لری کینگ مجری مشهور سی ان ان وقتی بعد از بیست و پنج سال داشت با میلیونها مخاطبش خداحافظی می کرد نکته ای گفت که یک کلاس درس بود.گفت بهترین پرسش"چرا"است.
پیرمرد با تجربه توضیح داد وقتی از کسی می پرسی "چرا؟"نمی تواند یک کلمه ای جواب بدهد.باید توضیح دهد و مخاطب را قانع کند.(استحضار دارید که برخی ها استاد پیچاندن جواب ها با قیافه حق به جانبند).
دومین خوبی چراهم این است که مصاحبه شونده را مجبور به فکر کردن می کند.

نظرات (595)
و حالا میخواهم بگویم جدا از لری کینگ شما خودت استادی . فقط نگاه میکنی تا طرف حرف بزند . یعنی اینجوری مصاحبه میکنی ....نه ؟!
ارسال شده توسط فاطمه ***محکم | December 18, 2010 10:34 PM
ارسال شده در December 18, 2010 22:34
یه چیز بدتر و سختر از چرا هم هست....
از یه نفر که اومده دکتر هزار تا سوال بپرسی همه رو بگه نه!
گلوت درد میکنه؟نه!
سرت درد میکنه؟نه!
دلت درد میکنه؟نه!
نه!نه!نه!
این جور موقع ها خیلی جلوی خودمو میگیرم نگم
پس چه مرگت بود ساعت دو نصفه شب اومدی دکتر!!!!!!!!!!
دست آخر با لبخند می پرسم ...پس چی شده؟
میگه یه کم ته گلوم احساس میکنم داره می خاره!!!!!!!
خدا رو شکر که من آدم صبوری هستم وگرنه حتما یه دارو براش تجویز میکردم تا دیگه این طرفا پیداش نشه!!!!
ارسال شده توسط شیرین | December 18, 2010 10:38 PM
ارسال شده در December 18, 2010 22:38
یاد مصاحبه های رک و بی نظیرت با هاشمی رفسنجانی،خاتمی و احمدی نژاد بخیر.آخرین بار چنان سوالی از احمدی نژاد پرسیدی(گفتی شما واقعا شب ها راحت خوابتون می ره ؟) که تا عمر دارم یادم نمیره.
یادمه خاتمی هم برات شعر قشنگی خوند.
منم بد نیستم.چه خبر اون طرفا؟
ارسال شده توسط عادل | December 19, 2010 12:34 AM
ارسال شده در December 19, 2010 00:34
chera bayad dars bekhoonim?
aslan chera bayad kokoor bedim?
chera nafas mikeshim?
ارسال شده توسط parinaz | December 19, 2010 12:36 AM
ارسال شده در December 19, 2010 00:36
چقدر نوشته امروزتون جالب بود آقاي نجف زاده
واقعا هميشه مصاحبه هاي شما بي نظير هست
بعد از خوندن اين متن به فكر فرو رفتم و ديدم كه واقعا همينطوره
يادم اومد از سوالهايي كه دانشجو هام سر كلاس درس ازم مي پرسن وقتي سوالشون( چرا ؟)است بايد كلي فكر كنم و بعدش هم كلي توضيح بدم ولي وقتي سوال به گونه ا ي ديگه مطرح مي شه معمولا جوابشو خيلي كوتاه مي دم يك كلمه با تاييد سر آره يا نه و اصلا راجع بهش فكر نمي كنم
و دقيفا هميشه وقتي يكي از دانشجو هام مي خواد ازم سوال بپرسه برام هميشه مهم بوده كه سوالش با (چرا؟) شروع مي شه يا به نوعي ديگه هستش
در واقع (چرا؟) كوتاه ترين سوالي هست كه پاسخش طولاني است ولي سوالهاي ديگه معمولا طولاني هستند ولي پاسخشون يك كلمه اي و كوتاه هست
حالا يك سوال هم من مي پرسم آخه چرا اينقدر هميشه گزارشها و نوشته هاي شما عالي بي نظير و بيست هست؟
خدا حفظتون كنه آقاي نجف زاده
ما به داشتن خبر نگار بي نظيري چون شما واقعا افتخار مي كنيم
با تشكر از شما
ارسال شده توسط آرزو | December 19, 2010 12:49 AM
ارسال شده در December 19, 2010 00:49
سوال مهمي داشتم :
مدتيه به فكر استاد راهنما افتاده ام در تمام ابعاد زندگي . يه كسي كه بتونم هميشه ازش كمك بگيرم . يه آدم واقعا با بصيرت و آگاه كه هميشه شاگردش باشم .
ميدونم كه ايني كه الان ميخوام بگم حالت اغراق داره ها : من كسي ميخوام مثل مطهري . مثل شريعتي ......
همچين استادي الان هم هست ؟ يه استاد واقعي ! نظر شما چيه؟؟؟؟
ميشه راهنماييم كنين؟؟؟
ارسال شده توسط الهام (Light Knight) | December 19, 2010 2:10 AM
ارسال شده در December 19, 2010 02:10
(چرا) تنها سوالیه که نمی شه ازکنارش ساده گذشت
ارسال شده توسط سحرجاویدی+منصوره شفیعی | December 19, 2010 9:07 AM
ارسال شده در December 19, 2010 09:07
یادم هست خیلی سال پیش، نزدیک عید، یکی از گزارشگرهای بامزه، میکروفون دستش گرفته بود و به هر کسی میرسید میپرسید:« به نظر شما چرا؟» بعد مردم داغ دلشان تازه میشد و یکی از گرانی نزدیک عید میگفت و یکی از فلان و دیگری از بیسار! بین آن همه مخاطب، فقط یک مرد جوان مِن مِنی کرد و بعد گفت:«شما که چیزی نپرسیدی، من در مورد چی بگم؟»
سلام جناب نجفزاده. خوبین؟
ارسال شده توسط سوسن جعفری | December 19, 2010 9:46 AM
ارسال شده در December 19, 2010 09:46
سلام
خوشحال شدم دیدم آپ کردین...اونم دوتا...چند وقتی بود نیومده بودم.
"چرا" بعضی وقتا نیستین؟
ارسال شده توسط مدعی العموم | December 19, 2010 10:00 AM
ارسال شده در December 19, 2010 10:00
عجیب راست می گوید پیرمرد باتجربه!
ارسال شده توسط مهدیا | December 19, 2010 11:12 AM
ارسال شده در December 19, 2010 11:12
خودتون از اون بابا بهتر مخاطب رو بیچاره می کنین...
همچین نگاه می کنین و با لحن رک و لجوج سوال می کنین که طرف هر چقدرم لبخند بزنه و بخواد یه جوری در بره نمی تونه...!!!
سلام امیر نامی....
یادتونه؟؟؟
خدا به همراتون...
ارسال شده توسط شاگرد قیصر | December 19, 2010 11:21 AM
ارسال شده در December 19, 2010 11:21
چرا اینجا لایک نداره؟!
عادت کردیم به لایک کردن دیگه!
ارسال شده توسط آسمان مهر | December 19, 2010 2:46 PM
ارسال شده در December 19, 2010 14:46
به یاد او که... این "چرا" شخصیت یک نمایش برای بچه ها بود که به نظرم خیلی اسم با مسمایی برایش انتخاب شده بود. سر کلاس های درسم هم برای بچه ها همیشه می گم که مهترین سوال براتون چرا باشه. نکته خوبی بود. درود
ارسال شده توسط مهدی وزیریان | December 19, 2010 2:49 PM
ارسال شده در December 19, 2010 14:49
نه به نظرم پیچده تر این است که به طرف بگی به توچه
چرا که یک کلمه فلسفه
کل فلسفه با کلمه چرا میچرخه
ارسال شده توسط وحیدبهروز | December 19, 2010 4:21 PM
ارسال شده در December 19, 2010 16:21
سلام
چرا؟
ارسال شده توسط یه آسمان بی ستاره | December 19, 2010 4:56 PM
ارسال شده در December 19, 2010 16:56
یک چرا باید کیفیت داشته باشه نه کمیت مثل تمام چیز های دیگه تو این دنیا؟؟؟
من بارها و بارها می بینم که از مردم چرا هایی را سوال می کنند که تکرار مکررات است...
چرا هیچکدام اجازه نداریم که یک چرای اساسی بپرسیم ؟!!!
چیزی که شاید تمام بنیاد های یک جامعه را بهم بریزه تا شاید دوباره جامعه بر یک پایه محکم استوار شود! اگر اینقدر ها که من و خیلی ها فکر می کنیم سست باشد کم کم از بین می ره...
با آرزوی موفقیت برای شما
ارسال شده توسط دختر یخی | December 19, 2010 5:03 PM
ارسال شده در December 19, 2010 17:03
اصلا قابل مقايسه با ايشون نيستيد شما كجا ..........
اون كجا
راستي شما بهترين خبرنگاريد بنظر من.براتون بسيار احترام قايلم.
ارسال شده توسط الهه | December 19, 2010 5:42 PM
ارسال شده در December 19, 2010 17:42
سلام....
چرا با خودش مفهومي دارد....
راستي چرا شما دير به دير آپ ميكنيد؟؟
ارسال شده توسط نرگس محمدي | December 19, 2010 6:44 PM
ارسال شده در December 19, 2010 18:44
سلام آقای نجفزادهی جان!
عزیز، شما خودت استادی... لری کینگ کیلو چند؟!؟
در پناه حق
ارسال شده توسط یک بنده خدا | December 19, 2010 8:34 PM
ارسال شده در December 19, 2010 20:34
سلام
واقعا باهاش موافقم اما بستگی داره این سوالو از کی بپرسی.قبول داری؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط سحر####### | December 19, 2010 9:37 PM
ارسال شده در December 19, 2010 21:37
سلام مثل همیشه جالب بود
زندگیم روبه راه است روبه راهی که رفته ای رو به راهی که مانده ام
ارسال شده توسط مریم احمدی | December 19, 2010 9:55 PM
ارسال شده در December 19, 2010 21:55
به نام خدا
سلام به جناب نجف زاده. مدتها بود نتونستم به وبسایتتون سر بزنم. دلم تنگ شده بود برای نوشته های جالبتون.
در مورد متنی که نوشتید باید بگم:چرا ؟
چرا این متن و نوشتید؟
حالا توضیح بدید؟
یه شوخی بود. اما خوشحال میشم جواب بدید.
آقای ژورنالیست خیلی حرف خوبی زده بود. من مدتهاست که چرای بزرگی توی زندگیم دارم که هیچ کس پاسخی نمی ده.
گاهی اوقات ما هم سوال می کنیم و هم مخاطب خودمونیم. یعنی خودمون باید چرای خودمون جواب بدیم.
و این خیلی مشکله. که هیچ کس به جز خودت نتونه پاسخ سوالت و بدونه و تو ....
واقعا چرا ؟؟؟؟؟؟
توضیح
یا حق
ارسال شده توسط samira.h | December 19, 2010 10:10 PM
ارسال شده در December 19, 2010 22:10
سلام رفتنت از ايران غير منتظره بود چرا؟؟؟
ارسال شده توسط سورنا | December 19, 2010 10:40 PM
ارسال شده در December 19, 2010 22:40
قصد نداری داداش کامران برای منم یک پست بذاری تا معروف بشم البته الان معروف هستم ها
ارسال شده توسط وحیدبهروز | December 19, 2010 11:02 PM
ارسال شده در December 19, 2010 23:02
سلام الان یعنی شما فقط از از خودتون میپرسید چرا؟
شما چرا توی این برف پاریس گزارش تهیه میکنید ؟آخه چرا؟
ارسال شده توسط زهرا | December 20, 2010 12:28 AM
ارسال شده در December 20, 2010 00:28
كارت عاليه آقاي نجف زاده.من كه خيلي دوستت دارم.
ارسال شده توسط mehrdad | December 20, 2010 9:37 AM
ارسال شده در December 20, 2010 09:37
شاید برای خبرنگار بودن همیشه یک چرا لازم است...
برای خبرنگار شدن..
و برای خبرنگار ماندن...
ارسال شده توسط الهه | December 20, 2010 10:36 AM
ارسال شده در December 20, 2010 10:36
با سلام خدمت آقای نجف زاده . من جوانی از شهر شنبه از توابع استان بوشهر هستم . می خواستم بگم اگه می شه یه سری به وبلاگ من بزنید و نوحه های محلی ما رو بشنوید و یه گزارش از آن تهیه کنید .
ارسال شده توسط محسن نوذری خواه | December 20, 2010 1:26 PM
ارسال شده در December 20, 2010 13:26
مهمتر از جواب دادن، فکر کردنه
ارسال شده توسط Composer | December 20, 2010 2:02 PM
ارسال شده در December 20, 2010 14:02
چرا؟
ارسال شده توسط ش_ک | December 20, 2010 3:44 PM
ارسال شده در December 20, 2010 15:44
بازم سلام داداشم
منکه امروز صبح گفتم
چرا بنیاد همیشه ماهارو پاس کاری میکنه نمیدونم
جالبه وقتی به خودشونم میگیم
چـــــــــــــــــــــــرا؟
میگن فقط پنجاه درصد به بالا جانبازن !!!!
بقیه ام میخواستن فداکاری کنن جلوی توپ و گلوله که پنجاه درصد و بگیرن
داداشم
چــــــــــــــــرا اونا چرا های مارو جواب نمیدن؟
ارسال شده توسط الهه | December 20, 2010 3:50 PM
ارسال شده در December 20, 2010 15:50
سلام داداش گلم
خوبین خوشین؟واقعا خیلی سخته که همیشه بخوای یه جواب قانع کننده بدی...
یه ضرب المثل هست که میگه:هیچوقت به اندازه ای که با نادان سروکار داری به هوش احتیاج ندارین
و اگه بخواین ساده ترین و مبرهن ترن مسائلو توضیح بدی ..اونم هم که دیگه نگو ...
بیخودی نیست که اسلام یک ساعت تفکر رو بهتر از 70سال عبادت دونسته[گل][گل][گل][گل]
ارسال شده توسط maryam_72 | December 20, 2010 4:24 PM
ارسال شده در December 20, 2010 16:24
سلام
فقط اومدم بگم قدر برف اون ور را بدون به خسارت هاش هم اصلا فکر نکن....بدون اینجا همه در حسرتشن
می دونی چند ساله برف ندیدم...
فکر نمی کنی برف اونقدر زیبایی داره که نخوای فقط از خسارت هاش بگی؟؟؟!!!!
ارسال شده توسط شب شکن | December 20, 2010 5:46 PM
ارسال شده در December 20, 2010 17:46
g00000fti Faramooo0o0sh kardan kar sadeeeist
TOOOO faramo0o0sh kon
MAN sadehaaa ra balad nistam.....
deltangeto0nim va hanoz FAramosheton nakardim .
MARAN
ارسال شده توسط marjan | December 20, 2010 6:32 PM
ارسال شده در December 20, 2010 18:32
به نام خدا
سلام جناب نجف اده.
ایندفعه واقعا برای یک چرای بزرگ اومدم.
چرا اسم من و (مریم احمدی) نوشتین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه چرا ؟
آخه چرا چرا ؟ چ؟ را ؟
اسم من سمیراست.سمیرا حسینی نژاد.
آخه چرا ؟
ارسال شده توسط سمیرا | December 20, 2010 7:23 PM
ارسال شده در December 20, 2010 19:23
براي مرتبه سوم
سلام داداشم
يه پيشنهاد
به جناب لری كينگ بگيد كه چرا هاشو از حضرات ايرانی بپرسه
اگه جلوی پاس كاری و توجيهات اين آقايون كم نياورد
اين مرتبه با قاطعيت تمام بگه كه
چــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا؟
بهترين پرسش
توی ايران
صاحبان مال و منسب جواب چرای هيچكسی و نميدن
كه البته
اميدوارم
جواب چراهای خـــــــــــــــدا رو...
ديگه از زير اين يكی نميتونن در برن كه
ميتونن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط الهه | December 20, 2010 10:20 PM
ارسال شده در December 20, 2010 22:20
لری کینگ. وقتی چند باری اینجا ازش تعریف میکنید یاد این ضرب المثل می افتم که : فلانی موهاشو تو اسیاب سفید نکرده.
ارسال شده توسط زهرا_ض | December 20, 2010 10:26 PM
ارسال شده در December 20, 2010 22:26
گل گفت جدا...
چرا؟
ارسال شده توسط بانوی نیمه شب | December 20, 2010 11:27 PM
ارسال شده در December 20, 2010 23:27
این صدا سرم را می خورد، از دنیای صوفی هم که بگذریم، سرر راه راهت می نشینی و با وسواس نامه های گذشته را می خوانی، حتی بیشتر از درس مدرسه ات، با آنکه پرسیدم "چرا؟" باز هم سکوت می کردی، و چشمانت را به فلسفه هایی دوخته بودی که من و تو منطق نخوانده از حفظشان بودیم،
باز هم پرسیم "چرا؟"
خندیدی ، و من سرم را پایین انداختم و راه افتادم، علامت های سوال فقط در پایان جمله های سوالی می آیند، حالا تو فرض کن از بین آن همه جمله های خبری که گفتیم، علامت سوالی سر بر زانوی ابهام بگذارد، سوال سوال است، فرقی نمی کند با آیا آغاز شود یا با "چرا؟"
سرم همچنان مثل علامت سوال پایین بود...
جواب "چرا"یم را نداد، این صدا سرم را می خورد، سالها نامه ای از پسین نگاهایت رسید:
تمام نامه هایت را بیشتر از مشق های شبم بلدم، اما اول بپرس " «آیا» دوستم داری؟"
بعدا بپرس" «چرا» دوستم داری؟"
سلام حاجی!
والله خودمونم موندیم، که چرا باید پرسید، وقتی هر جوابی خودش یه سواله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
یا علی
التماس دعا
ارسال شده توسط یاسر ساجدی | December 21, 2010 12:48 AM
ارسال شده در December 21, 2010 00:48
خالصانه ترین سلام گرم تقدیم شمااهل قلم باد
خسته نباشید
دست مریزاد
عجب گزارشی تهیه می کنی
دمت گرم
سربلند باشید
ارسال شده توسط علی | December 21, 2010 3:24 AM
ارسال شده در December 21, 2010 03:24
سلام داداش عصبانی
به روزم
ارسال شده توسط محکم***ساعتهای آرامش یک قلب رازکو | December 21, 2010 7:16 AM
ارسال شده در December 21, 2010 07:16
آقای نجف زاده گزارش های فرانسه ات خیلی خیلی خنک و بعضا آبگوشتی است!
صمیمانه بگم به درد گزارش های فرنگی نمی خوری. برگردی ایران بهتر گزارش می گیری...
ارسال شده توسط سعیده مومن | December 21, 2010 11:15 AM
ارسال شده در December 21, 2010 11:15
همهً شب های غم آبستن روز طرب است
یوسف روز ز چاه شب یلدا آید
يلداتون مبارك
ارسال شده توسط راه گل | December 21, 2010 1:21 PM
ارسال شده در December 21, 2010 13:21
کاش ازاقااباعبدالله هم مینوشتی..........
ارسال شده توسط محدثه | December 21, 2010 2:43 PM
ارسال شده در December 21, 2010 14:43
سلام آقای نجف زاده
من هنوز هم منتظرتون هستم
یا علی مدد
ارسال شده توسط علی آذرخش | December 21, 2010 2:43 PM
ارسال شده در December 21, 2010 14:43
خوشحالم از اینکه چند وقتی است ،زود به زود بروز می شوید «پارسی راپاس بداریم »
یک سوال از شما دارم :
چرا از وقتی که شما از ایران رفته اید همه می خواهند با سبک شما گزارشگری کنند ؟همه وهمه و.........
راستی جمله ام را با چرا پرسیدم!
ارسال شده توسط هلیا | December 21, 2010 3:35 PM
ارسال شده در December 21, 2010 15:35
به نام خدا
سلام دوباره. می دونم دارین می خندین به من.
آخه من یکم شوتم. گیجم . همون دیروز اومدم یه کامنت دیگه بذارم و بگم شرمنده حواسم نبود اسم من پایینش نوشته شده ها اما ازبخت بد نشد.
از این شوت بازی ها خیلی در آوردم. توخونه داداشم به می گه زی زی شوتی. یا زی زو شوتی.
یه خاطره از گیج بازی هام و براتون می نویسم.
چند ماه قبل وقتی وبلاگ آقای رضا رشیدپور و پیدا کردم مدام می رفتم و بعد از نوشتن نظر براشون حی می گفتم چرا به وبم سر نمیزنی ؟
بعد از چند بار نوشتن این مطلب تازه یادم اومد من اصلا برای بنده خدا آدرس وبلاگم و نمی نوشتم .
خودم بیشتر خندم گرفت . البته ایشون بزرگواری کردن و بعد از نوشتن آدرس سری نزدن.
دیگه چی کار کنم سرم شلوغ و فکرم مشغول.
تا سوتیه بعدی
یا حق
ارسال شده توسط samira.h | December 21, 2010 3:57 PM
ارسال شده در December 21, 2010 15:57
یلدا یعنی:
زندگی اونقدر کوتاهه که 1 دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت
یلداتون مبارک
ارسال شده توسط بهاره | December 21, 2010 4:44 PM
ارسال شده در December 21, 2010 16:44
سلام.
2تا مطلب آخر خیلی خوبه.خیلی خوشم اومد.
راجع به عکست هم باید بگم:خوبه بزرگ شدی.(با عرض پوزش بچگیت خیلی زشت بودی)پدر وپسر شکل همید اماعکست اصلا"به بامزگی الانت نیست.
ارسال شده توسط من | December 21, 2010 6:17 PM
ارسال شده در December 21, 2010 18:17
نگاهم کن
اجازه بده امشب لَختی بیشتر میهمان چشم هایت باشم .
یلدا مبارک...
ارسال شده توسط سارا | December 21, 2010 7:00 PM
ارسال شده در December 21, 2010 19:00
سلام به داداشی کامران گلم که خیلی خیلی دوستش دارم خوبی داداشی؟! شب یلدات مبارک!!!
چه خبرا؟!
داشتم دنبال یه بیت شعر خوشگل میگشتم واسه اینکه اینجا بنویسم این شعر رو پیدا کردم خیلی جالبه گوش بده:
میان دوستـــان افتاده ای تک!
رخت هندونه ،زلفت عین پشمک!
برایت می زنم اینک پیامک
شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک!
داداشی گلم شب یلدات مبارک راستش این شعر رو هم پیدا کردم اینم جالبه:
شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه
گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانه
خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل
دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه
گـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم
ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانه
شب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما
و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانه
به گوشم می رسد از دور و نزدیک
نوای دلکـــــــــش چنگ و چغــــــانه
پس از صرف طعام و چــــای و میوه
تقاضــــــــا کردم از عمّـــــــه سمانه
که از عهــــــد کهـــــــــن با ما بگوید
هم از رسم و رســــــــــوم آن زمانه
چه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم
پس از ایشان مرا گـــــــل کرد چانه
نمی دانم چـــــــرا یک دفعـــــه نامِ-
"جنیفر لوپز" آمــــــــــــــــد در میانه
عیالم گفت:خواهــــــــــان منی تو
و یا خواهــــــــان آن مست چمانه؟
به او با شور و شوق و خنده گفتم
عزیزم با اجــــــــازه، هــــــــــر دُوانه!!
نمی دانی چه بلوایی به پـــــا شد
از آن گفتــــــــــــــــار پاک و صادقانه
به خود گفتم که"بانی" این تو بودی
که دست همســـــــرت دادی بهانه
خلاصه آنچنــــــــــــــان آشوب گردید
کـــــــــه از ترسم برون رفتم ز خانه
ز پشت در زدم فریـــــــــــاد و گفتم:
"مدونا" هم کنارش، هر سه وانه!!
و آن شب در به روی مــن نشد باز
شدم چـــــــــون مرغ دور از آشیانه
شب جمعــــــــــــه برای او نوشتم
ندامت نامـــــــــــــه، امّـــا محرمانه
نمی دانم پس از آن نامــــــه دیگر
عیالم کینه بــــــــــــا من داره یا نِه
ولی بگذار- بــــــــــــــا صد بار تکرار-
بگویم آخرین حرفــــــــــــــم همانه!!
همین بود...ولی جالبه ها...!
همین داداشی کامران اومدم امشب یه عرض ادبی بکنم و برم. اومدم بگم داداشی تا ما یه چند وقتی غیبمون میزنه ما رو فراموش نکنیا یه سری به وبمون بزن!
همین ....مراقب خودت و خانواده ی گلت باش !
همین...فعلا...با اجازه!
ارسال شده توسط سارا نصیریان | December 21, 2010 8:23 PM
ارسال شده در December 21, 2010 20:23
(استحضار دارید که برخی ها استاد پیچاندن جواب ها با قیافه حق به جانبند).
این دقیقا نفهمیدن منظورت کی بود....یه توضیح مفصل بده!!!!!!!
LOL
ارسال شده توسط جوان | December 21, 2010 11:44 PM
ارسال شده در December 21, 2010 23:44
kamran vaghean cheraaaaaaaaaaaa?
n
ارسال شده توسط nike | December 21, 2010 11:53 PM
ارسال شده در December 21, 2010 23:53
بالايي واقعا راست گفت.
جات تو صرفا جهت اطلاع خاليه.بيا ببين چه مي كنن با مسئولين.آقاي دلاوري و...
برگرد كه حسابي جات خاليه .
رسانه ملي پر شده از مجري هاي ... و ... و...
برگرد
ارسال شده توسط ح.ن | December 22, 2010 12:59 AM
ارسال شده در December 22, 2010 00:59
سلام نازنین....
خوب هستید؟!
اوضاع رو به راهه؟!
شب یلدا براتون فال حافظ گرفتم
صوفی ار باده از این دست به جام اندازد
عارفان را همه در شرب مدام اندازد
ور چنین زیر خم زلف نهد دانه خال
ای بسا مرغ خرد را که به دام اندازد
ای خوشا دولت آن مست که در پای حریف
سر و دستار نداند که کدام اندازد
زاهد خام که انکار می و جام کند
پخته گردد چو نظر بر می خام اندازد
روز در کسب هنر کوش که می خوردن روز
دل چون آینه در زنگ ظلام اندازد
آن زمان وقت می صبح فروغست که شب
گرد خرگاه افق پرده شام اندازد
باده با محتسب شهر ننوشی زنهار
بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد
حافظا سر ز کله گوشه خورشید برآر
بختت ار قرعه بدان ماه تمام اندازد
ارسال شده توسط آدم برفی | December 22, 2010 8:29 AM
ارسال شده در December 22, 2010 08:29
حرفهایی برای تمام عمر
همه روزنامههاي جهان را ورق ميزنم، خبري نيست. هيچ اتفاقي نيفتاده است. اتفاقهاي مهم را توي روزنامه نمينويسند. اين خبرها چهقدر غيرضروري است! اين خبرها كوچكاند و معمولي.
اين خبرها زندانياند؛ زنداني روز و ساعت، آفتاب كه غروب كند خبرها بوي كهنگي ميگيرند.
من اما دنبال روزنامهاي ميگردم كه خبرهايش تا هميشه تازه باشد، داغداغ. روزنامهاي كه هيچ بادي آن را با خود نبرد. دعا ميكنم و فرشتهاي برايم روزنامهاي ميآورد. فرشته ميگويد: اين همان روزنامهاي است كه هيچ طوفاني را ياراي آن نيست تا برگي از آن را با خود ببرد. اين روزنامه بوي ازل و ابد ميدهد و خبرهايش هرگز كهنه نخواهد شد و به سادگي نميتوان از آن گذشت. اين روزنامه همه روزنامههاست، روزنامه سالها و عمرها.
فرشته ميگويد: براي خواندن و دانستن هر خبرش بايد آن را زندگي كني، آن وقت ميفهمي كه اخبار بهشت هم در اين روزنامه است، آگهي رستگاري نيز.
در نخستين صفحه روزنامه اين آمده است: هر كس به قدر ذرهاي نيكي كند آن را خواهد ديد و هر كس به قدر ذرهاي بدي كند آن را خواهد ديد.
فرشته ميرود و من ميمانم و روزنامه خدا، روزنامهاي كه براي خواندنش عمري وقت لازم است.
من ديگر روزنامهاي نخواهم خواند، تنها همين خبر براي من بس است.
"عرفان نظرآهاري"
ارسال شده توسط سپيده | December 22, 2010 9:19 AM
ارسال شده در December 22, 2010 09:19
نیاد اون روزی که شما بخواین با میلیون ها هوادار و مخاطب و عاشق خداحافظی کنید هرچند که بخاطر فرانسه رفتنتون خداحافظی کردین و هنوز مارو چشم انتظار گذاشتین پس کی بر میگردین
ارسال شده توسط خسته | December 22, 2010 9:52 AM
ارسال شده در December 22, 2010 09:52
سلام داداشم
توی زندگی
بعضی چیزها بزرگ هستند
مثل خــــــــــــــدا
بعضی چیزها کوچیک اند
مثل غم
بعضی چیزها ساده اند
مثل عشــــــــــــق
بعضی چیزها ام مهم و عالی ترینن
مثل
گزارشهای تـــــــــــــــــــو
ارسال شده توسط آبجی الهه | December 22, 2010 10:20 AM
ارسال شده در December 22, 2010 10:20
سلام مرد خبرنگار خوشحالم که هستی.
ارسال شده توسط Merlin | December 22, 2010 10:29 AM
ارسال شده در December 22, 2010 10:29
آخ که چقدر دوست داشتم این حرفشو و بعضا حرف توی
پرانتز شما رو. امیدوارم که اینجور نباشه ولی همه میدونند چرا شما رو یک دفعه فرستادن فرانسه که بعضا به قول سعیده مومن(اولین کامنت از انتها) گزارش آبگوشتی بگیری. اینجا جناب هستن کسایی که جور شما رو بکشن. شما اگر بیایین توی این فضای خیلی خوب(افعال معکوس) کار واسه ی شما گیر نمیاد. پس باشید در کنار جناب برج ایفل تا ما هم گه گداری چهره ی شما رو از اونجا مشایعت کنیم نه اینکه اینجا اصلا نبینیمتون.
ارسال شده توسط Forouzan فروزان | December 22, 2010 11:12 AM
ارسال شده در December 22, 2010 11:12
دردمندتورا این صدا شفاست هنوز
آواز باعشق خواند
باعشق زندگی کرد
باعشق جاودانه شد
باعشق در گذشت
و با عشق محشور گردد
ان شا الله
یادش را گرامی میداریم به پاس صداقتش که خود گفت"یک چیز می ماند وآن
اینکه من باشعرهایی که خوانده ام هرچه خوانده ام چه دیروز چه امروز چه
فردا هیچ وقت هیچ وقت دروغ نگفته ام نمی گویم نخواهم گفت"
وباهم زمزمه میکنیم در سفر برای وطن جان مریمش را
و از برایش با عشق باعشق فاتحه ای می خوانیم
روحش قرین رحمت الهی
ارسال شده توسط محمودی | December 22, 2010 11:34 AM
ارسال شده در December 22, 2010 11:34
بسيار خوب بود يکي از جذابيتهاي سايتتون براي من آشنا شدن من با مطالب يا اشخاصي است که براي من تازگي داره و اطلاعاتم رو بالا مي بره خيلي شعرها و مطالب رو از نظرات دوستان فهيمتون ياد مي گيرم.
روزي صد بار هم مي گم خوش به حال شما که فرانسه هستيد چون خودم آرزوي ديدن اروپا رو دارم و تا الان زندگي و احساس مسوليت نسبت به آينده فرزندانم فرصت اين ديدار رو به من نداده.
من ذره ذره پس انداز کردم و سال 86 همون سالي که شما حج بوديد به حج رفتم اما با مشکلات اقتصادي بعيد مي دونم اين ذره ذره منو به اروپا بفرسته."چرا؟"
مطالب مربوط به مشکلات اجتماعي رو بيشتر دوست دارم بيشتر راجع به اونها بنويسين از آدم هايي بنويسين که خيلي مشکلات کشيدن و موفق بودن به ما آرامش مي ده و تحمل سختي ها رو برامون آسون مي کنه.
سخني کز دل برايد لاجرم بر دل نشيند.
ارسال شده توسط ام آ | December 22, 2010 12:59 PM
ارسال شده در December 22, 2010 12:59
سلام ظهر بخیر
شاید یه سوال تکراری :
تا حالا به این فکر کردی که اگه گمنام می نوشتی چه قدر ممکن بود مخاطب داشته باشی ؟
ارسال شده توسط مینا | December 22, 2010 1:23 PM
ارسال شده در December 22, 2010 13:23
جالب بود ...
ارسال شده توسط Memorialist | December 22, 2010 3:19 PM
ارسال شده در December 22, 2010 15:19
داشتم فراموشت مي كردم اما باز دوباره ديدم تو غم هاغوطه ورشدم آخه "چرا؟؟؟؟"
ارسال شده توسط باران | December 22, 2010 10:57 PM
ارسال شده در December 22, 2010 22:57
سلام
قشنگ و قابل تامل بود
ولی همین لری کینگ را دکتر خودمون چه جوری پیچوندش
:چشمک
ارسال شده توسط صدای عدالت | December 23, 2010 1:32 AM
ارسال شده در December 23, 2010 01:32
اين بنده خدا همون نيست
كه در مصاحبه با رئيس جمهور احمدي نژاد به آن جان ميگفت ديوانهام كردي؟!!!!
ارسال شده توسط علي اكبري(آج) | December 23, 2010 1:18 PM
ارسال شده در December 23, 2010 13:18
مطالب آبکی...
قالب خود خواهانه...
آمار خود خواهانه...
تاریخ میلادی!...
مطالب در مورد چیز های چرت و پرت...
به چی امیدواری جدا؟
ارسال شده توسط محمد مهدی | December 23, 2010 6:52 PM
ارسال شده در December 23, 2010 18:52
سلام داداشم
تقدیم
با اداب و احترام به بهترین داداش دنیا:
چرا ایستادی
تا سروها به تو
برسند
و کاج ها برایت
آواز بخوانند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا ایستادی
تا خورشید
از چشمهایت
روشنی را وام بگیرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چــــــــــــــــــرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو بهترین دادشی
داداش من.
ارسال شده توسط آبجی الهه | December 23, 2010 6:59 PM
ارسال شده در December 23, 2010 18:59
سلام
خدا باباشو بیامرزه....چرا؟
ارسال شده توسط آبجی سمیه | December 23, 2010 7:21 PM
ارسال شده در December 23, 2010 19:21
سلام داداش
خداوکیلی با گزارش امشب که از خبر 20:30 پخش شد و قهرمان بوکس بود اساسی کیف کردم...
