« ماهي قرمز کوچولو! | صفحه اصلی | صاف بزن بالا! »

عاشقانه بخوان....

نسل منفي يكم و منفي دوم و منفي سوم بيشتر در كوچه ها عاشق مي شدند. خوراكشان هم همسايه روبرويي بود. دعوا و كتك كاري و «آخ ديگه آبرومون جلوي در و همسايه رفت» هم هكذا. نسل صفرمي ها و نسل يكمي ها اما درشرايط ديگري عاشق شدند. آنها گاهي در پياده رو نامه هاي عاشقانه ردوبدل مي كردند و درعين حال گاهي كتاب هايي به هم مي دادند و زير جملات عاشقانه اش خط مي كشيدند. اين كار دو حسن داشت. يكي اينكه طرف تابلو نمي كرد كه بلد نيست يك نامه عاشقانه بنويسد دوم اينكه ادبيات هم وارد ماجرا مي شد. در همين فاصله كم كم در كشورهايي مثل هند با يك عينك جابجا كردن يابا يك بوق با يك درخت خيلي ها عاشق مي شدند.
وقتي به نسل ما كه سوم باشد نوبت عاشقي رسيد ديديم روش هاي بروز عشق و علاقه با سرعتي معادل سرعت نور افزايش يافته است. اتوبوس و رستوران و پيتزاي مخلوط و يك بليت سينماي اضافه و حتي روي ديوار توالت هاي عمومي ازعشق خوانده مي شد. بعلاوه چت روم ها كه خودش فرصت خفني بود براي اينكه شما بتركانيد.
اين مقدمه تاريخي را برايتان نوشتم كه اضافه كنم:
دراين ميان يك جور عشق ديگر هم بود كه گريبان يكسري آدم هاي صاف و صادق را گرفت. يعني آنها درحقيقت گريبان اين عشق را گرفتند.
همان هايي كه عشقشان ايران بود و درد دين داشتند. آنها رفتند جنگيدند تا من و تو سالها بعد راحت عاشق شويم و شيطنت كنيم... چه باك اگر باشند و گاهي سرمان فريادي هم بكشند!

ارسال نظر

نظرات (118)

1.سلام!....نه واقع مثله اينكه ميشه اميدوار شد به زود نوشتن شما!....باور كنيد قدم كيان كوچولو خوب بوده!
2.واسه پستتون هم واقعا نمي دونم چي بگم؛ يا شايد هم زوده كه من چيزي بگم(!!!!؛ فقط همين كه گاهي اوقات وقتي اون نسل رو كه براي من جنگيد تا بقول شما با خيال راحت عاشق بشم رو ميبينم كه روي ويلچر نشسته يا سرفه هاي پي در پي اش زندگي رو براش تلخ كرده، شرمنده ميشم!
3.سلام برسونبد......بهار

سلام
خیلی ممنونم از شما!
فردا یادتون نره!
ساعت 3 بعد از ظهر تو وبلاگم جشنه!
راستی اگه مایل به تبادل لینک هستید بگید که من لینکتون کنم!
منتظرتونم
فعلا
یاحق!

یه لحظه فکر کردم توهمه.......................
امسال متحول شدید یا مشغاتون کمتره؟

از ان مطلب هايي بود كه جا داشت مفصل تر نوشته شود . نسل تازه كه غوغا كرده اند!!!.......
و البته اينترنت!

اوا:

سلام
همان ها که جنگیدند برای ما کلید های طلایی گذاشتند ولی متاسفانه ما با کارهایمان همان کلید ها را داریم سیاه میکنیم ......
خیلی جالب مینویسی
بازم سلام برسون

من دلم برای تموم عاشقانه هام که خاکشون کردم تنگ شده.دلم خواست داد بزنم که من دلم تنگ شده.........

سلام آقای نجف زاده قدم نورسیده مبارک
این پست های آخریتون هم خیلی عالی بود مخصوصا ماهی قرمز کوچولو و عاشقانه بخوان ...
یه درخواستی ازتون دارم :
میخوا بدونم شما آیا آدرس ایمیل یا آدرس پستی از آقای احمدی نژاد(ریئس جمهور) دارید که در اختیار من قرار بدید؟ مساله خیلی خیلی مهمی هست . گرچه امکان رسیدگیش خیلی کمه ولی پرتاب سنگی در تاریکی هم غنیمته !!!
متشکر میشم اگه در اختیارم بزارید...اگه تو وبلاگم نمیتونید برام ایمیل کنید ...
باز هم متشکرم
موفق و شاد باشید

H.Mousavi:

انقدر قشنگ گفتي كه فكر كنم الان از ان بالا به تو لبخند مي زنند ...

سلام داش كامي احوالاتت چطوره مي بينم كه نه واقعا به قولت داري عمل مي كني و داري زود زود مي نويسي حالا يه نوع از عشق هست كه عشقهاي نيمه راه منظورم اتوبوس هايي كه از مدرسه تا خونه عشق بعضي آدم ها ميشن اما خداييش من به واقعيت نسل آدم هايي كه رفتند و شهيد شدند وقتي رسيدم كه خودم از نزديك ديدمشون كه هنوز كه هنوزه قيافه هاشون حرفهاشون دلتنگياشون از يادم نرفته راستي به من تبريك نمي گي منم در امتحان باشگاه خبرنگاران جوان قبول شدم آرزو دارم يه روزي مثل تو بشم راستي من خيلي دوست دارم عكس ني نيتو ببينم

مهدیا:

سلام
واقعا بی نظیر بود
برای نظر دادن به این یادداشت باید بسیار اندیشید
پس تا بعد خدا تو را حافظ
مهدیا

سلام
اول بگم : بابا تند تند....... زود زود....
ممنون...
با اینکه با دیر آپ کردنات طعم انتظارو یادمون دادی اما انگار یه عشق دیگه ای داشت ها!!!
حالا
راستی ما یکبار با بروبچ مدرسه رفتیم آسایشگاه معلولین ثارالله ...
عشق بود و عشق بود عشق...
منم خبرنگار بودم......
اونقدر بزرگ بودن که آدم جلوشون سرخ می شد...
اونقدر عاشق بودن که چشماشون با شنیدن جبهه برق می زد....
نه که عاشق جنگ باشن اونا عاشق خدا بودن...
راستی بد نیست که با این آقاهه ..... اسمش چی بود...
همون که تو صندلی داغ اومد.....
حالا یادم اومد میگم....
اشک همه رو درآورد.....
خوبه باهاش مصاحبه کنی....
نابینا بود......
اما چشماش قدر یه دنیا جا داشت....
عاشقانه هات خیلی قشنگن.....
مرد عاشق یادت باشه که اونایی که اول گفتی آبروی عشق رو بردن...
به قول آقای غزوه "عشق علیه السلام"
عاشقانه بخوان......
ممنون
راستی دیشب خوابتونو دیدم... یعنی بعداز ظهر
تو مدرسمون بودین
بهتون گفتم امیرکیان چطوره بعد یادم نیس اما یه خاطره از شیطنت دیشبش گفتین ....
یه کمی هم یه جوری باهام حرف زدین که ضایعم کردین..
چه خواب خوبی بود... این دفعه چندمه خوابتونو می بینم....
عاشق.... بای....

