، شمالیت، لنت ساز، شهید رجایی، و...........
خدایا چنان کن سرانجام کار توخشنود باشی وما رستگار
فرامرز درخشنده سرپرست روزنامه کاروکارگر وخبرگزاری کار ایران (ایلنا) در مازندران
http://seyyedhadi.com/uploads/imgCACWKPR1_700.jpg
ارسال شده توسط shariaty | January 20, 2012 7:09 PM
ارسال شده در January 20, 2012 19:09
بسم الله
با سلام؛
در پی دیدار امام خامنه ای با خانواده ی شهیدان احمدی روشن و رضایی نژاد
پوستری با این منظور و عنوان مِهر ولی
انتشار داده شد.
پوستر را در
http://quran-net.mihanblog.com/post/189
مشاهده کنید.
ارسال شده توسط امیرحسین | January 20, 2012 7:46 PM
ارسال شده در January 20, 2012 19:46
دلم گرفت وقتی دیدم امروز پسرش محکم در اغوش رهبر بود ..
ارسال شده توسط خزان | January 20, 2012 8:20 PM
ارسال شده در January 20, 2012 20:20
سلام
سلام اما اين بار نه به گرماي تابستان سلامي به سرماي زمستان به سرماي سكوت كرده دل به سرمايي كه تنم را چنان به مرگ سوق ميدهند كه تمايلي به بودنم نيست مگر به زنده شدن انسانيت انسان
كلماتم واژگون ميشود وقتي اينگونه انساني را به خون ميكشند
گاه گاه با خود فكر ميكنم آيا غير انسان اينگونه وحش خويانه به مرگ هم نوع خويش چشم ميدوزد
بي آنكه لحظه اي به كودكش لحظه اي به همسرش لحظه اي به انسان اشرف مخلوقات تفكر داشته باشد
مگر چيست اين دنيا مگر چيست اين دنيا
چرا انساني كشته شود همسري گريان شود كودكي حيران شود چرا مگر اين دنيا چيست
ارسال شده توسط taha | January 20, 2012 8:55 PM
ارسال شده در January 20, 2012 20:55
>(مائده آیه 2)
با عرض سلام
سالیان سال است که از پایان جنگ می گذرد و دلی پر از درد : فراموش کردن یاد و خاطره عزیزان سفر کرده این دیار و عدم انتقال به نسل های آینده این سرزمین مقدس ! اما هنوز ما در اندر خم یک کوچه ایم . لذا به ذهنم خطور کرد تا ذره ای از دریای بی کران عشق را با کمک شما عزیزان به خط تحریر درآورده تا بتوانیم خدمتی هر چند ناقابل به این عزیزان داشته باشیم .
لذا از شما کامران نجف زاده خواهشمندیم که در این مسیر پرفراز و نشیب اما مقدس کمک خود را از ما دریغ نکنید.(مخصوصا در گروه ادبیات)
ارسال شده توسط خادم | January 20, 2012 9:21 PM
ارسال شده در January 20, 2012 21:21
با سلام و خسته نباشید خدمت شما .
گزارش های شما عالین ولی دیگه مثل کامران نجف زاده سابق نیستین.(جسارتا)
خدا هرچی منافق علیه کشور عزیزمان ایران است لعنت کند . چرا چنین بلاهایی علیه همنوعان خود ، و بر سر جوانهای دانشمند ایران می آورند.؟؟؟؟؟
انسان برای چنین آنسانهایی واقعا متأثر میشه و برای عده ای دیگر فقط کلمه واقعا صدق می کند.
التماس دعا
یا حق
ارسال شده توسط علی | January 20, 2012 9:22 PM
ارسال شده در January 20, 2012 21:22
آخی طفلــــــــــــــــــــــی!!!:(
کی باید جوابگوی این طفل معصوم باشه؟
از کی باید بپرسه پدر "چرا" شهید شد؟
ارسال شده توسط غزل | January 20, 2012 9:23 PM
ارسال شده در January 20, 2012 21:23
دردش برایم کمترازدرد برادر که نبود هیچ بیشتر بود
خیلی زیاد...حالت را شاید نفهم فرزند مصطفی که
چون سایه پدر دارم خدا را شاکرم..اما درد بی
برادری کجاست قابل مقایسه با درد بی پدری..
