یحیی سلام!
جواب هیچ کدام از سوال هایت را نمی دهم.بخدا حوصله ندارم.به خوابم هم نیا.من حرفی ندارم.یعنی اینقدر از رفیق و نارفیق کشیده ام که گفتنم نمی آید.
گله گذاریهایت را هم بگذار برای بعد.فکر کنم فقط اتحادیه جگرکی ها تا الان از ما گله نکرده.
من تنها خبر قابل عرضی که دارم این است که جواد یواشکی می رود طبقه سوم.العاقل یکفیه الاشاره.
بعد اینکه این چند ماه ،چند بار حسرت جای تو را خوردم.بخدا حسرت جای تو را خوردم.حواست هست اصلا؟
یا «ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را»؟

نظرات (184)
بازم گلی به مرام تو.
ارسال شده توسط خانواده داغدار | November 30, 2009 12:41 PM
ارسال شده در November 30, 2009 12:41
دوباره از زخم های کهنه ی نادانی مان خون تیره ی ناامیدی می تراود و مرهم سست پشیمانی را توان رویارویی با آن نیست.آرام از کنار کویر گمراهی به سرابی دیگر می خزیم و غربت هزارساله ی ایمانمان را که در بتکده ی مدرن ماشین ها مدفون است فراموش می کنیم.فریادهای بی امان عقل سرمازده را خاموش کرده ایم،تا در گرمای ساکت خاکستر تفنّن درازبکشیم.
گلوی جبرئیل های کوچک مشرق قلبمان را با پنجه ی هوس آلود ماهواره ها فشار می دهیم و در خلصه ی نامقدس ودکاها وضوی حدث خیزِ شهوتمان را تجدید می کنیم.اینقدر با این خیانت همخو شده ایم که دیگر مهمانان اورشلیمی مان را هم مسخره می کنیم.همه چیزمان شبیه میدان های هیتلر و اتوبان های ریگان است.انگار هیچکاک ها در گوش نوزاد تمدنمان اذان پوچی پژواک کرده اند.
هیچ چیزمان به اُوِیس نرفته است.دخترمان همزاد اِلویس اند و پسرانمان همخواب ابلیس.تورات هایمان بوی تعفن گرفته است و هیچ کس نیست در سوگ انجیل های پست مدرنمان یک دست پاپ بنوازد.عمّارهای یاسرمان را به اسارت نوکیاها برده اند تا با سودش در فاحشه خانه های اسرائیل سرمایه گذاری بلندمدت کنند.
فردا وقتی زائران آمریکایی با توافق عراق مهمان شام غفلتمان شدند،کدام جوان شیطان پرست در پارتی شهادت،شربت آبلیموی صلواتی درست خواهدکرد؟!!!!!!
ارسال شده توسط قاسم | November 30, 2009 12:53 PM
ارسال شده در November 30, 2009 12:53
ان شاء الله همنشین مادرمون حضرت زهرا (س) هستند . روحشان شادِ شاد ...
ارسال شده توسط آبشار | November 30, 2009 1:08 PM
ارسال شده در November 30, 2009 13:08
سلام...
خدا بیامرزدشان...
نمیدونم چی بگم
خیلی سانسوری بود این پست!
ایشالا هر چی خاک ایشونه بقای عمر شما بشه
مواظب خودتون باشید
خدا شما را حافظ
ارسال شده توسط یاسمن | November 30, 2009 1:22 PM
ارسال شده در November 30, 2009 13:22
سلام
.
ارسال شده توسط تئل ناز زنگانلی | November 30, 2009 1:38 PM
ارسال شده در November 30, 2009 13:38
سلام
حادثه خیلی غم انگیزی بود...
خدا بیامرزدشان.
بیچاره بچه هاشون.
بازم گلی به مرام تو یعنی بقیه آدما به یادشون نیستن؟ چقدر سخت فراموشی عزیزانشان را خانواده هایشان ببینند عزیزانی که زحمات زیادی کشیدند.
خوب شما به یادشونی با معرفت.
pish ma bia...
ارسال شده توسط رفیق | November 30, 2009 1:50 PM
ارسال شده در November 30, 2009 13:50
جایی که او هست غم نیست.
ارسال شده توسط عماد | November 30, 2009 1:52 PM
ارسال شده در November 30, 2009 13:52
سلام
دلت گرفته ها!!!بد جورم گرفته!
بی خیال دنیا همینه!یه سری که خودشون کلکسیون اشکالن،فقط بلدن اشکال های بیه رو که البته از خوبی هاشون کمتره رو شکار کنن.بذار خوش باشن.ناراحتی نداره...
موفق باشی،به معنای واقعی...
ارسال شده توسط امیر | November 30, 2009 2:02 PM
ارسال شده در November 30, 2009 14:02
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تور، هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را، هیجان زده نشو پشت خاور نوشته بود!
ارسال شده توسط رفیق | November 30, 2009 2:35 PM
ارسال شده در November 30, 2009 14:35
به صبوریت غبطه می خورم کامران.
به تعریف هایی که یکی از بچه های سازمانتان برایم از تو می کرد.بیخودی نیست یکی را مردم دوست دارند.
ارسال شده توسط محمد | November 30, 2009 2:40 PM
ارسال شده در November 30, 2009 14:40
گزارش های عمیقی از فرانسه می فرستی.عادت کرده بودیم به فحش دادن به غرب بدون سند.تو بی طرفانه تر و مستند گزارش می زنی.
ارسال شده توسط nashenas | November 30, 2009 2:42 PM
ارسال شده در November 30, 2009 14:42
سلام.اقای نجف زاده.یاد همکارای شهیدتون رو گرامی میدارم.انشالله با اقا امام حسین محشور باشند.خیلی محشر نوشته بودین.خدا حفظتون کنه.
ارسال شده توسط zeynab | November 30, 2009 2:53 PM
ارسال شده در November 30, 2009 14:53
خدا پشت و پناهت که چشم و چراغ مایی.کاری که برای شهر ما کردی یادمون نمی ره.
ارسال شده توسط خدایار | November 30, 2009 2:59 PM
ارسال شده در November 30, 2009 14:59
بازم موهای تنم سیخ شد.سالگرد مرحوم نوذری تولد مامانم و فوت دوستان شما هم تو دو روز متوالیه.همیشه هم یاد میارم.دلمان خون است برادر ....
ارسال شده توسط حدیث | November 30, 2009 3:03 PM
ارسال شده در November 30, 2009 15:03
دوست مانند چتر است . روزهای بارانی به کار میاید .
... و تو همیشه به کار ما میایی کامران عزیز
ارسال شده توسط ناشناس | November 30, 2009 3:09 PM
ارسال شده در November 30, 2009 15:09
جواب سوالهایت را نمیدهد. به خدا حوصله ندارد یحیی. به خدا سخت است یحیی هارون بودن. منتظر که موسی برگردد و خشمگین، از گوسالهای و هارون باشی و نتوانی و نگویی و بگویی و نشنوند و بشنوند و اعتنا نکنند و بمانی و درمانی. نپرس یحیی. آنقدر از دور و نزدیک، دوست و دشمن شنیده است، دیده است، کشیده است که دیگر به گفتن، به نوشتن هم نمیآید. میفهمی یحیی. میفهمی.
روحتان شاد.
ارسال شده توسط سوسن جعفری | November 30, 2009 3:14 PM
ارسال شده در November 30, 2009 15:14
اری!
تو ان جزه ی حقیقی در فصل زندگیم هستی که هجوم گلایه های خیسم در سایه سار دستانت رنگ می بازد!
ارسال شده توسط زهرا | November 30, 2009 4:39 PM
ارسال شده در November 30, 2009 16:39
سلام باباييييي واييي چقدر دلم براتون تنگ شده بود بابايييي براي دلخوشي من يه كامنت برام بذاريدببينم حالتون خوبه ؟؟؟
باباييي جونم فقط 4 روز ديگه تولد اميره
وايييي از استرس دارم ميميرم
باباييي شماهم مياين ديگه دلمو خوش كردم به شما و امير چون از اميرقول گرفتم بياد حتما مياد
باباييي
پنجشنبه شب تولد اميركه ميشه :12/9/88
تولد اميرم تو وبم برگزار ميشه
ساعت :10شب به وقت اينجا
شماهم دعوتيد با اميركيان بياين
به صرف شيريني وشام
بياين هااااا
بابايييي حالتون خوبه اره بابايييييييي
بهم بگيد
من رفتم باي
ارسال شده توسط فاطمه دختر شيطون بابا كامران | November 30, 2009 4:43 PM
ارسال شده در November 30, 2009 16:43
سلام کامران خان جان
دلم خیلی سوخت روزی که این خبرو شنیدم / من خودم از بچه های رسانه ام تو مرکز خوزستان / واسه همینم خیلی متاسف شدم وقتی شنیدم /چون می دونم بچه هامون چه زحمتهایی می کشن واسه ثبت حقایق و وقایع
باید اون عزیزان رو شهید رسانه عنوان کرد / کارشون خیلی خیلی خدایی بود /
ازت ممنونم که یادشون رو زنده کردی .