نونا:

و وای به حاله عشق نسل چهارمی!

آنها رفتند جنگيدند تا من و تو سالها بعد راحت عاشق شويم و شيطنت كنيم خیلی قشنگ بود

یه بنده ی خدا:

هر چند شاید نظرتون برای خیلی ها خوشایند نباشه، ولی من باهاتون موافقم به شدت! ولی به شرط اینکه واقعا کسانی که سرمان داد می کشند، همان هایی باشند که عاشق هستند!!! در این صورت اصلا حرفی نیست. اصلا بیان یه چک هم بزنن تو گوشمون :)

بسم الله .سلام. عاشقانه خواندم...

......:

عاشقانه خواندم.
خط های اول خنده ام گرفت.

و خط های آخر دلم گرفت.


کس چون تو طریق پاک بازی نگرفت
با عشق نشان سرفرازی نگرفت
زین پیش دلاورا کسی چون تو شگفت
حیثیت مرگ را به بازی نگرفت....

چه فرقی می کنه!!:

سلام.خسته نباشید.
عااااااااااااااااالی بود.من که اشکم در اومد...
دسستون درد نکنه...چقدر ماهرانه نوشتید!!...و البته تاثیر گذار...
نمی دونید این نوشته های هر چند کوتاهتون چه حالی به ما می دن...ایشاالله خدا هم به شما و خانوادتون همیشه حال بده...


Anonymous:

كاش كه پنج خط آخرش نبود. ...اما از عشق گفتي . نسل ما كه نسل دو و نيم شايد باشد....را چرا ننوشتي . ما را كسي نديد. چون خوب سوختيم. تا بعد.

مثل همیشه عالی بود******* ای کاش عشق را از اینان و صاف وساده یاد بگیریم. امیدوارم دست نوشته هایت تا ابد عاشقانه باشد....... ای مرد خبرنگار*****

... چه باك اگر باشند و گاهي سرمان فريادي هم بكشند!....
جمله دلداري ده ....! از يك بعد و از بعد ديگه يك رئال فراموش نشدني اي كه هميشه ....نه..... هيچ وقت تكرار ي نميشه ....
جملات زيباي هميشگي ممنون ...خسته نباشيد.
"اما باور كنيد نميشه يه نظري داد كه حتي خود آدم به دلش بشينه مثل نظر من ..... نشد .."به دليل زيبايي كلام

باکی نیست.اما اگر این عشق هم مثل عشق همان نسل منفی یکم و دوم و ..صاف و ساده بوده باشد،بعید میدانم تا امروز هرگز سر ما داد زده باشند.

سلام.
کاش توجیه نمیکردید!
باور نمیکنم آنها که رفتند باعشق! راضی باشند به این برخوردها واین فریاد ها!
گاهی فریاد ما ریشه یدرخت های تنومندی را قطع میکند!
زیرآوارش نمانیم ای کاش!
سرفراز باشید. یاحق

خدایی ازخودم با معرفت تر دیگه سراغ ندارم .
باور کن .
ین رازنامه ای رو که نوشتی و من تازه خوندمشو میگم دیگه .بیات بود
ولی حسابی چسبید .
همین امشب بعد ِ عمری کار و بار و زندگی و درس و مشق وکلاس و استاد دودره کردن و اینا دلم تنگ شد واسه اینجا اومدم ببینم چه خبره . دیدم این مدت یه عالمه نوشتی .
تبریک ِ منم بابت ِ اومدن ِ کاکل زری ِ کوچولوی مامانی ِ دوست داشتنیت حسابی بیات شده .بیات تر از تیتر ِ سوخته ی خودت .
با این حال مبارکه . تاتی تاتی کردناشو ببینی بابایی .

هانیه:

سلام آقا کامران
از اونجایی که راه های رسیدن به خدا به قول اون بنده خدا به عدد نفوس خلائق هستش، به همین تعداد هم راه برای عاشق شدن و دل دادگی ها وجود داشته و داره.
خوشا آنانکه از پیمانه دوست شراب عشق نوشیدند و رفتند
خوشا آنانکه وقت دادن جان، به جای گریه خندیدند و رفتند
در این مینون چیزی که مهمه اینکه که تو به دنبال عشق بری یا عشق به دنبال تو بیاد.
البته یه نکته مهم دیگه اینه که عاشق شدن مهم نیست، بلکه عاشق موندن مهمه.
راستی نگفتی خودت چطوری عاشق شدی ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
موفق و شاد باشی
راستی مطلب من رو توی نوشته قبلی به اسم یکی دیگه زده بودی و نام من هم روی مطلب یه بنده خدا دیگه بود به اسم باران.

ستایش:

سلام

خسته نباشید....
آن نسلهای منفی سه و منفی دو و...همین نسل سوم گوشه چشمی به عشق انداختند ولی این گروه آخری همه جوره با وجود اقیانوس بیکران عشق حل شدند و بعد شدند یک ستاره ی روشن کهکشان زندگی ،آنهم برای ما که راهمان تار و تاریک نباشد.
آن منفی سوم و...شاید به اندازه ی نامی و جرعه ای از عشق شنیدند و چشیدند ولی اینها عشق را معنا کردند و حالا عشق به آنها اقتدا می کند!!!


در پناه حضرت حق...پیروز باشید و پایدار
و سایه سار امن عشق همیشه در لحظه هایتان جاری

سلام
مي دوني كامران خيلي دلم گرفته بابات اين پستت
مي دونم حرف من گم تو حرفات
مثل بيشتر نظر خيلي بي تفاوت از كنارش رد مي شيو ميگي اينم يه نظر بود مثل بقيه ي نظرا
نمي خوام بگم نظرم خيلي خاصه اما كاش بود
كاش ما هم يكم مثه اونا بودم
داداش منم يكي از اوناس
مي دوني يه دفعه كلي زور زدم يكم مثه اون بشم اما انقد سخت بود
نشد كه نشد
اميدوارم يه ذره آدم بشم
همين
وسلام

آرزو ميرابي:

سلام .
خيلي حرفاتو قبول دارم .وقتي با خودم خلوت ميكنم توي اين عشقا گم ميشم .گاهي ميمونم كدوم عشقه .
با خودم ميگم : مگه اونا جوون نبودن ؟ مگه اونا دل نداشتن.مگه اونا قلب نداشتن؟ چرا قلب اونا براي خدا لرزيدو قلبه ما براي...
اما واقعا عشق اينترنتيم عشقه؟ عشقه اتوبوسيو كافي شاپيو ... عشقه؟
عشق با يه نگاه و بدون دل عشقه؟
خوش به حالشون كه عشقشون با دلشون بود .اونم عشقه به كي .

یا سلام
عالی بود!
فقط...کاش گزارشات افول نمی کرد. چند وقتیه حس می کنم اون گزارشای توپ رو دیگه نمی شه از تو شنید. مجری بودن چه مزیتی داره؟ حس می کنم از وقتی مجری شدی گزارشات ضعیف شده . می شه باز فقط خبرنگار باشی؟
موفق باشی!

