« نرگسی ها | صفحه اصلی | گفت و گو با عابدزاده »

از رنجي که مي بريم...

در بیمارستان روانی از هنرپیشه تا خواننده های معروف بودند.فوتبالیست هایی که دورانشان بسر آمده بود،مجری هایی که زمانی مشهور بودند.در بیمارستان روانی،غلام علی مادر را دیدم...مک مورفی را دیدم وقتی سعی می کرد فرار کند...مجید سوته دلان را دیدم...نمکی مسافران مهتاب را حتی.
در حیات قدم زدم...گریه کردم برای نسل سوخته ای که نه فقط بخاطر ژنتیک که از داروهای روان گردان و شیشه و اکس کارش به اینجا کشیده بود.
سوختم از حال و روز دخترکی که ایدز گرفته بود و از بلایی که بر سرش آورده بودند روانی شده بود...می گفت فرصتی پیدا کنم تلافی اش را سر تمام پسر های دنیا در میاورم...یکی فندک می خواست...اینقدر سیگار کشیده بودند که دستهایشان را فیلتر سوخته سوزانده بود ...که دندان هایشان سیاه....
در بعضی از کشورها نود راه برای درمان بیمارهای روانی دارند که یکی دارودرمانیست و ما تقریبا فقط دارودرمانی می کنیم...همه بیمارها را می خوابانیم یک آمپول می زنیم و طرف ساکت می شود...والسلام....همین شده هنرمان.
تخت برای بیمارها نداریم....بیمارها باید آزاد بخوابند اگر نوبتشان برسد بعد از چند هفته ...هزینه هایشان میلیونی می شود...شبی صدوشصت هزار تومان برای یک تخت آزاد...برای خسبیدن کنار سرنگ و فریاد و درد.
محیط بیمارستان های روانی برای بیمارها انقدر آزار دهنده است که بعضی هایشان فرار می کنند....اینجا که من رفتم نزدیک اتوبان بود و هرهفته چه تصادف هایی می شد که راننده های بخت برگشته می دیدند دیوانه از قفس پرید...

دلم سوخت وقتی دیدم اسکیزوفرنی باید آمپول بخورد،دخترک ایدز گرفته آمپول بخورد،ورشکسته باید آمپول بخورد....همه فقط باید امپول بخورند....دلم سوخت که ما صفحه حوادث روزنامه ها را اکثرا قبل از صفحه ورزشی می خوانیم و نچ نچی می کنیم و آنهایی که مسوولند با خودشان فکر نمی کنند بیماری که تخت ندارد،بیماری که پول ندارد،بیماری که درست درمان نمی شود،بیماری که فرار می کند... و وزیری که از مصاحبه فرار کند... همین ها سوژه ساز حوادثندکه هیچ آماری هم از تعداد نسبیشان نداریم...همین چیزهایی که می بینیم و لب می گزیم ...از رنجی که می بریم...
....

پی نوشت:بغض  وسط گلو ، درست مثل یک لقمه بربری  مانده در فریزر که  به زور قورت اش داده باشم گیر کرده  ،  ... بعد هی آب دهانم را جمع می کنم که قورتش بدهم ، نمی شود...بعضی وقت ها اینطوری می شوم.

ارسال نظر

نظرات (452)

ما فرزندان اندوهیم و اندوه بس عظیم تر از آن است که در دل های حقیر جای بگیرد.
ما فرزندان اندوهیم و اندوه ابریست متراکم که از آن باران معرفت بر سر مردم می بارد...

مهناز:

واقعاً تأسف بار و غم انگیزه که دردها رو حس نمی کنن فقط با داروهای آرامبخش (شایدم داروهای هیس! )به حالت پتانسیل می کشونن.

زهرا:

ناراحت کننده بود

نمیخوام اینطوری شروع کنم ولی .... اه ولی الان هیچکدومش نمیاد. همیشه همینطوری هر وقت میشینم که برات یه عالم از حرفام نمیاد. فقط از یه خواهش دارم واسه منو دخترای تو موقعیت من دعا کن .تو دعا کن خدا خودش می فهمه ما تو چه موقعیتی هستیم. این جملتو که تو مصاحبه با روزنامه خراسان سال 86 گفته بودی هنوز یادمه (در نبرد بین ادمهای سخت وروزهای سخت این روزهای سخت هستند که می مانند) التماس دعا

Eli:

سلام عمو كامران.گريه ام گرفته .خيييلي دردناكه....واقعا چه كار بايد كرد؟؟؟
در انتظار فردايي بهتر
...خدا حافظتون باشه...

سلام متن جالبی بود واقعا تا کی ما باید از کم و کاستی ها در کشورمان رنج ببریم تا کی؟؟؟

ف.الف:

سلام
همه چي رو شما گفتيد ...
چيزي براي گفتن باقي نموند ...
عميقا متاسفم ...

حالا اگه جرات داری عین همینا رو با همین شدت و حدت توی تلویزیون نشون بده ، حالا مال فرانسه بود حتما پخشش می کردن ، اما تو ایران از این خبرا نیست

سلام
گذرم افتاده به این بیمارستانها.
یه بار رفتم برای عیادت از یه نفر.
همسن من پر بود.
بیمارستان بعثت یا ازادی
و دوباره باید بگم باز به شما.
ک یادی میکنی ازشون و بغضی هست
خیلی ها ک مسئولن ومتاسفانه...... !
خدا رو شکر کن بابت این بغضی ک هست و گاهی راه گلوت رو می بنده.
یعنی هنوز هستی!
راستی عیدت مبارک

هی ی ی ی ی ی ی ی ی ......

پریناز:

salam
این عنوان داستان جلال آل احمد از گیله مرد بزرگ علوی تاثیر پذیرفته !
این رو تاریخ ادبیات داشتیم (کنکوری بودیما)

سلام
خوبید؟
نمی دونم چی بگم !!!!!!!!
خیلی ناراحت کننده بود

سلام
اینجا سالهاست که انگار همه هستند جز مردم.اینجا مسئولین برای همه کار میکنند چز مردم. اینجا هیچکس به فکر مردم نیست اینجا بهترین راه ساده ترین راهه نه صحیح ترین راه.اینجا به بیماران روانی آمپول میزنند.اینجا اگر میتوتنستند به مردم هم آمپول میزدند آمپولی از جنس هوا...
ممنون که شما هنوز به فکر مردمید
خوشحال میشم به من سری بزنید
موفق باشید خبرنگاری از جنس مردم

سلام بر کامران نجف زاده عزیز
نمی دونم چرا یک عده نمی خوان توانایی های شما رو ببینند
دوستت تون دارم
در پناه بهترین یار

یکی:

آه.................................

يلايبل:

كي مقصرة؟
كي براي مقصرا توجيه مياره؟
كي سفيد نمايي مي كنة؟

hadi:

کامران عاشقتم

وحیدبهروز:

ادم میمونه برای کدوم یکی از مشکلات مریض ها ای خدا غصه بخوره به نظر من بهترین نعمت و ارزویی که ادم باید همیشه از خدا بخواد سلامتیش
برای همه مریض ها هم باید دعا کنیم همیشه به حق این روز عزیز به حق باب الحوائح خدایا مریضی رو روی تخت بیمارستان نذار و همه رو شفا بده

معصومه:

سلام و ممنون آقای نجف زاده
مشکل مملکت ما اینه که همه مسلمانند اما هیچ کدام مسلمانی نمیکنند اگر مسلمانی میکردیم غیر از ایران دنیا را آباد میکردیم.همین

گیسو:

نگید این حرف ها رو. ایجا ایرانه، گلستانه!!!

حديث:

چرا اوني كه بايد ببينه خودشو زده به نديدن؟
چــــــــــــــــــــــرا؟

محبوبه:

واقعا بغض وسط گلوی آدم میمونه.
هی ی ی ی ی ..........

soheila salehi:

aghaye najaf zade delam gereft khatere khub benevisid ma khodemun enghad moshkel darim ..........

ممدشون:

سلام
آقای کامران عزیز
ای سرشناسترین ژورنالیستان
ای اخراج شده از بلاد فرنگ
ای فیلتر شده در آمریکا
ای ...

کاش برادرم بودی .
کمی صحبت کن .
نه حرف که اینجا می نویسی بلکه صحبت .
با آنانی که در این زمانه کمتر پیدا می شوند اما هستند و حرف ها را از پشت نفسانیت ها و علایق می بینند نه آنکه بشنوند .
دوست داشتم با هم برادر بودیم.

علی رضا:

نوشته ای از یک خبرنگار میخواندم که خون به دلم کرد مرا در فکر فرو برد کمی ارام گرفته بودن اخه از سرکار امده بودم و داشتم نیروی تحلیل رفته ذهنیمو دوباره بازیابی میکردم کل اعصابم به هم ریخت اخه چرا ؟؟
این همه نکات ریز در ظاهر ولی بزرگ در بطن را من نمیبینم با خودم کلنجار میرفتم که چی باید بکنم برم یک تیمارستان یک بیمارستان روانی یک راونپزشک ببینم این خبر نگار داره درست میگه یا اینم یه سوژه هست که به مقصود حرفه ای خود برسه .فکر فکر فکر . رفتم تو ناخود اگاه خودم به اطرافم نگریستم تو محل کار تو خیابان توی بقالی تو مترو و... به خودم که اومدم دیدیم من خود یک روانی هستم در تیمارستانی بزرگ با نوشته ای خیلی بزرگتر در سردرش بنام اجتماع
دیدم نه این خبرنگار دنبال سوژه نبوده راست میگه سرنوشت خودشو و منو به قلم تحریر در اورده. دست مریزاد.

مهدیه:

میدونی این چیزا همیشه هست
اونجا ک بیمارستان روانیه
فقط باید بیمار باشی از هر نوعش
تهران و نمی دونم
اما توی اینجایی ک من هستم
همه بیمارستاناش وحشتناکه
از زایشگاش گرفته تا ....
انگار نه انگار آدمیم
با چه ذوق و شوقی میری برای بدنیا اوردن بچت
ولی بعدش نمیخوای ببینیش
حاضرنمیشی بهش شیر بدی ک مبادا با کمبود قند بعد تولد بمیره.از زن بودن خودت متنفر میشی
ای بابا آقا کامران کی به کیه
شما هم خودتو خسته نکن
میدونی ک چیزی درست نمیشه


شیرین:

خدا رو شکر که ههوز کسی هست یه حرفهایی رو به زبون بیاره.مرسی

مهدی:

سلام
هنر من تو همون هنر کلاغ سیاس!
امید دارم بتونیم مثل مورچه سیاهه حرکتی کنیم نه فقط از جنس خبر...
آرزوم خوبی بر امثال من وتوست.

سلام . آقای نجف زاده . خدا شما را خیر دهد که از راهی دور با آن شرایط سخت به وطن برگشته اید و به فکر ما مردم هستید . شما در تنگناهای زندگی باید همیشه پا برجا بمانید چون چشم امید خیلی ها به شماست . از اینکه می بینم برای دومین بار به معضلات وزارت بهداشت توجه کرده اید ممنونم . بهرحال دستمریزاد و خداقوت به شما که هرگز در گیر و دار این مسائل نبوده اید و مثل یک خبرنگار واقعی و مستقل عمل کرده اید. در ضمن نوشته ای که درباره فیلم دیوانه ای از قفس پرید داشتید و متن زیبایتان که به همه دیوانه های جهان اشاره های گذرا ولی عمیقی کرده بود نگاه خیلی نوین و جالبی داشت....

قاینی:

به معنای واقعی کلمه فوق العاده بود،بی نهایت سپاسگزارم

مجید ملک زاده:

با سلام

قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض

صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض

یک طرف خاطره ها!

یک طرف پنجره ها!

در همه آوازها!

حرف آخر زیباست!

آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟

حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست

ش - الف:

با سلام وتشكر از درك واحساس و انسانيت و شعور والاي شما، ديروز مطالبي در مورد مشكلات بدني جانباز جنگ،آقاي ابراهيم مهران راد خواندم و عجيب به هم ريختم. هرچي فكر كردم ديدم كاري از دست من براي تخفيف مشكلات ايشون برنميايد.
آقاي نجف زاده ، شمارا به خدا اگه ميشه يكي از اون گزارشهاي تصويري تاثيرگذارتون را در مورد ايشون تهيه كنيد شايد كساني باشند كه مطلع شوند وكمكي بكنند. ازتون خيلي ممنونم.

مانیا:

آقای نجف زاده سلام خسته نباشید.
با خبر شدیم که در یکی از روستاهای همدان دختر بچه ای 9ساله هستند که با پدر و نامادریشون زندگی می کنن و به دلیل اینکه نا مادری دختر بچه اونو از آب و غذا محروم کردن دختر بچه مجبور شده که برای رفع گرسنگی قند بخوره و همین باعث شده که به دیابت مبتلا بشه و حالا در وضعیت خیلی بدی قرار داره . یکی از اقوام ایشون مراجعه کردن به دادگاه برای گرفتن حق این کودک و متاسفانه گفتن که چون پدرش در قید حیاته کاری نمی تونن بکنن . با توجه به اینکه پدر دختر بچه معتاد هستند و اصلا به اون بهایی داده نمی شه و به شدت باهاش بد رفتاری می شه چه باید کرد؟ لطفا کمک کنید چون شما آخرین امیدمون هستید. اگه خواستید کمک کنید با این ایمیل با ما در تماس باشید تا شماره تلفن و آدرس رو هم بهتون بدیم . با تشکر

احمد:

خدا به همه صبر جمیل بده.

مبادا آسمان بی بال و بی پر
مبادا در زمین دیوار بی در
مبادا هیچ سقفی بی پرستو
مبادا هیچ بامی بی کبوتر

RENE:

من حدود ده ساله تو كشورت دارم زندگي ميكنم اما واقعا شده در مورد رهرت بگي شده از بين اين همه كه بين بدي خوب موندن خوبي را پيدا كني و يا فقط به دنبال بدي هستيد؟ شده يه بار بگي كشور من اين و داره اما تو هميشه گفتي ان را نداره به شما ياد دن بگيد بابانان ندارد به جاي اينكه بگي بابا اب دارد فرق من الماني با تو ايراني در همينه

اينروزها همه چي مايه ي تاسفه
تاسف اونم فقط و فقط براي مردم
خيلي آدماي دلسوزي باشيم به حال همديگه زار زار گريه مي كنيم و كار ديگه اي از دستمون برنمياد
و ديگر هيچ...

چی بگم یعنی کاری از دست منه 18 ساله بر میاد؟
چقدر دلم میخواست کاری میکردم
گاهی اوقات از اینکه این همه بی فایدم از خودم لجم میگیره

روزگار جز برافزودن اندوهاتمان کاری نمی کند هرروز از خوشی هایمان می کاهد وبر غصه هامان می افزاید الان که این کامنت رو می گذارم خبرفوت یکی از اقوامون روشنیدم که دیالیزی بود اون هم قربانی این بی مسئولیتی و غفلت کسانی است که درراس امورند.

امین amin isapour:

کامران خان مثل همیشه عالی بود امیدوارم که هرچه سریعتر مشکلات حل شود از دست ماکه کاری بر نمی آید جز دعا موفق باشی

همان:

سلام به بهترین خبرنگار دنیا

بخش روانی که بودیم یه پسر جوون مریض من بود هرچی من جِز میزدم که مریض نیست داره تمارض میکنه نره سربازی به گوش هیچ کس فرو نمیرفت.اصلا کسی حرفهای یه جوجه دکترو جدی نمیگرفت.هی من میگفتم من دو ساعت شرح حال کامل گرفتم حالش خوبه اما استادمون میگفت نه مریضه.نمیدونین اون روز صبح که رفتم بیمارستان دیدم روزقبل براش شوک الکتریکی گذاشتن چه حالی شدم.تا عصر چند بار هی رفتم تو اتاقش بهش سر زدم.خیلی یه دنده بود...چند روز بعد صبح توی بیمارستان نبود...فرار کرده بود.از اون بیمارستان به اون عریضی و طویلی اون هم از بخش روانی ...فقط من کلی خوشحال شده بودم...
توی تمام بیماریها پاشنه آشیل من همین مشکلات روانیه.اما گاهی فکر میکنم ...
خدا حتما هوای هممونو داره.ان شاءالله همه چیز بهتر میشه.
ممنون از این پستتون.لازم بود...برای هممون.

من هم یه ماه بخش روان بودم تمام روزوشبم شده بود کابوس. برای اولین بار با حقیقت دنیا، حقیقت زندگی و حقیقت اینجا!! اشنا شدم. خیلی دردناک بود اما حیف که برای من هم عادی شد مثله خیلی های دیگه، حیف!

من هم یه ماه بخش روان بودم تمام روزوشبم شده بود کابوس. برای اولین بار با حقیقت دنیا، حقیقت زندگی و حقیقت اینجا!! اشنا شدم. خیلی دردناک بود اما حیف که برای من هم عادی شد مثله خیلی های دیگه، حیف!
البته تو لرستان روانپزشک ها تموم سعیشونو میکنن با حداقل امکانات به داد مریضا برسن تا جایی که اتاق خودشون رو هم کردن اتاق مریضا و تخت بیشتر واسه اونا اما کجاست کسی که به داد کاستی هاشون برسه کجاست؟؟؟

م.م:

سلام امروز در اخبار شنیدم که از فرار زندانیان نتوانستی گزارش تهیه کنی می خواستم برایت از این سازمان مخوف برایت بگویم من دوازده سال است برای این تشکیلاتم کار می کنم در سالها عزل ونصب بسیار دیدهام مدل فرار اصفهان هم چند سال پیش در زندان رجایی شهر اتفاق افتاد کک کسی نگزید در این زندان انسانها به قهقرای تحقیر فرستاده می شوند از زندانیان هیچ نگویم بهتر است از کارمندان برایت می گویم که انگ امنیتی برآن نچسبد در سیستم این سازمان هر چه بی سوادتر باشی جایگاه رفیع تری داری اگر لیسانس یا فوق لیسانس باشی بیشتر از کارمند ساده پستی بدست نمی آوری که خدمتی بکنی باید مدیران بی سواد باشند تا دستورات بی چون وچرا اجرا شوند هر چه باشد شنود مکالمات ملاقات کنندگان یا کارمندان برای تفتیش عقاید. مثلا من تا چند روز من انسان ومسلمان بودم اما الان دیگر نیستم در حال تعلیق وعلت آن این بود که حفاظت سازمان بنده را غیابا محاکمه وفاقد صلاحیت تشخیص داده اند وحتی کلمه ای درباره گناهی که مرتکب شده ام به من نگفته اند مافیا یعنی این حتما شنیده ای که کرج استان شد اما دوزندان رجایی شهر وقزلحصار دراختیار استان تهران مانده فقط به خاطر بازار مصرف وخریدهای آنچنانی برای مدیران استان وکسب درآمد های آنچنانی تر از طریق فروشگاه های داخل زندان حالا بازار موارد ممنوعه وخلاف که میلیارد در هر هفته است بماند اما آنچه من در این سالها فهمیده ام این است که اگر وصل آقایان باشی مدرک جعلی بیاوری باز هم عزیزی اگر ازکاسبان محلتان زور گیری کنی باز هم عزیزی اگر با هزینه زندانیان صیغه بازی کنی باز هم عزیزی اما خدانکند که احساس کنند از تو کمترند همگی هجمه می کنند برسرت حرف ها زیاد است بماند برای آخرت

سلام برادر بزرگتر ما...

چیزی ندارم بگم...این دردهای زیر پوستی مثل سوختی درجه سه می ماند..

نيروي شركتي:

بنام خدا
با سلام
عدالت در وزارت نفت=؟؟؟؟!!!! (وضعيت نيروهاي شركتي در شركت ملي پالايش و پخش فراورده هاي نفتي ايران - منطقه اروميه)

آبدارچي = رئيس انبار= نظافتچي = مهندسي
زير ديپلم= ديپلم = فوق ديپلم = ليسانس= فوق ليسانس و000 = گروه شش

با توجه به سياست هاي من در آوردي(سلايق شخصي مسئولين محترم) در شركت نفت منطقه اروميه همه كاركنان شركتي از زير ديپلم گرفته تا كارشناسي و كارشناسي ارشد، از نظافتچي گرفته تا مهندسي و كنترل كيفيت و حتي حراست،همه و همه، گروه شغلي شش دارند.چرا؟ آيا عدالت يعني اين؟ آيا بهتر نيست به ملت شريف ايران اطلاع رساني كنيد كه بيخود وقتشون روتلف نكنن و درس نخونن؟ چون با توجه به سياست هاي مسئولين، بيسواد مترادف و هم معني با با سواد است و بس. من به نمايندگي از نيروهاي شركتي شركت نفت منطقه اروميه از شما استدعا دارم اين مورد خاص رو كه هيچ جاي دنيا و ايران نميشه مشابهش رو پيدا كرد،(البته به استثناي منطقه اروميه)، پيگيري كنيد.
از همه كسني كه كاري از دستشون بر مياد استدعا دارم كمك كنن تا اي مشكل عجيب نيروهاي شركتي حل بشه لااقل... با تشكر

مرتضی شاهی پور:

کامران برو سراغه مسولین ببین جوابشون چیه؟!!

البته خودت میدونی میگن: رسیدگی می کنیم
خدا می دونه کی...

حسن:

با سلام به همه مسلمانان واقعی ایران عزیزمان:این رو می نویسم تااز دل تنگی در بیام :خانواده ما مشکلی دارد که 20سال باان سرو کله میزنیم:پدرمان64سال داردکه من 4ساله بودم زمینی رو به اشتباه خرید که من الان 24 سالم شده و پدر من هنوز دنبال زمین میباشد چون بعد از 6سال دادگاه رفتن حق را به کسی میدن که پول بشتری داردچون هرجاکه میریم(دادگاه_نیروانتظامی و..)میگن حق با اون است چون اون پول داره میگه همه جارو خریدم .الان که این رومی نویسم پدرم در بازداشتگاه می باشد چون در دادگاه داد میزد برای حقش .حق کرفتن است نه دادنی شماره تلفن 09193635917

عادل:

سلام كامران-الان كه دارم برايت كامنت ميگذارم دقيقا 3نصف شب است،خوابم نميبرد هوا بس ناجوانمردانه گرم است اينجا!خوشحالم به روزت ديدم باز-به شوق ديدنت هر روز تقريبا سر ميزنم به وبلاگت-اما بدجور دلتنگم كردي كامران خان-تو انگار كن زندگي تيره شد برايم-راست گفتي حرفهايت را!اصلا تو هميشه راست ميگويي-من آنچه ميبينم ديوار است ديوار-اين تنها ذره
اي از معضلات جامعه ايست كه خيلي ها ادعايشان مي شود مملكت گل و بلبل است اينجا-4ماه گذشت-منطق ميگويد بايد هشتصد هزار شغل فراهم شده باشد تا به امروز-ولي نميدانم چرا ما هيچ

عادل:

فعاليتي نديده ايم !اين هم يكي ديگر!چند تا ميخواهي بشمارم آقاي ايراني آلماني كه ادعايت ميشود يك سرو گردن بالاتري از هموطنانت-اينجا درد مردم زياد است و حرف زدن از درد حداقل تسكيني است روي آلامشان و اين رسالت نجف زاده هاست!كامران گوش نده-تو از دردها بگو!ما ميخوانيمت !پرچانگي كردم-خيلي-ميدانم و معذرت ميخواهم-هميشه كامران باشي و خدا تورا حافظ

سلام بر رفيق ديرين.
اين درد درد تازه اي نيست منتها گفتن و شنيدن درباره اش انقدر دردناك هست و انقدر روح رو آزار ميده كه در هر بار ذكر شدنش هزاران بار تازگي داره واسه هر كس.دردي كه انگار فقط به من و شما و همه مثل من ها و شماها سرايت ميكنه و انگار هيچ رقمه نميخواد خودشو به مسئولين نشون بده.شايد به همين دليله كه مسئولين كاري نميكنن چون به گمان اونها دردي نيست كه بابتش كاري بكنن وگرنه مسئولين ما و كم كاري؟ عمرا !!!!!!!!!!!!
مسئوليني كه از مسئول بودن فقط نامشو يدك ميكشن! قاطي كردم بد رقم.بهتره زبان در كام كشم.

عریان:

الهم عجل لولیک الفرج

س.ج.ذ:

کامران جان این دفه رفتی اونورا بگو اقای رئیس جمهور قرار به هر خانواده ایرانی یه خونه باغ بده برن اونجا ارامششونو حفظ کنند... اما...
باید حتما باید ایرانی باشند.......


مرده...

MOSTAFA:

چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟
دوره ارزانی است !!!
دل ربودن ارزان ، دل شکستن ارزان ،
دوستی ارزان است ، دشمنیها ارزان ،
تن عریان ارزان ، آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر ،
قیمت عشق چقدر کم شده است ؟
کمتر از آب روان و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت انسان ...

سلام
آدرس شما رو تو قسمت لینک وبلاگ یکی از دوستام دیدم کلی خوشحال شدم . از شما هرچی بگم کم گفتم , از تفکرات خوبتون , از دیدگاه هاتون , از نوع نگاه تون , از اجراهایه قشنگتون , از تلاش و تکاپوتون و از... از خیلی چیزایه خوب دیگه که خودتون به همشون واقفید . خیلی خوشحال شدم که با سایتتون آشنا شدم از این به بعد همیشه بهتون سر میزنم و خاطرات روزانه تونو می خونم و استفاده می کنم .
براتون قشنگترین آرزوها رو دارم , همیشه شاد و سرزنده و هشیار باشید .

وقتی عقیده , عقده خوانده می شود
و نور چراغ در آب مهتاب
و تلقی و متانت زمین زیر برف یخ میزند
نان از یتیم خانه می دزدیم و می فهمیم
که دزد اشتباه چاپی درد است .

هانیه:

اجازه می دید شما رو تو وبلاگم لینک کنم ؟

سلام...
اینجا ایــــران است....ایران

سلام

نه تا کنون به پول دیگران غبطه خورده ام ، نه به زیبایی آنها ، نه به.... ولی به نوع نوشته ها و تاثیر گداری مطالبت چرا! قدر خودتو بدون . شاد و خنده رو باش. دوست داشتی به من هم سری بزن.

خیلی خوب نوشته بودی کامران خان...

"هر كس آنچنان می میرد كه زندگی می كند"

دکتر علی شریعتی

سعید:

آقای نجف زاده
تنها خبرنگاری هستید که به گفته هایش اهمیت میدهم . امیدوارم روزی رسم مسلمانی در مملکت ما برقرار شود نه نام آن . دیر به دیر گزارشی میدهی و درد همسانان خودت را زیاد می کنی. ایکاش ما هم می توانستیم مثل تو درد دیگران را فریاد بزنیم ، هر چند کسی به آن توجه نکند . پاینده و سلامت باشی .
یه چیز جالب برایت دارم : در شهرستان بهشهر در استان مازندران یک پارک بسیار زیبا وجود دارد که یکی از کاخ های زمان شاه در آن است و تنها پارک به معنی واقعی می باشد . سالهاست که این کاخ به شهرداری شهرستان تبدیل شده و به همین بهانه در پاییز و زمستان از ساعت 4 بعد از ظهر و در بهار و تابستان از ساعت 5.5 بعد از ظهر درب آنرا می بندند و مردم را بیرون میکنند . یعنی بطور مثال در تابستان که مردم از ساعت 8 شب به بعد که هوا کمی خنک می شود و دوست دارند به پارکی بروند ، کسی نمی تواند از فضای زیبای پارک استفاده کند . دوست دارم اگه حالشو داری یه سری بزنی و درستی حرفمو بررسی کنی . مگه شما با یه گزارش باعث بشی شهرداری برای خودش یک ساختمانی بسازد و درب پارک را از بعد از ظهر به روی مردم بهشهر نبندد.

