این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در July 15, 2010 6:55 PM ارسال شده می باشد.
ارسال قبلی این سايت هوای چشم های تو دارم... بوده است.
ارسال بعدی این سايت نمی توانم به ابرها دست بزنم... است.
در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.
نظرات (204)
کامران عزیز.حرف هایی که تو در تلویزیون زدی تا به امروز هیچکس،تاکید می کنم،هیچ کس نزده و نخواهد زد.
درد تو درد مردم زمانه است.این اثرت هم یک فیلم کوتاه و ماندگار بود که اگر می خواستی همین الان در کن برنده بود.خدا برای مردم کشورت حفظت کند.
ارسال شده توسط رشیدپور | July 15, 2010 7:06 PM
ارسال شده در July 15, 2010 19:06
چرا اسمش را گذاشتهاید صفر؟
به این فکر میکنم ...
ارسال شده توسط سوسن جعفری | July 15, 2010 7:36 PM
ارسال شده در July 15, 2010 19:36
سلام
ميلاد گلهاي باغ طاها حضرت امام حسين(ع)، حضرت امام سجاد(ع) و حضرت عباس(ع) و ولادت حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي، رهبر عباس نشان و حسيني تبارمان بر شما مبارك باد
ارسال شده توسط آبشار | July 15, 2010 8:11 PM
ارسال شده در July 15, 2010 20:11
پروردگارا
روزی فرا رسد که همه خالصانه به فکر سعید ها باشند.
روزی که سعید بدون هزاران نوع کلاس و کتاب بتواند دکتر شود...
(به گمانم آن روز جمعه باشد.)
ارسال شده توسط زهرا | July 15, 2010 8:12 PM
ارسال شده در July 15, 2010 20:12
واسه ما ها كه وارد نيستيم توضيح بده .بعده دانلودش چيكار كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اعصابمو خورد كرده و كردي . اگه توضيح ندي ديگه توي سايتت نمي يام. آها؟
ارسال شده توسط عصباني | July 15, 2010 8:21 PM
ارسال شده در July 15, 2010 20:21
سلام خبر نگار قلبها خسته نباشی.هنوز ندیدم چی برامون گذاشتی.اما حدس میزنم گزارشت در مورد همون پسریه که آجر می پخت و یادمه رفتی به یه جایی شبیه غار که گرم بود.فکر ما نیستی با سرعت 100 اینترنتمون چه طور ببینیم این تراوش ذهنتو. اصلا حواست هست،فکری به حال دل ما نمیکنی که تازگیا به روز شدنت به جمله هم نمیرسه.اینطوری بیشتر میفهمیم چقدر غمگینی.بابا خبری نیست شهر در امن و امانه آسوده بخواب.راستی امضات یادت نره.
ارسال شده توسط Merlin | July 15, 2010 8:33 PM
ارسال شده در July 15, 2010 20:33
سلام. وبلاگ سيد مجيد امامي استاد دانشگاه امام صادق با نام حكمت و جامعه آغاز به كار كرد.
Http://majidemami.persianblog.ir
ارسال شده توسط حكمت و جامعه | July 15, 2010 8:34 PM
ارسال شده در July 15, 2010 20:34
دلم هواتو کرده...
کاش بشه دانلودش کرد...
ارسال شده توسط شب شکن | July 15, 2010 8:50 PM
ارسال شده در July 15, 2010 20:50
دلمون واسه قشنگ دیدن و قشنگ فکر کردن خیلی تنگ شده!
اندیشیدن رو خیلی وقت یادمون رفته.
میشه بیش تر بنویسین؟!ما دلمون گرفته اس.
فرصتی برای فکر کردن می خوایم.
ارسال شده توسط مرضیه | July 15, 2010 9:06 PM
ارسال شده در July 15, 2010 21:06
نان وآجر؟ نکند درفکر گزارشی بدون مرز با این عنوان هستید؟
ارسال شده توسط زهرا | July 15, 2010 10:30 PM
ارسال شده در July 15, 2010 22:30
من اصلا تلویزیون نمی بینم.نمی دانم چرا؟!!!!!
ارسال شده توسط mahsa | July 16, 2010 12:00 AM
ارسال شده در July 16, 2010 00:00
سلام آقاي نجف زاده...
هنوز دانلود نكردم و نميدونم چيه... اما مطمئنم چيزي كه شما بذاريدش ارزشش زياده...
يه مدت نيستم... دلم براتون تنگ شده... خيلي
:)
ارسال شده توسط ياسمن | July 16, 2010 12:04 AM
ارسال شده در July 16, 2010 00:04
سلامآقای نجف زاده
من این گزارشتون رو ندیده بودم مثل همیشه متفاوت بود نمیشه گفت زیبا چون بیشتر دردناکه.
منتظر کمکتون هستم.
ارسال شده توسط آگرین | July 16, 2010 12:45 AM
ارسال شده در July 16, 2010 00:45
خیلی قشنگ بود.ممنون.
ولی من اگه اونجا بودم به سعید میگفتم پزشک شدن رویای قشنگی نیست.پزشک شدن آدم رو خوشحال یا حتی پولدار نمی کنه .به خصوص اینکه امتحان تخصص به اون وحشتناکی رو بدی، فرداش امتحانو باطل کنن و تو 10 روز به اندازه همه عمرت استرس بکشی ،بعد دوباره امتحان بدی، بعد با همون نمره ای که دوستت پارسال تهران اطفال قبول شده تو هیچی، هیج جای ایران قبول نشی وفکر کنی چرا پزشک شدی؟چرا دلت میخواست به مردمت خدمت کنی؟چرا؟چرا؟چرا؟
اما من هنوز ناامید نیستم.راهمو عوض میکنم.همیشه خدایی هست که جبران نداشته هاست.
از دعای عرفه:خدایا تو چقدر نزدیکی با این همه فاصله ای که من از تو دارم.
ارسال شده توسط شیرین | July 16, 2010 1:12 AM
ارسال شده در July 16, 2010 01:12
ما که نه نون داریم نه آجر
ارسال شده توسط Composer | July 16, 2010 2:27 AM
ارسال شده در July 16, 2010 02:27
سلام بر حضرتنا کامران الممالک و حضرات وبلاگ الدوله
طنز نطنزی داریم و نظرتان طفل فکر ما را پروریده تر خواهد کرد..
بیایید و در خیابان ما قدم بزنید و قلم ...
از قدم رنجانی و قلم رنجانی تان سپاسدار هستیم ...
یاعلی و یاحق..
که...
اسم تو...
اسم یک خیابان است...
ارسال شده توسط صمصام علوی | July 16, 2010 3:16 AM
ارسال شده در July 16, 2010 03:16
سلام آقای نجف زاده
ارسال شده توسط سحرجاویدی+منصوره شفیعی | July 16, 2010 9:06 AM
ارسال شده در July 16, 2010 09:06
سلام..
این اعیاد بزرگ بر شما مبارک...
خوبی؟؟ خوشی؟؟ سلامتی؟؟
گزارش بسیار زیبایی بود..
این گزارش برایم خاطره های زیادی دارد...
یادمه وقتی این گزارش پخش شد کلی ذوق کردم..
ممنون کهخاطرات گذشته هارو برامون یاداوری کردی..
من این گزارشوظبتش کردم..عالی بود.. ممنون از شما..
در ضمن نحوه دانلود این لینک رو به آقا یا خانم عصبانی میگم:
ارسال شده توسط نرگس محمدی | July 16, 2010 12:05 PM
ارسال شده در July 16, 2010 12:05
كامران سلام
خوبي؟
من هنوز مسافرتم (كلاردشت) ! با موبايل هم كه نميشه دانلود كرد!
اومدم ببينم در چه حالي؛مثل اينكه خيلي باحالي...!
عيدت مبارك!
شاد باشي!
يا علي
ارسال شده توسط ش_ك | July 16, 2010 12:48 PM
ارسال شده در July 16, 2010 12:48
چه عجب اقا کامران .افتخار دادی گلم. به زن و بچه سلام برسونچه خبر ??
ارسال شده توسط گلی | July 16, 2010 1:21 PM
ارسال شده در July 16, 2010 13:21
سلام اقا کامران .چه عجب .افتخار دادی راستی به زن و بچه سلام برسون
ارسال شده توسط goly | July 16, 2010 1:23 PM
ارسال شده در July 16, 2010 13:23
سلام اعیادتون مبارک.میشه من راهنمایی کنید چه جوری دانلود کنم خواهش میکنم
ارسال شده توسط خسته | July 16, 2010 2:17 PM
ارسال شده در July 16, 2010 14:17
نتوانستم ببینم اما حتما قشنگه.........
یاد دوستانتان(شهدای c130) گرامی .......
من وماه وسحر جای توخالی
میان پلک در جای تو خالی
غمت ماه وسحر را کشت اما
منم مشتاق تر جای توخالی
ارسال شده توسط مرا ازخاطرت نبر | July 16, 2010 2:34 PM
ارسال شده در July 16, 2010 14:34
نوشتن , خسته ت کرده؟...یا دستات..یا سکوت...یا کاغذ...
همه مقصرن ...هم دستات , هم سکوت , هم کاغذ...
بلند شو وایسا...
ارسال شده توسط الهه | July 16, 2010 3:02 PM
ارسال شده در July 16, 2010 15:02
سلام
من بغض های کالم را تا وقت رسیدنش فرو می دهم ...فرو می دهم تا اشکم زلال تر شود...زلال تر برای بچه ها و آدم های زلال میهنم...من گریه را دوست دارم...وقتی به شوق کودکان ایرانم باشد...
دیده بودم. باز هم دیدم...تا چیزهایی هیچ وقت از یادم نرود.
ارسال شده توسط مهدیه پوریادگار | July 16, 2010 3:19 PM
ارسال شده در July 16, 2010 15:19
سلام شاید این روایتو شنیده باشید:
روایت گهواره
خداوند متعال ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) را برای فرشتگان اظهار نمود و همه ملائکه جز فطرس آنرا پذیرفتند و از اینرو خداوند متعال بال او را شکست.هنگام ولادت امام حسین (ع)،وقتی جبرییل جهت عرض تهنیت و شادباش به محضر رسول خدا (ص) می آمد،فطرس به او گفت:
مرا نزد محمد ببر و حاجت مرا به اوبگو تا برایم دعا کند.
وقتی جبرییل برای رسول خدا (ص) حاجت فطرس را اظهار نمود، حضرت، ولایت علی (ع) را به او عرضه کرد و بعد از پذیرفتن او، پیامبر (ص) فرمود:
بر تو یاد آن گهواره، خود را به آن بچسبان و او را در بر گیر.
فطرس خود را در حالیکه رسول اکرم (ص) برای او دعا میکرد، به گهواره چسباند و خداوند متعال توبه اش را پذیرفت و بعد از بهبودیش به رسول خدا (ص) گفت:
در قبال این لطف و مرحمت، زیارت و سلام و درود هرکسی را برای امام حسین (ع) ، به وی ابلاغ میکنم.
ارسال شده توسط Merlin | July 16, 2010 3:45 PM
ارسال شده در July 16, 2010 15:45
کامران فرانسه هوا چطوره؟
نیای ایران کامران ما نباشیا
ولی خدایی دیگه گزارش هات مثل قبلا نیست
یادش بخیر،بعضی گزارشات دل و میترکوند
اقای پپسی اقای فانتا!کودکان غزه
یادش بخیر
ارسال شده توسط سید محمد | July 16, 2010 5:17 PM
ارسال شده در July 16, 2010 17:17
عالی بود داداش گل گلی
کارت حرف نداره
ارسال شده توسط وجیدبهروز از گنبد کاووس | July 16, 2010 6:55 PM
ارسال شده در July 16, 2010 18:55
شما دوست ندارید ما صفر کیلومترها هم بفهمیم چطور باید دانلودش کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط سلام | July 16, 2010 9:05 PM
ارسال شده در July 16, 2010 21:05
tanx a bunch of flower.....tanx
ارسال شده توسط parinaz | July 16, 2010 9:31 PM
ارسال شده در July 16, 2010 21:31
موفق شدم!