ارسال شده توسط نسترن | November 30, 2009 4:49 PM
ارسال شده در November 30, 2009 16:49
سلام یحیی
خیلی وقتها با شنیدن نامت گریه ام می گیرد . از شنیدن اوضاع و احوال خانواده ات هم همین . دیدن دختر گلت هم گریه ام می اندازد اصلا همه چیز گریه ام میاندازد و از هواپیما هم میترسم . یک ترس عجیب شبیه فوبیا که در وجودم ریشه کرده و هروقت سوارش می شوم محال است یادتان نیفتم . خیلی سخت بود. تا آخر عمر همراه مایید. هیچ کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که ما به زندگی نشستیم....
ارسال شده توسط میترالبافی | November 30, 2009 5:17 PM
ارسال شده در November 30, 2009 17:17
خدا ما را رحمت کند. آنها مورد رحمت واقع شدند که رفتند...
ارسال شده توسط فرزند پاییز | November 30, 2009 5:26 PM
ارسال شده در November 30, 2009 17:26
سلام.
خوبی آقای خبرنگار؟؟
در ميان عميق ترين تاريکي ها
به دو چشم غمگيني مي انديشم
و به پنجه هايي که
خاک،خاک مهربان آن را مي پوشاند
تمام شب
گذشته را در عکس ها مي ديدم
و صداها را از جرز ها مي شنيدم
جزيره اي دور را مي ديدم
که فرو رفته بود در مهي سياه
و پرنده سفيدي را
که در مه فرو مي رفت
تمام شب
صداي زجه مادرم را مي شنيدم
و تلاوت قرآن ر
ادر تيرگي غبار از آينه ها مي ستردم
و مي ديدم
که باکره اي معصوم را
که در کوچه اقاقيا
از گذشته به آينده مي پيوستند
و در خط زمان
به پوچي و بيهودگي مي پيوستند
تمام شب
در ميان عظيم ترين پنجه ه
اصداي کلنگ گورکني را مي شنيدم
خاک،خاک سنگيني روي سينه ام فشار مي آورد . . .
و به مرگ مي انديشيدم
و به قلب خواهرم
که در دل خاک مي پوسيد
تمام ش
بدر ميان عميق ترين تاريکي
براي خواهرم گريه مي کردم
منون از شما.
ما هم خیلی بی قراریم.
کجایی حمیدرضا...
یحیی...
و .......
خیلی سخته...
میفهمم اما باید ساخت.
چه میتوان کرد؟؟
فقط گریه واشک و آه.
همین....
فعلا....
خدایا به همه خانواده های داغدار صبر بده!
ارسال شده توسط نرگس محمدی | November 30, 2009 6:04 PM
ارسال شده در November 30, 2009 18:04
سلام روحشون شاد به اميد روزهاي شاد وسرشار ازموفقيت براي ايرانيها
ارسال شده توسط شيعاريا | November 30, 2009 6:16 PM
ارسال شده در November 30, 2009 18:16
سلام کامران جان . یه سری هم به وب حقیرانه من بزن. محمدرضا زادهوش خبرنگار اصفهانی
ارسال شده توسط محمدرضا زادهوش | November 30, 2009 6:24 PM
ارسال شده در November 30, 2009 18:24
سلام
هر وقت یاد اون ماجرا می افتم خیلی ناراحت می شم خدا بیامزدشون خوش بحالشون که عاشقانه سفر کردن
هیچ وقت اون گزارشت رو فراموش نمی کنم :"اصلاً من دوست داشتم این گزارش را علیرضا افشار بگیرد"
کاش هیچ وقت اتفاق نمی افتاد مگه نه؟؟؟
کاش
ارسال شده توسط آلــــــــــــــــــــــره | November 30, 2009 6:29 PM
ارسال شده در November 30, 2009 18:29
تا تیتر مطلبت را خواندم یاد یحیی مهدوی افتادم . دلم برایشان تنگ شد . ما که خوب نمی شناختیمش اما حتما خیلی خوب بوده اند که نامشان یا یادشان اشک هایمان را امان نمیدهد .
برادرم ! لازم نیست حسرت بخوری چون تو نیز همانند همکارانت، مثل این رفقای باوفایت که از آنجا هم زیرچشمی هوایت را دارند ، خوب و بزرگواری...
منتهی کمی از هم دورین...
گله ای هم اگر هست تو خود به خوبی خود ببخش . شرمنده ی محبتتان هستیم .
مواظب دل ِ تنگت باش برادر ِ نازنینم...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | November 30, 2009 6:38 PM
ارسال شده در November 30, 2009 18:38
سلام
داریم نزدیک میشیم به روزهای میانی اذر که تلخیش همیشه تو یادمون هست.
به خدا اسم پست رو که خوندم متوجه شدم برای یحیی مهدوی نوشتید.کسی که بعد از شهادتش فهمیدم تقریبا تو یه محله ایم!
خدا رحمتشون کنه!
هیچ وقت اون روز های تلخ اذر یادم نمیره!
باز هم به شما یادی ازشون کردید!
دلت گرفته ها داداش. توسل ارومت میکنه به گمانم!
خدا پشت وپناهت همیشه
یاعلی
ارسال شده توسط زهرا_ض | November 30, 2009 7:11 PM
ارسال شده در November 30, 2009 19:11
این فاجعه اولین عزاداری زندگی من بود! راست می گویم ... خیلی روی من تاثیر گذاشت و حس می کردم تعدادی از افراد خانواده ام را از دست داده ام... آخر من از بچگی ارتباط خیلی زیادی با تلویزیون داشتم...وقتی از همان صفحه ای که آنها را چند بار دیده بودم اخبار و مستندها و نماهنگ ها و تصاویرشان با یک روبان سیاه را می دیدم، اشکی پنهان فقط آرامم می کرد... یادشان همیشه در دلهای دوست داران می ماند...
ارسال شده توسط بتول | November 30, 2009 7:33 PM
ارسال شده در November 30, 2009 19:33
سلام
رفتند و تنها خاطره هاشان بجا ماند
حرف دیگه ای ندارم فقط بازم این اتفاق رو به اصحاب رسانه تسلیت میگم.
ارسال شده توسط بازیار | November 30, 2009 8:07 PM
ارسال شده در November 30, 2009 20:07
با سلام
امروز تولد من بود
ولي با سالهاي قبل خيلي تفاوت داشت
قبلا هروقت روز تولدم مي شد احساس خوبي داشتم
اما امسال حس بدي بهم دست داده كه چرا ؟
يك چراي بزرگ تو مغزم و تو فكرم و تو وجودمه
ارسال شده توسط هادي صفاري | November 30, 2009 10:11 PM
ارسال شده در November 30, 2009 22:11
ازصبح چند بار مطلبت را خواندم.خاطرات آن روزهاي سخت را مرور کردم اما امشب براي دفعه چندم که نوشته ي تو را خواندم کلمات پاياني ات
...این چند ماه ،چند بار حسرت جای تو را خوردم.بخدا حسرت جای تو را خوردم......
نگرانم کرد
کامران عزيز مواظب خودت باش
ارسال شده توسط ابو شهاب الدين | November 30, 2009 11:06 PM
ارسال شده در November 30, 2009 23:06
قباي شاعري به قامتتون برازندست.
ارسال شده توسط . | December 1, 2009 12:42 AM
ارسال شده در December 1, 2009 00:42
bazam salam ...
in dovoomin nazare man darbare matelbe shomast kamran aziz .
jalebe sohbathatoon ...
in chand mah ?? ... !
harfai jalebi dashtam ke begam ... ama alan ino 1hoi be zehnam oumad . ** in chand mah ... **
dege natoonesam chizi begam ...
mesle hamishe dooset daram
moafagh bashin
ارسال شده توسط mnr | December 1, 2009 1:24 AM
ارسال شده در December 1, 2009 01:24
سلام.یاد شان گرامی باد.
چرا عکس آقا یحیی در این تصویر نیست؟
و البته برای من بیشتر از همه آقای خیر خواه در یادم است؛می دانید چرا؟خب معلومه دیگه!ایشان در صبح ایران بخیر(درست نوشتم اسم برنامه رو؟!)مجری بودند.حیف شدند.
دیگه اینکه به روزم.منتظر حضور شمایم.
