« چرا؟ | صفحه اصلی | نرگسی ها »

باشو غريبه بزرگ

باشو داشت سي دي‌هاي باشو را يکي هزار تومان مي‌فروخت. براي رسيدن به باشو از "لشگرآباد" اهواز گذشتيم تا به عدنان رسيديم.
عدنان شاکي بود.
مي‌گفت کارگردان‌ها به فکر خودشان هستند. خبرنگارها به فکر خودشان هستند. عکاس‌ها به فکر خودشان هستند. فلافل فروش‌ها به فکر خودشان هستند. به فکر اينکه ادويه‌شان را مشتري بپسندد و بخرد و پولش را بدهد و برود.
مي‌گفت کسي به فکر باشو نيست و "فکر"باشو کجا بود؟...
اينجا که چرا پدر او را همان سال‌هاي دور نفروخت که حالا عدنان به خيال خودش يک پاي ثابت تئاتر سوئد باشد.
باشو با باورهايش زندگي مي‌کرد. رک و راست گفت مصاحبه نمي‌کنم و ما که اين همه راه کوبيده بوديم... تمام تاکتيک‌ها و تکنيک‌هاي نوشته و نانوشته‌مان را بکار انداختيم. پنج دقيقه حرف زد. با ساعت موبايلش وقت گرفت. گفت بيشتر نمي‌توانم. قاطي مي‌کنم. قاطي کرد. يک جايي گفت: "شماها همه‌تان پدرسوخته‌ايد".

bashoo.jpg

ساده بود. صادق بود. خالص بود... روزي دو بار کلافه مي‌شد. کوفته مي‌شد. ول ‌ي کرد اين دکه سيگار لعنتي را که سد معبر بود و تا حالا n بار پله‌هاي اجرائيات را براي آزاد کردنش بالا پايين رفته بود. مي‌آمد ولو مي‌شد در اتاق سه در چهار اجاره‌اي که يک گوشه‌اش کولرگازي بود. يک گوشه‌اش سيگارهاي خارجي، يک گوشه‌اش هم دو تا بالش.

bashoo-najafzadeh.jpg

باشو "تنها" بود. هنوز نايي را دوست داشت. لم مي‌داد به بالش و cd باشو را براي بار n+1 ام مي‌ديد و هي چاي مي‌ريخت و هي چشم‌هايش را نگاه کردم... ديدم همان باشوي کوچک بود. عدنان بزرگ شده بود اما"باشو"يش تقريبا همان جوري، همان شکلي مانده بود...، پدرسوخته!


ارسال نظر

نظرات (227)

raha:

مرسییییییییییییییییی
مرسی دوباره اومدی
مرسیییییییییییییییییی

raha:

سلام
فیلم رو ندیدم ولی ماشاالله قدش یه سر و گردن بلند تره شماست
ما هم اهوازی هستیم ولی نه اصلیتمون
خواهش میکنم کامران جان ما رو از اون خبرای باحالتون محروم نکنید
چشم به راهیم یه بار دیگه مجری اسمتون رو تو اخبار شبانگاهی بگه
ممنون به خاطر این که تو اون ور اب هم به فکر میراث ایرانیان بودید و از ایران طرفداری کردین با این که گفتن از کشور برید بیرون ولی عالیی بود.
خیلی دوستون داریم
و خافظ

raha:

درگذشت ناصر حجازی هم تسلیت عرض میکنم
روحش شاد
و یادش گرامی

باشو دیگر نیست...

مجید:

خدا رو شکر
امیدوارم از این به بعد هفته ای لااقل 1 پست بذارین
دم سارکوزی گرم که بانی خیر شد

دروووووووووووووود[گل][گل]

با "تصمیم کبری" به روزم

با نگاه نقادانه تشریف بیارید

گزارش تصویری‌اش را دیده‌ام ... افسوس ...
فقط متوجه نشدم، پدرش او را نفروخته بود یعنی چی؟ پدرش او را فروخته بوده؟

راستی‌تر! تولدتان با تأخیر مبارک و سلام.

وقتي اولين قطره وسط گونه ام رسيد ،‌ همت کردم که اين دايلاپ ديزلي رو چاق کنم و به وبلاگت سر بزنم .
يک ماه هست که دوستان از مستند پابدانا تعريف کردند و امروز بالاخره بدستم رسيد . اشکم براي کارگران معدن نبود، حوصله خوندم باشو رو هم نداشتم .
بايسيکل ران رو يادت مياد که با دوچرخه اش دور ميدون مي چرخيد. من الان حال دورهاي وسط او رو دارم که لاي چشمش چوب کبريت گذاشت . با اين تفاوت که مي ترسم هيچ وقت به دور آخر نرسم .
هيچ وقت نخواستم نجف زاده باشم ولي مي تونستم خودم باشم که ... نشدم ،‌سرگيجه ام براي اينکه نمي دونم نذاشتن يا نتونستم .nساعت حرف و دليل دارم که چرا نذاشتن ولي يه وجدانم دارم که مي گه شايد بايد واميستادم و مبارزه مي کردم .
پابدانا رو که ديدم دلم سوخت براي کارهايي که نکردم و از واحد بيرون اومدم.
دلم تنگه برادر ،‌شايد هم شبها جنون بهم سر ميزنه ...

عادل:

سلام كامران عزيز-بالاخره پس از مدتها آپ كرديد انگار-خوشحالم جزء اولين كامنت گذارهايتان هستم-هرشب سر ميزدم به هواي ديدن يك متن جديد از شما-گرچه شايد آنچنان نچسبيد!كامران دلنوشته هايت بيشتر تاثير گذارند تا شرح گزارش-منتظر دلنوشته هايت هستم-پيروز و كامران باشي و خدا تو را حافظ

راضیه :

باید اسم این پست را میگذاشتید چرا؟

باشو راست گفته همه به فکر خودشان هستند و قرار نیست کسی به فکر باشو باشد.
باشو زمانی که غریبه کوچک بود، شاید دوست داشتنی تر بود. مشکلاتش این قدر که پیچیده بیان کردید نبود.
گزارشش باید دیدنی باشد، اگر رسید.

سلام.
مواظب خودت و سر مبارکت باش آقای نجف زاده.
این نوشته ات که عالی بود اما گزارشاتت کار دستت نده.
ما دوستت داریم. مواظب لابی عدالتخواه دولت هم باش که رفتی تو معدن و اینا... منتظر نسخه ی بعدیش هستیم.
خدا حفظت کنه.
شما نگی کی بگه ؟!

احسان:

با سلام
اقاي نجف زاده اگر سوژه ي خبري مي خواهيد از وزير آموزش پرورش بپرسيد كه وقتي بعنوان وزير آموزش و پرورش امدي مگر شما نبودي كه در تمام رسانه هاي صوتي و تصويري علام نمي كردي كه تمام معلمان حق التدريس ( طي پنج سال )رسمي مي شوند پس چرا حالا مي گويي كه اين امكان وجود ندارد تازه رسمي كه نمي شويم مي خواهند جواب هشت - نه سال خدمت ما را به باد بدهند به ما ميگويد كه بايد شما سمت مستخدمي را قبول بكنيد اينه جواب اين همه تلاش و زجر سالها در روستا هايي كه گذشته از ماشين حيوان به سختي از آن عبور مي كردند
بهانه شان مدرك ديپلم ماست كه اكثر ما ها ترم 4 يا آخر هستيم
تورو خدا كسي كه اينو ميخونه در اولين فرصت گذارشي تهيه كنيد و ما رو از اين دل شوري بيرون بياريد شما رو جان هركي رو كه دوست داريد

نمي دانم چرا احساس مي کنم او توقعش نسبت به اطرافيانش بالاست.
نمي دانم شايد من اشتباه مي کنم. يعني به نظر مي آيد اينقدر از باشو مهم تر و مظلوم تر و درمانده تر هست که جوانيشان را داده اند براي کشورشان نه براي يک فيلم.
يادت هست در آژانس شيشه اي مي گفت:
رفتم جبهه از سر زمينم اومدم با تراکتور. بعد از جنک برگشتم سر همون زمين بي تراکتور!
منظورم همين هاست...

ممنونم که خاطرات بچگی رو زنده کردی...

الان انقد ذوقیدم اپ کردید. فعلا فقط سلام

مریم :

اینجا کی به فکر کی هست که کسی به فکر باشو باشه
هردمبیله دیگه ....

علی :

سلام. باز با امدنت چشمانمان از خستگی نوشته های بی مفهوم نجات یافت پاینده باشی. علی

سلام عليكم
انتظار مي رفت در مورد همايش وبلاگ نويسان بنويسيد و سوژه هاي داغش اما...

سلام . . .


چه عجب اخوی ... چله نشینی ات تمام شد !!!


تبریک بابت ِ آمدنت ...قدم ات مبارک ...

ستاره:

سلام خوشحالم که بعداز مدتها به روز شدین

ali:

aali bod..
vali fek konam az in bashohaye aziz to mamlekatemon kam nadarim.....
mer30 kamran

فاطمه:

سلام خوبيد؟خوشيد؟چه عجبببببببببببببببب!!!!!!
برا مطلبتون نظر خاصي ندارم.با آرزوي بهترين ها براي شما.

شادی سلامات:

با سلام و احترام.
دوستان خبرنگار اهوازی دربارش خیلی نوشتن اما بی نتیجه!به قول یکی از همکاران شاید اگه شهرستانی نبود این حال و روزش نبود!! نمیدونم کی قراره حق به حقدار برسه!!

سلام ما رو بهشون برسونین.چقد تغییر کردن!

حاجیه فریده:

سلام حاجی کامران حال شما؟
باز هم مثل همیشه ترکوندین
عاشق کاراتونم
دختر بندر(فریده بوشهر)

سلام
خسته نباشی دلاور
کارت حرف نداره
به ماهم سر بزن
در پناه حق باشی.

سلام.
مدتهاست که اینقدر آپ نمیکنی که حسااااابی نگرانت شده بودم.
عاشق گزارشها و سوژه های نابتم. حتی همین "باشو" گه چیز زیادی ازش یادم نمیاد!

بیشتر گزارش بده.

بیشتر بیا...

به جبران تمام اون 18 ماه دوری و دیر اومدن و نبودن.

باشه....!!! ؟؟؟

* * * * * * *

یاعلی مدد
التماس دعا

حاجی:

سلام خوب بود کمی در مورد باشو توضیح میدادید. کامران جان فقط خواستم بگویم خسته نباشید، خیلی ها مثل من شبکه 3 را با تو نگاه می کردند، چرا نیستی تا جریان انحرافی را با گزارش های موجزت رسوا کنی!

سمیه:

سلام
خسته نباشید . ببخشید من یه گزارش شما رو بصورت سی دی می خوام . اون گزارشی که در مورد کارگران معدن بود و پخش شد. ادرش ای میلتون رو نداشتم اینجا پیام گذاشتم.
ممنون

نسا:

سلام فوق العاده اي مثل هميشه

چه عجب . . . . . .مارو آدم حساب کردی،برامون مطلب جدید آپ کردی!!
خوندمش،قشنگ بود استاد نجف زاده.

زينب مراديان:

سلام

خيلي منتظر شدم تا به روز كنيد تا بيام از گزارش فوق العاده كارگران معدنتون تشكر كنم و بگم كه براي كار حرفه ايتون احترام فوق العاده اي قائلم.

اين گزارشتون جدا از اينكه ماها رو هم خجالت زده كرد وچشمانمنو باراني.. روح تازه اي رو به عالم خبرنگاري دميد... به روزهايي كه خيلي خشك و بدون انگيزه دارند مي گذرند......

حديث:

امشب منتظرم ببينم گزارشو...

Eli:

سلام عمو كامران .دارم لحظه شماري ميكنم تا اين گزارشو ببينم....خسته نباشين .....
...خدا حافظتون باشه...

Eli:

سلام عمو كامران .دارم لحظه شماري ميكنم تا اين گزارشو ببينم....خسته نباشين .....
...خدا حافظتون باشه...

سلام داداش جان ...

شانصد بار نظر دادم ؛ ثبت نشد ، امیدوارم این یکی ثبت شود ...

چه عجب مسیرت سمت خانه ات خورد ... !!!


می بینیم امشب گزارشت را ...انشاءالله ...


شاد باشی و موفق

سلام.
عاشق گزارشا و سوژه های نابتونم. حتی همین "باشو" که چیز زیادی ازش یادم نیست!

بیشتر گزارش بدین. بیشتر بیاین...

به جبران همه ی نبودناتون. به تلافی همه ی اون 18 ماهی که کم میدیدمتون...!

باشه...!!! ؟؟؟

* * * * * * *
یاعلی مدد
التماس دعا

سلام ................... باورم نمیشه !!!!!
واقعا خودت برگشتی و ما را بالاخره از دست این لری کینگ !!!! نجات دادی ؟؟؟
رسیدن به خیر داداشی

Merlin:

سلام نمیدونم باشو کیه اما خوشحالم که هنوز هستی...
انشاا... امشب شاهکارت را میبینم.
موفق باشی خبرنگار قلبها.

:):

آخ جون ... :))

جالب بود اما امیدوارم گزارشت نتیجه ای داشته باشه

fafa:

salam.che ajab matlabe jadid gozashtid.amsale basho ziyadan.kash yeki be darde deleshun gush mikard ta bade 5 daghighe ghti nemikardan, az feshare darde ke ghati mikonan.....kash kash

حسین ا:

سلام آقای نجف زاده.قطعا میدونید رسالت یک خبرنگار واقعی گفتن یه خبر بدون هیچ سانسور وتغییریه.البته منظورم بقیه کشورهاست نه ایران.حتما خیلی خوب منظورمو میفهمید..حداقل از قیافتون میشه فهمید که شما آدم بامسولیتی هستید شایدم اشتباه کنم.من بچه استان فارسم.تا86دانشجوی دانشگاه تهران بودم.الن اردبیلم کنار برادرم که دانشجوی محققه..بیکارمو...میدونم اگه شما بخواید برید برای همه مشکلات ایران گزارش تهیه کنید عمرتون کفاف نمیده.اینجا یه دانشگاه دولتیه اما خوابگاه نداره.جالب هینکه دقیقا کنار دانشکده ادبیات دارن یه مسجد میسازن وبچه های همون دانشکده خوابگاه ندارن..مشکلات اینجا فراترازاین حرفاست.وکسی حرفی بزنه وای به حالش.هم خنده داره هم گریه..نمیدونم میتونید اینجا...یا نه.من خودم شخصا عاشق خبر نگاریم وگزارشگریم اما چون در روستا زندگی میکردیم....ازتون خواهش میکنم اگه امکان داره ایمیلتونو برام بفرستید.خیلی دوست دارم با شما درارتباط باشم.ممنونم ازتون.

