برای من توضیح همکارم که این بخشی از رشته کوه آلپ است و مون بلان بلندترین قله اش 4880 متر ارتفاع دارد و مشترک میان ایتالیا و فرانسه و اتریش و آلمان است و فلان است و بهمان است اصلا جذابیت نداشت.زود آمدم خانه یک قسمتی از این کارتون بچه های آلپ را سرچ کردم.نشستم .دیدم.دیدم دوباره دنی از پرتگاهی افتاد.دیدم مقصر انگار لوسین بود و حالا آنت چرا اینجوری شده بود.پر از کینه.عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد.تنفر.تو زدی پای داداشم را چلاق کردی.
*********************
خدایا ! کی لوسین و آنت را با هم آشتی می دهی پس؟

نظرات (247)
پست قبلی شما رکورد وبلاگ های ایرانی و خارجی را زد.7000 بازدید کننده و بیش از 400 کامنت.
این مطلب هم صدا می کنه.کاش همه مثل شما فکر می کردند.خیلی خیلی ممنون.
ارسال شده توسط رهگذر | January 11, 2010 1:58 PM
ارسال شده در January 11, 2010 13:58
می دونی کامران!تو مث خودمونی.نمی دونم چی جوری بگم اما تو با ما یه درد مشترک داری.نمی خوام بیشتر بنویسم اما بدون تو قلب مایی.
ارسال شده توسط lika | January 11, 2010 2:01 PM
ارسال شده در January 11, 2010 14:01
لوسین و آنت های زیادی هستند که هیچ وقت با هم آشتی نمی کنند و حتی خیلی لوسین ها هستند که نمی خوان آشتی کنن.
می خواستم اولین نظر بشه ولی انگار نشد ! ! ! !
ارسال شده توسط خودم | January 11, 2010 2:02 PM
ارسال شده در January 11, 2010 14:02
با این مطلبتون منو بردین به سالهای شیرین کودکی،چقدر کارتونهای دوران کودکی ما جذاب بود.چند وقت پیش تلویزیون ایران مهاجران و حنا دختری در مزرعه را پخش کرد.باورتون می شه با اینکه 30 سالمه ولی به یاد قدیما می نشستم و تماشا می کردم.آنت و لوسین رو صبحهای جمعه نشون می داد،یادش بخیر.من عاشق اون کشتی بودم که لوسین درست کرده بود و آنت انداخت شکستش.بیشتر از لوسین غصه خوردم.دلم می خواست اون کشتی مال من بود.
ممنون که با این پستتون منو به کودکیهام بردید.
ارسال شده توسط فاطمه شعبانی جو | January 11, 2010 2:04 PM
ارسال شده در January 11, 2010 14:04
سلام.رسیدن به خیر.خوش گذشت؟؟
یادش بخیر کارتونهای دوران کودکی .آدمی وقتی کارتون امروزی رو می بینه واسه کارتونهای اون موقع که ÷ر بود از درس زندگی و ... دلش تنگ می شه.کارتونهای قدیم که امروزی کجا. البته الان تکرر گذاشتن.
متنتتون هم خیلی جالب و خوندنی بود.نوع مقایسه و نوشتاریتون عالی بود.
به من هم سر بزنید خوشحال می شم.
ارسال شده توسط لهام | January 11, 2010 2:34 PM
ارسال شده در January 11, 2010 14:34
سلام عمو كامران.حالا شماواقعا تو اين برف وسرمارفتيد كوه...واي يخ زدم.
...خداحافظتون باشه...
ارسال شده توسط Eli | January 11, 2010 2:49 PM
ارسال شده در January 11, 2010 14:49
امروزا خیلی چیزا جذابیت نداره.همون نوستالژیاس که واسمون مونده...
ارسال شده توسط حدیث | January 11, 2010 3:01 PM
ارسال شده در January 11, 2010 15:01
salam
chand vaghti hast ke dost dashtam ba shoma ertebat bargharar konam va vaghti comentetoono didam ehsas kardam ke khoda roze khoobiro pishe room gozashte
man mehryar nazdik 3 sale ke goyande khabare varzeshi shabake hastam
amma dar mored pishraftam hichvaght na omid nashodam chon eteghad daram bayad az ye jaei shorou konam
hamishe vaghti be shoma fekr mikonam ba khodam migam hozoore kamran najafzade dar farance aslan nemitoone etefaghi bashe kamram dar in modat dashte shatranj bazi mikarde va mohrehasho jaye dorost gharar dade va manam saay mikonam inkaro anjam bedam
alan ehsas mikonam mitoonam dar tehran khodamo neshon bedam mikham az rahnaaeet estefade konam va montazeretam...
ارسال شده توسط مهريار | January 11, 2010 3:06 PM
ارسال شده در January 11, 2010 15:06
سلام
اصرار دارین بگین که "همه اش" سوتفاهمه!چرا؟؟؟
دعوای بین دوستا ، شاید... اما دعوای کله گنده ها با انقلاب هم سو تفاهمه و ریشه اش عشق؟!
ارسال شده توسط چه عجب؟! | January 11, 2010 3:07 PM
ارسال شده در January 11, 2010 15:07
سلام کامران جان..
یه سوال
آیا لوسین اسمه یکی از شیطانهای چهارگانه که غربی ها معرفی میکنند نیست؟؟
آیا این داستان و کلا این کارتون مشکوک نیست؟؟
نظرت برام مهمه.
ارسال شده توسط میثم دوستی.. مینا گر دل ها | January 11, 2010 3:19 PM
ارسال شده در January 11, 2010 15:19
سلام استاد ...
میخوام امروز خیلی براتون حرف بزنم ...
""عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد""
این روزها من منتظر کوچیکترین تلنگرم برای گریه ..
به هر بهانه ای ، به هر اشاره ای ...
این روزها با هیچی آروم نمیشم ...
نه با نوشتن نه با هیچ چیز دیگه ...
این روزها پرم از حال و هوای گریه ...
پرم از تنهایی ... بیشتر از همیشه .
برای من هم مهم نیست فلانی چی میگه .
پچ پچ هایی که میشنوم و اهمیت نمیدم :
این دختره دیوونه شده ، افسرده شده ، مشکل داره .
نه مهم نیست ...
بزار هرچی دلشون میخواد بگن ... بزار بهم بخندن .
خدایا ! کی با من آشتی میکنی پس ؟
ارسال شده توسط سمیرا | January 11, 2010 3:25 PM
ارسال شده در January 11, 2010 15:25
"طرحی برای صلح"
شهیدی که بر خاک می خفت
سرانگشت در خون خود می زد و می نوشت
دو سه حرف بر سنگ :
"به امید پیروزی واقعی
نه درجنگ،
که برجنگ!"
قیصر امین پور
ارسال شده توسط قاف. الف | January 11, 2010 3:47 PM
ارسال شده در January 11, 2010 15:47
سلام...
آقای نجف زاده عالی بود... فوق العاده!!!
مثل همیشه رمز آلود... پیدا و پنهان... و هر سخن هم کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند!
بعضی وقتها همه چیز را در پستوی خانه نهان باید کرد...حتی خود را!
آره واقعا کاش زودتر آشتی شود همه جا... کاش!
آخـــــــی... مرسی که نوشتید... خیلی دلتنگ اینجور نوشته هاتون بودیم!
در ضمن چشممون روشن شد دیروز...
خدا سرما رو خیر بده که پلی شد بین ایران و فرانسه! و چشم ما هم کلی روشن از دیدن شما...
خوش و سلامت باشید
خدا شما را حافظ!
ارسال شده توسط یاسمن | January 11, 2010 3:51 PM
ارسال شده در January 11, 2010 15:51
اون که آنت زد و شکستش کشتی نبود، یه اسب خشگل بود که دو تا دستاشو بلند کرده بود!
ارسال شده توسط به فاطمه | January 11, 2010 3:58 PM
ارسال شده در January 11, 2010 15:58
سلام
حاجی میگن شما بچه شهرک کاروانی.من تازه فهمیدم.خیلی خوشحال شدم اون موقع که باشگاه خبرنگاران بود خیلی دوست داشتم بیام پیش شما ولی خوب راهکار اومدنش راپیدا نکردم.بیایم از تجربه های شما استفاده کنیم.
خیره التماس دعا(حال کردم)
فقط بگو علی
ارسال شده توسط حسین | January 11, 2010 4:09 PM
ارسال شده در January 11, 2010 16:09
آپارتايد سبز
رفتارشناسی جریان سبز بیانگر نکاتی اعجاب برانگیز از آپارتایدی است که آنها درصدد اعمال آن در ایران هستند.
این آپارتاید سبز از چندین جهت قابل رد گیری است:
1- رفتار نظری پس از انتخابات اصلاح طلبان: رفتار اصلاح طلبان در اعتراض بی مدرک و دلیل بر انتخابات و نحوه توزیع آرا مردمی نشان از وجود این آپارتاید در رفتار نظری اصلاح طلبان و قسمت عمده ای از حامیان آنها داشت. معنی رفتار اصلاح طلبان پس از انتخابات به این معناست که چون آنها در شمال تهران و مناطق مرفه نشین شهرهای بزرگ دارای اکثریت قریب به اتفاقی نسبت به رقیب بوده اند پس این آراء انها دارای ارزش مافوق نسبت به دیگران بوده است و آنها مجاز هستند تا خود را محق برای اعتراضات بدانند. در این رفتار نظری آراء دهاتی ها، پایین شهری ها و حتی قشر مذهبی، ارزش کمتری دارد و مهم کیفیت آراء می باشد که درآراء افراد عمدتا بالاشهری و روشنفکر مآب ظهور دارد.
2- رفتار عملی در اعتراضات: رفتار عملی طرفداران سبز نیز موید تفکر تبعض پسند آنها بوده است. سبزها هیچگاه جواب این سوال را نداده اند که اگر انها بی شمار هستند پس چرا اعتراضات آنها تنها به تهران خلاصه شده است و چرا رفتار اعتراضی انها در شهرهای دیگر تکرار نمی شود.از این نظر افرادی که اینها مردم خطابشان می کنند، تنها عده ای از تهرانی ها هستند که آن هم تنها در اجتماعات عمومی دولتی و مذهبی انگل وار به جمعیت می چسبند تا ظهوری را از خود نشان دهند. آیا تمامی مردمی که در شهرستانها و روستاها هستند مردم نیستند؟
3- برخورد دوگانه با جمعیت در خیابانها: از نظر سران گروه سبز، مردم تهران هم تنها آشوبگرانی هستند که در عاشورا یا 13 آبان و16 آذر به اجتماعات می چسبند وگرنه جمعیت عظیم مردم در راهپیمایی اعتراض آمیز عاشورائیان جماعت گرسنگان و روستائیانی هستند که به زور ساندیس و ساندویچ و مرخصی به خیابان آمده اند. توجه کنید که علنا روستایی و گرسنه و پایین شهری را جزء مردم و انسانها نمی دانند اما عده ای آشوبگر را که به تحریک بی بی سی و صدای امریکا به اموال عمومی آسیب می¬زنند و فحاشی می کنند را مردم خداجوی و فرهیخته خطاب می کنند که باید به آنها توجه کرد.
4- سرکوب خاموش آزادی بیان: کافی است یکی یا چند نفر از این جماعت در جمعی حضور داشته باشند. آنها این حق را برای خود قائلند که از میان یک جمع بزرگ، با پر رویی تمام نظراتشان را در بوق کرده و چنان جوی می سازند که کسی جرات نکند با انها مخالفت کند وگرنه روستایی، گرسنه، بی سواد، سیب زمینی خور و نفهم خواهد بود. حتی اگر طرف مخالفشان استاد دانشگاه هم باشد او را سهمیه ای و بسیجی خطاب می کنند و اگر جزء آنها هم نباشد در مرحله اخر طوری به او می گویند که از شما انتظار نداشتم اینطور فکر کنید که طرف احساس خجالت شدیدی کرده و دیگر چنین حرفی را نزند.
در هر صورت این افراد در جمع مثلا 30 نفره یک کلاس شاید 10 درصد باشند اما جو را طوری نشان می دهند که فقط آنها حرف زده و دیگران سکوت کنند. اینها هیچگاه به این فکر نمی کنند که اکثریت مردم ساکت در جمع یک کلاس یا اتوبوس یا خیابان، چرا ساکت هستند؟ و آیا سکوتشان به معنی تایید حرف آنهاست؟
5- تبعیض در محکومیت کشته شدگان: سران اصلاح طلب هیچگاه جواب نمی دهند که چرا بی تدبیری آنها در کشته شدن چندین هموطن مظلوم در جریان اعتراض های نسبتا آرام و بدون حمایت خارجی در شهرهای سبزوار، سمیرم و... در زمان دولت آقای خاتمی و شهرهای قزوین و مشهد و اسلامشهر در زمان دولت آقای هاشمی سزاوار محکومیت نبود، اما کشته شدن چند نفر از معترضین در تهران (که البته باید پیگیری و مقصرانش مجازات شوند) باید در بوق جهانی شود؟ مگر آن سمیرمی و آن اسلامشهری که به بی تدبیری و تبعیض در زمان آقای خاتمی و هاشمی اعتراض کردند، مردم ایران نبودند؟ آیا خون این کشته شدگان سبز، سرخ تر از آنهاست؟
ارسال شده توسط دکتر یاسر سبحانی فرد – استاد دانشگاه | January 11, 2010 4:15 PM
ارسال شده در January 11, 2010 16:15
چرا وقتی حرفی برای گفتن ندارید باز هم حرف می زنید؟؟؟
ارسال شده توسط mahan | January 11, 2010 4:38 PM
ارسال شده در January 11, 2010 16:38
من هنوز هم در غم انگيز ترين لحظاتم آهنگ اين كارتون رو گوش ميدم . حسي رو كه اين آهنگ بهم وارد ميكنه در هيچ چيز ديگه اي پيدا نكردم
من رو ميبره به حدود 14 - 15 سال پيش غرو بهاي غم انگيز پاييز كه با صداي كلاغ ها از دبستان ميرسيدم خونه و ....
ارسال شده توسط سارا.ت | January 11, 2010 5:10 PM
ارسال شده در January 11, 2010 17:10
فقط باید دعا کنیم.چون توی پستوی خانه است و کسی خبر ندارد.نمیشود کار دیگری کرد.
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | January 11, 2010 5:17 PM
ارسال شده در January 11, 2010 17:17
سلام بر خبرنگار حرفه ای
کارتون دوران بچگی مار و الان هم دارن نشون می دن اگه ایران بودید نمی خواست سرچش کیند....
بله واقعا چر مردم عادت دارند عشق هارا قایم کنند من که این مدلی نیستم کافی یه نفر رو دوست داشته باشم....!
لوسین و آنت را هیچ وقت دوست نداشتم مگر می شود در بچگی و پاکی این همه کینه ؟
برای من توضیح همکارم که این بخشی از رشته کوه آلپ است و مون بلان بلندترین قله اش 4880 متر ارتفاع دارد و مشترک میان ایتالیا و فرانسه و اتریش و آلمان است و فلان است و
این یتیکه رو نگرفتم چی گفتید .
راستی دیروز گزارش از وضع فرانسوی ها و ... را دیدم بعد از چندیدن هفته .
ارسال شده توسط اتنا قجری | January 11, 2010 6:07 PM
ارسال شده در January 11, 2010 18:07
توی کارتون ها هرکسی که زمین میخوره هیچیش نمیشه . از یک ارتفاع بلند می پرن . و میفتند روی زمین و حتی گرد لباسهاشون رو هم نمیتکنونند
اماتوی دنیای واقعی
وقتی ضربه میخوری.....نمیدونم شاید باید یاد بچگیات بیفتی که بتونی جای زخمهاتو فراموش کنی. یا یک کم ساده بگیری و بخندی و بخودت بگی ....توی هر اتفاق بدی . توی هر کینه و دشمنی و عداوتی یک لایه طنز هم هست بخندی /و عبور کنی و وقتت رو برای آدمهای جاهل تلف نکنی. چون هزاروچهارصد تا پیامبر هم اومدن و درست نشدیم.اگر اینطوری ببینی زندگی توی دنیای بزرگسالی یک کم ساده ترمیشه ...واگرنه خودت، سنگی میشی سرراه حقیقت.
ارسال شده توسط میترالبافی | January 11, 2010 6:15 PM
ارسال شده در January 11, 2010 18:15
سلام.
شما برای به روز کردن و صحبت کردن در مورد وقایع اخیر تشبیهی ظریف تر از کارتون بچه های آلپ پیدا نکردید؟
ارسال شده توسط mina | January 11, 2010 6:19 PM
ارسال شده در January 11, 2010 18:19
در جواب مینا خانم بگم که وقتی این روزها هر ننه قمری کارشناس سیاسی شده دیگه نیازی نیست خبرنگار قلب های ما کار سیاسی کنه.اون الان یه خبرنگار بین المللیه و حوزه اش اروپاست نه سبز و قرمز و آبی.ضمنا ایشون ماههاست ایران نیستند.تقریبا قبل و بعد از انتخابات نبودند.سوالاتتون رو از کسانی بپرسید که به توهم دروغ دامن زدند.به دروغ بزرگ تقلب و سندی هم نداشتند.البته شما اکثرا کور خود و بینای دیگرانید.
