ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون آلود
هر دم از ديده فرو ميريزد...
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگست امروز؟
آفتابي است هوا؟
يا گرفته است هنوز؟
من درين گوشه كه از دنيا بيرون است،
آسماني به سرم نيست،
از بهاران خبرم نيست،
آنچه ميبينم ديوار است.
آه، اين سخت سياه
آنچنان نزديك است
كه چو بر ميكش از سينه نفس
نفسم را بر ميگرداند.
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي ميماند.
كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني است.
نفسم ميگيرد
كه هوا هم اينجا زنداني است.

هرچه با من اينجاست
رنگ رخ باخته است.
آفتابي هرگز
گوشه چشمي هم
بر فراموشي اين دخمه نينداخته است.
اندر اين گوشه خاموش فراموش شده،
كز دم سردش هر شمعي خاموش شده،
ياد رنگيني در خاطر من
گريه ميانگيزد:
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون آلود
هر دم از ديده فرو ميريزد.
ارغوان
اين چه رازي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد
كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
وين چنين بر جگر سوختگان
داغ بر داغ ميافزايد
ارغوان
پنجه خونين زمين
دامن صبح بگير
وز سواران خرامنده خورشيد بپرس
كي برين دره غم ميگذرند؟
ارغوان
خوشه خون
بامدادان كه كبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغه ميآغازند،
جام گلرنگ مرا
بر سر دست بگير،
به تماشاگه پرواز ببر.
آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند.
ارغوان
بيرق گلگون بهار
تو بر افراشته باش
شعر خونبار مني
ياد رنگين رفيقانم را
بر زبان داشته باش.
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان،
شاخه همخون جدا مانده من.
امير هوشنگ ابتهاج (ه ا سايه فروردين 1363)
نظرات (655)
برخی از این مطالب شما اینجا سی هزار بار کلیک شده و هزاران نفر عاشقانه برایت نوشته اند.ارغوان ما تویی.برگرد.
ارسال شده توسط رضا فیاض | April 29, 2010 3:54 PM
ارسال شده در April 29, 2010 15:54
آقای نجف زاده سلام
من دیروز برایتان پیام گذاشتم ولی انگار آن را نخوانده اید آقای نجف زاده من به کمک شما نیاز داریم
من می خواهم سایتی را راه اندازی کنم برای کمک به زندانیان بی بضاعت لطفا با من تماس بگیرد. با تشکر
0917
ارسال شده توسط aliazerakhsh | April 29, 2010 4:00 PM
ارسال شده در April 29, 2010 16:00
to bi nazeri pesar
ارسال شده توسط naser | April 29, 2010 4:05 PM
ارسال شده در April 29, 2010 16:05
زیبا بود.........
ارسال شده توسط a | April 29, 2010 4:18 PM
ارسال شده در April 29, 2010 16:18
آسمان شهرمن هوايش باراني است..
ابرهايش تيره و تاراست...
ارغوان هم ديگر صداي مارا نمي شنود..
گويي اونيزغرق دربازي دنيا شده..
همه ما روزي فراموش مي شويم،فقط يادمردماني دردلها ميماندكه مردانه زندگي كرده باشند...
برامون دعا كنيد.
ارسال شده توسط باران | April 29, 2010 4:33 PM
ارسال شده در April 29, 2010 16:33
راه و که ازتون نگرفتند , برگردین.
ارسال شده توسط انعکاس عشق | April 29, 2010 4:37 PM
ارسال شده در April 29, 2010 16:37
سلام آقاي خبرنگار ...
ا حوالات شما؟؟
شعر بسيارزيبايي بود... اما بدان ارغوان ما تو هستي ..ميداني چرا ؟؟؟ هزاران نفر مشتاق يدن گزارشهايت هستند.. و براي شنيدن صدايت لحظه شماريميكندد..
خدايش بيامرزد هوشنگ ابتهاج را...
شاد باشي و پيروز
ارسال شده توسط نرگس محمدي | April 29, 2010 4:37 PM
ارسال شده در April 29, 2010 16:37
ايام فاطميه رو به شما تسليت مي گم...
راستي فردا تولد منه يه سر بيا وبم مرسي...
ارسال شده توسط فرشيد | April 29, 2010 4:54 PM
ارسال شده در April 29, 2010 16:54
کاش هرگز گزارش سیاسی نگرفته بودی تا بیشتر از این دوستت می داشتم...
ارسال شده توسط امیر جوادیان | April 29, 2010 5:09 PM
ارسال شده در April 29, 2010 17:09
کجایی تو...ما خیلی دلمون برات تنگ شده...برای اون گزارش های خوبت...اخه غیر تو کی میره از اون اقا دوربینی که عشق دوربین داره گزارش بگیره...واقعا میگم جای گزارشهای نابت خالی...اون ورم که هستی گزارشهات معرکه است...اما این ور یه چیز دیگه بود...
ارسال شده توسط سعید | April 29, 2010 5:27 PM
ارسال شده در April 29, 2010 17:27
انتخاب پر از ناامیدی ای بود چرا ؟؟؟؟زندگی جذبه دستی است که می چیند به قول سهراب. شاد باشید.
ارسال شده توسط میترالبافی | April 29, 2010 6:07 PM
ارسال شده در April 29, 2010 18:07
chera bar nemigardin iran
ارسال شده توسط sara | April 29, 2010 6:10 PM
ارسال شده در April 29, 2010 18:10
ما دوستت داریم کامران.
ارسال شده توسط یک وکیل | April 29, 2010 6:16 PM
ارسال شده در April 29, 2010 18:16
کامران سلام...
راستش نمیدونم چی بگم!
این تیکه اش که میگه ارغوان بیرق گلگون بهار تو برافراشته باش...
حس خاص و جالبی داره!
من هنوز منتظر یه گزارش خیلی خیلی خوب ازت هستم
راستش هنوز راضی نشدم
به هرحال...
موفق باشی
یا علی
ارسال شده توسط ش.ک | April 29, 2010 6:24 PM
ارسال شده در April 29, 2010 18:24
مرا ببینو برای سفر شتاب مکن بیا و بر سر من خانه را خراب مکن
تمام حرف دلت را غروب با من گفت و شرح سرخیه خود را چه خوب با من گفت
حضور ساده ی احساس عشق بودی تو مدار چرخش دستاس عشق بودی تو
غمت چو دانه که فردا جوانه خواهد زد هزار مرتبه ام تازیانه خواهد زد
هنوز هم به شفایت امید دارم من میان شام عزا شام عید دارم من
قبول مکن که ز تنهاییم خبر داری دلم به همره تو رفت همسفر داری
مگر ز داغ پیمبر چقدر میگذرد که باغ سبز تو را این شب خزان ببرد
مگر قرار نشد غمگسار من باشی میان معرکه ها ذوالفقار من باشی
مگر نه قبل ورودم قیام میکردی و گاه پیشتر از من سلام میکردی
ز جای خیز جواب سلام میخواهم نگاه نیمه تمامت را تمام میخواهم
نگاه بی رمق و دست بی رمق داری شباهتی چه صمیمانه با شفق داری
چه شد که زندگیت را ز سر نمیگیری و مرغکان مرا زیر پر نمیگیری
فضای سینه ی من گرم درد و آه شده است بسان بازوی تو روز من سیاه شده است
مرو که موج نیازم به راه می افتد پس از تو یوسف اشکم به چاک می افتد
مرو که چینی این دل شکسته تر نشود غریب خسته ی این شهر خسته تر نشود
سخن اگر چه نگفتم ولی دلم پر بود نگاه من که همیشه به خاک چادر بود
کنون به پیکر یاست شقایق افتاده است نگاه کن که حسینت به حق حق افتاده است
چگونه غم ننشیند به چهره ی حسنت که خون تازه گل انداخت روی پیرهنت
خدا کند که غمت سینه محترق نکند و دخترت که بیاید ز غصه دق نکند
ارسال شده توسط امین | April 29, 2010 6:30 PM
ارسال شده در April 29, 2010 18:30
دقیقا با همین حسی که این پستتون بود وارد اینجا شدم ... بلاگ منم در مورد مهاجرته... به نظرم اونایی که فرستادنتونم همین و میخواستن ...ولی مطمئنم برای شما این دور بودن از وطن هیچه چون تو قلبتون دارینش...
ارسال شده توسط شبنم | April 29, 2010 6:37 PM
ارسال شده در April 29, 2010 18:37
سلام.خوبی؟
من عاشق لحن خبرگذاری شما بودم
واقعا کارتون حرف نداشت شما جدا یک مجری حرفه ای بودید.
راستی من و یه تعداد از دوستام یه وبلاگ داریم اگر افتخار بدید و گاهی وقتی به عنوان نویسنده برای ما توی وبلاگ بنویسید ممنونم می شیم.ما رو پرو ندونید ما از علاقه ی وافری که به شما داریم چنین در خواستی کردیم
ارسال شده توسط جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد فسا | April 29, 2010 6:48 PM
ارسال شده در April 29, 2010 18:48
سلام آقا کامران گل
خوبی؟خسته نباشی
نمی دونی چقدر دلتنگ صدا و خبرگزاری تو هستم.
می دونی؟دیگه اخبار 20:30 برام لذت گذشته نداره که به خاطر تو آره فقط تو می نشستم پاش.
بهم سر بزن
با تبادل لینک موافقی؟
ارسال شده توسط ستاره و نیاز | April 29, 2010 6:50 PM
ارسال شده در April 29, 2010 18:50
زیبا .
ارسال شده توسط Memorialist | April 29, 2010 7:01 PM
ارسال شده در April 29, 2010 19:01
ma daneshjoohaye ghorbat neshin har vaght dore ham jam mishim in shero mikhoonim.soltane gham ha=ghorbat
ارسال شده توسط roshanak | April 29, 2010 7:19 PM
ارسال شده در April 29, 2010 19:19
سلام
با " تنها حضور "
به روز و منتظر نظرات ارزشمند شما هستم.
در ضمن شما در پیوندهای من قرار دارید جهت ارتباط مستمر
ارادتمند
ارسال شده توسط علیرضا جهانگیری | April 29, 2010 7:43 PM
ارسال شده در April 29, 2010 19:43
دلت عجيب پره ها.
ارسال شده توسط پرانتز باز | April 29, 2010 7:48 PM
ارسال شده در April 29, 2010 19:48
زدی وسط خال اخوی...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | April 29, 2010 8:11 PM
ارسال شده در April 29, 2010 20:11
وقتی اولین بار یه شعر از هوشنگ خان خوندم ، خیلی خوشم اومد .
این عکست هم خیلی زیباست .
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | April 29, 2010 8:13 PM
ارسال شده در April 29, 2010 20:13
عالی!مثل همیشه!
ارسال شده توسط پریناز | April 29, 2010 8:27 PM
ارسال شده در April 29, 2010 20:27
این هفته سر یکی از کلاسا استاد یه شعر خیلی زیبا ازشون خوند.خیلی جالب بود وقتی گفتن سایه فقط من و دو سه نفر توی جمه میدونستیم یعنی هوشنگ ابتهاج...
سنگی است زیر آب
در گود شب گرفته دریای نیلگون
تنها نشسته در تک آن گور سهمنک
خاموش مانده در دل آن سردی و سکون
او با سکوت خویش
از یاد رفتهای ست در آن دخمه سیاه
هرگز بر او نتافته خورشید نیم روز
هرگز بر او نتافته مهتاب شامگاه
بسیار شب که ناله برآورد و کس نبود
کان ناله بشنود
بسیار شب که اشک برافشاند و یاوه گشت
در گود آن کبود
سنگی است زیر آب ولی آن شکسته سنگ
زنده ست می تپد به امیدی در آن نهفت
دل بود اگر به سینه دلدار می نشست
گل بود اگر به سایه خورشید می شکفت...
از دیگر غزلیات سایه است:
پیش ساز تو من از سخر سخن دم نزنم
که بیانی چو زبان تو ندارد سخنم
ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم
صبر کن ای دل غم دیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه ازین باد بلاخیز که زد در چمنم
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان درفکنم
نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد ؟
من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم
بی تو دیگر غزل "سایه" ندارد لطفی
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم
ارسال شده توسط حدیث | April 29, 2010 8:29 PM
ارسال شده در April 29, 2010 20:29
سلام
متعجب شدیم از به روز کردنتان.
ممنون . عالی بود .
شاد و پر انرژی باشید
ارسال شده توسط هواداران نجف زاده (خبرنگار قلبهای ما) | April 29, 2010 9:09 PM
ارسال شده در April 29, 2010 21:09
آزادی حمید معصومی نژاد رو تبریک میگوییم .
ارسال شده توسط هواداران نجف زاده (خبرنگار قلبهای ما) | April 29, 2010 9:19 PM
ارسال شده در April 29, 2010 21:19
دلمان سر شار از شوق ... وگلومان سراسر ز بغض ..
دلتان گرفته .... دلمان شاید .. و غمی در انتهای..
وچه سخت.. وچه بهتر این که پایان تلخ همیشه بهتر از
تلخی بی پایان است.
و اما ارغوان من چه تنهاست ولیکن من بی ارغوانم تنها ترم..
یاد دوستانتان(شهدای c130) گرامی .......
من وماه وسحر جای توخالی
میان پلک در جای تو خالی
غمت ماه وسحر را کشت اما
منم مشتاق تر جای توخالی
ارسال شده توسط مرا ازخاطرت نبر | April 29, 2010 9:32 PM
ارسال شده در April 29, 2010 21:32
ارغوان شاخه هم خون جدا مانده من
ارغوان دست جدا مانده سقای دلم
متنفرم از اونایی که دلشون می خواد از تو و امثال تو بت بسازن معلومه که منظور شاعر مسلما تو نیستی
ارسال شده توسط بهار محمدی فرزانه | April 29, 2010 9:41 PM
ارسال شده در April 29, 2010 21:41
چقدرمنتظربودیم آپ کنی.الان یهو یه حسی بم گفت بیام یه سری بزنم.
معلومه که خیلی دلتنگی.تو درمیان جمع ودلت جای دیگر است...
ارسال شده توسط S22h | April 29, 2010 10:38 PM
ارسال شده در April 29, 2010 22:38
سلام
نمیدونستم"اين چه رازي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد" مال هوشنگ ابتهاج.
اشعارش رو خیلی دوست دارم. این شعرش رو تا حالا نخونده بودم. شعراش دلی.حتما این پست شما هم دلی بود و گویای احوالت.
ارسال شده توسط زهرا_ض | April 29, 2010 10:54 PM
ارسال شده در April 29, 2010 22:54
سلام برادرم
ارسال شده توسط رهبر | April 29, 2010 11:21 PM
ارسال شده در April 29, 2010 23:21
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
ارسال شده توسط مهران | April 29, 2010 11:31 PM
ارسال شده در April 29, 2010 23:31
سلام
ناخودآگاه یاد این شعر اخوان افتادم : قاصدک ! ابرهای همه عالم شب و روز ... در دلم می گریند ...
این غم فراگیر ناشی از چیست ؟ نکند قرار است کسی بیاید ؟!
ارسال شده توسط صاد | April 30, 2010 12:41 AM
ارسال شده در April 30, 2010 00:41
درد دوری از وطن خیلی سخته...
براتون دعا میکنیم آقای نجف زاده
ارسال شده توسط حبیبه | April 30, 2010 12:47 AM
ارسال شده در April 30, 2010 00:47
سلام.
وباگ زيبايي داريد
اما به زيبايي
خبرهايتان
نيست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط پروازه | April 30, 2010 12:58 AM
ارسال شده در April 30, 2010 00:58
سلام.
این بار هم که دوباره از خودتون ننوشتید!شاید این کار هم خودش حاوی پیامی باشد.مثل گزارش هایتان که خیلی کمرنگ شده.
ولی به هر حال آسمان اینجا ابری است هنوز.هر چند که خورشید بر این ابرهای سیاه چیره شده.
ارسال شده توسط حبیبی | April 30, 2010 1:18 AM
ارسال شده در April 30, 2010 01:18
با سلام.ارغوانت این جاست . و گویا که از تو ربوده اندش،فعلاً.
ارسال شده توسط محمد | April 30, 2010 1:19 AM
ارسال شده در April 30, 2010 01:19
در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیار هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت
ارسال شده توسط بهار | April 30, 2010 1:50 AM
ارسال شده در April 30, 2010 01:50
سلام به آقای نجف زاده ی گرامی
امشب خواهرم گزارش آزادی آقای معصومی نژاد رو که شنید یاد شما افتاد از این جهت که شما هم مثل جناب ممعصومی نژاد خارج کشورید و پشت بند یادآوری، گفت که دارید خوش می گذورنید اونجا.
من نظر خواهرم رو نداشتم. حس قلبی من چیز دیگه ای بود و امشب که اتفاقی اومدم اینجا و این شعر رو خوندم ...
انشالله موفق باشید.
دلتون شاد.
ارسال شده توسط فاطمه | April 30, 2010 2:02 AM
ارسال شده در April 30, 2010 02:02
سالها پیش که کودک بودم سر هر کوچه کسی بود که چینی ها را بند میزد با عشق /و من ان روز به خود میگفتم اخر این هم شد کار؟/ولی امروز که دیگر خبری نیست ز او نقش یک دل که به روی چینی است ترکی دارد ان در به در کوی به کوی در پی بند زنی میگردم
در پناه حق
یا علی
ارسال شده توسط maryam | April 30, 2010 2:20 AM
ارسال شده در April 30, 2010 02:20
سلام آقای نجف زاده . انگار دلتان بدجوری برای وطن تنگ شده . ان شاءالله زودتر برگردید ایران
ارسال شده توسط سحرجاویدی+منصوره شفیعی | April 30, 2010 10:42 AM
ارسال شده در April 30, 2010 10:42
عالی بود داداش کامران بی وفای مهربونم به خوبا سر میزنی مگه مابدا دل نداریم
ارسال شده توسط وحیدبهروز گنبد کاووس | April 30, 2010 10:44 AM
ارسال شده در April 30, 2010 10:44
سلام
می گویند ارغوان قبل از اینکه سبز شود، گُل از گُلش می شکفد.
گلهای زیادی هستند که خیالت را جمع می کنند، و تو فکر می کنی که قسمت این همه گلها انگیزه ی عشق خواهد به معشوقی یا آخرین بوسه ها بر مزار!
حتی اگر بهار هم با گلهای شیپوری ساز مخالف بزند،همیشه هستند گلهایی که قبل از رسیدنت گل بدهند!
بر می گردم، تا در هر غروب بفهمم که این همه گلهای ارغوان درگیر کدام رنگ از زخم خورشیدند، به دستهایم نگاه می کنم ، به این همه حرفهای سرخی که گاهی غروبند و گاهی ارغوانی، به اتاقی که گاهی تاریک و گاهی ارغوانی است، به تو که گاهی خودت هستی و گاهی ارغوانی!
شراب لطفاً، غروب دارد مرا پُر می کند، شراب لطفاً
دارم شهادت می دهم که آخرین شکوفه ی این سرزمین گونه های توست ، حتی اگر برف ببارد، حتی اگر...
ارغوان
خوشه خون
بامدادان كه كبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغه ميآغازند،
جام گلرنگ مرا
بر سر دست بگير،
به تماشاگه پرواز ببر.
آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند.
دارم، قبل از سبز شدن، سرخ می شوم، " مهم این نیست که من چه موقع برسم، مهم این است که تو پشت تمام چراغهای قرمز بایستی، تا همه خیال کنند که منتظر من بودی...."1
1) این جمله ی آخرم مربوط میشه به یکی از نوشته هام از کتاب در دست چاپ " چادر اکسیژن"
حاجی مخلصیم!
جاتون خالی ، شیرگاه هم ارغوان داره!اما بعضی ها از بهاران بی خبرند!!!
یا علی
ارسال شده توسط یاسر ساجدی | April 30, 2010 11:04 AM
ارسال شده در April 30, 2010 11:04
نماز امام زمان فراموش نشه
حال دارین سوره مومنون رو بخونید که کمترین پاداشش همون فردوس برین که توی خود همین سوره هم هست برای این وحیدبهروز که حاجتاش بیش از حد شده دعا کنید
برای خانم مریم مهر بخش هم دعا کنید که یکی از خبرنگار های خوب کشور هستند که به علت تصادف به کما رفتند خواهش میکنم دعا کنید [گل][گل]
ارسال شده توسط وحیدبهروز گنبد کاووس | April 30, 2010 11:53 AM
ارسال شده در April 30, 2010 11:53
پوستر فاطمیه ...
http://YaFateme.ir
یا فاطمه روز حشر ستاری کن
دلسوختگان خویش را یاری کن
ما با همه گفته ایم با زهراییم
بی بی تو بیا و آبروداری کن ...
یا علی
ارسال شده توسط مرصاد | April 30, 2010 11:54 AM
ارسال شده در April 30, 2010 11:54
بهترینید!
فقط اتفاقات بعد انتخابات خدشه دار کردتون تو انظار مردم و من!
ارسال شده توسط فرشته | April 30, 2010 12:42 PM
ارسال شده در April 30, 2010 12:42
سلوووووووووووووووووووم
آقا غم و اندوه قدغن،يه كم به من روحيه بده
آخه 2ماه ديگه ك...(بدليل استرس زياد از نوشتن كامل معذوريم) دارم
برا ما بچه كنكوريا هم يه چي بنويس
خوشحال ميشيم
راستي اونور رفتي خيلي خوشتيپ شدين هااااااااا...
به عيال بگين يه اسپند براتون دود كنه
ببخشيد زياد نمينويسم آخه بايد بيشينم پاي تستم
ايشالا بعد ك... جبران ميكنيم
برام دعا كن
ارسال شده توسط آذين | April 30, 2010 1:00 PM
ارسال شده در April 30, 2010 13:00
سلام
من فقط این را می دانم...
که دیوار هر چقدر سیاه و سخت باشد...تو آن دانه گیاهی هستی که با همه ظرافت و لطافت سینه سخت و سیاه دیوار را می شکافی و جوانه می زنی و سرسبزی و صفا را هدیه می کنی....
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد
ايمان بياوريم به ويرانه هاي باغ هاي تخيل
به داس هاي واژگون شده ي بيکار
و دانه هاي زنداني........
ارسال شده توسط مهدیه پوریادگار | April 30, 2010 1:31 PM
ارسال شده در April 30, 2010 13:31
سلام آقاي نجف زاده عزيز
با افتخار لینکتون کردم.
میخواستم خواهش کنم اگه میشه منو با نام :دلنوشته(سعید سپیانی) لینک کنید
ارسال شده توسط سعيد سپياني | April 30, 2010 1:34 PM
ارسال شده در April 30, 2010 13:34
سلام
خوبيد؟
با اينكه هنوز جوابه سوالي رو كه تويه پسته " علي كوچولو ...." ازت پرسيدم رو ندادي ولي خب فك كردم يا هنوز نخونديش يا بخاطره متني كه قبل از سوالم گذاشته ام احتياط كردي و ....
سوالم هيچ ربطي به مسائلي كه فبل از مطرح كردنش گفته ام نداره
به خودم و همجنسام مربوطه
نميدونم وبلاگم يادت هست يا نه؟ قبلن هم اومدي . شايد از آدرسه وبلاگم يه چيزايي دستگيرت بشه . من يه ام اسيم
اما حالا سوالم :
ميدونم كه تو تويه بخشايه پزشكي گزارش حمع نميكني ولي چون خواهشي كه ازت دارم خيليم پزشكي نيست و بيشتر اجتماعيه و درخواستم از دسته كسي مثه تو كه اونوري بر مياد ايونو ميخوام بپرسم
آيا ميتوني گزارشي در ضمينه برخورده مردم با يك ام اسي در اروپا تهيه كني؟
ميدوني ؟برخورد و سطحه سواده جامعه ما با اين موضوع خيلي بده و رسانه ها هم مرتب دامن ميزنن به اين موضوع . درسته كه ام اس يه بيماريه پر هزينه اس ولي امروزه ام اسي هزاران برابر با ام اسي هايه 10 ، 15 ساله پيش متفاوتن . اغلبه ام اسي ها اين دوره زمونه درست مثه همه مردمه سالم دنيا زندگي ميكنن و شايد نه تنها ديگران كه خودشون هم متوجه بيماريشون نشن . ولي ديده جامعه ما كاملن متفاوته و با ام اسيها مثه جزاميها يا سرطانيا برخورد ميكنن و كافيه بفهمن يكي ام اسيه و تا ميتونن واكنشايه منفي نشون ميدن . واقعايتش اينه كه اغلبه ام اسيا تويه اين دوره با وجوده درمانهايه كنترل كننده و پيشرفته علم از يه فرده سرما خورده هم سالم ترن
ممنون ميشم حتي اگه چوابت منفيه بهم خبر بدي
آنارام باشي
ارسال شده توسط ناشناس | April 30, 2010 2:09 PM
ارسال شده در April 30, 2010 14:09
خيلي ممنون از جوابت
فقط يه نكته ( با عرض شرمندگي )
نميدونم ميدوني يا نه ولي بودجه ي خيلي زيادي ( ظاهرا بيشتر از همه بيماريها )به ام اسيها و درمانشون تعلق ميگيره . چند وقته پيش هم يه گزارش در اين رابطه پخش شده بود و يكجورهايي انتقاد شده بود در اين باره
اين درحاليه كه ما ام اسيها گرچه ظاهرا بودجهه ي زيادي بهمون تعلق ميگيره ، ماهانه مبلغه خيلي خيلي بالايي رو برايه داروها و هزينه درمانمون ميديم . مثلا من ماهانه بالايه 3 ميليون ميدم .
واسه همين خواستم خواهش كنم فقط اگر گزارشي تهيه ميشه لطفا فقط در زمينه برخورده اجتماع باشه نه هزينه درمان و ...
چون بعضيا معتقدن اينكه بخوايم هي بگيم ام اس مشكلي نيست و ... باعثه بيتوجهيه مسئولين ميشه و بودجه ها رو كم ميكنن و هزينه هايه ما از اين مقداري كه هست بيشتر هم ميشه
ميدونم دارم پررويي ميكنم ديگه و احتمان با خودت فك ميكني چي بايد بگي كه نه از اينور بيوفتي نه از اونور ولي باور كن با اين كارت دعايه خيره خيليا رو پشته سرت داري
راستي
اينم سايته ماست : www.mscenter.ir
سايتيه كه خوده بچه هايه ام اسي طراحيش كردن و خيلياشون اينجا عضون . سايته باحالي داريم و سعي ميكنيم فضايه شاد و دلچسب ( بدور از غم و ناراحتي و امواجه منفي ) درش ايجاد كنيم
اگر فك كردي ميتونه بدرده گزارشي كه ميخواي بگيري بخوره ميتوني يه سر بياي توش
پيشاپيش ممنونم
ارسال شده توسط آنارام | April 30, 2010 3:39 PM
ارسال شده در April 30, 2010 15:39
سلام من دوباره اومدم
حال كردم كه اينقدر سريع كامنت قبليمو خوندي و گذاشتي
ميرم تست بزنم
قول ميدم
ارسال شده توسط آذين | April 30, 2010 3:47 PM
ارسال شده در April 30, 2010 15:47
بی نهایت زیبا بود خیلی خوشم اومد ...
میدونی وقتی کامنت ها رو میخونم همیشه خندم میگرفت از اونایی که اینجا چیزی مینوشتن که هیچ ربطی به اون پست و حال و هواش نداشت اما حالا خودم شدم یکی مثه اونا چون یه حرفایی رو خیلی وقت بود که دوست داشتم بهتون بگم اونم ایناس ... :
(تو کامنت بعدی میگم چون از نظرایه طولانی خوشم نمیاد!)
ارسال شده توسط یه دانش آموز سال سومی | April 30, 2010 3:48 PM
ارسال شده در April 30, 2010 15:48
سلام
خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم قبلا هم که میومدم فقط مطالب و کامنتها رو میخوندم و همیشه همه صفحه ها رو save میکردم تا داشته باشمشون!یکی دو هفته پیش وقتی اومدم نت دوباره یاده شما افتادم اومدم دیدم اااااهههه این یک سال چقدر از دنیا عقبم اینطوری بود که نشستم و همه پست ها رو یکی یکی save کردم و الانم 2 هفتس کارم خوندشونه!وقتی جلوی دوستام از شما وبسایتتون حرف میزدم و شعرایی که بازدیدکننده ها نوشته بودن رو میخوندم همشون خوششون اومد و ادرس اینجا رو گرفتن:D
اما همشون تو یه مورد مشترک بودن که اینکه شخصیت شما خیلی سیاسیه! وقتی اینو شنیدم خیلی خیلــــــــــی تعجب کدرم چون تا حالا از این نظر به شما و مطالبتون نگاه نکرده بودم همیشه از اون حسی که توی گزارشا و نوشته هاتون بوده خوشم اومده چون من عاشق شعرم! اولش ازتون دفاع می کردم که نه فکر نکنم اصلا اینطوری نیستش و از این صحبتا اما بعدش که همینطور پستها و بخصوص کامنتها رو میخوندم کم کم فهمیدم که اونا هم همچین پر بی راه نمیگن! نمونه اش اون پست "نه...نخند" متنش بی نظیر بود محشر!وقتی میخوندم گریم گرفت کلی بهت افتخار کردم که ایرانی هستی اما همین که رسیدم به کامنتها بدجوری خورد تو ذوقم از اینکه واقعا این متن رو برا غزه واینا نوشتی خیلی عصبانی شدم اقای نجف زاده اگه دقت کنی اون متن و جمله ها بیشتر شامل حال ایران و ایرانی میشه ... به قول معروف حاج اقا "چراغی که به خانه رواست به مسجد و از این حرفا"
* ولی میدونی تقصیر شما هم نیست درد ما ایرانیا اینه که همه چی رو به هم ربط میدیم , نتیجه گیری میکنیم و یه نظر فیلسوفانه هم میزنیم تنگش!
خلاصه اینکه اقای نجف زاده اینا رو گفتم که بگم تا جایی که میتونی خودتو بزن به اون راه به این مملکت هیچ امیدی نیست پس شما هم بیخود خودتو درگیر این مسایل نکن!اینا رو از من به عنوان یه هموطن داشته باش!( راستی اینا رو نوشتم چون بعضیا تو کامنتاشون از اینکه بهشون جواب داده بودی تشکر کرده بودن یعنی خونده بودی کامنتشونو ! من جواب نمیخوام اما به حرفام فکر کن البته خیلی سعی کردم جدی بنویسم بیشتر از این نشد دیگه!شما به استادیه خودت ببخش(!
راستی پست "میمبا"و"با تو عبور می کنم.." رو به جرات میتونم بگم 20بار خوندمش یه حال خاص و عجیبی داشت بدون هیچ حرف اضافی(منظورم همون س**سیه)
و در آخر :
" به پایان فکر نکن , اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند . بگذار پایان تو را غافلگیر کند ,درست مانند آغاز ..."
ارسال شده توسط یه دانش آموز سال سومی | April 30, 2010 3:50 PM
ارسال شده در April 30, 2010 15:50
اه اه اه از کامنتای طولانی هم بدم میات مثه همین کامنت قبلی خودم!! اما چه میشد کرد مجبور بودم دیگه!! ببخشید!!
راستی دقت کردی اینایی که میان اینجا و حرف میزنن چقدر جمله هاشون شبیه حرف زدن شماست؟ به این میگن تاثیر گذاری ! شدی الگو واسه یه عالمه جوونه نویسنده! پس خیلی حواست به کارا و حرفات باشه ! گرفتی مطلبو ؟ (تهدید نبودااا بد نخوونیدش!)
ارسال شده توسط یه دانش آموز سال سومی | April 30, 2010 3:52 PM
ارسال شده در April 30, 2010 15:52
نظر شما در مورد دوشیزه اردیبهشت چیه ؟
دوشیزه اردیبهشت مشتاقانه منتظر دیدن نظرات شماست
ارسال شده توسط مژده | April 30, 2010 4:07 PM
ارسال شده در April 30, 2010 16:07
سلام بالاخره اومدی غیر منتظره بود داشتم فرهاد گوش میدادم یهو ترسیدم از اینکه توهم مجبور باشی با بو و خاطره گذشته ها زندگی رو سر کنی و خستگی هاتو در ...
کاش می شد ادمی وطنش را با خود ببرد هر کجا که خواست
کاش یکی بود یکی نبود اخر قصه ها نبود
کاش دنیا بههمان اندازه که میگویند کوچک باشد انوقت تو هرقدرهم دور باشی نزدیکی
تازه داشتم ازت یاد میگرفتم زود سرم بی کلاه موند
راستی تبریک همکارت ازاد شده اسیر غربت و تهمتی به پا اسیر زندون نشی...
ارسال شده توسط زهرا | April 30, 2010 4:08 PM
ارسال شده در April 30, 2010 16:08
فکر کنم منظورت از ارغوان ایرانه...
تیکه اول شعرش خیلی به موقعیتت میخوره...
مرد برای هم دلتنگی هاش گریه نمی کنه قدم میزنه...
وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت...
ارسال شده توسط زهرا | April 30, 2010 4:12 PM
ارسال شده در April 30, 2010 16:12
بقیه همکاراتو نمی دونم چرا ساکت بودن ولی دمت گرم این مدت عکس همکارتو زدی بالای صفحه وبلاگت.آزادی این ایرانی مبارک.
ارسال شده توسط | April 30, 2010 4:27 PM
ارسال شده در April 30, 2010 16:27
یاد سهراب باشد هر چه پروانه که می افتد در آب زود از آب در آورد
یاد سهراب باشد کاری نکند که به قانون زمین
بر بخورد
یاد سهراب باشد فردا لب جوی ، حوله اش را هم با چوبه بشوید
.
.
.
یاد سهراب باشد تنهاست
ماه بالای سر تنهایی است.
سبز باشید
ارسال شده توسط من | April 30, 2010 4:47 PM
ارسال شده در April 30, 2010 16:47
سلام آقا كامران اون عكسي كه زدي كنار وبت در مورد آزادي معصومي نژاد حذف كن -الهي شكر آزاد شد راستي در اين مورد مطلبي نداري برامون بنويسي-
مرتضوي - فارس - استهبان
نجف زاده- فرانسه -پاريس
ارسال شده توسط سيد مرتضي مرتضوي | April 30, 2010 5:19 PM
ارسال شده در April 30, 2010 17:19
...من درين گوشه كه از دنيا بيرون است،
آسماني به سرم نيست،
از بهاران خبرم نيست،
آنچه ميبينم ديوار است...
..
..
ممنونم.عالی بود
ارسال شده توسط __*پائیــــــز*__ | April 30, 2010 5:44 PM
ارسال شده در April 30, 2010 17:44
از خدا بترس از اخرت بترس
ترس داره ها
نكن
سر اين ملت اينجوري نيارين كه سر پل صراط سرتون مياريم
ارسال شده توسط ارغوان بي رنگ | April 30, 2010 6:04 PM
ارسال شده در April 30, 2010 18:04
سلام کامران خان
صرفنظر از حسن انتخابت در سروده هوشنگ ابتهاج
باید به انتخاب عکس بسیار زیبای پست بهت تبریک
گفت - هنرمند هنرمنده واقعا
به ما هم سری بزن - با دو ترانه منتظرم
موفق باشی
ارسال شده توسط محمدرضا مهرپویا | April 30, 2010 6:43 PM
ارسال شده در April 30, 2010 18:43
تبریک٬ همکارتون هم آزاد شد. تو هم مواظب خودت باش، اگه یوخ تو جوب اسلحه یا مواد دیدی کنجکاوی نکن!! :دی
ارسال شده توسط Composer | April 30, 2010 7:16 PM
ارسال شده در April 30, 2010 19:16
در ضمن نمیدونم این هوادارات انقد میگن برگرد!؟ اینا نمیخوان پیشرفت کنی، اما من میخوام تو رو وزیر امور خارجه ببینم، بزودی
ارسال شده توسط Composer | April 30, 2010 7:24 PM
ارسال شده در April 30, 2010 19:24
سلام
دیشب خواب دیدم که یه گزارش تهیه کرده بودی که توی ایران خودمون بود تعجب کردم با خودم گفتم مگه پاریس نبود این خبر نگار ما پس کی برگشت ما نفهمیدیم.
.
.
.
نمی خوای خواب ما رو تعبیر کنی
خلاصه که دلتنگیم برات خبرنگار برگرد.
ارسال شده توسط سلام | April 30, 2010 7:41 PM
ارسال شده در April 30, 2010 19:41
سلام امیدوارم که خووووووب خووب باشید.
خیلی منتضر بودم تا اپ کنید.
و مثل همیشه باید بگم بی نظیر بود
مرسی
ارسال شده توسط شادن | April 30, 2010 9:23 PM
ارسال شده در April 30, 2010 21:23
سلام امیدوارم که خووووووب خووب باشید.
خیلی منتظر بودم تا اپ کنید.
و مثل همیشه باید بگم بی نظیر بود
مرسی
ارسال شده توسط شادن | April 30, 2010 9:24 PM
ارسال شده در April 30, 2010 21:24
صبح ِطلوع ِ شعر و غزل ، ناشتای تو
یعنی سلام ، زنده شدم با دعای تو
یعنی دوباره... با تو من از خواب می پرم
با موج های ملتهب خنده های تو
حس می کنم که جنبش قلب و رگان من
تنظیم می شوند به آهنگ پای تو
یعنی که رگ رگ تن من شوق می شود
یعنی که تنگ می شود این دل برای تو
احساس می کنم که تو من می شوی و من
یک لحظه خواستم که بیایم به جای تو
یک لحظه خواستم ... به خوبی تو باشم و دلم
یک لحظه ! یک دقیقه! ... شود آشنای تو
... تازه سلام اول این قصه می رسد
پر می شود تمام من از ماجرای تو
گنجشک می شوی و قناری نغمه خوان
در گوش من ترنم نرم صدای تو
تو خوبی آنقدر که هوا خوب می شود
اصلا هوای من شده خوب از هوای تو
خورشید هم به قدر تو زیبا و خوب نیست
گل ، سعی می کند که در آرد ادای تو
اصلا خودت بگو که چه کردی که ساختت
این سان لطیف و ناز و معطر ، خدای تو ؟
خوابم گرفته با تغزل آرام در صدات
آرام می شود دوباره دل از لای لای تو
صبحانه حاضرست ، بفرما غزل بنوش
طعم بهشت می دهد امروز چای تو!!!
برنامه چیست ؟ زل زدن محض در نگات
اکران ماندگار تو و سینمای تو
حالا منم و لطف تو هر لحظه بیشتر
هی سوء استفاده می شود از این حیای تو
من چیزهای خوب زیادی نداشتم!
می فهمم آخر ارزش و قدر و بهای تو
می فهمم اینکه نوری و آب و درخت و ...آه
می دانم اینکه توی جهان نیست تای ِ تو
...مي دانم اينكه جهان ، تلخ و شور و سرد
سنگ و سیاه و سخت تمامش؟! ، سوای تو!
من سی و شش سال خودم را نوشته ام
می ریزم این تمام خودم را به پای تو
اصلا برای چیست من اینقدر حرف ... حرف ...
اصلا تمام زندگی من فدای ِ تو
تو خوبی انقدر که هوا خوب می شود
اصلا هوای من شده خوب از هوای تو
ارسال شده توسط memol | April 30, 2010 9:32 PM
ارسال شده در April 30, 2010 21:32
یاد سهراب باشد هر چه پروانه که می افتد در آب زود از آب در آورد
یاد سهراب باشد کاری نکند که به قانون زمین
بر بخورد
یاد سهراب باشد فردا لب جوی ، حوله اش را هم با چوبه بشوید
.
.
.
یاد سهراب باشد تنهاست
ماه بالای سر تنهایی است.
.....
اه...کاش مطلبتونو زودتر خونده بودم..صبح آزمون داشتم گفته بود کدام یک از گزینه های زیر از آثار
ه ا سایه می باشد.هر چی فکر کردم خدایا سایه تخلص کدوم شاعر بود یادم نیومد آخه پایه رو نخونده بودم.