یکی:

کی پخش می شه پس؟!!!! ما کلی دلمونو صابون زدیم.:((

یه کسایی تو دنیا(صهیونیست جهانی)سعی دارند انسانیت رو زیر پا له کنند,آن هم با شعارهای انساندوستانه,اما اینکه چرا ما فریب اینها رو میخوریم و عملا میشیم نوکر اونها,بحث جدایی داره,فکر کنم همه ی ما به یک تلنگری احتیاج داریم تا بفهمیم اشرف مخلوقاتیم و کمی بیشتر به هم احترام بگذاریم...(اللهم عجل لولیک الفرج) اینو فراموش نکنیم

سلامممممممممممممممم


عالــــــــــــــــــــی بود

موفق باشی

رضا:

سکوت میکنم سکوتم رضایت نیست حجمی بزرگ از فریاد است که بستری برای حضور نیافته.
آقاي نجف زاده سلام:
من ازطرفدارا ن پروپاقرص گزارشهايتان وسوژه
هاخبريتان هميشه برايم ديدني وبه جرأت ميتوانم بگويم هميشه داغ داغ است بويژه سلسله گزارشهايي كه پس ازبازگشت ازفرانسه تهيه نموده ايد،ازجنس دل است ولاجرم به دل مينشيندواين نشان دهنده كمال فراست وتيزبيني حضرتعالي دربه تصويركشيدن موضوعات دفن شده است كه باكالبدشكافي دقيق آن دريچه اي جديددربرابرديدگانمان ميگشاييد.
سخنم راابتداباگلايه اي بحق آغازميكنم شمادرمجموعه گزارشهاي خودبه همه جورمسائلي پرداخته ايدوباطرح
آن گامي درجهت يافتن پاسخي براي چراهاومعضلات مربوط به آن قشرياگروه برداشته وياحداقل جهت فرهنگ سازي پيرامون حل مشكلات مختلف بسترسازوپيشآهنگي بي نظير مينمايانيدوراهنمايي فراروي كليه مسيولين رده بالاومديريت كلان كشوري اماپاره اي مقولات همچنان بكرونيازبه واكاوي وبحث بيشتردرحوزه هاي مختلف داردوعلي رغم تأكيدشارع وسفارشات معصومين درموردتساوي عامه دربهره گيري ازمواهب طبيعي ودريك كلام عدالت اجتماعي،اين اصل درخصوص پاره اي ازاقشارجامعه همچنان مسكوت مانده،عدالت كه اصلي ترين شعاراين دولت بودمتأسفانه ازآن تفسيرخوبي نشدبه اعتقادمن عدالت چكيده اي ازعدل،داد،انصاف،لطف وتفقداست،عدالت درگفتاروكرداراولين امام همام است كه وقتي دشنام زني رابه خودشنيدآتش تنورنان وزحمت نوكري رابجان خريدبراي دوري ازآتش جاويدجهنم،ماكجاوعدالت علوي كجا،نميدانم شايداين حرفهادرهياهوهاونزاعهاي درون حزبي وفراجناحي اين حرفهادربازارمكاره پول،قدرت ورابطه خريداري نداشته باشدولي من بنابررسالتي كه بردوش خوداحساس ميكنم وآن حكايت نابيناوچاه است خاموش نشستن رابرخودحرام دانسته وميگويم آنچه كه ديدنش وحكايتش راواجب كفايي ميدانم حال توخواه پندگيرخواه ملال.
مگرنه اين استكه اگرسه بارنداي وامسلماناشنيديدوبرآن وقعي ننهاديدمسلمان نيستيدحال بانگ وامسلماناسرميدهم به اميدآنكه كسي هم پيداشده وروزي ازحرف دل ماگفته،باشدكه درپس چرخش ابروبادومه وخورشيدوفلك كسي ناني به غفلت نخورد.من دنبال سهم خواهي نيستم چراكه سهم مابااوست اوكه بشارت داده دراين دنياهرچه ازبنده ام دريغ شدآن دنياآنقدربه اوميدهم تاراضي شود.
آري سخن ازمحجورترين قشرجامعه يعني معلولين است
كه دربين مردم مافراموش شده اندوانگ ناتواني آنان رابرغم تمام استعدادهابيشتربه اخراجيها ملقب كرده اخراجيهايي كه اگرازهرزاويه اي به آنان بنگريم ميتوان درموردشان قلم
زدوروايت هاگفت خداراچه ديدي شايدجايزه هم ببرد.شايدبگوييدديدم منفي است وباعينك سياه مردم راميبينم امااگرروزي شماهم بادست وپاي ناتوان ياگوش وچشمي نابيناوناشنوادرشهربگرديدحتماحرفهايم راتصديق ميكنيد.اميدوارم باطرح مباحث مختلف كه معلولين عزيزروزانه باآن دست به گريباننداندكي ازآلام اين قشربرداريد.
هرچندمشكلات مادرحديك ياچندپيامك وبرنامه هاي چند دقيقه اي نيست كه اكنون دربسياري ازبرنامه هاباب شده وبرنامه اي نظيربرنامه نوديافت نميشودكه باواكاوي دقيق دردرياي معضلات اقشارمختلف،مسئولين راملزم به پاسخگويي كند.ومن برآن شدم كه باطرح بعضي مصايب پيش روي خودوامثال خوددرخانواده وجامعه واستمدادازمسئولين
محترم راهي فراروي من،مردم
وكارگزاران باشيدانشألله.
هدف اصليم ازطرح اين مكتوب بيشتربودن است چراكه:
هستم اگرميروم
گرنروم نيستم
وهمچنين عنوان مسائلي كه درمتن جامعه وجودداردولي ماازآن غافليم وحاشيه هاغالبابرايمان جذابتراست سالانه دههاهمايش حول موضوعات مختلف وباميليونهاتومان برگزارشده وكارشناسان باارايه طرحهاونظريات مختلف سعي دربهبودورفغ چالشهاي موجودملي وفراملي برميدارند.وماگاهي دوربين خودرابرچشمان خواب آلوده مدعوين زوم ميكنيم درحاليكه هستندكساني كه هستندامادرمنظرمانيستندوماچشم برمشكلاتشان بسته ايم آري اينجاست كه آهنگ لالايي مصداق دارد.
بامشاهده درتقويم نجومي به روزومناسبتهاي مختلفي برخوردميكنيم كه كارشناسان ومسيولين بااارائه بسته هاوسياست هاي مختلف سعي درآسيب شناسي ومرتفع نمودن مشكلات وبعضاباتقديروتشكرازقشرمربوطه براي آنان قوت قلبي جهت ادامه حيات شغليشان هستيم اماآيايكبارگوشه چشمي به12آذرروزجهاني معلولين داشته ايم وآياماتنهادرحديك نشست ساده وصميمي وحتي باصدورپيامي ساده سعي دردلگرمي وقوت قلبشان بوده ايم؟كه اگرچنين ميشداينك بسياري ازمشكلاتمان براي هميشه ازجامعه رخت برمي بست،نميدانم شايدحرف زدن دراين مقوله نيزدررديف خط قرمزهاست.
جستجودربانك اسنادومقالات دليلي برصدق ادعايم است آري مابحدي محجوريم كه حتي فرصتي جهت تحقيق براين گروه بخودنميدهيد.
البته به اعتقادبنده اين امربيشتربدليل فقدان فردي ازجنس مادرحوزه هاي كلان تصميم گيري است چراكه اين دردمنداست كه دردراميتواندحس كند،ودرهيچ كدام ازواحدهاي درسي وكارگاه هاي آموزشي هجي كردن دردومحروميت ميسورنميباشدشماميتوانيدسري به سازمان بهزيستي بزنيدوببينيدچه كساني وبراي چه چيزهايي درخواست كمك هاي موردي مينمايندمن خودهرازگاهي كه قدم دراين سازمان مينهم وبه صحبتهايشان گوش ميدهم ياداين شعرسعدي مي افتم:من ازبينوايي نيم روي زرد
غم بينوايان رخم زردكرد
كه البته ازاين نظرايرادي به اين سازمان نيست زيرادرحوزه اعتبارات خودكارهاي درخورتقديري انجام داده اندامامشكل جاي ديگريست وآن بيشترناشي غفلت وتفريط مانسبت به اين قشراست كه قابل توجيه نيست زمانيكه مسيولين كليدي ماداراي دههامشاورندآيايك مشاوردرامورمعلولين جايش خالي نيست؟ قصدندارم باحرفهايم باعث برانگيختن حس ترحم كسي شوم كه ازآن بيزارم،آيابايدحتماچهره ما رسانه اي شودتاوجداني بيدارو دستي به ياريمان بشتابد،نيازي نيست به دنبال من بگرديددرجامعه زيادندامثال ماوتنهادرآسايشگاههايافت نميشوندومن قطره اي كوچك ازاين دريايم،هستندعزيزاني كه حتي توان نوشتن وحرف زدن ندارندولي براي خانواده خوددري گرانبهايندوبه هيچ وجه حاضربه جدايي آنان ازخودنيستند:
خانه دوست كجاست
درهمين نزديكي...
فقط كافيست بهترببينيدواندكي زنگارفراموشي ازآيينه دل بشوييدآنگاه تومراخواهي ديد:اسم گلارواين روزاديگه كسي نميدونه
اماتوتادلت بخواداينجاغريب فراوونه
تنهامسايل مادي نيست كه براي ماحل نشده باقيست واين شايدپيش پاافتاده ترين مشكل باشددركشوري كه اساس آن بر
پايه قران بناشده واين مصحف شريف براي برتري نوع بشرشاخص راتقوي قرارداده اماماغافل ازاين مهم برزروزورخودمينازيم. اعتقادبنده اين استكه جاده صلح جهاني وتشكيل جامعه مدني باعمل به اين آيه تاحدزيادي هموارميشودآري صلح جهاني درسايه آرامش فكري وروحي همه اقشارجامعه است وباآنچه درسايرمكاتب موضوعيت دارد فرق ميكندوآنچه كه من امروزازوضعيت پيش روامثال خودميبينم نشان ازحالت هشداراست واين درشأن نظام مقدس مانيست.
گلن هدل سرمربي وقت انگيس بخاطرتوهين به اين قشربركنارشداماماهمواره شاهدبي احترامي هاونادديده انگاشتن حقوق اين عزيزانيم دركشورهايي كه حتي براي سگ نابينايان نيز احترام قايلندومحلي برايشان تعبيه شده ماشاهدبوديم معلم نابينايي درمتروجان دادوماخيلي زودآنرافراموش كرديم.
آري ماباخدامعامله كرده ايم:
زيرشمشيرغمش رقص كنان بايدرفت
كانكه شدكشته اونيك سرانجام آمد
توقعي چنداني نيز نداشته وهميشه سعي كرده ام تعبيرخوبي ازرفتارمردم داشته باشم وخداراشاكرم كه كسي باديدنم خداراسپاس ميگويدوازاينكه درتا بلوي هستي باظرافت خاصي خلق شده ام بخودميبالم وبيشترازاو شفاي روحم راخواستارم و:
دردخواهم دوانميخواهم
من طبيبم شفانميخواهم
وخودراوامدارلبيكي ميدانم كه درجواب قالواالست بربكم دادم
واينكه:
اگربامانبودش هيچ ميلي...
اماگاهي دلم ازبرخي رفتارآزرده ميشودوقتي باچشمان اشك آلودفرزندانم مواجه ميشوم كه ميگويند:بابا دوستانمان ميگويندپدرت اينطورراه ميرودآياماحق نداريم فرزندانمان راباخودبه مدرسه ببريم؟آيابيماري يافقرماآنقدرمسري است كه حتي افراددروسايل حمل ونقل عمومي ازنشستن دركنارمااباداشته باشندوياكاسبان ازارايه خدمات به ماسرباززنندو...
دردهاي بنهفته درسينه بسياردارم كه حديث هفتادمن كاغذويك جوعمل است،لذامن سعي ميكنم تاباشرحي مختصراززندگانيم شتشودهم چشمهايي راكه ماديات وقدرت پرده اي دربرابر ديدگانشان گسترده وچشمه زلال سيرت راگل نموده واين صورت است كه بيشترجلوه گر شده وحصاري دربرابرمعرفت گرديده،باشدكه آغازگرديدن آنهم ازنوعي ديگرباشم اميداست كه موضوعات مطروحه فتح بابي باشدبراي دلسوزان عزيزكشورمان،ودرصدرآن برنامه ريزان فرهنگي وصداوسيماي جمهوري اسلامي ايران كه طلايه داراين مهم دركشورند.
مردي35ساله ومتأهلم ازبدوتولدتاكنون بدليل مشكلات مادرزادي دچارمعلوليت ازناحيه چپ بدن شدم امابااعتقادوتوكلي كه درخودسراغ دارم اين ضايعه هيچگاه باعث نشدازاهدافم عقب نشيني كنم ومتكي بخودتقريباتمام كارهاي خودراانجام دهم داراي ليسانس فقه وحقوقم وآرزودارم روزي دررشته خودبه مقاطع بالاترراه يابم واحياكننده حقوق نوشته وخوانده نشده اين عزيزان باشم،قبل ازازدواج خودتقريبازندگي بروفق مرادبودبااينكه علي رغم تحصيلات وتواناييهايم موفق به يافتن شغل مناسبي نشدم باسرمايه اي اندك يك مغازه سوپرماركت زدم شاكرم
ازاينكه درطول چندسال كاسبي
توانستم يك سفركربلاويك عمره بروم وچون ازمعصوم بمارسيده كه باازدواج روزي انسانهامضاعف ميشودودين تكميل تصميم به ازدواج گرفتم وعلي رغم تمام مشكلات ومخالفتهاكه همچنان به قوت خودباقيست ازدواج كردم من كه درطول زندگيم سعي كرده ام پايم ازصراط مستقيم منحرف نشودودرانجام واجبات خودكاهلي نورزم به يكباره پس ازازدواج درمعرض سيلي ازمشكلات قرارگرفتم،صاحب مغازه مراازمغازه بيرون كردودرآستانه تولددوفرزنددوقلويم كه كنون تنهاسرمايه زندگيمندسرمايه ازكف دادم وبابه حراج گذاشتن آبرويم شدم دوره گردي سيگارفروش امادراين شغل هم موفق نبوده واينك باباري ازبدهكاري خانه نشين شده ام وگردسياه شرمندگي دربرابرخانواده مراتبديل به حاجي فيروزي كرده كه حتي سالي يكبارهم بيرون نمي آيد به كدامين گناه؟نميدانم كجاي كارم اشكال وچراسرنوشتم چنين شدكسي هم پاسخي متقن بمن نداده وهرچه توسل ميجويم پاسخي براي سؤالاتم نميابم البته آنرابيشترمشيت وامتحان الهي ميدانم وخودرامصداق شعرمعروف:
هركه به درگاه اومقربتراست
جام بلابيشترش ميدهند
ميدانم ووقتي درمصائب امام حسين عليه السلام،اصحاب واهل بيتش تأمل ميكنم بيشترآرامش ميابم وصبرراتنهاپيشه ومستمسك خودقرارميدهم ولي دربرابرهمسرم كه فردي قانع است وبااندك مستمري ماهي50هزارتومان بهزيستي ميسازدواهل مدو...نيست شرمسارم.
اميدوارم دردودلهاي من نيزدرگزاشهايتان لحاظ شده وهرزنامه نباشدباشدكه بابيان آن حداقل چشمهايي بيدارشده وقدرسلامتي خدادادي خودرابداننداگرهم چنين نشدبه آرزويم كه دردودل كردن بودميرسم
باتشكريك معلول

م.ف:

سلام
خسته نباشی
خیلی دوستت داریم
----
راستی
بربری اگه بربری بود
مشکلات اگه مشکل بود
ما هم اگه ما بودیم
باور کنید میتونستیم حلشون کنیم

رضا:

کاش درمانی برای این درمان بود.نجف زاده تو تنها نیستی که غصه می خوری پس غصه نخور.می خوامت یاعلی

آقای نجف زاده یه سوال می شه بگی چرا وقتی مطالب اینطوری انتقادی می نویسی هیچکدام از همکارات اظهارنظر نمی کنن پیش خودم فکر کردم اگه باهات موافقت کنن شاید برای وجهشون پیش مدیران شون خوب نباشه (آخه شما که می گی لابد مجوز داری نزدیکی انتخابات!)شایدهم تو اداره شما همه باهم دشمنن به خصوص با یه خبرنگار معروف !چه بد که تو که مردم (تقریبا مردم ...عامه مردم )دوست دارند احتمالا همکارات باهات خیلی دشمنن!!!!!

سلام تو که دستت میرسد کاری بکن فریادی بزن

دل نوشته ای از سر درد

از قدیم وقتی کسی از مشهد می آمد دوستان و آشنایان از حرم از او سوال میکردند که خلوت بود یا شلوغ ؟ دعا کردی یا ما را فراموش کردی ؟ هتل نزدیک بود و یا دور و از این جور سوالها اما جدیدا چند سوال دیگر هم اضافه شده سوالهایی مثل اینکه پارک آبی هم رفتید ؟ راستی پدیده شاندیز چه طور بود ؟ از بازار بزرگ بگو سوالهایی که در نگاه اول فقط یک سری سوالات ساده به نظر میرسد اما زمانی که کمی به عمق سوالها برویم نشان از یک فاجعه دارد فاجعه ای به اسم تغییر جهت

فاجعه تغییر جهت چیست ؟ در کل هستی هر چیزی برای خود جهت و حیثیتی دارد و زمانی که از آن حیثیت و جهت خارج شود میتوان برچسب انحراف از جایگاه اصلی را به آن زد به عنوان نمونه جایگاه یک شهر صنعتی پیشتاز بودن در عرصه صنعت است اما زمانی که آن شهر بخواهد به یک منطقه گردشگری تبدیل شود دیگر نمیتواند صنعتی باشد چرا که کارخانه های دود زا باید از آن شهر خارج شوند و به جای دودکشهای بلند کارخانه ها باید درخت ها سر به فلک کشیده به وجود بیایند چرا که این دو با هم نمیسازد به این میگویند تغییر جهت جهت صنعتی تحت الشعاع جنبه کردشگری .

چند وقتیست در رسانه ها و اینطرف و آنطرف زمزه ها که چه عرض کنم فریاد هایی را میشنویم که بشتابید بشتابید مشهد قطب خرید کشور میشود بشتابید بشتابید مشهد قطب تفریح کشور میشود و چندین و چند بشتابید بشتابید دیگر که آرام آرام و شاید هم تند تند رنگ و لعاب مذهبی و روحانی مشهد را گرفته و رنگ و لعاب تفریحی و تجاری را جایگزین آن نموده است و این همان فاجعه تغییر جهت است .

البته کسی مخالف این نیست که برای زوار حضرت رضا امکانات فراهم کنند هتل بسازند زائر سرا بسازند اما کاش مسئولین شهر کم هم به عواقب فرهنگی کارهایی که میکنند فکر میکردند همه امکانات را فراهم کنند اما در جهت استفاده روز افزون از فضای معنوی مشهد.

سری به پدیده شاندیز که بزنید ، خواهید دید که نه تنها پدیده شاندیز در جهت اصلی مشهد نیست بلکه کاملا بر خلاف آن جهت است بد حجابی و اسراف و تبذیر موج میزند . گاه در پدیده و بعضی مجتمع های تجاری مشهد صحنه های ضد اخلاقی و پوششهای نامناسبی دیده میشود که شاید در بد ترین حالات در تهران و جا های دیگر چنین صحنه هایی نمیبینیم واقعا اسم با مسمایی است این حرکت واقعا یک پدیده است و الا کدام انسان اندیشمندی در کنار قطب فرهنگی و دینی کشور خود یک مکان ضد فرهنگی و ضد دینی درست میکند این یک پدیده است که در کنا حرم امام رضا به جای ترغیب مردم به توشه گیری از معنویت حرم اخبار و رسانه ها اعلام میکنند که پدیده قرار است قطب خرید شود و یک برنامه مستقل برای آن دست میکنند و کلی بیا ببین که آقایان تخم دو زرده گذاشته اند و با دست خود پدیده آفرینی نموده اند . واقعا پدیده شاندیز از این جهت یک پدیده است . این در حالیست که در دنیا هرکس با هر دین و مسلکی نقاطی را به عنوان شاخصه هویتی خود بکر و دست نخورده نگه میدارد .

این همان فریاد رهبریست که بارها فرموده اند تبعات فرهنگی هر طرحی را بررسی کنید و برای آن پیوست فرهنگی بنویسد و اگر مسئولین محترم نسبت به تبعات فرهنگی طرح های خود بیخیال باشند جند سال دیگر مشهد را اینگونه خواهند دید :

اینجا مشهد 1404 دیگر خبری از تپه سلام نیست از بست پائین خیابان که میرویم اول به برج های تجاری سلام میدهیم و بعد از زیر گذر حرم به بست بالا میرویم تا به رستوران گردون بالای برج خیابان شیرازی سلامی از عمق وجود تقدیم کنیم بعد هم به بازار بزرگ میرویم تا در ضریح مغازه ها نذوراتمان را بریزیم و چند مانتو کوتاه و شلوار مدل زخمی تبرکی بخریم امشب هم قرار است برای احیا برویم پدیده شاندیز فردا صبح هم ساعت 11 نماز جمعه را در پارک موجها آبی اقامه میکنیم دیگر کسی دنبال هتلی نمیگردد که پنجره اش رو به گنبد باز شود و دیگر هیچ فقیری به زیارت نمی آید چون هتل های سر به فلک کشیده فوق مجهز شبی قیمت خون پدرشان است اطراف حرم هم چادر زدن ممنوع است هرکس پول ندارد برود پارک طرق 10_20 کیلو متری حرم تازه اگر جا گیرش بیاید بعضی واقعا خجالت نمیکشند معلوم نیست آمده اند امام زاده و یا یک شهر تجاری با کلاس این چادر سیاه چیست به سر کردی دل آدم میگیرد و... دیگر خبری از امام رضا نیست گویی او واقعا


غریب الغرباست

فاطمه شعبانی جو:

چقدر دردناک ...

کاش بغضی شبیه این بغض ،راه گلوی همه ی ما رو می بست.

خدا رو شکر راه گلوی من خیلی از اوقات با این بغض ها بسته میشه ولی چه فایده ...

راه گلوی اونایی که باید بسته بشه ، نمیشه متاسفانه.

سپاس بابت احساست

علیکم سلام ورحمة الله و برکاته !

من به روزم ... وقت داشتی بیا برادر جان ..

بای بای

سلام.نمی دونم چرا گریم نگرفت.....بدتر از ایناش هم هستن...
گاهی خداوند انقدر صدایت را دوست دارد که سکوت می کند تا تو بار هافریاد بزنی:خدااااااااای من.

اينجا آدم رواني مي شود آقاي نجف زاده:
خودت میدونی که من شمالیم ولی دیروز برای چندمین بار مناظری دیدم که می خوام داد بزنم که آی مردم دیگر به سواحل شمال نروید

من نمی دونم که این حرف ها رو چه جوری بگم من می خوام توی یه خبرگزاری یا حتی توی صدا و سیما مطرح کنم که وضع سواحل شمالی شرم آور است ....
کسی نمی تواند با خانواده به آنجا برود ( غیر از ساحل جفرود و منطقه کاسپین که خانم ها و آقایان جدا هستند) در بقیه مناطق که اکثر ساحل را تشکیل می دهد مخصوصا زیباکنار و...
خانم ها با آن وضع حجاب...آقایان هم که راحت بگویم چیزی نپوشند بهتر است یه مایو و دیگر هیچ آن هم مشغول فوتبال ساحلی و...
من می خواهم درد بی غیرتی این مردم جاهل را فریاد کنم ...
اینجا حمام نیست ....اینجا آنتالیا همه نیست.....
ما باید کجا پناه ببریم.....

سلام کامران جان
وقتی مطلب جدیدت رو دیدم اولین چیزی که به ذهنم رسید بر باد رفتن ارزوهای چندین و چند سالم بود
نمیدونم چرا جوابم رو ندادی یه کسایی که اصلا فکرش رو نمیکردم که جوابم رو بدهند جوابم رو دادند مثل اقای محمدکاظم روحانی نژادو
علیرضا عسکریان میشناسیشون که؟
واقعا ازت توقع نداشتم اگه میخوای دیگه وب نمینویسم
میخوای بنشیم فقط درسمو بخونم؟
میتونم بگم خیلی مغرور و سنگ دلی!
همین
یاعلی

ebrahim:

سلام کامران خان گزارش را خواندم من مثل بقیه متاسف نشدم تازه خیلی هم خوشحال شدم دلیلش هم این است که انهایی که در بیمارستان روانی بستری میشوند تکلیفشان معلوم است ودر یک چارچوب مشخصی زندگی می کنند هر وقت هم که دردشان امد با یک امپول راحت می شوند ولی بقیه چی؟منظور دیگر افراد جامعه است که در این اشفته بازار هر کدام به نوعی به مرز جنون رسیده اند ولی نه از امپول خبری هست و نه از دیگر مسکن ها؟؟؟ کامران خان دیگر به هیچ گزارش واماری نمی توانم اعتماد کنم چرا که از وقتی متوجه انها شدم به یک نتجیه گیری رسیدم که مسئولین هر کجا که به نفعشان است نتیجه گیری کمی می کنند و هر کجا که به نفعشان نیست نتیجه گیری کیفی می کنند مثلا می گویند در فلان مورد تا x درصد رشد داشتیم و در فلان مورد در حد مطلوب پیش رفتیم راستی همش هم مقایسه ای بگذریم به نظر من در حال حاضر تمام جامه ما(منهای اقشار خاص که عده شان هم کم است)بیمار است ان هم از نوع روانی ولی از انجایی که همیشه ثابت کردیم می خواهیم ابرودار باشیم سکوت کردیم ولی همه بدانند که اگر روزی این سکوت شکسته شود تبدیل به فریاد می شود و گوش انهایی که یک عمر نمی شنیدند کر خواهد کرد

سلام
خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد. زرتشت
*موفق باشی*

حدیث امیری:

روحم می خواهد برود
یک گوشه بنشیند
پشتش را بکند به دنیا
پاهایش را بغل کند و
بلند بلند بگوید:
من دیگر بازی نمی کنم!

سلام
5شنبه در صرفا"جهت اطلاع شنیدم که اینجا هم نمیذارن کار کنی.
نمیدونم چی بگم....................
خدا رو شکر میکنم که اینجا وطنته و نمیتونن بیرونت کنند.

مواظب خوبی هات باش.

فاطيما:

سلام مثل هميشه عالي بود.ياد ژرژ افتادم.

هرچند که دیر یادمان افتاده ست
اینکه تو نیامدی دلیلش ساده ست
ما تا سر کوچه آب و جارو کردیم
گفتیم بیا جهان ما آماده ست!
سلام دوست عزیز
مثل همیشه مطالبتون آدم رو به فکر وا می داره،موفق باشید.
خووشحال میشم به "زمزمه ی باران"سری بزنید و ما رو از نظرات ارزشمندتان بی نصیب نذارید.
اعیاد شعبانیه را به شما تبریک عرض می کنم[گل][گل][گل][گل]
به امید صبح ظهور...
[گل]اللهم عجل لولیک الفرج[گل]

امین:

کامی جان همین خطو بگیرو برو که برای اون دنیاتم می مونه.هزار دعای خیر ما بدرقه راهت.

فريناز حدادي:

آقاي نجف زاده


وقتي رفتي خارج فكر بد بختي مردم بودي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کمیل رستمی:

سلام آقای نجف زاده عزیز.. من از دیار بوشهرم شاید مرا ب خاطر روستای کالو آشنا بدانی
کاش میشد آنهایی که مسبب این گونه غصه ها هستند توی همین دنیا دچار همین مصیبات بشن..متاسف شدم فقط میتونم دعا کنم یه روز برسه که غصه ما چیزای مهمتری باشه..
در مشکلات زندگی قدری سکوت کنید شاید خدا حرفی برای داشتن اشته باشد

معمار سوخته:

اقاي نجف زاده
سلام.خواهش ميكنم در مورد كارشناسي علمي كاربردي معماري يا تكنلوژي معماري كه در واقع فقط يه اسم شده براي محروميت ما از گرفتن پروانه اشتغال به كار طراحي يه گزارش تهيه كنيد.اگه يه لحظه فك كنين پروانه اشتغال به كار خودتون به خطر افتاده اونوقت شايد حال ما رو بيشتر درك كنين.ممنون

خیییلی دردناکه خیییلی

حسین:

واقعا هم جیگری و هم خیلی جیگر داری نمی دونم پشتت از این مدیر کل ها زیادن یا نه واقعا یک منتقدی که فقط خدارو داره و بس اگر از گروه دومی من طرفدار پرو پا قرص شما هستم شما یک انسان فعال و رکی هستید من منتظر جواب شما هستم از گروه چندمی هستی راستشو بگو خداحافظ

آسیب روحی نه با دارو درمان میشه نه با جهل

همیشه میآمدم و اینجا را می خواندم. ولی هیچ وقت دستم به نظر گذاشتن نمی رفت.... نمی دانم چرا این بار حسش آمد!!!
متنتان مثل همه ی گزارش هایتان ساده بود و صمیمی و بی ریا.
راستش هیچ متن طولانی ای را تا آخر نمی خوانم الا اینجا.
دل من هم سوخت و بغضم مثل همان بربری ای که در گلویتان مانده بود در گلویم گیر کرد.

راستی... قدم رنجا می فرمایید و برایم مزید افتخار و منت می شود که رد پایتان را روی پیچ و خم های سنجاق قفلی ام ببینم....

كارگر:

سلامآقاي نجف زاده يه ايميل بهم بدين يه سو‍ه واستون دارم از مشكل يه بازنشسته كه19ماه دارن ميدوننش اينورو اونور 6ماه بهش حقوق ندادن كه صاحب كارش به بيمه بدهكاره و ...از رنجي كه مي بريم
البته اگه شما هم فقط مثل بقيه....
بگذريم منتظرم

خ.قاسمی:

با سلام و احترام
من از شما بخاطر این برنامه جذاب بسیار متشکرم از شما خواهش می کنم وضعیت گران شدن بلیط اتوبوسها را مجدد پیگیری کنید تنها عنوان آن در برنامه کافی نیست خواهش می کنم دباره پیگیری کنید تا تجدید نظری در این رابطه مسئولین بدهند . ممنون از اینکه به مشکلات مردم رسیدگی می کنید.

یک همکار:

نوشته یک همکار در مورد کار ارزشمند شما
در مشرق
خواندنش خالی از لطف نیست

گویی رسانه ملی هنوز برای مردم حاشیه نشین، ملی نشده و جایی برای صدا و یا سیمای مردم استان های حاشیه ای و اخبار آنها ندارد؛ در این شرایط کامران نجف زاده احساس می کند که او هم باید به سفرهای استانی برود تا به قول خودش "شکم های فربه شده را آب لمبو کند".

مشرق- سفرهای استانی یک رییس جمهور امر شایعی در عرصه سیاست نیست و ضرورت انجام آن، در کشورهاییی مثل کشور ایران که میان زندگی پایتخت نشینان و مردم استان های حاشیه ای اختلاف فاحشی وجود دارد؛ بیشتر احساس می شود.

متمرکز بودن همه چیز در پایتخت، از جمله امکانات رفاهی و آموزشی و پزشکی و ... شامل حال رسانه ملی هم شده است و انگار رسانه ملی صرفا برای مردم پایتخت ، ملی است و برای حاشیه نشین ها هنوز ملی نشده.

بگذریم از آن که، عده زیادی از مردم تهران نیز رسانه ملی را متعلق به مردم میدان ونک به بالا می دانند و معتقدند که همه سریال های تلویزیون تنها در قاب زندگی بالای شهر می گنجد و ربطی به پایین شهر ندارد و حتی گزارش های مردمی نیز عمدتا از خیابان ولیعصر آنهم از ونک به بالاست.

در شرایطی که رسانه ملی جایی برای صدا و یا سیمای مردم حاشیه نشین و اخبار آنها ندارد؛ کامران نجف زاده احساس می کند که او هم باید به سفرهای استانی برود.

چند وقت پیش بود که آیت الله نوری همدانی نیز این نیاز را احساس کرد و سفرهای استانی خود را آغاز کرد.

کامران نجف زاده در یک سفر استانی اش به سراغ روستای"درودزن" استان فارس رفت تا ماجرای سوختن کودکان روستایی در کلاس درس را روایت کند . یا به قول خودش:"درست است که مسوولین قول داده اند دیه آنها برقرار شود و الان پنج سال است تاخیر دارند اما واحد مرکزی خبر پیگیر است و به وقتش شکم های فربه شده را آب لمبو می کند."

نجف زاده پیش از آن نیز سفری به کرمان داشت تا از قول کارگران معدن پابدانای زرند بگوید "این پائین ذغال رویمان را سیاه می کند و آن بالا بی پولی و نداری "
او همچنین تنها کسی بود که غریبه ای به کوچکی "باشو" را در لشگرگاه اهواز، به فراموشی نسپرده بود.

اینکه رسانه ملی در حال حاضر در همه استانها شبکه استانی دارد، قابل انکار نیست؛ اما شاید دلیل مهجور ماندن وقایع و بی اهمیتی به استانها علاوه بر بی توجهی به استاهای حاشیه، ممانعت و اعمال فشار مسوولین این استانها به خبرنگارانشان برای عدم انعکاس مشکلات ناشی از سوء مدیریت آنها باشد؛ اما در قبال خبرنگاران مشهور مرکز توان اعمال چنین فشاری را ندارند.

آیا بعد از ملی شدن صنعت نفت، چیزهای دیگری هم باید ملی شوند؟

مهسا:

سلام
مرسی از توجه تون - این ها حرف دل پردرد من هم هست ولییییییییییییکن کیه که فکری بکنه و راه در مانی باشه....

سلام ..
آقا کامران دیگه درست بشو نیست..مرد کم شده.
کاش به تعداد مسولین مرد تو کشور ما بود...
مردونگی به چیه واقعا؟؟؟؟
راستی دل همه ما براتون یه ذره شده نمیخوایین شروع کنین؟؟؟خسته شدیم از خبرای تکراری که کاری از پیش نمیبرن ...مگه خودتون دست بکار بشین .کسی جرات نداره..

محسن:

با سلام
سریالهای تلویزیون هم که کلی فرهنگسازی کردن در این زمینه دستشان درد نکنه !
امثال سریال طنز چهارچرخ که بیمار روانی رو دیوانه!بیمارستان رو دیوانه خانه و دکترهارو کاملا غیر قابل اعتماد معرفی کرد!
متاسفانه مظلومترین قشر جامعه ما کسانی هستن که برای درمان خودشون به روانپزشک مراجعه می کنن و چه رفتار بدی از طرف جامعه ، دولت و ... با آنها می شود و در مواقعی مثل گرفتن گواهینامه ، ازدواج و کار همیشه دچار مشکل می شن

سلام
گزارش شعبان را قدر نهیم خیلی خیلی باعث شرمندگیمون شد.هر کلمش یه تلنگر بود و با هر جمله بیشتر شرمنده خدا میشدیم.

مرسی که از روزمرگی نجاتم دادی.
اگه دوست داشتی برام دعا کن.

