پارسال یک ساعت با حاجی فیروزها بودم...دیدم از اصول نانوشته لوطی های قدیم سر در می آوردند...یکجاهایی با هم کتک کاری شان شد...بنازم به بازویت که نیامدی گفتمان کنیم...روی ریتم ها و نوستالژی های قدیمی سوار بودند...گاهی به بعضی ها رشوه می دادند ...یکی شان می گفت وضع پدرش خوب است و برای اینکه مردم را شاد کند خودش را سیاه کرده...که هر صدتا ماشین یکی راننده اش پیاده شود بیاید قر بدهد با او...یکی می خواست برای مادرش یک لباس خوشگل بخرد...چهل پنجاه تومنی درآمد داشتند...عاشق چراغ قرمز بودند.....
-----------------------------------------------
لینک یوتیوبش را می گذارم اینجا.حالااگر نشد ببینید هم مهم نیست.چیز خاصی از دست نداده اید.
http://www.youtube.com/watch?v=-rQiIh4dnTs

نظرات (169)
فقط بدون هیچ کس مثل تو دردهای این مردم را با این هنرمندی به تصویر نکشید.محشر بود.
ارسال شده توسط دانشجوی آرمان خواه | March 4, 2010 1:40 PM
ارسال شده در March 4, 2010 13:40
هیچ بیانیه سیاسی از چپ و راست ندیدم که به اندازه یک مطلب ساده شما خواننده داشته باشه.4000 نفر از مطلب پیشین شما بازدید کردند و این یعنی با مردم ارتباط خوبی گرفته اید.کاش هیچ وقت سیاسی کار نکنید.لینک یوتیوبتان را هم با هزار زحمت دیدم.اشک در چشمهایم حلقه زد وقتی از مادرش گفت.احسنت بر توانایی های شما.
ارسال شده توسط دکتر عبداللهی | March 4, 2010 1:43 PM
ارسال شده در March 4, 2010 13:43
تو شدی خبرنگار قلب های ما
ارسال شده توسط هوادارن نجف زاده که خبرنگار قلب های ماست | March 4, 2010 1:49 PM
ارسال شده در March 4, 2010 13:49
خوشم میاد اونجا هم دلت با ایرانه.از یه چی دیگتم حال کردم الکی ایرادای خارجیا رو بزرگ نمی کنی.وقتی هم حالشونو می گیری باز بخاطر ایرانه.اساسی می گیری.گزارش ارودیف شما فوق العاده بود.انگارشما سفیر ما در اروپایید.
ارسال شده توسط یک خبرنگار سبز | March 4, 2010 1:51 PM
ارسال شده در March 4, 2010 13:51
چقدر قشنگ بودا.الهی من قربون اون قلمت برم.
ارسال شده توسط محمد امین | March 4, 2010 1:53 PM
ارسال شده در March 4, 2010 13:53
بابا آپ کن زود بزود.سرویس کردید ما را.هی میاییم.هی نیستی.
ارسال شده توسط servis | March 4, 2010 2:04 PM
ارسال شده در March 4, 2010 14:04
اومدم.هرچند نباید میومدم!
ارسال شده توسط ... | March 4, 2010 2:17 PM
ارسال شده در March 4, 2010 14:17
سلام
you tube فیلتره!
ارسال شده توسط پریناز | March 4, 2010 2:29 PM
ارسال شده در March 4, 2010 14:29
چقدر زیر این صورتکهای سیاه درد زندگی میکند ...
ارسال شده توسط دست نوشته های خاکستری | March 4, 2010 2:31 PM
ارسال شده در March 4, 2010 14:31
سلام . این قلم رو که میبینم آتیش میگیرم که چرا بیشتر نمی نویسی . جدی تر نمی نویسی .حیف نیست؟؟؟؟؟؟میل خودتونه اما تنبلی نکنید هم به نفع خودتونه هم بشریت.
ارسال شده توسط دو صفرهفت | March 4, 2010 2:47 PM
ارسال شده در March 4, 2010 14:47
سلام..زیبا بود..باز هم تصویر گری هنرمندانه از دردهای جامعه.
خیلی دوست دارم خبر نگار بشم.. :(( کاش یه روزی به این آرزوم برسم.
دوستتون دارم.
ارسال شده توسط یک دختر عادی | March 4, 2010 3:10 PM
ارسال شده در March 4, 2010 15:10
عادل فردوسی پور دیروز داشت تعریف می کرد بازم چرا اینقدر دوست داره.خیلی با معرفتی بابا
ارسال شده توسط صدابردار | March 4, 2010 3:13 PM
ارسال شده در March 4, 2010 15:13
kamran jan jat khalea too sazman
be onvan e hamkar behet eftekhar mikonam
ارسال شده توسط عادل | March 4, 2010 3:14 PM
ارسال شده در March 4, 2010 15:14
کامران بگو
بگو
بگو از خونه بگو
از گل پونه بگو
از شب شب زده ها
که نمی مونه بگو
بگو ای یار بگو
ای وفادار بگو
از سر بلند عشق
بر سر دار بگو
بگو کامران بگو
بگو کامران بگو
ارسال شده توسط begoo | March 4, 2010 3:20 PM
ارسال شده در March 4, 2010 15:20
سلام دوتاکامنت با موضوع های مربوط شب عیدی تو ایران جات خالی
ارسال شده توسط سیمین | March 4, 2010 3:28 PM
ارسال شده در March 4, 2010 15:28
اره یادمه!
گزارش قشنگی بود.
ارسال شده توسط زهرا_ض | March 4, 2010 3:28 PM
ارسال شده در March 4, 2010 15:28
مرد یه جایی آپ می کردی بتونیم بگیریم! با اینحال حال کردم! حق یارت
ارسال شده توسط غلامحسین | March 4, 2010 5:44 PM
ارسال شده در March 4, 2010 17:44
می دونی بزرگترین جرم تو چیه آقا کامران؟
برای مردم کار می کنی نه برای قلدرهایی که سی ساله این مملکتو چاپیدن.
حالا چندوقته باندشون از قدرت دور مونده دارن زمین و زمانو گاز می گیرن.
سراغ تو رو باید از کوچه پس کوچه های بوشهر گرفت که من گرفتم.باید از بین بچه هایی گرفت که سالهاست با گزارش هایی مثل همین عموفیروزت بزرگ شدند.سراغ تو رو باید از همون بیست و سی ای گرفت که با تمام نقدهایی که هست اولین بار در این مملکت صدایی غیر را از مصدق و بازرگان تا فروغ فرخزاد را منتشر کرد.باید از سوال های تند و تیزت از رییس جمهور پرسید وقتی جلوی چشم میلیونها نفر ازش پرسیدی واقعا شب ها چطور راحت می خوابی؟
سراغ تو رو نباید فقط از شمرون و شهرک غرب گرفت.گرچه من خودم اونجا می نشینم.خدا نگهدارت باشه .
ارسال شده توسط بچه شهرک | March 4, 2010 5:51 PM
ارسال شده در March 4, 2010 17:51
سلام.
كامران نجف زاده،كامران نجف زاده هست.از او چيزي جز اين ها هم انتظار نميره.و اين يعني هنرمند.
بدون اغراق عرض كردم.
ارسال شده توسط Ashke Mahtab | March 4, 2010 6:17 PM
ارسال شده در March 4, 2010 18:17
سلام موسیو جان... احتمالا من اون موقع که اون گزارشتون پخش شده باز شانسم رو جا گذاشتم...!
اونجا هم بوی عید میاد؟!
ارسال شده توسط یاسمن | March 4, 2010 6:43 PM
ارسال شده در March 4, 2010 18:43
سلام .عیدمیلادپیامبرمبارک.انشاءالله همیشه شادباشید.
راستی شماهم شنیدیدآقای معصومی نژادراگرفتند؟
ارسال شده توسط سحرجاویدی+منصوره شفیعی | March 4, 2010 6:43 PM
ارسال شده در March 4, 2010 18:43
سلام اگه وقت کردی یه سری هم به وبلاگ مدرسه ما واقع در یکی از روستاهای توابع شهرستان دیر بزنید خوشحال می شیم. در ضمن اجرای شما عالیست کامیاب باشید.
ارسال شده توسط ک سهولی | March 4, 2010 7:11 PM
ارسال شده در March 4, 2010 19:11
کاش میشد که درد های مردم به قلب های مردم راه داشت
عالی بود اقای نجف زاده بی معرفت که وبلاگ من که اینقدر مشهورم بین همکارات که خود همکارات بهم این لقب بهم دادن نمیایی همچنان منتظر گرد غبار قدمت هستم تا نسیم بوزد به وبلاگم بیایی
وحیبهروز گنبد کاووس
ارسال شده توسط وحیدبهروز گنبد کاووس استان گلستان | March 4, 2010 8:42 PM
ارسال شده در March 4, 2010 20:42
سلام..
گزارش زيبايي بود...
نميلاد بر شما مبارك...
شاد باشي وموفق...
در ضمن به روزم با اين ديوانگيست...
ارسال شده توسط نرگس محمدي | March 4, 2010 8:42 PM
ارسال شده در March 4, 2010 20:42
یک نفر زنگ زده به من میگه از کامران نجف زاده بپرس چرا اینقدر لاغر شدی غذا اوضاش چطوره
ارسال شده توسط وحیدبهروز | March 4, 2010 8:49 PM
ارسال شده در March 4, 2010 20:49
سلام
چه قدر دلمان تنگتان است ...