شعر قشنگی بود(با اینکه مفهومشو نگرفتم D:)
سبز باشید.
ارسال شده توسط من | April 30, 2010 10:08 PM
ارسال شده در April 30, 2010 22:08
بسم رب المهدی عج
درد حرف نیست
درد نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم...
سلام
نمی خوام از پستتون تعریف کنم چون از تکرار یه حرف خوشم نمیاد..
با یه یا حسین به حسینیه تازه تاسیس منم سر بزنید خوشحال میشم
اگه دوست داشتید نظر بدید...میگم اگه..دوست داشتید...اگه
التماس دعا
یا علی
ارسال شده توسط منتظر بی تاب | April 30, 2010 10:36 PM
ارسال شده در April 30, 2010 22:36
سلام
چه خبرا داداش جون
خوش ميگذره تو غربت
ما كه دلمون خيلي هواتو كرده
هميشه و همه جا ذكر خيرت هست
خوش به حالت
همينكه همه جا به نيكي ازت ياد ميكنن
ارسال شده توسط م .ر.اصفهان | April 30, 2010 11:29 PM
ارسال شده در April 30, 2010 23:29
سلام
مرد ارغوانی
این نیز بگذرد...
ارسال شده توسط یسنا | May 1, 2010 12:19 AM
ارسال شده در May 1, 2010 00:19
اين روزها عادل فردوسي پور/وحيد يامين پور/فريدون جيراني...جايتان خالي...
ارسال شده توسط گاهي | May 1, 2010 12:31 AM
ارسال شده در May 1, 2010 00:31
سلام ..امشب گزارشتو دیدم مثل همیشه فرق داشت..راستی نمی دونم تو همون حرفا رو میزنی که بقیه می زنن ..همون خطوطه قرمزو داری چرافرق داری
باورکن خبر ایران بهت احتیاج داره..حالا که بگذریم که کپیت زیاد شده ..حالا همه یاد گرفتند تصویرشو تو آینه میندازن وفیلمبردار از آینه فیلم می گیره ..راستی یه وقت تو ر نگیرن می گن فرانسه برای جیگوله ها جای امنی نیست!!!!!!!!!
ارسال شده توسط هادی | May 1, 2010 1:32 AM
ارسال شده در May 1, 2010 01:32
راستی یادم رفت چرا تقویم شمسی برای وبگاهت نمی ذاری هیچی نشده فرنگی شدی مرسی
ارسال شده توسط هادی | May 1, 2010 1:34 AM
ارسال شده در May 1, 2010 01:34
راستی یه چیزه دیگه (ببخش منو من کنه نیستم)یه ثوژه..یه مقایسه ای میان دانشگاههای اونجا ودانشگاههای ما بکن..می دونم درسته شاید بی معنی به نظر بیاد اما توبلدی..مثلا اونا ژتون غذاشون چه جوری یا شهریه دانشگاهشون قسطی می کنن یا نه
دانشگاه آزاد داره یانه..پاچه خواری استاد اونجا چه جوریه ..مرسی دیگه مزاحم نمیشم مطمئن باش
ارسال شده توسط هادی | May 1, 2010 1:42 AM
ارسال شده در May 1, 2010 01:42
بنام خدا
سلام
آقا كامران نجف زاده،براي شما برادر عزيزم آرزوي بهترين ها را دارم.
اميدوارم هر كجا هستي باز به ايران بازگردي و دوباره گزارش هاي تو را در وطنت ببينيم.
به كلبه درويشي ما هم سري بزن و آنجا را منور كن كاكو....
پيروز و سرفراز باشي
با سپاس
ارسال شده توسط مـ . حـ . عباسي | May 1, 2010 2:38 AM
ارسال شده در May 1, 2010 02:38
سلام
ايام شهادت دخت رسول اكرم تسليت
و هفته معلم گرامي باد بر شما
ارسال شده توسط علي اكبري(آج) | May 1, 2010 8:34 AM
ارسال شده در May 1, 2010 08:34
ُسلام مهربان
گزارش اسلام ستیزی رو دیشب دیدم ولی خبر 21 نصفه پخش کرد حالا هم دارم دانلودش میکنم.ولی همون نصفش هم کلیه!
***
چه دعایی کنمت بهتر از این
که خدا
پنجره ی باز اتاقت باشد.
یاعلی
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 1, 2010 8:57 AM
ارسال شده در May 1, 2010 08:57
سلام.تو را نمیدانم اما ارغوان من آنجاست که وقتی ظهر جنوبی گرم از سرویس اداره پیاده میشوم پسرک بیچاره را نبینم که از حرم زمین عصبی داغ پوست پاهای کوچکش کباب شده و مثل اسپند روی آتش بالا و پایین میپرد.تنها به جرم اینکه مادرش، عریزترینش، یک سائل خیابانیست.
آنجاست که دیگر قبر دوست دوران کودکیم را نبینم. همان که فروخته شد به بهای کمی تریاک. همان که کشته شد به بهای کمی تریاک. همان که دفن شد تنهای تنها به بهای...
تو را نمیدانم اما ارغوان من آنجاست که همه به یک اندازه اجازه دارند بخندند. به یک اندازه اجازه دارند نفس بکشند.آنجا که هوا مال همه است.
ارسال شده توسط صداقت | May 1, 2010 9:17 AM
ارسال شده در May 1, 2010 09:17
دوباره سلام
اون گزارشی که گفتم دارم دانلود میکنم فقط گزارش شاهسون از بروکسل بود.
نمیشه پارتی بازی کنید گزارش اسلام ستیزی رو اینجا برای دانلود بزاری!
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 1, 2010 9:22 AM
ارسال شده در May 1, 2010 09:22
salaaaaaaaaaaaaaaam kami joooooooooonam
kheyli jat khalie
hammam omumie kheylllllllllllllllli bahal boooooooooood:D
kiano beboooos,loppasham bekkkkkkkkkkkesh
bye dear
ارسال شده توسط ترنم | May 1, 2010 10:37 AM
ارسال شده در May 1, 2010 10:37
سلام
مگه دلتون چقدر گرفته كه اينو نوشتيد؟
نگران نباشيد بلا وقتي همه گير شد ديگه بلا نيست.ما همه ارغوانيم ، همه از هم و از خودمون جدا مونديم ، به قول فروغ داريم فرو مي ريم ......
بهانه ي شما دوري و ما بي بهانه
ارسال شده توسط الهام | May 1, 2010 11:22 AM
ارسال شده در May 1, 2010 11:22
چقدر زیبا ....
نایب الزیاره همیشگی ام آقای خبرنگار...
ارسال شده توسط نفیسه | May 1, 2010 11:23 AM
ارسال شده در May 1, 2010 11:23
کامران نجف زاده برای منی که همیشه رویای خبرنگار شدن را داشتم یک اسطوره بود
سالها گذشت...
اکنون من هم یک خبرنگارم اما حالا که فکر می کنم می بینم رویاهای قشنگ تری هم بود که به آن ها فکر نکردم و...
نمی خواهند و نمی گذارند خیلی حرف ها را بزنم و بزنیم، کاش...
اصلا بی خیال، برای ارغوانت هم دعا می کنم...
ارسال شده توسط سعیده | May 1, 2010 12:03 PM
ارسال شده در May 1, 2010 12:03
سلام استاد ...
وای خیلی انتخاب قشنگی بود ...
دلم میخواد هزار بار بخونمش !
دیشب همه داشتن فیلم مضحک پرانتز باز رو نگاه میکردن !
من یهو اومدم شبکه رو عوض کردم وزدم شبکه 1 !
همون موقع گزارش آقای شاهسون تموم شد و گزارش شما
شروع شد ! وای نمیدونی چقدر خوش حال شدم !
مواظب خوبی هات باش
ارسال شده توسط سمیرا راهی | May 1, 2010 12:39 PM
ارسال شده در May 1, 2010 12:39
تو تهران شایعه شده تو رو فرستادن بری که دیگه به کارهاشون گیر ندی.
ارسال شده توسط علیرضا | May 1, 2010 1:54 PM
ارسال شده در May 1, 2010 13:54
درس دادن به آدم بی عقل چون آب دادن به گل مصنوعی است
منتظرتون هستم
ارسال شده توسط مرضیه | May 1, 2010 1:55 PM
ارسال شده در May 1, 2010 13:55
اشتباه از ما بود
اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال پیاله می دیدیم
دست هامان خالی
دل هامان پُر
گفتگوهامان مثلا یعنی ما !
کاش می دانستیم
هیچ پروانه ای پریروز پیلگی خویش را به یاد نمی آورد.
حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می میریم!
از خانه که می آیی
یک دستمال سفید ، پاکتی سیگار ، گزینه شعر فروغ ،
و تحملی طولانی بیاور
احتمال گریستن ما بسیار است...
ارسال شده توسط الناز | May 1, 2010 2:19 PM
ارسال شده در May 1, 2010 14:19
سلام.شعرقشنگیه برای بیان یه دلتنگی بزرگ.
ارسال شده توسط مسافر | May 1, 2010 2:34 PM
ارسال شده در May 1, 2010 14:34
زیبا است ولی غم انگیز
ارسال شده توسط بهشت | May 1, 2010 2:59 PM
ارسال شده در May 1, 2010 14:59
سلام
شعر قشنگی بود.
اگه بگم چند بار خوندمش دروغ نگفتم
اما ای کاش چرایی این شعر رو هم مینوشتید!
چرا این شعر؟ چرا اینهمه شعر دیگه نه!
بازم مرسی که به شعور خواننده ات احترام میذاری.
بازم میگم کاش ایران بودی.
ارسال شده توسط قاصدک | May 1, 2010 4:25 PM
ارسال شده در May 1, 2010 16:25
to ro be yad darim hamishe hrchand gahi rade payeman dar kocheye khaterat mimanad
marjan
ارسال شده توسط marjan | May 1, 2010 4:46 PM
ارسال شده در May 1, 2010 16:46
ميبينم كه سانسور توي صدا و سيما بهت ساخته كامران .فكر نمي ككنم زياد اهل دموكراسي باشي كه نظرات سايتت همه چاپلوسي و پاچه خواريته !اونجا و از فرانسوي ها ياد بگير آزاد بودن رو
ارسال شده توسط شهاب از اصفهان | May 1, 2010 5:10 PM
ارسال شده در May 1, 2010 17:10
دکتر علی محمد حق شناس استاد زبان شناسی دانشگاه تهران ظهر جمعه بر اثر عارضه ی قلبی در گذشت.
از ایشان تالیفات بسیاری بر جای مانده است و بی شک یکی از برجسته ترین اساتید ادب ایران زمین بودند .
روحش شاد و یادش گرامی باد .
ارسال شده توسط ساخل | May 1, 2010 5:41 PM
ارسال شده در May 1, 2010 17:41
خيلي زيباست...
"اين چه رازي است كه هربار بهار،با عزاي دل ما مي آيد؟!"
ارسال شده توسط خاطره | May 1, 2010 6:52 PM
ارسال شده در May 1, 2010 18:52
سلام میگم شما نمیخاین بیاین ایران؟؟؟؟
ارسال شده توسط رضا | May 1, 2010 6:54 PM
ارسال شده در May 1, 2010 18:54
سلام و خداقوّت-
در یادی از بلاگرهای ارزشی، با شعر و مطالبی زنده کردیم یادی از وبلاگ نویس ارزشی؛ دانشجوی بسیجی مرحوم «حسن نظری».
همان که به گفته پدر بزرگوارشان در راه ولایت از غم و غصّه دِق کردند.
به امید آنکه دوستان، دوستان را از یاد نبرند!
»» دل هامان همه ابری بود... جایی باران زد و جایی رعد و برق...
جمعی پرواز کردند و جمعی "پروا" ز پرواز.
برای دل هایمان فاتحه بخوانیم!
»» آدرس مزار داداش حسن:
قطعه96
ردیف346
شماره23
ارسال شده توسط پیام فضلی | May 1, 2010 7:16 PM
ارسال شده در May 1, 2010 19:16
من چه در وهم وجودم چه عدم دلتنگم
از عدم تا به وجود آمده ام دلتنگم
روح از افلاک و تن از خاک، در این ساغر پاک
از در آمیختن شادی و غم دلتنگم
خوشه ای از ملکوت تو مرا دور انداخت
من هنوز ازسفر باغ ارم دلتنگم
ای نبخشوده گناه پدرم آدم را
به گناهان نبخشوده قسم دلتنگم
حال در خوف و رجا رو به تو بر میگردم
دو قدم دلهره دارم دو قدم دلتنگم
نشد از یاد برم خاطره دوری را
بازهرچند رسیدیم به هم !دلتنگم
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 1, 2010 7:24 PM
ارسال شده در May 1, 2010 19:24
کاش برگردید قاصدک شیشه ای سرزمین ما. کاش برگردید. کاش برگردید. کاش برگردید. کاش...
ارسال شده توسط قطره | May 1, 2010 8:03 PM
ارسال شده در May 1, 2010 20:03
یه کم بیشتر تو فرانسه مواظب خودت باش چون تو دیگه یه کم از معصومی نژاد گرمتری مواظب جون خودت باش تا آقای دوربینی هم مجبور نباشه توی مراسم شهادتت شرکت کنه
ارسال شده توسط فرزاد | May 1, 2010 8:23 PM
ارسال شده در May 1, 2010 20:23
در خیالات ماهی تنها
که تمام بزرگی دنیا
کره ی کوچکی پر از آب است
با همین یک دریچه از بالا
جاده ای رو به رویش افتاد و ...
دوست دارم رها شوم اما ...
جلوی زندگی کم آوردم
جلوی چشم های این دریا
ماهی کوچکی شدم در تنگ
که فقط دور می زند خود را
خسته از مرگ و زندگی و سکون
ماهی از تنگ می پرد بیرون
می رود تا همیشه ی تقدیر
در دل استوانه ای دلگیر
که شعاعش بزرگ تر شده است
با همان درد های بی تغییر
چرخ می خورد دور تنهایی
ماهی گیج ِ آب های اسیر
که به این چند متر جا خوش باش
که ته ِ جاده های بسته بمیر
ترک می کردم آرزو ها را
گر چه مثل ِ همیشه ، خیلی دیر
خسته از مرگ و زندگی و سکون
ماهی از حوض می پرد بیرون
سهم من بغض های سنگین است
تلخی خواب های شیرین است
در دلم جنگ بر سر ِ یک " هیچ "
یک سرش کفر ، یک سرش دین است
ماهی و رود پشت یک سد اند
آخر جاده را ببین این است
چاره ی درد های مسخره ام
فندک و چند لیتر بنزین است
ماهی نا امید قصه ی ما
کف این رودخانه غمگین است
خسته از مرگ و زندگی و سکون
ماهی از رود می پرد بیرون
آخر ِ جاده های بی مقصد
ماهی خسته دل به دریا زد
آبی آسمانی اش را دید
نا امید از همه ، گذشت از سد
می روم ، می روم ، همین کافی ست
شاید آرام شد دلم ، شاید
می توانم ، ولی نمی خواهم
روحم از تُنگ ها به تَنگ آمد
دل به هر چیز و هر کسی بستم
مثل دریا شد و مرا پس زد
خسته از مرگ و زندگی و سکون
ماهی از آب می پرد بیرون
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | May 1, 2010 9:14 PM
ارسال شده در May 1, 2010 21:14
خسته از این غربت طولانی ام
حس غریبانه ی بارانی ام
سایه به سایه همه تکرار غم
شاعر سرمای زمستانی ام
مهر تو چون نقش حضور خزان
مانده به دنیای پریشانی ام
ای همه تکرار غزل های ناب
واژه بگو من ،غم پنهانی ام
من،نه بهارم،نه هوایی لطیف
همسفر درد بیابانی ام
دختر افسانه،نی ام،مهربان
جز غم تو نیست به پیشانی ام
بی پرو بالم،پر من،شعر من
پس مشکن،حرمت بارانی ام
واژه بگو تا غزلم پر کشد
از غم خاموش تو،زندانی ام
از تو سخن گفتن و شاعر شدن
گرچه بود رنگ پشیمانی ام
لیک،هنوزم ز تو خواهم سرود
در به در ظلمت نورانی ام
هر چه دلت خواست،شکستی، ولی
منتظرم،باز،برنجانی ام
ارسال شده توسط خسته | May 1, 2010 9:34 PM
ارسال شده در May 1, 2010 21:34
قدیما عاشق گزارشات بودم...
ولی حالا حتی شنیدن صدات هم ناراحتم می کنه...
لااقل می تونستی که چیزی نگی؟نه!!...
ارسال شده توسط زن ایرانی از امریکا | May 2, 2010 12:12 AM
ارسال شده در May 2, 2010 00:12
سلام کامران جان . خوبی ؟؟؟؟ چه جالب بود آپ جدیدت دیشب داشتم در تنهاییهام از هوشنگ ابتهاج میخوندم . یه چند بیت رو برات مینویسم .
ای مرغ آشیان وفا خوش خبر بیا
با ارمغان قول و غزل از سفر بیا
پیک امید باش و پیام آور بهار
همراه بوی گل چو نسیم سحر بیات
آه کاش میدونستی دلم گرفته به وسعت آسمون ............
برام دعا کن خیلی .
ارسال شده توسط مینا خاندانیها | May 2, 2010 12:24 AM
ارسال شده در May 2, 2010 00:24
مرد بزرگ...خبرنگار قلب های ما
سلام
ارسال شده توسط عبدالرضا | May 2, 2010 12:37 AM
ارسال شده در May 2, 2010 00:37
سلام
با عکسایی از موزه ی حیات وحش جنگل گلستان بروزم
ارسال شده توسط یاقوت | May 2, 2010 12:43 AM
ارسال شده در May 2, 2010 00:43
سلام
شاید هیچ کس نفهمیده که منظور تو چیه..شاید هیچ کس نفهمه...اما با همه ی این ها , پای ارغوان که بسته نبود, پس پای نگاه نگران تو هم بسته نخواهد بود...قدری بیشتر نگاهت را به نگرانی رنگش ببخش..
باور کن جواب می ده..
موفق باشی
ارسال شده توسط الهه | May 2, 2010 1:34 AM
ارسال شده در May 2, 2010 01:34
دوباره سلام...
بازم بگرد...شاید نو پیداش کنی...پیداشدنیه..ایمان دارم
ارسال شده توسط الهه | May 2, 2010 1:36 AM
ارسال شده در May 2, 2010 01:36
آقای نجف زاده سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
منو که میشناسین همون پسر بوشهر که اون روز مزاحمتون شدم آقای نجف زاده من سایت رو راه اندازی کردم .منتظر حضور سبزتون هستم.
یا علی
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 2, 2010 7:06 AM
ارسال شده در May 2, 2010 07:06
سلام خبرنگار سلامتی ؟خیلی زیبا بود ولی این پستت یه جورایی بوی دلتنگی می داد بوی دلگرفتگی!نمی دونم شاید من دارم اشتباه می کنم ولی یادت باشه
اوقات دریا همیشه آبی نیست ........موفق باشی.
ارسال شده توسط مریم معتمدی | May 2, 2010 8:24 AM
ارسال شده در May 2, 2010 08:24
از چه رو دل تنگی
دل خوشی ها کم نیست
دنیا رو براتون شاد شاد وشادی رو دنیا دنیا آرزومندم.موفق باشید و یادتون باشه ما همیشه از شما توقع داریم
ارسال شده توسط بهاره | May 2, 2010 9:43 AM
ارسال شده در May 2, 2010 09:43
استاد روزت مبروک!
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 2, 2010 9:47 AM
ارسال شده در May 2, 2010 09:47
عالي بود. فکر کنيد اين شعر با صداي زيبا و گرم خود استاد خوانده شود.
ما همه غمي بر سر دل داريم شايد بي علت اما چرا؟
زسرگذشت چمن دل به درد مي آيد
ببند پنجره را باد سر مي آيد.
ارسال شده توسط ام آ | May 2, 2010 11:21 AM
ارسال شده در May 2, 2010 11:21
سلام حاجی
شنیدم تو هم لنگی هستی یهنی همان پرسپولیسی
باز هم شنیدم این لقب لنگیتان آزاراتان داده و گفته اید لنگهای آبی دیده ای آن هم در کشور غربی!!؟
ما ایرانی هستیم . پارسی. بدان به سبک خودمان لنگی ها را می شناسیم .
مثل گفتن خلیج فارس
جعل خلیج فارس را دوست نداریم پس لنگی همان لنگی خواهد ماند و شما با این میراث گرانقدر به زنگی ادامه میدهید
چنانچه این مسئله بار دیگری از ناحیه شما یا هر کس دیگری به عمد یا غیر عمد رخ دهد آنگاه شاهد نصب لنگهایی در جهان به عنوان نماد بین المللی پرسپولیس خواد بود
تمام
دوستدار شما
ارسال شده توسط یک استقلالی | May 2, 2010 1:12 PM
ارسال شده در May 2, 2010 13:12
اینجا آسمان ابری است
آنجا را نمی دانم
اینجا فقط رنگ است!
آنجا را نمی دانم
اینجا دلی تنگ است
آنجا را نمی دانم!؟
ارسال شده توسط il,xk | May 2, 2010 1:27 PM
ارسال شده در May 2, 2010 13:27
تقدیم...با صمیمانه ترین احساسات :
بیا و گر نه در این انتظار خواهم مرد
اگر که بی تو بیاید بهار، خواهم مرد
به روی گونه ی من اشک سالها جاریست
و زیر پای همین آبشار خواهم مرد
خبر رسید که تو با بهار می آیی
در انتظار تو من تا بهار خواهم مرد
نیامدی و خدا آگه است من هر روز
به اشتیاق رخت چند بار خواهم مرد . . .
ارسال شده توسط هموطن | May 2, 2010 1:36 PM
ارسال شده در May 2, 2010 13:36
در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ که از شبی چنین سپیده سر نمی زند . . .
ه. الف. سایه
ارسال شده توسط قاف. الف | May 2, 2010 1:45 PM
ارسال شده در May 2, 2010 13:45
سلام[گل]
عظمت در نگاه توست، نه در آنچه بدان می نگری! مثل همه مطالبتون زیبا بود.
ارسال شده توسط sahar | May 2, 2010 1:54 PM
ارسال شده در May 2, 2010 13:54
داداش هر وقت خيلي دپرس شدي
فک کن اينجايي و دوباره روز از ن روزي از نو
ميريزن سرت افيشاي چه حال و چه روز
حالت خوب ميشه اتوماتيک
ارسال شده توسط محمد دلاوري | May 2, 2010 1:56 PM
ارسال شده در May 2, 2010 13:56
همه بهت میگن برگرد ولی به نظر من به این زودی ها برنگرد چون پاریس گفتنی زیاد داره کاش این دفعه گزارشت از آرامگاه پانتئون باشه,مرموز به نظر میاد
ارسال شده توسط ونوس | May 2, 2010 1:59 PM
ارسال شده در May 2, 2010 13:59
سلام
کاش می دونستم این دلتنگی عمیقتون مال چیه؟
راستی چند باره هر وقت می بینمتون از خودم
می پرسم چقذر آشناس!!! شبیه کیه؟؟؟
تا فهمیدم........ خیلی سر و شکلتون داره شبیه
دکتر شریعتی میشه ....
ارسال شده توسط کامران | May 2, 2010 2:01 PM
ارسال شده در May 2, 2010 14:01
سلام
کاش می دونستم این دلتنگی عمیقتون مال چیه؟
راستی چند باره هر وقت می بینمتون از خودم
می پرسم چقذر آشناس!!! شبیه کیه؟؟؟
تا فهمیدم........ خیلی سر و شکلتون داره شبیه
دکتر شریعتی میشه ....
ارسال شده توسط کامران | May 2, 2010 2:01 PM
ارسال شده در May 2, 2010 14:01
سلام؛ يه روزهايي توي زندگي همهمان حس ارغواني دارد. اينجا هوا شاعرانه است. اينجا هوا بغض دارد. ارديبهشت گرفته، آدم رو حالي به حالي ميكند.
هوا کبود شد، اين ابتدای باران است
دلا دوباره شب دلگشای باران است
نگاه تا خلاء وهم میکشاندمان
مرا به کوچه ببر، اين صدای باران است
اگرچه سينه من شوره زار تنهايی است
ولی نگاه ترم آشنای باران است
دلم گرفته از اين سقفهای بی روزن
که عشق رهگذر کوچههای باران است
بيا دوباره نگيريم چتر فاصله را
که روی شانهی گل، جای پای باران است
نزول آب حضور دوباره برگ است
دوام باغچه در هایهای باران است.
اينجا هوا قشنگ است. حس بودن دارد.
ارسال شده توسط matin | May 2, 2010 2:21 PM
ارسال شده در May 2, 2010 14:21
آقا كامران تاريخ سايت رو لطفا شمسي كن
راستي نميييييييييييييييييييييييييييييييياي؟؟؟؟
ما دلمون براتون تنگ شده
ارسال شده توسط سميرا | May 2, 2010 2:37 PM
ارسال شده در May 2, 2010 14:37
سلام
وقتي اتفاقي وبلاگتون رو ديدم كلي ذوق كردم!!!!
چقدر جايتان در ايران خاليست...
خواستم ازتون اجازه بگيرم اگه اشكالي نداره در وبلاگ خودم لينكتون كنم
منتظر جوابتون هستم!
ارسال شده توسط atiyeh | May 2, 2010 4:00 PM
ارسال شده در May 2, 2010 16:00
آقای نجف زاده لطفا اون گزارش لنگهای آبی رو برای دانلود بگذارید!
ارسال شده توسط محسن | May 2, 2010 5:41 PM
ارسال شده در May 2, 2010 17:41
سلام آقای نجف زاده خواهش می کنم!مطالب منوبخونید...(مناظره ی من و یه فیل سوف سیاهست مداراستادرانش کاه!!!)
برگرد...
ارسال شده توسط مهدی محمدزاده | May 2, 2010 6:11 PM
ارسال شده در May 2, 2010 18:11
من ستایشگر آن معلمی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد ، نه اندیشه ها را ... .
" استاد شهید مطهری"
.
و من از شما استاد عزیز ، خیلی چیزها اموختم...
خیلی چیزها...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | May 2, 2010 7:18 PM
ارسال شده در May 2, 2010 19:18
عزيزم........
آقاي ابتهاج توي خونه يه ارغوان داشتن كه به شدت بهش علاقه مند بودن و معروفه كه شعر هاي عاشقانه و اكثر اشعارشونو واسه ارغوان سرودن...
غم دلتنگي حتي توي صدات هم حس مي شه....
ارسال شده توسط ....!!!!...... | May 2, 2010 8:22 PM
ارسال شده در May 2, 2010 20:22
سلام برادر خوبم
ارسال شده توسط منصوره رهبر | May 2, 2010 8:49 PM
ارسال شده در May 2, 2010 20:49
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
سلام اق کامران.خوبی.فرانس خوش میگذره.
ایشاللا که خوش بگذره.
شعر استاد سایه{ابتهاج}با انتخاب محشرت عالیه.
برگرد ایران.دلتنگتیم.
با که این منم قراره برم اماهیچ جا وطن نمیشه.به یادتیم.منتظرت.
مواظبه خودت باش.
ارسال شده توسط هامون | May 2, 2010 9:01 PM
ارسال شده در May 2, 2010 21:01
بنام نامي كه همه نام ها از اوست
سلام مجدد خدمت آقا كامران نجف زاده عزيز...
كاكو جون بي زحمت اين گزارش مربوط به كوچكترين مدرسه ايران رو هم اينجا بزار به مناسبت روز معلم...
ممنونم....
ارسال شده توسط مـ . حـ . عباسي | May 2, 2010 9:40 PM
ارسال شده در May 2, 2010 21:40
Dooset Darin nabegheh
ارسال شده توسط Sabz | May 2, 2010 9:50 PM
ارسال شده در May 2, 2010 21:50
dooset daraim dadash
ارسال شده توسط mehei | May 2, 2010 10:19 PM
ارسال شده در May 2, 2010 22:19
من عاشق گزارشاتتم آق کامران داره حسابی بهت خوش میگذرها بیا دلمون تنگشده برات... دوست داریم یه بار دیگه با یه خبر داغ تو صفحه جادویی خونمون ببینیمیت..البته تو ايران
ارسال شده توسط مريم | May 3, 2010 12:36 AM
ارسال شده در May 3, 2010 00:36
دارم عاشق ميشم انگار ولي دستام ميلرزه
هنوز ميترسه اين چشما از اون شرم نگاه تو
دلم راضي نميشه تا بازم بازيچه ي غم شه
گمونم اين دل سردم ميسوزه از نگاه تو
ارسال شده توسط معين حسن زاده (شاعر،ترانه سرا،نويسنده) | May 3, 2010 2:32 AM
ارسال شده در May 3, 2010 02:32
"طاقچه"
بروي تاقچمون بازم
دارم گلدون رو مي زارم
به اميدي كه عِطر تو
بپاشه توي اين خونه
ببين زِندن اقاقيا
بيبن جون داره شبوها
همون گلدون كه تو اون روز
گذاشتي روي اين تاقچه
هنوز بوي تو رو ميده
هنوز دست تورو مي خواد
هنوزم گرد عشق تو نشسته روي ديوارا
چرا پاكش كنم عشقو هنوزم زندم باتو
نگاهم كن ببين خستم
ببين دنيارو بشكستم
ببين غم داره اين چشمام
ببين بازم تو رو مي خوام
بازم اين دل پريشونه
بازم بي كس و حيرونه
بازم اشكام مي ريزه
بروي گلدونايِ تو
بازم غم داره اين دل ، يار
بازم دست تو رو مي خواد
كامران جون برگرد برگرد ...
ارسال شده توسط معين حسن زاده (شاعر،ترانه سرا،نويسنده) | May 3, 2010 2:40 AM
ارسال شده در May 3, 2010 02:40
غمت را نبینم کامران جان... هیچ روز ابری ماندنی نیست
اول صبحی حالم را گرفتی .....
ارسال شده توسط سهراب | May 3, 2010 6:18 AM
ارسال شده در May 3, 2010 06:18
با سلام
دست عشق از دامن دل دور باد!
ميتوان آيا به دل دستور داد ؟
روز معلم بر تمامي معلمين مبارك باد
انجمن فرزانگان كوير
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان كوير | May 3, 2010 8:50 AM
ارسال شده در May 3, 2010 08:50
سلام
از بس دیر «نو» میشید...آدم حوصله سر زدن بهتونو نداره! و دقیقا روزایی که نمیام چندتا چندتا «نو» میشد!!!بریم سر اصل مطلب:
یک- شاید هم چند- نگاه بدون دید...
1- همه داد سیاست و رنگ میزنن...اما...
آب خوب برای بالا شهری ها، آب که می خوری انگار داری خاک می خوری!!! باز صد رحمت به خاک...، هوای خوب برای بالاشهری ها، نفس که می کشی با حضرت عزرائیل دیدار می کنی...، جای خوب برای بالا شهری ها، زندگی راحت برای بالا شهری ها، لطف و محبت بیش از اندازه قانون برای بالاشهری ها، عیدهای شیک برای بالاشهری ها، ما عیدهای ساده خودمان را بیشتر دوست داریم، امنیت هم برای بالا شهری ها، ما به دویدن تا خانه از ترس مردهای... (منظور همان جمیع مردان است!) عادت داریم، مترو حاضر و آماده و قشنگ برای بالا شهری ها، ندیده های ما هم نمیبینن مترو های ما پله برقی داشته باشد... ...اصلا هرچی خوب است برای بالاشهری ها... زندگی جاودانگی هم برای بالاشهری ها...ما به مرگ راضی هستیم...لااقل در این یک مورد، مرگ با همه قشنگی هایش به موقع برای ما...
تو بگو این دعواها مزخرف نیست؟ خودمونو سرگرم میکنیم به ...- البته سرگرممون میکنن وما از این سرگرمی لذت میبریم!!!...- هر کی میاد باز لی لی به لالای بالا شهری ها میذاره!!! کسایی که...
بالاشهری ها...
....
2-اینجا ایرانه خانم و آقا باید پوشش حداقلی خاصی داشته باشند. تو-بانو- با اون هیکل بدقواره ات با بلوز و شلوار و یه روسری- که البته قد لچک بچگی های منم نیست – میایی بیرون؛ اون یکی- آقا- که با شلوارک و یه تی شرت که سایز یه پسر 5 ساله هم نمیشه یا شلوار فاق کوتاه میاد بیرون که چی؟ فکر کردی اینجا کجاست؟ها؟ هر جا رفتید اونجارو به گند کشیدید و هیچ کس بهتون چیزی نگفت...! حرمت شهرها و شهرستان ها و اماکن رو نگه نداشتین...وایی برشما...
وارد مغازه میشی صبر میکنی تا کار مشتری قبلی تمام بشه..تموم میشه و تا تو میایی بگی چی میخوایی که بانو!!! بی حجاب –بد حجاب نداریم، یا با حجاب یا بی حجاب- میاد تو مغازه و مغازه دار می چرخه طرف اون...انگار که نه انگار تو توی مغازه بودی...باز باید صبر کنی!!!... و اگه اعتراض کنی با مشت میان طرفت!!! چرا باید چنین اتفاقاتی بیفته...؟
3-فیلم پستچی 3 بار در نمیزند حسن فتحی رو به لطف عید نوروز دیدم... یعنی چی شوخی شهرستانی؟ شماها چی فکر کردید؟ که مثلا تهرانی هستید و استخوان پاک؟ یه روز نشده اومدید تهران و میگید تهرانی هستم...که چی؟این شهر نفرین شده چی داره؟ که به شهرستانی ها توهین میکنید؟ تو فکر کردی چون تو تهران ساکنی خیلی آدمی؟ جالبه! اگه هم خیلی تهرانی باشی یکی-دو نسلی ساکن تهرانی...ازدواج هاتونم با مهاجران به تهران رخ داده...تهرانی خالص...!!!
قبل از عید تو اتوبوس خانومی میگفت آره عید آدم کجا بره تازه عید مال تهرانی ها میشه!!!!
هی...الان همه تون قیافه میگیرید و دماغ سر بالاتونو بالاتر میکشید...و یه پوزخند هم میزنید...
هی میگید داهاتی، شهرستانی و...
نیاز نیست 5 میلیون نفر را از تهران بیرون کنید...اگه در همه ایران امکانات کافی بذارید اگه همه دانشگاه ها امکانات تهران را داشته باشه کسی نمیاد تهران...چرا تو شهر من-کاشان- تو محله مادربزرگم نباید یه پارک درست و حسابی باشه؟ حداقل چندتا از این اسباب بازی های پلاستیکی را نمیذارن...این همه تبعیض همه جا بیداد میکنه... و ما بایدساکت باشیم...و بی حجابها میگن ما آزادی نداریم!...
همه میخوان بیان تهران به هر دلیلی...که همون تبعیضه!!!
4-چه پول هایی خرج فوتبال میکنن و اون وقت هی داد و هوار میکنن...تخته کنید در این ورزشو تو این مملکت...فوتبالیست درست و دومون که نمی سازید...
5-تازگی ها اینجا-تهران،ایران- بارون میباره؛ زیاد.و به هنگام بارون دوباره آب از جوی ها میزنه بالا با کلی آشغال...همون آشغالایی که شماها پرت میکنید بیرون...و ما ی پیاده باید از توشون رد بشیم برای رسیدن به مقصد...توی سواره گازشو میگیری و رد میشی و نمی فهمی که منو خیس میکنی...
6-به جای اینکه شهرداری تهران هی بره پیاده رو های شریعتی، از بعد از پل همت، به سمت بالا، رو نوسازی کنه بیاد پله برقی های خط متروی صادقیه-فرهنگسرا – منظورم متروی تهرانپارس و فرهنگسرا است- رو راه بندازه.بیاد تاخیرهای زیاد و زاید مترو رو برطرف کنه...به جای افزایش قیمت بلیط اتوبوس و مترو سعی کنه اونا را بهتر کنه. مترو دیر به دیر میاد و ملت میریزن توش و مترو محل مناسبی برای خودکشی میشه!!!... اوتوبوس دیر میاد و تو خودتم شکل علف سبز میشی از بس ایستادی...وقتی هم میاد تو سوار میشی وسایل تو فشار جمعیت میشکنه!!!مثل ماشین حساب من!
-اگه پولایی که خرج فوتبال میشه را ازشون بگیریم میتونیم ایران رو آباد کنیم!!! پولای کلان میگیرن و زود یه ماشین میندازن زیر پاشون و بعد دماغشونو عمل میکننو بعد درست که رفتار نمیکنن و تیم ملی نمیری جام جهانیو ...وفقط پول مفت میخورن!!!! به کسی بر نخوره-
خوششون اومده....هی میسازن و هی خراب میکنن...بعد با افتخار میگن ما ال کردیم، ما بل کردیم!!!
وقتی تو خود تهران تبعیض هوار میکشه من چرا غصه می خورم...وقتی....
تو پرانتز: این حرفا شاید به قیافه حرفهای شما نخوره...که البته مهم نیست. هوار نمیزنم تایید کن یا نکن...چون اونم مهم نیست!!!
یاعلی...
ارسال شده توسط سکینه | May 3, 2010 10:03 AM
ارسال شده در May 3, 2010 10:03
موفقیت ناشی از قضاوت صحیح است ، قضاوت صحیح ناشی از تجربه است ، و تجربه اغلب ناشی از یک قضاوت نادرست است
ارسال شده توسط مرضیه | May 3, 2010 10:30 AM
ارسال شده در May 3, 2010 10:30
سلام...باز هم یک انتخاب هوشمندانه..راستی..رنگ ارغوان تو چه رنگ است؟؟
می دانم که سبز نیست.شاید هم باشد اما علوی.!
کامران آقا ! بخاطر صداقتت دوستت داریم.نه بخاطر طرفدار حق بودنت.خیلی از دوستان نوشته بودند تو گزارش سیاسی میگیری.ولی من جز خلوص و صفا و یک رنگی چیزی در گزارش های تو ندیدم.
چشم ها را باید شست....جور دیگر...
خوشحال میشم یه سر کوچولو هم به وبلاگ ما بزنی.
به قول خودم:قدوم فیروزه ای ات سر چشم کاپتان !
ارسال شده توسط ترخون | May 3, 2010 10:33 AM
ارسال شده در May 3, 2010 10:33
سلام
من هميشه از طرفداران شما بودم
دوست دارم به نوشته هاي من هم سري بزنيد
با تشكر
من گاگول نيستم !
www.vahidy3.blogfa.com
ارسال شده توسط وحيد | May 3, 2010 1:35 PM
ارسال شده در May 3, 2010 13:35
سلام استاد ...
ارغوان من انجاست !
مواظب خوبی هات باش .
ارسال شده توسط سمیرا راهی | May 3, 2010 1:58 PM
ارسال شده در May 3, 2010 13:58
اسمان دل من بارنی است
بی تو دریای دلم طوفانی است
ای که از حال دلم با خبری
تو دل انگیز تر از باغ و بری
کوله باری ز طراوت داری
در دلت یاس محبت داری
.
.
.
دست شما درد نکنه داداش.خیلی قشنگ بود...
به حال خودم افسوس میخورم که نتمیتونم هر شب اخبارو ببینم...البته گه گداری هم چرا میتونم گزارش هاتو تماشا کنم ولی...زود برگرد
میدونی ؟خیلی وقته که بیست و سی نمیبینم.چون فقط یه دلیل برای دیدن اون داشتم و اون هم که حالا رفته پاریس....ای خدا
خیلی وقت بود نیومده بودم
حالاهم که اومدم میبینم صد نفرو خورده ای کامنت گذاشته اند... وباز من جاموندم
ارسال شده توسط maryam-72 | May 3, 2010 3:41 PM
ارسال شده در May 3, 2010 15:41
سلام آقاي نجف زاده ...خوشحالم كه شما هم يك سايت داريد و با مردم جامعه تون در ارتباط هستيد ...اجازه ميديد لينك كنم ...
