کسي آمار دقيقي از وسعت زمين هاي آلوده به مين در کردستان ندارد.حالا سالها از جنگ گذشته و مين روبها گرچه دست از جان عزيز شسته اند اماباز هر از چندي خبر تلخي شنيده ميشود. واحدمرکزي خبر تصميم گرفت مستندي در اينباره تهيه کند. از بچههاي زير 7 سالي که هنگام بازي روي مين رفتند، جان دادند. يا بخشي از جانشان را. اداره بنياد شهيد آنها را جزو شهدا حساب مي کند و جانباز. قاچاقچيهايي که روي مين ميروند هم تحت پوشش کميته امداد!
مينهاي کاشته شده همرنگ خاک ميشوند. باران که ميآيد به دل روستاهايي
سرک ميکشند که پايين کوه اند. شيب و باران،مينها را تا دم خانه آسو
ميآورد. رفتم پيش "آسو". دختري 4 ساله که تمام تنش ترکش است. آسو شبها
آسوده نميخوابد. برادرش چشمش را از دست داده و مادرش....
من نميدانم اين دولت مکرمه چقدر بودجه براي مينيابي و مينروبي اختصاص داده اما بعيد ميدانم در مقايسهاي سرپايي، بنابر دو دو تا چهارتاهاي آنها، آسو و خانوادهاش، ارزشي بيش از وام به فلان هنرپيشه و رانت به بهمان تروريست اختصاصي داشته باشند...
کردستان، قصه جنگ ادامه دارد... گرچه باران هم مقصر است. باران در اين سرزمين شبيه باران در هيچ سرزميني نيست...
تو را با غير ميبينم صدايم در نميآيد
دلم ميسوزد و کاري ز دستم بر نميآيد
من نميدانم اين دولت مکرمه چقدر بودجه براي مينيابي و مينروبي اختصاص داده اما بعيد ميدانم در مقايسهاي سرپايي، بنابر دو دو تا چهارتاهاي آنها، آسو و خانوادهاش، ارزشي بيش از وام به فلان هنرپيشه و رانت به بهمان تروريست اختصاصي داشته باشند...
کردستان، قصه جنگ ادامه دارد... گرچه باران هم مقصر است. باران در اين سرزمين شبيه باران در هيچ سرزميني نيست...
تو را با غير ميبينم صدايم در نميآيد
دلم ميسوزد و کاري ز دستم بر نميآيد
نظرات (67)
گزارش دیشب بعد از مدت ها عالی بود.
واقعا جای تاسف داره!
طفلک اسو !
باران در اين سرزمين شبيه باران در هيچ سرزميني نيست !
از این به بعد دیگه دعا نمیکنم تموم ایرانم بارون بیاد.
ارسال شده توسط زهرا_ض | December 26, 2011 11:10 AM
ارسال شده در December 26, 2011 11:10
گزارشتون عالی بود
ارسال شده توسط بهنام | December 26, 2011 12:16 PM
ارسال شده در December 26, 2011 12:16
گـزارش تلخی بود... واقعا نمیدونم دولتمردان ما از چه جنسین که خیلی راحت فرمودن مشکلی نیس و اینها ..همه جا هم مین یابی شده...
ارسال شده توسط حدیث | December 26, 2011 1:07 PM
ارسال شده در December 26, 2011 13:07
سلام آقا كامران....
نمياي ، نمياي ، حالا كه مياي طوفان ميكني....
ممنونم از اين گزارش عاليت... كارت مثل هميشه عاليه...
يا حق...
ارسال شده توسط احسان قريب | December 26, 2011 2:40 PM
ارسال شده در December 26, 2011 14:40
:-(
ارسال شده توسط بتول | December 26, 2011 2:59 PM
ارسال شده در December 26, 2011 14:59
سلام کامران جان
کاش این نوشته ها و فیلم ها روی مسیولین تاثیری داشت ولی میدونی که همه الان تو فکر نماینده شدنند.سالهاست که فکر میکنند جنگ تموم شده ولی تاوان جنگ رو آسوها دارند پس میدند و دیگران پشت میزها به فکر قدرتند.......
ارسال شده توسط شیرین | December 26, 2011 3:08 PM
ارسال شده در December 26, 2011 15:08
به جز ناراحتي كار ديگه اي از دستم بر نمياد!