دلم می سوزه بعضی ها تو چه رفاهی زندگی می کنند و نمی دونن دنیا دست کیه بعضی هاهم...

سلام...

raha:

الان اهواز هستید؟؟؟؟
ادرس بدین بیام امزا بگیرم لطفا
اگه اهوازید یا هتل پارس هستین یا هدیه
ما کیان پارسیم
لشکر جای خوبی نیست فکر نکنم اونجا باشید
اگه اهوازید بگینااااا
خدافظ

سلام
خدا قوت
به عنوان يك همكار كوچك شما دست شما را مي بوسم كه هر كجا كه مي رويد وخبر تهيه مي كنيد خيلي زود تأثيرش ديده مي شود.
مثالش هم در معادن ذغالسنگ كوهبنان است كه اكنون به همت شما به كارگران شير داده مي شود.
درود برشما

امین بابازاده:

خدا را شکر که از فرانسه اخراج شدی! کسی به فکر باشوهای خوزستان نبود. همه به جن و جنگیرها مشغولند. نجف زاده جان! عالی هستی.

بهروز:

سلام . هرچند انتقادهای به شما وارد است اما این مورد جز کارهای زیبای شما بود. گرچه شما هم بایستی زندگی کنید و کسی نباید شما را از نان خوردن بیندازد اما همین اندازه هم به تبیض ها و ناعدالتی ها توجه دارید خوب است. ما بایستی همیشه یادمان باشد که خوب خوب است و بد بد. فرقی نمی کند که چه کسی خوب است یا بد مهم همین خوب و بد است که بایستی لنز دوربین اندیشه ما را به خود مشغول کند. راستی اگر خواستی یک فیلم مسند در خصوص ظلم در ساختار اداری میتوانم در اختیارت بگذارم. ایمیل من bk13472000@yahoo.com

عادل:

سلام كامران-گزارشت را ديدم،اخبار 22،اي بد نبود ولي نميدانم چرا مث سابق به آدم نمي چسبد،يا حداقل به من يكي،منتظر گزارشهاي نابت هستم،كاش از وعده هاي سرخرمن مسئولان راجب بيكاري گزارش ميگرفتي،منتظرم و خدا تورا حافظ

سلام از گزارش باشو بسیار ممنونم. من بچه اهوازم و خیلی از این گزارش لذت بردم.

رضا:

جناب آقای کامران نجف زاده با سلام واحترام شما بعنوان خبرنگار مردمی همیشه در قلب مردم جاداری زیرا درد مردم را بازگو میکنی با دیدن گزارش باشو اشک در چشمانم حلقه زد ای کاش هم صنفی هات مثل جنایعالی شجاع وبزرگ منش بودند نه بله قربان گو به امید یرانی آباد خسته نباشی دوستت دارم

انسان هاي بزرگ در باره عقاید سخن مي گويند

انسان هاي متوسط در باره وقایع سخن مي گويند

انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند


انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند

انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند

انسان هاي كوچك بي دردند

انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند


انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

انسان هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

انسان هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند


انسان هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

انسان هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند


انسان هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند


انسان هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

انسان هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

انسان هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

انسان هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

انسان هاي كوچك مسئله ندارند


انسان هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

انسان هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

انسان هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

حمید:

اقای نجف زاده سلام... یادش بخیر اون روزهایی که ازاد مرد بودید و ازادانه خبر تهیه میکردید... یادش بخیر ان روزهایی که مردم منتظر گزارشهای شما در 20:30 بودند...یادش بخیر ایامی که هنوز نان به نرخ روز ... نشده بودید و هر گزارشتان دل مردمی را شاد میکرد...یادش بخیر... کاش لااقل مثل باشو ازادمرد میماندید و برای نانی پیش هر ... کمر تا نمیکردید... کاش با مردم و در کنار مردم بودید... و صدها کاش دیگر...برادر ارجمند مردم بهترین قاضی برای سنجش عملکرد هستند و شما جایگاهتان در دل مردم را با اوایل کارتان بسنجید ... امیدوارم در کارهایمان رضای خدا را سرلوحه قرار دهیم و جز برای رضای او سر خم نکنیم

سلام خسته نباشید جالب بود و تاسف بار

فاطمه:

سلام نمي دونم چطور به فكر باشو افتادين.اما كاش يه توضيح كوچك از باشو ميدادين تاكسايي كه نمي شناختن ويا يادشون رفته بود باشويي هست به موضوع واقف مي شدن.ممنون از گزارش هاي نابتون

سلام بر داداش با معرفت عزیزم
خوش میاد به یاد همه با مرام های مملکت هستید
کارت حرف نداره
من از طرف سفارت خانه وبلاگ خودم از شما تشکر میکنم

یک دانشجو:

بعدازگزارش قشنگ معدن کرمان این هم خیلی جالب بود
سوژه تو اهواز شهرما و خرمشهر هویزه آبادان زیادهست
از عدالت تا ذلالت
اینکه دست از تهران بر داشتی کلی مایع نوآوریه

همون یک دانشجو:

خیلی نگرانم برات
خیلی ازت تعریف میکنن
مواظب خوت باش که مغرور نشی
موفق باشید

عمار:

چرا...
آقا کامران یکی از هواداران پروپاقرصتم
حرف دل مردم رو از گوشه و کنار این کرزو بوم میزنی
به امید اینکه مسئولین پایتخت نشین نظری به حال مردمی
که مثل آب چشمه ذلال اند و جاری بیاندازند و
حرف دل مردمی و خار دیده مسئولین بی خیال
خداوند نگه دارت ...

asghar edraki:

thanks. you are inteligent man

salam.
kash midunestam darid miyayn ahvaz.kheyli dust daram bebinametuno bahatun sohbat konam.ye soalayi fekramo mashghul karde k faghat khodetun mitunid beheshun javab bedid.
ye ruzi belakhare azatun miporsam.un ruz cheghad dure?ya behtare begam cheghad nazdike?who knows?

مجید:

سلام
ساره بگم و مستقیم برم سر اصل مطلب ته نوشته های خبر نگار جنجالی ایران رو دیدم خبرنگاری که شیوه خاصی در ارائه خبر داشت و دوست داشتنی اش می کرد پست بالا رو دیدم و نمیدانم واقعا کامران نجف زاده هستی یا از اون استفاده کردی بهر حال من از ایشون خوشم می ادو
نمیدانم بازم ایران هستی یا رفتی برای گزارش و کار و تلاش
اما ایران سوژه های بسیاری داره برای یک خبر نگار ساده و صمیمی
مثلا یکی خودم دوست داری از یه مخترع با مقالات علمی که الان در گوشه ای از ایران تنها نشسته و به مسولان بی مسولیت که حتی نامه رئیس جمهور هم براش ارزشی نداره گوش فرا بدی ؟
کسی که 5 سال از جونی خود رو در وازارت خونه ها سپری کرد به هوای یک سال و فقط یکسال حمایت مالی اما تنها چیزی که شنید این بود ایران نمون هر جا خواستی برو جز اسرائیل

صبح بخیر داداش کامران مهربونم

تیک تاک:

با سلام و عرض خسته نباشید باز هم مثل همیشه گزارش های شما عالی بود خدا قوت

ایمان:

عالی بود ممنونم
.....
...
..
.

شب شکن:

سلام
اولا چه عجب بالاخره پیداتون شد؟؟؟؟
دوما گزارش باشو را دیدم زیبا بود و تاثیر گذار
سوما من فیلم باشو را ندیدم اما قسمت هاییش را که نشان دادی یاد کلیپ تصویری آهنگ قاسم افشار افتادم که تو رادیو هفت پخش میشه پسرهایی که برای رسیدن به تکه یخ میان آتش تلاش میکنند .نمیدانم آن هم قسمتی از فیلم باشو است؟
چهارما ناصر خان هم رفت....به یادش

سلام
چیزی برای گفتن ندارم.

خداحافظ

سلام

بلکه شما یادی از کسانی کنید که روزی بهترین بودند و حالا.....


اکبر باقری:

آقای نجف زاده بهتون تبریک میگم کارت بیسته بیسته
من به خبر نگاری و مجری گری خیلی علاقه دارم اگه براتون امکان داره راهنماییم کنید البته در حد معرفی کتاب و جزوه دوستون دارم

محمد امین هلالی :

به نام خدای تنهایی
با سلام خدمت گزارشگر عزیز آقای نجف زاده
مطلب جالبی بود
خیلی ممنون که به شهرهای جنوبی هم سر می زنید من خودم اصالتن آبادانی هستم .
با تشکر

ش_ك:

كامران سلام
خوبي؟

نامشخص:

گره‌ بغض‌ها را تو باز مي‌كني‌

وقتي‌ قلب‌هايمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هايمان‌ مي‌شود، وقتي‌ نمي‌توانيم‌ اشك‌هايمان‌ را پشت‌ پلك‌هايمان‌ مخفي‌ كنيم‌ و بغض‌هايمان‌ پشت‌ سر هم‌ مي‌شكند، وقتي‌ احساس‌ مي‌كنيم‌ بدبختي‌ها بيشتر از سهم‌مان‌ است‌ و رنج‌ها بيشتر از صبرمان؛ وقتي‌ اميدها ته‌ مي‌كشد و انتظارها به‌ سر نمي‌رسد، وقتي‌ طاقتمان‌ طاق‌ مي‌شود و تحملمان‌ تمام... آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنيم‌ به‌ تو احتياج‌ داريم‌ و مطمئنيم‌ كه‌ تو، فقط‌ تويي‌ كه‌ كمكمان‌ مي‌كني...

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را صدا مي‌كنيم، تو را مي‌خوانيم. آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را آه‌ مي‌كشيم، تو را گريه‌ مي‌كنيم، تو را نفس‌ مي‌كشيم.
وقتي‌ تو جواب‌ مي‌دهي، وقتي‌ دانه‌دانه‌ اشك‌هايمان‌ را پاك‌ مي‌كني‌ و يكي‌يكي‌ غصه‌ها را از توي‌ دلمان‌ برمي‌داري، وقتي‌ گره‌ تك‌تك‌ بغض‌هايمان‌ را باز مي‌كني‌ و دل‌ شكسته‌مان‌ را بند مي‌زني، وقتي‌ سنگيني‌ها را برمي‌داري‌ و جايش‌ سبكي‌ مي‌گذاري‌ و راحتي؛ وقتي‌ بيشتر از تلاشمان‌ خوشبختي‌ مي‌دهي‌ و بيشتر از لب‌ها، لبخند، وقتي‌ خواب‌هايمان‌ را تعبير مي‌كني‌ و دعاهايمان‌ را مستجاب‌ و آرزوهايمان‌ را برآورده، وقتي‌ قهرها را آشتي‌ مي‌كني‌ و سخت‌ها را آسان. وقتي‌ تلخ‌ها را شيرين‌ مي‌كني‌ و دردها را درمان، وقتي‌ نااميدها، اميد مي‌شود و سياه‌ها سفيد سفيد... آن‌ وقت‌ مي‌داني‌ ما چه‌ كار مي‌كنيم؟
حقيقتش‌ اين‌ است‌ كه‌ ما بدترين‌ كار را مي‌كنيم. ما نه‌ سپاس‌ مي‌گوييم‌ و نه‌ ممنون‌ مي‌شويم‌ ما فخر مي‌فروشيم‌ و مي‌باليم‌ و يادمان‌ مي‌رود، اصلاً‌ يادمان‌ مي‌رود كه‌ چه‌ كسي‌ دعاهايمان‌ را مستجاب‌ كرد و كي‌ خواب‌هايمان‌ را تعبير كرد و اشك‌هايمان‌ را پاك‌ كرد.
ما هميشه‌ از ياد مي‌بريم، ما هميشه‌ فراموش‌ مي‌كنيم. ما همان‌ انسانيم‌ كه‌ ريشه‌اش‌ از فراموشي‌ است...
‌عرفان‌ نظرآهاري‌

ناشناخته:

سلام.فراموشمان کردی..همچو فراموش کردن جایی از باغچه که گنجشکهای مرده ات را در آن دفن کرده بودی...

گفتیم دیگر نمی آیی..اما باز با خیالی دور هر بار بسراغت می آمدیم...
انتظار میرفت بعد از برگشتنت ، چیزی بنویسی که حرف دلمان باشد..
اما توخوب میدانستی "زمان" همه چیز را در خود حل میکند..

خوش آمدی برادر...اما این جواب چشم براهی هایمان نبود...
به دلت اما، بیشتر رجوع کن...بگذار دیوارهایمان،پل شوند...

سلام :-)

حديث:

همه اش منتظر اون تيكه پدر سوخته اش بودم...:))

سلام آقای نجف زاده
شما که دارید زحمت می کشید ، چرا به سراغ موضوعات مهمتر نمی روید مثل
ماجرای شرکت فیاک کیش
ماجرای الخوري زمين خوار بزرگ عرب
و ...

خیلی پاستوریزه کار می کنی
بهتر نیست این آدم ها رو رسوا بکنی

سلام آقا کامران
گزارش باشو رو دیدم. خوب بود و بعضی قسمتاش هم تاثیر گذار، ولی آخه داداش من این همه موضوع:
چرا از طلبه سیرجانی گزارش تهیه نمی کنی؟
الان یکساله که در شابدولظیم تحصن کرده. همین چند روز پیش شد یک سال.
یا از اون جانباز 60 درصد سیرجانی که به خاطر اعتراض به زمین خواری سیرجان از مسئولین کتک خورد گزارش بگیر. اعتراض طلبه سیرجانی هم به خاطر همین زمین خواری های سیرجانه.
از بی توجهی تلویزیون به عدالت خواهی و این حرفا دلمون خون شده به خدا. امیدمون اول به خداست بعد به شما آقا کامران و اون رفیقت دلاوری.

من كه خيلي دلم برايش سوخت....

فكر كنم كه آبادان و اهواز و كلا خوزستان جا براي گزارش بسيار داشته باشد من يك شمالي هستم ولي درد و رنج آنها را بسيار شنيده ام اميدوارم با گزارش هاي خوبتان مسئولان را از خواب غفلت بيدار كنيد..