(حالادیگرمهم نیست اما ندیدم که پیامم را تایید
کرده باشید..)
این شعر را تقدیم تو میکنم فرزند مصطفی..راه
پدرت بس دراز است......
من وماه وسحرجای توخالی
میان پلک در جای توخالی
غمت ماه وسحررا کشت اما
منم مشتاق ترجای توخالی
(یاد پدرت مصطفی،وشهدای پرواز c130همیشه زنده همچون
خونشان)
ارسال شده توسط مرا ازخاطرت نبر | January 20, 2012 10:55 PM
ارسال شده در January 20, 2012 22:55
سلام
اول تشکر از اینکه دست به کارهای خداپشندانه میزند
شاید به ظاهر این کوچولوی دوست داشتنی پدرش رو از داد که اصلا اینجور نیست ..
ولی باید بگم که میلیون ها نفر به این پسر و مادر می بالند و همیشه حامی آنان هستند...
این ترورها نشان دهنده ی راه درست ما و نزدیک شدن به پیروزی اصلیمان است...
ارسال شده توسط سید ابوالفضل | January 20, 2012 11:13 PM
ارسال شده در January 20, 2012 23:13
با سلام.
وب سایت شخصی یک دانشجو با ( جدایی نادر از سیمین ) به روز شد :
http://3ajjad.com
با تشکر.
/3ajjad/
ارسال شده توسط سجاد - یک دانشجو | January 20, 2012 11:17 PM
ارسال شده در January 20, 2012 23:17
سلام جناب نجف زاده .
آدرس ایمیل خود را لطفا برایم ارسال کنید ، منتظر آدرس ایمیل شما هستم .
شب خوش
ارسال شده توسط علی | January 20, 2012 11:21 PM
ارسال شده در January 20, 2012 23:21
سنگ ناله می کند:رود رود بی قرار
کوه گریه می کند:آبشار آبشار
آه سرد می کشد باد باد داغدار
خاک می زند به سر آسمان سوگوار
باورم نمی شود کی کسی شنیده است
زیر خاک گم شوند قله های استوار
بی تو گر دمی زنم هر دمی هزار غم
روی شانه دلم هر غمی هزار بار
(قیصر امین پور)
.......چقدر این روزا غمگین شده است چه هوای سنگینی ست....راه نفسها بسته است....روزگار غریبی ست...
ارسال شده توسط شیرین | January 20, 2012 11:58 PM
ارسال شده در January 20, 2012 23:58
خداوند ان شاءالله سزای عاملین این جنایت را برسانند
ارسال شده توسط روح الله | January 21, 2012 12:13 AM
ارسال شده در January 21, 2012 00:13
خوش به حالش ولي
همسرش چي...
بااجازتون منم اين مطلبو ميذارم تووبم
ارسال شده توسط حلقه | January 21, 2012 1:21 AM
ارسال شده در January 21, 2012 01:21
ای خدااااااا........................................
ارسال شده توسط معصومه | January 21, 2012 1:55 AM
ارسال شده در January 21, 2012 01:55
با سلام بر شما و دوستان
دوستان مطلب به روز شده را ملاحظه بفرمایید و نظر خود را در مورد اینهمه آشفتگی که بین ما بوجود آمده بیان کنید
با مطلب مهم و قابل دقت :
" ثمره اینکه که عده ای از ما ، حجت را به غیر رهبری می بینند... "
به روز شده ام. دوستان مطلب مهم می باشد حتما" مطالعه بفرمایید.
noore14a.blogsky.com
ارسال شده توسط جانباز از اصفهان | January 21, 2012 9:19 AM
ارسال شده در January 21, 2012 09:19
علی جان.غصه نخور.اون ها بابات رو دوست نداشتند.آن ها نمی خوان تو هم مثل بابات شی
علی جان تو 4 سال که بیشتر نداری ولی باید زود بزرگ شوی.تویی و مادرت.هوای مادرت رو داشته باش.خم به ابرو نیاره.تو مردی.از حالا یک مردی.