ارسال شده توسط سلام | July 16, 2010 10:09 PM
ارسال شده در July 16, 2010 22:09
احساس می کنم با این پست های اخیرتون می خواین یه حرف رو بزنین...
اینا ادامه " بهاریه " ست، نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط شاگرد قیصر | July 16, 2010 10:24 PM
ارسال شده در July 16, 2010 22:24
دهان دختر زيبا تهي ز دندان است
كه هر شكسته دندان بهاي يك نان است
هيچ كس فكر نكرد كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست
و همه مردم شهر بانگ برداشته اند كه چراسيمان نيست
و كسي فكر نكرد كه چرا ايمان نيست
و زماني شده است كه به غير از انسان
به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست
ارسال شده توسط شهرام | July 17, 2010 12:00 AM
ارسال شده در July 17, 2010 00:00
نمیشه این کامنتم خالی باشه؟
ارسال شده توسط الهه | July 17, 2010 12:06 AM
ارسال شده در July 17, 2010 00:06
سلام مجدد...
به روزم !
ارسال شده توسط شاگرد قیصر | July 17, 2010 1:08 AM
ارسال شده در July 17, 2010 01:08
سلام کامران جان
این روزها دائم به تو فکر میکنم ... انگار منتظرم که تو از عراق گزارش بدهی .. از کنار حرم امام حسین ع ... از زائران نجف ... هنوز هم وقتی مهرهای ساده و کوچک را می بینم یاد اون اتاق نیمه تاریک می افتم و پیرمردی که با وضو کار میکرد و ذکر می گفت و همه حاجاتش را موقع مهرساختن گرفته بود و پیرزنی که حرف نمیزد و دانه های تسبیح را به نخ می کشید و ...
چه لذتی داشت طعم شیرین گزارشهایت .
کاش بعضی از کارهای عراق را برای دانلود میگذاشتی اینروزها ... مناسبت هم داره ...
ارسال شده توسط سهراب | July 17, 2010 6:03 AM
ارسال شده در July 17, 2010 06:03
سلام
و تبريك ايام
بله مي تواني اؤ كن جايؤه بگيري
خدا كند كمي مسئولين از غفلت در آيند
ارسال شده توسط علي اكبري(آج) | July 17, 2010 9:09 AM
ارسال شده در July 17, 2010 09:09
سلام
اين آقا و خانوم مدعي چرا خفه شده اند......
ارسال شده توسط سيد ياسين | July 17, 2010 9:27 AM
ارسال شده در July 17, 2010 09:27
با سلام
ديدن باد که باردار غبار و ريزگرد است براي ما تهراني ها هم دارد عادت مي شود.
کامران عزيز اگر بخواهي دوربينت را بر روي زندگي بيشتر مردم ايران زوم کني شايد به نوعي مثل سعيد بايد دلت براي همه بسوزد سختي ها و بي عدالتي هايي که شايد درجه حرارت مغزشون رو تا حرارت اون کوره بالا مي بره اما دستشون به جايي نمي رسه.
تقديم به تمام شاهان بي خيال مست
اي شاه اي شاه اي شاه بي خيال مست
با توام آيا با من مسکين حواست هست
روزگاري دامنت مي گيرد آه اين فقيران تهيدست
تاکنون آيا کنار کودکانت نيمه شب آشفته خفته استي
نه نه تو بي غم و مستي
تا کنون حتي براي تکه ناني پيش فرزندان خود شرمنده بودستي
نه نه تو بي غم و مستي
کجا پاي تو تا زانو به گل بوده است
کجا چشمانت از بار گناهانت خجل بوده است
شبان گه ناله دهقان پير را که مي گريد شنيدستي
نه نه تو بي غم و مستي
ارسال شده توسط ام آ | July 17, 2010 9:32 AM
ارسال شده در July 17, 2010 09:32
سلام
تاحالاشده آرزو کنی جای پسربچه ی توی گزارشت باشی؟
تاحالاشده احساس کنی داری توی یه رودخونه خلاف جریان آب حرکت می کنی؟
تا حالا شده احساس کنی از این دنیا متنفری؟
تاحالاشده آرزوی مرگ کنی؟
تاحالاشده به خودکشی فکرکنی؟
ارسال شده توسط آگرین | July 17, 2010 12:09 PM
ارسال شده در July 17, 2010 12:09
سلامي به بلنداي برج ايفل.خوب هستي آقا..اينجا کسي نيست سر به سرم بذاره...خيلي بده بي تو...واحد کليشه شده... سرزندگي قبلي بين گزارشها نيست...احساس ميکنم توام خسته اي. اينجا کاري داشتي من رو قابل بدون.بلکه به همين زوديا ببينمت.راستي خاطرات هرروزت رو مي نويسي؟ حيفه اگه ننويسي...به 50 ساله ديگه فکر کن.
ارسال شده توسط شريفي | July 17, 2010 12:15 PM
ارسال شده در July 17, 2010 12:15
این ها را یک بار دیگر بخوانید:
کامران عزیز.حرف هایی که تو در تلویزیون زدی تا به امروز هیچکس،تاکید می کنم،هیچ کس نزده و نخواهد زد.
----------
اینجا همه عاشق و سنیه چاک تواند ظاهرا. وقتی از خیابانهای پاریس بالا و پایین می روی و خیلی سختی می کشی حتما خدا برای کشورت حفظت کند. که اندوه مرغ ربط به ید اجنبی دارد و جابولانی ربط به استعمار پوسیده. همان ضرب المثل معروف ... خوشحالم که خیلی ها کامران نجف زاده را دوست دارند. خیلی ها حسن کامرانی فر را هم دوست دارند که 2 تا آفساید نگرفت و شد شرف فوتبال و آفساید. اینطوری است که با نرمه تملق و تهییج چیزی که نمانده می شود کارهایی کرد.
خدا به مردم ما رحم کند که رسانه ملی دارند و اگر بخواهی به گند اشاره کنی نمی دانی کجا را نشان بدهی. دلمان خوش است که کامران نجف زاده در پاریس است و برای نان و آجر فیلم می فرستد.
ارسال شده توسط ugd | July 17, 2010 1:34 PM
ارسال شده در July 17, 2010 13:34
من همیشه مشتاق شنیدن گزارشهایی هستم که شما تهیه می کنید.امروز با وجود مشغلهءزیادم خیلی اتفاقی از وب سایت یک خبرنگار به وبلاگ شما رسیدم پس فرصت را غنیمت شمرده و برای شما آرزوی موفقیت های بیشتری را از درگاه باری تعالی خواستارم.
ارسال شده توسط شاپرک | July 17, 2010 2:02 PM
ارسال شده در July 17, 2010 14:02
سلام آقای نجف زاده ی جان!
هرچند این گزارش رو قبلا دیده بودم، ولی بازم چسبید همووووووووجوووووووووووور!
خیلی دوستت داریم؛کاش برگردی پیشمون. راستشو بخوای، از وقتی رفتی، گزارشات دیگه حال و هوای قدیم رو ندارن، کاش برگردی تا مثل قدیم بشن گزارشات...
بازم میگم: خیلی دوستت داریم.
فی امان الله
ارسال شده توسط -------- | July 17, 2010 2:57 PM
ارسال شده در July 17, 2010 14:57
سلااااااااام خبر نگار ما.بالاخره دیدم دیدی درست گفتم.راستی خبر نداری دکتر شد یا نه؟ نقش اول فیلمتو میگم کارگردان.قشنگ بود.
ارسال شده توسط Merlin | July 17, 2010 7:28 PM
ارسال شده در July 17, 2010 19:28
احساساتمو برانگیخت مثه همیشه میدونم بعدش فوقش مسئولا به همین یه مورده خاص کمک میکنند ولی روراست بگم اکه جای این بچه بودمو بزرگ میشدم از دستتون ناراحتم میشدم ولی چاره ای هم نیست باید برای نشون دادن عمق فاجعه به دنبال سوژه رفت
ارسال شده توسط شبنم | July 17, 2010 8:46 PM
ارسال شده در July 17, 2010 20:46
سلام.
عیدتون مبارک.
چی بگم!
بعضی وقتا احساسه قلنبه میشه، بغض میشه و می ترکه، ولی هرکاری میکنی نمیشه به کلمه تبدیلش کرد!
...
ارسال شده توسط آسمان مهر | July 17, 2010 9:10 PM
ارسال شده در July 17, 2010 21:10
دعوتتان می کنم که به آلبوم قناری حصاری حقیر گوش فرا دهید[گل]
ارسال شده توسط فرید صلواتی | July 17, 2010 11:13 PM
ارسال شده در July 17, 2010 23:13
سلام خدمت خبرنگار محبوب ما
مثل همیشه از دردایی گفتی که کم کم داره به فراموشی سپرده میشه
ارسال شده توسط م.ش | July 18, 2010 12:03 AM
ارسال شده در July 18, 2010 00:03
سلام
راستی من گزارشهای تلخ و تکان دهنده شمارو بیشتر دوست دارم... کامران خان!!! خدای ناکرده فکر نکنید مشکل دارم و افسرده هستم نه دوست دارم اونائی که خوشی و غرق شدن در مال و ثروت دنیا دلشون رو زده با دیدن این گزارشها یه تکانی به خودشون بدهند بدجوری غرق مادیات شدیم همگی شدیم یه پا قارون برای کی و برای چی این همه مال و منال جمع می کنیم نمیدونم اصلا نمیدونم حرص چی رو می زنیم ؟؟؟خوبیش به اینه که همه رو می گذاریم میریم...قسمت باحالش همین یه تیکه است نه؟؟؟میزاریم میریم!!!
ارسال شده توسط نازنین | July 18, 2010 1:13 AM
ارسال شده در July 18, 2010 01:13
تا اين دانلود شه من موهام همرنگ دندونام شده اخوي اينجا ايرانه يعني جاييكه...پهناي باند نت خيلي باريكه(بداهه بود گير نده)اينترنتي كه با نفت كار كنه همه چيز نفت با اين مسئولين سه لتي !!
ارسال شده توسط نفحات نفت | July 18, 2010 1:30 AM
ارسال شده در July 18, 2010 01:30
این چفیه در دل خود حرف ها دارد.
شما دل به جیفه ی دنیا بسته اید و خامنه ای دل به چفیه ی شهدا .
به جز آقا تعارف که نداریم ، چفيه به هيچ كدامتان نمي آيد.
اي ذوب شده هاي در ولايت بي كوره شهادت،
اي بي جبهه بسيجي شده ها، الكي ژست نگيريد.
ياد امام و شهدا شما را به بهارستان مي برد يا كرب وبلا؟
ارسال شده توسط سيد ياسين | July 18, 2010 9:37 AM
ارسال شده در July 18, 2010 09:37
هر با ر که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم. آنقدر که در من هراس گرفتن دستی ست ترس از گم شدن نیست...
ارسال شده توسط فانوس | July 18, 2010 9:56 AM
ارسال شده در July 18, 2010 09:56
سلام خدمت آقای نجف زاده دلمان تنگ شماست .
سلام به دوستان عزیز
راهنمایی می کنم برای بعضی دوستان که نمی توانند دانلود کنند.
وقتی به این آدرس رفتید www.4shared.com/video/b3KcRJ71/0_online.html
صفحه که باز شد گزینه DOWNLOAD NOW را انتخاب کنید . صفحه بعدی که باز شد گزینه Download file now را انتخاب کنید شروع به دانلود می کند و برای اجرای فایل می توانید از برنامه KMPlayer استفاده کنید .
ارسال شده توسط مینا | July 18, 2010 11:12 AM
ارسال شده در July 18, 2010 11:12
سلام آقا کامران عزیز
میبینم که آپید.
من دانلودش کردم ولی هرکاری می کنم نمیاد که ببینمش.
چه جوری میشه دید؟
یه جور باحالتر بزارید بشه راحت دانلود کرد و دید.