سلام
واقعاً اونایی که با این نوع عشق ( جنگ ) حال کردن کجا رفتن . چرا دیگه اسمی ازشون نیست . تا حالا از خودتون پرسیدیت . اصلاً فکر می کنید اگه ما توی این دوره یعنی الان به شرایط اون سال ها بر بخوریم چند درصد جوون هامون عشق های دنیایی خودشون رو فدای جان و ناموس و وطن میکنند . اینو باید از کسانی بپرسیم که باعث شدن جوونای ما دیگه فکر این چیز ها نباشند . بعد هم مگه فکر میکنی این عشق و عاشقی ها مال چند ساله . داداش این چیزا مال تا قبل از سربازیه که خرج همه رو بابا و مامانشون میدن . بعد سربازی اینقدر بد بختی سر ما جوونا هست که حال و حوصله هیچکدوم از این عشق ها رو نداریم . اصلاً مگه میشه با جیب خال عاشق شد اخوی . در باره اون عشق الهی و حس ناسیونالیستی هم که فرمودید آدم باید تو شرایطش قرار بگیره . اونایی که خالی بندن میگن ما آره و اینا میریم میجنگیم . با واقعیت زندگی کنیم داداش . میدونی الان ما چقدر جوون بیکار داریم ، به فکر این چیزا باشید . برو یقه اونایی که ما ها رو آدم حساب نمیکنن بچسب . عاشقی دیگه چه صیغه ای . آدم گرسنه دین و ایمون نداره چه برسه به عاشقی

نسیم:

سلام.
نوشتتون زیباتر از همیشه بود .انیبار نوشتتون بوی مرامو معرفت میداد.
خدانگهدارتون باشه همیشه ودر همه جا.

درووووووود!

يك جور يك جور ديگر از عشق هم هست!
كه فقط يك سينه فرياد خاموش مي خواهد و حنجره حنجره بغض!
مي رم تا به اين فرياد فكر كنم!بر ميگردم!

المیرا:

وقتی فیلم اخراجی ها رو دیدم اخرش واقعا گریه کردم برای اونایی که جنگیدن.. عاشقانه جنگیدن..
حالا من اینجا راحت نشستم ...یادشون به خیر

محمد رحمتي:

با سلام خدمت كامران نجف زاده عزيز ودوست داشتني بله شما كاملا درست ميگويي اين نسل ما يه جورايي خودشونو گم كردن البته از كم كاري بعضيا اصلا نميشه غفلت كرد خدا همه ما رو هدايت كنه

فری:

او را گرفتند به جرم چيدن يک شاخه گل زيرا دستانش بوي گل مي داد ...........و هيچ وقت فکر نکردند که شايد گلي کاشته باشد........

کاکتوس:

23-24 سالمه! حتی نمیدونم نسل چندمی هستم! مهم هم نیست زیاد! برای عاشق شدن نیازی نیست فرمولم رو پیدا کنم! دل مثل آبیه که راهش رو پیدا میکنه!
اما کامران باهات موافق نیستم! قبول ندارم! اونا به خاطر من و تو نرفتن! اونا عاشق شدن! یا شاید هم عشق عاشق اونا شد! واسه عشقشون رفتن، یعنی واسه ایرانشون! واسه دلشون! واسه عاشق شدن من و تو نرفتن! واسه فرصت عاشقی من و تو نرفتن! که حالا من بخوام بابت بودنم، بابت عاشق شدنم ممنونشون باشم! بهشون احترام میذارم، خیلی زیاد! شجاعتشون ستودنیه اما از منت بدم میاد!!!
اگه کسی عاشقه... اگه کسی واسه عشقش کاری میکنه... اگه از عشقش جفا میبینه... حق نداره سر دیگری خالی کنه! من که عشق اونا نبودم که حالا بخوان سر من فریاد بکشن! نگو عشقشون من بودم که باورم نمیشه!!!
اصلا" چرا باید سر من فریاد بکشن؟! منی که حتی وقتی اونا رفتن شاید نبودم و قرار هم نبود باشم! حالا اگه ثمره ی عشقشون داره جور دیگه ای تربیت میشه مقصرش من نیستم که بخوام فریادی رو تحمل کنم!
من سر کی فریاد بکشم بابت بی عشقی ها... بابت له شدن عشقای کوچیکمون... بابت نادیده گرفته شدن عشقامون... بابت عوضی گرفته شدن عشقامون... بابت پوسیدن دلامون...؟! سر کی؟ سر آیندگانم؟ انصاف نیست!!! سر گذشتگانم؟ شاید!!!
من و نسل مثبت سومی ها و مثبت چهارمی ها و... گناهی نداریم که حالا بخوایم بابتش کیسه بوکس قبلی ها باشیم! که موش آزمایشگاهی بعدی ها باشیم!
چرا! شاید ی گناه داشته باشیم! و اونم اینه که نسل سومی هستیم! کاش نسل زیر صفر بودیم و بی دغدغه عاشق همسایه روبرویی مون میشدیم! کاش صفر بودیم و زیر جمله های عاشقانه خط میکشیدیم... گناه ما همینه! سومی هستیم! مثبت سومی!

یه کم هوا سراغ داری واسه نفس کشیدن؟!

مرسی که خیلی چیزا رو یادمون انداختی...

payizaneh:

چی میشه گفت جز اینکه این عشق آخریه هم پیوسته به تاریخ.

farid:

سلام خوب راستش هیچ نظری ندارم
دیدم هنوز هیچ کی نظر نداده خواستم من اولین نفر باشم که اعلام می کنم نظر ندارم

سلام...


عشق یعنی استخوان و یک پلاک

سال ها تنهای تنها زیر خاک !


یا حق

بنام خدایی که معبودی جز او نیست....
سلام....
من یا کامنت نمیزارم یا اگه میزارم تبدیل میشه به تومار ....حالا بمونید این دفعه هم ..
یادم باشه از این دفعه همیشه تموم حرفهایی مادر و پدرم و گوش کنم...آخه مادرم بهم گفته بود چند روز نرو اینترنت و کمی به درسهات برس من هم نیومدم و از دنیا بی خبر.....
شما و امیر کیانتون هم که من و هم ذوق زده کردید هم غافلگیر ....خیلی خیلی از شما و اون آقا کوچولوی گلتون ممنونم....خیلی زیاد....
دو تا آپ کردید و ما از غافله عقب موندیم....گفته بودم تو آپتون یه شعر بنویسید میدونم به خاطر گفته ی من نبود ولی چون یه شاعر بزرگ اون و گفته ، شعرش محــــــــــــشر بود....
خوش به حال کیان، بچه است ..... دوران بچگی چه دوران پاک و معصومی بود...همه چیزش صاف و خالص....مث اون شعر بچگی خودتون.....
*گر در کهکشانی دور
دلی یک لحظه در صد سال،
یاد من کند ،بی شک،
دل من در تمام لحظه های عمر،
به یادش می تپد پر شور*
باز ممنونم....خیلی زیاد.....
مواظب خودتون باشید

چه باک؟

kimiya:

هرکس به اندازه یوسعت دلش عاشق می شه .نوع عاشق شدن روی اعتقاد به عشق و اینکه هرکاری برای عشقمون بکنیم تاثیر میذاره.
اونا که رفتند عشقشون مثل دلشون بزرگ بود.
ما موندیم و عشقای کوچیک مثل دلهامون....