چه قهرمان خوبی بود ...
خیلی قشنگ بود ... حال و هوای گزارشای کامرانی...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | December 23, 2010 8:58 PM
ارسال شده در December 23, 2010 20:58
به نام خدا
سلام دوباره. با احترام دعوتتون می کنم
اگه می خواید یکی دیگه از سوتی هام و
بشنوید تشریف بیارید به وبم.
یا حق
ارسال شده توسط سمیرا.ح | December 23, 2010 9:20 PM
ارسال شده در December 23, 2010 21:20
یکی به ....میزنی...یکی به.....
حتما چرا یارانه؟
ارسال شده توسط saem | December 23, 2010 9:53 PM
ارسال شده در December 23, 2010 21:53
سلام چقدر جالب بود. تا به حال از این جنبه ندیده بودم فلسفه کلمه چرا رو؟ آخه بابام همیشه بهم میگه تو هرچی بهت میگیم فقط میگی چرا؟ یه کلام بگو باشه و خیال همه رو راحت کن. دیگه. این متن رو. برای بابام می خونم تا بفهمه من چرا کلمه چرا رو میگم؟
ارسال شده توسط محبوب | December 24, 2010 2:54 AM
ارسال شده در December 24, 2010 02:54
دنبال ایمیلتون گشتم اما پیدا نکردم و نمی دونم اصلا وقت میکنید این همه نظر رو بخونید یا نه ولی خب گفتم ضرر نداره.
اول بگم کلا با شما و گزارشاتون خیلی حال میکنم. خیلی
مسئله بعدی اینکه از دانشگاه ما قراره یک گروهی سفر علمی با برخی از دانشجویان و اعضای هیئت علمی به پاریس داشته باشیم البته توقف ما توی پاریس سه روزه
ما از دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی هستیم و کسانی که توی این گروه هستند یا توی رشته ادیان ابراهیمی و فلسفه هنر درس میخونن یا تدریس میکنند. یعنی از این دو رشته هستیم
شما اونجا با دانشگاه یا مرکزی که به این مباحث بپردازه یا استاد دانشگاهی در این زمینه رابطه و آشنا دارید که بتونید هماهنگ کنید یک میتینگ علمی داشته باشیم. شما فقط معرفی کنید و آشنایی بدید تا ما بریم سراغش و خودمون برنامهمون رو مچ کنیم و موضوعی برای میتینگمون هماهنگ کنیم.
کلا با اساس رشته و هدف سفر ما اگر پیشنهادی چیزی دارید بهم اطلاع بدید
ممنون و تشکر
ارسال شده توسط مهدی | December 24, 2010 9:29 AM
ارسال شده در December 24, 2010 09:29
اگه یه ماه فقط یه دماه اینترنتمون قطع باشه از 3یا4تا مطلب جا می مونم.....
ولی اگه 2ماه اینترنتمون وصل باشه،هروقت میام اینجا هیچ مطلبی نیست...
واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالا اشکالی نداره...شما خوبی،استاد؟؟
ارسال شده توسط گلی | December 24, 2010 11:20 AM
ارسال شده در December 24, 2010 11:20
گزارش اون بوکسر ایرانی فوق العاده بود. مخصوص مهیار توی زلزله بم!
اسمش مهیار بود دیگه!
ارسال شده توسط زهرا_ض | December 24, 2010 12:16 PM
ارسال شده در December 24, 2010 12:16
سلام اقای نجف زاده شما ازکدام جناح موجوددرایران حمایت میکنید یا بهتربگوییم کدام جناح به اندیشه شما نزدیکتره
ارسال شده توسط ایوب راحت طلب | December 24, 2010 1:15 PM
ارسال شده در December 24, 2010 13:15
سلام .
چرا ، چرا سخترین سواله ؟! :))
ارسال شده توسط Setter | December 24, 2010 4:14 PM
ارسال شده در December 24, 2010 16:14
سلام آقای نجف زاده - من خبرنگار خبرگزاری برنا هستم. امیدوارم که بتوانم از تجربیات شما استفاده کنم
ارسال شده توسط امیر توانا | December 24, 2010 4:54 PM
ارسال شده در December 24, 2010 16:54
با مطلبی عجیب درباره خودم که وحیدبهروز هستم بروزم واقعا خوندن داره این پستم
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
ارسال شده توسط وحیدبهروز | December 24, 2010 7:59 PM
ارسال شده در December 24, 2010 19:59
سلام
چرا؟ چرا بعضی وقتا هستی بعضی وقتا نیستی؟
اصلا چرا یه جورایی مبهم هستی؟
ارسال شده توسط غزل | December 24, 2010 10:28 PM
ارسال شده در December 24, 2010 22:28
سلام جناب نجف زاده
شاید اولین باری است که اینجا نظر می گذارم.
یک خواهشی داشتم. لطفا همیشه برای خدا بمانید! چه قدر دور و برتان شلوغ است! کمی نگرانم. ولی می دانم نگرانی ام بی مورد است. شما به جز خدا به چیز دیگری فکر نمی کنید.
برایتان آرزوی موفقیت می کنم
و برای خاطره خوش گزارش هایتان برای همیشه سپاسگزارم. خدا پشت و پناهتان ...
ارسال شده توسط رعنا | December 25, 2010 8:05 AM
ارسال شده در December 25, 2010 08:05
داداش کامران بیا نظر بده که همه همکارات هم اومدن از ابجی مهدیه پوریادگار بگیر تا ابجی میترا و خیلی های دیگه
اولین چیزی که اسم وحیدبهروز به ذهنت میرسه رو بگی ممنون میشم
خواهش میکنم بیاداداش مهربونم
منتظرم ها
2دقیقه بیشترنمیشه 2دقیقه
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
ارسال شده توسط وحیدبهروز | December 25, 2010 10:32 AM
ارسال شده در December 25, 2010 10:32
سلام آقای نجفزادهی جان
حتی تصورش را هم نمیتوانید بکنید که چقدر دوستتان داریم...
فی امان الله
ارسال شده توسط یک بندهی خدا | December 25, 2010 12:51 PM
ارسال شده در December 25, 2010 12:51
جوابیه به اقای محمد مهدی:
شما که از همون اول نمیومدید اینجا پس لطفا یه کمی با احتیاط تر صحبت کنید
!!!
داداش ما از وقتی که رفته پاریس مجبور شده که تاریخ رو به میلادی بزنه...در ضمن مطالبشم ابکی نیست...پر از مفهومه...باید فکر کنی تا بفمهی...
چرا تهمت میزنین اخه؟؟؟؟؟؟؟
نمی ترسی از اون دنیا که ندونسته صحبت می کنی؟؟تو تازه اومدی اینجا...لااقل یه مدت اینجا بیا بعد به امار و نتایج اعتراض کن
ارسال شده توسط maryam_72 | December 25, 2010 4:38 PM
ارسال شده در December 25, 2010 16:38
بنام خدا. با مطلبی تحت عنوان" تهمت میزنم پس هستم" بروزم. منتظ بازدید و نظردهی شما. پاسخی به ساده لوحان حزب اللهی نما. یا علی
ارسال شده توسط مصطفی نمازیان | December 25, 2010 5:08 PM
ارسال شده در December 25, 2010 17:08
سلام رفیق قدیمی (ببخشید اگر جسارتا از این عنوتن استفاده میکنم اخه اشنایی من با نوشته هاتون خیلی قدمت داره)چند وقتیه براتون نظر نذاشتم .الان هم خیلی دلم گرفته از همکاراتون از مجموعه صداوسیما.امروز تشییع پیکر یکی از بزرگترین استادهای جامعه شناسی بود.استاد عبدالهی استاد دانشگاه ما،دانشگاه علامه طباطبایی.استاد فوق العاده ای بود برای منی که سه شنبه باهاشون خداحافظی کردم و اون مثل همیشه خندید ورفت باورکردنی نبود که امروز توی جمعیت تشییع کننده هاش باشم.
ولی دریغ ازاینکه یک دوربین از رسانه ملی اونجا باشه.خیلی دلم گرفت.خیلی.از ایمیل زدن به همکارانتون هم ناامیدم چون در موارد قبلی هیچ واکنشی ندیدم.البته تو مملمتی که کمر بستند به حذف علوم انسانی این چیزها بعید نیست.کاش بودید.ببخشید نوشته ام هیچ ربطی به پست شما نداشت.بذارید به حساب دل پردرد.
مثل همیشه میگم نظر من رو واسه چاپ تایید نکنید صرفا یک درد و دل دوستانه بود.
در پناه حق
یا علی
ارسال شده توسط مریم | December 25, 2010 6:06 PM
ارسال شده در December 25, 2010 18:06
سلام. چرا سوال مرا جواب ندادید؟شما هثم دچار خود سانسوری شدید
ارسال شده توسط javad | December 25, 2010 6:39 PM
ارسال شده در December 25, 2010 18:39
سلام کامران نجف اده ی دوست داشتنی. متاسفانه من هم خبرنگارم .بگذریم. راستی چرا تو انقدر دوست داشتنی هستی?من همیشه فکر می کردم به اقتضای شغلم شما رو می شناسم اما از همون اوایل دیدم که حتا بچه ها هم تو رو دوست دارند.
خوب باشی
ارسال شده توسط علیرها | December 25, 2010 7:48 PM
ارسال شده در December 25, 2010 19:48
با سلام
........از همه توان خود استفاده مي كني
اين من و تو حاصل تفريق ماست
انجمن فرزانگان كوير
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان كوير | December 25, 2010 9:12 PM
ارسال شده در December 25, 2010 21:12
سلام
یادش بخیر اون موقع ها که تو 20:30 به عنوان مجری می اومدید . هر وقت صداتون رو میشنیدم بدو بدو می اومدم جلوی صفحه تلوزیون می ایستادم طوری که انگار تلوزیون و خبر 20:30 کلا همش فقط مال منه .
الان دفتر خاطراتم رو ورق میزدم دیدم نوشتم:
".... دیگه 20:30 قشنگ نیست..." البته این مال سال هشتادوهفته اون موقع که رفته بودید بیروت . صحبتش شده بود که میخواین برین پاریس اونم برای سه سال ..
و این بدترین اتفاق ممکن بود که میتونست برای 20:30 بیفته .
" باران باش . هیچ کس به باران عادت نمی کند ، هر وقت بیاید خیس می شوی..." ( یادتونه؟)
ارسال شده توسط سارا | December 25, 2010 10:30 PM
ارسال شده در December 25, 2010 22:30
سلام
آيا اين وبلاگ نجف زاده هستش يا فقط به اسم ايشون هستش
راستش سوالي داشتم در مورد يك ايميل خارجي كه خودش رو نينا و يك آفريقايي محتاج كمك معرفي كرده و حتي مدارك و آدرسش رو هم فرستاده
تحقيقي كه كردم متوجه شدم هفته پيش براي يكي ديگه هم فرستاده بوده
من جوابش رو دادم و مشخصاتش رو فرستاده براي صحت حرفش و خواسته محرمانه بمونه
اما نميدونم مشخصات درسته يا نه
لطفا از طريق ايميل جواب بدين
ارسال شده توسط شكرالله | December 26, 2010 3:16 AM
ارسال شده در December 26, 2010 03:16
سلام آقاي نجف زاده.اگه اين سايت واقعا مال خودتون باشه پيشنهاد ميكنم سري به وبلاگ منم بزنيد.نظراتتون باعث افتخار كار با شماست.خيــــــــــــــــــــي دوستتون دارم.منتظرم بياي
ارسال شده توسط شهاب | December 26, 2010 10:51 AM
ارسال شده در December 26, 2010 10:51
گلبن عيش ميدمد ساقي گلعذار كو
باد بهار ميوزد باده خوشگوار كو
هر گل نو ز گلرخي ياد هميكند ولي
گوش سخن شنو كجا ديده اعتبار كو
مجلس بزم عيش را غاليه مراد نيست
اي دم صبح خوش نفس نافه زلف يار كو
حسن فروشي گلم نيست تحمل اي صبا
دست زدم به خون دل بهر خدا نگار كو
شمع سحرگهي اگر لاف ز عارض تو زد
خصم زبان دراز شد خنجر آبدار كو
گفت مگر ز لعل من بوسه نداري آرزو
مردم از اين هوس ولي قدرت و اختيار كو
حافظ اگر چه در سخن خازن گنج حكمت است
از غم روزگار دون طبع سخن گزار كو
ارسال شده توسط سيد | December 26, 2010 1:28 PM
ارسال شده در December 26, 2010 13:28
سلام آقای اخوی...
خب بالاخره بعده ماه ها اومدم...!
چن سالی هست که اینجا میام..!
جالب تر اینکه خیلی از ماجراهای زندگی من .. از همین وبلاگ شما شکل گرفته!
اینجا باعث شده خیلی اتفاقات خوبو بد برای من پیش بیاد..
به هر حال گفتم.. که فکر نکنی آدمی هستی که هیچ ضرری نداری:دی
خلاصه کنم..
آقا کامران گل.. رفیق شفیق اخبار های قدیم..
شما که آن سوی مرزها نشسته اید..
میشه بگید اوضای آدم های جهان از چ قرار است..
شاید بگید بعضی حرفای من گنگ و بی منطق ب نظر میاد..
میدونید الان که دارم به آینده خودم فکر میکنم..
باور کنید میترسم..
می خواستم بدونم شما اونور آب که میگن تسریف داری خووو..
میگن اونور آب بهشته..!
می خوام بدونم اونور آبیا.. چی کار میکنن که وطنشونو من و امثال من بهشت میبینیم...
منظورم اینه.. اقا کامران...
اونور آب جووناشون مثه من و امثال من نسبت به آینده ترس و وحشت دارن ...
لااقل بی انصافی نکن و ی چی تو این مایه ها پیدا کن؟!!
لااقل تو وبلاگت بنویس..!
ما که دله خوشی از این ترس های لعنتی نداریم..!
راسسی کمی رسمی تر لباس بپوش تو گزارشاتت مرد جوان..!
بابا نا سلامتی طرفدار میلیونی داریا...!
بازم منتظرت هستیم..
چرا مثه این آقای فلاح شما هم گزارشات سریالی نمیگیرین...
بابا مرد خوب اینجا مردم تشنه ی ی خبر غیر سیاسی هستن.
کشتن مارو با این اخبار یارانه ها...
(میدونم وقتی میخونی اینو با خودت میگی به من چه... من فقط ی خبرنگارم..! اوجوری ژست نگیر.. اقا تو خبرنگار نیستی... تو وجدان این آقایون هستی.. تو اون نفس لوامه هستی.. !)
خلاصه کنم عرایض رو...
آقا خونه ی منو که رو سرم خراب کرد این وبلاگت..
امیدوارم خونه ی دلت همیشه امن باشه..! آرامش داشته باشی تو زندگیت...
سوغاتی های درخواستی من از فرنگ یادت نره!!
یا حق...
(قابل توجه اونایی که طرز نوشتن من براشون آشناست.. تو رو خدا گیر ندین..)
ارسال شده توسط مردی از جنس.... | December 26, 2010 7:31 PM
ارسال شده در December 26, 2010 19:31
چرا شايد همان "چراغ" بوده كه "غ" را گذاشته براي غلبه كردن بر مصاحبه شونده ...ولي مثل همان چراغ اصلي روشن ميكنه تموم ابهامات رو...!
داخل پرانتز رو هستم شديد!
دلتنگتيم...
تو ديار غربت كريسمستم مبارك
ارسال شده توسط ياسمن | December 26, 2010 8:21 PM
ارسال شده در December 26, 2010 20:21
همچنان منتظرم که داداش بیایی که اولین چیزی که راجع به من به ذهنت میرسه رو بگین بهم بیشتر همکاراتون اومدن نظر دادن منتظر حضورتونم
ارسال شده توسط وحیدبهروز | December 27, 2010 7:20 AM
ارسال شده در December 27, 2010 07:20
سلام
گزارش اون قهرمان بوكس خيلي جالب بود.چقدر شخصيت فوق العاده اي داشت.خيلي خوبه كه بعضيا محيط زندگيشون هم باعث نميشه اصالتشونو فراموش كنن.
فقط اسمش يادم رفت چي بود!
بخاطر عكسي هم كه گذاشتي(خيلي دور،خيلي نزديك) ممنون.خيلي ذوق زده شدم!
ارسال شده توسط خاطره | December 27, 2010 11:54 AM
ارسال شده در December 27, 2010 11:54
سلام داداشم
فريدون مشيری - خانه ای پر دوست
من دلم ميخواهد
خانهاي داشته باشم پر دوست
کنج هر ديوارش
دوستهايم بنشينند آرام
گل بگو گل بشنو...؛
هر کسي ميخواهد
وارد خانه پر عشق و صفايم گردد
يک سبد بوي گل سرخ
به من هديه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوي دلهاست
شرط آن داشتن
يک دل بي رنگ و رياست...
بر درش برگ گلي ميکوبم
روي آن با قلم سبز بهار
مينويسم اي يار
خانهي ما اينجاست
تا که سهراب نپرسد ديگر
" خانه دوست کجاست ؟ "
(( فريدون مشيري ))
ارسال شده توسط آبجی الهه | December 27, 2010 2:02 PM
ارسال شده در December 27, 2010 14:02
سلام خسته نباشیدمن هم بعداز خوندن گزارشتون فکر کردم چرا؟ باید با مدرک لیسانس عربی بعد از 7سال تدریس در مدارس غیرانتفاعی تازه ساعتی 1000تومن حق الزحمه بگیرم بدون بیمه مزایا وجالب اینکه 10درصد هم مالیات بدم واقعا چرا؟
ارسال شده توسط nasim | December 27, 2010 2:54 PM
ارسال شده در December 27, 2010 14:54
این روزا واقعا محتاج دعام.از تو و همه کسانی که به وبت سر میزنن می خوام که حتما واسم دعا کنین.
ارسال شده توسط قاصدک(خاتمه خاطره ها) | December 27, 2010 4:50 PM
ارسال شده در December 27, 2010 16:50
چرا از ایران رفتین؟
ارسال شده توسط صنم | December 27, 2010 7:42 PM
ارسال شده در December 27, 2010 19:42
فعلا که همین جا دم در وبلاگت هستم داداش تا بیایی وبلاگم و نظرت رو بگی
ارسال شده توسط وحیدبهروز | December 27, 2010 9:29 PM
ارسال شده در December 27, 2010 21:29
سر سنگین شدی برادر ؟
خوبی؟
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | December 27, 2010 10:25 PM
ارسال شده در December 27, 2010 22:25
سلام
به این می گن فوت کوزه گری...عالی بود.ممنون.
ارسال شده توسط مهدیه پوریادگار | December 28, 2010 7:42 AM
ارسال شده در December 28, 2010 07:42
کی بر می گردی ایران
ارسال شده توسط محسن | December 28, 2010 10:06 AM
ارسال شده در December 28, 2010 10:06
سلام وقتت به خير هر بار ميرم حرم امام رضا براي دلت دعا ميكنم كه غمگين نباشه
خطاب به آقاي محمد مهدي: خيلي با نمكي!! بيخيال اينقد سخت نگير آق كامران همين مدليه ملت هم دوسش دارن شما چرا عصباني ميشي؟
ارسال شده توسط فاضله | December 28, 2010 10:13 AM
ارسال شده در December 28, 2010 10:13
بازم سلام داداشم
نمایشنامه ی من انقدر پرایراد و پراشکاله که حتی وقت نمیزارید تا نظرتون و در موردش بگی؟
داداشی؛ بخدا فقط نظرتون و بگید کافیه؛ من توقع ندارم که نقدش کنین
میدونم که فرصت چنین کاری و ندارید.
داداشــــــــــم، اصلا شما اون مطلب (رقص و اشک) و خوندید یا... .
اگرم نخوندید بازم حرفی نمیتونم بزنم چون میدونم انقدر مشغول هستین که فرصت خوندن این مطالب رو شاید نداشته باشید
اما
یه قول برادرانه
قول بده که هر وقت و هر زمان که نمایشنامه ی منو خوندین توی اولین فرصتی که پیدا کردین نظرتون و برام ایمیل کنید
ملتمسانه تمنا میکنم
داداش خواهــــــــــــــــــــش
نظر شماهم، برای من مهم و با ارزشه.
بازم از اینکه حتی وقت میزاری تا و
تا مطالبی رو که برات ارسال کردیم میخونی
یه دنیا سپاسگزاری
میکنم
مرسی داداشم.
تنت سلامت باشه.
عاقبت بخیر بشی گل پسر داداش.
ارسال شده توسط آبجی الهه | December 28, 2010 11:23 AM
ارسال شده در December 28, 2010 11:23
چرا...
الان نیم ساعتی میشه دارم فکر می کنم ولی اصلا چیزی به ذهنم نمیرسه که بنویسم.
شاید به خاطر همین بی جواب بودنشه که اینقد ذهن آدمو مشغول می کنه...
در ضمن خیلی دلتنگتونیم آقا کامران.
ارسال شده توسط امیر | December 28, 2010 12:02 PM
ارسال شده در December 28, 2010 12:02
سلام ..
داشتم رد ميشدم گفتم يه سري هم به شما بزنم.
تو اين سرما مواظب خودتون باشين...
ارسال شده توسط زهرا | December 28, 2010 7:03 PM
ارسال شده در December 28, 2010 19:03
دلیل جالبی بود!
ارسال شده توسط زینب | December 28, 2010 7:16 PM
ارسال شده در December 28, 2010 19:16
سلام
واقعاً توکارش استادبوده ؛ به این میگن فوت کوزه گری.
ارسال شده توسط لیلا نادعلی فر | December 28, 2010 8:16 PM
ارسال شده در December 28, 2010 20:16
دلم تنگ میشود برایت
ارسال شده توسط maryam_72 | December 28, 2010 10:04 PM
ارسال شده در December 28, 2010 22:04
كاش يادت نرود... روي اين نقطه ي پر رنگ برزگ ،بين ناباوري انسانها... يك نفر ميخواهد كه به يادت باشد... نكند كنج هياهو بروم از يادت :-)
ارسال شده توسط ياسمن | December 28, 2010 11:28 PM
ارسال شده در December 28, 2010 23:28
کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست
مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی هم از کشیش پرسید
پدر روحانی ، روماتیسم از چی ایجاد میشود؟
کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است
مردک با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد
بعد کشیش از او پرسید تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟
مردک گفت من روماتیسم ندارم
اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است.
ارسال شده توسط زهرا_ض | December 29, 2010 12:45 PM
ارسال شده در December 29, 2010 12:45
بازم سلام داداشم
سرمشق های آب و بابا یادمان رفت
رسم نوشتن با قلم ها یادمان رفت
شعر خدای مهربان را حفظ کردیم
اما خدای مهربان را یادمان رفت
ارسال شده توسط آبجی الهه | December 29, 2010 6:53 PM
ارسال شده در December 29, 2010 18:53
چرا برف نمی اید؟
چرا ننه سرما نیستش اینجا دیگه؟
چرا ؟
چرا؟
چرا؟اپم داداش...در کمال نا امیدی می گم اینو...
ارسال شده توسط maryam_72 | December 29, 2010 8:48 PM
ارسال شده در December 29, 2010 20:48
چرا همیشه باید منتظر کلمه چرا باشیم تا حرف بزنیم؟
اگه چرا نبود چکار می کردیم؟!
ارسال شده توسط مرضیه شمس | December 30, 2010 12:03 AM
ارسال شده در December 30, 2010 00:03
كجايي؟
دلم برات تنگ شده!
ارسال شده توسط ش_ك | December 30, 2010 1:02 AM
ارسال شده در December 30, 2010 01:02
خب حالا که اینطوره پس بگید چرا اون خبرنگار باهوش خودش رو تا حد دستگاه عیب یاب حکومت فرانسه پایین آورده؟
چرا؟
ارسال شده توسط چرای من | December 30, 2010 1:17 AM
ارسال شده در December 30, 2010 01:17
یادم رفت بپرسم:
شما واقعا شبا راحت خوابتون می بره ؟
ارسال شده توسط چرای من | December 30, 2010 1:39 AM
ارسال شده در December 30, 2010 01:39
تو چطور جرات می کنی خودت رو با اون مقایسه کنی؟
ارسال شده توسط بیزار از تو | December 30, 2010 11:33 AM
ارسال شده در December 30, 2010 11:33
سلام
دلمون براتون تنگ شده
بیشتر گزارش کنید
یه سری به وبلاگم بزنید
http://majidghazipour.blogfa.com/post-71.aspx
ارسال شده توسط مجید قاضی پور | December 30, 2010 2:50 PM
ارسال شده در December 30, 2010 14:50
سلام نازنین....
خوب هستید؟!
دیشب خوابتونو دیدم....
زهی مراتب خوابی که به ز بیداری است......
ارسال شده توسط آدم برفی | December 30, 2010 5:10 PM
ارسال شده در December 30, 2010 17:10
سلام داداش کامران
چند روز اینجا نیومدم دلم براتون تنگ شده بود. شما که خودت استادی. شما چی یاد بقیه میدی؟
ارسال شده توسط سارا | December 30, 2010 7:22 PM
ارسال شده در December 30, 2010 19:22
به نام خدا
سلام به آقای ژورالیست.
چرا آپ نمی کنید؟؟؟
چرا ؟؟؟
را؟؟؟
ا؟
یا حق
ارسال شده توسط samira.h | December 30, 2010 8:10 PM
ارسال شده در December 30, 2010 20:10
سلام داداش جان
خوبی که الحمدالله؟
ایام امتحانات است ، ما را با آن قلب پاکتان مورد لطف قرار دهید و دعایی بنمائید ؛ ما هم که دقیقه نودی ....!
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | December 30, 2010 9:09 PM
ارسال شده در December 30, 2010 21:09
سلام!
واقعایک کلاس درس بود!
و موافقم با اینکه شما تنها با نگاهتون کلمه (چرا) رو در ذهن مخاطبتون یادداشت میکنین!
ارسال شده توسط ترنم | December 30, 2010 11:38 PM
ارسال شده در December 30, 2010 23:38
اولش کلی نوشتم خورد تو ذوقم آخه ایمیلم میخواست چه جلب!
الان هم پسر کوچولوم ایلیا داره با حرص پستونکش و میمکه و میگه مامان سرخوش گرسنممممه
پس با اجازه لینکتون کردم و دوباره می آم اون نوشته هام و می نویسم
ارسال شده توسط مهدیا | December 31, 2010 10:38 AM
ارسال شده در December 31, 2010 10:38
كامران عزيز استثنا هستي.منتظر حضور گرمت هستم در وبلاگم.
ارسال شده توسط فريد مرادي | December 31, 2010 12:10 PM
ارسال شده در December 31, 2010 12:10
گاه پرسیدن یک چرا هم سخت می شود ...
روی زبانت نمی چرخد و ...
(بی ربط نویسی بود اندر باب چرا! فکر می کنم از بس شنیده اید که قلمتان روان است خسته شده اید! نمی گویم که خستگی تان در برود! اما اعتقادم همان است که گفتم!)
ارسال شده توسط نغمه | December 31, 2010 2:13 PM
ارسال شده در December 31, 2010 14:13
سلام
چرا کامنت های من ثبت نمی شه ؟
می نویسم
امیدوارم بعد این همه وقت که هی نوشتم و ثبت نشد این دفعه ثبت بشه
همیشه می نویسم ارور میده
اخه چرا ....
ارسال شده توسط زهره | December 31, 2010 5:20 PM
ارسال شده در December 31, 2010 17:20
چه جالب بالاخره موفق شدم
چندتا از پستهاتون رو نخونده بودم
یه موسیقی لایت می گوشم و نوشته هاتون رو می خونم و یادم میاد که چقدر شما خوب می نویسید
چقدر به دل میشینه
این روزا تا صدای شما رو از تو اتاقم میشنوم می پرم جلو تلوزیون تا گزارشتون رو ببینم
همیشه عالی هستین
ارسال شده توسط زهره | December 31, 2010 5:24 PM
ارسال شده در December 31, 2010 17:24
با عرض سلام و خسته نباشید
بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب و اینکه از شما خواهش میکنم عاجزانه خواهش میکنم گزارشی از کارخانه نوپان شموشک گرگان تهیه فرمایید و در 20:30 دا هر برنامه خبری تلوزیونی بخش نمایید!!!این کارخانه ی خصوصی حدود 20 ماه و 3عیدی و...به کارگران بدهکار است!!!این بدهی با وجود فعال بودن و تولید داشتن این کارخانه در این مدت است!!!مسولین استان از جمله استاندار با وجود اطلاع از این موضوع و حتی اعتصاب کارگران در روزهای اخیر اقدامی در جهت بهبود وضع کارگران نمیکند!!!
ارسال شده توسط سیاوش .ب | December 31, 2010 7:23 PM
ارسال شده در December 31, 2010 19:23
این چرا بدجوری فکرم رو مشغول کرده امروز
تصمیم گرفتم از این به بعد از استاد سوال بپرسم اولش بگم چرا
اخه همیشه به سوال جواب می دن و زود دست به سر می کنن
راستی خیلی خوشحالم از اینکه بازم اومدم
خیلی وقت بود با کسی حرف نمی زدم
ممنونم که هستین و به حرفامون می
گوشین
ارسال شده توسط زهره | January 1, 2011 12:53 AM
ارسال شده در January 1, 2011 00:53
سلام:
مدتی قبل یک سری مطالب با فیلم مستد به دستم رسید در مورد فراماسونری و بنیادی به نام ضد مسیح(طرفداران دجال).هر چی بیشتر می فهمیدم بیشتر می ترسیدم .
اینکه این تفکر از زمان مصر باستان بوده و تا به امروز، اینکه بریتانیا به طرفداری از این تفکر بلند شده و تمام عناصر سیاسی خودش رو بر پایه همین امر برنامه ریزی کرده ، اینکه امریکا از لحظه تاسیس تا به امروز بر پایه این نگرش و طرفداری از بنیاد دجال تاسیس شده اینکه برای اینکه مخاطب های خوشون را از ابتدا تربیت کنند از دوران کودکی به وسیله کارتون و برنامه ای مناسب اون گروه سنی تحت تاثیر قرار میدن .
باورش برای خودم سخت بود اما کاملا قانع شدم،کارتون مورد علاقه کودکی دامو(فیل کوچولو)بر پایه همین نظریه طراحی شده بودو خیلی از کارتون هایی که توی اون زمان دیدیم و بیشتر برنامه های الان!!
حالا یک سئوال: ما بچه بودیم این چیزا رو نمی فهمیدیم یعنی صدا و سیما کارشناس نداشت و... .
می خوان بگن نمی دونستن (از زمان فراعنه دارن فعالیت می کنن تا به الان ، خودت باور می کنی نمی دونستن). الان که همه درموردش حرف میزنن پس "چرا" الان دارن این قبیل برناه هارو دوباره پخش میکنن این همه مشکلات اخلاقی و رفتاری کم نیست که یه فکری به حال این مشکل بکنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چند تا نسل سوخته دیگه باید دشته باشیم تا یکمی فکر کنن که این بچه ها الان که بچه هستن باید درست تربیت بشن منابع درست باید داشته باشن نه این قبیل برنامه ها که فقط به بلوغ زودرس اونا کمک میکنه!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط سوشیانس | January 1, 2011 2:08 AM
ارسال شده در January 1, 2011 02:08
سلام
سال نو میلادی رو بهتون تبریک میگم....ان شاالله سال خوبی باشه
ارسال شده توسط maryam_72 | January 1, 2011 10:36 AM
ارسال شده در January 1, 2011 10:36
مدام با خود فکر می کنم چگونه است که ما در این سر دنیا عرق می ریزیم و وضعمان این است و آنها در آن سر دنیا عرق می خورند و وضعشان آن است ، نمی دانم مشکل در نوع عرق است یا ریختن و خوردن آن ( دکتر علی شریعتی )
میدونین چرا ؟
قبلا خیلی ازت خوشم میومد ، یه مدت ازت بدم میومد اما الان دوباره داری خوب میشی
ارسال شده توسط احمد | January 1, 2011 11:27 AM
ارسال شده در January 1, 2011 11:27
آقای نجف زاده ی عزیز سلام
«چرا» همیشه تفکر برانگیز و یاور مغز آدم هایی است که به اندیشه و تفکر اهمیت می دهند ، پاینده باشید.
کاریکلماتورهای تلخ و شیرین ، گاهی ملس (کاریکلماتور) بروز شد.
احتراما شما را به خوانش سری جدید کاریکلماتورهایم( سری55) دعوت می نمایم ، منتظر نظر سازنده ی شما هستم.
مخلص شما حسین ناژفر
ارسال شده توسط حسین ناژفر | January 1, 2011 11:54 AM
ارسال شده در January 1, 2011 11:54
سلام.
2011 مبارک.اولین گزارشت از خبر13 شبکه ی خبر پخش شد.مثل همیشه پر هیجان و عالی بود.
سال کاری پر باری در انتظارت باشه.
راستی !!؟؟چرا؟؟؟؟؟؟؟ دیر به دیر مطلب میذاری؟ (با توجه به یادداشت خودت ،فکر کن و توضیح بده تا ما که مخاطبتیم،قانع بشیم.)
همیشه بهترین باشی.
ارسال شده توسط *مریم* | January 1, 2011 3:03 PM
ارسال شده در January 1, 2011 15:03
سلام نازنین....
خسته نباشید
این گزارش مهیار منشی پور کرمانی رو ندیدم
یهو آخرای شب داشت اخبار خارجی نشون میداد سرمو بلند کردم دیدم مهیار منشی پور نشسته بعد دیدم ا... شما نشستید رو به روش...................
خلاصه ندیدم
ولی می شناختمش
قبلا یه مستند درباره زندگیش دیده بودم
راستی سال نو میلادیتون مبارک
صد سال به این سالها
به خانواده هم تبریگ بگید
کامران باشید و برقرار
ارسال شده توسط آدم برفی | January 1, 2011 3:15 PM
ارسال شده در January 1, 2011 15:15
من چیز های زیادی را سراغ دارم که مخاطب را وادار به فکر کردن می کند که هیچ کدامشان شبیه چرا نیستند.بلکه به برای اینکه شباهت بیشتری دارند(پاسخی که در مقابل بعضی از چراها می شنوی خود چرایی بزرگ تر است)باور کن من دیوانه نیستم با این وجود این فکر شما ست که قضاوت خواهد کرد
ارسال شده توسط زنی شبیه درخت | January 1, 2011 4:30 PM
ارسال شده در January 1, 2011 16:30
سلام
چرا آغاز هر راهی است .