سلام
گزارش جالبی بود . توی گزارشت نیم نگاهی به آلودگی آب کارون و مشکل آب شرب مردم اهواز هم داشتی . کاش این موضوع رو جدی بگیری و اونو دنبال کنی .
الان مهمتر از مسئله ی بزرگ شدن باشو مسئله آب شرب اهوازه .
ما اهوازی ها برای دسترسی به آب سالم خیلی بیشتر از شما پایتخت نشینها باید هزینه کنیم .
توی تموم خونه های شهر اهواز زندگی بدون دستگاه پمپ آب و دستگاه تصفیه آب امکان پذیر نیست . خرید این تجهیزات برای دسترسی به جرعه ای آب آشامیدنی حدود 300 هزار تومن هزینه داره . البته هزینه های برق مصرفی این دستگاهها هم به جای خود !
تازه وقتی که برقا برن تمام این دستگاهها از کار میافتن و دیگه از آب هم خبری نیست .
ظاهرا مردم شریف قم از ما اهوازی ها و حاشیه نشینان کارون خیلی بهتر و شریفتر هستن . چون امروز اخبار اعلام کرد که بخش قابل توجهی از آب سرچشمه های این رودخانه نیمه جان رو به قم منتقل کردن و بزودی هم این میزان آب منتقل شده حجمش 2 برابر میشه !

سلام دست شما درد نکند سازمان مرد م نهاد ساوه

پگاه نکوهش:

سلام اقای خبرنگار
برگشتین به سلامتی؟تا الان نمیدونستم
خوش امدی به ایرانم به ایرانت...

رحیم میرعظیم:

سلام به عنوان یک خبرنگار شهرستانی و فقط به خاطر دغدغه هایت دوستتت دارم، دغدغه هائی که خود نیز در گیر آنم و دیگر برای اکثر افراد و به خصوص کسانی که دستی بر آتش دارند دیگر دغدغه نیست.دوست داشتید نظرم را بگذارید

سلام برادر بزرگوار
گزارش زیبایتان را دیروز دیدم
ولذت بردم.
امیدوارم همچنان پویا بمانید.
یاحق

Merlin:

سلام باشو را دیدم گویا چند گزارش ناب و خلاصه والبته تاسف بار در یک گزارش جمع شده بود.
بابا وقتی گزارش رو دید گفت از فرانسه برگشته دنبال این کارها،گفتم آره اومده تیشه بزنه به ریشه و علفای هرز رو از زیر خاک پیدا کنه،گفت آخر سرش رو به باد میده.(گفتم خدا نکنه)گفتم حواسش هست خدا پشتشه.داداش مواظب باش.توی مملکت اسلامیه ما هرچی درسته،نباید گفته بشه.حق گویانمون باید از دیده ها پنهان بشن،اینجا هرکی صادق باشه و رو بازی کنه،مسخرش میکنن.شمارو جون کیان...
از اینا بگذریم گزارشت حرف نداشت به خصوص مادربزرگ و نوه اش و دبه آب شیرین و...
و آب فاضلابی که به رودخونه میریخت و اگر سوژتون چیز دیگه ای نبود کلی جای کار داشت و...
و اون جیگرکی که گنجشک کباب میکرد و میداد سیخی سیصد تومن و ...
و صدای فرهاد گنجشکک اشی مشی و...
یه چیز دیگه گزارش هات بویغم میده،هیچ نشاطی توش نیست.داداش این جند وقت چی کشیدی.
به همون کربلایی که رفتی و به همون قبر شش گوشه ای که زیارت کردی قسم میخورم که ثواب و مزد خوبیهات رو توی هر دو جهان میبینی.خدا پشت و پناهت.
(راستی من وبلاگ ندارم اما اگر فرصت داشتید و خواستید درمورد نظرم چیزی بگید حتی یک کلمه خوشحالم میکنید)

Eli:

سلام عمو كامران.ممنون بابت گزارش...راستي كي تو20/30 مياين؟...
...خدا حافظتون باشه...

سلام به کامران نجف زاده عزیز.نمی دونم چند سال پیش بود که در خبر بیست و سی به یک کوره آجرچزی سر زدی و از سختی های کار کارگران آنجا گفتی و... گفتی: دمای اینجا کمی کمتر از جهنم است.صادقانه بگم: خوشحال شدم از فرانسه اخراج شدی.چون مملکت ما به تو احتیاج داره.به بیانت به جمله بندی های ساده اما قابل تاملت.این اواخر گزارش معدن زغال سنگتم دیدم و حالا باشو...
به نوبه ی خودم ازت تشکر می کنم فقط اگه میشه از آدمای بیکار و پشت کنکوری هم گزارش تهیه کن.شاید زمانی در کسی اثر کند.
از ما شهرستانی ها گزارش تهیه کن.از بدبختی هایمان.از کمبود ها و مشکلاتمان.از هزار دلیلی که زندگی را به کام ما زهر کرده است.
لطفا این کامنتو در سایتت نمایش نده.
فقط خواستم بگم ممنون.ممنون که راحت طلب نیستی و چند کیلومتری اینطرف اونطرف میری تا از امثال باشو گزارش بگیری.
باشو راست می گوید: نفس همه ی شماها از جای گرم در میاد

سلام.
گزارش رو ندیدم، ولی ایده ی نویی نبود. همین چند هفته ی پیش همچین مطلبی رو مجله ی 40چراغ کار کرده بود...

سلام شاید کمی میشد یک کمکی البته متوجه این شد که با منقاش از زبانش کلمه بیرون میکشید وخودش راغب نبود اما خوب زندگیست برای یه کسی این دنیا شاءن ومنزلت هست واسه یه آدم دیگه اون دنیا شاءن میاره اما حرف کمتر از گرفتاری هایش گفت تا شاید دیگران ناراحت نشوند اما بااین گزارش تاسف بار که تو ی جامعه ی ما هست یکی از مقامات شنیدم(صرفا"جت اطلاع که از همین خبر پخش میشه)حرف به میون اورده تو مجلس انتقاد کرده گفته چرا از اینا حرف میزنید درمورد بیانات رهبر صحبت نمکنید به نظرم باید نیمه ی خالی لیوان را نیز گه گداری ببینیم

طرحی که از تو دارم شبیه یک پرنده است.
فیلم‌های سیاه و سفید سال‌های دور پر از دویدن‌های زنان و مردانی‌ست که برای خداحافظی از قطاری، دیر می رسند. پر از تصویر کسانی که، با دستی بالا گرفته و فریادی بی صدا، دوان دوان و سکندری خوران پشت پنجره ی آخرین خاطره ات کوچک می شوند و جا می مانند.
پر از نامه های زیر پا افتاده و نخوانده مانده، پر از کسانی که می شد از مقابل هم عبور کنند به جای پشت سر.
حرف‌های نگفته، رازهای بر ملا نشده، پر از آرزوهایی که اسیر شرم شدند، قربانی وجدان.
می گویند درام یعنی وقتی که کسی انگیزه ای دارد و در مسیرش قدم بر‌می‌دارد و به مانع می‌خورد. می گویند فیلم‌ها این‌جاست که شروع می‌شوند. وگرنه لطفی ندارند. خالی‌اند و بی‌فایده.
مهم نیست. سرانجام قصه‌های زیادی حاصل لحظه‌ی غفلت یا اقبال یا اتفاق‌ است. قهرمان و عشق و مسیر، اسیر دست قضا و قدرند و گاهی کاری‌ش نمی‌توان کرد.

اما تو آزادی. تو لا به لای همین افسوس‌های مرسوم هم آزادی. بی این‌که بنا باشد من یا دیگری بزرگوارانه این نشان را به تو عطا کنیم. تو آزادی و آزادی تو ربطی به آن‌چه من از آن دم بزنم و درکش کنم ندارد. تو آزادی، چون آزادیت مثل آزادی من تلاشی ناشیانه نیست. درون توست. و از خودت شروع می‌شود.
تو به چشم من نقض قوانین بی‌رحم زیبایی درامی. تو قهرمان بزرگِ هیچ چیز نخواستنی. پا به مسیر نمی‌گذاری و موانع را بی‌معنی می‌کنی و نیازی به برانگیختن احترام نداری و باز داستان‌ات، لا اقل برای من ارزش هزار بار شنیدن را دارد.
رهایی‌ات، فکر کردن به رهایی‌ات، من را به دنیا امیدوار می کند.
پس تو را همیشه آزاد می خواهم. و آزاد دوستت دارم.
تصویر زنده و رنگین‌ات هیچ وقت پشت سرم کوچک نمی شود، دست نیاز و ناچاری‌اش بالا نیست و سکندری نمی‌خورد.
تصویر زنده و رنگین‌ات همیشه روی مبلی تک نفره لمیده، دستش را روی شکمش گذاشته و بلند می خندد، از خنده به هوا لگد می‌زند و هیچ وقت صاحبِ تنگ نظر نگاه پر از قضاوت را حتی نمی‌بیند. من را هم، که دور می‌شوم، و به بی‌قیدی مهربانانه‌ات می‌بالم. همیشه.

جعفر پیوسته:

سلام و ارادت خاطر
من اهل کاشانم.باغی که سهراب سپهری دوران کودکی را در آن گذرانیده است و در واقع در تمام داستانهایش با نام (( اتاق آّبـــــــی )) از آن یاد نموده است .در حال حاضر در روستای چنار .4 کیلومتر بالاتر از نیاسر کاشان میباشد و متاسفانه در تملک شخصی میباشد....اگر امکان دارد بیایید و گزارشی تهیه فرمایید تا تخریب نشده است...بنده به عنوان یک هموطن و همشهری اماده همکاری و کمک به شما میباشم........لطفا سزعا اقدام نمایید........

سلام
گزارشتون به دل مي نشست
اما انتظارمون از شما تهيه ي گزارشي كه فقط به دل بشينه نيست...

خیلی از این باشو ها تو ایران هستند که فراموش میشن

این که باشو غریبه کوچک بود خیلی باشو های بزرگ هستند که غریب میشن

وحیدبهروز:

صبح بخیر داداش کامران جان
خوبه فرانسه که بوین نمیشد صبح بخیر اینا بگم چون که ساعتش با اینجا یکمی فرق داشت

متین :

ای آقا این قصه ی تمامی آدمها یی است که له می شوند تا فردی دیگر دیده شود.قصه ی تازه ای نیست.اما زحمت تهیه کردن و نمایش دادن داشت که شما کشیدید.مثل سرو سرفراز باشید.متین

میثاق:

سلام آقا کامران
خیلی وقت بود آپ نشدی یه کم دلگیر شدیم
خیلی حال کردیم که پوز سارکوزی رو زدی
دمت گرم
منتظر اون گزارش های توپت هستیم


گزارش رو ندیدم.اما خواهرم برام ضبطش کرده.هنوز فرصت نکردم ببینمش!

به نام خدا

سلام

و من به باشو فکر می کنم که غریبه و آشنا بودنش برایمان هیچ فرقی نمی کند، به سادگی یک پک سیگار فراموشش می کنیم...

با عرض ادب وسلام خدمت گزارشگرمحبوب ايراني
من هميشه اخبار 20.30را به خاطرگزارش هاي شمانگاه مي كردم اززماني كه ديگرنيستيداخبار 20.30راتماشانمي كنم
خواهشي ازشماداشتم اگرامكانش هست آدرس وبسايت يا ايميل اخبار 20.30 يا گزارشگرآن را به آدرسي كه داده ام برايم ارسال كنيد چراكه نياز بسيار دارم
ممنون

فهیمه/کرمانشاه:

سلام
چه آدمهای خوب و جالبی که در ضمیر ناخودآگاهمان بخشی از کودکیهایمان شده اند اما از یاد برده ایم مهربانی و صفایشان را
تا اینکه یکی برود ازشان گزارشی تهیه کند
چه ناسپاس و فراموشکار شده ایم
یادش بخیر باشو را
میدانستی ممکن است فقط بچه های جنگ باشو را درک کنند؟
من در پنج سال اول زندگیم جنگ و بمباران و وحشت و ترس تا سرحد مرگ را تجربه کرده ام
ممنون از یادآوری امنیت امروزمان
راستی خوش آمدی به وطن خبرنگار خوبیها

مهرنوش:

سلام نوشته شما را خواندم جالب بود اما از پرداخت کمی برخوردار بود دلم می خواست صورت باشو را خود توصیف می کردید تا اینکه عکسی از او را بزنید توصیف شخصیت در متن حس دیری دارد

مهرنوش:

سلام
وقتی نجف زاده کیف ..... بدست می گیرد

یادش بخیر آن زمان ها که تلویزیون نگاه می کردم زمان می گذشت و من روزنامه را به تلویزیون ترجیح می دادم تا اینکه یک بخش خبری جدید مرا وا داشت تا یک ربعی تلویزیون را تحمل کنم و این بخش خبرنگاری داشت که هنوز جانی بر تنش بود که از نبودن ها و کاستی ها بگوید یک خبرنگار فعال و پرانرژی زمان گذشت و نمی دانم چرا بعد ها که او را برصفحه تلویزیون می دیدم یاد منصور ادیبان در کیف .... می افتادم ؟؟
دیگر نه حرف های نجف زاده همان حرف ها بود و نه بیست و سی همان بسیت وسی
و من دوباره روزنامه را به تلویزیون ترجیح دادم

احمد:

سلام آقاي نجف زاده.پي گيري مسائلي مثل باشو كارهاي جالبيه.اما كامران جون مي خوام يك چيزي بهتون بگم تا شايد بدوني مشكلات مملكت ما خيلي بزرگتر از اين چيزهاست.من مشكل پدر خودم رو برات مي نويسم.كه مشكل خيلي هاي ديگه هم هست.پدرم مقداري وام از موسسه ميزان گرفت و بعد از عدم توانايي در پرداخت وام و در حالي كه مبلغ بدهيش حدود 130 ميليون تومان شده بود بانك الميزان با همكاري اداره ثبت املاك اومدن و با سند ساختماني كه قيمتش 800 ميليون تومان بود و در رهن موسسه ميزان بود اين ساختمان رو به صورت سوري و در يك مزايده به قيمت 230 ميليون تومان مزايده كردند.از طرف ديگر پدرم به خاطر بدهي 300 ميليون توماني(وام بعلاوه چندين برابر سود)به بانك ملي زمين ديگرش رو در حاشيه بولوار فرامرز عباسي مشهد كه ارزش واقعيش يك ميليلارد و ششصد ميليون تومان بود به قيمت 570 ميليون مزايده كردند و رفت.
آخه اين چه عدالتييه.اين ثمره خون شهيدان ماست كه با بانك ها و اداره ثبت املاك با زندگي يك عمر يك نفر بازي كنند و طرف صداش به هيچ جا نرسه.بخدا حتي تا دفتر رهبري رفتيم اما بدون هيچ جواب و علتي پاسخ ما رو ندادند.پدر من به قول بچه هاي محل از اون حزب اللهي هاشه.اما ما آدم هاي ساده هيچ وقت فكر نمي كرديم مملكتمون اينقدر به گند كشيده شده باشه كه اين طور توي روز روشن اموال آدم رو بالا بكشن و دادش به هيچ جا نرسه.آقا كامران بخدا من بچه حزب اللهي كه به همه مي گفتم بدون راهپيمايي 22 بهمن نمي شه زندگي كرد و شركت توي اين راهپيمايي رو براي خودم در زمان صلح بزرگترين جهاد مي دونستم تا با شركت ما تو راهپيمايي چشم دنيا كور بشه كم كم دارم فكرهاي ديگه اي در مورد اين مملكت مي كنم.بخدا اين كه بري و بچسبي به مشكلات مردم فرانسه هنر نيست.خواهشم اينه اول مردم مملكت خودتون رو دريابيد.اول به مفاسد مملكت خودمون بپردازيم.كه چطور با اين مفاسد دارن مردم و ما حرب اللهي ها رو حتي از اين حكومت مي رنجونن.آدم هي مثل باباي من هم خيلي زيادن كه بانك ها اين طور بدبختشون كردن.آقا كامران شما تو جايگاهي هستي كه بخدا قسم اگر اين مشكلات رو بيان نكني اگر پي گيري مفاسد رو نكنين و بارين همينطور به اين مملكت اينجوري ضربه بخوره و مردم رو از حكومت ناراضي كنن بخدا كه مديوني.مديون خون شهدا.
تور رو خدا يك سر به وبلاگ من بزن.مطالب اين وبلاگ اعتقادات واقعي منه.خودت قضاوت كن.اين آدرس وبلاگمه.