ارسال شده توسط نهال | December 26, 2011 3:28 PM
ارسال شده در December 26, 2011 15:28
سلام داداش کامران.ادمایی مثل اسو توی مملکت ما زیادن اما نمیدونم چرابه چش نمیان.اصولا ما عادت داریم بذاریم کار از کار که گذشت تازه به فکر چاره بیفتیم...
ارسال شده توسط زهرا | December 26, 2011 4:22 PM
ارسال شده در December 26, 2011 16:22
روز 18 دسامبر روز جشن ملی قطر بود که با چه شکوه و مخارج و حضور شخصیت های کشورهای دنیا برگزار شد کشوری که نه قد و قامتش به این حرفها می خورد و نه پیشینه تاریخی و تمدن 50 ساله اش !! دلم می سوزد برای ایرانم که با تمدن 7000 ساله اش و دلاوری و خون مردمش نه جایی در ذهن ها دارد و نه اسمی در دنیا ... حال بماند قصه شهدای گمنام و یادگاری هایش و .. بگذریم ..آها فقط روز جشن انقلاب بادکنک ها و شعر ایران ایران یادتون نره !
ارسال شده توسط مریم | December 26, 2011 4:22 PM
ارسال شده در December 26, 2011 16:22
جناب کامران زاده سلام علیکم.وب خوب و پرمحتوایی دارید.از مطالبتون استفاده کردم.انشاالله همیشه در راهتون ثابت قدم باشید.بروز هستیم و منتظر حضور گرم شما.در پناه حق پیروز باشید.
ارسال شده توسط حمید | December 26, 2011 5:00 PM
ارسال شده در December 26, 2011 17:00
والا چی بگم اینقدر بعد از جنگ مشکلات همه جا بیداد میکنه که نمیشه گفت چی کجا هست کلی جاها هم فراموش میشه
بگذریم چه خبر
تا حالا گنبد اومدین؟
چرا جواب یک نفر از بازدید کننده ها رونمیدین
قبلا ها اینطوری نبودین
هفته دو ساعت حداقل وقت بذارید بی نظم شدین ها
فرانسه بودین بهتر بود یکمی وبلاگ گردی میکردین
به هرحال شاد میشیم که تشریف بیارید وبلاگم
ارسال شده توسط وحیدبهروز | December 26, 2011 6:32 PM
ارسال شده در December 26, 2011 18:32
خیلی غم انگیز بود
خدایا به داد این مردمان رس
ارسال شده توسط ali | December 26, 2011 7:15 PM
ارسال شده در December 26, 2011 19:15
این زخم پارسال سوخته است که امسال چرکین شده این هنرپیشه ها نردبان قدرتندهمانطور که چندی پیش گونی های مرحمتی سیب زمینی به در خانه آسوها فرستاده میشد
ارسال شده توسط بهنام | December 26, 2011 7:52 PM
ارسال شده در December 26, 2011 19:52
سلام. چند وقتیه خیـــــلی کم پیدایین. چرا!!!؟
یک سئوال:
نمیدونم چرا حس کردم این گزارشتون مال چند وقت پیشه..نه!؟؟
نمیدونم چرا؟ شاید به خاطر پیرهن نصفه آستینیه که تنتون بود!؟
شایدم بخاطر لباسای تابستونی آدمای توی گزارش، اونم توی این هوای سرد زمستونی...!؟
به هر حال، این گزارشتونم حرف دل ملتی بود واسه ی خودش...عین همیشه...
موفق باشید و پرکارتر...
یاعلی مدد
التماس دعا
ارسال شده توسط مریم. س | December 26, 2011 8:00 PM
ارسال شده در December 26, 2011 20:00
با سلام
........ برگزیده ترین وزیران تو کسانی
باشند که سخن حق بر زبان آورند هر چند تلخ باشد .
انجمن فرزانگان کویر
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان کویر | December 26, 2011 8:22 PM
ارسال شده در December 26, 2011 20:22
سلام ببخشيد من راهي جز اين پيدا نكردم كه به شما خبر بدم چون شماره تماس يا پيامكي نداشتم فردا صبح زود سه شنبه مورخ 6/10/1390 قرار است جمع زيادي از بازنشستگان ذوب آهن اصفهان و صنايع فولاد جلوي مجلس توي بهارستان ودفتر رياست جمهوري تحصن كنند به خاطر مشكلات عدم پرداخت حقوق بازنشستگيشان اين تحصن براي بار دوم است لطفا گزارش تهيه كنيد من فرزند يكي از اين بازنشستگان هستم با تشكر
ارسال شده توسط حسن.گوگون | December 26, 2011 9:32 PM
ارسال شده در December 26, 2011 21:32
سلام
همیشه از رفتنت به فرانسه ناراحت بودم. همیشه می گفتم نجف زاده تلف شد! جنس تو کامران، روحیه تو، ذوق تو، با کار برون مرزی سازگار نیست.