حسن:

سلام
بد نيست به وزارت ارتباطات هم سر بزنيد البته اينجا كار كمي پيچيده تر است و بيشتر مي توانند سر بدوانند شمارا ! ولي مي توانيد از پيشرفت هاي پوشالي كه صرفا خريد تجهيزات است بگوييد از مركز تحقيقات مخابرات كه تقريبا از سال 74 به مخروبه اي با ظاهري زيبا تبديل شده است از زماني كه آقاي مهندس د.... رئيس آن بود و دكتر ح..... معروف كه فارغ التحصيل هند است و چيزي از مخابرات نمي داند و حتي فوق ليسانس و دكتري ايشان هم مورد تاييد آموزش عالي نيست و الان 9 سال است با حكم سرپرستي سرپرست تنها دانشكده مخابرات وزارت ارتباطات است با ليسانس و عدم تدريس حتي يك ساعت و رئيس مركز آموزش مخابرات هم هست به ميزان همان 9 سال!!!! از حقوق هاي 5-6 مليوني ايشان بابت تبديل مركز آموزش مخابرات به خانه سالمندان ! كه طي يكسال گذشته يك كلاس آموزشي هم برگزار نكرده اند !!! و همه در اين مركز در حال چرت زدن هستند از دانشكده مخابراتي كه قريب 2 سال است بدون دانشجو است!! ولي باز هم اين آقاي دكتر .ن...ي پر طمطراق رئيس است و حقوق 5-6 مليوني در ماه مي گيرد بابت بي كاري!!!و ....بد نيست تماسي با شماره 44.11 داشته باشيد

هموطن:

آقای نجف زاده سلام وخسته نباشی
خدا به شما عمر با عزت بده که حداقل بعنوان یک خبرنگار وظیفه خودتونو میدونید وبا وجدان کار میکنید وحداقل قسمتی از فجایع این کشور رو تو دوربین کوچک کارتون به نمایش میگذارید.این آقایون که خودشونو زدن به خواب و میگن ایران کشور گل وبلبله، ما که ندیدیم شایدم هست وما بی خبریم ویا جزء خواص بی بصیرت هستیم که به این دید به کشورمون نگاه نمیکنیم
به امید روزی که ایرانی لیاقت زندگی تو ایرانو داشته باشه نه اینکه هرکی دستشون به پول میرسه از ایران میره تا راحت زندگی کنه . حتی شده تو همین کشور دوست وبرادر ترکیه که تا 8 سال پیش همه ما به وضع اقتصادی واجتماعیشون می خندیدیم وامروز اونا دارن چار نعل پله های ترقی اقتصادی وفرهنگی طی میکنن وما داریم با همون سرعت پسرفت میکنیم

علی:

بهتر است جناب نجف زاده این مطلب را رسانه اش کنید. راستش را بخواهید به نظر من چون شما نفوذ کلام و رسانه دارید اگر اینها منبعد به همین وضعیت بزیند یکی از مقصرانش شمایی. می خواستید نبینید!
حالا که دیده اید یقه مسئولین ذیربط را ول نکنید تا انشاءالله ثوابتان کامل شود. مثل همیشه منصور باشید. علی یارت دلاور...

عبدالله:

سلام اقای نجف زاده ممنون از گزارش جالبتان من تمام این مشکلات را بخاطر بی توجهی وزیر بهداشت میدانم و به نظر من خون کسانی که می میرند به گردن خانم وزیر است

فاطمه:

سلام تا كي بايد از دردهابگيم؟ تا كي بايد دردهاروبشنويم؟ پس چرابااين همه مشكلاتي كه ملت دارن كسي مسئوليين مثلامسئول رو مؤاخذه نمي كنه؟!!!!
چطور هر ايراني مي تونه يه خونه داشته باشه؟
چطور پيشرفتي ست كه همه راآمپول مي زنيم؟
چه ايران آبادي!!!!!!!

هادی :

باسلام خسته نباشی علت دیوانگی خبرهای که می شنویم وواقعیت داردپولهای که خرج میشه درحالیکه همه لنگ چند هزارتومان هستند آقای نجف زاده درمورد اجلاس سراسری مدیران آموزش وپرورش که قراره مردادماه برگزاربشه گزارش تهیه کن این اجلاس بیش از میلیارد هزینه داره درحالیکه هیچ نتیجه ای ندارد ومدارس پول آب وبرق وگاز مصرفی ندارند خواستی دراین مورد مقاله ای هست برات میفرستم کاش بشه از آن جلوگیری کرد باتشکر

نسیم :

مستند "مسافران مهتاب" ، روایت حضور کامران نجف زاده در یک بیمارستان روانی ، امشب (۱۹ تیر۱۳۹۰) از اخبار ساعت۲۲ شبکه ۳ سیما پخش خواهد شد .

سلام
دو سه روز اصفهان بودم.کلی خدا خدا کرم ک اگه گزارش این پست بتونم ببینمش.
نمیدونم پخش شده یا نه. اما من ندیدمش.
مرسی بابت اون گزارشک نیمه شعبان.

مهسا:

خیلی دردناکن دونستن اینا.واسه همین خیلی از ما ها بی تفاوت به این چیزها میگذریم که مبادا به او اوقات خوشمان بارنج دیگران خدشه ای وارد شود.......

نعیمه:

اولین باره به وبلاگتون سرمیزنم آقای نجف زاده. راستش اصلا فکرنمی کردم با همچین فضایی مواجه بشوم. رسالت روزنامه نگاروانتقاد وبیداری و... همه قبول اما ازشما... شما که الگوی خیلی از افراد حاضردراین فن هستند انتظار بیشتری از انتقاد صرفه. رک بگویم.به عنوان جوانی که روزنامه نگاری میخوانم انتقاد بی راه حل و انتقادی که بوی بیچارگی وآخرراه بودن رابدهدقبول ندارم.

abdollah:

کامران عزیز!سرت سلامت!می تونستی مثل گزارشگر آگهی رپرتاژ وزارت بهداشت-آقای سلامی-با چند گزارش از نمایشگاه های خارجی،یک ویترین قشنگ از فعالیتهای خانم دکتر توی همین رسانه ارائه بدی،هر چند به دل کسی نشینه!اما کاری کردی به دل همه ما نشست،هر چند به دل بعضی از مسئولین نشینه.اخلاق خوب رسانه یعنی همین.قیمت کارات خیلی بیشتر از اشانتیون های خانم دکتر وزارت و بعضی دیگر از مسئولینه،دعا میکنم همیشه در مسیر عدالت باشی

سارا:

و به انگشت نـخـي خواهم بست.. تـا فراموش نشود كه هنوز انسانــم!!!!

سلام دوست.
گزارشتو ديدم همين الان.
دم دكتره گرم كه راهت داد بري بينشون. :دي
ولي راجع به خود گزارشه اجازه بده حرفي نزنم.چون حرفاي خودمو قبلا گفتم.

س:

آقای نجف زاده!!!
من فرزند یک بیمار روانی بودم پدرم بیمارروانی بود تمام مدت عمرمن!دوسال پیش آسوده شد
شما هرگز تصور درستی از یک بیمار روانی یا بیماری روانی نخواهید داشت
پس لباس بیمار نپوشید و روی تخت فیلم بازی نکنید
با این کارها به اوج رسیدن انتهای رذالت است
سوژه دیگری برای متفاوت جلوه کردن پیدامیکردید
لباس یک دیوانه پاکتر از آنست که عاقلانی چون ما با پوشیدن آن آلوده اش کنیم
درضمن شما بیماران روانی را با کراکی ها و شیشه ای ها و ایدزی ها جمع بستید
پدر من بر اثر یک پیروی ژنتیکی بیمار بود نه کراک و شیشه و...
گزارش "مسافران مهتاب" شما شرم آور بود

لیلا:

سلام خسته نباشی واقعا برنامه های جالبی داری از زحماتتون خیلی ممنون.
چطور می تونم یه سوژه داغ رو با شما در میون بذارم هر چه زودتر بهتر چون خیلی داغ.
لطفا برام میل بفرستید////

سلام استاد ِ عزیز...

مستند"مسافران مهتاب" خیلی جالب بود ...
یاد ِ دو هفته آخر کاراموزی ام که بخش روان بودم افتادم ...
اونم اینکه روز اول بیماری داشته باشی که باید اولین دوز ضدجنونش رو دریافت کنه !!!

سه تا بیمار داشتم ...هر سه تا شونم دوست داشتم...سخته زندگی دیگه ...سخته !

سلام آقای نجف زاده
خیلی ممنون برای گزارش تکان دهنده امشب.
صحنه هایی که قلب هر انسانی رو به درد می آورد.
اونهاهم یه روزی مثل با بودند با همه امیدها و آرزوهایی که یه انسان می تونه داشته باشه ولی حالا...
امیدوارم بادیدن این گزارش مسئولین بیشتر به این افراد توجه کنند.

ش_ک:

روانت آرام عزیزم...

سلام
آقای نجف زاده عزیز خوشحالم که تونستم به خطهای راست شما راه پیدا کنم
یک روحانی جوان رسانه ای هستم
خوشحال میشم که به وبلاگم سری بزنید نظر محبت بدین و بیشتر آشنا بشیم ممنونم

ضعیفه کامران جون ضعیف
تو باید بهتر از این بنویسی

مردمی که نامهایشان
جلد کهنه شناسنامه هایشان
درد میکند...
توی مملکتی هستیم که حتی بچه هاش هم می بینند،حس میکنند و درد میکشند!!!!ودردهاشون و تحلیل میکنند!!!
اونوقت نمیدونم اون کسایی که کاری از دستشون بر میاد چرا انقدر نمره عینک هاشون بالا رفته!!!!!!!!!!

سلام کامران جان
گزارشت عالی بود
نمیدونستم کی پخش میشه و نفهمیدم کی زمان پخشش رو توی وبم بهم گفت
بابا یه سری بهم بزن
بهت گفتم که همیشه دوست داشتم عین تو بشم و الگوم تو بودی
نمیخوای توی راهی که دارم راهنماییم کنی
یاعلی

عارفه:

سلام
حیف که نمیتونم حرفای دلم را که مثل یه کوه روی دلم سنگینی میکنه... بازگو کنم!!
دوستتان داریم

م- ف:

با سلام و احترام
آقای نجف زاده می خواستم از گزارشی که از بیمارستان روانی تهیه کردید یک نسخه داشته باشم .چون در تیتراژ صدای مادرم ظبط شده که الان پیشمون نیست . ممنون می شم .

سلام آقاي نجف زاده
خدا قوت...
شما هميشه به فكر مردم هستين و گزارشاتون هميشه از مشكلات مردمه و دغدغه هاشون...
حرف دل مردمو مي زنيد و به تصوير مي كشيد
ايشالله در كارتون و زندگي روز به روز پيشرفت داشته باشين كه البته داريد
در پناه حق

سلام اول اينكه از ديدن گزارش شما غصه خوردم و اما بعد مدتي پيش از وقتم گزاشتم و سايت شما رو مطالعه كردم و البته برايتان نظر و پيام گذاشتم و كمترين توقع من اين بود كه اندكي فقط اندكي به خود زحمت دهيد و پاسخم را بدهيد كه متاسفانه نداديد چرا ؟ چون شما كامران نجف زاده هستيد و مشهور و همه شما را ميشناسند و لي مرا كه ميشناسد ؟ يك فرد گم نام ولي بدانيد مخاطب برايتان ارزش قائل ميشود و وقت ميگذارد تا ببيند ديدگاه اين فرد مشهور چيست و شايد شما را براي خودش الگو فرض كند علي الخصوص نسل جوان شايد انتظار من از شما زياد بوده شايد چون شما نجف زاده مشهور هستيد نبايد جواب سلام كسي را بدهيد چون از بزرگيتان كم ميشود بهر حال موفق باشيد

سلام کامران جان
دیشب پای اخبار نشستم نگاه کردم بسیار ناراحت شدم یعنی انسان هایی که روزی از ما بودن و مشهور تر از ما بودن الان از افراد بیمار به حساب می آیند

مهرداد پارسامنش:

باعرض سلام خدمت شماخبرنگاردلسوزوخدوم
اقای نجف زاده ازشماخواهش دارم گزارشی ازکارگران
زحمتکش مخابرات(باجه روستایی) استان خوزستان(شهرستان دزفول)تهیه کنید.

مهرداد پارسامنش:

باعرض سلام خدمت شماخبرنگاردلسوزوخدوم
اقای نجف زاده ازشماخواهش دارم گزارشی ازکارگران
زحمتکش مخابرات(باجه روستایی) استان خوزستان(شهرستان دزفول)تهیه کنید.

فاطمه شعبانی جو:

گزارش فوق العاده بود کامران عزیز

مهسا:

به یاد آور که زندگی من باد است.
و چشمانم دیگر نیکویی را نخواهد دید.
چشم کسی که به من مینگرد
دیگر به من نخواهد نگریست.
و چشمانت برای من نگاه خواهد کرد و من نخواهم بود.

دکتر شيرين عباسي:

سلام به بهترین خبرنگار دنیا

ممنون از گزارشتون.زحمت کشیده بودید و جسارت داشتید که دو شب در بخش روانی بستری بشید!
با وجود همه احترامی که برایتون قائل هستم اگر ناراحت نمیشید می خواستم یه انتقاد کوچولو بکنم.قبلش معذرت خواهی می کنم.
فکر کنم یه کم بی انصافی شد به بیماران روانی.تا جایی که یادمه بخشهای روانی از بیماران افسرده و مانیک پره.هرچند چیزهایی که شما گزارش کردید هم زیاده.اما حداقل من این طور برداشت کردم بیمار روانی همیشه خطرناکه مگه خلافش ثابت بشه.باور کنید میشه با اکثرشون کنار اومد.شاید بعضی اسکیزوفرنی ها با اختلال شخصیت border lineیا اسکیزوئید یا anti socailخطرناک باشن ولی اکثرشون بی پناهند...شاید هم من بد برداشت کردم.به هرحال ممنون از اینکه به این موضوع مهم پرداختید.
زحمت کشیدید.
خواهر شما شیرین عباسی)

با آرزوی بهترین ها

نرسیس:


اون غلامرضا بود نه غلام علی

مهرداد پارسامنش:

سلام نجف زاده عزیز
ماکارگران باجه مخابرات روستایی استان خوزستان شهرستان دزفول با وجود کارزیادوگرمای طاقت فرسای
تابستان(بالای 50درجه)به عرضتان میرسانیم که حقوق
دریافتی ما که ماهی(380000تومان)است بعد از2الی3
ماه خوندل خوردن به ما میدهند.
مگرتودین مانگفتن که مزدکارگرو قبل از اینکه عرقش خشک بشه باید دادامامتاسفانه عرق مارودرمیارن تامزدمون روبدن.بنده 10ساله که دراین ارگان مشغول به کارم و هیچگونه ترقی ورشدکاری و حتی امنیت شغلی ندارم.هران که مارانخواستند ویااگر کوچکترین اعتراضی کردیم می گویند همینه که هست نمی خواین بفرمایید.
دردل های زیادی داریم که دراین صفحه کوچک نمی گنجد.ازشما خبرنگارعزیزوبرادردلسوز تقاضادارم که گزارشی از این استان تهیه کنیدومشکلاتمان رابه گوش مسئولین برسانید. باتشکراززحمات بی دریغتان

در این زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا بحال کلاغان قیل و قال پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظه خودرا
برای |ینهمه ناباور خیال پرست

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرز علف های باغ کال پرست

هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی این مردم زوال پرست

سالام کارمران عزیز و دوست داشتنی
بله اینه
به قول خودتون اینه سرنوشت نسل سوخته ای که سوختش هم باید بسوزه و دم نزنه

اینه سرنوشت من و امثال منی که راه به جایی نداریم و باید در خودمون هزاران بار بشکنیم و حرف نزنیم

به روزم با :

پــَ نه پـــَ ...

(لطفا لبخند بزنید !)

[لبخند]

Merlin:

سلام.
.
.
.
.
.
همین..........................................
چی بگم.......................................

خدایا این مسافر ما دیر کرده، او را برسان.
آمین

سلام
و تاسف باید خورد...!

سلام .چطورجرات كرديد بريدكناراون همه بيمار بمونيد؟

مه :

باعرض سلام خدمت نجف زاده عزیز
اینجانب کارگرباجه مخابرات روستایی شمس اباد دزفول
واقع دراستان خوزستان هستم.بنده مدت10سال است که
دراین ارگان مشغول بکار می باشم.امااقای نجف زاده
عزیزبنده وسایرکارگران خدوم این پیشه حقوق دریافتیمان که مبلغ380000تومان(بدون هیچگونه مزایاوپاداش)است راپس ازگذشت2الی3ماه تاخیربه ما
میدهند.من و سایرکارگرانی که دراین ارگان زحمت بی
دریغ میکشییم هیچ ماهی نیست که حقوقمان راسروقت
معین دریافت کنیم.اگرهم درموردکمی حقوق وبی عدالتی صحبتی به میان اوریم سریعاپاسخ مارامیدهند
که اگرنمی خواهیدبفرماییدبیرون.حالاشمامی گوییدمابایدچه کنیم.(نه حقوق درست وحسابی-نه عدالتی ونه امنیت شغلی).حرفهای نگفته ومشکلات زیادی هست که دراین صفحه قابل بیان نیست.از شما
خبرنگارمحترم تقاضادارم که باتهیه گزارش وسرکشی به این ارگان ورسانیدن مشکلاتمان به گوش مسئولین(به
خصوص وزیرکارواموراجتماعی)مارا یاری فرمایید.
با تشکراززحمات بی دریغتان

terlan:

سلام

خبری تاسف انگیز بود و رسیدگی نکردن به این موضوع از خود خبر ناراحت کننده تر.
در هر صورت از خبرها و اجرای خوبتون واقعآ متشکرم
امیدوارم هر روز در کارتون پیشرفت کنید

پروين دريكوند:

سلام خداقوت
واقعا دستتون درد نكنه ،
ارشد باليني مي خونم و در شغل روانشناسي باليني دارودرماني آخرين راهكاري هست كه براي بيمار انتخاب خواهد شد خيلي روشهاي درماني ديگه از رفتار درماني و نوردرماني و زوج درماني و خانواده درماني و انزجاردرماني و موسيقي درماني و ....
براي هر بيماري برحسب نوع بيماري اش حتما روش درمان موثري غير از دارودرماني هست فقط كجاست مسئول وظيفه شناس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سحر777:

سلام میخوام بگم ای کاش من هم ازآبرو واین چیزا نمیترسیدم من هم خودمو به عنوان بیمار معرفی کنم تا حداقل بقیه عمرمو خودم رقم بزنم نه قضا وقدر و فکر میکنم دنیا دیوونه ها قشنگ تر از دنیا ما هست صاف و صادق.
پی نوشت:در ضمن تشکر از مستند خوبت اما کمی ,یه چیزایی کم داشت

عالی بود تو خونه ی ما که همه تحت تاثیر قرار گرفتن
اما چه فایده؟
کاری از دست ما برمیاد؟

معلم:

سلام آقاي نجف زاده روزنامه نگار شجاع، مبتكر و زبان گوياي بي زبانان ( منظور زبان رسانه اي )شما محبوب و دوست داشتني هستي. من يك معلم هستم . گزارشهاي زيباي شما را هميشه دنبال مي كنم. خواهشمندم يك گزارش هم در مورد بيمه طلايي فرهنگيان تهيه نماييد كه 4 ماه است حق بيمه پرداخت مي كنيم اما دريغ از صدور يك كارتي كه به اندازه كارت ورود به جلسه دانش آموزان هم هزينه ندارد. تنها شهره كوچه و بازار شده ايم كه بله فرهنگيان مشكل دوا و درمان ندارند.

توي دوران دانشجويي براي يه تحقيق رفتم خانه سالمندان، باورميكنيد اونجا هم دست كمي ازجايي كه شمارفتي نداشت!
تنها فرقش اينه كه اونجا يه عده آدم صبورو تنها وعاقلن كه افسردگي هاشون رو باسكوت و نگاه بهت ميفهمونن!
خداآخرو عاقبت همه رو بخير كنه

سلام قهر کردین با من
میخوام نظرتون رو درباره وحیدبهروز بدونم بیایید رک هر چقدر میخواهید ازم انقاد کنید ناراحت نمیشم
منتظرم
نقاط مثبت منفی هر چی به ذهنتون درباره من بیاد بگین خیلی برام مهمه


عالی بود.

سلام آقا كامران خيلي دوست دارم خواهش ميكنم اگه اين پيام منو ديدي وزندگي هزاران جوان برات مهم بود كه ميدونم هست پس يه جوري ميخوام باهات حرف بزنم

سلمان سعیدی:

ا سلام
این حقیر با ثبت 8اختراع که همگی به صورت اجرایی رونمایی گردیده در استان
کرمانشاه ساکن می باشم
سال گذشته ساخت کلاه خود نظامی هوشمند که نمونه مشابه داخلی وخارجی
نداشت در شبکه استانی پوشش داده شد و بقیه طرح ها هم به همین شیوه اعلام
شدند.
امسال بعد از 16ماه تلاش مداوم وتیمی ساخت خودپرداز صوتی ویژه نابینایان
را که فاقد صفحه کلید وصفحه نمایش می باشد به پایان رساندیم که کار بدون
مشابه ومفیدی است و در روز جانباز باحضور استاندار وامام جمعه کرمانشاه
رونمایی وبه جانبازان تقدیم گردید ولی باز متاسفانه فقط به صورت استانی
پوشش داده شد وبا هزینه 18میلیون تومانی که صرف نمونه اولیه این دستگاه
نمودیم ونمادین به جانبازان عزیز تقدیم کردیم به صورت سراسری اعلام نشد
لذا عاجزانه خواهشمندم بنا به ذکر این خبر درسایت واحد مرکزی خبر زمانی
به معرفی این دستگاه اختصاص دهید

salam mishe lotfan ye gozaresham az music rap dar iran begirin bebini rap chiye nazare mardom chiye nazare masolin chiye .....mamnon misham

solmaz:

. درد ندیدید به اینا می گید درد !
دیگه برای هیچ چیزی بغض نمی کنم . فقط مثل یه آدم اهنی از کنار همه چیز فقط می گذرم . فقط می گذرم.

مادرکارمند جوان :

سلام واقعا همیشه کار های شما منحصر بفرد ه وتوانایتون در گردش قلم بی نظیر گویا در کلام شما کلمات فهم بیشتری می گیرند.
می دونم سرتون خیلی شلوغه ولی یه خواهش دارم از زبون خیلی از مادرای شاغل که نسل آینده را می خوان تربیت کنن :
مادر معلم ساعتی که بهد از جهل روز باید بره سر کلاس درس تو یه روستا وبچه شو رو بسپاره به مادرش وگرنه دیگه با هاش قرارداد نمی بندن.
-مادر پرستاری توی اراک که بهد از دو ماه باید برگرده سر کار وگرنه دیگه با هاش قرار داد نمی بندن
--مادر کارمندی که بعد از بیست روز باید برگرده سر کار وگرنه.....
--مادری که اخطار کتبی بهش دادن بیشتر از 3 ماه حق نداره بر مرخصی تازه تو این سه ماه هم باید ساعتی بیاد وگرنه..........
--مادری که حق استفاده از 6ماه مرخصی زایمان رو نداره و گرنه...
-مادری که برای بار دوم حق نداره باردار بشه وگرنه ...

انسان:

سلام خوشحالم که با وبلاگتون به تازگی آشنا شدم. البته نمی دونم آیا این بغضها راه به جایی می بره یا نه ،اما کاش می شد با یه قدرت و توان مافوق انسانی میشد دردو رنجی رو که می بریم فراموش کنیم و دست دیگری رو بگیریم برای رسیدن به جایی که بغضی نباشه و انسان انسان باشه. روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت؛ اگر بخواهیم... همه بخواهیم...

کیومرث:

ساندیست رو بخور بغضت هم میره پایین

بیتا-فوری:

آقای نجف زاده اول سلام واما بعد: ما هم کم مانده به جمع همین روانی ها بپیوندیم وقتی بعد از 9 سال سابقه حق التدریس درآموزشکده های فنی و حرفه ای درهمان ابتدای کد دار شدن مان وزیر آقای حاجی بابایی می شودو می گوید که آموزشکده ها باید برود زیر نظر وزارت علوم. قانون مصوب مجلس راکه ( بند 25 یک فوریتی استخدام حق التدریسان) می گوید باید آموزش و پرورش ما را استخدام کند نادیده می گیرد و نفرین 4500نیروی این مراکز و خانواده هایشان را به دنبال خود یدک می کشد واز آن طرف 40000 نیروی بی تجربه را استخدام می کند ! اما ما به دنبال حقمان می رویم شما هم که دل شیر دارید برای پخش درد دلمان می توانید در صبح روز 90/5/3 جلوی مجلس به ما بپیوندید ما دلشکستگان منتظرتان هستیم .لطفا اگر مطلبم را خواندید برایم ایمیل بگذارید متشکرم

اينجا ايران است. مي خواهم زنده بمانم!

اينجا ايران است. چقدر شبيه گينه بيسائوست.

اينجا ايران است. تا مياي دو كلمه حرف بزني دهنتو مي بندن.

اينجا ايران است. من و اينهمه خوشبختي محاله ... محاله ...

اينجا ايران است. براي انتخاب آهنگ پيشواز كد مربوطه را وارد كنيد. آهنگ مرگ : كد 1 آهنگ درد : كد 2 آهنگ مرض: كد 3

اينجا ايران است. بالاخره پيش مياد ديگه...

اينجا ايران است. لي لي لي لي لي .....

اينجا ايران است . من ملت هستم . صداي جمهوري اسلامي ايران. بيييييييييييپ

اينجا ايران است. وقتي آدرس سايتي را تايپ مي كنيم از اينكه با پيغام فيل... يا مسدود سازي مواجه نمي شويم ابتدا تعجب نموده آنگاه ذوق مرگ شده و سپس كليد مربع را فشار دهيد!

اينجا ايران است . خدا مي دونه ....

اينجا ايران است. ما براي آن كه ايران خانه خوبان شود خون دلها خورديم ... ولي نتيجه نداد لامصب.

اينجا ايران است. كماكان داريم خون دل مي خوريم.

اينجا ايران است. شما به بزرگي خودتون ببخشيد.

اينجا ايران است. اوجب اينه كه من حرف بزنم آخه.

اينجا ايران است. به جون خودم من نه منافقم نه اغتشاشگر نه بي شمار. من همين يه دونه ام كلا. شك داري بشمار!

اينجا ايران است. يه جور عذاب آوري ته دلم دوستت دارم ايران!

اينجا ايران است. شما يادتون نمياد.

اينجا ايران است. كيفيت زندگي در حد پيت حلبي .

اينجا ايران است . فرهنگ رانندگي در حد خواهر و مادر.

اينجا ايران است. عشق در حد الاغ!

اينجا ايران است . فيلـ . تر . ينگ در حد بوندس ليگا.

اينجا ايران است. عقده آزادي در حد حمايت از هر ابلهی كه تريپ روشنفكري بردارد.

اينجا ايران است . عقده روشنفكري در حد حمايت از هر ابلهی كه تريپ آزادي و نو انديشي بردارد.

اينجا ايران است. اميد به زندگي در حد مرگ!

دستها می سایم...
تا دری بگشایم...
برعبث می پایم...
که به در کس آید...
در و دیوار به هم ریخته شان...
بر سرم می شکند!

دانشجو:

سلام همه ما در رنج هستیم وقتی به حقوق پایمال شده مان اعتراض می کنیم صدامان در گلو خفه می شود.بله این سرانجام دانشجویانی بود که در روزهای 10و11خرداد ماه مطالبات خود را با یک اعتراض به صورت تحصن در سازمان مرکزی دانشگاهمان برپا کردیم و فقط از رییس دانشگاه خواستیم که پاسخگوی مسئولیت خود باشد ما به کسی بی حرمتی و ناسزا نگفتیم فقط شعار دادیم ما مسئولین پاسخگو می خواهیم طبق بیانات رهبرمان که می فرمایند جوانان باید مطالبه گر باشند ما هم مطالبه گری کردیم در روز 30 خرداد ماه 12 نفر از متحصنین به کمیته انضباطی دانشگاه فراخوانده شدند در حالی که ما بیش از 60 نفر بودیم و در طی 18 روز به این 12 دانشجوی ولایی حکم یک ترم تعلیق با احتساب سنوات خورد بله اینان دانشجویانی بودند که برای مردم منطقه والفجر شهرمان مطالبه گری کردند تا اینکه به نفع مردم تمام شد ،در تحصن دانشجویی جنوب کشور بودند برای دفاع از مردم بی دفاع بحرین ، حالا به ما دانشجویان انحرافی می گویند چون به رانت خواری و پارتی بازی و روابط درون دانشگاهمان و پاسخگو نبودن مسئولان دانشگاه اعتراض کردیم .دو ن فر از این جمع برای ارشد قبول شده اند ولی با این حکم نمی توانند بروند و آینده تک تک این 12 نفر به بازی گرفته شد و مات دستمان به هیچ جا نمی رسد و فقط منتظر وتوکل کرده ایم شاید فرجی بشود.

سلام کامران جان
دیگه خسته شدم
چرا یه سر به وبم نمیای تا نظر بگذاری
آخه خیلی دوست داشتم خبرنگاری بشم مثل تو و حرف مردم به خصوص قشر دور افتاده و مظلوم رو بزنم
خدایش یه سر بزن و نظر بده
اصلا اگه این بار بیام به سایتت و ببینم سر زدی و تعداد نظرات زیاد شده از 140 تا بالاتر رفته ولی به وبم نیومدی و نظر ندادی اصلا وبلاگم رو حذف میکنم چون فقط به عشق شما زده بودمش
یاعلی

سلام
کف کردم!
هنوزم باورم نمیشه!

فاطیما:

سلام یک دانشجوی دوره دکترای نروژی سوالی ازدکتر حسابی پرسید:شما که ازجهان سوم می آئید جهان سوم کجاست؟دکتر مطلبی را فی البداهه گفت که هر روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کرد. جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب می شود.و هر کس بخواهد خانه اش را آباد کند بایددر تخریب مملکتش بکوشد.


وبلاگ "خبرنگار قلبهای ما " بسیار جذاب و به روز است . از دست اندرکارانشان تشکر میکنم .