www.25milion.blogfa.com اين وبلاگ رو زدم براي حمايت از اين انقلاب.اما از اين به بعد چيكار كنم.چطور بيام و از مملكتي كه داخلش بانك ها اين جور آدم ها رو بدبخت مي كنن و مسئولين هم هيچكاري براي آدم نمي كنن حمايت كنم.وبلاگ من رو بخون يا يك نگاهي بنداز تا بدوني اين ها با من با اين اعتقاداتي كه دارم و تو وبلاگم نوشتم كاري كردن كه دارم بر مي گردم.آقا كامران مثل من زيادن.مثل پدر من زيادن.اگه مايل بودي يك پيامك به همراه من بزن تا من باهات تماس بگيرم و قضيه رو كامل بهت بگم.نمي گم براي پدر من كاري كن.مي گم اين سوال رو از خودت بكن چرا بايد تو مملكت اسلامي ما اين اتفاقات بيفته.چرا؟چرا؟چرا؟
پس واسه انقلابمون يك كاري بكن.واسه مردم.واسه مبارزه با فساد.تهيه يك گزارش.
09155035069

آرزو:

سلام به خبر نگار محبوبمون داداش کامران
گزارشتون از باشو مثل همه گزارشهاتون عالی بود .چقدر خوشحالم که بر گشتین ایران و دوباره هشت و نیم که می شه می تونیم گزارشهای بی نظیر و دیدنی شما روببینیم به خدا هنوزم باورم نمیشه.
الهی خدا همیشه حفظتون کنه
به خاطر تهیه این گزارش ازتون ممنونم و بهتون خسته نباشید می گم

ا- کلانتری:

سلام... باشو را درک میکنم اما خوشا به حالش... که باز کسی مثل شما یادش کرد... زمانی شناخته شده بود... نامردی دید فراموش شد... نامردی الان رو بورسه جای تعجب نداره...بی عدالتی حرف اولو میزنه... مهندس الان بنای قدیمی ...پولداره... لیسانسش تو خونه بی کار... تمام زندگیتو همین پولدارای ی شبه تعیین تکلیف میکنند... میگن از محله کودکیت برو بیرون از پارکی که بازی کودکیت رو خاطره کرد دور شو ... میخوای بمونی ماهانه 1میلون 200 هزار تومان پرداخت کن...من فقط برای ازدواجم 2سال خارج از کوچه پس کوچه های کودکیم زندگی کردم اما با شوق زیاد کلی شادی دوباره برگشتم من از این محله خاطراتم حتی روزای جنگ هم بیرون نرفتم اما حالا ... بی انصافیه بی انصافی داد میزنه و پیروز و شاد میگرده.... نامردی و بی عدالتی ماله باشوی کوچک بزرگ نیست الانه برای همه هست... برای من برای تو برای باشو و...

kami jan salam....to mesle hamishe miterekooni...amma inbar zadi too khaki azizam...harchand khoshhal shodam ke yeli yade ma ham karde....ammma u hamishe ostadi azizam...kash hoseleye inkarharo dashtam..agarche shadidan delkhoram aze ...ba in hal arezooye man movafaghiayte tost...ya ali

يا علي:

خداييش با اين چيزها داري دنبال وجدان مي گردي؟

نامشخص:

با سلام.
نتوانستم ایمیل 20:30 را پیدا کنم بناراین اومدم از سایت شما دردل کنم اما در سایت شما لینک تماس با ما فعال نبود گفتم در بخش نظرات بیان کنم .انشا ئالله بخوانید و پیگیری نمایید.
من از طرف عده ای از پرسنل مرکزتحقیقات گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی می خواستم لطفا پیگیری بفرمایید
در این مرکز محققینی فعالیت دارند که با مدرک تحصیلی لیسانس تا دکتری با حقوق ساعتی 1500-2000 تومان کار می کنند و هیچ گونه پاداش،مزایا و حتی بیمه نیز ندارند و همیشه یک قرارداد صوری به مدت 89 روز بطور یکجانبه با افراد بسته می شود بدون اینکه نسخه ای به افراد داده شود.درحالیکه بنابرقانون کار هر نوع استخدامی با هر مدت زمانی بایستی بیمه شوند
بنابراین با احتساب ساعتی 2000 تومان و حداکثر زمان 175 ساعت در ماه ،حقوق ماهیانه می شود 350000 تومان که از این مبلغ نیز درصدی به عنوان مالیات کم می شود در حالیکه حقوق زیر 485000 تومان معاف از مالیا ت می باشد.
در ضمن بنابه گفته افراد با سابقه ای مرکز، حقوق محققین از 7-8 سال قبل تا بحال تغییری نکرده است علیرغم اینکه تورم در این 7 سال چند برابر شده است
لطفا این موارد را پیگیری نمایید
.

سلام داداش كامران
كجايي شما دلمون برات تنگ شده..خيلي كم گزارش ميدي...يا بهتر بگم انقد كمه الان كه اصن ميشه گفت نيس..جز همين چند شب پيش كه درباره باشو بود...
داداشي فعال تر شو..مي دونم فعال هسي..ولي ما ميخوايم ببينيمت..صداتو بشنويم..كاراتو نگاه كنيم ازشون لذت ببريم..
منتظرتم....

سلام گزارش جالبي بود .موفق باشيد

هاشم عا لی زاده:

سلام بی نظیره اقا کامران.............

رضا nobody:

سلام
بغض دارم
میترسم اشکام نزارن تایپ کنم
تمام قصه های زندگیمو فراموش کردم
شاید قصه های من در برابر قصه عدنان هیچ باشه
تازه فهمیدم که نسل ما واقعا بی لیاقتیم که این رفتار با ما شده
باشو یکی از خاطرات کودکی من بود وقتی فیلمشو میدیدم لذت میبردم و میخندیدم ولی بعد از گزارش شما فکر کنم هروقت فیلمشو ببینم فقط و فقط گریه کنم!!!
آقای نجف زاده یه پیشنهاد دارم امیدوارم موافق باشید
پیشنهادم اینه که یه گزارش دیگه تهیه کنید و توی گزارشتون از هم نسلامون لااقل اونایی که باشو رو یادشون میاد و درک حال حاضر عدنان واسشون سخته برن و از باشو یه DVD فیلمشو بخرن شاید بتونیم گناهامونو کمتر کنیم چون به نظر من این فقط تقصیر سینماییها نیست تقصیر ما همسالاشم هست.
متشکرم
از امروز میخوام سوژه های خوبی رو در اختیارتون بزارم
موفق باشید
رضا
یاحق

جناب آقای کامران نجف زاده با سلام واحترام شما بعنوان خبرنگار مردمی همیشه در قلب مردم جاداری زیرا درد مردم را بازگو میکنی اینجانب حوا حیدری فرزند شهید علیباش حیدری از ساکنین روستاهای استان بوشهر از شما خواهش می کنم پیام مرا به مسئولین نظام برسانید برای همه مسئولین نامه نوشته ام هیچکس جوابم را نداده چون درد گرسنگی درد بی کسی درد تنهایی را نکشیدند همیشه سرپناه وغذای گرم وماشینهای لوکس ودانشگاهای لندن را گذارنندمن تنها بازمانده یک شهیدم شهیدی که برای همین مملکت جنگید اگر پدر من هم جنگ نرفته بود الان من صاحب خانه وماشین بودم کسی که آرزوی داشتن یک خانه را دارد می گویند خیرین مدرسه ساخته اند برای معروف شدن نه رهبر نه رئیس جمهور نه رئس مجلس نه نماینده مجلس همه بی خیال هستند جناب آقای نجف زاده بخدا بعضی از شبها می شود که من غذایی برای خوردن نداریم تلوزیون خانه ما را یک مددکار بهزیستی نسبت به ترحمی که به من داشت برایم خرید خواهش می کنم آدرس من وشماره تلفن من را پیش خودتان محفوظ نگه دارید ولی به گوش مسئولین برسانید ومرا کمک کنید از درد بی خانگی واز درد فقیری شما همه به آرزوهایتان رسیدید الا من حقیر الان 4سالی است که به علت داشتن تنگی نفس به شهر بوشهر مهاجرت کردم وسلام برادر نجف زاده چون برادری ندارم تورا به عنوان برادر خویش معرفی می کنم وسلام به امید جواب دادند
آدرس : بوشهر بهمنی شهرک امام بلوک 2 واحد2 منزل محسن حیدری
تلفن منزل :07714553923
تلفن همراه :09178753917

آشنایی زدایی نوشتار ها و خبر هایت را دوست دارم ...برای مردم بمان ... .
سلام.

زهرا:

سلام. چقدر جات خالی بود. میدونی میخوام خودم تنهایی اسمتو بزارم شاعر اخبار ایران. منتظر پدیده های بیشترتم. مرسی که نگاهت دوراروهم میبینه و برخلاف کسی که میگه هیچ گرسنه ای تو ایران نیست نشون میدی که مردم با گنجشک خوردن صورتشونو سرخ می کنن. حالا تو بگو عدنان من میگم صدتا مثل اون. خدا نیامرزه اگه کسی میتونه کاری واسشون بکنه و به فکر نیست

زهرا :

؛آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یکنفر در آب دارد می سپارد جان...

آبجی الهه:

سلام داداشم

خوبه، خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشتت جالب و ناب بود مثل هميشه
جاب تر و ناب تر اين بود كه تو دوباره نوشتی
خيلی وقت بود منتظر بوديم
خيلی وقت بود نگرانت بودم

مرسی دادش جونم كه باز برامون نوشتی

آرزوی همه ی خوبهارو برات دارم

سلام حیف شما نبود رفتید خارج چطوری خوبی خیلی با حالید من یه مدت این اخبار بسی و سی رو فقط برا حرف زدن با حالتون میدیدم اما الان حیف بیاین ببینید چه سوژه های پیدا میشه از سیاسی بگیر تا.................بازم دلتونو آب کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با عرض سلام و خسته نباشی
اینجانب خسرو لطفی متولد 1346 با معلولیت جسمی حرکتی 50% که دارای کارت پایان خدمت (ضمن خدمت ) در دوران دفاع مقدس به عنوان یک بسیجی جان برکف در راه آرمانهای امام راحل به درجه جانبازی ( شیمیایی و موج و ترکش ) نائل گردیدم . اما هنوز خود درصد جانبازی خود را نمی دانم و کوچکترین حمایتی از من نشده است
خواهشمندم ایمیل خود را برای من ارسال نمایید تا مدارک موجود را برای جناب عالی بفرستم شاید شما بتوانید بر این دل مرحمی بگذارید و مراتب را به گوش مسئولین و غیر مسئولین برسانید
(مکاتبات لازمه با مسئولین انجام شده اما جوابی نداشته ام )

سلام کامران عزیز! گزارش باشو رو دیدم. اول صمیمانه تشکر من رو بپذیر بخاطر یاد کردنت از خوزستان فراموش شده ! سالهاست عادت کرده ایم به اینکه سوم خردادی بشود بلکه به یاد عزیزانمان بیاید که خوزستانی هم وجود دارد. حالا عادت کرده ایم به نگاه های متعجب دیگر هموطنان که وقتی از جنگل ها و رودها و کوه های خوزستان برایشان می گوییم با چشمهای گرد شده زل می زنند و می پرسند مگر خوزستان اینها را هم دارد؟! علت آن هم چیزی نیست جز تصویر غلطی که -من فکر می کنم- به عمد از خوزستان پرداخته شده ... سرزمین ویران و لم یزرعی که فقط به درد بمب و موشک می خورد!! گزارشت بغض فشرده شده در گلویم را فوران داد!! در باره آب اهواز گفتی اما این را نگفتی که علت اصلی این وضع برداشت بی رویه آب از سر شاخه های کارون و انتقال آن به نقاط دور و نزدیک است... برداشتی که بیش از حد ظرفیت و توان کارون مظلوم است.... مادیگر عادت کرده ایم به فریادزدن وصدایمان را کسی نشنیدن..... ببخش که نوشته ام اینجوری شد ... بغض سنگینی در ماست.... عادت کرده ایم....

رضا:

سلام
نمیدانم اصول دموکراسی را رعایت نمی کنید یا اساسا نظر مخالف ندارید که کامنت هایتان همه مثبت هستند. امیدوارم دومی درست باشد.
و اما .. همکار گرامی، این گزارش شما کمی سوخته نبود؟بعد از گزارش فارس و مهر و ملت ما و چلچراغ و .. ! آن هم بدون آن که اطلاعات جدیدتری برای مخاطبی که آن گزارش ها را خوانده ارائه دهد! حتی سوالات شما هم از دل همان گزارش ها بیرون آمده بود (تازه یادتان رفت قضیه مجسمه های طلا را بپرسید احتمالا).البته قبول دارم که گستردگی رسانه تلویزیون از مطبوعات بیشتر است، اما اصل مسئله این است: حاصل این گزارش برای باشو چه خواهد بود؟چیزی بیشتر از حاصل گزارش مطبوعات؟
به نظر من تنها نکته اش تخریب شدیدتر آقای بیضایی و خانم تسلیمی در اذهان عمومی به نسبت مطبوعات است. آن هم بی آن که بر اساس اخلاق رسانه ای امکان پاسخ به آنان داده باشید.
و در پاسخ به ایمان : آن تصویر از فیلم "دونده" امیرنادری است. راستی، آقای نجف زاده چرا یک گزارش هم راجع به پسربچه آن فیلم نمی گیرید؟یا دخترک بادکنک سفید؟یا گلنار؟یا .. ؟

زهرا:

چی بگم... بغض گلوم و گرفته بود.

