بجای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی....،شمعی روشن کن.
« مثل بچه های آلپ | صفحه اصلی | نامه ای از خبرنگار ژنرال دوگل! »
بجای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی....،شمعی روشن کن.
این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در January 18, 2010 1:39 PM ارسال شده می باشد.
ارسال قبلی این سايت مثل بچه های آلپ بوده است.
ارسال بعدی این سايت نامه ای از خبرنگار ژنرال دوگل! است.
در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.
نظرات (116)
معرکه ای مرد!
ارسال شده توسط علیرضا گرجی پور | January 18, 2010 1:59 PM
ارسال شده در January 18, 2010 13:59
سلام من همونم که گزارش هایی روکه می گرفتی می نوشتم. درست از تاریخ1|7| 85 درباره ی شب هایی که مجری بودی درباره ی گزارش هایی که می گرفتی همه رو نوشتم حالا خواهش می کنم یک روز رو بگو تا بنویسم
ارسال شده توسط ye doost | January 18, 2010 2:01 PM
ارسال شده در January 18, 2010 14:01
تامل برانگیزه!
ارسال شده توسط گُلی | January 18, 2010 2:57 PM
ارسال شده در January 18, 2010 14:57
سلام،نوشته هاتون عاليه ولي شماهم مثل سهراب سپري فقط گوشه اي ازدرددلتون رومي نويسين،ترجيح ميدين بقيه اش روپيش خودتون نگه دارين...
ارسال شده توسط رها | January 18, 2010 3:29 PM
ارسال شده در January 18, 2010 15:29
سلامامیدوارم حالتون خوب خوب باشه
عالیه.......................هث همیشه هزار حرف نگفته در یک کلام............واقعا عالیه....هم نوشتت هم اینکه من نفر 4 هستم میام نظر می زارم ..موفق باشی!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط بی صدا(فهیمه) | January 18, 2010 3:39 PM
ارسال شده در January 18, 2010 15:39
واااااااااااااااااای چقدر غلط غلوط نوشتم از بس هول شدم اینجوری شد می خواستم فقط زودتر ارسال کنم..........
ارسال شده توسط بی صدا(فهیمه) | January 18, 2010 3:42 PM
ارسال شده در January 18, 2010 15:42
موافقم...
عکس قشنگی بود. اما نمیدونم چرا شما هر چی بنویسید یه جورایی بعضی از خواننده ها به سیاست ربطش میدن !!!
ارسال شده توسط یک دختر عادی | January 18, 2010 4:00 PM
ارسال شده در January 18, 2010 16:00
سلام...
چه جمله ای...
عالی بود
اما چرا عکس شمع خاموش رو گذاشتین؟!
یه کبریت بزنین روشن شه...
ارسال شده توسط یاسمن | January 18, 2010 4:31 PM
ارسال شده در January 18, 2010 16:31
شمع که خاموش شده دودش دراومده!!!!!!
ارسال شده توسط عماد | January 18, 2010 4:31 PM
ارسال شده در January 18, 2010 16:31
عالی یعنی با این شمع میتونم راهم رو برای خبر نگار شدن روشن کنم
ارسال شده توسط مهدیه م | January 18, 2010 4:32 PM
ارسال شده در January 18, 2010 16:32
بر سینه می کوبیم
تا دل بیدار شود؛
محرم است!
ارسال شده توسط فاطمه | January 18, 2010 4:56 PM
ارسال شده در January 18, 2010 16:56
عالی بود...مثل همیشه
ارسال شده توسط رضا | January 18, 2010 5:12 PM
ارسال شده در January 18, 2010 17:12
سلام
این جمله در یک پوستر از یک سال پیش روی در و دیوارهای خوابگاه دانشگاه ما نصب شده و من همیشه با دیدنش تو فکر فرو میرفتم... نمی دونم از این جمله خوشم نمیاد...حالا باید بشینم به این فکر کنم که منظور شما از این جمله چی بوده اینجا...
راستی ، تو تاریکی ستاره ها بهتر دیده می شوند...
ارسال شده توسط بتول | January 18, 2010 5:16 PM
ارسال شده در January 18, 2010 17:16
نرخ خريدن شمع و روشن كردنش خيلي بالاست اين روزا
ارسال شده توسط رژيار | January 18, 2010 5:19 PM
ارسال شده در January 18, 2010 17:19
سلام نام زیبای خداست سلام بر تو..
افتخار دادی داداشی..
وقتی تصمیم گرفتم بیام تو سایتت تقـریبا مطمئن بودم که مطلب جدید نداری اما دیدم به به!چه متن
قشنگی .. هر چند کوتاهه و من دلم یه متن چندین خطی می خواست ولی مهم اینه که جدیده...
ایمان داشته باش که کمترین مهربانی ها از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشوند
پس چگونه فراموش خواهی شد تو که پیشه ات مهربانی است . . . ؟
چند جمله قشنگ تقدیم به تو و هوادارانت:
* * * * * * * * *
میتونی سنگ باشی و تبدیل به خاک بشی یا رود باشی و به دریا برسی
انتخاب با توست . .
* * * * * * * * *
بیشتر آدم ها زمانی نا امید میشوند که چیزی به موفقیتشون نمونده . . .
* * * * * * * * *
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست
زندگی چون گل سرخی است
پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف
یادمان باشد اگر گل چیدیم
عطر و برگ وگل و خارهمه همسایه دیوار به دیوار همند.
(دکتر شریعتی)
* * * * * * * * *
اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید اشک بریزی، لذت دیدن ستاره ها رو هم از دست میدی.
ارسال شده توسط شب شکن | January 18, 2010 5:37 PM
ارسال شده در January 18, 2010 17:37
سلام
مثل هميشه بي نظير...و البته عميق و بي انتها
برامون دعا كن،براي دلت دعا مي كنيم،سفارشي!