سلام.....
نمیدونم چی بگم!واقعا نمیدونم چون سکوت نشانه ی رضایت است واقعا اینو قشنگ نوشتید....
میدونی اون هایی که عاشقانه و بادلی پاک رفتند به جبهه تا حالا آدمهایی مثل ما یادشون باشه که مثل اونا صادق باشیم اما...کو یه ذره درستی راستی دوستی کو؟باور کنید یه ذره هم واسه هیچکی نمونده هر کی هر کاری که میکنه فقط منافع خودش رو در نظر داره!حتی توی ساده ترین مسایل!!!
همه کار آدما شده مارمولک بازی و دروغ و قایم موشک بازی عین بازی بچه ها....بهر حال قشنگ بود !
خوب دیگه خدا تو را حافظ

سلام آقای پدر
من اول از همه بگم تبریک به خاطر کیان کوچولو
بعد بگم من همیشه کاراتونو دنبال میکنم .
منتظر شما هستم
از طرف من امیرکیانو ببوس و به خانمت سلام برسون .
دوستدارت : رزا

سلام.....

میدونی اون هایی که عاشقانه و بادلی پاک رفتند به جبهه تا حالا آدمهایی مثل ما یادشون باشه که مثل اونا صادق باشیم اما...کو یه ذره درستی راستی دوستی کو؟باور کنید یه ذره هم واسه هیچکی نمونده هر کی هر کاری که میکنه فقط منافع خودش رو در نظر داره!حتی توی ساده ترین مسایل!!!
راستی دیشب تو 20:30یهو اومدید انتظار نداشتم روز دوشنبه بیاید خیلی ذوق زده شده بودم اما امروز گزارش روز معلمتون رو ندیدم بابام خیلی ازش تعریف کرد!خوب دیگه خدا تورا حافظ....

ماندانا:

سلام بابا کامران، خوبی؟ ، امیر کوچولو چطوره؟ مثل اینکه ایندفعه تقریبا به موقع رسیدم و نوشتت رو تا تازه بود خوندم ، شاید اولین نفر نباشم ، ولی خب..

من:

رستني ها کم نيست
من و تو کم بوديم
خشک و پژمرده و تا روي زمين خم بوديم
گفتني ها کم نيست
من و تو کم گفتيم
مثل هذيان دم مرگ
از آغاز چنين درهم و برهم گفتيم
ديدني ها کم نيست
من و تو کم ديديم
بي سبب از پاييز جاي ميلاد اقاقي ها را پرسيديم
چيدنيها کم نيست
من و تو کم چيديم
وقت گل دادن عشق روي دار قالي بي سبب حتي پرتاب گل سرخي را ترسيديم
خواندني ها کم نيست
من و تو کم خوانديم
من و تو ساده ترين شکل سرودن را در معبر باد با دهاني بسته وا مانديم
من و تو کم بوديم
من و تو اما در ميدان ها
اينک اندازه ي ما مي خوانيم
ما به اندازه ي ما مي بينيم
ما به اندازه ي ما مي چينيم
ما به اندازه ي ما مي گوييم
ما به اندازه ي ما مي روييم
من و تو کم نه که بايد شب بي رحم و گل مريم و بيداري شبنم باشيم
من و تو خم نه و درهم نه و کم هم نه که مي بايد باهم باشيم
من و تو حق داريم
در شب اين جنبش نبض آدم باشيم
من و تو حق داريم که به اندازه ي ما هم شده باهم باشيم
گفتني ها کم نيست...
به ياد مرحوم فرهاد...
من و تو حق داريم که به اندازه ي ما هم شده باهم باشيم!!!

شهراز:

سلام ...
هیچوقت دوست ندارم حاشیه برم... تو واقعا از چیزایی که می نویسی خجالت نمی کشی؟...اکثرا بی معنی و بی سر و ته!!...... نوشته هات آدم رو کفری می کنه ... برام اصلا مهم نیست اینو تو صفحه ات بذاری یا نه اما مهم اینه که حرفم رو بهت زدم......در ضمن متناتو اچبارا به خوردم میدن اما همیشه میزنه تو ذوقم و سر دلم می مونه

حرف حساب جواب نداره. سکوت می کنیم.
(کیان جونی چطول مطولی عمه؟اصلاح خاله:D)

سلام
من هم یک نیمچه خبرنگارم البته فقط می نگارم هنوز به مرحله اصلی آن نرسیده ام گرچه 4ساله کار خبرنگاری می کنم خوب اگه بگم دوست نداشتم مثل شما باشم دروغ گفتم اما خوب من مثل شما ریشه ای کار نکردم اما امیدوارم یک روز بتونم یه ذره مثل شما باشم
این پست شما بسیار زیبا پایانی واقعا زیبا که حتی شاید از گزارش های تلوزیونی شما نیز زیبا تر بود به قول خودتون یه سناریوی واقعا جالب .
امیدوارم همیهش موفق تر باشین
یا حق

سلام ... آخ که این دو خط آخر حرف دل من بود.بهیاد حاج همت که هر جمه مزارش را با اشکهایم می شویم.
دستت درد نکنه... گل کاشتی

سلام
خسته نباشید که به وبلاگتون رسیدید.
راستی من آپ کردم با یه عکس از کودکی من و خواهرم .

yek irani:

Agha dadash salam , khoobid???? khasteh nabashid
be Emailetoon sari bezanid , tasviri ro ke ersal kardam mitoone sooje ye khoobi bashe
moraghebe khodetoon bashid
be khaanom salam beresoonid
kian ro beboosid
matlabe emrooz shahkaar bood , har az chan gaahi jawoona yek talangori ehtiaj daran AFARIN
movafagh bashid
khoda negahdar

????????????:

اما خاطره اي بيش از انها در اذهان نمانده .چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا مردم ما خيلي چيزهارو خيلي زودتر از اون كه بشه فكرشو كرد فراموش ميكنن.الان هم كه همه البته به فكر اونه هستن البته به دنبال بچه هاي اونه كه با سهميه وارد دانشگاه شدن تا انتقان پشت كنكور موندنشونو بگيرن يا احتمالا انتام دو سال از زندگيه تلف شدشونو توي سربازي.اما بالاخره همه چيز ميگذره و تموم ميشه اما.....................

سلام
کاش همه اینطور عاشق می شدند...
عالی بود خبرنگار محبوب!


و..کاش به من هم یک سری می زدید
فعلا

کاهی توانم هست فریاد را تاب بیاورم
اما باور کن توانم نیست توبیخم کنند
که چرا ان هنگام که می جنگیدند من در نطفه ام خاموش بودم...

فائزه:

moalemi dashtam ke dar alam ghoror va khami nojavani chandan dostash nadashtam.yek roz anghadr asiyash kardim ke belakhare harf delash ra zad.goft"doa mikonam moalem shavid,nefrin mikonam moalem shavid"emroz mifahmam ke che ghadr dostash daram.omidvaram doahayash hamishi mored ghabol khoda gharar beghirad ke mighirad.