علی جان گریه نکن بابا همین دور و براست.غصه نخور که دیگر بابایی نیست که براش شیرین زبونی کنی اشک نریز برای بابایی که نیست.بغض نکن برای مادرت وقتی اسباب بازی برات نمی خره و تو بگی به بابا می گم...
علی جان تو مردی.گریه نکن.خواهش می کنم.فدای لبخندهات.نکنه جلو بقیه عکس بابا بگیری دست و هی بگی بابام کو؟هی بگی من بابامو می خوام
بابایی که گم نشده همین جاست.رفته اون بالا.پیش خدا.شبا که خوابی داری ستاره می چینی اون می یاد بالا سرت یه ستاره از اون پر نوراش می ذاره تو سبدت
علی جان غصه نخور.بزرگ می شی.ولی می دونم یادت که نمی ره...
ارسال شده توسط رهگذر | January 21, 2012 11:53 AM
ارسال شده در January 21, 2012 11:53
دلم لرزید. دلم سوخت. دلم آتش گرفت...
اللهم عجل لولیک الفرج
خدا حفظتون کنه
ارسال شده توسط بین الحرمین | January 21, 2012 12:51 PM
ارسال شده در January 21, 2012 12:51
سیلام اقای کامران
انقده اینو دیدم ناراحت شدم
انقده ناراحت شدم
انقده ناراحت شدم
از اینجا تا فردا ناراحت
ناراحت ناراحت
ارسال شده توسط یکماهی | January 22, 2012 9:48 PM
ارسال شده در January 22, 2012 21:48
خیلی زیبا بود کامران خان راستی بازم مشهد بیا استاد از کلاسهات در سازمان صدا وسیما بهره ببریم شناختی منو ؟ رحیمی خبرنگار فارس هستم
سر بزنید به وبلاگم خوشحال میشم
ارسال شده توسط مصطفی رحیمی | January 22, 2012 10:50 PM
ارسال شده در January 22, 2012 22:50
بعد از مدتها عکسهاي قديمي رو مرور کردم...
خطوط همه چهره ها برايم همان است که بوداما معناي جهره تو از روز چيليک تا حالا ... خنديدم به روزهايي که فکر مي کردم تو مثل بقيه نيستي و گريستم به ياد روزهايي که فکر مي کردم مي شناسمت .....
ارسال شده توسط --- | January 23, 2012 12:27 AM
ارسال شده در January 23, 2012 00:27
سلام....
راهش سبز
ارسال شده توسط نجمه قاسمی | January 23, 2012 12:55 AM
ارسال شده در January 23, 2012 00:55
سه سال پیش می خوندمت
لینکت رو گذاشته بودم تو پیوندهای وبلاگم
بعد.......بعد از اون اتفاقاتی که افتاد و می دونی.....ازت دیگه خوشم نیمد....وقتی رفتی فرانسه لینکتو برداشتم
الان برگشتم دوباره بخونمت
یه فرصت دوباره بهت دادم
امیدوارم خرابش نکنی
امیدوارم قدرشو بدونی
ارسال شده توسط قهوه جوش | January 23, 2012 1:11 AM
ارسال شده در January 23, 2012 01:11
سلام مهدی اشرفی لاله هستم وبلاگی دارم با عنوان ذاکرین تبریز کلا از شما خوشم میاد دوست دارم روزی با شما کار کنم نیازی به پول و حقوق ندارم خیلی دوست دارم در میان جمع شما باشم یا کاری برای شما انجام بدم در تبریز شماره تلفن خودم رو میزارم هر لحظه کاری داشتید در خدمت هستم ضمنا عضو خانواده شهید هستم و فردی هستم که به خاطر نظام و رهبری حاضر به دادن جان خودم هستم.میتونید بهم اعتماد بکنید فقط فراموش نکنید و روی من حساب باز کنید امکانات دارم مثل دوربین مدرک خبر نگاری دارم آشنایی کامل به اینترنت دارم لب تاب اینترنت پر سرعت و خودرو شخصی بی منت آماده همکاری هستم. موفق باشید شما و دوستان زحمت کش شما
09143031545
m_ashrafii@yahoo.com
چون ارتباط مستقیم با شما تو سایت امکان نبود اینجا مزاحم شدم
ارسال شده توسط مهدی اشرفی لاله | January 23, 2012 1:23 AM
ارسال شده در January 23, 2012 01:23
سلام.