ارسال شده توسط علی سنجری | December 1, 2009 3:24 AM
ارسال شده در December 1, 2009 03:24
سلام کامران جان
فاصله يه حرف سادس، بين ديدن و نديدن
بگو صرفه با کدومه، شنيدن يا نشنيدن ؟
ما ميخواستيم از درختا کاغذ و قلم بسازيم
بنويسيم تا بمونيم پشت سايه جون نبازيم
آينه ها اونجا نبودن تا ببينيم که چه زشتيم
رو درخت با نوک خنجر «زنده باد درخت» نوشتيم
زنگ خوش صداي تفريح واسمون زنگ خطر شد
همه چوباي جنگل، دسته تيغ تبر شد
فاصله يه حرف سادس، بين ديدن و نديدن
بگو صرفه با کدومه، شنيدن يا نشنيدن ؟
اگه حرفمو شنيدي جنگل رو نده به پاييز
کاري کن درخت باغچه تن نده به خنجر تيز
با جونه ها يکي شو قد بکش نگو که سخته
جنگل تازه به پا کن هر يه آدم يه درخته
فاصله يه حرف سادس، بين ديدن و نديدن
بگو صرفه با کدومه، شنيدن يا نشنيدن ؟
فاصله يه حرف سادس، بين ديدن و نديدن
بگو صرفه با کدومه، شنيدن يا نشنيدن ؟
ما ميخواستيم از درختا کاغذ و قلم بسازيم
بنويسيم تا بمونيم پشت سايه جون نبازيم
آينه ها اونجا نبودن تا ببينيم که چه زشتيم
رو درخت با نوک خنجر «زنده باد درخت» نوشتيم
زنگ خوش صداي تفريح واسمون زنگ خطر شد
همه چوباي جنگل، دسته تيغ تبر شد
فاصله يه حرف سادس، بين ديدن و نديدن
بگو صرفه با کدومه، شنيدن يا نشنيدن ؟
ارسال شده توسط شادی | December 1, 2009 8:49 AM
ارسال شده در December 1, 2009 08:49
سلام صبح بخير
اين يكي را شگفت خوب آمدي
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را
آنها بنا نيست پشت سرشان را نگاه كنند
چون موجوداتي چون ما را خواهند ديد
ارسال شده توسط علي اكبري (آج انار) | December 1, 2009 9:12 AM
ارسال شده در December 1, 2009 09:12
سلام.
روحشان شاد.
اين پستتون شايد بيشتر جنبه خصوصي داشت واستون. حرفهاي دلتون و حرفايي كه با خودتان داريد و تنها بين خود شما ها هست.شايد دچار خود سانسوري هم شده ايد.نميدانم!
ولي چيزي كه هست غم بزرگي تو اين نوشته نهفته هست. همين!
يادشان گرامي و روحشان شاد.
ارسال شده توسط Ashke Mahtab | December 1, 2009 9:17 AM
ارسال شده در December 1, 2009 09:17
سلام من می فهمم شماها چی میکشید از دوری عزیزترین دوستاتون منم رنج این فراق رودرک میکنم کاش اونا برامون دعا کنند.
ارسال شده توسط لیلا تر از مجنون | December 1, 2009 9:36 AM
ارسال شده در December 1, 2009 09:36
سلام
به روزم با
ما و 16 آذر امسال
ارسال شده توسط نمکدون | December 1, 2009 9:52 AM
ارسال شده در December 1, 2009 09:52
كامران سلام
از وقتي رفتي جايت اينجا خيلي خالي است. يعني وقتي بودي هم جايت خالي بود. كامران هميشه در اين بهتم چطور مي شود كامران نجف زاده در اين شلوغي و هياهوي شهر ساكت باشد يا اگر حرفي مي زند خبري بگيرد از حاشيه ها! چطور مي شود كامران باشد اما هيچي نگه از شلوغي خيابان ها و حرف هاي مردم. كامران اين فكر كه ترسيدي يا به روي خودت نمياري يا محافظه كاري برايم خنده داراست. چون در تمام اين سالها اولين كسي بودي كه وقتي خبري داشتي حرف دل مردم بود نه كس ديگر. بيش از هر كسي شبيه ما هستي و واقعي مي گويي و مي شنوي. حالا چطور باور كنيم رفته اي پاريس تا برايمان خبر از زندگي قهرمان ايراني رانندگي بفرستي يا خبر يك سينماي كوچك.
ديدن اين اخبار تنها به خاطر اينكه ياد تورا برايمان تازه مي كند و لحن خودمانيت لبخندي بهمان مي زند برايم دوست داشتني است اما سعي نكن قايم كني كه دلت براي تهران تنگ نشده . سعي نكن نشان دهي يك ارتقاي شغلي گرفته اي و سرخوشي از اينكه در پاريس زندگي مي كني. كامران تمام دلتنگيهايت در تمام تصاويري كه از تو مي بينيم دلمان را تنگ مي كند. غصه مان مي گيرد كه از ما دوري كه نمي گويي حرف دلمان را در اين روزهاي سخت تنهايي.از سكوتت غصه مان مي گيرد. دلمان برايت تنگ شده كامران بدجوري تنگ شده
خدا همه رفتگان را قرين رحمت خويش كند.
ارسال شده توسط مرجان | December 1, 2009 10:13 AM
ارسال شده در December 1, 2009 10:13
سلام برادر جان !
از تک تک کلماتت دلگیری و دلتنگی میباره !!
خدا بهت خیلی صبر داده ! شنیدن و تحمل کردن ! دیدن و فقط تحمل کردن !
یحیی رفت پیش خدایش و آسوده است و نیازی به یک خدا بیامرزی و امید رحمت خدا بر او را نداشته باشیم بهتر است ! یعنی خودمان سنگین تریم ! چون یحیی است که باید برای ما طلب رحمت کند ! یحیی باید بخواهد از خدایش که خدا ماراهم بیامرزد !
یحیی رفت اما برای یحیی های اینجا چه کردیم ؟
تنهایشان گذاشتیم ... زیر بار هزار حرف نامربوط داریم له اشان میکنیم !این رسم کجاست ؟
سخت است یحیی های امروز را در این روزگار دیدن !
.
.
برادرم سخت مراقب خودت باش !گرچه از رفیق و نارفیق خورده ای اما هنوز کسانی هستند که دوستت دارند !و همیشه برای سلامتی ات دعا میکنند !!
ممنون که تو این روزگار که همه راحت فراموش کردن،تو به یاد یحیی بودی !
ممنون !
الله نگه دارت باشه برادر جان !
خدانگه دار !
ارسال شده توسط ***//مریم//*** | December 1, 2009 11:43 AM
ارسال شده در December 1, 2009 11:43
بعضی کامنت ها هیچ پیامی ندارند فقط میخان بگن اونی که اصلا فکرش رو نمی کردی الان به یادته!
ارسال شده توسط رفیق | December 1, 2009 11:43 AM
ارسال شده در December 1, 2009 11:43
سلام
مرا که یادت هست؟
که هردو تمام واژه های سه حرفی را
با دلهره هجی می کردیم:
خدا عشق درد خون نان ایمان!
ارسال شده توسط وفا | December 1, 2009 12:32 PM
ارسال شده در December 1, 2009 12:32
مرگ پایان کبوتر نیست.
ارسال شده توسط فاطمه شعبانی جو | December 1, 2009 12:35 PM
ارسال شده در December 1, 2009 12:35
چقدر اشنایی تو
حتی اگر غریبگی سیاه سنگ قبرت فاصله هجی کند میان من وتو
طعم گس نان خامه ای که مادرت برایت اورده بوی لاشه هواپیما واشک می دهد
ونگاه مظلوم کودکت انقدر خاطرات نان خامه ای های کودکیم راخراش می دهد که دست دراز می کنم
وبابا را تعارف می کنم به فرشته هایی که
همسایه ات هستند دربهشت
ارسال شده توسط وفا | December 1, 2009 12:40 PM
ارسال شده در December 1, 2009 12:40
سلام
من محمد نبی زاده خبرنگار مرکز آبادان هستم.
اگر مقدور هست میخواستم ارتباط بیستری با شما داشته و سوالاتم رو بپرسم.
engnabizadeh@gmail.com
با سپاس
ارسال شده توسط محمد | December 1, 2009 2:52 PM
ارسال شده در December 1, 2009 14:52
http://www.bornanews.com/vdcgr79y4ak93.pra.html
بخون آقا.برای شما نوشته اند.
ارسال شده توسط یک خبرگزاری | December 1, 2009 3:37 PM
ارسال شده در December 1, 2009 15:37
درست از زمانی که نجف زاده راهی فرانسه شد هجمه تبلیغاتی بر علیه او نیز شدت گرفت و رسانه های مخالف این سفر را کاملا سیاسی و نتیجه اصولگرایی نجف زاده توصیف کردند و داد انتقادشان نیز بلند بود که چرا این خبرنگار زبده در فرانسه با رکود کار و سوژه مواجه شده است !! همه این ها در حالی است که خبرنگاران ایرانی در کشورهای خارجی به ویژه امریکا و فرانسه برای تهیه خبر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند
مدت زمان زیادی از جدا شدن کامران نجف زاده از خبر بیست و سی و به فرانسه رفتن او به عنوان خبرنگار واحد مرکزی خبر نگذشته است . اما جای خالی شیوه گزارش نویسی اش که موج و سبک جدیدی را در گزارش های خبری صدا و سیما ایجاد کرد به چشم می خورد . این سبک آن قدر در بین مردم محبوب بوده که باقی خبرنگاران صدا و سیما ،حتی خبرنگاران با سابقه هم بعد از رفتن نجف زاده سعی می کنند تا از این روش تقلید کنند تا شاید جایی در قلب مردم پیدا کنند .
از کامران نجف زاده گزارش های ماندگاری پخش شد که از همه قوی تر ،گزارش سفر احمدی نژاد به نیویورک بود که فایل آن بر روی اینترنت بارها و بارها دانلود شد.