سلام خدمت شما جناب نجف زاده
اول از همه خیلی خوش حالم که با سایت شما آشنا شدم
البته قبلنا به اینجا سر زده بودم .
نوشته های شما مانند بیانتون در اخبار 30/8 راحت و بی پیرایه است .
برای شما آرزوی موفقیت روز افزون از خدا متعال دارم
التماس دعا

سلام

اين مطلبتون هم جالب بود.خيلي خوب ميشه ازش يه گزارش تصويري بگيرين.

راستي آقاي نجف زاده...

آقاي مهران دوستي گوينده راديو يه انتقاد يا پيشنهادي به شما داشته ند:

او گفته است:

فكر مي كند راحت واندن خبرها كافي است اما تغير لحن براي رسيدن به يك تحول عظيم كافي نيست بايد عميق تر رفتار كنيم.

خيلي صريح بود.همين....

موفق باشيد

اميد محمودزاده از سيرجان

wood:

salamon alaykom belakhare ye neveshteye bedard bokhor inja peyda shod!!! l
ghose nakhor shayad nasle charomiha mesle nasl avaliha shodan!!! l
vaghti hosseini ra bikhabar ovordin 20 va 30
hichhhi nagoft!(bavar kon!!) l

چه باک اگر فریادی هم بکشند:وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم/که در طریقت ما کافری است رنجیدن!

آقاي كامرا نجف زاده چرا هيچ موقع نظر من بين نظراتون پيدا نميشه من كه دشمنتون نيستم من كه نمي خواهم شما را اذيت بكنم پس چرا منو شكنجه مي دين
براي هميشه خدانگهدار

سلام......

واقعا کاری که اونا کردن جای تقدیر وتشکر داره البته مسلما که نمیشه با این کلمات هم حس قلبیمونو بهشون القا کنیم ولی صد افسوس که خیلی مشکلات باعث شده فکر وذکرشون کمی کمرنگ بشه .وقتی یه چیزی رو به یه چیز دیگه ربط می دن ...آدم فراموششون می کنه .کاش مشکلات کمی کمتر بود ..کاش ما هم می تونستیم جوونی کنیم ...کاش رنگها اینقدر بد نبودن....کاش کار ومشکن ودرآمد مناسب می داشتیم که اینقدر اون حس پاک عاشقش شدنشونو به راحتی کمرنگ یا فراموش نمی کردیم

avaz baran:

سلام بر استاد عزيزم آقا كامران گل
1- روزت مبارك
2- راست ميگي ...اگه يه دادهم سرمون بزنن چيزي نميشه...
3- من وقتي به دنيا اومدم بابام رو نديدم ...فقط يه قاب عكس بهم نشون دادن و گفتن اين باباته...بابام اسير بود ... شش سال اسير عراقي ها بود ... بعد از شش سال كه اومد ...نميشناختمش .. با عكسش فرق داشت ... پير شده بود و داغون ...
4- چه جوري بايد شكستن پدرم رو جبران كنم ...؟ چه جوري ...؟
4- كامران ....
5- راستي دارم يه دوره ي آموزشي فشرده ي خبر نگاري مي بينم ... اگه كمك خواستم كمكم مي كني ؟
6 - امير كيان رو ببوس ...

shokolat:

doroodi bi payan
mehmoon nemikhaid sabkhoone
ghadame no reside mobarak
kash boodand o gahi sareman faryadi ham mikeshidand
bye

محمد:

سلام آقاي نجف زاده
مي خواستم بپرسم اسم آهنگي كه هنگام پخش
(برداشت آزاد) در اخبار بيست و سي پخش مي شود چيه ؟ ممنون ميشم اگه جواب بدين .

سلام
خسته نباشيد آقاي خبرنگار وبلاگ ها محيط غريبانه ايي نيست اما اينجا كه ميرسيم آشناتريم شايد چون متوقع تريم!
كامران نجف زاده به عنوان خبرنگاري متفاوت در فضاي بسته و رسمي تلوزيون ما-كه اين روزها ميرود تا بهتر شود-شناخته شده و اين شهرت نقدهاي فراواني را موجب شده است.پرداختن به مسائلي از اين دست كه نسل ما-نسل از توجيه بيزار ما-در مقابلش جبهه ميگيرد.....
ميداني؟من همنسل توام و مثل خيلي ها دلم آب ميشود وقتي ياد تازه عروسي ميافتم كه رفتن داماد قصه اش را ديد و باز آمدنش را به رويا برد
من هم به همكلاسي هاي دانشگاهماحساس دين ميكردم وقتي لذت بابا صدا كردن مرا به حسرت مينگريستندآنها حتي لذت يك بار بابا صدا كردن را نچشيدنداين را كسي نگفت اما سهميه ايي بودنشان را 4سال پنهان و آشكار به رخشان كشيدند-به اين مقال نميروم كه نقد بسيار ميطلبد-
من هنوز هم مشناسم بانويي را موي سفيدش از خاطرات نگفته حكايت ها دارد- همان نسل قبلي!-كه حالا هم در ازدواج دخترش وقتي به خانه ي پدري آمد و چشمش به پنجره روبرويي افتاد گريست كه...من خوانده ام نامه عاشقانه ي سربازي را كه به جنگ ميرفت و سهر گاهي در حياط روبرويي انداخت!
ميداني اهل جنگ بي ادعاترند چهره هاي غير رسمي جنگ بيشتر جنس مايند!اما...
آسماني كردن مردان جنگ...دور كردن آنها از نسلي است كه زميني بودن را افتخار ميداند
چه باك اگر گاهي...؟حق باتوست اما به مفهوم گاهي اگر حواست نيست مرد خبرنگار به مفهوم داد حواست باشد داد از كدام جايگاه؟خشم پدارانه ي پر عشق يا امر طلبكارانه از موضع قدرت؟
بپذيريم پهناي عاشقي را لكه تظاهر ننگين كرده است ميداني؟؟؟؟
عشق طلبكاري نمي آفريند

كامران جان من واقعا دوستت دارم ولي خداييش يه وقتايي خودت از دروغ هايي كه مجبوري بخونيشون يا خبرهاو تفسيرهاي هدايت شئه اذيت نمي شي؟
نه جون من! اين تن بميره اذيت نمي شي؟

مريم:

سلام
اولين باري است كه به سايت مي آيم وازمطالبتون خوشم آمد.گزارشهايتون رادوست دارم.