خیلی وقته که گزارشای نابتون رو ندیدم چون بعد از آن اتفاقات ! اصلا" دیگه اخبار نمیبینم ...
ارسال شده توسط حدیث | March 4, 2010 9:34 PM
ارسال شده در March 4, 2010 21:34
هدف من محبوبیت بعد مشهوریت و معروفیت
خدا به من صبر داده تحمل مزاحمت های بعد مشهوریت بکشم
ارسال شده توسط وحیدبهروز | March 4, 2010 9:44 PM
ارسال شده در March 4, 2010 21:44
سلام.نگرانت شدم استاد...
نگيرند تو را به جرم ايراني بودنت!
استاد،مراقب خودت باش كه تمام سرمايه ي من از دنيايم دلخوشي به داشتن استادي چون توست.مراقب باش!
ارسال شده توسط بهاره | March 4, 2010 9:49 PM
ارسال شده در March 4, 2010 21:49
سلام استاد کامران
حدس می زدم در ادامه مطالب قبلی ات بعد از آنکه از صفت لوطی گری شان گفتی و گفتی یکجاهایی با هم کتک کاری شان شد بگویی مثلا دو دقیقه بعد هم با هم آشتی کردند و از این حرفها البته به سبک کلمات تراشیده خودت اما استاد مثل همیشه ذهن مخاطب را گول زدند و به نظرم این یکی دیگر ربطی به
به دغدغه های اخیرتان نداشت !
ضمنا موهایتان که با مدل جدید آب و جارو شده بود سبک فرانسوی داشت!!!
موفق باشید استاد
ارسال شده توسط | March 4, 2010 10:01 PM
ارسال شده در March 4, 2010 22:01
سلام
حاجي فيروزها براي شادي مردم خودشان را سياه مي كنند... كمي مضحك مي خوانند... دايره و تمبك مي زنند....فقط براي اينكه مردم را خوشحال كنند...ما براي خوشحالي همديگه چيكار مي كنيم؟! لابد زيرآب زني !! لابد زير پاي همديگه رو خالي مي كنيم؟!! يا شايدم نه! مي خوايم سر به تن همديگه نباشه!!
اصلا ما براي خوشحالي خودمون چيكار مي كنيم؟!
ارسال شده توسط مهديه پوريادگار | March 4, 2010 10:21 PM
ارسال شده در March 4, 2010 22:21
سلام اقا کامران
100سال عمر باعزت رو از خدایم برایت خواهانم.امیدوارم همیشه برامون از این مطالب اموختنی و زیبا بنویسی
ارسال شده توسط یاقوت | March 4, 2010 10:27 PM
ارسال شده در March 4, 2010 22:27
Are yadame
Khone nabodam ke shahr khakestari ro az akhbar sa'at 10 bebinam shab bidar mondam to akhbar 12 belakhare didam gozaresheton ra.
Honarmandane dardhaie mardom ro migid faghat kash gosh masoli bod ke beshnave.
Be omid rozi ke o biaiad...
ارسال شده توسط Atena ghagari | March 4, 2010 10:31 PM
ارسال شده در March 4, 2010 22:31
سلام کامران جان مطلب جالبی بود،همیشه از گزارشات خوشم اومده !
ارسال شده توسط سید | March 4, 2010 10:47 PM
ارسال شده در March 4, 2010 22:47
عید، ماهی قرمز کوچولو، شادی، سبزه یا اصلا بهتره بگم:"بهار"، تو دلامون تحریمه امسال آقای نجف زاده
ارسال شده توسط رژیار | March 4, 2010 11:22 PM
ارسال شده در March 4, 2010 23:22
بازم سلام آقای نجف زاده...
با اجازه تون جمله ی پست خداحافظیتون رو توی وبلاگم گذاشتم البته با ذکر منبع... حق چاپ هم محفوظه...
مواظب خودتون باشید
ارسال شده توسط یاسمن | March 4, 2010 11:34 PM
ارسال شده در March 4, 2010 23:34
دمت گرم کامران نجف زاده واقعا چه جوری میتونی بهت غبطه میخورم تو یک نابغه ای به خدا. خوش به حال خدا که بنده ای مثل تو داره تو تونستی از استعدادی که خدا بهت داده بدون هیچ ادعایی نهایت استفاده رو بکنی و این آخر هنر و ایمانه
ارسال شده توسط خسته | March 4, 2010 11:38 PM
ارسال شده در March 4, 2010 23:38
سلام...آره...آره هم برای ایینکه دوباره نظر میدم هم بخاطره گزارشت...ییهو ناراحت نشین ها با دوم شخص خطابتون میکنم....میدونم نه اینکه اینکارم...میدونم اینو که هرکی روشی داره...میگی روش؟....میگم روش زنده بودن..آره زنده بودن نه زندگی کردن...سخته ...خیلی خیلی سخته....شاید هم قصش یه ذره تو آهنگ محمد اصفهانی باشه که توقیف شد...که میگه....پشته این چهره ی خندون اون همیشه غصه داره و غیره...سخته...ولی باید کاری کرد...باید...باید کاری کرد
باز هم > ناشناس از کرج ایران زمین خدا
ارسال شده توسط من | March 4, 2010 11:40 PM
ارسال شده در March 4, 2010 23:40
"زنده رود زنده شد اما به چه قیمتی؟؟" منتظر حضور گرمتون هستم...
http://www.sakipic.blogfa.com/post-293.aspx
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
ارسال شده توسط مسعود ساکی | March 4, 2010 11:54 PM
ارسال شده در March 4, 2010 23:54
حاجي فيروزي كه به خاطر لبخند سپيد مردمش غم و اندوه رو پشت رنگ سياه پنهان ميكنه لبخند ميزنه تا لبخندي را به كسي هديه دهد؛ هديه اش نه از نوع زميني بلكه آسمانيست.اوست كه كوله بار درد و رنج را از درون تبل روزگار به صدا در مياورد تا نهايت سكوت زمانه را با فريادش بخراشد و ما فقط لبخند ميزنيم....... .
يامان باشد:سكوت سخن بزرگي است كه خداوند به گويا ترين زبانها بخشيده است .
ــــــــــــــــــــــ
درود بر شما:
"خال هندوي ترك شيرازي و سخاوت شاعران" به روزم. خوشحال ميشم اگه تشريف بياريد و با قلم هنرمندانه ي خود باقي شعر را بنگاريد.
پاينده باشيد و پيروز.
يا حق.
ارسال شده توسط ثريا | March 5, 2010 12:54 AM
ارسال شده در March 5, 2010 00:54
سلام موفق عرصه ی خبر
حالا تو که زحمت کشیدی گزارش گرفتی گذاشتی تو یوتیوب، ناز کردنت برای چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مهم نیست اگه ندیدی هم ندیدی!!!!!!!!!!!
دیدیم به زحمت خیلی هم خوب بود اگه نمی دیدیم یه چیزی از دست می دادیم...........
باریکلا داداش به ما هم سر بزنی خوبه
اما سر نزدی هم اشکال نداره چیز خاصی را از دست نمیدی..................
ارسال شده توسط آیینه | March 5, 2010 1:25 AM
ارسال شده در March 5, 2010 01:25
سلام.تکراری بود.و هنر خودتون.فکر کنم پارسال.از تلویزیون.درسته؟حالا نمی دونم علاقه جدید شما به نوستالژی منجر به درج این مطلب شد یا نزدیکی ایام عید نوروز یا غم غربت یا.....
موفقتر باشید.
ارسال شده توسط محمد | March 5, 2010 1:44 AM
ارسال شده در March 5, 2010 01:44
سلام کامران جان. خوبی ؟ دلم برایت خیلی تنگ شده. یعنی میشه یکبار دیگه بعد از تیتراز20:30 شما بیایی روی صفحه تلویزیون ؟ هرشب با همین انتظار که خودم هم میدانم چقدر بعیده به ساعت نگاه میکنم. ... حیف که روزها و البته شبهای خوب گذشته و فقط خاطره شده
جایت مثل همیشه خالی بود ... برای گزارش دیدار رهبر و مسوولین...
ارسال شده توسط سهراب | March 5, 2010 3:15 AM
ارسال شده در March 5, 2010 03:15
سلام
همکارتونو گرفتن تو ایتالیا، به همین راحتی...اینه آزادی غربی؟ چقدر هم شیرینه...
حاجی فیروز...؟
یاعلی
ارسال شده توسط سکینه | March 5, 2010 6:49 AM
ارسال شده در March 5, 2010 06:49
سلام
کاش زمان انتخابات بودی. آنوقت خیلی سند می دیدی. آنوقت می دیدی چه کسی دروغ و ریا به قلب مردم می فروخت. من هم دوست ندارم بیشتر بگویم. اما به باورم خوب شد که شد. فهمیدیم با کدام قوم طرفیم. . یادت می آید خودت بودی که در بیست و سی، گفتی جمعیت "انبوه" سبزها؟ یادت می آید چقدر آرام بودیم؟ واقعا چه می خواستیم که حقمان باتوم بود، تحقیر بود؟ راستی برادر، تو هم خبرنگاری، مسیح هم خبرنگار است، تو آزاد به وطنت می آیی، می روی، به دلبستگی هایت هنوز دل بسته ای. اما مسیح چه؟ او هم مثل تو آزاد است؟ به کدام جرم؟ چون خیلی مثل تو فکر نمی کند؟ از تمام دلبستگی هایش برید. به اجبار برید. شاید بیشتر از من و تو هم ایرانی باشد. حرف زیاد است برادرم. خودت می دانی. می دانم. جای تو نیستم؛ اما بدان کجا ایستاده ای. بدان که فریاد حق "تنها" وظیفه توست. اشتباه من را بگو، اشتباه حکومتم را بلندتر بگو. اما کدام خطا بزرگتر است؟ اعتراض به داوری که بی طرف نبود،
کوتاه کنم، ما بزرگ شدیم. تحقیرمان نکنید.