ارسال شده توسط atena | July 18, 2010 12:28 PM
ارسال شده در July 18, 2010 12:28
واي بر من
واي بر تو
واي بر ما
اينجا كجاست خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط مهران | July 18, 2010 12:56 PM
ارسال شده در July 18, 2010 12:56
salam kamran jan un tarafe donya che khabar manam hese konjkavim az u kamtar nist.jamee shenasi mikhunam.moafaq bashi
ارسال شده توسط reyhane | July 18, 2010 1:59 PM
ارسال شده در July 18, 2010 13:59
اصلا فكر نميكردم به روز كرده باشي.خيلي خوشحال شدم اومدم ديدم.مرسي
سرعتم پايينه شب ميام دانلودش ميكنم حتما.
مواظب خودت باش داداش گلم.
ارسال شده توسط حديث | July 18, 2010 4:53 PM
ارسال شده در July 18, 2010 16:53
سلام
وقت به خیر
با مطلب " محصولات ضد فرهنگی ! " به روزم .
منتظر نظرات شما هستم .
یا علی مدد
ارسال شده توسط مرتیا | July 18, 2010 5:30 PM
ارسال شده در July 18, 2010 17:30
سلام اقا کامران، من خیلی گزارشات رو دوست داشتم و دوست دارم ، من نوجوان 17 ساله هستم، گزارشات خیلی خیلی توپ هست از دورترین و محروم ترین جای ایران (( زاهدان)) به شما خسته نباشید میگم.
ارسال شده توسط امین-د | July 18, 2010 6:17 PM
ارسال شده در July 18, 2010 18:17
سلام. اولین باری که اسمتان را دیدم اول دبیرستان بودم. در صفحه مدرسه . یادتان می آید؟ :)
معمولا صفحاتی که متن شما در آن چاپ شده بود نگه می داشتم. یکیشان مطلبی بود که برای تولد مدرسه نوشته بودید، با مضمونی شبیه اینکه نویسنده شده اید و یک جورایی چوپان!
اولش که بیست و سی تازه راه افتاد، نمی دانستم کامران نجف زاده ی بیست و سی همان کامران نجف زاده ی مدرسه است. یک روز که آرشیو صفحه های مدرسه را زیر و رو می کردم عکس شما را دیدم. در همان نوشته ی به مناسبت تولد مدرسه.
راستش از کشف این یگانگی خیلی ذوق زده شدم!
هر بار که گزارش هایتان را می بینم یاد دوران نوجوانی می افتم و صفحه مدرسه... و حس نوستالژیکم بدجوری بیدار می شود!
ارسال شده توسط زینب | July 18, 2010 7:02 PM
ارسال شده در July 18, 2010 19:02
سلام
ميلاد گلهاي باغ طاها حضرت امام حسين(ع)، حضرت امام سجاد(ع) و حضرت عباس(ع) و ولادت حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي، رهبر عباس نشان و حسيني تبارمان بر شما مبارك باد
یه سری به وبلاگ ما هم بزن
نظر هم یادت نره
ارسال شده توسط حسین | July 18, 2010 9:59 PM
ارسال شده در July 18, 2010 21:59
سلام آقای نجف زاده من خیلی تورو دوست دارم معمولا قبلنا از خبرنگاران خوشم نمی اومداما وقتی شما وگزارش های شما رودیدم عاشق شما وگذارشهاتون شدم بتوری که با خودم گفتم ای کاش رشته صداوسیماشاخه خبرنگاری انتخاب میکردم.
التماس دعا...
ارسال شده توسط sayed moosa | July 19, 2010 12:18 AM
ارسال شده در July 19, 2010 00:18
salam kamran joon
nistet
bivafa shodi
midoni chand vaghte hamo nadidim????
komak khasti begooo
montazeretam
ارسال شده توسط moha | July 19, 2010 2:03 AM
ارسال شده در July 19, 2010 02:03
سلام کامران عزیز
با مطلب
شب آزادی
به روزم
خوشحال میشم ببینید ...
ارسال شده توسط علیرضا | July 19, 2010 2:45 AM
ارسال شده در July 19, 2010 02:45
طریقه ی دانلود فایل بالا:
بر روی لینک بالا کلیک کرده
و در صفحه ی باز شده ، پس از 10 ثانیه صبر ، گزینه ایی با عنوان دانلود فایل می آید.
که روی آن کلیک میکنید و دانلود میشود.
ارسال شده توسط | July 19, 2010 10:52 AM
ارسال شده در July 19, 2010 10:52
مرد خوش ذوقی به نام کامران// از تبار فلفلی های زمان
روزگاری در TV پیداش شد// اندرون هر خبر زود جاش شد
می گرفت او در خبر مچ از وزیر// ار رییس و از مدیر و از سفیر
در خیابان سوژه پیدا می نمود// از حسین آقای دوربینی ، ز دود
از درون پادگان و از پلیس// از رضازاده ، مدال های نفیس
با تمام سوژه های بکر و ناب // ملتی را می نمود او دل چو آب
ناگهان بهر یکی Mission نمود// به عراق از روی ناچاری ورود
از همان روزی که از ایران برفت// یک نفر از بیشه شیران برفت
ملتی وقتی که او رفت به عراق// می مکید پای tv دائم سماق
در همان جا هم گزارش می گرفت// از عراقی ها به زحمت، سخت و سفت
از عمو جعفر، عروسی، از شکار// از صف بنزین و گرما ، کار و عار
از دل سرداب و از سردار عشق// از خریدار سر بازار عشق
چشم های ملت ما بود تیز//از برای دیدن آن مرد ریز
اتفاقا چند روزی غیب شد// یکهو در دلها چه شک و ریب شد
کامران رفته کجا؟؟ دیر آمده!!// خود شکاری گشته یا شیر آمده؟؟.......
عاقبت در جعبه جادو شبی// ظاهر آمد زائر سبط نبی
شکل و وضعش اندکی آشفته بود// حرف هایی در دلش ناگفته بود.......
بعد از آن شب کار خود از سر گرفت// شد دوباره با خبر فابریک و چفت
زان پس اما آتشش سوزان نبود// خار چشمان زراندوزان نبود
خط آزادش به تعطیلی کشید// مچ گرفتن های او را کس ندید.........
لیک خواهم من هنوز از او کند// چون همیشه کار خود با جد و کد
نهراسد از کسی جز رب خویش // گر شنید حتی زمانی سب خویش(جسارتا)
چون که راه حق رهی پاینده است// حق ، خود، اهلش را نگهدارنده است.
ارسال شده توسط تقدیم به خبرنگار محبوب قلب ها | July 19, 2010 12:25 PM
ارسال شده در July 19, 2010 12:25
سلام
اوضاع و احوال خوبه؟
دانلود کردم...
تلنگر خوبی بود[گل]
ارسال شده توسط یک قدم تا خورشید | July 19, 2010 12:53 PM
ارسال شده در July 19, 2010 12:53
سلام.
به کجا چنین شتابان؟
نه این اسم یک سریال مز مض مذ خرف نیست که از تلویزیون پخش شد.
اسم درد امروز ماست .
خواستی بدونی بیا ....
ارسال شده توسط مرجان | July 19, 2010 3:19 PM
ارسال شده در July 19, 2010 15:19
هر روز که میگذره به این فکر میکنم که :
چی قراره بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخر شاهنامه خوشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پس کی میرسه این خوشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط مرجان | July 19, 2010 3:24 PM
ارسال شده در July 19, 2010 15:24
سلام
خوشحال شدم وبلاگتون رو دیدم
شما رو لینک کردم
یا علی
ارسال شده توسط احمد | July 19, 2010 3:50 PM
ارسال شده در July 19, 2010 15:50
چکیده ای از رویداد های فضای مجازی در عمار نامه
ارسال شده توسط عمار | July 19, 2010 3:51 PM
ارسال شده در July 19, 2010 15:51
kheili ziba bod
khaste nabashid
ارسال شده توسط raha | July 19, 2010 7:47 PM
ارسال شده در July 19, 2010 19:47
دمشون گرم به خدا....
سلام!
ارسال شده توسط پژمان | July 20, 2010 10:11 AM
ارسال شده در July 20, 2010 10:11
سلام
دیدم (چندین بار) تا معنی تک تک کلمات آن را فهمیدم...
چقدر ما ظالم هستیم در برابر همچین آدمهایی. فقط پر شدیم از توقعات بی حد و اندازه خودمون
ارسال شده توسط مژده | July 20, 2010 2:26 PM
ارسال شده در July 20, 2010 14:26
می گویند ماه در آن طرف زیباتر است....
می گویند عاشقان اینجا شیداترند.....
من در این تابستان بلند بی تابتر از همیشه به دنبال سایه آرامش می گردم
کجاست مرز عاشقانه جهان.....؟
ارسال شده توسط مریم | July 20, 2010 8:08 PM
ارسال شده در July 20, 2010 20:08
همه می پرسند..چیست در زمزمه ی مبهم رود؟
ارسال شده توسط الهه | July 21, 2010 12:17 AM
ارسال شده در July 21, 2010 00:17
صبح بخیر داداش گل[هورا]
ارسال شده توسط وحیدبهروز | July 21, 2010 8:12 AM
ارسال شده در July 21, 2010 08:12
بيخودي پرسه زديم
صبحمان شب بشود
بيخودي حرص زديم
سهممان كم نشود
ماخدارا با خود
سر دعوا برديم
و قسمهاخورديم
مابه هم بدكرديم
مابه هم بد گفتيم
ماحقيقت ها را
زير پا له كرديم
و چقدر حظ برديم
كه زرنگي كرديم
روي هر حادثه اي
حرفي از پول زديم
ازشما مي پرسم
ماكه را گول زديم؟
ارسال شده توسط سپيده | July 21, 2010 12:05 PM
ارسال شده در July 21, 2010 12:05
چند تا ما از این سعید ها داریم که با آرزوی پزشک شدن بزرگ می شن اما ... آه ...
ارسال شده توسط memorialist | July 21, 2010 2:09 PM
ارسال شده در July 21, 2010 14:09
من فیلمو دانلود کردم ولی فقط صداتون توش حرکت میکرد تصویرش ثابت بود!نمیدونم مال بقیه هم همین جوری بود یا نه آیا؟ بهر حال فوق العاده بودمثل همیشه.
ارسال شده توسط محبوبه | July 21, 2010 3:22 PM
ارسال شده در July 21, 2010 15:22
سلام آقای نجف زاده من یک دانشجوی محقق هستم که آخرین بررسی که داشتم درموردتوانایهای یک ایرانی شیعه بود که بابررسیهای بسیار فهمیدم این فرد بانداشتن بسیاری از امکانات حتی نان شب حرفهای بسیار برای گفتن دارد.آقای خبرنگارمن این جرات را به خودم داده م که بگوییم یک این فرد توانسته برای بیماری ایدز به دنبال چاره بگردد وبابررسیهای زیاد با زبان علم بگویید که می توان ایدز را درمان کرد اما صدحیف که درکشوری زندگی می کند که به جای کمک به او اورا دیوانه می خوانندچندین جا مانند انیستیتوپاستور مراجعه کرده که جواب آنها بدون مطالعه کردن طرح ردکردن آن بوده.حال اگرتوهم ایرانی واقعی هستی به کمک اوبیا سوژه خبری بسیارخوبی برایت بود091 9
ارسال شده توسط حسین ناظمی | July 21, 2010 5:59 PM
ارسال شده در July 21, 2010 17:59
صبح بخیر داداش کامران
ارسال شده توسط وحیدبهروز | July 22, 2010 6:50 AM
ارسال شده در July 22, 2010 06:50
سلام!
چرا همه ازت تعریف کردن فقط؟
ارسال شده توسط yusuf | July 22, 2010 1:29 PM
ارسال شده در July 22, 2010 13:29
سلام . عزیزان محترم بر روی لینک که کلیک کنید صفحه
ای باز میشه که باید روی کلمه download now
کلیک کنید صفحه دیگری باز میشه که باید صبر کنید
ثانیه شمارها به صفر برسه بعد روی download file
now کلیک کرده مسیر مورد نظر برای ذخیره سازی
انتخاب کرده و منتظر دانلود فایل برای مشاهده
باشید .