Mohammadreza:

به نام آرام دلها
سلام
خیلی وقت پیش منتظر همچین متنی ازت بودم
درایام شهادت متفکر شهید استاد مطهری هستیم و این انسان مصداق کامل همونایی هست که شما نوشتید درد دین داشت و عاشقانه مبارزه میکرد و …
به عنوان یادگاری جمله ای از استاد رو براتون مینویسم: (این جمله رو استاد تو نامه ای که برای پدرشون نوشته بودن دیدم)
من بر کار مسلطم، نه کار بر من
همین!

yek irani:

salam Agha dadash
khasteh nabashid
chand saal ghabl TV dokhtar bacheie ro neshoon daad ke az tooye cheshmesh moo roshd mikard
age momkene lotfan gozareshi az haale konooni in dokhtar baramoon tahiye konid
bi nahayet sepaas
movazebe khodetoon bashid
Ali to raa yaavar

سلام...وای چقدر زود زود می نویسی من اصلا این دو مطلب اخری که نوشتی تازه دیدم چون یه هفته ای میشه به وبلاگت سر نزده بودم خیلی دلم برای وبلاگت تنگ شده بود اخه حالا نزدیک امتحانام هست و امسال هم که دیگه سال دیپلم و سال نتیجه گیری هست باید حسابی به درسام بچسبم برای همین وقت نکردم چند روزی به وبلاگت سر بزنم اخه وقتی به وبلاگت میام یه ارامشی بهم دست می ده و احساس میکنم گمشده ای پیدا کردم.در ضمن متن جالبی بود به دلم نشست از قدیم گفتند هر سخنی که از دل بر اید بر دل هم می نشیند.....
راستی به امیر کیان هم سلام ما رو برسون..
حالا که وقت می کنی و زود زود مطلب می نویسی سرس به وبلاگ منم بزن خوشحال میشم البته هر کدوم که خودت خواستی:www.safineashgh.blogfa.com

سلام
ما هميشه شنيده بوديم همه چيز قديميش خوبه
اما ديگه نشنيده بوديم عشقم قديميش خوبه...

چه خوب ميشه اگه هممون هر روز با يه صلوات دل شهدامونو شاد ميكرديم.

حرفتون حقه پس ديگه حرفي نيست...
پايدار باشيد

بيا!با شهادت برادر شويم
غريبانه،چون لاله،پرپر شويم
بيا بازهم يادياران كنيم
سلامي بر آن بي قراران كنيم...

قلمتان جاوید.قدمتان مستدام.

سلام
واگر باز هم نوبت عاشقی شود آیا هستند کسانی که در راه عشق جان دهند؟
وبلاگ پر محتوایی دارید..
حق یارتان


گذاشتم تا تو تصمیم بگیری . دیگر چه می خواهی. شکوه از که می کنی. گله از کدامین بازی روزگار می کنی.

بگذار برود را نوشتم تا بدانی چه زود آمدی و چه زود راهی شدی . راهی دشت برهوت جدایی تو فصل سرد جدایی

بگذار برود شاید ارزش چند بار خواندن را داشته باشد. بخوان و شبنم قطرات اشکهایت را آهسته تر از گذشته پاک کن.

بگذار برود........
.
.
.
.
این بار هم عالی نوشتید مثل همیشه
اونا با عشق رفتند که ما الان راحت باشیم...

حديث:

((عشق))...
تنهاچيزي كه هيچوقت كهنه نميشه و هميشه حرف گفتني زياد داره،
يك درخت تناور كه هر چه مي گذره پر شاخ و برگ تر وريشه دار تر ميشه...
با فرياد هم نه به گوشها ميره نه از دلها بيرون!
عشق،عشق مي طلبه.

هو
سلام..راستش رو بخوای از دستت بدجوری ناراحتم.

سلام
کامران بعضی وقت ها من رو می ترسونی
با کارایی که می کنی
عزیز جان تو به جیب معلم ها چه کار داری
مگه نمی دونی به قول خودت جیب هایشان برای عید خانه تکانی کرده است
یه کوچو لو مواظب باش تو که فقط خودت نیستی به فکر خانمت وکیان باش

yek irani:

salam Agha dadash
khoob hastid ???? khasteh nabashid . faghat oumadam azatoon ozr khahi konam begam be bozorgi va mehrabooni khodetoon mano bebakhshid
va halaalam konid

moraghebe khodetoon bashid
khoda hafez

سلام آقا کامران چطوری؟کیان جونم چطوره الان احتمالا 2 هفته اش شده؟نه؟آخی....
دیروز توی تاکسی با دو تا از دوستام بودیم (میدون آزادی)یهو توی یه پراید که از کنارمون رد شد یه آقایی شبیه شما پشت فرمون بود یکی از دوستام گفت یاسمن اون اقا کامران !منم که نفسم داشت بند میومد به طرز عجیبی آقاهه رو نگا کردم
اونم وقتی دید 3 تا دختر نگاش میکنه خجالت کشید و ما رو نگاه نکرد منم که دیدم شما نیستید
حالم حسابی گرفته شد!به دوستم گفتم آخه این کجاش شبیه آقا کامرانه؟راننده ی تاکسی بیچاره هم از توی اینه به حالتی که فکر میکنم داشت شاخ در میاورد ما رو نگاه میکرد!!ما هم حسابی خجالت کشیدیم!آبرومون رفت!!!ولی اون موقع داشتم سکته میکردم...وای اگه شما بودید!!مشتاق دیداریم !خوب راستی چرا بهم سر نمیزنی من خوشحال میشم بذاری
حداقل تو وبلاگم دیداری داشته باشیم ! خدا تو را همیشه حافظ!!!!

سلام ...
نوشته ي اين بارم شايد ربطي به باكس اين دفعه نداشته باشه ولي بايد مي نوشتم
1 – يادته گفتي دلم مي خواد به خدا يه SMS بزنم و بگم ... (( خدايا دوسم داري هنوز ؟ ........ )) ديدي .... ديدي خدا هنوز دوستت داره ؟ ...... مي بيني چه هديه ي خوشگلي بهت داده ؟ ... از عرش خودش آروم آروم اومد پايين و يه فرشته ي خوشگل و پاك و معصوم رو گذاشت تو بغلت و گفت : (( آره , هنوزم دوستت دارم ..... ))

2 – وقتي خدا به كسي هديه اي ميده , اونو لاي يه مشكل مي پيچه , هر چه هديه بزرگتر مشكل ام بزرگتر ......

3 – از خدا مي خوام روزي برسه كه امير كيان , مايه ي افتخار تو بشه و اون روز سرت رو بالا بگيري و محكم بگي ... خدايا ممنون كه هنوز دوسم داري .............

4 – من هنر خوب نوشتن رو ندارم ولي هنر چيزِ خوب نوشتن رو دارم ....
ياد يه جمله افتادم : (( خوب حرف زدن مهم نيست , حرفِ خوب زدن مهمه ))

5 - يه شعر تقديم به تو ... شايد منو يادت بياد...........