سجاد :

سلام
مرسی همین که شما به عنوان یک خبرنگار به این موضوع میپردازید و صادگانه مینویسید تشکر میکنم حرف دلمو زدید . خیلی ممنون خیلی

چه غم انگیز

سلام!
شما شايد يك بيمار رواني در تخت بيمارستان ببينيد اما درد داشتن يك معتاد را نمي بينيد گريه هاي يك پدر از بيكاري چهار فرزندش را نمي بينيد !
بدختي هاي يك خانواده را نمي بينيد !بيكاري 400 نفر در سال جهاد اقتصادي را نمي بينيد!شما درد هاي يك مردم شهر را كه روي كوه طلا خوابيه اند اما سودي نمي برند را نمي بينيد!
شما خيلي چيز هاي ديگر را نم بينيد چون اينها نياز به ديدن ندارند بايد درك كرد كشيدتا فهميد!
اينكه اطلاعات مرا به خاطر داشته باشيد دردي از مردم ومن دوا نمي كند !من با تمام بدبختي هايم خوشبختم

سلام
خیلی با گزارشات حال می کنم
مخصوصا موقعی که تو فرانسه بودی اما چند وقته خیلی گزارشات یکنواخت یا بی معنی و مسخره شده دیگه مثل چند وقت پیش نیست که موقعی که تو گزارش داشتی مادرم بگه همین مرد کچل مو بلنده .... بیاید ببینید
و در ضمن یه چیز دیگه اگه میشه یه گزارش هم راجع به اینترنت و سرعت کم و گرونی های ای دی اس ال بگو

نسترن:

باسلام
لطفاً مشكل شركتي ها رادر وزارت نفت پيگيري كنيد! جرا مصوبه دولت نبايد شامل حال ما پيمانكاري ها شود؟ اين كارا يعني چه؟
آخر چه آزمونی؟ این بازی ها چیست؟ وقتی شخصی با 20 سال سابقه کار و مدرک فوق لیسانس جزو نیروی پیمانکاری ( بخوانید کارگر مشمول قوانین اداره کار ) است و شما شرایط سنی می گذارید و فقط مهندس الکترونیک و نفت و شیمی و مکانیک جذب می کنید تکلیف اینگونه نیروها که شرایط سنی لازم را ندارند چیست؟
افراد ديپلمه كه 7-8-10-16 سال مشغول به كار هستند و يا حتي خانم هاي كارمند دفتري و ماشين نويس چي؟ این آزمون هیچ ارتباطی با تبدیل وضعیت نیروهای پیمانکاری ندارد. شما نیروهای حجمی ( تنظیفات ، فضای سبز، آبدارخانه ها و ... ) را مستثنی کنید و تبدیل وضعیت نکنید ولی نیروهای کارشناسی، مشاغل دفتری و تکنیسین ها را لطفا بدون رعایت شرایط سنی تبدیل وضعیت کنید
لطفاً حرفهاي ما رو به گوششون برسونيد

فاطمه:

سلام من نتونستم اين مستندتون رو ببينم ميشه بذارين تو وبلاگتون همه ببينن خيلي دوست دارم ببينم

حسین:

سام علیک- بنده سرباز ضایعه نخاعی منطقه مرزی و عملیاتی این مملکت اسلامی هستم-به هر جایی که فکرتون هم نمیرسه اطلاع دادیم- فقط فقط حرفهای خوشحال کننده و سرکاری؟ اصلا رسیدگی نمیشه- حتی یک چرخ معمولی با این وضعیتم بهمون نمیدن و فقط می پیچونند؟دیگه بقیه شو خودتون بدونین و 10ها مشکلات و گله و گرفتاریها و بدبختی های دیگر؟؟؟؟؟ دیگه موندیم چه جوری و به کی بگیم تا یک مسلمان بادینی پیدا بشه و به داد این سرباز جوان مصدوم مملکت اسلامی برسه اینقدر حق کشی نکنند و به فکر اخرتشون باشن/ ت شکر

متینه:

چند وقت پیش کتاب "ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد" پائولو کوئلیو رو خوندم...تیمارستانی که تو اون توصیف شده بود از یه دانشگاه، فرهنگی تر بود! اما تو ایران اکثر کارا با غلط ترین و منسوخ ترین شیوه انجام میشه...هدف برگردوندن بیمار به جامعه نیس ... بلکه حبس کردنه تا وقتی که بمیره یا، فرار کنه و بمیره یا خودشو بکشه و بمیره
در هر صورت آخرش با درد و رنج وبدبختی میمیره
هیچ تلاشی برای برگردوندن اونا به جامعه نیس...

meisam:

با سلام و خسته نباشید

ممنون از گزارش های خیلی خوبتون
می خواستم بدونم چرا فیلم گزارشاتون رو نمیزارین تا کسانی که ندیده اند اونارو دریافت کنن؟

ممنون

سید علی:

سلام جناب آقای نجف زاده متن تاسف انگیزی بود من هم یک جریان تاسف انگیز دارم که می خواهم خدمتتان بگویم بنده لیسانس برق با گرایش شبکه های انتقال وتوزیع دارم روزی که قبول شدیم و رفتیم دانشگاه (علامه فیض کاشانی کاشان ) به ما گفتند رشته شما مخصوص وزارت نیرو است ما هم خوشحال شدیم وگفتیم دیگه کارمان ردیف است درس را تمام کردیم وبه خدمت سربازی رفتیم والان یکسال است که خدمت سربازی را هم تمام کرده ایم ولی دریغ از کار 10 بار در ادارات برق شهرستان ومرکز استان من ودوستانم پر کرده ایم در استخدامهای سراسری هم هیچگونه اولویتی نداریم نه تنها هیچ نهاد دولتی در آزمون های استخدامی گرایش ما را قبول نمی کند که شرکت های خصوصی هم از قبول کردن این مدرک سرباز می زنند چند بار هم به دفتر منابع انسانی توانیر نامه نوشتیم وزنگ زدیم ولی فایده ای نداشت می گویند دست ما نیست وشرکت های برق خودشان تصمیم می گیرند !!! عاقبت یکی از دوستانم
با مدرک لیسانس برقش رفت شاگرد کابینت ساز شد یکیشان روی تراکتور پدرش کشاورزی می کند یکی دیگرشان الان کنار برادرش لوله کشی آب را انتخاب کرده آن دیگری یک مغازه پخش سیگار در کرج و... ومن هم سیم کشی ساختمان می کنم شما را به خدا پیگیری کرده ودر اخبار بگویید
بسیار ممنونم

ف:

كامران جان ؛ 3 پست آخرت را يك بار ديگر بخوان ؛ ميشود جهاني را گرياند و بغضي ساخت به وسعت همه بربريهاي 500 توماني ؛ افسوس كه جهان اطراف من و تو ؛ جهان زر و زور است ؛ كامران عزيز ؛ خوب شد از آن كشوره بيرونت كردن ؛يادمه تو يه گزارشت دلت براي گاوها سوخته بود ديدي حالا اينجا چه خبر است ؛ اما اينجا آزادي؛ چون كسي از خبرنگار نميترسد ؛ چون اينجا ميله ها محكمترند و بالاها خيالشان راحت كه خبرنگار هيچ است پس بنويس عزيزم براي من ؛ تو ؛ او و .............

هر وقت دلم اینجوری واسه این چیزا می گیره کم میارم چی بگم
فقط:
(( عجب صبری خدا دارد! ))

راحله:

فقط می تونم بگم منم روانی شدم از فرط رسایی و کوبندگی کلماتت ... عاشقتم

محمد:

شاید کم و بیش بنده درد این جماعت را بیشتر بفهم
چون 1سالی هست که دوست دارم همیشه شب باشد وهوا تاریک جه بگم -من خودم داوطلبانه دارو میخورم تا
بیشتر بخوابم تا کسی را نبینم و دیگران هم مرا نبینند -دخترم با مرغ مینایش فقط مرا صادقانه صدا میزنند بابا-راستی شلمجه بهانه ای ست برای افسردگی

sara:

سلام
اشکمان را در آورد این گزارش !

واقعا آنها در بیمارستان روانی درمان میشوند؟ یا فقط برای اینکه اندکی بیشتر زنده بمانند مجبور به تحمل هزاران سرنگ و خوردن داروهای جور وا جور ؟

یاد تئاتر "بالاخره این زندگی مال کیه " افتادم !

hasan:

سلام
کامران از جنس خودمان هست هوا شو داریم

دوست:

سلام آقای نجف زاده
لطفا یه ایمیل به من بزنید
کارتون دارم
ممنون

همه فقط باید امپول بخورند....به همه ما آمپول میزنند.
مسکن آنهم از نوع قوی؛آنقدر میزنند تا خوابمان ببرد؛تا بمیریم...

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود./ گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود./ گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است./ گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود./ گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست./ گاهی تمام شهر گدای تو می شود.( دکتر شریعتی )
این قانون روزگاره اقای نجف زاده.
خسته نباشی

معمارسوخته:

چند وقت پيش يه خواهشي ازتون كردم كه يه گزارش در مورد علت اينكه ميخوان به كارشناسي ناپيوسته پروانه اشتغال ندن گزارش تهيه كنيد هزاران نفر تو كل كشور اينو از شبكه ها سايتها برنامه هاي خبري خواستن ولي هيچكس اهميتي نميده
انگار تنها گزارشي كه ميشه تهيه كرد در مورد كسايي هست كه كار از كارشون گذشته

...:

درود بر شما خبرنگار شجاع و دلسوز...
کامران نجف زاده عزیز
الهی دست به خاکستر میزنی طلا بشه!!
الهی همیشه شاد باشی
الهی زنده باشی
الهی بهترینها را برات آرزو میکنم...

سلام بر مرد شماره 1 گزارش ايران كامران خان اگه ممكنه از متكديان و كودكان دست فروش . كودكان كار هم گزارشي تهيه كنيد با تشكر

h-ahora:

با درود به آقا كامران عزيز
خسته نباشي
هواي ايريه دلمون رو كشوندي به چشمام
چشامم هواش ابري شد و باريد!
اما
مقصراصلي كيه؟
اي كاش دغدغه شغلت نبود ميتونستي همه چيزو بنويسي
بازم دمت گرم

این روزها خورشید آنقدر تند می تابد که حتی گل های آفتابگردان هم روی برگردانده اند از او...

آرمیتا:

گاهی کامنتهای وبلاگتون خوندنی تر از پست ها میشه
اینطور نیست؟

دلم به "مستحبی" خوش است
ک جوابش "واجب" است
السلام علیک یا اباصالح

ابراهیم اختیاری:

سلام بر تو
اقای نجف زاده خوبی؟
این چه سوالیه که میپرسم. از این حال نوشتنت معلومه حالت خرابه!
امیدوارم این دم عیدی اوضاع فکریت بهتر بشه.
کاش با این دلداریها میشد کمی الام انسانها کاسته میشد تا نشکند ساقه گلی در باغ!!!!!!!!!
یا علـــــــــــــــــــــی

"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً
حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"


خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات،
سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان ولىّ‏ات
حضرت حجّة بن الحسن-
كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد-
باش، تا او را به صورتى كه خوشایند اوست
[و همه از او فرمانبرى مى‏نمایند]
ساكن زمین گردانیده،
و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى ...

سلام... میلاد یگانه منجی عالم بشریت مبارکتون ... به امید ظهورش...

[گل]

نامشخص:

.....................................................................................................................................................................................................................................................

نامشخص:

عمریست که از حضور او جا ماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر ماست که ما برگردیم
ماییم که در غیبت کبری ماندیم

عیدتون مبارک
ان شاءالله از دست با برکت آقا عیدی بگیرید.

جذبه عشقت مرا دیوانه کرد
بر سر ذلفت دل من خانه کرد
ای بلندای حریمت بام عشق
خود تویی ساقی لوایت جام عشق
بر سر کویت مرا پابست کن
از می عشقت مرا سرمست کن
بیا ای ساقی میخانه عشق
دمی مستم کن از پیمانه عشق
عطا کن جامی از صحبای وصلت
که هر عاقل شود دیوانه عشق

هوالحی الذی لا یموت

سلام

خوبی ان شاءالله

ولادت آقا مهدی(عج) بر مادرش زهرا(س) و همگان مبارک...

چه خبر خوش میگذره، کم پیدا .

برا حقیر دعا کن.[گل][گل]

[گل][گل]

ومن الله توفیق

رفتیــــم

گــران شویم

ارزان گشتیم

آئینه فروش شهر کوران گشتیم . . .[گل][گل]

سلام کامران جان .عیدت مبارک

جواهریان:

سلام
مطلب شما واقعاً عالی بود من با بیشتر نظرات موافقم ولی گاهی اوقات وقتی به این مسائل بر می خورم با خودم میگم اینم یه تلنگره از خدا! که بدونم این زندگی که دارم عالیه خیلی ها هستن که میخوان دوباره این روزا رو داشته باشن. این جور موقع ها فقط میتونم بگم: شکر الحمد الله همین
خوبه تو دعاهامون یه کم کنار مادیات رنگارنگی که از خدا میخوایم همدیگر رو دعا کنیم. کار سختی به نظر نمیاد.
و یادمون نره از خدا هم بخوایم ظهر آقا رو هم نزدیک تر کنه

جواهریان:

سلام
مطلب شما واقعاً عالی بود من با بیشتر نظرات موافقم ولی گاهی اوقات وقتی به این مسائل بر می خورم با خودم میگم اینم یه تلنگره از خدا! که بدونم این زندگی که دارم عالیه خیلی ها هستن که میخوان دوباره این روزا رو داشته باشن. این جور موقع ها فقط میتونم بگم: شکر الحمد الله همین
خوبه تو دعاهامون یه کم کنار مادیات رنگارنگی که از خدا میخوایم همدیگر رو دعا کنیم. کار سختی به نظر نمیاد.
و یادمون نره از خدا هم بخوایم ظهر آقا رو هم نزدیک تر کنه

سلام

تا حالا دقت کردی که اکثر نظردهنده های وبلاگت زن و دختر هستند ؟

حسم رو بگم که همه ببینند من هم ناراحتم از این موضوع که حس کنی آدم خوبی ام ؟

کاری به حسم نداشته باش .

دقت کردی اکثرا دخترا نظر میدن و می خونن ؟

به قول خودت حالا بگو "چرا ؟"

کمتر پیش میاد یک مرد نظر بده و همدردی کنه و بخونه و ...

چند وقتی بود یک مرد واقعی ندیده بودم یاد افتاد خیلی وقته به وبلاگت سر نزدم عکست رو که دیدم دلم آروم شد .

حس کردم هنوز چندتا مرد روی کرده زمین پیدا میشه که در این هوانفس میکشند من هم نفسم دربیاد .

یک گزارش بساز در مورد انسانیت ماشین هرکی خراب میشه وایمستم کمکش میکنم ماشینم خراب شد تو خیابون کم بودن انسان های اون دوروبر خودم تنها هولش دادم آخه آدمها کارهای مهمتری داشتن

سلام آقاي نجف زاده
ممنون از اينكه بازگشتيد به دوران طلاي
دختري كه مورد تجاوز قرار گرفته نياز به روان درماني داره نه آمپول آرام بخشي كه فيل رو از پا مي ندازه
چرا اين خيرين مدرسه ساز كمي دوربين نگاه شون رو تكان نمي دهند تا ببينند اين كمبود ها رو؟؟

سلام
دلهره های این جا، کمتر از خوردن بغض های بعد یک سکوت طولانی نیست... امروز هم برایت چای ریختم اما هنوز کسی قبول نکرد که چای دو نفره برای یک نفر زیاد نیست، حتی گاهی لازم است خودت بر سر خودت پتو بیاندازی ، یا خودت دست خودت را بگیری و از پله ها پایین بروی ، کاری کنی که هیچ کس فکرش را نکند که میزهای بعدازظهر خلاصه ی حرفهای آخر توست، به من بخند!
من حتی از ملافه های اتاقم می توانم طناب درست کنم،از سیگار روی لبم ستاره بسازم، از زیر سیگاری ام کشتی و از چشمان تو دریا...حتی می توانم از برآمدگی بدنت کوه بسازم...و اگر بخواهی آنقدر اوج می گیرم که همه فکر کنند می خواهم سقوط کنم،
من دست های خالی زیادی دارم که فکر می کنم اندوه ترا بیشتر کند...
از دلهره های اینجا می ترسم، می ترسم که کسی حرفهایم را باور نکند...
آخرش یک روز همه می فهمند،" حق با دیوانه هاست..."

سلام حاجی!
خیلی با متنتون حال کردم
یا علی ، التماس دعا

آدم برفی:

سلام نازنین....
چی میشه گفت.....................................

علی حبیبی:

سلام من می خواهم یک موضوع به شما بدهم وآن اینکه وزیر آموزش وپرورش دستور داده است تمام مدارس ابتدائی به شیفت صبح منتقل شوند واز سوئی منطقه 10 تهران که منطقه ائی فرسوده وبه دستور رئیس جمهور دارای 27 مدرسه تخریبی و در حال ساخت دارد باید تمام مدارس شیفت عصر را به صبح منتقل کند که این نه اسباب شادی که مزاحمت اولیا را فراهم کرده است چطور باید دختر 6 تا 10 ساله چندین کیلومتر صبح زود زمستان در هوای تاریک به سمت محله هاشمی برود تورا بخدا سری به مدرسه شکوفه های انقلاب و برکاتی بزنید واز آنها بپرسید پس از منحل شدن مدرسه شان باید به کجا بروند البته ورورد تلویزیون به داخل مدارس ممنوع است البته از درخانه ما در کوچه بگیرید تا درب مدرسه جدیدتورا بخدا یک گزارش تهیه کن شاید وزیر از ترسش از این دستور مسخره اش امتناع کند

علي نظرلو « منتظرالقائم »:

واقعا که ايول به تو کامران عزيز
نمي دونم تا حالا فکر کردي به خاطر اين دل مستضعف پرست و انسان دوستي که داري چقدر دربين مردم محبوبيت داري.کاش به هم دسترسي داشتيم و مي تونستيم دوستا و همفکراي خوبي براي هم باشيم.البته ما لايق اين نيستيم ولي بدون که نديده و نشناخته همه ايران دوستت دارن
يادم رفت بگم يکي از بچه هاي رنج کشيده تبريزم
اراتمندشما : علي نظرلو « منتظرالقائم» از تبريز

.........................!!!!

سمانه:

اين چه حرفيه آقاي نجف‌زاده؟ شما اينا رو تو ايران نديديد، تو فرانسه ديديد. اينجا كه همه چي گل و بلبله! همه چي هم آرومه. بيخود سياه نمايي نكنيد لطفا! مردم هم از بس رييس جمهورشون رو دوست دارن از صبح علي‌الطلوع ميريزن تو خيابون!
لطفا انقدر بدبين نباشيد. بريد روزنامه كيهان بخونيد خودتون مي‌فهميد ما در چه مدينه‌ي فاضله‌اي زندگي مي‌كنيم!

برای اونی که این مشکلا رونداره و فقط مریض جسمی هست برای 5ساعت85هزارتومان میگیرند چه برسد که اینطورباشد (این اتفاق برای خودم افتاده)

سعید زندوکیلی:

باسلام
لطفا پیگیر مشکل بوجود آمده برای بچه های کارشناسی ناپیوسته معماری باشید با 151 واحدی که پای کرده اند در کاردانی وکارشناسی معماری حالا به دلیل افزایش جمعیت قبول شدگان آزمون نظام مهندسی در یک تبانی وحیله هماهنگ شده وزارت علوم و مسکن شهرسازی این بدبختی را برای ما بوجود آورده اند لطفا پیگیری کنید.....
فردا 90.04.29 بچه های کرمانی ساعت 10 صبح مقابل ساختمان مسکن وشهرسازی کرمان تجمع می کنند وپیگیری این حرکت زشت ونا عادلانه این وزارت خانه ها می شوند امید گوشی وچشمی باشد.
با تشکر

مهرنوش:

سلام
اینکه شما آدم با استعدادی هستی و حرفهای زیادی در سینه داری که باید گفته و یا نوشته شه چیزی نیست که بشه انکارش کرد اما نمی دونم چرا درزمینه به قلم آوردن زیاد دقت و حوصله به خرج نمی دین؟گزارشهای تلویزیونی مغز رو تنبل می کنه اما نوشتن به مغز ورزش می ده امیدوارم نوشته هاتون پربارتر بشه کم نیستن آدم هایی مثل من که رسانه های نوشتاری رو بیشتر دوست دارند.
موفق باشی

یا حق!
سلام و روز بخیر.با مطلب "حاجی دیدار به قیامت " به روز هستم و منتظر حضور گرم و نظرتون.
یا علی ع

با سلام.
لطفا تشریف بیارید.

بی پناه:

سلام،جالب بود!!!!!
ولی می دونین رنج واقعی کی میاد سراغتون؟؟؟؟!!!! موقعی که این مسولیین بی مسولییت فقط به جرم اینکه زیر بار حرف ناحقشون نرفتی فقط به جرم اینکه پست و مقامی نداری یا بهتر بگم چون پارتی نداری چون یه آدم عادی فقط چون پناهی جز خدا نداری به هزار جرم نداشته محکومت میکنن بازداشتت میکنن بدون اینکه بگن جرمت چیه محکومت میکنن بدون اینکه بهت اجازه بدن حتی تو محاکمت باشی چه برسه به اینکه بخوان بهت اجازه دفاع بدن!!!!!
رنج یعنی هیچ ارگان دولتی حمایتت نکنه چون وقتی اسم اداره ای که طرفت توش کار میکنه بیاد همه میترسند حتی پلیس!
شما به من بگید این عدالت علیه یا اسلام محمد؟شما بودین چیکار میکردین؟یکی از اونایی که اسمش گذاشته سرباز گمنام امام زمان خونت تو شیشه کنه و نتونی حتی دم بزنی!من که به همون امام زمان واگذارشون کردم ولی این انصاف نیست.....
اونایی که گفتین رنج نیست این رنجه.....

سلام
من که گیج شدم. نمیدونم کی برام کامنت گذاشته و باید ازنظر لطف چه کسی تشکر کنم که وقت گذاشتن و وبلاگم رو خوندن خود آقای نجف زاده و یا هوادارانشون!!!! درهرحال متشکرم بابت لطفتون

این درد آدم های مثلا روانی است.
اینجا این بیرون ...
پشت حصار های جامعه آدم ها ی سالم دارند دیوانه می شوند از غم نان !
چه کسی می فهمد این ها را ؟
اصلا مگر کسی این به ظاهر سالم ها را می بیند و دلش می سوزد تا بخواهد نگران دیوانه ها باشد که انگار در چشم بالایی ها مرده اند !
درد دنیای امروز ما بزرگتر از این حرف هاست ...
دیوانه شدن یک قدم عقب تر از فشار روانی و سکته و مرگ است ...
همین !
تمام ...
یک تصویر از دنیایی که آنهایی که باید ببینند نمی بینند ... کورند انگار!

مهدئ:

با سلام. بیرون اونجا که ما ها باشیم صبح تا شب کارهای احمقانه بسیاری انجام میدیم. احتمالا جای ما با اونا عوض شد. اونها رو گذاشیم اونجا که از شر ما در امان باشند. ما بیماریم نه اونها.

سلام
ممنون که سر زدید
میشه لطف کنید اگه مایل به شنیدن هستید با میلم در تماس باشید یا آدرس میلتون بدید .ممنون که اهمیت میدید..من واقعا دنبال این هستم که رسانه ایشون کنم

علی:

سلام خسته نباشید

سپهر:

سلام. روح الله داداشی هم خاطره شد مثل خیلی های دیگه که رفتن وخاطره شدن وکسی حتی ککش هم نگزید. شما دیگه چرا؟

عاطفه:

با دیدن اون تصاویر و شنیدن این حرفها دل ما هم شکست و اشک تو چشمامون جمع شد ولی چه سود؟

سلام آقای نجف زاده .خداقوت.من محسن اکبریم نویسنده وبلاگsarbazanenatoامیدوارم خوب باشید .من از خراسان جنوبی ام .قاین باشما تماس میگیرم .من خودم وبلاگ سیاسی -مذهبی دارم خوشحال شدم وقتی سایت شمارو دیدم .حقیقتش شما چون خاکی ترین واسه همین من از شما دعوت میکنم بیاین و از مناطق مرزی ما با افغانستان گزارش تهیه کنین .ایجا ازهمون جاهاییه که میتونین رنج رو ببینین .وقتی زعفرونو با اون زحمت بدس میارن بعد تو بازارچه بلایی سرش در میارن و ... تابحال هیچکس نتونسته درد این مردمو به بقیه برسونه بیاین که وقتشه.
باتشکر.محسن اکبری .26

پی نوشتتون رو واقعا و با تمام وجود حس کردم ... امیدوارم یه روز بشه روان درمانی با دارو درمانی تفاوتی پیدا بکنه!

يك معلول:

باسلام لطفا يه سري به بهزيستي اصفهان واقع درچهارراه اپادانابزنيدكه به كاخ بهزيستي ياكاخ محمدزاده معروفه ببينيدچيساخته ولي خدمات صفربرخوردخيلي بدحدود2ساله كارت سوخت خالي به مادادن چندين ماه كه حزينه ورزشي قطع شده12500ميدادندميگندنيست پس اين كاخ ازكجاامده چرابراقصرشون چندتامعلول راسركارنذاشتن چراتوايران معلول مثل يه كاغذباطله است كه هروقت جاي بدردشون ميخوره هست وگرنه ميندازنش تو سطل حرف خوب تورسانه خيلي هست ولي عمل...خواهش ميكنم پي گيدي كنيدازطرف تمام معلولين كه تو اين سازمان اشناندارند

یه بنده:

و خدایی که در این نزدیکی است.........

سعید:

باز هم اهمال مسئولین

مدرسه ای گلی در استان سیستان و بلوچستان و وعده و وعید های مسئولین برای بازسازی این مدرسه

دانش آموزان پایه پنجم دبستان ندای آزادی ، امتحانات نوبت دوم در سال تحصیلی :90-89 را سپری نمودند و از دبستان ( اتاق خشتی و گلی) خود خداحافظی کردند البته با آرزو و درخواستی که برآورده نشد، درخواست ساخت مدرسه، البته این دانش اموزان معصوم و روستا نشین در طول دوران تحصیل خود در دبستان ندای آزادی با امید های زیادی برای ساخت مدرسه رو به رو شدند که یکی پس از دیگری به یاس و ناامیدی تبدیل شد به در ذیل به آنها اشاره می کنیم:

1-زمانی که کلاس دوم بودند ، بخشدار بخش مرکزی شهرستان زاهدان از مدرسه آنها بازدید به عمل آورد و پس از بررسی وضعیت درسی آنها و ابراز خرسندی از وضعیت درسیشان قول مساعد جهت ساخت مدرسه را دادند اما با شروع سال تحصیلی جدید ، باز این کودکان ،درس را در اتاق خشتی و گلی که در زمستان سقفش چکه می کرد آغاز کردند.

2-زمانی که کلاس سوم دبستان بودند- در راستای طرح کپر زدایی بازرسانی آمدند و محل ساخت مدرسه مشخص و زمین متر گردید ولی خبری از ساختن مدرسه نشد و این کودکان سال تحصیلی جدید را با حسرت داشتن مدرسه ،در همان اتاق خشتی آغاز نمودند.

3-زمانی که کلاس چهارم دبستان بودند- رییس اداره آموزش و پرورش منطقه به همراه مهندسانی از سازمان نوسازی و تجهیز مدارس و پیمانکار به روستای آنان آمدند و گفتند ظرف 15 روز برایشان مدرسه ای ساخته خواهد شد و احتمال دارد از مسولین استانی نیز برای افتتاح تشریف بیاورند، محل ساخت و زمین برای ساخت مشخص شد موج شادی در میان دانش آموزان غوغا می کرد این بار آنان با اطمینان و امید کامل برای مدرسه دار شدن شادی می کردند اما چند روز بعد این شادی به ناامیدی تبدیل شد

4-زمانی که کلاس پنجم بودند ( همین امسال) قرار بود بخشدار بخش مرکزی که چند سال جلوتر به مدرسه اشان آمده بود برای افتتاح برقرسانی روستای مجاور تشریف بیاورد و این دانش آموزان با خط خود نامه ای خطاب به بخشدار نوشتند و ضمن یادآوری قول بخشدار جهت ساختن مدرسه ، مجددا از ایشان درخواست ساخت مدرسه را نمودند البته این بار برای برادران و خواهران خود ، چونکه خودشان از دبستان فارغ التحصیل می شدند، آقای بخشدار نامه را خواند و قول داد از محل اعتبارات سفر ریاست جمهوری برایشان مدرسه ای ساخته شود و این کودکان معصوم برای سفر ریاست محترم جمهور لحظه شماری می کردند/

5- سفر ریاست محترم جمهور _ اینبار دانش آموزان دلنوشته ای برای رییس جمهور نوشتند و منتظر پاسخ آن هستند

آیا داشتن مدرسه برای آنها به یک آرزوی دست نیافتی در زندگی شان تبدیل می شود یا با سفر پر خیر و برکت ریاست محترم جمهور ، دانش آموزان این روستا نیز صاحب یک مدرسه می شوند؟
cmpuj83cc9o3ph15tsk.jpg

وبلاگ این مدرسه

http://nedaeazadeischool.blogfa.com/

سلام
امروز یه جا خوندم قراره بری لیبی.نمیدونم اونجا چه چیزی هست که ازش گزارش بگیری در حالیکه اینجا تا دلت بخواد معضل و مشکل داریم.
کاش اشتباه باشه ولی واقعا جرا؟؟

این همه روانشناس داریم که هیچ کدوم گوشی برای شنیدن درد و رنج بیماراشون ندارن تا بتونن اونا رو درمان کنن!
فک می کنم خیلی کم پیدا بشه کسی که دوست داشته باشه به درد و رنج مردم گوش بده!(ولی من از این جور افرادم! عاشق اینم که فقط بشینمو به حرفای بقیه ، یعنی در واقع به خاطرات خوب و بدشون گوش بدم!)
خیلی وقتا دلم میگیره که نمیشه به کسی کمک کرد!

گاهی نمیشه گلوله ی جمع شده ی توی گلوتو بدیش پایین ! خودش نمی ذاره و همش تلاش می کنه که بپره بیرون! و بیشتر مواقع هم موفقه!(آخرین باری که این انفاق برام افتاد همین 40 روز پیش بود! وقتی که برای ختم پسر جوان همسایمون رفته بودیم!اونقدر مادر و خواهر و خاله و ... اش ناله کردن که همه گریه می کردن!) ولی متنفرم از اینکه کسی اشکامو ببینه!
نمی دونم چرا!
دوست دارم وقتی گریه می کنم زیر بارون باشم! یه بارون تند و رگباری که هیچ کس نفهمه دارم گریه می کنم!

سلام...
من نمیدونم چرا شما دیگه عین قدیم گزارش تهیه نمیکنین...
دلم گرفته...
برا پدر بزرگم که تو بیمارستانه دعا کنین...

فاطمه:

متاسفم ...

عطیه:

سلام وخداقوت آقای نجف زاده میخواستم در مورد یه اتفاقایی که توشبکه به اصطلاح کودک داره می افته باهاتون صحبت کنم وببینم میتونین به ما در این مورد کمک کنیم.اگه ممکنه زود جواب بدید
ممنون
خداقوت

سلام
دو بار برای گزارش بیمارستان روانی رفتم... انگار آنجا آخر دنیای ما آدمهاست...دنیای کوچکمان البته ...دنیایی که به انتهایش رسیده ایم...زده ایم به سیم آخر...دنیای اشک و آه و گریه های بلند بلند و دلخراش...دنیای نبسته ام به کس دل...چوتخته پاره بر موج...رها رها رها من...دنیای آدمهای سیلی خورده از روزگار....و شاید ....شاید...شاید...دنیای آنکس که تو را شناخت جان را چه کند....؟فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟ دیوانه کنی هر دوجهانش بخشی....دیوانه تو هر دو جهان را چه کند؟............

سفر مشکل

فراق یار مشکل

به ناچاری نهم این بار بر دل

ز کــــوه افزون بود بار فراغت

عجب دارم رســد مفتون به منزل

هوالحـــــی الذی لا یمــــوت

سلام

خوبـــــی

ان شاءالله که دعا فراموش نمیشه...

جزاءکم الله خیرا

[گل][گل][گل]

ای وای
بـر آن دل که در او سوزی نیست
سودا زده مهر دل افروزی نیست
روزی که
تو بی عشق به سـر خواهـی بـرد
ضایع تر از آن روز تو را روزی نیست


[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

سلام
جالب بود وقتی از کسانی صحبت میکنی که توی یک جامعه ی اسلامی زندگی میکنند مو بر تن بعضی ها سیخ می شه اما بعضی از مسئولان یا خوابند یا شاید هم خودشون رو......
بله واقعیت همینه ... بعضی ها قیام انقلاب یادشون رفته ... بعضی ها 8 سال جنگ رو فراموش کردند و بعضی ها هم یه جاهایی از....................
فقط یک کلام میمونه..


اللهم احفظ قائدنا امامنا الخامنه ای

الی ظهور المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

سلام آقای نجف زاده:
من اولین باره که به وبتون می یام .خیلی جالب می نویسید.
می دونید من عاشق کار خبرنگاریم ولی می دونید که ما مهاجر ها تو ایران به جایی نمی رسیم بعدشم من از رشته ی انسانی چندان خوشم نمی یاد ممنون می شم الان که وقت انتخاب رشته است کمکم کنید
فقط نگید بچه است جواب نمی دم که ناراحت می شم.
به امید دیدار دوباره
منتظرم ها
راستی موقع سلام مونده بودم چی بگم
آقا کامران،آقای نجف زاده،داداشی،عموکاران،دایی کامران؟؟؟؟؟؟؟
گفتم همون آقای نجف زاده سنگین تره مگه نه؟؟؟؟!!!!!

هادي نجف زاده:

سلام داداش...راست هست كه ميخواي بري ليبي؟!

شبیشسیشسی:

واسه خودم متاسفم تو این کشور زندگی میکنم

بفرمایید ببینید بعضی ها کی بودن بعدا کی شدن ... رسما دعوتین

ترنم!:

سلام!
و بفض همچون ماری که بر گلویت چنبره زده و قصد رفتن هم ندارد سالهاست که رنج بیشتر این مردم است اما چه میتوان کرد که صدای ما قطع شده است.

سلام كامران خوبي.
http://pejhvaknews.blogfa.com

حکیم:

مهم مهم
لطفا این خبر را در سایت خبریاب ملاحظه و در خبر 20:30 مطرح فرمایید:
«نابغه ایرانی در چنگال طمع ورزی و رذالت یک استاد دانشگاه»
http://www.khabaryaab.com/News/54373.htm

باسلام،
لطفا این مطلب را خصوصی نگه دارید.

سجاد محمدی هستم، راجع به تخریب قبور شهدای اهواز مطلبی برایتان ارسال کردم که تفصیلا باید به عرض برسانم.
لطفا نحوه برقراری ارتباط را مشخص بفرمائید.

باتشکر
سجاد محمدی
نویسنده وبلاگ بانوی شعر شهدا
شماره تماس: 091-------46

meysam rajabi:

خیلی دوست دارم.عاشق گزارشهات هستم.لذت میبرم وقتی گزارش شما پخش میشه.