البته این گزارش به خاطر لحن صریحی که داشت به شدت توسط رسانه های مخالف ایران مورد انتقاد قرار گرفت و جنجال زیادی هم به همراه داشت .
نجف زاده در کارنامه کاری خود گزارشات نوستالژیکی هم دارد مثل گزارش از امید آهنگر (علی کوچولو) که برای خیلی از نسل سومی ها پر از خاطره بود و یا گزارش از جلال مقامی گوینده دیدنی ها که خاطرات دهه شصت را زنده می کرد .
حتی مصاحبه های نجف زاده هم با باقی گزارشات و مصاحبه های معمول صدا و سیما متفاوت است . مصاحبه با سید حسن نصرالله و افشین قطبی به خوبی نشان داد که نجف زاده شیوه و ابزار کارش را به خوبی می شناسد و می تواند از آن ها در جای مناسب خود به خوبی استفاده کند .
درست از زمانی که نجف زاده راهی فرانسه شد، هجمه تبلیغاتی بر علیه او نیز شدت گرفت و رسانه های مخالف این سفر را کاملا سیاسی و نتیجه اصولگرایی نجف زاده توصیف کردند و داد انتقادشان نیز بلند بود که چرا این خبرنگار زبده در فرانسه با رکود کار و سوژه مواجه شده است !! همه این ها در حالی است که خبرنگاران ایرانی در کشورهای خارجی به ویژه امریکا و فرانسه برای تهیه خبر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند و مورد تهدید و ارعاب منافقین قرار می گیرند.
البته مشکلات نجف زاده از این حیث صد باره از دیگر همکارانش بیشتر است چرا که به خاطر نوعدوستی بیش از حد فرانسه و ایجاد محیطی امن برای منافقین در این کشور ،خبرنگاران ایرانی به خصوص خبرنگاران اصولگرا ، با مشکلات بیشتری روبرو هستند .
انگار هر کسی که در آن سوی مرزها داعیه حمایت از جمهوری اسلامی ایران را داشته باشد، باید بدترین شرایط را تحمل کند و با آن ها بسازد .
از طرفی محبوبیت نجف زاده در ایران باعث شده تا پخش هر از گاهی گزارشاتی که در چنین شرایط سختی از طرف نجف زاده ارسال می شود ،برای مخاطبین جالب توجه باشد. گزارشاتی مثل نمایشگاه شکلات که هر ساله در فرانسه برپا می شود.
آن چه مسلم است نجف زاده صرفاً به خاطر متعهد بودن به نظام جمهوری اسلامی ایران و انقلاب مجبور است هجمه های سیاسی و تبلیغی مخالفانش را تحمل کند . تبلیغات منفی که با هزاران دلیل غیر منطقی و منطقی(البته به زعم خودشان )علیه خبرنگاران ایرانی اعمال می شود ...
ارسال شده توسط یک خبرگزاری | December 1, 2009 3:38 PM
ارسال شده در December 1, 2009 15:38
درست از زمانی که نجف زاده راهی فرانسه شد هجمه تبلیغاتی بر علیه او نیز شدت گرفت و رسانه های مخالف این سفر را کاملا سیاسی و نتیجه اصولگرایی نجف زاده توصیف کردند و داد انتقادشان نیز بلند بود که چرا این خبرنگار زبده در فرانسه با رکود کار و سوژه مواجه شده است !! همه این ها در حالی است که خبرنگاران ایرانی در کشورهای خارجی به ویژه امریکا و فرانسه برای تهیه خبر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند
مدت زمان زیادی از جدا شدن کامران نجف زاده از خبر بیست و سی و به فرانسه رفتن او به عنوان خبرنگار واحد مرکزی خبر نگذشته است . اما جای خالی شیوه گزارش نویسی اش که موج و سبک جدیدی را در گزارش های خبری صدا و سیما ایجاد کرد به چشم می خورد . این سبک آن قدر در بین مردم محبوب بوده که باقی خبرنگاران صدا و سیما ،حتی خبرنگاران با سابقه هم بعد از رفتن نجف زاده سعی می کنند تا از این روش تقلید کنند تا شاید جایی در قلب مردم پیدا کنند .
از کامران نجف زاده گزارش های ماندگاری پخش شد که از همه قوی تر ،گزارش سفر احمدی نژاد به نیویورک بود که فایل آن بر روی اینترنت بارها و بارها دانلود شد.
البته این گزارش به خاطر لحن صریحی که داشت به شدت توسط رسانه های مخالف ایران مورد انتقاد قرار گرفت و جنجال زیادی هم به همراه داشت .
نجف زاده در کارنامه کاری خود گزارشات نوستالژیکی هم دارد مثل گزارش از امید آهنگر (علی کوچولو) که برای خیلی از نسل سومی ها پر از خاطره بود و یا گزارش از جلال مقامی گوینده دیدنی ها که خاطرات دهه شصت را زنده می کرد .
حتی مصاحبه های نجف زاده هم با باقی گزارشات و مصاحبه های معمول صدا و سیما متفاوت است . مصاحبه با سید حسن نصرالله و افشین قطبی به خوبی نشان داد که نجف زاده شیوه و ابزار کارش را به خوبی می شناسد و می تواند از آن ها در جای مناسب خود به خوبی استفاده کند .
درست از زمانی که نجف زاده راهی فرانسه شد، هجمه تبلیغاتی بر علیه او نیز شدت گرفت و رسانه های مخالف این سفر را کاملا سیاسی و نتیجه اصولگرایی نجف زاده توصیف کردند و داد انتقادشان نیز بلند بود که چرا این خبرنگار زبده در فرانسه با رکود کار و سوژه مواجه شده است !! همه این ها در حالی است که خبرنگاران ایرانی در کشورهای خارجی به ویژه امریکا و فرانسه برای تهیه خبر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند و مورد تهدید و ارعاب منافقین قرار می گیرند.
البته مشکلات نجف زاده از این حیث صد باره از دیگر همکارانش بیشتر است چرا که به خاطر نوعدوستی بیش از حد فرانسه و ایجاد محیطی امن برای منافقین در این کشور ،خبرنگاران ایرانی به خصوص خبرنگاران اصولگرا ، با مشکلات بیشتری روبرو هستند .
انگار هر کسی که در آن سوی مرزها داعیه حمایت از جمهوری اسلامی ایران را داشته باشد، باید بدترین شرایط را تحمل کند و با آن ها بسازد .
از طرفی محبوبیت نجف زاده در ایران باعث شده تا پخش هر از گاهی گزارشاتی که در چنین شرایط سختی از طرف نجف زاده ارسال می شود ،برای مخاطبین جالب توجه باشد. گزارشاتی مثل نمایشگاه شکلات که هر ساله در فرانسه برپا می شود.
آن چه مسلم است نجف زاده صرفاً به خاطر متعهد بودن به نظام جمهوری اسلامی ایران و انقلاب مجبور است هجمه های سیاسی و تبلیغی مخالفانش را تحمل کند . تبلیغات منفی که با هزاران دلیل غیر منطقی و منطقی(البته به زعم خودشان )علیه خبرنگاران ایرانی اعمال می شود ...
ارسال شده توسط یک خبرگزاری | December 1, 2009 3:40 PM
ارسال شده در December 1, 2009 15:40
پاریس هم پیژامه میپوشی؟!
ارسال شده توسط Composer | December 1, 2009 3:52 PM
ارسال شده در December 1, 2009 15:52
واقعاّ متاسفام من هم خيلي دلم گرفته اگه از نظره سياسي با هم اختلاف نظر داريم اما همه ما ايراني هستيم و نازك دل و نازك طبع .
من هم خيلي از مرگ دوستان شما يا بهتر بگويم هم وطنانم شايد هم بهتر از اين چشمان و گوشهايم ناراحت شدم .
صدهزار بار تسليت.
ارسال شده توسط مليحه | December 1, 2009 4:58 PM
ارسال شده در December 1, 2009 16:58
سلام . می آیم اینجا بغضم میگیرد . هی میخوانم . هی می بینم خیلی دور شدی . خیلی اذیتت میکنند . اذیتت میکنم. بغضم میشکند . یادم می آید که چه روزهایی بود که .... گریه ام میگیرد .
می آیم اینجا و بغضم میگیرد که چه روزگار نامردی ست ... وفا ندارد اصلا ... .
"خیلی پشیمونم /حلالم کن / خیلی واسه جبرانشون دیره / این حقمه / خیلی خطا کردم /..."
ببخش منو...
.
"تو که خوش باشی غمم نیست
این همیشه آرزومه ..."
.
من همیشه برای خوشبختی خانواده ی 3 نفره تان دعا میکنم بهترین برادر دنیا ...
.
دعایم کن که آسمان دلم ابریست...
"این گریه نیست
این سهمم از درده..."
.
شاد باشی...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | December 1, 2009 6:34 PM
ارسال شده در December 1, 2009 18:34
آيا شما كه صورتتان را در سايه ي نقاب غم انگيز زندگي مخفي نموده ايد گاهي به اين حقيقت ياس آور انديشه مي كنيد كه زنده هاي امروزي چيزي به جز تفاله ي يك زنده نيستند؟!