مستند بارانت را امشب دیدم. لذت بردم. دست مریزاد. شاید این جمله برایت آشنا باشد، من آن را برای «تو» تکرار می کنم: «خوب فهمیدی کجا باید بایستی، خوب هم ایستادی»، پس رهایش نکن.
ارسال شده توسط سید یاسر جبرائیلی | December 26, 2011 9:45 PM
ارسال شده در December 26, 2011 21:45
"و زمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست".
این شد انجام رسالت.
یا علی
ارسال شده توسط majid | December 26, 2011 10:05 PM
ارسال شده در December 26, 2011 22:05
سلام.دستت درد نکنه گزارش خوبی بود اما
گفته بودی کاندیدای انتخابات نمیشوی اما حالا حرفهایت خیلی شبیه آنها شده مین روبی و مشکلات زندگی دریک شهر مرزی چه ربطی به وام و غیره دارد؟؟!والله مدیونی اگر اطلاعاتت درباره رانت دولت به تروریست ها منبعی موثق تر از روزنامه کیهان داشته باشد و ساکت بشینی.اگر چندجمله ای هم درباره جریان انحرافی مینوشتی یک بیانیه سیاسی درست و درمان از آن در می آمد .
چقدر این حرفهایت شبیه نوباوه شده؟؟!
ارسال شده توسط سپهر | December 27, 2011 6:32 AM
ارسال شده در December 27, 2011 06:32
سلامٌ علیکم
احتراماًباستحضار می رساند مدت مدیدی است که در شهرستان تهران و شهریار افرادی اعم از تبعه و غیر تبعه اقدام به مشاغل کاذب (تکدی گری , فروش فال,... ) می نمایند. باتوجه باینکه این امر ریشه بسیاری ازآسیب های اجتماعی شامل آسیب های وارده به اجتماع و خصوصاً تبعات منفی روحی و اخلاقی به خود این اشخاص که اغلب اطفال و بانوان می باشد می گردد که این امر موجب شکل گیری عقده هایی نابهنجار در شخص گشته و او را همچون "بیجه"به فکر انتقام از کودکان و نوامیس جامعه سوق خواهد داد ؛ جامعه ای که می توانست با تدبیری مناسب از حقوق تضییع شده این افراد جلوگیری کند اما کوتاهی نموده است .
لذا مستدعیست جهت رفع این عوامل اقدامات لازمه را مبذول فرمایید تا ضمن تأمین سرپناهی مناسب و رهایی این افراد از چنگال سوء استفاده کنندگان ,سردسته ها و آمرین به دست قانون جهت اعمال مجازات سپرده شوند .
و من ا... التوفیق
اجرکم عندا...
ارسال شده توسط مصطفی | December 27, 2011 8:23 AM
ارسال شده در December 27, 2011 08:23
سلام.گزارش رونديدم.ولي خوندن اين متن به من يادآوري كردكه غمهاي بزرگتري ازغم بددادن امتحانمم هست اصلاحالا كه فكرميكنم نمره ي بدامتحان غم نيست.اومدم اينجاشايدابراي آسمون دلم برن ولي نرفتن باريدن.اشكال نداره من ازآفتاب خوشم نمياد.راستي يه مدتي بودكه گزارش نرگس يادم رفته بودولي باشنيدن اهنگي كه ياس براش خونده دوباره قلبم تيركشيد.فراموشي وعدم فراموشي من مهم نيست چون من جزوعوامم مهم اينه كه سراي زيربرف كه جزو خواصن بيرون بيان.
ارسال شده توسط فائزه | December 27, 2011 10:43 AM
ارسال شده در December 27, 2011 10:43
سلام استاد
آسو آسوده نمی خوابد...
دلم گرفت .اگر نمی گفتی هنوز نمی دانستیم در کردستان چه خبر است...ممنوووون
ارسال شده توسط مریم گلی | December 27, 2011 2:35 PM
ارسال شده در December 27, 2011 14:35
یعنی نگذاشتند این گزارش رو پخش سراسری کنی که لینکش رو گذاشتی؟
باید یک دلسوز! این گزارش رو ببینه ...!