ارسال شده توسط م.ر | March 5, 2010 7:09 AM
ارسال شده در March 5, 2010 07:09
سلام.یک انتقاد جدی:چرا این سایتها را فیلتر می کنند؟؟؟
ارسال شده توسط علی سنجری | March 5, 2010 9:02 AM
ارسال شده در March 5, 2010 09:02
چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی
چقدر هم تنها
خیال میکنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
دچار یعنی عاشق
و هیچ ماهی
هزار و یک گره رودخانه را نگشود...
ارسال شده توسط دو صفرهفت | March 5, 2010 9:36 AM
ارسال شده در March 5, 2010 09:36
چه قدر اين روزها دوست دارم ساعتها توي سايتت بچرخم ومطالب جديد و قديمت رو بخونم تك تك نظراتي رو كه دوستدارانت ميگذارند و كاهي مخالفانت ... وحالا هم كه حاجي فيروزهاي پر ارزو .... دلم براي شاديهاي قديمي عيد - دور هم جمع شدنهاي نوروزي - وفوتبالهاي خانوادگي شبهاي نوروز لك زده ... كاش زودتر عيد شود براي همه..
ارسال شده توسط رضوانه | March 5, 2010 10:07 AM
ارسال شده در March 5, 2010 10:07
سلام
آقا ما بخوایم هم محلمونو از نزدیک ببینیم بشینیم رو این نیمکتا پامونو بزاریم رو این سنگفرشا یکسری سوالای چند ساله بپرسیم تکلیف خودمونو بدونیم باید چیکار کنیم؟به احتمال 99/99% هم دیگه هیچی از ما یادت نیست چون من خیلی وقته بهت سر نزدم.باهات قهر بودم!!!!!!!!
ارسال شده توسط سیاوش | March 5, 2010 10:45 AM
ارسال شده در March 5, 2010 10:45
سلام که اسم خداست به توکه بنده ی خدایی.
این گزارشتونو خیلی خوب یادمه.میگم عید تو غربت چه حالی داره؟
من که همیشه دم عید یاد اون جمله قشنگتون میافتم «انقدر منتظر بهار نباش که ثانیه ها دیر بگذرند»
دلم خیلی واسه گزارشای نابتون تنگ شده.کی برمیگردین؟
معلم ادبیات راهنماییم رو چند روز پیش دیدم گفت هنوزهم تو سایت نجف زاده سرچ می کنی؟!
همه میگن انقدر شما رو میفرستن اینو و اونور تا باالاخره زبونم لال از دستتون راحت شن تا دیگه به پروپاشون نپیچین و هرکاری دوست دارن بکنن.
زیاد حرف زدم.ببخشید.
موفق باشید.
یاعلی.
ارسال شده توسط نگین | March 5, 2010 11:12 AM
ارسال شده در March 5, 2010 11:12
آقای نجف زاده چون به کامنتا جواب نمی دی بذار من ازت دفاع کنم لااقل و خواهشا بذار منتشر بشه
یکی نوشته تو در ازای سوال هاله نور که از رییس جمهور پرسیدی رفتی فرانسه چون گیر ندادی دروغ می گه<آخه بزرگوار یه خبرنگار سوالش رو می پرسه.سوالی که بجز نجف زاده هیچ کس جرات نکرد بپرسه.دیگه اینکه رییس جمهور چی می گه به کامران چه ربطی دارهواون می پرسه و شما هم قضاوت کنید.کار خبرنگار این نیست که داد بزنه آی داره راست می گه یا دروغ طرف.خیلی سادست.شما خودت می تونی با فیلمی که هست راست و دروغ حرف طرفو دربیاری.تا همین جاشم شاهکار کرده.
یکی دیگه نوشته که گفتی راهپیمایی انبوه سبزها...خوب همین بده؟بده بگن جمعیت انبوه سبزا با ارامش؟بعدش هم که نجف زاده ایران نبود که گلایه هاتونو سرش آوردین.خدا بهش صبر بده از دست بعضی ها
خواهشا منتشر کنید.
ارسال شده توسط وکیل وصی جواب می دهد | March 5, 2010 11:21 AM
ارسال شده در March 5, 2010 11:21
آره اونجا که کامران گفت جمعیت انبوه سبزها با آرامش راهپیمایی کردن هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه.دمت گرم.کاش می موندی.
ارسال شده توسط fffffff | March 5, 2010 11:22 AM
ارسال شده در March 5, 2010 11:22
جر می دم اون فرانسه رو اگه یه تار مو از سر خبرنگار قلب های ما کم بشه.بخاطر دو تا پسرام که وحشتناک دوستت دارن اومدم اینجا نظر بذارم.ما اینکاره نیستیم .
ارسال شده توسط مجید قناد | March 5, 2010 11:26 AM
ارسال شده در March 5, 2010 11:26
مردخبرنگار همیشه تا هنوز سلام من از کسانی هستم که از اول اون سالهای دور با شما و گزارشهاتون همراه بودم اولین گزارشی که از شما دیدم درباره شهید بود والبته بیشتر لحن کلام شما موثر بود اون به بعد همه گزارشهاتونو ببینم و اکثر این اتفاق افتادو از زمانی هم که سایتتونو راه اندازی کردید بازم من همراه همه متنهای زیباتون بودم عذرتقصیر خیلی تبریک نگفته دارم واسه همه عیدهایی که اومد و رفت و بهترین تبریکا تبریک تولد امیرکیان عزیز به شما وبانوی عزیز است من اون زمان هم نه در سایت که در دلم تبریک گفتم کامنت گذاشتن من باید زودترانجام میشد ولی دوست دارم تشکر بابت همه متنها و گزارشهای خوبتون وتمام چیزهای خوبی که نوجوونی منو بهتر و زیباتر کرد و البته ذات خاص متنها وگزارشهای شما بود راستی اون دوره زیبای20:30 هم از یاد نرفتنیه یه مدته دارم ارشیوتونو میخونم با متنهاش خندیدم اشک ریختم خوندنش هنوز تموم نشده ولی عالیه
ارسال شده توسط پگاه نکوهش | March 5, 2010 11:51 AM
ارسال شده در March 5, 2010 11:51
آرزویم اینست :
دیدن اوج غرورت در صبح
و
رسیدن به همه رویایت
من دعا خواهم کرد :
روزهایت پر نور
شب تو مهتابی
دل تو صادق و صاف
رنگ باران باشد ...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | March 5, 2010 12:22 PM
ارسال شده در March 5, 2010 12:22
اوناهم چاره ای ندارند دیگه.
فکر میکنی اونا خوشه چندند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط صادق(دخو) | March 5, 2010 12:52 PM
ارسال شده در March 5, 2010 12:52
اين گزارشم ديدم.
خوب بود.شما همه ي گزارشات خوبه،حالا بعضيا بيشتر
ارسال شده توسط خاطره | March 5, 2010 1:26 PM
ارسال شده در March 5, 2010 13:26
بعضی از ماها دلای سیاهمون رو پشت صورتهای سفید پنهون میکنیم
بعضی ها هم مثل حاجی فیروزها...دلهای سفیدی دارند پشت این صورت های سیاه...
ارسال شده توسط زهرا | March 5, 2010 2:10 PM
ارسال شده در March 5, 2010 14:10
با موزیک متن آکاردئون قشنگتر هم میشه
ارسال شده توسط Composer | March 5, 2010 4:26 PM
ارسال شده در March 5, 2010 16:26
بزرگی می گفت:
خوسبختی انسانها به اندازه بدبختی های کوچکشان است.
یا حق
ارسال شده توسط باران | March 5, 2010 4:42 PM
ارسال شده در March 5, 2010 16:42
feker nemikardam be yade hajiiiiiiiiiiii firozam bashi to ghalbe farance........
ارسال شده توسط marjan | March 5, 2010 5:59 PM
ارسال شده در March 5, 2010 17:59
Salam
igam shaiad ziad kament gozashtamd zadam bi maze shode baratonm!
Bashe az in be bad kam mikonam khaili.
Rasti panir ba boye paton ro didam jaleb bod be khosos onvanesh!
Khosh bashid.
B-)
ارسال شده توسط Atena ghagari | March 5, 2010 6:38 PM
ارسال شده در March 5, 2010 18:38
گاهي وقتا نيازي نيست برا خندوندن مردم صورتت رو سياه كني!
خيلي وقت بود نيومده بودم اينجا
چه قد بزرگ شده!/؟
ارسال شده توسط الهه ملك محمدي | March 5, 2010 7:09 PM
ارسال شده در March 5, 2010 19:09
خب؟
اینه
ایران اینه،جزو صفاهاشه،بدبختی وخوشبختی درکنارهم
ارسال شده توسط الهام.ا | March 5, 2010 7:09 PM
ارسال شده در March 5, 2010 19:09
ارباب خودم سامبولي بليکم
ارباب خودم سر تو بالا کن
ارباب خودم بز بز قندي
ارباب خودم چرا نمي خندي؟
حاجي فيروزم
سالي يه روزم
میخوانم ان هم با حاجی فیروز ها تاشاید سیاهی صورتشان فرهنگ سفیدم را که درمیان گرد و غبار حال گرفتار شدهرا به یاد بیارم وسرخی لباسشان رازینت مهربانی سال نو کنم
آری برادر می خوانمارباب خودم سامبولي بليکم
ارباب خودم سر تو بالا کن
ارباب خودم بز بز قندي ...