جناب آقاي نجف زاده خسته نباشيد
آيا به اين فكر كرديد كه اگه يه روزي غير از سمت خبر نگار اگه سمت يكي از مسئولين و داشتي آيا باز هم دنبال نرگسها دنبال رنجي كه مي بريم مي افتادي يا نه يه خبر نگار ديگه اين كار و مي كرد

زهره اسادات کاظمی:

سلام من یک خبرنگار از دیار اصفهان هستم بسیار یادداشتتان عالی بود.ما که فیض بردیم.

رضا:

برادر جان من پرستارم
تو بخش روان کشیک دادم بخش جراحی کشیک دادم بخش اورژانس، ارتوپدی و ... کشیک دادم.
شما خارج از مجموعه بودین و یه جا رو فقط دیدی قربونت. آره ما جهان سومی هستیم.ما جهان سومی هستیم و جهان سومی باقی می مانیم تا مادامیکه بودجه بخش سلامت ما کمترین بودجه تعریف شده است. تا وقتیکه پولی که از مردم می گیرند صرف خوشگذرانی و پروژه های بی اعتبارشان می شود. تا وقتیکه مردم مقابل دوربین 180 درجه عوض میشن و همه چی عالی میشه. تا وقتیکه اشتباه دیگران رو قسمت و تقدیر تعبیر می کنیم.

حسین:

و در این شهر خزان
من نخواهم ترسید
چون خبر آمده است
که مسیحا نفسی می آید
و بدانید که او(عج)
در آخرین لحظه ی غم؛ می آید
"حسین دوست قرین"

سلام:

سلام _ چند وقت پیش یه مستند شبکه 4 نشون می داد که موش هایی که در زیر کابل های فشار قوی و دکل های فشار قوی برق قرار داشتند دچار تنبلی تخمدان و مشکلات مشابه می شدند و حالا من علت این همه نازایی در خانواده های اطرافمون می فهمم چون ما هم جایی زندگی می کنیم که کابل ها و دکل های فشار قوی برق با ما فاصله چند متری دارند کاش می شد گزارشی تهیه می کردین . من آماده همکاری با شما هستم .
شاد و پیروز باشید.

سلام
نوشته ات مرا تحت تاثیر قرار نداد ولی به این جور جاها گذرم افتاده اتفاقا بعد کوی دانشگاه
ولی با نوشته ی ف.الف موافقم اگه رسالت کارتو داشتی از قرانسه نمیگفتی از همن وبلاگت شروع می کردی...

سلام کامران جان
راستش رو بخواهی خیلی وقت ها از بی جراتی ایم چشمام رو می بندم یه ؟آه می کشم و ... این میشه تنها کاری که واسه یه آدم این جوری می کنم ... می مونم و خیلی که وجدانم ازم احوال بپرسه شبش فقط با فکر بی نتیجه چه کنم می خوابم ... می خوابم ...خواب می شه همون آمپول من که مسکن فراموشی همه اون کارهاییه که باید بکنم و نکردم واسه هم نوعام...
خوب دیگه بعضی وقتا می گم از یه دانشجو چه انتظاری هست اما می دونم این یه بهونست....
همیشه مسولین نیستند ...
اگه اونا نیستند ...پس ما کجاییم...

عبدالمجيد بهرامي:

با سلام و احترام خدمت آقاي نجف زاده؛
حقيقت امر هدف از مراجعه به اين قسمت از وب سايت شمااعلام نظر در خصوص مطالب درج شده در سايت نيست بلكه با توجه به عدم پيش بيني نحوه تماس با شما ناگزير از مراجعه به اين قسمت و تماس با شما شده ام بنابراين ... عذرخواهم.
عرايض درخصوص وضعيت نابسامان عده كثيري از مردمان ساكن در استان خراسان جنوبي مي باشد كه از حقوق اساسي و اوليه خود از جمله ، حق تحصيل ، حق بهره مندي از حقوق يكسان باديگر هم نوعان خود مثل تعلق يارانه اي نقدي و ... منع شده اند . حال علت ايجاد اين وضعيت صرفاً به اين دليل بوده كه اين افراد فاقد شناسنامه و اوراق سجلي بوده و به ناحق برچسب «لايتچسبك ! » تابعيت غير ايراني ( افغاني ) به ايشان زده شده است. درصورتي كه بسياري از اوضاع و احوال و شواهد و قرائن حكايت از ايراني بودن ايشان داشته چراكه اهالي اين منطقه دامدار و كوچ نشين بوده و عمرشان به كوچ و عدم استقرار در يك منطقه مي گذرد.عليهذا با توجه به اينكه نوع زندگي و فرهنگ اين مردمان ، كه شايد خود حضرتعالي كمابيش درجريان آن باشيد علت عمده عدم اقدام در تحصيل اسناد سجلي و احراز تابعيت ايراني ايشان مي باشد. علي ايحال از حضرتعالي پيگيري اين موضوع مهم را استدعا داشته و اينجانب نيز در صورت تمايل جنابعالي ژ كمال همكاري را خواهم داشت.

احد جودکی:

سلام و دروود
جناب آقای نجف زاده پدر بزرگ من از عشایر لرستانه 70سالشه در ایام مینسالی پلنکی رو با دست خالی از پای در آورده بعد اومدن سراغش ببرنش تو گارد شاهنشاهی ولی قبول نکرده آدم باحاله جون میده واسه گزاش اگه تمایل داشتید هماهنگیش با بنده
ارداتنمند-موفق باشی

سلام اره تو یه خبرنگاری و خیلی ها رو میبینی
2هفته پیش بود که دکتر منو بستری کرد بیمارستان روانی
وقتی رفتم دیدم مثل یه زندان ... وحشتناک بود
به خودم اومدم گفتم روانپزشکم می تونست بیشتر راهنماییم کنه...اما واسه اینکه پول مشاورش 40هزار تومن و من که یه دانشجو بیشتر نیستم بهتره بخوابونتم ...
هی ...چی بگم از همه جا نامیدم روانشناسم هم سرکوب میزنه...چه دنیاییییی خوش به حال شماها..

سلام
آمدم سری به وبلاگتان زدم...موفق باشید...

اي روزگار آدماي زنده و سالم رو مرده حساب ميكنن واي به حال اونايي كه تو اين وضعيتآ
ماها هم همه يه جور مريضيم ولي هنوز يه كم توان داريم و از پا در نيومديم و فقط چشم اميد به اين بستن كه روزي همه از پا بيفتند كه موندم چرا دعاشون مستجاب ميشه

درد مملكت ما درديست بس عظيم اگه درداي خودتو كنار بزاري و اطراف رو درست نگاه كني بي شك به اين بيمارستان منتقل خواهي شد...

دلم براي مردم كشورم مي سوزد حق ما اين نيست...

اين پيام و واسه خودتون فرستادم من هميشه خبرنگاري شما رو دوست داشتم و يكي از طرفداراي پروپاقرصتون هستم

از خدا خواهان موفقيت و سلامتي شما هستم

زنده باد ايران
زنده باد نجف زاده

ali m:

با سلام و خسته نباشد خدمت شما می خواستم در مورد اختلاس شرکت تعاونی مشهد که در چند استان دایر بوده و در استان گلستان با نام تعاونی اعتباری امید گلستان فعالیت می کرده است و بیش از 17 شعبه در سراسر استان داشته است . اما بیش از چند ماه است که شعب را بته و متواری شدهاند و نه فرمانداری و نه اداره تعاون گرگان کاری نکرده اند و موضوع شکایت هم همچنان در شعبه سوم دادسرای عمومی انقلاب راکد مانده است .شیوه کلاهبرداری این تغاونی این طور بوده که گفته بودن با سپردن 50میلیون ریال در این تعاونی شمارا استخدام می نماییم . فقط بیش از 400 نفر در یکی از شعب این تعاونی بیش از 20 میلیارد گذاشته بودند .و حتی کسانی که هم سر کار رفتند چند ماه بدون حقوق و بیمه کار کردند و یهو مسیولین بالا متواری شده اند . ریس کل مشهد آقای حسینی هست که هیچ خبری ازش نیست .مشکل ما این است که دیگر به چشمان خود هم نمی شود اعتماد کرد که در بهترین نقاط شهر شعبه دایر کرده اند و با مجوز وزرات تعوان و شماره ثبت 8637 و کد تعاونی 2230 بر سر در شعبات اما تو روز روشن رفته اند و کسی جواب گو نیست . نه اداره تعاون و نه جایی دیگر .طبق براورد اولیه بیش از 60 میلیارد ریال فقط از استان گلستان برده اند و استان های دیگر بماند .لطفا پیگری نمایید بیش از یه ساله پول گذاشتم با غرض و قوله تا سر کار بریم اما کار که هیچ ، پول هم هیچ . این که هرمی نبود ، تعاونی بود و مجوز و هزارتا چیز دیگه .آدم دیگه باید به کی اعتماد کنه . خواهشمند است پیگری کنید تا حداقل یرای مال باختگان یه حمایت روحی باشد . ممنونیم.جمعی از مال باختگان تعاونی اعتباری امید مشهد -بخش گلستان

سلام
مصاحبه ات با(( سینما و رسانه ))را تازه خوندم.
خیلی خوب بودو پر از ناگفته ها.
عکس های فوق العاده ای انداخته بودی و تصویر روی جلد محشر بود.مرسی که همه جوری از خودت مایه میذاری.

امیدوارم واسه روز خبرنگار بترکونی.همه منتظرن گزارشی متفاوت ببینن. نمیدونم چرا شماها به فکر همه هستین الا خودتون.

امیدوارم همیشه بدرخشی.

سلام واقعا تکان دهنده است ولی حیف که ........ من 2ساله یه بیماری دارم خدا رو شاد میگیرم که این دو سال از بیماری نشکستم اما از رفتار پزشکها با خودم شکستم واقعا گذر هیچکی به بیمارستانو ... نیفته چون واقعا انگار آدم نیستی انگار نه انگار که تو احساس داری عین یک مجسمه یا روبات نه اصلا انگار تو یک شیء ای

mahdi:

salam aghaye najaf zade chera javab nemidid...????

Merlin:

سلام این روزا اصلا حالم خوب نیست انگار با دیگران با خودم قهرم.
دارم به یه مسافرت اجباری میرم منی که حوصله هیچکس و هیچ فامیلی رو ندارم حالا مجبورم داشته باشم.
بیچاره هم سفرام.خب البته خبر دارن که بی حوصله ام این روزها.
و عصبی....
چند روزی هست با خدای مهربونم حرف نزدم این روزا نمیدونم چرا زودی بعد از نماز سجاده رو میبندم و میرم ....
این روزا نمیدونم با خدا هم قهرم یا اون با من......
ننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننه
امکان نداره اون این جوری باشه.

سلام خوبی؟ تنها چیزی که میشه تو کارات و گزارشات و اجراهات مد نظر داشت
فقط متفاوت بودنته.که خیلی هم خوبه.همین باعث شده که بشی کامران نجف زاده
همینه که تمام کارایی که تو توش دست داری جذاب دیدنی و تماشاگر پسنده
کشته مرده اون لحن طعنه آمیزتم.نوووکرتم.
اگه قابل دونستی به وب منم سری بزن

احمد:

سلام
امیدوارم حالت خوب باشد و اما بعد
نمیدونم آیا این مطالب را باید برای شما بفرستم یا جای دیگر ، من شمالی هستم که نزدیک به 9 سال است برای کار در جنوب ایران یعنی ماهشهر مشغول بکار می باشم ، هرچند از هرکی بپرسی بگی کارمند پتروشیمی هستی می گی ، خوش بحالت نونت تو روغنه ، ولی واقعیتش اینکه اینطور نیست ...
مشکل : به مدت دو سال در پتروشیمی شهید تندگویان بصورت بیمه تامین اجتماعی مشغول بکار بودیم و سر هر ماه ده درصد از کل حقوق ما به صندوق بازنشستگی واریز میشد ، بعد تبدیل وضعیت شدیم به بیمه نفت حالا بیش از پنج سال از آن ماجرا می گذرد ولی هنوز سابقه آن دو سال درنظر گرفته نمی شود ، وقتی هم که پیگیری می کنی میگن بیمه تامین اجتماعی پول نداره که به بیمه نفت بابت آن دوسال پرداخت کنه ، ما ماندیم و دوسال از سنوات ما در این گرما ، نزدیک به 300 نفر فقط در ماهشهر به این صورت می باشند ، ای کاش می شد یکی حرفای ما را به اون بالایی ها برسونه

از اینکه مطالبم را خوندی ممنونم
شاد باشی
0911------

سلام
ما با اين همه ندانستن ها مانده ايم ومتاسفانه دنيا هنوز به آخر نرسيده است

اگرچه سراپا زرد وپژمرده ايم
ولي دل به پاييز نسپرده ايم
مثل گلدان خالي لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ايم...
من هم بعضي وقت ها همينطوري مي شوم...

وحیدبهروز:

وحیدبهروز اعلام کرد در پی تعطیلی ناگهانی وبلاگ ایمان اسکندری گوینده خبر استان خوزستان از همه وبلاگ نویس ها درخواست کرد که این جمعه به میدان الو لو اهواز بیان ودرخواست کنند که ایمان اسکندری مجدد به وبلاگش برگرده لذا در همین راستا این جمعه رو وبلاگ نویس ها جمعه خشم خود و جمعه بازگشت ایمان اسکندری نام گذاری کردند
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/

احسان مهدوی:

سلام آقای نجف زاده عزیز
ان شا الله خسته نباشی

چند باری درباره چند تا از موضوعات جامعه برای برنامه های مختلف پیام گذاشتم اما خبری از تحقیق درباره این موضوعات نشد.
اگر دوست داشتی و البته هنوز هم شجاعت گذشته ات را داری (وزیر آموزش پرورش یادته بهت گفت همین کارها رو کردی که از فرانسه بیرونت کردند) !!! لطفا پیگیری کن.
البته مواظب خودت باش

1- چرا بیش از 2 سال از افتتاح راه آهن شیراز می گذرد ولی قطاری در این مسیر حرکت نمی کند.
می گویند ریل ها همه تاب برداشته !!!! البته عکس های اون تو اینترنت موجوده !!!

2- چرا از تولید کنندگان شیر (گاوداران) حمایت نمیشه !!! هزینه واقعی تولید هر کیلو شیر حدود 600 تومانه درحالی که از آنها حدود 450 تا 470 می خرند !!! البته قرار بود از 15 تیر قیمت عوض بشه اما بی صر و صدا موضوع رو پیچوندند !!!
البته این رو هم بگم که بهتره به سراغ مسئولین نری چون موضوع رو می پیچونند و جوابی که به درد تولید کننده بخوره نمیگیری !!!
خودمونی بهت میگم چند سال دیگه فاجعه ای رخ میده و در زمینه محصولات کشاورزی یکی از بزرگترین وارد کننده ها میشیم !!! البته الان هم هستیم. شنیدی که عسل هم از چین میارند کیلویی 1000 تومان !!!
برو سراغ تولید کننده ها !!!
اگر خواستی من خیلی از تولید کننده های بزرگ شیر در ورامین رو می شناسم.

3- چرا فکری به حال فاضلاب تهران نمی کنند. این قدر سطح آب در جنوب تهران و شهر ری بالا اومده که 4-5 ساله در شهر ری برنج می کارتد و این یعنی فاجعه !!! چون با بالا اومدن سطح آب (فاضلاب) علاوه بر آلودگی ، دیگه هیچ درختی رشد خوبی در این منطقه نمیکنه. به خصوص درهت چنار که رهبری هم خیلی تاکید داشتند این درخت کاشته شود.
همچنین میشه با یک طرح ساده از این فاضلاب برای آبیاری نمام مناطق کویری استان های تهران ، قم و سمنان استفاده کرد !!! به قول مسئولین 97 درصد آب ورودی به شهر تهران به صورت فاضلاب دفع می شود !!!
میدونی چه حجمی از آب میشه !!!

موفق باشی آقای نجف زاده عزیز
ان شا الله باز هم ببینیمت

علی:

سلام
چند ماه پیش واسه عیادت کسی به یک بیمارستان روانی رفتم اوضاشان همینطور است که گفتید.
اما یک چیز رو نگفتید اونم دادن شک الکتریکیه که البته از خانواده بیمار رضایتنامه میگیرن.صد رحمت به امپول....

با سلام وبلاگ اخراجی راه اندازی شد سری بزنید خوشحال می شویم
در ضمن شما خودتان هم یک اخراجی هستید
یا علی وتشکر از زحماتتان

آسمان فرصت پرواز بلندیست
ولی قصه این است...
تو چه اندازه کبوتر باشی
.
.
.
.
ای روزگار...

فاطمه:

سلام آقای نجف زاده.من همیشه گزارشاتونو دنبال می کنم.من بچه جنوبم.ساکن ماهشهر.یه سوژه دارم واسه گزارشتون.یه چیزی که درد دل خیلی از بچه های جنوبه.اگه مشکلات ما واستون مهمه برام ایمیل کنید و بگید این سوژه رو کجا واستون بنویسم.ممنون

فرزاد:

حضوربرادرعزیزوگرامیم شایدمطلبی که میخواهم بگویم زیادارتباطی به بحث وموضوع مطرح شده نداشته باشه ولی برای کسانی که یه خرده مرام ومنش انسانیت داشته باشندقابل هضم نیست اگه وقت کردین جهت تهیه گزارش یه سری به بیمارستان هاشمی نژادبالای ونک که بیمارستان تخصصی کلیه است بزنیدبدنیست بعضیهابفهمندبرای درآوردن خرج یومیه خوددست به فروش کلیه هاشون میزنن. قربانت یاعلی فرزاد

یک دوست :

اقای نجف زاده از شما بسیار متشکرم و امید دارم هر روز بهتر از روز قبل باشید من یک دانشجوی ارشد هستم که دارم تموم میکنم از یک خانواده ای که پدرم ماهی فقط 400 هزار تومان حقوق میگره باورتون شاید نشه ولی با این حقوق کم هم میخوریم هم درس میخونیم چهار فرزند هستیم همومن بیکاریم و کاری توی این مملکت نداریم من هر شب تا صبح از بس به کار فکر میکنم خوابهای وحشتناک میبینم دارم تقریبا دیوونه میشم افسردگی اومده سراغم حتی خواهری دارم که به خاطر مساله جهیزیه نمیتونه بره خونه شوهرش یعنی دیگه طوری شده که توی مساله زندگی روزانمون موندیم اخه تورو خدا شما قضاوت کنید چرا دولت دنباله افرادی و خانواده های مثل من نیمره تا ببینه بد بختی روکیا دارن تحمل میکنن من با وام گرفتم هر ترم تونستم به زور شهریه دانشگاهم رو پرداخت کنم توی یه شهر کوچیک زندگی میکنیم کار خوبی گیر نمیاد انگار بد شانسی از درو دیوار میباره سرمون من دیگه دارم به مرز دیوونه شدن میرسم که البته رسیدم از شما برادر گلم خواهش مکینم دنباله این مسائل رو بگیری نه اینکه تاوی کدوم کشوری توی کدوم زیرزمینش در فلان دورهای از تارخ چند تا اسکلت وجود داره از شما بی نهایت متشکرم از مسولین مربوطه سوال کنید وقتی یک ازمون استخدامی میزاری که فقط دو نفر قبولی داره توش و تازه از هر رشتهای نیست امسال منه بیچاره چکار باید بکنه این نامه رو در اوج اشک چشمم بهتون مینویسم توور خدا کمی دنبال این مسائل برید متشکرم کامران جان موفق باشید

یک دوست :

سلام بر کامران نجف زاده توور خدا دنباله خانواده های که چهار فرزندن مثل من و چهار تاشون هم تحصیل کرده و بیکار توی خانواده ای که ماهی 400 تومان حقوق میگرن از دولت برین برین از دولت محترم سوال کنید این چه ایجاد شغلیه که امسال من دارن از بیکاری و شب تا ثبح فکر کردن دیوونه میشن من دارم از این همه مشکل توی این سن دیوونه و پیر میشم مگه چند سال باید درس خوند تال تونست کاری گیر اورد من یک دانشجوی ارشدم بابا توی این مملکت نشه کاری با ارشد گیر اورد باید رفتو مرد ازتون خواهش میکنم یه کاری بکنید شما که خبرنگارید چرا دنباله این مسائل مهم نمیرید

سلام جناب آقای نجف زاده
این سومین باریست که براتون مطلب می ذارم ولی ظاهرا شما نمی خواین تائیدش کنین به هرحال تازمانی که مشکل مارانخوانده وتائید نکرده ایدمن به کارم ادامه خواهم داد.مشکل دریاچه ارومیه ماوبی آبی منطقه قوشچی واقع در 50کیلومتری شهر ارومیه فقط با گزارشهای دلسوزانه شما نظر مسولین راجلب می کند

ما همچنان چشم براهیم.

استان گيلان:

tamini.parliran.ir

لطفا از وب سايت ديدن فرماييد و ما را از نظرات و پيشنهادات خود بهره مند فرماييد.

سلام کامران

خوبی؟


راستش شاید بیش از 10 بار نوشتم و پاک کردم تا بالاخره این متن و واست ارسال کردم.نمیخوام هم که اشتراک گذاری بشه.

نمیدونم چرا فک میکنم باهات صمیمیم

فک کنم چون خودمونی حرف میزنی .

ولی راستشو بخوای نمیتونم به خودم بقبولونم که توهم اصول بی طرفی رو رعایت نکنی.

نمیتونم قبول کنم تو هم مسه خیلی هایه دیگه فقط بگی فرانسه این جوریه و فرانسه اونجوریه.امریکا داره چکار میشه و امریکا داره فلان میشه

چرا یه بار نشد بیای از فقر تو ایران گزارش بگیری؟مگه چراغی که تو خونه رواست به مسجد حروم نیست؟

مگه رسالتت خبرنگاری نیست؟مگه نباید مردم و از چیزی که هست اگاه کنی؟

به نظرت فقط فرانسه فقیر داره؟به نظرت فقط امریکا بحران مالی داره؟

راستش من 23 سالمه.یه روزایی رو یادم میاد که بابام به اندازه یه ماه میوه میخرید و میاورد خونه ولی حالا چی؟

سال میاد و میره و یه میوه نمیخوریم...

به خدا خیلی چیزا به چشم دیده میشه

وضع اقتصاده خودمون دیگه 20 شده و هیچ جاش مشکل نداریم و الان باید فقط بچسبیم به اقتصاد ایالات متحده؟

یادته اولای 20:30 رو؟

اونروزایی که هنوز جناحی نشده بودی؟

انتقاد میکردی ف به پرو پاشون میپیچیدی؟

من اون کامرانو بیشتر دوست دارم

اون کامرانو میخوام.میفهمی چی میگم؟

به خدا یه قشری امونشون داره بریده میشه و شما همش دارین میگین بدهی امریکا فلانقد شده!!!

نمیدونم چطور بهت بگم داداش ولی نزار اینجوری شه

نزار بیرونیا کاری کنن که از داخلمون غافل شیم!!!!!

amir:

هیس می شنوند.
اون بالا بالایی ها می شنوند.
اونوقت ما هم باید فرار کنیما.

سلام
ببخشيد من شنيدم براي سريال زيباي نابرده رنج حذفيات انجام شد ، حذفيات اين سريال را به خاطر ديالوگي كه شبيه فهش بود ، انجام دادند ،
واقعا بايد گفت آفرين ، چرا ؟ چون اگه يه فهش ، يه حركت زشت و يه فرهنگ زشت رو هي بگن ، هي بگن ، هي بگن اون هم تو رسانه ي ملي كه پاش خانواده ميشينه ، نه مثل آمريكا كه همه خونه تكي دارن و يه خانواده ي درست و حسابي نميشه پيدا كرد ، اون مطلب كه هي تكرار بشه ميشه فرهنگ ، مي فهمين ؟
ميشه فرهنگ
و واسه منِ ايراني خيلي بده كه بي ارزشها بشه ارزش و بي فرهنگي هاي يه نويسنده كه خودش و خانواده ي چاقش هيچ اصولي هم ندارن بشه فرهنگ ،
پس بايد ديالوگهاي نابرده رنج كه شبيه فهش بود حذف مي شد كه به نفع خود مردم هست
هر كسي ميگه نه ، بگه
ضررش رو خودش و فردا پس فردا ، زن و بچه ي عصيانگرش مي بينن.
بعد سريال ساختمان پزشكان كه انواع كثافت كاري ( اعم از ... واقعاً حتي نميشه تايپش كرد ) داره رو آقاي ض نميتونستن جلوي پخشش رو بگيرن يا حذف كنن تا خانواده هاي با فرهنگ ايراني كمتر با ديدن اين طور سريالها بي فرهنگ بشن ؟
حالا كه جديدا مد شده هركسي به بي اصولي و بي چاك و پردگي هنرمندا ، سريال ها و ... اعتراض ميكنه ميشه : خودش اينكاره ، آدم مريض و....
كه بايد بگم : اگه كسي اين چيزا براش بي كلاسين خودش اينكارست و مريضه ، كسي كه لذت ميبره و اعتراضي هم نمي كنه ديگه چي كارست ؟
براي شما اين مطلب رو نوشتم كه خبرنگاريد و مي تونيد به سازمان چيزي بگيد ؟
يعني ديگه حجب و حيا و چيزهاي قشنگ دورش تموم شد؟ حتي تو تلوزيون؟
بيست سال پيش از اين كثافت بازيها تو تلوزيون نداشتيم مردم همه روح و روان سالمي داشتن .فيلمهامون هم به اندازه ي كافي شاد و كمدي بودن .
از وقتي به اسم آزادي و شادي و... تن و روح شريف ملت رو از لباس حيا و شرف و مردانگي چه در مال مردم خوري ، چه تو اين مسائل اخلاقي در آوردن ، جامعه دچار عقده ها ، بيماريها و تعفن شديد شده .

سلام
مثل همیشه گزارش ها تون جذابه
موفق باشید.

مجتبی:

سلام کامران جان

موفق باشی
یاعلی

سلام آقاي نجف زاده...
خيلي خوشحال شدم از ديدارتون و خوشحال ميشم به وبمون سر بزنيد..ما بچه هاي اهدايي هميشه منتظر حضور شما هستيم..با تشكر از طرف همه بچه هاي اهدايي ..
وبلاگ اهداي عضو اهداي عشق..

محمد:

خیلی تکان دهنده بود.
آقای نجف زاده مثل شما کم هستند مواظب خودت باش.مرسی

ل.ن:

سلام
امیدوارم دمتان گرم و باغ ایمانتان آباد باشد
خوب است کمی از درمان دردها بگویید از فرار بگویید درها زیادند ..

سلام کامران جان
گزارش ریگ جن پخش شده از اخبار سراسری را دیدم واقعا گزارش هایی که می کنی در لا به لاش یه سری حرف هایی میزنی که واقعا راست میگی این حرف هایی که میزنی واقعا میتونه به آبادی ایران منجر بشه

موفق باشی

سوده حمیدی:

سلام.واقعا متاسفم ایران ما از این لحاظ ضعیفه. من یه خواهر داغدیده ام که 20 روز از فوت داداشم میگذره به خاطر همین مسائل.داداشم رو گذاشته بودیم تو مرکز نگهداری شبانه روزی بهزیستی بوعلی در شهریار.سالم بود چون ازمایش میدادن ولی یکدفعه همهرو فرستادن واسه چکاب سل /؟؟؟این همه پول گرفتن در قبال این نوع نگهداری/کی مسئوله جواب خانواده های داغدارو بده؟ برادرم سومین نفری بود که رفت. تو رو خدا رسیدگی کنید. گزارش تهیه کنید....

علي:

تو اين مملكت خراب شده هيچ سايت دولتي -هيچ خبر گزاري رسمي نيست كه ما يه فيلم 2 دقيقه اي از نامردي بعضي ها براش بفرستيم

از طرح این مشکلات راه به جایی نمی بریم .باید قدمی برداشت .من باتشکیل انجیوهای مختلف موافقم که در ایرانمتاسفانه همیشه در نطفه خفه می شود !
از طرح وبلاگتان خوشم آمد .خودتان طراحی کردید؟

صالح:

دردهاي من گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست...
درد مردم زمانه است.

دوست داشتم گزارش دیشبو.
مخصوص شتراشو

صالح:

تا حالا شده روز عيد نباشه ولي گزارش هاي شاد به مردم بديم
بابا يكي نيست به شما بگه ما مردم ايران به روحيه شاد هم نياز داريم...

سلام
رنج که زیاده از کدومش باید گفت؟
از اسلامی که اسمش رو کشورمونه و ما فقط این اسمو به دوش میکشیم
از شهیدی که اسمش و عکسشو رو خیابوناگذاشتیمو میبینیمو عکسشون رفتار میکنیم
درد زیاده.....
یا علی

سلام و این هم چهارمین مطلب بدون تائید از طرف شما:از آذربایجان غریب (غربی)واز شهر قوشچی واقع در 50 کیلومتری شمال استان وواقع در غریبیترین نقطه آذر بایجان برایتان می نویسم ما با ساحل دریاچه ارومیه که رو به خشکیست 1کیلومتر فاصله داریم که این فاصله هرروز بیشتر وبیشتر می شود می دانید که با خشک شدن دریاچه نیمه جان ارومیه نمکش در آینده نه چندان دور 3 استان واقع در ایران و3کشور همسایه را تحت الشعاع قرارخواهد دادومزارع مساعد آن را لم یزرع خواهد نمودچه بسا تهیه گزارش از این درد آذربایجان دردناکتر ازباشو غریبه کوچک؛بیماران روانی وکارگران معدن باشد.شما تهرانیها به جای مهمان ناخوانده خارجی(غبارعربها)تا یکی دو سال آینده مهمان خوانده ایرانی(طوفان نمک آذریها)رادر تهران لمس خواهید نمود.ماملتمسانه چشم به راه شماییم.

واقعا غمناک بود...
این گزارشتون پخش شده؟

واقعا دردناکه

zizigolojan:

جناب کامران خان من از شما و خبرهای داغی که می دین ممنونم منم یه خبر مهم برای شما دارم اونم اینکه رامهرمز (شهرستانی ازاستان خوزستان)یه بیمارستان داره که حالا بیست ساله کلنگشو زدن ولی هنوز بعد 20 سال تکمیل نشده تازه کارکنان این بیمارستان هنوز حقوق هشت ماه پیششون رو هم نگرفتن بابا حفوق هیج یه صاحبی نیست بگه وقتی عمر مفید ساختمان 15 ساله بیمارستان در حال ساخت رامهرمز که بیست سالشه کی باید تکمیل بشه کی باید افتتاح بشه تازه کارکنان مسئول شهرم که هیچ خبری نمی گیرن جان تو از کارکنان کشوری بپرس کی باید تکمیل بشه کی افتتاح؟جان تو حتما بپرس اونم داخل خبرای مهم منم خبر داغ برات میفرستم. (ممنونم)

سلام خوشحالم که پیدات کردم لطفا فکر مسائل خوزستان باشید. آقای نجف زاده بیا ببین در جای که نفت هست فقر بیداد میکنه.قسمت میدم مردم اهواز از بی عرضگی مسئولانشون دارن روانی میشن.لطفا با ما تماس بگیر

بعضی کامنتها را خواندم
ناراحت کننده تر از متنتان
افرادی هستند که چشم امیدشان به گزارشهای شماست!
افرادی که از دست خودشان کاری ساخته نیست

جانت فروزان رفیقم !
...................
حالا که نوشتن ِ این شعر را به پایان برده ام ( وَ صد افسوس ! آخر داشتم خیلی خیلی حال می کردم باهاش ! ) ، مانده ام که این متن ِ پُر سر وُ صدای چند دهانه را چه گونه می شود خواند ؟ این جا با متنی سر وُ کار داریم که به گونه ای همزمان ، جورواجور نویسی را ( بدون تقدم وُ تاخر ) در بافتی دیداری پیش می برد . شکی نیست که تجربه ی منحصر به فردی ست در قلمرو شعر ِ چند صدایی . به این دلیل که لحن ها و سامانه های زبانی و حتا نظرگاه های گوناگونی این متن را پدید آورده اند و چون فرم ِ شعر ( فرمی که در واقع از یک فرم ِ آموزشی رایج وام گرفته شده و نام ِ شعر نیز بر آن تاکید دارد ) ، پس زمینه ی مناسبی برای حضور و نقش آفرینی ِ این عناصر گوناگون فراهم کرده ، شعر حالتی بسیار طبیعی دارد و این ویژگی را چندان هم آشکار نمی کند ...
..
..
..
چهارجوابی ها ( با حاشیه ها و ضمیمه هایش ) !