ارسال شده توسط بارباپاپا جواب میده | January 11, 2010 6:25 PM
ارسال شده در January 11, 2010 18:25
قسمت آخر با هم آشتی کردن. اما اگر لوسین و آنت باشن با هم آشتی می کنن قسمت آخر نه گرگ و میش به قول امام
ارسال شده توسط عماد | January 11, 2010 6:38 PM
ارسال شده در January 11, 2010 18:38
انت و لوسین مردم سبز و قرمز هستند که بین شون کدورت ایجاد شده نه روساشون بابا.
ارسال شده توسط همکار کامران | January 11, 2010 6:42 PM
ارسال شده در January 11, 2010 18:42
ای آقا دل خوش سیری چند؟
ارسال شده توسط محمد جمالی | January 11, 2010 6:47 PM
ارسال شده در January 11, 2010 18:47
در تاریخ ایران خبرنگاری به حرفه ای بودن و مهربانی نجف زاده نداشتیم.
البته کار در رسانه دولتی محدودیت هایی دارد اما سابقه نداشته یکی چنین جذاب ،زبان مردم شود.مردم نه کسانی که به حرامخواری عادت کرده اند.
ارسال شده توسط لللللل | January 11, 2010 6:52 PM
ارسال شده در January 11, 2010 18:52
سلام
چقدر جالب بود این اشاره ای که کردین گاهی ما ادما به سر زدن به دنیای پاک و قشنگ بچه ها نیاز داریم..دنیایی که یه روزی ما هم توش بودیم
اما حالا که دوست داریم برگردیم به اون دنیا نهیمون میکنن و مسخره ...امان از این دنیا وادم بزرگاش..
خوشحال میشم به وبمون سر بزنید
ارسال شده توسط فائزه هروی | January 11, 2010 6:54 PM
ارسال شده در January 11, 2010 18:54
بنده یکی از دانشجویان عضو جنبش عدالتخواهی هستم که به عدالت خواهی شما جناب نجف زاده در این سالها باور پیدا کرده ایم.شما برای خوشایند این و آن کار نکردید و می دانیم در عین اصولگرایی اما انتقادهای زیادی از آقای احمدی نژاد دارید.بیانیه آخرین ما را ملاحظه بفرمایید و در صورت امکان منتشر کنید.
**********************************************
به نام خدا
رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران
جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد
به نظر ميآيد در اين دوره حساس كه بيشتر جريان حزب الهي و عدالتخواهان درگير مقابله با فتنه هاي بيگانگان و عناصر داخلي آنان هستند، در ميان سكوت عدالتخواهان نسبت به عملكرد دولت، اقداماتي در جريان است كه احساس ميشود نياز است تذكراتي خدمت حضرت عالي بدهيم.
تلاش هاي فراوان حضرت عالي در راستاي گفتمان انقلاب اسلامي و طرح شعارهايي چون ”عدالت“ ،“مبارزه با فساد ” و ”سياست خارجي فعال مبتني بر مباني انقلاب اسلامي“ جاي تقدير فراوان دارد، اما اين روز ها شاهد مسائلي هستيم كه برخي از آنها در تناقض آشكار با بعضي از اين شعار ها است. انتصاب افرادي كه مسائل و شبهات فراواني كه در مورد آنان وجود دارد باعث گرديده است كه هر روز بر تعجب و نااميدي از راهي كه حضرت عالي براي انتخاب نزديكان خود در حال پيمودن هستيد افزوده شود.
گويا حضرت عالي فراموش نموده ايد كه اين ملت مستضعف و شريف با وجود همه فحاشي ها بدخواهان عليه حضرت عالي و دولت و عمق توطئه ها عليه نظام اسلامي با بصيرت تمام به گفتمان انقلاب اسلامي و تداوم آن در دولت دهم راي داده اند. نكند تصور نموده ايد كه مردم ما صرفا به شخص حضرت عالي راي داده اند؟
لازم است كه بخشي از حكم تنفيذ رهبر انقلاب درباره دوره دهم رياست جمهوري را خدمتتان ياد آوري كنيم: ”اين رأي، رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است؛ رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطهطلبان بينالمللى است؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى است؛ رأى به سادهزيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاشِ بىوقفه و خستگىناپذير است.“
در ادامه روند انتصاب كسانيكه ابهامات فراواني در مورد عملكرد ايشان وجود دارد. اقدامي كه تعجب همگان را و نااميدي ما را بيش از پيش برانگيخت؛ انتصاب جناب آقاي قاضي سعيد مرتضوي به عنوان رئيس“ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز“ بود. اين تعجب زماني افزون گشت كه يك روز پس از معارفه ايشان و توديع تأمل برانگيز دكتر الهام براي اين سمت، ايشان از سوي هيئت ويژه مجلس شوراي اسلامي به عنوان متهم اصلي ماجراي كهريزك شناخته ميشود. اين در حالي است كه مشخصا درباره عملكرد ايشان در مسائل دانشگاه آزاد نيز سوالات باقي است كه همچنان بي پاسخ برزمين مانده است.
آيا رواست كسي كه عمل اشتباهش باعث سوء استفاده دشمنان نظام و از بين رفتن آبروي نظام مقدس جمهوري اسلامي شده است؛ نه تنها توبيخ نشود بلكه به مصادري بالاتر در دولت برسد؟ مردمي كه هنوز منتظر برخورد با عاملان و خاطيان واقعه تاسف برانگيز كهريزك هستند؛ چه تصوري از اين كار خواهند داشت؟ ادامه كار ايشان در مسئوليت جديد با توجه به اين گزارش و ابهامات گذشته چه معنايي ميتواند داشته باشد؟
در ابتداي كار دولت نيز انتصاب جناب آقاي اسفنديار رحيم مشايي و ماجراهاي تاسفبار پس از آن و ناديده گرفتن دستور رهبر معظم انقلاب درباره ”كان لم يكن“ تلقي كردن حكم انتصاب ايشان دل دلسوزان انقلاب را به درد آورد. اين اقدام شروع ناديده گرفتن خواست طرفداران و دلسوزان جنابعالي در انتصاب اطرافيانتان بود.
اما خون دلها و طعن شنيدنهاي همه كساني كه در اتخابات با تمام توان از حضرت عالي دفاع كرده اند را در اين ماجرا هنوز فراموش نكرده بوديم كه با انتصاب ديگري مواجه شديم.
انتصاب جناب آقاي رحيمي به عنوان معاون اولي رياست جمهوري ضربه اي ديگر بر پيكره طرفداران دلسوزتان بود. با گذشت چندي از انتصاب ايشان و تلاشها و سوالات برخي نمايندگان اتفاقا از طرفداران اصلي شما در انتخابات بودند و نشنيدن پاسخي از سوي ايشان، سوالات و ابهامات فراواني در مورد عملكرد و سابقه ايشان باقي گذارده است. ارتباطات ايشان در دولتهاي گذشته خصوصا دولت سازندگي و مسائل گذشته ميان ايشان و رئيس آن دولت و شواهد موجود در مورد روحيه متملقانه ايشان محل تعجت و سؤال است!
حضرت امير المومنين (ع) مولاي عدالتخواهان در نامه به مالك اشتر ميفرمايد:“....و باید که برگزیدهترین وزیران توکسانی باشند که سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در کارهاییکه خداوند بر دوستانش نمیپسندد کمتر تو را یاری کنند، هر چند، که این سخنان و کارها تو را ناخوش آید.به پرهیزگاران و راست گویان بپیوند، سپس، از آنان بخواه که تو را فراوان نستایند و به باطلی که مرتکب آن نشدهای، شادمانت ندارند، زیرا ستایش آمیخته به تملق، سبب خودپسندی شود و آدمی را به سرکشیوادارد.“ نهج البلاغه امام علی (ع)، نامه 53 در موردي ديگر اقدام توهين آميز و تعجب برانگيز در پخش چكهاي پنج ميليوني در ميان نمايندگان مجلس در حين استيضاح مرحوم كردان را از سوي ايشان شاهد بوديم. همه اين موارد و همچنين سولات فراوان نمايندگان مجلس درباره وضعيت مدرك تحصيلي ايشان همچنان از جانب ايشان بي پاسخ مانده است. با وجود اين ابهامات، ايشان را به معاون اولي خود برگزيديد و جالبتر آنجاست كه جلسات ”ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي“ نيز به رياست ايشان برگزار مي شود.
يادآور ميشويم همانطور كه رهبر معظم انقلاب فرمودهاند: ” با دستمال هاي كثيف عده اي نمي توان شيشه را پاك كرد“. گويا حضرت عالي علاقه مند هستيد كه كساني را كه نسبت به آنها حساسيت و ابهامات بيشتري وجود دارد، به حلقه نزديكان خود اضافه نماييد. آيا معناي اين انتصابات چيزي جز حمله به طرفداران و منتقدان دلسوز و نااميد كردن آنها از نقددلسوزانه مي باشد؟! كجاي اين اقدامات مطابق فرموده رهبر انقلاب در مورد مبارزه با فساد است.
در پايان از حضرت عالي ميخواهيم با توقف و اصلاح اين روند در انتخاب اطرافيان خود بيش از اين موجبات نارضايتي عدالتخواهان و طعنها و سوء استفادههاي دشمنان را فراهم نياوريد. از زبان مولاي متقيان نيز متذكر مي شويم كه ”از خودپسندی و از اعتماد به آنچه موجب اعجابت شده و نیز از دلبستگی بهستایش و چربزبانیهای دیگران، پرهیز کن، زیرا یکی از بهترین فرصتهای شیطاناست برای تاختن تا کردارهای نیکوی نیکوکاران را نابود سازد“ نهج البلاغه امام علی (ع)
به اميد ظهور عدالت گستر گيتي
جنبش عدالتخواه دانشجويي
ارسال شده توسط نامه ازجنبش عدالتخواه دانشجویی به آقای نجف زاده | January 11, 2010 7:09 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:09
avalin bareh meam enja
nemekhay kandida beshy؟
be nazaram hatman ray meari
ارسال شده توسط یه غریبه | January 11, 2010 7:11 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:11
انتظار داشتم حرفی بزنید درباره ی قضایای اخیر ولی آلپ و دنی و لوسین و . . . خورد تو ذوقم !!
ارسال شده توسط . . . | January 11, 2010 7:15 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:15
مث اینکه آپ داداش کامران از بیانیه های سیاسیون هم مهمتره ها.چند دقیقه است مطلب جدید گذاشته 200 نفر بازدید کردند!منم احتمالا چهلمین کامنتی ام که تایید میشه!یا نمیشه؟
این استاد دانشگاهه هم مطلب خوبی نوشته ها.البته ما سبز می مونیم.هر چی می خواین جیغ بزنین.تو رو هم دوست داریم خبرنگار.با حالی یه جورایی.
ارسال شده توسط خبرنگار همشهری جوان | January 11, 2010 7:17 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:17
سلام اقای خبرنگار
لوسین و آنت،بچه هایی که اشتی را انتخاب کردند،بچه هایی که به خاطر دعوایشان ده را به اتش نکشیدند،بچه هایی که حرف پیر ده راگوش دادند...کاش ما هم بچه می ماندیم،کاش خیلی از ما بچه می ماندند.
ف.د
ارسال شده توسط ف.د | January 11, 2010 7:21 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:21
...
دیگه هیچی.
ارسال شده توسط ف.د | January 11, 2010 7:22 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:22
جالبه ها این سبزی فروشااز طیقه مرفه هستند و در بهترین دانشگاهای ایران با بهترین امکانات برای یک دانشجو ایرانی مجانی درس خوانده اند و با همین اعتبار به دانشگاهای عالی امریکا و اروپا راه یافته اند و به انها که با زحمت خود و بدون هزینه ای برای ملت و دولت ایران به همین درجات رسیده اند به علت مخالفت با اعتشاش سبز تهمت جیره خواری دولت ایران بودن را میزنند مثل اینکه دولت خاتمی و موسوی دولت ایران نبودند وجیره خوار فقط کسی است که از دولت احمدی نژاد حمایت کند
ارسال شده توسط یه خواننده | January 11, 2010 7:29 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:29
"مقصر انگار لوسین بود"...
انگار...
ولی...
موفق باشید.
ارسال شده توسط صنوبر | January 11, 2010 7:30 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:30
منظور کامران مردم ساده ایست که با هم اختلاف پیدا کردند.وگرنه تکلیف سران فتنه روشن است.
ارسال شده توسط یه خواننده | January 11, 2010 7:30 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:30
من به عنوان يك طرفدار سابق جناح چپ اعتراف مي كنم اين جناح در جو سازي يد طولايي دارد. بطور نمونه و فارق از درستي و غلطي اصل كار:
1- تصرف لانه جاسوسي و ادعاي عدم رعايت قواعد ديپلماسي و بر هم زدن روابط خارجي توسط جناح رقيب
2- رفتارهاي خشن با بد حجاب ها در دوره وزارت كشور آقاي محتشمي و با هماهنگي خود ايشون كه در دوره آقاي ناطق جلوي اين كار گرفته شد و معرفي كردن جناح مقابل به عنوان خشونت گرا
3- در دست داشتن تمام دولت هاي بعد از انقلاب( البته به جز دولت بازرگان و بني صدر و رجايي و احمدي نژاد) و مقصر دونستن جناح رقيب در تمام عقب ماندگي هاي احتمالي
4- دفاع از دخالت نظامي در ساير كشورها از طريق راه اندازي نهضت هاي آزاديبخش و ادعاي نه غزه نه لبنان...
5- دولتي كردن اقتصاد در زمان جنگ و ادعاي ...
6- بحران سازي مدام براي كشور و ادعاي بحران ساز بودن رقيب
7- تقلب در انتخابات مجلس و اينك برچسب تقلب زدن به دولت احمدي نژاد
8- قصد خراب كردن خانه منتظري مطرود امام و گريه كردن براي او پس از مرگ و گناهكار نشان دادن جناح مقابل
9- خشونت در اعتراضات خياباني و قصد گرفتن مراكز نظامي و مقصر نشان دادن نظام با برجسته كردن دفاع نظام از خود و ساختن كشته هاي تقلبي
وقتي تقوا نباشد اين كارها هيچ سختي اي ندارد.
ارسال شده توسط رحمانی | January 11, 2010 7:34 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:34
خوب شد مشاور کروبی شدن رو قبول نکردیا.بابا این شیخ با دویست هزار تا رای چه اعتماد به نفسی داره جون تو.
ارسال شده توسط خوئینی ها | January 11, 2010 7:37 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:37
من یه بازیگر سینمام.خیلی معروف.اسمم رو نمی نویسم.فقط اومدم بگم ازت خوشم میاد.دل و جرات داری.ای میلمم الکیه.ببخشید.
ارسال شده توسط یک بازیگر | January 11, 2010 7:38 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:38
سلام......
خيلي جالب بود....
ممنون....... بچه هاي آلپ كارتون زيبايي بود....
در كارتون ها كلا دنياي ديگري وجود دارد...
بچه هاي ْآلپ كارتوني بود كه الان خاطراتش در ذهن آدمهاي متعددي مانده...
راستي گزارش ديروز از سرماي فرانسه عالي بود....
مواطب باش كه يه وقت سرما نخوري تو اين هواي سرد... اينجا برعكس اونجا اصلا سرد نيست.....
دايي من هم كه فرانسه هست از سرماي شديد اونجا ناراضي هستن......
اقاي خبگار وقت كردي دوباهر به وبلاگم سر بزن...
شادكام باشد و ييروز
ارسال شده توسط نرگس محدي | January 11, 2010 7:45 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:45
جوجه فکلی صدا و سیما هم مگه شاملو میخونه؟
شما لطفا برو سعید حدادیانتو گوش کن اخوی.
مثل اینکه فرنگ فکرتو باز کرده!!!
التماس دعا برادر
ارسال شده توسط شاملوئیسم | January 11, 2010 7:56 PM
ارسال شده در January 11, 2010 19:56
من یه بازیگر سینمام.خیلی معروف.اسمم رو نمی نویسم.فقط اومدم بگم ازت خوشم میاد.دل و جرات داری.ای میلمم الکیه.ببخشید.
ارسال شده توسط یک بازیگر | January 11, 2010 8:01 PM
ارسال شده در January 11, 2010 20:01
شاملوئیسم نامی اینجا یه کامنت بی ربطی گذاشته!برادر کامران!چرا هر کامنتی رو تایید می کنی بعد ما ازت تعریف می کنیم تایید نمیشه؟
در جواب شاملوئیسم : سه بار نظرتو خوندم نفهمیدم اصلا چی می گی این وسط.چه ربطی داشت به شاملو؟
فکر کنم این روزا که دارین به آخر میرسین مصرف قرصاتون رو باید ببرین بالاها.اگه یه جوجه فاکلی اینطور ماتحتتون رو سوزونده پس واستین تا خروس بشه ترتیب همتون و بده.
ارسال شده توسط وکیل وصی | January 11, 2010 8:06 PM
ارسال شده در January 11, 2010 20:06
مطلب شاملوئیسم را خوندم.ادبیات آقایان رو ببینید! ابن الان بهترین حالتشه. یعنی ایشون جزو مودب ترینشون بودن که از ایشون تشکر می کنیم. ما به همین حد شما هم راضی هستیم.
ارسال شده توسط جواب به شاملوئیسم | January 11, 2010 8:10 PM
ارسال شده در January 11, 2010 20:10
بابا دو دقیقه اومدیم با کامران حال کنیم آروم بگیریم میشه ...کلک بازیای سیاسیتون رو ببرید یه جا دیگه؟
خوبی کامران خان؟خیلی مخلصیم.آقا من همون گچ بری ام که تو مسجد میدون طالقانی دیدمت.بابام سلام میرسونه.