ارسال شده توسط محسن ناهید | March 5, 2010 7:54 PM
ارسال شده در March 5, 2010 19:54
سلام چند وقتی بود که بیست و سی را نمی دیدم فکر نمی کردم که ایران نباشید.اتفاقی وبلاگتان را دیدم وبعد از خواندن نظرات متوجه شدم که رفتید.آقای نجف زاده هر جا باشند باز هم نجف زاده اندوما به جوانهایی مثل شما افتخار میکنیم.از اینکه به وبلاگ مدرسه ما هم سرزدید ممنونیم.پیروز باشید
ارسال شده توسط ک سهولی | March 5, 2010 8:23 PM
ارسال شده در March 5, 2010 20:23
من از اون موقعی ازت خوشم اومد آقا کامران که برات فحش نوشتم و باز گذاشتی تو وبلاگت.بازم گلی به جمال تو که ما عقده هامون رو سر تو خالی کردیم و هیچی نگفتی.
ارسال شده توسط یه عقده ای | March 5, 2010 8:45 PM
ارسال شده در March 5, 2010 20:45
چه جوریه مردم برای بیانیه آقای موسوی سیصد تا نظر می ذارن برای شما چهارصد تا؟چی جوریه از تو می خواهند از احمدی نژاد تندتر انتقاد کنی اما خودشان را جای تو نمی گذارند؟چه جوریه امثال ساعی یا امیررضا خادم که وبلاگ دارن ده تا نظر هم نمی دن مردم اما برای شما....
توی تاروپود وجود مردم رفتی.آفرین پسر.
ارسال شده توسط javanmardi | March 5, 2010 8:48 PM
ارسال شده در March 5, 2010 20:48
گزارش ان روز را قشنگ یادم هست یکی شون میگفت کی پخش میشه
ارسال شده توسط سارا | March 5, 2010 8:48 PM
ارسال شده در March 5, 2010 20:48
اگر شما مانند من با کامران بودید و مدتهای مدید با هم سرکار می رفتید و زندگی می کردید می فهمیدید کودک درون هیچ کس اندازه کامران بیدار نیست.معصوم ترین رفیق من.
ارسال شده توسط محمد | March 5, 2010 8:51 PM
ارسال شده در March 5, 2010 20:51
سوال شما از مسی فوتبالیست آرژانتینی در مورد فوتبال ایران واقعاً بی ربط بود و من فکر نمی کردم شما اینقدر بی سلیقه باشید. به عنوان یک ایرانی خیلی بهم برخورد البته بیشتر از شما ناراحت شدم به خاطر سوال غیرحرفه ایتان.
خیلی وقت بود می خواستم یک جوری نظرم رو به شما برسونم
ارسال شده توسط مهدی | March 5, 2010 10:12 PM
ارسال شده در March 5, 2010 22:12
سلام!
ما را بخوان!!!
بیا آشتی!
بیا
پشیمونم!
بیا
ارسال شده توسط siavash | March 6, 2010 12:22 AM
ارسال شده در March 6, 2010 00:22
با سلام
آنچه هستید همچون آنچه انجام می دهید مهم است
انجمن فرزانگان کویر
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان کویر | March 6, 2010 8:59 AM
ارسال شده در March 6, 2010 08:59
سلام همکار محترم000خسته نباشی...
هر کسی تو این دنیا دنبال یه چیزه ...هر کسی یه دردی داره...مثل همین حاجی فیروزای شما یکی دنبال نون و شاد کردن دل مادرش یکی به دنبال شاد کردن دل مردم...چقدر قشنگه همه در کنار هم باشیم و مصداق بنی ادم اعضای یکدیگرند به ظاهر نه در عمل ...برایتان آرزوی بهترینها را دارم ...شاد باشید و سلامت و قلمتان ماندگار..
ارسال شده توسط بیتا | March 6, 2010 9:07 AM
ارسال شده در March 6, 2010 09:07
با سلام و تشكر از نگاهت
همانطور كه گفته بودي چيز خاصي رو از دست نداديم. نتونستم ببينمش
ارسال شده توسط محمد | March 6, 2010 9:41 AM
ارسال شده در March 6, 2010 09:41
سلام خبرنگار فقط یه چیز میگم داشتن صورت سیاه بهتر است از داشتن سیرت سیاه ....هر چند تکراری بود ولی خوب بود برای تجدید خاطره موفق باشید.
ارسال شده توسط مریم معتمدی | March 6, 2010 9:55 AM
ارسال شده در March 6, 2010 09:55
سلام حال شما؟چرا اینقدر دیر به دیر .............
ارسال شده توسط behnaz | March 6, 2010 10:08 AM
ارسال شده در March 6, 2010 10:08
گزارش پنیر خیلی باحال بود پا تلویزیون منتظر نشستم تا آخرش گزارش دادی به دلم افتاده بود
ارسال شده توسط خسته | March 6, 2010 10:29 AM
ارسال شده در March 6, 2010 10:29
به نظر من تو ايران فقط حقيقت از زبان شما بيرون ميامد
شما كه رفتي ديگه به حرف هيشكي نميشه...
ارسال شده توسط امين | March 6, 2010 10:37 AM
ارسال شده در March 6, 2010 10:37
سلام
عالی بود واقعاً سوژه هاتون معرکه است.
ارسال شده توسط لیلا نادعلی فر | March 6, 2010 11:09 AM
ارسال شده در March 6, 2010 11:09
به نام او
سلام
من هر هفته میام واگر مطلب تازه ای نوشته باشی می خونم
متن حاجی فیروزت خیلی جالب بود !!!
چند بار خوندم!!
هر دفه معنی جدیدی را در ذهنم تداعی می کرد !!
مطالب تو مثل پیاز !!!
هر بار که می خونیم یه لایه از دریای مواج معانیش بیرون می زنه !!!
اما جالبیش اینه که هیچ وقت به تهش نمی رسم (یعنی مغز مطلب ،اون دید اصلی که تو از متن می خوای به من خوانند برسونی ،لااقل یه تقلبی ؛یه چیزی برسون به مغز من یکی )
اگر وقت کردی بیا به وبلاگم سر بزنم الان چند سالی هست مشتاق دیدن نظر شما در وبلاگم هستم
قربان شما داداش کوشولو
ارسال شده توسط علی | March 6, 2010 11:21 AM
ارسال شده در March 6, 2010 11:21
سلام نازنین....
خوب هستید؟!
خسته نباشید
ارباب خودم...!! (دی)
ارسال شده توسط آدم برفی | March 6, 2010 2:47 PM
ارسال شده در March 6, 2010 14:47
bonjour
?Comment allez vous
خواستم بقيه شم فرانسه بيام گفتم گناه داري تازه واردي هنوز مسلط نشدي
راستي شما نسبتي با آرش(همون خواننده ي بقول شما لس آنجلسي همونكه با دي جي علي چند تا آهنگ خونده)نداري؟ خدايي خيلي شبيه هميد...يه كم فكر كن..!!!
يه چيز ديگه ميگم حالا كه اونجايي يه سر برو "گورستان پرلاشز" سر خاك مرحوم
"صادق هدايت"....محض تفنن و.....!!!
ارسال شده توسط هر شب تنهايي | March 6, 2010 3:20 PM
ارسال شده در March 6, 2010 15:20
میگن مسافرها تو غربت دعاشون میگیره!
التماس دعا زیاد! خیلی زیاد.
آپکی کردم گوشه چشمی خوشحالم میکنه!
مواظب کیان باش.
یاعلی
راستی سلام
ارسال شده توسط زهرا_ض | March 6, 2010 4:11 PM
ارسال شده در March 6, 2010 16:11
یادمه...
ارسال شده توسط سونیا | March 6, 2010 6:05 PM
ارسال شده در March 6, 2010 18:05
salam
ali bod
albate matnesh
man ke filmesho nemitonam bebinam:((
alan sayamo kardam
felan ke anshod
ارسال شده توسط zahra | March 6, 2010 6:27 PM
ارسال شده در March 6, 2010 18:27
به نام آن که با یادش قلبم آرام می گیرد
سلام بر بی نظیر ترین خبر نگار!!!
داداشی وقتی فهمیدم جناب معصومی نژاد را گرفتند علاوه بر این که برای او ناراحت شدم نگران تو هم شدم
داشتم با هیجان به خبر دستگیری ایشون گوش می دادم اما مادرم که اصلا نام آقای معصومی نژاد و نام کشور را نفهمیده بود و فقط فهمیده بود یک خبر نگار را گرفته اند هی می پرسید کی رو گرفتند نکنه کامران را همون لحظه بود که فکر کردم اگه واقعا این خبر در مورد تو بود من و سایر هوادارانت چه حالی پیدا می کردیم واقعا می شدیم مثل همون هایی که عید ندارند...
اما بر عکس افراد نا امیدی که گفتند عید ندارند من مثل هر سال خیلی هم خوشحال و سر حال منتظر عیدم شاید برای این که یاد گرفته ام همیشه نیمه پر لیوان را ببینم و این دو روزه زندگی را به غم نسپارم.
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
.
.