ارسال شده توسط خاطره | January 18, 2010 5:44 PM
ارسال شده در January 18, 2010 17:44
داداش پاریس چه خبر به برج ایفل سلام برسون از طرف ما هم یه دستی بهش بکش خودش سعادت میخاد
شوخی کردم ولی چند تا عکس بگیر بزار تو سایتت داداش خوبم
منم معروف که شدم بعد بهت امضا میدم داداش کامران به همه بگو وحیدبهروز میخاد معروف بشه
وحیدبهروز از گنبد کاووس استان گلستان
ارسال شده توسط وحیدبهروزاز گنبدکاووس | January 18, 2010 5:51 PM
ارسال شده در January 18, 2010 17:51
راستی وقتی امدی تهران ارزو دارم یک بار باهات حرف بزنم تلفنی به خدا مزاحمت ایجاد نمیکنم به اون مکه ای که رفتم
اره داداش من سال 87حج دانش اموزی با دانش اموز های استان گلستان رفتم خیلی کیف کردم
ارزو کردم معروف بشم به خدا هم گفتم حالا ببینیم خدا چی بخاد
وحیدبهروز از گنبد کاووس
ارسال شده توسط وحیدبهروزاز گنبدکاووس | January 18, 2010 5:54 PM
ارسال شده در January 18, 2010 17:54
سلام.اوه!!!!
چه زیبا--------و البته معرکه!!!!!
ارسال شده توسط علی سنجری | January 18, 2010 6:34 PM
ارسال شده در January 18, 2010 18:34
بله...اینم میشه!!!
ارسال شده توسط مهديا | January 18, 2010 6:51 PM
ارسال شده در January 18, 2010 18:51
سلام
بد نبود
فقط یه کم قدیمی شده
ارسال شده توسط علی کرمیان | January 18, 2010 6:55 PM
ارسال شده در January 18, 2010 18:55
خطاب به وحید بهروز از گنبد کاووس
جناب ، شما از معروفترین بازدیدکنندگان وبلاگ داداش کامران هستید (این از معروفیتت)
والبته چون هوادار و هواخواه داداش کامرانی نزد ما همیشه محبوب(اینم از محبوبیتت)
فکر می کنم برای معروف شدن شروع خوبیه پس به راهت ادامه بده
یه سوال: چرا اینقدر مشهور شدن برات مهمه؟؟؟
ارسال شده توسط شب شکن | January 18, 2010 6:55 PM
ارسال شده در January 18, 2010 18:55
داداش کامران مطلبی که در مورد دعا برای باران و خانمی سرطانی برایتان فرستاده شداز من بود یادم رفت اسمم را ثبت کنم خواهش میکنم اگر میشود خودت نامم را پایینش ثبت کن اگر نشد این مطلبم را تایید کن تا همه بدانند.خواهش می کنم..
ارسال شده توسط شب شکن | January 18, 2010 7:13 PM
ارسال شده در January 18, 2010 19:13
سلام كامران جون
حالت خوبه؟
منو ميشناسي!؟
ولي من خيلي خوب ميشناسمت!
خيلي هم دوست دارم!
كمپيدايي...
افتخارم به اينه كه يه بار از نزديك ديدمت!
خيلي ناراحتم...بازديد وبت زياده و فرصت نميكني جواب همرو بدي ....به وب همه سر بزني....!!!
يازم ميگم!خيلي دوست دارم!
كاري نداري؟
اگه كار داشتي بگيا!
باي!
ارسال شده توسط محمد مرادي | January 18, 2010 7:36 PM
ارسال شده در January 18, 2010 19:36
گفتی که :آفتاب طلو عی دوباره خواهد کرد.
اینک امید من ،تو بگو آفتاب کو
در خلوت شبانهء این شهر مرده وار
هشدار، گام به آهستگی گذار
اینجا طنین گام تو آغاز دشمنی است
یک دست با تو ،نه
یک دوست با تو نیست
سلام عزیز دل برادر داداش گلم ...اینجاجنوب سلام مرا به دریا می رساند ...راستی پاریس هم دریا دارد!!!؟؟؟(استان هرمزگان ...بهشت جنوب شهرستان رودان
ارسال شده توسط عبدالله خوشرفتار(مسافر) | January 18, 2010 7:39 PM
ارسال شده در January 18, 2010 19:39
بسم الله الرحمن الرحیم
--------------------------------------------------------------------------------
الحمد لله والصلاة والصلام علی رسول الله امام الذاکرین وعلی اله وصحبه اجمعین وبعد
--------------------------------------------------------------------------------
انسان همیشه در پی دست یافتن به راهیست که سعادت وخوشبختی وی را تامین کند وتردیدی نیست که ارامش دل واطمینان خاطر بخش بزرگی از سعادت هر فردی را در بر میگیرد واکنون بگوئیم ارامش دلرا همان خوشبختی است گزاف نگفته ایم .خداوند در قران یاد خود را وسیله ارامش دل ذکر کرده ومی فرماید (الابذکر الله تطمئن القلوب )اگاه باشید که بیاد خدا دلها ارام میگیرند .سعادت وخوشبختی انسان همواره در معرض تهدید اتی همچون درد ورنجها ودشمنانی از جن وانس قرار دارد .که یکی از وسایل حفظ انسان دربرابر ان تهدیدات پناه بردن به خدای عزوجل باتوسل به خواندن اذکار ودعاهائیست که رسول الله صلی الله علیه وسلم ان را برای اوقات وحالات معینی مقررفرموده اند .
--------------------------------------------------------------------------------
فضیلت ذکر خدا
--------------------------------------------------------------------------------
خداوند می فرماید (فاذکرونی اذکرکم واشکروالی ولا تکفرون)پس یاد کنید مرا تا یاد کنم شما را وشکر کنیدمرا وناشکری من نکنید .