منتظر جواب شما هستم به وبلاگ ما دوست جونا هم سر بزنيد ..خوشحال ميشيم
نظر يادتون نره هههااااااااا
يا علي
ارسال شده توسط ويدا | May 3, 2010 4:39 PM
ارسال شده در May 3, 2010 16:39
سلام
چقدر خوب که یه راه ارتباطی یافتیم،دلمون برای روزایی که خبرهارو به عشق گزارش شما گوش می کردیم تنگ شده...
وبلاگتون هم خیلی قشنگه
به ماهم سر بزنید،بی نهایت خوشحال می شم...
ارسال شده توسط zeinab | May 3, 2010 6:05 PM
ارسال شده در May 3, 2010 18:05
بی تو بودن کارمن نیست
تا دلت نرفته،برگرد
ما که راهمون یکی بود
چرا جاده ما رو گم کرد
آقا کامران،برگرد،دل خیلیا حتی تو این همه هیاهوی شهر،براتون تنگه.
تو همیشه تو قلب هموطنات جا داری.
ارسال شده توسط mary | May 3, 2010 7:05 PM
ارسال شده در May 3, 2010 19:05
man mikham faghat male khodam bashi ...lahzeye marg o tavalodam bashi..........
kheili jigari dadash...
asheghetam kheili ziad...
zood bargard.
emrooz kheili sharzham omidvaram to ro nim sa@ dige too 20:30 bebinem.hala shabangahiam shod eb nadare.!!
rasti dashtam kamenta ro mikhundam kheily ashna mashna didam.
movazebe khodet bash kheiliii ziad.a
ارسال شده توسط arash | May 3, 2010 8:06 PM
ارسال شده در May 3, 2010 20:06
سلام من خیلی از نوع صحبت و بیان شما لذت می برم.
و بیشتر از همه از گذارش هاتون.
امیدوارم تو همه مراحل زندگی موفق باشی.
یا علی جانم فدای سید علی.
ارسال شده توسط جواد | May 3, 2010 8:20 PM
ارسال شده در May 3, 2010 20:20
سلام آقای نجف زاده
آقا خودم هر چی تماس می گیرم باهاتون نمی شه یعنی جواب نمی دین کاش زنگ می زدین تا یه کاری برام بکنین منتظر تماستونم 0917 1402 شما می تونین اینکارو برا کلی از خانواده های زندانی ها بکنین پس دریغ نکنید یا علی حق نگهدارتان
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 3, 2010 9:36 PM
ارسال شده در May 3, 2010 21:36
سلام آقاي نجف زاده شما شخص بسيار شريف و متواضعي هستيد...من بابت اينكه به پيام ها جواب مي دهي و به وبلاگ ها و سايت هاي ما سر ميزني (با اينكه مي دانم خيلي سرت شلوغه) صميمانه از شما تشكر مي كنم...
ارسال شده توسط فرشيد | May 3, 2010 10:00 PM
ارسال شده در May 3, 2010 22:00
حاجی من از پاچه خواری بیزارم مثل بقیه عاشق نجف زاده ها نیستم من عاشق خیلی چیزام که یکیش پاریسه آرامگاه پانتئون یادت نره گیوتینت خیلی توپ بود
ارسال شده توسط ونوس | May 3, 2010 10:54 PM
ارسال شده در May 3, 2010 22:54
سلام جاندار هموطن
به امید بازگشتتون.
بهترینید بهترین بمانید .
ارغوانم از اون حسای نوستالژیه هاااااااااا....
از اینجا دوری اما همیشه به هر حال اینجا بین مردمت جا داری .خوش به حالتون .
ارسال شده توسط zahra | May 4, 2010 10:36 AM
ارسال شده در May 4, 2010 10:36
هنوز...
ارسال شده توسط الهه | May 4, 2010 11:49 AM
ارسال شده در May 4, 2010 11:49
سلام
دیروز وقتی تو اتوبوس بودم و داشتم از دانشگاه می اومدم خونه و اس ام اسی داشتم با یکی از دوستام بحث میکردم، یهو یاد اینجا افتادم دلم می خواست همون موقع میشد اینجا براتون کامنت بزارم و بگم اینجا رو چقدر دوست دارم. اینجا خیلی خوبه هر موقع که ادم دلش بگیره اینجا میاید و مینویسه و شما هم به اجبار مجبور هستی بخونی و بشی سنگ صبور این همه ادم .
اینجا برای درد و دل خیلی خوبه نه کسی وسط حرفت میپره نه کسی هی میگه نه تو داری اشتباه میکنی و.... !
اینجا خیلی خوبه، الان برای درد و دل اومده بودم، اما ولش کن دردم یادم رفت!
چیزی که مهم خوبی اینجاست.
چیزی که مهم اینکه اینجا خیلی دوست داشتنی!
خیلی بیشتر از اون چیزی که هرکسی میتونه فکر کنه.
برادر سنگ صبورم ممنون که با وجود اینکه دل خودت زیاد این روزها روبه راه نیست ولی سنگ صبور هستی و میمونی!
یا علی
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 4, 2010 12:24 PM
ارسال شده در May 4, 2010 12:24
تومدرسه کامنت گذاشتن خیلی حال میده.روز معلم هم مبارک.راستی از همه مهم تر روز سمپادی هاست!
سمپادی های عزیز روزمون مبارک!
مبارک!مبارک!مبارک تر از روز معلم ها!
تولد سمپاد مبارک!
ارسال شده توسط سمپادی | May 4, 2010 12:49 PM
ارسال شده در May 4, 2010 12:49
با سلام و آرزوي سلامتي خدمت شما آقاي نجف زاده فقط خواستم بگم واقعاً معركه ايد
ارسال شده توسط پرستو | May 4, 2010 1:31 PM
ارسال شده در May 4, 2010 13:31
فقط يه چيز ميتونم بگم...
شما فوق العاده اي
ارسال شده توسط مژده | May 4, 2010 2:20 PM
ارسال شده در May 4, 2010 14:20
"قصه يك رويا"
ارغوان تنها
ارغوان خاموش
لب گزيده
با دلي طوفاني
چشمهايي خالي
آسمانش همه روزه آبي است
ابرها بار سفر بربستند
سقف هر خانه كه اينجا بيني، آبي رنگ است
بهاران جاري است
ريه از هر نفسي تازه تر است
تا افق ها پيداست
شب پر از قصه روز است انگار
باد از پنجره تا كنج اتاقش جاري است
لمس انگشتان خورشيد
صبح مي آورد از راه
ياد غمگيني در خاطر او
گريه ميانگيزد:
ارغوانش آنجاست
ارغوانش تنهاست
ارغوانش دارد مي گريد
...
ارسال شده توسط * ghasedak * | May 4, 2010 2:38 PM
ارسال شده در May 4, 2010 14:38
سلام اقای نجف زاده...
واقعا یک خبرنگار 20 هستین.
کسی نوشته بود(( کاش هرگز گزارش سیاسی نگرفته بودی تا بیشتر از این دوستت می داشتم...)
اما اتفاقا من به خاطر همین گزارشتون بیشتر به برنگاریتون علاقه مند شدم....
نمیدانم چرا بعضی از مردم ما انقدر نمک نشناس هستند...وقتی یاد خرداد و... میفتم جیگرم پاره پاره میشه....
نمیدانم چرا بعضی از مردم ما نیمه ی خالی لیوان را میبینند نمیدانم...
امیدوارم مثل همیشه بهترین باشید
ارسال شده توسط sahar | May 4, 2010 7:35 PM
ارسال شده در May 4, 2010 19:35
سلام آقای نجف زاده
خیلی ممنون که سر زدید از اینکه با اینهمه مشغله کاری به فکر هموطنان تون هستید ممنون .می خواستم اگه بشه همون طور که تلفنی خدمتتون عرض کردم یه مطلب توی سایتتون بنویسین و به سلیقه خودتون این سایت رو معرفی کنین و تشویق کنین که به این سایت سر بزنن .و اگه امکانش هست روی یکی از عکس هاتون امضا کنین و بنویسن که حمایت خودتون رو از این سایت اعلام می کنین تا من توی سایت بذارم .راستی اگه می خواین من تمام مدارک شناسایی ام و اون مجوز رو که برای سایت گرفتم رو براتون ایمیل کنم که یقین پیدا کنید که من هیچ قصد بدی ندارم و فقط می خوام یه کار خیر کنم...البته ببخشید اینو واسه این گفتم چون توی این چند روز کلی تیکه از این و اون شنیدم ...
یا علی منتظر حضور سبز و گرم دوباره تان به Www.bigonah.ir هستم حق نگهدارتان
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 4, 2010 10:52 PM
ارسال شده در May 4, 2010 22:52
سلام خوب هستید به وبلاگم سر نمی زنی یه گزارش در مورد طرفداران تراختور از فرانسه بگیر
ارادتمند شما و عاشق گزارش های شما
یاشاسین تراختور
ارسال شده توسط مصطفی ایمانی | May 4, 2010 11:46 PM
ارسال شده در May 4, 2010 23:46
اقاي نجف زاده سلام يادم مي ايد اولين بار سر كلاس خبرنگاري كه رفتم 15سال بيشتر نداشتم همان زمان كه تو گل كرده بودي هميشه در تمام اخبار ها منتظر امدنت بودم تا بشنوم و ياد بگيرم يادم مي ايد كه سركلاس وقتي گفتم ميخواهم مثل كامران نجف زاده شوم يعني مثلاز همه چيز خبر ناب در اورم كل كلاس بهم خنديدن ولي تو اميدي بودي براي قبول شدن من در دانشگاه در كلاس روزنامه نگاري درسته ان روز همه به من خنديدن ولي من در رشته ي مورد علاقه ام قبول شدم من ترم دو بودم كه خبرنگاري را شروع كردم من جوجه خبرنگارم من هم مثل تو با اميد اهنگر مصاحبه كردم وقتي بهش گفتم كار ها تو بگو يه نگاهي بهم انداخت و گفت تو علي كوچولو رو نديدي؟ من با تمام شرمندگي گفتم سنم قد نميده مصاحبه من چاپ شد ولي بايد سعي كنم تا مثل توشوم من ميتوانم بگذار همه بهم بخندن علي كوچولو هم بهم خنديد مطمئنم تو نميخندي شايد بارها به تو خنديده باشن وبلاگ من جهادي ها هستن خواهشن بيا بهم يه سر كوچولو بزن ميدونم وقت نداري ولي بيا لطفا
ارسال شده توسط azimi | May 5, 2010 11:37 AM
ارسال شده در May 5, 2010 11:37
سلام كامران دوست داشتني و عزيز
اولين گزارشي را كه چند سال قبل ازت ديدم به دلم نشستي تا همين الان.
عاشقتم داداش ، عاشق مرامت ، شعورت ، انسانيتت صاف بودنت و گزارشاي قشنگت.
سلامتي و شادماني را براي تو و خانواده محترمت از درگاه احديت خاستارم.
موفق باشي
يا علي
ارسال شده توسط كورش | May 5, 2010 12:58 PM
ارسال شده در May 5, 2010 12:58
برای معروف شدن من خواهش میکنم
درباره منم بنویس یک بار توی سایتتون تا معروف بشم ممنون میشم داداش این کارو کنی
ارسال شده توسط وحیدبهروز گنبد کاووس | May 5, 2010 6:01 PM
ارسال شده در May 5, 2010 18:01
سلام
چند روز پیش دیدمت توی تلوزیون از چشمات غم دوری وغربت فریاد میزد...
من عاشق تو گزارشات بودم& کاش هیچوقت گزارش سیاسی تهیه نمیکردی کامران !!!!!
اگه قراره برگردی و از اون گزارشا کار کنی بمون همون جاااا ! دیدن چشمای غربت زدت بهتر دروغ شنیدن از زبونه توو..
ارسال شده توسط فرشته | May 5, 2010 6:53 PM
ارسال شده در May 5, 2010 18:53
---------
دوستان گرامی اگه می خواین به هموطنان خودتون کمک کنید اگه دوست دارین توی یه امر خیر شرکت کنید اگه دوست دارین گریه های یه کودک رو به خنده تبدیل کنید حتما به این سایت یه سر بزنید .http://bigonah.ir
منتظر حضور سبز و گرمتان هستم
یا علی
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 5, 2010 10:09 PM
ارسال شده در May 5, 2010 22:09
سلام داداشی
دلم شکست ، چقدرغمناک
غمتو نبینم...
آخه این ماموریت لعنتی کی تموم میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کی؟؟؟؟
کی؟؟؟؟
برایت آرزو می کنم.....(ویکتورهوگو)
اول از همه برایت آرزو می کنم که عاشق شوی,
و اگر هستی, کسی هم به تو عشق بورزد,
و اگر اینگونه نیست, تنهاییت کوتاه باشد,
و پس از تنهاییت, نفرت از کسی نیابی,
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید .....
اما اگر پیش آمد,
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی,
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی,
از جمله دوستان بد و ناپایدار .....
برخی نادوست وبرخی دوستدار .....
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد,
چون زندگی بدین گونه است,
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی,
نه کم و نه زیاد ..... درست به اندازه,
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند,
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد .....
تا که زیاده به خود غره نشوی,
و نیز آرزومندم مفید فایده باشی, نه خیلی غیر ضروری .....
تا در لحظات سخت,
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است,
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سر پا نگه دارد,
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی,
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند .....
چون این کار ساده ای است,
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند .....
وبا کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی,
و امیدوارم اگر جوان هستی,
خیلی به تعجیل, رسیده نشوی .....
و اگر رسیده ای به جوان نمایی اصرار نورزی,
و اگر پیری, تسلیم ناامیدی نشوی .....
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
ولازم است بگذاریم در ما جریان یابد,
امیدوارم سگی را نوازش کنی,
به پرنده ای دانه بدهی و
به آواز یک سهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد .....
چرا که به این طریق, احساس زیبایی خواهی یافت .....
به رایگان .....
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....
هر چند خرد بوده باشد .....
و با روییدنش همراه شوی,
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد,
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی,
زیرا در عمل به آن نیازمندی .....
و سالی یک بار پولت را جلوی رویت بگذاری و بگویی :
" این مال من است " ,
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
و در پایان,
اگر مرد باشی, آرزومندم زن خوبی داشته باشی .....
و اگر زنی, شوهر خوبی داشته باشی,
که اگر فردا خسته باشید یا پس فردا شادمان ,
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید .....
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد,
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم.
ارسال شده توسط شب شکن | May 5, 2010 10:30 PM
ارسال شده در May 5, 2010 22:30
خوشم اومد از "یک استقلالی"حرف دل منو نوشته بود منم می خواستم بعد از اون گزارش همین ها را بهت بگم ولی نمی دونم چرا یادم رفت ..
آره داداش لنگ همیشه قرمزه،پرسپولیسی ها هم همیشه لنگی اند
قربونت
ارسال شده توسط شب شکن | May 5, 2010 10:32 PM
ارسال شده در May 5, 2010 22:32
سلام آقای نجف زاده---با عرض ادب می خواستم بهتون بگم که متا سفانه شما هم به جمع خبر نگار هایی پیوستید که دارن فقط تلیغات حکومتی رو انجام می دن و دیگه از اون گزارشات که یه عمره باهاشون حال می کردیم خبری نیس...مثل اینکه برای ماندن در فرانسه باید........................
ارسال شده توسط عادل | May 6, 2010 1:16 AM
ارسال شده در May 6, 2010 01:16
سلام
کمی آرشیو وبتان را مروز کردم از اولین نوشته اتان تا الان
==
جز سیر تکاملی اندیشه تان، از زمانی که به فرانسه رفته اید کمی تغییر کرده اید
==
اگزیستانسیالیست نیستم ولی برایم مهم نیست تغییرتان خوب است یا بد و اصلا خوب و بد معنی دارد یا نه؟
خوشحالم که هنوز فکری هست
ارسال شده توسط مقداد | May 6, 2010 1:35 AM
ارسال شده در May 6, 2010 01:35
سلام اقا خوبی خوشی سلامتی؟
ایشالله که هستی ببخش منو اما شما تو خبرایی که میخونی میتونی چیزای مهمتری هم بخونی مثلا وضعت راه اهن زاهدان /بم/کرمان....یا با دوربینت بیا یا دوستان خوبتو بفرست...اگه بخوای م حاضرم برات عکسایی که از 100 ساعت اجرا گویاتره بفرستم..به امید روزی که نتیجه بده....گلهای امی ما داره میخشکه..میدونی چرا چون از وعده های دروغ و از به هدر دادن بیت امال خسته شدیم....به دلت که رجوع کنی میبینی منم حق دار شمام حق داری...مردم رنج دیده اینجا هم حق دارن ...اخه تا مالک ریگی اومد ما هم مشهور شدیم شهدامون هم مشهور 2 دنیا شدن..اما حالا مالک ریگی تو حبسه بازم ما گمنام شدیم..نیستی اینجا..خارجی فرنگی..دوری اما ایشالله میای.یا حق
ارسال شده توسط شاهین | May 6, 2010 4:47 AM
ارسال شده در May 6, 2010 04:47
سلام خدمت شما
بنظر شما چرا وقتی این نامه را به سایت ریاست میفرستیم هیچ جوابی دریافت نمیشه؟؟؟
با سلام و احترام خدمت ریاست محترم جمهوری:
میخواستم بدانم..
چرا روز جهانی ماما در تقویم درج نگردیده است؟
چرا در رادیو و تلویزیون هیچ تقدیر وتشکر ویا حتی اسمی هم از روز ماما برده نمیشود در حالی که در هر مناسبت دیگر تلویزیون مهمان ویژه آن روز را دعوت میکند؟
چرا ریاست جمهوری در هر مناسبت از آن قشر تشکر میکند به جز قشر ماما؟
چرا وزیر بهداشت باید از ماما به عنوان خدمتکار زن باردار اسم ببرد؟
من جواب میخوام
ارسال شده توسط غریبه | May 6, 2010 10:47 AM
ارسال شده در May 6, 2010 10:47
ُسلام
من تا حالا شعرهای هوشنگ ابتهاج رو نخونده بودم واقعاً زیباست
راستی گزارشاتون خیلی زیباست.
ارسال شده توسط لیلا نادعلی فر | May 6, 2010 5:04 PM
ارسال شده در May 6, 2010 17:04
اهی گمان نمی کنی ولی می شود!
گاهی نمی شود که نمی شود!
گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست!
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود!
گاهی گدای گدایی و بخت نیست!
گاهی تمام شهر گدای تو می شود...
سلام کامران جان خوبی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط مینا خاندانیها | May 6, 2010 6:35 PM
ارسال شده در May 6, 2010 18:35
آقای نجف زاده سلام
آقا چی شد پیام قبلی رو که فرستادم اگه خوندین بی زحمت تو سایت برام جوابشو بنویسین ممنون
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 6, 2010 6:42 PM
ارسال شده در May 6, 2010 18:42
دوسه شب بود خواب مادربزرگ را ميديدم ولي انتظار نداشته باش از خوابهاي رنگي باشد كه خوب ميداني براي از ما بهتران است سياه سفيد بودوبيشتر به سياهي ميزد انتظار نداشتم تو هم در خواب من باشي كامران عزيز نجف زاده بيچاره ي من معلوم است كه هنوزم دلت با مابه قول بعضي ها اسيپ پذير جماعت است كه به خوابمان مي ايي اخرين بار از قاب چوبي تلويزيون مادر بزرگ نگاهت ميكردم هنوز ايران بودي مادر بزرگ مي گفت به همان لهجه قديمي هاي پايين شهر"اين پسر خوب راپورت ميده"هميشه برايمان دعا ميكرد هنوز تلويزيون قاب چوبي رانگه داشته ام مادر بزرگ نيست ولي من مي خواهم دوباره تورا از ان قاب ببينم
ارسال شده توسط hr22 | May 6, 2010 7:38 PM
ارسال شده در May 6, 2010 19:38
هورا...هورا...هورا...هورا...
فرهـاد مجیدی علت این لبخند...
ماشـاالـله استقـلال، ماشـاالـله اقا صمد ، ماشـاالـله هـــواداران
داداش گربه سیاه خوب شکارتون کرد.هه...هه... هه... هه... هه... هه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
داداش کامران
عاشقـتم بی اندازه
د.د
ارسال شده توسط شب شکن | May 6, 2010 8:37 PM
ارسال شده در May 6, 2010 20:37
نمی دانم انتظار را چشیده اید یا نه نمی دانم دلتنگ پدر شده اید یا نه نمی دانم دلتنگ فررند خود شده اید یا نه ولی می دانم اگر یه لحظه دلتنگ یکی از عزیزانتان بشین هر جای دنیا که باشین فاصله ها را کنار می زنید و راهی برای ارتباط با آنها فراهم می کنید ولی دوستان من کسانی در گوشه ی زندان ها بی گناه زجر می کشند دلتنگ عزیرانشان می شوند ولی نمی توانند کاری کنند و از طرف خانواده های آنها نیز بیرون زندان با اینکه آزاداند ولی زندانی اند.آنها یک کار می کنند آن هم چشم انتظار شما مردم عزیزاند تا بلکه برای عزیزانشان کاری کنید ...
سایت کمک به زندانیان بی بضاعت راه اندازی شده است تا بلکه با دستان پر مهر شما گره از کار یک هموطن باز شود و پدری به آغوش گرم خانواده برگردد.
در این پایگاه اینترنتی منتظر حضور سبزتان هستیم
www.bigonah.ir
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 6, 2010 8:50 PM
ارسال شده در May 6, 2010 20:50
کجایی آقای خبرنگار؟
ارسال شده توسط بهار | May 6, 2010 8:58 PM
ارسال شده در May 6, 2010 20:58
چقدر زهرا_ض قشنگ نوشته! آره واقعا" اينجا همينطوريه..
ارسال شده توسط خاطره | May 6, 2010 9:42 PM
ارسال شده در May 6, 2010 21:42
دلم تنگ است...
دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | May 6, 2010 9:45 PM
ارسال شده در May 6, 2010 21:45
سلام حاجی...
بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
حاجی به روزم!
ارسال شده توسط یاسر ساجدی | May 7, 2010 12:49 AM
ارسال شده در May 7, 2010 00:49
با سلام
ای کاش گزارشی هم از تقلب در ازمون دستیاری ÷زشکی و فروش سوالات و رتبه ها ....ترتیب میدادید ...
این یک استمداد کمک است از رسانه ها برای برقراری عدالت ....
لطفا اگر میتوانید کمک کنید
ممنون
ارسال شده توسط dr.nash | May 7, 2010 2:13 AM
ارسال شده در May 7, 2010 02:13
سلام
برای تو این شعر را میفرستم
شاید.......:
خسته ام از این کویر،این کویر کور و پیر
این سکوت بی دلیل،این هبوط ناگزیر
مثل گریه بی امان،مثل شعر ناگهان
مثل لحظه های من اجتناب ناپذیر
در کویر سوت و کور ای مسافر غریب
با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر
در سکوت بی کسی تو مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف پشت میله ها رها
این منم در این طرف پشت میله ها اسیر
دست خسته ی مرا مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر
ارسال شده توسط غریبه | May 7, 2010 2:14 AM
ارسال شده در May 7, 2010 02:14
سلام.
حال شما؟!
خوش می گذره خارجه؟!؟!
سلام برسونین...
بدون شما 20:30 صفا نداره
موفق و پایدار باشی خبرنگار عزیز و دوست داشتنی
ارسال شده توسط زهرا.م | May 7, 2010 10:54 AM
ارسال شده در May 7, 2010 10:54
دلم تنگ است.....
ارسال شده توسط سیده فاطمه | May 7, 2010 12:39 PM
ارسال شده در May 7, 2010 12:39
با شما هستیم با :" گچساران و سوژه ای بنام فرماندار
شبکه خبری گچساران
www.gachsaran2.blogfa.com
این آقا که قراره فرماندار بشه کاش نشه
خانواده شهید دیگه باید امیدوار نباشه اگه اینجوری بشه
ارسال شده توسط شبکه خبری گچساران | May 7, 2010 12:44 PM
ارسال شده در May 7, 2010 12:44
سلام
دیروز قم بودیم.
به یادت بودم برادر.
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 7, 2010 4:06 PM
ارسال شده در May 7, 2010 16:06
آقا سلام
چی شد آقای نجف زاده چی شد آقا نمی خواین یه پست بزارین توی سایتتون ؟؟؟
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 7, 2010 7:47 PM
ارسال شده در May 7, 2010 19:47
یا صاحب الزمان:
دیشب کسی برای تو سجاده وا نکرد
بغضی ترک ندید و گلویی صدا نکرد
انگار کسی منتظر دیدن تو نیست
زیرا کسی برای ظهورت دعا نکرد!
اللهم عجل لولیک الفرج
ارسال شده توسط زینب محمدی | May 7, 2010 11:42 PM
ارسال شده در May 7, 2010 23:42
بياد تنهاترين مولا.../التماس دعاي فرج
ارسال شده توسط بي وتن | May 8, 2010 1:19 AM
ارسال شده در May 8, 2010 01:19
سلام
داشتم کامنت ها رو میخوندم یه پیشنهاد در حد المپیک دیدم
آره!!!
لطف کن یه جورایی چیزای کلیدی مملکتمون رو با اونا مقاسیسه کن
ما که مهد تمدن هستیم بد نیست گاهی از اونور آب هم خبر داشته باشیم
فقط امیدوارم برات دردسر درست نشه و مثل آقای معصومی نژاد نشی!
البته حالت برعکسش رو!!!!!!!!
یعنی یهو میبینی ممنوع الورودت کردن
خیلی ازشون تعریف نکنید.
و توی گزارشهاتون فقط ما رو مهد آزادی و تمدن بدونید.
بقیه همه بی فرهنگ هستند یادتون نره
مرسی...
ببخشید شاید بی ربط گفته باشم
ولی لطفا این کارها رو بکنید
بالاخره وقتی محبوب این همه ایرانی هستید باید به حرفاشون هم تا جایی که سرتون رو به باد ندید،گوش بدید
خداحافظ
ارسال شده توسط قاصدک | May 8, 2010 10:27 AM
ارسال شده در May 8, 2010 10:27
سلام داداش کامران قهر کردی باهام که وبلاگم نمیایی
همچنان منتظرتم وقتی به وبلاگم میایی تو دلم عروسی
میگیرم باور کن خداشاهده
همه جا جار میزنم کامران نجف زاده اومد وبلاگم
اینقدر ذوق میکنم
منتظر قدم خوش یمنت هستم
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
بروزم
ارسال شده توسط وحیدبهروز گنبد کاووس | May 8, 2010 3:30 PM
ارسال شده در May 8, 2010 15:30
هی رفیق..
یادش بخیر
وقتی ترم پیش، این شعرو، با بغضی سنگین، خوندم توی کلاس ادبیاتی که استادش، اشک ریخت و وقتی خواستم بیام پایین، بهم گفت سبز باشی همیشه..
یادش بخیر که چجوری صدام می لرزید و نمی تونستم آروم باشم و انگار داشتم داد می زدم همه ی اون 7 ماه سکوت رو.. انگار همه ی زندانیا جلو چشمام بودن.. انگار چشای باز ندا رو می دیدم.. انگار بازم سهراب جلوم بود..
چه دردی داره خوندن ِ این شعر..
اندر اين گوشه خاموش فراموش شده،
كز دم سردش هر شمعي خاموش شده،
ياد رنگيني در خاطر من
گريه ميانگيزد:
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون آلود
هر دم از ديده فرو ميريزد.
ارغوان
اين چه رازي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد
كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
وين چنين بر جگر سوختگان
داغ بر داغ ميافزايد..
هی، رفیق..
ارسال شده توسط صبا | May 8, 2010 6:10 PM
ارسال شده در May 8, 2010 18:10
سلام داداش. خوبی ؟ سرحالی ؟
اینجاحالا داره بارون قشنگی میاد و آسمون سروصدا می کنه. . . جایت خالیه کنار زاینده رود ....
میدونی چند روزه ازت خبری نیست ؟ بی انصاف دلم برات تنگ میشه .. به همین دیدن های چند ثانیه ای دلخوشم .اگه خدا بخواد قراره بعد 5-6سال برم زیارت امام رضا ع .یه سفر کوچولو ..کاری نداری ؟؟ سلامت را به امام میرسونم..
ارسال شده توسط سهراب | May 8, 2010 7:07 PM
ارسال شده در May 8, 2010 19:07
سلام آپم با....مومن کیست...منتظر نظرات گرم شما....[گل]
ارسال شده توسط فرشيد | May 8, 2010 7:24 PM
ارسال شده در May 8, 2010 19:24
همیشه بهون ارادت داشتم به کلام و اجرای زیباتون واینکه انقلابی تو اخبار ایران بپا کردین
ارسال شده توسط فاطمه | May 8, 2010 8:13 PM
ارسال شده در May 8, 2010 20:13
فکر نمیکردم ابتهاج بخونی
اشکال نداره ما مثل شماها انحصار طلب نیستیم ابتهاج انقدر بزرگه که حتی شماها هم میتونید بخونیدش و
خوشتون بیاد
نفسم میگرد گه هوا هم اینجا زندانی است
این بیشترین شعری بود که تو این چند ماه زمزمه میکردم
کی تموم میشه
کی تموم میشید.
ارسال شده توسط هستی | May 8, 2010 11:18 PM
ارسال شده در May 8, 2010 23:18
می دونی چرا بعضیا ناراختن تو ابتهاج هم می خونی؟چون اینا رو مونو پل خودشون می دونن.هرکی تو عرصه فرهنگ و هنر و شعر و ادبیات و سینماست و کارهای نو میکنه باید تو ستاد اینا فعال باشه وگرنه با تمام انرژی شون که کلا ده درصد جامعه میشه و نود درصدشم فقط تو اینترنته به سمتش هجوم میارن تا تسلیم بشه و بگه آره روشنفکر شدم و بعد دو تا حرف مورد پسند اینا بزنه و بعد خلاص.
تو کامران ایمانت را سالهاست به نام و نان نفروختی و توده مردم دوستت دارند.چه باک اگر این وسط ملامتی هم از این دیکتاتورهای نوین بکشی.
قربانت بروم با شعر خواندنت خبرنگار قلب های ما.
ارسال شده توسط علی | May 9, 2010 12:01 AM
ارسال شده در May 9, 2010 00:01
وبلاگ خوبي داري
ارسال شده توسط 1000niaz نيازمنديها | May 9, 2010 1:42 AM
ارسال شده در May 9, 2010 01:42
سلام محبوب قلبهای ما .
حالتان خوب است ؟
بالتان چطور؟
ارسال شده توسط هواداران کامران نجف زاده (خبرنگار قلبهای ما) | May 9, 2010 10:13 AM
ارسال شده در May 9, 2010 10:13
سلام داداش کامران خوبی
خدا کنه حالت همیشه خوب باشه و کنار خانم وبچه گلت
(دختر گلت ) شاد باشی
وای جات چقدر تو 2:30خالیه خدایش از وقتی رفتی من کم کم 2:30رو نگاه میکنم فقط تیتراز اولش باد خودت نگاه میکنم
وقتی صدات میاد مامانم میگه کامران اومد اخه از لحن صدات خوشش میاد
شاد باشی و سلامت
راستی صورت دختر قشنگتو از طرف من ببوس
ابجی کوچیکت
ارسال شده توسط مریم | May 9, 2010 12:07 PM
ارسال شده در May 9, 2010 12:07
با این روزهای پر از دیوار کنار نمی آیم ...
دعا کن دیوارها برداشته شوند...
برای تکیه کردن شانه های تو کافیست...
سلام تازگی خیلی خیلی شبیه دکتر(شریعتی) شدی...
ارسال شده توسط مریم-اصفهان | May 9, 2010 12:52 PM
ارسال شده در May 9, 2010 12:52
باسلام
گاهي مطالبي ميذارين که نشون مي ده شما چيزي رو مي دونين و ما نميدونيم و بعد از گذشت مدتي اون اتفاق مي افته مثل خدايا کي آنت و لوسين رو با هم آشتي مي دي
با خوندن مطلب ارغوان راستش رو بخواين منتظر اتفاق ناگواري بودم و تا امروز که مي نويسم همينطور نگرانم اميدوارم اشتباه کرده باشم و فقط جنبه دلتنگي داشته باشد.
قرار گذاشته بودين از فرانسه بگين بس چي شد؟
ارسال شده توسط ام آ | May 9, 2010 2:02 PM
ارسال شده در May 9, 2010 14:02
سلام با خواندن ارغوان یاد یاس کبود مدینه افتادم ضمن عرض تسلیت ایام فاطمیه امیدوارم دستهای دعای حضرت زهرا (س)تاهمیشه بهمراهتان باشد
ارسال شده توسط محسنه | May 9, 2010 4:49 PM
ارسال شده در May 9, 2010 16:49
سلام..
به روزم با : نقاشی های ناخودآگاه ، شخصیت شما را آشكار می كند
خوشحال ميشم دوباره بيايد وبلاگم...[گل][گل]
ارسال شده توسط نرگس محمدي | May 9, 2010 5:17 PM
ارسال شده در May 9, 2010 17:17
سلام
زیبا بود...
من هر از گاهی به سایتتان سر می زنم.
ارسال شده توسط م باران | May 9, 2010 5:56 PM
ارسال شده در May 9, 2010 17:56
مطلب جدیدم:
هر بودی در بودت بودا شده بود
http://emra-666.blogfa.com/
ارسال شده توسط مصطفی | May 9, 2010 6:32 PM
ارسال شده در May 9, 2010 18:32
با عرض سلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت مادر شیعه حضرت زهرا سلام الله علیه و با آرزوی سلامتی و فرج برای منتقم آل محمد حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف .
خوشحال میشم به وبلاگ ما هم سری بزنید و ما رو از نظرات ارزشمند تون بهره مند گردانید تا گامهای بهتری در مسیر غنی سازی فرهنگ شیعه برداریم .
منتظر حضورتان هستیم . یا علی التماس دعا
ارسال شده توسط محمد رضا کاشانیان | May 9, 2010 8:32 PM
ارسال شده در May 9, 2010 20:32
salam khaste nabashid ostad.
ارسال شده توسط ENCIYEH | May 9, 2010 10:16 PM
ارسال شده در May 9, 2010 22:16
سلام موسيو جان
چقدر دلم براي گزارشاتون تنگ شده
خوبيد؟
ارسال شده توسط ياسمن | May 9, 2010 11:11 PM
ارسال شده در May 9, 2010 23:11
سلام آقا کامران
طبق معمول همیشه بهترین ها را انتخاب می کنید
چشمی کنار پنجره ی انتظار
ای دل ، به کوی او ز که پرسم که یار کو
در باغ پر شکوفه ، که پرسد بهار کو
نقش و نگار کعبه نه مقصود شوق ماست
نقشی بلند تر زده ایم ، آن نگار کو
جانا ، نوای عشق خموشانه خوش تر است
آن آشنای ره که بود پرده دار کو
ماندم درین نشیب و شب آمد ، خدای را
آن راهبر کجا شد و آن راهوار کو
ای بس بسنم که بر سر ما رفت و کس نگفت
آن پیک ره شناس حکایت گزار کو
چنگی به دل نمی زند امشب سرود ما
آن خوش ترانه چنگی شب زنده دار کو
ذوق نشاط را می و ساقی بهانه بود
افسوس ، آن جوانی شادی گسار کو
یک شب چراغ روی تو روشن شود ، ولی
چشمی کنار پنجره ی انتظار کو
خون هزار سرو دلاور به خک ریخت
ای سایه ! های های لب جویبار کن
استاد هوشنگ ابتهاج
ارسال شده توسط طاهره | May 10, 2010 9:41 AM
ارسال شده در May 10, 2010 09:41
گاهی گمان نمی کنی ولی می شود
گاهی نمی شود نمی شود که نمی شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود...
ارسال شده توسط ياسمن | May 10, 2010 11:30 AM
ارسال شده در May 10, 2010 11:30
سلام دعوتید به خواندن تازهترین غزل فاضل نظری
ارسال شده توسط وبسایت رسمی فاضل نظری - هواداران | May 10, 2010 11:53 AM
ارسال شده در May 10, 2010 11:53
مواظب خودت باش. موفق باشی...
ارسال شده توسط solitaire | May 10, 2010 12:38 PM
ارسال شده در May 10, 2010 12:38
سلام
این مطلبتان را چند بار خواندم ولی نظر نذاشتم نمی دانم چرا.
شعرهای ایشان قشنگ بعضیاش را خیلی دوست دارم
فعلا!
ارسال شده توسط اتنا قجری | May 10, 2010 12:49 PM
ارسال شده در May 10, 2010 12:49
*'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'*
*'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'*
*'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'*
*'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'*
♥*•ღ☆ஜღ☆ஜ♥* ستاره ♥*ღ☆ஜღ☆ஜ♥*•
نگاه کن! آن دور دستها ... یکی تنها به انتظار ایستاده
لبخندی عاشقانه را !
دستی برایش تکان بده
تا بشکند حصار سنگی تنهایی اش!
♥*•ღ☆ஜღ☆ஜ♥* ستاره ♥*ღ☆ஜღ☆ஜ♥*•
*'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'*
*'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'*
*'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'*
*'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'**'-._.-'*
ارسال شده توسط Setareh | May 10, 2010 1:59 PM
ارسال شده در May 10, 2010 13:59
آره عزیز
تو هم دیگه مثل قبل نیستی
نمی دونم کامران جان
نمی دونم چرا؟
تو هم ترسیدی؟
پدرم هر وقت گزارش های ناب تو را می دید
می گفت: اینو می کشن بالاخره
انگار تو هم شنیدی
شنیدی و ترسیدی
حالم بده
از آدما بدم می آد
دلم گرفته ست
ارسال شده توسط امید | May 10, 2010 2:50 PM
ارسال شده در May 10, 2010 14:50
سلام. صادق غفرانی هستم.. نویسنده ... خبرنگار.. طنز پرداز گاها مجری و گاهی هم دلگرفته...
عاشق اجراهای کامران نجف زاده عزیز
خیلی دوست دارم یه یادگاری از شما تو وبلاگم داشته باشم..
البته همزاد صادق غفرانی نویسنده طنز پرداز و خبرنگار و رئیس خبرگزاری برنا
ارسال شده توسط صادق غفرانی | May 10, 2010 3:00 PM
ارسال شده در May 10, 2010 15:00
آقای نجف زاده برگرد لطفا...
همه ش می ترسم اون بلایی که سر آقای معصومی نژاد آوردن سر شما هم بیارن. برگرد!
ارسال شده توسط ترانه | May 10, 2010 3:56 PM
ارسال شده در May 10, 2010 15:56
سلام آقای نجف زاده
خسته نباشید.
یا علی حق نگهدارت
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 10, 2010 4:58 PM
ارسال شده در May 10, 2010 16:58
کجایی پس؟ دلم تنگ شد. بیا
سلام
ارسال شده توسط زهرا | May 10, 2010 6:12 PM
ارسال شده در May 10, 2010 18:12
سلام خوشحالم که موفقید.حتی اون طرف کهکشان راه شیری هم که برید هیچ موجود فضایی نیست که بتونه جلوی پیشرفتتونو بگیره.میدونم که هر از گاهی که دلتون میگیرهبه شعر رو میارید خب این ویژگیاغلب آدمهاست.دعا کنیدبرای همه دعا کنید تا یه روزی حال همه خوب خوب بشه.
ارسال شده توسط ***انسیه*** | May 10, 2010 6:37 PM
ارسال شده در May 10, 2010 18:37
mikham ersale mojjad konam. delam mikhad
Je taim habibi .!
………..Wa delam barat tang shode, Ziad
ارسال شده توسط zika | May 10, 2010 7:12 PM
ارسال شده در May 10, 2010 19:12
اون ارغوان قبول...اون هوشنگ ابتهاج و اون 1363 هم قبول!!! این عکس اما عکس ِ استاد محمدرضا لطفی ها! انگـــــــــــار!