ارسال شده توسط شب شکن | March 6, 2010 6:42 PM
ارسال شده در March 6, 2010 18:42
سلام
من دلم تنگ شده
چه جوری باید بنویسم
می دونم تو خیلی دلت تنگ شده
از نوشته هات معلومه
فقط داری تو خاطرات سیر می کنی
شاید دلت برای فیلترینگ اینجا هم تنگ شده
به روزم
بیا و دلتنگیهایم را بخوان
ارسال شده توسط Alre | March 6, 2010 7:44 PM
ارسال شده در March 6, 2010 19:44
سلام
خیلی قشنگ بود مثل همیشه...
اقای نجف زاده شما واقعا یه مرد یه خبرنگار و یک فرد ایده ال برای جامعه تون هستین بهتون افتخار میکنیم
ارسال شده توسط maryam-72 | March 6, 2010 8:01 PM
ارسال شده در March 6, 2010 20:01
سلام.این جمله قشنگ بود(روی ریتم هاونوستالژیهای قدیم سواربودند)کاری که اکثرمابرای فرارازتغییرمی کنیم وبه نظرم درماایرانیهانهادینه شده.قلمتون ساده ولی درعین سادگی ÷یچیده است وآدم نمی فهمه به چه چیزی تلویح دارین.
ارسال شده توسط مسافر | March 6, 2010 8:14 PM
ارسال شده در March 6, 2010 20:14
این گزارشت یادم مونده
مجتبی اینا (پسر خواهرم حدودا 6 ساله)
اومده بودن خونه ما
همین که گزارشت رو دید شروع کرد سرود مهدشون رو خوند
"حاجی فیروزم حاجی فیروز
سالی یه روزم سالی یه روز"
......
نیامدی...
فقط همین رو بدون که خیلی دل تنگم
......
بای
ارسال شده توسط Alre | March 6, 2010 9:09 PM
ارسال شده در March 6, 2010 21:09
به روزم با "اینجا بوی عید نمیدهد...."
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | March 6, 2010 9:25 PM
ارسال شده در March 6, 2010 21:25
سلام کم کم دارم عادت میکنم کمتر اینجا پیدام بشه شاید تو هم اینو بیشتر دوست داشته باشی راستی دیروز وقتی یه نوشته علمی رو که به صورت ادبی نوشتم و بین همکارام پخش کرده بودم دست یه خبرنگار (نسبتا مشهور) افتاد کلی ازم تعریف کرد و گفت قلم خوب و اینده درخشانی داری منم کلی باد کردم و زود اومدم اینجا بنویسم تا همه بفهمن
ارسال شده توسط سیمین | March 6, 2010 9:30 PM
ارسال شده در March 6, 2010 21:30
کدام گزارش کدام فیلم یا کتاب . لطفا ادامه دهید من فعلا اینها به ذهنم میرسد
چه کسی پنیر مرا دزدید ...گزارش پنیر
بچه های خیابان...گزارش بچه های گلفروش
ترنج...گزارش دختران قالیباف
زرد قناری ...گزارش پیکان و ژیان
اتوبوس...گزارش اتوبوس
ارسال شده توسط دو صفرهفت | March 6, 2010 11:23 PM
ارسال شده در March 6, 2010 23:23
یه سر بزن جان مادرت یه سر بزن تو رو خدا
ارسال شده توسط siha86 | March 6, 2010 11:32 PM
ارسال شده در March 6, 2010 23:32
سلام آقای کامران نجف زداره
خوشحالم که امشب وب سایت کسی رو پیدا کردم که مدتهاست تونستم باهاش ارتباط داشته باشم.
کسی که اولین بارکه تو تلویزیون بایه برنامه خیلی ساده کارش رو شروع کرد معصومیت و سادگی چهرش و تلاش عمیقش درپشت چهره بسیجی گونه و صادقانه اش پیدا بود، حتی اگه بسیجی نبود.
این گونه بود که احساس کردم چیزی درپس این حس من نهفته است والان که بدون هیچ ذهنیتی از وب سایت بانوی کویر ،یه کلبه حسین وکیلی زارچ و ازآنجا به کامران نجف زاده رسیدم فهمیدم ذهن و احساس انسان ها فراترازاینهاست که من می اندیشیدم.
پاینده باشید.
ارسال شده توسط غزل | March 6, 2010 11:33 PM
ارسال شده در March 6, 2010 23:33
سلام آقای نجف زاده مواظب باشید شب عیدی این غربیهای عقده ای بلایی مثل آقای معصومی نژاد به سرتون نیارن
ارسال شده توسط طاهره | March 7, 2010 7:56 AM
ارسال شده در March 7, 2010 07:56
وقتی برای رفتن
از این دالان تنگ و تاریک
درگیر قفل آن جمدان رنگ و رو رفته بودی
ندیدی که من
با آستین پاره ام
اشک های از سر دل تنگیم را
می گرفتم
تا تو یکی اقلاً
دچار من بی حوصله نباشی
اما کاش آن لحظه ی آخر
سرت را بر می گرداندی و
دستی به یاری دست های بی رمق من
تکان می دادی
تا دست کم حالا که نیستی
حسرت آن نگاه آخر
کابوس هر شبم نباشد!!!
ارسال شده توسط رضا | March 7, 2010 8:18 AM
ارسال شده در March 7, 2010 08:18
سلام
با فرازهایی از وصیت نامه ی کروبی در خدمتم
یا علی
ارسال شده توسط بسيجي دانشجو | March 7, 2010 8:31 AM
ارسال شده در March 7, 2010 08:31
سلام آرزوي موفقيت دارم.
ارسال شده توسط بارگاهي | March 7, 2010 9:40 AM
ارسال شده در March 7, 2010 09:40
سلام بر تو اي دوست كه عاشق امام زمان(عج) هستي ما را هم دعا كن
سلام ممنون از وبلاگتان بخاطر مفيد بودنش براي من و از صميم قلب متشكرم از تلاشتان براي اينكه شب و روز براي اطلاع رساني به ما در تلاش هستيد خدا اجرتان بدهد و از ياران امام زمان(عج) باشيد انشاءالله
ارسال شده توسط منتظر | March 7, 2010 10:08 AM
ارسال شده در March 7, 2010 10:08
مثل همیشه متفاوت. دست مریزاد!
ارسال شده توسط عماد | March 7, 2010 10:52 AM
ارسال شده در March 7, 2010 10:52
سلام
عید امسال جاتون خیلی خالیه
ان شالله هر چی زودتر این ماموریتتون تموم شه
فقط تو رو خدا شیطنت نکنید اونجا که مثل اون آقایی که تو ایتالیا گرفتنش شما رو هم بگیرناااا
مواظب خودتون باشید
التماس دعا
ارسال شده توسط مریم | March 7, 2010 11:29 AM
ارسال شده در March 7, 2010 11:29
باز چرخید و بشکن زد و رقصید حاجی فیروز
باز دایره زنگی زد و شعر خوند واسه نوروز
دلخوش به سلامی و علیکی منو خندوند
اسمش رو که گفت سالی یه روز قلبم و لرزوند
گفتم حاجی یخ وا شده گل وا بشه کاشکی
هر روز باشی اینجا دیگه ای قرمز مشکی
نوروز باستانی باعث می شه برای مدت کوتاهی تمامی غم و غصه هاتو تمام خستگی های سالانتو کنار بذاری و همراه خانواده شاد شاد باشی
ارسال شده توسط ام آ | March 7, 2010 11:30 AM
ارسال شده در March 7, 2010 11:30
سلام آقا كامران اميد وارم هركجا كه هستين سالم وسلامت باشين من وهمه اعضاي خانواده شمارو خيلي دوست داريم وهميشه مي گيم كه شما بهترين خبر نگار ايران وحتي جهان هستين وبه گزارشهاي شما علاقه داريم مدتي است كه كمتر شمارو مي بينيم دلمون براي شماو گزارشهاتون تنگ شده. هميشه پيروز باشيد
ارسال شده توسط ahmad | March 7, 2010 1:29 PM
ارسال شده در March 7, 2010 13:29
salam
shoma ham mese baghie khabarnegaran delsuz sarian az hamid masoumnejad hemayat kon..
www.journalismweb.blogfa.com
ارسال شده توسط روزنامه نویس | March 7, 2010 3:09 PM
ارسال شده در March 7, 2010 15:09
همزاد من
كوروش بنلاد
انگار خودم بودم، يك نفر مثل خودم درون كانال افتاده بود، کنار سایه ی نخل هاي شهرك دوعيجي افتاده بود و نور مهتاب روی خون تازه اش می درخشید. سربازان خودی يكي پس از ديگري در حال گذر از كنار همزاد من بودند. ناگهان غلامي فرياد زد: «بچه ها اين كوروش بنلاده !»
داشت اسم مرا صدای می زد. بقيه گفتند:«چي؟ کدوم کوروش؟» غلامی ادامه داد:«همون دانشجوه، می گفت يه پسر كوچولوی چندماهه به اسم محمد داره،از گروهان علي اكبر، گردان حمزه» چه طور امکان داشت؟! غلامی همه ی مشخصات مرا می گفت. کمی بعد گروه امداداز راه رسيد. درد شديدي را در قفصه یِ سينه ام احساس كردم واز راهروي بسيار پرنوري واردوجود همزادم شدم... بعدها دریافتم كه آن مجروح نیمه جان توی کانال، همزادم نبود،خودمن بودم...
09129745
خواهان همكاري باشما هستم : بن لاد
ارسال شده توسط koruosh | March 7, 2010 3:13 PM
ارسال شده در March 7, 2010 15:13
سلام با معرفت
روز و روزگار بر وفق مراد است ؟
همواره موفق باشید
ارسال شده توسط ******هواداران کامران نجف زاده ***** | March 7, 2010 5:13 PM
ارسال شده در March 7, 2010 17:13
درود
فکر کنم تنها قشری هستند که از چراغ قرمز خوششون میاد!