ارسال شده توسط بهار | December 1, 2009 7:12 PM
ارسال شده در December 1, 2009 19:12
سلام.
یه مدت خیلی دوست داشتم مرگ رو فکر می کردم وقتی باید رفت هر چه زودتر بهتر...ولی از وقتی کسی رو که عاشقانه دوست داشتم پرواز کرد می ترسم می ترسم خیلی دستم خالی باشه می ترسم اون جا سرم پایین باشه از خجالت می ترسم...
خدا رحمتشون کنه
یا حق
ارسال شده توسط بهاره | December 1, 2009 7:24 PM
ارسال شده در December 1, 2009 19:24
بگذار تا بگریم چون ابر دربهاران کزسنگ ناله خیزد روز وداع یاران هیچ روزی برلی من غم انگیز ترازروز شهادت این عزیزان وزلزله غم بار بم نبود .اجرک الله اقای نجف زاده
ارسال شده توسط شیده | December 1, 2009 7:44 PM
ارسال شده در December 1, 2009 19:44
خدا رحمتشون کنه ولی حیف که مقصر بازهم معرفی نشد یاد برنامه رادیوویی افتادم که اون سالها به خاطر پیگیری این موضوع چند وقتی تعطیل شد. تو این مملکت چیزی که ارزونه جون ادمه
در پناه حق
یا علی
ارسال شده توسط maryam | December 2, 2009 2:16 AM
ارسال شده در December 2, 2009 02:16
یادشان به خیر ..... پیله های دنیا را باور نکردند و زود پروانه شدند.
ارسال شده توسط سهراب | December 2, 2009 7:04 AM
ارسال شده در December 2, 2009 07:04
سلام
روحش شون شاد
ارسال شده توسط لیلا نادعلی فر | December 2, 2009 9:19 AM
ارسال شده در December 2, 2009 09:19
سلام داداش
امیدوارم که حالتون خوب باشه
گزارش هاتون رو می بینم همیشه
خسته نباشید
به محضی که عنوان مطلبتون رو دیدم حدس زدم در مورد شهدای رسانه نوشته باشی.چقدر دلتنگی موج میزنه تو تک تک واژه هات.چقدر جای شهید حمید رضا خیرخواه خالیه.همیشه به یاد همه این عزیزان هستیم اما این روزها بیشتر.ما که فقط بیننده و یک هم وطن هستیم و خوب نمی شناسیم این بزرگواران رو اینطور غمگین و دلتنگیم.شما که جای خود دارید
هر چه خاک اون عزیزان هست بقای عمر شما و همکاران
خدا به شما و خانواده هاشون صبر بده
در این سانحه پدر یکی از دوستان ما هم شهید شد.البته ایشون خبرنگار نبودن.
به نظر من شهادت فقط نصیب بنده های خوب و برگزیده خدا میشه و هر کسی این طعم شیرین و گوارا رو نمی تونه بچشه.خوش بحالشون.اونا که جایگاه خوبی دارن پیش معبود.بدا به حال ما که مانده ایم.روحشون شاد
یا علی
ارسال شده توسط کیمیا | December 2, 2009 10:16 AM
ارسال شده در December 2, 2009 10:16
salam.
khoda ghovat
...shahid shi
ارسال شده توسط sajjad zavvar | December 2, 2009 10:20 AM
ارسال شده در December 2, 2009 10:20
حالا دیگه محور گزارش اروپا میشی بزرگ ...اسلام ستیزی به روایت کامران نجف زاده و بچه های یوروپ استیت
ارسال شده توسط محمد دلاوری | December 2, 2009 10:47 AM
ارسال شده در December 2, 2009 10:47
سلام بر آقای نجف زاده عزیز
همیشه در گزارشهایتان بالاخره یک ذره نو آوری را دارید . فال در فرانسه!
ما ایرانی ها به فال حافظ و استخاره اعتقاد داریم که یه جورایی همش مجانیه! البته در کشور خودمان هم هستند کسانی که به دنبال فال و این جور چیزهایند. خودتان هم امتحان می کردید.
بیاید کودورت ها را کنار بگذاریم.... راستش یک حسی دارم نمی دانم چرا همش سانسورم می کنید؟
عید غدیر پیشاپیش بر شما مبارک.
شاید این روزها خیلی یاد حج بودید و خاطره دو سال پیشتان.....
ارسال شده توسط rafigh | December 2, 2009 11:16 AM
ارسال شده در December 2, 2009 11:16
ای که از جنس بلوری برگرد.لحظه ها منتظرند.کوچه ها بی خبرند.کوچ تو بی ثمر است.ای که از بارانی.دل من منتظر است.لحظه ها را برگرد.چشم هایم بنگر.انتظارم بزدا.ای که عطر وجودت عطر یاسمن و نسترن است.پاکی روح تو پاک تر از باران است.ای که با تو آسمان صاف تر است.دشت ها زیباتر.پنجره بازتر است.کوچ تو مرگ من است.هجر تو درد من است.اگر از دهکده ی قلب و تنم قصد سفر کردی تو.گور جانم بکن و راهی شو سلام دیشب خیلی منتظر گزارشتون بودم با خواهرم شرط بسته بودم که میاین و اومدین همیشه بی نظیری کامران نجف زاده.دفعه قبل اسمم اشتباه خورده بود
ارسال شده توسط سمیه اللهیاری | December 2, 2009 11:27 AM
ارسال شده در December 2, 2009 11:27
گزارش فالگیرها جالب بود خیلی داداش کامران عزیز.
ارسال شده توسط آبجی فاطمه(محکم***ساعتهای آرامش یک قلب رازگو) | December 2, 2009 11:47 AM
ارسال شده در December 2, 2009 11:47
سلام آقای نجف زاده .این 4سال برای همه ی ماسخت بود.هم برای شماکه همکارانتان راازدست دادیدهم برای ماکه ساکن شهرک توحیدبودیم
ارسال شده توسط منصوره شفیعی | December 2, 2009 11:48 AM
ارسال شده در December 2, 2009 11:48
سلام نازنین....
نمیدونم چی بگم راستش
چون این حرفها خصوصی بود انگار
درد دلهای شما با سید یحیی...
من چیزی نفهمیدم
من اصلا این شهیدا رو نمی شناسم
چون بعد از شهادت اونا من اخبار بین شدم
ما که اونها رو نه دیدیم نه فهمیدیم
به شما تسلیت میگم
گرچه شاید گذر زمان و دوری از این خاک و...
ببین چه می کنی که گله می کند
حوصله ندارم که نشد جواب !
بگذریم!
ارسال شده توسط آدم برفی | December 2, 2009 1:13 PM
ارسال شده در December 2, 2009 13:13
سلام داداشی خوفی؟؟
دل تنگت چطوره؟؟؟
"برایم دعا کن برای دلت دعا می کنم"
دیروز گزارش لیونل مسی رو دیدم مثل همیشه خیلی باحال بود
به اهالی خانه هم سلام برسونین
خیلی دلم میخواد پست بعدی از کیان گللللللللللل بنویسی
این شاسخین هم برا کیان
▒▒▒▒▒▒█▓▓█▒██▓▓▓██▒█▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▒▒▓█▓▓▓▓▓▓▓█▓▒▒▓█
▒▒▒▒▒█▓▒▒▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▒▒▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓█▓▓▓▓▓▓█▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓██▓▓▓▓▓██▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒█▓█▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▒▒▓▒▒███▒▒▓▒▒▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▒▒▓▒▒▒█▒▒▒▓▒▒▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓███▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒█▓▓▓█▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓█▓▓▓█
▒▒██▓▓▓█▓▒▒▒██▒██▒▒▒▓█▓▓▓██
▒█▓▓▓▓█▓▓▒▒█▓▓█▓▓█▒▒▓▓█▓▓▓▓█
█▓██▓▓█▓▒▒▒█▓▓▓▓▓█▒▒▒▓█▓▓██▓█
█▓▓▓▓█▓▓▒▒▒▒█▓▓▓█▒▒▒▒▓▓█▓▓▓▓█
▒█▓▓▓█▓▓▒▒▒▒▒█▓█▒▒▒▒▒▓▓█▓▓▓█
▒▒████▓▓▒▒▒▒▒▒█▒▒▒▒▒▒▓▓████
▒▒▒▒▒█▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓█▓█▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒████▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓████
▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓█▒█▓▓▓▓▓▓▓▓█
خوب دیگه من برم
فحلاً.........
ارسال شده توسط آلــــــــــــــــــــــــــــره | December 2, 2009 1:44 PM
ارسال شده در December 2, 2009 13:44
salam kamran jon delambarat tang shode vaghti nisti ke20:30 ro kenare mize ma mikhondi diroz dashtam goftemanet ba vaez javadi ro gosh midadam yadet hast manm daram miram vase edame tahsil usa omid varam vaghti bargardam dobare shoma ham ostad bargashte bashi ba bare dige bebinamet
ارسال شده توسط gharibeye diroz | December 2, 2009 1:56 PM
ارسال شده در December 2, 2009 13:56
سلام
وقتی یه همچین اتفاقی میافته . مردم شوکه میشن و هر کی یه نظری میده . ولی هیچکی نمیتونه هیچکدومشونو برگردونه . مگر خاطره . بله ، با خاطراتشون میشه زنگی کرد و اونا رو حس کرد .