واقعا چرا؟
ارسال شده توسط علی شمالی | January 1, 2011 11:28 PM
ارسال شده در January 1, 2011 23:28
سلام کامران خان
من ازپر و پا قرص ترین شنونده های اخبار وگزارشهای متفاوت شما هستم
برای شما آرزوی سلامتی وسرافرازی دارم
منتظر کارهای جدید شما هستم
ارسال شده توسط حسین وفایی نژاد | January 2, 2011 9:44 AM
ارسال شده در January 2, 2011 09:44
سلام داداش
از یکی از مطالبت برای نشریه دانشگاه استفاده کردم...با اجازه!
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | January 2, 2011 10:27 AM
ارسال شده در January 2, 2011 10:27
سلام
با وجود این همه نظر بعید می دونم نظر من رو بخونید اما می نویسم:
حاج آقا پناهیان امسال دهه محرم می گفتن "زمان زمان ساخت مستنده و به جای ساخت فیلم های تاریخی بودجه رو صرف فرستادن فیلم ساز به فرانسه کنید تا بره مستند بسازه از چگونگی حکمرانی و نفوذ صهیونیسم در فرانسه"
یا مثلاً از شدت افسردگی در میان جوانان ، از پاشیده شدن خانواده در فرانسه ، از بحران اقتصادی و خیلی چیزا که واقعیت غرب رو نشون میده!
یاد شما افتادم که الآن اونجایین اما گزارش هایی که می فرستین با عرض پوزش خیلی سطحیه و تقریباًهیچی نشون نمیده برعکس برنامه های ایرانتون که موشکافانه بود کار اونجاتون فرقی با خبرنگارای دیگه نداره!
مراقب باشید امکانات و فرصتی رو که خدا بهتون داده رو از دست ندین که طرز کارای ما الآن حتی در روز و ساعت ظهور مؤثره!
خدا قوت!
ارسال شده توسط نوشتم که فرصتو از دست ندین! | January 2, 2011 11:21 AM
ارسال شده در January 2, 2011 11:21
سلام آقا کامران.من خیلی وقته که به کار حرفه ای خبرنگاری تون علاقمندمخودمم یه جورایی خبرنگارم مدرک خبرنگاری تکمیلی رو از باشگاه خبرنگاران تبریز بهمن ماه گذشته گرفتم و تجربه ی روزنامه نگاری هم دارم همین الان هم مدیر مسول گاهنامه ی دانشجویی مون هستم خلاصه عاشق نوشتن و قلم زدنم اما یه مدتیه که نمیتونم اونطوری که خودم میخوام بنویسم به وبلاگم بیاین لطفا"
ارسال شده توسط حامد(ژورنالیست) | January 2, 2011 11:52 AM
ارسال شده در January 2, 2011 11:52
خیلد وقت مطلبتو عوض نکردی دیر نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط سحر | January 2, 2011 12:17 PM
ارسال شده در January 2, 2011 12:17
سلام داداشم
اسمم را پدرم انتخاب كرد،
نام خانوادگی ام را يكی از اجدادم،
ديگر بس است!
.
.
.
.
.
.
.
راهم را خودم انتخاب خواهم كرد... .
(دكتر علی شريعتی)
ارسال شده توسط آبجي الهه | January 2, 2011 3:22 PM
ارسال شده در January 2, 2011 15:22
جناب آقای نجف زاده سلام
مدتی هست که با خودم کلنجکار میرم که آیا بهتون این پیام رو بدم یا نه چون ایملتون رو نداشتم مبور شدم اینطوری درخواستم رو ارائه بدم
بنده یکسالی هست که در باشگاه خبرنگاران در حال فعالیت هستم از اونجایی که شما در کارتون بسیار استاد هستید خواستم از شما به عنوان یک راهنما برای دکوپاژ ها و سناریو هام کمک بگیرم نمدونم درخواست درستی هست یا نه اما این برای من مهمه که شمارو به عنوان یک استاد قبول دارم اگر هم جواب رد بدید ناراحت نمیشم اما دست دارم راه شمارو برم پس نیاز به کمک شما دارم گزارشاتتون رو بسیار پیگیرم اینجا تو باشگاه همه از شما مثل یک اسطوره یاد میکنند . گزارشایی که نریشن در اون بیشتر از پلاتونقش داره و این یک هنره ایمیلم رو براتون گذاشتم اگه در حقم محبت کردید و به ایمیلم جواب دادیدو افتخار شاگردی بهم دادی که دنیا دنیا محبت میکنی اگر هم ندادی همیشه برای موفقیتت دعا میکنم .
منتظر جوابتون هستم دوست دارم رو دکوپاژها نظر بدید ممنون به امید خبرای خوش
ارسال شده توسط یک همکار | January 2, 2011 3:49 PM
ارسال شده در January 2, 2011 15:49
از تو میترسم . نگاهم كه نمیكنی شبیه دیگران میشوی.
دیگرانی كه مثل مجسمه های سنگیند
میترسم
نگاه میكنم
چقدر شبیه دیگران شدهای ! ! !
ارسال شده توسط هیچکس تحت تعقیب | January 2, 2011 4:17 PM
ارسال شده در January 2, 2011 16:17
سلام
پست قبلیتون خیلی ناز و با حال بود
شما کلا حرفای دلمونو میزنید
و درباره چرا کاملا موافقم که میتونه بهترین پرسش باشه و البته فقط میتونه.........
خیلی اوقات با دوستا از گزارشاتون حرف میزنیم البته چون فوتبالی هم هستیم از گزارشای فوتبالیتونم یاد میکنیم
راستی نود میبینید اونجا؟
ارسال شده توسط پگاه نکوهش | January 2, 2011 8:10 PM
ارسال شده در January 2, 2011 20:10
این هزاران چرایی که الان تو مغزم دارن منچ بازی میکنن تائیدیه برای حرفهای این پیر سالخورده از تجربه ها...
و چقدر دلم برای گزارشات پر هیجان اون خبرنگار تازه وارد که بیست و سی و با وجودش معروف کرد تنگ شده
همیشه کنار حرم امام رضا برای سلامتیت دعا میکنم
ارسال شده توسط تارا | January 3, 2011 3:02 AM
ارسال شده در January 3, 2011 03:02
سلام بر بهترين خبرنگار دنيا
نميدونم شايد خبر داشته باشي ولي براي اينكه خودم آروم بگيرم مي نويسم
كاوه اشتهاردي مدير مسئول روزنامه ايران به دليل شكايت مهدي هاشمي (فتنه گر) به تحمل 10 ضربه شلاق محكوم شد
اوج عدالت در ايران !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اي كاش ايران بودي و در اين مورد خبري تهيه مي كردي
اي كاش ...
ارسال شده توسط احسان | January 3, 2011 12:48 PM
ارسال شده در January 3, 2011 12:48
قتل فجیع جوان 26 ساله در محل کار
www.sajjad26.blogfa.com
ارسال شده توسط رضا | January 3, 2011 2:15 PM
ارسال شده در January 3, 2011 14:15
سلام
با یه طرح پس زمینه برای موبایل با عنوان "شهید سید محمد حسین علم الهدی" به روزم...طرح با 8 اندازه برای گوشی های مختلف جهت دانلود آماده شده.
یا علی...جانم فدای سید علی
[وبلاگ شهید علم الهدی]
ارسال شده توسط علی | January 3, 2011 2:50 PM
ارسال شده در January 3, 2011 14:50
سلام اقای نجف زاده
ازونجایی که همه به شما می گن داداش
ما هم با همین اسم خطابتون می کن
داداش جان چرا اینقدر همه به شما ابراز اسحساسات می کنند؟
همیشه این برام سواله
برای بار چندم
خوشحال میشم به ما هم سر بزنید
یا حق
ارسال شده توسط رها | January 3, 2011 5:17 PM
ارسال شده در January 3, 2011 17:17
يوسف
" دردي اگر داري و همدردي نداري،
با چاه آن را در ميان بگذار !
با چاه!
غم روي غم اندوختن دردي است جانكاه"
گفتند اين را پيش ازين، اما نگفتند،
گر همرهان در چاهت افكندند ورفتند؛
آنگاه دردت را كجا فرياد كن.
آه!
فريدون مشيري
ارسال شده توسط زهرا_ض | January 3, 2011 7:08 PM
ارسال شده در January 3, 2011 19:08
سلام امیدوارم خوب و خوش و سر حال باشی.به نظر من لری کینگ باید بیاد از شما چیز میز یاد بگیره نه شما از اون. موفق باشی
ارسال شده توسط شادن | January 3, 2011 8:56 PM
ارسال شده در January 3, 2011 20:56
سلام
جناب نجف زاده این اولین باری هست که اینجا میام و کلی خوشحالم.دلمون برای گزارشت تنگ شده البته توی ایران بودی بهتر بودولی خو انگار اذیت کردی دیگه...!!!
ارسال شده توسط راه سوم.. | January 3, 2011 9:51 PM
ارسال شده در January 3, 2011 21:51
سلام خوبین؟؟چه خبرا؟دیگه کمتر گزارش میدین یا ما کم سعادتیم؟
من اپم..اگه دوست داشتین و اگه وقت هم داشتید قدم رنجه کنید..خوشحال میشم
ارسال شده توسط maryam_72 | January 3, 2011 11:08 PM
ارسال شده در January 3, 2011 23:08
سلام آقای نجف زاده
امروز اولین باریه که وبلاگتون رو میبینم
نوشته هاتون درست مثل گزارشا و مصاحبه ها و خبراهاتون محشره
اگه بگم تو کارتون بی نظیرین اغراق نکردم... اینو به همه اطرافیانم میگم همیشه
پیروز و پاینده باشید
ارسال شده توسط یاس | January 4, 2011 12:16 AM
ارسال شده در January 4, 2011 00:16
سلام
خسته نباشید
دیگه دیر به دیر آپ کردنتو باید واسمون بشه یه عادت!!
آخه چرا؟
چرا؟
ارسال شده توسط محبوب | January 4, 2011 3:02 AM
ارسال شده در January 4, 2011 03:02
سلام
دیگه فکر کنم دیر به دیر آپ کردنتون باید واسمون بشه یه عادت.
خب چرا؟
چرا باید اینقدر دیر آپ کنید؟
ارسال شده توسط محبوب | January 4, 2011 3:04 AM
ارسال شده در January 4, 2011 03:04
سلام آقای نجف زاده واقعا وبلاگ زیبا و مطالب پرمحتوایی دارید.
ارسال شده توسط سمانه زارعی | January 4, 2011 12:02 PM
ارسال شده در January 4, 2011 12:02
لبخند تو را چند صباحسیت ندیدم
یک بار دگر خانه ات آباد بگو سیب...!
ارسال شده توسط ش_ک | January 4, 2011 2:27 PM
ارسال شده در January 4, 2011 14:27
چرا شما رفتید یا بهتره بگم فرستادنتون فرانسه
ارسال شده توسط منصوره | January 4, 2011 4:59 PM
ارسال شده در January 4, 2011 16:59
در رسمی شدن دین اسلام در آلمان سهیم باشید
به دلیل عدم توجه مسلمانان به این رفراندم، تا به این لحظه تعداد مخالفان رسمی شدن دین مبین اسلام و آنهایی که به گزینه "خیر" رأی داده اند، بیشتر از موافقان و آنانی است که به گزینه "بله" رأی داده اند.
به گزارش شیعه آنلاین، دین مبین اسلام هنوز در کشور آلمان به رسمیت شناخته نشده است. اخیرا یک مؤسسه دینی برای رسمی شدن دین اسلام در آلمان رفراندمی برگزار کرده و از کاربران اینترنتی خواسته که نظر خود را در این مورد بیان کنند.
متأسفانه به دلیل عدم توجه مسلمانان به این رفراندم، تا به این لحظه تعداد مخالفان رسمی شدن دین مبین اسلام و آنهایی که به گزینه "خیر" رأی داده اند، بیشتر از موافقان و آنانی است که به گزینه "بله" رأی داده اند.
از همین رو از تمام مسلمانان درخواست می کنیم با وارد شدن به لینک این سایت که در ذیل این خبر قرار دارد، در این رفراندوم شرکت کنند و برای رسمی شدن دین مبین اسلام در آلمان رأی بدهند.
گفتنی است گزینه "JA" به معنی "بله" است. پس انتخاب اين گزينه، کليد "Zur Auswertung" را فشار دهيد تا نظر شما تأييد شود.
لینک: www.tagesschau.de/inland/wulffrede112.html
ارسال شده توسط فاطمه زند | January 4, 2011 6:00 PM
ارسال شده در January 4, 2011 18:00
لری کینگ رو ولش بیا تو کشور خودت .
ارسال شده توسط فاطمه فضیلت | January 4, 2011 7:11 PM
ارسال شده در January 4, 2011 19:11
سلام داداشم
امشب خیلی دلم برات تنگ شده بود
تفال زدم به حافظ
گفت:
هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم خانگی است غمازم
زچنگ زهره شنیدم که صبحدم می گفت
غلام حافظ خوش لهجه ی خوش آوازم
داداشی دلمون تنگ شده برات
منم دلم برات خیلی خیلی تنگ شده
داداشم خیلی خیلی مراقب خودت و خوبیات و خانوادت باش
ارسال شده توسط آبجی الهه | January 4, 2011 9:16 PM
ارسال شده در January 4, 2011 21:16
سلام
میخاستم برای این مطلبتون نظر نذارم دیدم میگی تا کامنت من را نبینی تصمیم به روز کردن نمی گیری!
این کامنت را صرفا جهت سوق دادن فکر شما به بروز کردن وبلاگتان می نویسم.
جواب ایمیل هم که نمی دهید. خوب اگر دوست نداشتید در موردتون تحقیق بنویسم می گفتید من هم بی خیال شدم الان هم که نگفتید بی خیال شدم برای من عیبی نداره برای شما به عنوان کامران نجف زاده عیب!
بگزریم.
گزارش امشبتان عالی بود یعنی از بقیه گزارش هاتون بهتر بود یه جورایی خبر بود و آبکی نبود!
بعد از این مطلبتان دیدم در یک گزارش هی می گفتید چرا چرا؟؟؟؟
چرا؟
!
چرا؟؟؟؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
؟
لذت بردید. {نیشخند}
ارسال شده توسط اتنا | January 4, 2011 9:20 PM
ارسال شده در January 4, 2011 21:20
دوست دارم همیشه
ارسال شده توسط اتنا | January 4, 2011 9:21 PM
ارسال شده در January 4, 2011 21:21
سلام
مثل همیشه جالب و منطقی بود
موفق باشید
ارسال شده توسط شکوفه | January 4, 2011 10:10 PM
ارسال شده در January 4, 2011 22:10
شنیدم گزارش داشتید من ندیدم....!!!!!!!
تن تن !
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | January 4, 2011 10:18 PM
ارسال شده در January 4, 2011 22:18
سللام
خوشحالم که وب تون رو پیدا کردم
ارسال شده توسط مهدی | January 5, 2011 1:30 AM
ارسال شده در January 5, 2011 01:30
سلام بر آدم خلاق .جالبه بدونید که در صفحه ی 2 کتاب زمین شناسی سوم دبیرستان نوشته که "پاسخ به چرا در حیطه ی فلسفه است غیر فیلسوفان باید به سوال چگونه و یا چطور؟ پاسخ دهند"به خاطر همین چندین بار دبیر زمین شناسی از سوالات کنجکاوانه من!شونه خالی کرده پس خیلی وقتا ممکنه پرسیدن "چرا" سودمند نباشه.ضمنا من دوست دارم خبرنگار بشم ولی پدر مادرم گیر دادن الا دکتری به هیچی فکر نکن چی کار کنم؟دوست دارم از تنهایی داد بزنم تا یه نفر به داد من برسه!!!!!! .کمممممممممممممممممممممممممممممممممممممککک
ارسال شده توسط علی فدایی | January 5, 2011 12:16 PM
ارسال شده در January 5, 2011 12:16
سلام
گزارش دیشب درباره ی خونهای آلوده به کشور خیلی جالب بود و تاسف انگیز ک چرا هنوز داریم دارو میخریم ازشون.
طفلک یه بچه ی پنج ساله ک باید قربانی باشه.
ارسال شده توسط زهرا_ض | January 5, 2011 2:03 PM
ارسال شده در January 5, 2011 14:03
سلام کامران خوبی می خوام خیلی خودمونی باهات صحبت کنم می دونم که از نسلی منی و منو می فهمی مدتی است که شاهد گزارشات خوب وبدون مصلحت تو در برنامه بیست وسی نیستم حال نمی دانم به اجبار ویا به علاقه رخت فرنگ بستی اما جایت واقعا در این برنامه خالی است برنامه خبری که حالا شده تعریف تمجید از دولت البته من منقد این نیستم ولی باید ناگفتههای زیادی گفته شود و مشکلات پا برهنگان به تعبیر حضرت امام نیز بررسی شود اما ایا این کار می شود ؟ نه که گفته نمی شود حرفهای زیادی دارم که مجالش نیست فقط خواستم بگویم دوستت دارم حتی در فرنگ وبه یادت وآرزوی بازگشت باشکوهت هستم رضا حارث
ارسال شده توسط رضا | January 5, 2011 2:25 PM
ارسال شده در January 5, 2011 14:25
هوووم... آخ موسيو جان ... اينقدر درد زياده كه نميدونم از كجا شروع به درد دل كنم...
ولش كن... درد من براي شما چه فايده داره جز انكه ناراحتتون كنه...
اصلا اينجا يه جور انرژي + داره كه آدمو سرحال ميكنه...
:-)
ارسال شده توسط ياسمن | January 5, 2011 7:14 PM
ارسال شده در January 5, 2011 19:14
[گل]سلام با شرح دعا معراج و خواص این دعا عظیم شان که خواص بسیاری همچون چهل هزار ختم قران و... دیگه بروزم منتظرم حضورتونم
[گل]
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
ارسال شده توسط وحیدبهروز | January 5, 2011 9:38 PM
ارسال شده در January 5, 2011 21:38
سلام داداشم
من اصلا خوشم نمیاد هرکی از راه میرسه
داداش منو صاحب بشه
یعنی چی؟
خودشونو جمع کنن!
هر کی از گرد راه میرسه داداش داداش راه میندازه
من تورو به هیچکس تقسیم نمیکنم
تو فقط داداش خود منی
فـــــــــــــقــــــــــــط
د ا د ا ش مــــــــــــــــــــــــــــنی
یه علم مراقب خودت باش
اندازه ی همه ی خوبیای خداهم شب و روز برای سلامتی و عاقبت بخیریت دعا میکنم برات
ارسال شده توسط آبجی الهه | January 5, 2011 10:37 PM
ارسال شده در January 5, 2011 22:37
من کلا ذهنم یخ زده !
قشنگ بود گزارش هتل یخی ...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | January 5, 2011 11:15 PM
ارسال شده در January 5, 2011 23:15
آخه چراچراچرا به توان n کامنتای منو نی ذاریییییییییییییییییییییین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا؟
چرا؟
چرا؟
راستی سلام و شب بخیر.
واقعا چرا؟
ارسال شده توسط محبوبه | January 6, 2011 12:35 AM
ارسال شده در January 6, 2011 00:35
فن بیانو اجراهای خاصانه و استادانه شمارو بسیار دوست دارم. موفق باشید
ارسال شده توسط زهرا | January 6, 2011 12:41 AM
ارسال شده در January 6, 2011 00:41
سلام
زمستونتون گرم
خودت سرت درد میکنه واسه جنجال
میدونی با این نوشته باید به چند تا چرا جواب بدی؟مثلا:
چرا اخر گزارش بشقاب پرنده ها اینقدر چشمات گرد شده بود؟داشتی بشقاب پرنده میدیدی؟!!
بگذریم..
نمیخوای تاریخ برگشتنت به ایران رو اعلام کنی؟اصلا خودت میدونی واسه چند وقت فرستادنت؟یا گفتن برو هر وقت عشقمون کشید برمیگردونیمت!
توصیه:
میدونم هوا خیلی سرده اما واسه شما سوزه داغ هیچوقت غیر قابل دسترس نیست گزارش هاتو دوباره با دم گرمت داغ کن
ممنون
ارسال شده توسط یسنا | January 6, 2011 1:05 AM
ارسال شده در January 6, 2011 01:05
آقای نجف زاده؛ چرا ؟
ارسال شده توسط علیرضا | January 6, 2011 9:42 AM
ارسال شده در January 6, 2011 09:42
خيلي خوب و عالي هستي
ارسال شده توسط ايدا | January 6, 2011 10:41 AM
ارسال شده در January 6, 2011 10:41
يادش بخير روزي كه رئيس جمهور ما اين مجري كهنه كار را چه جوري كلافه كرده بود....
ارسال شده توسط فرشيد | January 6, 2011 11:22 AM
ارسال شده در January 6, 2011 11:22
bibin ahmadinejad chejori cherahaye lari king ro javab dade ke cherahash jolo oon javab nadade
:D:D:D:D:D:DD:D:D
ارسال شده توسط atakhan | January 6, 2011 1:21 PM
ارسال شده در January 6, 2011 13:21
سلام.
گزارش های 2011،خیلی 20.(معرکه و محشره).
.
.
.
همه برات مینویسن چرا رفتی؟اما من مینویسم کی برمیگردی؟؟؟ واز تمام کسایی که میهمانان این وبلاگ اند میخواهم دیگه ازدلایل رفتن نپرسن.(بعضی وقتها شرایط کاری آدم براش تصمیم میگیره نه عقلش و قلبش.)
به خانواده به خصوص همسر فوق العاده صبورت سلام برسون.چون خودت هم میدونی زندگی کردن با یه مرد اردیبهشتی خیلی خوب ولی خیلی خیلی سخته.
همیشه بهترین و در اوج باشی.
ارسال شده توسط *lمریم* | January 6, 2011 2:53 PM
ارسال شده در January 6, 2011 14:53
سلام آقای نجف زاده.
امروز جای شما ایجا، به اندازه تموم گزارشهای تکون دهنده، جذاب، بیدار کننده، هشیار کننده و 1000000001 کننده دیگه خالیه.
هنوز گزارش ماهی قرمز سفره ی هفت سینتون رو خوب یادم هست. چه خنجری بود به قلب تموم دوستدان حیوانات.
و امروز ب مناسبت مطلب جالبتون، با یک چرا....
امروز توی این سرزمین اسلامی، توی ایرانی که آموزه های کوروش و زرتشتش از دیر زمانها احترام به حقوق حیوانات بوده، چرا کروکودیل از چین همه چیز خوار که هیچ ارزشی برای آفریده های کوچیک خدا، این حیوانات بی پناه قائل نیست و سگ و گربه در رستوران هایش سرو میشه، وارد میشه تا پرورش داده بشه و کشته بشه و صادر بشه برای کشورهایی نظیر چین که رحمی در دل ندارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کاری کن. دست ب قلم ببر. چیزی بنویس. حرفی بزن.
چرا گوشت این حیوان حرامه؟ برای این که پرورش داده بشه برای مردمی که حلال حروم ندارن؟ چرا محیط زیست و .... حمایت میکنه؟ این چه افتخاریه؟
کمک کن. کمک......................
ارسال شده توسط atefeh | January 6, 2011 3:05 PM
ارسال شده در January 6, 2011 15:05
to the best reporter
thank you very much for your excellent reports
good luck
ارسال شده توسط shirin | January 6, 2011 5:05 PM
ارسال شده در January 6, 2011 17:05
___________سلام آقای نجف زاده____________
خسته نباشید
گزارش هایتان موفق العاده است
همواره موفق و پیروز باشید و شادمان.
ارسال شده توسط خبرنگار قلبهای ما | January 6, 2011 6:47 PM
ارسال شده در January 6, 2011 18:47
عجب !
ارسال شده توسط آفتابگردون | January 6, 2011 10:02 PM
ارسال شده در January 6, 2011 22:02
سلام .همه نوشتن داداش, من مینویسم سلام به خبرنگارنمونه واستادخبر , من دانشجوی علوم سیاسی هستم وجالبه بدونید که اتفاقی با وبلاگ آشناشدم,بعدازمطالعه متن ونظرات دوستان وارادتمندان به شما,یه سوال برام مطرح شد,دقت کردید ماایرانی هایکی روتاعرش اونقدربالا می بریم , بدونه درنظرگرفتن سوخت اون فرد یابهتره بگم جنبه شخص ویه دفعه ازعرش به عرش یابهتربگم به زیرزمین خونه ننجونش می رسونیم البته برای عده ای که باد به گلوی مبارک می اندازن بدنیست تایادشون بیادازکجااومدن وبه چه کسانی مغروض ومدیونند... ولی واقعاچرا ؟
واقعا پرازمحتواست وخیلی فلسفیه..چرا؟ چرااین اینقدربایدمهم باشه؟ چرا رومیگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط سیاستمدار | January 7, 2011 1:40 AM
ارسال شده در January 7, 2011 01:40
آسمان بی پر و بال است کجایی آقا ؟
و زمین غرق خیالست کجایی آقا ؟
یک نفر عاشق اگر بود یقین می فهمید
عاشقی بی تو محال است کجایی آقا ؟
اللهم عجل لولیک الفرج
ارسال شده توسط محکم***ساعتهای آرامش یک قلب رازگو | January 7, 2011 7:12 AM
ارسال شده در January 7, 2011 07:12
با 1سلام دوباره خدمت شما.
از این که کامنت منو هم قابل دونستید، 1 دنیا تشکر.
گرچه مهم من نیستم و حتی اسم من هم نیست. ولی دلیل خاصی داشت که اسم منو به نام مریم تغییر دادید؟؟؟؟
ارسال شده توسط atefeh | January 7, 2011 9:45 AM
ارسال شده در January 7, 2011 09:45
ببخشید نمی دانم کجا بزارم پیامم رو
سلام کامران جان گفتم خودمانی صدایت کنم شاید که توهم ما رو خودمانی ببینی آره دیگه تودیگر یک فرنگی شدی ولی امید وارم هم چون شاهان مافرنگی باز نباشی که فرنگی ار فر خوردن می دیدن که چه بارها این تاریخ نزد مردم ما تکرار شده دادن وفروختن نه به قیمت که به پستی نه به پول سیاه که به عیاشی گری که تو هنوز برحذف فر فرنگی پایبندی ننگی این فرنگ به گو از مردمی که با خود دروغ ها گفتن از زمانی که آن دانشجو آمد شد فرنگی فقط رسم عیاش خانه هایش را یاد گرفت راستی تازگی خواندم فرانسه بزرگترین دزدان صنعتی اند حال تو به گو چه داری برای ما آیا آزادی که در فرانسه است آنهم هم چون موزهایش دزدی است تو به گو رسم مهمان نوازی فرانسه را آیا همچون ایران می توانند سفرای کشورهای دیگردر حالت مستی به در کاخ نیاوران به زنند صدایی در نیاید ما چه می دانیم شاید لوح تقدیر نیز گرفته باشد چون که بر درخانه شاه زده تو به گو کاخ لیرزه اگر یک سفیر بدون اجازه ردشود چه گویند اره جان برادرتو به گو رسم پهلوانی را هم آنها دزدیده اند تو به گو آیا دزد بودن را از ناپلون به ارث بردن یا از زمان تشکیل فراماسونی تو به گو .....؟
در نهایت برایت 2 آرزو 1دعا می کنم اول از سبک شروع می کنم آرزو می کنم که هیچ وقط پای کامران مارو به انگلیس نرسانی که اگر رساندی حیله گرش نکنی که هرکس پایش به آن یر زمین نفرین شده رسید هومچون شکارچی روباهایش روباه صفت می شود که نفرین این کشور است آرزوی دوم این که امید وارم پای نجف زاده را به سرزمین سر خپوستان نر سانی که دروغ حیله را می شود تحمل کرد ولی قدم گذاشتن بر خون مظلوم رو هرگز واگر رساندی بیاموز بهش که پا برجا ظالم نگذارد که دنیا بسیار فریبنده است ودعای آخر امید وارم هرجا هستی با هر که هستی در دنیایی باشی که عشق محبت راستی ودفاع از هرچه که باعث آرامش وجدانت می شود در دلت در وجودت و در کلامت خود نمایی کند که ماهم کاری بیش ازین از دستمان بر نمی آید حلالم کن که زود پسر خاله شدم حلالم کن که رسم مسافر را به جا نیاوردم حلام کن اگر باعث ناراحتیت شدم
ارسال شده توسط emad | January 7, 2011 4:07 PM
ارسال شده در January 7, 2011 16:07
دوباره سلام.نمیدونم چرا کامنتا اینجوری شدن نظر من کلا" عوض شده و یه چیز دیگه شده مال من این نبود و یه خورده مفصل ترم بود
ارسال شده توسط حامد | January 7, 2011 8:33 PM
ارسال شده در January 7, 2011 20:33
به نام خدا
سلام آپم با با «یزدان تفنگ ندارد»
با احترام شما را به دو سوی هنر دعوت می کنم.
یا حق
ارسال شده توسط samira.h | January 7, 2011 10:36 PM
ارسال شده در January 7, 2011 22:36
مي دونيد لري كينك دوست صميمي ماست.ما تو گزارشي كه در مورد داستان هاي نگفته ي نورلند مايكل جكسون تهيه كرده بود هستيم !
مي تونيد اين مستند رو ببينيد .علي و سارا دوستان من اونجا هستن.
ارسال شده توسط هانيه | January 8, 2011 3:32 AM
ارسال شده در January 8, 2011 03:32
سلام اقا کامران
اولین باره که میام به سایتتون
تکی تک
خیلی دلمون برات تنگ شده
دوستنون دارم
ارسال شده توسط سها | January 8, 2011 4:19 PM
ارسال شده در January 8, 2011 16:19
سلام
فكر كنم چندتا گزارش از شما پخش شده كه من نديدم!
خيلي غصه خوردم
ارسال شده توسط خاطره | January 8, 2011 8:01 PM
ارسال شده در January 8, 2011 20:01
سلام ]قای نجف زاده
خوشحالم که وب تون رو پیدا کردم
همچنان موفق باشید
ارسال شده توسط مهدی | January 8, 2011 8:30 PM
ارسال شده در January 8, 2011 20:30
سلام,استاد خبر.. من مدت کوتاهیه عضوباشگاه اندیشه شدم ومتنهایی روارسال کردم اما واقعانمیدونم چطور بنویسم ومسائل روبه تحریردر بیارم خوشحال میشم کمکم کنید.راستی من عاشق فرانسه هستم وامیدوارم روزی برسه که ؛؛خبرنگار واحدمرکزی خبراز فرانسه بشم ...به قول دوستی عزیز؛ پیروزباشید.
ارسال شده توسط سیاستمدار | January 9, 2011 2:07 AM
ارسال شده در January 9, 2011 02:07
سلام
هوای تهران خیلی، خیلی خواستنی شده.
میدونم اونجاهم برف و بارون میاد اما حس اینجا رو نداره ک!
حسابی جات خالی داداش.
ارسال شده توسط زهرا_ض | January 9, 2011 1:19 PM
ارسال شده در January 9, 2011 13:19
سلام کامران خان
خوب مزد کارهایت را گرفتی
فرانسه حالشو ببر
ارسال شده توسط mohammad | January 9, 2011 4:14 PM
ارسال شده در January 9, 2011 16:14
سلام
با پست الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به روزم
امید است که نظرات شما باریکه ای از این راه طولانی را روشن نماید
یا حق
ارسال شده توسط مسیر | January 9, 2011 6:54 PM
ارسال شده در January 9, 2011 18:54
جات اینجا خیلی خالیه اما می دونیم برای پیشرفت و خدمت به مملکتت لازم بود بری و با دست پر برگردی نابغه خبر.
ارسال شده توسط منادا | January 9, 2011 11:33 PM
ارسال شده در January 9, 2011 23:33
سلام؛خوبین؟
دیشب که کشیک بودم،به یمن باریدن برف ،از یک شب به بعد مریض نداشتیم.منم بعد از یه عالمه وقت،نشستم فیلم دیدم تا سه صبح!
و یه چیزی رو چند وقته میخوام بهتون بگم...این اعتقادمه؛ عیبی نداره بهم بخندین...من هر بار میخوام براتون تو این وبلاگ ،یه چیزی بنویسم قرآن رو باز میکنم...چند بار سوره نور میاد...بهتون حسودی نمیکنم خدا اینقدر دوستتون داره .چون برادرمین.ولی بهتون غبطه میخورم.نمیدونم پیش خدا چی دارین یا دل کی رو به دست اوردین ولی خوش به حالتون
وای بسه،چقدر نوشتم.ببخشید
خداحافظ
ارسال شده توسط خانم دکتر | January 10, 2011 12:16 AM
ارسال شده در January 10, 2011 00:16
.
.
.
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
مختارنامه ی مختار ، مسئله این است؟!!
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
.
.
.
ارسال شده توسط طه | January 10, 2011 3:09 AM
ارسال شده در January 10, 2011 03:09
سلام آقای نجف زاده.
چه قدر خوبه اینجا میتونیم دوباره از گفتنی های ماندگارتون استفاده کنیم...
خب من نمی دونستم شما سایت دارین.الانم خوشحالم که اینجام
کاش بر میگشتین ایران...یا همون گزارش های زیبا و پرمعناتون...
نمی دونم شما به کوچکتر از خودتونم سر میزنین یا همش با بزرگان معاش دارین...
کلبه ی کوچیک من منتظر حضور سبزتونه
دلم میخواد نظرتونو بدونم در رابطه با درددل هام با خدای مهربونم
موفق و پیزوز باشین هر جا که هستین
ارسال شده توسط فریناز | January 10, 2011 8:02 AM
ارسال شده در January 10, 2011 08:02
واااااااااااااااااااای سلام داداش...
امروز یک غیره منتظره ی خیلی قشنگ اتفاق افتاد برام..اپ کردم...
مشهد برف اومد..خدا با ما هم بالاخره اشتی کرد...
امروز 1001 بار خدا رو شکر کردم...وقتی دیدم دونه های خوشگل برف داره میاد روی زمین ذوق میکردم....چه خوشگل هم میومدن پایین..
ارسال شده توسط maryam-72 | January 10, 2011 10:07 AM
ارسال شده در January 10, 2011 10:07
برادر ارزشی جناب نجف زاده
من دانشجو هستم تو استرالیا، یه صاحب خونه دارم اینجا که اهل صربستان هستش، مسلمان هم نیست. امروز تلفن زد و گفت شنیدم ۷۰ نفر از ایرانیا تو سانحه هوپیما کشته شدن. بهت تسلیت میگم.