ارسال شده توسط بانوی نیمه شب | March 7, 2010 6:13 PM
ارسال شده در March 7, 2010 18:13
سلام استاد ...
اول بگم خوشحالم که این کلمه ای که من برای خطاب کردن شما استفاده کردم
همه گیر شد و همه دارن به حق "استاد" صداتون می کنن .
دوم اینکه خوب دارید با یادآوری این گزارش های خاطره انگیز دلمون رو آب می کنیدا !!!
سوم اینکه با هر بار حرف زدن راجع به ای گزارش ها
لحظه های نابی برام تداعی میشه ...
"وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها می کند، پرهايش سفيد می ماندولی قلبش سياه می شود. "
نمیدونم چرا بعد از خوندن این پست این جمله به ذهنم رسید .
اما واقعا حاجی فیروزها بر خلاف صورت سیاهشون
دل سفیدی دارن ...
هر چند، چندسالی میشه قر دادن حاجی فیروز ها تو کوچه و بازار هم منو نمی خندونه ...
لبت همیشه خندون خبرنگار قلبها ...
ارسال شده توسط سمیرا راهی | March 7, 2010 6:41 PM
ارسال شده در March 7, 2010 18:41
سلام اقای نجف زاده چه نوشته ی زیبایی بود همیشه گزارشاتون یه جوری با بقیه فرق داره هربار بهتر و بهتر
ارسال شده توسط زهره | March 7, 2010 6:43 PM
ارسال شده در March 7, 2010 18:43
به نام او
همچو باران باش
رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران
کن.
ارسال شده توسط زهرا | March 7, 2010 6:51 PM
ارسال شده در March 7, 2010 18:51
"ورفعنا لک ذکرک"
ولادة الرسول الاکرم(ص)
اسبوع الوحدة الاسلامیة
اهلا و نصرا بکم
جامعه مجازی نصر nasrclub.com
تالار گفتگوی عماد مغنیه hajrezvan.com/forum
حاج رضوان hajrezvan.com
جمعیت حامیان مقاومت اسلامی alhomat.ir
لبیک یا نصرالله
ارسال شده توسط moqawama | March 7, 2010 9:11 PM
ارسال شده در March 7, 2010 21:11
سلام آقا كامران
يادش به خير يه استادي داشتم تو دانشگاه فردوسي مشهد كه اگه هنوز زندست حدا حفظش كنه.دل خوشي از اين حكومت نداشت ولي هميشه از تو تعريف مي كرد.هرشب گزارشات را مي ديد صبحش سر كلاس وسط معادلات شرودينگر برا رفع خستگي بچه ها تعريف مي كردد.به احترام استادم ما هم تصميم گرفتيم همه جوره قبولت كنيم.
ولي الان كه چند سال مي گذره مي بينم كه ....
ولش كن بهتره اين طوري سئوالم را بپرسم.الان كه تو فرانسه اي ، اوضات چطوره؟يعني واقعاً و خدا وكيلي فرانسه همين طوره كه تو هرشب يه گزارش منفي ازش مي دي.يعني اين ممللكت هيچ نقطه مثبتي نداره.يادمه چند وقت پيش آيت ا.. مكارم به صدا و سيما انتقاد كرده بود كه چرا صدا و سيماي خودمون بعضي از حرفاي ايشون را گزينشي پخش كردن و گفتن جايز نيست.حالا چرا اين حرف در مورد خود شما صادق نيست.آيا واقعاً اونا هم فقط نقاط منفي ايران را از صبح تا شب گزارش مي دن.آيا به فكر فرداي قيامت كه بايد به پيشگاه خدا جواب پس بدين نيستي.آيا فكر نمي كني كه روزي ديگه فرصت هيچ گزارشي را نداري و فقط بايد بشيني و فيلم گزارشاتت برات بخش بشه.شايد هم من اشتباه مي كنم و اميدوارم كه اين طور باشه ولي چقدر خوب بود عدالت همه جا رعايت ميشد.كاش خودمون و پدرانمون را ميزان عدالت نمي كرديم و ناله مادران و گريه كودكان كنار خودمون را مي ديديم و لازم نبود به خاطرش فرسنگها از خاكمون دور شيم.
موفق پيروز باشي
ارسال شده توسط رحمان | March 7, 2010 9:56 PM
ارسال شده در March 7, 2010 21:56
سلام خبرنگار و بچه های کامنت گذار
با مطالب جالب و خواندنی در خدمتتان هستم آخر اسفندی
تشریف بیارید خوشحال میشم
ارسال شده توسط آیینه | March 7, 2010 10:57 PM
ارسال شده در March 7, 2010 22:57
سلام قشنگ یادمه...چقدر قشنگ بود...یادش یادش یادش بخیر
ارسال شده توسط آبجی سمیه | March 7, 2010 11:02 PM
ارسال شده در March 7, 2010 23:02
رحمان خان اگر انتقاد شما از کامران نجف زاده این است که چرا به نکات مثبت فرانسوی ها نمی پردازد که اتفاقا می پردازد.
مثلا چندوقت پیش گزارشی درباره یک سینمای کوچک زد که صاحبش عاشق ایران بود.یا درباره اینکه فرانسوی ها از اون اقاهه که با دست زد توی گل تیم رقیب ناراحت بودند.همین ها هم خوب است و زیاد هم هست.من سالهاست در فرانسه زندگی می کنم و از قضا از اعضای محلی سفارت ایرانم.ندیدم در این همه سال یک گزارش مثبت فرانسوی ها برای ما کار کنند.ضمن اینکه شما اگر اینجا زندگی بکنید و نه برای یک تفریح کوتاه،می بینید که روزی هزاربار باید شکر گفت به ایران و ایرانی بودنمان.
نجف زاده جان.این کامنت را خواندم گفتم جوابی بدم.صلاح دانستی منتشر کن.
ارسال شده توسط مهدی به رحمان جواب می دهد | March 7, 2010 11:12 PM
ارسال شده در March 7, 2010 23:12
اتفاقا من همیشه می گم این آقا کامران چه جراتی داره الان این فرانسوی ها را داغون می کند.نری پیش رفیقت خبرنگار.
ارسال شده توسط نادیا | March 7, 2010 11:14 PM
ارسال شده در March 7, 2010 23:14
تو شدی محبوب قلبم...
ارسال شده توسط کوثری | March 7, 2010 11:15 PM
ارسال شده در March 7, 2010 23:15
مهدی هاشمی برگرده من جای شما بودم یه شکایت ازش تنظیم می کردم.خودت خوب می دونی چقدر زمان انتخابات به سایت هاش دستور داد علیه شما دروغ پردازی کنن.خداکنه برگرده
ارسال شده توسط یکی از سایت جمهوریت | March 7, 2010 11:17 PM
ارسال شده در March 7, 2010 23:17
تو هنوز روت میشه به عنوان یه خبرنگار بنویسی؟
بابا اعتماد به نفس
ارسال شده توسط سارا | March 7, 2010 11:47 PM
ارسال شده در March 7, 2010 23:47
سلام
یادم آمد...چقدر زود گذشت!وقتی آنها را میبینم دلم میسوزد چرایش را نمیدانم!
راستی تو میدانی چرا این غربی ها وقتی جایی گیر میکنند سراغ خبرنگارانمان میروند...
مراقب باش داداشی!
یا علی
ارسال شده توسط گُلی | March 8, 2010 12:16 AM
ارسال شده در March 8, 2010 00:16
سارا نامی اینجا یک کامنت گذاشته که شما هنوز روتون میشه بعنوان خبرنگار بنویسید.
من جواب می دهم که سارا جان!شما روت میشه کامنت بذاری؟ببینی منتشر شده؟روت میشه قرص آبی رو بجا صورتیه بخوری بعدشم بیای اینجا؟
ارسال شده توسط وکیل وصی | March 8, 2010 1:56 AM
ارسال شده در March 8, 2010 01:56
دوستان هوادار یا منتقد رسم ادب را از صاحب وبلاگ بیاموزند که هرگز کلام به بی حرمتی نگشوده.فکر نکنم راضی باشد اینجا وکیل و وصی ای پیدا کند.
ارسال شده توسط سرشار | March 8, 2010 2:05 AM
ارسال شده در March 8, 2010 02:05
دوستان هوادار یا منتقد رسم ادب را از صاحب وبلاگ بیاموزند که هرگز کلام به بی حرمتی نگشوده.فکر نکنم راضی باشد اینجا وکیل و وصی ای پیدا کند.
ارسال شده توسط سرشار | March 8, 2010 2:06 AM
ارسال شده در March 8, 2010 02:06
فکر من نباش مسافر به سپیده ها بیاندیش. چشم فرداها به راهه راه سختی مانده در پیش
ارسال شده توسط نصیریان | March 8, 2010 3:11 AM
ارسال شده در March 8, 2010 03:11
پسرم من همسن پدر تو هستم.دوستت دارم.مثل فرزند خودم.من را نمی شناسی اما من از همین جعبه جادو ،جادویت شدم.خدارفیق راهت.در پناه حق.