ارسال شده توسط یاسر | December 2, 2009 2:15 PM
ارسال شده در December 2, 2009 14:15
عطا سلام
سینا مرتب بهانه ات را می گیرد
راستی از نامزدهای بهشت هم فیلمی درست کردی؟!
آن جا هم خبر ها را روی دست فرشتگان می قاپی یا نه؟!
...
..
.
.
..
...
کامران سلام ...
ارسال شده توسط بادبادک بی دنباله | December 2, 2009 3:01 PM
ارسال شده در December 2, 2009 15:01
خانواده هایی هستند که هنوز چراهایشان بی جواب مانده.
اولین عکس خبریم را در مراسم پارسال گرفتم. جای شما خالی بود.
ارسال شده توسط محمد جمالی | December 2, 2009 3:19 PM
ارسال شده در December 2, 2009 15:19
هیچ وقت این حادثه غم انگیز را فراموش نمی کنم. انشاء الله شما و خانواده ی محترم سلامت باشید و سایتون از سر فرزند گلتون کم نشه.انشاءالله
ارسال شده توسط افلاکیان | December 2, 2009 4:29 PM
ارسال شده در December 2, 2009 16:29
سلام حاج آقا
هر چند آن غم از دل نرود هرگز
ولی بازم تسلیت
خدا شما رو واسه خانوادتون نگه داره ان شالله
در پناه حق
یا علی
ارسال شده توسط حسین نژاد | December 2, 2009 4:32 PM
ارسال شده در December 2, 2009 16:32
سلام داداش گلم
به قول فرزاد حسني:
خدايش بيامرزد.
بازم آفرين به شما كه فاصله ها حريف خاطره هات نشدند.من تو خيلي از برنامه ها منتظر بودم كه ازشون ياد كنن ولي...........
مواظب خودت باش
خدا هميشه پشت و پناه تو و خانواده ي گلت باشه.
ارسال شده توسط خاطره | December 2, 2009 5:12 PM
ارسال شده در December 2, 2009 17:12
خیلی باحالی
از گزارش هایت خوشم میاید چون در باره هر چیزی که به موضوع ربط داره می گی مثلا پیژامه
ارسال شده توسط متین معینی | December 2, 2009 6:15 PM
ارسال شده در December 2, 2009 18:15
سلام به بهترین نویسنده.....
اولین یادداشتیه که برات میزارم.چندین سال که طرفدارتم ولی نوشته هاتو فقط می خوندم.
وقتی اون روز این اتفاق افتاد تو 20:30 وقتی دوربین اومد رو چهره تو داشتی یه طرف نگاه می کردی.یادت میاد؟به کجا نگاه می کردی؟
میگه:بار سفر چه بسته ای؟مرگ خبر نمیکند.انکه بسته بار خود در این سفر چه میکند.
برای شادی روحشون یه حمد و سوره بخون.
ارسال شده توسط سعید | December 2, 2009 7:19 PM
ارسال شده در December 2, 2009 19:19
من يك ماشين پژو مدل 56 دارم كه در 10/9/88 براي ثبت نام در طرح اسقاط خودرو به مركز معرفي شده در شهر اردبيل مراجعه كردم ولي در انجابه من گفتند كه فقط طرح اسقاط نقدي دارند و هيچ گونه تعويض خودرويي انجم نمي دهند يعني فقط 1200000 تومان پرداخت مي كنند و هيچگونه تسهيلاتي براي تعويض خودرو وجود ندارد حال آنكه در تلويزيون اعلام شده بود كه طرح تعويض خودرو وجود دارد و بانك ها هيچ مشكلي براي پرداخت وام ندارند خواهش ميكنم در اين مورد تحقيق نموده و وضعيت ما را مشخص بكنيد
ارسال شده توسط م | December 2, 2009 11:44 PM
ارسال شده در December 2, 2009 23:44
سلام...نبينيم غمگيني دلاور؟!
پاريس كه هستي بايدم دلت بگيره،البته اگه اين مطلب رو تو پاريس نوشته باشي؟
حاجي اونا اگه رفتي پيش برج ايفل جاي مام زيارت كن...يادت نره ها!!!!مديوني:))
قربون شما يكي از مردم ايلام
ارسال شده توسط ميم نقطه | December 2, 2009 11:48 PM
ارسال شده در December 2, 2009 23:48
سلام داداش کامران اول بخاطر گزارشاتت تشکر کنم که یکی از یکی بهتر بهتره
بعد هم میخام بگم چرا بعد از رفتن اصحاب رسانه
چرا تو سالگردشون تلویزون یه یادی ازشون نمیمنه
من گلایه دارم از تمام مسئول های زی ربط
برای شادی روحشون 3تا صلوات بفرستید
وحیدبهروز داداش کامران به وبلاگم سر بزن و منو شاد کنhttp://www.vahidbehrooz.persianblog.ir/
ارسال شده توسط وحیدبهروز | December 3, 2009 8:10 AM
ارسال شده در December 3, 2009 08:10
سلام
سردمه....! سردمه خيلي زياد....!
از هوا نيست... ! از باد نيست...! از برفم نيست...! از دلمه..........
ارسال شده توسط مهديه پوريادگار | December 3, 2009 9:33 AM
ارسال شده در December 3, 2009 09:33
سلام داداش جونم
به مناسبت عید غدیر خم و سالروز شهادت اصحاب رسانه به روزم
تشریف میارین دیگه!!!
باز هم تسلیت میگم
ارسال شده توسط کیمیا | December 3, 2009 9:44 AM
ارسال شده در December 3, 2009 09:44
باید رفت...
ارسال شده توسط وحید | December 3, 2009 11:01 AM
ارسال شده در December 3, 2009 11:01
سلام تسلیت میگم شهیدان زنده اندوازخداوند روزی میگیرند....شما ان شاالله همیشه سالم باشید وراه ایشان را ادامه دهید.هروقت به در بسته ای رسیدید ناامید نشوید چون اگر قرار بود بازنشود به جای ان دیوارمیکشیدند
ارسال شده توسط فائزه | December 3, 2009 11:04 AM
ارسال شده در December 3, 2009 11:04
سلام
بهتری داداش!
امروز تهران برف اومد! کم اما بارید!
عیدت پیشاپیش مبارک مرد لحظه ها !
ارسال شده توسط زهرا_ض | December 3, 2009 12:47 PM
ارسال شده در December 3, 2009 12:47
بنام خدا.دلمان برايت تنگ شده چون حالا ديگرغريب شده اي ولي مطمعا مارا فراموش نكرده اي بله بنده از جمله جانبازان جنگ بميزان35% ميباشم كه بعداز سالها خداوند به ما رحم كرده وبا هزينه زيادي همسرم حامله شده كه دخترميباشد وبه نظر مااين يك هديه الهي ميباشد كه خدا به ما داده است ولي ميخواهيم كه شرمنده اين كودكي كه به دنيا ميايد نباشيم سرت را بدرد نمي اوريم چون يك ماه ديگر خانمم بايد در بيمارستان بستري شود تازايمان نمايد ولي چه نويسم كه خجالتمان ميشود ولي يك دفعه كه مصاحبه شماراديدم كه مشكل چند نفر كه در پارك ميخوابيدند وپيگيري نموده بوديد مزاحم شدم سرتان را بدرد نمياورم چون وقتتان برايتان مفيد است ولي برادر بزگوار مرا تنها نگذاريد بخدا دستم خالي هست وميخواهم درصورت محبت از طريق دوستان ويا نهادهاي را كه ميشناسي مرامعرفي تاوامي ازبانكها دريافت نمايم برادر بزرگوار خداوند هيچ بنده خود را شرمند زن وبچه اش نكند ماكه شرمنده خانممان هستيم لااقل شرمنده بچه امان نشويم وبتوانيم گهواره اي براي او بخريم.ادرس محل
ارسال شده توسط منصور | December 3, 2009 12:53 PM
ارسال شده در December 3, 2009 12:53
سلام داداشی گلم؟
راستش از اون روزی که برات نوشتم (امروزدوم آذر است چندروزدیگرچهارمین سالگردپروازدوستان خبرنگاراست
نکنددرکامنتت ازآنها یادی نکنی وما باورکنیم که فاصله ها حریف خاطره هایت شده است..)همش دراین فکر بودم که نکند واقعا مشغله کاری باعث شودآنها از یادت بروند
اما امروز که آمدم دیدم وای که من چقدر احمق بودم و تو را مانند بسیاری بی معرفتان این دوره دیدم ازت معذرت می خواهم. تو نمونه یک انسان واقعی هستی...
شیشه پنجره را باران شست
از دل تنگ من اما...
چه کسی نقش تو را خواهد شست.
به یاد همه شهدای آن واقعه دردآور و فراموش ناشدنی...