حالا سوال من اینه که شما که یه ترقه در میشه انور دنیا گزارش تهیه میکنی، چرا یه تسلیت تو وبسایتت نمیذاری.
شما که مسلمون هم هستید، از من به بی دینو ایمون هم به خدا نزدیک ترین. جون هموطنهات ارزشش رو نداره؟؟؟
فکر نمیکنی باید یه گزارش تهیه کنی و یه سریها رو نقد کنی. این رسالت به کار شماست.
چــــــــرا برادر، چــــــــــــرا؟؟؟
ارسال شده توسط مجید | January 10, 2011 1:58 PM
ارسال شده در January 10, 2011 13:58
مجید جان یادت رفته کامران وقتی هواپیمایی سقوط می کرد چه جنگ و جدالی با مسوولین تو خط آزاد راه مینداخت؟
الان به نظرت باید چی کار کنه؟یعنی بیاد یه سر ارومیه گزارش بگیره برگرده؟
بعد سانحه هوایی دردناکه اما پارسال تو فرانسه هم 230 نفر با ایرباس رفتن ته اقیانوس.بیشتر از مسئولین مقصر اون غربی های بی همه چیزی اند که با دولت و حکومت جنگ دارند اما زهرشون رو با نفروختن هواپیمای مسافری به مردم میریزند تا نارضایتی عمومی ایجاد کنند.
درسته مجید جان؟
))))))))))))))))
آقا کامران خواهشا تایید کنید.
ارسال شده توسط جواب به مجید | January 10, 2011 2:47 PM
ارسال شده در January 10, 2011 14:47
دوست به عزیز من موافق نیستم
من الان چند وقت که خارج از ایران زندگی میکنم، اولا که انصافا تعرض فکرشون با ماها خیلی فرق داره.
جون آدما واسشون بیشتر ارزش داره تا ماها.
دوما اینکه خدا وکیلی چرا ما فکر میکنیم غربیها با ما دشمنان. چرا فکر نمیکنیم شاید ما هم یه ذره فقط یه ذره مشکل داشته باشیم.
بعدش من نگفتم بیاد اینجا گزارش تهیه کنه، گفتم ایشون به عنوان به یه فرد که نظرشون رو تعداد زیادی آدم اثر میذاره باید الگو باشن.
این هواپیما هم مثل قبلیا خودت کلاه خودتو قاضی کن
ارسال شده توسط مجید | January 10, 2011 5:23 PM
ارسال شده در January 10, 2011 17:23
سلام داداشم
خیلی از دست برخی خواننده های سایتت ناراحتم که نمی گن یک خبرنگار بین المللی چطوری می تونه الان در گزارشش درباره سقوط هواپیما اظهار نظر کنه.خب معلومه تو الان کارت و محل خدمتت جای دیگه است و اگه به اندازه جلبک هم آدم ای کیو داشته باشه میفهمه.
البته برخی ها بقول معروف جای دیگشون میسوزه
وگرنه دوزار منطقم بد نیست بخدا.
کم گزارش چالشی گرفتی وقتی ایران بودی درباره همین سقوط؟
خدا یه حافظه ای بده به اینا یه جو معرفت هم باز به همونا!
ارسال شده توسط یک دوست | January 10, 2011 7:47 PM
ارسال شده در January 10, 2011 19:47
با سلام
حكيمي پسران را پند همي داد كه.............
سخت است پس از جاه ، تحكم بردن
خو كرده به ناز ، جور مردم بردن
انجمن فرزانگان كوير
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان كوير | January 10, 2011 11:24 PM
ارسال شده در January 10, 2011 23:24
سلام دوست عزیز
از 178 تا ...... 183
با چند کلمه حرف
از غم تنهایی یک زن
نوشته ام
لطفا به خواندنم بیایید
با نقد و نظر
سپاس
ارسال شده توسط فاطـــــمهانتـــــظار | January 11, 2011 12:02 AM
ارسال شده در January 11, 2011 00:02
سلام.....
امان از دست شما!!!!
ارسال شده توسط منصوره رهبر | January 11, 2011 1:22 PM
ارسال شده در January 11, 2011 13:22
خیال آسوده ز صحرا کذر و بیم مدار
گرگها خاطرشان هست تو آهوی منی...!
ارسال شده توسط ش_ک | January 11, 2011 2:26 PM
ارسال شده در January 11, 2011 14:26
به نام خدا
با احترام دعوتید به دو سوی هنر با عنوان خون و پیام
یا حق
ارسال شده توسط samira.h | January 11, 2011 4:27 PM
ارسال شده در January 11, 2011 16:27
http://dspace.mihanblog.com/
.
اینجا را پائیز مختص شما ساخته
ببینید لطفا
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | January 11, 2011 6:19 PM
ارسال شده در January 11, 2011 18:19
سلام.
به نظرم آقا مجید میخواسته برای وبلاگ یه خبرنگار دیگه نظر بذاره یا 1000000000درصد آلزایمر داره.
یادمون باشه هر کسی ارزش فکر کردن رو نداره و نظر هر کسی ملاک سنجش آدم ها در روز قیامت نیست.
مرسی.برام دعا کنید.
ارسال شده توسط *مریم* | January 11, 2011 7:35 PM
ارسال شده در January 11, 2011 19:35
سلام داداشم
من وقت
و بی وقت
دم وقت
اول وقت
آخر وقت
خلاصه
وقت
و بی وقت
به یادتم
یاعلی
وقت خوش
ایام به کام
ارسال شده توسط آبجی الهه | January 11, 2011 9:32 PM
ارسال شده در January 11, 2011 21:32
سلام استاد خبر **بعدازکلی تعریف وتمجید ازشما یه دفعه دیدم نظرم روسانسورکردین...چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همون ماجرای عرش وفرشه؟موضوع ؟
ارسال شده توسط سیاستمدار | January 12, 2011 1:32 AM
ارسال شده در January 12, 2011 01:32
سلام
از اون زيرك بازيها هنوز دست بر نداشتي ؟؟!!!
(منظورم سوالايي كه گاه تو جوابش ميمونه آدم اينم از اون چرا ها بود!! امان از دست شما!!!)
شوخي بود البته
من هميشه با خوندن مطالبت/ ديدن گزارشات و خوندن كامنتات حس خوبي پيدا ميكنم
سرشار از انرژيهاي مثبت كه ميتوني اونا به خيليا منتقل كني
خوش باشي برادرم
ارسال شده توسط رهبر | January 12, 2011 9:09 AM
ارسال شده در January 12, 2011 09:09
سلام اقا كامران
خيلي وقته منتظرم تا يه بار ديگه اجراي زيباي تورو در خبر 20:30 ببينم
البته گزارش هاي تو از فرانسه هم حرف نداره
زيباترين گزارشت از نظر من اون گزارشي بود كه به يه حموم ايراني تو پاريس رفته بودي
ما ايراني هاي مقيم رياض خيلي دوست داريم
.
.
.
.
.
.
ارسال شده توسط sajad | January 12, 2011 12:16 PM
ارسال شده در January 12, 2011 12:16
ای بابا...
جات خالی مشایی هنوز هم حرف میزنه...
ارسال شده توسط سید محمد | January 12, 2011 12:52 PM
ارسال شده در January 12, 2011 12:52
این روزها در این دیار که ما میزینیم، دوباره یکی از این پرنده های سفید خودکشی کرده است، به سقوطی،و نه چندان ازاد!!!
این روزها در این دیار که ما میزینیم،با چرایی بزرگ در دهانهایمان،با "چ" اغازگرِ هراسناک گیر کرده در میان دندانهایمان، این ور وان ور میرویم.با چرایی بی جواب حوصله نمیدانم ها را سر میبریم و سر اخر میفهمیم که این چِ بزرگ گیرافتاده در میان دندانهایمان راباید هر صبح بارفتن به چراگاه بجویم. همین. و دیگر هیچ...
ارسال شده توسط رویا7 | January 12, 2011 2:21 PM
ارسال شده در January 12, 2011 14:21
سلام
میشه بفرمایید چرا اینقدر کم کار شده اید ؟؟
چرا ؟
ارسال شده توسط سهراب | January 13, 2011 2:45 AM
ارسال شده در January 13, 2011 02:45
زندگي صحنه رنگين رياست/همه مشتاق به آن مينگريم/عاقبت از پس تقدير چو باد/روزي ار لاشه ي آن ميگذريم/بهر ما جز غم و اندوه نبود/به كدام خاطره اش خوش باشيم/كه كدام خاطره اش نيش نبود
كاش مينوشتي چرا برنميگردي
ارسال شده توسط خسته | January 13, 2011 9:55 AM
ارسال شده در January 13, 2011 09:55
نه ساعت ونه دقیقه
می خواهم خود زمان باشم
تاهمیشه جاودان بمانم
ارسال شده توسط dj69 | January 13, 2011 8:04 PM
ارسال شده در January 13, 2011 20:04
ببخشيد ناراحت نشينا ولي از بس گفتن چرا نماين ؟چرا كم كارشدين؟شما خيلي خوبين.حالمون داره بد ميشه.يا جواب بدين يا نذارين تو وبتون.
ارسال شده توسط نگار | January 13, 2011 10:53 PM
ارسال شده در January 13, 2011 22:53
وبرگشت پیش روباه.
گفت:خدا نگهدار!
روباه گفت:خدا نگهدار!...و اما رازی که گفتم خیلی ساده است:جز با چشم دل هیچی را چنان که باید نمی شود دید.نهاد و گوهر را چشم سر نمی بیند.
شهریار کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد:نهاد و گوهر را چشم سر نمی بیند.
...
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی ست آن بینی
ارسال شده توسط خانم دکتر | January 13, 2011 11:35 PM
ارسال شده در January 13, 2011 23:35
1-ســلـام
2-رد می سدم گفتم یه سری بزنم. چه دعوایی شده اینجا!!(سر گزارش گرفتن از سقوط هواپیما)
3-استوار باشی و امـید وار
4- خداحافظ بر می گردم
سارا
ارسال شده توسط سارا | January 14, 2011 2:07 AM
ارسال شده در January 14, 2011 02:07
بکـــر،نــــــابــــــــ، بی نظیـــــر
جات تو ایران خیلی خالیه آقا کامران
ارسال شده توسط منصوره | January 14, 2011 11:46 AM
ارسال شده در January 14, 2011 11:46
سلام آقای نجفزادهی جان!
پس کی برمیگردید ایران؟ :(
دلمان برایتان تنگ شده... :(
در پناه حق
ارسال شده توسط یک بندهی خدا | January 14, 2011 1:53 PM
ارسال شده در January 14, 2011 13:53
سلام داداشم
به چه مشغول کنم
دیده و دل
را
که
مــــــــــــــدام،
دل
تو را میطلبد
دیده
تورا میخواهد
ارسال شده توسط آبجی الهه | January 14, 2011 6:55 PM
ارسال شده در January 14, 2011 18:55
برای خوانش بیایید
ارسال شده توسط شروه | January 15, 2011 8:52 AM
ارسال شده در January 15, 2011 08:52
چی بگم؟
عجیب بود!!!
ارسال شده توسط preses | January 15, 2011 1:19 PM
ارسال شده در January 15, 2011 13:19
تو برای گریه هایت کجا می روی؟ دوست داری سر بگذاری رو شانه خانه ای که هیچ چَپَری برایش نمانده است، یا فقط نگاه کنی به عکسی که به تو زل نزده است...
دارم بزرگ می شوم و به پنجره هایی فکر می کنم که از آغاز بسته بوده اند، به دیوار هایی که این کوچه را ساخته اند...به دکّه ای که سر کوچه لبوی بی رنگ می فروخت، و قتی تو با لب هایت می آمدی...
دستت را می گیرم... می دانم نامه هایی که نخوانده ای را در گنجه گذاشته ای...
می روم تا حالم خوب نشده، برایت خبری از حرفهای امروز نمی آورم...
می خواستم رازی را به تو بگویم...
دیروز در حوالی سکوت و لکنت، دروازه ای را یافته ام که هنوز رنگش نپریده بود، و اهالی آن خانه، بغض می خوردندو گریه...
در آن حوالی جایی برای گریه کردن یافتم، که در دستان خدا خیس می شویم...
من این آدرس را از جیب باران هایی که هنوز نیامده اند پیدا کردم...
بیا برویم تا گریه هایت را به ابرهایی بدهم که مستقیم می روند به خانه ی خدا...
خدا هم خانه اش یکسره ابری است...
التماس دعا حاجی...
ارسال شده توسط یاسر ساجدی | January 15, 2011 2:27 PM
ارسال شده در January 15, 2011 14:27
مشق هايت را بنويس
بنويس كه بابا نان نداشت
و آب از سرت گذشته است...
ارسال شده توسط الهه ملك محمدي | January 15, 2011 2:49 PM
ارسال شده در January 15, 2011 14:49
سلام کم پیدایی داداش؟!
ارسال شده توسط Merlin | January 15, 2011 3:43 PM
ارسال شده در January 15, 2011 15:43
امروز تلويزيون رو روشن كردم ديدم شبكه 2 داره 20:30 رو نشون ميده
خيلي يادتون كردم
كي برميگردين پس؟
پيچوندنتون يا پيچوندينشون يا كلا هيچ خبر خاصي نيست؟
ارسال شده توسط آنارام | January 15, 2011 9:03 PM
ارسال شده در January 15, 2011 21:03
وچرا هیچ وقت هیچ کس به پرسش ذهنمان پاسخ نگفت؟
پرسشی که چرا هواپیمایشان سقوط کرد؟
پاسخی به چرای تکراری........نقص فنی.
وچه سکوت غمباری بود برسر مزارشان....15/آذر/89
یاد دوستانتان(شهدای c130) گرامی .......
من وماه وسحر جای توخالی
میان پلک در جای تو خالی
غمت ماه وسحر را کشت اما
منم مشتاق تر جای توخالی
ارسال شده توسط مرا ازخاطرت نبر | January 15, 2011 9:54 PM
ارسال شده در January 15, 2011 21:54
سلام آقای نجفزادهی جان!
چند وقت پیش ساعت مچی یکی از همکلاسیهایم،با اینکه ساده و معمولی به نظر میرسید، شدید توجهم را جلب کرد. حدس میزنید چرا؟
یادم هست 20:30 با شما شروع میشد قبلاها، حالا اما، فقط تصویر ساعتتان است و کمی که دقت میکنم، کلا 20:30 هر شب –بلااستثنا- از بین چرخدندههای ساعت شما بیرون میآید...
دوستتان داریم...
در پناه حق
ارسال شده توسط یک بندهی خدا | January 15, 2011 11:21 PM
ارسال شده در January 15, 2011 23:21
سلام
به وب من هم سری بزنید
ارسال شده توسط ر-صادقی | January 16, 2011 2:20 AM
ارسال شده در January 16, 2011 02:20
سلام
... وبرفی که حالا آب می شود، سپید همرنگ آرزوهای تو بود ...
دلمون تنگه واسه " کامران نجف زاده " و جمله های قشنگش...
ارسال شده توسط سارا | January 16, 2011 9:20 AM
ارسال شده در January 16, 2011 09:20
سلام کامران جان
خیلی اتفاقی وبتو پیدا کردم ، چون خیلی دوست دارم گفتم یه عرض ادبی هرچند کوچیک بهت کرده باشم
بابک حمیدیان 89/10/26
ارسال شده توسط بابک حمیدیان | January 16, 2011 12:53 PM
ارسال شده در January 16, 2011 12:53
نقش رسانه در جنگ نرم-بررسی علل جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی-شیوه های تسلط در جنگ نرم-پدافند هنرمندان در جنگ نرمجنگ نرم و تحول در مفهوم جهاد -سلاح نبرد نرم چیست؟ http://ashegan-velayat.blogfa.com/ التماس دعا
ارسال شده توسط ابراهیم محمودزاده | January 16, 2011 1:11 PM
ارسال شده در January 16, 2011 13:11
سلام داداشم
به خدا گفتم
بذار جهان رو قسمت كنيم
آسمون مال من
ابراش مال تو
دريا مال من
موجش مال تو
خدا خنديد و گفت
تو بندگی كن
همه دنيا مال تو
منم مال تو...
ارسال شده توسط آبجي الهه | January 16, 2011 4:41 PM
ارسال شده در January 16, 2011 16:41
سلام آقا كامران
جای پای نفست
مانده به صحرای خيال
ای فراسوِی تجسم
به دلم جا داری
آقا كامران من اجرای شما رو خيلی دوست دارم
اميد (10 ساله) از تهران
ارسال شده توسط اميد | January 16, 2011 4:45 PM
ارسال شده در January 16, 2011 16:45
سلام
وبلاگ من تازه افتتاح شده خوشحال مي شم قدم رنجه بفرمائيد.
هر كجا هستم باشم
آسمان مال من است
پنجره،فكر ،هوا،عشق ،زمين مال من است.
اين شعر تقديم به شما كه ايران نيستيد،اما در دل ما ايرانيان جاي داريد.
ارسال شده توسط اعظم | January 16, 2011 5:48 PM
ارسال شده در January 16, 2011 17:48
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
من به طور کاملا اتفاقی با سایت شما آشنا شدم
و خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنید و منو با نظرات خودتون خوشحال کنین
منتظر حضور سبزتون هستم
لبخند خدا زمینه ی راهتون
ارسال شده توسط شیدا | January 16, 2011 7:01 PM
ارسال شده در January 16, 2011 19:01
چرا هیچی ندارم اینجا بنویسم...
چرا فقط ...(سه نقطه) !؟
منتظر آپ بعدیتونم تا یه چیزی واسه نوشتن داشته باشم
ارسال شده توسط نیلو بیگی | January 17, 2011 4:42 PM
ارسال شده در January 17, 2011 16:42
با سلام و احترام
اينجانب محمدرضا ذوالقدر کارشناس اقتصاد حمل و نقل در دفتر امور اقتصادي وسرمايه گذاري راه آهن ميباشم
در شب قبل يعني بيست ششم ديماه 1389 اعلام کرديد که سايت راه آهن هک شده و... اما بدوين البت صرفاَ جهت اطلاع عرض مي کنم که: سايت راه آهن بدليل فعاليت بالاي آن و همچنين اطلاع رساني به بخش غيردولتي جهت انجام خصوص سازي و خريد بليط اينترنتي هميشه آپ ديت ميشه و به روز فعاليت مي کنه اينکه شما گفتيد هک شده درست نيست بلکه بديل برخي اختلالات فعلاَ با آدرس ديگي مشغول فعاليت است:
www.railna.ir سايت جديد
(سايت قديمwww.rai.ir)
اما يک نکته ديگه اينکه شما ديشب سايت شرکت راه آهن حمل و نقل را بجاي خود راه آهن نشان داديد
حتماَ سايت جديد رو اعلام کن ،البته اين کار در راه آهن انجام شده و تمام شرکتها و کارکنان مطلعند.
هروقت در مورد راه آهن اطلاعاتي خواستي من در خدمتم عزيز برادر
قربانت
ارسال شده توسط محمدرضا ذوالقدر | January 17, 2011 6:53 PM
ارسال شده در January 17, 2011 18:53
سلام آقای نجفزادهی جان!
بعد از مدتها، که گزارشهای شما به دلم نمینشست، این گزارشی که چند دقیقهی پیش دیدم، حسابی چسبید! خدا خیرتان بدهد. (هرچند هنوز تا آن گزارشهای تاریخی که در ایران تهیه میکردید، فاصله داشت.)
تا وقتی برنگردید ایران، دلمان همچنان از دوری شما گرفته است...
کاش میدانستید چقدر دوستتان داریم.
در پناه حق
ارسال شده توسط یک بندهی خدا | January 17, 2011 9:29 PM
ارسال شده در January 17, 2011 21:29
سلام خسته نباشید
آقای نجف زاده از اول یه ماجرا را برایتان بازگو می کنم
چند ماه قبل خیلی اتفاقی گذرم به اداره زندان های استان بوشهر افتاد نمی دونم چی شد که با خودم گفتم یه کاری کنم برای زندانیانی که بخاطر پول افتادن زندان و از خانوادشون جدا هستن
اولین کاری که انجام دادم این بودکه یه سایت راه اندازی کردم و برای مجوز شروع کار رفتم اداره کل زندان های استان بار اول از رییس اداره ی زندان ها این جمله را شنیدم ((کار خوبی است ولی غیر ممکن))
نا امید نشدم رفتم سراغ نماینده ولی فقیه نامه ایی را که برسی شود را از ایشان گرفتم ادامه دادم به سراغ هر کسی که به ذهنم می رسید رفتم هر مسوولی در هر پست و مقامی ...آخر کار رفتم سراغ ورزشکاران و هنرمندان استان با اینکه خیلی استقبال کردند ولی یک چیز را می خواستند که من نداشتم ((مجوز)).با پیگیری ها و اسرارم و یکی از کارکنان اداره زندان ها توانستم رییس ستاد دیه را متقاعد کنم که مجوز را صادر کنند اول فرمودند که باید مدرکی یا سابقه ایی داشته باشم تهیه کردم ولی باز هم قبول نکردند قرار شد سایت به نام ستاد دیه ثبت شود یا اگر نشد به نام رییس ستاد دیه ولی باز هم حرفشان را پس گرفتند و قبول نکردند نمی دانم چرا ؟؟؟با وجود اینکه من هیچ سودی مادی از این سایت نمی برم ولی کسی نمی خواهد این سایت راه اندازی شود
برخی از کار هایی که سایت بی گناه در نظر دارد انجام دهد
_مصاحبه با زندانیان و انعکاس آن به مردم و مسوولین
۲_جمع آوری کمک های مردمی بوسیله افتتاح حساب بانکی
۳_راه اندازی سامانه پیامک برای کمک به زندانیان بی بضاعت
۴_ایجاد و تهیه قاب یادگاری از امضا بازیکنان لیگ برتر فوتبال کشور و فروش آن برای کمک به زندانیان بی بضاعت
آقای نجف زاده اگر کاری از دستتان بر می آید که می آید برای هموطنانمان کاری کنید .
ضمنا آقا اگر جایی خراب نوشتم بی زحمت خودتان زحمتش را بکشید
از اینکه در آن گوشه دنیا به فکر هموطنانتان هستید متشکرم
یا علی مدد
حق یار و نگهدارتان
ارسال شده توسط علی آذرخش | January 17, 2011 11:47 PM
ارسال شده در January 17, 2011 23:47
من دیگه اون گل پژمرده افتاده رو خاکم.
صورتم خاکی شده اما خدا می دونه پاکم.
تو نسیمی گلای تازه می خوای هرزه می گردی.
اینو من خوب می دونم اما برای تو هلاک
ارسال شده توسط sohraB | January 18, 2011 5:20 AM
ارسال شده در January 18, 2011 05:20
سالها پیش، همون سالهایی که تازه وارد تلویزیون شده بودی و هز از چند گاهی تو میادین تهران در حال تهیه گزارش می دیدمت، از سبک گزارشات خوشم میومد، متفاوت بودی. ولی حالا...
از دیدن گزارشهای بی محتوا، عاری از منطق و یکطرفه ای که از پاریس می فرستید.
ارسال شده توسط حامد | January 18, 2011 11:33 AM
ارسال شده در January 18, 2011 11:33
سلام دوست عزيز هموطن
سري به وبلاگ خاك خورده و خودمونيمون نميزني؟؟!!!
ارسال شده توسط امين مهاجري | January 18, 2011 11:51 AM
ارسال شده در January 18, 2011 11:51
راست می گه دیگه!
حالا رفته اید آنجا برای فرانسوی ها دل می سوزانید؟!
ارسال شده توسط علی | January 18, 2011 1:03 PM
ارسال شده در January 18, 2011 13:03
سلام
چرا وقتی جلوی 8نفر که مثلا داشتند منو سئوال پیچ می کردند گفتم الگوی من کامران نجف زاده است همه حسادت کردن؟
چرا فقط منی که تو بین سئوالات جای معرف رو خالی گذاشتم استخدام نشدم؟
چرا کمیجانی درباره کاراات ...... میگه؟
چرا منی که تحصیلاتم خبرنگاری هست نباید استخدام واحد بشم ولی نرم افزار و گرافیک حق دارن استخدام بشن؟
چرا من بیکار شدم؟
چرا تو جوابم رو نمی دی؟
چرا با اینکه جوابم رو نمی دی من دوست دارم؟
من دوست دارم
یا علی
ارسال شده توسط خبرنگار ضد ماسون | January 18, 2011 3:14 PM
ارسال شده در January 18, 2011 15:14
1- سلام
2- گزارشتو دیدم خیلی مزه داد.
3- آخه ما که جون به سر شدیم چرا اینقدر دیر به دیر آپ میکنی؟!!!
4-استوار باشی و پایدار.
5-خداحافظ. بر میگذم. (ســـارا)
ارسال شده توسط سارا | January 18, 2011 3:15 PM
ارسال شده در January 18, 2011 15:15
سلام داداشم
خوبی؟روبه راهی!انشالله ک باشی.
دعا کن روزهایی ک تو دی و بهمن پارسال داشتم یا اصلا تو همین اردیبهشتی ک گذشت داشتم برگرده.
دعام کن
ارسال شده توسط زهرا_ض | January 18, 2011 6:01 PM
ارسال شده در January 18, 2011 18:01
سلام آقای نجفزادهی جان!
خیلی فکر کردم چه چیزی برایتان بنویسم...
میدانم تکراری است حرفم، ولی چه کار کنم خب! حرف دلم همین است: خیلی دوستتان داریم، کاش زودتر برگردید ایران.
در پناه حق
ارسال شده توسط یک بندهی خدا | January 18, 2011 9:57 PM
ارسال شده در January 18, 2011 21:57
سلام داداشم
دیگران
گر به وصال تو خوشند
من
شب و روز
به یک وعده دیدار خوشم.
تنت سالم
ارسال شده توسط آبجی الهه | January 18, 2011 10:14 PM
ارسال شده در January 18, 2011 22:14
سلام داداشم
داداشی
این خانوم
زهرا_ض
میخواد مثلا حرص منو در بیاره
که از من یادگرفته بگه
(سلام داداشم)
منکه حرصم در نمیاد
فقط آرزو میکنم
تو دل و فکرشم براش داداش باشی
نه...
چون اگه همه ی ایرانیا
تورو داداش صدا کنن
هیچ چی
از برادری و محبت تو کم نمیشه که
هیچ
تازشم
همه اونا که اگه کمی هم شک داشته باشن
سخاوت و همدلی و برادری تو
براشون
مبرهن و بدیهی میشه
ارسال شده توسط آبجی الهه | January 18, 2011 10:19 PM
ارسال شده در January 18, 2011 22:19
سلام
قبلا ها اینجا می آمدم و میخواندم مطالبت را
ولی حالا راستش را بخواهی دیگر حوصله ات را ندارم خبرنگار!
یعنی حوصله خودم را هم ندارم !
گم شدم !تو میدانی چطوری باید خودم را پیدا کنم؟
راستی هنوز هم غمی که در نگاه شاپرک هاست تو را آزار میدهد!
یا یخ بستی از سرمای روزگار!
یا علی
ارسال شده توسط صبا | January 18, 2011 10:32 PM
ارسال شده در January 18, 2011 22:32
هیچ کس همراه نیست.
تنهای اول
خیلی می خوامت.نه به خاطر خودت،به خاطر گزارش های خوبت.
ارسال شده توسط محسن.ک | January 18, 2011 11:37 PM
ارسال شده در January 18, 2011 23:37
همیشه ازت لجم میگیره از اینکه تو به همه آرزوهای من رسیدی یه جورایی دلم می خواد هولت بدم بعد یه فحش محترمانه مثل اون فحشا که ناظمای دبیرستان میدن کاملا اتفاقی گذرم به اینجا خورد خدا حافظ
ارسال شده توسط طاهره | January 19, 2011 6:39 AM
ارسال شده در January 19, 2011 06:39
سلام نانین....
خوب هستید؟!
ارسال شده توسط آدم برفی | January 19, 2011 12:55 PM
ارسال شده در January 19, 2011 12:55
واقعا آقای نجف زاده توی بعضی لغات و اصطلاحات چه جادویی خوابیده نه؟ خودم تا به حال دقت نکرده بودم به این حرف لری کینگ!
خب جدا از این من افغانی ام جناب نجف زاده
میای یه سر کابل؟ اگه نه چرا؟!
هر چند خودم متولد ایرانم و با اجازه تون هنوزم ایرانم !!!
ارسال شده توسط ح آفتابی | January 19, 2011 3:09 PM
ارسال شده در January 19, 2011 15:09
سلام داداشم
بیاموز
در همان حال که
دنبال خواسته هایت هستی
با
هر آنچه داری شاد باشی
ارسال شده توسط آبجی الهه | January 19, 2011 5:38 PM
ارسال شده در January 19, 2011 17:38
سلام آقای نجف زاده این که دیربه دیر آپ میکنید شاید یعنی اینکه وقت نداریدامایک درخواست من دانشجوی ترم 4مامایی هستم دانشگاه علوم پزشکی اراک قراربرای اردوی راهیان نور یه مجله چاپ کنیم سال قبل درحدی که بایدنبودخواستم از شماوهمه ی دوستای خوبی که اینجاسر میزنن کمک بخوام خوشحال میشم بهم کمک کنیدآدرس ایمیلمwww.baharebetekrar@yahoo.com
در عشق نمی توان زبان بازی کرد
می باید ایستادو جانبازی کرد
از خون شهید شرمتان بادمگر
باحرمت لاله می توان بازی کرد
ارسال شده توسط مریم احمدی | January 19, 2011 7:12 PM
ارسال شده در January 19, 2011 19:12
سلام آقاكامران گل.........هميشه يه چيزايي مينويسيد كه هرروز مااونارو ميشنويم ياميبينيم اماراجع بهشون دقت نميكنيم....واقعا آدمو وادار به فكركردن ميكنيد....آخرشم تو ذهنت به ابن نتيجه ميرسي كه:چه جالب!
ارسال شده توسط نجمه | January 20, 2011 3:28 PM
ارسال شده در January 20, 2011 15:28
سلام آقا نجف زاده من منتظرم در ضمن بار قبل می خواستم آدرس وبلاگ بدم پشیمون شدم wwwاول ایمیلوویادم رفت پاک کنم /؟؟؟
ارسال شده توسط مریم احمدی | January 20, 2011 7:35 PM
ارسال شده در January 20, 2011 19:35
سلام کامران جان/ خیلی مخلصیم د اداش . اوضاع واحوالت خوبه انشاا..؟ خانواده خوبن؟ دلم برات تنگ شده . .. خوش باشی داداش. سلام برسون..
ارسال شده توسط کاظم روحانی نژاد | January 21, 2011 11:35 AM
ارسال شده در January 21, 2011 11:35
سلام داداشم
یه نفر بهم میگفت
لیز خوردن
بهونس
تا دست هایی رو که
دوستش داری
بیشتر فشار بدی
ارسال شده توسط آبجی الهه | January 21, 2011 8:14 PM
ارسال شده در January 21, 2011 20:14
آپ کن دیگه!!!
ارسال شده توسط محمد | January 22, 2011 2:19 PM
ارسال شده در January 22, 2011 14:19
سلام آقای نجفزادهی جاااااااااااااااااااااان!
خیییییییییلیییییییییی دوستتون دااااااااااریییییییییییییییییییییییم
در پناه حق
ارسال شده توسط یک بندهی خدا | January 22, 2011 7:33 PM
ارسال شده در January 22, 2011 19:33
سلام خدمت شما آقای نجف زاده راستش اولین باری هست که نامه برای فرد خاصی می نویسم و یک معذرت خواهی بابت این که این پیغامو نمی دونستم کجا و برای چه کسی بنویسم و هیچ فرد خاصی به نظرم نیومد جز شما حالا می رم سر اصل مطلب من بچه بروجرد از استان لرستان هستم روز پنج شنبه 30/9/1389 ساعت 4:30 بعد از ظهر که با دوستانم در کنار خانه خودمان در داخل ماشین نشسته بودیم بعد از کمی تعریف من برای آوردن مقداری پول به خانه آمدم و دوستانم در جلوی ذرب خانه ایستاده بودند که ناگهان با صدای بلند دوستانم به کوچه رفتم و دیدم دوستانم را که در ماشین بودند به زور کتک بیرون آورده تا پیش ماشینی که کرایه گرفته بودند بردند که من این اوضاع را که دیدم ترسیدم و ازشون سوال که کردم چرا این کارو می کنید گفتند ما مامور مواد مخدر هستیم اما هر چی که می گفتیم کارت نشان بدین نشان نمی دادند و اگه اصرار می کردیم ما را هم می زدند در حین که درگیری بین آنها و ما بالا گرفت ماموران نیرو انتظامی سر رسیدند و این اوضاع را که دیدند و شک کردند و با آنها در گیر شدند و به هر زوری بود آنها را و ما را به کلانتری بردند در آنجا ما شده بودیم شاکی و آنها متهم اما نمی دونم این چطور قانونیه تو شهر ما که خود نیروی انتظامی می گفت خودمون با آنها بر خورد می کنیم و به می گفتند که شکایت نکنیم و بعد از چند ساعت که ما از کلانتری خارج شدیم گفتند آنها را در کلانتری نگه می دارند اما به 1 ساعت نکشیده همه ی آنها را آزاد کردند من فقط می خوام بدونم قانون مال شهر ها و استان های بزرگ که آخه خیلی راحت جلوی چشمه همه به انسان حمله می کنند و کسی نیست جلوی آنها را بگیر آقای نجف زاده تو رو به اون خدایی که می پرستی قسم بهمون کمک کنید به خدا دیگه با ترس از خونه در میام خواهش میکنم اگه این اعتراضمون براتون اهمیت داره یه راه حلی بهمون بگید تا ما انجام بدیم با تشکر
ارسال شده توسط هامون | January 23, 2011 12:59 AM
ارسال شده در January 23, 2011 00:59
سلام،
مادر بزرگم فوت کرد و ما قرار بوداین هفته(بعد امتاحانامون)بریم پیشش.
الان با تمام وجود به این جمله ایمان دارم که ناگهان چقد زود دیر میشود.
قدر عزیزانمون رو بدونیم چون خیلی خیلی خیلی، بیشتر ازاون چیزی که فکرشو میکنیم،دوسشون داریم.
.برای بهترین مادر بزرگ دنیا هم یه فاتحه بخونید.مر30
ارسال شده توسط *مریم* | January 23, 2011 8:23 AM
ارسال شده در January 23, 2011 08:23
X
ارسال شده توسط یک بنده خدا | January 23, 2011 2:03 PM
ارسال شده در January 23, 2011 14:03
سلام
خدا قوت....