ارسال شده توسط عطایی | January 11, 2010 8:11 PM
ارسال شده در January 11, 2010 20:11
بیا ببین اینجا چه خبره پر سوژه است موقعی رفتی ها... بیا اینجا بیشتر بهت نیازه حاج کامران..
ارسال شده توسط فرشید | January 11, 2010 8:18 PM
ارسال شده در January 11, 2010 20:18
kamran dooooset darim
ارسال شده توسط عباس یاوری | January 11, 2010 8:26 PM
ارسال شده در January 11, 2010 20:26
آقا تو جایی خوندم رضا رهگذر معروف قصه های ظهر جمعه کلی از حضرتعالی تعریف کردند.البته حسودیمان شد اما ما هم دوستتان داریم.بخاطر تمام کارهای خوبتون.
ارسال شده توسط khaf | January 11, 2010 8:29 PM
ارسال شده در January 11, 2010 20:29
پس از انتشار بیانیه هفدهم میرحسین موسوی، شاهد انتشار نوشتههای فراوانی در تفسیر، تقدیس و سیاهنمایی آن بودیم؛ و هستیم البته. گرچه پایهی اصلی این نوشته بر یکی از جملات این نوشتهی میرحسین موسوی است، اما به دنبال سوءاستفاده از تکنیک تقطیع متن نیست و تنها در پی نقدی است که حاصل کنار هم نهادن چند حرکت مستمر، و نوشتهی راهبردی اوست.
توصیه میکنم کسانی که میرحسین موسوی را اسطوره میدانند و نیز آنان که او را منافق، کافر یا حتی برانداز یا به دنبال براندازی میدانند، این نوشته را نخوانند. برای قلبشان ممکن است خوب نباشد.
این را همین روزها گفتهاید آقای موسوی
بخشهایی از مناظرهی میرحسین موسوی و محمود احمدینژاد را همین اواخر دیدم. میرحسین موسوی در آن مناظره جملهای دارد که تنها یک جمله نیست و خود جمله و حتی شیوهی بیان او، نشان از راهبردی بودن آن دارد. میگوید: «آدمی که خودمحور نباشه، از قانون فرار نمیکنه، از قانون استقبال میکنه. دوست هم نداره قانون رو، میذاره از راه قانونی اون رو حلش میکنه».
اما رفتارهای میرحسین موسوی پس از برگزاری انتخابات قانونی، و به ویژه پس از تایید انتخابات از سوی شورای نگهبان قانون اساسی که مرجع تایید قانونی روند و نتیجهی انتخابات است، نشان داد میرحسین موسوی هم دستکم به دلیل به رسمیت نشناختن دولت قانونی -لابد- از کسانی است که به لوازم نظریهی «شرایط حساس» پایبند است و پایش اگر برسد، ابایی از کنار گذاشتن قانون، برای رسیدن به «حقاش» ندارد.
و اما دربارهی این بیانیه. فرض این است که این بیانیه، تنها یک خطابهی سیاسی نیست و -دستکم- آنچه در این متن آمده، دقیق و روشن است. میرحسین موسوی دو بند پیش از آنکه پیشنهادهایش را بیان کند، نوشته است: «اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است. راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکانپذیر نیست.»
این یک گزارهی راهبردی است. اما بدون نیاز به هیچ تفسیر و تاویلی شاهدیم او به این راهبرد مورد ادعای خود پایبند نیست. حرف از مقایسهی امروز با بیست سال پیش نیست؛ سخن از مقایسه امروز با امروز است. همانگونه که عدم پایبندی میرحسین به آن جملهی راهبردیاش در جریان انتخابات ریاست جمهوری نیز مقایسه امروز با امروز بود. و روشن است که یکی از شروط تناقض، وحدت زمانی است.
میرحسین موسوی همانگاه که سخن از امکانپذیر نبودن و در نتیجه ناکارآمد بودن رفتارهای سریع و عاجل میزند، میتوان رفتارهای عجولانهاش را برای حل کردن یک «بحران» دیگر دید. او سخن از لزوم اصلاح قانون انتخابات میگوید و میخواهد این مشکل بزرگ و ریشهدار را با این نوع اعتراض عجولانه رفع کند؛ رفتاری که هم برای اصلاحطلبان جز هزینه چیز دیگری نداشت و ندارد، و هم برای نظام جمهوری اسلامی هزینهزا و امنیتزداست.
و امروز میبینیم که رفتارهای غیرقانونی و اعتراضهای پس از انتخابات، در ازای اینکه دهان برخی را به هزاران اتهام غیرقابل اثبات باز کرده، و تعدادی را به سوی مرگ برده و شمار فراوانی از اصلاحطلبان را به کام زندان و اعتراف و «من اصلاح شدهام» گویی و پسروی اصلاحطلبان کشانده، تنها نقاط مثبت بسیار کوچکی داشته است که هیچ نفع دندانگیری به هیچ سوی این بازی نرسانده است. معلوم نیست این اعتراضها حتی توانسته باشد چیزی بر جبههی طرفداران و هواداران میرحسین موسوی و جبههی اصلاحطلبی افزوده باشد؛ اگر البته از آن نکاسته باشد.
البته میرحسین موسوی پدیدهی عجیبی نیست. به سیاستمدارانی که سخنی میگویند و خودشان پیشرو در نابود کردن سخن خویشاند خو گرفتهایم در این سالها. همه در عمل نشان دادهاند که «قانون خوب است، به شرطی که مرا به حقام برساند.»
ارسال شده توسط دانشجوی بیدار | January 11, 2010 8:33 PM
ارسال شده در January 11, 2010 20:33
سلام
خیلی ها سعی کردند که آنها آشتی کنند ، اما نمی شد ... آخرش آنت خودش آشتی کرد ، اما هر چه فکر می کنم یادم نمیاد چه طور شد که دوباره آن "عشق" را در پستوی خانه دید... شاید باید منتظر بمانم ، شاید بعد از تمام شدن "زنان کوچک" شبکه یک بچه های آلپ را پخش کند.
ارسال شده توسط بتول | January 11, 2010 8:33 PM
ارسال شده در January 11, 2010 20:33
آخه يكيشون خيلي خيلي ناجوون مردي مي كنه،مثل يه انسان واقعي رفتار نمي كنه و فقط تهمت مي زنه،چه جوري ببخشه كسي رو كه باعث رقم زدن اين همه بدبختي و بغض و خفقانه؟
ارسال شده توسط ...!!!... | January 11, 2010 9:12 PM
ارسال شده در January 11, 2010 21:12
جالبه شما یه چیزی می نویسید نا سرانتان حرفهایشان رابزنند گاه فکر می کنم بروز کردنت هم ساختگی است خدا به دادمان برسد ما عاشق سادگی وصداقتت بودیم نمیدونی چقد خدا رو شکر کردم عاشورایی نبودی تا کلی قصه های سوزناک ببافی
کامران مادوست داشتیم با دلمان چه کردی ؟مگر ما چه می خواستیم جز عدالت که تو با این همه نظر بهمون نارو زدی
چشاتو بستی نمی دونی اینجا چه خبره منم اینروزا زیاد کارتون میبینم چون همه جا بوی تعفن دروغ میاد
احساس میکنم همه نظرات دروغه اینطرفو واونطرفو یکی داره مینویسه برا همین خواستم نظر ندم ولی بالاخره دادمبازم میگم خدا به دادمون برسه
ارسال شده توسط SPV | January 11, 2010 9:13 PM
ارسال شده در January 11, 2010 21:13
سلام - جواب سلام واجبه - پس بیا به وب نامه من و جواب سلامم رو یه بار هم شده بده
خیلی دیر به دیر وب نامت رو به روز میکنی
من باید هر روز بیام و منتظر پست جدیدت باشم
خداییش دمت گرم
گزارشات آدما نو میکنی
نمیدونم کدوم شاعر معروف بود که میگفت یک خبر میتونه آدم رو نو کنه
کاش ایران میموندی
ولی خب مهم وجودته که هست
منتظرت توی وب نامم هستم
راستی کارتونای خوب هم کم شده یعنی خیلی خیلی کم شده
وب نامت رو هم زود به زود آپ کن
ارسال شده توسط آبی تو، آبی من است | January 11, 2010 9:55 PM
ارسال شده در January 11, 2010 21:55
جون لوسین و آنت زود به زود آپ کن
عالی بود! عجب خالی کردیم، یاد بچه گی ها افتادیم
ارسال شده توسط وبگرد | January 11, 2010 10:09 PM
ارسال شده در January 11, 2010 22:09
اینجا همه مغزها سیاسی شده است. بیچاره نویسنده و شاعر!
ارسال شده توسط علی | January 11, 2010 10:16 PM
ارسال شده در January 11, 2010 22:16
سلام.میشه ازتان بخوام برام دعا کنید؟
خیلی دلنگم.
ارسال شده توسط علی سنجری | January 11, 2010 10:56 PM
ارسال شده در January 11, 2010 22:56
سلام
چه خبر؟
چی شد که شما به بچه های آلپ رسیدی؟؟؟؟
موضوع کم آوردین؟؟؟
راستی به این دقت کردین که از وقتی به فرانسه رفتین یه گزارش درست حسابی از خود فرانسه برای مانداشتین وکل فرانسه در اولین های گزارش شماهنر نقاشهای کنار خیابونش بود وبعد هم شروع گزارشهایی در نوع خود...
از شما بیشتر توقع داریم در ضمن مواظب خودتون باشیدو یه ذره از برف وسرمای اونجا رو هم واسه ما بفرستید..
88/10/22
ارسال شده توسط تازه وارد | January 11, 2010 11:48 PM
ارسال شده در January 11, 2010 23:48
با عرض سلام! کاش یک کم هم که شده این لحن محافظه کارانه و کنایه آمیز رو کنار میذاشتین و حرف خودتون رو مستقیما و بدون رنگ و ریا اعلام می کردین هرچند شاید دارین کار درستی میکنین چون : وظیفه ی اصلی شما به عنوان یک خبرنگار رسوندن حرف حقیقت به مردمه نه رسوندن نظرات شخصیتون به اونها! راستی میخواستم ازتون بپرسم چرا دیگه تو بیست و سی خبر نمیگین؟
ارسال شده توسط ستاره سروش | January 12, 2010 12:59 AM
ارسال شده در January 12, 2010 00:59
مردم وارد بازی خطرناکی شدن از یک طرف سیا ام ای شش و ازیه طرف بقیه دوستان و مردمی که حرف بی بی سی رو بیشتر از کسی که تو این کشور بزرگ شده وبراش جنگیده رو قبول دارن و یاد دشونم نمیاد که امپراطوری بزرگ انگلیس تا چندی وقت پیش نصف جهان مستعمره انگلیس بود ایا انگلیس واوبما دلش به حال ملت ایران سوخته اونا هر لحظه منتظرند تا با ایرانی ضعیف رو به روشن تا دوباره ثروت های ایران رو به تاراج ببرن تاریخ گویاست ولی بعضی ها گذشته را از یاد بردند و فکر مکنن در این وضیت بد اقتصادی جهان دیگر کشور ها دلشون به حال ما سوخته ودارن با ساختن فیلم سینمای ندا اقا سلطان زاده به ما کمک میکنن فقط بهتون اینو میگم بهکسی اعتماد کنیین که برای این کشور جنگیده و تاریخ رو بخونین
ارسال شده توسط بی نام | January 12, 2010 1:11 AM
ارسال شده در January 12, 2010 01:11
تا دیر وقت بیدار موندم و آرشیو مطالبتون رو خوندم و تمام مدت به این فکر می کردم که آیا خود واقعیتون هم همین شکلی یه که تو وبلاگتون می نویسین؟ آیا چند وقت دیگه که شاید شرایط کمی متحول بشه شما حرفهایه متفاوتی واسه گفتن دارین؟ و اگه داشته باشین برخورد مردم بابت این تاخیرها چجوری یه؟...
ارسال شده توسط رژیار | January 12, 2010 2:22 AM
ارسال شده در January 12, 2010 02:22
سلام آقا کامران
یک آرزو دارم
من حرفی برا گفتن ندارم اما دوست دارم یه سر به وبلاگم بزنی و تو قسمت نظرات یه یادداشت برام بزارید(هر چی که دوست دارید)plz
ارسال شده توسط صادق | January 12, 2010 3:11 AM
ارسال شده در January 12, 2010 03:11
_____www.janjal.blogfa.com___^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
____www.janjal.blogfa.com___^^^^^^^^^^^^^^^^^^آپم
___&&&*&&**__^^^^^^ ^^^^^^^^^^^^^^آپم
______**&&**__^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
_______**&&**__^^ ^^^^^^^^^^^^^^^^^آپم
________**&&**____^منتظرما!!^^^^^^^^^^^
_______ __$$&$$$_______________$&$$$
______$$&&1111$$$&&_________ &&1111$$&&
___$$&&111111111$$$&&____&&1111111111$$&&
___$&1111111111111$$&&__&&111111111111$$$&
__$&1111111111111111$$&&111111111111111$$$&
__$&111111111$$$$1111$$1111$$$$111111111$$$&
_$$11111111$$$$$$$$$1111$$$$$$$$$1111111$$$&
_$$11111111$$$$$$$$$$1$$$$$$$$$$$11111111$$&
_$$11111111$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$111111111$&
__$111111111$$$$$منتظرتم$$$$$$$$$111111111$$&
__$&1111111111$$$$$$$$$$$$$$$$11111111111$&
___$111111111111$$$$$$$$$$$$111111111111$&
____&11111111111111$$$$$$111111111111111&
_ ____&11111111111111$$11111111&&111$$&&
____ __&&1111111111111111111111&&11$&&
______ __&&111111111111111111111&&1&
_________ _&&11111111111111111$&_&&
__________ ___&&111111111111$$&___&&
__________ ______&&&1111111$&______&&&_&من آپم
جنجال ترين خبرهاي روز در وبلاگ جنجال نيوز www.janjal.blogfa.com
منتظر حضور گرم شما هستيم
ارسال شده توسط د.ش | January 12, 2010 8:19 AM
ارسال شده در January 12, 2010 08:19
خدایا همه اون هایی که باهم قهرن اشتی بده بینشون رو
وحیدبهروز از گنبد کاووس استان گلستان
ارسال شده توسط وحیدبهروز ازگنبدکاووس | January 12, 2010 8:22 AM
ارسال شده در January 12, 2010 08:22
داداش کامران شما که اقای دوربینی رو معروف کردی یه کاری کن منم معروف بشم مثل این لوسین و انت
وحیدبهروز گنبد کاووس
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
ملت من میخام معروف بشم به وبلاگم سر بزنید
ارسال شده توسط وحیدبهروز ازگنبدکاووس | January 12, 2010 8:25 AM
ارسال شده در January 12, 2010 08:25
سلام آقای نجف زاده.خوش به حال شماکه برف امسال رودیدید.ماکه تااین لحظه چشممان به آسمان بوده ولی ظاهراخبری نیست.
خداحافظ.
ارسال شده توسط منصوره شفیعی-سحرجاویدی | January 12, 2010 8:35 AM
ارسال شده در January 12, 2010 08:35
راستی بی خیال دنی و انت و لوسین؛ علی دایی رو چکار کنیم شده سرمربی پرسپولیس!
ارسال شده توسط زهرا_ض | January 12, 2010 8:43 AM
ارسال شده در January 12, 2010 08:43
مطالبتون خیلی زیبا و بجاست
اگه آنت و لوسین با هم آشتی می کردن شاید به جای اینکه داستان همش در پی آشتی دادن اونها و حاشیه های قهرشون بود بیشتر مطالب علمی یاد بچه ها می داد و مفید تر بود
درضمن آقای نجف زاده اگر امکان داره آدرس ایمیلتون رو می خواستم
ارسال شده توسط ام آ | January 12, 2010 9:01 AM
ارسال شده در January 12, 2010 09:01
سلام.یه جورایی مثل خودمی !همیشه تو حرفات اون چیزی رو که منظورته به زبون نمیاری.بعد ش هم که هر کسی از ظن خود شد یار من...اشاره کن نشونه بده ما می ریم تا تهش تا آخر.
می دونی نمی خوایم صفحه ات سیاسی بشه نمی خوایم گله وشکایت کنیم ولی دست خودمون نیست. کی با این کارا کار داشت؟خودشون کردن.خودشون مردم و آوردن تو گود.وگرنه تو بخور بخورهاشون مگه ما بودیم؟حالا یاد مردم افتادن.حالا ...!
تو این اوضاع و احوال که هم سن و سالام رو تو زندانها شکنجه می دن و تو روز روشن می کشن حتی خجالت می کشم به عشقم فکر کنم .به نظرم خودخواهی میاد
چرا اینقدر زود از هم پاشیدیم؟
ارسال شده توسط بارون | January 12, 2010 10:41 AM
ارسال شده در January 12, 2010 10:41
سلام ای کاش همه قهر وآشتی ها مثل دوران کودکی بود نه اینکه الان برای کوچکترین چیزها کوهی از کینه روی قلبها سنگینی میکنه بعضی وقتها فکر میکنم آلودگی هوابه خاطرابرهای کینه وغبار اندوه دل آدمهاست نه سوراخ شدن لایه ازن..........
ارسال شده توسط مریم معتمدی | January 12, 2010 10:46 AM
ارسال شده در January 12, 2010 10:46
بابا آتنا قجری!
خوب این که نفهمیدن نداره! کامران مثل دکتر شریعتی، همه حرفاشو دنبال هم گفته، خودت ویرگول هاشو بذار...
وکیل وصی جون!