ارسال شده توسط اردلان | March 8, 2010 3:22 AM
ارسال شده در March 8, 2010 03:22
تقدیم به کامران نجف زاده،خبرنگار قلب های ما
روزی که میخواستم از شهرمون برم
پیش هزاران چشم تو گریه میکردی
میگفتی با حسرت : دیگه بر نمیگردی
گفتم که عمر این سفر کوتاه کوتاه
گفتی که یاد من همیشه با تو همراه
گفتم مبادا جای من رادیگری گیرد
گفتی که منتظر نشستن اخرین راهه
montazer e karhaye khoobat
ارسال شده توسط بچه های دانشکده پیشوا | March 8, 2010 3:24 AM
ارسال شده در March 8, 2010 03:24
agha kamran
daremet...boro daremet...
daremet valla be khoda doost daremet
ارسال شده توسط یک دوست | March 8, 2010 3:26 AM
ارسال شده در March 8, 2010 03:26
حاجی پیروز قرار است دلِ مردم را شاد کند اما نمی دانم چرا وقتی در روزهای آخر اسفند آنها را می بینم غمگین می شوم و دلم برایشان می سوزد.....
ارسال شده توسط yalda omidi | March 8, 2010 8:43 AM
ارسال شده در March 8, 2010 08:43
حاجي فيروز قلب من ميشي؟براي روشن كردن دل نااميدم حاضري دستانم را بگيري و با من هم برقصي ؟
دلم گرفته از بي معرفتي هاي آنهايي كه برايشان دلم را گذاشتم و آنان فقط استفاده كردند و ديگر هيچ نكردند و رفتند
حاجي فيروز قلب من ميشي؟
ارسال شده توسط علي | March 8, 2010 9:00 AM
ارسال شده در March 8, 2010 09:00
هر سال دم عید که میشه وقتی حاجی فیروزارو می بینم به جای شادی، یه دنیا غصه میاد تو دلم !آخه میدونم اون لبا س قرمز شاد، اون چهره بزک شده، اون حرکات واداها و... همش برای پنهون کردن یه غم بزرگه!
کاشکی عید برای همه بود!کاشکی...
سلام به خبرنگار محبوب ایرونیا
این پستتون هم مثل بقیه معرکه بود.پیشاپیش سال نورو بهتون تبریک میگم.ایام به کام
ارسال شده توسط نغمه | March 8, 2010 9:41 AM
ارسال شده در March 8, 2010 09:41
سلام مثل همیشه عالی بود؛همیشه منتظر گزارشاتون هستم،امیدوارم بتونی هفت سین ایرانی رو تو مملکت غریب پیدا کنی و سفره ای ایرانی بندازی.
ارسال شده توسط behesht | March 8, 2010 9:47 AM
ارسال شده در March 8, 2010 09:47
سلام آقاي نجف زاده عزيز ممنون از اينكه كامنت ها رو بي پاسخ نميذاري و ممنون از اينكه به فكر همه جور قشري از جامعه هستي ..نوروز پيشاپيش مبارك ..اميدوارم حداقل عيد ايران باشي
ارسال شده توسط فرشيد | March 8, 2010 10:20 AM
ارسال شده در March 8, 2010 10:20
سلام نازنین....
خوب هستید؟
خسته نباشید
اینجا هوا پر شده از بوی بهار ، بوی عید
برای شما که دلتون واسه ترافیک تهران هم تنگ میشه فکر کنم خیلی سخته این دم عیدی از این همه هیاهو و نشاط مردم و از این فضا دور باشید
یعنی عید نمی خواهید بیایید ایران ؟!
اصلا دلم نمیخواد بدونم عید بدون عید دیدنی تو غربت چه مزه ای داره...
ولی من نمیدونم چرا این روزا اینقدر دلم گرفته، اصلا حال خوبی ندارم
اغراق نمیکنم. شما که نیستی این عیمون انگار یه چیزی کم داره
همیشه این وقت ها منتظر بودیم یه گزارشی چیزی بگیرید از سوژه های ناب که فقط انگار خودشون رو به شما نشون میدادند
این کامنت ها رو که میخونم تازه یادم میفته چقدر حرف بین ما هست، تازه یادم میفته چه درد دل ها چه ناگفته ها و نگفتنی هایی رو غبار عادت و دلتنگی و دوری و دوری پوشونده و چقدر حرف دارم که میخوام صاف و ساده بگم ولی خوب...
نمیشه
بی خیال
ما که همیشه یاد گزارش ها و حرفهای شما تو ذهنمونه ولی شما چرا همش میری تو خاطره ها و قدیما
نکنه تو مملکت غریب افسرده شدید...
یه کم از حال و هوای اونجا برامون بنویسید از خودتون
ببخشید طولانی شد
کامران و برقرار باشید
ارسال شده توسط آدم برفی | March 8, 2010 1:10 PM
ارسال شده در March 8, 2010 13:10
همین که نظرات را با این همه دلمشغولی میخوانی از سرمان هم زیاد است انتظار گذاشتن نظرم را روی وبلاگ ندارم.
ارسال شده توسط سمیه | March 8, 2010 2:08 PM
ارسال شده در March 8, 2010 14:08
سلام . مدتهاست 20:30 رو نمیبینم که از همون اول معلوم بود برای چی اومده و برای چی این ادبیاتو پیش گرفته. البته هیچ کدوم از اخبار شبکه های داخلی و خارجی رو نمی بینم چون هر دو غیر قابل اعتمادو پر از دروغند به سمت منافع خودشون. فقط اینترنت تا خودم بتونم حقیقتها رو از بین خبرها و سایتها و وبلاگها در بیارم. به هر حال نمی دونستم ایران نیستید و شاید به زور هولتون داده باشند فرانسه ! شاید ! ولی همیشه گزارشهاتون شاعرانه و قابل تحسین بود و مثل همون لوطی ها زنده کننده حس قریب لغات و واژه هایی که انگار دیگه نیست تو جامعه مون یا خیلی کم رنگ شده . تا نیاید یار در ظلمت سرگردانیم که با خود نور دارد به وسعت جهان و انقدر با نفوذ که حتی رسوخ خواهد کرد در قلبهای اکنده از ظلمات
ارسال شده توسط سروش | March 8, 2010 2:15 PM
ارسال شده در March 8, 2010 14:15
سلام کامی جون...........
کجایی که این عید بی تو عید نمیشه!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط ترنم | March 8, 2010 2:28 PM
ارسال شده در March 8, 2010 14:28
سلام مرصی کامران جون از اینکه به وبلاگم سری زدی......خوشحال میشم اگه همیشه از این کارا کنید
ارسال شده توسط یاقوت | March 8, 2010 3:51 PM
ارسال شده در March 8, 2010 15:51
Salam
Alon daghighan 9 sa'at hast ke varede dahe sevome zendegim shodam.
Hese khaili khobi daram ba ye alame eshgh o omid o enerji shoro kardamesh.
Omidvaram betonam az lahze lahzehash estefade konam
Mikhastam biam internet kampioteram moshkel paida kard vasl nashod shaiad khaste khoda bode.
Shoma khaterei az shoro bist salegiton yadeton hast? Baram begid.
B-)
ارسال شده توسط Atena ghagari | March 8, 2010 4:24 PM
ارسال شده در March 8, 2010 16:24
سلام .فیلم کتاب قانون رو دیدی؟
قشنگه....
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | March 8, 2010 4:47 PM
ارسال شده در March 8, 2010 16:47
سلام
خوندیش آقا کامران؟
ارسال شده توسط سیاوش | March 8, 2010 9:36 PM
ارسال شده در March 8, 2010 21:36
سلام
خوبید؟
یه چیز حدود 2 سال و نیم پیش براتون نظر گذاشتم
(مرده ای در حال حیات)
زیاد " اهل نظر بازی " نیستم، اما دلم نیومد در مورد این مطلب و چراغ قرمزی که توش اومده چیزی نگم،
چند شب پیش وقتی داشتم روی یکی از نوشته هام کار می کردم، آخرشو اینطوری تموم کردم،
"مهم نیست چه موقع می رسم، مهم این است، که تو پشت همه ی چراغهای قرمز بایستی ، تا همه فکر کنند که منتظر من بودی"
حالا بی خیال، به هر حال ما آدما شاید حتی بدون اینکه بدونیم، عاشق کارایی هستیم که انجام می دیم!
اینجا یا اونجا نداره، حال همه ی ما خوب است، اما تو باور نکن!!
یا به قول همین شاعر( سید علی صالحی):
ما معنی عشق را در نمیابیم، همچون گل که بوی خویش را!!
انشاالله همیشه زنده باشید،
با امید، خدا نگهدار
به قول همین شاعر ما معن
ارسال شده توسط یاسر ساجدی رئیسی | March 8, 2010 10:35 PM
ارسال شده در March 8, 2010 22:35
سلام
زياد موافق تعطيلات عيد نيستم ...
از تعطيلات فقط خود نوروز رو دوست دارم و لحظه قشنگ تحويل سال و اون دعاي زيبا ...
اين حاجي فيروزها هم دنيايي دارندها!!!
راستي هنوزم دوست داريم بهمون سر بزنيد....
البته عمومي!!!
الهي موفق باشيد و ماندگار و ... جايتان خاليست!!!
روزگارتون خوش
ياعلي
ارسال شده توسط انديشه روشن | March 9, 2010 12:26 AM
ارسال شده در March 9, 2010 00:26
اما سرانجام موسولینی در پایان جنگ جهانی دوم در حالی که به اتفاق معشوقهاش در حال فرار از ایتالیا بودند در مزرعهای توسط پارتیزانهای ایتالیایی دستگیر شده و در همان جا به همراه سایر همراهانشان که از مقامات حکومت فاشیستی بودند، پس از محاکمه صحرایی به اعدام محکوم شدند و در ۲۸ آوریل ۱۹۴۵ تیرباران شدند. جسد موسولینی و معشوقهاش در پیازا لورتو در میلان، برای نمایش عموم با قلابهای مخصوص آویزان کردن گوشت در قصابیها، به صورت وارونه، از سقف یک ایستگاه پمپ بنزین آویخته شده و به وسیله مردم شهر سنگباران شد.