ارسال شده توسط زهرا محمدی | July 23, 2010 1:20 AM
ارسال شده در July 23, 2010 01:20
سلام .
جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد .
ارسال شده توسط زهرا محمدی | July 23, 2010 1:23 AM
ارسال شده در July 23, 2010 01:23
از هرکسی که چشمش به نوشته من افتاد خواهش می کنم برای خانمی دعا کنه که قرار بود 4 ماه دیگه برای اولین بار طعم مادر شدن رو بچشه اما روزگار باعث شد تا هم بچشو از دست بده و هم خودشم بره تو کما و دیگه هیچ وقت تنونه طعم مادری رو بچشه . ازتون می خوام توی این ماه که برای هممون حسابی عزیزه اگه دلتون گرفت و دست به سوی خدا دراز کردید ، دعا برای این خانم رو هم فراموش نکنید
التماس دعا
ارسال شده توسط پرستو | July 23, 2010 2:06 AM
ارسال شده در July 23, 2010 02:06
صبح بخیر داداش گل گلی
ارسال شده توسط وحیدبهروز | July 23, 2010 10:21 AM
ارسال شده در July 23, 2010 10:21
سلام آقای نجف زاده حالتون چطوره؟
امیدوارم همیشه خوب باشید
یادمه بهتون گفته بودم هر طور بوده همیشه گزارشهاتون رو میبینم اما حالا چند وقته اصلا نمیدونم گزارشی داشتین یا نه دیگه اخبار فرانکو رو به اخبار ایران ترجیح میدن حتما میشناسینش مجری اخبار فرانس 24 من که به انگلیسی تسلط ندارم مجبورم به چشمای آبیش خیره بشم وبه این فکر کنم که شما امروز گزارشی داشتین یا نه؟
ارسال شده توسط آگرین | July 23, 2010 1:33 PM
ارسال شده در July 23, 2010 13:33
gozareshetun fogholade bud...
khosh be hale saied...
ارسال شده توسط zahra | July 23, 2010 2:03 PM
ارسال شده در July 23, 2010 14:03
وقتی اومدین تو رسانه ملی با اون رک گویی و صراحت بیان به خبرنگار بودنمون افتخار کردیم فکر کردیم دنیای مسئولا با همه کوچیکیش تو دستامون اما حیف که خیلی زود جیک جیکا رو خفه کردن و پرو بالا رو سوزوندن وقتی که زمستون شد هوا سرد شد همه شهر خاموش شد پرنده ها دیگه رفتن شدیم میرزا بنویسای مسئولا تازه به معنای واقعی آزادی قلم و دموکراسی رسیدیم حیف که خیلی تنهاییم حیف که یکی یکی خبرنگارامون دارن....
ارسال شده توسط یه خبرنگار | July 23, 2010 3:38 PM
ارسال شده در July 23, 2010 15:38
صبح بخیر داداش کامران مهربونم هفته خوبی داشته باشی
ارسال شده توسط وحیدبهروز معروف | July 24, 2010 8:40 AM
ارسال شده در July 24, 2010 08:40
سلام چرا نمیشه ارسال بعدی یعنی پست لیلاند! رو خوند!
همش not found میزنه!
ارسال شده توسط زهرا_ض | July 24, 2010 11:44 AM
ارسال شده در July 24, 2010 11:44
با دیال آپ موفق به دانلود نشدیم :(
جون من یه چیزی در مورد سرعت اینترنت توی ایران بنویس.
ارسال شده توسط موجی | July 24, 2010 12:20 PM
ارسال شده در July 24, 2010 12:20
سلام
گزارش لیلاند رو دیدم دیشب توی وبلاگتون بود ولی حالا نیست خیلی جالب بود کاش منم مثل شما یه بار طبقه ی دوم ردیف اول می نشستم حتما خیلی کیف داره.
از وبلاگ یکی از طرفداراتون یه تیکه از برنامه ی ماه عسل رو که شما مهمون بودید دانلود کردم کاش امسال هم یکی از مهمونای این برنامه شما باشیدباز هم با حرفایی که با همه تفاوت داره.
موفق باشید.
ارسال شده توسط آگرین | July 24, 2010 1:21 PM
ارسال شده در July 24, 2010 13:21
کاش میشد که دیگه هیچوقت سعید و سعیدهایی به این شکل وجود نداشتند.
ارسال شده توسط قاصدک | July 24, 2010 1:39 PM
ارسال شده در July 24, 2010 13:39
سلام آقای نجف زاده من خیلی وقت بود نیومده مطالبتون رو نخوندم از بعد از ارغوان من کجاست همه رو اومدم امروز خوندم موفق باشید.
حس فردی خوب و غنی بودن اساس هر موفقیتی را در زندگی تان تشکیل می دهد
ارسال شده توسط مرضیه | July 24, 2010 6:30 PM
ارسال شده در July 24, 2010 18:30
اولین اس ام اسی که برای صدا و سیما فرستادم برای
خبر شبانگاهی بود که پرسیدم نجف زاده کجاست دلمان برای گزارشهایش تنگ شده برای احساس گاه شاد و
بیشتر غمگینش. بعد از چند روز گزارشی ازشماپخش
شد که آخرش گفتی کامران نجف زاده پاریس. حالام
با وجودی که کیلومترها دور شدی اما احساست
هنوزم بارون خوردست
آرزومند بهترینا برای شما
ارسال شده توسط بلوتوث | July 24, 2010 9:24 PM
ارسال شده در July 24, 2010 21:24
اگر وقت داشتید سری به وبلاگم بزنید خوشحال میشم
حضورتون رو ثبت کنم
ارسال شده توسط بلوتوث | July 24, 2010 9:26 PM
ارسال شده در July 24, 2010 21:26
كيست كه از من قدري تنهايي بخرد...؟
ارسال شده توسط تنهايي | July 25, 2010 8:47 AM
ارسال شده در July 25, 2010 08:47
صبح بخیر داداش گل
ارسال شده توسط وحیدبهروز معروف | July 25, 2010 10:48 AM
ارسال شده در July 25, 2010 10:48
سلام.من سارای 17 ساله هستم.1سال وقت دارم تا
بزرگ ترین انتخاب زندگیمو انجام بدم.
میخوام خبر نگار یا روزنامه نگار بشم.همه میگن کار
بیخودیه.کسی نیست تا دربارش ازش سوال کنم.
شما اگه جای من بودیدی دوباره خبرنگار،روزنامه نگار
میشدید؟میشه بهم درباره این شغل اطلاعات بدید؟یه
دنیا ممنون.
موفق باشید.
(سبزی)
ارسال شده توسط سارا سبزی | July 25, 2010 11:00 AM
ارسال شده در July 25, 2010 11:00
سلام
خوبید؟ 2 ساعت پیش می خواستم مستند دفاع مقدس را ببینم یادم افتاد در نوشته هایتان مطبی درباره اش نوشته بودید بین مطالب وبلاگتان دنبالش که می گشتم دیدم انگار هر چه از تولد وبلاگتان می گذرد جمله هایتان کوتاه تر و شاید نقل قول شده انگار دیگر از ان حرفهایی که بر دل می نشست اینجا خبری نیست. کم گوی و گزیده گوی شدید شاید این نشانه ای از پخته شدن باشد نمی دانم! ولی می دانم اون نوشته های عمیق تان که می گفتید زا همه چیز جذاب تر بود مثل میمبا ، لا اقل از کیانتان بنویسید بازهم.
بگذرم چند قسمت مستند را دیدم انگار خیلی بی خبرم از آن دوران .دا را قبلا خوانده بودم و حالا دیدن بعضی چیزها این جا روح دیگری است انگار . خدا را شکر که من بعد از تمام شدن جنگ به دنیا اومدم!
دلیل این همه طمع صدام را نمی فهمم آخر این همه خرابی برای ما به بار آورد که آخرش با اون فضاحت زیر خربارها خاک بخوابد. حالا که چه شد . همیشه از این همه حرص مردم برای بدست آوردن دنیا در تعجب بودم. جایی از کتاب دا خانم حسینی از روزهای اول جنگ و کار کردنش در غسال خانه که می گوید و طلاهایش را در می آورد و زندگی برایش بی معنی می شود..... کاشکی همه ی مردم می دانستند که بالاخره روزی خواهند مرد....
بگذریم . نمی خواستم حرف های تلخ بزنم .
راستی ما دوست داریم شما این جا حرف بزنید نه اینکه گزارشی بزارید که بعد از دوساعت پایش نشستن آخر نشود دیدش یا دانلودش کرد!
راستی از آن تغییری که گفته بودی امثال این جا قرار است اتفاق بیفتد چه خبر؟ دیدی سلام مرا هم بهش برسان!
این اعیاد فرخنده بر شما مبارک امیدوارم روزهای خوبی داشته باشی.
ارسال شده توسط atena | July 25, 2010 12:17 PM
ارسال شده در July 25, 2010 12:17
سلام نازنین....
ارسال شده توسط آدم برفی | July 25, 2010 4:08 PM
ارسال شده در July 25, 2010 16:08
ما دچاریم...
دچار مناسبتها...
اما مگر میشود نیمه شعبان را تبریک نگفت
مبارک
اخلاق مناسبتی:
http://tarikhemasraf.parsiblog.com
ارسال شده توسط Expired | July 25, 2010 6:30 PM
ارسال شده در July 25, 2010 18:30
این فایلرو ندیدم چون دانلود کردنش با سرعت اینترنت تو ایران اعصاب می خواد که من ندارم
پ.ن : همیشه برام قابل احترام بودید و دوستون داشتم ! و اینکه نبوغ و هوشتون رو تحسین کردم ...
ودر انتها ، هر جای دنیا که هستید موفق باشید آقای نجف زاده ی عزیز ...
ارسال شده توسط حدیث | July 25, 2010 8:30 PM
ارسال شده در July 25, 2010 20:30
پیشاپیش میلاد حضرت قائم عج بر شما مبارک.
ارسال شده توسط یک قدم تا خورشید | July 26, 2010 12:45 AM
ارسال شده در July 26, 2010 00:45
به روی ماهت سلام و درود
بابت نان و آجر به قول شیرازی ها قربون دس و پنجت!
*****************************************************
خواستم بگم: سلام.اول اینکه از این به بعد گاهی اینجا مینویسم...دوما اینکه از بس حواس ندارم پسورد وبلاگ قبلی را هنوز ساعتی نگذشته گم کردم مهم نیست ....از این به بعد اینجا جوری مینویسم که مداد رنگی هایم جایشان را خیس کنند...
**
به انتظار نوشته های نازنینت نازنین .که از کلمه های رنگین تو زنده میشویم
یاد بعضی نفرات روشنم میدارد
رزق روحم شده است
*
چیه؟ چرا اینجوری نگام میکنی؟
اصلا تا حالا فکر کردی چرا اینقدر دوست دارم؟ چون روحم بهت شبیهه، شایدم روح تو به من!!! یه مقدار خیلی! تو این موردهم(غافلگیری) ایضاً.
ارسال شده توسط زین الدین زیدان | July 26, 2010 3:09 AM
ارسال شده در July 26, 2010 03:09
eshgh e mani kamran
ارسال شده توسط کیامهر | July 26, 2010 5:44 AM
ارسال شده در July 26, 2010 05:44
صبح بخیر داداش گل
ارسال شده توسط وحیدبهروز معروف | July 26, 2010 9:01 AM
ارسال شده در July 26, 2010 09:01
سلام آقاي نجف زاده
عيدتون مبارك
به منم سر بزنين
ارسال شده توسط Light Knight | July 26, 2010 4:05 PM
ارسال شده در July 26, 2010 16:05
اقاقی های کوچه ی دلمان،تازه اول بهار بود،که جوانه زد...قرار بود خبرنگار محبوبمان را با دعاهایمان بدرقه کنیم به یک سرزمین دور...گفتیم برود خدا به همراهش ،ما تا سه بهار دیگر که اقاقی ها گل بدهند منتظر آمدنتان می مانیم.تو ،امیر کیان نازنین و مادر مهربان امیرکوچکمان.
سلام....!