البته اگه آدم جیگر داشته باشه اینو می فرسته به بی بی سی فارسی یا ... تا یک تبلیغات اساسی علیه ایران ترتیب بدن
اینجوری رجال می شنوند!
ارسال شده توسط دختر یخی | December 27, 2011 6:26 PM
ارسال شده در December 27, 2011 18:26
اینجا هم, جنگ هنوز تمام نشده..
ارسال شده توسط حسنا | December 27, 2011 7:47 PM
ارسال شده در December 27, 2011 19:47
سلام وقتتون بخیر
بنده ازاستان ایلام مزاحم میشم دانشجوآموزشکده فنی ومهندسی پسران هستم تورو خدا خریدار حرفاییکه میخوام بزنم باشین چونکه آخرین امیدموفقط وفقط ازجانب شماها دونستم.آموزشکده ای که بنده درآن مشغول به تحصیل می باشم در حاشیه شهراحداث گردیده که هیچ تناسبی بامحیط علمی فرهنگی اجتماعی که باید داشته باشد ندارد.محله ای که مرکزتوزیع وفروش انواع مواد مخدرومشروبات الکلیه و مدت چندین سالست که محوطه مشترک با تیمارستان بیماران روانی که ساختمان آن توسط آموزش وپرورش اجاره داده شده است جالب اینجاس به هرجایی مراجعه کردیم کسی بخودش اجازه نداده که بیاد وضعیت داغونشو ببینه که حرفاییکه زده میشه واسش قابل فهم ودرک بشه.حالا خدمتتون عرض شود که فردا ریاست محترم جمهوری به این استان سفر داره ودانشجویان این آموزشکده درخطاب به ریاست محترم جمهوری تدارک طوماری بالغ برهزارامضا دیده اند.تقاضای عاجزانه ما دانشجویان بحق همین ماه محرم وصفرکه شما هم چاره اندیشی کنید که بدون شک باتغییر این مکان ازآلوده شدن تعدادکثیری ازجوانان مملکت جلوگیری میشه.درصورت تمایل ومطلع شدن ازجزییات بیشتربنده میتونم درخدمتتون باشم.میثم اسماعیلی093 037
ارسال شده توسط میثم اسماعیلی | December 27, 2011 7:54 PM
ارسال شده در December 27, 2011 19:54
قبول باشه که امروز داخل مجلس کتک کاری بوده
خون خونریزی بوده ها حیف من نبودم میرفتم کمک میکردم توی دعوا بهشون[نیشخند]
زدن گردن یکی رو نرم و غولور کردن[نیشخند]با مشت ها
طوری بنده خدارو زدن که گردنش اقای نماینده خونریزی کرده بوده که بند نمی امده
[عصبانی]
نمیدانم بخندم یا محکوم میکنم
[تشویش][نیشخند][عصبانی]
ارسال شده توسط وحیدبهروز | December 27, 2011 8:49 PM
ارسال شده در December 27, 2011 20:49
تا حالا احساس بی فایده بودن کردی اینو به این خاطر میگم چون که احساس خفقان دارم و به این خاطر ازخودم راضی نیستم. توچه طور از خودت راضی هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خداییش
ارسال شده توسط سحر1046 | December 28, 2011 12:21 AM
ارسال شده در December 28, 2011 00:21
سلام آقا کامران گزارشتون خیلی عالی بود. فقگ اگه میشه یه گزارش هم از کارکنان حراست آبفای استان تهران تهیه کنید تا شاید شما به تونید صدای مارو به مسولی برسونید. تقریبا 3 سال پیش شیفت کاری ما از 24-24 به 24-48 تبدیل شد که باعث بالا رفتن راندمان کاری به صورت چشم گیری شد. از جمله اینکه درصد بروز حوادث از جمله دزدی از مجموعه کاهش یافت. ولی متاسفانه با تغییر مدیریت فقط و فقط به خاطر لجبازی با مدیر قبلی شیفت ما به 24-24 تغییر کرد.که این اتفاق باعث بروز مشکلاتی در خانواده کارکنان شد و دوباره اتفاقات گذشته که دلیلش خستگی پرسنل میباشد گریبانگیر ماشد.در صورتیکه قبل از این هم زندگی ما خوب اداره میشد و هم مجموعه . به غیر ازای حقوقی که ما دریافت میکنیم از حد استانداردی که باید به ما پرداخت شود کمتر است متشکرم
ارسال شده توسط یک کارمند | December 28, 2011 1:43 AM
ارسال شده در December 28, 2011 01:43
آسو يعني افق...