خيلى متن تكان دهنده اى بود...
منم هم رشته شهيد احمدى روشن هستم تازه دوره كارشناسيم تموم شده،از وقتى خبر شهادت ايشون رو شنيدم توى ادامه تحصيلم مصمم تر شدم.
قول ميدم به اطاعت از امر رهبرم امام خامنه اى ادامه دهنده راه ايشون باشم،انشاالله كه لياقتشو داشته باشم.
ارسال شده توسط gomnam | January 23, 2012 1:54 AM
ارسال شده در January 23, 2012 01:54
کارمند پست 30ساله از بوشهر شهرستان کنگان هستم شما را خیلی دوست دارم از شما دعوت می کنم به شهر بندری ما بیایی و مهمان ما باشی ونیز گزارشی از شهر ما تهیه کنی منتظر دیدار شما 09173756552
ارسال شده توسط عباس محمدیان | January 23, 2012 9:29 AM
ارسال شده در January 23, 2012 09:29
عدو شود سبب خیر، اگر خدا خواهد!
................................
خدایا تو را سپاس بخاطر اینهمه غیرت
سپاس بخاطر اینهمه پیشرفت و آگاهی
بخاطر اینهمه شجاعت و شهادت
بخاطر اینهمه حس قشنگ انسان دوستی
ارسال شده توسط طاهره | January 23, 2012 10:50 AM
ارسال شده در January 23, 2012 10:50
سلام آقای نجف زاده.خوبین.
خسته نباشید.
اتفاقی سایتتونو پیدا کردم.
من وبلاگ سطح بالایی ندارم که در خور حضور شما باشه برای همینم دعوتتون نمیکنم ....ولی خیلی خوشحال شدم که دیدم از بین اهالی رسانه لاقل یه نفر افتخار داده که تو وبلاگ و سایتش جایی هم برای نظر دهی مردم بذاره.و...بخونتشون.
این تواضع مثال زدنیه......
در ضمن گزارشاتون عالیه.....مخصوصا اون گزارشی که از دختر بچه هایی بود که تو مدرسه سوخته بودن....
ایشالله همیشه باشین....با مردم باشین....شاد باشین و سالم باشین.
خدانگهدار....
ارسال شده توسط سارا رجبی | January 23, 2012 12:54 PM
ارسال شده در January 23, 2012 12:54
او به خوبی روضه سه ساله حسین را می فهمد
ارسال شده توسط سراج | January 23, 2012 2:11 PM
ارسال شده در January 23, 2012 14:11
سلام ...
نمیدونم میتونم خوب حالم و احساسم و بیان کنم یا نه؟
ولی من میگم شاید کسی فهمید...
عکس شهید احمدی رو وقتی رو بنرای دانشگامون میبینم کلافه میشم
عصبی میشم
خفه میشم....
دوست دارم نبینم این عکسو که فراموش کنم این داغو ولی نمیشه....
پریشون میشم
....
ارسال شده توسط بانو | January 23, 2012 4:04 PM
ارسال شده در January 23, 2012 16:04
سلام
به نظر من کاری که علیه دشمنانمان می توانیم انجام دهیم اینست که هر یک هر جا که هستیم کار خودمان را درست انجام دهیم
به فرمایش آقا "یک قدم به جلو برداریم"
لازم نیست تغییر رشته دهیم یا اگر بخوبی از عهده کارمان برمی آییم (مثل آقای نجف زاده که اخیرا کم حرف شده اند) آن را عوض کنیم.
اگر قدمهایمان را در راه آرمانهای بزرگ اسلامی محکم برداریم نصرت خداوند از آن ماست.
خدا را چه دیدی شاید توفیق شهادت هم نصیبمان شد.