برگ برگ شد دفتر خاطراتمان مرد خبرنگار....دلمان تنگ شد برای ثانیه های نابت آقای لحظه های فراموش نشدنی...
تو دیگر خودت میدانی چه کردی با tv های قلبهای ما که همیشه آنتن اش سمت لحظه های شکار شده ی تو تنظیم بود....
تو میدانی چند چشم،انتظار می کشیدند تو حرفهای آنها را امشب هم به تصویر بکشی و قلبها آرام گردد....
و ایضا شاهد بودی ما همیشه صدای لحظه هایت را مثل چای دلچسب زمستانی دم میکردیم و تا ته سر می کشیدیم.تو هم بگو نوش جانتان!
قلم به دست گرفتن تو،ما را هم با عطر دفتر آشنا کرد....ما را هم مشتاق کارهایی کرد که تا به حال تجربه نکرده بودیم...و ما حالا شدیم خدای تجربه هایی که دعوت کننده اش کامران نجف زاده بود....
به ما بگو زیر آسمان پر غبار فرانسه هم سوژه ها به دنبالت می آیند،یا نه،تو همیشه در حال دویدن بدنبال سوژه هایی؟!
با ما حرف بزن....نگذار از تب لحظه هایی که برای این مردم ساختی ذره ای کم شود....نگذار باران ما را تا آخر پائیز ببرد....
بگذار بمانیم زیر همان چتری که ما را تا انتهای کوچه های پر ماجرا بردی...
گفته بودی که خیلی چشم به راه بهار نمانیم که ثانیه ها برایمان دیر بگذرند....حالا می فهمیم.حق با تو بود انگار....انگار این حرف را برای امروز گفته بودی...!دیگر باید با این بهار ها یکجور کنار بیاییم...
راستی از آن طرف دریا ها برای ما دوباره خدای اطلسی ها را زمزمه کن....دلمان برای پناه بی کسی های تو تنگ شده....
اصلا" دلمان برای تیر برق داستانهایت تنگ شده....برای نوستالژی هایت....برای شادی های زیر پوستی گزارشهایت....اشکهای یواشکی ات....!زودتر بهار را رنگ بزن بیا...!
29 روز از اردیبهشت گذشت مرد اردیبهشتی ....دستهای ما خالی ست اما عطر شکوفه می دهد....
کوچه باغ ِ خانه های مجازیمان را شکوفه باران می کنیم....دلمان می خواهد حد اقل یک روز اینجا بوی بهشت بدهد....
شاید برای تو کافی باشد اما دلهای ما راضی نیست....ما برای تو اما هیچ کار نکردیم....
بیا امضا کن پای امروز....خدا دارد ثبت می کند در کنج قلبش....خدا دارد قلب تو را نگاه می کند....حتما" برایت 29 تا فرشته هم فرستاده که بیایند درگوشت بگویند تا 29 تا صد سال باید برای مردم دنیایت کامران نجف زاده باشی....کامرانی که نه فراموش میکند مردم دنیایش را و نه "آرام دل" اش را....
امروز یک گزارش مخصوص بزن برای آرشیو خانه ی خدا....حرفهای ما را هم مثل همیشه لابه لای حرفهایت بگو....از ما هم برایش بگو....شاید خدا به حرف تو بهتر گوش کند....امسال باید tv ها رنگ صورتی به خود بگیرند....مثل سالهای خیلی دور....
کامران نجف زاده ی عزیز 29 فرشته پیام قلبت را به خدا رساندند....با "به نام آرام دل" ت دوباره شروع کن.....ما همیشه منتظرت هستیم...."میلادت مبارک"
ارسال شده توسط برای روز تولدت...کامران نجف زاده | July 26, 2010 4:25 PM
ارسال شده در July 26, 2010 16:25
سلام
عیدتون مبارک، از خداوند براتون بهترینها رو توی این شب عزیز میخوام
ارسال شده توسط لیلا نادعلی فر | July 26, 2010 5:46 PM
ارسال شده در July 26, 2010 17:46
سلام اقای نجف زاده
ممنون از اینکه جوابمو دادید!
ارسال شده توسط زهره | July 26, 2010 7:23 PM
ارسال شده در July 26, 2010 19:23
سلام
امشب شب خیلی مهمیه و مثل شبای احیا عزیزه.
اینجا خیابونا رو تزئین کردن.راستی اونور دنیا چه خبره.نیمه شعبان تو پاریس چه شکلیه؟
میگن آقا برای همه دعا میکنن.
ما چی؟چقدر یادشونیم؟
هر وقت کارمون گیر میکنه؟هر وقت مشکل داریم؟یا...
ان شاءالله امشب خدا به حق آقا همه مریضا رو شفا بدن.
آدم تا وقتی سالمه قدر سلامتیشو نمیدونه.
بین سلامتی و بیماری به اندازه یک مو فاصله هست.
ارسال شده توسط شیرین | July 26, 2010 7:29 PM
ارسال شده در July 26, 2010 19:29
یک عمر تو زخمهای مارا بستی
هرروز کشیدی به سر ما دستی
شعبان که به نیمه میرسد آقاجان
ما تازه به یادمان می آید هستی
خوش آمدی بابای مهربانی
ارسال شده توسط شهبانو | July 26, 2010 9:09 PM
ارسال شده در July 26, 2010 21:09
با سلام
ترسم از آن است كه نيامدنت را عادت كنيم
دمي كه بي تو سر آيد خدا كند كه نيايد
الا كه هستي مايي، خدا كند كه بيايي
اللهم عجل لوليك الفرج
انجمن فرزانگان كوير
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان كوير | July 26, 2010 10:36 PM
ارسال شده در July 26, 2010 22:36
سلام داداش نجف زاده.
آقا عيدت مبارك باشه.دور از وطن سخته اما ميگذرد...
ارسال شده توسط حديث | July 26, 2010 10:42 PM
ارسال شده در July 26, 2010 22:42
. . . و باز هم من و این انتظار یلدایی
و یک سؤال مکرر;
چرا نمی آیی. . .؟!
عید بر شما مبارک...
ارسال شده توسط شاگرد قیصر | July 26, 2010 10:56 PM
ارسال شده در July 26, 2010 22:56
كامران سلام!
خوبي؟
عيدت مبارك!
دانشگاه تهرانم،دعاگوي شما و همه جووناي مملكتمون!
اگه قابل باشم...
فكرميكني يه روز بشه كه درباره بعد اومدن آقا گزارش بگيري؟
آقا هم مصاحبه ميكنه؟
شايد بخواد برنامه هاشو اعلام كنه!
شايدهم نيازي به خبرنگار نداشته باشه!
شايد تو اول گزارشت بگي : مهدي آمد !
و ادامه گزارش!
واقعا بعد ظهورش ما كجاييم؟
چي براي گفتن داريم؟
كاش ما رو هم نوكر خودش نگه داره...
طردمون نكنه!
كاش بدونيم خوبه نوكر باشيم!
نوكري رو بلد باشيم!
كاش فقط نوكر خودش باشيم ! ! !
شايد فقط اينطوري از هيچكس و هيچ جا طرد نشيم!
التماس دعا
يا علي
ارسال شده توسط ش_ك | July 27, 2010 1:05 AM
ارسال شده در July 27, 2010 01:05
salam
eydeton mobarak
ارسال شده توسط zahra | July 27, 2010 1:21 AM
ارسال شده در July 27, 2010 01:21
دیرگاهیست در درونم غوغایی برپاست…
به گمانم که کسی می آید!
شاید تو باشی،
ای موعود!
آپم!
ارسال شده توسط Light Knight | July 27, 2010 1:56 AM
ارسال شده در July 27, 2010 01:56
سلام کامران جان . عیدت مبارک
گزارش تنبیه نماینده ها به خاطر غیبت ،خیلی چسبید و البته ....خیلی به موقع بود. همه خسته شده اند از تاخیرها و غیبتهای دائمی بعضی نماینده های داخلی و هیچ کاری هم نمیشه .. حتی آقا هم تذکر دادند ولی کو گوش شنوا !
فکر کن تصویب پرسر وصداترین ومهمترین مصوبات با صد نفر غایب !!! بقیه همکارانت هم که انگار خواب تشریف دارند !شاید هم میترسند ازصحن خنک وناهار و گزارشهای زیر سقفی محروم شوند. باز هم ثابت کردی که با بقیه فرق داری .. به خاطر همین چیزها !!
ارسال شده توسط سهراب | July 27, 2010 2:29 AM
ارسال شده در July 27, 2010 02:29
salam eydet mobarak dadash gol
ارسال شده توسط vahidbehrooz | July 27, 2010 11:19 AM
ارسال شده در July 27, 2010 11:19
سلام آقای نجف زاده
عیدتون مبارک
ارسال شده توسط علی آذرخش | July 27, 2010 1:13 PM
ارسال شده در July 27, 2010 13:13
دعا میکنم غرق باران شوی
چو بوی خوش یاس و ریحان شوی
چو یاران مهدی شمارش شوند
دعا میکنم جزءیاران شوی
سلام فکر کردم واسه نیمه شعبان آپ میکنین.
ارسال شده توسط نگین | July 27, 2010 1:32 PM
ارسال شده در July 27, 2010 13:32
صبح بخیر داداش گل
ارسال شده توسط vahidbehrooz | July 27, 2010 4:41 PM
ارسال شده در July 27, 2010 16:41
سلام داداشم
عیدت مبارک
التماس دعا
ارسال شده توسط زهرا_ض | July 27, 2010 4:48 PM
ارسال شده در July 27, 2010 16:48
به بهاران سوگند
که تو برخواهی گشت
من به این معجزه ایمان دارم
عیدتون مبارک...[گل]
ارسال شده توسط آبجی سمیه | July 27, 2010 8:24 PM
ارسال شده در July 27, 2010 20:24
كامران سلام!
خوبي؟
پاريس واقعا شهر عشقه؟ ؟ ؟
واقعا فضاش با جاهاي ديگه متفاوته؟
فيلم "پاريس عشق من" و ديدي؟
يا فيلم "اميلي" ؟
يا مثلا "كيت & ليوپولد" ؟
كاش تو يه گزارش خوشگل جواب اين سوالو بدي!
اگه تو تابستون برگشتي ايران لطفا حتما بهمون بگو...
نه براي اينكه مزاحمت بشيم!
فقط چون بدونيم نزديكي؛نزديك تراز قبل !
و داريم تو يه هوا نفس ميكشيم...
...اصلا كاش نمي رفتي پاريس عشق من !
ارسال شده توسط ش_ك | July 27, 2010 9:07 PM
ارسال شده در July 27, 2010 21:07
گذشته سن حضورت ز سن نوح ولی
شمار مردم کشتی نکرده تغییری
کسی اگر که نداند خدا که می داند
فقط معطل مایی اگر نمی آیی!!
ارسال شده توسط مسافر | July 28, 2010 12:19 AM
ارسال شده در July 28, 2010 00:19
در جواب صحبتهای اخرت در مورد رسیدن سهالم عدالت و اینها به این بندگان خدا باید بگویم..بشین تا توفیقت بشود اقای کامران خان..!!
ارسال شده توسط مهیار | July 28, 2010 12:04 PM
ارسال شده در July 28, 2010 12:04
با سلام
دستم هیچ جا بند نیست تا داغ دلم رو اون هم تو این اعیاد شعبانیه که همه خوش حال هستند به گوش فلک برسونم
پسری 25 ساله هستم. لیسانس ریاضی گرایش کاربردی
اردیبهشت ماه امسال توی آزمون استخدامی آموزش و پرورش در بخش هنرآموز کامپیوتر که نوشته بود رشته ریاضی کاربرد در کامپیوتر هم می خوان شرکت کردم.
نصف درآمد ماهیانه ام رو کتاب خریدم و خوندم تا اینکه کارت ورود به جلسه صادر شد و در امتحان شرکت کردم و قبول شدم.
شب و روز رویاپردازی کردم که چطور یک معلم نمونه باشم و بتونم رسالت انبیا رو خوب ادامه بدم.