ارسال شده توسط ماهیگیر! | May 10, 2010 7:35 PM
ارسال شده در May 10, 2010 19:35
لطفا به این جملات دقت کنید :
جمهوری اسلامی انگلستان
یا به این یکی :
جمهوری اسلامی فرانسه
سیاست یک امر مقدسه
سنگر رو حفظ کن داداش
به امید موفقیت .
ارسال شده توسط ramin | May 10, 2010 10:34 PM
ارسال شده در May 10, 2010 22:34
با سلام
السلام عليك يا فاطمه الزهرا ٕ
ايام سوگواري شهادت جانسوز دخت گرامي رسول خدا تسليت باد
و در آنسو پدر ، چه دلداده اوست ...............
.
انجمن فرزانگان كوير
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان كوير | May 11, 2010 8:53 AM
ارسال شده در May 11, 2010 08:53
" منت خداي را عز و جل که"لذت زن را قند و عسل كه ازدواجش موجب محنت است و به طلاق اندرش مزيد رحمت. هر لنگه كفشي كه بر سر ما ميخورد مضر حيات است و چون مكرر موجب ممات. پس درهر لنگه كفش دو ضربت موجود و برهر ضربت آخي واجب .
مرد همان به كه به وقت نزاع عذر به درگاه نساء آورد
ورنه زنش از اثر لنگه كفش حال دلش خوب به جا آورد
ضربت لنگه كفش لاحسابش هم از راه رسيده، و جيب شوهر بدبخت را به قيچي خياطي درآورده وحقوق يكماهه او را به بهانه جوئي بخورد.
شوهر و نوكر و كلفت همگي دركارند تا تو پول بدست آوري وماشين بخري
شوهرت با كت وشلوار پراز وصله بود شرط انصاف نباشد كه تو مانتو بخري
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 11, 2010 8:56 AM
ارسال شده در May 11, 2010 08:56
سلام برادر...احوالی از ما نمی پرسی ها...ایمیل تو چک کردی؟ جواب ندادی ولی...خوبی؟ خوشی؟...همین...خواستم احوالی پرسیده باشم...دعا کن به ما...چاکریم...ضمنا اگر گاهی برام گزارش یا یادداشت فرهنگی (کتاب، سینما، روزنامه، تئاتر و...) از پاریس بفرستی خیلی خوشحال می شم...
یا علی
ارسال شده توسط غبار | May 11, 2010 11:56 AM
ارسال شده در May 11, 2010 11:56
سلام استاد ...
8 آبان کجا ... 21 اردیبهشت کجا ...
یادتونه ؟
ارسال شده توسط سمیرا راهی | May 11, 2010 1:30 PM
ارسال شده در May 11, 2010 13:30
سلام استاد ...
8 آبان کجا ... 21 اردیبهشت کجا ؟!
یادتون هست ؟
مواظب خوبی هات باش .
ارسال شده توسط سمیرا راهی | May 11, 2010 1:31 PM
ارسال شده در May 11, 2010 13:31
سلام اخوي خسته نباشي اگه دوست داري مارو به اسم (پادگان سايبري سپاهيان امام خامنه اي) لينک کن و اطلاع بده تا لينکت کنيم
ياعلي مدد
سلامتي و تعجيل در فرج آقا امام زمان عج و سلامتي حضرت امام خامنه اي صلوات
ارسال شده توسط مجاهد | May 11, 2010 3:02 PM
ارسال شده در May 11, 2010 15:02
salam khubid.migam chera nemishe az shoma enteghad kard.hamishe hamechi khube,hamunjuri ke ma mikhaym.aghaie arghavan yani unja enghad khube,ke dus nadari bargardi.baba bia.arghavane manam pisham nist.be in zudia ham nemitunam bebinamesh.mer30baraie hamechi.
ارسال شده توسط زهره | May 11, 2010 5:08 PM
ارسال شده در May 11, 2010 17:08
اومدم بگم اینجام ....
ارسال شده توسط محکم***ساعتهای ارامش یک قلب رازگو | May 11, 2010 6:23 PM
ارسال شده در May 11, 2010 18:23
خدا رو شكر! بالاخره شما رو تو تلويزيون ديديم.
بزنم به تخته، فوتبالت هم خوبه ها داداشي!
موفق باشي...
ارسال شده توسط خاطره | May 11, 2010 7:43 PM
ارسال شده در May 11, 2010 19:43
salam kamran jun:
oon ruz har chi zoor zadam ye sher begam be joz chan ta beite koodakane cheeze digei naiumad.rasty baba khaste shodim ,key bar migardi? bad az oon gozareshet too hamum dige nadidamet...
dooset daram..
movazebe khodet bash,
bye.a
ارسال شده توسط arash | May 11, 2010 7:47 PM
ارسال شده در May 11, 2010 19:47
سلام.خوبین؟خوش میگذره؟ما دانشجویان مدیریت بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران هستیم که تازگیا برای کلاسمون یه وبلاگ زدیم که شمارو هم تو وبلاگمون لینک کردیم اگه بهمون سر بزنین خیلی خوشحال میشیم.امیدواریم هر چه زودتر در ایران ببینمیتون.موفق باشین.
ارسال شده توسط زهرا | May 11, 2010 9:23 PM
ارسال شده در May 11, 2010 21:23
واي! الان يه گزارش ديگه از شما ديدم.خيلي جالب بود مرسي. دارم دانلودش ميكنم..
ارسال شده توسط خاطره | May 11, 2010 10:33 PM
ارسال شده در May 11, 2010 22:33
سلام
داداش دلم گرفته دعام کن.
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 11, 2010 10:34 PM
ارسال شده در May 11, 2010 22:34
ببين لازم نبوداين همه شعربنويسي يه زنگ بهم م زدي مي گفتي دلم برات تنگ شده!
ارسال شده توسط ببببببببببببببببببببب | May 11, 2010 11:28 PM
ارسال شده در May 11, 2010 23:28
سلام کامی جون .اگه این طور صدات کردم ناراحت نشو آخه این قدر دوستانه مینویسی که همه تو رو نزدیکترین کس به خودشون می دونند.می خوام ازت گلایه کنم که خیلی بی مرامی .از وقتی رفتی فرانسه ما دیگه خیلی کم تو تلویزیون می بینیمت . خیلی دلم واسه اون گزارش های باحالت تو ایران تنگ شده .امیدوارم که زودتر برگردی ایران .ولی اینو به یاد داشته باش که در هر صورت ما همیشه به یادتیم.امیدوارم هر جای این کره ی خاکی که هستی موفق و مایه سر بلندی ما ایرانی ها باشی.
ارسال شده توسط mojtaba | May 12, 2010 12:12 AM
ارسال شده در May 12, 2010 00:12
سؤال: هدف مقدس است. ولی کسی می خواهد از راه نا مقدس یا دروغ و جعل این هدف مقدس را تأمین کند. آیا این کار درست است یا خیر؟
اشاره: این کار در تاریخ بسیار سابقه دارد. به عنوان مثال حدیثی که در اغلب کتب تفسیر نیز نوشته شده است و از ابیّ بن کعب نقل می کند که از رسول اکرم روایت می کند در فضیلت بعضی سوره های قرآن، مثلا برای خواندن سوره اعلی فضیلت خاصی نقل می کند، سوره انسان فضیلتی دیگر و هکذا برخی سور دیگر.
شخصی از راوی این حدیث پرسید: چگونه است که فقط تو این حدیث را روایت می کنی و جز تو کسی روایت نکرده است؟
گفت: راستش من...
ادامه مطلب: http://aghygh.mihanblog.com/
ارسال شده توسط احمد | May 12, 2010 10:52 AM
ارسال شده در May 12, 2010 10:52
سلام داداش جون
گزارش قفل هات خیلی ناز بود . مخصوصا اون قفل قرمزه که قلب بود .
خوبی داداش ؟
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | May 12, 2010 11:44 AM
ارسال شده در May 12, 2010 11:44
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست...
ارغوان من 5 ماهه که نیست و هیچ امیدی به بازگشتش ندارم.
به قول اون شعر لحظه سالتحویل:
توهم درگیر تشویشی
مثل حالی که من دارم
برای دیدنت امشب
تمام سال بیدارم
منم اگه بدانم ارغوانم ممکن است بیاید تمام عمر بیدارمی مانم.
ارسال شده توسط نگین | May 12, 2010 11:46 AM
ارسال شده در May 12, 2010 11:46
سلام
دارم گزارش فوتبال دانلود میکنم. ندیدمش.چرا انقد کم فقط 43 ثانیه!
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 12, 2010 12:02 PM
ارسال شده در May 12, 2010 12:02
سلام به داداشی کامران گلم !
خوبی داداشی!
تو رفتی توی قلب من و یه قفل هم از تو زدی و کس دیگه ای نمی تونه وارد قلبم بشه ! مثل همین قفل های گزارش دیشبت ! چقدر دلم برات تنگ شده !
د
ل
م
ب
ر
ا
ت
ت
ن
گ
ش
د
ه
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دنیا به وسعت قفسی تنگ می شود!
وقتی دلت برای کسی تنگ می شود!
دلم برات تنگیده !
مراقب چشمای مهربونت باش و مراقب خانواده ی مهربونت !
وضع هوای فاصله ها ابر تر شده
یعنی دلم برای تو بی صبر تر شده !
گزارش دیشبت خیلی قشنگ بود!
همین...فعلا!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط سارا نصیریان | May 12, 2010 12:26 PM
ارسال شده در May 12, 2010 12:26
سلام خیلی زیبا بود خیلی حرفا رو تو خودش داشت...
افرین به انتخابتون..
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون آلود
هر دم از ديده فرو ميريزد.
ارسال شده توسط فائزه | May 12, 2010 1:24 PM
ارسال شده در May 12, 2010 13:24
وقتي تو نيستي نه هست هاي ما چونان كه بايدن و نبايد هاي ما، عمريست لبخندهاي لاغر خود را در دل ذخيره مي كنم باشد براي روز مبادا! اما در سفرهاي تقويم روزي به نام روز مبادانيست!آن روز هر چه باشد روزي شبيه ديروز روزي شبيه فردا روزي درست مثل همين روزهاي ماست...هر روز بي تو روز مباداست.
سلام
مطلب بسيار خوبي بود ممنون
ارسال شده توسط مهسا | May 12, 2010 5:04 PM
ارسال شده در May 12, 2010 17:04
وقتي تو نيستي نه هست هاي ما چونان كه بايدن و نبايد هاي ما، عمريست لبخندهاي لاغر خود را در دل ذخيره مي كنم باشد براي روز مبادا! اما در سفرهاي تقويم روزي به نام روز مبادانيست!آن روز هر چه باشد روزي شبيه ديروز روزي شبيه فردا روزي درست مثل همين روزهاي ماست...هر روز بي تو روز مباداست.
سلام
مطلب بسيار خوبي بود ممنون
ارسال شده توسط مهسا | May 12, 2010 5:05 PM
ارسال شده در May 12, 2010 17:05
سلام آقای نجف زاده
خوبین؟
ببخشید که مزاحم میشم
به عنوان یک برادر کوچکتر از شما خواهشی دارم
مدتی است که یک عده کلاه بردار با چاپ آگهی در نیازمندیهای همشهری به اخاذی از مردم در شهرستانها میپردازند و با عنوان آگهی زیر اقدام به کلاهبرداری میکنند:
کارگر ساده آقا جهت پخش تراکت در شهرستان نیازمندیم با بیمه و مزایای عالی
وقتی یه آدم بیکار این آگهی رو میبینه خوب مسلما زنگ میزنه تا ببینه شرایطش چیه
فردی که گوشی رو برمیداره میگه ما به شما ماهی 400 هزار تومان حقوق میدیم یعنی هفته ای صد هزار تومان تا آگهی مارو تو شهر خودتون پخش کنید ولی اول باید مبلغ چهل هزار تومان به حساب شرکت واریز کنید و وقتی علت رو میپرسید میگن شما یک هفته که تبلیغ کردین ما این چهل هزارتومان + حقوق هفته اول رو برای شما میفرستیم واین چهل هزار تومان بابت ضمانت هست که آگهی ها رو خوب پخش کنید
بعد که شما چهل هزار تومان رو واریز کردین شرکت 3000 عدد تراکت برای یک هفته شما میفرسته
شما هم یک هفته صبح و عصر برای اونا تبلیغ میکنید
وماجرا از اینجا شروع میشه چون وقتی زنگ میزنی و میگی که کار رو انجام دادی اونا میگن که کار رو خوب انجام ندادی و پولی بهت تعلق نمیگیره .............
خوب شما هم که دستت به جایی بند نیست مجبوری که بی خیال بشی
شما رو به خدا در این مورد اطلاع رسانی کنید
این شماره حساب و تلفن مربوط به این شرکتهاس
0205342168008 شماره حساب آقای خدادادی
6037991117118491 شماره روی کارت عابر بانک خدادادی
09197273911 شماره تماس شرکت
و
0326486848003 شماره حساب ابراهیم زمانی
6037691108994385 شماره روی کارت عابر بانک ابراهیم زمانی
09194251103 و 09384354819 شماره تماس شرکت
صمیمانه از شما درخواست پیگیری دارم تا از کلاه برداری بیشتر جلوگیری کنید
با تشکر مهدی از یزد
ارسال شده توسط مهدی | May 12, 2010 5:12 PM
ارسال شده در May 12, 2010 17:12
سلام آقا
سایت رو هک کرد...الان چیکار کنم؟؟؟
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 12, 2010 6:51 PM
ارسال شده در May 12, 2010 18:51
سلام خسته نباشيد.به قول دوستان واقعا جاتون تو رسانه خاليه.با اون گزارشهاي متفاوت خلاقانه و جنجاليتون.كاش ميدونستم چرا كمرنگ شديد
ارسال شده توسط متين | May 12, 2010 6:51 PM
ارسال شده در May 12, 2010 18:51
سلام آقای نجفزاده.
من برای اینکه عکسهای اجتماعیام را بفرستم به خبر 20:30 چطور باید اقدام کنم؟
ارسال شده توسط سوسن جعفری | May 12, 2010 9:33 PM
ارسال شده در May 12, 2010 21:33
سلام موسيو جان...
اين روزها فقط من پرت ميشم به پارسال... اخبار كه ميده خونوادگي يادتون ميكنيم
:)
ارسال شده توسط ياسمن | May 12, 2010 10:17 PM
ارسال شده در May 12, 2010 22:17
نميدونم چرا وقتي گزارش قفل ها رو مي بينم،دلتنگ ميشم...
ارسال شده توسط خاطره | May 12, 2010 10:46 PM
ارسال شده در May 12, 2010 22:46
"ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد"
صدایش آشناست
لحن پیر جماران دارد...
ارسال شده توسط سروش | May 12, 2010 11:12 PM
ارسال شده در May 12, 2010 23:12
سلام ...گزارش قفل دقیقا مثل همین دخیل خودمان بود در زیارتگاهها ...چقدر ریشه ها به هم نزدیکند هرچند شاخه ها ظاهرا از هم دورند.
ارسال شده توسط میترالبافی | May 13, 2010 6:32 AM
ارسال شده در May 13, 2010 06:32
باسلام و عرض تسلیت به مناسبت شهادت مادر همه ی عالم حضرت زهرا(س).داداش گلم من همون پسری هستم که آخرین روزی که داشتی میرفتی پاریس بهت زنگ زدم.همکارت منو به شما معرفی کرده بود به نام مسعود.م.که گفتم رفته بودم امام رضا خواب همکارتون خانم ر.دیده بودم.امیدوارم شناخته باشین.شما که رفتین زنگ زدم به خانم ر.ولی مارو که حساب نکردن هیچ،پاپوشم برا ما دراوردن.خدا کنه شما حرف های منو باور کرده باشین.تورو خدا اگه منوشناختین تو همین وبلاک جوابمو بدین.به امید دیداری دوباره.التماس دعای زیاد.یا علی مدد.
ارسال شده توسط احمد آذری | May 13, 2010 8:53 AM
ارسال شده در May 13, 2010 08:53
اگه قرار باشه از بیست نمره بدید
به این عکس نمره چند می دهید
http://1389.blogfa.com/post-8.aspx
ارسال شده توسط محمدعلی | May 13, 2010 9:28 AM
ارسال شده در May 13, 2010 09:28
سلام آقا
خسته نباشین
آقای نجف زاده سایت www.bigonah.irآزاد شد.
یا علی
خق نگهدارتان
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 13, 2010 1:39 PM
ارسال شده در May 13, 2010 13:39
فاجعه فراموش شده درباره کتاب شهید مطهری!
ارسال شده توسط كارگري در روزنامه | May 13, 2010 1:47 PM
ارسال شده در May 13, 2010 13:47
ارغوانم انجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوان من 5 ماهه که دیگه نیست.
به قول اون شعر موقع سالتحویل:
تو هم درگیر تشویشی
مثل حالی که من دارم
برای دیدنت امشب
تمام سال بیدارم
...........................................
خوشحال میشم افتخار بدین به ما سر بزنید.
ارسال شده توسط نگین | May 13, 2010 2:06 PM
ارسال شده در May 13, 2010 14:06
سلام
به روزم. نیم نگاهی به وبم بندازی خوشحالم کردی!
سلام برسون.
یاعلی
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 13, 2010 2:51 PM
ارسال شده در May 13, 2010 14:51
سلام کامی ممنون بخاطر گزارشای خوب قبلی این سری که خواستی گزارش تهیه کنی به تپه نقاش ها هم فکر کن من هنوز سر حرفم هستم واسه برگشتنت خیلی زوده پانتئون چی شد کامی
ارسال شده توسط ونوس | May 13, 2010 5:32 PM
ارسال شده در May 13, 2010 17:32
سلام خسته نباشي ايراني
ارسال شده توسط f.sh | May 13, 2010 7:20 PM
ارسال شده در May 13, 2010 19:20
عاليه
ارسال شده توسط f.sh | May 13, 2010 7:23 PM
ارسال شده در May 13, 2010 19:23
...خیلی گشته بودیم
نه پلاکی، نه کارتی،چیزی همراهش نبود.
چیزی شبیه دکمه تو جیبش نظرم رو جلب کرد، خوب که دقت کردم، دیدم نگین عقیقه و جمله ای روش حک شده!
خاک و گلش رو که پاک کردم دیگه لازم نبود دنبال پلاکش بگردیم،
روش نوشته بود:
"بخ یاد شهدای گمنام"...
ای دل تو چه می کنی؟
می مانی یا می روی؟...
بازم یاد شهداست...
این همه سال...
خانواده هاشون الآن هستن یا...
ارسال شده توسط مسافر | May 13, 2010 9:19 PM
ارسال شده در May 13, 2010 21:19
سلام داداشی گلم خوبی؟!
چه خبرا؟!
ما همچنان دلتنگیم!
حرف دیگه ای ندارم!
اومدم یه سری بهت بزنم!
مراقب دل فیروزه ایت باش!
ارسال شده توسط سارا نصیریان | May 14, 2010 10:51 AM
ارسال شده در May 14, 2010 10:51
خیلی وقت بود که کامنت نداده بودم
خیلی وقته که ندیدمت تو تی وی
آخه اخبار خیلی کم میبینم
تولدت هم کم کم مبارک
ارسال شده توسط alone BabY | May 14, 2010 3:15 PM
ارسال شده در May 14, 2010 15:15
ای بابا چرا نمی ذاری حوصلم سر رفت معلوم هست کجایی نکنه خودتم قفل شدی پشت رودخونه ی سند؟
ارسال شده توسط زهرا | May 14, 2010 4:14 PM
ارسال شده در May 14, 2010 16:14
Naghderobefarda.blogfa.com با سلام دوست عزیز خوشحال میشم که شما هم سری به وبلاگ من بزنید و نظر خودتو بگی (که آیا مایلید مناظرات رو به فردا ادامه پیدا کند؟)
ارسال شده توسط naghad | May 14, 2010 4:36 PM
ارسال شده در May 14, 2010 16:36
معصومی نژاد آزاد شده ها!
ارسال شده توسط اشرفی نسب | May 14, 2010 5:08 PM
ارسال شده در May 14, 2010 17:08
بسم الله ...
خانه جدید بچه بسیجی های حضرت ماه و داداش هممون حسین قدیانی :
"از همه دوستان و همسنگرانم در فضای مجازی دعوت میکنم به خانه جدید بسیجی های حضرت ماه بیایند. http://ghadiyany.com حسین قدیانی "
لطفا اطلاع رسانی کنید .
ارسال شده توسط مرصاد | May 14, 2010 5:31 PM
ارسال شده در May 14, 2010 17:31
لطفا لینک را تصحیح بفرمایید http://ghadiany
ارسال شده توسط مرصاد | May 14, 2010 5:39 PM
ارسال شده در May 14, 2010 17:39
به نام خدا
السلام عليک يا فاطمة الزهرا (س)
ويژه نامه ي در سوگ ارغوان ( ويژه فاطميه 89 )
کاري از کانون فرهنگي رهپويان وصال شيراز
http://www.rahpouyan.com/yas/vijeh/dar_sog_arghavan/index.html
ارسال شده توسط آبشار | May 14, 2010 9:57 PM
ارسال شده در May 14, 2010 21:57
چرا کامنت من با اسم کس دیگه ای اینجاست؟
ارسال شده توسط وحیدبهروز گنبد کاووس | May 8, 2010 3:30 PM
این چیه؟
و کامنتی که مال ِ من نبوده با اسم من.. و آدرس بلاگم..
ارسال شده توسط صبا | May 15, 2010 12:04 AM
ارسال شده در May 15, 2010 00:04
سلام آقاي نجف زاده
واي كه چقدر گزارشتون قشنگ بود امشب از ژول ورن گفتيد
بوي گزارشاي ايرانتون رو ميداد
هميشه تك هستين!
شب خوش
ارسال شده توسط ياسمن | May 15, 2010 12:24 AM
ارسال شده در May 15, 2010 00:24
سلام
وبلاگتونو خیلی دوست دارم همیشه هم بهش سر میزنم اما این فاصله بین به روز کردنش دیگه داره حوصلمو سر میبره یکم بیشتر به فکر خواننده هاش باشین فکر میکنم تعداد نظرات براتون خیلی مهمه.
در ضمن هرچی زودتر هم برگردین دلمون برای گزارشای متفاوتتون تو ایران تنگ شده.
پیروز و کامیاب باشید
ارسال شده توسط rhwn; | May 15, 2010 12:31 AM
ارسال شده در May 15, 2010 00:31
من از تو متنفرم.
ارسال شده توسط حسين | May 15, 2010 10:29 AM
ارسال شده در May 15, 2010 10:29
سلام
گزارش ژول ورن عالي بود،فوق العاده..واقعا" مرسي
ارسال شده توسط خاطره | May 15, 2010 12:58 PM
ارسال شده در May 15, 2010 12:58
سلام.گزارش ژول ورن رو دیشب دیدیم.لحنتون خیلی عوض شده.نمیدانم چرا...؟!
ارسال شده توسط s22h | May 15, 2010 1:43 PM
ارسال شده در May 15, 2010 13:43
آپ نمیکنی!؟
پریروز تهرون بارون اومد مثل اسب.
خدای اطلسی ها با تو باشد.
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 15, 2010 2:16 PM
ارسال شده در May 15, 2010 14:16
این ایام رو به شما تلیت میگم.
ارسال شده توسط گُلی | May 15, 2010 3:13 PM
ارسال شده در May 15, 2010 15:13
سلام آقاي نجف زاده. براي اولين بار خوش خالم كه از وب گرديه روزم يه چيز خوب نصيبم شد اونم آشنايي با وب شماست . بسيار جالب و زيبا مثل كارهاتون.
در پناه مادرمون زهرا موفق و پيروز باشيد . يا حق
« يا فاطمة الزهرا اغيثيني »
ارسال شده توسط س.زارعي | May 15, 2010 7:08 PM
ارسال شده در May 15, 2010 19:08
از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است.
فاطمه یک زن بود ، آنچنان که اسلام می خواهد که زن باشد.
تصویر سیمای او را پیامبر، خود رسم کرده بود و او را در کوره های سختی و فقر و مبارزه
و آموزش های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.
وی در همه ابعاد گوناگون ((زن بودن)) نمونه شده بود.
مظهر یک دختر در برابر پدرش
مظهر یک همسر در برابر شویش
مظهر یک مادر در برابر فرزندانش
مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش!
وی خود یک امام است. یعنی یک نمونه مثالی، یک تیپ ایده آل برای زن، یک اسوه،
یک شاهد برای هر زنی که می خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند.
او با طفولیت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه داخلی و خارجی،
در خانه پدرش، خانه همسرش، در جامعه اش، در اندیشه و رفتار و زندگی اش،
چگونه بودن را به زن پاسخ می داد.
نمی دانم از او چه بگویم ؟ چگونه بگویم ؟
من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم، باز درماندم :
خواستم بگویم:
فاطمه دختر خدیجه بزرگ است
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم:
فاطمه دختر محمد (ص) است
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم:
فاطمه همسر علی (ع) است
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم:
فاطمه مادر حسنین است
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم:
فاطمه مادر زینب است
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه ، فاطمه است...!
خسته نباشید آقا
این ایام رو بهتون تسلیت می گم
یا علی حق نگدارتان
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 15, 2010 7:30 PM
ارسال شده در May 15, 2010 19:30
آقای نجف زاده دلمون برات تنگ شده یادش بخیر منم لیسانس دانشگاه ورامین بودم اونجا شما رو دیده بودم زودتر بیا ایران یا حق
ارسال شده توسط رامین | May 15, 2010 7:42 PM
ارسال شده در May 15, 2010 19:42
سلام آقای نجف زاده!
شعر خیلی زیبایی بود!
برای شما وتمام خبرنگاران ایران زمین آرزوی موفقیت دارم!
آقای نجف زاده دیگه نمیاین ایران؟!
ارسال شده توسط زهراخدائی | May 15, 2010 8:08 PM
ارسال شده در May 15, 2010 20:08
خبرنگار قلب های ما سلام.
ارسال شده توسط | May 15, 2010 8:24 PM
ارسال شده در May 15, 2010 20:24
فوق العاده بود گزارش دیشب .
سلام...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | May 15, 2010 8:59 PM
ارسال شده در May 15, 2010 20:59
سلام آقاي نجف زاده...
از اول صبح به فكرتونم... امروز 25ارديبشت واسه مخصوصا من يه روزه بياد موندني و تكرار نشدنيه(البته اميدوارم تكرار شدني باشه)
به هر حال از ساعت 10 شب رسما بنده پرتاب شدم به پارسال...
يادش به خير...
هيچ وقتي فكر نمي كردم سعادت ديدارتون رو داشته باشم
لذت قضيه وقتيه كه ميبينم آرزويي كه خيلي ها اينجا دارن رو من بهش رسيدم.... و تعريفايي كه ازتون ميشه رو من به وضوح ديدم...در اين مورد واقعا خوش شانس بودم و خوش سعادت
مامان و بابام و بيشتر از خودم تاكيد داشتن بيام و بگم كه اين روز رو هيچ كدوممون فراموش نميكنيم و مثل يه گنج گرانبها به ذهن ميسپاريمش
خلاصه اينكه امشب كلي يادتون كرديم... البته بيشتر از هر شب :)
مواظب خوبي هات باش مرد خبرنگار مهربون
شب خوش
ارسال شده توسط | May 15, 2010 11:12 PM
ارسال شده در May 15, 2010 23:12
سلام کامران
خیلی وقته گزارشات رو نمیخونم
نمیبینم
گوش نمیکنم
ولی این وبلاگتو چرا سر میزنم
همیشه که نه
ولی اکثرا
یه کگرمی داره این وبگاهت
کامران.......................
کاش هیچوقت دور سیاست نرفته بودی
ارزششو داشت؟
همه ی ما میمیریم
اون دنیاس که باید جواب بدیم
چی کردیم و چرا کردیم
انشالله برا پل سراط جوابات رو حاضر کنی
کاش
کاش
کاش هیچوقث خودتو بخاطر این پاریس.................. به عذاب وجدان نمینداختی
همه ی ما رفتنییم
من و تو و احمدی و موسوی و همه
دنیا خیلی بی ارزشه
اگه همشو منتشر نکنی...............
یه طلبکار دیگه سر پل سراط داری ها
یادت باشه
بدرود
راستی:
هرکس بد ما به خلق گوید
ما دیده به بد نمیخراشیم
ما نیکی او به خلق گوییم
تا هردو دروغ گفته باشیم
ارسال شده توسط امیر | May 15, 2010 11:23 PM
ارسال شده در May 15, 2010 23:23
بابا چه حوصله ای داری تو کامران جون.همه این کامنتا رو خودت تنهایی نوشتی؟
ارسال شده توسط بی بی | May 15, 2010 11:30 PM
ارسال شده در May 15, 2010 23:30
آقا امیر که نسخه اخلاقی پیچیدید.کمی به بداخلاقی های خودتان هم نگاه کنید.شما هم کمی وجدان داشته باشید.شرف هم بدچیزی نیست.بجای موعظه بروید کمی مطالعه کنید.پل صراط را هم با س نمی نویسند استاد.
ارسال شده توسط وکیل وصی | May 15, 2010 11:36 PM
ارسال شده در May 15, 2010 23:36
در حضور خارها هم می شود چون یاس بود
در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود
می شود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یک الماس بود
دست در دست پرستو
بال در بال نسیم
ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
کاش میشد حرفی از کاش میشد هم نبود!
هر چه بود
احساس بود
احساس بود
احساس بود ......................
ارسال شده توسط پرستوی مهاجر | May 15, 2010 11:43 PM
ارسال شده در May 15, 2010 23:43
...
...نذارباورکنم تنهای تنهام...نمی خوام باکسی غیرازتوباشم...می خوام ازخوابی که لحظه اش یه ساله...برای دیدن روی توپاشم...خودت باش ومن ودیوانگی هام...فقط باتودل من روبه راهه...
...
خلاصه...آره برادرشهیدم...این جوریاس روزگار!...
...
شعرتون خیلی مفهومی بود!مستفیض شدیم به سان یک خیلی زیاد!
...
علی علی
ارسال شده توسط ...بنده ی خدا...عطیه... | May 16, 2010 12:01 AM
ارسال شده در May 16, 2010 00:01
عالي بود
ارسال شده توسط محمد كاظم مرادلو | May 16, 2010 12:04 AM
ارسال شده در May 16, 2010 00:04
چند روز دیگر مانده به آغاز ... داری پیر میشی بزرگ مرد ...
ارسال شده توسط هواداران کامران نجف زاده (خبرنگار قلبهای ما) | May 16, 2010 9:31 AM
ارسال شده در May 16, 2010 09:31
سلام آقاي نجف زاده. حال شما چطوره. چه خبر از پاريسي هاي سرد و سيگاري. چه خبر از رودخونه پر پيچ و خم سن. چه خبر از پل ميرابو .چه خبر از شانزه ليزه و طالق نصرتش . چه خبر از ايفل و سردي آهنش و چه خبر از شما؟
رفتي بي سر و صدا يهو ميكروفن به دست كنار ايفل ديدمت. خبرنگار پرهياهوي خيابون پاستور رو تو سرزمين پاستور چكار؟ دعوتي داشتي اختصاصي؟
به هر حال ديدن تو نوستالجي هميشه منو به يادم آورد. البته نه خودت محيط پيرامونت.
واسه خنده هم كه شده اين پستو بخون، دمت گرم يه چيز الكي اقلا تو ميل ما هم بنويس. بذار پز بديم كه كامران نجف زاده به ما امضا داده. آقا يه امضا ميدي؟
ارسال شده توسط محمد | May 16, 2010 11:01 AM
ارسال شده در May 16, 2010 11:01
سلام
هندوانه؛ نـــــــه..............
زير بغلت هندوانه نمي گذارم
تو بهترين گزارشگر اين سرزميني
چرا به فرنگ رفتي و كمرنگ شدي؟
نكند توهم در سرزمين بناپارت ماندگار شوي
ارسال شده توسط سعيد مالك پور | May 16, 2010 12:04 PM
ارسال شده در May 16, 2010 12:04
راست گفته اونی که گفته:ارغوان ما تویی...بیشتر باش!
ارسال شده توسط زینب | May 16, 2010 12:58 PM
ارسال شده در May 16, 2010 12:58
سلام نازنین....
خسته نباشید
خوب هستید؟!
خوش میگذره؟!
چقدر دیر به دیر می نویسید...
مگه قرار نبود از اونجا بنویسید؟!
چی شد پس؟!!
شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) رو خدمتتون تسلیت عرض می کنم
خیلی خیلی التماس دعا...
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
ارسال شده توسط آدم برفی | May 16, 2010 2:22 PM
ارسال شده در May 16, 2010 14:22
میشه بگید دلیل اینکه از ایران رفتید چی بوده؟آخه شما که اینجا خوب پیش می رفتید واقعا بیست و سی دیگه جذابیت قدیمو نداره شما دکه دارید برای این مردم کار میکنید بهتره که برگردید چون اینجا جاتون خیلی خیلی خالیه دوستون داریم موید باشید
ارسال شده توسط سحر | May 16, 2010 2:52 PM
ارسال شده در May 16, 2010 14:52
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرای مرضیه را به شما شیفتگان اهل بیت تسلیت عرض می کنیم
www.bigonah.ir تیم مدیریت سایت کمک به زندانیان بی بضاعت
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 16, 2010 3:04 PM
ارسال شده در May 16, 2010 15:04
زهره ملکی
سلام با متفاوت ترین پست وبلاگم به روزم خوشحال می شم سر بزنید
یا حق
ارسال شده توسط زهره | May 18, 2010 11:47 AM
ارسال شده در May 18, 2010 11:47
سلام اقا کامران دوست دارم حالت خوب خوب خوب باشه تمام لحظه هات اسمونی واسمونت رنگ خدا وقتی میبینم نوشته هات اینقدر تغییر کردن دلم میگره دقت کردی ازوقتی رفتی خیلی غمگین تر مینویسی قبول سخته ولی اینم یه تجربه است دیگه میگذره مهم اینه که خدا خیلی خیلی دوست داره مطمئنم خودت اینو میدونی پس زیاد سخت نگیر من دلم برا اون نوشته هات تنگ شده دفعه بد مثل اون موقع ها بنویس خدا همیشه پشت وپناهتون
ارسال شده توسط حسام | May 18, 2010 12:27 PM
ارسال شده در May 18, 2010 12:27
سلام اقای نجف زاده
28اردیبهشت
تولدتون مبارک
ان شاالله سال دیگه تولدتون ایران باشین.
دوستون داریم.
به این مناسبت اپ نمیکنین؟
راستی اون پسربچه اول گزارش ژول ورن امیرکیان بود؟
ارسال شده توسط سام | May 18, 2010 12:29 PM
ارسال شده در May 18, 2010 12:29
سلام
تولدت مبارك بهترين خبرنگار دنيا
انشاالله تولد صد سالگيت رو تبريك بگيم داداشي!
*هرچي آرزوي خوبه مال تو*
جاي غم باد هر آن دل كه نخواهد شادت...
ارسال شده توسط خاطره | May 18, 2010 12:35 PM
ارسال شده در May 18, 2010 12:35
سلام
زیبا بود
اگه اشتباه نکنم فردا تولدته
تولدت مبارک کامران جان (گل)
ارسال شده توسط مرجان | May 18, 2010 12:58 PM
ارسال شده در May 18, 2010 12:58
با دورود اگر بگوييم سوژه عالي ي دارم به من ايميل ميزني خيلي عالي من حتي در ايران بوديد تا دم در صداو سيما امدم اما
ارسال شده توسط ارسو | May 18, 2010 1:32 PM
ارسال شده در May 18, 2010 13:32
سلام داداش کامران
تولدت مبارک
ارسال شده توسط سونیا | May 18, 2010 2:01 PM
ارسال شده در May 18, 2010 14:01
سلام . ولی عجب ناخن هایی دارد دستان این مرد.
ارسال شده توسط شوخی | May 18, 2010 9:55 PM
ارسال شده در May 18, 2010 21:55
سلام آقای نجف زاده
هر بار که زندگی چندین سالمو مرور می کنم می بینم برای لحظه هام فرصت اندیشیدن نداشتم..شاید هم داشتم ولی نذاشتم چیزی جلوی دلم وایسه و برخلاف میلش عمل کنه... اما هرسال روز تولدم که میشه با خودم تصمیم می گیرم که ...
از یکی شنیدم که فردا تولد شماست .. می دونستم که از پس دلم برنمیام و دلم دستمو می گیره و میاره اینجا و برای شما کامنت می ذاره که تولدتون مبارک... ولی یه چیز دیگه رو هم خوب می دونستم , اینکه هنوز امسال روز تولدم نیومده و من هنوز فرصت دارم که دوباره و دوباره به خودم قول بدم که اختیارم رو دست دلم ندم...
شما فکر می کنین موفق میشم؟ یا دوباره سال بعد...
به هرحال امسال که اومدم و از صمیم قلب تولدتون رو تبریک می گم و امیدوارم سایه تون بالای سر خونواده تون برای سالهای سال بمونه .. چون برای من یه خبرنگار یا بهتر بگم شخصیت جالب و محترمی هستین و شاید این روزا یه قاصدک ببینین که داره پیام تبریک منو براتون میاره...پر پرش نکنین ها...
روز تولدتون اگه این روزاس, برای دلتون دعا کنین..
همیشه آدم اونچیزی رو که میخواد به دست نمیاره اما یه چیز هست که اگه بدستش بیاری و لذت بودنش رو بچشی هیچ وقت نمی ذاری کسی از دستت دربیارش..
می دونین چیه؟ خدا...
آره خدا همیشه پیشمونه ولی اگه تونستی همیشه پیش خدا باشی هنره...لذتی که هیچ وقت نمی ذاری از دستت بره..
اینم کادوی من به شما برای تولدتون...
موفق باشین آقای نجف زاده..
ارسال شده توسط Doosti mehrban | May 18, 2010 11:25 PM
ارسال شده در May 18, 2010 23:25
سلام
برایت روشنی ارزو میکنم و چشمی توانا به دیدار دوست کمی نان شعر و کمی پنجره یقین دارم این بهترین ارزوست.
تولدتون مبارک داداش.
انشاالله 120 ساله بشید و به تموم ارزوهای خوب و زیباتون برسید.و... . شاید هردوش کار نیم ساعت کمتر باشه.ولی به هرحال میخواستم بهونه ای باشن برای تبریک.
باز هم تبریک میگم.
خدا پشت و پناهت همه جا
یاعلی
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 19, 2010 12:30 AM
ارسال شده در May 19, 2010 00:30
سلام
کدوم بخش خبریه که حتما گزارش های شما رو پخش می کنه؟ آخه من نه وقت دارم و نه حوصله که همه ی اخبارهای نه چندان درست رو گوش بکنم. دوست هم ندارم گزارش های شما رو از دست بدم!
راستی از جشنواره ی کن هم ایشالله گزارش های خوبی بفرستین...
ارسال شده توسط امیر جوادیان | May 19, 2010 1:02 AM
ارسال شده در May 19, 2010 01:02
آن روز که خداوند پرتوی دیگری از مهر بی کرانش
را بر زمین تاباند....
آن روز که آبی آسمان هویدا ، زمین سر سبز و
درختها پر از شکوفه ی مهر بودند...
تو آمدی ... مهربان خداوند تو را فرستاد تا
دوست بداري او را و تمامي مخلوقاتش را...
تو آمدي و اميد شدي .... روزگارت شروع شد تا به
سهم خود بوم اين حيات را طرحي بكشي
نقش تو زيبا بود ... نقاشي ات در اين دنيا صحنه
ي يك دهكده ي پر مهر است...
با گلهاي بهاري و عطر ارديبهشت و بوي بهشت ....
سالهاي رنگارنگ را با تمامي رحمت ها و حكتهايش پشت
سر گذاشتي و امروز زاد روز توست ....
امروز چشمان خود را مي بنديم و لبخند ميزنيم به
شكرانه ي وجودت و آرزويمان اين است كه هر سال را با سلامت حضورت جشن بگيريم
________________________
سلام موسيو جان...