خوب این شع مال شاملوئه دیگه... البته این کمی از اونه!
شاملوئیسم پرمدعا!!!
فکر کردی هر کی شاملو بخونه و بفهمه، یعنی خیلی بارشه؟!
نخیر جونم... این روزا هر کی حق و باطل رو بتونه قاطی نکنه و پاش نلرزه، خیلی حالیشه! مثل این داش کامران گل خودمون!
ارسال شده توسط فضول معرکه | January 12, 2010 10:55 AM
ارسال شده در January 12, 2010 10:55
تنفر را بايد در پستوي خاك كرد
عشق را بايد.....
شاخههاي پير و بارده بيشتر آفت ميزنند و بيشتر سزاوار هرس
مواظب باش
يا علي
ارسال شده توسط علي اكبري(آج) | January 12, 2010 11:07 AM
ارسال شده در January 12, 2010 11:07
سلام و درود و هزاران بدرود
خطاب به استاد عزیز دکتر یاسر سبحانی فرد:
استاد عزیز با همه ارادتی که به شما دارم اما از نظری که نوشته اید در عجبم!
مطلب کامران نجف زاده عزیز حرفها دارد که گوش شنوا می طلبد
کامران عزیز ، همواره از لطافت کلامت که افزودنی های مجازی مثل شیطنت هم به آن اضافه می کنی لذت می برم
در پناه حق
ارسال شده توسط علی رضا | January 12, 2010 11:18 AM
ارسال شده در January 12, 2010 11:18
ديپلماسي کيک و سانديس
موضوع: دوشنبه چهاردهم دی 1388 12:5
«بسمه تعالي»
ميگويند: ادارات را تعطيل کردند تا راهپيمايي شلوغ شود!
نتيجه منطقي:
_ اون اداره هايي که باز بودن شرکت خصوصي يا خوارمادر ... ببخشيد خواربار فروشي بودن.
_ اون کارمندايي که کار ميکردند عمله افغاني بودن.
_ همه کارمندها و کارگرها رو کشان کشان به راهپيمايي بردن.
_ براي اينکه کسي در نره، چندهزار نفر مامور حضور غياب گذاشته بودن.
_ ما چقدر کارگر و کارمند بچه و پيرمرد و پيرزن داشتيم و نميدونستيم.
_ غربي ها نميدونن ساعت 3 بعدازظهر در ايران اکثر ادارات و دانشگاهها تعطيل هستن!
ميگويند: تنها 20 هزار نفر شرکت داشتند!
نتيجه رياضي:
_ به چيزي که ميبيني اعتماد نکن به "صدايي که از واشنگتون ميشنويد" اعتماد کن.
_ خيابانهاي منتهي به ميدان انقلاب فقط هنگام حضور اغتشاشگران جزو ايران محسوب ميشن.
_ کشور ايران مجموعا فقط 20 هزار نفر کارمند و کارگر دارد!
_ غربي ها به دليل حس "خود برتر بيني"، هر (50) ايراني را مطابق (يک) غربي حساب ميکنند.
ميگويند: از نماي بالا فيلم گرفته اند که جمعيت زياد نشان داده شود!
نتيجه هنري:
_ تمام بزرگان سينما و عکاسي تاکنون اشتباه ميکردن که ميگفتن: "براي شلوغ نشان دادن لوکيشن بايد از مديوم شات استفاده کرد نه لانگ شات"!
_ براي نمايش چندين برابر تجمعات خنده آور ضدانقلاب در آمريکا و همين اغتشاشگران بي بوته تهراني، عمهء هيچکاک و ننه بزرگ کوبريک بود که از مديوم شات استفاده ميکرد!
ميگويند: مردم را با اتوبوس و از خارج شهر آوردند!
نتيجه ترابري:
_ اتوبوسهاي ايران هرکدوم گنجايش هزار نفر را دارن.
_ ايران يواشکي به تکنولوژي توليد اتوبوسهاي نامريي دست پيدا کرده.
_ وقتي جمعيت از کرج و ورامين و ... به تهران اومد، کرج و ورامين خالي شد. از قزوين بردن کرج، از رشت به قزوين، از ساري به رشت، از ... خلاصه الان هيچ کس سرجاي خودش نيست.
_ همه شرکت کنندگان با لهجه اي غير از محل راهپيمايي شعار ميدادند!
ميگويند: مردم براي کيک و سانديس آمده بودند!
نتيجه اقتصادي:
_ کارخانجات در مدت 2 روز بعد از عاشورا، چند ميليون کيک و سانديس توليد و عرضه کردند.
_ مردم ايران حاضرن نفري 1000 تومن کرايه و چند ساعت وقت هزينه کنن که بيان 300 تومن کيک و سانديس بخورن.
_ هرکس کيک و سانديس بيشتري بده مردم بيشتري رو ميتونه دور خودش جمع کنه.
_ اگه غربيها توي اين 30 ساله يه بار مردم رو نوشابه مهمون ميکردن ديگه مجبور نبودن اينهمه دلار زيتوني خرج قلمهاي شيطوني و گلوهاي قيطوني کنن.
ميگويند: شما کساني که قرآن و پرچم امام حسين را آتش زدند حرامزاده ميدانيد.نتيجه اخلاقي:
دراين مورد خاص با کمي اختلاف نظر هم عقيده ام: يا حرامزاده اند يا حرام لقمه ...
به نقل از دسته کليد
ارسال شده توسط TT | January 12, 2010 11:22 AM
ارسال شده در January 12, 2010 11:22
زاهدان کین جلوه در محـــراب ومنبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند!
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بـــــــاز پرس
توبه فرمایان چرا خــود توبه کمتر می کنند؟!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط درویش علی حبیبی | January 12, 2010 11:47 AM
ارسال شده در January 12, 2010 11:47
سلام. چه عجب.
این ماجرا تنها قسمت از این کارتونه که کاملا یادمه و خیلی هم پاش حرص خوردم!
کینه ازون چیز هاییه که هیچ وقت نداشتم!
به قول قیصر:
کفر است در طریقت ما کینه داشتن
آئین ماست سینه چو آئینه داشتن!
ارسال شده توسط ماه-ی | January 12, 2010 12:04 PM
ارسال شده در January 12, 2010 12:04
سلام بر داداشی کامران!
پارسال دوست امسال آشنا!!!
حالم داره به هم می خوره از این سیاست....
- دیروز داشتم مطلب های قبلی تون را می خوندم (از بس منتظر موندمو مطلب جدید نداشتی به آنها پناه بردم)در متن "عادت می کنیم"شما نوشته اید نمی خواهید سیاسی بنویسید اما الان می بینم که شما حتی یک برنامه کودک راهم به سیاست ربط می دهید یا حداقل جوری می نویسید که مردم از آن برداشت سیاسی می کنند بابا تو رو به خدا تلویزیون برای همه بحث های سیاسی کافیست تو دیگه دست بردار..
- قبول دارم که خودم هم قبلا مطلب های سیاسی زیادی برایت داده ام هنوز هم پای صحبتهایم ایستاده ام اما دیگر بس است دلم نمی خواهد زندگی ام را با این جنجالهای سیاسی خراب کنم پس تو هم وبلاگت را خراب نکن...
- دلم لک زده بود برای یک متن زیبا با همان اصطلاحات مخصوص خودت اما خیلی تو ذوقم زدی با این متن
، تو رو خدا به مطلب های قبلیت مثل "نوشته های او" "دل شکستگانیم..." "سلام من به تو..."رجوع کن و ببین چقدر زیبا نوشته ای وقتی آنها را می خوانم حسرت می خورم...
ارسال شده توسط شب شکن | January 12, 2010 12:16 PM
ارسال شده در January 12, 2010 12:16
تو دیگر آن نجف زاده دوست داشتنی نیستی انگار ...
توجه ... توجه
شخصی به نام کامران نجف زاده مدت هاست از خانه اش رفته وباز نگشته از یابنده تقاضا می شود هر چه زودتر او را به هوادارانش باز گرداند...
باتشکر
ارسال شده توسط شب شکن | January 12, 2010 12:18 PM
ارسال شده در January 12, 2010 12:18
avavl tabrik baraye in webe por binandaton, dovom jaton iran kheili khaliye ,sevom khodaro shokr baraye afkare ghashangeton
ارسال شده توسط رها | January 12, 2010 12:33 PM
ارسال شده در January 12, 2010 12:33
سلام
چقدر فوق العاده مي نويسي..به خاطر همين قلم خوب و تفكر و شخصيتته كه آمار بازديد و نظراي سايتت اينجوري تركونده! اميدوارم هميشه همينجوري باشه.
آدم فوق العاده تر از تو نديدم،اصلا" فكر نمي كنم باشه.به خدا اينو از ته دلم ميگم..
راستي ديروز يه شعري خوندم،ياد شما افتادم:
"آن سفر كرده كه صد غافله دل همره اوست
هركجا هست خدايا به سلامت دارش"
مراقب خودت و خانواده ي گلت باش سرما نخورين!
ارسال شده توسط خاطره | January 12, 2010 12:41 PM
ارسال شده در January 12, 2010 12:41
سلام.خیلی غیر منتظره می نویسی هاااااااااا.(اره واقعا کی قراره اشتی کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ولی کلا ادمایی بی مغز مث لوسین خیلی زیادن(؟)که کارشون قابل بخشش نیست!!!)
ارسال شده توسط بی صدا (فهیمه) | January 12, 2010 12:55 PM
ارسال شده در January 12, 2010 12:55
با سلام
به اتفاق دوستان خوانديم و لذت برديم البته مهم نيست که همکارت چه گفته و موضوع چه بوده
مهم حرفي است که زدي و احتمالا گرفت
شجاعي - رنجبران - کميجاني
ارسال شده توسط امير شجاعي | January 12, 2010 1:02 PM
ارسال شده در January 12, 2010 13:02
خدایا کی....
ارسال شده توسط عطیه | January 12, 2010 1:43 PM
ارسال شده در January 12, 2010 13:43
سلام بر آقا کامران خبرنگار واحد مرکزی خبر در پاریس.
احوال شما.
دیشب خواب دیدم متن وبلاگتان را گزارش کردید! حالا گزارش کردید؟!
ماهمچنان منتظر گزارشهای نجف زاده ای هستیما ما گزارش میخوایم یالا ما گزارش میخوایم یالا ما گزارش میخوایم یالا ما گزارش میخوایم یالا ما گزارش میخوایم یالا
یه مطلب در وبلاگم گذاشتم خوشحال میشم نظرتون را درباره اش بدونم.
شاید این جمعه بیاید شاید.......
ارسال شده توسط atena ghagari | January 12, 2010 1:46 PM
ارسال شده در January 12, 2010 13:46
سلام
مثل همه نوشته ها و گفته هایت، پر از ناگفته ها بود....
ارسال شده توسط سحر | January 12, 2010 2:47 PM
ارسال شده در January 12, 2010 14:47
سلام
بابا ایول چقدر زود اوکی کردی.
نظراتتون را که خوندم کمی به نظرم آمد که مطلبتان سیاسی است! حالا جدا سیاسی است؟
نه کامران نجف زاده ای که من می شناسم سیاسی نیست همون نه چپ نه راست.
ولی اگر سیاسی نوشتی خیلی باحال نوشتی !
منتظرم نیومدید؟
ارسال شده توسط اتنا قجری | January 12, 2010 2:48 PM
ارسال شده در January 12, 2010 14:48
به نام او
كاش ميشد كه پريشان تو باشم
يا نباشم، يا كه از آن تو باشم
تو چنان ابر طربناك بباري
من هميشه تشنه باران تو باشم
در تماشاي افقهاي نگاهت سبزي باغ و بهاران تو باشم
تا درآئي و گلي را بگزيني
من همان غنچه خندان تو باشم
چون كه فردا شدو خورشيد كدر شد
من هم از جمله شهيدان تو باشم
تا نفس هست و قفس هست، الهي
من شوريد غزلخوان تو باشم.
راستي لوسين و آنت الان به چي فكر ميكنند؟!!
ارسال شده توسط matin | January 12, 2010 2:48 PM
ارسال شده در January 12, 2010 14:48
درود
نمي دونم چرا از مجري هاي كم سواد خوشم نمي ياد...فكر كنم شما هم از نگاه خيلي ها به اين نتيجه رسيدي
ارسال شده توسط مهدي رفعتي | January 12, 2010 3:18 PM
ارسال شده در January 12, 2010 15:18
عاشق این کارتونم...همیشه دلم برای لوسین میسوخت.
مارو بردی به اون دوران :) عالم کودکی چقدر شیرین ِ
ارسال شده توسط یک دختر عادی | January 12, 2010 3:31 PM
ارسال شده در January 12, 2010 15:31
سلام دوباره خدمت شما
من در کامنت قبلی اشتباه بزرگی کردم و گمان کردم این کامنت که کی گوید: ((چرا وقتی حرفی برای گفتن ندارید باز هم حرف می زنید؟؟؟)) متعلق به دکتر سبحانی فرد می باشد اما متعلق به شخسی به نام "mahan" بود!
در اینجا از استاد عزیز پوزش می خواهم
با آرزوی موفقیت روزافزون برای کامران نجف زاده بسیار بسیار دوست داشتنی
ارسال شده توسط علی رضا | January 12, 2010 3:33 PM
ارسال شده در January 12, 2010 15:33
میدونی اوایل که توی اخبار 20:30 میدیدمت خیلی حال میکردم، ولی الان کلا از تلویزیون بیزار شدم، میدونم کامنت منو نمیذاری،
ارسال شده توسط شبنم | January 12, 2010 3:39 PM
ارسال شده در January 12, 2010 15:39
سلام
درسته وبم ساده است و وسایل پذیرایی محدود ولی کاش به کلبه کوچک من هم سری بزنید
خوشحالم می کنید . منتظرتونم
ارسال شده توسط آلاله | January 12, 2010 4:17 PM
ارسال شده در January 12, 2010 16:17
salam
yad kartonaye kochiki bekheir
cheghad karton sefid barfi ro az aval didm ta be akharesh beresim
akharesham akharesho nemididim
matalebet top e topan
ارسال شده توسط رنگين کمان | January 12, 2010 4:17 PM
ارسال شده در January 12, 2010 16:17
من این کارتن ندیدم نفهمیدم چیگفتی ولی حتما حرفی برای گفتن داشتی راستتی چرا رفتی ؟ میگم خوب شد چندتا از گزارشاتو دیده بودم وگرنه فکر میکردم حتما توهم یکی از اون واحد مرکزی خبرها هستی که هرچند وقت یکبار یه گزارش کلی میدن و میرن
درباره الی رو دیدی؟ دارم آهنگشو گوش میدم راستی چرا بعضی از آدما یهو طغیان میکنن و قید همه چی رو میزنن و میرن دنبال چیزی که میخوان؟ خدا این یاغیهارو بیشتر میخواد یا مایی که اسر ایمان تقلیدی هستیم ؟
امتحان شیمی امروزمون خیلی سخت بود جواب یه سوال امتحانمو تو چرک نویس نوشته بودم آوردمش خونه ازبس مراقبمون میخواس بره چایی بخوره هولم کرد کتابای رضا امیرخانی رو خوندی؟ از شنبه باد بریم مدرسه سخت میگذره خیلی سخت... همه نوک دماغمونو میبینیمو راضییم راستی اصلا این نوشته های چرند و پرندو میخونی؟
ارسال شده توسط زهرا | January 12, 2010 4:17 PM
ارسال شده در January 12, 2010 16:17
میگما از وقتی رفتی همون نیمچه انتقادی هم که به دولت می شد تعطیل شد.
کاش اینجا بودی
ارسال شده توسط سیاوش از شهرک غرب | January 12, 2010 4:24 PM
ارسال شده در January 12, 2010 16:24
TTجون!
دمت گرم!مطلبت خیلی توپ بود...
جمیعا مردیم از خنده
ایول خیلی باحالی!
ارسال شده توسط این چند نفر | January 12, 2010 4:24 PM
ارسال شده در January 12, 2010 16:24
شب تاريك و ره باريك و من مست قدح از دست من افتاد و نشكست.!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط فاضله | January 12, 2010 6:05 PM
ارسال شده در January 12, 2010 18:05
سلام
همین الان لوسین و آنت آشتی کرده اند!
یکی در وبلاگم گفت کامنت او با نام من امده ولی من که چیزی ندیدم!
شما چه بیای چه نیای ما هوادارتیم.
ارسال شده توسط اتنا قجری | January 12, 2010 7:25 PM
ارسال شده در January 12, 2010 19:25
موقع دیلت فولدر خاطراتت
ذهنم ارور میدهد
گمانم یکی از فایلها در حال اجراست
ارسال شده توسط کیمیا | January 12, 2010 7:32 PM
ارسال شده در January 12, 2010 19:32
عاشق نشده بر سر دل هی نزنید اینقدر مرا زخم پیاپی نزنید. با نام جدایی دل من حساس است پس محض خدا کنار من نی نزنید
ارسال شده توسط کیمیا | January 12, 2010 7:33 PM
ارسال شده در January 12, 2010 19:33
هيچ كس اشكي براي ما نريخت
هركه با ما بود ازما مي گريخت
چند روزي است كه حالم ديدني است
حال من از اين و آن پرسيدني است
گاه بر روي زمين زل ميزنم
گاه بر حافظ تفعل ميزنم
حافظ شيراز فالم را گرفت
يك غزل آمد كه حالم را گرفت
گفت: ما زياران چشم ياري داشتيم
خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
ارسال شده توسط کیمیا | January 12, 2010 7:33 PM
ارسال شده در January 12, 2010 19:33
راستی مراقب سرمای فرانسه باش. مراقب باش سرمانخوری داداشی
ارسال شده توسط کیمیا | January 12, 2010 7:35 PM
ارسال شده در January 12, 2010 19:35
دلم گرفته از این روزها دلم تنگ است
میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است
مرا گشایش چندین دریچه کافی نیست
هزار عرصه برای پریدنم تنگ است
اسیر خاکم و پرواز سرنوشتم بود
فرو پریدن و در خاک بودنم ننگ است
چگونه سر کند اینجا ترانه خود را
دلی که با تپش عشق او هماهنگ است
هزار چشمه فریاد در دلم جوشید
چگونه راه بجوید که روبرو سنگ است
مرا به زاویه باغ عشق مهمان کن
در این زمانه فقط عشق پاک و بیرنگ است
سلمان هراتی
ارسال شده توسط کیمیا | January 12, 2010 7:36 PM
ارسال شده در January 12, 2010 19:36
تو هر چی بنویسی یه جوری ربطش میدن به سیاست....