--------------------------------------------------------------------------------
(یاایهاالذین امنوا اذکرواالله ذکرْا کثیرْا)
--------------------------------------------------------------------------------
ای کسانیکه ایمان اورده اید خدا را ذکر کنید .ذکرکردن بسیار .
--------------------------------------------------------------------------------
(والذاکرین الله کثیرْا والذاکرات اعد الله لهم مغفرة واجراْ عظیمْا)
--------------------------------------------------------------------------------
مردان وزنانی که که خدارا زیاد یاد می کنند خداوند برای ایشان امرزش ومزد بزرگی مهیا ساخته است
--------------------------------------------------------------------------------
(وَاذکُرُ رَبک فی نفسک تضرعا وخیفة و دون الجهر من القول بالغدو والاصال ولا تکن من الغافلین)
--------------------------------------------------------------------------------
خدای را در دل خود با تضرع و ترس وبدون اواز بلند در صبح وشام یاد کن واز غافلان مباش
--------------------------------------------------------------------------------
وقال رسول صلی الله علیه وسلم .(مثل الذی یذکر ربه والذی لا یذکر ربه مثل الحی والمیت .)
--------------------------------------------------------------------------------
رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند صفت کسی که ذکر پروردگارش را میکند وانکه ذکر پروردگارش رانمی کند همانند زنده ومرده است .
--------------------------------------------------------------------------------
رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايند ايا شما را خبر ندهم به بهترين وپاکترین کردارتان نزد مالکتان (الله)اعمالی که درجه شما را بالا می برد وبرایتان بهتر است از انفاق طلاونقره واز درگیری با دشمنتان تا جائیکه گردنشان را بزنید و گردنتان را بزنند .گفتند اری فرمود .(ذکرخدای تعالی )
--------------------------------------------------------------------------------
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده .خدای تعالی می فرماید .من نزد گمان بنده ام نسبت به خودم می باشم وهرگاه ذکر مرا کند من با او هستم . اگر مرا در دلش ذکر کند من او را نزد خودم ذکر می کنم واگر مرا در گروهی ذکر کند من او را در گروهی بهتر از ان گروه ذکر می کنم .وهر گاه یک وجب به من نزدیک شود .یک گزبه او نزدیک میشوم .واگر یک گز به من نزدیک گردد.یک باز به او نزدیک می گردم .واگر باراه رفتن به سوی من اید . من شتابان به سوی او می روم .
--------------------------------------------------------------------------------
از عبدالله بن بسر رضی الله عنه روایت شده است که مردی عرض کرد یا رسول الله .اداب وسنن اسلام بر من زیاد شده است .مرا بچیزی خبرده تا به ان چنگ بزنم .انحضرت فرمود :همیشه زبانت به ذکر خدا تر باشد .
--------------------------------------------------------------------------------
وصلی الله وسلم علی نبینامحمد وعلی اله واصحابه ومن تبعهم باحسان الی یوم الدین.
ارسال شده توسط نداى قران | January 18, 2010 11:34 PM
ارسال شده در January 18, 2010 23:34
بشر از مادر ایام نمی زاد ای کاش / تا عنان در کف تقدیر نمی داد ای کاش/ زندگی نیست که زندان مکافات است این/ کس به زندان مکافات نماناد ای کاش...
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را تگرگینیست مرگی نیست صدایی گر شنیدی صحبت سرما ودندان است...
گاهی وقت ها ظلمت چنان بیداد می کند که هیچ کورسویی امید را باورپذیر نمی کند با این همه اما اینجا شب نیست..
زهرا
ارسال شده توسط زهرا | January 19, 2010 12:09 AM
ارسال شده در January 19, 2010 00:09
سوزد وگرید ونابود شود
هر که چون شمع بخنددبه شب تار کسی
ارسال شده توسط تازه وارد | January 19, 2010 12:19 AM
ارسال شده در January 19, 2010 00:19
...
به شرطی که شمعی داشته باشی !
سلام جناب نجف زاده
لذت بردم
موفق باشید
ارسال شده توسط محمدرضا مهرپویا | January 19, 2010 1:15 AM
ارسال شده در January 19, 2010 01:15
سلام
نيستين اينجا و هر كي هر جي داره بار مردم ميكنه
شايد همه سما رو صادق ترين خبرنگار ميدونن و حالا همه از رفتنتون ناراحتن
هرچند نيستين دردسرهاتون كمتر و بهتر
حداقل مثل آقاي افشار نميشين
موفق باشيد
التماس دعا
شاید حسد به خاطر حوا دلیل بود
ابلیس اگر که سجده به آدم روا نداشت
"حسین منزوی"
ارسال شده توسط ساجده | January 19, 2010 3:17 AM
ارسال شده در January 19, 2010 03:17
بجای اینکه به تاریکی لعنت بفرست تصور کن جهان زیباست بدون تیرگی حتی تصور کن گل لاله نباشد یک دمی غمگین تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
ارسال شده توسط shahrzadtirana | January 19, 2010 3:32 AM
ارسال شده در January 19, 2010 03:32
سلام
می خواستم بپرسم اگه می شه واسه سایت ما کاری انجام بدین اخه سایت ما یه سایت دانشجویی هستش که هیچکس حاضر به همکاری با ما نیست چون که حقم دارن هم وقت می گیره هم هیچ پولی بهشون نمی زسه اما ما هم همینجوری داریم جلو می ریم آرزوهای ما برای ایجاد این سایت خیلی بزرگه رقابت با سایت های غربی هر کی این جمله رو می شنوه خندش می گیره اما اگه قرار بود برای ما هم خنده اور باشه الان یه وبلاگم نمی زدیم ما 6 نفر هستیم و فقط انتظارمون اینه که با ما همکاری کنند ... ما دست تنهاییم.
هدف ما کمک به بالا بردن پرچم ایران است در دنیای بی رحم مجازی.
www.Electrobot.org
ارسال شده توسط تورج | January 19, 2010 4:44 AM
ارسال شده در January 19, 2010 04:44
باسلام و خسته نباشید:
(بجای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی....، شمعی روشن کن.)