ارسال شده توسط ارديبهشت | December 28, 2011 9:28 AM
ارسال شده در December 28, 2011 09:28
سلام داداش کامران اومدم بخونمت یکم دلم باز شه بیشتر گرفت. آره قصه جنگ ادامه دارد ....ولی نه فقط در کردستان
ارسال شده توسط سارا | December 28, 2011 12:28 PM
ارسال شده در December 28, 2011 12:28
سلام
نمی دونم چی بگم درباره این گزارش . . .
خدا قوت
بنده شما رو لینک کردم.
به وبلاگ ما هم سر بزنید با این که می دونم سر نمی زنید ولی خب بازم گفتم شاید سری بزنید.
یا علی
ارسال شده توسط منتظر | December 28, 2011 2:43 PM
ارسال شده در December 28, 2011 14:43
سلام دوست عزيز من يكي از طرفداران شما و خبرهاي زباي شما هستم چطور ميتونم با شما در ارتباط باشم به شغل شما هم خيلي علاقه دارم كمكم ميكني ميشه لطفا واسم ايميل كنب .مرسي
ارسال شده توسط كيوان | December 28, 2011 5:41 PM
ارسال شده در December 28, 2011 17:41
انگار آنجا همیشه چهارشنبه سوری است ...
پ.ن : چقدر دلهــره داشت ...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | December 28, 2011 6:14 PM
ارسال شده در December 28, 2011 18:14
ممنون آقاي نجف زاده
از دل بر آمده بود و بر دل نشست
خدا به داد كساني برسه كه بودجه مملكت را به آساني خرج كساني كردند كه در دلشان ذره اي اعتقاد به نظام نيست
موفق باشيد و سربلند
ارسال شده توسط معصومه | December 28, 2011 8:02 PM
ارسال شده در December 28, 2011 20:02
با عرض سلام و خسته نباشید
گزارشهای شما واقعا عالیند ولی ای کاش سری به کردستان شهرستان بیجار هم می زدید و از حال و روز شرکت های صنعتی و گلخانه هایی که به علت نداشتن سوخت مورد نیاز به نابودی کشیده شده اند.آدمهایی که تمام زندگی خود رو صرف این کار کردند.کسایی که تمام اموالشان در گرو بانک است ولی دولت به خاطر بی توجهی به این گلخانه ها که بر اثر نداشتن سوخت در حال نابودی است اهمیتی قائل نیستند.از شما خواهشمندم که به ما هم یک سری بزنید تا شاید به گوش کسی برسد و ما و 6 خانواری که ازاین راه نان می خورندرانجات دهند.
ارسال شده توسط وحید | December 28, 2011 8:55 PM
ارسال شده در December 28, 2011 20:55
امتحان می کنیم
ارسال شده توسط ارسلان | December 28, 2011 10:09 PM
ارسال شده در December 28, 2011 22:09
سلام
و ممنون...
ارسال شده توسط طیبه | December 28, 2011 10:14 PM
ارسال شده در December 28, 2011 22:14
خب خوبه این نمایش داده نشه
من بعد از دیدن گزارش شما تصمیم گرفتم داوطلبانه واسه خنثی کردن مین برم شاید بتونم کمکی کنم
از شما میخواستم که اگه اطلاعاتی دارین که چه طوری و کجا باید برم به من بگین
لطفا از اینی که گفتم استفاده خبری نکنید
اگه می تونید راهنماییم کنید باهام تماس بگیرید
شاید یه وقت هایی سر جلسه امتحان دانشگاه باشم نتونم جواب بدم
خداحافظ و ناصر شما
ارسال شده توسط ارسلان | December 28, 2011 10:16 PM
ارسال شده در December 28, 2011 22:16
آقا کامران دردانه! تا زمانی که چند نفر مجیزگو مثل تو وجود داره اوضاع به همین منواله. باران هیچ وقت مقصر نیس! اونایی مقصرن که باران گلوله رو کردستان ریختن. مطمئن باش اون قاچاقچی هایی که میگی اگه قاچاق نکنن مجبورن غرورشونو کنار بزارنو بیان تهران جلو یکی مثل تو چندتا ساعت یا عطر بگیرن تا تو پوزخند بزنیو بگی یه سوژه برا برنامه مزخرفم گیرم اومد. هزاران ئاسو وجود داره نه یک ئاسو! به گزارش نوشتنت ادامه بده ! تو هم از این راه نون میخوری. مثل اون مثلا قاچاقچیا!!