سرنوشت برای تمامی دیکتاتور های جهان یکسان است .
ارسال شده توسط راضیه | March 9, 2010 12:57 AM
ارسال شده در March 9, 2010 00:57
زلال بمانی چون خاطرات
ارسال شده توسط میثم | March 9, 2010 1:08 AM
ارسال شده در March 9, 2010 01:08
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما آقاي نجف زاده
ما قصد داشتيم به نحوي با شما ارتباط برقرار كنيم تا درخواستي كه از شما داشتيم رو عنوان كنيم كه خدا رو شكر راه ارتباط با شما رو پيدا كرديم
ما به نمايندگي از جوانان ورزشكار ايران اسلامي از شما كه در كشور فرانسه ساكن هستيد درخواست داريم كه گزارشي از يكي از ورزش كارهاي بزرگ فرانسه به نام "ديويد بل" كه بنيان گزار رشته "پاركور" مي باشد تهيه كنيد.
رشته پاركور ورزشي است براي عبور سريع و آسان در كمترين زمان از موانع پيش روي انسان كه خود فلسفه خاص خويش رو دارد و توسط "ديويد بل" و پدرش "ريموند بل" كه يك آتش نشان در كشور فرانسه بود براي كمك رساني سريع به مردم حادثه ديده كم كم ساخته شد و هم اكنون بيش از 20 سال از ساخت اين ورزش گذشته.
ما از شما درخواست داريم تا در كشور فرانسه از اين ورزشكار كه الگوي خيلي از جوانان ايرانيست گزارشي تهيه كنيد.
با تشكر از شما
جوانان تراسور ايران
ارسال شده توسط تراسور | March 9, 2010 7:10 AM
ارسال شده در March 9, 2010 07:10
سلام.
ارسال شده توسط نامجوزحمتکش | March 9, 2010 7:39 AM
ارسال شده در March 9, 2010 07:39
با دور بودن از درد های مردم ایران چیکارمیکنی؟
راستی اونجایی که تو هستی حاجی فیروز داره؟
بچه ای که کنار ترازو مشق بنویسه داره؟
پیر زنی که توی سن بازنشستگیش توی کوپه های مترو جوراب بفروشه داره؟
امیدوارم چشم اندازهای زیبای برج ایفل اینها را از یادت نبرده باشه
ارسال شده توسط amir | March 9, 2010 11:24 AM
ارسال شده در March 9, 2010 11:24
سلام داداش. آره موبايلم همون قديميه است.وقت كردي آدرس ايميلت رو برام بذار.
ارسال شده توسط سعيد نوايي | March 9, 2010 12:52 PM
ارسال شده در March 9, 2010 12:52
سلام و ايام بكام
جلايي ميحواهد تا حيايي آيد پديد
موفق باشيد
ارسال شده توسط علي اكبري(آج) | March 9, 2010 1:43 PM
ارسال شده در March 9, 2010 13:43
سلام ...
مطلبتون عالی بود براتون آرزوی بهترینهارو دارم
ارسال شده توسط فاطمه عباسی | March 9, 2010 3:03 PM
ارسال شده در March 9, 2010 15:03
س لام
اولين بار هست ميام اينجا......
موفق باشيد
ارسال شده توسط فرشته ي شيطون | March 10, 2010 12:21 PM
ارسال شده در March 10, 2010 12:21
slm
jat kheyli khakeeye
bedone u tv arzeshi nadare
movazebe khodet bash
doset darim OSTORE
ارسال شده توسط :-) :-( | March 10, 2010 6:23 PM
ارسال شده در March 10, 2010 18:23
شمشير لوح عشق بر سر مزار ماست
ماعاشقيم كشته شدن افتخارماست
استاد بزرگوار شهيد سيد خليل عالي نژاد
ياعلي مدد
ارسال شده توسط shams_molana7@yahoo.com | March 10, 2010 8:07 PM
ارسال شده در March 10, 2010 20:07
سلام!
مسافرت فرانسه چطوره ؟
مواظب باشيد شما رو فرانسويا ، مثل ايتاليايا نگيرن!
اونوقت ما بي خبر نگار خوب مي شيم !
ارسال شده توسط سحر | March 10, 2010 10:15 PM
ارسال شده در March 10, 2010 22:15
pesha pesh fararesedane ead ro tabrik arz mekonam va hamchenen be khanevadeh sale khobero aghaz koned kamran nagafzadeh
..........................................
......................
................
............
.........
......
....
...
..
.
ارسال شده توسط mahdiye moenzadeh | March 17, 2010 11:50 PM
ارسال شده در March 17, 2010 23:50
hamesheh montazerh gozaresheton dar televezeon hastam enghadar harf az shoma mezanam dege hame medonan mekham che begam dar mad rese va famil ham marof shodam ta kontorol televezeo
daste man mead faghat akhbar ta ager gozareshe shomarodad bebenam
che kar konam eshghe be shoma va gozareshe ton hast
ارسال شده توسط mahdiye | March 18, 2010 12:04 AM
ارسال شده در March 18, 2010 00:04
در قلب قلمت درد مردم می تپد
ارسال شده توسط مهندس مرادی | March 18, 2010 1:02 PM
ارسال شده در March 18, 2010 13:02
به نظر من این صورت های سیاه،روشنترین صورت هایی است که سیاهی زیر ان را به روشنی نمایش میدهد.
ارسال شده توسط Ahmad | March 20, 2010 11:58 PM
ارسال شده در March 20, 2010 23:58
الهی من فدات شم....
ارسال شده توسط یاسی | March 26, 2010 7:16 PM
ارسال شده در March 26, 2010 19:16
سلام
تو این دنیا جای خندیدن هست؟
ما که پیدا نکردیم
ارسال شده توسط معصومه 25 ساله -شاهی مازندران | April 3, 2010 1:05 PM
ارسال شده در April 3, 2010 13:05
سلام
این مطلبو پارسال نوشتم وقتی عاشق خبرنگاری و روزنامه نگاری بودم.
1/1/88تاریخ ساده و جالبیه. ماهم مثل بیشتر افراد منزل ماندیم. همه جا سوت وکور بود فقط گاه گاه از لابه لای کوچه های تنگ صدای سلام و احوال پرسی به گوش میرسد و گاه صدای بوق ماشین برای همسایه یا مغازه دار به صدا درمیاید که یعنی عیدت مبارک همین و بس!
البته من هنوزم به خبرنگاری علاقه دارم فقط خواستم ازتون بپرسم میتونم به خودم امیدوار باشم یا....
ارسال شده توسط yasna | April 4, 2010 5:53 PM
ارسال شده در April 4, 2010 17:53
سلام.زيبا بود کامران عزيز
ارسال شده توسط ميثم | April 6, 2010 12:28 PM
ارسال شده در April 6, 2010 12:28
مثل همیشه
خارق العاده
ارسال شده توسط misagh | April 9, 2010 2:36 AM
ارسال شده در April 9, 2010 02:36
باسلام خدمت برادرارجمندم جناب اقای نجف زاده در خانواده ماهمه شما به را به عنوان خبرنگارخلاق وخوش فکربه خوبی می شناسندمن به طوراتفاقی نوشته های شمارادیدم خیلی خوشحال شدم امیدوارم همیشه موفق وسربلندباشید
ارسال شده توسط maryam | April 11, 2010 3:43 PM
ارسال شده در April 11, 2010 15:43
سلام همكار گرامي
هزاران سپاس
دوس دارم نوشتههاي من رو هم بخونيد نه به اين دليل كه كامران نجف زاده هستين بلكه به اين علت كه همواره حقيقت گو طالب حق بوده و هستيد
منتظزتونم پايدار باشيد
ارسال شده توسط سمانه روشنايي | April 21, 2010 9:58 AM
ارسال شده در April 21, 2010 09:58
اه! هيچكدوم از لينك ها باز نميشن!چرااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط عاطفه | April 25, 2010 7:26 PM
ارسال شده در April 25, 2010 19:26
سلام آقای نجف زاده میخاستم از شما اجازه بگیرم که میشه از مطالبتون توی برد دانشگاهمون استفاده کنیم یا نه ؟ قلمتون خیلی عالیه و حیفه که منتشر نشه
ارسال شده توسط سحر | May 16, 2010 3:06 PM
ارسال شده در May 16, 2010 15:06
سلام آقای نجفزاده
یه سوال دارم :چرا همه ی خبرنگاران مثل شما رنج دیده اند منظورم بد نیست ولی شما گزارشاتو خیلی با احساس مثل اینکه از فوتبال بچه ها توی کوچه گزارش بگیرید انگار خودتون مزشو چشیدید به وبلاگ آقای موسوی هم سر بزنید راستش ایشون خیلی خیلی رویایی دقیقا مثل شما!ولی حوصله نداره که وبلاگش رو تمدید کنه حالا من و خانواده ام که همگی یه فامیلی داریم اونم ایران از شما تشکر می کنم گزارش های توی ایرانتون بسیار زیبا بودش.
باتشکر
شهیدی
ارسال شده توسط فاطمه شهیدی | June 27, 2010 12:23 PM
ارسال شده در June 27, 2010 12:23