آواز بارانم ,
همان كه روزگاري آوازش را زمزمه مي كردي ,
و حالا ....
پشت پلك هاي مه گرفته ات زنداني اش كرده اي ....
هنوز هم هستم , هنوز هم مي بارم ....
و تو حتي زحمت پاك كردن بخار روي شيشه را به خودت نمي دهي ,
خوب گوش كن ... آواز باران را خواهي شنيد ,
جايي آن دورتر ها , آسمان ابريست ,
و باران , هم چنان آواز مي خواند ........
(( ...... و زيبا ترين روزهايمان را هنوز زندگي نكرده ايم ......... ))

عشقهایی که ازشون گفتید و از نسل منفی سه تا حالا کلی تو نحوه ابرازش تغییرات بوجود اومده ، عشفهای زمینی اند و هر چی هم که زمینی باشه با زمان تغییر می کنه ! مگه نه ؟؟
ولی اون عشق آخری... آسمونی بود... هر چی هم که آسمونی باشه از ابد تا ازل به یک شکل می مونه ! مگه نه ؟؟

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام
میبینم که پیشرفت کردین
ای ول کم کم دیگه وب داره به روز میشه
یادمه یه روزایی همه خودشونو میکشتن که لا اقل ماهی یه بار به اینجا سر بزنین
راستی چشمم روشن این کیه جدیدا به اسم من کامنت میذاره؟؟؟
برام خیلی جالب بود ماجده-فیگو یعنی چی!!!
موفق باشید به امیر کیان هم سلام برسونین بگین خیلی مخلصیم
فعلا

راستی یادم رفت اون درخته رو بد جوری قشنگ اومدی
منم کم کم دارم پسر خاله میشم خدا به داد برسه
فعلا bye

کیا کیان:

سلام آقای نجف زاده
امیر کوچولو خوبه؟
مطلبتون جالب بود مثل تمام کارهاتون من اولین بار که تو یه وبلاگ کامنت می ذارم و خوشحالم که اون اولین باره برای شماست.
راستشو بخواین من تا حدودی با تظرات دوستامون خانم فاطمه شماره یک و فری موافقم. اما این رو هم به بقیه دوستان می خوام بگم که هر چی اندازه اش خوبه حتی اگه اون عشق باشه
توی این دنیای هر کی به هر کی
بگردین ببینین که واقعا کیا کیان؟!!!

سلام
زيبا بود
اللهم الرزقنا حبك و حب ماتحبه و حب من يحبك
فرصت كرديد مطلب حقير با عنوان"احياي امنيت اخلاقي در دولت اصول گرا"روبخونيد
ياعلي

payizaneh:

سلام دوباره
کامنت کاکتوس قشنگ بود. جوابی براش داری؟

به نام او...
سلام آقا کامران....
دیشب گزارش اخبار ساعت 21 تون و به اتفاق مامان و بابام دیدم.....
گزارشتون محشر بود....یه گزارش ناب دیگه از *کامران نجف زاده* .......مامان و بابام اینقدر از گزارشتون خوششون اومده بود که نگو....مخصوصا" بابام....آخه هم مادرم و هم پدرم هر دوشون معلمن....واقا" سوژه ی جالبی بود....
حالا خوبه جیب اونهایی که دیشب ازشون مصاحبه کردید خالی بود....امروز همین که رفتم مدرسه از معلمهام سوال کردم تو جیبتون چیه ....بنده خدا ها اصلا" جیب نداشتن .....باز صد رحمت به جیب اون آقایون....تو جیب بابای من که فقط کاغذ بود...
کلی هم خندیدم.....پدرم گفت بابت این گزارش خوبتون ازتون تشکر کنم....واقا" ممنون....
خوب جدا از گزارش دیشب....کیان گلتون چطوره.... باهاش بازی میکنید تا یه وقت حوصله اش سر نره؟....به این گزارشهای خوبتون آفرین میگه یا نه؟؟؟؟.....
خوب مواظب خودتون و کیان گل باشید.....
همیشه موفق باشید.....
خیلی دوستتون دارم.....بای

هیهات من الذله
در پي هتک حرمت دانشجوي محجبه در دانشگاه تهران
استاد دانشگاه هنرهاي زيباي دانشگاه تهران , در کلاس درس با اهانت به حجاب که آيه صريح قرآن است , باعث رنجش يکي از دانشجويان دختر چادري کلاس شد و بعد از شنيدن نظر مخالف با بي شرمي تمام , به سبک رضا خان , به اين دختر محجبه اهانت کرد ....

yek irani:

salam Agha dadash
khasteh nabashid
mishe mohabat konid jomle ye payani khabar 20:30
emshab ro too yaddashte ba'di benevisid lotfan
omidvaram hamishe movafagh va sarboland bashi dadashe khoobam
movazebe khodetoon bashid
bye

زینب:

1. زیباترین لحظه، لحظه ی انتظار است. لحظه ای که پای کبوتر عشق برپیچ و خم های سکوت هر خاطره ، معنای زندگی را بارور می کند. لحظه ای که دل های زخم خورده با عشق پیوند می خورد و در سکوت زاده می شود . زیباترین لحظه ای است که انسان می تواند در آن طعم پرترنم عشق را بچشد . زندگی با جاذبه ی خاکستری رنگش و با امید های جاودانه اش می گذرد و هر ورق این تقویم خود تاریخی دیگر است.

2. بیا همچون کبوتر ساده باشیم / به صحن آسمان دلداده باشیم
اگر از شاخه ها دلتنگ گشتیم / برای پر زدن آماده باشیم

مهینی:

@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
کاش نسل سومهم یه شیفتی داشت تا با اون اندر لاینش میکردیم

نی:

چقدر قشنگه که هنوزم میشه از ته دلممون داد بزنیم اونا فراموش نشدن وقشنگ تر از اون اینه که این حرفارو از کسایی بشنویم که فکر میکنیم جزء آدمائی هستن که منتظر یه مسئله کوچیکن تا به همه چیز انتقاد کنن. واز همه قشنگ تر اینکه بعد از این همه مدت نظرت در مورد حرفای یه آدمی که هیچ وقت حرفاشو قبول نداشتی فقط با نوشتن یه متن چند خطی انقدر عوض بشه.(نمیدونم منظورمو فهمیدی یا نه؟)(این متنت بوی خوبی میداد بوی خوش تعادل بر خلاف همیشه ! )موفق باشی.

لیلاا:

هر وقت شما رو تو تلویزیون می بینم یا هرجاکه حرفی از شما می شه فقط یاده این جمله می افتم
بهترین هر آنچه هستی باش !
حتی یه خبرنگار توی یه کشوری مثه ایران .....

محسن:

سلام جناب نجف زاده
یک سوال : اگه آمریکا و اسراییل نبود اخبار کجا رو برامون می گفتین؟
اگه یه بچه 1 ساله یه ماه پای تلوزیون بشینه یه اندازه کل ویکی پدیا از آمریکا اطلاعات بدست می آره؟؟! راستی پس کی نوبت اخبار ایران می رسه؟؟؟

مهینی:

@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شرمنده منظورم ان د لاین بود

faezeh:

متن عاشقانه بخوان فوق العاده بود نه بابا مث که قدم کیان بد نبوده نثر باباش بهتر شده اونو که خوندم نا خدا گاه یاد این شعر افتادم که

تو هم شبیه این همه معشوق
شبیه یادهای فراموش دیگر من
وهیچ کس نمیتواند ÷ر کند تمام قلب کسی را
"همیشه یک تهی تلخ در هزار زاویه روح ادمی باقیست"

آرمینه:

سلام ببین میدونی چیه اینا که عشق نیست(به عقیده ی من البته)
شاعر می گه-------------->
عشق به من نیومده به من که دیونه میشم
وقتی به چشمات ............نمیدونم چی چی نمی دنم چیچیچ.............شهرام kآااااااا....