ارسال شده توسط بهروز | December 29, 2011 10:28 AM
ارسال شده در December 29, 2011 10:28
سلام با آرزوی موفقیت برای شما
وبلاگتون عالی بود
لینک شدید
لطفا منو با اسم : اشعار فاطمه فرید لینک کنید
و بهم سر بزنید
ارسال شده توسط فاطمه فرید | December 29, 2011 1:45 PM
ارسال شده در December 29, 2011 13:45
نوشته هایتان را که می خوانم خوشحال می شوم... نه به خاطر اینکه خیلی مفرحند بلکه به همان دلیلی که سالها پیش بزرگترهایمان می گفتند. همیشه دنیا به خوبها بند است. برای ما که با همه ی دک و پز مسلمانیمان داریم مرگ ادمیت را لحظه شماری می کنیم دیدن این که هنوز هم آدمهایی دور و برمان هستند که قلمهاشان هنوز به فرمایشات حکومتی آلوده نشده جای شعف دارد. فقط نمی دانم چرا ردپایی ازین انسانیت و صداقت در صدا و سیما نمی بینم که شعور ملت را به سخره گرفته. روانشناسها برای آدمهای افسرده تجویز می کنند که دایما تکرار کند من شادم و من خوشبختم و فکر می کنم متاسفانه صدا و سیمای ما درگیر همین خوددرمانی کاذب شده است.
ارسال شده توسط ir | December 29, 2011 1:59 PM
ارسال شده در December 29, 2011 13:59
آقاي نجفزاده!سلام.اشكمو درآوردين!هرچند اينروزا تو اين غربت هميشه گريانم!
چندسال پيش خواب برادر شهيدم رو ديدم!بهش گفتم ديگه نرو جبهه!پيش ما بمون.جنگ كه تموم شده.گفت كه نميشه و بايد برم.اصرار كردم خيلي زياد.آخرش با يه غمي گفت:اين حرفا چيه كه ميزني؟جنگ تموم شده ولي شهرهاي جنگزده؟هيشكي به فكرشون نيست.
بيدار شدم.متعجب از اين خواب!در حاليكه اصلاً در فكر اين مسائل نبودم.از اون سال تا حالا همش ميخوام برم اونجاها يهكاري كنم.ولي انگار اين توفيق در لياقت من نيست.تقدير من زندگي در اين غربت انگليسي ست!همش با خودم ميگم لابد ارواح شهدا همه در اون مناطق حضور دارن.برام دعا كنيد.
ارسال شده توسط فاطمه | December 29, 2011 4:41 PM
ارسال شده در December 29, 2011 16:41
با سلام به آقای نجف زاده ی عزیز!
بنده یه شهروندی از ایران عزیزی هستم که دلم از خیلی نا مدیریتی ها وکوتاهی ها و .... پره، مدارک و مستندات هم دارم، چطور میتونم اینها را منعکس کنم؟
راهنمایم کنید ممنون و سپاسگذار خواهم بود.
ارسال شده توسط حمیدرضا رفیعی | December 29, 2011 5:23 PM
ارسال شده در December 29, 2011 17:23
چِقَدر دِلنِشین استـ
تَنهایےُ سکوت ..
گاهے نیاز دارَم به تَنها بودن ُ
در خود گِریستَن ..
چِقَدر نیاز دارم به دَر خود بودَن ..
بِه فِکر ڪَردن
ارسال شده توسط تنها | December 29, 2011 8:16 PM
ارسال شده در December 29, 2011 20:16
سلام گزارشتون عالی بود.
اشک ریختم برای مردم کشورم که باید زجر بکشند و کسی کاری نمی کند.
ارسال شده توسط fatemeh | December 29, 2011 8:25 PM
ارسال شده در December 29, 2011 20:25
به آه از ته دل!