بعد از اين همه تكلف... خيلي ساده: تولدت مبارك.... ايشالا هميشه سالم و سرحال و ميكروفون به دست باشي ومااز وجود نازنينت استفاده كنيم و 100000 سال بعد وقتي خواستي آخرين شمع زندگيتو فوت كني به همه ي آرزوهات رسيده باشي
ارسال شده توسط ياسمن | May 19, 2010 1:03 AM
ارسال شده در May 19, 2010 01:03
سلام استاد ...
اينجا ساعت از 1 بامداد گذشته و من مثل هميشه بيدارم .
بهانه اين بار اومدنم برام خيلي عزيزه ؛ تولد شما !
شمايي كه ناخواسته تاثير زيادي رو من و زندگي ام داشتيد .
همين كه تونستم يه كلمه از كتاب وجود شما رو ياد بگيرم برام غنيمته .
حالا هركسي چه اينجا چه تو وبلاگم ، هر چي مي خواد بگه .
اومدم بگم ممنونم به خاطر تمام اين سالها .
واژه ها عاجزن از بيان اين اتفاق قشنگ .
ساده اما از صميم قلب مي گم تولدتون مبارك و هر چي آرزوي خوبم مال شما .
راستي حال و هواي دلتون چطوره ؟
مواظب خوبي هات باش .
ارسال شده توسط سميرا راهي | May 19, 2010 1:07 AM
ارسال شده در May 19, 2010 01:07
.............
ارسال شده توسط atera | May 19, 2010 9:12 AM
ارسال شده در May 19, 2010 09:12
سلام داداش گلم
تولدت مبارك
به روزم براي تولدت
بدو كن بيا
خواهشا سرفرصت بيا كه با آرامش بخوني ....
باشه ؟
منتظرتم
از همه ي دوستان عزيزم هم دعوت ميكنم كه تشريف بيارن ....
يه عالمه لينك و عكس....
از دست ميدين ها...
mohkam.blogfa.com
ارسال شده توسط فاطمه***محكم | May 19, 2010 9:36 AM
ارسال شده در May 19, 2010 09:36
پاييز اس ام اس داد و گفتم تولدتونو از طرفش تبريك بگم....
.
آپ كن اخوي....
ارسال شده توسط فاطمه***محكم | May 19, 2010 10:05 AM
ارسال شده در May 19, 2010 10:05
سلام ...
دوستتان دارم.
آره !
فقط همین !
شاد باشید.
ارسال شده توسط علیرضا | May 19, 2010 10:23 AM
ارسال شده در May 19, 2010 10:23
سلام بر خبرنگار محبوبم
اگه یشه از موزه لوبر پاریس برامون گزارش بگیرید
ارسال شده توسط بهشت | May 19, 2010 10:29 AM
ارسال شده در May 19, 2010 10:29
سلام بر خبر نگار محبوبم
بعضیا نوشتند بعد از جریان انتخابات محبوبیت شما کم شدهريا، اما باید بگم سخت در اشتباه اند چون محبوبیت شما چند برابر شده.
در ضمن میخواستم بگم اگه میشه از موزه لوبر پاریس برامون گزارش بگیرید.
ممنون
ارسال شده توسط بهشت | May 19, 2010 10:34 AM
ارسال شده در May 19, 2010 10:34
تولــــــــــد تو ، تولد همه خوبيهاست
تولد تو ، آغازيست براي يه دنيا مهــرباني
تولـــــد گذشت ، تولد مهرباني
تولد فداکاري ، تولد همه پاکيهــا
تولـــد احساس ، تولد دوست داشتن
تولد خوشبختي ها ، تولد اميـــد
تولد آرامش ، تولد يک فرشــته
تولد يک زيبايي ، تولد يک بـهــــــــار
تولد زلالي دريا ، تولد عشــــق
تولد يک انسان به تمام معنا واقعي
تولد تمام روزهاي قشنگ زندگـــــي
تمام واژه ها براي توصيف خوبي هاي تو حقيرند
و هنــوز جمله اي که بشه تورو باهاش وصف کرد متولد نشده
تولدت مبارک آقای خبر نگار...
ارسال شده توسط مژگان | May 19, 2010 10:51 AM
ارسال شده در May 19, 2010 10:51
سلام
تولدتون مبارک.با بهترین آرزوها...
ارسال شده توسط مهسا | May 19, 2010 10:57 AM
ارسال شده در May 19, 2010 10:57
سلام برادرمم..تولد قشنگت مبارک
ارسال شده توسط آبجی سمیه | May 19, 2010 10:58 AM
ارسال شده در May 19, 2010 10:58
سلام
تولدت مبارک.
بگذارید دلــها بسوی مــــا روی آورند:نگاه چشمها گــــذراسـت.....
ارسال شده توسط s22h | May 19, 2010 11:35 AM
ارسال شده در May 19, 2010 11:35
سلام
تولدتان در روز تولدمان مبارک
براتون بهترین ها رو آرزومندم.
ارسال شده توسط الهام وفامهر | May 19, 2010 11:40 AM
ارسال شده در May 19, 2010 11:40
سلام استاد ...
من باز هم اومدم .
انگار جایی جز اینجا و اون امامزاده محبوبم ندارم برای آرام شدن .
نمی دونی چقدر خوبی ...
این رو من میدونم ... اون روز صبح رو هیچ وقت فراموش نمیکنم ...
روزی که ... نه نمیگم اینجا !
با خود خواهی تمام ! نمیخوام کسی تو این خاطره قشنگی که از شما دارم شریک بشه .
منو ببخش ... برای این همه درد و دل ...
به خاطر کوله باری که همیشه پر غمه و من هر وقت
احساس میکنم دیگه شونه هام توانشو نداره
میام اینجا و میسپارمش به دل مهربون شما !
اره میدونم بی انصافیه ...
شمایی که دور از وطن به اندازه کافی دلگیر هستی .
اما چیزی که منو هر بار این این جا میکشونه
همین چشم های متواضع شماس که خط به خط نوشته هامو میخونه .
همین که حس میکنم میفهمی ... فقط نمیخونی .
امرزو حسابی دلگیرم ...
صبح که بیدار شدم یه قطره اشک اولین چیزی بود که
مهمون 29 اردیبهشت 1389 من شد .
اونم به خاطر خوابی که دیشبش دیدم .
"ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون آلود
هر دم از ديده فرو ميريزد... "
نمیخوام حتی یه قطره اشک از چشماتون جاری بشه .
مواظب خوبی هات باش .
ارسال شده توسط سمیرا راهی | May 19, 2010 12:06 PM
ارسال شده در May 19, 2010 12:06
سلام داداشی گلم!
خوبی قربونت برم !
خوش میگذره!
اومدم بگم تولد...تولدت مبارک !
مبارک ...مبارک...تولدت مبارک!
بیا شمعا رو فوت کن تا 100سال زنده باشی!
خوبی داداشی من که خیلی خوشحالم!
راستی توی وبلاگم واست تولد گرفتم!
اونم چه تولدی!
امیدوارم که حداقل واسه ی تولد خودت هم که شده به وبلاگ من سر بزنی!
راستی از همه مهمتر چند تا مهمون ویژه توی وبلاگم اومدند و تولدت رو تبریک گفتند!
آقای روحانی نژاد اومدند و خانم لبافی و خانم پوریادگار همگی اومدند و تولدت رو تبریک گفتند!
حداقل پاشو به خاطر همکاران مهربونت یه سری به وبلاگ ما بزن!
پاشو بیا با یه نظر کوچولو ما رو هم از این دلتنگی در بیار!
من خیلی خیلی تلاش کردم تا آپ خوبی از آپ در بیاد!
امیدوارم بیایی و امیدم رو نا امید نکنی!
کامران منتظرتم! فقط 2ثانیه به مفهوم انتظار فکر کن!
تولد ....تولد...تولدت مبارک!
از خدا می خوام که به تمام ارزوهای رنگیت برسی خوب من!
ارسال شده توسط سارا نصیریان | May 19, 2010 12:15 PM
ارسال شده در May 19, 2010 12:15
بزرگ شدی گلم!
تو بزرگ شدی و من کوچک، دارم پا به پای شمع تولدت قطره قطره آب میشوم...
منت سر تقویم هایمان گذاشتی،بهار را خجالت دادی،اردیبهشت را سر افراز کردی و 28 را تا ابد شرمنده خودت کردی و بقیه 364روز سال را اگر کبیسه نباشد حسرت به دل یک رویداد نقره ای گذاشتی
چقدر مهربانی که گذاشتی روزهای هفته هر کدام یک سال مزه کیک تولد تو را زیر ساعتهای نازنینشان سپری کنند..
با یک روز تاخیر تولدت را تبریک می گویم البته می دانم که با مهربانی ات این تاخیر را به شاگرد کلاس سوم با امتحانات نهایی می بخشی ...
دوست دارم... خیلی زیاد...خبرنگار قلبهای ما
د.د
ارسال شده توسط شب شکن | May 19, 2010 12:37 PM
ارسال شده در May 19, 2010 12:37
کامران اگر هنوز سر نزدی یه سری بزن!
اگه هم سر زدی دوباره یه سری بزن !
عکسا رو خوشگل تر کردم!
ارسال شده توسط سارا نصیریان | May 19, 2010 12:42 PM
ارسال شده در May 19, 2010 12:42
بی مرغ
آشیانه چه خالیست!
خالی تر آشیانه مرغی
کز جفت خود جداست
ارسال شده توسط salimi | May 19, 2010 3:13 PM
ارسال شده در May 19, 2010 15:13
وقتی که دور از همگان
بخواهی خواب عزیزت را برای آینه تعبیر کنی
معلوم است که سکوت علامت آرامش نیست .
* هیچ میدونین این سکوت خیلی داره طولانی میشه ؟! کجایید ؟ چرا آپدیت نمیکنید پس ؟
ارسال شده توسط الناز | May 19, 2010 3:16 PM
ارسال شده در May 19, 2010 15:16
زهره ملکی
سلام اقای نجف زاده تولدتون هزاران بار مبارک
امیدوارم سال های سال با خوبی و خوشی زندگی کنید
یا حق
ارسال شده توسط زهره | May 19, 2010 3:26 PM
ارسال شده در May 19, 2010 15:26
سلام عزيزم
تولدت مبارك
براي همه ي لحظات رنگارنگي كه برام رقم زدي ممنونم
هميشه و هميشه دوست دارمو به يادتم
ارسال شده توسط ....!!!!...... | May 19, 2010 4:38 PM
ارسال شده در May 19, 2010 16:38
happy birthday to you!
salam
khasisi nist adam in hame tabrik tavalod begire o yeki dar nade?mobarak,omidvaram .......!omidvar!hamin
nasabt
ارسال شده توسط parinaz | May 19, 2010 5:04 PM
ارسال شده در May 19, 2010 17:04
سلام تولدت مبارک الهی که روزی منم معروف بشم عین شما که برام توی وبلاگ ها تولد بگیرند شما که علی کوچولو رو معروف کردین اما من توی دنیای مجازی و واقعی موندم که معروف بشم
وقتی میاومدین وبلاگم بعد همه همکاراتون واقعا بهم میگفتن معروف و محبوب تازه چقدر ذوق میکردم
اما از وقتی به وبلاگم نیومدین میگی عزا دار شدم
به هرحال با این حال دبرسم
اومدم بگم داداش دوست دارم و تولدت میارک
همچنان چشم انتظار میمانم تا بیایی
هر وقت بیایی به وبلاگم توی دلم عروسی میگیرم
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
ارسال شده توسط وحیدبهروز | May 19, 2010 5:14 PM
ارسال شده در May 19, 2010 17:14
از تو عبور کردم...
از تو عبور کردم وقتي نشد بلند بگويم دوستت...
از تو عبور کردم وقتي نوک مداد زير انگشت شستم فرو رفت و من به اولين
يادگاري داناييم آخ گفتم
از تو عبور کردم همان روزي که باران با ترانه سقف دلم را روي آرزوهايم آوار کرد...
وقتي دل شکست هنوز لبخند روي لبانم بود و پاک کن کوچکم نبود تا لبخندم را
پاک کند
هنوز که هنوز است مدادهايم دست ممد حسن جا مانده ولي ممد حسن ساکن
بهشت است و مرا راه نميدهند که بگيرمشان
از تو عبور کردم وقتي آقا شدم
وقتي دست پدرم گونه ام را سرخ کرد چيزي کشف کردم که آدمها به آن نفرت
ميگفتند...
از تو عبور کردم وقتي دندانهاي کوچکم را کلاغ از پشت بام برد و من هنوز عاشق
جايشان بودم
وقتي زن داييم با چادر پيشم آمد احساس کردم ديگر رنگ روزهاي خوب را
نخواهم...
از تو عبور کردم وقتي آهنگ هاي پاييز طلايي لاچيني هر شب همبسترم شد
بوي ديروزش بوي ديروز مرا ميداد
بوي گند جورابهايي که عاشقانه کثيف شده بودند
و شايد کودکانه
عاشق يعني کودک.......................
او ميخواند و اشکش در آمده بود..
ساسان گفت درياي غم اردک ندارد
صورتم خنديد لبانم لرزيد دلم اتش گرفت......
نتوانستم بگويم من همان اردکم
غمي فلسفي جانم را خورد و هنوز سير نشده
از تو عبور کردم وقتي فهميدم سارا زيباست و مينا مي لنگد
چند روزي لنگيدم
پايم را زير چرخ نيسان آبي رنگ سبزي فروش گذاشتم تا هميشه بلنگد
از تو عبور کردم وقتي پايم سمج شد...
از تو عبور کردم وقتي فهميدم حسي که به مهري پيدا کردم اسمش شک است
به نادر گفتم پاي غلامحسن آهنيه.. خنديد..
از تو عبور کردم وقتي همه به پاي لخت غلامحسن نگاه ميکردند و من به چشمان
ريز سرخ شده اش...
آخ...................................
کيف نوام را وقتي به خاطر نخ خواستن همان پسري که اسمش يادم نيست داشتم
شکاف ميدادم يادم مانده...
انشايي که اولش نوشتم بياد خداوند ... ۱۲ شدم
گناه بزرگي بود که ميدانم خدا نميبخشد...
از تو عبور کردم وقتي گفتم اشتباه کردم
از تو عبور کردم از تو عبور کردم..
نمي دانم چرا چشمم خيس شده
نميدانم چرا مدام چشمانم خيس ميشود
نميدانم چرا وقتي از تو عبور ميکنم اينطور ميشود
نميدانم چرا هنوز منتظر ممد حسنم
شايد دليلش اين است که همه به من ميگويند دکتر ... آقا...استاد..
حتي احمد هم مرا نميشناسد
و سارا يادش نيست وقتي موهايش را ميکشيدم به من ميگفت عوضي...
نميدانم چرا هيچکس اسمم را نميداند ديگر...
شايد چون ...
روي کيبوردم خيس شده H نميدانم چرا الان دکمه ي
باران حرف اول اسمم را از کجا ميداند؟
باران از کجا ريخت؟ ما که سقفي بالاي سرمان داريم
و پنجره اي ...هر چند گلي
باران چرا فقط يک قطره آمد...
از تو که عبور کردم بارانهايم اينگونه شده
فقط مرا خيس ميکند..
از تو عبور کردم...
نميدانم چرا هنوز با مني...
دوست دارم بميرم
شايد آنوقت......
از تو عبور کردم
......
FREE.FORBIDDEN@YAHOO.COM
ارسال شده توسط آزاد | May 19, 2010 6:10 PM
ارسال شده در May 19, 2010 18:10
سلام اقا کامران تولدتون مبارک
ارسال شده توسط حسام | May 19, 2010 6:22 PM
ارسال شده در May 19, 2010 18:22
سلام به داداشی کامران مهربونی که شاید اگه یه کمی مهربون تر بود حداقل یه سر به وبلاگ هواداری خودش میزد!
وبلاگی که شاید نویسنده اش چشمش خشک شد به در تا شاید کامران یه تکه پا یه سری به وبلاگش میزد!
شاید اگر کمی مهربانتر بود می آمد!
شاید...
ولی بالاخره باید کمی مهربانتر شود!بیاید به جشن تولد خودش!
کامران پاشو بیا اینقدر ما رو چشم انتظار نذار!
ارسال شده توسط سارا نصیریان | May 19, 2010 7:08 PM
ارسال شده در May 19, 2010 19:08
تولدت مبارک داداش گلم...(شرمنده! من از این جمله های قشنگ قشنگ بلد نیستم)
شکوفه های صورتی فدای مهربونیات...
ارسال شده توسط سونیا | May 19, 2010 7:17 PM
ارسال شده در May 19, 2010 19:17
به به سلام کامران جون اقاتولدتون مبارک ایشالا به همه ارزوهات برسی همیشه موفق باشی تو زندگیت تو کارت بینظیر باشی مثل همیشه به همراه خونوادت روزهای خوبی رو پیش رو داشته باشیدخدا همیشه حافظ ونگهدارتون
ارسال شده توسط سینا | May 19, 2010 8:28 PM
ارسال شده در May 19, 2010 20:28
بابا یکمی خودتو تحویل بگیر....
آپی ...تبریکی....
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | May 19, 2010 9:39 PM
ارسال شده در May 19, 2010 21:39
امیر کیان عزیزم پدرت امروز به خانواده اش هدیه شد. این روز قشنگ بر تو ومادرت مبارک.
ارسال شده توسط مرا ازخاطرت نبر | May 20, 2010 12:50 AM
ارسال شده در May 20, 2010 00:50
سلام حاج آقا
خوبید؟
از امروز که چه عرض کنم الان باید بگم دیروز صبح هی می خواستم بیامتولدتون رو تبریک بگم؟
اما وقتی می اومدم اینجا دلم می گرفت
امسال که شما اینجا نیستید!!!!!
کیلومتر ها دورترید!
کاشکی زود برگردید
تولدتون مبارک
به امید اینکه سال دیگه این موقع ایران باشید.....
التماس دعا
ارسال شده توسط مریم | May 20, 2010 2:28 AM
ارسال شده در May 20, 2010 02:28
سلام داداشی تولدت مبارک...با تاخیر...این دو روزه هر کاری کردم نظرم ثبت نشد ولی حالا می بینم بقیه را قبول کرده !؟
امیدوارم صدمین اردیبهشت زندگیت را با دلخوشی و سلامتی در کنار عزیزانت جشن بگیری . زیر آسمان ایران...
ارسال شده توسط سهراب | May 20, 2010 6:06 AM
ارسال شده در May 20, 2010 06:06
سلام آقا
تولدتون مبارک البه با یه کم تاخیر
یا علی
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 20, 2010 10:00 AM
ارسال شده در May 20, 2010 10:00
vaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaay kamrane azizam tavalodet key bud ke man nafahmidam.alan dashtam kamenta ro mikhundam didam.
bebakhshid ke dirshod.valy man ba tamame vojudam az tahe ghalbam..tavalodeto tabrik migam .va arezoomande arezoohat hastam.
ارسال شده توسط arash | May 20, 2010 10:12 AM
ارسال شده در May 20, 2010 10:12
"chera bar nemigardin iran"
نون جیره خوری بهش مزه کرده چرا برگرده ایران؟
ارسال شده توسط پریما از نجف آباد اصفهان-تیران | May 20, 2010 11:49 AM
ارسال شده در May 20, 2010 11:49
سلام .تولدت مبارک کامران نجف زاده.شرمنده من میدونستم دیروز تولدتون ولی اصلا وقت نشد تبریک بگم.برایت آرزوی بهترین بودن میکن
ارسال شده توسط خسته | May 20, 2010 12:07 PM
ارسال شده در May 20, 2010 12:07
سلام
نه ...مثل اینکه همون آقای نجف زاده این ..بی هیچ تغییر و کم و کاست..ما هم که...
چاره چیه؟ ..شاید ما توقعمون زیاده..
هرجا هستین موفق باشین..
باز هم تولدتون مبارک
ارسال شده توسط الهه | May 20, 2010 2:27 PM
ارسال شده در May 20, 2010 14:27
فوق العاده زیبا بود
راست میگن که حرفی که از دل بر آید بر دل نشیند
ممنون آقای نجف زاده ی دوست داشتنی
ارسال شده توسط نجمه | May 20, 2010 2:30 PM
ارسال شده در May 20, 2010 14:30
salam !
rast migan melat ha!
chera nemiain pas?
nakone mikhain oonja moondegar shin...ha?
arghavane ma toie agha kami!
ارسال شده توسط mohadeseh | May 20, 2010 6:02 PM
ارسال شده در May 20, 2010 18:02
پریما جونم برو تو همون سایت محبوبتون ببین جرات می کنه چرت و پرت و توهینی که به خبرنگار قلب های ما کردی اگه براش بنویسی منتشر کنه؟اما کامران بی احترامی تو رو هم تایید کرد.برو فکر کن به دموکراسیتون.
ارسال شده توسط جوابیه به پریما از نجف آباد اصفهان | May 20, 2010 9:15 PM
ارسال شده در May 20, 2010 21:15
salam.mikhastam begam ghadre khodeto bedoon dari khodeto zaye mikoni
ارسال شده توسط علی از واشنگتن | May 20, 2010 9:21 PM
ارسال شده در May 20, 2010 21:21
سلام کامران عزیز
ما اگه یه سوال بخوایم ازت بپرسیم پاسخش رو چه جوری به ما میدی ؟
کامران عزیز آیاصداوسیما با فرستادن شمابه فرانسه یه جورایی شما رو به قول معروف نفرستاده دنبال نخود سیاه ؟!،که کمتر فقر وسادگی مردم ایران رو به دنیا نشون بدی ؟
البته ناگفته نمونه که این احساس شخصی بنده است
امیدوارم پاسخش رو بهم بدی ...
که میدونم نمیدی!!!
(نه به خاطر مشغله و... بلکه بخاطر ملاحظات سیاسی !
که صد البته امیدوارم اینجوری نباشه)
ارسال شده توسط علیرضا | May 20, 2010 9:47 PM
ارسال شده در May 20, 2010 21:47
سلام
خيلي اتفاقي وبتون را پيدا كردم واين پيدا شدن به اندازه ي پيدا كردن يه حس خوب توي گذشته هاي دور نوستالژيك بود
ارسال شده توسط مائده معين الديني | May 20, 2010 11:00 PM
ارسال شده در May 20, 2010 23:00
چه اسفندها... آه!
چه اسفندها دود کردیم
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند این روزها می رسی
از همین راه!
وقتی تو نیستی...
ارسال شده توسط سید ناصر | May 20, 2010 11:29 PM
ارسال شده در May 20, 2010 23:29
باید از خویش بپرسیم چرا حجت حق
خیمه را امن تر از خانه ما می داند؟!
"اللهم عجل لولیک الفرج"
ارسال شده توسط مسافر | May 20, 2010 11:49 PM
ارسال شده در May 20, 2010 23:49
سلام دوباره
خوبیم وشما که احوالمون رو میپرسید بهتر هم
میشم ...
این سوالی بود که مدت ها(از بعد انتخابات و...) ذهن من رو مشغول کرده بود...
خوشحالم که حداقلش من اشتباه میکردم ...
راستی از گزارش "آنها که عید ندارن"خیلی لذت بردم...
ارسال شده توسط علیرضا | May 21, 2010 1:04 AM
ارسال شده در May 21, 2010 01:04
درياى جمال
ســــــر زلفت به كنارى زن و رخسـارگشــا
تا جهــان محــو شود، خرقـه كشـد سوى فنا
به سـر كــوى تـو اى قبلــه دل، راهـى نيست
ورنه هــــرگز نشـــــوم راهــى وادىّ "مِنا"
از صفـــاى گـل روى تو هر آن كس برخـورد
بَـــــــركَند دل ز حريم و نكُند رو به "صفا"
طاق ابـروى تو محـراب دل و جـان من است
مــــــن كجا و تو كجا؟ زاهد و محراب كجا؟
ملحد و عــارف و درويش و خراباتى و مست
همـــه در امــــرِ تو هستند و تو فرمانفرما
خرقــه صوفى و جــام مى و شمشيـر جهـاد
قبلـهگاهى تو و اين جملـه، همـه قبلـه نمـا
رَسَـــم آيا به وصـــــال تو كه در جان منى؟
هجــر روى تو كه در جــان منى، نيسـت روا
ما همـه مـوج و تو درياى جمالى اى دوسـت
ارسال شده توسط علیرضا یزاف | May 21, 2010 9:51 AM
ارسال شده در May 21, 2010 09:51
سلام صبح بخیر وبلاگ ابجی مهدیه پوریادگار به عنوان برترین وبلاگ ماه انتخاب شد برای عرض تبریک بدو بدو بیایید به وبلاگش سریع زود
http://www.mahdiehpouryadegar.blogfa.com/
ارسال شده توسط وحیدبهروز | May 21, 2010 11:20 AM
ارسال شده در May 21, 2010 11:20
سلام کامران جان . حال واحوالت چطوره داداش ؟ انشاا.. که خوب باشی. واقعا دلتنگم ، لحظه شماری می کنم تابستون بیاد و باز به بهانه همایش مدیران دفاتر دورهم باشیم. هیچ جا ایران نمیشه با همه گرفتاری ها و سختی هاش .. .// قربانت داداش
ارسال شده توسط کاظم روحانی نژاد | May 21, 2010 12:15 PM
ارسال شده در May 21, 2010 12:15
سلام.تولدت مبارک(با دو روز تاخیر)
امیدوارم امسال جزء بهترین سالهای زندگیت باشه
تولدت مبارک
موفق باشی
ارسال شده توسط شادن | May 21, 2010 1:09 PM
ارسال شده در May 21, 2010 13:09
salam...khubid?....nemidunam unja khili qaribi ro hes mikoni ya na...ama 2a mikonam khoda hamishe tamam lahazatet ro rangi kone....bara manam 2a kon....shad bashi...molana ali!
ارسال شده توسط fateme jafarizadeh | May 21, 2010 5:27 PM
ارسال شده در May 21, 2010 17:27
تولدت مبارک عزیز اردی بهشتی...
سلام
ارسال شده توسط کـــــــژال | May 21, 2010 7:18 PM
ارسال شده در May 21, 2010 19:18
salam kamran jun:
nemiduni cheghadr delam gerefte ...baz khub shod injaro daram ke biam .aslan esmeto ke miaram hamin joori delam baz mishe...
.. bebin to aslan nemikhad bargardi iran!!!
dele manam aslan barat tang nashode!!!
matlabe jadidam nemikhad benivisi!!!
bye.a
ارسال شده توسط arash | May 21, 2010 8:01 PM
ارسال شده در May 21, 2010 20:01
سلام
خداقوت
با عنوان
"به كوري چشم سران فتنه،"حسين قدياني" را تكثير ميكنيم!"
به روزیم و منتظر خواندن نظر شما و البته ديدن گزارش هاي خوبتان البته از وطن
التماس دعا
یاعلی
ارسال شده توسط انديشه روشن | May 22, 2010 2:15 AM
ارسال شده در May 22, 2010 02:15
سلام کامران و کامرانیان
اینقدر این کامنتام رو تکرار میکنم شاید یروز خودتو قانع کردی یجوری جواب دادی
کامران تو اصلا چت شد یبار سیاسی شدی؟؟؟؟؟
بابا خداوکیلی تو کار تو موندم من
هیچوقت مردونگی و فتوت علوی رو از خودت دور نکن
بازم کامنت همیشگی رو میذارم برات
شاید یروز توانایی این رو در خودت دیدی که یه قرار بذاری باهات بحث کنم
......................
هر كس بد ما به خلق گويد
ما چهره به غم نمي خراشيم
ما نيكي او به خلق گوييم
تا هر دو دروغ گفته باشيم.
زندگی در گذر است و موسوی و امثال موسوی و من و شما هم رفتنییم.
اما…………………………..
درود بر رهروان واقعی و بی غل و غش راه سبز علوی
میانیم به رهت یا حسین
هرچند نخواهند تحمل کرد
یا حسی________________________________ن
.........................
شاید کمی بی انصافی باشه تو رو به کهریزک نسبت بدم
ولی بدون چقدرررررررررررررررر بی انصافیه که یاران انقلاب رو اینجوری پراکنده کردید
هرچند معتقدم: بقول موسوی بکشید ما را قویتر میشویم.
هرچند خطاهایی بود از هر دوطرف ولی یکطرفه به قاضی رفتی قاضی!!!!!!
ارسال شده توسط امیرم | May 22, 2010 11:59 AM
ارسال شده در May 22, 2010 11:59
سلام اقای نجف زاده کجایی نیستی؟ نگرانتون شدیم نکنه شما رو هم دور از جون گرفتن؟!!:)
راستی بعد از یه تاخیر 3 روزه تولدتون رو تبریک میگم الن فهمیدم!!ایشالا 120 سال عمر باعزت خدا بهتون بده!
وااای من امروز امتحان دین وزندگی داشتم! واویلااا "نهایی"!! خیلی زشت بود سوالاش همش جدید بوووود:(( خدا لعنتشون کنه!!
راستی شما نمیخوای اپ کنی پست جدید بذاری؟!!؟؟
موفق باشید!
در پناه حق!
ارسال شده توسط یه دانش آموز سال سومی بدبخت!! | May 22, 2010 12:10 PM
ارسال شده در May 22, 2010 12:10
ببین خیلی بچه پوروو هستی واقعا ازت بدم میاد. اینم یک نظر درسته؟
ارسال شده توسط ADIOS | May 22, 2010 12:55 PM
ارسال شده در May 22, 2010 12:55
سلام آقای نجف زاده.ممنونم که بهم سر زدید.با آدرس اون یکی وبلاگم کامنت گذاشتم تا لطفتون شامل حال اونم بشه..WWW.A3MUNI.BLOGFA.COM
WWW.GULE-BARFI.BLOGFA.COM
ارسال شده توسط باران | May 22, 2010 1:40 PM
ارسال شده در May 22, 2010 13:40
با سلام
........ مطمئن بودم كه با او نسبتي داريد.!
انجمن فرزانگان كوير
.
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان كوير | May 22, 2010 5:30 PM
ارسال شده در May 22, 2010 17:30
سلام کامران جان ، خوبی داداش ، قربانت داداش .
ارسال شده توسط محمد کاظم روحانی نژاد | May 22, 2010 7:04 PM
ارسال شده در May 22, 2010 19:04
سلام. خوشحالم از اینکه سایتتونه و پیدا کردم.
من گزارشای خبری شما رو خیلی دوست دارم.
هنوز شهری که برا جوجتون گفته بودین و تو برنامه ی صندلی داغ خوندین و یادمه. من پشت کنکوریم. به خاطر قبولی بد سال قبلم بدجور ضربه خوردم.
اما تصمیم گرفتم خدا رو جانشین همه ی نداشته هام بدونم.
من یه وب دارم که خوشحال میشم بهم سر بزنین.
اسم وبمو گذاشتم خودم و خدا و زندگی.
میخوام به خدا نزدیک شم آخه خیلی ازش دورم.
میخوام یکی کمکم کنه گرچه برا خدا خودم و خودش کافیه.اما این بنده ی دنیایی
حریصتر از اونیه که بتونه به همین راحتی اسمونی شه.
کمک کنین آسمون 69 بشه آبی آبی.
منتظر حضورتون هستم. راستی لینکوندمتون.
موفق باشین.
ارسال شده توسط شاه پری قصه | May 22, 2010 7:21 PM
ارسال شده در May 22, 2010 19:21
سلام.همين امروز سر کلاس ذکر خبرت بود.خاطرات روزانه ات را مينويسي؟مگر شروع تکردي از همين امروز شروع کن. 30 سال ديگه قيمت داره.خودت چطوري؟؟ مردم پاريس روحيه هاي ايراني ها رادارند؟راستي شجاعي جاي تو را در اذيت کردن من گرفته!خانواده را سلام برسان اميرکيان را هم ببوس تا ميتوني فقط lisinig او را تقويت کن.تا بزرگتر شد با سرعت زبان فررانسه را ياد بگيره.التماس دعا...کمترين
ارسال شده توسط شريفي | May 22, 2010 7:59 PM
ارسال شده در May 22, 2010 19:59
سلام آقای نجف زاده
خسته نباشید
آقا یه سر به ما بزنین دیگه نمی آین منتظر حضور سبز و گرمتون هستم
یا علی
حق نگهدارتان
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 22, 2010 8:07 PM
ارسال شده در May 22, 2010 20:07
سلام آقای نجف زاده
خسته نباشید
آقا یه سر به ما بزنین دیگه نمی آین منتظر حضور سبز و گرمتون هستم
یا علی
حق نگهدارتان
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 22, 2010 8:08 PM
ارسال شده در May 22, 2010 20:08
سلام.باورکن امروز ذکرخبرت بود.شجاعي جاي تورا در اذيت کردن من گرفته.اميرکيان را با listiningتقويت من که برگشتي فقط درو کنه.مخصوصا التماس دعا
ارسال شده توسط شريفي | May 22, 2010 8:18 PM
ارسال شده در May 22, 2010 20:18
سلام و درود
با عکس
"ماندن ورفتن"
به روزم
خوشحال میشم ببینیدونظر بدید ...
ارسال شده توسط علیرضا | May 22, 2010 8:57 PM
ارسال شده در May 22, 2010 20:57
سلام کامران
امشب گزارشتو در مورد کن که نه قصه های مجید دیدم
گفتم حتما باید برات پیغام بذارم.
می دونم که نمی شناسی منو.میدونم.
من. تو.و بچه های عشق فوتبال دانشگاه
اره یادت که نرفته سالهای 76. 77 دانشگاه iتو محوطه دانشگاه کلی با هم فوتبال بازی می کردیم.یادش بخیر.
راسی کامران مواظب خودت باش.
خوشحال می شم در ارتباط باشیم.
قر بانت جواد(نوری ریکا)
ارسال شده توسط نوری ریکا | May 22, 2010 11:43 PM
ارسال شده در May 22, 2010 23:43
سلام
به نیت خواندن مطالب وبلاگتون نیامدم.فقط یه انتقاد دارم :
با اجازه...
آقای نجف زاده از وقتی رفتید فرانسه دوز نوستالژی گزارشاتتون خیلی خیلی زیاد شده. قبول که خاطرات کودکی، کارتون های ان زمان، همه و همه این چیزها قشنگه ولی نه دیگه اینقدر. دل همه برای گزارش های تیزبینانه و جسورانه شما تنگ شده. لطفا از داستان تعریف کردن دست بردارید.
ارسال شده توسط فرفوریوسه | May 22, 2010 11:56 PM
ارسال شده در May 22, 2010 23:56
گزارش امشبتون فوق العاده بود آقای نجف زاده. خیلی باهوشین. چقدر قشنگ اتفاقات کن رو مرور کردین. استفاده از بی بی... واقعا دستتون درد نکنه. بعد از مدتها یه گزارش خوب و تاثیرگزار دیدیم.
ممنون
ارسال شده توسط حبیبه | May 23, 2010 12:26 AM
ارسال شده در May 23, 2010 00:26
سلام آقا
الان اینجا ساعت 1 شبه من یه آهنگ گذاشتم و دارم گوش می دم و مطالب سایت شما رو می خونم خدایش نوشته هاتون هم مثل گذارشاتون به دل آدم می شینه راستی اقا اگه امکان داره لینک گزارشاتون رو بدین البته اگه امکان داره
یا علی
ارسال شده توسط علی آذرخش | May 23, 2010 1:03 AM
ارسال شده در May 23, 2010 01:03
داداش خان
خوبی چه خبر بهم بیا سر بزن دیگه اخه وقتی تو میایی
به وبلاگم همکارات منو تحویل میگیرند ولی وقتی دیر میایی به ویلاگن همکارات منو اعتنا نمیکنند
بخدا من خیلی خبرنگارا رو دوست دارم از اون اقای دوربینی هم بیشنر دوستون دارم
منتظرم بازم بیایی تولدت هم مبارک
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
ارسال شده توسط وحیدبهروز 'گنبد کاووس استان گلستان | May 23, 2010 8:17 AM
ارسال شده در May 23, 2010 08:17
سلام دوست عزیزم – اگه تاکنون به وب "سلامت روان- سایت روانشناسی" تشریف نیاورده اید و از پست جدید آن دیدن نفرمودید و از سویی علاقمند به مطالب روانشناسی هستی، در وب زیر منتظرحضور گرمتون هستم و پیشاپیش از نظرات مفیدتون صمیمانه سپاسگزارم.
با تشکر و تقدیم احترام – احمد فلاح
www.affa110.blogfa.com
ارسال شده توسط احمد فلاح | May 23, 2010 9:36 AM
ارسال شده در May 23, 2010 09:36
سلام
اگر امریکا به ایران حمله کند.....
ارسال شده توسط سيد ياسين | May 23, 2010 10:38 AM
ارسال شده در May 23, 2010 10:38
omadam begam emtahane dini sakht nabood!kelas nemizaram vali sakht nabood!ye kam mafhoomi!2a konin 20sham!
ارسال شده توسط parinaz | May 23, 2010 12:04 PM
ارسال شده در May 23, 2010 12:04
سلام
با احترام آیا در مورد صبا فروزنده چیزی شنیده اید
ارسال شده توسط سها | May 23, 2010 1:09 PM
ارسال شده در May 23, 2010 13:09
سلام
از کجا اين داستان به ذهنت رسيد
با جودي ميديديم فنرام زد بيرون
جوديم خيلي تشکر کرد
خيلي عجيب غريب بود
ايول بابا
ارسال شده توسط محمد دلاوري | May 23, 2010 2:31 PM
ارسال شده در May 23, 2010 14:31
زنگ خورد
ناظم صبح سر صف آمد ...
توی برنامه صبحگاهی
رو به خورشید کرد و گفت :
باز هم دفتر مشق دیروز خط خورد
وکتاب شب پیش را
ماه با خود برد
آی خورشید !
روی این آسمان
روی تخته سیاه جهان
با گچ نور بنویس ...
زیر این گنبد گرد و کور و کبود
آدمی زاد هرگز
دانش آموز خوبی نبود ...........
ارسال شده توسط مینا خاندانیها | May 23, 2010 2:55 PM
ارسال شده در May 23, 2010 14:55
خورشیدم و شهاب قبولم نمی کند
سیـمرغم و عقــاب قبولم نمی کند
عریانترم ز شیشه و مطلوب سنگسار
این شـهر بی نقـاب قبولــم نـمی کند
ای روح بی قرار چه با طالعت گذشت؟
عکسـی شـدم که قاب قبولم نمی کند
این چندمین شب است که بیدار مانده ام
آن گــونـه ام کـه خـواب قـبـولـم نمی کند
گفتــم که با خیــال دلــی خــوش کنــم
ولی با این عطش سراب قبولم نمی کند
بی سایه ی تار خویش حضوری ندیده ام
حــق دارد آفـتــاب قبــولـــم نمــی کند...
لينكتون كردم
ارسال شده توسط سعيد مالك پور | May 23, 2010 3:08 PM
ارسال شده در May 23, 2010 15:08
زبان مادرش را مي بريدند
پسر همسايه بد خلق را بيشتر دوست داشت و به او ميگفت:نميذارم بيگانگان با تو بد كنند
خبرنگار شبكه خبر يه گزارش تهيه كرده درباره اينكه هاليوودي ها چهره اعراب رو خشن و عقب مانده ترسيم مي كنند و براي اينكه بد نباخته باشه بعضي وقتا به جاي اعراب ميگفت خاور ميانه
واي كه حالم از اين آدما كه به هم ميخوره
كاش يه كم عرق وطن پرستي تو وجودشون باشه
جناب آقاي نجف زاده اگر سكوت كنيم ،
ايران ما ؛ شير بي يال و دم مي شود.