بله کسانی که عادتشون شده بد و بیرا گفتن حکایت اونایین که، متاسفانه همیشه نصفه ی خالی لیوانو
می بینن...!!! چه می شه کرد؟!!! باید به خودشون بیان تا زود دیر نشده...
سلامت و موفق باشید.
ارسال شده توسط سادات | January 19, 2010 9:31 AM
ارسال شده در January 19, 2010 09:31
سلام کامران جان
شمعی تنها تاریکی را روشن نمی کند!
شمع ها باید روشن شود!!!
بیایید تک تک ما شمعی روشن کنیم تا محفلی جان بگیرد.
ارسال شده توسط دانیا | January 19, 2010 10:06 AM
ارسال شده در January 19, 2010 10:06
سلام......
بايد بگم عالي بود...
فعلا همين....
ارسال شده توسط نرگس محمدي | January 19, 2010 10:34 AM
ارسال شده در January 19, 2010 10:34
بشت این بنجره در بند زمان خواهم ماند
وتو خواهی امد
به بهاران سوگند
من به این معجزه ایمان دارم
ارسال شده توسط سمیه اللهیاری | January 19, 2010 10:36 AM
ارسال شده در January 19, 2010 10:36
فارغ از هر زنده باد و مرده باد سر به راه مملکت باید نهاد.
سلام.حالتون خوبه؟
کاش می شد یه گزارشی درباره شرکتهای هرمی بگیرید.یه شرکتی به نام "سی نت "هست که می گن پسر رییس دادگستری هم عضوشه!!!!
اونجا هم شرکتهای هرمی دارن؟یه گزارش بگیرید برامون.ما که هر چی می گیم قبول نمی کنن و می گن مراجع نگفتن حرومه و از این حرفها.حالا غیر از اینا به نظرم پو لای مملکت رو به باد می دن.
نمی دونم چه ربطی به نوشته شما داشت ولی... ممنون
خدا نگهدارتون
ارسال شده توسط بارون | January 19, 2010 10:39 AM
ارسال شده در January 19, 2010 10:39
این جمله از کنفسیوس واقعا قشنگه .
اما خب گاهی ممکنه شمعی نباشه ...
البته این دیگه عنده منفی نگریه ...همیشه یه راهی هست ...
.
سلام . خوبی داداش عزیزم؟
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | January 19, 2010 11:31 AM
ارسال شده در January 19, 2010 11:31
سلام
تو شباي تهران نميشه ستاره ها رو ديد چون نورهاي اضافي مانع ديده....!
شمع تاب نفس هيچ كسو نداره...خاموش ميشه، نابود ميشه....
شمع اگه خاموش نشه، آب ميشه و بعد نابود ميشه...
توتاريكي بودن خودش لذتي داره و مزايايي... پس تو تاريكي بمون تا راه نور رو پيدا كني و آزاد بشي...نه اينكه با يه شمع ساده بگذري...
...
شمع رو فوت كن و به سمت نور برو...نور حقيقي...
ياعلي...
ارسال شده توسط سكينه | January 19, 2010 12:23 PM
ارسال شده در January 19, 2010 12:23
سلام(شکلک گل)
خوشحال ميشم نظرت رو بگي!
اين شمع روشن منه تو اين ظلمات!
ارسال شده توسط محمدجواد | January 19, 2010 12:23 PM
ارسال شده در January 19, 2010 12:23
ما شمع روشن کردیم در "تاریکی"
ما همه داراییمان را دادیم و شمع خریدیم
امید خریدیم
ما "از تجریش تا راه اهن" شمع چیدیم
ما به دست هر امید از دست رفته ای شمعی هدیه دادیم
شمها"یمان" را روی کیکشان چیدند
شمعهای "ما" "زینت" کیکشان بود
امارسم است که شمعها را همه باهم فوت کنند
اگر بعضی خاموش نشدند دوباره فووووت
تا همه شان "دود" شوند
و دستی به افتخاااار
اما
هر روز نوزادی متولد میشود
وامیدی بارور
و شمعی دوباره روی کیک تولدی
تا بدن کیک "هویت" بخشد
بخاطر بسپار:
"کیک" بدون "شمع" معنا ندارد
ارسال شده توسط ساجده | January 19, 2010 12:32 PM
ارسال شده در January 19, 2010 12:32
شما خودت شمعی روشن کردی؟!
ارسال شده توسط امیر | January 19, 2010 1:22 PM
ارسال شده در January 19, 2010 13:22
ارادت داریم عمو کامران
ارسال شده توسط علی رضا | January 19, 2010 1:52 PM
ارسال شده در January 19, 2010 13:52
سلام
اين همه هزينه براي شما شده برين اروپا اينطوري خبر بدين خجالت نمي کشي اسمشو خبر مي ذاري؟
حيف از بيت المال که صرف شما شده!!!!!!!!
ارسال شده توسط محمد | January 19, 2010 2:07 PM
ارسال شده در January 19, 2010 14:07
یه محمد نامی نوشته کامران ما بد خبر میده و بیت المال حیف میشه!!!
جیگرتو بخورم با این نمکت و دغدغه بیت المالت مملی جون.خداروشکر مملکت 70 میلیون نفرشون کارشناس سیاست و ورزش و رسانه هستن همزمان.شما ببخشید دیگه.یه چندوقت خبر رسانی اینشکلی رو تحمل کنین باز مث سابق خوب میشه .
ارسال شده توسط vakilvasy | January 19, 2010 2:17 PM
ارسال شده در January 19, 2010 14:17
سلام کامران جان.