ارسال شده توسط شب شکن | December 3, 2009 2:30 PM
ارسال شده در December 3, 2009 14:30
خیلی سخت بود خبر رفتن مسافرای c130 رو شنیدن
سخت تر از اون دیدن گریه های آدما واسه مسافرای بهشت بود....مسافر بهشت ....
الان سخته که نیستی تا تو خیابونای تهران گزارش بگیری....
من فقط دلم می خواد بدونم تو که نیستی پس کی از عشق و الفبا می پرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تلاش می کنن اما گزارش های تو یه چیز دیگه بود...
الانا مامانم ازت میگه و گزارشاتو می بینه اما من خیلی وقته ندیدم...
جات خیلی خالیه تو این خیابونای زیبای قدیم و پر از غم این روزا....
پر از غم ....
ارسال شده توسط سمیرا | December 3, 2009 3:34 PM
ارسال شده در December 3, 2009 15:34
سلام قناری!
پس از گذشت چهار سال هنوز وقتی کسی از من می پرسد بدترین اتفاق زندگیت چیست ؟ بدون حتی لحظه ای درنگ میگویم سقوط هواپیمای c-130...
هیچ چیز در زندگی ام به اندازه این اتفاق نتوانسته اشکم را در بیاورد من بیشترین اشکهایم را برای شهدای رسانه و پا به پای دوستان با معرفتشان ریخته ام.
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس گامی به تو نزدیکتر می شوم ، این زندگی من است
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است
بنويسيدكه يك مرغ مهاجربوده است
بنويسيد زمين وادي سرگرداني است
او در اين معبر پر حادثه عابر بوده است
مدح گويي وثنا خواني اگر دينداري است
بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است
غزل هجرت من را همه جا بنويسيد
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است
همیشه به یادشان هستم
دیدی هیچگاه فاصله ها حریف خاطره ها نمی شود...
چون اگر اینچنین بود از آنها یادی نمی کردی...
ارسال شده توسط شب شکن | December 3, 2009 5:34 PM
ارسال شده در December 3, 2009 17:34
×من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
××من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
×من اپم๑♥๑♥๑حتـــــــــــما بیا
ارسال شده توسط سحر | December 3, 2009 5:46 PM
ارسال شده در December 3, 2009 17:46
سلام داداش ماهم .
ما داریم میریم سفر.
اگه بعد از ش روز نیومدم اینجا بدون شرم کم شده و تصادف کرده ام و به رحمت خدا رفته ام .
دلم برات تنگ میشه.عیدت مبارک.به بانو و کیان هم عیدو تبریک بگو.
زیاد گزارش ندی داداشم تا ما برگردیم.بای
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | December 3, 2009 6:02 PM
ارسال شده در December 3, 2009 18:02
رفیق با مرام کجایی ؟
ارسال شده توسط محمد دلاوری | December 3, 2009 6:26 PM
ارسال شده در December 3, 2009 18:26
سلام
مكه مكرمه/واحد مركزي خبر
سلام-خسته نباشي-خدا قوت
در اين مكان مقدس دعا گو هستم
پاينده باشي
ارسال شده توسط اسماعيل جوانفكر | December 3, 2009 7:02 PM
ارسال شده در December 3, 2009 19:02
عالي بود ..
ارسال شده توسط [ghg | December 3, 2009 7:25 PM
ارسال شده در December 3, 2009 19:25
راستی !
میگن گلشیفته فراهانی الان فرانسه است ...
(چندشششششششششششششششششششش ؛ اینقدر ازش بدم میاد)
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | December 3, 2009 8:18 PM
ارسال شده در December 3, 2009 20:18
سلام اقاي نجف زاده
خوبيد؟؟؟
پيشاپيش عيد بر شما و خونواده محترم مبارك
...................
يادشون گرامي
دوست خوب واقعا غنيمته اي كاش هميشه قدر لحظه هاي با هم بودن رو بدونيم
ممكنه تا كنارمون هستن به ان ها توجه نكنيم تو رفتارهاي خوبشون دقت نكنيم ولي تا مي رن مي فهميم كه چه كسان بزرگي رو از دست داديم
بگذريم...
...................................
شما هر جا باشيد خبراتون جذاب و متنوعه
بحث تعريف نيست
ولي ...
خبرايي كه تهيه مي كنيد واقعا جاي تعريف و تحسين داره
ارسال شده توسط سپيده | December 3, 2009 9:00 PM
ارسال شده در December 3, 2009 21:00
بااقای شاهسون در خارجه همسایه بیدی یا در ایران ؟
یه قلوهاش خوبن ؟....
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | December 3, 2009 9:05 PM
ارسال شده در December 3, 2009 21:05
خطاب به فاطمه محکم
لازم نکرده نگران گلشیفته فراهانی باشی نگران خودت باش که انقدر جانماز آب می کشی و بعد می ترسی اون که خیلی خوب و برازنده است بره پیش کامران جونت . آدمای در و دهاتی خسته نشدین از این حرفهای مفت و مسلم ؟ البته اگر کامران جونتون قدرت تشخیص داشت که کسی غم نداشت. مهم نیست مهم اینه که امثال تو باید برن جلو بوق بزنند ....
اونم که فرق دوغ و دوشاب رو از اول نمیفهمید تا ابد هم در جهل مرکب بماند.
ارسال شده توسط بچه تهرون | December 3, 2009 9:50 PM
ارسال شده در December 3, 2009 21:50
اینم خطاب به اقا کامران
خوب لهجه گرفته بودی . توی زبان باید آدم روش باز باشه و بس . شرط می بندم که فرانسویه هم مات مونده بود / درضمن عکسی که مازیار ناظمی مغرضانه ازت انداخته بود توی بالاترین دیدم. به نظرم راست میگه این که نوشته بود : سر به زیر بودی.
یک کم فکر کن.
یک کم به چیزهایی که بعد از همنشین شدن با برخی رفقا و روسا از دست دادی فکر کن.. باید از این پیرهای با تجربه ترسید همین.
ارسال شده توسط بچه تهرون | December 3, 2009 9:54 PM
ارسال شده در December 3, 2009 21:54
خدا بيامرزتشون
ولي فقط اين همكاري شما بودن كه تو سوانح هوايي از بين رفتن؟
يا توپولوف ها كه تو ايران هفته اي يه بار ملت رو به كام مرگ مي كشونن رو نمي بينين
يا شايدم معتقديم خون خبرنگاراي همكار بس رنگين تره....!!!!!!!
رفتن؟....خدا بيامرزتشون.....
اما بسه ديگه
..
يه جوري برخورد نكنين كه حتي در بي طرفانه ترين برخوردها هم ازتونگله مند بشيم كه اين چه وضعشه؟
رسانه فقط دست شماست ....
..
چند وقتيه به شدت حالم از 20:30 با اون مجري هاي خانوم پاشنه بلندش به هم مي خوره
ارسال شده توسط طاهره | December 3, 2009 11:23 PM
ارسال شده در December 3, 2009 23:23
......................................
ارسال شده توسط مهديا | December 4, 2009 12:02 AM
ارسال شده در December 4, 2009 00:02
راستي امشب به آسمان نگاه كن، ببين چقدر دل در چلچراغ خدا روشن است؟!
ارسال شده توسط یاسمن | December 4, 2009 12:02 AM
ارسال شده در December 4, 2009 00:02
سلام کامران خان-امیدوارم حالت خوب باشه و توو فرانسه بهت خوش بگذره-میخواستم عقده دلم رو به عنوان یکی از این میلیونها جوون ایرونی که فریاد آزادی خواهی و عدالت دارند رو اینجا بنویسم ولی دیدم پستش مناسب نیس-خدا رحمتشون کنه-سرنوشت همس دیگه-یکی زودتر-یکی دیرتر-خودت زنده باشی و ارزو دارم به عنوان یه خبرنگار بیطرف همیشه گزارشهای قشنگت رو ببینم-بازم سر میزنم بهت-حق است
ارسال شده توسط بیگانه آشنا | December 4, 2009 12:09 AM
ارسال شده در December 4, 2009 00:09
Salam
.
.
.
Rooheshan shad, Yadeshan gerami
.
.
.
.
Goli be maramat dadash kami.
ارسال شده توسط Haleh | December 4, 2009 9:16 AM
ارسال شده در December 4, 2009 09:16
سلام داداشی !
خوبی ؟
دوباره بهم ریختی!؟ میدونم !
یکی از دوستای من که تو سازمان صدا و سیماست می گفت اون روز انگار روی سازمان صداسیما خاک ریخته بودند!
چه توصیفی میتونه بهتر از این ,این غمو توصیف کنه؟
من بازم با نهایت غم و حسرت و با یاد اون شکی که تو اون لحظه بهم وارد شد تسلیت می گم !
مراقب دل فیروزه ایت باش داداشی!
ارسال شده توسط سارا نصیریان | December 4, 2009 9:40 AM
ارسال شده در December 4, 2009 09:40
سلام من تیلام اینم ادرس ایمیلم
sweethearttila@gmail.com
ممنون میشم از کمکتون یا علی
ارسال شده توسط تیلا | December 4, 2009 11:09 AM
ارسال شده در December 4, 2009 11:09
سلام کامران جون من عاشق گزارش های تو هستم
راستی اومدم عیدو بهت تبریک بگم به ماهم سری بزن
خیلی دوست دارم با هم رابطه داشته باشیم
bay
ارسال شده توسط متین معینی | December 4, 2009 11:52 AM
ارسال شده در December 4, 2009 11:52
سلام باباييي بيا جشن !!!