روز تحویل مدارک به گزینش استان مراجعه کردم، اما اونها مدارک من رو نپذیرفتند و گفتند که باید در مدرکت قید شده باشه ( کاربرد در کامپیوتر) . بهشون گفتم آقا رشته ریاضی سه تا گرایش داره ( محض، کاربردی و دبیری) کلمه ی کاربردی همون کاربرد در کاپیوتره . امّا داد زدن و بدون اینکه قانعم کنند گفتند به ما ربطی نداره برو وزارت خونه. گفتم شما برای این کار پول می گیری زنگ بزن وزارت خانه گفت وقت ندارم و از اتاق بیرونم کرد.
راه افتادم تهران، از این اتاق به اون اتاق . از این ساختمون به اون ساختمون. خلاصه اینکه مثل توپ فوتبال پاس شدم و بالاخره اینکه گفتن این رشته مورد قبول نیست. گفتم پس چرا کارت ورود به جلسه برای من و امثال من که تو کشور زیاد هم هستند صادر کردید. پاسخ دادند اشتباهی که پیش اومده
وقتی به شهرمون برگشتم، غم از دست دادن پس اندازمون که تو تهران به خاطر نابلدی از این ساختمون به اون ساختمون کرایه داده بودم یه طرف و اینکه خانمم یک سال پس از ازدواجمون اشکم رو دیده بود از یه طرف دیگه شب نیمه شعبان ما رو خراب کرد.
آخر شب ساعت 1 بامداد خانمم گفت بریم بیرون یه دور بزنیم تا دلمون باز شه
با موتور غراضه رفتیم تو شهر تا دلمون باز شه. جشن¬ها تموم شد اما آیا دل امام زمان به درد نیومد از این همه لامپ 100 وات که روشن بودن . آیا دل آقا به درد نیومد از این همه لیوان یک بار مصرف که زمین رو سفید کرده بودن و رفتگر نمی دونست توی باد چه طور اونها رو جمع کنه.
به همسرم گفتم اگه یه غریبه بیاد به ایران بهش بگیم شیعه ی علی اینه؟
در عجبم از مَرام این مردم پَست
این طایفه ی زنده کُشِ مرده پرست
تا مَرد بود زنده کشندش به جفا
تا مُرد به عزت ببرندش سر دست
ارسال شده توسط mahdi | July 28, 2010 1:28 PM
ارسال شده در July 28, 2010 13:28
سلام.فرانسه خوش میگذره؟به وبلاگ من سر بزنید.خوش حال می شم اگر در قسمت اخبارش با اسم خودتون برام نظر بدید.(رییس آلیوس)
ارسال شده توسط آلیوس | July 28, 2010 1:54 PM
ارسال شده در July 28, 2010 13:54
سلام جناب نجف زاده ..اینجا کافه رادیو به مدیریت مهران دوستیه...منتظرتون هستیم
ارسال شده توسط کافه رادیو | July 28, 2010 7:40 PM
ارسال شده در July 28, 2010 19:40
سلام...
به روزم!!!
ارسال شده توسط شاگرد قیصر | July 28, 2010 8:45 PM
ارسال شده در July 28, 2010 20:45
با سلام خدمت اقای نجف زاده عزیز
دوست دارم شما در این فصل گرم حضور گرم و صمیمی خود را به روستای مان و ابشار سمبی و مناطق دیدنی طبیعت بکر با قدمهایتان روشن و منور نمایید
ممنونم میشم
دوستتون دارم
ارسال شده توسط رحیم یخکشی | July 29, 2010 9:21 AM
ارسال شده در July 29, 2010 09:21
نمی آیی؟
گناه داریم ها [...]
ارسال شده توسط محمدرضا منتظرالقائم | July 29, 2010 9:22 AM
ارسال شده در July 29, 2010 09:22
چشم دکتر و مسئولین کوووووشا روشن
دفعه دیگه چیکارا می کنی و کجاها میری؟!!
ارسال شده توسط امید | July 29, 2010 11:24 AM
ارسال شده در July 29, 2010 11:24
سلام نمی دونم چی بگم بگم یعنی بگم قشنگ بود یا نه چون با این اینترنت من نمی شه دانلود کرد!
ولی مطمئنا جالبه
ارسال شده توسط ثمین(نوا) | July 29, 2010 12:37 PM
ارسال شده در July 29, 2010 12:37
سلام دوست عزیز
کیست مرا یاری کند؟ (طرح ثقلین ماه مبارک) بررسی مسائل روز از دیدگاه قران و عترت
ایا مایل به همکاری در این طرح هستید؟
برای شرکت در این طرح و کسب اطلاعات بیشتر از جزئیات ان لطفا به وبلاگ ما سری بزنید
m-paradise.blogfa.com
zomorod71.blogfa.com
ارسال شده توسط الهام (Light Knight) و زمرد | July 29, 2010 12:51 PM
ارسال شده در July 29, 2010 12:51
زیبا بود...
ارسال شده توسط علی فلاح نژاد | July 29, 2010 12:56 PM
ارسال شده در July 29, 2010 12:56
سلام
طفلی اون نوزادها!
منتظر گزارشات هستیم!
حال کردم از اطلاعاتی که دادی، شهریور 86....!
حالا هی اون زرد نویس تو همشهری جوان خودشو بکوبه در و دیوار و چرت بنویسه...
ارسال شده توسط دوست | July 29, 2010 3:29 PM
ارسال شده در July 29, 2010 15:29
وای که ذوق مرگ شدم داداش معروف و محبوبم زنده حرف زدی توی خبر14
مواظب خودت باش داداش گل
ارسال شده توسط vahidbehrooz | July 29, 2010 5:49 PM
ارسال شده در July 29, 2010 17:49
كامران سلام!
خوبي؟
گزارشت درباره خانواده فرانسوي كه بچه هاشونو كشتن ديدم!
...اومدم بگم،موهات كو؟!
ماه هاي اول كه رفته بودي انگار تعداد مباركشون خيلي بيشتر بود!
احتمالا لوله كشي آب لبنان و فرانسه كه يكي نيست !!؟؟
راستي !من فكر ميكنم بهترين متني كه تا حالا نوشتي "ميمبا" است !
چندوقت بود ميخواستم بگم بهت!
آدم وقتي شروع به خوندنش ميكنه انگار رو ابراست!واقعا ميتونه حس كنه كه بال هاش دارن در ميان!
مثل فيلم مردان X ٣ !
بعد از تموم شدن نوشته ممكنه از اون بالا پرت شي پايين وگريه ات بگيره!
گريه بخاطر زيبايي منحصربه فرد متن ميمبا!
يه پدرانه ديگه مي نويسي ؟ ميشه ؟
يه عكس جديد هم از اميركيان برامون بذار ديگه... !
بالاخره من فيلم "پاريس عشق من" رو باور كنم يا اين "فرزند كشي در پاريس" رو؟
به هرحال...
كاش نرفته بودي پاريس عشق من !
شب و روزت به خير!
تنت سلااااااااااااااا...مت ! شاد باشي !
يا علي
ارسال شده توسط ش_ك | July 30, 2010 1:14 AM
ارسال شده در July 30, 2010 01:14
راستش ميدونم كه سرتون شلوغه و كلي كار دارين و فرصت نميشه كه همه ي ايميل ها و نظرات رو جواب بدين .
اما سوالي برام پيش اومده كه ميدونم ميتونم راهنمايي خوبي از شما دريافت كنم
سوالم اينه كه:
دارم كم كم پي ميبرم كه درسته كه 18 ساله هستم اما بعضي از خونده هاي قبلي رو تا مرور نكنم هيچي يادم نمياد!
و برام سوال پيش اومده كه نكنه لازمه آدم حتي يه كتاب غير درسي رو هم خلاصه برداري كنه ؟ يا هاي لايت كنه؟
خلاصه اينكه چيكار كنم كه مفيد تر واقع بشه برام كتاب خوندن؟
اگه خلاصه نويسي خوبه چطوري بايد اينكارو بكنم؟
ممنون ميشم كمكم كنين
خدا به همراهتون
ارسال شده توسط Light Knight | July 30, 2010 1:24 AM
ارسال شده در July 30, 2010 01:24
صبح بخیر داداش خوشتیپم
خوبی خوشی
یک اسلحه بردار برو دعوا کن با پلیس دروغ گو فرانسه بگو ادم باشید دیگه عین ادم اطلاعات بدین
ارسال شده توسط vahidbehrooz | July 30, 2010 10:18 AM
ارسال شده در July 30, 2010 10:18
كامران سلام!
خوبي؟
گزارشت درباره خانواده فرانسوي كه بچه هاشونو كشتن ديدم!
...اومدم بگم،موهات كو؟!
ماه هاي اول كه رفته بودي انگار تعداد مباركشون خيلي بيشتر بود!
احتمالا لوله كشي آب لبنان و فرانسه كه يكي نيست !!؟؟
راستي !من فكر ميكنم بهترين متني كه تا حالا نوشتي "ميمبا" است !
چندوقت بود ميخواستم بگم بهت!
آدم وقتي شروع به خوندنش ميكنه انگار رو ابراست!واقعا ميتونه حس كنه كه بال هاش دارن در ميان!
مثل فيلم مردان X ٣ !
بعد از تموم شدن نوشته ممكنه از اون بالا پرت شي پايين وگريه ات بگيره!
گريه بخاطر زيبايي منحصربه فرد متن ميمبا!
يه پدرانه ديگه مي نويسي ؟ ميشه ؟
يه عكس جديد هم از اميركيان برامون بذار ديگه... !
بالاخره من فيلم "پاريس عشق من" رو باور كنم يا "فرزندكشي در پاريس" رو ؟
به هرحال...
كاش نرفته بودي پاريس عشق من !
تنت سلااااااااااااااااامت ! شاد باشي !
يا علي
ارسال شده توسط ش_ك | July 30, 2010 11:55 AM
ارسال شده در July 30, 2010 11:55
وای خدای من...
یعنی تو خود خود کاران نجف زاده ی خودمی...
با افتخار به وبم دعوتت میکنم تا چند خط نه یک خط نه بابا سرتون شلوغه یک کلمه برام یادگاری بنویسی هر چند شاید نیای...
ارسال شده توسط یک... | July 30, 2010 12:41 PM
ارسال شده در July 30, 2010 12:41
درود به شرفت کامران عزیز... رسالت یه خبرنگار چیزی جز رساندن صدای درد و محرومیت به گوش جهان نیست و تو چه خوب اینو درک کردی و دغدغه ت رو چه عالی به رخ میکشی...به امید بهروزی برای تو دوست عزیز
ارسال شده توسط reza | July 30, 2010 1:37 PM
ارسال شده در July 30, 2010 13:37
خبر فوری بدو بدو برین به وبلاگ ابجی افروز اسلامی خبرنگار خوب و محبوب و معروف 2030 بدو برین ابجی افروز بعد از چند وقت به وبلاگش برگشته بعدشم بگین وحیدبهروز گفته بیاییم نظر هم بدین برای پست اخرش بدو برین همه باهم بدووووووووو
http://www.afrooz_it1386.persianblog.ir/
ارسال شده توسط vahidbehrooz | July 30, 2010 8:28 PM
ارسال شده در July 30, 2010 20:28
گزارش مگس هات باحال بود داداش گل
ارسال شده توسط vahidbehrooz | July 30, 2010 10:03 PM
ارسال شده در July 30, 2010 22:03
سلام نازنین....
خوب هستید؟!
چه خبرا؟!
چند وقته درست حسابی نمی بینمتون
وقتی هم می بینم نصفه نیمه....
هوای حوصله ابریست...
ارسال شده توسط آدم برفی | July 31, 2010 12:19 AM
ارسال شده در July 31, 2010 00:19
در بندم از آن دو زلف بند اندر
بند نالانم از آن عقيق قند اندر قند
اي وعده فرداي توپيچ اندر پيچ
آخرغم هجران توچند اندر چند
... ؟
به دنبال پدرو مادر قاتل كه فرزند خود راكشته اند كه مي روي بدان مانيز ازغم دوري فرزند مملكتمان(حاج كامران) روزي چند مرتبه كشته مي شويم (به جان تو!)