بی خیال حرف مردم باش
یا حق {گل}
ارسال شده توسط کیمیا | January 12, 2010 7:37 PM
ارسال شده در January 12, 2010 19:37
سلام
خوبین؟
من خیلی بچه های آلپ رو دوست داشتم خیلی وقتا مینشستم باهاش گریه میکردم البته اون موقع خیلی کوچیک بودم،فکرکنم7،6سالم بود.
همیشه جمله هاتون بدجوری منو به فکر میبره« عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد »
یه بار ازتون خواسته بودم که اسم کتابتون رو توی یکی از آپاتون بنویسین ولی ننوشتین،حالا دوباره خواهش میکنم.
ارسال شده توسط نگین | January 12, 2010 9:13 PM
ارسال شده در January 12, 2010 21:13
سلام
انت نمی خواد قبول کنه که اشتباه می کنه
انت نمی خواد این کینشو کنار بذاره
شاید انت بفهمه شایدم...
من می ترسم اخه می ترسم دیر بفهمه
خیلی دیر بفهمه ... اون وقت بفهمه که لویس تو راه از سرما مرده...شاید فقط لویس نمیره...شاید دکتر هم بمیره
حال شما خوبه اقای نجف زاده؟
دست شما درد نکنه که بهمون سر نزدی
در پناه حق
ارسال شده توسط iman reza | January 12, 2010 9:46 PM
ارسال شده در January 12, 2010 21:46
Salam va dorod
Ali bod gozareshetan:-)
Khabam dorost daromad.
Hala gereftam avalin jomlehaton ro.
Chera nesfe pakhsh kardan.
Pas matlab siasi nabod.
Paydar bashid.
Mazerat ke finglish ba goshi sakhte farsi neveshtan.
ارسال شده توسط Atena ghagari | January 12, 2010 10:26 PM
ارسال شده در January 12, 2010 22:26
آنت و دنی بهانه است مرد باش عزیز مرد باش. زمانی که بیطرف بودی همه دوستت داشتن اما حالا که طرفدار شدی شاید اومدی اروپا اما دیگه همه دوستت ندارن!!! کامران جان، رفیق هم نسلی مرد باش! چنین نخواهد ماند.
ارسال شده توسط عباس | January 12, 2010 10:29 PM
ارسال شده در January 12, 2010 22:29
نسلی که دوست داشت دنی زودتر خوب شود.
نسلی که فاصله ها را دوست نداشت...
perfect
ارسال شده توسط sia | January 12, 2010 10:31 PM
ارسال شده در January 12, 2010 22:31
گزارشتون رو توی اخبار شبانگاهی دیدم...
عالی بود..مخصوصاوقتی که آهنگ این کاتون پخش شد :)
ارسال شده توسط یک دختر عادی | January 12, 2010 10:31 PM
ارسال شده در January 12, 2010 22:31
سلام
مجددا چه خبر!!!!!!!!
برام جالب وتا حدی خنده دار بود که نظرم به نام آقای "علی سنجری" تو این وبلاگ ثبت شده ونظر ایشون هم به نام من یعنی تازه وارد...
البته بهتون حق میدم سرتون خیلی شلوغه
واما امشب گزارش بچه های آلپ وخودآلپ رادیدیم بدون قهر وشاید هم زمانی آشتی؟
88/10/22
ارسال شده توسط تازه وارد | January 12, 2010 10:50 PM
ارسال شده در January 12, 2010 22:50
سلام اگر دستی به قلم نداشتی احتمالا کف خیابان ابراز وجود میکردی .... ببخشید.
ارسال شده توسط رستمزاده | January 12, 2010 10:58 PM
ارسال شده در January 12, 2010 22:58
باسلام .
وبلاگ " کامران نجف زاد ، خبرنگار قلب های ما" با اولین پست خود با نام "خبرنگار آلپ" شروع به فعالیت نمود .
منتظر حضور شما و همه دوستان هستیم.
ارسال شده توسط هواداران نجف زاده | January 13, 2010 12:05 AM
ارسال شده در January 13, 2010 00:05
Bazam salam baraye salamatiton
Be in fekr mikardam ke ba che honarmandii gozareshi ke mitonest jazabiat nadashtebasha ro anchenan jazab kardid ke cheshmha be an dokhte mishod.B-)
Rasti az bozorgtarin sortme savari dar koh hai alp nagoftid?
Robe farda emshac ajab robe fardai bod!
Kavakabian va agha shariati.
Akharash nazdik bod dava beshe!
Vaghti mididam mokham dasht mipokid!
Faghat bayad baraye zohor doa kard.
na chap na rast;
Vasat vasat!
ارسال شده توسط Atena ghagari | January 13, 2010 12:30 AM
ارسال شده در January 13, 2010 00:30
واقعا گزارشت تماشایی بود
بدجور یاد کودکیم افتادم
ارسال شده توسط ممد | January 13, 2010 12:57 AM
ارسال شده در January 13, 2010 00:57
واقعا که
حتما باید فرانسه باشی تا مغزت باز بشه در مورد انت و دنی بنویسی و قهر واشتیشون
نه اخوی مثل اینکه خیلی ها نمیخوان اشتی شه
همین چند دقیقه پیش مناظره رییس سابقت با یکی از رفقای ما بود
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ما خیلی بدبختیم
ارسال شده توسط razieh | January 13, 2010 12:57 AM
ارسال شده در January 13, 2010 00:57
خیلی دلم گرفته خوش به حالت که نیستی نیستی ببینی ...
به نظرت باید آشتی کنن؟
پس جواب اسبایی که شکسته رو کی میده؟
ارسال شده توسط اهورا | January 13, 2010 1:35 AM
ارسال شده در January 13, 2010 01:35
خدارو شكر كه اينقدر طرفدار داري كه با اين سرعت پايين اينترنت تو ايران نشستن واست نظر دادن.مطمئن باش همين الان اگه واسه 4سال ديگه اعلام كانديداتوري برا رياست جمهوري كني بيش از13ميليون راي مجاني گيرت مياد.
خدا انشاء الله تو كشور غريب پشت و پناهت باشه.
ارسال شده توسط كلام | January 13, 2010 2:23 AM
ارسال شده در January 13, 2010 02:23
سلام کامران خان .... یار دبستانی دیروز... لطفاً مطلب وبلاگم رو بخونید... مربوط شماست...
ارسال شده توسط ساغر | January 13, 2010 2:54 AM
ارسال شده در January 13, 2010 02:54
تو زدی پای داداشم را چلاق کردی. چقدر این حرف را این روزها می شنوم.
ارسال شده توسط یاس حسینیه | January 13, 2010 3:39 AM
ارسال شده در January 13, 2010 03:39
عالی بود... دیشب دیدم
ارسال شده توسط سونیا | January 13, 2010 10:03 AM
ارسال شده در January 13, 2010 10:03
سلام
ما هميشه با انگاره هاي غلطمون از زندگي / عشق هامون رو توي پستوي خونمون يا دلمون نهان مي كنيم...اونقققققققققققدر نهان مي كنيم كه به يك باره مي بينم انگار ديگر عشقي نمانده..!!
....
و بار ديگر حكايت نوستالوژي ديگري از...
ارسال شده توسط مهديه پوريادگار | January 13, 2010 10:05 AM
ارسال شده در January 13, 2010 10:05
بهضي ها فقط به آقاي موسوي گيرمدين. انگار خبر ندارن دولتشون پول ملت رو ميفرسته لبنان .تو لبنان بايد بري ببيني چه بزن و بكوبي و دانسينگ هايي دارن. اونقت ايراني ها رو آدم حساب نمي كنن. بعد ما اينقدر كوچيك شديم توسط دولتمون كه هيچ جا ايراني رو تحويل نمي گيرين همش بهشون سخت ميگيرن. اينا بركت دولت عقب افتاده است ملت!
ارسال شده توسط مملي | January 13, 2010 11:56 AM
ارسال شده در January 13, 2010 11:56
سلام بر محبوبترین خبرنگارایران زمین!
خوبی؟
دیشب این گزارشتو در اخبار شبانگاهی دیدم داداشم بعد از گزارشت شروع کرد از برنامه کودک های دوران کودکی اش گفت ما همه برایمان جالب بود آخه اون اسم همه اونا را و تقریبا همه حوادثش یادش بود داداشم از همین لوسین و دنی گفت از" بن و سباستین" و از ... دیگه یادم نیست آخه زمانی که اون داشت می گفت هممون از خنده غش کرده بودیم چون باورمون نمی شد که اون همه برنامه کودک های کودکیش را یادشه ومن که چند سالی ازش کوچیکترم هیچ کدوم را یادم نبود یکی دیگه از عوامل خندمون هم تقلید صدا هایی بود که در می اورد داداشم صدای همه آنها را یادش بود و ...
این گزارش تو بود که این شادی را به خانه ما آورد بهت افتخار می کنم گلم!
گزارشت برای خانواده من جالب بود چون ظاهرش را دیدند و مثل بعضی ها از آن برداشت سیاسی نکردند..
ارسال شده توسط شب شکن | January 13, 2010 12:04 PM
ارسال شده در January 13, 2010 12:04
الا بذكرالله تطمئن القلوب
در بدترين شرايط 20 ميليون ايراني مخالف سياست هاي موجودند كه امام جمعه شما هوادارن دولت گفته مشتي بز و بزغاله. (ادب اسلامي)اين همه آدم بايد بميرن؟؟
غزه و لبنان! كسي نپرسيد چرا اين شعار داده شده؟ ميخواي جوابش رو بدوني؟ بهتره از اون دنياي صدا وسيمايي و يكطرفه بياي بيرون يه سرچي تو كانال و كلوب هاي شبانه لبنان و سواحلش بندازي يا همين مراكز شادي و دانسينگ غزه! پول ملت زير قري ما تو جيب اون عربهاي آشغال ميره كه تو بازي فوتبالم تيم فلسطيني در مقابل ايراني جوري بازي ميكنه كه انگار ما دشمنشيم!
مرگ بر روسيه. چون يك به ظاهر دوسته . يه گرگ در لباس ميشه كه براي حفظ حكومت و چند تا شعار توخالي و عوافريب جنگ با غرب بهش باج ميدن
مرگ بر ديكتاتور چون در همين كشورهاي فاسد غربي به گفته خود تلويزيون دروغ پردازمون(صدا و سيماي ميلي) توش براي فلسطيني ها راه پيمايي مي كنن. (تو امريكا ضد اسراييل) و پليس هم بهشون حمله نمي كنه.جلوي كاخ سفيد به عروسك بوش كفش پرت مي كنن.
ارسال شده توسط ايراني سربلند | January 13, 2010 12:05 PM
ارسال شده در January 13, 2010 12:05
*******بگذار تا شیطنت عشق چشمان ترا به عریانی خویش بگشاید. هر چند انجا جز رنج و پریشانی نباشد , اما كوری را به خاطر آرامش تحمل مكن!
ارسال شده توسط شب شکن | January 13, 2010 12:08 PM
ارسال شده در January 13, 2010 12:08
یادش به خیر
یادش به خیر
خدا آشتی رو به خودشون سپرده ، ولی انگار دیگه لوسین ها به هر در ی برای آشتی نمی زنن .
ارسال شده توسط بینام | January 13, 2010 12:20 PM
ارسال شده در January 13, 2010 12:20
سلام
بازم می گم گزارشتان عالی بود خیلی هنرمندانه چیزهای غیر جذاب را برا ی مخاطبانتان جذاب می کنید. {هزار تا گل} برای شما و خانواده یتان.
ارسال شده توسط اتنا قجری | January 13, 2010 1:19 PM
ارسال شده در January 13, 2010 13:19
سلام حاجي !
خوبي ؟
چطوري؟
من يادم نمي اد كارتون بچه هاي آلپ رو,ولي مامانم ميگه كه ديدم!
من فقط يادم مي اد كه ديشب با كله رفته بودم تو تلويزيون و داشتم François Picard اين مخبر france 24 رو نيگاه مي كردم ! نمي دونم چرا اين جوري شدم
حرفاي بقيشون رو نميفهمم فقط وقتي اين اخبار رو مي خونه مي فهمم كه چي ميگه!
البته با اجازه ي شما!
ولي خداييش عجب كشفي ديشب به عمل آوردم!
مراقب خودت باش مهندس!
ارسال شده توسط سارا نصيريان | January 13, 2010 1:27 PM
ارسال شده در January 13, 2010 13:27
سلام داداش جان
گزارش قشنگت را دیشب دیدم.
اما خیلی کم بود. دلمون برات تنگ شده بود.
موفق باشی.
.
راستی!
من هم به روزم اگر وقت داشتی...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | January 13, 2010 2:13 PM
ارسال شده در January 13, 2010 14:13
سلام . امروز از وبلاگ هواداران نجف زاده دیدن کردم . سرکارخانم لبافی بسیار زیبا در مورد شخصیت شما نوشته اند . اشک من را درآوردند . من خود زمانی طرفدار موسوی بودم و به شدت از شما متنفر شدم . با اینکه حق انتخاب داری . حق داری سکوت کنی و صبور باشی . از طرف همه از تو عذرخواهی میکنم .
خدانگهدار شما باشد .
ارسال شده توسط پسر شرمگین | January 13, 2010 2:51 PM
ارسال شده در January 13, 2010 14:51
سلام استاد ...
گزارش همین پست زیباتون رو دیشب دیدم .
با اینکه نمیدونستم قراره پخش بشه اما ساعت 10 که شد انگار یکی بهم گفت شما گزارش دارید ...
با هزار تا غرغر اهالی خانه شبکه رو عوض کردم تا اخبار ببینم .
خوشحالم که احساسم درست بود ...
دلم براتون تنگ شده بود استاد ...
مواظب خودتون باشید تو اون سرما ...
حالا اونجا مثل اسب برف میباره انگار ...
به خدای فرانسوی ها حسودیم میشه !!!!
ارسال شده توسط سمیرا | January 13, 2010 3:11 PM
ارسال شده در January 13, 2010 15:11
سلام...
ارسال شده توسط یاسمن | January 13, 2010 3:16 PM
ارسال شده در January 13, 2010 15:16
@@@@@
@@@@@@@@
@@@@@@@@@ . . @
@@@@@@@@@@@ ~ @
@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@
|| ||
سلام
دلم خیلی براتون تنگ شده.یعنی دلم واسه اون کامران نجف زاده قدیمی تنگ شده.اونی که تا میومد توی 20:30 داداش5سالم میگفت آخ جون کامران!
تمام 20:30 رو به امید جمله آخرتون نگاه میکردم.همیشه از قسمتایی از نوشته هاتون برای نوشته هام استفاده می کردم ولی الان باید توی آرشیو وبلاگتون بگردم تا یه چیزی پیدا کنم.
احساس میکنم اون گزارشای ناب کامران نجف زاده دیگه داره به خاطره ها می پیونده...
ارسال شده توسط نگین | January 13, 2010 3:21 PM
ارسال شده در January 13, 2010 15:21
"نسلي كه فاصله را دوست نداشت..."
انگار الان لوسين ها و آنت ها ترجيح ميدن كه هيچ وقت باب آشتي باز نشه...
ارسال شده توسط خاطره | January 13, 2010 3:40 PM
ارسال شده در January 13, 2010 15:40
سلام!! من عاشق 20:30 بودم فقط بخاطر نجف زادش!
تا فهمیدم که کامران نجف زاده وبلاگ داره خودمو رسوندم.اما وجدانا فکر نمی کردم وبلاگتون انقدر طرفدار داشته باشه!!!!آخرشی!
یه سوال: مطمئنید که این کارتون مربوط به دوره شما بوده؟ چون منم که 20 سالمه کامل دیدمش و کاملا یادم می یاد.
منتظر گزارشات جالب بعدی شما هستیم.
ارسال شده توسط narciss | January 13, 2010 4:05 PM
ارسال شده در January 13, 2010 16:05
دعای خیر میلیونها ایرانی عدالتخواه پشت و پناهت برادر
ارسال شده توسط | January 13, 2010 4:06 PM
ارسال شده در January 13, 2010 16:06
دهه! چرا من فکر میکردم آنها آشتی کردند؟!!!