ارسال شده توسط نوری صفا | January 23, 2012 4:16 PM
ارسال شده در January 23, 2012 16:16
سلام علیکم
با سلام و درود به ارواح پاک و مطهر شهدا و امام شهدا خمینی کبیر.
ما تعدادی از جوانان دلسوز این مرزو بوم در انجام اقدامی جهادی و انقلابی، با توجه به مشکلات بوجود آمده در این چند مدت اخیر برای کشور عزیزمان نیاز به کمک شما داریم که با قلم خود مارا همراهی کنید. به دلیل برخی مسائل از توضیح در اینباره معذوریم. لذا در صورت امکان سریعا با ما تماس داشته باشید.
tel: 09367901847
Email: tofan.cyber@yahoo.com
ارسال شده توسط مهران | January 23, 2012 7:22 PM
ارسال شده در January 23, 2012 19:22
سلام آقای نجف زاده . من یه سوالی برام پیش اومده خواهش میکنم یا جواب بده یا ازش گزارشی تهیه کن و پیگیرش شو . چرا با وجود اینکه ایران به همچین دانشمندای بزرگی مثل علی احمدی ها و احمدی روشن ها نیاز دارد و اینها به مثابه ی گنجی تمام نشدنی هستن مسائل امنیتی در مورد این بزرگواران به خوبی انجام نمیشود و فقط عادت کرده ایم بعد از حادثه انزجار خود را نسبت به دشمنان کور دل جمهوری اسلامی که مسببان این جنایاتن نشان دهیم آیا واقعا راهی نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط امید | January 23, 2012 10:08 PM
ارسال شده در January 23, 2012 22:08
.....................................
ارسال شده توسط A.A | January 24, 2012 1:02 AM
ارسال شده در January 24, 2012 01:02
كامران عزيز دلتنگي شما درد بي مرحم ماست.برات آرزوي موفقعيت مي كنم دوست مهربانم.
ارسال شده توسط هادي عزيزي پور | January 24, 2012 2:56 PM
ارسال شده در January 24, 2012 14:56
چه دنیای غریبی!
وقتی برای اولین بار چشمای معصوم علیرضا رو دیدم، هوش از سرم پرید... .
خدا شر این اسرائیل رو به حرمت قدمهای امام عصر (عج) کم کنه از روی زمین.
یا حق
ارسال شده توسط حسرت MR | January 24, 2012 5:19 PM
ارسال شده در January 24, 2012 17:19
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام
خیلی وقت است سری به اینجا نزدم.
هنوز هم دوستتان داریم...
پاینده باشید.
التماس دعای فرج
ارسال شده توسط بنده ی خدا | January 24, 2012 8:16 PM
ارسال شده در January 24, 2012 20:16
آفرین عالی بود
ارسال شده توسط محسن | January 25, 2012 2:01 PM
ارسال شده در January 25, 2012 14:01
امان از دل رقیه.........
مصطفی عزیز روحت شاد برای ما دعا کن که سخت محتاجیم.
شاید به ظاهر تو را از دست دادیم اما تازه تو را یافته ایم.
ارسال شده توسط فاطمه | January 25, 2012 2:22 PM
ارسال شده در January 25, 2012 14:22
خیلی آدمای پستی هستن اونایی که یه ملت رو به عزای کسایی می نشونن که خدمت می کنن
ارسال شده توسط benglish | January 25, 2012 3:56 PM
ارسال شده در January 25, 2012 15:56
سلام آقای نجف زاده
درباره ی علی کوچولو چیزی برای گفتن ندارم...