من:

سلام. هرچندواقعیت فوق العاده غم انگیزی بود و روایتش از اونم تلخ تر. ولی چیزیه که هست و اگه قرار باشه مثل بعضیا فکر کنیم هم چیز فقط به مسئولین مربوطه و خودمون فقط یه سری تکون بدیم و بعدش دست روی دست بذاریم و فقط از بقیه انتظار داشته باشیم هم درست نیست. چرا عادت کردیم فقط توپ رو بندازیم تو زمین همدیگه؟
ولی از شمام ممنونم که به این مقوله پرداختین. لازم بود. فکر کنم حداقل شما وظیفه تون رو انجام دادین.

سلام. کار شما هم آخرش به جن و جن گیری رسید ؟؟ اون بیچاره را که میگن توی شیشه کرده اند و ....
ولی جالب بود !

گزارش ترسناکی بود !

"مثلث برمودای ایران "

رامین:

کامران عزیز اونقدر دردآوره که نمیشه گفت. باید حس کرد. خدا به مسئولین بینایی بده.

ولی افشار:

خواهشامیل بزن بگوچطوری باهات تماس بگیرم خیلی مهمه

سامان:

ما مامرین قراعت آب جنوب غرب تهران 4 ماهه که حقوق ماهی 300 هزار تومان مارو نمیدن بیمه مارو قطع کردند به همه بخاطر ماه رمضان مرغ دادند بجز ما مامورین قراعت به مدیر عامل جنوب غرب شما بگین این انصافه .با تشکر

حیدر قاسمی:

من چهارشنبه 5.5.90 ساعت 22 از تهران عازم قزوین بودم که سوار یک پژوی شخصی شدم بعد از طی چند کیلومتر متوجه شدم که توی چه بلای بزرگی افتادم. سرنشینان پژو 4 نفر بودند یکی شون سرم رو برد پایین صندلی یکشون چاقو رو گذاشت پشت من. اونا کیف من رو گشتند و 120 هزار تومن پول رو برداشتند بعد عابر بانک ملی من رو پیدا کردند و با زور چاقو رمز اون رو ازم گرفتند. نمی دونم خدا دوسم داشت یا این که ....
تو رو خدا قبل از اینکه حادثه وحشتناک تری رخ نداده به مردم اطلاع رسانی کنید.
پلیس هم که بعد از اروم شدن ماجرا به اونجا اومد اونجا فقط دو تا گشت زد و بعد منو برد کلانتری. تو اونجا فهمیدم من اولین نفری نیستم که توسط این افراد مورد زور گیری قرار گرفتم. با کمال خونسردی مامورین اعلام می کردند که هر هفته حداقل این حادثه و جالب تر توسط افرادی با مشخصاتی که من دادم اتفاق می افته. مگه نمیشه مامورین برای یک هفته که شده دنبال یک ماشین پژوی آردی یشمی رنگ که 4 تا سرنشین داره بگردند. باور کنید هیچ اسمی به غیر از سهل انگاری روی این مطلب نمیشه گذاشت. تو رو خدا به مردم اطلاع رسانی کنید.
من حیدر قاسمی ، دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه بین المللی امام خمینی ره.

گمنام :

هوالشافي و نحن القاتلون
با سلام

بقول خودتون صرفا جهت اطلاع...البته واسه شما نه...سركار خانم وزير بهداشت مطالعه كنند...البته اگه بهشون خبر بديد....انشا الله
ميخوايم در مورد مشكلات و معظلات فراوان بيمارستان شهيد كامياب يا بقول عوام امدادي يا كشتارگاه مشهد دردو دل كنيم............
**شيفت اضافه كار اجباري تا 44 شيفت در ماه
**شيف 18 ساعته صبح-شب يا شب-صبح و عصر و شب در آي سي يو
**بستري ييماران در دخمه اي كه هنوز به عنوان آي سي يو مجوز ندارد و مواقع بازديد بسته ميشود!!!!!!!...ولي هميشه بيمار دارد و فعال است...با كمترين امكانات...و فضاي كافي!!!!!!!!!!!!!تحت عنوان آي سي يو 5بدون اختصاص نيروي خاص همان بخش
**پرسنل تبصره 3 بر خلاف ساير بيمارستانهاي مشهد!!!!نه پركيس دارند و نه تعطيلات يك ونيم برابر حساب ميشود!!!!!!!!!!!
**كادر پرستاري فوق العاده كم .....در ازاي هر 3-4 بيمار آي سي يو يك نفر!!!!!!!!!!
**بعلت نيروي كم حق مرخصي رفتن اختياري نداريم.....
**حق مسلم آف آي سي يو از ما گرفته شده است....آخر با كدامين قانون
**عاجزانه خواهشمنديم به درد ودل ما ترتيب اثر بديد...بيمارستان ما كادر درماني سرحال و شاداب نياز داره نه يك عده نيروي افسرده خسته......آمار بگيريد در چند ماه اخير چند نفر درخواست انتقالي دادن...!!!!!!!!!!!!!
**ما هميشه مجبوريم بيش از ظرفيت پذيرش بديم ....خب چرا آمار مرگ ميرمون بالاست.....اينهم دليل....نه فضا داريم...نه توان كار كردن با اين شيفتها و نه انگيزه.......

******به اميد پيگيري .......

سایه چوپانی :

آقای کامران نجف زاده واقعادست شما وبقیه درد نکنه برادر من حداقل کمی هم به نقطه کور دنیاسفری داشته باشید منظورم گیلان -شهرستان تالشه -تالش خیلی زیبا خیلی......ولی نیاز به کامران نجف زاده داره که یه تکونی به مسئولین اینجابده.باتشکر ولی نامی ازمن نبرید.

سلام کامران
اخرین پست وبم رو گذاشتم تا درش رو تخته کنم
نیومدی دیگه
یاعلی

با سلام


وب سايت :

......."کامران نجف زاده خبرنگار قلبهاي ما".....

به روز شد .

منتظر حضور شما دوستان عزيز هستيم .


جالب بود

سلام اقای نجف زاده من واقعا از طرز بیان و جدیت و نترسیتون خوشم میاد امیدوارم همیشه موفق باشید!!
اگه به وبلاگ منم یه سری بزنید خوشحال میشم !
ماه ها و روزهای خوبی داشته باشید

در ضمن با اجازه و با افتخار لینک شدید

سلام!
در مورد ریگجن مطلب نمی ذارید؟!

الهام:

یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم.........

بهبود:

سلام.
میدونید توی شهرداری ملایر بالای 500 نفر کارگر و مهندس رو که با خود شهرداری قرار داشتن به اجبار شرکتی کردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی جالبه.

آه از این شهر های آلوده...
از ریه هایی که ریا تنفس می کنند و شکم های خالی...
از خمر تجمل و تخدیر اعتیاد
کاش دست و پایمان بشکند نه غرورمان ، نه شیشه ی عزت و معصومیتمان
کاش جای این همه حرف های پوچ و همایش های طویل العنوان افتخارمان این باشد که دست گره گشا داریم نه ادعا...
ارادتمند

رسول:

سلام،خداقوت،خسته نباشيد ، روستاي لاسم واقع در جاده هراز به سمت شهرستان امل ،بعد از منطقه پلور سمت راست ،راه فرعي كه حدود 14 كيلومتر به لاسم مي رسه(روستاي ييلاقي محروم اما فوق العاده زيبا)،تو جاده لاسم نرسيده به روستا سمت چپ يه محوطه 900 هكتاري كه يه راه دسترسي باريك وتنگه مانند داره ،چند ساليه كه چند تا آقازاده و مسئول كشوري اومدن به صورت غيرقانوني تصرف كردن وويلاسازي ميكنند ،راه ورودي رو با زنجير مسدود كردند و اهاي محل و گردشگران را از دسترسي به اون عرصه 900 هكتاري دشت زيباي و معروف املح منع مي كنند،چندباري مردم و منابع طبيعي زنجير ورودي رو كندند و پيگيري ها از طريق بخشداري و منابع طبيعي به جايي نرسيده ،همه با زبان تهديد ميگن به نفع شماست پيگيري نكنيد،شايعاتي به اسم محسن ..... سر زبونا انداختند و مردمو ترسوندند . به عنوان ناشناس بيايد و پيگير بشيد بعد با دوربين بريد سراغ مسئولين ،يك ساعت ونيم تا تهران فاصله داره.تورو خدا بخاطر خون شهداء لاسم هم كه شده جلوي اين زمين خواري رو بگيريد ،شما رو به روح امام وشهدا، قسم دست اين نامردا رو از ناموس اين ملت كوتاه كنيد .

بهناز:

اونوقت میگن ما میتونیم دنیارو مدیریت کنیم. خدایا پس کی به فریادشون میرسی؟؟؟؟؟

سلام
آقاي نجف زاده من هم در روياهايم روزي كارهايي را كه شما انجام مي دهيد و زاويه ديدي را كه در برخورد با مسائل و تحليل آنها داريدداشتم و هنوز هم دارم به همين خاطر گزارش هاي شما و مخصوصاً لحن شما را بسيار ميپسندم / به هرطريق همواره گزارش ها و نوشته هاي شما را دنبال مي كنم /من شاعرم و نويسنده و چند سالي را هم در حوزه روزنامه نگاري قلم زده ام راستش را بخواهيد بعد ازديدن گزارشي كه از دانش آموزان يك روستاكه در كلاس درس سوخته بودند و شما آن را تهيه كرده بوديد به ذهنم امد كه در مسيري كه انتخاب كرده ايد به عنوان يك دوست كمكتان كنم/ اگر شما هم تمايل داشتيد اطلاع بدهيد تا در يك جلسه دوستانه بتوانيم به يك نگاه مشترك و زمينه هاي همكاري دست يابيم /منتظر پيام شما هستم موفق باشيد

سلام آقای نجف زاده عزیز متشکرم از اینکه مطالبم رو خوندید؛ باور کنید مشکل دریاچه ارومیه مارو هر روز غمناکتر می کنه طوری که مشکلات شخصی خودمون یادمون رفته. نمی دونم ارومیه آمده اید یا نه ولی مطمئنم اگر بیایید شما هم اندوهناک خواهید شد. وضعیت هرروز بدتر وبدتر می شود و دریاچه نادر دنیا جلوی چشمان ما جان می سپارد واین خیلی دردناکه . ما منتظر پیگیری از طرف شماییم لطفا تشریف بیارید.

مريم:

قند هايت كجاست علي؟
سال 1389جلالي است.
درست 18 سال پيش بود.شاهرخ و حسني 8 ساله و عباس و محمد 7ساله بودند.
آدم هاي بزرگتري هم بودند.بزرگ كه مي گويم يعني سن شان بيشتر بود نه چيز ديگر.
توي كوچه پس كوچه هاي ده،پسربچه ها دنبال هم مي دويدند...
نه،
به دنبال توپ مي ...
اما توپ هم نيست.آدم است.يك نفر آدم كه بدجوري هم " دلش خون" است.
يك پيراهن كرباس راه راه به تنش چسبيده است. صبح كله سحر رفته بود زير ناودان همسايه، قطره هاي جامانده ي باران ديشب را بشمارد.
صداي آدم ها را كه شنيد:
«علي قندي، علي قندي»
هول برش داشت. پوتين هايش را گرفت توي دست هايش و شروع كرد به دويدن.
چند لحظه بهد كنار مسجد ده، بچه ها دورش حلقه زدند و يحيي 20 ساله دست برد به كش شلوارعلي كه همه هاي هاي خنديدند.اما علي بي اختيار گريه كرد...

حالا درست 18 سال از آن روزها مي گذرد.
از كنار ديوارهاي فروريخته مسجدكه رد مي شوم،كنار خانه ي نه نه فضه ـ كه هيچ وقت خدا هم بچه دار نشد ـ يك جفت پوتين 20ساله، شايد هم 18 ساله بدجوري مرا ياد علي مي اندازد؛ كه هميشه بچگي هايم فكر مي كردم او يك عالمه قند دارد كه هر روز براي گربه ها مي برد!!!

حالا اما ديگر نه علي هست، نه قندهايش! و نه گربه ها
فقط ناودان است و ناودان و ناودان
"آخ اگه بارون بزنه"
"آخ اگه بارون بزنه"
پائيز 1389

سلام كامران نجف زاده عزيز
اين خاطره ي تلخ كودكي من است از علي قندي كه ديوانه بود.يعني آدم هاي بزرگ مي گفتند ديوانه است.
هميشه دلم مي خواست مستند ساز شوم اما نشدم و خاطرات تلخ و شيرينم، ديده ها و شنيده هايم درميان خروارها سال دفن شدند.
گزارشتان را در شب مهتاب از زيستگاه آبي پوشان ديدم و دلم گرفت. آنوقت تصميم گرفتم گوشه اي از زندگي را برايتان بفرستl.
شايد علي هم حالا توي يكي از اين بيمارستان هاي رواني به قول غلامرضاي مادر"آنقدر مرده باشد" كه ديگر رنج نكشد.

سلام خدمت جناب نجف زاده عزیز

واقعاً عالی بود (بدون تعارف). انشااله روزی برسه که کمتر مشلات رو ببینیم. نه اینکه کور بشیم بلکه مشکلات حل بشن.

من هم خبرنگار هستم ولی می خوام قوی تر بشم؛ باید چیکار کنم؟ در بحث سوژه یابی من رو راهنمایی کنید.

به وبلاگم حتماً سر بزنید چون تازه راه افتاده و هنوز مطالب زیادی نداره اما نوع نگارش رو بهش نمره بدین. ممنون!

دنیز:

خیلی ناراحت کننده اس

هردم از این باغ بری می رسد
متاسفانه ومتاسفانه این یکی از چیزهای غم انگیز جامعه ماست اونا میدونن بیمارند و خیلیا فکر میکنن سالمن در حالیکه از صد تا بیمار روانی خطرناکتر و برای جامعه مضر.

مجتبی پیرو قوامی:

با عرض سلام به آقای نجف زاده نمیدونستم چطوری با شما تماس بگیرم از شما خواهش میکنم کمکم کنید .در تاریخ 27/01/90 خودروی ال90اینجانب در نیمه شب در پارکینگ آتش گرفت که کارشناس آتش نشانی علت حریق را نقص انژکتور تشخیص داد اما شرکت ایران خودرو تا این تاریخ به من جوابی نداده وگفته اند که خودم خودرو را آتش زدم از شما خواهش میکنم به من کمک کنید .تلفن تماس من 02146852333

محمود هاشمی:

واقعاً تأسف بار و غم انگیزه که دردها رو حس نمی کنن فقط با داروهای آرامبخش به حالت پتانسیل می کشونن.

نام مستعارم هست ارمان:

هفته گذشته سفینه شهربازی شهر دهدشت مرکز کهگیلویه افتاد وجمع زیادی روانه بیمارستان شدند وضع دو نفر از انها هم بدتر از افراد دیگر است اما متاسفانه حتی اخبار رادیو استان هم چیزی در این مورد اعلام نکرد تا بقیه مردم دیگه سوار نشوند چون گفته شده بود از قبل که وسایل استفاده شده در این شهر بازی که در کمتر ازدو سال افتتاح شده دست دوم بوده اند که با اتفاق هفته گذشته صحتش بر ما اشکار شده.لطفا گزارشی در این مورد داشته باشید تا مسولین بیدار بشن و کمی بیشتر برای جون مردم ارزش قائل بشن.ضمن اینکه ابی که مرغابی ها توش بچه هاسوار میشدن پر از کثیفی بوده موقعی که ما رفتیم.ازشون پرسیدم چراتمیز نمی کنید ابشو.گفتن برید به پیمانکار بگید ماهم رفتیم ولی پیمانکار ندیدیم

ساعت كار ادارات در ماه مبارك رمضان 9-14:30 از سوي هيات دولت اعلام شده . آيا وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات از هيات دولت تبعيت نميكند؟؟چرا ساعت كاري را 9- 16 اعلام نموده اند. بماند كه قبل از ماه مبارك ساعت كاري وزارت ارتباطات 8- 16:30 بود.آيا قانون براي همه يكسان نيست؟

سلام
ای کاش دل شما برای جوانی که از ضربه ی باتوم در گوشه ی یکی از همین جور جا ها خفته است، هم بسوزد، نجف کامرانی یا کامران نجفی...
دوستت داشتم، شکت دارم، و بعدش به تو بستگی دارد...
دوست دارم مرا امروز بخوانی، که فردا روزی من هم جلوی چشم هایت آمپول نخورم... و گریه نکنی برای نسل دهه ی هفتاد... که کودکی هایش، کوی دانشگاه است، و جوانی هایش، سبز خیابانی، و بزرگی هایش شاید بیمارستان روانی...
به امید دیدار کامرانی نجفی که دوستش داشتم...
شاداب و تیغ گونه...

هادی:

سلام دوست عزیز
من یه سوژه داغ از محروم ترین استان کشور براتون دارم.سوژم نه سیاسیه و نه اقتصادی بلکه مربوط به فرهنگ مردمی عجیب و غریبه که نه تنها برای ایران شاید برای جهان جالب باشه.مردمی عجیب با ظاهری عجیب و زندگی عجیب.اگه اطلاعات بیشتری خواستید خبرم کنید.

باران:

سلام آقای نجف زاده وقتتون بخیر

غمگین بود

واقعا اینطوریه ؟

که اگه هست چرا فکری به حالش نمیشه ؟

ممنون بابت این متن قشنگ ..

به قول اعضای ******* :

like.

sahar:

narahat koonande bod
vali torokhoda be darde manam beresid ke chan sale mostajere in khone on khoneam
ma hodode 3 sale dar maskane mehre azarbaijane gharbi shahrestane khoy sabtenam kardim vali motasefane hich talashi baraye sakhte maskan nadideim maskane dor oftadetarin shahrharo dadan vali inja darigh az talash lotfan in mozora peigiri konid mamnon
vaghean mamnon misham be in moshkele ma residegi konid

نام آن پرنده غمگین که از دلها گریخته ایمان است...

دوستان لطفا ولطفا به وب من هم سر بزنید سربزنید و حرف بزنید و مارو ازتنهایی درآرید

www.boodonabood90.blogfa.com

رضا:

سلام بر تمامی بچه های بیست و سی
آقا چند روزه که میخوام این مورد رو ارسال کنم ولی نمیشد
خبر راجع به سهمیه ی بنزین ماشینهای وانت است که از یک مدت پیش از 600 لیتر به 400 و این ماه هم به 300 نزول پدا کرده و چون ما قشری نیستیم که بیایم و اصلا بتونیم اعتراض بزنیم پس بی خیالیم ولی همه چیز رو تو حمل و نقلی که با حجم زیاد توسط مثلا نیسان انجام می گرفته تحت تاثیر گذاشته من ایمیل هم ندارم این ایمیل پسر برادرمه لطفا به گوش مسئو لین برسونید و براش با مصاحبه یک گزارش داغ تهیه کنید.
ممنون میشم

بچه که بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم!
چه بیهوده بزرگ شدیم ... روحمان را گاز می زنند می خندیم!


بهم سر بزن. منتظرم همین حوالی.

مریم:

سلام
خیلی ناراحت کننده و غم انگیزیه منم به اینجور جاها سری زدم از خودت بیخود میشی دیگه غمها و قصه هات معنایی نداره.اصلا خودتو فراموش میکنی.قبل از اینکه اینجور جاها بری میگی از من بیچاره تر وجود نداره اما وقتی رفتی و دیدی......دیگه خودتو فراموش میکنی

سلام
درست یاد آسایشگاه جانبازان افتادم
یاد غلام دلشاد
کسی که درنوجوانی اولین مدال شجاعت رو درجنگ گرفت

غلام جان اينجا خبري نيست جزء اينکه همه سالهاست ادعا ميکنند که شرمنده شما هستند و جالبتر اينکه نميدونم چرا هر روز به اين شرمندگيشون افزوده ميشه به جاي اينکه کمترش کنند و هي نخواند اين جمله تکراري رو بگند.اينجا خبري نيست جز اينکه خونه حاجي بود که موقع شهادتش سپرد اين باشه واسه جلسات بچه هاي جبهه و جنگ و جلسات معنوي و هر هفته چند شب بچه ها اونجا جمع ميشدند ؛ چند وقت پيش وراث گرفتند و جزو ساختمان بقل که داره پاساژ ميشه انداختند تا نان شبه حلال به دست بيارند.

اينجا خبري نيست جز اينکه محمد گلستان بود که توي عمليات فتح المبين قطع نخاع شد ؛ چند روز پيش توي پارک کنار بساط کوچيک بادکنک و آدامس و پفکش نشسته بود که سد معبريها خودشو بساطشو با چه وضعي ريختند و بردند.اينجا خبري نيست جز اينکه سليمه خانم بود که دوتا پسرش توي عمليات کربلاي 5 شهيد شدند وپيکرشون هيچ وقت برنگشت و گمنام موندند ؛ صاحب خونه چند روز پيش اثبابشو ريخت تو کوچه ؛ طفلک سليمه خانم فقط عکس پسراشو توي بقلش گرفته بود و يه گوشه کوچه نشسته بود و به سر کوچه چشم دوخته بود.اينجا خبري نيست جز اينکه ما هر روز داريم به زخم و تاولهاي جانبازهاي شيميايي نمک ميزنيم ؛ لابد تجربه کردين که وقتي نمک به زخم ميخوره چه سوزشي داره!!!اينجا خبري نيست جز اينکه داره يادمون ميره مزار باکري کجاست ؛ داره يادمون ميره وصيت خرازي و همت چي بود ؛ اسمهاتون اگه سر کوچه ها نبود و براي آدرس پستي نميخواستيم شايد يادمون ميرفت ؛ داره يادمون ميره چرا بعضي ها ميخواستند موقع عمليات نوشته سربندشون يا زهرا باشه؟

رضا نیوز:

بسمه تعالی
با سلام، احتراما ضمن عرض ادب محضر مدیریت محترم این وبلاگ، به عرض می رساند گاها به شما سر می زنم و از مطالب زیبا و پر مغزتان استفاده می کنم. کار حضرتعالی قطعا نشانگر زحمت فراوان و حوصله وافر شماست که بسیار قابل تقدیر می باشد. اینجانب در وبلاگ نوپای خود و در جهت بهره مندی از تجربیات جنابعالی و دیگر بزرگواران، منتظر نظرات و پیشنهادات می باشم. در پایان خواهشمند است درصورت صلاحدید، بنده را لینک نمائید تا حقیر هم شما را در پیوند ها لینک کنم.
با تشکر- پایگاه تحلیلی و اطلاع رسانی رضانیوز
reza-news.blogfa.com

محسن . ج.ر:

سلام به دوست قدیمی صفحه مدرسه !

"خنده و گریه "

گاهى كه روزگار
مجال خنديدن را
دوباره به ما مى‏بخشد،
ما
به حماقت مُشتى صاحب‏منصب
بى‏خاصيّت
سخت مى‏خنديم
يا گاهى شايد
بر احوال ايشان
تأسّف مى‏خوريم.
وقتى كه آنها
تنها به كُرسى ومقام
و بالا رفتن خود
از نردبان قدرت
يا موفقيّت
مى‏انديشند
يا تنها
در فكر روزگار سلامت و خوشى‏اند
به كرّات
از زير دستان رنجور خود
غافل مى‏مانند
بى آنكه بدانند
دير يا زود
اين ناتوان رنجور
و دردمند
تاب تحمّل‏شان
پايان يافته است ؛
همچون چرخ‏دنده‏اى
كه در ميان فشار چرخ‏هاى بزرگ
يا وزنه‏هاى آهنين و سنگين
هر آن
لحظه شكستنش را
انتظار مى‏كشد.
وقتى كه مردمان ضعيف
در زير بارگران
سنگينى روزگار
طاقت‏شان تمام شد
لحظه فروافتادن
و درغلطيدن
صاحب‏منصبانِ صاحب‏نام
و باقدرتانِ بى‏شعور
فرارسيده است.
ما در آن لحظه
گاه بر احوال
جمع بى‏خردِ مغروران و متكبّران
مى‏خنديم
و گاه بر احوال
ضعيفانِ زيردست
مى‏گرييم.


خردادماه هشتاد و دو

غريبه آشنا:

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
در ره عشق جگر دار تر از صد مردیم
خویش را خوار نبین
ای سراپا الماس
از حرامی بهراس
قیمت خود مشکن
قدر خود را بشناس
قدر خود را بشناس ...

سلام
آقای نجف زاده اگه وقت کردی بیا وب ما من یه چیزایی به شما بگم که...
اگه شما به ما ارزش قائلید به وب ما بیا و یه نظر بگذار و من اطلاعاته بسیاری در اختیا شما خواهم گذاشت منتظرم

ق.ر:

سلام،می گم همونطورکه حامی گفت برای چشامون سمعک،برای گوشامون عینک بزاریم،بزاریم تا بلکم بهترببینیم وبشنویم انچه راکه باید ببینیم وبشنویم ولی یه چیزی کسی کروکوره اینا بدردش نمی خوره،یه سوال اقای نجف زاده اونجایی که رفتی داخل ایران بود؟
آه............

.:: اَللّهُمَّ رَب شَهرِ رَمَضان الّذی اَنزَلتَ فیهِ القُرآن ::.

امام على عليه‏ السلام :

اِنًّ الله‏ تَعَالَى اَنزَلَ كِتاباً هادياً بَيَّنَ فيهِ الخَيرَ وَ الشَّرَّ، فَخُذُوا نَهجَ الخَيرِ تَهتَدُوا وَ اَصدِفُوا عَن سَمتِ الشَّرِّ تَقصِدوا؛

خداى تعالى كتابى راهنما(قرآن کریم) فرستاد و در آن خوب و بد را روشن ساخت. پس راه خوبى را پيش گيريد تا هدايت شويد و از راه بدى دورى جوييد تا به مقصد برسيد. نهج البلاغه، خطبه 167


و اعوذ بک من شر نفسی و همزات الشیاطین.

سلام

خوبی

قبول باشه طاعات و عبادات

کم پیدا. . . ( با گذشت روزگاران می رویم از یاد یاران)

سر سفره افطار و سحر منم یادت باشه ..


لب از نبود آب به عطش می‌رسد
دل از نبود عشق؛
حالا لب و دل، هر دو در عطش


یکی به اشتیاق

یکی به اجبار


لب، غروب، به لیوانی آب
افطار می‌کند
دل، در فصلِ گلِ نی هم،
تو را نمی‌یابد . . . [گل]

دعا [گل][گل]

اَللّــهُمَّ اشــرَح بِالقُــرآنِ صَــدری وَ اَبصِر بِالقُــرآنِ بَصَــری.

اَللّــهُمَّ عَجِّل لِوَلِیِّـــکَ الفَــرَجَ.

اَللّــهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّـــدٍ وَآلِ مُحَمَّـــدٍ وَ عَجِّــل فَرَجَــهُم وَ فَرَجَنَــابِهِــم. [گل][گل][گل]

لبـــی پاک است کـــز دلبر بگیری
لبـــی کــه از لبــان تـــر بگیری
نه یک بارو
نه ده بارو
نه صد بار
پس از هر لب لبــی دیگر بگیری . . .

طرفدار:

سلام
چرا مسئولان فقط مثلاً فکر سیاست اند و در واقع فکر خودشان نه مردم.مردم می گویند و خود را می بینند.
وقتی حرفی میزنی می گویند نیمه پر لیوان را ببین
این هم شده راه گریزی برای مسئولین ما.
باید حرف خود را زد.

دغدغه:

سلام بسیار ممنون از این نکته بینی که داری .
خواهش عمیق دارم که در مورد اعتیاد روز افزون دختران و پسران دانشجو هم گزارش تهیه کن .
در مورد گسترش روابط جنسی و متاسفانه هم جنس بازی در خوابگاه های دانشجویی و ...
می دانم که می توانی آنچنان این مسئله را به چالش بکشی که در صدا و سیما قابل پخش باشد

به نام خدا

سلام. از وقتی میرم فیس بوک یادم میره بیام اینجا.

در مورد پستی که گذاشتید باید بگم:

حال همه ی ما خوب است اما تو باور نکن.

اینجا ایران است و .....

و یه تیکه از شعری قدیمی از خودم:

تکرار می شود
تکرار می شود
آن سان که دیو قرن سر از بیشه می برد
تکرار تاریخ را می توان نظاره بود.

زهرا:

یلام اقای خبرنگار نمیخوای به خاطر حرمت خون شهدا وداغ دل خانواده محترمشون وتعهد به رسانه ای که اماکم اونو دانشگاه دونستن گزارشی درمورد سکانس آخر سریال نا برده رنج تهیه کنی؟اجرت با خانم فاطمه زهراسلام الله علیها

با سلام
و ان گاه که ضیافت الهی گسترده می گردد.......
و عارفانه دست به دعا برداریم

مطلب طاعت و پیمان درست ار من مست
که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست
من همان دم که وضو ساختم ازچشمه عشق
چارتکبیر زدم یکسره به هر چه که هست

پذیرای نیایش های شما هستیم ........
هر روز رمضان با یک نیایش
انجمن فرزانگان کویر

حاجی جون یک کم به حالت خودت هم گریه میکردی ! والا !

با سلام جناب آقای نجف زاده گزارشاتون واقعاً عالی است من هر وقت می بینم یاد دکتر شریعتی می افتم نمی دونم دلیلش چیست .
مطلب بالا خیلی عالی است اما این را بگویم هنوز هم انسان هایی هستند که به خاطر انسانیت و شرف انسانی کار می کنند بدون هیچ چشم داشت و منتی . یکی از آن جاها کنگره 60 می باشد که برای درمان بیماری اعتیاد است و بنیانگذار آن مهندس حسین دژاکام می باشد که کلاً رایگان است و شما معجزاتی در آن می بینید که باور نکردنی است البته من هر چه بگویم شما الان شاید باور نمی کنید چون من هم اول که رفته بودم باورم نمی شد که اینجور جایی وجود داشه باشد بدون هیچ مزد و منتی انسان ها را نجات دهد الان هم برنامه شروع خوب که از شبکه 3 پخش می شود مربوط به این کنگره می باشد فقط خواهش می کنم برای یکبار هم که شده بیایید و خودتون از نزدیک ببینید بعد مطمئن هستم گزارشی که می گیرد یکی از بهترین گزارش های دوران زندگیتون می شود . من منتظر هستم چون اونجا علاوه بر اعتیاد که دومین عامل مرگ و میر در کشور ماست درمان می کنند خیلی از بیماریهای دیگر هم که در بالا گفتید با روشی که آنجا اعمال می شود درمان می شود . فقط خواهش می کنم برای یکبار هم که شده به سایت کنگره 60 که در بالا گفتم یه سری بزنید و برای هماهنگی می تونید ایمیل بزنید من هماهنگی ها رابا آنجا انجام میدهم . فقط بازم خواهش میکنم یکبار هم که شده بیاین و سر بزنید شعبه اصلی در هفت تیر است که داخل سایت آدرس زده شده است . مطمئنم باورنکردنی است برای شما اتفاقات آنجا
بازم بابت همه چیز ممنون

چبق بی دود:

اول سلام (جواب سلام واجبه اما در مورد شما استثنا قائل می شم.)
دوم مخلصیم
سوم دوست داشتیم جای اینکه یه ایل آدمه ببدختو ورداری ببری ریگجن وسط اون بر بیابون یه نمور لطفی میکردی نصفی از اون آدمای خوشبختو می بردی جلو وزارت علوم تا از تجمع اعتراض آمیز (البته در کمال آرامش) یه عده دانشجو و فارق التحصیل رشته معماری و عمران و غیره که از دست این زعمای نظام مهندسی به ستوح (نمی دونم درست نوشتم یا غلط ببخش) اومدن یه خبری می گرفتی گزارشگر با عرضه زیاده اما تو چیز دیگری... (به جون خودم هندونه نبود خیلی گزارشاتو دوست دارم البته اون گزارش واقعاً عالی بود علی الخصوص اون پیشنهاد هتل تو ریگجن تا اونجا رفتی یه کم بالاتر به مصر "نزدیک دامغان" یه سر میزدی جای جالبیه وسط بیابون چشمه میبینی.)