وای خدایا چرا هیچ کاری نمیکنی
میگن ارحم الراحمینی..آره؟

دستم بگیر......

زهرا:


خدا که هیچ وقت من و نمیبینه لااقل شمال بهش بگین یکی خیلی بهش احتیاج داره خیییییلی.

آبجی الهه:

سلام داداشم

جواب به همون يك دانشجو
كه گفته
(مواظب خودت باش كه مغرور نشی)


يك دانشجوی محترم
داداش كامران من از اين جنس نيست
كه اگر بود تا حالا
طوفان غرور نابودش كرده بود
تو براش دعا كن
بدخواها و دشمناش
اذيتش نكنن
از خدا بخواه كه موظب سلامتِ و عمر و عزت و سربلنديش
باشه
ما هم دعاگوش هستيم و پشت دعای تو
از ته قلبمون الهی آمين ميگيم

نادر ذاکر:

سلام آقای نجف زاده عزیز، امیدوارم که خوب باشی

کامران جان از موقعی که گزارش شما را راجع به عدنان عفراوی(باشو) دیده و شنیده ام حرف هایی در دلم مانده که که هرچه با خودم کلنجار رفتم دیدم نمی توانم آن حرفها را برایت ننویسم!

اول اینکه از اهتمام شما برا به تصویر کشیدن درد ورنج مردم خوزستان ممنونم ولی باشو در خوزستان فقط یک نفر نیست که شما با استفاده از توان گزارشگری تاثیر گذارت او را مانند آن معلم تنهای بوشهری نجات دهی وبرایش یک تحول ایجاد کنی ! واز تبعیض بی رحم دستگاه های اداری رهایش کنی ، باشو به روایت بهرام بیضایی نماینده نسلی از توجوانان در ابتدای شروع جنگ در خوزستان است که هرکدام زخمی بر دل وجان خود به میراث برده اند.
عزیز برادر، اگر عدنان در ابتدا شانس این را داشت که توسط آقای بیضایی دیده شود و به زعم فرصت پیش آمده نتوانست راهی را که ناخواسته در آن قرار گرفت ادامه دهد ، والآن هم این شانس را دارد که میان هزاران نکته ناگفته در خوزستان مثل آب و برق و گرماو باد خاک و .... او موضوع گزارش خبری شما بشود، اما خیلی از آن نوجوانان نه دیروز در بحبوحه جنگ دیده شدند ونه امروز در میانسالی این فرصت را دارند که گزارش گر طراز اول سیما آنان را مورد حمایت قرار دهد!!
اما کامران عزیز باور کن تمام حرفی که در دل دارم این نیست ومن خاطراتی از دوران آوارگی دارم که هرکدام یک داستان مفصل دارد وذکر آنها در اینجا مقدور نیست و فقط مایل بودم توحه شما عزیز را به این نکته جلب کنم که بهتر است اگر نیت خیر دارید، کاری کنید وگزارشی تهیه کنید تا همه معضلاتی که گریبانگیر خوزستان است یکی پس از دیگری از این مرز وبوم رخت بر بندد وجملگی افراد از برکت آن به نوایی برسند ، نه یک نفر با یک گروه ودسته .

متشکر از شما
با احترام نادر ذاکر

سلام،
خوشحالم که دوباره اومدی.مثل همیشه فوق العاده و محشر بود.
همیشه موفق وبهترین باشی.

"يک گوشه‌اش سيگارهاي خارجي، يک گوشه‌اش هم دو تا بالش."
اين دو تا گوشه ... سهم باشو شده از آرزوهايش!!!
واي!!
واي به دروغي به اسم عدالت!

بـــــــــــــــــا سلام و عـــــــــرض ادب و احـــــــــــــــترام . امیـــــــــــــدوارم

حـــــــــــــالتون خــــــــــــوب باشه و در پـــــــــــــناه حـضـــــــرت

ولــــــــــی عصـــــــــــــــر عجــــــــــــل اللـــــــــه تعـــــــــــالی فرجـــــــــــه

اشـــــــــــــریف در کـــــــــنار خانواده محـــــــــترمت زندگـــــــــی خوب و

موفـــــــــــقی دا شته بـــــــــا شی .

بـــــا یـــک داســتان زیبـــا و جـــالب از قضـــاوتهـــــای امـــــیرالمومنـــین علـــی

( علیـــه الســــلام ) بــــه روزم .

خوشــحال میشـــم که یـــه سر هم به من بزنی تا پس از بازدیـــد از سایت بتونـــم از

نظرات ارزشمــــندتان بهره منـــد گردم .


منتظر حضـــتور گرم و صمیمـــی تان هســـتم .


گــــــــــــروه فــــــــــــرهنگی مذهبـــــــــی بین الحــــــــــرمین ( زاهـــــــــــــدان )

یــــــــــــــــــا علـــــــــــــــــــــی
التماس دعا

الهــــــــــــــم عجــــــــــــــــــل لولیــــــــــــــــــک الفــــــــــــــــرج

سامانه پیام کوتاه : 10000297265820

سلام
کاش تو تلویزیون دوباره کار میکردید
خوشحال میشم سایت منم ببینی
Faraj12.ir
موفق باشی

با سلام
گزارش جالبي بود ولي در گزارشت اشاره اي كردي به فاضلابي كه در رودخانه كارون ميريخت اگر در اين رابطه گزارش تهيه كني خيلي داغ تر از گزارش باشو ميشه چون در گزارش باشو درد دل يك نفر را گفتي ولي در گزارش دومت ميتوني درد دل چند صد هزار نفر را بگي .
هزينه اش هم كمتر از يك سكه ميشه....

سلام
گزارش جالبی واقعا متاس شدم

اینکه رفت و این باشوهای قدیم رو از پستو بیرون کشید ایده ی جالبی محسوب میشه...
ولی..
ولی طرف دیگه ی ماجرا هم تلخه...
دیدن شکسته شدن تصویر یک شخصیت قدیمی و ماندگار هم دردناکه...

بنیامین:

سلام
من فقط یه سؤال کوچیک داشتم.میخواستم بدونم اولین باری که اخبار 20:30 روی آنتن رفت تو چه تاریخی بود و کارگردان این برنامه کیه؟
واسه یه تحقیق میخوامش.ممنون

علی آذرخش:

سلام اقای نجف زاده
من همان جوون سمچ بوشهری هستم که می خواستم برا سایت کمک به زندانیان بی بضاعت مجور بگیرم
من هنوز هم چشم به کمک شما دوخته ام الان که ایران هستید و می توانید کاری برای هموطنانمان کنید دریغ نکنید. خودتان یک روز به بوشهر تشریف بیارید هم مهمون ماه می شید هم آبگرم میر احمد رو نشونتون می دم که تا حالا 10ها نفر رو به کام مرگ کشانده و کسی هنوز کسی کاری برای عدم تکرار این ماجرا های تلخ نکرده .هم شاید شما توانستید با اطلاع رسانی مجوز کامل برای راه اندازی سایت بی گناه انجام دادید من منتظر تماس شما هستم اقای نجف زاده09391503802//////منتظرتان هستم آقای نجف زاده

امید:

آقای نجف زاده عزیز آیا این امکان برای شما وجود داره که آدرس دقیق عدنان را ذکر کنید تا من که در اهواز هستم بتوانم ملاقاتی با او داشته باشم؟
متشکرم

ابراهیم:

سلام اقای نجفی
از اینکه به شهر ما(اهواز) امدی و گوشه ای از مشکلات را نشان مسولانی دادی که هر از چند گاهی یاد رعیت می افتند ممنونم اقای نجفی اجازه بدهید شما را کامران صدا کنم کامران خان اینجا اهواز است مرکز استانی که از همه چیز وهمه کس ضربه خورده جنگ ،بازسازی جنگ و بازهم بازسازی بیشتر از 20 سال از جنگ گذشت ولی ما هنوز در حال جنگیم جنگ با اب ،اسفالت،ابتداعی ترین امکانات شهری راستی شهر ما پارک بازی واقعی ندارد همش شهربازی شده البته با ادوات رنگ رو رفته راستی اقا کامران شورای شهرمان نیز منحل شد سال سوم است که شهر ما با سرپرست شهرداری اداره می شود اقا کامران فقط دنبال باشو بودی یا به دنبال باشو ها امدی اینج خیلی باشو داره ما باشو ورزش هم داریم باشو های که زمانی عضو ثابت تیم ملی بودند ولی الن در حال مسافر کشی هستند اقا کامران من هم خبرنگار بودم ولی نگذاشتند ادامه بدم یعنی محترمانه اخراج شدم البته روزگارم بد نیست الن کارمند فولاد خوزستانم ولی دغدغه من شهر و مردمانش است ما خیلی قانعیم اقا کامران خیلی دوست دارم با شما هم صحبت شوم اگه امکان دارد با من تماس بگیرید راستی شهر ما چیز های خوب هم دارد می دانستم اهوازید شما را به خوردن ماهی صبور دعوت می کردم بیش از این عرضی نیست در کارتان موفق ثابت قدم باشید بازهم تاکیید دارم اگر امکان داشته باشد با من تماس بگیرید خدا نگهدار

با سلام

خداوند به همه فرشتگان و ابلیس که جزء فرشتگان بود

گفت نار از خاک بی شک بهتر است

من ز نار و او زخاک اکدر است

انجمن فرزانگان کویر

ترنم:

سلام به خبره خبرنگار!
دلمان لک زده برای گزارش های بی مثالتان اما نمی دانم به شما چه گذشته که سردتر از سابق می نوازید این چنگ بی آهنگ را!
دلمان برای گرمای گزارشهایتان تنگ است.

گاهی خاطراتی را گرد فراموشی می پاشیم که ناجوانمردانه است!به یاد باشو ها...


آفتاب است و بیابان چه فراخ!
نیست در آن نه گیاه و نه درخت.
غیر آوای غرابان، دیگر.
در پس پرده‌ای از گرد و غبار
نقطه‌ای لرزد از دور سیاه
چشم اگر پیش رود، می‌بیند
نقطه‌ای هست که می‌پوید را...

سلام...
تازه با وبلاگتون آشنا شدم!دارم از ابتدا تمام مطالب تون رو میخوانم!!!
به تازگی وارد حیطی خبر شدم!علاقه مندم اگر امکانش هست مطالبی رو درباره نحوه نوشتن بیان کنید.
http://kajaznews.blogfa.com

سلام . . .

سلام اقای نجف زاده...
اول یه کوچلو بگم که خیلی خیلی خوشحالم که اینجایید.
بعدش منم دیدم این قسمت30/20رو...
حقیقتش تاسف برانگیز بود خیلی زیاد.
شاید دنیای این مرد تا به اخر اینجور نمونه البته دعا میکنیم ولی حقش این نبوده ونیست...
من پیگیر برنامه های شما هستم.مخصوصا اون قسمتی که مربوط به کارگران معدن بود...پرودگارا واقعا سخته اون همه زیر زمین موندن واخروعاقبت جون کندن به خاطر چی؟؟؟
ممنونم از شما واینکه موفق باشید.

عادل:

سلام-تقريبا هر شب به اينجا سر ميزنم-خوشحالم كه اولين كامنت را من گذاشته ام-كامران ميدانم و ميدانيم دغدغه ات زياد است،ولي كاش با فاصله كمتري به روز ميكردي-

انسان به محبوش چيزهاي قشنگي هديه ميدهد!
ولي تو قشنگترين هديه ها را به من دادي.
(فقدان) را.
راستي قبل از تاييد كامنت قبلي وقتي تنها 81نفر اين موضوع را بازديد كرده بودند كامنتي گذاشتم كه هيچوقت تاييد نشد-چرايش را نميدانم-حال خدا تورا حافظ

سلام لطفا مرا لینک کن زیرا باشو و باشوهای دیگر در اهواز هستند .من نیز به عنوان یه خبرنگار خوزستانی می توانتم به شما کمک کنم اگه دوست داشتی یه سری به وبلاگم بزن شماره من اونجا نوشته شده حتما به تماست پاسخ خواهم داد

سلام آقای نجف زاده
اولین باره که سایت شما را میبینم.
یادداشت هاتون خیلی خوب هست. مرسی

شروین:

آقای نجف زاده
من پیشنهاد میکنم برین و با آقای بیضایی یه تماسی بگیرین
توی سایتشون قسمت تماس با ما بسته بود
من ازشون ایمیلی هم ندارم
فکر کنم ایشون بتونن یه ترتیبی بدن که فیلم باشو دوباره در چند تا سینمای معروف پخش بشه
به صورت خیریه
پولی که جمع میشه رو هم برای باشو بفرستن
بهتر از اینه که بخوایم بشینیم و ناله و نفرین بکنیم
من تعداد زیادی آدم رو میشناسم که خیلی دلشون میخواد این فیلم رو دوباره ببینن
فیلمهای قدیمی که دوباره روی پرده میاد هم صفای خودش رو داره
امیدوارم بتونین یه کاری بکنین

زینب:

سلام
دلم واسه یه پست اینجا تنگ شده بود،دیگه واقعا اون عنوان "چرا" رو اعصابم بود!!!
من این گزارش باشو رو ندیییییییییییییییییدم،:((((((((((((((((((((((((((((

فاطمه:

راستش هر چی فکر می کنم کمتر به نتیجه میرسم .گزارش باشواونقدرها بد که این نقدهای تند در موردش بشه نبود،و اونقدرهاخوب که بخواد اشک تو چشم کسی جمع کنه البته به نظر من که نه باشو رو دیدم و نه از گذشته اش خبر دارم.لطفا اگه جواب سوال منو میدونید بنویسید.مگه باشو غیر از یک بازیگر که بعد یه کار دیگه بازی نکرده مثل خیلی بازیگرای دیگه؟ آقای نجف زاده حق ندارن آزادانه موضوع گزارششون رو انتخاب کنن حالا چه عده ای دوست داشته باشن عده ای نه؟

سلام.....
خوبید؟؟بعد ازمدتها اومدم اینجا ..
زیبا بود..
راستی وبلاگم بعد از مدتی طولانی به روز شده..
خوشحال میشم دوباره نگاهش کنید...
با سپاس[گل]

sam:

من که خیلی حال کردم مثه همه گزارش های شما بود
مختصر و تاثیر گذار

محمد:

میخوام خبر نگار بشم کمکم کن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رسول:

سلام کامران
من شاید از اولین بیننده های بخش برنامه 20.30 بودم و خودم اونرو به هزاران نفر پیشنهاد دادم، اما کامران دیگه 20.30اون برنامه سابق نیست.رنگ و بوی مصلحت اندیشی و هوای برنامه رو داشتن توی برنامه موج میزنه.
کجا رفت اون بخشهای ویژه؟
کجا رفت گزارشهای ضرب الاجلی و بی خبر؟
کامران خود تو هم دیگه جرآت سابق رو نداری؟!
امروز ایران ما امثال باشو کم نداره، امروز بچه های پایین شهر همه غریبه های کوچک این جامعه شدن.
ای داد از غریبی توی مملکت خودت!
داد ازینکه ببینی یکی یه شبه از فرش به عرش میره.
ببینی بچه های همین آقایون برای خوش گذرونی و فرار از خدمت و ... که خودتون بهتر میدونین توی دانشگاه بچرخن، با آزرا و سانتافه و موهاوی و ... بیان دانشگاه و امثال من برای یه لقمه نون، برای تامین شهریه دانشگاه آزاد صبح تا شب توی گرما و گرونی آب و برق و گاز و ... هشتشون گرو نه شون باشه.
کامران دلم ازین مملکت خونه!
کامران امثال من چکار کنن؟؟؟
منی که عشق درس خوندن بودم و از 11 و 12 سالگی بعد مدرسه توی مغازه پادویی کردم و حالا که 26 سالمه نه پس اندازی دارم و نه سرمایه ای چکار کنم؟
حالام درسم تموم بشه باید برم خدمت!بعدش چی؟
اونوقت نه کار و نه پس انداز و سرمایه!
نمیدونم چی بگم!دستم به هیچ جایی نمیرسه!
کامران من کجا و دیگران کجا...
کامران...