ارسال شده توسط سوسن جعفری | January 13, 2010 4:34 PM
ارسال شده در January 13, 2010 16:34
هیجکس نمیخواهد باور کند که باغچه دارد میمیرد
که قلب باغچه زیر افتاب ورم کرده
که ذهن باغچه دارد ارام ارام از خاطرات سبز خالی میشود
وحس باغچه انگار چیز مجردیست که در انزوای باغچه از بین میرود
ارسال شده توسط بید مجنون | January 13, 2010 5:05 PM
ارسال شده در January 13, 2010 17:05
سلام چرا این قد کم گزارش تهیه می کنی مگه فرانسه سوژه نیست؟ مگه فرانسهمث ایران موضوع برا قلقلک دادن نی؟
ارسال شده توسط zahra | January 13, 2010 8:48 PM
ارسال شده در January 13, 2010 20:48
سلام کامران خان جان
دلم برات تنگ شده بود دوست دارم ببینمت
راستش یاد کارتونهای قدیمی بخیر/
می خوام بگم اگه می تونستیم یه کم اشتباهات دیگران رو ببخشیم روزگار خیلی خیلی خوب می شد
قربانت
ارسال شده توسط ن | January 13, 2010 9:10 PM
ارسال شده در January 13, 2010 21:10
سلام
کار تون درسته و نظر هر کس سر جای خودشه...
با تشکر.
ارسال شده توسط تازه وارد | January 13, 2010 11:09 PM
ارسال شده در January 13, 2010 23:09
غربت...
چه طوریه؟
ارسال شده توسط icebink_89 | January 14, 2010 12:10 AM
ارسال شده در January 14, 2010 00:10
سلام...قبلا هم این جا اومده بودم اما الان یه چیزی تو گلوم مونده که دوست دارم بشنوی کامران جان...بعضی مواقع حس می کنم وقتی پشت دوربین های استدیو قرار می گیری عوض می شی..لااقل نسبت به پست این بارت!!شاید شرایط کاریه..شاید به هر حال باید بود، حتی شده بدون اعتقاد...به هر حال زمونه، زمونه ایه که عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد..
اگه حس کردی کفگیر سوژه هات داره می خوره ته دیگ،هر موقع احساس کردی داری اسیر تکرار می شه، هر موقع حس کرد چیزایی هس که حداقل برای دل خودت می خوای ببینیشون...بهم بگو...دردهای زیادی اطرافم هست که نشونت بدم..جوون های زیادی که پیر شدن...از سیاست حرف نمی زنم، دارم از جامعه می گم...از نسل خودم، نسلی که پیشینه ای براش نذاشتم و اینده ای هم نداره...آره دارم از اون نسل باهات حرف می زنم..از یه برزخ..از یه جای خیلی دور نزدیک
ارسال شده توسط میثم | January 14, 2010 12:59 AM
ارسال شده در January 14, 2010 00:59
به نظرت بهتر نیست یه بچه های آلپ دیگه خودمون بسازیم که توش دیگه نه آنت باشه نه لوسین؟
ارسال شده توسط نجوا | January 14, 2010 1:07 AM
ارسال شده در January 14, 2010 01:07
سلام آقاي نجف زاده گجاييد؟ دلمون براتون تنگ شده
البته نظر چند نفر جاتون خاليه
ارسال شده توسط محبوبه ملك محمدي | January 14, 2010 1:29 AM
ارسال شده در January 14, 2010 01:29
وقتی کسی رو روزها یا شاید حتی سالهاست که میشناسی ، گمان می کنی که تمام وجنات و اخلاقیاتش رو دیدی.
گمان می کنی که انتهایِ انتهاش رو هم دیدی
اما وای به روزی که روی جدیدی از خودش رو به نمایش بگذار ِ
تازه می فهمی که همه ی دونسته هات می رن زیر سوال
و به یاد میاری که این آدمها ، همون بازیگران متبحری هستند که فقط نتونستن سر ِ خدا رو گول بمالن
و اون وقته که از کینه ها و تنفرهاشون فقط و فقط به خدا پناه می بری...
دیدی چی شد سلام یادم رفت. salut kamran
?Comment allez-vous
حاجی رفتی فرانسه بی معرفت شدی.
نه گزارشی.نه خبری.هیچی....
فقط بلدی بیای وبلاگتو آپ کنیو از آلپو مون بلان بگی برامون.
آره حاجی جون اینطوری میشه که کینه درست میشه.
یه گزارش بفرست تا ازت کینه به دل نگیریم(شوخیه شوخی)
بی شوخی دلمون تنگیده برات(ادبیات جدیده)
خلاصه کینه ایمون نکن((:
ارسال شده توسط zahra | January 14, 2010 1:44 AM
ارسال شده در January 14, 2010 01:44
فقط اومدم بگم التماس دعا
دعام کن لطفا
یاعلی
ارسال شده توسط زهرا_ض | January 14, 2010 8:43 AM
ارسال شده در January 14, 2010 08:43
سلام
چقدر خوب نوشتین آدمو یاد دوران کودکی و کارتونهای اون دوره زمونه می اندازه ممنون
ارسال شده توسط لیلا نادعلی فر | January 14, 2010 9:19 AM
ارسال شده در January 14, 2010 09:19
سلام !
کوه های الپ برای ما همش خاطره است !
بچه های آلپ، بچه های مدرسه ی آلپ !
ولی هیچ چیز به اندازه ی آهنگ تیتراژ بچه های آلپ خاطرات را به سرعت به ذهن ما وارد نمیکند ! و ما را پرت نمیکند به همان سال ها !
ممنون که نوشتی از بچه های آلپ !
ارسال شده توسط ***//مریم//*** | January 14, 2010 9:56 AM
ارسال شده در January 14, 2010 09:56
سلام داداشي....
داداشي من از اين آنت خيلي بدم ميومد...الانم خوشم ازش نمياد...
همين طوري گفتم بدوني...
ارسال شده توسط آن شرلي | January 14, 2010 10:50 AM
ارسال شده در January 14, 2010 10:50
سلام قناری!
حرفی ندارم بزنم فقط برات پیام می زارم که بدونی به یادتم...
الان یه شعر یادم اومد در وصف حس الانم..
امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران میکنم
در غربتی تاریک و سرد از غم حکایت می کنم
امشب وجودم خسته است از سردی دل های سرد
آیا تو هم در یاد ما هستی در این شبهای سرد...؟
ارسال شده توسط شب شکن | January 14, 2010 12:42 PM
ارسال شده در January 14, 2010 12:42
سلام آقاي نجف زاده چه مي كنيد با سرما!!!
جاتون اينجا خيلي خاليه!
آقاي نجف زاده! اين پستتون يه كمي مشكوكه!!!! شما كه اهل مسامحه نبوديد!!!
ارسال شده توسط انديشه روشن | January 14, 2010 1:19 PM
ارسال شده در January 14, 2010 13:19
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند
پرهایش سفید می ماند
ولی قلبش سیاه میشود
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست
اسراف محبت است
ارسال شده توسط هادي عباسي | January 14, 2010 1:57 PM
ارسال شده در January 14, 2010 13:57
اگر لحن صحبت کردنت را نمی دانستیم نوشته هایت به این اندازه جذاب نمی شد.
ارسال شده توسط امیر | January 14, 2010 2:12 PM
ارسال شده در January 14, 2010 14:12
شاید...شاید به قول تو باید با هم دعوا می کردن تا میفهمیدن چقدر همدیگر دوست دارن...به این بعد فکر نکرده بودم تا حالا...
ارسال شده توسط آرینا | January 14, 2010 2:26 PM
ارسال شده در January 14, 2010 14:26
از اين صدا و سيماي ضرغامي به اين ملت كه خيري نمي رسد چرا كه مقصر تنفر لوسین و آنت همين صدا و سيماست كه آنرا پخش كرده است. اما از اين ها گذشته ببينم به شما خوش ميگذره؟ ايران همه چيز گل و بلبل است و بسيار عاليست.فقط تازگي ها برو بچ سبز هي دارن ترور ميشن. نميدونيم چرا؟
ارسال شده توسط ازگمي | January 14, 2010 2:27 PM
ارسال شده در January 14, 2010 14:27
عین همیشه مطلب وبلاگم رو کولم میکنم میارم بخونید
من یک مسلمان ایرانی هستم نه یک ایرانی مسلمان !۱۳۸۸/۱٠/٢٢ :: ۱:۱۱ ب.ظ :: نويسنده : وحیدبهروز متأسفانه مسأله ی وطن دوستی به حدّی در اذهان ما ریشه دوانده که گاهی برخی از آن تعبیر به وطن پرستی میکنند ! روزی در کلاس آموزش عربی وقتی به عبارت (اُحبُّ وطنی) رسیدم ، این سوال را مطرح کردم که آیا به راستی وطن را باید دوست داشت ؟ و بچه ها با تعجب از این سوال ، جوری به من نگاه کردند که زبان حالشان این بود که : استاد، این چه سؤالی است؟! معلوم است که انسان باید وطنش را دوست بدارد و من از آنها پرسیدم : وطن ما کجاست و آنها همه گفتند : ایران . پرسیدم کدام ایران؟ از ایران ما در صد سال گذشته بیش از یک ملیون متر مربع در جنگها و قراردادهای خائنانه ی متعدد کم شده است ! صد و پنجاه سال پیش افغانستان و جمهوری های شوروی و عراق جزء خاک ایران بود . حتی کشور بحرین تا همین چهل سال قبل جزء ایران بود . آن را گرفتند و در عوض تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی را به ما دادند ! آیا یک وطن دوست باید افغانستان و تاجیکستان و بحرین را هم دوست داشته باشد ؟ بچه ها گفتند : نخیر استاد ، ملاک ایران فعلی و کسانی هستند که فارسی حرف میزنند و من گفتم : اولا جهت اطلاع شما عرض کنم که تاجیکها و افغانها هم به زبان فارسی صحبت میکنند آنهم فارسی اصیل دَری که زبان فعلی ما نسبت به آن عامیانه به حساب میاید ؛ ثانیا : با این حساب باید خوزستان را هم جزء ایران و مشمول وطن دوستی ندانید چون آنها زبانشان عربی است . فکر کنم شما اگر روزی حاکم ایران شوید، خوزستان را هم به خاطر زبانش به عراق واگذار کنید ! ثالثا اگر پنجاه سال دیگر استان خراسان در نتیجه یک جنگ یا یک بده بستون پشت پرده از ایران جدا شد ، شما با این حساب در نیمه ی دوم عُمرتان باید دوستی خراسان را از قلبتان بیرون کنید چون دیگر وطنتان به حساب نمی آید ! از بچه ها پرسیدم : شما مدینه و کربلا را بیشتر دوست دارید یا تهران و شیراز را ؟ یکیشان که دوستش داشتم، فورا گفت : معلومه مدینه و کربلا را . گفتم : درست است ، ایران یک قطعه ای است از کره ی زمین و انسان نباید به ایرانی بودن خود افتخار کند و غیر ایرانی را به چشم حقارت بنگرد ( انّ اکرمکم عندالله أتقاکم ) این کار مثل کار آن عربهای منافق است که برای مسخره کردن سلمان به او میگفتند : سلمان فارسی ؛ یکبار یکی از همین وطن پرستهای عرب از سلمان پرسید : پدرت کیست؟ و او جواب داد : من سلمان بن اسلام هستم . یعنی من فرزند اسلام هستم،افتخارم این است که مسلمان هستم،چه فرقی میکند که پدر و اجدادم که باشند یا کشورم کجاست
از بچه ها پرسیدم : کسانی که با من موافق نیستند،بگویند:وطن انسان کجاست؟یکی از بچه ها که کرمانی بود،گفت:جایی است که انسان در آنجا متولد شده است . به او گفتم : بنابراین وطن تو کرمان است . پس چرا باید شیراز و تبریز و اصفهان را دوست داشته باشی؟! چرا بقیه ی ایران را وطن خود میدانی؟! سپس گفتم : میبینید بچه ها ، وطن دوستی سبب جدایی و تفرقه است . یکی میگه من ایرانی ام اون یکی میگه من افغانی ام و سومی میگه من عراقی هستم و هر یک خود را جدا از دیگری میپندارد . در یک کشور هم یکی میگه من کرمانی ام یکی میگه من تهرانی ام و سومی میگه من گرگانی هستم و چه اختلافات و جنگها که به خاطر این تعصّبات پوچ پدید نیامده است
بچه ها اسلام آمده که بگوید : ( ایها الناس ان ربکم واحد و ان اباکم واحد ، لا فضل لعربی علی عجمی و لا لعجمی علی عربی و لا لاحمر علی اسود و لا لاسود علی احمر الا بالتقوی ) یعنی : ای مردم، پروردگار شما یکی است و همه شما فرزندان آدم هستید . نه عرب بر عجم فضیلت دارد و نه عجم بر عرب برتری . نه سرخ و سفید پوست بر سیاه برتر است و نه سیاه پوست بر سرخ و سفید و تنها ملاک برتری تقوا هست و بس
بنابراین حس وطن پرستی و ناسیونالیستی،به هیچ وجه مورد تأیید اسلام و عقل نمی باشد
بچه ها من افتخار میکنم که یک مسلمان شیعه هستم و هر مسلمان و شیعه ای را در هر جای جهان با هر لهجه و رنگ و ملّیتی دوست دارم
نظرات (12)
امیدوارم خونده باشید داداش کامران
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
ارسال شده توسط وحیدبهروز | January 14, 2010 4:07 PM
ارسال شده در January 14, 2010 16:07
همچنان در انتظار این هستم معروف بشم
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
ارسال شده توسط وحیدبهروز | January 14, 2010 4:08 PM
ارسال شده در January 14, 2010 16:08
با عرض سلام
اینجانبان کارگران شرکت نقش ایران-شهر صنهتی البرز-استان قزوین
این واحد تولیدی در سال های پیش یکی از بهترین واحد های تولید فرش در استان خود وحتی کشور بودولی به علت بی لیاقتی مدیران و مدیر عاملان سابق وفعلی این کارخانه به مدت شش سال است که هیچ گونه تولیدی نداشته ودر شش سال پیش به تعداد هزار و صد نفر کارگر داشت که در حال حاضر آن را به هشتاد و هفت نفر رسانیده است با همین تعداد کم نیز شرکت را رها کرده و به مدت سیزده ماه است که هیچ گونه حقوقی به کارگران اندک این شرکت نداده است و عیدی سال پیش را نیز نداده وهم چنین بن کارگری آن ها را نیز چهار سال است که نداده اند و این شرکت از سال هشتاد و دو به بخش خصوصی واگزار شده است و با همه ی این احوالات مسئولین کشور هیچ گونه فکری برای این واحد تولیدی نکرده اند
ارسال شده توسط نامشخص | January 14, 2010 4:50 PM
ارسال شده در January 14, 2010 16:50
سلام
سلامی به گرمی اشکهای مادرانه...
سیاسی اش نمیکنم چون بی طرفم . . .
خوب خیلی وقت بود دنبالتان میگشتم
همه راهها را فکر کردم و نمیدونستم وقت آزاد دارید تا یک وبلاگ بزنید...
امیدوارم در قربت این شهر به ظاهر هایکلاس به شما خوش بگزرد...
شما را فرستادن اونجا تا اینجا نباشید و گزارشهای جالب تهیه نکنید؟
هنوز مطمئن نیستم که این متن را میخوانید یانه !
اما درد دل میکنم با شما شما که خبرنگار هستید...
چرا یه گزارش از ما نجاتگرا و امدادگرا تهیه نمیکنی ؟امیدواریم زود بیاید تهران ..............
سوژه جالبیه
حاشیه رفتم
ببخشید.....امیدوارم سلامت باشی
لینک شدید
باتشکر
میلاد صمیمی نعمتی
دبیر هیئت مدیره انجمنهای علمی دانشگا آتش نشانی و خدمات ایمنی ساخا
نجاتگر جمعیت هلال احمر ایران
www.miladrescue.blogfa.com
در این دنیای . . .
ارسال شده توسط milad samimi | January 14, 2010 6:43 PM
ارسال شده در January 14, 2010 18:43
سلام آقای نجف زاده خسته نباشید
من تقریبا همه مطالب شما را خوانده ام اما تا به حال برایتان مطلبی ننوشتم
مطالبتان جالبه
از گزارش زیباتون تشکر میکنم چون به یاد روزهای خوش بچگی افتادم روزهای سبک بالی و بدون غصه و درد
از شما و خانم محترمتان التماس دعا دارم
ارسال شده توسط م.ا | January 14, 2010 7:25 PM
ارسال شده در January 14, 2010 19:25
سلام . یک سوال / چرا وبلاگ شما این همه بازدید کننده دارد اما وبلاگ خبرنگارهای قدیمی تر از شما که ادعاشون هم میشه هیجی بازدید کننده نداره ؟من فکرمیکنم البته اونها هم خیلی از شما قدیمی تر نیستند . فقط کمی قدیمیترند . چیزی در حدود دو سه سال اما چون سنشون بالاست و سن دارند . فکرمی کنند که باید ادمهای کوجکتر و کم سن تر از خودشون رو عذاب بدن و شدن لیدرهای پشت پرده .و اهرم فشارهای مخفی .
ارسال شده توسط مملی تو! | January 14, 2010 7:56 PM
ارسال شده در January 14, 2010 19:56
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهيم
ارسال شده توسط ترنم | January 14, 2010 9:25 PM
ارسال شده در January 14, 2010 21:25
داداش کامران تو یه پستت منو معرفی کن بگو میخام معروف بشم و به وبلاگش سر بزنید اقا من دوست دارم معروف بشم
تنها روشش همینه داداش کامران 1پست بزار بگو وحیدبهروز میخاد معروف بشه ساکن گنبد ادرس وبلاگم رو بده بخدا بعد معروف معروف میشم
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
وحیدبهروز
ارسال شده توسط وحیدبهروز از گنبد کاووس | January 14, 2010 10:17 PM
ارسال شده در January 14, 2010 22:17
besyar ziba va khatereh angiz ... in poste shoma...
man niz az nasle khodetoon hastam...