شما نمیخواید مطلب جدید بنویسید؟
مردیم از بس این نوشته رو دیدیم........
ارسال شده توسط سپیدار | January 23, 2011 6:45 PM
ارسال شده در January 23, 2011 18:45
سلام كامران نجف زاده عزيز.
نميدونم چرا رفتي ولي الان حسابي ايران نياز به يك نجف زاده داره يك كامران واقعي!
حالا من مي پرسم.
چرا رفتي؟؟؟
ارسال شده توسط اميرعباس و معصومه | January 23, 2011 8:41 PM
ارسال شده در January 23, 2011 20:41
هنوز همان نجف زاده همیشگی هستی . هیچ تغییر نکرده ای . فقط کمی بزرگتر...کمی پا به سن گذاشته تر......همیشه فن بیانت را دوست داشته ام . عادی ترین گزارشها را هم با تعابیر و لحن و صدایی همراه می کنی که ذهن را قطع می کند و برش می دهد و جلو می برد . یک شوک . همین هم در شخصیتت نشسته است . اما نه در لایه های بیرونی شخصیتت . لایه های بیرونی شخصیتت این طوری است که بسیار مودب . بسیار محافظه کار تر از گزارشهایت . از دید دشمنانت ترسو ( تعبیری که یکبار یکیشان به من گفت) از دید دوستانت دانا و از دید معتدل ها با سیاست . اما لایه های درونی شخصیتت دقیقا همان کسی است که در گزارشها هست . یک شمشیر دولبه . دوستی هایی که محورآنها کامران نجف زاده است . که این خاصیت هنرمندان است:حساس هستند و جاه طلب . عشقهایت ، عادت نیست اما وابستگی است . وفاداریت در سایه عطوفت و مهربانی و ترحم و دل نازکی و نگرانی ات از رها شدن و البته مردانگی تعریف می شود . در دراز مدت در روابطت به ثباتی می رسی که آدم به خودش می گوید به هرحال هرچه که هست قدر سرمایه گذشته را می داند . اینطوری میشود که بعد با خنده به تو می گویند و خودت هم به دیگران می گویی که من رفیق بازم . اما گاهی بدت نمیاید که مثل همان لحن و فن بیان و حساسیتی که در گزارشهایت دنبال میکنی تا مبادا غبار عادت چشم کسی را بگیرد یک شوک بدهی . این جزو طبیعت وجودی ات است و این شوک را اگر هم نخواهی بالاخره جایی به آدم میدهی دقیقا در لحظه ای که انتظارش را نداریم....با اینهمه آنها که با تو زندگی می کنند و درکنارت هستند قطعا تو را جور دیگری می بینند کسانی که از دور دستی برآتش دارند کمابیش خودشان را در این جمله ها پیدا می کنند . خب آخر همه شان اما یکی است اینکه اگر هم نباشی بدجوری دل آدم تنگ می شود . هرکجا هستی به سلامت باشی. یک دوست..
ارسال شده توسط دو صفر هفت | January 23, 2011 11:44 PM
ارسال شده در January 23, 2011 23:44
1- مثل همیشه سلام
2-یه وقت آپ نکنی ها!!!ok؟
3-نمیدانم چــــرا هر سال به این ماه(محرم) که میرسیم سنگ از گلوی آدم راحت تر پایین میرود تا آب!
4-میدونم محرم نیست واسه اربعین نوشتم.
5- مهرت پایدار
6-تو ننویس ولی من برمیگردم
(سارا)
ارسال شده توسط سارا | January 24, 2011 12:05 PM
ارسال شده در January 24, 2011 12:05
سوالی که اغلب خبرنگارهای ما جرات پرسیدنش رو ندارند.
نه جدا دقت کردید! هیچ خبر نگاری تو ایران عرضه پرسیدن چرای خالی رو نداره... چرایی که بعد از یک توجیه طولانی یک مسئول بیان بشه... بهترین خبرنگار تو این زمینه حسین حسینی است (تا نیم روز ساعت دو رادیو ایران) که اون هم بلافاصله بعد از "چرا اینجوریه" هاش، میگه منظورم اینه که ... یعنی طرف رو خلاص می کنه از فکر کردن و البته به تبع اون پاسخگویی درست... همیشه گفتم خبرنگارهای ما به جای سوال پرسیدن فرصتی رو در اختیار مسئولین قرار می دهند تا خودشون رو تبرئه کنند!
ارسال شده توسط bloomer | January 24, 2011 1:36 PM
ارسال شده در January 24, 2011 13:36
خیلی دیر به دیر به روز میشید!
واقعا چرا؟
ارسال شده توسط علی | January 24, 2011 4:46 PM
ارسال شده در January 24, 2011 16:46
رها میشوم؛در ظلمت
پرواز ميكنم؛به سوي تاريكي
صعود ميكنم؛وارونه
فتح ميكنم؛قله هاي گناه را
هـــــــــوايي تازه ميخواهم...
ارسال شده توسط ع.س.رها | January 24, 2011 8:19 PM
ارسال شده در January 24, 2011 20:19
سلام آقای نجفزادهی جان!
------------------------به نقل از استاد فرزاد جمشیدی---------------------------------
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73065&musicID=75735
بچهها دیکته دارید، قبولی سخت است / هرکسی درس نخوانَد به خدا بدبخت است
حرفها مثل همند، از همهجا میآیند / گاه چسبیده به هم، گاه جدا میآیند
جملهها اکثرشان سخت و دوپهلو هستند / جملهها مثل دوتا دوست به هم وابستند
بچهها روز مهمیست، بخوانید که من، / سر قولی که ندادید، بمانید، که من،
دوست دارم جلوی چشم کسی بد نشوید / از خیابان خدا با عجله رد نشوید
بنویسید خدا بعد بخوانید هوس، / بنویسید قناری و بخوانید قفس،
بنویسید که طوفان و تلاطم شده است / هِی بچرخید خدا پشتِ خدا گم شده است
بچهها گوش کنید! این دو سه خط سنگین است / بنویسید شعف، دخترکی غمگین است
گرچه بابا غمِ نان میخورد و ما، نان را / آخرین خط بنویسید بزرگ است خدا
دستِ آخر ننویسید دورنگیها را / بچهها وقت تمام است، ورقها بالا!
----------------------------------------------------------------------------------------------
در پناه حق
ارسال شده توسط یک بندهی خدا | January 24, 2011 8:47 PM
ارسال شده در January 24, 2011 20:47
"
سلام آقا کامران، نمیاین بدرقه ؟ حتما بیا و راهنمایی کن
"
ارسال شده توسط طه | January 25, 2011 3:44 AM
ارسال شده در January 25, 2011 03:44
باشعری درباره اربعین بروزم منتظر حضورتونم
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
ارسال شده توسط وحیدبهروز | January 25, 2011 11:32 AM
ارسال شده در January 25, 2011 11:32
چهل روز از مرثیه بیپایان خدا در خاک میگذرد و چهل عمره از بادیهپیمایان عرفات کربلا
التماس دعا استاد . . .
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | January 25, 2011 1:16 PM
ارسال شده در January 25, 2011 13:16
با ســـــــــــــــــــلام
____★★★★★_______★★★★_____
_____★★★★★★★____★★★★★★__
___★★★★★★★★_★★★★★★★★★___
__★★★★★★★★★★★★★★★★★★★___
__★★★★★★★★★★★★★★★★★★★____
__★★★★★★★★★★★★★★★★★★★____
__★★★★★★★★ ★★★★★★★★★★__
___★★★★★★★★★★★★★★★★★★___
____★★★★★★★★★★★★★★★★___
______★★★★★★★★★★★★★★___
________★★★★★★★★★★★★___
__________★★★★★★★★★_____
___________★★★★★★★ ______
___________★★★★★★ _______
____________★★★★_______
____________★★★_______
___________★★________
__________★_________
_________★__________
________★__________
________★__________
________★_________
_________★__________
___________★__________
_____________★_________
_______________★_________
وبلاگ :
" کامران نجف زاده ، خبرنگار قلبهای ما "
به روز شد
منـــتــــــظرتان هــســتـــیم
khabarnegaremahboob.blogfa.com
ارسال شده توسط خبرنگار قلبهای ما | January 25, 2011 1:23 PM
ارسال شده در January 25, 2011 13:23
داداش كامران نمي خواي پست بذاري ؟؟؟
ارسال شده توسط عارفه | January 25, 2011 1:50 PM
ارسال شده در January 25, 2011 13:50
درود بر آقای نجفیان . تو این 20 ساله پوچی که کسی مارو ندید . حداقل شما یباید ببینم هستم یا نه .دیگه دارم به وجودم شک میکنم.
امروز هم تولودمه 5 بهمن .دیگه رفتم تو 21
ارسال شده توسط زروان | January 25, 2011 5:37 PM
ارسال شده در January 25, 2011 17:37
یادش بخیر
چه روزایی داشتم اینجا!
روزی ده بار صفحه ی بلاگتونو باز و بسته می کردیم!
یادش بخیر
ارسال شده توسط عرفانه | January 26, 2011 3:07 PM
ارسال شده در January 26, 2011 15:07
با سلام
نمي دانم كه فاطمه(س) با تو چه نجوا نمود……
اي داد ، كس به داغ دل باغ دل نداد
اي واي ، هاي هاي عزا در گلو شكست
انجمن فرزانگان كوير
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان كوير | January 26, 2011 4:48 PM
ارسال شده در January 26, 2011 16:48
www.mohamadzadeh.blogfa.com
ارسال شده توسط سعیده محمدزاده | January 26, 2011 7:39 PM
ارسال شده در January 26, 2011 19:39
سلام
چرا دیگه آپ نمی کنین ؟
تقریبا هر روز دارم میام اینجا و همش میبینم : "چرا "
ارسال شده توسط سارا | January 27, 2011 1:38 AM
ارسال شده در January 27, 2011 01:38
سلام داداش خوبی؟
دلم واستون یه ذره شده بود...
اپ نمی کنی؟
ارسال شده توسط maryam-72 | January 27, 2011 8:40 AM
ارسال شده در January 27, 2011 08:40
سلام مرد خبرنگار،چه خبرا بی خبری انگار!!!
نبینم بی خبر باشید.
چند وقتی میام و میرم و هنوز ...
کجایید پس؟امیدوارم هیچوقت بی خبر نباشید...
که اگر اینگونه است!(راستی واقعا هست؟)
یعنی باز نشسته شده اید.
.
.
.
.
.
.
.
نباید بگذارید اینچنین شود.
منتظریم
ارسال شده توسط Merlin | January 27, 2011 11:09 AM
ارسال شده در January 27, 2011 11:09
نوشته داخل پرانتزت سرت رو به باد نده!
ارسال شده توسط میثم | January 27, 2011 12:31 PM
ارسال شده در January 27, 2011 12:31
با سلام
این خیلی مهمه
این موضوع حیاتی ترین مساله ی زندگی صد تا دانشجو اه
پس لطفا با دقت بخونش
مجتمع آموزش عالی جهرم تازه افتتاح شده
و ارزیابی اساتید معلوم نیست بر چه روالی انجام می شه
یکی از اساتید ما اسکیزوفرنیای حا دداره و هر ترم همه داشنجو ها یا چند تا از اونها با ای ناستاد مشکل دارن.
من نمیدونم چرا ارزیابی روانی و تست روانشناسی از استاد ها در مجتمع های آموزش عالی صورت نمی گیره ؟شاید شما بدونین یا بتونین کشف کنین.
....ممنون می شم.....(نه تنها من بلکه اگر این موضوع بررسی شه خیلی ها از شما ممنون خاهند شد9
با تشکر
ارسال شده توسط منتظر | January 27, 2011 2:04 PM
ارسال شده در January 27, 2011 14:04
سلام بابا پس کی میخوای اپ کنی؟
خسته شدم بس هرروز اومدم اینجا سر زدم و مطلب تکراری بود
کجایی اخه داداشیییییییییییییییییییییییییییییییی
ارسال شده توسط شادن | January 27, 2011 6:19 PM
ارسال شده در January 27, 2011 18:19
:)
ارسال شده توسط زهرا ناظمی | January 27, 2011 6:56 PM
ارسال شده در January 27, 2011 18:56
سلام و عرض ادب و احترام و قربونتون برم...
خیلی وقت بود نیومده بودم مهمونیتون..اما اینبار هم که اومدم کسی نبود یه چایی بهمون بده..مثل همیشه پربار و جذاب...همین....دستت هم درد نکنه .
درسته آدرس وبلاگ رو وارد کردم اما جون داداش اگه بذارم کلیک کنید..
وقت عزیزت رو میخوای بیای وبلاگ من چیکار کنی....
نه جون داداش ..شوخی نمیکنم... تعارف که نداریم...
خوب اسرار میکنی بیا دیگه.. من چی بگم وقتی خودت میخوای بیای[نیشخند]
ارسال شده توسط رضا فانی | January 28, 2011 12:41 AM
ارسال شده در January 28, 2011 00:41
سلام کامران گلم .خوبی ؟؟ سلامتی ؟؟
ارسال شده توسط سهراب | January 28, 2011 2:58 AM
ارسال شده در January 28, 2011 02:58
سلام. خیلی خوشحالم وب تون را می بینم.
مطمئناً بهره مند خواهم شد.
با برگی دیگر از یادداشتهای سال 83 به روزم:
پا به پای بودنت خواهم بود.
I will be until your being.
ارسال شده توسط Sababoy | January 28, 2011 6:38 AM
ارسال شده در January 28, 2011 06:38
چــــرا آپ نمی کنین؟؟؟؟
ارسال شده توسط نگین | January 28, 2011 12:22 PM
ارسال شده در January 28, 2011 12:22
salam jaleb bood rasti shoma barye chi az mihan ton iran bara hamishe raftid
ارسال شده توسط ala | January 28, 2011 4:18 PM
ارسال شده در January 28, 2011 16:18
سلام
باهاتون یه کاری داشتم که میخوام اگه بشه با ایمیل بگم
منتظرتونم
ارسال شده توسط امیر | January 29, 2011 1:55 AM
ارسال شده در January 29, 2011 01:55
سلام استاد
خوبی داداشی؟ خانواده محترمت خوبن؟
با غربت چه می کنی؟؟ می دانم که سخت است، ما که غربت زده شده ایم اینجا..
اگه بدونی چقـــــــــــــــــــــــــدر دلم واسه اینجا و نوشته هات تنــــــــــــــــــگ شده :-(
گزارشای قشنگت رو همیشه می بینم... خدا قوت
یادش بخیر چه روزهایی قشنگی بود اون روزایی که تازه وبتو پیدا کرده بودم... یادته وب درست کردم که منم جایی داشته باشم تا ازت دعوت کنم بیای نوشته هامو بخونی؟ الحق هم که هر وقت دعوتت کردم قدم گذاشتی رو چشمم و اومدی... بسیار ممنونم
کاش هیچوقت اون گزارش شکلاتی با طعم خوک رو نمیگرفتی... :_(
همیشه به یادتم.. دوست دارم داداشی.. واسم خیلی دعـــــــــــــا کن
به یاد اون قدیما اومدم ازت دعوت کنم تشریف بیاری وبم... میای دیگه؟؟!!
.../ از سخاوت آسمان، تا تمنای دستان درخت، " باران " کمترین بهانه است
ارسال شده توسط کیمیا | January 29, 2011 10:00 AM
ارسال شده در January 29, 2011 10:00
سلام،
میدونم برای 22بهمن خیلی سرت شلوغه پس نمیگم چرا دیر به دیر به روز میشی ؟فقط برات دعا میکنم مثل همیشه بهترین وتک ترین گزارش مناسبتی مال خودت باشه.
ارسال شده توسط *مریم* | January 29, 2011 12:35 PM
ارسال شده در January 29, 2011 12:35
سلام کامران عزیزم.
دلتنگی ما ترا بهانه می کرد.
به یک رباعی میزبان توام.
قدم به خانه ی من نه به چشم من بگذار
ترا که بیشتر از هر که چشم در راهم.
ارسال شده توسط ایمان | January 29, 2011 1:52 PM
ارسال شده در January 29, 2011 13:52
1- سلام
2-آپ کن دیگه! خسته شدیم انقدر اینو دیدیم
3-بای(سارا)
ارسال شده توسط سارا | January 29, 2011 7:43 PM
ارسال شده در January 29, 2011 19:43
سلام
جالب بود
واقعا جواب دادن به چرا سخته مخصوصا اگه بچه ها بخوان بپرسن
ارسال شده توسط ولگ نار | January 29, 2011 8:36 PM
ارسال شده در January 29, 2011 20:36
به نام خدا
سلام. با احترام دعوتید به دو سوی هنر
آپم با در برابر مرگ
یا حق
ارسال شده توسط samira | January 30, 2011 11:09 AM
ارسال شده در January 30, 2011 11:09
سلام
دلم تنگيده...........
اميدوارم هميشه سالم باشين.
برام دعا كن خيلي خيلي خيلي......خيلي
مديوني اگه برام دعا نكني.
خدا نگهدارت باشه.
ارسال شده توسط زهرا | January 30, 2011 12:16 PM
ارسال شده در January 30, 2011 12:16
یه چرا .چرا جواب نظرات دوستان رو نمی دی.چرا؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط ehsan | January 30, 2011 10:10 PM
ارسال شده در January 30, 2011 22:10
سلام بر خدمت شما زحمت کش عزیز عرصه ی ادبیات
از کلام زیبا و احساس گرم و شیرینتان لذت وافر بردیم و استفاده کردیم.
ایام عزاداری بر عاشقان حقیقت تسلیت باد
به زلالی جاری در آستان مقدّس امام هشتم (ع) از جناب دادا بیلوردی دعوت هستید.
www.sherezolal100.blogfa.com
ارسال شده توسط شعر زلال | January 30, 2011 11:38 PM
ارسال شده در January 30, 2011 23:38
نميودونم...تعجبم از چيه...
گلا رو ديدي...وقتي يكي داره پر پرشون ميكنه تازه به خودمون ميگيم چه آدم سنگ دلي...ولي كسي يادش نمياد كه قبل از پر پر شدن كسي اون رو كنده
ارسال شده توسط آدمك الكي | January 31, 2011 12:33 AM
ارسال شده در January 31, 2011 00:33
سلام اقای نجف زاده. من یه دوستی دارم که خیلی شیفته شماست.یه طور عجیب وغریبی از وقتی اول راهنمایی بود تا حالا که دوم دبیرستانه.میتونم شرط ببندم که از 80 درصد گزارشاتون فیلم گرفته سیاسی و ورزشی وهنریشم فرقی نمیکنه.یه بار گفت هر وقت خیلی غمگینه یا خیلی ناامیده یاد کامران نجف زاده که میافته واینکه شاید امشب یه گزارش ازش پخش بشه همه چییزو فراموش میکنه.من همیشه دوس داشتم یه جوری خوشحالش کنم برا همین تصمیم گرفتم این پیام رو براتون بنویسم وامیدوارم بخونیدش وبرای زینب من که اینقد دوستتون داره یه پیام بذارید اون نمیدونه که من این پیامو براتون نوشتم.میشه خوشحالش کنید با یه پیام؟خدا قوت
ارسال شده توسط معصومه | January 31, 2011 2:19 PM
ارسال شده در January 31, 2011 14:19
چرا من هر چی مینویسم پیامم ارسال نمیشه؟.
ارسال شده توسط معصومه | January 31, 2011 2:20 PM
ارسال شده در January 31, 2011 14:20
چرا نیستی تـــــــــــــــو داداش جان ؟!
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | January 31, 2011 6:36 PM
ارسال شده در January 31, 2011 18:36
سلام
دلیل اینکه این مطلب تا این زمان روی صفحه ات نمی فهمم؟؟؟؟؟؟؟واقعا چرا؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط سحر***** | January 31, 2011 7:05 PM
ارسال شده در January 31, 2011 19:05
حس نوشتن نیست همین!!
ارسال شده توسط بهشت | February 1, 2011 9:07 AM
ارسال شده در February 1, 2011 09:07
گزارش نوفل لوشاتو
جامع و کامل بود
ممنونم
ا
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | February 1, 2011 12:23 PM
ارسال شده در February 1, 2011 12:23
سلام
این روزهای پایان صفر رو تسلیت میگم.
گزارش از خونه امام قشنگ بود. مخصوصا صحبت با اون فروشنده ک گفت کریسمس امام برای همه همسایه ها گل فرستادند.
فقط چرا انقد کم بود :(
التماس دعا داداش
ارسال شده توسط زهرا_ض | February 1, 2011 5:50 PM
ارسال شده در February 1, 2011 17:50
سلام
كاش زودتر پست بذاري ...
خوشحال ميشم به منم سر بزني و نوشته مو بخوني ...
راستي گزارشت مثل هميشه حرف نداشت ...
كاش زودتر برگردي ...
ارسال شده توسط عارفه | February 2, 2011 1:03 AM
ارسال شده در February 2, 2011 01:03
سلام به پیروزترین خبرنگار ایران و البته جهان(از دید طرفدارانش).نه انگار هنوز سوژه داره اون کشور جادویی که آقای گل ما بیخبر نمونه.
کارت عالی بود خسته نباشید.
و همیشه موفق.
ارسال شده توسط Merlin | February 2, 2011 9:00 AM
ارسال شده در February 2, 2011 09:00
سلام آقاي نجف زاده...
ممنون از گزارش خيلي خوبتون...
گزارشهاتون هميشه جذابه و متنوع
در پناه حق.
ارسال شده توسط سپيده اسكندري | February 2, 2011 9:16 AM
ارسال شده در February 2, 2011 09:16
سلام داداشم
برایت از طلا تختی
مسیری رو به خوشبختی
برایت عمر نوحی را
وقار همچو کوهی را
برایت صبر ایوبی
حیاتی مملوء از خوبی
برایت شاد بودن را
فقط آزاد بودن را
رفاقت را
صداقت را
محبت را
دعا کردم
تنت سالم داداشی
مواظب خودت و خوبیات باش
ارسال شده توسط آبجی الهه | February 2, 2011 4:44 PM
ارسال شده در February 2, 2011 16:44
با سنگ هایی که بر سر راهت می گذارند ، می توانی چیز قشنگی برای خود بسازی
ارسال شده توسط aylar | February 3, 2011 12:59 AM
ارسال شده در February 3, 2011 00:59
سلام،
ما روزهای بهمن امسال را به یاد روزهای بهمن87 پشت سر می گذاریم.
بهترین،همواره به یادت هستیم.
ارسال شده توسط *مریم* | February 3, 2011 6:27 PM
ارسال شده در February 3, 2011 18:27
خدا قوت جالب بود لذت بردم
ارسال شده توسط علی | February 3, 2011 9:14 PM
ارسال شده در February 3, 2011 21:14
نایب الزیاره ات هستم برادر نازنینم ...
دلتنگ روزهایی ناب گذشته هستیم ...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | February 4, 2011 12:15 AM
ارسال شده در February 4, 2011 00:15
نمي دانم چرا وقتي اين يادداشت را خواندم ياد تهيه گزارش مشترکمان در روزنامه افتادم؛آنوقت ها هم زياد دنبال اين چرا ها درباره مافياي اقتصادي بوديم!"چرا" در هميشه ادوار، خود سوالي است که پاياني ندارد.
هيشه موفق و سر بلند باشي کامران عزير.
سلام مرا و اخوان قمري ها را به خانواده برسان.
ارسال شده توسط مصطفي قمري وفا | February 4, 2011 3:01 PM
ارسال شده در February 4, 2011 15:01
چرا علما ومتفکرین ما در برابر پاسخ به اندیشه محققی بنام پورپیرار(narya.blogsky)،سر فرو کرده در برف، حقیر وعاجز ماندند.شما چرا رسالت و شرافت اطلاع رسانی را زیر پا می گذارید؟!!!
ارسال شده توسط چرا؟ | February 4, 2011 6:24 PM
ارسال شده در February 4, 2011 18:24
سلام آقاي نجف زاده از وقتي رفتين ديد من به كلي در موردتون عوض شده نمي دونم چرا؟
سوالاتي كه نمي دونم جوابشو مي تونين بدين 1.چطور فقط شما اونم يهويي رفتين 2.ببخشين رك ميگم پارتي داشتين؟3.سوالات هيچوقت تموم نميشه فقط آدما از جواب دادن خسته ميشن
من به گزارشاتون بسيار علاقه مندم اما فقط ترديد پشت ترديد...هميشه آدما رو از مسيرشون باز ميداره كمك كنين در مورد شما كه هميشه تحسينتون ميكردم حقيقت نباشه
كاش برگردين همين ايرانمون گزارش بسيار داره نبندين نگاهتونو خواهشن من ديگه 20.30 نگا نميكنم
فعلا ياحق...
ارسال شده توسط سحر | February 4, 2011 11:27 PM
ارسال شده در February 4, 2011 23:27
با کلاس شدین دیگه نه وبلاگ گردی میکنید نه از من یاد میکنید قبلا ها که به وبلاگم سر میزدین چقدر خوشحال میشدم اما ....
ارسال شده توسط وحیدبهروز | February 5, 2011 7:46 AM
ارسال شده در February 5, 2011 07:46
سلام
گزارشي كه درموردامام بود ونتونستم ببينم..
حيف شد.كلي غصه خوردم:(
اينروزا جالت خاليه.
بقول دوست عزيزم:
"تو ايراني باش ديگر كردوترك وبلوچ ندارد .خميني(ره) كه اصلا جغرافياي خاصي ندارد."
يار دبستاني من،دلم برات تنگ شده.
خيلي دوست دارماااااااااااااااااا
ارسال شده توسط زهرا | February 5, 2011 3:17 PM
ارسال شده در February 5, 2011 15:17
آخی!!!دلم تنگ شده بود واسه این پیغام همیشگی...:
"نظر شما با موفقيت ارسال شد و در اولين فرصت مي خونمش، پس لطفاً از ارسال مجدد خودداري کنيد!"
خیلی امیدوار کننده بود(در اولین فرصت می خونمش)مرسی....
ارسال شده توسط ـــ* پائیــــز*ــــ | February 5, 2011 5:41 PM
ارسال شده در February 5, 2011 17:41
کامنتاتونو میخوندم....
یکی نوشته بود "یه جورایی مبهمی"....منم فکر می کنم راست میگفت....!!!!
میدونی چرا؟
چون استادی.....
_
مبهم قشنگه!
ارسال شده توسط ـــ* پائیــــز*ــــ | February 5, 2011 6:27 PM
ارسال شده در February 5, 2011 18:27
الهی بمیرم!ببینید چقد همه نگرانتونن[الان یه کامنت دیگه رو خوندم آخه]....
میگم استعفا بدین بیایین ایران ما هواتونو داریم بابا.....
ارسال شده توسط ـــ* پائیــــز*ــــ | February 5, 2011 6:28 PM
ارسال شده در February 5, 2011 18:28
خاطراته قشنگ....
منم یادمه یه بار تا بیست و سی شروع شد و صدای شما رو شنیدم از آشپزخونه با سرعتی شدید تر از سرعت نور(!)دویدم طرف تلویزیون!!!!دویدن من همانا و پیچ خوردن پای ما هم همان!همون شد!دیگه ندویدم!!!!!!!!!از اون به بعد دیگه مث آدم مینشستم پای بیست و سی!
ارسال شده توسط ـــ* پائیــــز*ــــ | February 5, 2011 6:29 PM
ارسال شده در February 5, 2011 18:29
سلام داداش
نمیدونی صبح که روایت انقلاب رو دیدم که داشتی با اون خبرنگار همراه امام میحرفیدی چقدر ذوق کردم .
انگار همه چی بوی گذشته رو میداد . مثل قبل بود ...ممنونم بابت این حس قشنگی که بهم دادی !
ارسال شده توسط محکم***ساعتهای آرامش یک قلب رازکو | February 6, 2011 11:07 AM
ارسال شده در February 6, 2011 11:07
"چرا" رفتي فرانسه؟؟/ البت اين سوال مدل ديگري هم ميتواند مطرح شود: "چرا " فرستادنت فرانسه؟
ارسال شده توسط علي | February 6, 2011 12:50 PM
ارسال شده در February 6, 2011 12:50
صدای پای خدا منتظرتان هست.......
یاد دوستانتان وعزیزانمان(شهدای c130) گرامی......
من وماه وسحر جای توخالی
میان پلک در جای تو خالی
غمت ماه وسحر را کشت اما
منم مشتاق تر جای توخالی
ارسال شده توسط مرا ازخاطرت نبر | February 7, 2011 12:27 AM
ارسال شده در February 7, 2011 00:27
به روزم داداشی
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | February 7, 2011 12:37 AM
ارسال شده در February 7, 2011 00:37
روزها ميگذرند از پي هم
دل من تنگ تر از ديروز است
ياد تو لحظه اي از خاطر من دور نشد
تو مرا يادت هست؟!
ارسال شده توسط بهار،فراموش شده ترين شاگردت | February 7, 2011 2:31 AM
ارسال شده در February 7, 2011 02:31
سلام
خوبین؟
به روزم با یه کاغذ...
منتظرم
یاعلی
ارسال شده توسط الهه | February 7, 2011 1:40 PM
ارسال شده در February 7, 2011 13:40
اول ک خیلی چاکریم آقای نجف زاده
لمون واستون تنگ شده کجایین آخه؟
من مشهدیم پیش امام رضا خیلی دعاتون میکنم!
سلام!
دوستای خوبم من دانشجوی فقه و حقوق دانشگاه فردوسی مشهدم. این وبلاگو زدم تا تمام شما هر چیز حل نشدی راجع به دین هستی زمین آسمون خلاصه هرچیزی ک فکرشو میکنین به من بگین و سوالاتو بپرسید تا واستون حلش کنم راستش خود منم یه زمانی همینجوری بودم یعنی نمیفهمیدم بعضی چیزارو مخصوصا راجع به دینم به قول یه بنده خدایی فکر با خودم میگفتم این خارجیا بیراهم نمگین که دین شما ال ..بل.. ولی الآن به این نتیجه رسیدم که هر چیزی که من نمیدونم یا با عقلم نمبتونم جوابشو پیدا کنم دلیل بر این نمیشه که جوابی براش وجود نداره و از همه جالب تر چیزایی که من فکر میکردم دیگه عمرا جوابی براش وجود نداره و اون نظریه غلطه بر عکس جوابای خیلی محکمی براش بود ک به قول معروف وقتی میشنوی دهنت بسته میشه ! به من کمک کنین ا ایمیل بزنید و سوالاتونو بپرسید تا جواباشو پیدا کنم! مرسی !
اینم ادرس ایمیلم!
mehraboon_1015@yahoo.com
اینم از آدرس وبلاگ!
http: //shobheha.persianblog.ir
ارسال شده توسط صالی تغذیه | February 7, 2011 2:29 PM
ارسال شده در February 7, 2011 14:29
سلام بر کامران عزیز
کامران جان با مهندس نجف زاده که مدیر عامل زمزم گرگان بود نسبتی داری
علی ایحال مطالبت جالب و خوب بود بهره بردم
با شعری برای همسرم به نام ای مطرب صحرا نشین به روزم صفای قدمات و فدای نظرات منتظرت میمونم تا بیائی
ارسال شده توسط سیدعلیرضارئیسی | February 7, 2011 2:53 PM
ارسال شده در February 7, 2011 14:53
سلام اقای نجف زاده...من گزارشاتتونو خیلی دوس دارم...کاشکی ایران بودید....
ارسال شده توسط حدیث | February 7, 2011 7:48 PM
ارسال شده در February 7, 2011 19:48
چرا ، بدون علامت سوال!
ارسال شده توسط محمدرضا | February 8, 2011 10:55 AM
ارسال شده در February 8, 2011 10:55
سلام امیدوارم که حالتون خوب خوب باشه یه سوال اساسی و مهم چرا ایران برنمی گردی؟تو توی ایرانم خیلی هوادار داری پس زودتر برگرد
ارسال شده توسط مارال | February 8, 2011 12:23 PM
ارسال شده در February 8, 2011 12:23
به واقع به قول خودت تو همین یه نکته کلی حرف نهفته است .
جالب بود .
ارسال شده توسط هادی | February 8, 2011 1:31 PM
ارسال شده در February 8, 2011 13:31
سلام.
میشه یه گزارش از روژه گارودی بگیرین؟
ارسال شده توسط نرجس | February 8, 2011 7:27 PM
ارسال شده در February 8, 2011 19:27
سلام چرا نیستید؟؟؟؟
ارسال شده توسط مریم احمدی | February 8, 2011 10:05 PM
ارسال شده در February 8, 2011 22:05
سلام نازنین....
خوب هستید؟!
کجایید چند وقته؟!
خیلی وقته هیچ گزارشی هم ازتون ندیدم......
ارسال شده توسط آدم برفی | February 8, 2011 11:23 PM
ارسال شده در February 8, 2011 23:23
سلام آقای نجفزادهی جان!
خیلی دوستتون داریم...
در پناه خدا
ارسال شده توسط یک بندهی خدا | February 8, 2011 11:31 PM
ارسال شده در February 8, 2011 23:31
ازت متنفففففففففففففففففرم
ارسال شده توسط ازاده | February 9, 2011 11:23 AM
ارسال شده در February 9, 2011 11:23
سلام...
حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد.
والله دلمون به اين خوشه كه يه وبلاگ دوس داشتني هست كه بريم وچند دقيقه اي با خودمون تنها باشيم .
ولي حيف كه رفيق دوست داشتني ما كم پيداست.
ارادتمندم...
ارسال شده توسط زهرا | February 9, 2011 11:42 AM
ارسال شده در February 9, 2011 11:42
تازه پیداتون کردم.کاراتون عالی بود
ارسال شده توسط شیرین | February 9, 2011 12:59 PM
ارسال شده در February 9, 2011 12:59
تازه پیداتون کردم.کاراتون عالی بود
ارسال شده توسط شیرین | February 9, 2011 1:00 PM
ارسال شده در February 9, 2011 13:00
salam.khobi aziz.ba khoshdel yadet bodim.shojaei jat ra por karde hasabi azyatam mikone vali to herfei tar bodi.doset daram,ye donya
ارسال شده توسط شريفي | February 9, 2011 2:44 PM
ارسال شده در February 9, 2011 14:44
salam.khobi aziz.ba khoshdel yadet bodim.shojaei jat ra por karde hasabi azyatam mikone vali to herfei tar bodi.doset daram,ye donya
ارسال شده توسط sharife | February 9, 2011 3:01 PM
ارسال شده در February 9, 2011 15:01
خبر آمد خبری در راه است................
آی اهالی ایران همگی به گوش...