ارسال شده توسط عاطفه | December 29, 2011 10:22 PM
ارسال شده در December 29, 2011 22:22
سلام کامران عزیز
کارت رو خوب بلدی داداش
ارسال شده توسط mehdi | December 29, 2011 10:32 PM
ارسال شده در December 29, 2011 22:32
سلام کامران جان
امیدوارم حالت خوب باشه .واقعا چقدر سعی کردی به درد دل ما جوان ها بپردازی؟خیلی سخت یه روز با حرف یک نفر برنامه ریزی کنی ازدواج کنی بعد بزنن زیر حرفشون!!!!!اقای کامران نجف زاده دلم پر درده صدایی ندارم داد بزنم گریه جلو صدای منو گرفته.سال 88 اعلام کردند مصوبه دو برادری سربازی اجرا میشه اخبار اعلام کرد شبکه 1 سراری اخبار اقای حیاتی اعلام کرد روزنامه ها همه گفتن خودمسوئلین نظام وظیفه به کرات اعلام کردند بعد گفتن سال 89 بعد گفتن کلا حذف شد بعد گفتن سال 90
الان هم میگن ده سال دیگه
خدایا کجایی خدایا برس به درد دل ما
اقای کامران عزیز شما به این سایت بیاید www.sarbazi.us
یه سری بزن ببین 6000 هزار نظر برای اجرای دو برادری هست آرشیو تمام صحبت های مسولین هست
واقعا گفتن این حقایق بهتر از این هست که شما بری لیبی ببینی سفارت ایران کچاست ؟
یا فرانسه؟اگر واقعا دلت به حال ما جونامیسوزه
برنامه ایی تهیه کن .ما دو برادری ها به چه زبونی بگیم بابا ما فقط میخوایم صدامونو رهبر عزیزمون بشنوه خدایااااااااااااااااااااا
میخوام بدونم معرفتت چقدره
بچه اهوازم یا حق بای
ارسال شده توسط احسان | December 30, 2011 2:02 AM
ارسال شده در December 30, 2011 02:02
به اطلاع میرسانم هم کلاسیم بهم جواب رد داد و شکست عشقی خوردم از همه هواداری خودم و داداش کامران میخوام برام دعا کنند
ارسال شده توسط وحیدبهروز | December 30, 2011 9:42 AM
ارسال شده در December 30, 2011 09:42
با سلام خدمت آقای نجف زاده حق جو
امیدوارم حالت خوب باشه و مثل همیشه در تکاپو و تلاش باشی
من از استان کرمان شهرستان زرند برای شما خواسته ای میفرستم
فقط تو رو خدا " به همان قرران محمد صدای من رو به گوش مسئولین برسانید
انتخابات مجلس نزدیک است و قدرت طلبها هم آمدن....
در شهر ما یک نفر بنام (....)که جزو بچه های شر و خراب این شهر بوده و همیشه دنبال دعوا و زد و بند بوده
و حتی درجات تحصیلی اون هم به دبیرستان نمیرسه
حالا یک شبه دارای مدرک """ فوق لیسانس"""" شده و قصد داره تو انتخابات شرکت کنه
با توجه به اینکه مردم آگاهی ندارن و بیشتر به خاطر جد و پدر بزرگوارش که از افراد سرشناس شهرن ترس دارم که رای بیارد و یک فرد بیلیاقت مسئول شهر ما بشود
خوااااااااااااااااااااااااااهش میکنم تمناااااااااااا دارم پیگیری کنید که مگه چقد بی حساب و کتابه که این افراد راحت و یک شبه با پرداخت مبالغی دارای مدرک میشن
آقای نجف زاده من منتظر گوشزد شما در رسانه به این افراد که قصد فریب عموم رو دارن هستم
دیگه بعد از خدا شما حلالگر کار هستید
ممنونم
حق و صاحب الزمان نگهدارتان............ بای
ارسال شده توسط حامد | December 30, 2011 12:35 PM
ارسال شده در December 30, 2011 12:35
میترسم یه چیزی بگم بعد پشیمون شم....
پس چیزی نمی گم!
ارسال شده توسط مرضیه شمس | December 30, 2011 2:02 PM
ارسال شده در December 30, 2011 14:02
سلام
ارسال شده توسط بنیامین | December 30, 2011 2:04 PM
ارسال شده در December 30, 2011 14:04
هيچ وقت فكر نميكردم باران براي يه جايي خوب نباشه!
واقعا" خيلي حيفه زندگي و آينده ي اين بچه ها اينجوري خراب بشه
انگار براي مردم اين سرزمين،آتش بس،آخر جنگ نبوده...
ارسال شده توسط خاطره | December 30, 2011 2:16 PM
ارسال شده در December 30, 2011 14:16
سلام برادر بروزم[گل][گل][گل]
ارسال شده توسط ترنم چماق | December 30, 2011 3:07 PM
ارسال شده در December 30, 2011 15:07
سلام.مثل همیشه گزارشتون بکر و استثنایی بود ممنون.