ارسال شده توسط Mansoreh | January 14, 2010 10:40 PM
ارسال شده در January 14, 2010 22:40
عالي بود.عجب پيامي داشت .تو واقعا هنرمندي
ارسال شده توسط تارا | January 15, 2010 12:19 AM
ارسال شده در January 15, 2010 00:19
... اونا (آدم بزرگا) عاشق عدد و رقمن. وقتی با اونا از یه دوست تازتون حرف بزنید هیچ وقت ازتون درباره چیزای اساسیش سوال نمی کنن که. هیچ وقت نمی پرسن "آهنگ صداش چه طوره؟ چه بازی هایی رو بیشتر دوست داره؟ پروانه جمع می کنه یا نه؟"
می پرسن: "چند سالشه؟ چندتا برادر داره؟ وزنش چه قدره؟ پدرش چقدر حقوق می گیره؟" و تازه بعد از این سوال هاست که خیال می کنن طرف رو شناختن
این آدم بزرگا واقعا خیلی خیلی عجیب غریبن!!
شازده كوچولو
ولي حالا كه بزرگ شدم فهميدم كه ما ادم بزرگا راستي راستي چقدر عجيبيم...
ارسال شده توسط هادي | January 15, 2010 3:06 AM
ارسال شده در January 15, 2010 03:06
سلام
ميدونيد آقاي نجف زاده چرا اين دوتا اين دفعه آشتي نميكنن ؟ چون ديگه كار از شكستن پا و "دست" !و گذشته
اين وسط يه عالمه دل شكسته شده و يه عالمه حرمت زير پا له شده حرمت ها و دل هايي كه مردم به خاطر حفظش كلي خون دادن حرمت هايي كه به خاطرش كلي دختر بچه و پسر بچه رو از ديدن پدراشون حتي قبل از تولد محروم كرد
يه جورايي فكر ميكنم كه اين دفعه صلح معنايي نداره
امام حسن (ع) با معاويه صلح كرد چون با شرك زير پرده نفاق روبرو بود امام حسين (ع) هم تا وقتي معاويه زنده بود نجنگيد او وقتي وارد جنگ شد كه ازش بيعت خواستند و خليفه علني فساد ميكرد
يه جورايي با "اين العمار؟؟ " گفتن هاي آقا حجت بر همه ي ولايتي ها تموم شد
بازم شما منتظر صلح هستين؟
به نظر من بيشتر بايد منتظر مصلح بود.وتا ظهورش تمام توان را براي حفظ اصول و ارزش ها بكار برد
زيادي حرف زدم
در پناه حق...
ارسال شده توسط باران | January 15, 2010 7:42 AM
ارسال شده در January 15, 2010 07:42
سلام نازنین....
خسته نباشید
حال شما خوبه؟!!
منم این کارتون رو دوست داشتم
خیلی هم از این لوس بازیهای آنت لجم می گرفت و دلم واسه لوسین میسوخت
آخه خودم بچه که بودم از این خرابکاریها زیاد میکردم
البته خدا رو شکر کسی چلاق نشد...!!
شاید واسه همینه احساس گناه همیشه با منه...
ارسال شده توسط آدم برفی | January 15, 2010 3:15 PM
ارسال شده در January 15, 2010 15:15
سلام
ممنون بابت اینکه زیر موشک و زد هوایی و اضطراب آژیر قرمز تو خاطره آرام نسل من شدی.
یادتان هست این جمله ها را آخر مصاحبه با علی کوچو لو گفتید.
به کارتونهای دوران بچگی تان انگار زیاد علاقه دارید؟
ارسال شده توسط اتنا قجری | January 15, 2010 8:05 PM
ارسال شده در January 15, 2010 20:05
سلام
اول و اخرش
شما ز خلقت آدم ، چه چيز مي دانيد
شما كه مدعي ، برترين انسانيد
چو اولين بت عالم ، ز خالق آدم گشت
چرا براي پـرستش ، هنوز حيرانيد
كنيد صاف ، دل از كينه هاي ابليسي
ويار مادرتان فتنه كرد ، مي دانيد
شديد ساكن زندان و كار اجباري
سپس به شرط اطاعت ، خليفه گردانيد
ارسال شده توسط شبنمكده | January 15, 2010 9:07 PM
ارسال شده در January 15, 2010 21:07
سلام نازنین...
تهرانم شلوغه...
یعنی زیر تهران هم از این دخمه های هولناک هست ؟!!!!
ارسال شده توسط آدم برفی | January 15, 2010 10:19 PM
ارسال شده در January 15, 2010 22:19
سلام نازنین....
چی میگن اینا؟!!
من از اونجایی که از سیاست اصلا سردر نمیارم هرچی فکر کردم ربطشو به سیاست و اینا نفهمیدم...
والا..
ارسال شده توسط آدم برفی | January 15, 2010 10:21 PM
ارسال شده در January 15, 2010 22:21
Salam bar khabarnegar shoja!
Akhe chejori on jomjomeha va ostekhonha ro dastetan gereftid vay che vahshatnak adam vasat ajsad ye alame ensan rah bere okh!
Shabesh khabe vahshatnak nadidi? Na nadidid ke akhare gozaresheton az an yeki gofteha goftid!
Aslan tarsi to sedaton nabod!
Omidvaram sojeha dar paris 10 barabar beshe!
Movafagh bashio eltemase 2aB-)
ارسال شده توسط Atena ghagari | January 15, 2010 10:28 PM
ارسال شده در January 15, 2010 22:28
چه نگاه جالبی دارین آقای خبرنگار...
چقد کم پیدا شدین توی اخبار.
ارسال شده توسط حبیبه | January 15, 2010 11:53 PM
ارسال شده در January 15, 2010 23:53
کاش من هم می تونستم مثل شما بنویسم،مثل شما فکر کنم،مثل شما...
راستی!وقتی به تعداد نظرات وبلاگ شما نگاه می کنم ازکار خودم خنده ام می گیره که اومدم جایی نظر بدم که جای سوزن انداختن نیست.جایی که شاید جای من نیست!!! اما با این حال توی نبود شما کار دیگه ای جز خوندن و نظر دادن ندارم.
این شعر رو تازه گفتم،به نظر شما می تونم خوب حرفم رو توی شعر هام بزنم دوست دارم شعرم رو بخونید اما دوست ندارم نظرم رو کسی غیر از شما بخونه دلم می خواد آروم بیام و آروم برم بدون این که تو ازدهام بازدید کننده های وبتون گم بشم به نظر شما میشه...
دلم گرفته از آب و هوای شهر شما
منم غریبه ترین آشنای شهر شما
منم همو که غزل هاش را تمام و کمال
شکست و ریخت به پای خدای شهر شما
همو که کوله ی غم هاش را لبالب کرد
هزار خاطره از جای جای شهر شما
به واژه واژه ی شبهای بی کسیم قسم
دلم نمی تپد امشب ، برای شهر شما!!
تمام خسته گیم پای شعر های خودم
ولی سکوت غزلهام پای شهر شما...
به روی تک تک ابیات مرده ام باقی است
هنوز جای تر دست های شهر شما
شما که بهتر از آیینه ها خبر دارید
چقدر دل خورم از هوی و های شهر شما
شبی خدای شما را به خاک می کشم و
فرار می کنم از بی صدای شهر شما...
عذر می خوام که زیاد حرف می زنم،دست خودم نیست...
ارسال شده توسط رضا | January 16, 2010 12:00 AM
ارسال شده در January 16, 2010 00:00
جناب ایرانی سربلند!
میشه بگید اون بیست میلیون ایرانی مخالف رو چطور شناسایی کردین ؟نکنه منظورتون همون ایرانی های سربلند دیگه است که روز عاشورا زیارت کردیم و تعدادشون به هزار نفر هم نمیرسید؟
باز گلی به جمال همون لبنانی و .... که برای دانسینگ و .... به کلوپ های شبانه میرن نه مثل شما ایرانی های سربلند روز عاشورا بیان توی خیابون!
جالبه که روسیه گرگ در لباس میش ظاهرنما رو شما میبینید اما امریکا رو با این همه تابلو بازی و روراستی!با ملت ایران نمیبینید!
ان شاا... همیشه سربلند باشید!
ارسال شده توسط سارا | January 16, 2010 1:01 AM
ارسال شده در January 16, 2010 01:01
سلام
...............
وقتی آدم از دیدن گزارش های شما جا میمونه باید چکار کنه و اونها رو از کجا گیر بیاره؟
............
لطفا یکی جواب بده؟؟؟
ارسال شده توسط ارادتمند | January 16, 2010 2:06 AM
ارسال شده در January 16, 2010 02:06
ممنون از خانم لبافی
نقدتون رو لطفا طولانی تر بنویسین.
ارسال شده توسط تشکر | January 16, 2010 2:09 AM
ارسال شده در January 16, 2010 02:09
سلام.گزارش عجیبی بود.از دیشب نا حالا هر وقت به یادش می افتم تهوع می گیرم...چطور دلت آمد به آن جمجمه ها دست بزنی؟!؟
تا حالا خدا را شکر می کردم که در ایران زندگی می کنم از این به بعد باید دعا کنم جای دیگه ای نمیرم!
ارسال شده توسط سهراب | January 16, 2010 6:32 AM
ارسال شده در January 16, 2010 06:32
سلام من یکی از طرفدار های شما هستم از سال84باورت میشه من درسال 84همه ی گزارش هایی رو که گرفتی رو یا گویندگی تو یا مصاحبه ات با برنامه ی تازه ها .ماه عسل رو نوشتم حدودا وسط های سال 85بود که ولش کردم شاید به خاطر این بود
که وقت
نداشتم یادفتر 100 برگم تموم شد .ایران بدن تو بی سوزه است . یک روز از سال 84بگو تا برات بنویسم
ارسال شده توسط . | January 16, 2010 11:14 AM
ارسال شده در January 16, 2010 11:14
با سلام به خبر نگار محبوب همه !
یه پیشنهاد داشتم اما فکر نکنم با این انبوه نظرات وقت نظر خوندن داشته باشید
به هر حال می خواستم بگم این گزارشات شما که از تلوزیون پخش میشه حد اقل متن اش رو بذارید تو وب
موفق باشید .
ارسال شده توسط علی کرمیان | January 16, 2010 12:19 PM
ارسال شده در January 16, 2010 12:19
سلام کامران جان می گم خیلییییییییییییی دیر دیر می نویسی هااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!آدم دق میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط بی صدا (فهیمه) | January 16, 2010 1:11 PM
ارسال شده در January 16, 2010 13:11
سلام
نیستی؟ نکنه گزارش دیشبتان روتون اثر داشته و حالا حال احوال میزان نیست؟
برای سلامتیتان دعا می کنیم....
ارسال شده توسط اتنا قجری | January 16, 2010 5:08 PM
ارسال شده در January 16, 2010 17:08
حیف که لوسین زبان برای معذرت خواهی ندارد.حیف!!!!!!!!!
ارسال شده توسط زهرا.ش | January 16, 2010 6:34 PM
ارسال شده در January 16, 2010 18:34
khoob bood
ارسال شده توسط حسن ابوئی مهریزی | January 16, 2010 10:21 PM
ارسال شده در January 16, 2010 22:21
سلام!
نگاه جالبی بود به یه کارتون قدیمی!
همیشه دلم میخواست هیچ وقت باهم قهر نمیکردن!
ارسال شده توسط سارا | January 17, 2010 12:13 AM
ارسال شده در January 17, 2010 00:13
http://goftemandost.blogfa.com/ منتظر نظرات شما هستیم
ارسال شده توسط مهاجر | January 17, 2010 12:20 AM
ارسال شده در January 17, 2010 00:20
سلام حاج آقا
چه قدر بیست و سی بدون شما سوت و کوره؟؟؟؟؟؟؟
ای کاش این چند سال ماموریتتون هر چه زودتر تموم بشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط مریم حسین نژاد | January 17, 2010 12:26 PM
ارسال شده در January 17, 2010 12:26
hello my professor
I`m R.m a correspnding student.yourè my professor because always you finding the clues and mixing them and reporting.yourè writes are
sarcastic and I like them.yourè a propagational man for our culture.
bay bay
ارسال شده توسط ر.م | January 17, 2010 12:44 PM
ارسال شده در January 17, 2010 12:44
سلام. نمی دونم چرا هر وقت میام به سایتت سر می زنم و مطالبش رو می خونم انگار من فقط مطالب را میبینم و شما داری برام اونو می خونی! (حس عجیبه وقتی مشکل مردم رو بدونی ولی نتونی یا یه عده منفعت طلب در ظاهر مسلمون و در باطن منافق نذارن کاری که براش 6،7 ماه براش زحمت کشیدی نه برای خودت برا مردم رو در رسانه منعکس کنی)
ارسال شده توسط همکار (خبرنگار) | January 17, 2010 3:31 PM
ارسال شده در January 17, 2010 15:31
سلام
يعني اعتقاد داري كه معترضين به نتيجه انتخابات لوسين هستند و جناح حاكم آنت!؟
به نظر من كه رابطه برعكسه! مردم را بايد در مقام بخشنده در نظر رفت و جناح حاكم را در مقام عذرخواه!!!
ارسال شده توسط حاتمي كيا | January 17, 2010 3:44 PM
ارسال شده در January 17, 2010 15:44
love that be washed by tears of eyes,allways will stay pure,clean and beautiful.(shekespeare)
ارسال شده توسط Atena ghagari | January 17, 2010 5:12 PM
ارسال شده در January 17, 2010 17:12
Salam
20:30 bedone kamran najafzadeh aslan nemichasbad
Hala khobe dast shoma ro sansor nakardand!
Chera bara 20:30 gozaresh nemidid?
Be goja chenin shetaban.
:$
ارسال شده توسط Atena ghagari | January 17, 2010 8:54 PM
ارسال شده در January 17, 2010 20:54
سلام بر تک موسیوی خبرنگار
همین ...
یه سلام پر از سلامتی برای شما
ارسال شده توسط یاسمن | January 17, 2010 9:31 PM
ارسال شده در January 17, 2010 21:31
ببخشید این وبلاگ را دیدی؟برای شما زدند.http://khabarnegaremahboob.blogfa.com/
ارسال شده توسط دانشجو | January 17, 2010 10:01 PM
ارسال شده در January 17, 2010 22:01
این وبلاگ هایی که به اسم شما می زنن برای شماست؟
وبلاگ خبرنگار قلب ها را دیدید؟
ارسال شده توسط مرادزاده | January 17, 2010 10:03 PM
ارسال شده در January 17, 2010 22:03
کامران جان میگم تو یکی از این سایت ها نوشته بود نجف زاده زبانش خوب نیست.کلی خندیدم.
اینا اگه بودن وقتی لبنان بودی و می دیدند چطوری یک ماهه انقدر عربیت فول شد که با سیدحسن صحبت کردی می فهمیدن آی کیو شون رو با تو مقایسه نکنن.چرا تو جواب نمی دی بهشون.من بعنوان همکارت می دونم انگلیسیت فوله.می دونم فرانست رو هم از فارسی این آقایون بهتر حرف می زنی پس چرا نمی دی جوابشونو؟
به بچه ها سلام برسون.قربونت.
ارسال شده توسط طلاجوران | January 17, 2010 10:07 PM
ارسال شده در January 17, 2010 22:07
خوشم میاد هر کی هر چی میگه تو به ....ات هم حساب نمی کنی و راه خودتو میری.استراتژی تندروهای چپ کرده اینه که انقدر از طریق اینترنت فشار بیارن-مجموعا اینا هزار نفر نیستن جلوی میلیونها مخاطب تلویزیون-تا طرف مث نوری زاد یا حتی اون شاعر باحاله کم بیاره و بگه آره شما راست می گین.
اما از این خوشم میاد که تو فشارها و هیجانات این چند ماهو حساب نکردی.چون ایمان داری که انتخابات سالم بوده و این ....ها از جای دیگه می سوزن و دارن از مردمی که بهشون رای ندادن انتقام می گیرن.
می دونم از فاجعه کهریزک و اینا چقدر دلت خونه-تعجب نکن ،ما یک رفیق مشترک داریم-و حتی می دونم به احمدی نژاد انتقاد زیاد داری اما این رو هم می دونم که آدمی نیستی که اصولت رو بفروشی .یعنی جمهوری اسلامی برات مهمتر از خودته.همینه شدی عشق مردم داداش.
ارسال شده توسط دوست دوستت | January 17, 2010 10:16 PM
ارسال شده در January 17, 2010 22:16
بابا دمت گرم یه جونی به این دفاتر اروپا و امریکای صداوسیما دادی.از وقتی رفتی تازه فهمیدیم میشه اونجا هم کار کرد.گزارشات حرف نداره.اگه کوتوله ها براش حرف در نیارن!هاهاهاه
یا علی مدد.
ارسال شده توسط منتقد ارتباطات | January 17, 2010 10:17 PM
ارسال شده در January 17, 2010 22:17
Salam
Ahvale shoma?
Be koja chenin shetaban emshab didani bod!
Filmeshon moshkel paida karde bod hamashon nok zaboni harf mizadan onghad khandidim ke khoda midone!
Ye gozaresh bedid digar.
:-o ye sari ham be ma bezanid.