حسن:

سلام دوست دارم اما چه کنم که هر كاريت كنن خبرنگار حكومتي..هر چيم مينويسي باید حواست به اونا باشه..دل ملت بدبختم الكي خوشه به شماها.البته تو فرق داری یک کم.بیشتر از یک کم.

م.م.حاجي:

اقا سلام خسته نباشي
واقعا كارات 20 تو اخبار 20:30 كه خبر نگاري پس خبرات 20 20 بابا خسته نباشي
امروز يه شماره از يزد تو اينترنت مي خواستم به قسمتهاي جالبي بر خوردم گفتم توي وب گردي 20:30 اعلام كنم پي گير بشن قزيه چيه ولي سايت خواسي پيدا نكردم تا اين جارو پيدا كردم به خودم گفتم بد نيست با شما در ميان بگزارم شما هم به بچه ها وب گرد بگين چك كنن سوجه خوبي ميشه
تو گوگل دنبال عبارت 118 يزد بگردند .
با تشكر دوستار شما م.م.حاجي

شايد بدجنسي باشه ولي خوشحالم كه برگشتين ، بايد بر ميگشتين . اينجا يكي بايد باشه كه صداي اونهايي كه به گوش كسي نميرسه رو فرياد بكشه .
بايد يكي باشه كه بره مشكلات معدنچي ها رو نشون بده . مشكلات عدنان رو بگه و سهم مردم فقير جنوب رو از عدالت .
خيلي گزارشاتون به آدم مي چسبه . هر چند اونجا هم كه بودين ، گزارش موزه لوورتون خيلي لازم بود ولي اينجا اوضاع خيلي داغون تره .
ميدونم كه تا نخوان يكي رو زير سوال ببرن ، انتقادهايي كه ازش ميشه رو پخش نميكنن ولي همين كه يه آدمي مثل شما باشه كه از يك روزنه كوچيكي كه ايجاد ميشه صداشو برسونه بازم جاي شكر داره .
اميدوارم خدا بهتون سلامتي بده

سلام کامران دوست داشتنی عزیز : اگه وقت کردی به وبلاگ ما هم سر بزن . متشکرم

سلام
بلاخره نوشتی،بلاخره گفتی و بلاخره...
خیلی خوشحالم که دوباره دیدمت،دوباره نوشته هاتو میخونم.
عالی بود.
*همیشه موفق باشی*

سلام. شما معمولا به خواننده هاي وبسايت سر نميزنيد چون يكبار ديگه هم خونده بودم و نظر گذاشته بودم ولي خبري نشد. اتفاقا چند شبي پيش صحبت شما بود كه الان مشغول چه كاري هستيد كه كم پيدا شدين.
هميشه خبرهاتون جذاب و خوندني هست ، موفق باشيد

طنین:

سلام
فکرکنم شما هم الکی ادای آدمهای روشنفکر و ازاد فکر را درمی اوردید! شما هم وابسته بودید و تحت امر
چرا رفتید ؟ و چرا اخراج شدید /

سلام.اتفاقامن هم دیدم خیلی هم دلچسب بود زودتراز20:30به روزکنید خبراتون خیلی عاطفی هستن.

سلام
من كه اين فيلمي را كه شما حرفش را زديد نه ديده ام و نه چيزي درموردش ميدانم.
فقط به عنوان يك فرزند شهيد متاسفم كه در كشور من هم در جنوب جواناني مثل اين آقا آينده اي ندارند درست مثل آدمها اونطرف مرز.

محسن . ج .ر:

سلام به دوست قدیمی صفحه مدرسه !
گزارش معدنچی ها را دیدم . خیلی مواظب کارهایتان باشید . چون وقتی که دارید گزارشهای نابتان را تهیه می کنید چند تا دوربین در جهت خلاف لنز شما دارد آدمهایی را که زیر دست و پا خرد می شوند تا گزارش شما تمام بشود را فیلمبرداری می کنند! مبادا گزارشهایتان عادی بشود . زیرا آمار موارد فوق ممکنه افزوده بشود .
ارادتمند شما

محمد:

با سلام
يكي از بستگاه درجه اول اينجانب كارمند قسمت خدمات بيمارستان شهداءشهرستان سرپل ذهاب در استان كرمانشاه مي باشد كه خيلي از مسئولين اين بيمارستان شاكي است علت اين شكايت اين است كه برادر رييس بيمارستان را بعنوان نماينده يا بهتر بگويم همه كاره شركت خدماتي كه در اين فاميل ما در آن خدمت مي نمايد قرار دادند اين آقا هم تا انجاي كه مي تواند به طرق ذكر شده ذيل پرسنل خدماتي را مي چاپد :
1)قرار دادن 15 شيفت 24 ساعته در ماه براي اكثر پرسنل خدماتي و عدم پرداخت حتي يك ريال بعنوان اضافه كار به پرسنل
2)كساني كه توانايي 15روز كشيك 24ساعته را ندارند به اجبار بايد يك نفر خارج از پرسنل تصويب شده شركت (بدون بيمه) را كه نماينده شركت معرفي مي كند را بعنوان جايگيزين انتخاب نمايد و خود فر تمام حق حقوق شخص جايگيزين را پرداخت كند
3)از حقوق ماهانه پرسنل بيشتر از ميزان قانوني كسر مي شود ودر مورد اين كسورات حقوق كسي جوابگو نيست
4)بيشتر پرسنل خدمات در سال حق مرخصي را ندارند و هيچ گونه پولي در اين بابت به آنها پرداخت نشده
از شما مقام مسئول به خاطر رضاي خدا تقاضاي پيگيري اين مشكل را دارم م پيشاپيش از پيگيري شما متشكرم

سلامخدمت شما
خسته نباشید خداقوت
من ازگزارشات خیلی خوشم میاد خسته نباشید

حسن خادمي:

سلام
من يه كشاورز بدبختم
قبلا كه بيكار بودم وضع ماليم صفر بود اما امسال كشاورزي كردم دلم خوش بود مستقل شدم هم نوكر وهم اقاي خودم هستم خلاصه جند هكتاري بياز كاشتيم ازقضا وزير محترم بازركاني لطف فرمودند واردات بياز كردند واز صفر به زير صفر رسيديم وهزاران كشاورزوهزاران تن بياز در بيابان فاسد شد واب از اب تكان نخورد وحتي خبري هم اعلام نشد
دردل كشاورزان هشتبندي ميناب
لطفا اين خبر را بيكيري كنيد

ندا:

سلام ،آقای نجف زاده من یکی از همکاران شما در روزنامه های محلی اصفهان هستم اصفهانی که شاید روزگاری به خاطر آب و هوایش زبان زد خاص و عام بود وحالا دیگر چیزی برایش نمانده تا به واسطه آن به خود ببالد .این روزها خشکی زنده رود اصفهان و تبدیل شدنش به کویر و رکورد دار بودنش در آلودگی هوا بعد از تهران کم همشهریانم را رنج نداده بود که حالا خشکی 12 هزار نهال کاج هم به آن اضافه شد تا نه خاکی برایمان مانده باشد نه آبی و نه هوایی .
15 سال پیش در یکی از نقاط آلوده اصفهان قرار شد نهال کاج که مقاومت زیادی دارد کاشته شود تا بخشی از آلایندگی پالایشگاه اصفهان را جبران کند 60 هزار نهال کاج که هر کدام 2 میلیون تومان هزینه برد کاشته شد و الان به خاطر نشت موادنفتی بیش از 12 هزار اصله نهال از ریشه خشکیده است و پالایشگاه اصفهان با تمام پی گیری و شکایت شهرداری جوابگو نیست.
قرار شد استانداری کمیته حقیقت یابی تشکیل دهد که بعد از 10 روز رای این کمیته در کمال تعجب بر این بود که خشکسالی علت خشکی درختان کاج است آن هم در طی یک ماه نه نشت مواد نفتی .
جای تاسف است که مدیران اصفهانی از جمله محیط زیست که متولی اصلی این امر بود صراحتا اعلام کرد که خشکی 12 هزار اصله را فاجعه نخوانید.و از منابع آگاه خبر رسید مدیران ارشد پالایشگاه به برخی کارمندان خود حق سکوت داده اند تا مبادا حرفی درز کند و به نقل از همان منبع آگاه پالایشگاه محیط زیست را مدتها پیش خرید و امروز هم نوبت به کمیته حقیقت یاب شد تا با رشوه رای را به نفع پالایشگاه برگرداند و باز هم زور پالایشگاه چربید.
آقای نجف زاده این مسائل در حالی بر سر اصفهان می آید که شخصا در بازدید یک ساعته از این درختان شاهد فاجعه پیش آمده بودم و خاکهای مخلوط با نفت را از نزدیک دیدم چیزی که شاید دل هر بیننده ای را می آزرد .
ما دوربین به دست نیستیم تا بتوانیم خیلی از مسائل را باز کنیم به همین خاطر مسولان اصفهان هم که عموما انسانهایی هستند با رسانه بیگانه و مستبد حاضر به همکاری نشده اند. و بر آن شدم تا از شما کمک بخواهم تا در رسانه ملی یادی هم از اصفهان و زاینده رودش و 12 هزار اصله درخت خشک شده اش کنید شاید دوربین 20:30 کاری از دستش بر آمد به پالایشگاه اصفهان راه پیدا کرد و بخشی از حقایقی که مدیران پالایشگاه سالهاست پنهانش می کنند آشکار شد.
در صورت کسب اطلاعات بیشتر می توانید به سایت روزنامه محلی اصفهان www.isfahanziba.ir آرشیو ده اردیبهشت صفحه (4) به نام شهر و به گزارش (طلای سیاه کمربند اصفهان را زرد کرد) رجوع کنید

با تشکر وکیلی

سلام رفیق
حالت چطوره؟
خیلی دوست دارم یه روزی روبروت بشینم و باهات حرف بزنم.از همه چیز، از همه کس.
خیلی دوست دارم یه روزی روبروت بشینم و باهات بخندم. به همه چیز، به همه کس.
خیلی دوست دارم یه روزی روبروت بشینم و باهات فکر کنم. ازهمه چیز، از همه کس.
خیلی دوست دارم فکر کنم تا حرفی برات بزنم که با هم بخندیم.
بیا پیشم. خدا رو چه دیدی شاید بهونه ای باشه برای رفاقت. اصلا خودت گفتی هیچ چیز جذاب تر ومهم تر از این کامنت ها نیست. زیاد وقتتو نمی گیره

درود
خوب یا بد فرقی ندارد .دنیای هر کس به رنگی می باشد .تا حالا مردم را بارنگهایشان دیده ای ؟؟؟تازه رنگ قالبشان بارنگ ظاهرشان ....اصلا ولش کن ..یک سوال کامران نجف زاده !!!!از لای چرک نویس های شاید خاک خورده اش آیا گم کرده درونش را یافته است ؟؟؟این سوالی ست که من هرشامگاه ازخود می پرسم نه از کامران.....
جوان پاک میهنم سرفرازیت آرزوی همه ماست ....مانا باش و به رنگ خود دنیا یت را رنگ بزن ...
بدرود

سید محمد محمودی:

با سلام و درود

خوشبختانه گزارش هایتان را که داریم، اما دلمان برای نوشته هایتان تنگ شده بود ...

بلاگتون هم یه جوری هست، خیلی راحت نمیشه به نوشته هاتون رسید ...

پیشنهاد می کنم از دوستان کمک بگیرین و روی بلاگتون "ورد پرس" رایگان نصب کنید تا هم خودتون راحت بنویسید و هم ما راحت بخونیم :).

موفق باشید.
یا علی

سلام
همیشه تک بودی
در پناه بهترین یار

آخی ... ذوق کردم دیدم چند تا از کامنتم ارسال شده !! خدا رو شکر :)

علی:

سلم آقای نجف زاده من علی سطانی هستم دیشب خواب دیدم اومدی شهر ما و تو محله ما ومن تورو دیدم وچقدر مهربون بودی . با هم قدم زان داشتیم میرفتیم ومن از مشکلات این شهر میگفتم که از خواب پریدم حالا خواستم بهت بگم سایتت رو پیدا کردم که بهت بگم میای یه روز مسجدسلیمان؟ راستی شهر من مسجدسلیمانه همون شهری که اولین چاه نفت و دردسراش ... بزار وقتی اومدی بقیشو میگم. راستیجوابو بده
ممنونم

salam..sharmande fingelish minevisam...

man ye nejatgar hastam ahmar.....didam ke raftid tooo toonel yek madan va oon gozareshra tahie kardid....ma parsal raftim roostaye yoosh,,,tafrihi,,,,,,ye madan boood ...madan zoghal sang....raftim ejaze gereftim varede oonja shodim yekam raftim paeen be elat kamboode oxygen dashtim khafe mishodim...ama kargaraye bad bakht payiin tar az ma dashtan kar mikardan,,,,,damet garm,,,,,,,,,,

سلام . ممنون بابت همه کارای خوبتون . روزی که برگشتید ایران خیلی خوشحال شدم . همیشه در پناه خدا خادم خلق باشید . یا علی

سلام
این فیلم رو چند بار دیدم خیلی قشنگ بود
ممخصوصا که به زبون محلی بود من خیلی خوشم اومد
موفق باشید

ارغوان:


سلام آقای نجف زاده عالی بود. مدام پی گیرم امکا الان تونستم نظر بدم عالی بود

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
زمانی که ایران بودید طرفدار عقایدتون بودم اما از زمانی که رفتید فرانسه نظرم عوض شد نمیدونم شاید اشتباه میکنم ولی دیگه صداقت گذشته رو تو حرفاتون احساس نمیکردم

سلام
بلاخره اپ کردید!
جالب بود
مخصوصا عکسی که با شما انداخته!!!!!