شما چه مي كنيد؟
ارسال شده توسط سعيد مالك پور | May 23, 2010 3:24 PM
ارسال شده در May 23, 2010 15:24
آقای نجف زاده
گزارش زیبایت را از کن دیدم که چه ظریف و کوتاه به عناصر کج فهمی آدمها اشاره کرده بودی . آنجا که بی بی نماد وطن و مجید نماد فرزند بود سخنانی که از چگونگی تهیه عطر شروع میشود و به مجموعه آدمهای به ظاهر معطر فستیوال میرسد.من تاسف میخورم برای برای هموطنان داخل و خارج از کشور که حتی تحمل یک نفر مخالف را ندارند. خانم رضایی تنیسور خوش آتیه که مورد حمله افرادی قرار گرفته که فقط یاد گرفته اند که روزگار خود را با هجمه به دیگران سپری کنند،و تحمل مخالف را به هر صورت ندارند. بگذریم ولتر میگوید: "دوست دارم بدانم که انسان در خط سیر خود از حالت توحش به مدنیت چه گام هایی برداشته است"
تفاوت تو با خیلی ها در این است که خط توحش را دوست نداری و معتقدی که مدنیت به دور از بلوغ فکری انسانها محتمل نیست. پس تلاش میکنی فقط حقیقت را در لباس حقیقت عرضه کنی .
ارسال شده توسط آسمان | May 23, 2010 3:41 PM
ارسال شده در May 23, 2010 15:41
وبلاگ های شور-عشق-حماسه تقدیم به همه ی حماسه آفرینان8سال دفاع مقدس:
iran-87.blogsky.com
053450.blogsky.com
«به امیدانکه خوب باشیم-خوب بمانیم وخوب برویم
ارسال شده توسط فقط عاشق شهدابیایند | May 23, 2010 6:22 PM
ارسال شده در May 23, 2010 18:22
سلام .شنيدم پرسصپوليسي دو آتيشه اي؟ راسته؟ اگه اينجوري باشه واقعا ازت نااميد شدم. نشنيدي مي گن پرسپوليسي ها عقل ندارن؟
ارسال شده توسط پريزاد | May 23, 2010 8:32 PM
ارسال شده در May 23, 2010 20:32
اینک که شهر، شعله ور از بی خیالی است
جای برادران غیورم چه خالی است
جای برادران غیوری ککه بعدشان
این شهر در محاصره ی خشکسالی است....
سالروز آزادسازی خرمشهر مبارک باد
ارسال شده توسط مسافر | May 23, 2010 11:31 PM
ارسال شده در May 23, 2010 23:31
سلام
گزارشتون رو پريشب ديدم از كن، عالي بود
با "داستان يك شهر..."
بروز هستم
خوشحال ميشم سري بزنيد
ارسال شده توسط گُلي | May 24, 2010 12:19 AM
ارسال شده در May 24, 2010 00:19
از فاطمه شنیدم تولدتونه مبارکه آقا
(البته با چند روز تاخیر )
ارسال شده توسط بهار | May 24, 2010 12:44 AM
ارسال شده در May 24, 2010 00:44
راستی میشه آدرسه دقیق اون حمامیه پاریس رو بدید؟
ارسال شده توسط بهار | May 24, 2010 1:01 AM
ارسال شده در May 24, 2010 01:01
بستردني است آنچه بنگاشته ايم
افكندني است آنچه افراشته ايم
(اسم شاعر فراموشم شده)
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط لنا | May 24, 2010 8:26 AM
ارسال شده در May 24, 2010 08:26
سلام
تولد وبم قاصدک. میاین؟!
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 24, 2010 9:25 AM
ارسال شده در May 24, 2010 09:25
با خرداد پر داد بروزم
قلمت روان حضورت پايدار
ارسال شده توسط علي بابا | May 24, 2010 9:49 AM
ارسال شده در May 24, 2010 09:49
سلام ، خوبيد ؟
خوشحال مي شم بتونم واستون يه سايت طراحي كنم .
شما قلم قشنگي داريد ، اما راستش سايتتون ....
اينا نمونه كار هام هست :
fifa2010.assanmotor.com
consumers.golestan.com
ارسال شده توسط زهرا فلاحي | May 24, 2010 10:42 AM
ارسال شده در May 24, 2010 10:42
سلام من دوست دارم خبرنگار یا گزارشگر تلویزیون بشم راهنماییم میکنید....
ممنون میشم.
ارسال شده توسط سید جواد | May 24, 2010 12:06 PM
ارسال شده در May 24, 2010 12:06
با مطلب آزادیه خرمشهر به روزم
ارسال شده توسط بهار | May 24, 2010 12:36 PM
ارسال شده در May 24, 2010 12:36
سلام.کجایی پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دیگه وقتش نشده بیای تو مملکت خودمون؟؟؟؟؟؟؟راستی تولدتون هم خییییییییییلی مبارک همراه با بهترین آرزوها.
ارسال شده توسط زهرا | May 24, 2010 1:11 PM
ارسال شده در May 24, 2010 13:11
سلام
یک ایمیلی دریافت کردمدر مورد جسد فرعون مصر (فرعون زمان حضرت موسی)که باعث مسلمان شدن یک دانشمند فرانسوی شد گفتم شاید براتون جالب باشه یا حتی بش با این موضوع گزارشی تهیه کرد.(جسارت نمیکنم فقط درحد پیشنهاد به ذهنم رسید)اگه یاهومیل یاری کنه براتون میفرستم.
در پناه حق
یا علی
ارسال شده توسط maryam | May 24, 2010 1:35 PM
ارسال شده در May 24, 2010 13:35
جالب بود
ارسال شده توسط آسمان نشین | May 24, 2010 3:29 PM
ارسال شده در May 24, 2010 15:29
دوستی یعنی:
تو غمگین من غمگین
توشاد من شاد
تو گریه می کنی من گریه می کنم
تو می خندی من می خندم
تو می خوری زمین من هنوز می خندم.
امیدوارمبتوانم دوست خوبی باشم!
ارسال شده توسط اتنا قجری | May 24, 2010 4:23 PM
ارسال شده در May 24, 2010 16:23
بسم رب شهداء خرمشهر
برای شادی روح شهداء (مخصوصا جهان آرا)،صلوات
قسمت نشود روی مزارم بگذارند
سنگی که گل لاله بر آن نقش نبسته...
قزوه
می شه برگردی؟لطفا!
ارسال شده توسط معصومه | May 24, 2010 5:42 PM
ارسال شده در May 24, 2010 17:42
سلام مهربون اپم
اگه سر بزنی خوشحال
میشم
ارسال شده توسط امین | May 24, 2010 7:54 PM
ارسال شده در May 24, 2010 19:54
سلام به داداشی کامران گلم !
خوبی داداشی؟!امیدوارم که خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی...خیلی خوب باشی! و ایام خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ...خیلی به کام باشه!
گزارشت که راجع به کن و عطر و بی بی و...بود خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ...خیلی قشنگ بود!
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی...خیلی کیف کردم! خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ...خیلی ممنونم!
و خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ...خیلی دلم برات تنگیده !
راستی یادم به اون کارتونی افتاد که دختر کوچولوه نمی تونست بگه خیلی خیلی میگفت کیلی کیلی!اسمش چی بود؟! یادم نمیاد!
همین دیگه!
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ...خیلی مراقب خودت و خانواده ی گلت باش!
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی...خیلی دوستت دارم داداشی گلم!
ارسال شده توسط سارا نصیریان | May 24, 2010 7:57 PM
ارسال شده در May 24, 2010 19:57
سلام هنوز به روز نکردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شلوغه ها سرتون !
ارسال شده توسط صاد | May 24, 2010 8:54 PM
ارسال شده در May 24, 2010 20:54
از اسم فامیلت معلوم بود دلت با این جماعت نیست...
ارسال شده توسط ملت | May 25, 2010 1:08 AM
ارسال شده در May 25, 2010 01:08
با سلام کامران نجف زاده عزیز
گروهی از دانشجویان مهندسی صنایع ( البته ترم آخر) کل کشور هستیم که زمانی خبرنگار هم بوده ایم در ایسنا و باشگاه و...
یک سایت خبری راه اندازی نموده ایم
اگر راهنمایی کنید ممنون می شویم
قربان شما
ادمین
ارسال شده توسط ادمین | May 25, 2010 1:15 AM
ارسال شده در May 25, 2010 01:15
سلام
خداقوت
ما بازم آپ كردم يعني بازم دوست داريم بياين و بهمون سر بزنين ...
"خاندان خمینیاش گم شد ..."
منتظريم.
التماس دعا
اگه خدا قسمت كنه نجف و كربلا دعاگو خواهم بود ...
پس شما هم برام دعا كنيد ...
ارسال شده توسط انديشه روشن كوچك | May 25, 2010 1:21 AM
ارسال شده در May 25, 2010 01:21
سلام داداشم!
خوبی؟
قناری، چقدر طولانی شد انتظارمان برای مطلبی جدید ...
می دانم که می دانی انتظار چقدر سخت است...
به انتظارمان پایان ده ...
البته با جملاتی برخاسته از دل خودت می دانی که همه دیوانه ادبیات دوستداشتنی و خواستنی ات هستیم
برایمان از آنجا بگو، از غربت ، از زیباییهایش، زشتی هایش ، یادت می آید خودت گفتی در سال جدید می خواهی برایمان از آنجا بگویی
بگو...
ما منتظر می مانیم...
منتظر می مانیم...
می مانیم...!!!
ارسال شده توسط شب شکن | May 25, 2010 11:34 AM
ارسال شده در May 25, 2010 11:34
خیلی کم پیدا شدی0کجایی0چه میکنی
ارسال شده توسط خسته | May 25, 2010 1:57 PM
ارسال شده در May 25, 2010 13:57
خدا رو دوست دارم.....
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با هر username كه باشم،
من را connect می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند .
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه friend برای منadd می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه wallpaper كه update می كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می گذارد هر جایی كه می خواهم Invisible بروم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی كند.
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اجازه، undo كردن را به من می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه من را install كرده است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت به من پیغام line busy نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اراده كنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه دلش را می شكنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، كافیه فقط
به دلم سر بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تلفنش همیشه آنتن می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه شماره اش همیشه در شبكه موجود است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت پیغام no response نمی دهد خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هرگز گوشی اش را خاموش نمی كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه نامه هاش چند كلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو كارش نیست
خدا را دوست دارم ، بخاطر اینكه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با كس دیگری حرف می زنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه من را برای خودم می خواهد، نه خودش خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه فقط وقت بی كاریش یاد من نمی افتد خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم از یكی دیگر پیشش گله كنم، بگویم كه ….
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تنها كسی است كه می توانی جلوش بدون اینكه خجل بشوی گریه كنی، و بگویی دلت براش تنگ شده
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم
خدا را دوست دارم به خاطر اینكه از من می پذیرد كه بگویم :
خدا را دوست دارم
ارسال شده توسط parinaz | May 25, 2010 4:42 PM
ارسال شده در May 25, 2010 16:42
کامران کجایی؟!
دلم برات یه ذره شد!
ارسال شده توسط سارا نصیریان | May 25, 2010 6:09 PM
ارسال شده در May 25, 2010 18:09
اقای نجف زاده.
شما را دوست دارم .می دانی چرا؟چون دوست و دشمنت در هوش و استعدادت شک ندارند.چون خودت را به زر و زور و تزویر باند بزرگ اکبرتشخیص نفروختی.خداودعاهای خیر میلیونها ایرانی که از باندبازی های آقایان سالها ضربه خوردند و حالا بالاشهری ها و خارج نشین ها برایشان سینه چاک می کنند همراه تو باد.
ارسال شده توسط یک ایرانی که نیاوران زندگی نمی کند. | May 25, 2010 7:05 PM
ارسال شده در May 25, 2010 19:05
فوري فوري
به تازگی اعراب یک نظرسنجی برای تغییر نام خلیج فارس با نام مجعول خلیج ع ر ب ی و پیشنهاد آن به گوگل راهاندازی کردهاند.
به لینک زیر بروید و در این رایگیری شرکت کنید و به خلیج فارس رای دهید:
http://www.persianorarabiangulf.com/index.php
با توجه به اینکه جمعیت اعراب بیشتر است همت همه ما برای مقابله با این تهاجم ضروریتر از گذشته است.
اطلاع رساني كنيد.
ارسال شده توسط سعيد | May 26, 2010 4:06 PM
ارسال شده در May 26, 2010 16:06
سلام .
خدا بهتون اونجا توفیق بده .
ممنون از گزارشهای متفاوتتون .
تو وبلاگم یک پست گذاشتم و یک سری سئوالاتی رو مطرح کردم از شما دوست عزیز می خوام باتوجه به تخصصی که دارید پاسخ گوی این مطالب باشید .
پیشاپیش تشکر می کنم .
ارسال شده توسط مجید قاضی پور | May 26, 2010 4:11 PM
ارسال شده در May 26, 2010 16:11
چرا نیستی؟ یه ماه شد بنویس دیگه منتظر چی هستی ؟ حوصلم سر رفت. امروز تولدمه ما هیچ ما نگاه
ارسال شده توسط زهرا | May 26, 2010 4:19 PM
ارسال شده در May 26, 2010 16:19
سلام آقا کامران
کی تشریف میارین
دلمون بسی تنگ شده است برایتان
بیا تا یه ناهار دور هم جمع بشیم
از نوع دوستان قدیمی
البته مهمان آقا جواد
ارسال شده توسط مدار | May 26, 2010 4:57 PM
ارسال شده در May 26, 2010 16:57
به این پستتون ربطی نداره اماالان گزارش گاوبازرا دیدم دیوونم کردین مادل دیدن این چیزها رانداریم واقعا موندم از چی این کارلذت میبرند
ارسال شده توسط زهرا | May 26, 2010 10:22 PM
ارسال شده در May 26, 2010 22:22
سلام
نمی دونی با چه حالی دارم این جملات را برایت می نویسم دستام می لرزه ،اما من می نویسم...
گزارش گاو بازیت را چند دقیقه ای است که دیده ام حال بدم هم به خاطر همان است چقدر تلخ بود هیچ کس تا حالا یه مسابقه گاو بازی را اینگونه گزارش نکرده بود من هم از مراحل این مسابقه وحشیانه آگاهی نداشتم
از صدات و لحنت می شد فهمید که داری با نفرت تمام گزارش میکنی..
گزارشت را با داداشم دیدم هر دومون همچنان محو در جعبه ی جادویی بودیم که گزارشت تموم شد من که قدرت اظهار نظر نداشتم اما برادرم که حالم را فهمیده بود البته می دانستم او هم حالی بهتر از من ندارد
بهم گفت "بعد میگن انسان اشرف مخلوقاته اگه عقلش تا همین حده پس نفرت به این انسان...
بعد هم برای عوض کردن جو با همان لحن طنز همیشگی اش گفت:باز خدا را شکر که ما گاو نشدیم
راست می گه آخه گاو بیچاره چه ظلمی در حقش کردند
اونا یه مشت آدم وحشی اند...
گزارشت با تمام تلخیش به دل نشست ...من که پسندیدم به عنوان یکی از بهترین گزارشهایی که از فرانسه دادی
عاشقتم داداش...
د.د
ارسال شده توسط شب شکن | May 26, 2010 10:34 PM
ارسال شده در May 26, 2010 22:34
فردا امتحان ادبیات دارم اگه تا صبح ساعت 8:00( به وقت ایران) این پیام را خوندی برام دعا کن دعای انسان دور از خانه و کاشانه زودتر برآورده می شود میدونی که..
مخصوصا اگه اون فرد آدمی مثل تو باشه..
ارسال شده توسط شب شکن | May 26, 2010 10:35 PM
ارسال شده در May 26, 2010 22:35
سلام
خیلی وقت بود چشم و دلم به گزارش های نجف زاده ای روشن نشده بود
تمام خستگی امتحانم از تنم در رفت ممنون
تا به حال فکر میکردم فقط تو کشور اسپانیا گاوبازی وجود داره فکر نمیکردم این بازی این قدر وحشیانه باشه یا یه فرانسوی اینقدر بی رحم.
ولی از قیافه ناراحتت که اخر گزارش نشون دادی فهمیدم ازاین حرکات چندشت شده و به ایران و بازیهای نرم و مهربانانه ایرانی افتخار میکنی
مثلا نون بیار کباب ببر اوج سخاوت و دست و دل بازی ایرانی هارو رو نشون میده!!!
متشکرم شادباشی
ارسال شده توسط یسنا | May 26, 2010 10:51 PM
ارسال شده در May 26, 2010 22:51
سلام امشب ازوقتی که گزارشتون رودیدم صحنه زخمی شدن اون گاوبخت برگشته جلوی چشممه.چقددلخراش بود.فکرکنم تاصبح خوابم نبره.
ارسال شده توسط مریم | May 26, 2010 11:22 PM
ارسال شده در May 26, 2010 23:22
سلام موسيو جان
واي هيچ وقت فكر نميكردم اين گاو بازي اينقدر وحشتناك باشه... همش فك ميكردم گاوها هستن كه گناهكارن...
الهي بميرم... واقعا اين گزارشتون ديد همه رو عوض كرد
عالي بود و فوق العاده مثل هميشه... من كه از ديشب ثانيه شماري ميكردم
ارسال شده توسط ياسمن | May 26, 2010 11:28 PM
ارسال شده در May 26, 2010 23:28
khyli aly booooooooooooooooooooooood
shoma vaghan khabarnegare khubi hasti
emshaba gozareshe gavbazi khyli khob bod
dastet dard nakone
khaste nabashi
ارسال شده توسط hamideh | May 26, 2010 11:29 PM
ارسال شده در May 26, 2010 23:29
ااااااااااااااااا .....پس چرا آپ نمی کنید ....مردیم از بس تکراری بود....اااااااااااااااا
ارسال شده توسط ویدا | May 27, 2010 1:13 AM
ارسال شده در May 27, 2010 01:13
سلام.خوبی؟چکار می کنی با این متمدن های وحشی؟تا حالا نمی دونستم فرانسوی ها هم گاو بازی دارند!
بعد از اینکه گزارش رفتار شاهکار ایرانی ها در کن را دیدم تازه معنی خفت دادن انتهای گزارشت را فهمیدم...خدا آخر و عاقبت ما را به خیر کند...
ارسال شده توسط سهراب | May 27, 2010 6:03 AM
ارسال شده در May 27, 2010 06:03
سلام به داداشی گلم
حال شما ؟ احوال شما؟خونواده خوبن ان شاالله؟
دیشب داداش گزارشتو دیدم...واقعا حیوانات بیچاره اونجا از حقوق بسیار بالایی برخوردارند؟؟؟!!!!!!!
ادم میتعجبه!ولی خودتم اخرش حالت بد شده بود مگه نه؟حقم داری.والا به خدا من هم اگه همچین چیزی میدیدم از نزدیک ...کف نمیزدم.باورکن!
ارسال شده توسط maryam_72 | May 27, 2010 11:48 AM
ارسال شده در May 27, 2010 11:48
سلام
من سر ساعت صفر عاشقی 28 اردیبهشت اومدم و
براتون پیام تبریک گذاشتم اما ارسال نشد. چند بار
دیگه هم اومدم و سعی کردم نشد....
حالا امیدوارم بشه. گرچه یک هفته گذشته اما:
**********************************************
تولدت مبارک خویشاوندی که چهره ات هم شبیهش شده!
***********************************************
ارسال شده توسط سخن | May 27, 2010 12:10 PM
ارسال شده در May 27, 2010 12:10
یک روز از خرداد راانتخاب کنید و دلیل انتخابتان رو بگید!
http://irish.blogfa.com/post-5.aspx
ارسال شده توسط ایریت | May 27, 2010 7:53 PM
ارسال شده در May 27, 2010 19:53
سلام ...آپم با یه روز خوب[گل]
ارسال شده توسط فرشيد | May 27, 2010 8:06 PM
ارسال شده در May 27, 2010 20:06
سلام به گرمی گزارش کامران نجف زاده اگر نیستم ببخشید دیگه فصل امتحان شده. نیستید اصلا؟؟؟؟/
ارسال شده توسط مهدیه معین زاده | May 27, 2010 8:32 PM
ارسال شده در May 27, 2010 20:32
می بینی چقدر کامی بعضی از طرفدارات هیچکدوم هواسشون به پاریس نیست همشون تو رو میبینن خوشحالی ؟
ارسال شده توسط زهره | May 27, 2010 8:36 PM
ارسال شده در May 27, 2010 20:36
واااااااای آقاااای نجف زاده این گزارش گاو بازیه همچین جالبم نبود
ارسال شده توسط ونوس | May 27, 2010 8:39 PM
ارسال شده در May 27, 2010 20:39
سلام
کاش اینجا الان به روز شده بود.
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 27, 2010 8:43 PM
ارسال شده در May 27, 2010 20:43
سلام آقا کامران خسته نباشید بابا گل کاشتی
میشه یه سر به وبم بزنی نظرتو راجع به مطلب چند وقته پیشم بگی
ممنون میشم
ارسال شده توسط دلتنگ | May 27, 2010 8:47 PM
ارسال شده در May 27, 2010 20:47
سلام اقای نجف زاده گزارشتون فوق العاده بودو بکر یکی از استادامون همیشه میگن توهرشغل وحرفه ای که هستید بهترین باشید ومن هربار یادشما می افتم امام زمانی باشیدو خدا همیشه پشت وپناهتون برای ظهوراقامون امام زمان عجل الله دعاکنید
ارسال شده توسط حسام | May 27, 2010 9:41 PM
ارسال شده در May 27, 2010 21:41
سلام
آقا پاشو بیا دیگه!
داشتم دیروزی گزارش(مصاحبه)که توی عراق بود رو میخوندم.گلوله ای که تو را میکشد صدا ندارد..آره والا!
نمیای مارو بخونی؟ :)
چند تا پست رد شد ها!
ارسال شده توسط سیاوش | May 27, 2010 10:01 PM
ارسال شده در May 27, 2010 22:01
سلام آقاي نجف زاده...
آقا چشممون به در وبلاگتون خشك شد ها...ميدونم سرتون شلوغه اما
1000 نفر اينجا منتظرن فقط يه كوچولو وقت بذارين وآپ كنيد
راستي هنوز گزارش ديشبتون رو بورسه ها... خيلي طرفدار داشت... خوب موسيو جان از ديار ناپلئون چه خبر؟!
ارسال شده توسط ياسمن | May 27, 2010 11:21 PM
ارسال شده در May 27, 2010 23:21
مهدی جان:
خورشید هم به روشنی طلعت تو نیست
آیینه ی تو را ز بلور آفریده اند
پنهان مکن جمال خود از عاشقان خویش
خورشید را برای ظهور آفریده اند
اللهم عجل لولیک الفرج
ارسال شده توسط مسافر | May 28, 2010 12:41 AM
ارسال شده در May 28, 2010 00:41
سلام
وای اصلا فکر نمیکردم که یه روزی وبلاگ شما رو ....
تصادفی وبلاگتونو دیدم. و خیلی خوشحالم حتما از این به بعد میام اینجا
راستی از پاریس چه خبر؟ نمیخواین بر گردین؟
ارسال شده توسط افسانه | May 28, 2010 12:56 AM
ارسال شده در May 28, 2010 00:56
سلام حاجی کامران
دیشب بود فکر کنم گزارش میدان گاو باز ها رو دیدم
خیلی معرکه بود
دستتون درد نکه
خیلی ها میگن برگرد ایران
من میدونم که شما هم عاشق ایرانید
ولی ایران نیاید
اینجا قدرتو نمیدون
بعضیا بخاطر رک گوییت ازت متنفرن
به ایران برنگرد
ارسال شده توسط امین | May 28, 2010 3:20 AM
ارسال شده در May 28, 2010 03:20
وبلاگ مثبت انديشان به روز شد...
منتظر حضورتون هستيم.
ارسال شده توسط مثبت انديشان | May 28, 2010 8:31 AM
ارسال شده در May 28, 2010 08:31
سلام.آقاي نجف زاده.دلمون برات تنگ شده.من از روزي كه وبلاگم راه افتاد حدود7ماه پيش لينكت كردم.مطالبت خيلي زيباست.عكسهايي كه از كتابهاي دوران ابتدايي گذاشته بودي خيلي برام جالب بود.اميدوارم هر جاهستي موفق باشي .وقت كردي سري به وبلاگم بزن.
behzadvishki.blogfa.com
WE WILL BE IRANIAN PEOPLE ALL OF TIME
ارسال شده توسط بهزاد | May 28, 2010 8:34 AM
ارسال شده در May 28, 2010 08:34
کامران..این قرون وسطای توهم زده را ول کن
بیا همین ایران خودمان...
هرچند ته چشمانت خوشحال نیست ..یحتمل دلتنگی
اما امیدوارم زندگی به کامت باشد رفیق
ارسال شده توسط مهیار | May 28, 2010 8:46 AM
ارسال شده در May 28, 2010 08:46
همون بهتر كه ايرون نمي آيي
ارسال شده توسط محمد | May 28, 2010 10:55 AM
ارسال شده در May 28, 2010 10:55
salam.khub hastin?
chera bar nemigardin
age ye sar be weblog bandeye haghir bezanid khosh halam mikonid
ارسال شده توسط hossein | May 28, 2010 11:25 AM
ارسال شده در May 28, 2010 11:25
آره داداش از رک گوییت ناراحتن چون احساس می کنن باندشون دستش از قدرت کوتاه شده و با هیجانی کردن جوونایی که تاریخ نخوندن و حتی به گذشته نزدیک هم اشنا نیستن که ببینن این اقایون مدعی خوشون بلانسبت چه...کردن وقتی قدرت دستشون بودسعی می کنن تو رو تخریب کنن .
توجات تو قلب ماست.مگه کور باشیم این همه سال پیچوندن قدرتمداران را یادمون بره.که سرویسشون می کردی.
ارسال شده توسط کیومرث | May 28, 2010 11:25 AM
ارسال شده در May 28, 2010 11:25
سلام نازنین....
خسته نباشید
گزارش گاو بازی رو ندیدم...
کامران و برقرار باشید
ارسال شده توسط آدم برفی | May 28, 2010 11:25 AM
ارسال شده در May 28, 2010 11:25
دیدن گزارش گاو منو یاد فیلم گاو انداخت .شاید خیلی هم ربط نداشت!خوب دیگه یه سری گا داشتند به گاو مظلوم حمله می کردند!
می دونی اون گاو اون موقع چی می گفت؟
خدایا چرا مرا در اروپا آفریدی؟ در جواب آنها که می گویند چرا ما را در ایران آفریدی
ارسال شده توسط کمان | May 28, 2010 12:30 PM
ارسال شده در May 28, 2010 12:30
بيا و اين آخرين سوال مرا پاسخ بده
با اين گزارشات (ماتادورها...) بدنبال اثبات كدامين حقيقت!!!...هستي؟!؟!
ارسال شده توسط دختري با چشمان سبز | May 28, 2010 2:26 PM
ارسال شده در May 28, 2010 14:26
هر چی بهت بگن حقته، چون "قلم و میکروفن و دوربین به مزد" هستی، دنیا رو به دست آوردی ولی آخرت خودتو چکار میکنی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط hamid از هلند | May 28, 2010 2:57 PM
ارسال شده در May 28, 2010 14:57
حمید خان یه توک پا از هلند بیا ایران تا من برات توضیح بدم مزد گرفتن از ایرونی و تلویزیون ایرون بهتر از خوش خدمتی و مزدوری برای مثلا رادیو زمانه است ومملکت فروشی به یورو برای چشم آبیاتون.
پ ن:کامران جان مرگ من بزار جوابم منتشر بشه به این متوهم های خوش نشین.
ارسال شده توسط جواب به حمید از هلند | May 28, 2010 3:10 PM
ارسال شده در May 28, 2010 15:10
سلام میدونید که گاهی وقتا انتقاد باعث پیشرفت کارادما میشه اما من که در خبرنگاری و روزنامه نگاری وارد نیستم تنها میتونم بگم سبک کارتونو دوست دارم همه مون میدونیم شما سرتون شلوغه و وقت کافی ندارید که به وب همه طرفداراتون سر بزنید اما میشه هر روز یه وقت چنددقیقه ای رو به این کار اختصاص بدین وهرروز به وب سه چهار نفر سربزنید هرروزتونو چند دقیقه شو برای خوشحالی دیگران صرف کنیدالبته برا من که این چیزا مهم نیست میبینید که تابه حالم ادرس وبمو نذاشتم دغدغه های من توزندگی چیزای دیگه است ومهمترینشونم حضور خدا توزندگیمه دیدن گزارشاتون یا خوندن نوشته هاتون فقط برای پر کردن وقت فراقتمه مثل شعرای سهراب یا نوشته های دکتر شریعتی ودکتر مهدیزاده که وقتای بی کاریمو پر میکنن به دوستان هم توصیه میکنه به این قضیه زیاد افراطی نگاه نکنن اگه به جای اینکه همه فکروذکرشون این باشه که اقای نجف زاده به وب اونها بره به فکر این باشن که امام زمانی پیش برن ومنتظر حضور ایشون تو لحظه هاشون وزندگیشون باشن اون موقع است که خودبه خود خیلی طرفدار پیدا میکنن ومهمتر ازهمه اینکه دیگه خدا وخود امام زمان همیشه مواظبشونه ومهمترین حامیشون اون موقع است که خدا میشه تمام زندگیشون وهیچ کمبودی احساس نمیکنن و به جز خودش از هیچ کس هیچ خواسته ای ندارن
ارسال شده توسط سینا | May 28, 2010 4:08 PM
ارسال شده در May 28, 2010 16:08
ببینم شما در حالی نظر آدم های بدبخت سیاسی رو اینجا چاپ می کنی که خودشون تو سایتا و وبلاگاشون با این همه ادعا ...نمی کنن نظر مخالف را هم بزارن آقای نجف زاده.
دمت گرم که دموکراسی را هم تو باید یاد اینها بدی.
دوستت داریم خبرنگار قلب های ما.
ارسال شده توسط ا | May 28, 2010 4:49 PM
ارسال شده در May 28, 2010 16:49
زهره ملکی
این بار اسمم رو نوشتم تا نظرم اشتباهی ثبت نشه
سلام اقای نجف زاده الان که نظرات وبتون رو می خوندم کمی دلگیر شدم شما خبرنگار محبوب قلب های ما هستین پس خواهشا از حرف های همچین ادم هایی دلگیر نشین
راستی گزارشتون در باره ی گاو باز ی جالب بود از صحنه ی اخر گزارش معلوم بود خودتون هم از کشتن
گاو خوشتون نبود .
یا حق
ارسال شده توسط زهره | May 28, 2010 6:28 PM
ارسال شده در May 28, 2010 18:28
شاعري محشر كرد
حاضران جمله به صحراي قيامت رفتند ...
.
ارسال شده توسط الهه | May 28, 2010 6:58 PM
ارسال شده در May 28, 2010 18:58
مرگ بر دیکتاتور
جه اینور آبی چه اونور آبی
(البته نظرم ربطی به مطلب نداشت کامران جان.از بی ربطی نوشتم برادر)
ارسال شده توسط m.j | May 29, 2010 1:06 AM
ارسال شده در May 29, 2010 01:06
اعلام موجودیت!
ارسال شده توسط خالص | May 29, 2010 10:26 AM
ارسال شده در May 29, 2010 10:26
بسم الله
سلام
[...]
اگر از حال ما جویا شوی، ملالی نیست جز دوری تو
تویی که می دانیم در تبعید و در بندی
این جا همه دل تنگ تو اند و سلام ات می رسانند و از دور می بوسندات و می خواهند که برگردی ...
بچه ها دارند قیچی می شوند در رسانه...
برگرد و باز داداش کامران بچه حزب اللهی ها بشو مثل حسین قدیانی
دوست ات داریم برادر
[...]
یاعلی مددی
ارسال شده توسط محمدرضا منتظرالقائم | May 29, 2010 10:31 AM
ارسال شده در May 29, 2010 10:31
خوبید؟
داره میشه یه ماه که آپ نکردی.نگرانتیم برادر.
ارسال شده توسط زهرا_ض | May 29, 2010 12:48 PM
ارسال شده در May 29, 2010 12:48
کجایی بخدادیگه حوصلم سربردی روزی چند بار سرمیزنم خبری نیست خسته شدم
ارسال شده توسط خسته | May 29, 2010 2:00 PM
ارسال شده در May 29, 2010 14:00
سلام آقای نجف زاده
من اهل کامنت گذاشتن نیستم اما این بار و به خاطر گزارش بسیار زیباتون از گاوبازی نتونستم حرفمو نزنم
گزارش تون محشر بود مخصوصا نگاه آخرتون به دوربین
اون لحظه فکر کردم من هم اگر بودم همین حس رو داشتم
ممنونم
ممنونیم، همه مون.
ارسال شده توسط تینا شریف | May 29, 2010 2:41 PM
ارسال شده در May 29, 2010 14:41
سلام عمو كامران. تولدتون رو كه خيلي ازش گذشته بهتون تبريك ميگم .
ارديبهشت پارسال بود كه از طرف مدرسه به مجلس رفتم . وقت ناهار شده بود وما جلوي در ورودي به صحن مجلس منتظر بوديم تاما رو به سالن غذا خوري ببرن.
همين طور كه ايستاده بوديم يهو ديدم نگاه بچه ها به يه طرف جلب شده و پچ پچ ميكنن . من هم نگاه كردم ...وشما رو ديدم كه داشتين ميومدين .اما نمي دونم چي شد كه برگشتين..من اون لحظه داشتم از خوشحالي منفجر ميشدم.
ما دستمال گردن هايي شبرنگ گذاشته بوديم ويه نشوني ديگه اينكه گزارشتون در مورد مصرف برق مجلس بود..نميدونم يادتون اومده يا نه ولي كاش ميتونستم بفهمم كه آيا يادتون اومده يا نه؟
ارسال شده توسط Eli | May 29, 2010 5:13 PM
ارسال شده در May 29, 2010 17:13
ميخوام يه خواهش كولوچو ازتون بكنم..ميشه برام دعا كنيد تا امتحانات باقي مونده رو نمره خوب بگيرم..خيلي دوستتون دارم
...خدا حافظتون باشه...
ارسال شده توسط Eli | May 29, 2010 5:18 PM
ارسال شده در May 29, 2010 17:18
سلام کامران خان
ما شدید به روزیم و دلتنگ
اگه وقت کردی البته
ارسال شده توسط محمدرضا مهرپویا | May 29, 2010 6:45 PM
ارسال شده در May 29, 2010 18:45
سلام در صورت تمایل به تبادل لینک در خدمتیم ما را با نام مجموعه اینترنتی کلید اسرار لینک دهید سپس اطلاع دهید تا لینک قشنگتون تو سایت کلید اسرار قرار بگیره
ارسال شده توسط ۞ مجموعه اینترنتی کلید اسرار ۞ | May 29, 2010 10:11 PM
ارسال شده در May 29, 2010 22:11
شما اگرطراح باشید و دوست داشته باشید طرح شما تو همه کشورها مطرح بشه و روی همه چیز اعم از وسایل بسته بندی ؛ کارتن های حمل کالا ؛ و وسایل مختلف باشه و حتی تو پارکها روی تبلیغات عمومی و حتی روی سطل آشغالیها و خلاصه در تمامی خانه ها و در تمامی زندگی ها باشه وتو چشم باشه چی کار می کردید ما یه طراح بزرگ رو می شناسیم که بهترین کار رو کرده و اونهم تعبیه آرم صهیونیستی ستاره اسراییل وآرم پرچم اسراییل روی آرم بازیافت هست
راستی تا حالا فکر کردید چرا آرم بازیافت یا مدیریت پسماند سه وجهی هست جرا مربع نیست یا چرا دایره نیست
http://aks98.com/index.php?module=thumbnail&file=6rij0tgudoxytugatta2.jpg
ارسال شده توسط عکس یا واقعیت | May 29, 2010 11:18 PM
ارسال شده در May 29, 2010 23:18
سلام دیشب وقتی" در چشم باد"
را دیدم کلی انتقاد نثار برخی مدیران سیما کردم بخاطر اینکه این سریال آنچه آرزوی مقام معظم رهبری است را پیگیری کرده ونقاط اوج را برجسته کرده ومروری بر تاریخ انقلاب اسلامی در صد ساله اخیر است با ان تصویر برداری کم نظیر و دیالوگهای آتشین وبارانی از جعفری جوزانی
ولی دریغ از تبلیغ مناسب از سیما ایکاش به اندازه"دا" تبلیغ میشدحتی به اندازه"شمس العماره"هم تبلیغ ومیزگرد برگزار نشد. اقای جوزانی گفته وصیتنامه هنری ام این سریال بود این سریال تصویر واقعی انقلاب اسلامی بود ولی بخاطر ضعف وتنبلی سیما این اثر یگانه دیده نشد
ارسال شده توسط reza | May 30, 2010 12:48 AM
ارسال شده در May 30, 2010 00:48
سلام بر اقای نجف زاده
همین جور میچرخیدیم که اتفاقی رسیدیم به وب شما
قالبتون خیلی قشنگه خدایی.
ولی مطالبتون(به نظرم خیلی) کمه
راستی اونور چه خطرا!؟
فرانسه خوبه؟
برادر سارکوزی؟
کاخ/موزه الیزه؟
برج ایفل؟
ایشاا... مثله همیشه و از همه قت موفق تر باشید.
رسیدید به ما هم سر بزنید.
یا حق.
ارسال شده توسط SPALB | May 30, 2010 7:34 AM
ارسال شده در May 30, 2010 07:34
این روزها زندانیه بند زندگیم
زندگی با طعم سرکوب
با طعم شلاق
زندگی با طعم نفرت
زندگی به طعم شیرینی خون
زندانبان این بند
سکوت من است ....
ارسال شده توسط مریم پاییزی | May 30, 2010 10:32 AM
ارسال شده در May 30, 2010 10:32
کامران مرگ من دیدن به دست و پاشون می پیچی پیچوندنت بری؟دیدن خطری شدی دیگه؟
ارسال شده توسط | May 30, 2010 10:43 AM
ارسال شده در May 30, 2010 10:43
سلام.
خوبید؟
این روزها انقد مشغله ام زیاده که حتی فرصت نمیکنم اینجارو بخونم.
الان اومدم ولی هنوز چیز جدیدی ننوشتید.
آزوی موفقیت دارم واستون.
ارسال شده توسط پرانتز باز | May 30, 2010 12:08 PM
ارسال شده در May 30, 2010 12:08
سلام یه وقت پست جدید نذاریا نه اصلا
مدیونی اگه فکر کنی ما منتظریم!
وااای کاش اینجا بودی به داد ما میرسیدی به خدا انگار امسال با ما پدرکشتگی دارن این طراح سوالای امتحان نهایی!دلم خیلی پر ازشون!
مواظب خوبی هات باش!(اینو از اقای علی ضیا یاد گرفتم!)
یا علی
ارسال شده توسط یه دانش آموز سال سومی | May 30, 2010 4:19 PM
ارسال شده در May 30, 2010 16:19
سلام دوست عزيز.
فكر كنم آخرين بار در برنامه صندلي داغ همديگر را ديديم.
بعدش ديگر مفقود شدي تا رفتي به سرزمين ژاندارك.
در هر حال ممنون كه به اين وسيله ردي از خودت به جا گذاشتي و مايه عرض و سلام و ارادت تازه را فراهم كردي.
ايميلم را نوشتم كه اگر روزگاري دنگت گرفت چيزي بنويسي و مرا هم از غربت درآوري.
ارسال شده توسط محمد مهاجري | May 30, 2010 6:30 PM
ارسال شده در May 30, 2010 18:30
SALAM!!!!!!