به اندازه تمام دانشجویان ایران دانشمند هسته ای می سازیم. ما می توانیم
ارسال شده توسط هلیا | January 25, 2012 6:41 PM
ارسال شده در January 25, 2012 18:41
جناب نجف زاده سلام احترام از راه دور
بنده با شنیدن این خبر وخواندن متن گزارش شما به ذهنم رسید تا برای ادامه راه این شهیدان علم ایمان آستینی بالا زده و حرکتی انجام دهم لذا از استاد راهنمای دکترای خویش درخواست نمودم ،اجازه دهد تا موضوع پایان نامه ام را مرتبت با انرژی هسته ای تغییر دهم و پس از طی 3 ترم مجدد از ابتدا شروع نماییم، هم علم نوینی باشد هم رهرو تازه نفسی
ولی از انجا که تمامی افکار عمومی جهان از سم نفاق استکبار نسبت به ایران آلوده گشته است پاسخ دوراز شان پرفسور 60 ساله تحصیل کرده اروپا ، مرا به ظاهر از ادامه راه دور داشت ولیکن مصمم شده ام تابا روش های جدید این راه را ادامه دهم و بدین دلیل می نگرام و فریاد می زنم تا همگان بدانند ((علم گر در ثریا باشد برای ایرانی سهل الوصول است))) حتی اگر جان وروح در این راه فدای مولای عاشقان، حسین (ع) فدانمایید.باسپاس
ارسال شده توسط کفن پوش | January 26, 2012 8:28 AM
ارسال شده در January 26, 2012 08:28
دل آدم به درد میاد وقتی.................
راهش پر روهرو
ارسال شده توسط غلامرضا | January 26, 2012 8:43 AM
ارسال شده در January 26, 2012 08:43
سلام
با مطالب جدید در خدمتم...
یا علی مدد
ارسال شده توسط امیرکردلر | February 13, 2012 10:33 AM
ارسال شده در February 13, 2012 10:33
به نام خدا
سلام آقای نجف زاده خسته نباشید
امیدوارم خوب باشید
کامران عزیز خوب شروع کردید در تلویزیونی که از داشتن خبرنگاران خوش سلیقه به روز ومبدع خبری نبود به خوبی شکوفا شدید اما نمی دانم چرا کامران عزیز آنگونه که فکر می کند در رسانه ها صحبت نمی کند
باتمام احترامی که برایتان قائل هستم زمانی که در فرانسه تشریف داشتید گزارشهای ارسالیتان فاجعه بود چون فرانسه را پایین تر از دهکوره های ایران ووضعیت زندگی اجتماعی را در حد صفر
آزادی های اجتماعی را پایین تر از صفر
و... نمی دانم چرا کامران نجف زاده از واقعیتها فاصله گرفته است
این را درک می کنم که در تلویزیون دولتی کشورمان کار می کنید وآنها هم خط ومشی های خاص خود را دارند وشما باید آنگونه که آنها می خواهند گزارش تهیه کنید اما با همه ی اینها من کامران نجف زاده روزهای اول را دوست دارم کامرانی که آنگونه که فکر می کرد گزارش می گرفت باهمه ی اینها دوستت دارم
شاید تصورات من در مورد شما اشتباه است
خوشحال می شوم نظراتتان را بشنوم
خدا حافظ
ارسال شده توسط سید مهدی | February 13, 2012 8:09 PM
ارسال شده در February 13, 2012 20:09
آخ روله...
ارسال شده توسط لادن بروشان | February 13, 2012 9:06 PM
ارسال شده در February 13, 2012 21:06
دارم به اين فكر مي كنم كه هم دانشگاهي ديروز من چه خوب كه محبوب شده در زمين و آسمان
يادش به خير
ارسال شده توسط زهرا | February 15, 2012 4:49 PM
ارسال شده در February 15, 2012 16:49
سلام
نمی دونم این شهید وپسرش چی دارن تا می بینم عکسشونو اشک سر زده میاد،دلم خون میشه
چه مظلومیتیه که اینا دارن آخه بعد این مدت یکم دلم آروم نشده خدا به خانواده علی الخصوص همسرش رحم کنه وصبر بده،انشاالله هر شب خوابشو ببینن واقعا جای دق کردن داره برا این مظلومی
حالا می فهمم گرچه نمی فهمم خانواده ودوستان شهدا چرا انقدداغشون تازست
ارسال شده توسط یا مهدی | February 16, 2012 4:23 AM
ارسال شده در February 16, 2012 04:23
نهضت پوسترهاي عاشورا حرکتي مردمي در جهت تبليغ ارزش هاي اسلام ناب محمدي و منويات مقام معظم رهبري در سطح مخاطب جهاني.
www.postermovement.com
ارسال شده توسط نهضت مردمی پوسترهای عاشورا | February 16, 2012 10:01 AM
ارسال شده در February 16, 2012 10:01
سلام خبرنگار عزیز
کاش قبل از از دست دادن عزیزان قدرشون را بدونیم؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط یاور براتی | February 16, 2012 2:15 PM
ارسال شده در February 16, 2012 14:15
خبرنگاری یادم رفت...