من اصلا روزی فکرش نمی کردم بتونم اینقدر راحت باشما حرف بزنم.چه زیباست این مرام این دنیا،دنیای پرپیچ و
خم مجازی .قربون شما.عزیزمی،خیلی دوستت دارم.برهان راشدی
ارسال شده توسط برهان | January 19, 2010 3:06 PM
ارسال شده در January 19, 2010 15:06
وااااااااااااای که خیلی عالی بود
ارسال شده توسط ALRE | January 19, 2010 3:21 PM
ارسال شده در January 19, 2010 15:21
سلام آقای نجف زاده
من سیدسجادهستم از ابرکوه(یزد)
به شدت به خبرنگار شدن علاقه داشتم و طی پیغامی به همشهریمون حمیدخان امامی از نظر ایشون جویا شدم می خواستم ببینم نظر شما در این باره چیه ضمنا من دانش اموز سال اول دبیرستان هستم.
ارسال شده توسط ابرقویی | January 19, 2010 4:07 PM
ارسال شده در January 19, 2010 16:07
باسلام خدمت کامران نجف زاده عزیز
از شما و همه دوستان گرامی دعوت میکنیم که از سایت ما بازدید کنید و با نظراتتون و ایمیل هاتون با ما همراه باشید .
««««««« جمعی از دوستتدارانت »»»»»»»
آدرس وب :
khabarnegaremahboob.blogfa.com
آدرس ایمیل :
khabarnegare.ghalbha88@yahoo.com
ارسال شده توسط ****هواداران کامران نجف زاده**** | January 19, 2010 4:55 PM
ارسال شده در January 19, 2010 16:55
کبریتم ته کشیده ...
ارسال شده توسط حسین | January 19, 2010 5:16 PM
ارسال شده در January 19, 2010 17:16
سلام حاجی کامران هرجا هستی خسته نباشی .
شمابه عنوان بنیان گذار سبک نو خبری که بسیار بروز و پسندیده است همیشه در یادها خواهید ماند.
موید باشید
ارسال شده توسط فرشید | January 19, 2010 5:18 PM
ارسال شده در January 19, 2010 17:18
سلام نام زیبای خداست سلام بر تو..
از داداش کامران و همه کسانی که این مطلب را می خوانند خواهشی دارم:
دوستان خواهش می کنم برای بارش باران و برف دعا کنید گاهی فکر می کنم خدا با ما بندگانش قهر کرده در گوشه ای از این جهان از شدت برف و باران و سرما مردم در عذابند و ما این جا در حسرت..
ای ستاره ، ای ستاره غریب
ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم
پس چرا به داد ما نمی رسد ؟
ما صدای گریه مان به آسمان رسید
از خدا چرا صدا نمی رسد؟
ارسال شده توسط شب شکن | January 19, 2010 5:29 PM
ارسال شده در January 19, 2010 17:29
آرزویم این است:
نتراود اشک در چشم تو هرگز
مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی
عاشق آنکه تو را می خواهد
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد به هر اندازه که دلت می خواهد..
ارسال شده توسط شب شکن | January 19, 2010 5:30 PM
ارسال شده در January 19, 2010 17:30
سلام
آخرين خبر در مورد شماره گذاري خودرو ها اين بود كه به همه سازندگان يك مهلتي داده شد كه خودرو هايشان را به ترمز abs مجهز كنند اما با اين وجود ايران خودرو همچنان خودرو هاي خود رو به فروش مي رساند و شماره گذاري آنها متوقف است من نزديك به يك ماه است كه خودروي روآ سال تحويل گرفته ام ولي شماره گذاري نمي شود و همچنان منتظرم كه يك روز آن را بيرون ببرم خواهشمندام دليلش را جو يا شويد با تشكر فراوان
شماره بدنه اين خودرو ها از ah400001 به بالا شروع مي شود
ارسال شده توسط ebrahim | January 19, 2010 6:54 PM
ارسال شده در January 19, 2010 18:54
بسیار عالی است .
ارسال شده توسط ****هواداران کامران نجف زاده**** | January 19, 2010 7:48 PM
ارسال شده در January 19, 2010 19:48
سلام آقاي نجف زاده
از مطالب شما و از كار شما واقعا لذت مي بريم. اميدوارم كه در كارتان موفق باشيد.
من معلم هستم و كارشناسي ارشد آموزش زبان انگليسي دارم.
من هم علاقه زيادي به روزنامه نگاري دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.
ارسال شده توسط حامد رحماني | January 19, 2010 8:00 PM
ارسال شده در January 19, 2010 20:00
سلام ارميا!
بعضي وقتا شمعي ندارم كه روشن كنم!
تمام ظلمت جهان نمي تواند روشنايي يك شمع را از بين ببرد.
ارسال شده توسط فاضله | January 19, 2010 8:04 PM
ارسال شده در January 19, 2010 20:04
این طرح هدفمندی یارانه ها موجب خواهدشدکه4سال دیگه همه توغارباشمع زندگی کنیم!به نظرمن هم بهتره ازالان تمرین کنیم!
ارسال شده توسط پریناز | January 19, 2010 8:12 PM
ارسال شده در January 19, 2010 20:12
به نام عشق
«این صدای تپش قلبم نیست
درحسینهء دل سینه زنی ست»
و این بحر طویل است...
عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...
عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...
گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی ... تو کجایی...
حمیدرضا برقعی
ارسال شده توسط محمد | January 19, 2010 8:18 PM
ارسال شده در January 19, 2010 20:18
این روز ها هیچکس کبریت ندارد....حتی شعله های دل هم به سختی گرما می دهند....روشن کردن شمع آسان نیست....وگرنه دنیا جور دیگری بود....تو چگونه ای ...آیا می خواهی جور دیگری باشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط یه رهگذر | January 19, 2010 9:16 PM
ارسال شده در January 19, 2010 21:16
مگه ندیدی با اونایی که شمع روشن کردن چی کار کردن! در ازای روشن کردن یه شمع ، چراغ زندگیشونو خاموش کردن ...