دیشب در بزگرترین خبرگزاری دنیا خبر بسیار عجیبی رو خوندم:
وحید بهروز پس از اجازه نیافتن از جانب خانواده اش
برای سفر به تهران وبازدید صداو سیما
دست به اقدام بسیار عجیبی زد....
وی باخود تصمیم گرفته بود با پریدن از ارتفاع وحشت انگیز آجر سه سانتی متری
دست به خود کشی بزند.....
پس از این اقدام
وحید بهروز به طرز معجزه آسایی از مرگ نجات یافت...
به هرحال ما برای خانواده ی محترم وحید بهروز صبر جمیل مسئلت داریم!!!
البته بخاطر زنده ماندن وحید بهروز!!!
ارسال شده توسط وحیدبهروز | February 10, 2011 10:37 AM
ارسال شده در February 10, 2011 10:37
سلام آقای نجف زاده خسته نباشید
امیدوارم این نوشته رو به موقع بخونید!
فردا 22بهمنست! شما هر سال این موقع یه گزارش تهیه میکردید که در نوع خودش قابل تحسین بود اماالان جای یک چنین گزارشی در تلویزیون واقعا خالیه!امیدوارم ماندن شما در کشوری دیگر و تهیه گزارش از کشوری دیگر برای کشور خودت مفید باشد! هرچند کشورت...!
ارسال شده توسط مریم دواتگر | February 10, 2011 8:51 PM
ارسال شده در February 10, 2011 20:51
سلام...
به به اومدین!!
ارسال شده توسط ـــ* پائیــــز*ــــ | February 10, 2011 11:57 PM
ارسال شده در February 10, 2011 23:57
امروز22بهمنه....ساعتهشت و نیم
آقا کامران جات واقعا خالیه
ارسال شده توسط گلی | February 11, 2011 8:26 AM
ارسال شده در February 11, 2011 08:26
سلام به خدمت اخوی ارجمند آقای نجف زاده
بنده چطور می توانم با شما تماس بگیرم، مورد تماس مربوط به قضیه ای است که مدتهاست می خواستم باشما درمیان بگذارم.
کاش پیام من بی جواب نمی ماند
موید و سربلند باشید
ارسال شده توسط عبدالله | February 11, 2011 10:48 AM
ارسال شده در February 11, 2011 10:48
درود بر ایرانی
درود بر همه ملت ایران درود بر این خروش باعظمت
ای مردم ایران درود بر شما که بعد از گذشت چند دهه مثل همیشه حماسه ای دیگه درست کردین
درود بر غیرت ایرانی ایران زمین [گل][گل]
ارسال شده توسط وحیدبهروز | February 11, 2011 11:02 AM
ارسال شده در February 11, 2011 11:02
سلام علیکم برادر
خوبید؟خوبیم!
چرا اپ نمی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط maryam_72 | February 11, 2011 12:47 PM
ارسال شده در February 11, 2011 12:47
خدا خدا می کردم بیام اینجا اپ کرده باشی بلکه یکم دلم وا شه اما... چقدر کم کاری...
ادما برای چی کار می کنند. پول؟ زندگی؟ ارامش؟
ارسال شده توسط محمد | February 11, 2011 1:51 PM
ارسال شده در February 11, 2011 13:51
چه جالب .تامل برانگيزه
ارسال شده توسط فاطمه | February 11, 2011 1:54 PM
ارسال شده در February 11, 2011 13:54
[گل]
"شادی " پروانه ای است که هرچه تقلا کنی نمیتوانی آن را شکار کنی ، باید آرام باشی تا روی شانه ات بنشیند، شانه هایت پر از پروانه . . .
[گل]
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | February 11, 2011 7:37 PM
ارسال شده در February 11, 2011 19:37
سلام بهترین.خوبی؟
امروز به معنای حقیقی کلمه جات خالی بود.وبرای نگاه تیز وریز بینت کلی سوژه ی ناب وجود داشت.
جای خالیت،تو گزارشهایی که پخش میشه و خیلی خام اند،کاملا"احساس میشه؟
بهترینم،مواظب و مراقب خودت و خوبی هات باش.
ارسال شده توسط *مریم* | February 11, 2011 8:06 PM
ارسال شده در February 11, 2011 20:06
سلام نازنین....
خسته نباشید
خوب هستید؟!
سی و سومین بهار انقلاب رو بهتون تبریک میگم
میگم اونجا هم ایرانیا دیشب ساعت 9 الله اکبر گفتن؟!
چرا چیزی نمی نویسید؟!
چرا؟!
چرا....
ارسال شده توسط آدم برفی | February 11, 2011 9:22 PM
ارسال شده در February 11, 2011 21:22
سلام آقاي نجف زاده
به خدا آخرين تير تركش ما شماييد.
هر كجا تو هر سايت و وبلاگي مي ريم ف ي ل ت ر شده.بعضي از وقت ها سايت هايي رو مي بيني ف ي ل ت ر شده كه تا 2 روز حسابي مي خندي.مثل سايت لغت نامه دهخدا!!ما كه هر كاري كنن ف ي ل ت ر رو مي شكنيم ولي وبلاگ هايمان را چه كار كنيم؟آيا همه بلدند ف ي ل ت ر رو بشكنن و داخل بلاگ هاي ما بشن؟
به خدا خسته شديم بلاگي را مثل بچه خود بزرگ كرديم بچه اي كه نه مشق سياسي نوشته نه بچه هاي هاي ديگر را به كار خلاف دعوت مي كند و نه هيچ.آن وقت شب مي خوابي و صبح جسد بچه 7 ساله خود را مي بيني.
در اين 10 سال از بلاگفا و ميهن بلاگ بگير تا وردپرس و بلاگر در همه مطلب نوشتم.سرويس هاي وبلاگ نويسي فارسي همانند سرويس هاي آپلود ذره اي به درد نمي خورن و پر از مشكل.حالا وردپرس كلا فيلتر شده.تعجب نكنيد شما هم در تيررس هستيد.
خوشحالم كه خودتون وبلاگ نويس هستيد با پيگيري اين بحران بر محبوبيت خود بيافزاييد.
ارسال شده توسط يه بدبخت | February 12, 2011 12:31 AM
ارسال شده در February 12, 2011 00:31
کجایین؟ چرا سایت رو آپ نمی کنید؟ من شاید هفته ای چند بار می آیم به امید مطلب جدید. قلم شما خیلی عالیه.
ارسال شده توسط میعاد | February 12, 2011 1:15 PM
ارسال شده در February 12, 2011 13:15
سلام و ارادت...
دلمان كه خيلي تنگ شما شده...
و همه چراهايي كه شما در گزارش هاتان داشتيد و اكنون نيستيد اين جا كه از خيلي ها بپرسيد "چرا؟"
خيلي چيزها اين جا انجام مي شود و كسي مثل شما بايد اين جا باشد برود بپرسد چرا؟
اين قدر از فرانسوي ها و وضع شان گزارش تهيه نكنيد بياييد كشور خودمان ايران...
البته اشتباه نكنيد من دلم پر نيست از اوضاع و احوال آنقدر كه بعضي ها خود را آنگونه نشان مي دهند...
اينجا ايران دوست داشتني من است و من آن را سخت دوست دارم....
همين...
ياعلي...
ارسال شده توسط محمدعلي محمدپور | February 12, 2011 1:26 PM
ارسال شده در February 12, 2011 13:26
با سلام
حكايت كرده اند مرد ساده دلي ………
زد بانگ كه كيست حاضر امروز
كز عشق نبوده خاطر امروز
انجمن فرزانگان كوير
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان كوير | February 12, 2011 10:16 PM
ارسال شده در February 12, 2011 22:16
سلام عليكم
چرا به روز نمیکنید؟؟
ارسال شده توسط زهرا محمد | February 13, 2011 1:20 AM
ارسال شده در February 13, 2011 01:20
آره مثل تو ، تو دنيا كمه
فقط دلم با تو خاطر جمه
بيا خوش باشيم كه اين زندگي
فقط صد سال اولش غمه
ارسال شده توسط ش_ك | February 13, 2011 1:57 AM
ارسال شده در February 13, 2011 01:57
آخ جون!
یکی نوشته ازتون متنفرم!
این یعنی بیش از اون چیزی که من فکر میکردم موفق هستین!
بیش از پیش موفق باشید.
یا علی!
ارسال شده توسط زینب.د | February 13, 2011 10:01 AM
ارسال شده در February 13, 2011 10:01
سلام
تنها دارایی من توی زندگی همین چراهایی هست که روزانه از خودم میپرسم. چرا به دنیا اومدم ،چرازندگی میکنم وچراباید یه روز برگردم راستی شما جواب چراهای من رو میدونید
ارسال شده توسط زینب | February 13, 2011 5:40 PM
ارسال شده در February 13, 2011 17:40
روزی که شنیدم از ایران رفتید واقعا ناراحت شدم.واقعا چرا رفتید؟
ولی مطمئنم که احساس می کردید اونجا بیشتر میتونید به ایران خدمت کنید.
ارسال شده توسط زینب | February 13, 2011 5:47 PM
ارسال شده در February 13, 2011 17:47
مارو گوشه بلاگت یاد کن
ازوقتی شما رفتین واحد غمگین شده کامران دوست دارم یه گوشه بشینم قمبرک بزنم اگه ایمان نبود الان دق میکردمبرگرد جات تو ایران خالیه بیست و دو بهمن یادت هست گزارش زیبای نقاشی رو زدیم
عمومحمود
ارسال شده توسط محمود | February 13, 2011 11:16 PM
ارسال شده در February 13, 2011 23:16
آقای نجف زاده از ایران رفتید ولی ساعتتون را در اخبار 20.30 جا گذاشتید...
ارسال شده توسط aram | February 14, 2011 12:35 AM
ارسال شده در February 14, 2011 00:35
درود
جاتون خالیه تو بیست و سی
سربلندباشید
دلمون تنگه براتون
ارسال شده توسط آرمه ئیتی | February 14, 2011 1:19 AM
ارسال شده در February 14, 2011 01:19
سلام
خوبین؟؟؟؟؟؟؟
گزارش نوفل لوشاتو تون همونقدر کوتاه بود یا تلوزیون از سرو تهش زده بود؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط شاگرد قیصر | February 14, 2011 2:18 AM
ارسال شده در February 14, 2011 02:18
با سلام و خسته نباشید از زحمات زیاد شما
شاید اینجانباید بگم اما از ناچاریه!!!
خواستم پیگیری کنید داوطلبان آزمون ارشد چرا باید 2روز قبل از آزمون مبلغ3300به ازای
هر کد رمز پرداخت کنن در صورتی که هیچ اطلاع رسانی نکردن؟تا مبلغ پرداخت نشه از کارت آزمون
خبری نیست
ارسال شده توسط نسیم | February 14, 2011 9:41 AM
ارسال شده در February 14, 2011 09:41
خيلي وقتها پرسيدن چرا کارساز نيست و بلکه
به مخاطب فرصت داستان سازي داده مي شود ...
مخصوصاً در سوالات کليدي يا پرسشنامه ها
بايد جواب آن قدر کوتاه باشد در حد آري، خير
مثبت يا منفي، بد خوب عالي
به عقيده من
"چرا" فقط باعث مي شود محتوا، عمق بگيرد، مساله بنياديتر شود.
پرسيدن چرابازهم به شرايط و فاکتورها بسته است،
به همين راحتي ها هم نيست
ارسال شده توسط حامد عمراني | February 14, 2011 2:06 PM
ارسال شده در February 14, 2011 14:06
سلام خسته نباشید
خواستم ازتون خواهش کنم یکم این وزیر آموزش پرورش و سازمان سنجش را مورد بازخواست قرار بدید که هر دفعه از ما به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده می کنند. امروز همه ی کنکوری های ارشد را کفری کردند وقتی که برای گرفتن کارت ورود به جلسه آزمون ارشد با پیام خرید کارت ماوالتفاوت هزینه ثبت نام، آن هم درست در موقع گرفتن کارت آزمون مواجهه شدند و این تازه اول ماجراست چون آنقدر سایت شلوغه که نمیشه همه کنکوری ها در یک روز این کارت را خریداری کنند. آخه کسی نیست به اینها بگه که چرا شما همیشه دقیقه ی 96 تازه یادتون میاد باید 33000ريال به هزینه ی ثبت نام اضافه کنید!این آزمون در همه شهر ها برگزار نمیشه آخه ما کی باید بفهمیم که آزمونمون چه روزیه و کی باید به شهری که آزمون برگزار میشه مسافرت کنیم اگه یکی آزمونش 27 بهمنه و مجبوره 26 بهمن کارت دریافت کنه پس کی باید به مرکز استانش برای اقامت سفر کنه؟
چرا کسی به این چیزها توجه نداره؟ بخدا در ابتدای جوانی پیر شدیم!
ارسال شده توسط رضوان | February 14, 2011 3:04 PM
ارسال شده در February 14, 2011 15:04
سلام نازنین....
خوب هستید؟!
امروز رو با یه دنیا آرزوی خوب بهتون تبریک میگم...................
ارسال شده توسط آدم برفی | February 14, 2011 3:39 PM
ارسال شده در February 14, 2011 15:39
سلام
....
ارسال شده توسط maryam_72 | February 14, 2011 4:41 PM
ارسال شده در February 14, 2011 16:41
سلام کامی جون. تازه پیدات کردم. قشنگترین کامنتی که واست گذاشته بودن این بود که رفتی اما ساعتت در بیست و سی جا مونده. راست میگوید هروقت شروع میشه یادت میکنم. امیدوارم هر جا که هستی موفق باشی برای خودت و ایرانی سرفراز.
با وبلاگ سوته دلان به نشانی http://eshghsara.parsiblog.com در خدمت همه دوستان ایرانی هستیم.
ارسال شده توسط یاسین الهیان | February 15, 2011 1:28 AM
ارسال شده در February 15, 2011 01:28
سلام!
خیلی دلمون واستون تنگ شده آقای نجف زاده.برگردیددیگه!
ارسال شده توسط محبوبه | February 15, 2011 11:11 AM
ارسال شده در February 15, 2011 11:11
سلام گلم چرا جواب نظراتت رو نمیدی؟
ارسال شده توسط ستاره | February 15, 2011 1:14 PM
ارسال شده در February 15, 2011 13:14
Salam khaste nabashid, man dirouz ham braye shoma name neveshtam vali hala mikham takmilesh konam. Name darmorede bi nazmi pish amade dar gereftan kart konkoor arshad bod, ta inja neveshte bodam ke be ellat shologhi tarakom, az tarighe site sanjesh nemishe hazineye ezafe shode ra pardakht kard. Pas ma majbor shodim az tarighe dige in hazine ra bepardazim. Tebghe gofteye khde sazeman sanjesh mishavad az tarighe payanehaye ATM "banke meli" niz in mablagh ra be hesabe sanjesh variz kard. Pas man asr be avalin ATM nazdik khane khod raftam va pardakht kardam vali ATM be man yek ghabz pardakht dad ke ke shamele yek ramz "5 raghami" va yek shomare parvande bod ke man an ra be har cafynet mibordam be man migoftand:" az sobh har kas ke az tarighe ATM bank in mablagh ra pardakht karde chon ramze dade shode be anha 5ragham ast nemishavad ba un sabtenam kard chon ramze vorodi bayad "6 raghami" bashad!!!!"
Pas taklife in hame poole mardom ke bikhodi be hesabe sanjesh rikhtan chi mishe? Ma poolemon ra nemikham vali taklife in hame vaght hadar rafte, benzin bikhod sokhte shode in ghanimate taze kashf shode , in esteres vared shode, va…. Che mishavad?
Chera? Chera in rahha ghablam emtehan nashodan? Va chera dar akhbar dishab ke belakhare sanjesh goft bayad 3300 riyal dighe pardakht konim, nagoftand ke digar az tarighe ATM in mablagh ra pardakht nakonid? Vagheaan inha hanooz motevajeh in eshkaal nashodand? Cheraaaaa!!!!!! Mamnoon az in ke be darde delle yek konkori gosh dadi.
ارسال شده توسط rezvan | February 15, 2011 1:14 PM
ارسال شده در February 15, 2011 13:14
سلام
خیلی خوشحالم که وبلاگ شما رو پیدا کردم.با اجازه لینکتون میکنم تا بیشتر از حضورتون بهره ببرم. همیشه شیفته شیفته های شما بودم چون میدونم که آدم ها بیجهت شیفته نمیشوند
ارسال شده توسط سمانه | February 15, 2011 5:26 PM
ارسال شده در February 15, 2011 17:26
من خیلی گزارشای شما رو دوس داشتم ولی ازوقتی خارج اعزام شدین جذابیت گذشته را ندارند گزارشا
ارسال شده توسط مهدی | February 15, 2011 10:27 PM
ارسال شده در February 15, 2011 22:27
دهان باز کنی قلاب ها به صلابه ات می کشند،
هی ماهی جان دریا را فراموش کن!
روزی حسرت همین رودخانه به دلت می ماند.
ارسال شده توسط زهرا_ض | February 16, 2011 12:25 PM
ارسال شده در February 16, 2011 12:25
سلام
خدا قوت
سکوت چند ساله را شکسته ام
تو که دستت می رسد هر طور که می توانی منعکس کن
یک چرا طلبت
"یه قل دو قل فرهنگی"
ارسال شده توسط حسام الدین پورآقای زمهریر | February 16, 2011 5:22 PM
ارسال شده در February 16, 2011 17:22
سلام اقای نجف زاده.
من خیلی خوشحال شدم ازاینکه برای اولین بار وبلاگ شخصی خودتونو دیدم.
خیلی مطالب جالبی داشت.مرسی...
ارسال شده توسط فرشته خسروی | February 16, 2011 5:24 PM
ارسال شده در February 16, 2011 17:24
Az ye "Mofsede Fel Àrz" naghle ghol mikoni Kamran jan?
Hàram ast inha agha jan!
ارسال شده توسط Insomnia | February 16, 2011 7:35 PM
ارسال شده در February 16, 2011 19:35
باسلام پدرمن میتونه روی اب شناور باشه ازشما میخوام درثبت رکوردجهانی به ما کمک کنید ازش فیلم برداری کردیم صداوسیما هیچ کمکی به ما نکرده باتشکر
ارسال شده توسط سلمان رنجی | February 16, 2011 8:13 PM
ارسال شده در February 16, 2011 20:13
دلمون پوسید داداش . یه چیزی بنویس . . .
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | February 16, 2011 11:04 PM
ارسال شده در February 16, 2011 23:04
سلام کامران گلم خوبی؟دلم برات تنگ شده....
ارسال شده توسط سهراب | February 17, 2011 7:52 AM
ارسال شده در February 17, 2011 07:52
گاهی بهترین پرسش چرایی است که به زبان نمی آوریم
و فقط با نگاه میپرسیم
گاهی جواب یک نگاه از هزار چرا سخت تر است
یاعلی
مهدی .....................
ارسال شده توسط آشنای غریب | February 17, 2011 1:37 PM
ارسال شده در February 17, 2011 13:37
آقای موسوی و آقای کروبی...
به روزم
ارسال شده توسط سجاد | February 17, 2011 5:35 PM
ارسال شده در February 17, 2011 17:35
سلام الانش کسی نمیتونه از سوالاتون فرار کنه سن لری کینگ که برسید مصاحبه شونده رو میخورید
ارسال شده توسط صادق | February 17, 2011 10:46 PM
ارسال شده در February 17, 2011 22:46
لطفا ايميلتان را براي من ارسال كنيد
ارسال شده توسط حسين | February 18, 2011 9:39 AM
ارسال شده در February 18, 2011 09:39
لطفا همه به وبلاگ من بیایید و در این نظرسنجی شرکت کنید.
به شما هم مربوط میشه آقا کامران
ارسال شده توسط گلی | February 18, 2011 9:56 AM
ارسال شده در February 18, 2011 09:56
ایندفعه که دارین آپ میکنید از کامران نجف زاده یه چند تا عکس جدید بذارید...[عصبانی]
تو سی دی ها و دی وی دی هام که نگاه میکنم میبینم یکی دوتا عکس از شما فقط داریم در رنگ ها و پوسترهای مختلف که اگه فوتوشاپ بلد نبودیم دیگه خیلی مظلوم واقع میشدیم...
ارسال شده توسط ـــ* پائیــــز*ــــ | February 19, 2011 2:51 PM
ارسال شده در February 19, 2011 14:51
بهار كه بيايد، رفتهام
قصه را كه ميداني؟ قصه مرغان و كوه قاف را، قصه رفتن و آن هفت وادي صعب را، قصه سيمرغ و آينه را؟
قصه نيست؛ حكايت تقدير است كه بر پيشانيام نوشتهاند. هزار سال است كه تقدير را تأخير ميكنم.
اما چه كنم با هدهد، هدهدي كه از عهد سليمان تا امروز هر بامداد صدايم ميزند؛ و من همان گنجشك كوچك عذرخواهم كه هر روز بهانهاي ميآورد، بهانههاي كوچك بيمقدار.
تنم نازك است و بالهايم نحيف. من از راه سخت و سنگ و سنگلاخ ميترسم. من از گم شدن، من از تشنگي، من از تاريك و دور واهمه دارم.
گفتي قرار است بالهايمان را توي حوض داغ خورشيد بشوييم؟ گفتي كه اين تازه اول قصه است؟ گفتي كه بعد نوبت معرفت است و توحيد؟ گفتي كه حيرت، بار درخت توحيد است؟ گفتي بي نيازي...؟
گفتي كه فقر...؟ گفتي كه آخرش محو است و عدم...؟
آي هدهد! آي هدهد! بايست؛ نه، من طاقتش را ندارم...
بهار كه بيايد، ديگر رفتهام. بهار، بهانه رفتن است. حق با هدهد است كه ميگفت: رفتن زيباتر است، ماندن شكوهي ندارد؛ آن هم پشت اين سنگريزههاي طلب.
گيرم كه ماندم و باز بالبال زدم، توي خاك و خاطره، توي گذشته و گل. گيرم كه بالم را هزار سال ديگر هم بسته نگه داشتم، بالهاي بسته اما طعم اوج را كي خواهد چشيد؟
ميروم، بايد رفت؛ در خون تپيده و پرپر. سيمرغ، مرغان را در خون تپيده دوستتر دارد. هدهد بود كه اين را به من گفت.
راستي، اگر ديگر نيامدم، يعني كه آتش گرفتهام؛ يعني كه شعلهورم! يعني سوختم؛ يعني خاكسترم را هم باد برده است.
ميروم اما هر جا كه رسيدم، پري به يادگار برايت خواهم گذاشت. ميدانم، اين كمترين شرط جوانمردي است.
بدرود، رفيق روزهاي بيقراريام! قرارمان اما در حوالي قاف، پشت آشيانه سيمرغ، آنجا كه جز بال و پر سوخته، نشاني ندارد...
عرفان نظرآهاري
ارسال شده توسط گنجشک | February 19, 2011 10:53 PM
ارسال شده در February 19, 2011 22:53
سلام
با وجود اینکه هیچ ربطی به چیزی که نوشتین نداره
ولی من خوشحال می شم اگه وقت داشتین به سر بزنید
من با یه سوال به روزم
خوشحال میشم جواب این سوال رو بدین
ارسال شده توسط آسمون رویا | February 20, 2011 11:27 AM
ارسال شده در February 20, 2011 11:27
چرا اینطوری شدین یک طوری شدین ها
ارسال شده توسط وحیدبهروز | February 20, 2011 12:03 PM
ارسال شده در February 20, 2011 12:03
سلام
خوبید؟
عیدتون مبارک
منم یه روز دوست داشتم خبرنگار بشم اما...
فقط دوره باشگاه خبرنگاران جوان را گذرندم ...خبر نویسی به سبک...
ارسال شده توسط سپهرا | February 20, 2011 11:39 PM
ارسال شده در February 20, 2011 23:39
سلام :
خورشید، محمد است و صادق ماه است / خورشید همیشه با قمر همراه است
یعنی که ولادت امام صادق / در روز ولادت رسول الله است
میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق(ع) تبریک وتهنیت باد ...
ارسال شده توسط ستاره ی شب | February 21, 2011 11:59 AM
ارسال شده در February 21, 2011 11:59
سلام آقای نجف زاده عزیز
امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشید هر جا که هستید
من چندتا از گزارشهای زیبای شما رو دیدم و به همین خاطر خیلی شما رو دوست دارم
واستون پیام دادم تا شما رو از دزدی شرکت ایرانسل از کاربران وایمکسش مطلع کنم که من خودم یکی از قربانیاشم و معلوم نیست چندتا از هموطنای دیگمون این بلا سرشون اومده و چقدر پول مردم مظلوم رفته به جیب شرکت ایرانسل.
از شما خواهش می کنم به من کمک کنید تا این موضوع رو اطلاع رسانی کنیم تا از این جور مشکلات دیگه توی کشور عزیزمون پیش نیاد و درسی بشه واسه بقیه شرکت ها و بتونیم حق مردم رو بهشون برگردونیم.
اگه لطف کنید یا ایمیل یا شماره تماستون رو بدید که من بتونم باهاتون در تماس باشم و شرح کامل این موضوع رو واستون بفرستم.
ارسال شده توسط میلاد راهی | February 21, 2011 12:17 PM
ارسال شده در February 21, 2011 12:17
درود. شما را به خانه سروده های دلم دعوت میکنم
منتظر آمدن و نظر دادن شما عزیز هستم .
سپاس و بدرود
ارسال شده توسط آفرین | February 21, 2011 3:21 PM
ارسال شده در February 21, 2011 15:21
با سلام
عذر می خوام چون قسمت تماس با ما غیرفعال بود مجبور شدم سوالم را اینجا مطرح کنم. با چه شماره تلفنی می شود با اخبار 20:30 تماس گرفت تا از سوژه پیشنهادی ما گزارش تهیه کنند؟ ببخشید میدونم شما ایران نیستید اما نتونستن کس دیگه ای از بر و بچه های 20:30 را پیداکنم.
با تشکر
ارسال شده توسط جهانشاه صالح | February 21, 2011 4:51 PM
ارسال شده در February 21, 2011 16:51
جرم پایان نامه به اصطلاح "سیاسی" بودن آن است فقط همین!
http://azarshtafarsh.blogfa.com
ارسال شده توسط نی نوا | February 21, 2011 7:47 PM
ارسال شده در February 21, 2011 19:47
سلام موسيو جانم
كجايي؟ ميدوني چقدر دلمون برات تنگ شده؟
:`(
ارسال شده توسط ياسمن | February 22, 2011 12:29 AM
ارسال شده در February 22, 2011 00:29
داداشی خوبی؟کجایی؟امشب گزارشتو دیدم اما تکراری بود . قبلا پخش شده بود که ولی همون هم غنیمت بود . چرا چیزی نمیگی ؟ چیزی نمینویسی ؟
داداش چند ماه دیگه تموم میشه و برمیگردین ایران به سلامتی . . .
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | February 22, 2011 12:31 AM
ارسال شده در February 22, 2011 00:31
تولد دکتر حسابی نزدیکه.
یه تدارکی ببین کامران جان
ارسال شده توسط محسن | February 22, 2011 12:59 AM
ارسال شده در February 22, 2011 00:59
سلام کامران جان .خوبی ؟ کجا سرگرمی ؟
اینجا که چیزی نمی نویسی ،به ما که سر نمیزنی، گزارش هم که تکراری پخش می کنی!؟البته به جز ... عاشق بچه های مو فرفریم ..
ارسال شده توسط سهراب | February 22, 2011 6:34 AM
ارسال شده در February 22, 2011 06:34
سلام داداش.خوبید؟
ارسال شده توسط زهرا_ض | February 22, 2011 8:38 AM
ارسال شده در February 22, 2011 08:38
سلام
" آلبوم رُکیَه صَفَر با صدای اسحق احمدی "
به روزم با آلبومی کاملا بندر عباسی و بسیار متفاوت ...
منتظر حضور صمیمانه ی شما دوست عزیزم هستم ...
ارسال شده توسط علی | February 22, 2011 1:09 PM
ارسال شده در February 22, 2011 13:09
سلام نازنین....
حال و احوال؟!
خوب هستید انشاالله؟!
دیشب گزارش ژول ورن رو دیدم
بعد نود و بوقی دیدمتون!
هی.............................................
ارسال شده توسط آدم برفی | February 22, 2011 1:55 PM
ارسال شده در February 22, 2011 13:55
"زندگی"
از لای انگشتان من
ســـُر میخورد هر دم ...
.
دردهایم قد میکشند
و صبوری هایم آب میروند !
چه رابطه معکوس نفرت انگیـــزی . . .
.
(دو تا شعر کوتاه از خودم )
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | February 22, 2011 5:07 PM
ارسال شده در February 22, 2011 17:07
سلام
و یک چرا از شما...:)
شما چرا چند ماهیه یادداشت روزانه نذاشتید؟:)
در این مدت همه چیز عادی بوده؟
ضمنا من گزارشهاتون رو دوست داشتم و دارم.
موفق باشید
ارسال شده توسط طباطبایی | February 22, 2011 8:29 PM
ارسال شده در February 22, 2011 20:29
سلام
همینجوری یاده اون وقتایی افتادم که از وبتون خوشم میومد کمین میکردم تا آپ میکردید نظر بدم
دو سه باری هم شما اومدی
ههه چقدر زود علایق آدما تغییر میکنه
تو خوابگاه دو تا دوست داشتم که میشستن رو به روهم و بعد از زدن حرفای فلسفی به هم نگاه میکردن و میپرسیدن واقعا چرا ؟!
این واقعا چراشون و حرفای فلسفیشون سوژه خنده ماها بود.
با این مطلبتون یاده اونا افتادم
یا علی
ارسال شده توسط زینب | February 23, 2011 12:34 AM
ارسال شده در February 23, 2011 00:34
سلام
واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط ناشناس | February 23, 2011 12:24 PM
ارسال شده در February 23, 2011 12:24
سارکوزی زیر پای دیکتاتورهای جنوب مدیترانه پوست خربزه انداخت و جواب گرفت
http://dolarak.blogfa.com/post-44.aspx
ارسال شده توسط توكلي | February 23, 2011 4:19 PM
ارسال شده در February 23, 2011 16:19
doooooooooooooooooooooooooooset nadaram!!chera up nemikoni???????
ارسال شده توسط ye nafar | February 23, 2011 7:36 PM
ارسال شده در February 23, 2011 19:36
سلام.چه عجب !بعد از مدتها یه گزارش جالب از شما دیدیم آقا! اون گوشتکوبه که حرف نداشت.. خودش یه اسلحه سرده !
راستی اونجا نانوائی سنتی ایرانی مثل سنگک و بربری هم هست؟
ارسال شده توسط سهراب | February 24, 2011 7:28 AM
ارسال شده در February 24, 2011 07:28
فوق الهاده جالب بود جناب
ممنون
ارسال شده توسط کیانا | February 24, 2011 7:56 AM
ارسال شده در February 24, 2011 07:56
سلام
خسته نباشید
من اولین باره که به شما ایمیل میزنم
من همیشه گزارش هاتون رو از تلویزیون میدیدم و تایید میکردم اما اقای دلاوری هم کارش درسته دمش گرم خوشحال میشم از این به بعد براتون کامنت بذارم
راستی چراپشه ها زمستون پیداشون نیست؟
ارسال شده توسط sajede | February 24, 2011 8:33 AM
ارسال شده در February 24, 2011 08:33
سلام
اینجا تا چند وقت پیش تو واحد خبر جات خالی بود اما حالا کم کم داره با شاگردای سبک خبریت پر میشه
دلاوری کارش فوق العاده شده
دیرتر بیای یهو جاتو میگیره
البته غرض دو به هم زنی نیست منظورم اینه که فکر کن اگه دوتایی گزارش تهیه کنید چی به سر بعضیا میاد!
راستی با گزارش قیصر انگاری خواستی بگی هنوزم به حمام عمومی پاریس میری! عافیت باشه
ارسال شده توسط یسنا | February 24, 2011 8:40 AM
ارسال شده در February 24, 2011 08:40
این چای سرد ِ از دهن افتاده ی کمرنگ...
این دفتر ِ دلتنگ ...
سرگیجه ی ساعت ...
این خود نویــــس ِ سفید ِ کم طاقت ...
سَر میرود از واژه ها اندوه پنهانم...
تو نیستـــی . . .
من شعرهایم را برای "باد" میخوانم ...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | February 24, 2011 8:58 AM
ارسال شده در February 24, 2011 08:58
سلام
گزارش ديشب رو ديدم.مثل هميشه فوق العاده.
اسمش چي بود؟! آقا محسن،البته اگه درست گفته باشم.اين روزا يكم حافظه ام ضعيف شده!
راستي مي خواستم بگم اين رفيق فابريكتون،آقاي دلاوري،با صرفا" جهت اطلاع حسابي تركونده! انصافا" خيلي خوب وعاليه.
.
عيد داره نزديك ميشه ولي زياد حال و هواي عيد ندارم.....
ارسال شده توسط خاطره | February 24, 2011 10:15 AM
ارسال شده در February 24, 2011 10:15
سلام نازنین....
خسته نباشید
گزارش دیزی خیلی جالب بود
دیشب خوابتون رو دیدم
کامران باشید
ارسال شده توسط آدم برفی | February 24, 2011 11:21 AM
ارسال شده در February 24, 2011 11:21
سلام
با تعريفي دقيق و روشن از «تساهل و تسامح» به روز هستم.
منتظرم.
ارسال شده توسط مهاجر | February 24, 2011 2:21 PM
ارسال شده در February 24, 2011 14:21
کامران سلام!