ارسال شده توسط عباسمیرزایی | February 17, 2012 2:12 PM
ارسال شده در February 17, 2012 14:12
آخرین خبر انجمن جوانان وارث زمین: ثبتنام جهت بازدید از منطقه حفاظتشده ورجین و منطقه حفاظتشده و پارک ملی کویر
لطفا اطلاعرسانی فرمائید.
باتشکر فراوان- کارگروه اکوتوریسم
شماره روابط عمومی: 09371351092
ارسال شده توسط انجمن جوانان وارث زمین | February 17, 2012 2:38 PM
ارسال شده در February 17, 2012 14:38
کامنت گذاشتن یادم رفت وقتی خواندم:
فرستاده اندش خانه ی خاله تا سراغ بابا را نگیرد....
ارسال شده توسط شافی | February 17, 2012 9:22 PM
ارسال شده در February 17, 2012 21:22
ضمن عرض سلام و خسته نباشيد عاجزانه تقاضا داريم يه تلنگري هم به مديران رده دومي بزنيد مدت 3 سه است جاده شهر نوش آباد به کاشان است که يک شهر فرهنگيه و داراي نخبگان زيادي است شن ريزي شده اما مدت سه سال شن ريختن و جاده فاقد شانه خاکيه اما هيچکس جوابگو نيست جالب اينجاست پلي را تاييد و افتتاح کردند که زير ريل خط آهن عبور، در حاليکه با محور کج ،هيچ ديدي راننده ي مقابل نداره و فاقد استاندارد هاي لازمه ما به جاهاي زيادي اطلاع رساني کرديم اعتماد داريم به 20:30 و مظمئنيم ماجرا را پيگير ميشه اميدواريم از تلفات جاني و مالي مردم با همراهي شما بزگواران کاسته بشه خيلي ها با اين شن ها تو اين مسير کشته خيلي ضرب مغزي حتي کاميون هام از زير اين پل کج وازگون اومدند بيرون عاجزانه خواستار اداره راهيام شهرداري را مسئول مي دونند حالا مردم موندنو تلفات....
ارسال شده توسط دکتر | February 17, 2012 9:58 PM
ارسال شده در February 17, 2012 21:58
سلام
ارسال شده توسط رها | February 18, 2012 1:29 PM
ارسال شده در February 18, 2012 13:29
سلام آقای نجف زاده خیلی خوشحال شدم وقتی یکی از دوستام سایتتونو بهم معرفی کرد،غرض از مزاحمت میخواستم یه گزارشیو در جریان باشی خواهش میکنم به لینکای زیر یه سر کوتاه بزنید آیا این باعث تاسف ما نیست آثار ملی ثبتی یه شهری رو بردارن اینجوری خراب کنن؟در ضمن این خبرو باچند تای دیگه از بچه های انجمن چارسوق به خبرگزاری مهر ایمیل کردیم دستشون هم دردنکنه کوتاهی نکردن با این هم که وارد رسانه شد بازم میراث فرهنگی هیج اقدامی انجام ندادحتی هنوز گروهی که دست به اینکار زده بودند با امیدواری کامل تجهیزاتشونو برای مدتی رها کردن به نظر من هنوز قصد ادامه کاردارن میخواستم ببینم چجوری میشه به گوش مسولین کشوری رسوندیا میتونیدازش گزارش تهیه کنید؟ خواهش میکنم جوابشو برام ایمیل کنید.ممنون متشکر
http://yonan-koochak.blogfa.com/9010.aspx
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1513672
ارسال شده توسط دوست دار میراث کهن | February 20, 2012 11:29 AM
ارسال شده در February 20, 2012 11:29