مگس هاي مزاحم معركه فرنگستان فرانسه را كه نشان مي دهي آگاه باش كه ما اينجا وقتي بيكارمي شويم (همان روزي چندمرتبه) از غم دوري تو حتي ديگر حال وحوصله مگس پراندن هم نداريم (حتي اگر شهردار پيف پاف هم بياورد! عمرا!)
به هرحال...
در امان باشي از گزند مگس و ازمگس بدترها!
از هركه و هرچه كه ميخواهد معركه زندگيت را مزاحم باشد !
(هر خري يا هر خر مگسي)
در هرصورت لعنت!
براي مقابله با اعتراض طرفدارانت مبني بر دير "آپ" نمودن نيز ،اول وبلاگ بنويس : يادداشت هاي "كم" و "هيچ" روزانه كامران نجف زاده !
آن وقت خودمان متوجه مي شويم و هر دو سه ماه يك بار مي آييم و كلمه اي را كه بر سردر وبلاگ نوشته اي مي خوانيم و (بازحمت فراوان) چندخطي اظهار نظر كرده ومي رويم!
تا مبادا نوشته هايت به "هيچ" و"شيش" تبديل شوند !
(يعني هرشش ماه بيايي وصفحه سفيد راعوض كني وما ازتاريخش خودمان بفهميم)
حالا نيايي بگويي خرمگس معركه وبلاگم خودتي!دوباره عصباني نشوي و كه حتمانبايد زودبه زود آپ كنم و مهم نيست وقضيه چيز ديگريست!
اين حقير صرفا پيشنهاد دادم!
آسمانمان كه يكي نيست ولي...
در پناه خداي آسمانها باشي...!
كامران سلام!
خوبي؟
ياعلي
ارسال شده توسط ش_ك | July 31, 2010 2:21 AM
ارسال شده در July 31, 2010 02:21
سلام
با طرح ختم قرآن در ماه مبارك رمضان آپم
بدو بيا
ياعلي
ارسال شده توسط Light Knight | July 31, 2010 10:22 AM
ارسال شده در July 31, 2010 10:22
سلام من منتظر حضورتون در طرح ختم قرآن هستم ها
نيايين ناراحت ميشم اساسي!
جدي گفتما
خيلي وقتتونو نميگيره
چون تعادامون روز به روز زياد هم ميشه مطمئن باشين وقت ميكنين كه برسين و اون تعداد صفحاتو بخونين
منتظرم
باي
ارسال شده توسط الهام (Light Knight) | July 31, 2010 2:47 PM
ارسال شده در July 31, 2010 14:47
detagetim dadash
ارسال شده توسط marajan | July 31, 2010 4:25 PM
ارسال شده در July 31, 2010 16:25
سلام آقای نجف زاده
بابا این گزارشایی که از اون ور میفرستی دیگه مثل گزارشای قبلی ات حال نمیده.تورو خدا برگرد ایران حرفای معنوی و خوب بزن بیا از این ور گزارش بفرست برا اونور تا ببینند دنیا همش موبایل و ماشین و کارتون نیست.
ارسال شده توسط محمد ملایی | July 31, 2010 7:53 PM
ارسال شده در July 31, 2010 19:53
سلام جالب بود
منم با کوتاهترین داستان دنیا آپم خوشحال میشم نظرتونو بدونم
ارسال شده توسط زهرا | July 31, 2010 8:08 PM
ارسال شده در July 31, 2010 20:08
سلام
گزارش های جنجالی تو می بینم استاد...
خسته نباشی ...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | July 31, 2010 10:53 PM
ارسال شده در July 31, 2010 22:53
سلام داداشی کامران گلم خوبی؟!
امشب که بعد چند وقت دوباره توی اخبار شبکه ی یک دیدمت ...دوباره این زخم کهنه ی دلتنگی ام سر باز کرد!
دوباره...نمیدونم ...دوباره یه حس عجیبی تو دلم جون گرفت! انگار که پیر بودم و جوون شدم!
به خدا کامران این دوری تو هم توی اوج جوونی پیرمون کرد! مبالغه نمی کنم به خدا!
من اصلا چند وقتی بود دل و دماغ روشن کردن کامپیوترم رو هم نداشتم !
یه چند وقتی بود که اصلا اینترنت نیومده بودم.اصلا بذار جمع بندی کنم...یه چند وقتیه انگاری از زندگی دست شستم!
همین...فعلا!
ارسال شده توسط ناشناس | August 1, 2010 1:25 AM
ارسال شده در August 1, 2010 01:25
سلام امیدوارم با این اتفاقات جنایتکارانه در فرانسه کنار اومده باشید اما نه اونقدر که روحیه
تون مث اونها خشن بشه
واقعا ازار دادن این بچه ها ادمو یاد کربلا میندازه
گزارش اقای دلاوری رو پنج شنبه شب از بیست و سی
دیدین فوق العاده بود
همه همکاراتون انگاری یه جورایی نجف زاده ای شدن
رک و شجاع و البته واقع بین و راستگو
ارسال شده توسط یسنا | August 1, 2010 3:08 AM
ارسال شده در August 1, 2010 03:08
سلام
با بخشی از نوشته های ابوالفضل سپهر
در خدمتم
ارسال شده توسط سيد ياسين | August 1, 2010 8:51 AM
ارسال شده در August 1, 2010 08:51
یک قاصدک از میان ما پر کشید و الهه ای آسمانی شد
به راستی که جای قاصدکها روی زمین نیست
وبلاگ لحظه ای با قاصدکها برای همیشه تعطیل شد
(الهام)
ارسال شده توسط الهام | August 1, 2010 9:33 AM
ارسال شده در August 1, 2010 09:33
يه سوال : عكس پاسپورتتم همينه؟
از 5شنبه دارم به اين فكر مي كنم عكس از اين رسمي تر نداري؟
ارسال شده توسط فلاني | August 1, 2010 1:11 PM
ارسال شده در August 1, 2010 13:11
یادت می آید ماه عسل 86؟
ماه عسل بدون احسان مثل عال بدون نود می ماند.
نمی ماند؟؟
ارسال شده توسط alOne-baby | August 1, 2010 4:20 PM
ارسال شده در August 1, 2010 16:20
سلام
تسليت ميگم درگذشت استاد محمد نوري رو
ميشه از ايشون هم گزارشي تهيه كنين ؟
خيلي عالي ميشه ها
همه هم كه دوسش دارن
ارسال شده توسط الهام (Light Knight) | August 1, 2010 4:38 PM
ارسال شده در August 1, 2010 16:38
سلام آقا کامران
جات اینجا خالیه
ایرانی بمون
مصطفی - ایران - خراسان - بیرجند
ارسال شده توسط پسر کویری | August 1, 2010 5:56 PM
ارسال شده در August 1, 2010 17:56
درگذشت استاد محمد نوري رو من هم به نوبه ي خودم تسليت ميگم
بيايين براشون يه قاتحه بفرستيم باهم . خيلي دلم گرفت وقتي دوباره اون شعر
ماندگارو از تلويزيون شنيدم :
ما براي پرسيدن نام گلي ناشناس
چه سفر ها کرده ايم
چه سفر ها کرده ايم
ما براي بوسيدن خاک سر قله ها
چه خطرها کرده ايم
چه خطرها کرده ايم
ما براي آنکه ايران خانه خوبان شود
رنج دوران برده ايم
رنج دوران برده ايم
ما براي آنکه ايران گوهري تابان شود
خون دل ها خورده ايم
خون دل ها خورده ايم
ما براي بوييدن بوي گل نسترن
چه سفر ها کرده ايم
چه سفر ها کرده ايم
ما براي نوشيدن شورابه هاي کوير
چه خطرها کرده ايم
چه خطرها کرده ايم
ما براي خواندن اين قصه عشق به خاک
رنج دوران برده ايم
رنج دوران برده ايم
ما براي جاودانه ماندن اين عشق پاک
خون دل ها خورده ايم
خون دل ها خورده ايم
اينم لينك دانلود اين آهنگ :
http://www.indexiran.ir/directory/linkpreview.aspx?linkid=5101
من دانلود كردم و فقط آدم چشاش پر ميشه .
لطفا دالنود اين آهنگو اگه ندارينش از دست ندين.
دلم خيلي خيلي تنگ ميشه براي اين صداي ماندگار....
روحش شاد.
ارسال شده توسط الهام (Light Knight) | August 1, 2010 8:23 PM
ارسال شده در August 1, 2010 20:23
بازم سلام خواستم بگم با اجازتون لینکتون کردم...
ارسال شده توسط رها | August 1, 2010 8:29 PM
ارسال شده در August 1, 2010 20:29
[قلب] تو همه چي مجاز شدم [گل]
نتايج اومده!
ارسال شده توسط الهام (Light Knight) | August 2, 2010 12:02 AM
ارسال شده در August 2, 2010 00:02
سلام حالتون خوبه؟
نمیدونم از کجا شروع کنم!!
یکی دیگه از هنرمندان هم از دست رفت
چرا ما ایرانیها تا یکی مریض میشه یا فوت میکنه به یادش می افتیم؟
راستی نمیدونم چندمین نفری هستم که یه همچین خبری بهتون میدم من هم دانشگاه قبول شدم البته رتبه ام رو نپرسین که مایه ی ....
راستی رودفترچه سوالات ازمونم نوشته بودc130یاد شهدای خبرنگار افتادم مطمئنم فاتحه ای که برای شهید افشار فرستادم بیهوده نبود
کی برمیگردین دلمون برای اجراهای بیستوسیتون تنگیده مخصوصا جملات پایان اخبار
یادته:شاعری وام گرفت شعرش ارام گرفت
راستی من هیچی راجع به نانو اجر نمیدونم همینجوری واسه دل خودم نوشتم!!!
ارسال شده توسط یسنا | August 2, 2010 3:30 AM
ارسال شده در August 2, 2010 03:30
سلام به سلطان خبرنگاران ایرانی خسته نباشید.دلمون براتون تنگ شده خبرایی به گوشمون شنیدنیه که گزارشگرش شما باشین شما ما رو به دیدن اخبار علاقمند کردین راسته میگن خبرنگار قلبهائین.براتون ارزوی موفقیت میکنم.
ارسال شده توسط سمانه محمودی | August 2, 2010 12:02 PM
ارسال شده در August 2, 2010 12:02
سلام
يعني شما هم نگران سه ليتر بنزين در ماه هستين ؟؟؟!!!
ارسال شده توسط انديشه فرامرز | August 2, 2010 6:05 PM
ارسال شده در August 2, 2010 18:05
سلام انصافا مطالبت فوقالعاده بود.در مورد یونیسف هم مطلب بذار تو کخ دستت میرسه
ارسال شده توسط ارغوان | August 5, 2010 12:19 PM
ارسال شده در August 5, 2010 12:19
سلام اقای نجف زاده
حالتون چطوره؟
روزخبرنگار یا هفته ی خبر نگارو بهتون
تبریک میگم.
اجازه میدید سایتتون رو در بلاگم
بلینکونم؟
خواهشن جوابم را سریع بدهید
ممنون.
ارسال شده توسط پانی | August 7, 2010 11:19 AM
ارسال شده در August 7, 2010 11:19
سلام
روز خبرنگار رو تبریک میگم
ارسال شده توسط پانیز | August 7, 2010 11:22 AM
ارسال شده در August 7, 2010 11:22
روز خبر نگار بر شما مبارک.
ارسال شده توسط سمیه عبداللهی | August 7, 2010 3:53 PM
ارسال شده در August 7, 2010 15:53
سلام...
عرض ادب و احترام...
روز خبرنگار رو به شما خبرنگار عزیز و تمامی فعالان عرصه اطلاع رسانی تبریک عرض می کنم... شاد باشید [گل]
ارسال شده توسط مسعود ساكي | August 8, 2010 9:52 PM
ارسال شده در August 8, 2010 21:52
سلام
هنوز فلیم رو ندیدم ولی می بینم و حتما نظر میدم
به کلبه درویشی ما هم بیاین،یه لقمه شعر و مطلب پیدا میشه که دور هم بخونیم.میگن خبرنگار باید هوای خبرنگار رو داشته باشه.کار من هم چندان بی ربط به شغل شما نیست.پس تعارف نکنید و به ما هم سربزنید
راستی روز خبرنگار بر شما مبارک،البته باکمی تاخیر، بالاخره خبرنگار باید هوای خبرنگار رو داشته باشه.