خودم:

پدر سوخته!.بالاخره اومديا.

با عرض سلام
ما يک گروه جهادي حوزوي - دانشجويي هستيم که از شما در خواست تبادل لينک و تبليغ داريم.حوزه فعالیت ما در تنها منطقه کشور که هنوز با کپر نشینی دست و پنجه نرم می کند،یعنی شهرستان عنبر آباد از توابع کرمان است.
لطفا در راستاي ايجاد شبکه فرهنگي در فضاي سايبري لبيک خود را به در خواست ما با کامنت خود در وبلاگمان به اطلاع ما برسانيد. آماده دريافت پيشنهادات سازنده شما بزرگواريم.
اجرکم عند الله
ستاد فدائيان عدالت

سلام آقاي نجف زاده مجبور شدم توي قسمت نظرات برات پيغام بزارم . شما كه خبرنگاريد و بايد فعال تر از اين حرفها باشيد . چرا يه ايميل از خودت توي سايت نميزاري تا مردم بتونن تماس بگيرند . من راهبر قطار متروي تهران هستم در خط 5 متروي تهران اتفاقات جديدي داره مي افته كه اگه مايل باشي گزارش جالبي خواهد بود . در سالي كه دولت قول ايجاد 2 ميليون شغل رو داده و رهبر انقلاب آن را مزين به سال جهاد اقتصادي كرده ، مديران مترو از تيم سه نفره هدايت قطار تهران كرج به دليل كمبود نيروي انساني يك نفر را حذف كردند و موجب به خطر انداختن جان هزاران مسافر و ميلياردها تومان اموال بيت المال شده اند چرا كه در هر حركت ما بيش از 3000مسافر جابه جا ميكنيم و قطار هاي چند ميلياردي را هدايت .با من تماس بگير معروفتر ميشي

سلام .یادش بخیر باشو و دستور زبان گیلکیش .پیداش کردین و با نفوذتون تو صدا و سیما هم راحت پخش شد . من هم بچه محل پسره تو خانه ی دوست کجاست ؟هستم .از وقتی دفتر مشق همکلاسیش رو برده تا بهش بده ؛دیگه بر نگشته .اون بیدار نوندن ها هم همش دروغ بوده .موفق باشید آقا کامران .اگه دوباره گذرتون به پاریس افتاد از طرف من هم برج ایفل رو ببوسید

چه جلب

آدم دلش میخواد

رضا nobody:

سلام
خسته نباشيد
من قبلا هم پيام دادم و يه پيشنهادم راجب باشو آشناي قديم و غريبه جديد بهتون دادم.
من هميشه از گزارشهاي شما لذت بردم و همين منو نگران كرد،اميدوارم فكر نكنيد آدم بدبيني هستم فقط شك كردم!
نگراني من از بابت اينه كه نكنه هدف شما فقط بخاطر همين لذتي كه ديگران از خبرهاي شما ميبرن باشه و...
حرفمو كوتاه ميكنم، اگه انشا الله هدفتون اين نيست و به بالا نگاه ميكنيد خيلي دوست دارم كمكتون بكنم چون من دانشجو هستم و به اطرافم بي توجه نيستم و هميشه كنجكاوي ميكنم تا از خيلي چيزا سر در بيارم، مقصود اينكه شايد بتونم سوژه هاي خوبي واستون جور كنم چون به جزئيات خيلي توجه ميكنم!
اگه ايميلتونو لطف كنيد واسم ارسال كنيد ممنون ميشم، فقط جهت كمك و ارسال سوژه.
آدمها تا با هم ارتباط نداشته باشن نميتونن به هم اعتماد كنن!
اميدوارم منو مثله برادر كوچيك خودتون بدونيد و بي ادبي منو به بزرگي خودتون ببخشيد.
لطفا از قرار دادن پيامم در نظرهاتون اجتناب كنيد.
راستي منم بچه خوزستانم.
nobody1984_elc@yahoo.com
يا حق

داود 09126934149:

دست شما درد نکنه ولی من یک مطلب جذابتر از یک پدر شهید در همین نزدیکی یعنی رباط کریم دارم فکر کنم بنام عدالت خوب باشه - ساخت یک بنا برای باغش و ساخت بناهایی از طرف شهردار برای هدف خرجهای انتخاباتی احتمالی ایشان

mohsen:

سلام آقای نجف زاده نازنین من مصاحبه های شما را دوست دارم
درباره سینما ی قبل از انقلاب
هنرمندان قبل از انقلاب
آقای ناصر ملک مطیعی _آقای فردین و بهروز وثوقی
مصاحبه کن

باتشکر محسن از کاشان


باشو بغضي كه در زير لگدهاي زمان مي ميرد
.....................................
در كوچه هاي با صفاي جنوب باشو ها زيادن و مردم

بي مرام روزگارهم قد مي گيرند در اين كوچه ها

....................................
خبرنگار ممنون

حجت سرلک:

سلام آقای نجف زاده گزارش سوختن چند طفل معصوم در مدرسه درودزن را دیدیم و ما هم سوختیم. گرچه ما هم مدتهاست سوخته ایم نه به رخ که به دل...
البته ما را هم سوزانده اند ما که خود نخواستیم. بیا و آب سردی باش بر جگر سوخته مردمان روستایی که با حفر تونل قمرود بیش از ده سال است که آواره شده اند و چه مردانی که از این غم مردند.
لرستان - الیگودرز - روستای عسگران

سلام
سالها پیش یک مجوعه تلویزیونی از تلویزیون پخش میشد به نام "ماهیگیران کوچک" با دو کارکتر اصلی به نامهای "اتو" و "متو" که در بوشهر تهیه و کارگردانی شده بود .
از "متو " سراغی ندارم اما اطمینان 100% دارم که در حال حاضر" اتو"از خرده فروشان مواد مخدر هست!.

سلام
با اینکه فیلمش رو ندیدم اما متن شما رو پسندیدم.شایدم فقط قبولش دارم.
راستی به ایران خوش اومدی...اینجا جای توئه
مانا باشید

سلام اولین باری بود که بهتون سر میزنم نوشته هاتون بدجوری به دل میشینه
ما آدما چرا معروف نوازیم؟دنیا یعنی انقدر کوچیکه؟

درود عالی بود گزارش تصویری اش را دیدم و حالا در این آدرس آمدم تا به تو رسیدم
http://nooraghayee.com/?p=11509#comments

سلام آقاي نجف زاده
كاش زماني كه اهوازبوديدمتوجه ي حضورتان مي شدم چون واستون چندتاسوژه ي ناب ورزشي دارم كه يكيش رضاچاچا است وميتوني درباره ش تووبلاگم بيشتربدوني خوشحال مي شم ارتباطمون باهم گسترش پيدابكنه .
ياحق

:)

بهتر از این نمیشه باشوی تنها همه امروز تنهان
چرا ...........................................................................................تنهایی....
در اخم خندان ما
چیزی به جز تنهایی نیست!!!!
تنهایی هست و هزار درد
تنهایی هست و امید بی امید امید های نا امید
تنهایی هست و حسرت هزار راه نرفته هزار تنهایی باشد و حسرت باشو به این قانع است.
باشو غریبه ی تنها !!!!!!!!!!!!!

shokoufe:

salam
mesle hamishe kamel va be ja bod
mamnoon

بزرگ بود و از اهالی امروز بود....

هاجر برجي:

سلام ، خسته نباشيد .
اين گزارش و هم از تلويزيون ديدم و هم بعد يك سال اينجا خوندمش ، اما خواستم نظرمو بگم :
باشو حكايتش حكايته خيلي از جووناي اين كشوره ، يا شايدم حكايته خيلي از هم محله اياش باشه ، خيلي چيزا دخيل بودن تو سرنوشتي كه الان داره ، مخصوصاً همت و عرضه و لياقت خودش كه مهمترين اين دليلاست . اگه باشو مي خواست كه تغيير كنه مطمئن باشيد كه تغيير مي كرد و اونقدر تغيير مي كرد كه حداقل "دوستون دارم" و به جاي "پدر سوخته" به زبون بياره . شايد بازي تو فيلم براي باشو به ظاهر تموم شده بود اما اون همون نقش رو واسه خودش انتخاب كرد و در حقيقت الان همون باشوييه كه بزرگ شده و سردرگمه . باز با همه اين نظراتي كه راجع بهش دارم بايد بگم كه از نزديك تو زندگي واقعيش نبودم و نمي تونم قضاوت و تحليل درستي از زندگي باشو داشته باشم . ولي هر جا هست واسش آرزوي موفقيت و باز هم موفقيت مي كنم ." من دوسش دارم "

سلام بر دوستان
من که سن ام قد نمی دهد به این چیز ها اما چه خوب بود که اگر بهرام ِبیضایی و سوسن ِتسلیمی در فضای ِفرهنگ و هنر ِما فعال بودند. کاش اوضاع طور ِدیگری بود...

"فکر"باشو کجا بود؟...

وحید:

اینجا خوزستان بود کامران.
کمی بالاتر از خلیج فارس.
خلیج "تاحالا" فارس!
و تو آمدی و دیدی که هوا سرد بود.
آری،سرد.
یکی ، دو درجه سردتر از جــــهنـــم
(وحیدالبرزی)

سلام

تا حالا کسی بهت گفته شبیه کی هستی ؟

شبیه آرش هستی خواننده ;)

سلام
آقای نجف زاده خواهشمندم شماره تماس یا آدرس باشو یا عدنان رو برام بفرستید
من هنوز کودکیم رو پیش باشو غریبه کوچک جا گذاشتم
خواهشمندم لطف کنید برام بفرستید
با تشکر

سلام عرض میکنم به دوست و همیار گرامیم کامران نجف زاده.
ما در اهواز زندگی می کنیم.
میخواستم بگم اگه امکانش هست یکبار دیگه به شهرمون بیایید.
دوست داریم یک گزارش توپ از شهرمون درست کنیم.
میخوایم همه ایران بدونن توی اهوازی چی میگذره.
اگه امکانش هست تقاضای مارو بی جواب نذارین.
پیشاپیش خیلی ممنونم

سلام واقعا جالبه شما اين همه موضوع جالب رو از كجاي اين دنيا پيدا ميكني؟شايد تو اين روزا گفتن اين حرفا درست نباشه بگين چون هرچي باشه اينجا مملكت امام زمانه ديگه نبايد بگين كم وكسري داره آقاي ريس جمهور خودشو خفهكرد اين همه گفت من نماينده آقام آمدم نجاتون بدم ولي شما كارشو خراب كردي .....
خوشحال ميشم تو بهتر شدن وب من بهم كمك كني مرسي

صادق:

سلامی به گرمی آفتاب سوزان اهواز به برادر عزیزمان کامران نجف زاده من به نمایندگی از 400 نفر نیروی دستوربکار بین سنین 23 تا 30 سال و متاهل که در شهرداری اهواز مشغول بودیم و در مورخه 90/5/1 به دستور آقای کتانباف شهردار محترم اهواز از کار بیکار شده ایم با توجه به نزدیکی ماه مبارک رمضان و مشکلات متعدد زندگی از شما خواستاریم صدای ما را به مسئولین برسانید و دلیل این امر را برای ما روشن نمایید . باتشکر فراوان

محسن ج.ر:

سلام به دوست قدیمی !
" گل های سوسن "
آن روزها
كه باغبان مدرسه‏مان
شاخه‏هاى خشك و بى‏بار
درختان مدرسه را
در پاييز
يا در سرماى زمستان
مى‏بُريد
يا آن هنگام كه
با دستهاى مهربان
امّا ترك خورده‏اش ،
ساقه گُلها را
قلم مى‏زد و به بار مى‏نشاند
(قلم زدن : قلمه زدن )
يا آن زمان
كه زير برق آفتاب نيمروز
خاك باغچه‏ها را
زير و رو مى‏كرد
و علف‏هاى هرز را
بيرون مى‏كشيد
من
گاه گاهى
از كنار پنجره كلاس
او را مى‏پاييدم
كه مُستمر و پى‏درپى
بى‏خستگى
كارش را
با هزار اميد و آرزو
و با اطمينان
ادامه مى‏داد ....

در آفتاب نيمروز
هر از چندگاه
مى‏ايستاد
و با دستان تَرك خورده‏اش
پيشانى و ابروهاى سپيدش را
كه عرق از آن مى‏ريخت
پاك مى‏كرد ،
معلّم
كه مرا زيرنظر داشت
گاهى مرا نهيب مى‏زد كه
"تخته سياه" را بپايم !
و درس‏هايش را گوش فرا دهم
و آنگاه كه سر به زير
در فكر فرو مى‏شدم
آرام و آهسته
دستش را بر شانه‏ام مى‏گذاشت
و با نگاهى از سرِ مهر و دلجويى
مرا اميد خواندن و دانستن
و فهميدن مى‏داد .
روزى كه
او از باغبان و جنگلبان
مى‏گفت
من سراپا گوش بودم
حرفهايش را يكايك
هنوز هم
به خاطر دارم
و آنگاه كه درسش را مى‏داد
"بهترين مكان دنيا"
(اشاره به يكى از دروس فارسى دوره ابتدايى )
آرزويم بود
اگرچه بُغض كودكانه
در گلويم
مى‏پيچيد .
ساعتى كه
انشاء يا املاء مى‏نوشتيم
با گوشه چشم
او را مى‏ديدم
كه او باغبان را مى‏پايد ،
نگاه نگرانش امّا
گاهى
با آهى در سينه‏اش
پايان مى‏گرفت .