AZ RAHE DOOOOOOOOOOOOOOORRRR
KHASTAM BEGAM:
MA(HAMEYE IRAN) DOOOOOSTAT DARIM
BARGARD
---------------------------------------------
ساز تو دهد روح مرا قوت پرواز
از حنجره ات
پنجره ای سوی خدا باز
احساس من و ساز تو
جان های همآهنگ
حال من و آوای تو یاران هم آواز
گلبانگ تو روشنگر جان است بیفروز
قول و غزلت پرچم شادی است
برافراز
فریدون مشیری
ارسال شده توسط زهرا | May 30, 2010 7:41 PM
ارسال شده در May 30, 2010 19:41
شنیدم که میگویند : اگر میخواهی به کسی ضربه بزنی نمی خواهد خوب به او حمله کنی ، کافی است بد از او دفاع کنی
اینو مرتبط با کارتون نوشتم ، در ضمن به ایران برگرد فرانسه جای تو نیست اینجا بیشتر به وجودتون نیازه
ارسال شده توسط محمودرضا | May 30, 2010 8:25 PM
ارسال شده در May 30, 2010 20:25
کاش این وبلاگ به سال بشه (به روزش پیش کش)
ارسال شده توسط ونوس | May 30, 2010 8:38 PM
ارسال شده در May 30, 2010 20:38
سلام ...
استافرانس خوش گذشت ؟
چه سوالی کردم!!!!
معلومه که خوش گذشته ...
آقای مازادی هنوز تابلوهاش رو تو همون اتاق کوچک نگهداری میکنه ...تابلوهاش کنار دستشویی هستن ...
ارسال شده توسط شمس | May 30, 2010 10:24 PM
ارسال شده در May 30, 2010 22:24
سلام.
قشنگ می نویسید
کاش خودتون یا دوستاتون یه گزارش از ثبت جهانی شدن جمعیت امام علی تهیه می کرد! هر چی فکر می کنم می بینم کم چیزی نیست که یه سازمان مردم نهاد ایرانی تونسه بین 57 کاندیدای مقام مشورتی سازمان ملل این موفقیت رو کسب کنه! نمی دونم چرا رسانه عمومی؟؟؟!؟!؟!!! ما انگار نه انگار!!
ارسال شده توسط m..s | May 30, 2010 11:32 PM
ارسال شده در May 30, 2010 23:32
سلام به خبرنگار دوست داشتنی ما.
جناب نجف زاده عزیز میدونم سرت شلوغه تو فرانسه و کارت زیاده اما امروز یه ایمیل برام اومد که حاوی فیلم افشای برخی از حرفهای نگفته آقای ابطحی در دادگاه بود منم برای اطلاع رسانی اون فایلو تو یکی از سایتهای بارگذاری و اشتراک فایل قرار دادم تا لینکش و به دیگران بدم و مشاهده کنند..اگر چه احتمالا شما خبرنگاران از این فیلم خبر داشته باشید و اطلاع داشته باشید ولی گفتم شاید شاید البته این تیکه فیلم برای شما جالب باشد...
اگر تکراری است بنده را عفو بفرمائید.
http://www.4shared.com/video/qO95CYTI/abtahi-hashemi.html
ارسال شده توسط شجاعی | May 31, 2010 1:32 AM
ارسال شده در May 31, 2010 01:32
لطفا به وبلاگ زیر سر بزنید
http://darolfonuntc.blogfa.com
از شما خواهش داریم اعتراض ما را نسبت به دانشکده دارالفنون به خصوص مدیریت ضعیف این دانشکده به اطلاع مسئولین برسانید
ارسال شده توسط دانشجو | May 31, 2010 1:10 PM
ارسال شده در May 31, 2010 13:10
سلام آقای ک . از شانزلیزه چه خبر؟ نمیدانم #قصر#کافکا را خوانده ای یا نه .داستانش درباره ی مردی است بنام ( ک ) او می خواهد به قصر برود درست مثل تو،اما با تو یک اختلاف دارد ، اومی خواهد به قصر برود تا کار کند اما تو کار می کردی که به قصر بروی و حالا در قصر هستی .شاید برای رسیدن به قصر چندان هم کار نکردی اما کاری کردی که اهالی قصر دوست داشتند و حالا در قصر هستی ، راستی نگفتی از شانزلیزه چه خبر ؟ هوا خوب است ؟ زندگی به سامان است؟ نه نه نمی خواهد پاسخ بدهی می دانم همه چیز خوب است ، آخر مگر می شود در قصر باشی و همه چیز خوب نباشد؟ اصلا چون می خواستی به همه چیزهای خوب برسی به قصر رفته ای . اما آقای ک من به دنبال چیزی هستم که حتی در قصر هم پیدا نمی شود ، من به دنبال آرامش و آزادی هستم.من دوست دارم از آزادی قصر بسازم و همه را به آن دعوت کنم ،نه اینکه همه را کنار بزنم و آزادی را فرش راه قصر کنم.آخرش هم یادت رفت جوابم سوالم را بدهی که از قصر...ببخشید ..ازشانزلیزه چه خبر؟
ارسال شده توسط احسان | May 31, 2010 3:17 PM
ارسال شده در May 31, 2010 15:17
اخیرا یک سایت خارجی نام تاریخی خلیج فارس را درمقابل یک نام جعلی به نظر سنجی گذاشته است.به گزارش خبرنگار عصرایران این سایت دو گزینه خلیج فارس و نام جعلی را ارائه داده و از کاربران خواسته است به نام پیشنهادی شان رای بدهند.گفتنی است تا کنون حدد 150 هزار نفر در این نظر سنجی شرکت کرده اند که حدود 75 درصد آنان نام خلیج فارس را به عنوان نام تاریخی و اصیل برگزیده اند.گفته می شود یک جریان عربی - ضدایرانی این حرکت را حمایت می کند ؛ برای خنثی کردن این توطئه جدید عربی می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید و به نام تاریخی خلیج فارس رای دهید.طراحان این نظر سنجی اعلام کرده اند که نتیجه آن را به گوگل ارائه می دهند.
www.persianorarabiangulf.com/index.php
ارسال شده توسط امير | May 31, 2010 3:28 PM
ارسال شده در May 31, 2010 15:28
واقعا شعر قشنگی بود
راستی این چند وقتی که شما فرانسه بودین کمترگزارش میدادین به نسبت ایران بودنتون
البته به جز این آخری که راجب جشنواره کن بود.و کم پیش میومد که ایران راجب کن حرف بزنه
ممنون از گزارشتون!
ارسال شده توسط sabaleh | May 31, 2010 5:15 PM
ارسال شده در May 31, 2010 17:15
من در سرزمینی زندگی می کنم که "دویدن" سهم کسانی ست که که نمی رسند و "رسیدن" سهم کسانی ست که نمی دوند...
ارسال شده توسط فانوس | May 31, 2010 7:56 PM
ارسال شده در May 31, 2010 19:56
چطوری کامی.
میرهوشنگ هم خوب شعری در کردها, ای ول.
اما میگم این پیرمرده(عکسه)واسه چی اینقدر ناخونش بلنده .ممکنه خودشو زخمی کنه!!(توی ...گلاب به روتون)
ارسال شده توسط مسعود | May 31, 2010 8:47 PM
ارسال شده در May 31, 2010 20:47
وقتي كه ايران بودي گزارشهاي خيلي جالب و خوبي تهيه ميكردي البته الان هم بد نيست ولي دوست داريم اينجا باشموفق باشي
ارسال شده توسط امیر | June 1, 2010 12:35 AM
ارسال شده در June 1, 2010 00:35
سلامـــ
7000 مين بازديد من بودم / خوشحالم /شما چطور؟
ارسال شده توسط همين نزديكى | June 1, 2010 4:18 AM
ارسال شده در June 1, 2010 04:18
bazi az hamkarat behet badjoor hesadat mekonana:ma dooset darem bekhoda
ارسال شده توسط amir | June 1, 2010 11:47 AM
ارسال شده در June 1, 2010 11:47
dadash chera nemiapi??????????????
khaste shodim az in hame gham...........zodbash montazerim
ارسال شده توسط marjan | June 1, 2010 11:47 AM
ارسال شده در June 1, 2010 11:47
سلام کامران خان. خيلي خوشبختم که با شما آشنا شدم. اي کاش زودتر وبتون رو پيدا ميکردم. ولي به قول معروف ماهي رو هر وقت از آب بگيري ميميره!!!
لطفا لطفا حتما حتما به وبم سر بزنيد و نظر بديد.
مي دونم سرتون شلوغه و نميرسيد ولي من هم دل دارم. لطف کن بيا و يکي دو تا از مطلبايم را بخون و نظر بده. اون هم نظر واقعي!!!
بالاخره يک وقت کوچولو هم به ما فقير فقرا بده.
منتظرم.................. منتظرم.................
ارسال شده توسط يه دوست | June 1, 2010 11:57 AM
ارسال شده در June 1, 2010 11:57
سلام وقت بخير آقاي نجف زاده!
به روزيم با مطلب" فكري به حال روشنگري در عرصه صهيونيسمشناسي كنيد!"
موفق باشيد و پايدار و نيز در گزارشهايشان خشم مردم فرانسه را از اسرائيل به تصوير بكشيد...
ارسال شده توسط انديشه روشن | June 1, 2010 12:04 PM
ارسال شده در June 1, 2010 12:04
سلام.
من این شعرو خیلی دوست دارم
هر وقت دلم میگیره فایل صوتیشو همین شعرو با صدای خود استاد گوش میدم
عالی بود آقای خبرنگار...
ارسال شده توسط setayesh | June 1, 2010 12:43 PM
ارسال شده در June 1, 2010 12:43
سلام آقاي نجف زاده خيلي وقته منتظر آپ جديدت هستم..البته مي دونم سرت شلوغه...
من آپم با روز زن مبارك
ارسال شده توسط فرشيد | June 1, 2010 6:30 PM
ارسال شده در June 1, 2010 18:30
salam khubi....malume kheili behet khosh migzare.... bezanam be takhte range rut baz shode....maro einja vel kardio rafti...az mardome shahret khabari dari
ارسال شده توسط sadaf | June 1, 2010 8:21 PM
ارسال شده در June 1, 2010 20:21
بعدعمری صداتون رو شنیدم....
ارسال شده توسط دختراردیبهشت | June 1, 2010 8:56 PM
ارسال شده در June 1, 2010 20:56
سلام آقای نجفزاده
همان طور که میدانیدبیست ونهم خردادسالروز درگذشت دکتر علی شریعتی است.
همان گونه که چندسال پیش در ایران از ایشان گزارشی تهیه کردید،این بار خواهشمندم در فرانسه از ایشان گزارشی تهیه کنید وبه دنبال جای پای او در فرانسه بروید.
راه دیگری برای تماس با شما پیدا نکردم،برای همین درقسمت نظرات این یادداشت رابرای شما گذاشتم.
ارسال شده توسط م.مختارتبار | June 1, 2010 11:38 PM
ارسال شده در June 1, 2010 23:38
سلام
این روزها هر وقت گزارشهات رو دنبال میکنم حس میکنم در چشمانت دتنگی موج میزنه . چرا دلت گرفته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی عوض شدی به نسبت روزهایی که در ایران بودی . اون روزها سرشار از انرژی و ش.ور بودی اما حالا ....
مراقب خودت باش
ارسال شده توسط مینا خاندانیها | June 2, 2010 12:18 AM
ارسال شده در June 2, 2010 00:18
سلام كامران نجف زاده...!
اين بار اولي بود كه به سراغت اومدم ولي تو پشت هيچستاني...!
تا حدودي مطالب قبليتو خوندم...
اول يه اعتراف بكنم:
خيلي كم پيش مياد من به ديدن كل مطالب يه سايت يا وبلاگ بپردازم اما سايت شمارو به خاطر سادگيش دوست دارم ...
اگه يه سايت شلوغ پلوغ و پر حرف داشتي صفحه ي اولشم نمي خوندم...!
اين از اين...
خواستم دردو دل كنم !!
بي خيال!
من نمي گم ارغوان من تويي!
من مي گم ارغوان ها رو سر جاشون بذاريد!
ارغوان ها رو نابود نكنيد
ارغوان ها رو به ما بر گردونيد!
ديدي آدم حرف داره ولي هيچي نمي تونه بگه؟
من همونم...
فعلا!
ارسال شده توسط شيوا | June 2, 2010 1:10 AM
ارسال شده در June 2, 2010 01:10
.
.
.
سلام آقا کامران خوبی مرد بزرگ
.
.
فغانسه و پاغیس خوش میگذره
.
.
کامران بی که سوتی دادم در حد جام جهانی آفریقای جنوبی
.
.
راستی امشب سجادی پور تو برنامه 7 یادی از تو و برنامه کن کرد
.
.
خلاصه یا و سوتی قرن مارو ببین......
.
.
یا حق.....
ارسال شده توسط طه | June 2, 2010 2:21 AM
ارسال شده در June 2, 2010 02:21
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
"ابتهاج"
ارسال شده توسط هدیه | June 2, 2010 6:56 AM
ارسال شده در June 2, 2010 06:56
سلام جناب نجف زاده؛ افسر جنگ نرم!
از دعای خیرتان متشکرم
و با دعای مزید توفیقاتتان
ارسال شده توسط احمد انصاری | June 2, 2010 10:33 AM
ارسال شده در June 2, 2010 10:33
آنقدر گرم است بازار مکافات عمل
چشم اگر چشم باشد، هر روز، روز محشر است....
ارسال شده توسط مسافر | June 2, 2010 10:44 AM
ارسال شده در June 2, 2010 10:44
صف بیارایید رندان، رهبر دل آمده
جان برای دیدنش، منزل به منزل آمده
بلبل از شوق لقایش، پرزنان بر شاخ گل
گل ز هجر روی ماهش، پای در گل آمده
میلاد ریحانه رسول خدا را پیشاپیش تبریک عرض می کنم
ارسال شده توسط مسافر | June 2, 2010 10:45 AM
ارسال شده در June 2, 2010 10:45
سلام و خسته نباشید.سالروز میلاد بزرگ بانوی اسلام حضرت زهرا(س) رو به شما و خانومتون تبریک میگم. در سایه اون بانو پیروز و موید باشید.
ارسال شده توسط فهیمه | June 2, 2010 1:20 PM
ارسال شده در June 2, 2010 13:20
كجايييييييييييييييييييم آخه.روز مادر شدا.
راستي اقا كامران خوشحاي ميشم پست آخرمو كه مربوط به ماقم مادره ببينيد
http://amadekhori.blogfa.com/post-530.aspx
ارسال شده توسط حديث | June 2, 2010 2:07 PM
ارسال شده در June 2, 2010 14:07
به نام خداوند درهم شكننده ي ظالمان(درهرلباس)
سلام و بي نهايت درود بر دوست عزيز
ميخواستم تشكر كنم بابت زحمت هايي كه متحمل ميشوين
راستي داداش كامران اين عكسی كه برايی مطلبتان انتخاب كردين مقداري شبيه استاد محمد رضا لطفي استاد بي چون و چراي تار هستند
موفق باشين
دست و بازوي خيبر گشاي مولا يارونگهدارتان
در پناه مولا ي مردان
ارسال شده توسط مرتضي | June 2, 2010 6:38 PM
ارسال شده در June 2, 2010 18:38
سلام.
نمی خواین یه پست جدید بذارین؟ تکرار آدم رو ناراحت می کنه!!!
ارسال شده توسط امیر جوادیان | June 2, 2010 6:42 PM
ارسال شده در June 2, 2010 18:42
کامران سلام
خوبی؟
چرا مطلب وبلاگتو عوض نمیکنی؟
ناراحتی؟
دلمون گرفت!
عوضش کنیا!
مواظب خودت باش
یا علی
ارسال شده توسط ش-ک | June 2, 2010 7:42 PM
ارسال شده در June 2, 2010 19:42
تازه الان فهميدم ارديبهشتي هستي.
مي دونستي مرداي ارديبهشت بهترين و ايده آل ترين مردا هستن؟
واس خودت اسفند دود كن!
نقاب نزن تا بيشتر دوست داشته باشيم!
بوي سيب هنوز مياد نكنه خسته بشي
قهر كني با آسمون مرغ پر بسته بشي
دل و نفروشي يه وقت به دو تا گندم سبز
سايبون باش و بهار واس اين مردم سبز
نكنه يادت بره ساده بوديم مث آب
دل نبستيم به كوير تن نداديم به خواب
ارسال شده توسط شيوا | June 2, 2010 7:47 PM
ارسال شده در June 2, 2010 19:47
سلام
با تمام سرعت همین الان به وبلاگ برنامه رادیویی زیر نور ماه برید و نظرتون راجع به این پستشون بگین بعدش روز جمعه هم حدود ساعت
21 تا22
هم به وبلاگشون سر بزنید
نکته مهم برای معروف شدن بنده حقیر بگین وحیدبهروز گفته بیاییم اینجا الان سر بزنید به وبلاگشون جمعه هم سر بزنید تاکید مهم اینه بگین که وحیدبهروز گفته که بیاییم اخه گفتم که لشکر دوستای وبلاگیم رو میگم بیان سر بزنن تا بفهمن که چقدر معروفم
اینم ادرسشون بدو الان هم برید جمعه هم برید
http://www.zirenooremah2.blogfa.com/
ارسال شده توسط وحیدبهروز معروف بین خبرنگارا | June 2, 2010 8:23 PM
ارسال شده در June 2, 2010 20:23
سلام
توی این مدت طولانی که این پست رو گذاشتی هیچ وقت مثل امشب این پست رو درک نکرده بودم.اومدم اینجا که این شعررو بخونم دوباره.
اندر اين گوشه خاموش فراموش شده،
كز دم سردش هر شمعي خاموش شده،
ياد رنگيني در خاطر من
گريه ميانگيزد:
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد.
دعام کن
تورو خدا دعام کن داداش.
ارسال شده توسط زهرا_ض | June 2, 2010 11:53 PM
ارسال شده در June 2, 2010 23:53
سلام
از طرف ما روز زن رو به بانو تبريك بگو
انشاالله هميشه شاد و خوشبخت باشيد...
ارسال شده توسط خاطره | June 3, 2010 11:12 AM
ارسال شده در June 3, 2010 11:12
سلام آقای نجف زاده یک کلیپ برای محاصره غزه با شعر قزوه ساختید. اگر ممکن است کیفیت خوبش را یک جوری منتشر کنید. دست شما درد نکند. حداقل فایل MP3 اش با صدا و الحان خوشتان :) متشکرم.
ارسال شده توسط سید احمد | June 3, 2010 12:54 PM
ارسال شده در June 3, 2010 12:54
زنده اید آقای نجف زاده؟
ارسال شده توسط معصومه | June 3, 2010 12:59 PM
ارسال شده در June 3, 2010 12:59
سلام کامران خان
متاسفانه یه حیوون از طرف من براتون پیغام گذاشته
خواستم بگم که ما دوست داریم.
پستم گذاشتم البته - موفق باشی
ارسال شده توسط محمدرضا مهرپویا | June 3, 2010 2:13 PM
ارسال شده در June 3, 2010 14:13
درود
اين دنيا هر قدر هم كه بي نهايت تصور شود و گران سنگ ،ارزشش را ندارد كه به سراي آخرت ترجيح داده شود...
شير پاك خورده را انديشه ي نسيان و عصيان نيست...
مسجدت را بساز ، پيش از آنكه آخرين اذان را بگويند...
بدرود.
ارسال شده توسط زود دير مشود.... | June 3, 2010 3:19 PM
ارسال شده در June 3, 2010 15:19
سلااااااااااااااااااااااااام!!!!!!!!
سر فصل کتاب آفرینش زهرا ست
روح ادب و کمال و بینش زهراست
روزی که گشایند در باغ بهشت
مسئول پذیرش و گزینش زهراست ....
میلاد پاکترین زن عالم ،بانوی عشق و ایثار دخت گرامی پیامبر اسلام و همسر ولایت ومادر امامت «حضرت زهرا سلام اله علیها» رو بهتون تبریک میگم .
----------------------------------------------------
بازم میگم ما(همه ی ایران) دوستت داریم .
برگرد.
با مهر....
ارسال شده توسط زهرا | June 3, 2010 5:03 PM
ارسال شده در June 3, 2010 17:03
بسیار خوشمان آمد.
ای کاش دوستان اقتدارگرای شما هم می فهمیدند که شعرا و ادیبان یک جامعه فرای زمان و مرزهای سیاسیند و اینگونه در حق آنها جفا نمیکردند.
ارسال شده توسط siavash | June 3, 2010 7:18 PM
ارسال شده در June 3, 2010 19:18
سلام
با مقاله تمثیلی و کوتاه :
"جنگل انسانی"
به روز و منتظر نظرات ارزشمند شما هستم.
با اجازه شما دوستان دیگر هم که این پیام را مطالعه می کنند با افتخار دعوتند ...
و البته جهت ارتباط مستمر شما در پیوندهایم قرار گرفته اید.
ارادتمند
ارسال شده توسط علیرضا جهانگیری | June 3, 2010 8:53 PM
ارسال شده در June 3, 2010 20:53
سلام آقاي نجف زاده...
روز مادر رو هم به مادر عزيزتون و هم به خانوم گلتون تبريك ميگم
ايشالا هميشه وجودشون گرماي زندگيتون باشه
ارسال شده توسط ياسمن | June 3, 2010 11:00 PM
ارسال شده در June 3, 2010 23:00
با سلام
هر که اول بنگرد پایان کار
اندر آخر او نگردد شرمسار
انجمن فرزانگان كوير
.
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان كوير | June 4, 2010 8:46 AM
ارسال شده در June 4, 2010 08:46
بسم الله
سلام علیکم ورحمت الله
اقا خسته نباشید.
یاالله
ارسال شده توسط الیسا | June 4, 2010 11:51 AM
ارسال شده در June 4, 2010 11:51
سلام بنده ی خدا میلاد باسعادت بانوی دوعالم ام ابیهای پیامبر دلها مادر مهربانی ها حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه بر همگان مبارک (بایه روز تاخیر اخه امتاحانا چند روزدیگه است وسرم حسابی شلوغه)الانم داشتم میخوندم که یهو به دلم افتاد شاید مطلب تازه ای گذاشته باشی اومدم دیدم هیچ خبری نیست باز دلم اشتباه کرده بود ...هیچی ازت نمیخوام اقای نجف زاده نه یه چیز میخوام اونم اینکه برام دعا کنی همون دعاهایی که برا خودت میکنی همون دعا هایی که باعث شدن فوق العاده وبینظیر باشی دعا کن منم تو امتاحانام فوق العاده باشم
ارسال شده توسط حسام | June 4, 2010 12:25 PM
ارسال شده در June 4, 2010 12:25
salam...eydetun mobarak...
ارسال شده توسط fateme jafarizadeh | June 4, 2010 8:49 PM
ارسال شده در June 4, 2010 20:49
سلام آقای نجف زاده. حالتون خوبه؟ فرانسه خوش میگذره؟ اینجا جاتون خیلی خالیه. انشاالله همیشه تنتون سالم باشه.
راستش من مدتیه دنبال یه سرود از زمان های قدیم میگردم. مربوط به زمان بچگی. گویا گروه سرود بچه های آباده خوندنش. همون شعر که میگه: "ماه سفید تنها، که هستی پشت ابرا؛ نقره نشون کهکشون، چراغ سقف آسمون؛ به من بگو وقتی که نور پاشیدی، بابام رو تو ندیدی..." فایلش رو توی نت پیدا نکردم، خواستم ببینم شما که توی صداوسیما آشنا دارین (دارین دیگه، نه؟! :) ) میشه ببینین چطور میشه پیداش کرد؟ لطف می کنین.
یکی دیگه هم هست که میگفت: "یک تکه ابر بودیم، در سینه آسمان..." اون رو هم میشه پیدا کنین برام؟
خدا همیشه و هرجا حافظتون باشه.
التماس دعا
ارسال شده توسط وهاب | June 4, 2010 11:05 PM
ارسال شده در June 4, 2010 23:05
کدوم یکی از اینا رو قبول دارین؟ کاش می دونستم
ارسال شده توسط الهه | June 5, 2010 9:20 AM
ارسال شده در June 5, 2010 09:20
سلام
به فکر انتشار شعرها و نوشته هاتون هستید؟
ارسال شده توسط محمد | June 5, 2010 11:51 AM
ارسال شده در June 5, 2010 11:51
به تازگی عرب ها یک نظر سنجی برای تغییر نام خلیج فارس با نام مجعول خلیج ع ر ب ی و پیشنهاد آن به گوگل راه اندازی کرده اند.
به لینک زیر بروید ودر این رای گیری شرکت کنید و به خلیج فارس رای دهید
http://www.persianorarabiangulf.com
خواهشا اطلاع رسانی کنید به هر کس و هر جا که می توانید. سرعت رای دادن عربها بیشتر از ما شده.
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسیدست کار
که فر کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
ارسال شده توسط amir | June 5, 2010 12:13 PM
ارسال شده در June 5, 2010 12:13
salam ye salame ghamgin :
kamran to ro khoda ye bar ye gozaresh az davaye zan o shohara bezar in maman o babaye man dige mano koshtan inghadr dava kardan dige be man ahamiat nemidan !inja tanha jaiie ke mitunam harfaye delamo bezanam.
tnx so much...
be omide solhe..........a
ارسال شده توسط arash | June 5, 2010 12:53 PM
ارسال شده در June 5, 2010 12:53
یه چیزی بگو راجع به فرشید منافی. البرز نیوز نامرد آبروش رو برد...
ارسال شده توسط امیر جوادیان | June 5, 2010 1:48 PM
ارسال شده در June 5, 2010 13:48
سلام کامران خان عزیز شعر زیبایی بود پر از دل تنگی معلومه غربت خیلی سخت میگذره.امیدوارم کامنت هاتو خودت چک کنی و مث بعضیا که معروف میشن میدن بقیه کاراشونو انجام میده نباشی.میدونم که اینجور نیست چون تو دل غربت همین نوشته های هم وطن هاته که تنهات نمیذاره...موفق باشی و شاد عمو کامران...زود برگرد به میهن
ارسال شده توسط reza | June 5, 2010 8:39 PM
ارسال شده در June 5, 2010 20:39
سلام کامران جان
یه سری به وبلاگ من بزن و اگه خواستی در جنبش وبلاگی ما شرکت کن. نظرت را هم بذار
ارسال شده توسط دخو | June 6, 2010 9:28 AM
ارسال شده در June 6, 2010 09:28
آپ كن ديگه !
ارسال شده توسط Sh22 | June 6, 2010 1:33 PM
ارسال شده در June 6, 2010 13:33
سلام
خدا قوت
با مطلب :
> نردبانی برای صعود - چاهی برای سقوط<
تحلیل وبررسی مدیریت رهبری در حوادث بعد از انتخابات !!!
به روزیم!!
خوشحال میشویم به ما سر بزنید و با نظرات خود ما را را راهنمایی کنید!
به دلیل زحمات زیاد که بابت این مطالب کشیده شده لطفا شما نیز به دیگر دوستان اطلاع دهید!
منتظرتان هستیم!!!
شهادت نصیبتون...
ارسال شده توسط کمیل | June 6, 2010 1:40 PM
ارسال شده در June 6, 2010 13:40
ای پسر بد! چرا کامنت منو تایید نکردی!؟ مهم نی! دوباره میگم اقا کامران مدیونی اگه فکر کنی ما منتظریم پست جدید بذاری! مدیووونی! بابا حوصلمون سر رفت به مولا!
یا علی
ارسال شده توسط دانش اموز سال سومی | June 6, 2010 3:45 PM
ارسال شده در June 6, 2010 15:45
سلام آقای نجف زاده
از اینکه یه چند روزی برای عرض ادب نیومدم عذر می خوام آخه رفته بودم روستا اونجا هم یه کافی نت داره ولی هم سرعتش کمه و هم شلوغه و نمی شد بیام الان برگشتم اسم روستامون هم عالی حسینی یه جز تنگستان و 30کیلومتری دلوار شهر رییس علی دلواریه کاش هر موقع که تشریف اوردین ایران یه سر هم به روستای ما بزنین کوچیکه اما مردمان خونگرمی داره توی عالی حسینی یه چشمه ی اب گرم هست که چون مسولیین بهش نرسیدن تا حالا بیش از 30 نفر رو کشته چند سال پیش یه مینی بوس پر از زن و بچه توی ابگرم غرق شدن یه بار هم یه پسر جلو چشمای پدرش غرق شد توی عید هم یه نفر غرق شد برادرش رفت که نجاتش بده اونم غرق شد همین یه هفته پیش هم یه جوون دیگه غرق شد...
کاش می تونستین یه کاری کنین
راستی آقا منو که یادتون می یاد همون پسر بوشهر که داره یه سایت می سازه برا کمک به زندانیان
اقا دیگه اگه راجع به آبگرم می تونین یه جورایی کمکم کنین خبرم کنید راستی آقا سایت هم هنوز مجوز نگرفته قراره قوه قضاییه یه کمیسیون بگیره اینجور که سازمان زندان های استان بوشهر گفته
آقا من آدرس ایمیلم رو عوض کردم ir_persianGulf@yahoo.com
چون می خوام ایرانی بودنم رو به رخ این عربا بکشم
منتظر جواب تون هستم
یا علی
حق نگهدارتان
ارسال شده توسط علی آذرخش | June 6, 2010 4:31 PM
ارسال شده در June 6, 2010 16:31
سلام كامران عزيز
من نيز خبرنگارم اما تو درايران چيز ديگر بودي...
بي صبرانه منتظر آنم كه در پايان خبرت بگويي : كامران نجف زاده - تهران
ارسال شده توسط محمدرضا | June 6, 2010 5:37 PM
ارسال شده در June 6, 2010 17:37
به روي ماهت سلام و درود.
همكلاسي،
آهاي همكلاسي،
غيبت هات زياد شده هاااااا...
يادته چقدر سربه سر صادق ميذاشتي؟...
يادش بخير........... 7 يا 8 سال پيش بود.
توي قسمت جواب نامه ها(پايين صفحه سمت راست)، واسم نوشته بودي: اينكه اينقدر قشنگ مي نويسي را هم قدر بدان.
واسه يه دختره كه كلي برا شادمهر خودشو خفه كرده بود نوشته بودي: اينقدر سنگ شادمهر را به سينه نزن،شادمهر را من هم دوست دارم اما چون در آينده سنگ هاي زيادي هست كه بايد به سينه بزني و اينطوري سينه ات كه متلاشي مي شود!
چطور ممكنه يادم بره.....
ياد روزي كه زنگ زده بودم دفتر روزنامه ببينم چرا آي ديت هك شده بخير. ..............
يه آقايي بهم گفت چند لحظه گوشي تا ازشون بپرسم.
و من همچنان نمي دونستم همكلاسي عزيزم كيه!...
چه روزايي بود... چقدر شيرين بود اون دوران....
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه كجايي همكلاسي.. جهشي خوندي و ما رو ول كردي و رفتي.....
از پشت ميز و نيمكتاي مدرسه بلند شدي و حالا داري بالا بالا ها مي پري واسه خودت.
ديگه اون شيرايني ها تموم شده.
ديگه اون شيريني ها تموم شده؟
اصلا يادت هست؟ ميدوني دارم از چي حرف ميزنم؟
اگه يادته، پس ميدوني من كي ام.
چه برگردي، چه برنگردي، قربونت مي رم.
ارسال شده توسط Z | June 6, 2010 5:52 PM
ارسال شده در June 6, 2010 17:52
سلام
خیلی دیر به دیر مطلب می نویسید هی ما میایم میبینیم کسی خونه نیست .
دارید رکورد نظرات میگیرید؟
ارسال شده توسط memol | June 6, 2010 6:45 PM
ارسال شده در June 6, 2010 18:45
سلام!
اینقدر بی صبرانه منتظر بهار هستم که لحظه ها دیر میگذرند !
توبهار منی!
فقط همین...!
ارسال شده توسط سارا نصیریان | June 6, 2010 6:56 PM
ارسال شده در June 6, 2010 18:56
کامران سلام
کامران جونم سلام!
خوبی؟
خوبی؟
دلم گرفته...برام دعاکن!
میشه؟
اینجا که میشه...برات دعاکرد!
دلم هم گرفته هم واست تنگ شده...
اینا با هم میشه فاجعه!
خوبی؟
مواظب خودت باش
یا علی
ارسال شده توسط ش-ک | June 6, 2010 8:15 PM
ارسال شده در June 6, 2010 20:15
سلام بونژو گوي فعلي
گزارش گاو بازي عالي بود و نگاه آخرت خيلي حرفا داشت
نميدونم چي به سرت اومده كه وقتي جديدا ميبينمت ياد روستاي كوهستاني خودمون اراء مافتم كه خيلي بهش داره ستم ميشه
هركسي مياد يه گاز ازش ميگيره و نميره
آره نميره
ستم رو در مورد روستاي خودمون را مطمئنم
اما در مورد شما را نميدونم چي بگم !
برامون گزارشاي داغ بفرست
ارسال شده توسط سعیدآقا | June 6, 2010 9:05 PM
ارسال شده در June 6, 2010 21:05
دلم برای صدای قشنگت که همراه با موسیقی امام زمان (ع) در اخبار شبانگاهی پخش میشد تنگ شده است-منتظر پیامت هستم.
توحید آقاجان پور
ارسال شده توسط tohid | June 6, 2010 11:26 PM
ارسال شده در June 6, 2010 23:26
ما را به نگهبانی افکار چه حاجت
گر پرده دری حاصل دیوانگی ماست
دل می طلبد هر چه دهد دیده نشانش
این قصه پر غصه همه زندگی ماست!
کجایی برادر؟ بنویس دیگه دلمون گرفت.
ارسال شده توسط مرضیه | June 6, 2010 11:53 PM
ارسال شده در June 6, 2010 23:53
به نام خدا
سلام . برای فرستادن کشتی امدادی به غزه به وبلاگ دو سوی هنر سر بزنید .
به بهانه ی شهید راه آزادی (راشل کوری)
یا حق
ارسال شده توسط سمیرا حسینی نژاد | June 7, 2010 6:26 AM
ارسال شده در June 7, 2010 06:26
سلام شعر خیلی قشنگیه...
ارسال شده توسط divane | June 7, 2010 2:03 PM
ارسال شده در June 7, 2010 14:03
سلام
دیشب خواب شما رو دیدم بدون اینکه روزای قبلش بهتون فکر کرده باشم خیلی ناراحت بودید و مثل اینکه یک مشکل داشتید من گفتم دلم میخواد یک عکس
نشونتون بدم گفتید الان نمیتونم ببینم میخوام برم
خلاصه امیدوارم اضغاث و احلام بوده باشه!
ارسال شده توسط adnan | June 7, 2010 2:05 PM
ارسال شده در June 7, 2010 14:05
سلام كامران عزيز
اميدوار خوب و خوش و سلامت باشي.
ديروز قدم سر چشمانم گذاشته بودي و به وبلاگ حقيرانه من سر زده بودي اما از نظرات زيبا و سازنده ات محرومم كرده بودي.
ممنون مي شم اگه براي بهتر شدن كارم راهنمايي ام كني.
اين بار هم مي گم :بي صبرانه منتظر خبري هستم كه انتهايش بگويي كامران نجف زاده - تهران
ارسال شده توسط محمدرضا | June 7, 2010 5:25 PM
ارسال شده در June 7, 2010 17:25
baba dige yadashthat dare mishe kamobish salanehaaaaaaaaaaaaa......havaset hast *marjan*
ارسال شده توسط marjan | June 7, 2010 5:43 PM
ارسال شده در June 7, 2010 17:43
momeni270.blogfa.com
جناب نجف زاده
من متحيرم تو در فرانسه هستي و هنوز از دانشكده هاي حقوقش گزارشي تهيه نكرده اي؟؟؟؟!!!
به حق چيزهاي نديده و نشنيده.
به قول ما ناييني ها:
نصفي عمرت تيلفي بيه
ارسال شده توسط مومني | June 7, 2010 6:51 PM
ارسال شده در June 7, 2010 18:51
سلام
خدایش دفعه اول که شما رو تو تلویزیون دیدم اصلا خوش نیومد .قیافه وتیپ گرفته تون مثل این بچه مثبتهای بود که همه رو منفی می بینند. ولی بعدا از گزارشاتون یواش یواش تند تند تند خوشم اومد.ولی یه سوالی برام همیشه مطرحه مخصوصا وقتی این عکس اول وبلاگ رو میبینم بیشتر برام سوال میشه . قیافتون همیشه مثل کسی میمونه که یه غصه داره .که با گذشت زمان هم هنوز مرحمی پیدا نکرده.پس اگه اشتباه تصور میکنم این عکس رو کمی شادش کن !خودتم کمی شادکندقت کردی اصلا تو گزارشاتون نمی خندی!!!!!!
ارسال شده توسط memol | June 7, 2010 7:58 PM
ارسال شده در June 7, 2010 19:58
na bazgashti
na didari dobare
in rud dar rigzar gom mishavad...................
ارسال شده توسط baran | June 7, 2010 9:31 PM
ارسال شده در June 7, 2010 21:31
تمام جاده های جهان را به جست و جوی نگاه تو آمدم . پیاده باور نمی کنی ؟ پس این تو و این پینه های پای پیاده ی من حالا بگو در این تراکم تنهایی مهمان بی چراغ نمی خواهی؟
ارسال شده توسط زهرا | June 7, 2010 9:43 PM
ارسال شده در June 7, 2010 21:43
...و ما همچنان منتظر یک رویداد نقره ای هستیم
هـــی عمـــو کجــایــی؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط شب شکن | June 7, 2010 9:50 PM
ارسال شده در June 7, 2010 21:50
سلام
شعرتان بس زیبا و ستودنی بود.
ارسال شده توسط فرشته | June 7, 2010 10:04 PM
ارسال شده در June 7, 2010 22:04
سلام موسيو جان...
از اينكه تند تند آپ نميكني ناراحت نيستم... خيلي درگير درسم...اين روزها همه چيم قاطي شده به هم.... دماي تب كنكور هر روز داره بيشتر ميشه... 11 تير يعني درست 25روز مونده تا كنكورم...
و مطمئن باش از دل "نرود" هرآنكه از ديده برفت
برام دعا كن موسيو جان... سخت محتاجم
خدا تو را حافظ
ارسال شده توسط ياسمن | June 7, 2010 11:49 PM
ارسال شده در June 7, 2010 23:49
سلام نجف جون
العان ساعت 00:35 بامداد روز سه شنبه 18 خرداد 89 هستش.
خوزستان- بهبهان-
"خاک غبار باد "
زندگی ما اینجا به این سه حرف ختم میشه!
چرا یکی به داد مردم خوزستان نمی رسه!؟ العان چنان غباری گرفته که شعاع دید زیر نور چراغ کمتر از 30 متر هستش!
چرا وقتی این گرد و غبار فقط یک روز به تهران رسید تمام کشور تعطیل شد و اون روز یادشون اومد که گرد و غباری هم وجود داره!
چرا حتی اینجا مدارس رو تعطیل نمیکنن؟ ادارات پیش کش! این یعنی تبعیض! اگه این خبر رو منعکس نکنی تو هم در این تبعیض دخیلی!
یا حق
ارسال شده توسط رضا | June 8, 2010 12:42 AM
ارسال شده در June 8, 2010 00:42
سلام نازنین....
خوب هستید؟!
چند وقته نیستید یا من نمی بینمتون؟!
گفتم بعد مدتها یه شعر از حافظ بنویسم براتون
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالم از ناله عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد
پیر دردی کش ما گرچه ندارد زر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد
محترم دار دلم کاین مگس قند پرست
تا هواگیر تو شد فر همایی دارد
از عدالت نبود دور گرش پرسد حال
پادشاهی که به همسایه گدایی دارد
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد
ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد
خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند
وز زبان تو تمنای دعایی دارد
التماس دعا
برقرار و کامران باشید
ارسال شده توسط آدم برفی | June 8, 2010 2:04 PM
ارسال شده در June 8, 2010 14:04
سلام داداشي
قصد آپ كردن نداري؟!
من همه دلخوشيم اينه كه بيام اينجا و مطالب شما رو بخونم.شما هم كه سالانه مي نويسي!
گزارش هم كه نمي فرستي.
اشكال نداره..به قول فاضل نظري:
مي توانيم برنجيم مگر ما از ماه!