می خوای اسم ببرم؟! ...
ارسال شده توسط فرح | January 20, 2010 12:16 AM
ارسال شده در January 20, 2010 00:16
سلام
اگه اونقدر تاريك بود كه نتوني واسه روشن كردن شمع كبريتي پيدا كني چي؟؟
اين روزاكبريتي هايم گم شده اند...
ارسال شده توسط مهديه پوريادگار | January 20, 2010 7:58 AM
ارسال شده در January 20, 2010 07:58
سلام.این شمعی هم که عکس اش راگذاشتی که خاموش شده!
***این شمع خاموش راکه دیدم،می خواستم مطلبی برایتان بنویسم اما ترسیدم که باسانسورازطرف شماروبه روشوم. عیب ندارد!من می نویسم چون احساس می کنم قلب درحال انفجاراست .جامعه تاریک شده آقای نجف زاده!شمعی هم اگربخواهدآن راروشن کند آن راخاموش می کنند.دیروز ،روزنامه فرهنگ آشتی وهفته نامه های ((موج اندیشه ))و((همت ))رالغومجوزکردند.
ارسال شده توسط منصوره شفیعی-سحرجاویدی | January 20, 2010 8:25 AM
ارسال شده در January 20, 2010 08:25
سلام همسایهی ایفل...
ارسال شده توسط مجتبی ح | January 20, 2010 8:33 AM
ارسال شده در January 20, 2010 08:33
سلام
اگر فرصت داشتيد از وبلاگ بانوي شعر شهدا ديدن بفرمائيد.
ياعلي
والسلام
سجاد
ارسال شده توسط سجاد | January 20, 2010 8:55 AM
ارسال شده در January 20, 2010 08:55
سلام من سالهاست که شمعی پیدا نمیکنم برای رهایی از تاریکی که دلم روفرا گرفته دعا کنید یک کور سو پیدا کنم ویا خداوند نوری رو به این قلب تاریک شده ام بتاباند ..
به قول دکتر چمران وکسی که به دنبال نور است این نور هر قدر هم که کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد شد.موفق باشید
ارسال شده توسط مریم معتمدی | January 20, 2010 9:44 AM
ارسال شده در January 20, 2010 09:44
سلام آقای نجف زاده... خسته نباشی
وبتون عالیه... خیلی عالیه...
همیشه زنده باشین...
بیاین ایران
ارسال شده توسط صادق غفرانی | January 20, 2010 9:55 AM
ارسال شده در January 20, 2010 09:55
سلام .
تازگی ها به طرز عجیبی بیننده کش شدید ...
مختصر و مفید همه چیز رو می گید ...
فکر کنم دلتون خیلی گرفته !!!
مثل من که مغزم داره از فاصله طبقاتی سوت میکشه !!!!
راستی بچه های آلپ عالی بود ولی کوتاه ...
ارسال شده توسط مرجان | January 20, 2010 10:19 AM
ارسال شده در January 20, 2010 10:19
من براي مبارزه با تاريكي شمشير نميكشم.چراغ مي افروزم.
"زرتشت"
ارسال شده توسط Ashke Mahtab | January 20, 2010 1:00 PM
ارسال شده در January 20, 2010 13:00
salam mehraboontarinam kash barmigashti delem barat tang shode
age hame mesle to fekr mikaran khob bod
ارسال شده توسط fatima | January 20, 2010 5:54 PM
ارسال شده در January 20, 2010 17:54
رمزت چیه اقای خبرنگار که هر چی مینویسی به دل میشینه؟!
ارسال شده توسط مولود | January 20, 2010 6:54 PM
ارسال شده در January 20, 2010 18:54
ای بابا به ما گفتن شمع روشن نکنید
چون اول از همه هوا که آلوده هست آلوده تر میشه
دوم اینکه اکسیژن محیط را میسوزونیم
البته پیشنهاد خوبیه ها چون تا چند وقت دیگه بحران انرژی و. . .
تازه مرده حسابی شمع تو بازار کم شده ...از مشهدیا باید بخریم>>>>>>>!<<<<<<
ارسال شده توسط میلاد صمیمی نعمتی | January 20, 2010 7:39 PM
ارسال شده در January 20, 2010 19:39
اینم میشه...
ارسال شده توسط اهورا | January 21, 2010 1:09 AM
ارسال شده در January 21, 2010 01:09
حاجی شمع خودتم که خاموشه((:
ارسال شده توسط zahra | January 21, 2010 2:30 AM
ارسال شده در January 21, 2010 02:30
سلام
صبح بخير
حالا ميتواني كليد چراغ برق را بزني!
ارسال شده توسط علي اكبري(آج) | January 21, 2010 7:18 AM
ارسال شده در January 21, 2010 07:18
ولي قبل از شمع بايد كبريت روشن كنيم ديگه نه ه ه ه ه ه ه ه ؟
ارسال شده توسط haleh | January 21, 2010 11:34 AM
ارسال شده در January 21, 2010 11:34
بابا ویلدورانت
ارسال شده توسط اون | January 21, 2010 11:54 AM
ارسال شده در January 21, 2010 11:54
سلام جیگر
پسر چه قدر بازدید کننده داری
دیدم همه نظر دادن گفم منم عرض سلامی کرده باشم
ول خدا وکیلی همه این نظرات رو می خونی؟
ارسال شده توسط یوسف | January 21, 2010 5:53 PM
ارسال شده در January 21, 2010 17:53
بعضی ها برای اینکه راهشان روشن کنند هیزمت می کنند
ارسال شده توسط وفا | January 21, 2010 6:45 PM
ارسال شده در January 21, 2010 18:45
سلام کامران جان
اولین باره که به سایتت میام
ارسال شده توسط علی | January 23, 2010 12:26 AM
ارسال شده در January 23, 2010 00:26
چرا؟شمع ؟ مگر روشنايي نيست.