اگه دوست داشتی ببینی قضیه از چه قرار بوده یه سر به این لینکا بزن.
http://memarinews.com/Pages/News-5093.html
http://memarinews.com/Pages/News-4806.html

راجعبه این پست هم از زبان حضرت مولانا میگم.
به قول خودتون: "و در پایان"
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو

محمد:

سلام و خسته نباشد
میخواستم نظرتون رو درباره ایمیلی که امروز دریافت کردم و در زیر آورد بدونم که آیا یه حرکت سیاسی و اغتشاشی هست یا واقعا حقیقت دارد؟


هشــــــدار ... هشــــــدار...،خبــــری جدیـــد و وحــشـتـنـاک
هموطنان عزیز مطلبی رو که در حال مطالعه آن هستید جدی بگیرید
مدتی است پرونده قضائی یکی از بزرگترین شرکتهای تولید محصولات مرغی و غذای فست فود به نام "ایران طیطو " به دلیل آلودگی شدید انگلی در مراجع قضائی در جریان است ، که متاسفانه به دلیل ارتباط پشت پرده این شرکت" ایران طیطو " با تیم .............. و نفوذ صاحبان شرکت و همچنین تهدیدهای مکرر ب...ازرسان وزارت بهداشت از درج این اخبار در رسانه ها جلوگیری به عمل آمده است .
و اما اصل خبر:
طی بازرسی های به عمل آمده از سوی کارشناسان مواد غذائی وزارت بهداشت 70 درصد محصولات مرغی تولید شده از سوی این شرکت " ایران طیطو " دارای انگل بوده که شدت آن در برخی محصولات مسئولین را متعجب ساخته است ، لیکن متاسفانه به دلیل ارزش ریالی بسیار بالای محصولات تولید شده و همچنین ارتباطات پشت پرده صاحبان شرکت مذکور " ایران طیطو " با تیم ............ ، این پرونده از دسترس مطبوعات به دورمانده است . جای امید خواهد بود در کشوری که سلامت جامعه به سیاست بازی آلوده میگردد و با در نظر گرفتن جریانهای فاسد اقتصادی و سکوت صدا وسیما در اینخصوص با خبر رسانی از طریق ایمیل و یا سایر امکانات از جمله اس .ام.اس یکدیگر را در افزایش سطح سلامت جامع یاری رسانیم . چه بسا فرزند و یا خواهر و برادر و یا دیگر عزیزانمان در حال مصرف این محصولات باشند بیایید با همت خود سلامت خود وخانواده خود را از خطر فاسدین حکومتی محفوظ بداریم. به امید جامعه ای سالم و بدور از فساد
در حال حاضر خیلی از هموطنان مشغول مصرف محصولات این شرکت میباشند ..... هموطن یکدیگر را آگاه سازیم

نو جوان ایرانی:

کامران خان اول سلام
امیدوارم نظرم را حتما بخوانید
این افرادی که شما از آنها سخن گفتید همگی بوسیله اشتباهات خودشان به این روز افتاده اند و نه تنها خود را بلکه خیل عظیمی از مردم را نیز دچار گرفتاری گرده اند.
اما من میخواهم از جایی حرف بزنم که مردمان آنجا خود را به سختی انداختند تا من وتو آسوده باشیم.

خبر نگار متفاوت تلویزیون تا حالا چند بار به آسایشگاه جانبازان ثارالله سر زدی؟آیا آنها مهم ترند یا عده ای ایدزی واکسی و...
منتظر گزارشت از این آسایشگاه میمانم

باسلام خدمت شما، جناب آقاي نجف زاده.
از خواندن مطالب بسيار زيباي شما، حقيقتا لذت بردم.
خوشحال ميشم به وبلاگ من سر بزنيد.
مايل به تبادل لينك با شما هستم.

مهدی:

با سلام و احترام آقای نجف زاده
من از تهيه كنندگان خبر بيست تقاضاي عاجزانه دارم برنامه اي با حضور مسئولين وزارت راه و شهرسازي در خصوص صلب حق طراحي و محاسبات ساختمان و مرتبط اعلام نمودن رشته كارشناسي ناپيوسته مهندسي تكنولوژي عمران - عمران با رشته اصلي عمران در سازمان نظام مهندسي ساختمان تهيه نماييد. دوستان محترم در كميسون ماده 7 هم ارزي رشته ها در وزارت راه وشهرسازي يك شبه كليه دانش آموختگان رشته هاي كارشناسي ناپيوسته ( كارداني به كارشناسي) را نا لايق براي طراحي دانسته و انها را از اين حق قانوني صلب نموده اند. اين مصوبه ناله وفقان هزاران دانش آموخته و دانشجوي رشته هاي كارشناسي ناپيوسته عمران و معماري را در كشور در اورده و همه بحت زده مي باشند. در ضمن مسئولين دانشگاه آزاد هم كه به طور متوسط 5 ميليون تومان براي يك دوره كارشناسي ناپيوسته از دانشجو مي گيرند. چرا از حقوق به حق اين افراد دفاع نمي كنند.اگر قرار بود كه حق طراحي در اين رشته ها به كسي داده نشود چرا در دفترچه كنكور اعلام نكرده اند و يا از طرف وزارت راه و شهرسازي و بعد از گذشت چند سال به يكباره اطلاع رساني شده است. آيا تقصير كار دانشجو است يا طراحان دوره هاي تحصيلي در سنوات گذشته در وزارت علوم.
باتشكر

منتظر خبر شما در 20:30 هستم امیدوارم رومونو زمین ندازی و یک گذارش درباره این موضوع تهیه کنی ممنون

سلام آقای نجف زاده عزیز.
من یکی از طرفدارای شما هستم.اگه بقیه نبینن.
گزارشتون رو تو بیمارستان دیدم جالب بود.ولی نه به اندازه ی گزارش نرگسی ها.
نمیدونم چطور دوشب تو بیمارستان دووم اوردین.
حتما خیلی سخت بوده.در هر حال خسته نباشید.امیدوارم تو کارهاتون موفق باشین.
خیلی التماس دعا دارم تو این ماه.
اگه لایق دونستی بهم سر بزنید خوش حال میشم..

سلام بنده خوب خدا..... وب وقعا خوبي داريد و من هميشه گزارش هاي شما رو دنبال مي كنم .بسيار عالي كار مي كنيد.... راستي از خاطرات فرانسه هم خوشحال ميشم كه مطلب بزاريد.. منونم .... موفق باشيد . ياحق

با سلام

گزارش چند روز پیش شما درباره کویر ریگ جن را دیدم و برایم عجیب بود که اسم کویر نوردانی مانند سون هیدن و گابریل آورده شد ولی اسمی از کویرنوردان ایرانی که از این مسیر به صورت پیاده عبور کرده اند آورده نشد و حتی گفته نشد که کسی به از این مسیر عبور کرده است.

تا جایی که من خبر دارم 2گروه از این مسیر (مرنجاب کاشان به جندق) پیاده عبور نموده اند که گروه ما یکی از این دو بوده است اگر اطلاعات بیشتری از این منطقه خواستید می توانید با من تماس بگیرید
09125613550 علی صالح پور

موفق باشید

سلام
خبری از مطلب جدید نیست!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام داداشی
خوبی؟ایام ت به کام...
التماس دعا توی این شبای عزیز..
الحمدالله گزارشاتو می بینم!و چقدر هم خوشحال میشم که میبینمشون!!
نیازی نیس تعرف کنم!انچیز که عیان است چه حاجت به بیان است..

سلام
اینجا جایی برای درج نظرات به صورت خصوصی نیست
امید که در قالب ایمیل بتوان بیان کرد

امین :

سلام یک سوال آدرس ایمیل شما چیه

كريمي:

جناب آقاي نجف زاده توروبه مرتضي علي(ع) قسم بيا شهر ميامي از استان سمنان اين بخش بيش از50هزارنفر جمعيت دارد وبيمارستان ندارد بيمارستان آن 25سال است كه نيمه كاره مانده و10بار ازدست مسئولين مختلف كلنگ خورده است

سلام
روزتون مبارک آقای خبرنگار*

سلام آقای نجف زاده.. روزتون مبارک... ایشالا تا به ابد موفق باشید...
ایشالا کیان عزیز همیشه به داشتن باباش افتخار کنه:)

خیلی سخت و درناکه چون من از نزدیک آنها را دیدم بد تر از همه اینها این است که ما آدما آنها را دیوانه می دانیم بلکه فقط بیمار هستند یا ناخواسته یا متاسفانه تقصیر خودشونه
شاید دلیلش ندیدن سخن پیامبر اسلامه که می فرمایند:
هنگامى كه در محضر پيامبر(ص) شخصى را ديوانه شمردند، حضرت فرمود: «اين مرد بيمار است، نه ديوانه، ديوانه كسى است كه تكبر ورزد.» و در جایی دیگر دیوانه را کسی می دانند که از دستورات خدا پیروی نکند.

ارمیا:

گوش اگر گوش مسئولین و ناله اگر ناله ماست
آنچه البته بجایی نرسذ فریاد است..........

علی:

تکان دهنده بود...

سلام
روز خبرنگار مبارك

سلام کامران عزیز

روز خبرنگارو بهت تبریک میگم و برات آرزوی موفقیت

میکنم،شادباشی و سلامت

moontazer:

سلام
یک نفس یاد خدا
یک سبد خاطر آسوده و شاد
یک بغل شبنم آرامش صبح
یک هزار آیینه از جنس دعا
همه تقدیم شما...

روزتون مبارک !

man:

سلام
این نوشته آدمو یاد بیمارستان لیوبلیانای پائولو و ادوارد میندازه! پس دکتر ایگور کجاس؟! روزتون پساپس مبارک نجف زادۀ بزرگ...

روز خبرنگار بر همه خبرنگاران، روزنامه نگاران و نويسندگان گرامي باد.

مجید پورحیدر:

سلام آقای نجفزاده . از گزارشها و پیگیریهای شما واقعا خسته نباشید دارد . ما را از زوایای پنهان جامعه آگاه میکنید و چه بسا در این راه گره از کار کسانی باز شده است . اگر ۀدرس ایمیلی دارید برایم بفرستید تا برایتان گزارشی از یک کودک رنجدیده از اشتباهات مکرر پزشکان که پدرش جهت تامین هزینه های پزشکی مجبور به فروش کلیه خود شده است ارسال کنم تا با پیگیری های شما به نتیجه برسد . روز خبرنگار بر شما مبارک .

سلام دوست
متن بسیار تاثیرگذاری بود. ای کاش مسوولین میخواندند.
بنده با خواندن متن دچار همان لقمه بربری شدم..
یاعلی

آدم برفی:

سلام نازنین....
خوب هستید؟!
روز خبرنگار رو با یک روز تاخیر بهتون تبریک میگم

روزتون مبارک.
چرا کامران نجف زاده دیگه اون خبرنگار محبوب قلب ها نیست؟چرا انقدر ساکت شده؟

اهووووووووو
چقدر نظر اگه وبلاگ منم ایطور نظر داشت خوب میشد

تقصیر هیچ کس نیست تقصیر ذهن پیچیده اسکیزوفرنی ها و ساده دلی ایدزی هاست....
کم فرهنگ سازی نشده به نظر من همه آگاهانه و با چشمان باز برای چشیدن لذت آنی سقوط خودشون رو در چاه میندازن اما هرگز نمیتونن خودشون رو از اون رها کنن.

هستی:

اگه حالو روز مردم ناراحتت میکنه ی متنی بذار که آگاهیشون بره بالا نه اینکه اونارو به نچ نچ وادار کنه دوای درد این مردم آگاهیه نه چیز دیگه....

سلام
من درباره ی خیزش عروسکی اپ کردم
به رسم همون چند سال پیش
:)
التماس دعا برادر

سلام
بغضت را قورت نده
بگذار هق هق شوند دردهایت
دردهایمان...
ما فرزندان اندوهیم...
باور کن روزی همین اشکهایمان...
باور کن...

میلاد:

هــــــــی...،شیطونه میگه یه آمپول بزرگ بسازی یکی به خودشون بزنی تا معنی آمپولو بفهمن داداشم

دانشجویان ماهشهر:

هو المفتاح . . .
رنجنامه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماهشهر

ریاست متحرم دانشگاه آزاد اسلامی، جناب آقای دکتر جاسبی با سلام و عرض اعتراض!

"بيا و گوش بده دردهاي پنهان را به ناله‌هاي دل ما که بي ثمر داریم"
جناب آقای دکتر آیا می دانید طی یکسال گذشته دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامي واحد ماهشهر گرفتارچه مصائب سختی شده‌اند؟ يک سال است که دانشجويان اين واحد شاهد تحقير خود و توهين به جايگاه و شخصيت خويشند. مسولین این واحد تمام تلاش خود رابرای شکست و يا سرخوردگي دانشجویان با ایجاد مشکلات متعدد در زمينه‌هاي مختلف علمي و آموزشي و پژوهشي و مهم تر اقتصادی در پیش گرفتند و به طرق مختلف این مشکلات رااز طریق ساخت وسازهای بی برنامه و...به وجود آوردند!! بدهی های سرسام آور میلیاردی همه هم دانشگاهیان را دچار مشکلات و معضلاتی کرده است. سخت گیری بیش از حد اساتید و مسولین واحد،گواه این درد بزرگ نمرات پایین و آمار مشروطی دانشجویان این واحد طی دو نیمسال اخیر است. دانشجوهای این واحد به خاطر حتی یک ریال بدهی به دانشگاه امکان مشاهده کارنامه و برنامه درسی خود را که ندارند هیچ حتی به خاطر ریالی بدهی اجازه انتخاب واحد ندارند.دانشجویان امکان پرینت کارت امتحان وگرفتن گواهی اشتغال به تحصیل وحتی نشستن سرجلسه امتحان حتی به خاطر یک ریال بدهی را ندارند..وام بلند مدتی که از طرف وزارت محترم علوم به حساب دانشگاه واریز می شود به دانشجوها به بهانه تعداد بالای متقاضی پرداخت نمی شود یا مبلغ ناچیزی پرداخت می شود که کفاف شهریه های سنگین نمی دهد. انتخاب مدیرگروه هایی که رشته تحصیلی و مدرک مرتبط با رشته را ندارد،عدم پاسخگویی مناسب مسولین خصوصا مسولین آموزش به دانشجو و برخورد های نامناسب حراست واحد با دانشجو،هزینه بالای اینترنت،غذای نامطلوب سلف سرویس،هزینه خرید کوهی از کولرهای گازی و انبار شدن و خاک خوردن این کولر ها در محوطه دانشگاه،هزینه میلیاردی چمن ورزشی واحد که بیشتر به نیزار و باتلاق شبیه است تا یک زمین فوتبال،عدم همکاری با اساتید باتجربه و پروازی واحد و جذب اساتید کم تجربه با مدارج علمی پایین و اساتیدی که روحیه سختگیریهای بی مورد دارند،بی برنامگی دروس ارائه شده در و تداخل ساعات کلاسی و امتحان اکثر دروسی که باید طبق چارت هر رشته در یک ترم یا ترم های قبل و بعد اخذ شوند،مشکلات نرم افزاری سامانه انتخاب واحد و ... از اين يکسال هرچه بگوييم کم گفته‌ايم که شرح اين خون جگر همان مثنوي هفتاد من کاغذ مي‌شود.
تمام حکايت از زماني آغاز شد که ساخت و سازهای میلیاردی در عرض یکسال چهره دانشگاه را عوض کرد. گرچه در ابتدا اميدهاي بسيار در دل اعضاي اين مجموعه و دانشجویان این واحد زنده شد تا با آغاز این اقدامات و ساخت و سازها، برخي مشکلات موجود در دانشگاه از جمله وضعیت کلاس های درس و .. خاتمه يابد وحرکت به سمت ساخت دانشگاهي زیبا، علمي و فرهنگي بر اساس معيارهاي بين المللي آکادميک و با امکانات و تکنولوژی های روزسرعت گيرد، اما اين اميدها چندان دوام نياورد و به زودي آشکار شد که اين کشتي راه به بيراهه مي‌برد و اتفاقات تازه‌اي در راه خواهد بود. نه تنها اصلاحاتي در کار نبود که گويي تخريب همه جانبه دانشجو دستور کار قرار گرفت و سخت گیری های بی حد و حصر برای دریافت شهریه از دانشجوها صورت گرفته شد،به یکباره بالا بردن آمار مشروطی و افتاده ها و نمرات بسیارپایین ودور از انتظار همه را به این فکر فرو برد که این سخت گیری ها برای گرفتن شهریه بیشتر از دانشجو برای سامان دادن به اوضاع افتضاح اقتصادی دانشگاه است.آیا این نمرات پایین و این سخت گیری ها برای بالا بردن تراز علمی دانشگاه و افزایش سطح کیفی علمی و فرهنگی صورت می پذیرد یا بهانه ای برای دریافت شهریه بیشتر است؟چرا که اگر تراز علمی مطرح بود اساتید با تجربه ودانشجومحورکه ازسطح علمی بیشتری نیز برخوردار بودند طرد نمی شدند.
بیش ازيک سال بر اين سياق گذشت و اگر نبود تجربه و تواناييهاي برخی اساتيد محترم و حس تعهد و وفاق دانشجوهای قدردان و ولایی این واحد و تحمل تمام اين دردها به اميد پايان يافتن این مشکلات و با تعهد دانشجوهای انقلابی این واحد که در این برهه حساس و اوج گیری غبار فتنه در فضای ملتهب کشور نخواستند با تجمع و تحصن بهانه ای به دست مخالفان این نظام عزیز و دشمنان قسم خورده ی انقلاب اسلامی و خمینی کبیرشان داده و به برکت وجود نازنین مقام معظم رهبری و طبق رهنمودهای امام خامنه ای درخواست های خود را از مجرای قانونی و رسمی به گوش مسولین برسانند تا بلکه مرحمي بر زخمها حاصل شود شايد مدتها پيش فرياد اعتراضات دانشجويي در واحد ماهشهر گوش فلک را کر کرده بود.
اکنون دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماهشهر با انتشار اعلامیه ای در سایت رسمی خود زمان انتخاب واحد ترم آتی(مهر90) را 22 مرداد اعلام کرده و علاوه بر اخذ بدهی معوقه و شهریه ثابت مبلغ 200 هزار تومان از شهریه متغیر را یکجا وصول کرده و اعتراض 13 هزار دانشجوی این واحد و خانواده هایی که توان پرداخت این مبالغ هنگفت را به صورت یکجا نداشته اند تا کنون به نتیجه ای نرسیده است، فلذا :
"اي که دستت مي‌رسد کاري بکن پيش از آن کز تو نيايد هيچ کار"
در پایان از شما و سایر مسولین محترم عاجزانه تقاضای پیگیری این مشکلات و علی الخصوص تغییر زمان انتخاب واحد و حذف شرط پرداخت مبلغ 200 هزار تومان شهریه متغیر و همچنین پیگیری سخت گیری ها ی بی حد و حصر و اعمال نمرات بسیار پایین برای دانشجوهای این واحد را نموده و نیم نگاهی نیز به آمار مشروطی دانشجوهای ان واحد طی یکسال گذشته داشته باشید.
بی شک در صورت عدم پیگیری این مشکلات از سوی مسولین محترم دانشگاه آزاد اسلامی فرياد اعتراضات دانشجويي از این واحد دانشگاهی به گوش همه مسولین محترم نظام و علی الخصوص رهبر فرزانه انقلاب و مجلس محترم شورای اسلامی وملت عزیز ایران خواهد رسید.
وا... المستعان
والسلام علي من التبع الهدي
جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماهشهر
مرداد ماه یک هزار و سیصد و نود هجری شمسی

تو زمان دانشجویی توی بخش روان خیلی مریض می دیدم. می دونی اغلب اونا بسیار باهوش بودند. اغلب اونها شرایط را برنمی تافتند و یه هویی به سیم آخر می زدند. هنوز قیافه ی مرد جوان فوق العاده باهوشی که از طبقه ی هشتم خودش رو پرت کرده بود پایین یادم نمی رود. می خواست بمیرد ولی نمرد. قطع نخاع شد.

"درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند...
معنی کورشدن را گره ها می فهمند...
سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین؛
قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند...
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن، چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند!!!"
***
سلام بر کامران نجف زاده ی عزیز...
خسته نباشید دلاور!ممنونم که هستید!!
دلمان برایتان تنگ شده بود. خوب شد که اخراجتان کردند این روشنفکران اروپایی... فرانسه تنگتان بود،نبود؟؟؟
اما درباره ی آنچه که نوشتید،بغضتان و هزار حرف ناگفته که می خواستید بزنید و نشد و من درک کردم!!!
اما چه میشود کرد! یکی هم که داشت نشان میداد(استاد وحید جلیلوند در 40 دقیقه بدون قضاوت)آمدند گفتند سیاه نماییست و فلان و فلان وفلان و تعطیلش کردند رفت!!!!
حالا شما هی بغض کن، گریه کن، قلم بزن... می آیند می گویند:چیزی نیست،سیاه نمایی ست.نگران نباشید درست میشود!!!
ما هم امیدواریم به حق مولا علی درست شود،بخیل که نیستیم!
برای همه یشان(بیماران روانی بیمارستان را می گویم)دعا می کنم که خدایمان لباس عافیت بپوشاندشان!آمین...
رها کنم...
ماهتان عسل...
اگر در گوشه و کنار حرفه ی پر طمطراق و حال خوبتان جایی خالی بود، بی ادعا بگویم،من بی صبرانه آماده ی میزبانی شما عزیز هستم...
مدد زغیر تو ننگ است یاعلی مددی...

نمی خواهم از مثلاً گفتن که تکیه کلام مجری برنامه ومهمان برنامه شده بود بگم دیدن این برنامه مرا به نوشتن این مطلب سوق دادکه کاش می شد برنامه های تلویزیونی که تهیه میشوند تلنگر بروجدان خواب مسئولان دولتی باشد تا اینکه طبق عرف معمول جا افتاده در برنامه های تلویزیونی از مهمانی به مناسبتی دعوت شود ودر مورد آن موضوع خاص صحبت کنند در این برنامه از خبر وخبرنگار ومشکلات افرادی که در این حوزه فعالیت دارند صحبت شد اما باز فراموش شد که مشکل فقط این نیست وبه اینجا ختم نمی شود شب گذشته وقتی خبر ساعت های مختلف کانال تلویزیون را پیگیری می کردم هر چند که اگر خودمان را گول نزنیم دیدن یک خبر آن هم برای اطلاع یافتن از دنیا کافیه ! ولی یک خبر مورد توجه من خبر دیدار رئیس جمهور محترم آقای دکتر احمدی نژاد با خبرنگاران بود جای گفتن داره که امسال یک مقدار رنگ وبوی روز خبرنگار پررنگ شد اما جای تاسف از اینکه باید در روز خبرنگار از تخصصی شدن حوزه فعالیت آن خداحافظی کرد شاید منظور من را آنان که در این حوزه فعالیت کاری ودانشگاهی دارند بدانند، بله حذف سیزده رشته دانشگاهی علوم انسانی از جمله خبرنگاری هدیه ای بود از طرف مسئولان دولتی به علاقمندان این رشته به مناسبت این روز ،زمانی که رئیس جمهور از اهمیت خبر و خبرنگاری میگه ودر برنامه پارک ملت از مشکلات خبرنگاری با مهمانان برنامه صحبت شد آیا رئیس جمهور محترم وتهیه کننده برنامه پارک ملت وآنانکه در این حوزه فعالیت دارند به خود این تلنگر را زدند که این عرصه فقط محدود به یک روز از تقویم ملی نمیشود وعلاوه بر آن نیاز به تجربه وتخصصی شدن هم هست !؟آیا این تلنگر را به خود زده اند که برای ادامه این راه وفعالیت پررنگ در این عرصه نیازمند به نیروی متخصص است.!؟

می خواهم کسانی را دوستانه مورد خطاب به عنوان مخاطب این موضوع قرار بدهم که:جناب رئیس جمهور از شما که فردی دانشگاهی هستید دور از انتظار بود که به جای اضافه کردن وظرفیت پذیرش بیشتر دانشجو این عرصه ، در پی حذف سیزده رشته علوم انسانی شدید وتهیه کننده برنامه پارک ملت آیا بهتر نبود که در این روز در کنار دعوت از دیگر مهمانان برنامه بدور از در نظر گرفتن هر گونه سیاست گذاری خاص برنامه از مسئول دولتی برای پرسیدن حذف سیزده رشته دانشگاهی از جمله خبرنگاری هم دعوت می کردید که حداقل این نوید را به فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی که علاقمند به ادامه تحصیل در این رشته هستند می داد که به دنبال انتخاب رشته دیگری باشند وفعالان دانشگاهی وکاری این حوزه آیا فقط به اختصاص دادن یک روز از تقویم ملی، شما را به حذف سیزده رشته دانشگاهی قانع کرده و یا به اثرات حذف این رشته دانشگاهی فکر کرده اید.؟!

دیگر مطلبم را بیش از این ادامه نمی دهم ودر کلام آخر فقط منتظر تلنگری بروجدان خواب کسانی هستم که امیداوارم با بیدار شدن وآگاهی پیدا کردن گامی برای پیشرفت حوزه علوم اجتماعی بردارند ودر پایان قصدم از نوشتن این مطلب گلایه ای بود از افرادی که بی تفاوت از کنار مسائل جامعه میگذرند.

از همان روزی که دست حضرت قابیل!
گشت آلوده به خون حضرت هابیل!
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید-
آدمیت مرد!
گرچه آدم زنده بود
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون،دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب،
گشت و گشت،
قرن ها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت!

(فریدون مشیری)

سلام
يه سوال سوژه هايي كه شما مي رين دنبالشون بايد خاص باشن و متفاوت يا مي تونيد يه سوژه را خاص كنيد يكيش همين دانشگاه پيام نور، هر شهر و روستايي مي ري معذرت مي خوام بي ادبيه سرويس بهداشتي پيدا نمي كني ولي يه دانشگاه پيام نور پيدا مي كني خودتون يا همكاراتون پي گيري كنيد آخه لازم اين همه دانشگاه با مشكلات فراوان ايجاد بشه براي نمونه دانشگاه پيام نور چادگان در اصفهان سال84 تاسيس شده با1000نفردانشجواما هنوزساختمان دانشگاه درست نشده در يك مدرسه ي استيجاري مستقر هستن كه به دليل كمبود مدرسه و اينكه قرار همه ي مدارس صبحي بشن بايد تخليه بشه مكاني هم براي اجاره در شهر نيست و فرماندار شهرستان هيچ همكاري با دانشگاه ندارد من داخل استان پي گيري كردم اما نتيجه اي نگرفتم اگر اطلاعات بيشتري خواستين در اختيارتون مي ذارم
باتشكر

سلام......
كامران جون خيلي دوست داريم...
يه سر بيا خوزستان...

عشق نور است که هرچه را در مسيرش قرار بگيرد - از جمله قلب ها را - از خود روشن مي سازد..

سلام.بميريد اقا كامران........
واقعن خودشيفتگي تا چه حد؟؟؟مي مردين به ما خبر ميداديد كه توبرنامه ي پارك ملت دعوتيد؟؟مثلن مي خواستيد مردم رو سوپرايز كنيد؟؟واقعن ناراحت شدم.تازه معلوم نيست اين برنامه رو واسه دانلود بزارن يا نه.احتمالن الان بايد خيلي خوشحال باشيد....چون دارم از اعماق وجودم ميسوزم؛واقعن دارم اتيش ميگيرم.مثه اينكه شما هم بدتون نمياد طرفداراتون رو تو اين حالت قراربديد.
تازه از اين بدتر اينه كه با لبخند و كمال ارامش ميگيد كه ميخام برم ليبي.بابا مگه اين مملكت كم مشكل داره كه شما ميخاييد بريد اونور اب .....؟!؟!
واقعن ديگه نميدونم چي بگم.....فقط دعا مي كنم خدا به بعضيا يه عقلي بده.....

سلام
دیشب بهترین برنامه ی پارک ملت رو دیدم.واقعا" عالی بود و پر از مطالب آموختنی.
از همین جا به آقای شهیدی فرد هم باید تبریک گفت چون راضی کردن تو برای مصاحبه اونم بعد از این همه مدت کار فوق العاده سخت و مشکلیه.
خوشحالم که ویزای لیبی هم اومد چون قطعا"اونجا کلی سوژه ی ناب منتظرته.

امیدوارم همیشه مثل دیشب تک باشی.

سلام میخواستم یک روستا که تمامی مردم این روستا به شغل تکدیگری مشغولند وبسیارم پولدار هستند را بهتون معرفی کنم.اگر دوست داشتین خبرم کنید .موفق باشین.

سلام
برنامه مصاحبه دیشب شما را دیدم
خیلی جالب بود
علاقمندم شما را ببینم
ممنون میشم جواب بدین

ali:

شما معضلی رو دیدی وراجع بهش نوشتی خوب حل این مشکل بر می گرده به روانپزشکان که به جای شیوه اسلامی وواقعا علمی از شیوه صرفا غربی (دارودرمانی)بدون دلسوزی وبدون مشاوره های درمانی بعدی اش استفاده می کنند وعدم نظارت وپی گیری مسئولین مربوطه،فقط وفقط مسئولین مربوطه. خوب این چه ربطی داشت به کل ایران که افراد نااگاهی که ایمیل فرستادند اینقدر القای ناامیدی کردن وکل ایران رو پیشرفتاشو زیر سوال بردن. مثل همیشه عشق خارج دارن فقط منتظرن یکی یه جا یه معظلی یا انتقادی مطرح کنه اینا شروع کنند به پاچه خواری و سیاه نمایی افراطی و نادیده گرفتن بقیه خدمات وپیشرفتهای کشور.هیچ راه حلی هم بلد نیستن ارائه بدن فقط قر میزنن!اصلا اکثر این بیمارای روانی هم اونایی هستن که شئونات اسلامی رو زیر پا گذاشتن(مواد مخدر-رابطه نامشروعو...) البته منهای اونایی که واقعا مشکل داشتن.شما برای دلسوزی خبر یا گزارشی تهیه می کنی به امید اینکه مشکل حل بشه اگه بخواد سبب ایجاد ناامیدی وسواستفاده بعضیها بشه ،فقط مشکلی به مشکلا اضافه می کنه.باتشکر

حامد:

سلام،،،

مدتی میگذرد،

من هم خواهم خوفت،

من هم خواهم خورد،

اقای نجفزاده،به امید خدا به زودی تمام فارغ التحصیلان و دانشجویان کارشناسی ناپیوسته ی معماری بستری شده و فقط آمپول خواهند خورد...

چرا؟؟؟؟؟

چون 5-6سال درس میخونن برای اینکه با اصول طراحی معماری و ریزو درشت درست معماری کردن آشنا بشن،بعد آقایون نظام مهندسی بدون هیچ استدلالی میگن شما که معماری خوندید طراحی نکنید بجاش به مهندسان عمران حق طراحی ساختمان میدن!!!!!

به عمران ها اجازه ی معماری کردن میدن،و به معمارهایی که 2بار کنکور دادن و 5-6سال درس اینکارو خوندن،فقط میخندن....