لطفاً از این ببعد لینک گزارشاتون رو برای دانلود قرار بدید.
یه سوال من امسال می خوام کنکور بدم و شدیداً به خبرنگاری و روزنامه نگاری علاقه دارم به نظر شما چیکار باید بکنم
ارسال شده توسط حامد | December 30, 2011 8:20 PM
ارسال شده در December 30, 2011 20:20
باسلامخدمت آقای نجف زاده
می خواستم عرض کنم که این درد تازه ای نیست ولی چرادرمانی برای آن پیدا نمی کنید.
باتشکر
ارسال شده توسط مرتضی | January 18, 2012 3:21 PM
ارسال شده در January 18, 2012 15:21
سلام
چشمانشان خيس و باراني است وقتي در جلسات بزرگ
دسته گلي به يادشان مي بنديم و مي گوييم جاي شهدا
خالي است در حالي كه چشمان نگران انها روي ثپه هايي
است كه قتلگاه كودكان است اي كاش چشمانمان به حال
كودكان بگريد نه انهايي كه در نزد خدا روزي
مي خورند.
ارسال شده توسط مهسا حسامي | January 18, 2012 8:34 PM
ارسال شده در January 18, 2012 20:34
احسنت آقا کامران
ارسال شده توسط امیر | January 18, 2012 9:21 PM
ارسال شده در January 18, 2012 21:21
جالب بود و قشنگ
واقعا خوشحال می شوم که شما همیشه بهتر از دیروز فعالیت می کنید
امیدوارم ادامه داشته باشه
اگه تونستید یه سری هم به ما بزنید
ارسال شده توسط سیداسماعیل علوی | January 19, 2012 3:36 PM
ارسال شده در January 19, 2012 15:36
سلام خسته نباشید من ایلامم واقعا دلم سوخت برای بجه های هم زبانم
ارسال شده توسط سیما | January 21, 2012 11:14 AM
ارسال شده در January 21, 2012 11:14
سلام اقای نجفی ممنون بابت این مطلبت.
من خودم اهل کوردستانم ویکی از بهترین دوستام توسط مین یه پاشون رو از دست دادن..الان تهران مشاوره میخونه.اونوتا باهم یه تیم فوتبال تشکیل داده بودیم خیلی هم موفق بودیم.ولی متاسفانه اسماعیل پاشو از دست داد ورویاهای ما هم با پای اسماعیل رفت.خیلی سخت بود.ما تو یه روستا تو شهرستان پیرانشهر زندگی میکنیم.
ارسال شده توسط کورد | January 22, 2012 10:50 PM
ارسال شده در January 22, 2012 22:50
سلام اشک ها باید ریخت برای مردم مستضعف ایران ....
ارسال شده توسط katy | January 23, 2012 12:57 PM
ارسال شده در January 23, 2012 12:57
هرچه تلاش کردم نفهمیدم این کامران عاشق چی نیست !؟
ارسال شده توسط بالم شکست | January 23, 2012 7:13 PM
ارسال شده در January 23, 2012 19:13
غمگین،خیلی غمگین بود.دستت درد نکنه.
ارسال شده توسط یاسر مریوان | January 25, 2012 3:57 PM
ارسال شده در January 25, 2012 15:57
با سلام
........ برگزیده ترین وزیران تو کسانی
باشند که سخن حق بر زبان آورند هر چند تلخ باشد .
انجمن فرزانگان کویر
ارسال شده توسط sportsbook | February 14, 2012 5:16 AM
ارسال شده در February 14, 2012 05:16
فقط تاسف
ارسال شده توسط ح تبریزی | February 14, 2012 10:52 AM
ارسال شده در February 14, 2012 10:52
با سلام امروز اولين بار بود كه بعداز مدتها مي خواستم ازنزديك با شما صحبتي داشته باشم هميشه بهترين گزارش ها را از شما ديده ام وبا احساس ترين كلمات كه نشان از عشق به مردم وكار خود مي باشد در كارتان موفق باشيد واز اينكه نمي دانم چند روز مهمان شهر مابودي خوشحالم شايد اگر اطلاع داشتم حتماً به ديدنتان مي آمدم آيا اگر گزارشات خاصي داشتم مي توانم برايتان بفرستم ودر ضمن آسو را اگر با زبان كردي بنويسي ئاسو درست تر است
ممنون
ارسال شده توسط فايزه فرح يار | February 15, 2012 2:04 PM
ارسال شده در February 15, 2012 14:04