ارسال شده توسط خاطره | June 8, 2010 3:21 PM
ارسال شده در June 8, 2010 15:21
روزها می گذرند استاد...
میدانم برایت اهمیتی ندارد اما من هنوز زنده ام.
بهار، کسی که روزها قبل می شناختی اش
ارسال شده توسط فراموش شده ترین بهار | June 8, 2010 4:00 PM
ارسال شده در June 8, 2010 16:00
از شما واقعا بعيد كه نسبت به وضع هم وطنانتون اينطور بي تفاوت باشيد!!!!!!!!!
ارسال شده توسط نازي | June 8, 2010 4:30 PM
ارسال شده در June 8, 2010 16:30
با سلام و خسته نباشید لطفا در رابطه با نفوذ فرهنگی فرانسه در ایران هم مطلبی در دنیای کوچکتان بنویسید
مثلا کلمه اکران که فرهنگیان منظورم سینما دوستان زیاد استفاده میکنند یا اورژانس ، آژانس ، تابلو ،سوژه ،لیسانس
و یا در رابطه با گورستان پر لاشز که جز معروفترین گورستانهای جهان و قبر صادق هدایت ، غلامحسین ساعدی در آن هست ممنون یه امید دیدار در ایران
ارسال شده توسط سلام | June 8, 2010 6:05 PM
ارسال شده در June 8, 2010 18:05
به نام آرام دلها
يادش بخير آنروز ها كه براي اولين بار اين آغاز را با لحن خوب شما مي شنيدم. نمي دانم چراو به چه علت خداحافظي را غمگين ترين شعر جهان خوانديد و رفتيد.مي گويند گزارشات سياسي؟؟؟؟ با اينكه هميشه گزارشات خوب تان را دنبال مي كردم ولي طبق آنچه كه ديگران ميگويندسياستي در گزارش هايتان نديدم. مهم نيست ،شما خبرنگاري از جنس مردم هستيد و براي مردم گزارش ميكنيد. حال نيز شما آنجا هستيد با ايده هايي برتر و كسب تجربه هايي بهتر چرا كه زندگي و اتفاقاتش چيزي جز تجربه نيست وبدون شك شما دوباره با كوله باري از تجربه برميگرديد. سعادتي بزرگ بود اينكه امروز از ميان انبوه وبلاگ هاي دنيا ي اينترنت به شما برخوردم،زيبا ، ساده و بي آلايش. پاسخ خوبي است براي رفع دلتنگي هايم از يك خبرنگار خوب.راستي مي شود ايميل تان را بگذاريد تا با شما ارتباط برقرار كنيم؟ اميدوارم دوري از وطن از جذابيت هايي گزارش هايتان چيزي كم نكند ، همچنان دنباله روي گزارشاتي از كامران نجف زاده هستيم فقط با اين تفاوت كه در پايان شما مي گوييد:"پاريس-خبرنگاراعزامي از ايران" .به اميد اينكه روزي دوباره شنوده ي طنين اثر گذارتان در سالن 20:30 باشم. موفق باشيد. در پناه حق
ارسال شده توسط ليلا و افسانه | June 8, 2010 8:52 PM
ارسال شده در June 8, 2010 20:52
انگار وصلین. چون تازه آمار نظرها تغییر کرد.
اگه هستین، هیچی، فقط عرض یه سلام گرم...
مواظب خودت باش عزیز خویشاوند...
ارسال شده توسط آشنا | June 8, 2010 10:34 PM
ارسال شده در June 8, 2010 22:34
سلاممممممممممم داداش جونم
خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوبن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دعام کن ....باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | June 9, 2010 9:57 AM
ارسال شده در June 9, 2010 09:57
خیلی سخته چندبار تو روز سر بزنم ولی خبری از کسی که خیلی دوسش دارم نباشه چرا به فکر نیستی ازتو بعیده بخدا
ارسال شده توسط خسته | June 9, 2010 11:31 AM
ارسال شده در June 9, 2010 11:31
سلام
سالگرد *دکتر شریعتی* و *دکتر چمران* نزدیکه، عزیز خویشاوند...
کاش یه گزارش تهیه میکردی راجع به دکتر در فرانسه
و راجع به دوستی و ارتباط این دو عزیز باهم!
چون امروز هم مثل همیشه *دکتر شریعتی* داره بدجور توسط هواداراش تخریب میشه...
این وریها هم که همش دکتر رو با *شهید مطهری* مقایسه میکنن و این بنده پاک و مخلص خدا رو میکوبندش...
به نظر من که دکتر رو باید با *کویر* شناخت و ایشون رو با نویسندگان و شاعرایی مثل "قیصر امین پور عزیز" مقایسه کرد...
ارسال شده توسط آشنا | June 9, 2010 3:43 PM
ارسال شده در June 9, 2010 15:43
سلام؛ دلمون تنگ شده ها!
یه وبلاگ فکسنی دارم؛میدونم وقت نداری،میدونم بهم اهمیت نمیدی،میدونم نظرمو نمیخونی،ولی خواستی سر بزن،سر زدی خبر بده،(ترجیحا با ثبت نظر ذیل مطالب) اقتخار میدین
می نویسم دیدار
تو اگر با من و دلتنگ منی
یک به یک فاصله ها را بردار...
راستی،من واقعا میخوام از زبون خودت بشنوم که چرا رفتی فرانسه؟ هیچکس جواب درست به آدم نمیده!
منم مثه خودت فضول(=کنجکاو)ام!
کشته مرده ی کنجکاوی هاتم!
دلم واسه سوتی گرفتن هات تنگ شده،کجایی نکته سنج؟!
هیچوقت یادم نمیره سوالی رو که توی سفر رهبری از ملت پرسیدی؛گفتی به نظر شما آقا موبایل دارن؟!!!!
خیلی بلایی،برگرد...
ارسال شده توسط رها | June 9, 2010 7:23 PM
ارسال شده در June 9, 2010 19:23
بسم الله
بیا از این دکتر ما یه گزارش بگیر بده پخش کنن
کلی چیز گیرت میادا
ارسال شده توسط مرید دکتر | June 10, 2010 1:24 AM
ارسال شده در June 10, 2010 01:24
سلام اقای نجف زاده غربت چه خبر دلم برای گزارشای قشنگتون تنگ شده ................خوشحال میشم اگه به وب همکار نوجوونتون هم سری بزنید راستی لینکتون کردم
ارسال شده توسط شمیم | June 10, 2010 11:29 AM
ارسال شده در June 10, 2010 11:29
ساعاتی بیشتر تا آغاز جام جهانی باقی نمانده اما این سوال و افسوس درد آور مرا رها نمی کند
چــــرا جـــام جـــهانی در فرانــسه برگزار نمی شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط شب شکن | June 10, 2010 12:04 PM
ارسال شده در June 10, 2010 12:04
سلام داداش کامران
خوبی؟
کجایی پس؟
اگر مطلب برای به روز شدن نداری جام جهانی می تواند سوژه ی خوبی باشد
تو طرفدار کدوم تیمی ؟
یادمه در یکی از گزارشهات فکر کنم در مورد جنایت های آمریکا بود که گفتی: مارادونای عزیز...(یادم نیومد خطاب به مارادونا چی گفتی!!!)به نظرم تو هموم گزارش بود که گفتی( او با ما نیست... )چه بازی زیبایی بود با نام "اوباما" پدرم گاهی اوقات وقتی اوباما را در تلویزیون می بیند می گوید( او با ما نیست... )چقدر خوب در یادها مانده ای.
از مطلب اصلی غافل شدم خلاصه از همان گزارشت فهمیدم که تو هم عشق مارادونایی
جام جهانی قبلی به عشق زیدان فرانسوی بودم آخ یادش بخیر اون فینال تلخ وقتی زیدان اخراج شد چقدر گریه کردم از همون بازی بود که از ماتراتزی متنفر شدم و البته بیش از پیش عاشق زیدان...
اما در این جام جهانی به عشق مارادونا و البته مارادونای کوچک یعنی مسی طرفدار آرژانتینم البته نمی توانم از علاقه بی حدم به تیم ملی اسپانیا با آن همه فوق ستاره های بی نظیرش بگذرم اینیستا ، ژاوی ، پویول ، داوید ویا، کاسیاس ، راموس ، چه خنده دار من رئالی ام اما بیشتر بازیکنانی که نام بردم از بارسلونا بودند!!!!!
خیلی برام جالبه که بدونم نظرت در مورد این جام جهانی و اتفاقاتش چیه ،اینکه طرفدار کدوم تیمی و ...
به نظرم از فوتبال نوشتن خیلی بهتر از سیاسی نوشتن و سیاسی حرف زدنه هر چند که در این دوره فوتبال هم از سیاست جدا نیست..
قربانت..
د.د
والسلام
ارسال شده توسط شب شکن | June 10, 2010 12:07 PM
ارسال شده در June 10, 2010 12:07
سلام
نمی آپی؟؟؟
قبلا گفته بودم که از نوشته هات الهام میگیرم.
اگه دوست داشتین قدم بر چشمانمان بگذارید و پیش ما بیایید!!!
تو نوشته جدید وبم خیلی از نوشتهات الهام گرفتم دوست دارم نظرتون رو بدونم.
ارسال شده توسط نگین | June 10, 2010 2:17 PM
ارسال شده در June 10, 2010 14:17
سلام
با(من آن رودم که مقصد ندارم) به روزم.
منتظر حضور سبزتان هستم.
ارسال شده توسط آخرین همسفر | June 10, 2010 4:11 PM
ارسال شده در June 10, 2010 16:11
به نام حق
این واقعه را سخت بگیری شاید
از کوشش عاجزانه کاری ناید
از رحمت ایزدی کلیدی یابد
تا قفل چنین واقعه را بگشاید
سر بلند باشی وپیروز در پناه حق
ارسال شده توسط sina | June 10, 2010 7:34 PM
ارسال شده در June 10, 2010 19:34
نجف جون واسه روز باستیل فکری کردی؟ نری جشن خبر مبر یادت بره
ارسال شده توسط ونوس | June 10, 2010 7:48 PM
ارسال شده در June 10, 2010 19:48
این روزهاحتی من هم باورم شده که نجف زاده دیگرآن نجف زاده ی قدیم نیست.قبلا"هاحال وهوای بیش تریاشایددست بازتری داشتی تابنویسی. حالا ازچه ؟فرقی نمی کندازآن سوزنبان پیرگرفته تاحقوق ماهانه ی خبرنگارها.یادم هست می گفتی می خواهم مجله ی اینترنتی راه بیندازم تاهرچه دل سنگتان می خواهدبگوید.ذوق کردم.آخرحرف های زیادی برای گفتن داشتم .می خواستم برایت ازسندباد وسرندی پیتی وتن تن بگویم.حالا قبول که تن تن راندیده ام وحتی نمی دانمtonton است یاtantanیاtenten.اماروزهای زیادی جای سندبادبودم وخودم راروی دوش سرندی پیتی دیده ام.خواستم بگویم اینقدرقرنیاکه حالایک بارگوشت ازصدای آژیرقرمزآزرده شده یایک باربغل آن دوستت بستنی نخوردی .آژیرقرمزش مال توبوده ولی ترکشش توی بدن بچه ای دیگررفته تانکش عروسک بچه ای دیگرراله کرده وتوپش گریه ی بچه ای دیگر رادرآورده .می خواستم برایت بنویسم آشغال دم درنگذار شایداین بارهمان بیاید که آشغال های مارازیرورومی کردوازش پرسیدم "کاسبی چطوراست؟"وگفت"بدترازغورغورهای شکم خالی پسرم".خواستم بنویسم .....اماگفتی سیاسی نشو.گفتم چشم.ببینم رفتی فرانسه گم شدی بین موزه ی لوور وکوه های آلپ وبرج ایپل یادت رفته زلفعلی خان رایاحاجی فیروزهامان را.نکندفکروذهنت شده آنت ولوسین علی کوچولو ازیادت رفته .سرت شلوغ شده این روزها.شایدبرای همین است که داری عین زلفعلی خان میشوی .باخودت است.اماسریک آبنبات چوبی شرط میبندم اگربمانی میشوی مثل...یامثل...نمی آیی لااقل سری به پست های عهدعتیقت بزن ویک چیزتازه تری بنویس که باورکنیم همان نجف زاده ی قدیمی .همان که بچه های جنگ وکارتن خواب ها وآشغال جمع کن هاوحتی دزدهای نیمه شب های بارانی یادش بود...
ارسال شده توسط '''''''''''''''''''''' | June 10, 2010 11:45 PM
ارسال شده در June 10, 2010 23:45
سلام
داشتم دست نوشته های قدیمیم رو مرور میکردم دیدم یه جا نوشتم، روی هر پله ای که ایستاده باشی خداوند یک پله بالاتر از تو است نه فقط به خاطر اینکه خداست به خاطر اینکه دستانت را بگیرد.کامران نجف زاه
یادم اومد برای اون موقع هاست که توی 20:30 اخراش قبل خداحافظی همیشه یه جمله خوشگل میگفتی!
یادش بخیر!
ارسال شده توسط زهرا_ض | June 11, 2010 12:13 AM
ارسال شده در June 11, 2010 00:13
سلام
بنده از انجمن بانوان نعیما مزاحمتون میشم
وبی راه انداختیم که توضیحاتش در بخش اخبار آمده.
با مطلب قابل قبولی به روزیم.
خوشحال میشیم سر بزنین.
ارسال شده توسط نعیما | June 11, 2010 1:31 AM
ارسال شده در June 11, 2010 01:31
ای شاهد احوال دل تنگ، بیا
ای نغمه مرغان شباهنگ، بیا
عمرم به سر آمد، دلم از هجر گرفت
در ساز دلم معنی آهنگ، بیا
اللهم عجل لولیک الفرج
ارسال شده توسط مسافر | June 11, 2010 1:34 AM
ارسال شده در June 11, 2010 01:34
چرا؟
ارسال شده توسط محمد | June 11, 2010 11:47 AM
ارسال شده در June 11, 2010 11:47
اي
ارسال شده توسط mohsen | June 11, 2010 12:33 PM
ارسال شده در June 11, 2010 12:33
سلام آقای نجف زاده ی جان
دوستت داریم-تا همیشه-.
یا علی
ارسال شده توسط ***** | June 11, 2010 11:18 PM
ارسال شده در June 11, 2010 23:18
حالا دیگه فقط اولاشونو می خونم..انگار همه یه چیزی رو میگن و می خوان..هرروز..هربار...باورتون میشه؟ میشه..چرا نشه؟
یاعلی مرهم درده..ادامه بده و خسته نشو..هنوز فرصت داری..مثل قبلنا ...یادته؟
راستی ...سلام
ارسال شده توسط الهه | June 11, 2010 11:32 PM
ارسال شده در June 11, 2010 23:32
سلام
خداقوت
با مطلب "سلام بر يومالله 22 خرداد ..." به روزیم.
خوشحال میشیم بخوانید و نظرتان را بفرمایید.
راستي در حرم اباعبدلله و حضرت عباس و سامرا و كاظمين دعاگو و نائب الزياره تون بودم.
ممنون
یاعلی
ارسال شده توسط انديشه روشن كوچك | June 12, 2010 1:49 AM
ارسال شده در June 12, 2010 01:49
با سلام
به روزگار سلامت شكستگان درياب
كه جبر خاطر مسكين بلا بگرداند
انجمن فرزانگان كوير
.
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان كوير | June 12, 2010 7:02 AM
ارسال شده در June 12, 2010 07:02
با سلام
به روزگار سلامت شكستگان درياب
كه جبر خاطر مسكين بلا بگرداند
انجمن فرزانگان كوير
.
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان كوير | June 12, 2010 7:09 AM
ارسال شده در June 12, 2010 07:09
سلام از میدان مهران،بلوار دکتر شریعتی
راستي آقاي نجف زاده ميدوني استاد ابتهاج اين شعروواسه چي گفته ؟ وسوالم اينجاست كه چرا عكس استاد لطفي رو گذاشتي تو صفحت؟
ارسال شده توسط سيد از کرج | June 13, 2010 2:03 AM
ارسال شده در June 13, 2010 02:03
چه کار می کنی؟اینقدر سانسور شدی که دیگه دیده نمیشی خبرنگار
خدایا کمک کن تا که با نا حق نسازم
ارسال شده توسط بهاره | June 13, 2010 10:07 AM
ارسال شده در June 13, 2010 10:07
برام خیلی عجیب بود آدمی که بین ایرانیان خارج منتقد داره سرتاسر نظرات وبلاگش تعریف و تمجیده , خدا وکیلی یعنی یدونه انتقاد برات ارسال نشده ؟ البته 2 تا جواب برای این سئوال می شه تصور کرد اول اینکه شما به سیاق برنامه سازی یکطرفت فقط پیامهای رو که پسندیدی نمایش دادی دوم اینکه میشه اینجوری تصور کرد مردمی که با دیدن برنامه های پر از تهمت جنابعالی دل شکسته شدن از اینهمه بی انصافی علاقه ای به پیام گذاشتن برای شما نداشتن و البته قبول دارم که حقوق مخالفین رو رعایت کردن از طرفی شخصی مثل شما کار فوق العاده سختیه .
امیدوارم که اقامتتون در فرانسه کشوری که حقوق همه افراد در آن محترم شمرده می شه باعث تغییر در دید شما نسبت به حقوق منتقدین و مخالفین بشه شما می تونید با حقوق مسلمانان فرانسه از نزدیک آشنا بشید و مجبور نیستید که با جهان غرب از دریچه برنامه 20:30 روبرو شوید از این فرصت طلایی جهت آشنایی با ارزش واقعی دمکراسی و حقوق بشر استفاده کنید
ارسال شده توسط علی ایرانی از نزدیکای نجف آباد! | June 13, 2010 1:16 PM
ارسال شده در June 13, 2010 13:16
علی آقای ایرانی نوشته اند منتقدین شما اینجا مطالبشان کو؟
خب چشمشان را باز کنند علی ایرانی اول از همه کامنت خودشان را ببینند.
دوم اینکه از نجف آباد شما درباره مسلمانان فرانسه و آزادی هایشان چطور نسخه می پیچید؟مثل اینکه همان بابایی که ذوب در کاندیداتوری اش بودید یادتان داده پیش بینی های تخیلی را.
سوم اینکه شما که هر روز آویزان این وبلاگ هستید...چرا نمی روید در سایت های دوستانتان آنجا شیرین کاری کنید؟چرا شما که از شفافیت می گویید لااق یک ایمیل نمی گذارید جوابتان را بگیرید؟
------------
کامران جان خواهشا منتشر کن وگرنه خودم در وبلاگم می گذارم.
ارسال شده توسط وکیل وصی در جواب یکی از نجف آباد | June 13, 2010 2:11 PM
ارسال شده در June 13, 2010 14:11
من بیست سال فرانسه زندگی کردم.اگر شما پشت گوشتون را دیدید انها هم حقوق بشر یا مسلمان ها را رعایت می کنند.این حرف ها از طرف کسی است که زندگی اش آنجاست.نه اینکه از فلان روستا درباره غرب تز ارائه دهم
ارسال شده توسط رضایی-پزشک | June 13, 2010 2:15 PM
ارسال شده در June 13, 2010 14:15
گرچه "تغییر" خاصیت کل هستیه(آب هم اگه راکد بمونه،میگنده) اما...
ما به تو ایمان داریم خبرنگار...
یکی گفته نکنه عوض شدی...خوب معلومه آدم وقتی دنیای جدیدی رو میبینه و تجربیات جدیدی به دست میاره ناخودآگاه عوض هم میشه...اما دلیل نداره که هرکی عوض شد "بد" هم بشه... به این میگن "بزرگ" شدن!
راحت باش و کار خودتو بکن،حتما سرت شلوغه...!
این جلز ولزها فقط مال دلتنگی و بی خبریه مادر...
ارسال شده توسط جواب به****** | June 13, 2010 2:31 PM
ارسال شده در June 13, 2010 14:31
سلام آقای نجف زاده منو که یادتونه؟
منم 1 ماهی بود خبرنگارشده بودم(ایرنا)ولی بخاطر مشکلی که برام پیش اومد دیگه نمی تونم ادامه بدم. یه خبر از شهرداری بیرجند تهیه کردم چون نذاشتیم رو سایت ازم بازجویی کردن و منو کشوندن حراست شهرداری خیلی روز بدی بود. اونا دیگه بهم اجازه نمیدن با خبرگذاری همکاری کنم. منم گفتم بچسبم به درسم لااقل دانشگاه قبول بشم. برام دعا کنین هم شما و هم هر کسی که این پیام رو میخونه. سر نمازاتون به یاده من و همه ی کنکوریها باشین.
خداوند بنده هایش را اندازه ی خدا دوست دارد
منتظر جواب پیامم هستم.
یاعلی.
ارسال شده توسط مرضیه | June 13, 2010 4:32 PM
ارسال شده در June 13, 2010 16:32
سلام عزيزم.
اومدم عرض ادب و ارادتي كرده باشم؛ چشمم به يه پيام خورد و با اينكه يه عالمه كار دارم اتفاقي خوندمش! چقدر جالب بود!!!!
ميدوني، من دلم نمي خواست به اونايي كه ميان اينجا و چشم ديدنتو ندارن جوابي بدم، چونكه 1)تو نيازي به دفاع و حمايت كسي نداري 2)واسم اهميتي نداشت! و 3)اين چيزا طبيعيه واسه آدماي مهم و مطرح. چرا كسي واسه من اين حرفا رو نمي نويسه؟! چرا انتقاد بر من وجود نداره؟! چون اهميتي ندارم.
بگذريم.
آقاي ايراني! شما كه به قول خودت نزديكاي نجف آباد زندگي مي كني، چطوري و از كجا ميگي كه تو فرانسه حقوق همه رعايت ميشه؟؟؟!!!
يه وقت فكر نكنين ناراحت شدم از اون پيام. بلكه متعجب شدم و بهتر بگم شاخم دراومد.
آقاي علي ايراني!من نميدونم شما آقا كامران مارو چند وقته مي شناسي و چقدر ميشناسي. من نيازي به توضيح نمي بينم و اصلا واسم مهم نيست كي در مورد كامران چي فكر مي كنه.
چون اگر كسي به شما فرضاً بگه آشغال، با اين حرف اون شما آشغال نمي شين.
فقط خواستم يه جمله بگم نه خطاب به شخص خاصي، خطاب به همه.
آهاي ايها الناس از من بشنويد كه اطمينان ميدم كامران احتياجي به آشنایی با ارزش واقعی دمکراسی و حقوق بشر و اين حرفا ندارد.
-اي شناخته نشده! دوستت مي دارم.
ارسال شده توسط جواب به علي ايراني ( از طرف z) | June 13, 2010 6:29 PM
ارسال شده در June 13, 2010 18:29
be yadat Arezu kardam ke cheshmanat agar tar shod be shoghe Arezu bashad.
ارسال شده توسط maryam | June 13, 2010 6:46 PM
ارسال شده در June 13, 2010 18:46
سلام
از شما آقای نجف زاده و تمام دوستان علاقمند به
*قیصر امین پور* دعوت می کنم از وبلاگ
"شعر و کودکی" دیدن بفرمایند.
htt://sherokudaki.blogfa.com
ارسال شده توسط شاگرد قیصر | June 13, 2010 6:57 PM
ارسال شده در June 13, 2010 18:57
انسان را منتقدينش ميسازند! "من"
در جوابيه ي كساني كه خودشان را به اسامي مختلف جا ميزنند حالا بگذريم كه اين قياس مع الفارق است .
موفق باشيد آقاي نجف زاده.
ارسال شده توسط دانشجوي حقوق | June 14, 2010 12:29 AM
ارسال شده در June 14, 2010 00:29
باسلام و خسته نباشيد
شعر قشنگي بود ولي چرا ارغوان؟
ارسال شده توسط ارغوان | June 14, 2010 10:21 AM
ارسال شده در June 14, 2010 10:21
آقای محترم
عزیز دل
با مرام
لطف کن تا فردا ظهر این وبلاگ را به روز کن.
10000 نفر بازدید کردند از این مطلب شما
نزدیک 700 نفر هم کامنت گذاشتندو اگر گینس بخواهد وبلاگ شما اول است.
فردا ظهر منتظرم.
وگرنه یعنی حرف من که یک خواننده گمنامم زمین زدی.
از تو بعید است .
فردا ظهر منتظرم.
یکی از میلیونها هوادارت
ارسال شده توسط tabataba | June 14, 2010 11:39 AM
ارسال شده در June 14, 2010 11:39
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش!
ارسال شده توسط حسین شکیبا دهکردی | June 14, 2010 3:52 PM
ارسال شده در June 14, 2010 15:52
خیلی با صفایی کامران!
انتظارشو نداشتم...
ارسال شده توسط جواب به**** | June 14, 2010 7:58 PM
ارسال شده در June 14, 2010 19:58
سلام علیکم برادر عصبانی
حال شما ؟
میگم قرار گذاشتی با خودت تا وقتی نیای ایران آپ نکنی ؟
شنیدم تابستون دور هم جمع میشین خارجی ها...
پس خبر بده فرض قرمز و سور و ساط راه بندازیم...
.
پ.ن:
چسور و ساط رو نمیدونم چه جوری مینویسن!!!
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | June 14, 2010 8:21 PM
ارسال شده در June 14, 2010 20:21
همیشه منتظرم در تلوزیون 30/20 ببینمتون ؛
ارسال شده توسط zahra | June 15, 2010 12:02 AM
ارسال شده در June 15, 2010 00:02
سلام
با چند شعر زیبا از "مارگوت بیکل" به روزم.
ارسال شده توسط شاگرد قیصر | June 15, 2010 12:40 AM
ارسال شده در June 15, 2010 00:40
salam Aghay Najafzadeh Aziz. Blog khobi dary. say kon bishtar benvisy. va hamchenin az nekat zaroife ke shoma Aly mosalaty benvis. brnamehay 8/30 biadmandanian. eikash dobareh einja bazham bebinimet to 8/30. enshahallah mofagh bashy. ya Ali. Habib Azizi Tehran
ارسال شده توسط habib | June 15, 2010 12:41 AM
ارسال شده در June 15, 2010 00:41
سلام
از آدماي با سياست خوشم مياد...
توام مثل استادم مهران دوستي با سياستي!
يعني يه كوچولو مجبوري باشي!!
دوست داشتي آپ كن ...
راستي فرانسه خوش مي گذره؟
از گزارش گاو بازيت خوشم اومد
ارسال شده توسط شيوا | June 15, 2010 1:07 AM
ارسال شده در June 15, 2010 01:07
سلام آقای نجف زاده
سلام
اگه به یه مهمونی دعوت باشین چند درصد احتمال داره که برین؟ می دونم..بستگی داره کی باشه..
حالا اگه اون مهمونی یه جشن تولد باشه چی؟..
شما به یه جشن تولد دعوتین..گرچه از اونجا تا اینجا یه عالمه فاصله س ولی برای قاصدک ها هیچی محال نیست..
یاعلی
ارسال شده توسط الهه | June 15, 2010 1:17 AM
ارسال شده در June 15, 2010 01:17
سلام جناب نجف زاده
پاریس خوش می گذرد؟؟
برای اینکه عوض ما بروید بالای برج ایفل چقدر صلوات باید نذرتان کنیم؟
ارسال شده توسط حبابــ (خانه ای که دیوار ندارد) | June 15, 2010 5:27 AM
ارسال شده در June 15, 2010 05:27
مرسي بابت گزارش ها...
فكر نمي كردم فرانسوي ها هم پشت فرمون از اين كارا بكنن!
ارسال شده توسط خاطره | June 15, 2010 11:09 AM
ارسال شده در June 15, 2010 11:09
یعنی دوستت دارم .نابغه.
ارسال شده توسط محمود رضایی | June 15, 2010 12:10 PM
ارسال شده در June 15, 2010 12:10
سلام
دلم براتون تنگ شده هم برای شما هم امیر کیان کوچولو که الان باید خیلی بزرگتراز قبل شده باشه.
امیدوارم زودتر برگردین
خیلی زود
با آرزوی بهترین روزها براتون.
ارسال شده توسط محبوبه | June 16, 2010 7:08 PM
ارسال شده در June 16, 2010 19:08
ببخش که دیر سر زدم .مشغله ها زیاد بر سرم شلوغ میکنند!
انتخاب دلنشین و هوشمندانه ای بود
سپاس
ارسال شده توسط سحر سمیعانی | June 16, 2010 8:13 PM
ارسال شده در June 16, 2010 20:13
با سلام
نقدهاي جذاب و ظريف شما از موضوعات گوناگون در گزارشاتتان را من خيلي دوست دارم .
منتظر بازگشت شما هستم
راستي به سايت خبري -تحليلي ما هر وقت داشتيد نيم نگاهي بيندازيد خوشحال ميشويم تا نظراتتان رو بدونيم.
سرزنده و موفق باشيد
ارسال شده توسط احسان.ح | June 17, 2010 12:32 AM
ارسال شده در June 17, 2010 00:32
سلام دادش چطوری؟
خوبی؟
اون ور آب خوش می گذره
پطروس ت رو دیدم
از اینکه باز می دیدمت خوشحالم
شاد باشی
هرجا هستی عزیزم
ارسال شده توسط علی حاجیان زاده | June 17, 2010 7:28 PM
ارسال شده در June 17, 2010 19:28
سلام
گزارشهاي خوبتون رو كم و بيش از طريق سيما دنبال ميكنم، ولي توقعم از فرد بيش فعال و تيزبيني مثل شما اينه كه سري هم به كتابخانه ها و مراكز علمي، هنري كشورهاي خارجي بزنين، ممنون از گزارشهاي خوبتون
ارادتمند
هادي معزي
ارسال شده توسط هادي معزي | June 17, 2010 8:36 PM
ارسال شده در June 17, 2010 20:36
سلام آقا كامران خوبی عزیزم..
واسم خیلی افتخاره که امروز بهتون سر زدم..
باور كنيد هنوزم باورم نميشد كه يه روز بيام تو وب سايتتون..
داداش من مصاحبه ها و گزارش هايي رو كه تهيه ميكنيد رو خيلي دوست دارم. چون هميشه بي طرف ميگين و البته هميشه حرف راست رو..
نوشته هاتونم خیلی دلنشینه..
راستی دادا اگه ما رو هم قابل میدونی یه سری به کلبه حقیرانه منم بزنید..
پس زودی بیا که منتظرتم..
شاد باشی..[گل]
پس فعلا.. یا علی..
ارسال شده توسط حسن | June 18, 2010 5:18 AM
ارسال شده در June 18, 2010 05:18
سلام دوباره
نمی دونم همیشه بیستو سی برام جذاب بوده دروغ نگم وقتی شما هستین همه چی در عین رسمیت ساده هستن
این جوری بیشتر تو شنونده و بیننده تاثیر داره
می تونین تو نگارش به منم کمک کنید اخه من عاشق خبرنگاری ام ولی نمی تونم رشته خبرنگاری برم می خوام حداقل یه چی بلد باشم ازش
ممنون می شم اگه لطف کنیدددددد
ارسال شده توسط الهه آیینه افروز | June 20, 2010 12:46 AM
ارسال شده در June 20, 2010 00:46
چه کج رفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ، نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
ارسال شده توسط بهاران | June 20, 2010 12:36 PM
ارسال شده در June 20, 2010 12:36
سلام شعر قشنگي بود.جاي گزارشاتون توي ايران خيلي خاليه اماگزارش هاي فرانسه هم فوق العاده ان
اميدوارم هرجا هستيد مثل هميشه شاد و موفق باشيد
مدت ها بود به سايت شما نيومده بودم حالا كه اومدم با ديدن اين شعر كلي غافلگير شدم
خداحافظ
ارسال شده توسط ارغوان | June 22, 2010 12:57 PM
ارسال شده در June 22, 2010 12:57
رفته بودم سر حوض تا ببینم عکس تنهایی خود را در آب
حوض ولی آب نداشت ماهیان میگفتند
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همتی کن و بگو
ماهی ها حوضشان بی آب است...
لیلا24 ساله کارشناس شیمی
ارسال شده توسط لیلا | June 22, 2010 6:05 PM
ارسال شده در June 22, 2010 18:05
سلام خانم روزتون بخیر
من ... هستم کارشناس شیمی
میخواستم بپرسم شما برای تکمیل کادرتون احتیاج به نیروی جدید دارید یا خیر
-نه ما کادرمون رو بستیم ضمنا همه معلمای ما با سابقه و شناخته شده اند
سلام خانم شما برای تدریس نیروی تازه نفس نمیخواین
-شما گل دروزی قلاب بافی از این کارا بلدین
بله نه
-پس چطور میخواین فردا پس فردا...
ببخشید مزاحم شدم خداحافظ
خدا...
خدا جونم ...خوبی؟من خوب نیستم دارم میشکنم خدا باور کن دارم له میشم آره میدونم میدونم باید نشکن باشم ولی باور کن دیگه خسته ام از اینهمه تحقیر تو رو به عظمتت نذار له شم به برکت اسم اعظمت یا الله مددت یدی یا الله
ارسال شده توسط لیلا | June 22, 2010 6:11 PM
ارسال شده در June 22, 2010 18:11
اول از هر چیز به جای سلام دروود میگم
خاطرات زیادی از گزارش های شما دارم و بیشتر اوقات اخبار رو فقط به خاطر شما می دیدم گزارش ها و کلماتی که استفاده می کردین و جملات و مهم تر از همه احساستون بهم کمک می کرد که بنویسم
چندوقت پیش میزبان معلم کالو بودیم و کلیپی از گزارش شما پخش شد
پایدار باشید
ارسال شده توسط شایسته | June 23, 2010 9:35 AM
ارسال شده در June 23, 2010 09:35
سلام بعد مدتها , بعد 22خرداد 88 دیگر نیامدم اینجا , !!!
اینجا جایت تنگ بود یا قدرت تحملت را نداشتند . تو که از قماش انها نیستی ؟ به ما بگو که تو سبزی .
ارسال شده توسط مهتا | June 23, 2010 10:52 AM
ارسال شده در June 23, 2010 10:52
سلام [گل]
با شعری به روزم و منتظر حضور و نظر ارزشمند شما
التماس دعا
ارسال شده توسط وحید مصلحی | June 23, 2010 3:56 PM
ارسال شده در June 23, 2010 15:56
انتخابتون عالي بود...از خوندش لذت بردم
ارسال شده توسط fatima | June 24, 2010 5:51 PM
ارسال شده در June 24, 2010 17:51
...
ارسال شده توسط fatima | June 24, 2010 5:55 PM
ارسال شده در June 24, 2010 17:55
چرا اين همه غمگيني كامي جونم.
ارسال شده توسط fdbvg | June 24, 2010 6:46 PM
ارسال شده در June 24, 2010 18:46
بیانیه انجمن اسلامی شهيد ادواردو آنيلي به مناسبت ایام البیض
ارسال شده توسط بیانیه انجمن اسلامی شهيد ادواردو آنيلي به مناسبت ایام | June 26, 2010 12:03 PM
ارسال شده در June 26, 2010 12:03
سلام. آقای نجف زاده من اصلاً فکر نمی کردم که شما هم اهل شعر باشی....
بهرحال خوشحال میشم اگه واسم میل بدید، من هم عاشق شعرم...
ارسال شده توسط مریم | June 26, 2010 11:09 PM
ارسال شده در June 26, 2010 23:09
به نام خدا
سلام حاجي
خبري ازتون نيست
يادمه بچه كه بودم به ... مي گفتم: تو ميگي بارون كه مياد امام زمانمون خيس نميشه؟ آخه ميگن تو بيابوناست...
منتظتونم برا خوندن ادامش!
يا علي
التماس دعاي فرج
ارسال شده توسط هابيلي | June 27, 2010 6:17 AM
ارسال شده در June 27, 2010 06:17
سلاموب خوبی داری منم کارهاتودوست دارم حالا که کاراجتماعی میکنی سری به وب مامددکاران اجتماعی هم بزن وازاین گمنامان نیز گزارشی تهیه کن .اگه تمایل به لینک هم داشتی بفرمایید .متشکرممنتظرنظر وخبرشماهستم.متشکرم.ممنون
ارسال شده توسط محمد مهدی امیری | July 28, 2010 12:04 PM
ارسال شده در July 28, 2010 12:04
زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست
هركسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست
خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد...
خيلي قشنگ بود شما هميشه بي نظير بوده و هستيد و خواهيد بود...خبرنگار محبوب من
ارسال شده توسط هســــــــــتي | July 29, 2010 8:51 AM
ارسال شده در July 29, 2010 08:51
سلام
روزها با تمام سختيهايش ميگذرد . انگار انگار مرض قند گرفته اين روزگار ، چون هيچ شيريني ندارد ! ما مانديم و يك دنيا خاطرات خوش گذشته كه در گذشته ماندند و دفن شدند .
آقاي نجف زاده چقدر با اين شعر آقاي ابتهاج خاطره داشتم . زنده شد و افسوس تكرار نميشود . يا علي
ارسال شده توسط حامد مداح | July 31, 2010 9:00 AM
ارسال شده در July 31, 2010 09:00
merci monsieur nadjaf zade,c'est tres magnifique et beau,vous etes le plue bien reporter du monde.je te dis au fond mon coeur
ارسال شده توسط amin | August 9, 2010 3:26 PM
ارسال شده در August 9, 2010 15:26
سلام آقای متفاوت
چند تا از شعرمومیخوام برات بنویسم. دوست دارم نظرتو بگی برام:
صدای چک چک باران را می شنوی؟
سیل در راه است
صدای بغض های جا مانده
و صدای تیر
وای گونه اش، به رنگ سیلی شده
با آن غم پنهانی
و رازهای طوفانی
به عمق نگاه ظلمت دیده یتیمی
چشمان تیره بینش نور می بیند
و تو هنوز در خوابی ...
--------------------------------------
صداقت را میبینی؟
در آن آیینه پر مهر
در آن تنگ بلورین
که می ماند زندگانی را
در آنچه در دل ماهی ست
به روشنی آدینه رویش
-----------------------------------------
روزی
روزیم درد
و روزه ام سکوت بود
روزیم دردناکترین درد
راضیم به غم درد
انتهای غم، رضا
راهی آتشبار
و ای کاش قثط آتش بود
میسوزم از آتش درون
بی خیال به زخم زبون
تا رضا ماند و من
من راضیم به رضای رضا؛
مرا خواهد کشت
با سوز نوای نی
تا پایان درد
از من
و از روزیم
چیزی نماند
جز، رضا
ارسال شده توسط مصطفی ظاهری | August 18, 2010 10:25 PM
ارسال شده در August 18, 2010 22:25
سلام آقای متفاوت
چند تا از شعرمومیخوام برات بنویسم. دوست دارم نظرتو بگی برام:
صدای چک چک باران را می شنوی؟
سیل در راه است
صدای بغض های جا مانده
و صدای تیر
وای گونه اش، به رنگ سیلی شده
با آن غم پنهانی
و رازهای طوفانی
به عمق نگاه ظلمت دیده یتیمی
چشمان تیره بینش نور می بیند
و تو هنوز در خوابی ...
--------------------------------------
صداقت را میبینی؟
در آن آیینه پر مهر
در آن تنگ بلورین
که می ماند زندگانی را
در آنچه در دل ماهی ست
به روشنی آدینه رویش
-----------------------------------------
روزی
روزیم درد
و روزه ام سکوت بود
روزیم دردناکترین درد
راضیم به غم درد
انتهای غم، رضا
راهی آتشبار
و ای کاش قثط آتش بود
میسوزم از آتش درون
بی خیال به زخم زبون
تا رضا ماند و من
من راضیم به رضای رضا؛
مرا خواهد کشت
با سوز نوای نی
تا پایان درد
از من
و از روزیم
چیزی نماند
جز، رضا
ارسال شده توسط مصطفی ظاهری | August 18, 2010 10:26 PM
ارسال شده در August 18, 2010 22:26
very good
ارسال شده توسط mina | September 5, 2010 7:26 PM
ارسال شده در September 5, 2010 19:26