ارسال شده توسط ستاره | January 23, 2010 1:26 PM
ارسال شده در January 23, 2010 13:26
چطور مي توان شمعي روشن كرد وقتي كه ماههاست انگار شمع ها را از ما گرفته اند و هيچ چيز نمي بينيم جز تاريكي مفرط!!!!!!!
ارسال شده توسط ناهيد | January 23, 2010 5:48 PM
ارسال شده در January 23, 2010 17:48
باشه نسلتون بر ميدارم
ارسال شده توسط هر چي كه تو دوست داري | January 23, 2010 6:54 PM
ارسال شده در January 23, 2010 18:54
سلام خوبی ؟ خیلی وقت بود به سایتت سرنزده بودم . چقدر مطالب تازه!!!!!!!!
نمیدونم چه رابطه ای بین خاک غربت و زود زود آپ کردن هست . اما می دونم که هست.
خوندن نوشته هات یه حس غریب و خوب بهم میده . مرسی
ارسال شده توسط سولماز | January 23, 2010 9:36 PM
ارسال شده در January 23, 2010 21:36
سلام
اما افسوس که این روزها کار همه شده آه کشیدن
آه هایی که هرم ناامیدی شان اندک شمع های روشن را هم خاموش می کند ...
ارسال شده توسط صاد | January 24, 2010 1:10 AM
ارسال شده در January 24, 2010 01:10
سلام
ميخواستم بدونم چگونه بايد در وبلاگ شما عضو شم؟
تازه با سايت شما آشنا شدم در ضمن عكس قشنگيه.
ارسال شده توسط meysam | January 24, 2010 11:33 AM
ارسال شده در January 24, 2010 11:33
salam
kootah ama ziba bood
movafagh bashi
be ma ham ye sari bezan
ارسال شده توسط sahar | January 25, 2010 10:48 AM
ارسال شده در January 25, 2010 10:48
در نبرد بین روزهای سخت و انسانهای سخت این انسانهای سخت هستند که می مانند نه روزهای سخت
ارسال شده توسط محدثه | January 26, 2010 5:47 PM
ارسال شده در January 26, 2010 17:47
ما همه واژگان را داشتیم و ننوشتیم آنچه را که باید می نوشتیم زیرا 1 چیز در میان نبود " آزادی"
و اینک تو تصویر کن آنچه ما ننوشتیم "شاملو"
دوست نداشتن من شاید اعتراضی بود به آنچه که خود آوردی و خود نابود کردی، مقصود سبک و شیوه گزارشات شماست ! سبکی که باعث شد لحظه ای من و همنسلانم سرمان را از سوی مجری های شبکه های voa و bbc به سمت تلویزیونی که دیگر خیلی و قت است که ملی نیست ! بچرخانیم. ابن ها درد دل های 1 دانشجوی خبرنگاریست به جوانی که شاید ...؟! پاریس خوش بگذره
ارسال شده توسط نیزوانا | January 27, 2010 2:52 AM
ارسال شده در January 27, 2010 02:52
سلام.
ببخشید آقای نجف زاده ولی خوب بود شما که خودتون اهل قلم هستین به احترام گونده ی این جمله هم که شده اسمش رو ذکر می کردین.این جمله منسوب به کنفسیوس هست!
ارسال شده توسط لادن | January 27, 2010 3:38 PM
ارسال شده در January 27, 2010 15:38
کامران جان کی برمیگردی؟دلمون واست تنگیده...
ارسال شده توسط حسین | January 29, 2010 6:21 PM
ارسال شده در January 29, 2010 18:21
سلام
خيلي زيبا بود
ارسال شده توسط عباس | January 30, 2010 12:43 PM
ارسال شده در January 30, 2010 12:43
ولی آدما عادت کردن به جای اینکه خودشون حرکتی کنند,از دیگران ایراد بگیرند.
ارسال شده توسط بهشت | February 1, 2010 2:05 PM
ارسال شده در February 1, 2010 14:05
این جمله رو خطاب به خودت گفتی یا سایرین؟
شما بانیرنگ و ریا شمع را خاموش کردی آقای کامران خان
بر تاریکی ذهن تو لعنت نمی فرستم
ولی از خدا می خواهم شمعی از آگاهی و وجدان در دل چرکین و تاریک تو برفروزد
یا حق
ارسال شده توسط بنده خدا | February 2, 2010 12:41 PM
ارسال شده در February 2, 2010 12:41
سلام.پس کو آن صدایی که هر پروانه ی دور شمع را جلوی تلویزیون میخکوب می کرد. صدایت فقط طنین انداز حوادث فرانسه شده.چرا؟
ارسال شده توسط محمد | February 3, 2010 1:08 AM
ارسال شده در February 3, 2010 01:08
خیلی زیبا و پرمفهوم بود
خوشحال می شم نظرتان را راجع به پست اخیرم"همه بودند"،بدانم!
منتظرم
ارسال شده توسط روزهای پرتقالی | February 3, 2010 8:01 AM
ارسال شده در February 3, 2010 08:01
درود بر كامران نجف زاده عزيز جمله اي زيباو پر محتوا بود.تو بهتريني برايت بهترين ها رو آرزو ميكنم هم وطن عزيزم.
ارسال شده توسط محمدحسين | February 3, 2010 2:03 PM
ارسال شده در February 3, 2010 14:03
گفتمش نقاش را نقشی زند از زندگی/باقلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
ارسال شده توسط Mahta | February 4, 2010 10:44 PM
ارسال شده در February 4, 2010 22:44
سلام. چه خبر از فرانسه؟
با مطلبي تحت عنوان «فدايي: ما حاضر هستيم پيادهروي كنيم و زندان برويم» درباره طلبههاي محكوم به حبس، بهروز هستم. اگر فرصت كرديد، خوشحال ميشوم سري بزنيد. سعي كنيد حتماً نظرتان را هم بنويسيد. منتظرم. ياعلي
ارسال شده توسط بنده | February 5, 2010 2:31 AM
ارسال شده در February 5, 2010 02:31
سلام
رادیو فرهنگ، یکشنبهها ساعت نه و نیم شب تا یازده، برنامهای دربارهی شاهنامه به نام «پنجرههای رو به مهتاب» داره که کارشناس آن دکتر فریدون جنیدی است.