یک نفر:

با سلام آنان که رفتند و درد دین داشتند و هنوز هم هستند و هنوز هم درد دین دارند، دقت کنید که هنوز هم درد دین دارند ، هر جایی و سر هر کسی داد نمی کشند.دینی که آنان دردش را دارند داد کشیدن برای معدود جاهایی گذاشته.جایی که قضیه ی اشداءعلی الکفار باشد.جای داد هر جایی نیست. در هر صورت انتظار این مطلب را از شما نداشتم.

پگاه:

سلام.بااينکه خيلي ديره ولي دلم نيامد نگم که خيلي قشنگ نوشتي مخصوصاًاخرشو.فکر نمي کردم تومدت چند روز انقدر زياد بنويسي طبق عادت گذشته ديردير به سايت سر زدم.
رازتم خيلي قشنگ بود،اميدوارم با فرشته کوچولوت روزهاي خوشي داشته باشيد.

مريم:

اي بابايه نگاه به تقويم كن!نميخواي چيزي بنويسي؟

سهراب:

سلام
کجایی پس ؟؟؟؟
دوباره آدرس سایتت را گم کردی؟؟؟

رامین:

خب حالا مثلا که چی ؟

مريم:

سلام:
وقتي به دنيااومدي داشت بارون مي يومد،اماهواابر نبود،اينفرشته هابودن كه داشتن گريه مي كردن،آخه يكيشون كم شده بود.

«تولدت مبارك»

سلام...عاشقانه خواندن سخت شدهاما سعی برای فراگیری عاشقانه خواندن نه!...پس سعی میکنم عاشقانه بخوانم...یا علی مدد...

hanieh:

حالا که چی؟
اولین باریه که نوشته هاتون رو میخونم ولی توقع بهتر از این رو داشتم. واقعا هدفتون از نوشتن اینا چی بوده؟ خیلی سطحی نوشتین یا خیلی سطحی نگاه کردین

yasi:

site kheli khobi darin say konin matalebeton bishtar bashe va ba dide baztari be masael ejtemai negah konin.

وقتی نوبت عاشقی ما رسید کوپن ان انگار که تمام ولی نه باطل شد.
پس خدا نخواست نه اینکه ما راه خود را گم کرده باشیم

dandelion:

Salam
baz ham mesle hamishe mahshre. doost daram mitonestam mesle shoma benevisam.komakam mikoni ke betoonam?

آدمیزاد:

سلام چون وب سایت ندارم به نظرم توجه نمی کنید... حتی با عضویتم موافقت نشد.... این خیلی بی انصافیه و از شما هم بعیده .

bato:

salam
mahshr bood dorost dast mizari ro nokate hassas
rasti ye chizi chera hame fekr mikonan ma nasle sevomiha in chiza ro nemifahmim albatte manzooram shoma naboodi

خديجه:

دقيقا همانطوري است كه شما فرموديد .خيلي تشكر از يادآوريتان .

حمید:

بنام خدای پدران
من پیشاپیش روز میلاد باسعادت مولای متقیان امام علی را به تمامی مردم جهان بخاطر این میگم تمامی مردم جهان چون که هر آدمی پدری داره و همین روز هم بنام پدر نامیده شده تبریک می گویم.
من یه عرض کوچولوئی داشتم خدمت تمامی مردم ایران اینه که بخدا قدر پدر و مادرشون بدونن بدبختی ما مردم اینه که تا یه چیزی رو داریم قدرشون نمی دونیم .
من از همین جا به تمامی پدران جهان خسته نباشی میگم و امیدوارم که سایه شون همیشه بالی سر خانواده شون مستدام باشه .
انشاا...

سلام و خسته نباشید می گم حضور همکارم ارجمند آقای نجف زاده. سهیلا بهزادنیا خبرنگار زنجان و قبلا جام جم هستم از اجرای زیبا و سوژه های انتخابی برای گزارشتون لذت می برم امیدوارم روزی فرا برسد که سانسور جای خود را به آزادی بیان بدهد. به وبلاگ من هم سر بزنید و نظر خود را بدهید ممنون می شم با اینکه می دونم سرتون شلوغه شاید توقع بی جایی باشه
مرغ باغ ملکتوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
بدرود و حق یارتان

شیدا:

سایت بسیار خوبی است.فقط دیزاین مناسبی ندارد.من خیلی طرفدار شما هستم و همیشه اخبار 20:30 رادنبال میکنم.همیشه پایدار باشید.دوستدار همیشگی شما:شیدا

اگر دل سپردن به تو یک خطاست
به تکرار باران خطا میکنم.

با سلام و احترام
متن زیبایی بود.
اما نمی‌دانم چرا وقتی می‌خواهیم از بچه‌های جنگ صحبت كنیم فقط می‌رویم سراغ گذشته و دنبالشان توی‌ خاكریزها می‌گردیم.گویا فقط مرگ بچه‌های جنگ و جانبازی‌شان برای ما عزیز است تا ما بتوانیم در این روزها «راحت عاشق بشیم و شیطنت كنیم». در خیابان‌های شهر نیز اگر اردادتی باشد از سر ترحم به ویلچری است كه جانباختة‌ای را حمل می‌كند یا سرفه‌ای كه ما را به یاد مواد كشنده‌ی شیمیائی می‌اندازد تا در فردا روز اگر جنگی بود از تبار این آدمها كسی پیدا شود كه باز برود و جان ببازد و ما بتوانیم «راحت عاشق بشیم و شیطنت كنیم».
نه عزیز دل برادر ، بچه‌های جنگ را عزیز بداریم اما نه برای معلولیت‌شان بلكه برای نوع تفكرشان كه در لحظات حساس انتخاب و در روزهایی كه سوراخ موش در پستوها معامله می‌شدند و همه از ترس بمباران و موشك باران «مشهدی» بودن را ترجیح می‌دادند ، هنگامه كارزار را برمی‌گزیدند تا سرشان برود اما وطنشان لگدمال نشود.
شاید بچه‌های امروزی ندانند كه وقتی نیم ساعت پس از خوردن صبحانه با نزدیكترین دوست‌شان مغزش را روی لباس خود می بینند چه حسی به آنها دست می‌دهد اما من یك عمر با این خاطرات دارم زندگی می‌كنم و در دل اشك می‌ریزم و بر چهره می‌خندم و در پیچ و خم زندگی روزمره به فراموشی سپرده می‌شوم. اما همه‌ی اینها به دردناكی نگاه‌های سنگین مردم كوچه و بازار نیست كه ارث نابرده خود را از ما مطالبه می‌كنند و مسئولینی كه فقط حمایت ما را در روزهای حساس می‌خواهند و اگر زبانی باز كنیم لابد سرسپرده اجنبی خواهیم بود.
.....
«بروید راحت عاشق بشوید و شیطنت كنید.»

جانباز روزهای جنگ و پس از جنگ
علیرضا صیاد

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در April 30, 2007 2:01 PM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت ماهي قرمز کوچولو! بوده است.

ارسال بعدی این سايت صاف بزن بالا! است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.