خوبی؟
ارسال شده توسط ش_ک | February 24, 2011 6:51 PM
ارسال شده در February 24, 2011 18:51
سلام فکر کنم تو رو تو تلوزیون دیدم گفتم حالا که فرانسه اس یه گزارشی هم از فرح پهلوی بگیر میگن اونجا سرعت اینترنتم زیاده اگه لطف کنی اون مصاحبه با خاتمی رو که داشتی واسم بفرستی از ته دل آرزو می کنم بری خارج نه فرانسه؟؟؟؟؟
اما کامران جان هنوز تو کف اون گزارشتم که در مورد عرض جغرافیایی ایران از خارجی ها نه فکر کنم از فرانسوی ها پرسیدی
ارسال شده توسط خارجیم | February 24, 2011 7:04 PM
ارسال شده در February 24, 2011 19:04
دل بازیچه
دوباره باز هم لرزیدی ای دل
برای من چه خوابی دیدی ای دل؟
دوباره مثل یک پیچک چه آسان
به دور عاشقی پیچیدی ای دل
غرور سبز خود را با سخاوت
به یک لبخند او بخشیدی ای دل
تو مثل یک عروسک بی اراده
به هر سازی که زد رقصیدی ای دل
چقدر احساس پاکی داشتی تو
برای او که گل می چیدی ای دل؟
برایش شعر میگفتی ولیکن
نمیدانم به چه امیدی ای دل
تو را له کرد آسان زیر پایش
تو این را خوب تر فهمیدی ای دل
سراسر بغض بودی لا اقل کاش
جلوی او نمی تر کیدی ای دل
چه رنگی داشت احساس تو وقتی
زشهر چشم او کوچیدی ای دل؟
به یاد خاطراتش باز امشب
لباس شاعری پوشیدی ای دل
چه شد که شعر را اینگونه گفتی؟
تو معمولا نمی رنجیدی ای دل
نمیدانم کجایت سوخت دیشب
که جای گریه میخندیدی ای دل
ارسال شده توسط شادن | February 24, 2011 7:47 PM
ارسال شده در February 24, 2011 19:47
بی قرارم ...
ارسال شده توسط علیرضا جهانگیری | February 24, 2011 9:20 PM
ارسال شده در February 24, 2011 21:20
با سلام
............چرا هيچكدام نپرسيد مساله چيست؟
انجمن فرزانگان كوير
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان كوير | February 25, 2011 4:12 PM
ارسال شده در February 25, 2011 16:12
سلام داداش . گزارش هشت پا رو دیروز دیدم ...قشنگ بود خوش تیپ خان
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | February 26, 2011 9:51 AM
ارسال شده در February 26, 2011 09:51
سلام
خسته نباشید،خوبید؟
یه پیشنهاد داشتم:
اگر امکان داره حالا که فرانسه هستید ،از زندگی پرفسور گریشمن باستان شناس معروف که در کاوشهای شهر شوش استان خوزستان حضور فعالی داشته ، لطفا یک گزارش تهیه کنید،پدرم متولد شوش است واز آن روزها وحضور گریشمن در آن شهر خاطرات زیادی دارد و خیلی دوست دارد که از گریشمن وهمسرش اخباری بگیرد.هرچند میداند که گریشمن فوت کرده.
اگر این کار را انجام دهید من وپدرم را خیلی خوشحال می کنید.
ارسال شده توسط نرجس | February 26, 2011 11:32 AM
ارسال شده در February 26, 2011 11:32
با سلام
آژانس خبری روز( دینا) با رویکردی جدید در عرصه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی وارد عرصه فضای رسانه های مجازی شده است. منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده شما هستیم. مطالب جالب و خواندنی خود را جهت درج در اختیار ما قرار دهید. در صورت علاقمندی به همکاری حتما اطلاع دهید. موفقیت ما در گروه همکاری و حمایت شماست. به امید فردایی بهتر
در صورت امکان لینک کنید.dayna.ir
ارسال شده توسط دینا | February 26, 2011 11:51 AM
ارسال شده در February 26, 2011 11:51
ولی کامران خان!
با اینکه خودتم می دونی ولی منم بهت می گم:
از بس که چرا چرا کردی گفتند حیفی فرستادنت اونور آب!
آقای نجف زاده! موی دماغشون بودی!
ولی حالا که اونور آبی، دیگه از اون گزارش های قشنگ و چراهای پدر درارت خبری نیست!
حالا فقط باید در مورد این موزه و اون جای تاریخی گزارش بدی
واقعا اگه این ها اونور آبو نداشتند باید چی کار می کردند؟!
خوش بگذره!
ارسال شده توسط فتح | February 26, 2011 8:13 PM
ارسال شده در February 26, 2011 20:13
و مهربانیت از دور چه نزدیک است ، عجیب حس میکنم که جغرافیا دروغ تاریخ است ...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | February 26, 2011 8:19 PM
ارسال شده در February 26, 2011 20:19
مگه من این لری کینگ رو نبینم....خب به روز شو دیگه داداش جان ...نوشتن از یادمون رفته !!!:D
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | February 27, 2011 10:59 AM
ارسال شده در February 27, 2011 10:59
کجایی برادر؟کجایی؟
سه یا چهار ساله پیش بود که توی یکی از روزای اسفند آخر اخبار20:30 گفتین انقدر منتظر بهار نباش که ثانیه ها دیر بگذرند
اما امروز نمیدونم هنوز هم بهار برای شما مثل قدیماست یا نه؟
ارسال شده توسط نگین | February 27, 2011 12:49 PM
ارسال شده در February 27, 2011 12:49
تا جنگل ابر مي رسد سوت قطار
تو مي روي و دلم شده با تو سوار
از دهكده شمالي لبخندت
يادت نرود كلوچه سوغات بيار
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | February 27, 2011 12:57 PM
ارسال شده در February 27, 2011 12:57
واقعا چچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچرا این همه مدت این؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط sahar | February 27, 2011 1:03 PM
ارسال شده در February 27, 2011 13:03
برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است.
وگرنه هر ماهی مردهای هم میتواند در طرف موافق جریان آب شنا کند.
دکتر شریعتی
ارسال شده توسط فاطمه | February 27, 2011 3:13 PM
ارسال شده در February 27, 2011 15:13
سلام.اولین باره که به این سایت سر میزنم.
بی تعارف بگم وقتی اسم شما رو روی یک خبر یا مصاحبه میبینم بی اختیار به سمتش جلب میشم.
موفق و پیروز باشید.
و امیدوارم همیشه یک خبرنگار مستقل باقی بمانید حتی اگر این اصتقلال به ضرر شما تمام شود.
ارسال شده توسط سعیده | February 27, 2011 5:38 PM
ارسال شده در February 27, 2011 17:38
خو چرا برنمیگردیییییییییییییی؟
چرا رفتییییییییییییییییییی؟
چرا دیگه 20:30 باحال نیییس؟چرا دیه نمخوام بینم؟
داییم میگه دکت کردن آره؟
دلم تنگ شده خو میخوام 20:30 ببینم
+دلم واسه 20:30تنگ شده
ارسال شده توسط hiddengirl | February 28, 2011 11:30 AM
ارسال شده در February 28, 2011 11:30
300 گل سرخ یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی
ما گر ز سر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم...
ارسال شده توسط مسیح | February 28, 2011 11:49 AM
ارسال شده در February 28, 2011 11:49
سلام جالب بود واقعا.این چه قانونیه ک تا یکی معروف شد نباید به خودت اجازه بدی که مثل ادمای دیگه که واست محترم هستنو دوسشون داری دعوتشون کنی به وبلاگت چرا چون وقت ندارن.خسته شدم از این قانون های خودگیری فلسفی دستوپاگیر کامران نجف زادهای که اوایل 20:30کمتر کسی میشناختشو تو ازونایی بو دی که از اول گفتی با بقیه متفاوته حالا .... خوشحال میشم تو کافه خاطره ببینمتون.البته اگه به قانون خودگیری فلسفی اعتقاد ندارین
ارسال شده توسط بهار | February 28, 2011 12:48 PM
ارسال شده در February 28, 2011 12:48
سلام
اولین باره که به وبت سر میزنم
پرسیدن سوال هایی که با چرا شروع میشن یکی از تکنیک های خبرنگاریه که رسیدن بهش راحت نیس
راستی حیف شدین ها!بیست و سی رو راه اندازی کردین و واقعا جالب بود اما الان از زمانی که فرانسه رفتی دیگه از شامه خبریتون واسه تهیه گزارش چندان استفاده نمیکنید احساس میکنم منفعل شدید.
در پناه حق
ارسال شده توسط سارا | February 28, 2011 4:37 PM
ارسال شده در February 28, 2011 16:37
شماره دوم از دوره جدید منتشر شد
چخوف، لهراسبی، کاظمی و حقشناس در شماره جدید مهرنو
www.mehre-no.blogfa.com
mehrenomag@gmail.com
ارسال شده توسط مهرنو | February 28, 2011 9:46 PM
ارسال شده در February 28, 2011 21:46
سلام
خوبین؟ قطعا سرتون اون قدر شلوغ نیست که حالتون خوب نباشه..ولی اونقدر شلوغ هست که فرصت نوشتن نداشته باشین...شایدم هوای فرانسه داره طوفانی میشه...مواظب باشین تو رو خدا..این رئیس جمهور فرانسه , اعصاب درست و حسابی نداره..یه بلایی سرتون میاره ها..
به روزم
موفق باشین..
ارسال شده توسط الهه | February 28, 2011 11:16 PM
ارسال شده در February 28, 2011 23:16
سلام داداش
چرا هیچی نمی نویسی؟خسته شدم دیگه....ای بابا
لطفابنویس داداش
ارسال شده توسط maryam_72 | February 28, 2011 11:26 PM
ارسال شده در February 28, 2011 23:26
سلام
واقعا چرا ؟!
این دنیا و این چراها برای من خیلی عجیبن !
چرا آدما به جای ساختن، مدام دنبال جوابی برای خرابکاریاشون هستن ؟
چرا ما آدما نیفهمیم که دنیا پاسخ آیینه وار کرده ها و گفته های خودمونه؟
چرا اینقدر آدمی عقل ناقص خودش رو کاملترین مرجع برای تجزیه و تحلیل میدونه؟!!!
چرا سعی نمیکنیم انسانیتمون رو پرورش بدیم نه حیوانیتمون رو ؟ چرا ؟ چون دنیا اینطوری شده؟
پس تکلیف سرشت و خمیرمایه آفرینشمون چی میشه ؟
چرا میگیم اما هیچکدوممون واقعا خدا رو نمیبینیم ؟!!!
میگیم اما نمیبینیمش !
سلام
خدا قوت !
سفید باشین و سربلند !
ارسال شده توسط طنین | March 1, 2011 3:16 AM
ارسال شده در March 1, 2011 03:16
چرا؟؟چرا؟؟چرا؟؟چرا؟؟
چرا آپ نمی کنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط گلی | March 1, 2011 6:31 PM
ارسال شده در March 1, 2011 18:31
سلام آقاي نجف زاده الان نمي دونم كجايي ولي هر جا هستي اميدوارم سالم و سلامت باشي از اونجايي كه من مرده كاري خبريم و تا شهرمون كار خبري ميكنم خيلي دوست دارم تجربه كار خبر تو صدا و سيما هم داشته باشم اينجا تو شهر ما با بچههاي خبر خيلي رفيقم اما فرصت نشده كه ازشون بخوام يه مدتي تجربه كار خبر براي تلويزون رو انجام بدم آخه تدوين خبر رو خيلي دوست دارم. اميدوارم وقت كني كامنت منو بخوني.
اگه افتخار دادي و اومدي وبلاگوم ببيني خيلي بيشتر خوشحال ميشم. اميدوارم ببينمت.
ارسال شده توسط ايمان ندومي | March 1, 2011 6:46 PM
ارسال شده در March 1, 2011 18:46
چرا اینطوری شدی داداش
بی احساس شدی به ابراز علاقه ها
نمیدونم اون کامران نجف زاده همونه یا نه
ارسال شده توسط وحیدبهروز | March 1, 2011 8:28 PM
ارسال شده در March 1, 2011 20:28
سلام . . .
به روزم با " نگاه " [گل]
وقت کردید خوشحال میشم مهمون خونه ی کوچیکم بشین ...
یاعلی
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | March 1, 2011 11:03 PM
ارسال شده در March 1, 2011 23:03
سلام آقاي نجف زاده دلمون واستون تنگ شده چرا اينقدر دير پست مي زنيد.
ما هنوز مشتاق شنيدن حرف هاي شمائيم.
ارسال شده توسط زينب | March 2, 2011 8:59 AM
ارسال شده در March 2, 2011 08:59
من و دوستم دو تن از دانشجویان دانشگاه سراسری تبریز هستیم. بنده دارای چندین مقاله در سطح مقالات ISI هستم که با استادی کار کردم که نفر اول علم پزشکی در ایران است، دوست بنده نیز رتبه اول کارشناسی ارشد سال 88 می باشد. در حال حاضر من و دوستم به دلیل مشکلاتی که بوجود آمده بود دو ترم مشروط شدیم و دانشگاه یک محیط علم پرور میخواهد ما را بدون قید و شرط اخراج نماید. جناب آقای دکتر قاسم زاده معاونت محترم تحصیلات تکمیلی اصرار بر اخراج دارد و هیچ دلیلی را نمی پذیرد. ضمنا تعداد اخراجی های بیش از 20 نفر است. عاجزانه خواهشمندیم این موضوع را به مسئولین بالاتر اطلاع دهید.
ارسال شده توسط علی فرهادی | March 2, 2011 9:25 AM
ارسال شده در March 2, 2011 09:25
سلام ميدونم خيلي سرتون شلوغه و شايد اصلا كامنت منو نخونيد اما ميخوام بگم من يه خبرنگار شهرستانيم كه خيلي تو كارم اعتماد به نفس دارم بر يه خبرگزاري معتبر كشوري كار مكنم كه نماينده اون خبرگزاري تو استانمون هستم و خيلي خيلي كار خبري تو خبرگزاريها رو دوست دارم اما دوس دارم تجربه خبر تو صدا و سيما هم داشته باشم هر چند با بچههاي واحد مركز خبرمون خيلي رفيقم اما هنوز فرصت نشده درخواست بدم برا همكاري قبل از اون ميخواستم چند نكته مهم كه بتونه تو كار بهم كمك كنه رو ياد آوري كنيد. وبلاگمو كه ببينيد بيشتر باهام آشنا ميشيد.
خيلي اميدوارم كه كامنت منو بخونيد.
ارسال شده توسط ايمان ندومي | March 2, 2011 10:13 AM
ارسال شده در March 2, 2011 10:13
کامی جون کجایی؟؟!!!!
خبری ازت نیست!
خارجکی شدی؟
یاد بیست و سی با حضور شما به خیر
هرجا هستی خداحافظت باشه
ارسال شده توسط zz | March 2, 2011 10:45 AM
ارسال شده در March 2, 2011 10:45
سلام،این نظر یه دعوتنامه است.
خوشحال میشیم اگه یه سر به وبلاگ ما بزنی.
اینم آدرسش:
www.vajehayeshenavar.blogfa.com
منتظریم.(البته تازه واردیماااااااااااااااا)
ارسال شده توسط *سایه.افسون.بهار* | March 2, 2011 2:28 PM
ارسال شده در March 2, 2011 14:28
یک خبر مهم و جالب مرد جبهه های جنگ پیرو خط رهبری
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام دکتر محسن رضایی شنبه 14 اسفند برای بازدید و دیدار با مردم استان بوشهر و بازدید از نیروگاه اتمی بوشهر به این استان میره
ارسال شده توسط وحیدبهروز | March 2, 2011 3:44 PM
ارسال شده در March 2, 2011 15:44
با تولد سردبیر العلما داداش محمد دلاوری بروزم منتظرم حضورتونم حتما بیایید سر بزنید و کامنت بدین چون داداش محمد هم میان سر میزنند و خوشحال میشند
ارسال شده توسط وحیدبهروز | March 2, 2011 10:27 PM
ارسال شده در March 2, 2011 22:27
سلام رفيق!
جسارتا بايد عرض كنم گزارش مسئول تشريفات معمر قذافي، خيلي تكراري و كليشه اي بود. تمام مطالبش چيزهايي بود كه در فضاي اينترنت پر است و حرف تازه اي نداشت. كاش زواياي پنهاني را آشكار مي كردي و نكتهي تازه اي بر آن مي افزودي
ارسال شده توسط حسين | March 3, 2011 10:19 AM
ارسال شده در March 3, 2011 10:19
سلام
خسته نباشید
در مورد گزارش تان از کنفرانس خبری مسئول تشریفات قذافی خواستم بگویم سوالتان در مورد محافظ های زن وی اوج کج سلیقگی و بدسلیقگی یک خبرنگار ایرانی بود.
اطلاعاتی که در گزارشتان دادید از روزها قبل در سایت ها قابل مشاهده بود و چیز جدیدی در آن نبود.
در حالی که شما می توانستید سرنوشت امام موسی صدر را از وی بپرسید و یا حداقل سرنخی از کسی که به قذافی بسیار نزدیک است بیابید.
گزارش های تان از فرانسه به جز معدودی از آنها یا یک رپرتاژ ساده است یا کپی مطالب جنجالی رسانه های فرانسه درباره سارکوزی! و هیچ اذیت و آزاری برای کشوری که با ما سر جنگ دارد ایجاد نمی کند. البته گزارش هایی که با موضوعات سرگرمی و تاریخی و... با تم نوستالژی می دهید خوب است و البته لازم.
آقای معصومی نژاد همکار شما در ایتالیا هرچند چون شما حرفه ای نیست و از ادبیات گفتاری جذابی مثل شما هم استفاده نمی کند اما رسالت خود را به عنوان یک خبرنگار جمهوری اسلامی آنقدر خوب انجام داد که خشم آنها را در آورد.
در پایان از زحمات شما ممنونم و بریاتان آرزوی موفقیت می کنم.
ارسال شده توسط سوزن بان | March 3, 2011 1:55 PM
ارسال شده در March 3, 2011 13:55
سلام عمو كامران.ممنون ازاينكه تو صرفا جهت اطلاع اومدين.شده بودين خود همون نجف زاده.
آخه واقعا گريه كردم چونكه نه آپ ميكنين ونه زياد گزارش ميدين.خيلي دلم تنگيده...
...خدا حافظتون باشه...
ارسال شده توسط Eli | March 3, 2011 9:25 PM
ارسال شده در March 3, 2011 21:25
سلام عمو كامران.ممنون ازاينكه تو صرفا جهت اطلاع اومدين.شده بودين خود همون نجف زاده.
آخه واقعا گريه كردم خيلي دلم تنگيده .چونكه نه آپ ميكنين ونه زياد گزارش ميدين....
اگه ميشه دعام كنين
...خدا حافظتون باشه...
ارسال شده توسط Eli | March 3, 2011 9:27 PM
ارسال شده در March 3, 2011 21:27
در خبر 20 و 30 به طعنه سارکوزی را فهمیده تر از احمدی نژاد در مناسبات سیاسی معرفی می کرد ! ( گفت که سارکوزی می خواست وزیر خارجه اش رو که در سفر بود برکنار کنه صبر کرد تا از سفر برگشت ! بعد با کنایه گفت آقای سارکوزی چرا از مدل سنگالیزاسیون که قبلا تجربه شده و جواب هم داده استفاده نکردید !؟ ) ظاهرا این هم یه پیش کش بود به جناب متکی برای برنامه امشب دیروز امروز فردا . این مطلب را جناب نجف زاده بخون !!
http://kawooss.mihanblog.com/post/20
ارسال شده توسط کاووس | March 4, 2011 12:15 AM
ارسال شده در March 4, 2011 00:15
به نام خدا
سلام آقای نجفزادهی جان!
خیلی بدی... :( چرا مطلب جدید نمیذارید؟:(
اومدم بگم سنگالیزاسیون عااااااااااااااالی بود... کارتون بیسته. ایوالله =D>
در پناه حق
ارسال شده توسط یک بندهی خدا | March 4, 2011 9:49 AM
ارسال شده در March 4, 2011 09:49
سلام آقای نجف زاده
اولین باریه که تو این سایت میام.
فقط میخوام یه چیزی بگم: جاتون تو خبرها خیلی خالیه.
واقعا اون تازگیه خبرها بدون حضور شما کم کم داره از بین میره.
کاش نمیرفتین. حضور شما تو خبرهای مختلف خیلی دلچسب بود والبته هنوز هم هست.
منتظر حضور شما در خاک وطن(و البته برای همیشه) هستیم.
یا علی
التماس دعا
ارسال شده توسط مهندس | March 4, 2011 3:15 PM
ارسال شده در March 4, 2011 15:15
سلام آقای نجف زاده
دوست دارم به شما بگم استاد
چرا ؟
چون شیوه ی شما چه در نگارش و چه در گفتار ماهرانه است حتی در تهیه ی خبر هم مهارت دارید
من میخوام که حداقل نویسنده ی خوبی در زمینه ی خبر بشم و با خودم گفتم که شما حتما میتونید به من کمک کنید
یه وبلاگ درست کردم که یه سری مطلب بنویسم توش
حالا میخوام ازتون خواهش کنم که به وبلاگم بیایید و اشکالات کارم رو بهم گوش زد کنید
پسرک انتقادپذیری هستم
پس دلمو شاد کنید و به وبلاگم سر بزنید
ارسال شده توسط محمد | March 4, 2011 4:00 PM
ارسال شده در March 4, 2011 16:00
salaaaaaaaam aga khaste nashodin ma ke khaste shodim az bas surate nahse in mr.king ro didim
please up date !!!!!!!1hurry up man!!!!!1
ارسال شده توسط پروانه | March 4, 2011 7:09 PM
ارسال شده در March 4, 2011 19:09
نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت
که زخم های دل خون من علاج نداشت
تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم
که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت
منم!خلیفه تنهای رانده از فردوس
خلیفه ای که از آغاز تخت و تاج نداشت
تفاوت من و اصحاب کهف در این بود
که سکه های من از ابتدا رواج نداشت
نخواست شیخ بیاید مرا که یافتنم
چراغ که نه!که به گشتن هم احتیاج نداشت
فاضل نظری
(...سلام...این سنگالیزاسیونتون حرف نداشت...کم کم داشت یادمون میرفت که آقای خبر نگار واقعا کی بوده...ممنون...
... کاش زندگی دکمه خاموش داشت...)
ارسال شده توسط shirin | March 4, 2011 11:45 PM
ارسال شده در March 4, 2011 23:45
عالی بود سنگالیزاسیون!
یه چیزی از عالی بالاتر!
ارسال شده توسط زهرا_ض | March 5, 2011 1:13 PM
ارسال شده در March 5, 2011 13:13
سلام.حالتون خوبه؟؟(باهمه ی خانواده بودم)
منتظر بهاریه ی 90 کامران هستیم
ارسال شده توسط گلی | March 5, 2011 8:18 PM
ارسال شده در March 5, 2011 20:18
وای داداش با این گزارشت بدترین یکی از بدترین خاطره های منو رو زنده کردی...
گیوتین رو میگم ...
چه وحشتانک بود...ماسکی چیزی میزدی خب لااقل !
(نصیحت یک پرستار)
.
نمیشد حالا نگیری دستت ؟ یا مثلا دستکش دستت کنی ؟
(عجبااااااااااااا)
.
6 میلیون ارواح رو میخوای دوره خودت جمع کنی؟
.
اگه بشه الان مرثیه از گیوتین مینویسم و آن خاطره بد ....!
.
[تشویش]
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | March 5, 2011 10:22 PM
ارسال شده در March 5, 2011 22:22
سلام درود بر تمام ابجی گل ها از جمله ابجی میترا لبافی
ابجی مهدیه پوریادگار و ابجی منصوره رهبر بخاطر گزارش های خوبتون
بهتون افتخار میکنم ابجی های گل
عالی بود گزارش هاتون ابجی گل ها
امشب ذوق مرگ شدم ابجی ها رو نشون داد
درود بر تمام خبرنگارا های مهربون[خجالت]
یکی بیاد منو بگیره الان در دیوار خونمون خسارت وارد میکنم از شادی[نیشخند]
ارسال شده توسط وحیدبهروز | March 5, 2011 10:36 PM
ارسال شده در March 5, 2011 22:36
آقا دست مریزاد گزارشت در مورد گیوتین خیلی جالب بود. خداییش چطور از اون همه استخون و جمجمه نترسیدی؟ چرا؟
یه خاطره هم از کلمه ی "چرا"
یادمه تو دبیرستان یه دبیر فیزیک داشتیم که با لهجه ی ترکیش (ارومیه) هی می گفت چَرا؟ با فتحه روی چ، با لحنی بسیار خنده دار، یه عینک ته استکانی هم داشت
ارسال شده توسط کیومرث | March 5, 2011 10:45 PM
ارسال شده در March 5, 2011 22:45
به روزم با گیوتین
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | March 5, 2011 10:53 PM
ارسال شده در March 5, 2011 22:53
سلام
گزارش گورستان زیر زمینی تکرار شد...
چرا نیستین؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط شاگرد قیصر | March 5, 2011 11:01 PM
ارسال شده در March 5, 2011 23:01
لطفاًاندرحكايت شبكه هاي تلويزيوني فرانسه گزارشي تهيه نماييد...مثلاًچراميگويندفرانس24............... ازگزارش هاي زيباوجذاب شماممنونيم.
ارسال شده توسط akbari | March 6, 2011 7:36 AM
ارسال شده در March 6, 2011 07:36
من عاشق حس نهفته در خبرای کامرانم
خیلی خوشحالم که اینجارو ÷یدا کردم
با افتخار لینکتون میکنموبا این نقطه ابیه کمرنگ منتظرتون هستم
ارسال شده توسط تنها | March 6, 2011 9:13 AM
ارسال شده در March 6, 2011 09:13
سلام عمو كامران.گزارش اون زير زمين مخوفه خيلي خيلي عالي بود.
حالا فهميدم كه چرا چن وقتيه نمينويسيد خب سرتون گرم اين گزارش باحال بوده....ممنون...
خب حالا ديگه آپ كنين ديگه
...خدا حافظتون باشه...
ارسال شده توسط Eli | March 6, 2011 1:58 PM
ارسال شده در March 6, 2011 13:58
با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو...در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه ارزشمند ...دکتر شریعتی
ارسال شده توسط s22h | March 6, 2011 2:55 PM
ارسال شده در March 6, 2011 14:55
كامران جون چطوري؟ كاش بعضي از اين خبرنگارهاي سيب زميني مملكت ما هم از اين تجربهها كسب كنند و به شعور مخاطب احترام بذارن
ارسال شده توسط سعيد نوايي | March 6, 2011 4:25 PM
ارسال شده در March 6, 2011 16:25
سلام.
"راهیان نور" همیشه به روزند...
ارسال شده توسط به نام سوره ی کوثر | March 6, 2011 7:49 PM
ارسال شده در March 6, 2011 19:49
سلام
گزارش گورستان زیر زمینی تکرار شد...
چرا نیستین؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط شاگرد قیصر | March 6, 2011 8:09 PM
ارسال شده در March 6, 2011 20:09
سلام اميدوارم هميشه خوب و سرحال باشيد نوشته خوبي بود .اقاي نجف زاده يك گزارشي از اوضاع معيشت نظاميان گزارش بگيرييد كه نزديك عيد تمام ملت يارانه وعيدي را گرفتن و خريد شب عيد را انجام دادن ولي هنوز براي ما مبلغي واريز نشده.با تشكر
ارسال شده توسط رضا | March 6, 2011 11:23 PM
ارسال شده در March 6, 2011 23:23
سلام کامی جووووووووووووون
دوست دارم به شدّت :)
:)
:)
ارسال شده توسط ....زندگی را گذری ارزش غم خوردن نیست | March 7, 2011 8:48 AM
ارسال شده در March 7, 2011 08:48
دیروز عصر نمایشگاه بهاره شهرستان گنبد کاووس با حضور مسولین و از جمله خودم هم به همراه بابام که بابام یکی از مسولین شهره رفته بودیم و افتتاح شد
متاسفانه ساعت 2345دیشب به علت اتصال برق نمایشگاه بهاره گنبد طعمه حریق شد و 200غرقه بازاریان در اتش سوخت
بابام تا صبح اداره بود ساعت5نیم اومد منم ساعت 2برگشتم خونه
مردم همه اومدن اونایی که صاحب غرفه ها بودند دارند گریه میکنند دم نمایشگاه
الحمدلله خسارت جانی نداشته این حادثه ولی کل بازار با خاک خاکستر یکی شد
خیلی دلم برای مردم سوخت مال اموالشون به باد رفت
علتش هم اتصال برق بوده که یک یخچال کهنه که به برق میزنن اتیش میگیره و منفجر میشه و همین باعث گسترش اتش سوزی میشه
من به عنوان اقای معروف دنیای مجازی مراتب هم دردیم رو با تمام گنبدی های عزیز اعلام میکنم و از بابام خواستم برای مردم که بتونن به پولشون برسند و جبران خسارت براشون بشه هر کاری میتونن انجام بدند[تشویش]
ارسال شده توسط وحیدبهروز | March 7, 2011 9:16 AM
ارسال شده در March 7, 2011 09:16
به نام خدا
سلام آقای نجفزادهی جان!
خیلی بدی... :( چرا مطلب جدید نمیذارید؟:(
ارسال شده توسط یک بندهی خدا | March 7, 2011 10:04 AM
ارسال شده در March 7, 2011 10:04
درد من تنهايي نيست
درد من مرگ ملتي است كه فقر را قناعت‘ بي عرضگي را صبر‘ و با تبسمي بر لب‘ اين حماقت را حكمت خدا مي دانند ......
بعد از مدت ها سلام
يه جا گفتي مگه يه آدم چقدر ميتونه كاغذ باشه؟
حرف قشنگيه اما كامران آدماي زيادي هستن كه يه عمره يه آدم كاغذي اند. گاهي واسه اينكه ارزش بودن پيداكني بايد كاغذ بشي
واسه فرياد زدن يه شعار كه جرآت داد زدنشو نداري
واسه سوزوندن خودت كه اوني رو كه دوسش داري گرم كني
واسه دفتر مشق آينده شدن
واسه ...
ميبيني كامران
كاغذ بودن همچينم بد نيست...
اما واي به روزي كه بشي اون كاغذي كه هر دستي به خودش اجازه ميده كه روت يادگاري بنويسه و خط خطيت كنه...........
ارسال شده توسط فاطمه | March 7, 2011 10:14 AM
ارسال شده در March 7, 2011 10:14
سلام آقای نجف زاده خیلی وقتا به این دل نوشته های شما سر می زنم ولی اولین باره که کامنت میذارم آخه خسته شدم از بس اومدم وپست جدید در کارنبود!!!!!!!!حالا که رفتین دست کم بیشتر واسه وطن گزارش بفرستید دلمون لک زده واسه گزارشاتوووون.
ارسال شده توسط آزاده | March 7, 2011 10:48 AM
ارسال شده در March 7, 2011 10:48
زیر هر شهر شلوغی،دخمه ای هولناک هست.....
ارسال شده توسط s22h | March 7, 2011 2:01 PM
ارسال شده در March 7, 2011 14:01
سلام مهندس خوبی کجایی دلم تنگ شده .
ارسال شده توسط دو صفر هفت | March 7, 2011 9:22 PM
ارسال شده در March 7, 2011 21:22
سلام
شب و روزت بخیر
خواستم به خاطر گزارشی که در مورد عزل وزیر فرانسوی بود تشکر کنم خیلی خندیدیم
راستی گزارشی که در موردگیوتین بود تکراری بود!
البته من یکی که از دیدن گزارش هاتون خسته نمیشم اما کاش لا اقل کامل نشونش میدادن!!!
شاد باشی
ارسال شده توسط yasna | March 7, 2011 9:38 PM
ارسال شده در March 7, 2011 21:38
سلام بر کامران نجف زاده . آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون براتون دارم آقا .
ارسال شده توسط سکوت | March 8, 2011 12:33 AM
ارسال شده در March 8, 2011 00:33
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت برو بچه های 20:30 شرکتی به نام صبا تندر سمنگان به قصد در اختیار گذاشتن خودرو های اقساطی بلند مدت و اعلام شماره حساب از بانک ملی به شماره 0207198348006 مبلغ پنجاه هزار ریال به نام شرکت که در سایت شرکت قید شده مبلغ واریز شده قابل عودت می باشد .قرار براین بوددر تاریخ 22بهمن ماه 1389 قرعه کشی انجام شود و نتایج در سایت اعلام گردد اکنون که به سایت مراجعه می کنیم چنین سایتی باز نمی شود که بتوانیم نتایج را مشاهده کنیم.ما همگی خواهان پیگیری شما عزیزان 20:30 می باشیم بانهایت احترام و تشکر
ارسال شده توسط مجتبی-ا | March 8, 2011 10:12 AM
ارسال شده در March 8, 2011 10:12
........
ارسال شده توسط زهرا | March 8, 2011 10:58 AM
ارسال شده در March 8, 2011 10:58
...
ميدوني كه بعضي حرفارو نميشه كفت:...
ارسال شده توسط زهرا | March 8, 2011 11:00 AM
ارسال شده در March 8, 2011 11:00
سلام.خیلی دیربه دیربه روزمیشین.خسته شدم هرروزاین جاروچک کردم.
راستی دارم خبرنگارمیشم.الگومم شمایین.نظرتون چیه؟نمیدونم به اندازه کافی کله شق هستم یانه.
موفق باشین.
ارسال شده توسط سارا | March 8, 2011 4:59 PM
ارسال شده در March 8, 2011 16:59
البته پرسیدن چرا بستگی به سوالی داره که قبل از اون پرسیده شده و همینطور به جوابی که به سوال قبل داده شده و بازم بیشتر به این بستگی داره که پرسشگر "به تنهایی" جواب رو خوب درک کرده یا نه!
در این که بعضیا استاد پیچش و چرخش! هستن حرفی نیست اما خب بعضیام هستن که سعی میکنن همون بار اول که سوالی ازشون میشه جواب درست و قانع کننده ای بدن. که در اینصورت پرسیدن چرا بی معنیه.
لابد مقامات غربی طوری به سوالایی که ازشون پرسیده میشده جواب میدادن که آقای کینگ هر دفعه مجبور میشده چنین پرسش کوتاهی رو مطربح کنه تا بتونه مچ گیری کنه و در نتیجه موفقیت آمیز بودن این عمل، چرا به محبوب ترین پرسش نزد ایشون تبدیل شده.
مستحضر هستید که؟!!!
ارسال شده توسط دلفین | March 8, 2011 8:55 PM
ارسال شده در March 8, 2011 20:55
سلام
در جستجوی عدالت جمع کثیری از جوانان تحصیل کرده این مرز و بوم
لطفا به ما سر بزنید اگر مرام و هدف ما برای شما موجه و قابل قبول بود لطفا با ما باشید و ما را لینک کنید
یا حق
www.arkan-sales.persianblog.ir
arkan3th@yahoo.com
ارسال شده توسط ارکان ثالث | March 8, 2011 11:15 PM
ارسال شده در March 8, 2011 23:15
سلام.....
احوال شما ؟؟ ما كه خوبيم... خوبتر از هميشسه....
دعوتتان ميكنم به خواندن پستي متفاوت.....
اين روزها حيس خدايي شدن وجودم را فرا گرفته....
ميخوام برم به سرزيمن وحي...
دعايم كنيد....دعايتان ميكنم....