ارسال شده توسط سعید | February 6, 2010 12:19 AM
ارسال شده در February 6, 2010 00:19
کوتاه مختصر ومفید
ارسال شده توسط maryam-72 | February 6, 2010 12:44 AM
ارسال شده در February 6, 2010 00:44
اخه لعنت فرستادن خیلی راحت تره
ارسال شده توسط نجمه | February 6, 2010 12:10 PM
ارسال شده در February 6, 2010 12:10
کتاب مدیریت کوتوله ها نوشته ناصربزرگمهر با یادداشتهایی از دکتر فرهنگی،دکتر دادگران،دکترسلطانی فر،دکتر سرامی و محمدآقازاده منتشر شد. این کتاب را می توان در شهر کتاب فرهنگسرای ابن سینا در شهرک غرب/نشر نیلوفر خیابان انقلاب خیابان دانشگاه/نشر ثالث خیابان کریمخان /نشر روزگار وصل خیابان قایم مقام شماره ۷۴ تلفن ۸۸۸۳۷۷۸۸/ نشر ترفند خیابان بهبودی تلفن ۶۶۰۲۴۲۶۵ واغلب کتابفروشی ها تهیه کرد. برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ آقای بزرگمهر رجوع فرمایید. ضمن تبریک به این اساتید برجسته ارتباطات / لطفا این پیام را برای سایر دوستان و پیوند هایتان ارسال کنید.دوستداران و دانشجویان رشته روابط عمومی و روزنامه نگاری.
ارسال شده توسط lmahdi | February 6, 2010 9:17 PM
ارسال شده در February 6, 2010 21:17
و بهای روشن شدن شمع سوختن است!
ارسال شده توسط نیما | February 7, 2010 1:04 AM
ارسال شده در February 7, 2010 01:04
سلام
کارهایی که می کنی عالیه کمی از کارو بارت در فرانسه بنویس تا همه بدانند مهد آزادی اونجوری ها هم که فکر میکنند نیست.
ارسال شده توسط بی نام | February 8, 2010 11:38 PM
ارسال شده در February 8, 2010 23:38
سلام
کارت عالیه
موافقم
موفق باشی
ارسال شده توسط فریبا | February 9, 2010 2:55 PM
ارسال شده در February 9, 2010 14:55
سلام.
ایولله عکس!
آمدم تبریک 22 بهمن را به شما تقدیم کنم؛که ان شاالله سیصد و ده ساله بشود...
دوست تر می داشتم اگر به پست آخر بلاگم سری می زدید.
یا علی مدد.
ارسال شده توسط هاله | February 10, 2010 10:11 PM
ارسال شده در February 10, 2010 22:11
ای بابا حالا که من رایانه ام درست شده
شما دیر به دیر اپ کن باشه؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
بابا شما نمیگی من هرروز به عشق "یادداشت های
یک خبر نگار"میام به وبلاگ ات سر میزنم و بعدش هم
سنگ روی یخ میشم و میرم دنبال کارم؟؟؟؟
منتظر اپ بعدی ات هستم.یعنی هستیم
ارسال شده توسط maryam-72 | February 11, 2010 7:58 PM
ارسال شده در February 11, 2010 19:58
سلام آقای نجف زاده حالتون خوبه. ببینم ایران هستین یا هنوز فرانسه تشریف دارین.
ارسال شده توسط مهدی عبدی | February 12, 2010 8:27 PM
ارسال شده در February 12, 2010 20:27
سلام آقای نجف زاده حالتون خوبه. ببینم ایران هستین یا هنوز فرانسه تشریف دارین.
ارسال شده توسط مهدی عبدی | February 12, 2010 8:28 PM
ارسال شده در February 12, 2010 20:28
عکس جالبی بود. از اجرای شما در اخبار 20:30 خیلی راضی بودم.
ارسال شده توسط مینا | February 15, 2010 4:31 PM
ارسال شده در February 15, 2010 16:31
salam akassi az sham az mozoaee morede alaghe mane. ziba bod movafagh bashin
ارسال شده توسط maryam beigjany | February 16, 2010 5:59 PM
ارسال شده در February 16, 2010 17:59
سلام اینم میشه شمع رو روشن کنیم وبعد بلند به تاریکی لعنت بفرستیم
ارسال شده توسط خلیفه | February 25, 2010 2:45 PM
ارسال شده در February 25, 2010 14:45
می خندم به همه چیزهای که بال هایم را خسته کرده اند با گریه که چیزی درست نشد بگذار این را هم امتحان کنیم.با اینکه می دونم نظرات وبلاگتون رو نمی خونین ولی دوست داشتم اینو براتون بفرستم
ارسال شده توسط مثل هیچ کس! | April 20, 2010 5:06 PM
ارسال شده در April 20, 2010 17:06
جملات تكراري!
ارسال شده توسط ;;;;;; | April 20, 2010 9:43 PM
ارسال شده در April 20, 2010 21:43
سلام اقای خبرنگار / یه سوال برام پیش اومده ؟چرا به همه مسایل ریزو درشت وبهتر بگم متفاوت از از همه ی خبرنگارا می پردازی اما هنوز درباره پول زیرمیزی دکتر ها گزارش تهیه نکردی ؟ خون مردم رو تو شیشه کردن / به همه ی همکاری خبریت گفتم اما هنوز هیچ گوش شنوایی نیست
ارسال شده توسط حسینی | June 8, 2010 11:14 PM
ارسال شده در June 8, 2010 23:14