ارسال شده توسط Atena ghagari | January 17, 2010 10:23 PM
ارسال شده در January 17, 2010 22:23
سلام
خسته نباشید اقای نجف زاده
چطوری می تونم یک رابطه با شما بر قرار کنم .
ممنون
ارسال شده توسط مهدی | January 18, 2010 1:12 AM
ارسال شده در January 18, 2010 01:12
سلام كامران جون.
خيلي ميخوامت رفيق
ما كي با هم آشتي ميكنيم؟؟؟
اومدي تهران خبر بده با احسان بيايم ببينيمت.
يا علي.
ارسال شده توسط مهدي محمدي | January 18, 2010 8:23 AM
ارسال شده در January 18, 2010 08:23
واقعا کی؟
ارسال شده توسط محمد | January 18, 2010 10:53 AM
ارسال شده در January 18, 2010 10:53
سلام آقای نجف زاده..........
خیلی دوست داشتم عقاید و نظرات واقعی شما رو می دونستم!!
چون به دور از همه این اتفاقات یه زمانی گزارش هاتون شدیدا برام جذاب بود و دوستشون داشتم!
ارسال شده توسط hakime | January 18, 2010 11:00 AM
ارسال شده در January 18, 2010 11:00
سلام من همونم که گزارش هایی روکه می گرفتی می نوشتم. حالا که دفتر خاطراتم رو زیر یه عالمه کتاب پیدا کر دم دیدم درست از تاریخ1|7|85تا31|6|86 نوشتم درباره ی شب هایی که مجری بودی درباره ی گزارش هایی که می گرفتی همه رو نوشتم حالا خواهش می کنم یک روز رو بگو تا بنویسم
ارسال شده توسط . | January 18, 2010 12:15 PM
ارسال شده در January 18, 2010 12:15
:)) عجــــب!
ارسال شده توسط مثل هیچکس | January 18, 2010 9:17 PM
ارسال شده در January 18, 2010 21:17
خاطرات دوران کودکی قشنگ و شیرین اما دیگه تموم شده بار خوب بود که اخرش این دوتا بچه با هم اشتی میکردن اما بچه هایی که بزرگ میشن بچه هایی که گروه میشن بچه هایی که جامعه میشن دولت میشن نمیتونن با هم اشتی کنن شاید نشه اصلا باهاشون اشتی کرد
ارسال شده توسط shahrzad tirana | January 19, 2010 3:05 AM
ارسال شده در January 19, 2010 03:05
سلام یاد اون روزا به خیر
ارسال شده توسط طاهره | January 19, 2010 12:30 PM
ارسال شده در January 19, 2010 12:30
خيلي نامرد شديم هممون همديگه رو به چيزهايي متهم ميكنيم كه هرگز حقيقت ندارن نميدونم كي و كجا اين طوري شديم؟؟خدايا كجايي؟
ارسال شده توسط من... | January 19, 2010 12:54 PM
ارسال شده در January 19, 2010 12:54
Ebarati ke be yeylagh zehn vared mishavad: vasi bash , va tanha , va sar be zir , va sakht . (Sohrab sepehri)
ارسال شده توسط Atena ghagari | January 19, 2010 1:24 PM
ارسال شده در January 19, 2010 13:24
این کارتون خیلی دوست دارم خیلی با سلیقه انتخاب کردی
ارسال شده توسط آسمونی | January 19, 2010 3:48 PM
ارسال شده در January 19, 2010 15:48
میخواستم بگم یه مطلب هم درمورد فواید تقلب بگذاین وروش هاش!آخه فصل امتحان هاست به درد میخوره!
ارسال شده توسط پریناز | January 19, 2010 8:07 PM
ارسال شده در January 19, 2010 20:07
سلام منو به زین الدین زیدان و ریبری برسون داش کامران
بگو یهو مثل بچه های آلپ نشن
یا علی مدد
ارسال شده توسط نماینده | January 19, 2010 8:40 PM
ارسال شده در January 19, 2010 20:40
سلام. دوست داشتن زلال بود. تلاشی کودکانه برای جبران یک خطا. حالا که بزرگ شدی می گی عشق. بچه شو وقتی می خوای از بچه گیا بگی. خیلی بچه. درود بر تو که همیشه ناخوداچاه به کودکی برمان می گردانی.
ارسال شده توسط جواد | January 21, 2010 9:50 PM
ارسال شده در January 21, 2010 21:50
سلام .
دیشب زنگ زدم غذا سفارش دادم . پشت ایفون گفتم :
می شه لطف کنید بیاید بالا؟
اومد . اما دیر. یه پسر بچه لاغر مردنی . پاش تو گچ بود .4 طبقه !!! لنگون لنگون .
گفتم خوب می گفتی.
گفت نه . وظیفمونه .
صبح رفتم اداره . همکارم داغون بود. دو تا غول بی شاخ و دم حسابی زده بودنش و چلاقش کرده بودن و کیفشو زده بودن .
ارسال شده توسط سولماز | January 23, 2010 9:48 PM
ارسال شده در January 23, 2010 21:48
salam aghaye najafzade
man har vaght nazar ersal kardam nareside omidvaram in deege berese site jalebi darin va matalebeton motefavet ba matalebe baghiye ast . omidvaram har ja ke hastid peerooz va sar boland bashid
ارسال شده توسط namayandegi | January 24, 2010 11:31 AM
ارسال شده در January 24, 2010 11:31
سلام
فقط آمدم بنویسم خیلی دوست داشتم بدانم کسانی مثل شما با سابقه، و محبوبیت در بین مردم
چقدر خودشان را عضوی از خانواده ایران می دانند
و اصلا حاضر هستند گاهی برای با هم بودن دیگران را ببخشند و حتی نادیده بگیرند.
این روزها علامت های سوال، سوال های بی جواب و شاید جواب های بی سوال زیاد شده
کجاست آن یاری کننده؟؟؟؟؟
کاش درک می کردیم که صدای هل من ناصر ینصرنی متعلق به همه زمان ها و مکان ها است.
شاید هم مهم نیست که کی چی فکر می کنه یا چطور عمل می کنه/ آزادی دیگه / آزادی یعنی همین
یک شاید دیگه/ گاهی برای با هم بودن باید از هم دور بود
کم کم فرضیه ها هم زیاد می شوند!!!
موفق باشید
ارسال شده توسط غریبه | January 26, 2010 11:52 PM
ارسال شده در January 26, 2010 23:52
بعضی وقتا یه لحظه اشتباه یه عمر عواقب داره. این قانونه. مثل اینکه تو یه لحظه تیر به قلب یک نفر شلیک کنی و اون یه عمر بمیره!
ارسال شده توسط مرتضی | January 28, 2010 1:09 PM
ارسال شده در January 28, 2010 13:09
چرا رفتی ؟من همش به این فکر می کنم ؟بگو چرا خواهش می کنم فقط بگو چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط دوست | January 28, 2010 10:58 PM
ارسال شده در January 28, 2010 22:58
جالبه.چرا اینطور شد؟؟؟؟یه زمانی گزارشات برام محبوب بود.....ولی حالا دقیقا همین چیزی که میگی جاش رو گرفته....آره اسمش به گمانم "تنفر" باشه....چرا ؟؟ تو که روح لطیفی داشتی؟؟؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط یه نفر | January 30, 2010 2:51 AM
ارسال شده در January 30, 2010 02:51
دلم واسشون تنگ شده
ارسال شده توسط Gmail | January 30, 2010 10:17 AM
ارسال شده در January 30, 2010 10:17
salam
bazam mesle hamishe khob va ali bood
alan shoma kojaee?
chera raftin
mozo kariye
lotfan baram begid
mamnon misham
bye
ارسال شده توسط rahele | January 30, 2010 11:00 AM
ارسال شده در January 30, 2010 11:00
خیلی جالب بود،منو برد به دوران کودکی؛آنت آخرش بخشید، کاش ماهم مثل لوسین بالاخره مورد عفو قرار میگرفتیم؛البته مطمنااگر دنباله دار بود باهم ازدواج میکردند.
ارسال شده توسط بهشت | February 1, 2010 1:56 PM
ارسال شده در February 1, 2010 13:56
کاش لوسین ،آنت، دنی وکوههای آلپه شما همه را و حتی خود شما فقط یاد کودکی و آنت ولوسین ودنی و کوههای آلپ می انداخت !
ارسال شده توسط asadi | February 2, 2010 12:24 AM
ارسال شده در February 2, 2010 00:24
التماس دعا داریم داش کامران جیگرییییی
ارسال شده توسط سلام | February 2, 2010 5:57 PM
ارسال شده در February 2, 2010 17:57
خواهش ميكنم برگرد خواهش مي كنم
ارسال شده توسط farnoosh | February 2, 2010 7:57 PM
ارسال شده در February 2, 2010 19:57
سلام آقاي خبرنگار
اونور آب خوش ميگذره؟
راستش به نظر من ديگه بيستوسي و گزارش هاي شما آن جذابيت گذشته را ندارد انگار تكراري شده!
ارسال شده توسط شيداي شميم | February 3, 2010 12:15 AM
ارسال شده در February 3, 2010 00:15
دلهای پاک خطا نمی کنند
سادگی میکنند
و امروز
سادگی بزرگترین خطای دنیاست
یا حق
ارسال شده توسط باران | February 4, 2010 12:32 AM
ارسال شده در February 4, 2010 00:32
...........
چرا بعضی ها لقمه رو میپیچونن دور سرشون بعد میخورن؟مثلا میخوان بگن اره ما هم چیزی بلدیم
ارسال شده توسط maryam-72 | February 6, 2010 12:42 AM
ارسال شده در February 6, 2010 00:42
یعنی میشه لوسین و آنت با هم آشتی کنن؟
خدا کنه.
ممنون جناب نجف زاده
چرا اصلا نمیبینیمتون؟ دلمون یه ذره شده
ارسال شده توسط نجمه | February 6, 2010 12:09 PM
ارسال شده در February 6, 2010 12:09
Salam
Akhjon akhjon enghadr hal kardam esteghlal bakht, hazf shod{nishkhand}
Ahvalate shoma?
Omidvaram emshab gozaresh nadid ke man majbor basham danlodisho ba kaifiat pain bebinam!
Anha ke eyd nadarand be omid eyd badi ke shayad eyd dashte bashand ......
Rasti hafte vahdat va milad behtarin afaride khoda bar shoma mobarak.
ارسال شده توسط Atena ghagari | February 28, 2010 6:17 PM
ارسال شده در February 28, 2010 18:17
Salam bar khabar negar jeneral dogol
Khobid?
Deleman bara gozareshhaie nabeton va khodeton tang shode!
Hatman dele shoma ham bara man tang shode akhe del be del rah dare hata age faselash hezar kilometr bashad albete age taraf faransavi nashode bashad.
Mokhlesim
ارسال شده توسط Atena ghagari | March 2, 2010 1:30 AM
ارسال شده در March 2, 2010 01:30
Ye roz ye nafar dashte khatere tarif mikarde mige :ye roz to jangal rah miraftam ye shir vahshi omad jolom ba ham galaviz shodim o on khordam.
Dostesh goft che jorie ke to hala zendehi!
Taraf ke did bad jori zade to jadval goft: ay baba be in ham mishe goft zendegi!
ارسال شده توسط Atena ghagari | March 3, 2010 7:31 PM
ارسال شده در March 3, 2010 19:31
سلام
این روزا حتی اگه لوسینا هیچ کاری هم نکنن,انت ها یه چیزی پیدا میکنن که قهر کن
"ای دور از دست پر تنهایی خسته است"
ارسال شده توسط امیر | March 7, 2010 12:36 AM
ارسال شده در March 7, 2010 00:36
سلام،
حرفات قشنگه!خیلی، خیلی خیلی زیاد!
میخواستم بگم همیشه احساس تنفر خیلی عمیق تر از عشقه چون از یه دل شکسته زاده شده!
ارسال شده توسط الهام | March 9, 2010 11:10 AM
ارسال شده در March 9, 2010 11:10
سلام
واقعا رفتین فرانسه چی کار؟
که خبر 4 سال قبل فوتبال هلند و بچه های آلپ واسه ما بفرستی!!!!
ارسال شده توسط امیر | April 3, 2010 3:14 PM
ارسال شده در April 3, 2010 15:14
سلام
بنده معلم دبستان هستم. قصد مطالعه ي تطبيقي آموزش و پرورش ايران و فرانسه را دارم.چون ميخوام يه كار دست اول انجام بدم( يه كار كامران نجف زاده ي) نياز به اطلاعات دست اول دارم.و در اين زمينه شما بهترين گزينه براي كمك به من هستين.از شماميخوام كه ازسيستم آموزشي در مقاطع آموزشي فرانسه برام اطلاعات متني و تصويري يا حتي فيلم بفرستين.
ارسال شده توسط علي اصغر صفا | April 6, 2010 10:46 AM
ارسال شده در April 6, 2010 10:46
سلام آقاي نجف زاده من يكي از طرفداران پروپاقرص شما هستم از گزارشات خوب وقشنگ شما كمال تشكر را دارم اميدوارم در تمام مراحل زندگيتان موفق وپيروز باشيد.يك درخواست كوچكي از شما دارم درباره اشك .گريه .خنده كودكان مضلوم دنيا يك گزارش تكان دهنده تهيه كنيد.
ارسال شده توسط ابوالقاسم وحيدي فر | April 21, 2010 12:47 PM
ارسال شده در April 21, 2010 12:47
سلام تو واقعا متفاوتي و تفاوت كليد موفقيت توست
احمد فياض هستم يردبير ماهنامه دانشجويي باران
اگر موج هاي احساس مردم هنوز تورا در درياي غرور غرق نكرده درخواستي داشتم كه مطمئنم رد نخواهي كرد چون دانشجويي و ياده هستيم اما متفاوت
با ما مصاحبه اي هرچند كوتاه داشته باش
يا حد اقل يه چند خط براي مخاطبان ما بويس
ارسال شده توسط احمد | April 23, 2010 10:23 PM
ارسال شده در April 23, 2010 22:23
سلام ای استاد ای خبرنگار ای کوه آلپ ای همه چی فهم ! ای با معرفت ای تنها خبرنگار دلم
این همه ما میاییم و به شما سر میزنیم و پاچه خواری میکنیم چی میشه شما هم یه بار بیایی بگی من اومدم اقلا دلمون خوش باشه
ارسال شده توسط عرفان | April 26, 2010 9:04 AM
ارسال شده در April 26, 2010 09:04
سلام. همیشه منتظریم آشتی بشه. چکار کنییم! ما آدما محبت رو دوست داریم.فطریه. کاش به بعد از آشتی هم فکر کنیم. به اینکه آنت هیچ وقت قبول نمیکنه که لوسین فقط یه بچه بوده.نخواسته.شده. به اینکه بارها خواسته جبران کنه اما نشده.کاش به جای آشتی آنت و لوسین، به فکر پای چلاق دنی باشیم. اینجوری هم لوسین یه شب راحت میخوابه، هم آنت از خر شیطون پیاده میشه و هم دنی بیگناه خوب میشه.این یه اصله.
ارسال شده توسط صداقت | April 27, 2010 1:20 PM
ارسال شده در April 27, 2010 13:20
kamrane najaf zade ham tekrar nemishe
jaatun khalie
movazebe khabarnegare iran bashid hame ja
por az tajrobiiate jaleb o jadid e dg+najafzade
ارسال شده توسط mahdie | May 14, 2010 6:20 PM
ارسال شده در May 14, 2010 18:20
سلام
اولین باره که دارم وبتون رو می خونم
خیلی وقته تو تلویزیون ندیدمتون حالا یا من کم تلویزیون می بینم یا شما کم پیدایی
گفتم یه سرچ بزنم ببینم چه خبر؟ گزارش جدیدی ندارین؟
آخه شما صاحب سبکی
از سبک گزارشهای شما خیلی خوشم میاد
که دیدم وبلاگ شخصی دارین
خلاصه گشتم و گشتم تا رسیدم اینجا کلی مطلب جالب خوندم ولی چیزی که باعث شد من کامنت بزارم اینه:
"زود آمدم خانه یک قسمتی از این کارتون بچه های آلپ را سرچ کردم.نشستم .دیدم."
چقدر سرعت اینترنت شما بالاست.D:
منم باید خبر نگار شم آخه میدونید من دانشجو کامپیوترم این سرعتای بالا به مامربوط نمیشه به درد ما نمی خوره.
ارسال شده توسط فربد | June 23, 2010 9:46 PM
ارسال شده در June 23, 2010 21:46
سلام اقای نجف زاده
واقعا عالی بود خیلی خوشحالم شخصیتی مثل شما با دنیای بچگی ها بیگانه نیست.این کودکی ها و کودکان تنها چیزی که من به زندگی بی عدالت امید وار میکنه.من میخوام برگردم به کودکی ام..........
ارسال شده توسط لیلا | June 27, 2010 2:05 PM
ارسال شده در June 27, 2010 14:05
سلام.
بعد از 1.5 سال دوباره به وبلاگتون سر زدم. هنوز سرزنده و شاداب و نو .
تابستون پارسال دوباره تلویزیون این فیلم رو انداخت و من هم نشستم دوباره دیدم . هر روز منتظر این بودم که لوسین و آنت آشتی کنن ولی...
الآن هم منتظرم خیلی ها با هم آشتی کنن. دوستون دارم آقای نجف زاده.
ارسال شده توسط پدر پسر شجاع | July 2, 2010 4:57 PM
ارسال شده در July 2, 2010 16:57