به داد ما برسی از این ظلم کبری...
حامد/شیراز

یوسفی:

سلام آقای نجف زاده
انشاءالله که خوبید؟
بعدازمدتهابازهم فرصتی شدکه بیایم اینجاوبعضی مطالبتان را بخوانم.
این مطلب دلم را سوزاند چون همیشه گفته ام درکشور ما متاسفانه قبل از هردرمانی داروتجویزمیشود.بسیاری از مشکلات روحی روانی درزمان مراجعه به روانپزشکان و مصرف دارو با رواندرمانی و روان پژوهش درمان میشوند اما متاسفانه اغلب پزشکانه ناپزشک ما دارو را تجویزمیکنند.خودمان هم انگار عادت کرده ایم بدجور به یک کیسه پراز قرص و کسپول و آمپول.اگر برویم پیش دکتری برای سرماخوردگی و دکترعاقلانه بگوید پرهیزکن و آب نمک قرقره کن و مرکبات مصرف کن و ...وداروننویسد میاییم بیرون و پشت سرش میگوییم اندازه ... هم حالیش نبود اسمش رو گذاشته دکتریه آمپولی ننوشت که من خوب بشم یا حداقل یه قرصی.
حالا که باز وضع بهتراست تاچندسال قبل که مردم مانمیدانستند روانشناسی چی هست؟وقتی میگفتی برو مشاوره میگفتند وا مگه دیوانه ام؟چه حرفایی میزنی هااا و کلی بدوبیراه نثارت میشد به عینه یا در دل.اماهنوزم متاسفانه بیشتر ما بجای رفتن پیش روانکاو به روانپزشک مراجعه میکنیم و آن آقای ناپزشک هم نمیگوید بگذار چندجلسه رواندرمانی داشته باشیم باخودم یا با دیگری اگربهبودی حاصل نشد میرویم سر دارو درمانی.
ایکاش هرکدام از ما کمی تعهداخلاقی کمی شرافت و کمی انسانیت چاشنی کارمان میکردیم درهر موقعیت کاری که هستیم شما که روزنامه نگاریاخبرنگار یا هرچی هستی من که کارمندیک شرکت خصوصی ام اون که یک پزشک است دیگری که یک مهندس است آن یکی که رفتگراست و...
ایکاش انسان بودیم قبل از هرچیزی بعد ایرانی بودیم قبل از هرچیزی و بجای رجزخوانی درهرمقامی که هستیم و موقعیت اجتماعی که داریم"یادمیگرفتیم یک ایرانی انسان باشیم و برای رفاه حال همدیگه آرامش درجامعه و لذت بردن درست از نعماتی که درکشورمان هست دست یاری به هم میدادیم و بقول کتاب دبستان میهن خویش را میکردیم آباد تا کنارهم با صلح عشق امید آرامش امنیت واقعی(نه آنچه به اسم امنیت اینروزها باب شده است)بهره بردن از تک تک نعمات خدادادی کشورمان و ...لذت میبردیم...
ایکاش یک ایرانی انسان بودیم...
موفق باشی دوست جوان من

قصه هم خوابگاهی منم همین بود و البته غصه اش هم...
از بس الپرازولام خورده بود و آمپول و شک...همیشه خواب بود.حتی موقع امتحانات پایان ترم.
بتول پاشوووووووووو
بی فایده بود.بعصیا ازش می ترسیدن.
این شد که دوسال تعلیق خورد و شد سوژه بچه های روانشناسی اما اون استاد مریضی که این بلا رو سر بتول آورد هیچ وقت سوژه نشد...

نفیسه:

سلام آقای نجف زاده ، طاعات شما قبول
نمیدونم چرا درخواست مرا درج نفرموده اید.آقای نجف زاده باور کنید چون گوش شنوایی پیدا نکرده بودم سراغ شما آمدم.خواهشا پیگیر مشکل من باشید.هر لحظه ممکنه سازمان سنجش نتایج کارشناسی ارشد را اعلام کنه اون وقت حق من و امثال من که رتبه اول دانشگاه های غیر انتفاعی اند و رشته انها در دانشگاه های غیر انتفاعی مقطع کارشناسی ارشد تدریس نمیشه ضایع بشه.من واقعا نمیدونم باید چه کار کنم.از یه طرف ادبیات انگلیسی تو مقطع ارشد در دانشگاه های غیر انتفاعی وجود نداره ، از طرف دیگه دانشگاه های دولتی دانشجوی استعداد درخشان دانشگاه های غیر انتفاعی را بدون کنکور پذیرش نمیکنند یا سلیقه ای عمل میکنن. هیچ کجا هم جوابگو نبوده تا حالا.ایا ما باید از خیر سهمییه بدون کنکور خود بگذریم؟.خلاصه از اینجا رانده و از انجا مانده شده ایم و متاسفانه هیچ فردی هم جوابگوی مشکل ما نیست. البته وزارت علوم گفته که باید به سازمان سنجش تلفن بزنیم و موضوع را به انها بگوییم.ولی تا کنون موفق به برقراری تماس تلفنی با سازمان سنجش نشده ام. لطفا شما بررسی کنید .
ممنون

سلام جناب نجفزاده
شما كه همه امكانات نمايش درد ورنج طبقه محروم را داريد اگه لحظه اي درنگ كنيد يه لحظه به محرومان بدهكاريد
يا علي

محمد قنبرلو:

نمیدونم چی بگم... من عاشق وطن و اکثر مردمون اونم.. اخه اکثر مردم ما خیلی مظلوم هستند و هیچ وقت به اون چیزی که لایقش بودن نرسیدند( رفاه، آرامش خاطر و ...) اخه چرا باید گشوری با این همه استعداد و منابع دردش این باشه... آقای نجفی ازتون ممنونم

سر در گم:

سلام
اینروزا همه مردم هر سوراخی رو که پیدا می کنند به خیال سوراخ دعا انگشتشون رو توش فرو می کنند شاید شفا بگیرن ولی از بد حادثه نه شفایی در کاره و نه .....
اینروزا اینقدر مردم گرفتار یه لقمه نون اند که یادشون رفته قصه پینوکیو و روباهه و گربه نره رو !!
بگذریم کار ما از مقدمه چینی و آماده کردن مردم برای خبر بد دادن گذشته اصلا شاید اگه یه روز یه خبر خوب و خداپسندانه شنیدیم و سکته کردیم بشه سوژه خبری شما و همکارانتون
القصه : بیست سال پیش یه خانوم مومنه- محجبه- خیر خواه -مدرسه ساز- مسجد ساز- که شاید الانم چون دستش بنده نتونسته به سومالی کمک کنه ولی مطمئنا اجرش پیش فرشتگان خدا ثبته ثبته !!!؟؟؟؟توی شهر همدان یه صندوق زد به اسم احسان الزهرا!!!!!!!!!
ولی این خانوم علاوه بر وام های کم بهره از مردم سپرده 3 ساله می گرفت در عوض هر یه میلیون تومن 30000تومن سود می داد . ما هم از خدا خواسته گفتیم یه مسلمون پیدا شده داره بینی و بین الله سود میده دیگه !
15 ساله داره اینکارو می کنه که حالا اقدام به فرار کرد ولی امدادهای غیبی گرفتنش حالا هم می گن توی زندونه و دارن ازش بازجویی می کنن . نه اینکه بنده خدا سنش بالاست باهاش مدارا می کنن !!؟؟
سرتو درد نیارم اگه برات ممکنه یه ایمیل به من حقیر مال باخته بزن بگو ببینم شما که سواد دارین اهل روزنامه و مجله و .... هستید می دونید چرا اینا از استاندار گرفته تا کارمند همون صندوق اینقدر هوای این خانوم دزده رو دارن ولی بی خیال مردمن ؟ بدهی صندوق به بانک پارسیان رو از پرداختی های مردم بهش می دن چون اون از دادگاه و پلیس و اطلاعات نمی ترسه ولی مردم همچنان باید پشت در های صندوق شعار مرگ بر استاندار و شاید بعدها شعارهای دیگه ای بهش اضافه بشه رو سر بدن !!؟؟
من خیلی چیزا رو نمی فهمم . اینم از اون خیلی چیزاست که لطف می کنی اگه راهنمائیم کنی .
دوست دارم

شما می توانید کمک کنید اگر کمی نگاه کنید.

ابراهيم مالكي نژاد:

با سلام
واقعا آدم متأثر ميشه
راستي در كوهبنان كرمان يك قبرستان را عده اي تخريب كردند كه احتمالا زير نظر شهردار است
اگر دوست داري بيا و يك گزارشي تهيه كن
سوژه داغي است و اكثر خبرگزاريها خبرش رو درج كردند
سپاس

سلام
خیلی جالب بود.خوشحال می شوم نظرتون رو در وبلاگم ببینم.

omid:

بيخودي پرسه زديم صبحمان شب بشود . بيخودي حرص زديم سهممان كم نشود .ما خدا را با خود سر دعوا برديم و قسمها خورديم.
ما به هم بد كرديم ما به هم بد گفتيم .
ما حقيقتها را زير پا له كرديم .
و چقدر حظ برديم كه زرنگي كرديم /
روي هر حادثه اي حرفي از مهر زديم /از تو من ميپرسم ؛ما كه را گول زده ايم

ساقی ساروی:

سلام
واقعا دردناک بود.خوبه افرادی همچون شما هستند که دلنوشته های افراد پردرد رو بنویسند،حداقل برای افرادی مثل ماخوندنش آروم میکنه حتی اگر مسئولین نخوان بشنون.

پاینده باشید آقای نجف زاده

فرزاد:

کاش رنجهامون تو همین بیمارستانها با آمپول درمان می شد

رضا:

این بار سومیه که می پرسم . می دونم که طبق عادت اونور شیشه ای ها خودتو موظف به جواب نمی دونی . سال گذشته همین جا برات نوشتم و یکی دو هفته پیش هم اومده بودی تو برنامه ی شهیدی و داد سخن می دادی زنگ زدم تا با خودت گفت و گو کنم اما تلفن چی برنامه مصر بود تا حرف های منو اگه صلاح دید به تو بگه و می دونم گه نگفت . و حالا برای سوم بار میگم : تو یا هر کدوم از اونایی که اون طرف شیشه ی این جعبه ی جادو اگه روزی بیاین بیرون _ به هر دلیلی_ به گذشته تون که نگاه کنین از خودتون راضی میشین یا راضی خواهید بود؟

شیما:

آقای نجف زاده شایسته ستایشی

رویا:

خیلی جاها اتفاقایی میفته که نه میتونی فراموشش کنی و نه هضم میشن از دختر جوونی که به جای لذت بردن از زندگیش گوشه ی آسایشگاه به زور دارو آروم میشه گرفته تا دختری که به جای جزوه نوشتن سر کلاس باید زیر تیغ جراحی اثرات اسید رو رو صورتش به حداقل برسونه ! افسوس...

تنوری بودن ،بی پروایی می طلبد.
تشریف بیاورید
تنوری باشید
یاحق

mina:

سلام .من هم توی یکی از همین بیمارستان ها بستری شدم .زمانی که بعد از 11 ماه زندانی شدن توی خونه دیوانه شده بودم.
بندی از قانون ، عملا از من در مقابل پدر روانی ام حمایت نکرد.
بدون هیچ پشتوانه ای . 11 ماه زندانی شدن در خانه و بعدا سر از تیمارستانی درآوردن که حس حیوان بودن رو به من القا می کرد.
غافل از این که پدر بیمارم مستحق تر از هر کسی به درمان بود.

واقعا عالی نوشتین
شما جزو الگوهای من در زندگی هستید
نه به خاطر سوژه های ناب
نه به خاطر صدای آهنگین
و نه به خاطر نوشتار زیبا
بلکه به خاطر جرئتی که دارید و خیلی از ماها نداریم...........
ای کاش امثال شما بیشتر پیدا میشد
ای کاش..........
خوشحال میشم اگه به من افتخار بدین و منو به اسم"دلامون صاف افکارمون آسمونی"لینک کنید
منتظر همیشگی گزارشهای شما

واقعا تاثیر گذار بود.ناراحت شدم.

در پارك ملت مشعوف شديم از ديدارتون

صالح:

کامران! پدرم همیشه به من میگفت صالح تو سر سالم به گور نمیبری!!! و همین هم شد و الان دیگر من سر سالم به گور نخواهم برد، فقط خواستم بگم مراقب خودت باش پسر!

سلام
تودلت سوخت ونوشتی ومی دونی کسی هست که پای همین نوشته هات میشینه واونا رومی خونه..
ماکه ازاین دسته دردها رو داریم ومی نویسیم توبلاگمون و می دونیم تهش میشه دو الی سه بازدید کننده (اگه خوش شانس باشیم)ما چه کنیم؟!
به قول هدایت:چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار...

واقعا این رنجیه که ما میبریم!!!!!!! فقط ظهوررررررر.... پس چرا به روز نمیشید؟؟؟؟؟؟

کمیل منصورکوهی:

......................!!!!

درود

ایوبی :

سلام اقای نجف زاده این روزها که لیبی هستی هم به شجاعت ومنحصربفرد بودن گزارشهای شما تحسین میکنم هم براس سلامتی ات از ته قلب دعا میکنم خدانگهدارت مشهد مقدس

مهدي:

سلام تو در طرابلس چه غلطي مي كني چرا هيچ خاكي بر سرت نمي ريزي چرا خون به پا نمي كني امام ما رهبري براي تمام مكانها و زمانها بود محبوب قلوب بود . امام ما فيلسوف و مجتهد بود شاگرد علامه طباطبايي بود. امام ما رهبر مجلس اعلاي شيعيان بود . از شهريور 57 كه در طرابلس ناپديد شد تا امروز بيش از 12000 روز مي گذرد مي گويند هنوز زنده است . معلوم نيست ماه رخسارش در محاق كدام زندان مخفي مانده است. آنوقت تو در طرابلس چه غلطي مي كني ؟ سندباد را براي ما پخش مي كني يا در ساحل دريا قدم برمي داري يا با مردم خوش و بش مي كني شوخي مي كني يا بازي ات گرفته است يا تصور مي كني بايد گزارشت متفاوت تر از ديگران باشد و يا كادر دوربينت كج تر از انها . هميشه در خيالم خودم را جاي تو مي گذارم اگر اين دوربين دست من بود و من مجري معروفي مثل تو بودم چه كارها كه نمي كردم جوان ابلهي مثل من لازم نبود در پستوي خانه براي غربت موسي صدر گريه كند و از بي تفاوتي مسئولان خون دل بخورد پا مي شدم مي رفتم طرابلس هر كه را مي ديدم بهش مي گفتم ايا خبري از امامم دارد . تا اعلاميه هاي مفقودين را بر روي ديوار مي ديدم من هم اعلاميه اي از امام موسي صدر درست مي كردم و به همه ي جاي در و ديوارها نصب مي كردم كه اگر مفقود شما چند روز است گم شد من 12 هزار روز مي گذرد كه خبري از او ندارم . وقتي در راهروهاي زير زميني راه مي رفتم سرم را داخل هر سوراخ سنبه اي مي كردم و فرياد مي زدم يوسفم در كدام چاه مخفي شدي . جلو دوربينها مي نشستم و هاي هاي در فراقش گريه مي كردم . روز و شب فكر و ذكرم او بود . رهايي او از زندان نقطه ي عطف بزرگي در بيداري خاورميانه خواهد بود. در در گزارش هاي ليبي بايد خط سير اصلي داستانهايت امام موسي صدرمي شد .تو داري اونجا چه غلطي مي كني؟ دلم گرفته دلم عجيب گرفته است.

وقتی نوشته ی شما رو خوندم منم می خواستم نظر خودم رو بنویسم اما وقتی که این همه نظر رو دیدم...

دیگه حرفی برای گفتن نیست.
میمونه یه بغض وسط گلو که معلوم نیست بتونم قورتش بدم یا نه

سلام.
نقل است که رد قطرات اشک حضرت امام بر مرقومه ی دلایل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ؛ مشهود بوده و در خاطرات حاج احمد آقا و دختر حضرت امام نیز احوالات امام پس از پذیرش قطعنامه نامساعد گزارش شده است ...

آقا!

من ..

..

...

هیچم!

ولی ...

سلام آقا کامران. من که نمیدونم چی باید بگم ولی همین قد بگم که بازم دمشون گرم اونایی که به هر نحوی توی این آسایشگاههای روانی اند و بهشون میگن دیوونه....
آخه به خدایی خدا قسم انقدر دیونه های آدم نمایی کنار ما زندگی میکنند و باعث رنج و عذابمون میشن که...
ولی یه چیو میخوام از ته دلم بگم اونم اینکه چند وقتیه دور و برم دنبال آدم میگردم تا دو کلوم باش بحرفم... ولی ... نیس.... به خدا پیدا نمیشه.... اه .... خداجون اینم زندگیه که مارو توش گرفتار کردی... خوشحال میشم به منم سر بزنین و نظری بدین یا راحت تر بگم کمکم کنین که....

تقصير باد بود

بی موقع او وزيد

شايد اگر به جای تير، روز تولدم در ماه مهر بود

يا لااقل به جای جمعه در روز شنبه ای حتی سه شنبه ای

شايد اگر که مادرم پيشانی سياه مرا خوب شسته بود

خوشبخت می شدم

تقصير ابر بود آن باد نارفيق که مخالف همی وزيد

از دست جور آن مه و خورشيد زيرا بر لجبازی فلک، که چرا نان ما نداد

شايد شباهت مرغک همسايه ام به غاز

کوتاهی پدر

اقبال کج مدار

شايد اگر که شانس، آن قهر کرده زمن، گيج بی حواس

يکبار هم پلاک خانه ما را هم به ياد داشت

خوشبخت می شدم

تقصير ما که نيست

از دست روزگار که، طالع ما را چنين نوشت

ديگر گلايه بس

بايد شروع کنم

دشوارتر قدم، اين اولين قدم

اين راه، باور خود، راه نو شدن

با گام اولين آغاز می شود

بايد شروع کنم

:(

همیشه قلمتون ... نوشتنتون، به نظرم تاثیر گذار بوده ... خدا حفظتان کند ...
ای کاش می دونستم وقتش رو دارین یا نه .. و گرنه دلم می خواست دعوتتون کنم به وبلاگم و ازتون بخوام مطلب " زمینی که آسمانی شده" از مطالب مرداد ماه همین امسال رو بخونین...راجع به یک سفر هست ... سفری به " کهریزک" ....
این نوشته ی شما من رو برد به خاطرات کهریزکم.....
التماس دعا

یکی:

الان کجاییی

.:

ما وقتی آرامیم که هیچکس در دنیا مشکلی نداشته باشد!
پس هیچگاه ...

lمریم :

شما که میگین با آمپول بیمارارو ساکتشون میکنن چرا نمیگین همینا به خاطر چیزایی که میخواستن به دستش بیارن به این روز افتادن ،یکی سر مردم کلاه میزاره کم فروشی میکنه که پولدار شه ،یکی میخواد به روز باشه به قول خودشون امل نباشه ایدز میگیره ،یه دکتری چون میخواد مریض زیاد داشته باشه هی به مریض بیچاره میگه هر هفته بیا چکاب
اینه که میگن از مکافات عمل غفل مشو

سلام داداش کامران بین همه مجری هابه شماواحسان وعلی ضیااعتقاددارم خوشحالم که باوبلاگت اشناشدم همه ادمافراموش میشن حتی اوناییییی که عاشق مملکت بودن خداییی لنکرانی هاچنرانها فراموش نشده اند؟پ.ل الان توی مملکتمون شده نفس وای به حال اوناییی که دارن مملکتومیدزدن خوبه تلویزیون هم دیروزنشون دادفقط استعفاکافی بود؟شمامحبوبترین شخصیت تلویزیونی هستین میدونین چرادوستتون داریم چون صادقی یاعلی

كامران جان كاري نداره يه گزارش ازش بساز بده از رسانه ملي تون پخشش كنند بعد اخرشم خودت خوب بلدي بگي مقصر اصلي داستان كيه!!!نيازي به راهنمايي نداري بغض نكن غصه ام ميشه

اتفاقي وبت رو ديدم.مدتهابود گزارشهاتو واسه خودم تحريم كردم.


لذت غم

ابهت اندوه را بهم می ریزد

-- درتهی جشنی است / رنج باید نوشید... ---

جناب آقای نجفزاده ی عزیز
سلام. امیدوارم که حالتان خیلی خیلی خوب باشد. نمی دانم چرا وقتی شما را در تلویزیون می بینم چه در لیبی باشید چه در فرانسه چه در ایران یک احساس آشنائی با شما دارم. انگار شما را می شناسم و نه فقط از تلویزیون. البته بنده بیشتر دوست داشتم شما را در فرانسه ببینم تا در لیبی و اگر هم در لیبی هستید انشاءالله که خبرهای خیلی خیلی بهتر از اینها را گزارش کنید تا این مشکلاتی که این روزها آن بنده خداها دست به گریبانش هستند. راستی همینطور که می فرمائید نمی دانم چرا اینطور است که می فرماید لقد خلقنا الانسان فی کبد. به امید روزی که دیگر سکیزوفرنی و افسردگی و افسردگی-سرخوشی و امثالهم از جامعه ی بشری رخت بربندد. خیلی مخلصیم.

سلامی به پاییزی پاییز
به آموختن مدینه فاضله به ماآموختن دهقان فداکاربه ماآموختن پتروس مهربون ولی به مانیاموختن حق زندگی حق...بماند

علی:

چقدر با احساس
غالبا این احساست ما ملتو کشته :دییییییییی

فرهاد:

سلام اقاي نجف زاده من شما را خيلي دوست دارم هميشه گذارش هاتونا نگاه ميكنم خيلي دوست دارم شما را از نزديك زيارت كنم ميشه برام يه ايميل بفرستي تا خوشحالم كني

سلام...
سلام به شما که از جنس مایی........
تنها چیزی که می تونم بگم ..........
خدا خودش نجاتمون بده........

sahar:

آآآخی ی!!واقعا دغدغه های شما ما رو تحت تاثیر قرار داد!چفدر دنیا وحشت ناکه!!
خیلی کوته فکرید.دنیا یه دیوونه ام ،بزرگتر از ایناست .اشکاتونو پاک کنید.متاسفم!

سلام
آقای نجف زاده با گزارشهاتون ارتباط مملموسی برقرار می کنم وحالا با وبتون ،روزگار ما روزگار عادت شده حالا ما عادت کردیم که با شادی های سطحی خودمان شاد بشیم وبا غم های عمیق اطرافیانمان زندگی وغمگین ودلخوشیم که خداهست

هیچی سر جاش نی هیچی نه دل ادما نه فکر ادما نه کار ادما.......اینا که جای خود دارن .........یادمون باشه که ما همون ادماییم

خواهر دل شکسته:

سلام
یه متن خیلی طولانی براتون نوشتم تا بفرستم اما وقتی متنم تموم شد کامپوترم هنگ کرد تا نتونم اون وبفرستم دنیا این جوریه وقتی سر درد ودلت باز می شه اون چیزی که تو دلت هست و بازگو می کنی دیگه باید بری و وقت ابراز اون نیست .مطلب قبلی که نوشته بودم پر از ناجوانمردیهایی که در حق ما جونها ابراز می کنن.
آمار ازدواج بالا رفته ، یه سری از پسرها رفتن دنبال عقد موقت ، سن دخترها بالا رفته ومشکلات روانی افزایش یافته وسر منشا همه این ها ومسبب اینها بیکاری خود خواهی مسئولین پول پرست.
درد بزرگ جونهای ایران بیکاری وعدم امنیت زندگی.
از واقعیات کنکور کاردانی به کارشناسی و اقتصاص دادن تمام سهمیه روزانه به معلم ها وخوردن سهم ما از دوره روزانه ورفتن به دانشگاه پولکی با شرایط خاص بگیر تا بی عدالتی های دیگری که دارن خیلی راحت سهم مارو می خورن ،بعد لبخند می زنن که کشور در امن وامان است.
چرا باید با داشتن این همه جوون بیکار در کشور باز از بازنشسته هایی که حقوق می گیرن دوباره دعوت به کار کنند؟
چرا سهم روزانه دانشگاه کارشناسی ناپیوسته رو به معلم ها دادن خوب اگه می خوان اونها مدرک بگیرن دودستی مدرک الکی می دادن وسهم مارو نمی خوردن ( سهمیه دانشگاه های روزانه 22هزار نفر بوده اما معلمهای متقاضی 2هزار نفر بوده یعنی 20 هزار ظرفیت خالی).
چرا مسئولین باید این همه راحت دروغ بگن وهیچ نظارتی هم روی دروغ های گنده اونها نیست؟
چرا باید خبرنگارهایی مثل شما رو که قبلاً خبرهای تندی تهیه می کردین خفه کنند تا شما از جنگ لبنان ودیوار سوخته طرابلس خبر تهیه کنید.
می دونم هنگ کردن کامپیوترم عمدی بود شاید مطالبی که می نویسیم توسط گروهی خوانده می شه مثل شنود تلفنها وخواندن اس ام اس ها.
خدانگهدارتان به امید آمدن حضرت صاحب الزمان (عجل الله) که با آمدنش عدالت حضرت علی (علیه السلام) اجرا می شود.
جونها اینها رو به خدا واگذار کنید تا خود خدا جوابشون رو بده وبدونین که ماه هیچ وقت پشت ابر پنهان نمی مونه.واین مسئولین یک روزی خواهد رسید که به شما احتیاج داشته باشن. وشما فقط برای ظهور آقایمان دعا کنید وپاک دامن باشید صبر شما باعث استقامت دلهایتان می شود.

به امید ظهور آقایمان حضرت صاحب الزمان (عجل الله) صلوات

توکا:

و ادم به این فکر میکند که کسی که خوش فکر است باید در کسوت مجری گری یک رسانه کذاب و دلال ومدافع حقوق یک قذافی درایران درایید امروز برای یک لقمه نان و فردا برای .............

وقتی چند سال پیش "ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد"را می خواندم،دلم می خواست بروم یک بیمارستان روانی.واقعا دلم می خواست.توی کتاب گفته شده بود آجا جایی ست که کسی ازت نمی پرسد چرا؟برای دیوانه بازی هایت کسی متهم به دیوانه بودنت نمی کند!(منظورم چیزیه که نمی تونم درست بیانش کنم)تو آزادی،از اون نوع آزادی که همیشه دلت می خواسته داشته باشی و الخ.نشد که بروم.تا حالا نرفته ام.الان که بعد از چند سال این نوشته را خواندم احساس متفاوتی دارم.یا کتاب زیادی خارجی بوده یا من زیادی خیال پرداز.حالا فکر می کنم اگر پایم را آنجا بگذارم شاید کاری را بکنم که ورونیکا می خواست بکند و نکرد...

کاوه :

با سلام
دیروز مصاحبه‌ای با رییس اورژانس کشور (دکتر مسعودی) داشتم ذکر خیرت بود می‌گفت دلش برای تو و نکاه انتقادی‌ات به رخدادهای پزشکی و اورژانسی کشور تنگ شده است.
با آرزوی توفیق روز افزون برایت
کاوه

نیشام:

,واقعاوحشتناکه.ایاازماکاری برمی اید؟
ازکسانی هم که برمی ایداین مطلب رانمیخوانند!

صاحبه :

سلام.گزارش تکون دهنده ای بود.میشه یه خواهشی ازتون بکنم؟ممکنه راجع به اون شهید گمنامی که دیگه گمنام نیست یه گزارش تصویری تهیه کنین؟ خواهش می کنم!!! اگه واقعیت داشته باشه خیلی تاثیرگذار میشه

سلام خوبيد خسته نباشيد .
مرسي به خاطر اين پست بسيار زيبا و البته تاثير گذار .به نظرتون چه كسي بايد جواب بده؟؟؟؟
با اجازه شما و البته با افتخار شما رو لينك ميكنم.روز بخير.

همیشه ، دوستتان داشتم آقای نجف زاده
نه برای گزارش های 20و 30 و نه برای گیر دادن به مسئولین
تنها بخاطر اینکه جاهایی نام تو را می شود دید که بوی عافیت نمی دهند
جاهایی که راه هموار است همه می توانند بروند ولی وقتی شما را در لیبی دیدم گفتم این کار فقط از کامران بر می آمد . قلمت را که بازگو کننده دردهاست دوست دارم ، تو فریاد وجدان های بیداری دعا می کنم هیچ وقت رییس نشوی و در مرداب مسئولیت ها گیر نکنی و آزاد بمانی و ببینی و بنویسی و بگویی
قلمت پایدار باشد استاد

با سلامی دوباره خدمت آقای نجف زاده ی عزیز. خیلی چیزها عوض شده از پیام قبلی که خدمتتان فرستادم! همیشه خوب و خوش باشید و خدا به همراهتان و سرت سبز و دلت خوش باد جاوید که خوش نقشی نمودی از خط یار.

محبوبه:

سلام ،خیلی افسوس خوردم که چرا در کشوری مثل ایران چنین باشد تاکی ماباید شاهد این معضلات و مشکلات باشیم تا کی باید پای میز گرد های بی نتیجه بنشینیم و وعده و وعید بشنویم.بغض گلویم را گرفته و انگشتانم یاری نمی دهد.من نگرانم ،نگرانم خودم ،خانواده ام و کشورم .آقای نجف زاده به شما هم خسته نباشید می گویم.

سلام
ازاين بدترم هست

آرش حسني:

من آرش حسني هستم دانشجوي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي آقاي نجف زاده مطلبتون فوق العاده بود من رو به شدت تحت تاثير قرار داد به نظر من شما بهترين خبرنگار اين مملكت هستيد ضمنا به خاطر زحمات فراواني كه در جنگ ليبي كشيديد خيلي از شما تشكر ميكنم.

سلام کامران .. من اهل شمال کشورم، مازندران ،27 سالمه اسمم حسین ، فرزند جانباز 25 درصد هستم. با آرزوهایی که فقط در گلوم تبدیل به بغضی بزرگ وآهی جانسوز شده که نمیدونم چکارشون کنم . همیشه کارهاتو دنبال میکنم وبه تاکتیک های خبر نگاریت که همش چیزی جز تقلید نیست علاقه ای ندارم . مثل تو خزانه لقاتم پر نیست تا مثل تو بنویسم که تحت تاثیر قرار بگیری. اما چرا تو این مطلبت از وارد کننده ها و تولید کننده ها و حمایت کنند هاچیزی ننوشتی ؟ ملاحظه چه کسی را کردی ؟به نظر تو مسئول این همه نچ نچ هایی که نوشتی کیست ؟ آره کامران عزیز برای تو حرف های زیادی دارم که از ترس نمیتونم بگم امیدوارم که همه این جنایت هایی که در حق این جوانان میشه به اسلام و شهدایی که این همه رشادتها کردن مثل شهید مجتبی علمدار شهید کشوری و شیرودی و تندگویان و شهید بابایی و دیگر عزیزانی که خون دادن در راه این سر افرازی این کشور پایمال نشه که اون روز اگر فرا برسه روز مرگ ماست .

09119 حسین از شهر فریدونکنار استان مازندران

sam:

ای ابرهای تیره بر من ببارید!!اخه من از بارون خیلی خوشم میاد

بهروز حاجي زاده:

قاونون جديد نظام وظيفه
قانوني كه عدالت را نقض مي كند.

30 ماه سابقه خدمت در جبهه = معافيت از خدمت يكي از پسران = 21 ماه معافيت از خدمت سربازي
29 ماه يا كمتر سابقه خدمت در جبهه = هيچي

آيا اين قانون بي عدالتي نيست.ما كه پدرمان كمتر از 30 ماه سابقه خدمت در جبهه دارد هيچ مزايايي شامل حالمان نمي شود ولي كسي كه 30 ماه پدرش سابقه خدمت در جبهه داشته باشد از 21 ماه خدمت سربازي معاف است.

نرگس:

می خواستم در باره بخشنامه شماره 10/98248 مورخ 85/4/28 درمورد نحوه اخذ شهریه پایان نامه از آقای دکتر فرهاد دانشجو بخواهم که در مورد دانشجویانی که جزو گروه ه هستند یعنی مجددا باید شهریه کامل واحدهای پایان نامه را در ترم هفتم پرداخت کنند تا بتوانند از پایان نامه خود دفاع کنند، تجدید نظر نمایند.این بخشنامه در سال 85 آمده و در واحد تاکستان اجرا می شود در حالیکه در برخی از واحدهای همجوار آن اجرا نمی شود که واقعا دانشجویان را دچار مشکل مالی میکند.

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در July 6, 2011 10:18 AM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت نرگسی ها بوده است.

ارسال بعدی این سايت گفت و گو با عابدزاده است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.