ارسال شده توسط الهه صابر | August 10, 2010 12:59 AM
ارسال شده در August 10, 2010 00:59
سلام
فیلم رو دیدم و درس گرفتم،همین.
راستی یه خبرنگار خوب چه مشخصه هایی باید داشته باشه؟لطفا بگید وگرنه میرم از یه خبرنگار دیگه می پرسما!
ارسال شده توسط الهه صابر | August 10, 2010 11:34 AM
ارسال شده در August 10, 2010 11:34
به نظر خود شما کلا چه کار می شه کرد جز دیدن و افسوس خوردن و آرزو کردن که ای کاش ما میتونستیم ی کاری بکنیم؟
واقعا چه کار میشه کرد؟
میشه یکی جواب بده؟
ارسال شده توسط الهه | August 13, 2010 12:28 AM
ارسال شده در August 13, 2010 00:28
سلام دایی خوبین؟صبحتون بخیر اینجا که صبحه اونجا رو نمیدونم دیرو روزه بودم تا ساعت 8غروب سرکار بودم 23/8 اذان میگفت من با عجله میرفتم خونه یه پیرزن رو دیدم که راه رفتن واسش خیلی سخت بود از من کمک خواست با اینکه دیرم شده بود ولی برگشتم و دستاشو گرفتم و بردمش تا خونه پسرش .تلویزیون داشت اذان میگفت واسم خیلی دعا کرد از خوشحالی بغضم گرفته بود یه حس پاکی داشتم بهترین دعایی بود که واسه انجام یه کار ناچیز میشنیدم
ارسال شده توسط nasim | August 17, 2010 9:47 AM
ارسال شده در August 17, 2010 09:47
سلام
این توی فور شیر چیکار میکنه آخه؟
با استناد به قانون جرايم رايانه ای
دسترسۍ به تارنماۍ فراخوانده شده امكان پذير نمۍ باشد
آخه چرا جاهایی که هیچی نداره رو هم هک می کنن؟
البته الان باز شد
اما اینم اومد!
============================================
واقعا که ماهایی که توی شهر بزرگ شدیم اهل کار کردن توی جاهای سخت و توی شرایط بد نیستیم
توی راحتی و زیر کولر درس می خونیم و دلمون می خواد که یه دکتر بشیم
و آخرشم میشیم یه پشت کنکوری و بیکار
اما یکی میشه مثه سعید که بی هیچ امکاناتی میشه یه دکتر بزرگ
ارسال شده توسط سعیده | August 27, 2010 6:46 PM
ارسال شده در August 27, 2010 18:46
فكر كنم منظورت اين باشه كه بعد از يارانه ها ديگه نونمون تو آجره...!!!!!1
ارسال شده توسط من | September 1, 2010 4:03 PM
ارسال شده در September 1, 2010 16:03
سلام. اقای نجف زاده نمی دونم چرا گزارشاتون برام خیلی جذابه.من به خبرنگاری وگویندگی علاقه دارم شدید.می خواستم شما راهنماییم کنید که چطور میشه به این حرفه وارد شد.
ارسال شده توسط مهدی | September 9, 2010 3:32 PM
ارسال شده در September 9, 2010 15:32
الهی امین
نیومدم بگم که چقدر دلم برای گزارشاتون وقتی که تو کوچه پس کوچه های تهران بودید تنگ شده
نیومدم بگم که وقتی با یه پسر بچه ماهی فروش گزارش می گرفتین و من گریه می کردم چه قدر تو دلم دعاتون می کردم
یا زمانی که تویای اتاقم بودمو صداتونو از تلوزیون میشنیدم چهطوری میدویدم سمت تلوزیون
اما حالا
الان که ازاون وقتا نه خیلی ,اما خوب می گذره الانی که به جای گزارش گرفتن ازدست فروشا به دنبال سارکوزی می ریدو به جای رفتن تو بازار تهران از خیابان شانزه لیزه گزارش می گیردمی گذره
اما اومدم بگم که هر جایی هستیدو هر پستی که هستید موفق باشین
به کلبه درویشی منم سر بزنید خیلی خیلی خوشحال می شم
یا حق
ارسال شده توسط رها | September 30, 2010 10:02 PM
ارسال شده در September 30, 2010 22:02
سلام یعنی واقعا شما همون اقای نجف زاده ی بیست و سی هستید؟ برام خیلی جالبه یعنی یه کم هم باور نکردنی ولی اگر واقعا خودتون هستید باید بگم خیلی خوبید و مطالب وبتونم خیلی قشنگن و عالی
ارسال شده توسط لیلی | October 9, 2010 3:29 PM
ارسال شده در October 9, 2010 15:29
خیلی خوب حرف می زنید
ارسال شده توسط لیلاسعیدخانی | October 21, 2010 12:25 PM
ارسال شده در October 21, 2010 12:25
سلام کامران عزیز.
خدا میدونه که هروقت20:30 پخش میشه یادت میکنم و واست دعا میکنم.نتنها من،بلکه تمام مردم ایران که صدای ارام و دلنشینت مثل اهی بود که از قلب ملت گفته میشد.کامران جان خدا میدونه که حرف های تو برابر با شمشیر زدن در راه خداست.
پیروز باشید
ارسال شده توسط محمد محسن | November 14, 2010 5:38 PM
ارسال شده در November 14, 2010 17:38
هنوز نمي دونم چرا ولي ديگه گزارش نمي فرستي
ارسال شده توسط سعيد | November 15, 2010 8:52 PM
ارسال شده در November 15, 2010 20:52
دمت گرم آقای نجف ززاده شما چرا فیلماتونو تو یه سایتی میزارین که ..... اینهمه فضای رایگان خوب داریم تو ایران می خواهی آدرس بدم
ارسال شده توسط هادی | November 16, 2010 12:02 AM
ارسال شده در November 16, 2010 00:02
به قول آقا معلممون:وای از وقتی که خطبه های علی (ع) با شکمهای سیر درس داده بشه و پشت کسی از تاول
سنگینی آذوقه شب، درد نکنه!
ارسال شده توسط نفيسه حيدرزاده | November 18, 2010 11:34 PM
ارسال شده در November 18, 2010 23:34
بسم الله الرحمان الرحیم .جناب اقای کامران نجف زاده برادرگرامی سعادت وموفقیت شماراازخداوند منان مسئلت دارم خوشابحال خانواده وپدرومادری که همچون فرزندی دارند که باعث نجات خانوادههامیباشدزندگی مرا نجات دادی امیدرابه خانواده من دادی که تااخرعمرممنون میباشم بلاخره باراهنمایهای شماودوستانتان موفق شدم وامی بگیرم وعلی الحساب زندگی ام رابچرخانم خدا خیرت دهد قبلا حضورتان عرض کردم خانواده شناسی هستیم ولی باتوجه به مشکلی که برایم بوجود امد همه زندگی ام هزینه کردم وخدا هم کمک کرد دخترعزیزی هدیه ام داد که همه هستی ام هست بخدا روزی رایادمیاورم که ازگرسنگی گریه میکرد وهمه وجودم بدرد میامد ولی اکنون بهترین شیرخشک برایش میگیرم بپاس زحمات جنابعلی دوست داشتم خدمتی برایتان انجام دهم واززیردین شمادرام هم پسته امان خوب هست وهم صادراتی به هرچه مقدارمیخواهد شخصا درخدمتتان هستم وکافی نوع پسته ومقدار بگویدیید انجام میدهم وبخدادوست دارم خدمتی برای شما انجام دهم وهرزمان ایران امدی خبربده بیایم دست بوستان چون خیلی بگردان ما حق داری .التماس دعا.مارافراموش نکن.دوست دارشما جانباز منصورمهدوی نیا09131
ارسال شده توسط منصورمهدوی نیا | December 3, 2010 3:36 PM
ارسال شده در December 3, 2010 15:36
عجب صبری شما دارین! بعضی از این کامنتها واقعا تاسف باره...دلم برای سعید (سعیدها), پدرش(پدرها)گرفت...ای کــــــــــاش که اونی که قراره سهام عدالتو پخش کنه زودتر بیاد که این آدمها متاسفانه بویی از عدالت و انسانیت نبردن!
ارسال شده توسط Tahereh | December 3, 2010 8:46 PM
ارسال شده در December 3, 2010 20:46
شاید دو سالی بشه که اینجا سر نزدم!
فراموش کرده بودم!
اما حالا که اومدم ، باید بگم
مثل همیشه تاثیر گذار...
خدا قوت.
برعکس فیلم های تکراری !
چندین بار مرور کارهاتون ،
شیرینه.
برای سعید دعا می کنم .
دعا می کنم سعید
دکتر شه...
ارسال شده توسط لیرا*** | December 31, 2010 12:09 AM
ارسال شده در December 31, 2010 00:09
سلام آقای نجف زاده واقعا جالب بود..........این اولین چیزی نیست که ما با آن سر کار می رویم....واقعا جای تشکر داره ...خیلی ممنون
ارسال شده توسط علی | January 1, 2011 3:13 PM
ارسال شده در January 1, 2011 15:13
سلام- شیرینی خاصی از گزارش های شما بر دل ما به یادگار هست- موفق باشید
http://shahrdaritabriz.blogfa.com/
ارسال شده توسط شهروند | February 3, 2011 9:52 PM
ارسال شده در February 3, 2011 21:52
سلام استاد نجف زاده دلمان برای گزارشات بیادماندنی ات تنگ شده است(وحیدعظیمی)
ارسال شده توسط وحید عطیمی | February 7, 2011 6:56 AM
ارسال شده در February 7, 2011 06:56
خوبه
بیشتر تلاش کن
ارسال شده توسط amin | February 16, 2011 12:39 AM
ارسال شده در February 16, 2011 00:39
جالب بود لطفا به منم سر بزنین
ارسال شده توسط somaye | April 13, 2011 4:24 PM
ارسال شده در April 13, 2011 16:24
سلام محترم
هميشه درفكري نميدانم درونت چي ميگذرد اما هميشه متفكري؟
چه خبر خوب دماغ اين خوكها(فرانسويها)ماليدي زمين
ارسال شده توسط اسلم رئيسي | May 28, 2011 2:27 PM
ارسال شده در May 28, 2011 14:27
بی سلام!
من خوزستانیم.
زاده گرمای 50درجه و مصیبتهایش که قبل از
"تو"
هیچ
"تهرانی"
درک نکرده بود.
خداشاهد است با دیدن هریک از گزارشهای شما،در برابر
صداقت
شرافت
و
شجاعتت
فقط یک جمله دارم
درووووود بر شرفت کامران.
ارسال شده توسط وحید | July 16, 2011 5:12 AM
ارسال شده در July 16, 2011 05:12
صرفاّ جهت اطلاع
مگر نه اینکه امام فرمودند ما برای مستضعفان مسکن می سازیم پس چگونه است که چند سال نه چندان دور از فرمایشات ایشان شاهد هستیم که در شهر بجنورد خانه همین مستضعفان بر سرخانواده شان خراب میشود .
بله خانه هائی که در اطراف شهر توسط یک عده کارگر بی بضاعت ساخته شد تا سرپناهی باشد برای فرزندانشان .( قشری که ماهیانه 200.000 تومان ناقابل هم در آمد ندارند . البته اگر زمستان و یخبندان نباشد ، بارندگی نباشد ، ساخت و ساز مسکن با رکود مواجه نباشد . )
خانه هائی که توسط دادستان شهر با لودر بر اهالی منزل خراب شد و ویران !!!
هر چند بعد از این رسوائی دستور ساخت مجدد این خانه ها را آقایان صادر نمودند .
آیا اندیشه ها امام با ایشان به خاک سپرده شد ؟
ارسال شده توسط جوان آریایی | August 5, 2011 12:34 PM
ارسال شده در August 5, 2011 12:34