بهار و تابستان كه مى‏رسيد
گُلهاى رنگارنگ
با شاخسارهاى سبز درختان
مدرسه را صفايى مى‏بخشيد
و آنگاه كه
تلاش يكساله را
با نمراتى خوب و درخشان
برايمان مى‏خواندند
اشك شوق و مَسّرت
از صورت معلّم‏مان
مى‏چكيد ....
من گاه گاهى
دور از چشم معلّم و باغبان
درختان سرسبز
يا گُل‏هاى رنگارنگ را
بوسه مى‏زدم
و برايشان
آرزوى بهترين مكان دنيا را
داشتم ،
آرزويى بس كودكانه !


سالها از آن دوران
مى‏گذرد، امّا
من هيچكدام از آن دو را
نديدم .
ولى اينك
نهال‏هاى بيدمجنون
يا گُل‏هاى سوسن را
دست روزگار
در كناره جوى‏ها
يا حاشيه خيابان شهرها
نشانده است .
گل‏هاى سوسن
از طلوع آفتاب
تا غروب خورشيد
دست‏هاى تمنّايشان را
به سوى عابران
چون برگ‏هاى باريك
دراز مى‏كنند
تا به ايشان
عطرهاى خوشبو
را ارمغان دهند ،
نهال‏هاى بيدِ نگون
(بيدنگون : بيدمجنون )
آب‏نبات‏هاى چوبى
يا سقزهاى فرنگى را
در بسته‏هاى رنگارنگ
ارزانى داشته‏اند ....

عابران ؛
بى‏آنكه
بر اين بيدهاى نگون
يا سوسن‏هاى رنگارنگ
گوشه چشمى اندازند
هر صبح يا غروب
نگاهشان را از آنها
مى‏دزدند
تا خاطرشان مُكدّر
يا مشوش
نگردد .
ديگر آن باغبان
پير و دلسوز نيست
تا دست‏هاى مهربان
امّا ترك‏خورده‏اش را
بر سَر گُل‏هاى سوسن كِشد
و آنها را
در سُوز پاييز
يا سرماى زمستان
از قهر روزگار
خلاصى بخشد
يا شاخسار بيدهاى نگون را
راست و آزاد سازد .
ديگر آن نگاه دلجو
يا دستان پُرمِهر معلّم
بر شانه‏هاى كودكان روزگار
ايشان را به فردايى
براى بهترين مكان دنيا
نمى‏خواند .
اى كاش دوباره
آن خرگوش افسانه‏اى
(داستان خرگوش تيرانداز و خورشيد از كتاب فارسى نظام پيشين )
كماندارِ روزگار كودكى‏مان
بَرمى‏جهيد
و خود را به بهترين مكان
يا بالاترين نقطه زمين
مى‏رساند
تا لااقل پيكانِ تيرش را
در قلبِ بى‏رحم خورشيد
روزهاى سوزان تابستان
بنشاند
تا او نگاه غضبناكش را
از گل‏هاى سوسن بى‏پناه
برگيرد ؛
چرا كه هيچكس
نمى‏تواند
نگاه مغرور خريداران
يا ديده ترحّم عابران را
در خريد عطر يا سقزى
از سوسن و بيد نگون ،
به دور اندازد .
سوسن‏هايى كه
همچون گنجشكان
از طلوع خورشيد
تا غروب آفتاب
پَرسه مى‏زنند
تا روزى‏هايشان را بيابند
حسرتِ عطرافشانى
در ميان كودكانِ همبازى
يا خيالِ مادرانه آينده را
تا كجا خواهند داشت ؟
نهال بيدهاى نگون
در آرزوى بهترين مكان دنيا
تا كى خواهند سوخت ؟

عرق شرم
از پيشانى روزگار سوسن‏ها
مى‏چكد
باغدارانِ ياس
بى‏آنكه خاك را
زير و رو كنند
يا علف‏هاى هرزه را بركِشند
نهال‏هاى سروآزاد و سروناز
مى‏كارند
تا در آتيه
در كلاسهاى گل ياس
تخته‏هاى سفيد
(تخته‏هاى سفيد : وايت‏بورد به جاى تخته سياه )
از نهال‏هاى آزاده ،
بخت‏هاى سياه را
براى هميشه
سفيد گرداند !

اينك ؛
رُخسار بهترين مكان دنيا
در كلاس درس
(تخته كلاس، تابلو )
سفيد شد، امّا
رُخساره سوسن‏هاى اين ديار
در گوشه و كنار
هر روز زردتر و كبودتر
جلوه مى‏كند .
آوازدهندگان گل ياس
در همسايگى سوسن‏ها
كرور كرور مى‏ريزند
تا ساقه‏هاى گل رُز يا گلايول
يا حتّى گل‏هاى ياس را
براى چند روز، چند ساعت
يا چند لحظه
به پاى دوستان و خويشان‏شان
بريزند ....
سوسن‏هاى گنجشك‏مآب
(سوسن‏هاى گنجشك مآب : دختركان دست فروش )
در هر طلوع مى‏آيند ،
با هر غروب مى‏روند
بى‏آنكه كسى برايشان
بهايى بپردازد .
ديگر آن سينه پُرسوز و آه
يا حسرت پُر نگاهِ معلّم
روزگار كودكى‏مان ،
ما را نهيب هُشيارى
نمى‏زند .
شايد ؛
شايد فردايى دِگر
سوسن‏ها
با خاطرى مادرانه
در خانه‏اى آرام
بياسايند
و بيدهاى مجنون
سايه‏هاى بى‏منّت‏شان را
بر كودكان
آتيه اين ديار
اندازند .
شايد سوسن‏ها
همچون گنجشكان
بر شاخسار بيدهاى نگون
لانه سازند
و آغوش گيرند ،
يا شايد
روزگار كودكى و حيات‏شان
براى رسيدن
"به بهترين مكان دنيا !"
طولانى نباشد ،
با طلوع بيايند
و با غروب بروند ؛
شايد كه
اين كودكان گنجشك‏مآب
به بندهاى صيّادان ديگر گرفتار باشند
يا در ميان قفسى
در گوشه سلولِ دنيا
براى هميشه
بيارامند؛
آن چنان كه
سوسن‏هاى امروز
موضوع و سرفصل
(موضوع : سوژه )
بحث‏هاى خبرى
صاحب‏نظران نظريه‏پرداز
گشته است ....

اگر آن باغبان پير و سالخورده
يا آن معلّم رنجور را
دريافتيد
صد سلام وصد درود
از شاگرد دلگيرش
برسانيد .

تيرماه 80

باران:

توی تفت از استان یزد یه چشمه هایی است به نام چشمه های جوشان که آبش خوردنی نیست و میلیونها سال کارش بوده یه تپه هایی را درست کنند بسیار بکر وعجیب.نمی دونم مشابه اش توی ایران هست و یا نه فقط می دونم الان دادن یه شرکت سنگ!!!!!!داره می میره به فریادش برس

صدیقه:

باشو غریبه ی کوچک حال واقعا غریبه!امثال باشو تو این کشور زیاده استعدادهایی که به راحتی هرز میرن
خدایا به داد باشو وهمهی باشوها برس

احمد سمیعی:

سلام آقا کامران.من احمد سمیعی هستم یکی از چند صد هزار تا طرفدارت.
چند وقته خبر نگار سازمان شدم.
البته تو استان خودمون.
راستشو بگم گاهی وقتا بهتون حسودی میکنم.
حالا منه حسوده تازه کار میتونم رو کمک بزرگ
ترم حساب کنم؟؟
شما الگوی منید..
امیدوارم بخونید...

سلام دوست دارین تبادل لینک داشته باشیم
http://saa7.persianblog.ir
عشق تنها یک قصه است

در سطر اول آن ، تو از راه می‌رسی و خاک بوی باران می‌گیرد

در سطر دوم ، آفتاب می‌شود و تو از درخت سبز سیب سرخ می‌چینی

در سطر سوم ، زمین می‌چرخد و مهتاب با رگبار هزار ستاره می‌بارد

در سطر چهارم ، تو دست‌‌هایت را به سوی مغرب دراز می‌کنی


در سطر پنجم ، همه چیز از یاد می‌رود و من به نقطه‌ی پایان قصه خیره ‌می‌مانم
.
.
.
و عشق آغاز میشود

سلام کامران جان نمی دونم از لیبی برگشتی یا نه؟امیدوارم هرجا باشی به سلامت برگردی. من هم فیلم باشو رو دیدم و هم گزارشتو دیدم خودم هم بچه لشگرآباد اهوازم نزدیک خونه ی باشو میشینیم. واقعا خیلی از جوانهای ما اینطوری از بین میرند باید یه فکری البته مسولان به حال اینها بکنند. عدنان عفراوی یا همون باشو یکی از این جونهاست. راستی خیلی شغل خطرناکی داری. خدا به همراهت باشه.

من حدس هاي مردي زنداني ام از فصلهاي پشت ديوار:

سلام

باشو رو ميبرم كلاس كه شاگردام ببينن
ده دقيقه نگذشته بچه كسل ميپرسند
خانم كي بزرگ ميشه
ميپرسم چرا؟
ميگن
كه ببينيم به دختره ميرسه يا نه؟؟؟؟
لپ تاپ رو ميبندم و ميگم
بچه ها ادامه ي درس رو ميگم
اسم شش تا ويژگي داره:
جمع.مفرد
معرفه.نكره
خاص.عام
و...
حالا باشو مفرد و نكره است...
شاگردام به معلم بيسوادشون غريبانه نگاه ميكنن...

ترانه:

دلم گرفت .....
چه ناعدلانه است دنیای به ظاهر بزرگ ما....

کمیل منصورکوهی:

باز همان نوستالزی بغض اور.................///گزارشت را دیدم قشنگ بود....////راستی کامران جان کباب گنجشک هم نوش جان!!

تینار:

باشو کوجک نیست ولی من کودک شدم زمانی که فیلم میلیونر زاغه نشین را دیدم تقریبا حس باشو غریبه کوچک به سراغم آمد. نکنه همه جا از مظلومیت کودکان برای فروش فیلم هایشان باشد.یعنی من الان بازیگر شدم؟

leyla:

kheyli ba hali

سلام بارها و بارها گفتم که شما تداعی کننده بچه گیهای همه نسل اولیهای انقلاب هستید یادش بخیر که چه زود گذشت برام جالب بود که براتون پیام گذاشته بودند که باشو کیه
امیدوارم که همیشه موفق باشید

م:

چرا در آخر مطلب عنوان کردی " پدرسوخته"چرا؟
آیا فقط بدلیل اینکه وفتی قاط زده بود گفته: "شماها همه‌تان پدرسوخته‌ايد"
چرا؟؟؟؟؟

امیدوارم روزگارت چون نامت باشدوآخرت هم باصاحب نشانت محشورباشی

افرین :

«هیچ رنجی بالاتر از رنج کودکی نیست که برای اولین بار طعم ظلم و قساوت را چشیده است»

رومن رولان

سلام
ممنون به خاطر مطلب زیباتون.واقعا دستتون درد نکنه.

فائزه:

سلام اقاي نجف زاده اولين باري هست سايتتون رو ميبينم وخوشحالم كه پيداش كردم .
اولين خبر نگاري هستي كه مثل برادردوستت دارم.بهت تبريك ميگم به خاطر بودنت تو ايران.بهت افتخار ميكنم.

شهره:

سلام،نه خسته
به خاطر آنچه كه هستي از تو متشكرم

اسدالله عسگری:

سلام. خسته نباشید. لطفا در مورد امیرو بازیگر فیلم ساز دهنی ساخته امیر نادری در سال 1352 گزارش تهیه کن.در باره قطاری که ریز علی خواجوی مسافراشو نجات داد گزارش تهیه کن.که چه سالی بوده.راننده قطار و مسافراش کسی زنده هست.تا کمک کنن مشکل وام ریز علی حل بشه.در باره اینکه چرا کارهای اجرایی و پروز های ما در نیمه ی اول سال تعطیل و در نیمه ی دوم و در سرما فعال میشن و کار می کنن هم گزارش تهیه کن.

سلام
خوب بود. يه سري به وبلاگ من هم بزنيد.
ممنون

اسحاق عزیزی منش:

سلام همکار پیشکسوت .خوبی؟ حتما یا هستی یا نیستی ،بیخیال دیگه این احوال پرسیدن هم تکراری شده.هنوز عکسی که به یادگار با تو گرفتم را دارم گاهی نگاهی میکنم یادش بخیر روز خوبی بود .چرت می گویم یا پرت؟ باز هم بیخیال این که کار هر روز خیلی ها شده من هم گفتم.رفیق گزارشهایت را دوست دارم ولی خودت را نمیدانم . خسته نباشی .به امید دیداری دگر در جایی دگر

سلام
حرف زیاد دارم باهاتون؛اما باور کردنشون سخته براتون
من فرمانده ی بسیج توی دانشگاهمون بودم؛ اخراج شدم
بی ربط و چرت نمیگم؛همیشه به طنز مطلب مینویسم؛از جلسات دانشگاه،همایش ها،و هرچیزی که دیده نمی شد ولی من براش طنز مینوشتم؛همه هر هفته دوشنبه برای خوندن طنزهام جلوی اتاقم جمع میشدند و نشریه ی سیاسی هفته را میخواستند...
الان چند ماهی است که اخراج شدم و حق هیچگونه فعالیت سیاسی تو دانشگاه ندارم...
به سرم زده بیام تو کار خبرنگاری؛از رشته ام خسته شدم
آخه من با این همه استعداد تو نویسندگی و خبرنگاری و طنز حیف نیست بشم مهندس عمران؟
هرچند الان ترم آخرم!!!!!
خود شما از مهندس کشاورزی شدی ی خبرنگار فعال؛ من از شهرستانم؛میخوام ریسک کنم؛خیلی دوست دارم فقط یک بار به جای شما برم تو ی جلسه ای از یکی از وزیرا و نماینده اونوقت آقای نجف زاده خواهی دید که قدرت تیکه انداختن من از شما بیشتره و میتونم کنایه و طنزهای جالبی بنویسم ولی حیف که شهرستانی ام و سخت میشه به تهران برسم و تو کلاسای خبرنگاری که شما تدریس میکنید شرکت کنم
به ایمیلم پیغام بذارید؛خیلی دوست دارم تو ی کار بهتون کمک کنم و اونوقت مطمئنم که دیگه بیخیالم نمیشید.
منتظر ایمیلتون هستم؛برای همکاری نشد حداقل برای راهنمایی به عنوان برادر بزرگترم کمکم کنید
روزتون خوش

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در May 23, 2011 6:42 PM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت چرا؟ بوده است.

ارسال بعدی این سايت نرگسی ها است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.