ارسال شده توسط نرگس محمدي | March 9, 2011 11:08 AM
ارسال شده در March 9, 2011 11:08
اولين كامنت سلام
سلام
1- خيلي كاراتون رو دوست دارم،حتي شخصيتتون رو ولي تا چند روز پيش همت نوشتن اسمتون رو تو وب سرچ گوگل نداشتم.
2- همه 142 تا مطلبتون رو خوندم،من وقتي هيجان زده مي شم يااز كسي خيلي خوشم مي ياد بهش فهش مي دم مي گم "خيلي بي شرفي" ، 142 تا از اينا رو براتون كادو كردم و فرستادم.
3- با خوندن مطلباتون به خودم باليدم چون نوشته هام يكم شبيه شماست.
4- اين دو تا كتابتون رو از كدم انشاراتي بايد تهيه كرد.
5- هيچي...ببخشيد اگه طولاني شد...اولين كامنت خداحافظ
امير حسن پور از تهران
ارسال شده توسط امير حسن پور | March 9, 2011 8:05 PM
ارسال شده در March 9, 2011 20:05
سلام خوشحال میشم به وبلاگ من هم سری بزنید با مطلبی با عنوان مترو اصفهان به روزم
ارسال شده توسط ف.م | March 9, 2011 8:17 PM
ارسال شده در March 9, 2011 20:17
سلام و دورو بر شما
اقای نجف زاده رفتی فرانسه خوشبحالت امیدوارم تو کارت موفق تر باشی جای خالی شما در شبکه دو احساس می شود.من همیشه اجرای شما را دوست داشتم.
راستش من زیاد اینترنت مطالعه می کنم و کتاب می خونم اما مطالب تو ذهنم نمی مونه و هنگامیکه می خوام مطالب را در جایی یا مجلسی بخونم کم میارم چکار کنم تا مطالب را فراموش نکنم
ارسال شده توسط اکبر هادی نژاد | March 10, 2011 9:42 AM
ارسال شده در March 10, 2011 09:42
تصاویری جالب از سفارت ایران در فرانسه
http://www.taknaz.ir/news_detail_19239.html
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | March 10, 2011 11:51 AM
ارسال شده در March 10, 2011 11:51
سلام به خاطر اخباری که بهمون میدی دستت درد نکنه و با عرض تبریک به خاطر سایت قشنگت یه در خواست دارم خواستم اگه میشه وبلاگ منم به پیوندهای وبلاگت اضافه کنی.
وبلاگ من شامل دانلود جدیدترین نرم افزارها و عکس های بروز شده ی بازیگران و ... است. خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنی من که همیشه میام دوست دارم تو هم بیای دوست خوب _ مرسی
www.nabpc.blogfa.com
see you
[گل]
ارسال شده توسط حجازی | March 10, 2011 12:29 PM
ارسال شده در March 10, 2011 12:29
انتظار داشتم بعد از این همه وقت که دوباره به وبلاگتون سر زدم به روز باشید که دیدم...
ارسال شده توسط مرضیه شمس | March 10, 2011 1:10 PM
ارسال شده در March 10, 2011 13:10
چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند .
ارسال شده توسط دو صفر هفت | March 10, 2011 8:49 PM
ارسال شده در March 10, 2011 20:49
سلام
میدونی چرا اومدم به وبت؟
چرا نداره اولا شما وب درست کردی که من بیام!
دوما دوستت داشتم!
سومااینکه میخواستم بگم مخاطب امروز با چرا و توضیح زیاد قانع نمیشه!با جواب درست فانع میشه!حالا فرق زیادی نمیکنه چرا باشه یا چگونه!
راستی آقا کامران اونورا خوش میگذره؟
از فغانس لذت ببر و خوش بگذرون!
اگر هم جویای حال اینجانبان هستی ملالی نیست جز دوری شما!
فدای اجراهای خاصت بای
ارسال شده توسط تیاربگ | March 10, 2011 10:15 PM
ارسال شده در March 10, 2011 22:15
سلام
آقای نجف زاده احیانا اگر به صورت تصادفی وقت آزاد داشتید یه سر کوچول موچولو هم به وبلاگ من بزنید
ممنونم
ارسال شده توسط محمد | March 10, 2011 10:47 PM
ارسال شده در March 10, 2011 22:47
سلام
واقعا فاجعه است که تو این مدت طولانی فقط498 نفر نظر دادن.
یاعلی
ارسال شده توسط سحر########3 | March 11, 2011 2:51 PM
ارسال شده در March 11, 2011 14:51
سلام داداش به سلامتی شهریور برمیگردید ایران دیگه ؟
تمدید ممدیدی چیزی نکنید ها............................................................................
دلمون تنگولیده....واسه شما و بانو و کیان...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | March 11, 2011 5:17 PM
ارسال شده در March 11, 2011 17:17
به تمام همکاراتون زنگ زدم هم واحد خبر هم اونایی که عوامل خبر هستند حالا بهشون گفتم که شماره دفتر خبرگزاری فرانسه رو برام بفرستند تا به شما هم زنگ بزنم یکی شما و یکی هم داداش کاظم روحانی نژاد داداش شماره ها رو به هیچ کسی نمیدم
ولی بهتون زنگ میزنم
به من میگن وحیدبهروز اقای معروف دنیای مجازی
ارسال شده توسط وحیدبهروز | March 12, 2011 5:21 PM
ارسال شده در March 12, 2011 17:21
مزخرف می نویسی هنوز ... . من داره سربازیم تموم میشه و نمی دونم اونجا چه کردی و چه نکردی. شاید از مهلکه فرار کردی و شاید داری ماموریت جدید رو انجام می دی. راستی سر قبر هدایت رفتی؟ خوش باش جوجه حزب الهی سوسول. امثال شما پارادویسهای حزب الهی کم نیست. فعلا زت زیاد. عبداله 3village
ارسال شده توسط abdollah | March 12, 2011 5:27 PM
ارسال شده در March 12, 2011 17:27
چرا کامران نجف زاده انقدر بزرگ شد؟!!!!
ارسال شده توسط زینب | March 13, 2011 9:01 AM
ارسال شده در March 13, 2011 09:01
سلام آقا کامران
فرانسه خوش میگذره؟؟
دیگه به سایت خودتونم وقت رسیدگی ندارید!
من یه سوال داشتم هروقت نظرمو خوندید لطفا پاسخ بدید
این یه سوال تخصصیه و نیاز به یه کسی مثه شما داره
نظرتون راجع بهCDظهور بسیار نزدیک است چیه؟
به نظرتون سیاسیه یا نه واقعیت داره؟
منتظرم لطفا جئاب بدید 500تا آدم تو مشهد منتظرن!
ارسال شده توسط عالیه | March 13, 2011 2:51 PM
ارسال شده در March 13, 2011 14:51
be name khoda
salam aghaye najaf zade
chera up nemikonid?
ma muntazerim ha!!
mamnunam
payande bashid
ya hagh
ارسال شده توسط samira hosseini | March 13, 2011 3:59 PM
ارسال شده در March 13, 2011 15:59
حیف که شماها، فقط به بعضیا چرا می گین، و به بعضیا ی دیگه فقط می گید :چشم!
ارسال شده توسط علی | March 13, 2011 5:40 PM
ارسال شده در March 13, 2011 17:40
سلام آقا کامران این همه مطالب چرت رو از کجا گیر میاری به نظر من گزارشات همش یه طرفه ست هر کی هم تماشاش می کنه فکر می کنه تو میلیاردی داری پول به جیب میزنی امید وارم از این بدتر نشه
ارسال شده توسط علی رضا | March 14, 2011 1:40 AM
ارسال شده در March 14, 2011 01:40
اقای نجف زاده
سلام علیکم
دوست دارم درباره چراعیدی وحقوق اسفند ماه نظامی هارو دولت نمی ریزه گزارش تهیه کنی مرسی؟
ارسال شده توسط ahmad | March 14, 2011 1:02 PM
ارسال شده در March 14, 2011 13:02
سلام نازنین....
خوب هستید؟
خسته نباشید
چه خبرا؟!
اینجا که اصلا اصلا بوی بهار نمیاد
فقط بارن میاد
بارون میاد شدید....
کجایید پس؟!
ارسال شده توسط آدم برفی | March 14, 2011 2:04 PM
ارسال شده در March 14, 2011 14:04
بسمه تعالی
سلام اقا کامران
لطفا به وبلاگم تشریف بیاورید و بعد از خواندن مرا راهنمایی و کمک کنید
خیلی ممنونم از محبتتان
ارسال شده توسط معلول | March 14, 2011 5:08 PM
ارسال شده در March 14, 2011 17:08
داداش کامران بهتون میخوام زنگ بزنم بچه های خبر شمارتون رو دادند بهم
امسال به همه خبرنگارا زنگ زدم حیف بود که به شما زنگ نزنم
منتظر باشید به موقع زنگ میزنم بهتون
اقای معروف دنیای مجازی ایران وحیدبهروز
ارسال شده توسط وحیدبهروز | March 14, 2011 5:14 PM
ارسال شده در March 14, 2011 17:14
.....
چرا مارو تحويل نميگيري ؟؟
چرا اينجوري شدي؟؟؟
چرا دلت به حالمون نميسوزه؟؟؟؟؟
چرا ما رو تو خماري ميذاري؟؟؟؟؟؟
...
.....
.......
..........
..............
.................خدا تو را حافظ.
ارسال شده توسط زهرا | March 14, 2011 8:45 PM
ارسال شده در March 14, 2011 20:45
سلام
وب خودتونه؟؟؟؟واقعا چه خوش شانسم كه ديدم
من عاشقتم باورت ميشه؟؟؟؟
به حق كه تكي و حرف نداري
موفق باشي
از اين به بعد همش ميام اينجا نظر ميذارم
ارسال شده توسط .!.! | March 14, 2011 8:47 PM
ارسال شده در March 14, 2011 20:47
واقعا تكي
دوست دارم
ارسال شده توسط !!!! | March 14, 2011 9:00 PM
ارسال شده در March 14, 2011 21:00
سلام آپم
خوشحال میشم یه سری به من بزنید
بای تا های
ارسال شده توسط tannaz | March 15, 2011 12:06 PM
ارسال شده در March 15, 2011 12:06
آقا کامران
حالا یه چرا هم از من
چرا اکثر بازدیدکنندگانتون و کامنت گذاراتون مونث هستن :)
ارسال شده توسط ممل | March 15, 2011 4:14 PM
ارسال شده در March 15, 2011 16:14
سلام
آپم خوشحال میشم یه سری به من بزنید
با تا های
ارسال شده توسط tannaz | March 16, 2011 8:23 AM
ارسال شده در March 16, 2011 08:23
داداش بهمن ابراهیمی سردبیر شبکه خبر دارند جمعه میرند سوریه برید بهشون التماس دعا بگین
اینم ادرس
http://www.resanehayenovin.blogfa.com
ارسال شده توسط وحیدبهروز | March 16, 2011 10:43 PM
ارسال شده در March 16, 2011 22:43
سلام.شما بی نظیر هستید.
ارسال شده توسط فرید | March 17, 2011 12:01 AM
ارسال شده در March 17, 2011 00:01
سلام امیدی ندارم که به وبلاگم سر بزنید و نظر بگذارید به نظر من شما یک خبرنگار موفق ایرانی هستید امید دارم فردا روزی که می آید نظر گرم شما را در وبلاگمون ببنیم یا علی
ارسال شده توسط سید علیرضا هوایی | March 17, 2011 1:19 AM
ارسال شده در March 17, 2011 01:19
"تو از قلب من می آیی
من از قلب غم کارون
اهواز عفونت کرده
با دمل شعری"
بینندگان درود و سپاس
این وبگاه در نظر دارد
با تحقیق و تفحص
در مورد ادبیات خوزستان
این استان را از این سکون
و خود خفگی بیرون بیاورد
و دوستانی را که بنا به
هر دلایلی در انزوا و فراموشی
به سر می برند را به عرصه بیاورد
و از در گذشتگان و جوانان
مستعد در این عرصه نام ببرد.
"""""دوستان گرامی عذر خواهی می کنم"""""
|||||لطفن مرا با نام ادبیات خوزستان لینک کنید|||||
از دوستان گرامی استدعا دارم نظر خصوصی نزارند.
و این که لازم می دانم خاطر نشان کنم:
این وبلاگ به تمام خوزستانی های سراسر جهان تعلق دارد.
و من فقط زحمت اتنخاب موارد و یا تایپ آن ها را می کشم
در ضمن این وبلاگ از استقلال فردی و فکری نیز برخوردار است
و آزادی بیان تا جایی که وبلاگ فیلتر شود هم مجاز است
و به هیچ نهاد ، سازمان، انجمن یا شخصی وابسته نیست.
و تا جای ممکن بی پرده حرف می زند.
ارسال شده توسط ادبیات حوزستان | March 17, 2011 1:59 AM
ارسال شده در March 17, 2011 01:59
چرا ار فرانسه اخراج شدید؟
ارسال شده توسط عباس | March 17, 2011 1:38 PM
ارسال شده در March 17, 2011 13:38
سلام.حالت خوبه؟؟؟
فکر نکنم خوب باشه......ازت خبری نیست.......در ضمن چرا بهاریه تو نمی نویسی؟؟؟
ما همچنان منتظریم
ارسال شده توسط گلی | March 17, 2011 2:03 PM
ارسال شده در March 17, 2011 14:03
سلام.حالت خوبه؟؟؟
فکر نکنم خوب باشه......ازت خبری نیست.......در ضمن چرا بهاریه تو نمی نویسی؟؟؟
ما همچنان منتظریم
ارسال شده توسط گلی | March 17, 2011 2:03 PM
ارسال شده در March 17, 2011 14:03
اي شيطون به رييس جمهور مملكت تيكه ميندازي "استحضار دارید که برخی ها استاد پیچاندن جواب ها با قیافه حق به جانبند).
"
بدهم پدر پدر سوخته ات را در بياورند. اي پدر سوخته......!
ولي باز هم مثل هميشه عالي بود ، مختصر كامل و پر از حاشيه.
ممنون
ارسال شده توسط امين | March 17, 2011 3:10 PM
ارسال شده در March 17, 2011 15:10
سلام داداشم
سخني از ناپلئون
هرگز اشتباه نکن ....
اگر اشتباه کردي ... تکرار نکن
اگر تکرار کردي ... اعتراف نکن
اگر اعتراف کردي ... التماس نکن
اگر التماس کردي ... ديگر زندگي نکن.
(اينكه همه بخوان توي كاراشون مثل تو باشن كه يا اشتباه نداشته باشن و يا كمتر دچار اشتباه بشن خيلي سخت و دشواره
ممنون كه انقدر خوبي.)
ارسال شده توسط آبجي الهه | April 11, 2011 11:10 AM
ارسال شده در April 11, 2011 11:10
باز سلام داداش كامران
با اجازه لينكت كردم...
درضمن واقعا بابت سفر و ماموريت سختي كه تو فرانسه داشتي بهت خسته نياشد خدا قوت و ايول ميگم...
ارسال شده توسط معصومه | April 11, 2011 1:16 PM
ارسال شده در April 11, 2011 13:16
با سلام و خسته نباشید ازتون میخوام که در مورد مشکلات رشته رادیولوژی گزارش تهیه کنید . اومدن تمام رشته های درمانی رو مثل هوشبری اتاق عمل ماما پرستار بهیار و... رو جزو نظام پزشکی قرار دادن و فقط رشته رادیولوژی و ازمایشگاه رو جزو نظام پززشکی گذاشتن . ما فقط اسم نظام پزشکی رو یدک میکشیم در حالیکه هیچ مزایایی نداریم . به فرض تمام امتیازاتی که به پرستارا دادن ازجمله کاهش ساعات کاری کاش شیفت افزایش حوق تعرفه گذاری و... هیچکدوم شامل ما نمیشه . ما علاوه بر اینکه با مریض سر وکار داریم با اشعه x , گاما سرو کار داریم . جونمون وسلامتیمون در خطره . هر دو رشته در بیمارستان کار میکنیم ولی فقط به پرستارا میرسن . من خودم الان 8 ماهه باردارم و باالجبار و از ترس خطرات اشعه ایکس برای جنینم خونه نشین شدم و مرخصی بدون حقوق گرفتم . هیچ قانونی از ما و سلامتیمون حمایت نمیکنه . وقتی به خاطر مشکل بارداریم مراجعه کردم گفتن کادر اداری کار کن اونم منشی گری . تو رو خدا این انصافه . اقای نجف زاده تو رو خدا یه گزارش واسه این مشکلات ما تهیه کن . با تشکر
ارسال شده توسط هانیه | April 11, 2011 10:34 PM
ارسال شده در April 11, 2011 22:34
سلام داداشم
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري
همانند سيب باش
تا با افتادنت
انديشه اي را بالا ببري
ارسال شده توسط آبجي الهه | April 12, 2011 7:04 AM
ارسال شده در April 12, 2011 07:04
سلام داداشم
انديشه ي قشنگ تو
نه تنها سبب شده كه
خودت توي زندگيت به رتبه و درجه ي عالي برسي
بلكه
سبب ارتقاء درجه و رتبه ي
دوستان و دوستدارانتم شدي
اين جمله
براي افرادي كه يا از روي حسادت و يا گاها از روي ندانم كاري و كم خردي باعث افول ديگران ميشن گفته شده.
{اگر قادر نيستي خود را بالا ببري
همانند سيب باش
تا با افتادنت
انديشه اي را بالا ببري}
ارسال شده توسط آبجي الهه | April 12, 2011 7:09 AM
ارسال شده در April 12, 2011 07:09
سلام عرض می کنم محضر استاد عزیزم جناب اقای کامران نجف زاده
از بازگشت شما به کشور خرسندم چون فکر کنم دوباره می تونم از راهنمایی های شما در عرصه خبرنگاری استفاده کنم.
خبرنگار سه خبرگزاری در سمنان هستم که به مدت یک سال است کار خبرنگاری را دنبال می کنم از انجا که شهرستان ما محدود است از نظر وسعت وجمعیت خیلی مشکل می تونیم خبر تولیدی داشته باشیم با توجه به میزان سابقه شما در این عرصه خواستم اگر امکان دارد از راهنمایی شما در این زمینه بهره مند بشم.
من از طرفداران افراطی شما هستم وخیلی برای ارتباط با شما سعی کردم که متاسفانه موفق نشدم حالا از شما خواهش دارم به ایمیل من پاسخ بدید وبرای ارتباط بهتر شماره تماسی از خودتون به ادرس پست الکترونیکی من ایمیل کنید.
سپاسگزارم
tell: 09356722661
address email:isna.semnan@yahoo.com
ارسال شده توسط علی عزالدین | April 12, 2011 11:04 AM
ارسال شده در April 12, 2011 11:04
سلام. اول اینکه خوشحالم برگشتید وطن.. جاتون خیلی خالی بود. درسته که ما شما رو فقط از جعبه ی جادویی می بینیم اما خوب دوری و نزدیکیش حس می شه.
بعضی ها چرا رو مثل یه توهین می دونن! انگار که برن زیر سوال! که خب میرن، اما توقعشو ندارن. همیشه تو زندگی هممون یه چرای بزرگ هست ، کاش بتونیم اونو جواب بدیم.
ارسال شده توسط دختر ِ کوچه پشتی | April 12, 2011 12:04 PM
ارسال شده در April 12, 2011 12:04
برای شادی روح مادر بزرگ ابجی مهدیه پوریادگار فاتحه بخونید برای ابجی مهدیه عزیز از خدا صبر مسلت دارم و اینشالله غم اخرشون باشه[نگران][افسوس]
ارسال شده توسط وحیدبهروز | April 12, 2011 5:45 PM
ارسال شده در April 12, 2011 17:45
سلام
خوبی سر زدن من به اینجا اینه که هر دفعه خیلی از نظرای بچه ها تایید میشه!!!
منو بگو از لحاظ پیچوندن رفقا که هر جا میرم فرتی ردپامو پیدا نکنن برخلاف همیشه که امتناع میکنم، اینبار با اسم خودم دو بار به وبلاگ شما نظر دادم که جفتشونم به همین مطلبن....
اما وقتی اومدم سر بزنم دیدم خدا بدور!
انقدر اسم سارا هست که آدم به اسم خودشم شک میکنه!!!
دیدم چقدر طرفدار با اسم سارا دارید حالا باز خوبه من حداقل ایمیلمو گذاشتم یا جمله بندیمو کد گذاری کردم. "مستحضر هستید که؟"!
اما متاسفانه مثل اینکه اینجا هم نمیتونم دوستان رو بپیچونم و مجبورم بازم از آیدی سرشناس همیشگیم استفاده کنم!!!البته نه به فینگیلیش!! (اینم دودره بازی من، بالاخره باید این انرژی رو یکم تخلیه کنم!)
خدا مثل اینکه خیلی دوستامو دوست داره که نمیذاره جای اینکه من کلانتربازی در بیارم، اونا مچ منو بگیرن!!!
خلاصه که از این به بعد به جای اسمم (سارا) با آیدی دلفین بهتون نظر میدم.
اومده بدم چندتا سوژه توپ خبری بهتون بدم سوژه هام از کله م پرید!!!
فعلا آپ جدید ندارم، هر وقت گذاشتم آدرس وبمو میدم. نمیدونستم وبلاگارم سر میزنید آخه!
فعلا این سوژه رو داشته باشید که یادم اومد!: ماست کاله 1000 تومن گرونتر از نمونه مشابه خودشه (ماست خزر شیر) و جالبه که اون ماست خوب هست و کاله ماست جوش شیرینی! عین خامه کش میاد!
ارسال شده توسط دلفین | April 12, 2011 9:19 PM
ارسال شده در April 12, 2011 21:19
اساتید بی سواد دانشگاه این چراها را خیلی جالب می پیچانند. انگار سالها تحصیل کرده اند برای پیچاندن چراهای علم!
ارسال شده توسط ل.بیگدلی | April 12, 2011 10:47 PM
ارسال شده در April 12, 2011 22:47
سلام آقا کامران . وقتت بخیر . خوشحالم که دارم برای شما نظر میذارم . هر چی فکر کردم یادم نیومد که کی مصاحبتونو با لری کینگ دیدم . یه سوال دارم . اگر حوصله و وقتش بود جواب بدید لطفا . چه ویژگی هایی واسه خبرنگار شدن لازمه ؟
ارسال شده توسط حامد | April 13, 2011 1:30 AM
ارسال شده در April 13, 2011 01:30
اقا سلام خسته شدیم از بس روی ...لری کینگ رو دیدیم از فرانسه اخرجتون کردن فک کردین تا یه یال نباید باپین!!!!!یا هنوز باید در خاموشی باشین !!!!!!!!!!
ارسال شده توسط نجمه | April 14, 2011 3:04 PM
ارسال شده در April 14, 2011 15:04
سلام به نجف زاده میخواهم باهات درد دل بکنم مردم چپاقلی ازدست حراست دریا که به خاطر 2کیلو ماهی ناقص یاکشته میشن بگم اخه دلم پر خونه که هیچ رسا نه ای حتی جیک شو هم در نمی اره بگم از بیکاری خودم و مردم بگم که از 200نفر1 نفر شغل دارند
ارسال شده توسط عبدالله | May 23, 2011 2:55 PM
ارسال شده در May 23, 2011 14:55
سلام آقاي نجف زاده
لطفا به من بگوييد چطور ميتوانم با شما صحبت يا ملاقات داشته باشم.فكر ميكنم شما بتوانيد مشكل من و خانواده ام را به مسئولان اطلاع دهيد.
ارسال شده توسط مهري كريمي | May 23, 2011 3:05 PM
ارسال شده در May 23, 2011 15:05
سلام خدمت اقای تجف زاده
اقا ما خیلی ممنونیم از گزارشهای توپ و دست اولتون
همیشه تاثیر گذارن
مرسی
خدا قوت
ارسال شده توسط لیلا | May 24, 2011 8:04 AM
ارسال شده در May 24, 2011 08:04
واقعا فکر می کردم بعد از حضورت در بلاد کفر تفکراتت هم مثل برادران ساندیس خور شده باشه اما می بینم هنوز هستی بدون پستی. درود بر تو.
ارسال شده توسط مهدی | May 25, 2011 9:17 AM
ارسال شده در May 25, 2011 09:17
چرا...
آقا کامران یکی از هواداران پروپاقرصتم
حرف دل مردم رو از گوشه و کنار این کرزو بوم میزنی
به امید اینکه مسئولین پایتخت نشین نظری به حال مردمی
که مثل آب چشمه ذلال اند و جاری بیاندازند و
حرف دل مردمی و خار دیده مسئولین بی خیال
خداوند نگه دارت ...
ارسال شده توسط سعید | May 25, 2011 10:34 PM
ارسال شده در May 25, 2011 22:34
بازم سلام
باز منم و نظری که میدم
حتما می گی خب تویی که هستی از بین این همه طرفدار کی میاد تو رو بیاد داشته باشه ؟
و با خودت می گی
شما ؟
چیزی نمی گم جز این که یه خواننده معمولی هستم با یه سری نظرات و افکار در هم پیچیده
و برای شما از این بابت نوشتم باز هم سلام چون در قسمت باشو غریبه بزرگ نظر داده بودم امید وارم خونده باشین
یا حق
موفق باشی سردار خبر ساز
ارسال شده توسط مجید | May 26, 2011 7:09 AM
ارسال شده در May 26, 2011 07:09
سلام . خوبی کامران خان نجف زاده ؟ از این چرایی قضیه خوشم میاد . البته نه دقیقا وقتی که فکرت به حد کافی گیر باشه و تو حتی نتونی به خود خودت فکر کنی . حالا چرا نذاشتن که از فرانسه خبری برای ایران مخابره کنی ؟؟؟ از نوع گزارشگریت خوشم میاد چون بکر و تازه ست . البته این روزا اگه دقت کرده باشی همه دارن مثل تو گزارش تهیه می کنند. به هر حال شادزی
ارسال شده توسط بانوبارون | May 29, 2011 7:56 AM
ارسال شده در May 29, 2011 07:56
سلام آقای نجف زاده بصورت گذری با وبسایتتون آشنا شدم درست خیلی جالب و وزینه
امیدوارم موفق باشید
شرمنده ما میخوایم واسه نسل نوجوون نشریه بزنیم تا حالا چندتاییرو هم زدیم اما این دفعه میخوایم با تیرازبالا1000کار کنیم وهدفمون بهره بردن بچه ها از مطالبمونه
میخواستم از نظر شماهم استفاده کنم البته اگه قابل بدونید
//دراین مورد که چه محتویاتی داشته باشه بهتر جذب مخاطب میکنه البته هضم مطالب هدف اصلیه
ما کیفیت رو مبنا قرار میدیم نه کمیت!
چون این سری میخوایم کار با تیراژبالا بکنیم و مخاطبمونم قشر حساسین واسه همینم دوست دارم از نظرات افراد صاحب نظری چون شما استفاده کنم
نمیدونم که جوابمونو میدین یانه اما به هرحال واسمون دعا کنین
ببخشید که با ادبیات عامیانه براتون نوشتم و وقتتونم گرفتم
راستی ما یه عده بچه بسیجیم که میخوایم نشریه بزنیم اما همگیمون هدفمونانتخاب راه درست و رفتن به سمت اونه اگه تونستین راهنما مون بشید ممنون میشم
فقط میخوام بگید چه محتوایی بذاریم بهتره چون بعضیا میگن علمی فرهنگی وسیاسی باشه اما بازش نمیکنن که مثلا واسه یه نوجوون سیاست رو چطور بیان کنیم و...
نگهدارتون خدا
ارسال شده توسط رهگذر | May 30, 2011 10:17 AM
ارسال شده در May 30, 2011 10:17
slm mer30
hamashoon aliyan
ارسال شده توسط nasim | May 30, 2011 9:00 PM
ارسال شده در May 30, 2011 21:00
همیشه قابل تحسینین ...
همیشه صدای تلویزیون بلند میشه وقتی یه گزارشگر ساده ترین حرفارو عین قصه کنار هم میچینه
کسی که همیشه جوابش یه کلمه باشه و حرف خودش به گمانم در جواب چرا میگه نمیدونم!!!
اما شاید واسه همون نمیدونم هم دلیل داره و زیرا
حالا این میشه همون جوابی که میخوای
البته اگه بازم حوصله کنه واسه قانع کردن بقیه
بعضیام اونقدر خسته ن که واقعا نای قانع کردن دیگرانو ندارن ... یعنی اینجوری دلشون آروم تره. همین که واسه خودشون قانع کننده س راضین. مثه من که پر از دلیلم و بی دلیل نیستم ولی نای قبولوندن نیست!
اینم بستگی داره کجای دنیا باشی
اگه روی کرسی نشستیم و مسؤلیم خستگی و نا نداشتن معنی نداره ...
ارسال شده توسط محدثه | May 31, 2011 9:06 PM
ارسال شده در May 31, 2011 21:06
همیشه قابل تحسینین ...
همیشه صدای تلویزیون بلند میشه وقتی یه گزارشگر ساده ترین حرفارو عین قصه کنار هم میچینه
کسی که همیشه جوابش یه کلمه باشه و حرف خودش به گمانم در جواب چرا میگه نمیدونم!!!
اما شاید واسه همون نمیدونم هم دلیل داره و زیرا
حالا این میشه همون جوابی که میخوای
البته اگه بازم حوصله کنه واسه قانع کردن بقیه
بعضیام اونقدر خسته ن که واقعا نای قانع کردن دیگرانو ندارن ... یعنی اینجوری دلشون آروم تره. همین که واسه خودشون قانع کننده س راضین. مثه من که پر از دلیلم و بی دلیل نیستم ولی نای قبولوندن نیست!
اینم بستگی داره کجای دنیا باشی
اگه روی کرسی نشستیم و مسؤلیم خستگی و نا نداشتن معنی نداره ...
ارسال شده توسط محدثه | May 31, 2011 9:09 PM
ارسال شده در May 31, 2011 21:09
سلام کامران
چرا نجف زاده مایل است مطالبش را پیچیده بیان کند؟
مطالبی که بیان ساده و بی آب تاب آن مفید تر است.؟!
ارسال شده توسط علی | June 1, 2011 11:44 PM
ارسال شده در June 1, 2011 23:44
بنام خدا
سلام اقاي نجف زاده
1- لطفا از اعضاي شركت نور كاشان (شركت اصلي به نام نور در تهران مي باشد)در مورد واگذاري زمين در اطراف تهران كه سالهاست از كاركنان جهاد كشاورزي (1382) مبلغ حدود چهار ميليون تومان از شهرهاي مختلف از جمله خرم اباد دريافت كرده ولي از زمين خبري نيست گزارشي تهيه كنيد
2-تورا به خدا اگه برات ممكنه سري هم به كنارك در استان سيستان و بلوچستان بزنيد كاركنان نيروي هوايي چابهار حرفهايي براي گفتن دارند كه شايد از طريق شما بشه به گوش مسئولين برسونيدسختيهايي كه اينجا هست و سي به فكر نيست تورا به خدا بياييد از نزديك گزارش تهيه كنيد.
انشاالله
ارسال شده توسط علي | June 6, 2011 4:48 PM
ارسال شده در June 6, 2011 16:48
با سلام می خواستم یک برنامه مستند به شما معرفی کنم : 1- حقوق 32 ماه عقب افتاده کارگران کارخانه های ریسندگی و بافندگی کاشان که تا عید مبلغ ناچیزی می دادند هفته ای 50 هزار تومان از عید تا بحال قطع شده است و هرچی راهپیمایی می کنند فایده ای ندارد جلو فرمانداری و ... حتی برای فرماندار جدید هم همین طور در مراسم تودیع و معارفه ،هیچ نهادی پاسخگو نیست حدود 1300 کارگر هستند
ارسال شده توسط مهدی | June 16, 2011 10:27 AM
ارسال شده در June 16, 2011 10:27
دارند خودشان را میکُشند موجها
تنی به آب بزن
آرام شود دریا
////////////////////////////////////
از مصاحبه هات خوشم مياد...
از طرف معلم امروز يا همان دانش آموز ديروز
ارسال شده توسط به نام او كه بابا را آب داد | August 20, 2011 9:36 PM
ارسال شده در August 20, 2011 21:36
جالبه شما چند خط مینویسید و مخاطبانتون این همه!!!
ارسال شده توسط مهمان | September 4, 2011 12:06 PM
ارسال شده در September 4, 2011 12:06
سلام،ممنون ازاین مطلبتون تاحالابهش فکر نکرده بودم!؟
واقعاچرا چرا آدم را به فکر فرومی برد؟(شایدچون زندگی پر ازچراست اینجوریه؟)
ارسال شده توسط ق.ر | September 19, 2011 12:41 PM
ارسال شده در September 19, 2011 12:41
سلام اقای نجف زاده حالتون خوبه
شما عاشق کار تون هستید و واقعا عاشقانه کار می کنید انصافا بعضی وقتا من واقعا می ترسم که خطری تهدیدتون نکنه برای موفقیت و سلامت شما دعا می کنم
یه خواهش داشتم من اززمان جنگ صدای اژیر خطر برام خیلی خاطره انگیزه و وقتی بچه بودم همش فکر میکردم اون اقایی که اعلام می کنه کیه و ازکجا می فهمه می دونم خنده داره ولی خیلی دوست دارم که بدونم این صدای کیه ا اگه دوست داشتین وهمین طور وقت یه گزارش از این موضوع تهیه کنید متشکرم دعاگوی شما
فاطمه
ارسال شده توسط فاطمه | September 24, 2011 12:30 AM
ارسال شده در September 24, 2011 00:30
مرد خوبی هستی دلنشین ؛اما به وبلاگم اگر سر بزنی و درقسمت مطالب تارنمام اون عنوان قصه پرغصه را بخوانی ...
بهترینی...
چرا که مطلب خوبیه برا انعکاس ؛اگر مغز سرکشایی که سد راه پیشرفت کودکانند ...نشه
وتو کشورت هزار تا مشکله که باید شفاف سازی بشه زیاد به اون وریا فکر نکن
خدا نگهدارتون
ارسال شده توسط احسان | October 31, 2011 5:31 PM
ارسال شده در October 31, 2011 17:31
لری کینگ آدم خاصیه با مهارت های منحصر به فرد در کارش. ولی ای کاش اون ها رو در مسیر بهتری به کار می گرفت.هر چند که هیچ کس از عاقبت خودش و دیگرون خبر نداره! خدا آخر و عاقبت همممون رو ختم به خیر کنه...
ارسال شده توسط صاحبه | November 5, 2011 3:24 PM
ارسال شده در November 5, 2011 15:24