ارسال شده توسط فاطمه دختر شيطون بابا كامران | December 4, 2009 12:18 PM
ارسال شده در December 4, 2009 12:18
شايد زميني باشم
شايد دنيايي باشم
ولي دوستي داشتم آسماني
كه جاي من را آن بالا خالي نخواهد گذاشت...
ارسال شده توسط سجاد | December 4, 2009 2:26 PM
ارسال شده در December 4, 2009 14:26
سلام. وای من خیلی مشتاق بودم که با شما صحبت کنم. خوشحال میشم به وبم سر بزنین. بای
ارسال شده توسط حناس | December 4, 2009 2:57 PM
ارسال شده در December 4, 2009 14:57
متفاوت فکر میکنی ولی بعضی ها فکر میکنن متفاوتند .از این بعضی ها خوشم نمیاد ولی تو خوبی
ارسال شده توسط امیر علی | December 4, 2009 3:36 PM
ارسال شده در December 4, 2009 15:36
چه زود گذشت...
ارسال شده توسط setayesh | December 4, 2009 3:52 PM
ارسال شده در December 4, 2009 15:52
باتبریک عید غدیر/عید ولایت بر شما وهمه ی عاشقان....
------
"ملا نصرالدین" به روز فرموده شد:
دولت دهم مسئولیت سرودن غزلیات شمس را به خود شمس تبریزی محول می کند!!
ارسال شده توسط میرزاجلیل ثانی | December 4, 2009 5:43 PM
ارسال شده در December 4, 2009 17:43
سلاااااااااااااااااااام
خووووووووووبی؟؟؟
امیدوارم که باشی
به من هم سری بزن همش یه بار اومدیاااااااااا
از کیان هم بنویسیااااااااااااااااااااااااا
خدافس
ارسال شده توسط آلره | December 4, 2009 8:34 PM
ارسال شده در December 4, 2009 20:34
با سلام
من خواستم بهتون میل بزنم؛ ولی دیدم آدرسش را نگذاشته اید. نمیدونم اینی که اینجا مینویسم را اصلا خواهید خواند یا نه.
اگر آدرس ایمیلتون رو داشتم مقداری دقیق تر بحث میکردم. اما اینجا چون منظر عمومی است مجبورم یه مقدار محدودتر بنویسم.
کل حرف من این هست که شما الان که تو فرانسه هستی همه اش نچسب و از بدی ها و نقطه صعفهای اونها خبر بزن. سعی کن از نقاط قوت هم گفته باشی. ما که پای صدا و سیما مینشینم معمول گزارشهای خارجی اینه که مثلا فلان مشکل تو پاریس یا لندن با برلین مشاهده شده. اونجاها هیچ خبر، اتفاق، روش زندگی، عادت و ... خوب وجود نداره که برای ماها جذاب باشه؟
ارسال شده توسط عبدالحمید | December 4, 2009 9:16 PM
ارسال شده در December 4, 2009 21:16
سلام.. خ.بی....
خدا بیامرزتش...منظورتون از یحیی...همین آقای مهدوی هست؟؟؟...اگه الان زنده بود برای عید غدیر...(کا پس فرداست)بهت عیدی میداد....حیف ایران نیستی و گرنه خودم بهت عیدی میدادم...آخه منم سیدم.......
بگذریم....می خواستم یه چیزی بگم به نظر من شما اصلا این کامنت ها را نمی خونی....بله نمی خونی ...چون اگه می خوندی که جواب آدذم رو درست حسابی میدادی یا حداقل اگه نمی خواستی جواب درستی بدی یکم با حرفات آدم رو می پیچوندی ......صد دفعه گفتم اصالتت چیه...اگه واقعا این نظر ها رو میخونی و این کامنتها بی فایده نیست جوابم رو بده دیگه ...کفرم رو در آوردی بچه....اِاِاِ
ارسال شده توسط یه رهگذر | December 4, 2009 9:43 PM
ارسال شده در December 4, 2009 21:43
با سلام
روحشان شاد
تا شقايق هست زندگي بايد كرد...
ارسال شده توسط نعيمي | December 5, 2009 9:59 AM
ارسال شده در December 5, 2009 09:59
بنام خدا سلام اميد وارم كه خوب باشي وسلامت- كوچك شما جانباز منصور ميباشم كه نوشتم برایتان مشکل دارم و شما پنجشنبه بامن تماس گرفتيد وفرموديد با اقاي ... تماس بگيرم با اقاي ... تماس گرفتم گفت به اقاي نجف زاده بگو خودش با من تماس بگيرد وصحبت كند برادر گرامي اگر باعث زحمت شما ميشود بخدا راضي به زحمت نمي باشم خدا بزرگ است متشكرم
ارسال شده توسط منصور مهدوي نيا | December 5, 2009 10:43 AM
ارسال شده در December 5, 2009 10:43
به نام خدا
با سلام؛ ابتدا فرا رسيدن عيد غدير خم، عيد ولايت و امامت را خدمتتون تبريك عرض مي كنم. دوما ياد و خاطره شهداي رسانه را گرامي مي دارم. انشاءالله ما هم بتوانيم در راه هدف و ايمانمان به جلگه شهدا بپيونديم.
از اينكه به سايت شما سر زدم بسيار خوشحال شدم و انشاءالله باز هم خواهم آمد.
ملتمس دعاي خير
اللهم عجل لوليك الفرج
ارسال شده توسط عليرضا | December 5, 2009 10:47 AM
ارسال شده در December 5, 2009 10:47
خيلي زرنگيد اقا خيلي.
ارسال شده توسط آراد | December 5, 2009 11:05 AM
ارسال شده در December 5, 2009 11:05
چشم هایتان کجاست؟
باز چون همیشه ساکتیت
من ولی شنیده ام
در شبی که آسمان ستاره ای نداشت
ناگهان فرشتگان از کنارتان به آسمان پریده اند
از آن به بعد
آسمان این دیار را
بی ستاره هیچ کس ندیده است
...............................................
عیدتون مبارک
یـاعــلــی
ارسال شده توسط نگین | December 5, 2009 1:50 PM
ارسال شده در December 5, 2009 13:50
سلام داداش عیدتون مبارک. با چند گانه به روزم. و در این چند گانه دو عکس از مزار شهید علیرضا افشار و شهید سید یحیی مهدوی.
در عید ولایت برای من هم دعا کن !
به بانو و گل پسرتون هم سلام برسونید.
یاعلی
ارسال شده توسط زهرا_ض | December 5, 2009 3:06 PM
ارسال شده در December 5, 2009 15:06
سلام ... عيد سعيد غديرخم بر شما خجسته باد ...
شايد شما هم در جمع نخبگان پذرفته شويد ...
شايد اين جايزه بزرگ ... بزرگ و با ارزش براي شما باشد ...
اگه به درصد هوشي خود شك داريد ...
اگه حوصله نداريد ...
بي خيال دعوت به ماراتون هوش ...
" رخش ميبايد تن رستم كش ... "
اگه رستم ذكاوت رو داريد سوار بر رخش هوش يا علي بگوئيد وارد ميدان شويد ...
اميدوارم خودتون رو دست كم نگيريد و حداقل چند خوان از اين بازي رو امتحان كنيد ...
بعدا نگي من خبر نداشتم ...؟!
ارسال شده توسط تست هوش | December 5, 2009 4:50 PM
ارسال شده در December 5, 2009 16:50
سلام عهد کرده بودم برای خودشون کامنت نگذارم چون خیلی ها لیافت این رو هم ندارن که براشون کامنت بگذاری حتی مخالف اما عهده نکرده بودم با تو درد دل نکنم . این که از تمام کسانی که مدیران صداوسیما دراخبار ازشون حمایت کردن .جزو معدود افرادی هستی که لیافتش رو داشتی بقیه شون خودشون هم نخواهند فهمید که اگر تو و امثال تو و البته برخی مدیران با شعور و حرفه ای نبودین از گرسنگی میمردن .
ارسال شده توسط مملی | December 5, 2009 6:58 PM
ارسال شده در December 5, 2009 18:58
سلام
بزن ای دل. بزن ای دل. چه زیبا میزنی ای دل
بزن ای دل. بزن ای دل. تو از ما میزنی ای دل....
سانسورت بوی سکوت میدهد کامران جان!!!!
ارسال شده توسط سکوت | December 5, 2009 8:12 PM
ارسال شده در December 5, 2009 20:12
سلام. این روزها تمام وب ها، حرفها ،وحتی پیامک ها بوی گریه گرفته اند... واقعا عجیبه....
من حتی " از چه می گریم، نمیدانم!"
ارسال شده توسط ماه-ی | December 5, 2009 8:18 PM
ارسال شده در December 5, 2009 20:18
سلام داداش جونم
خوبی؟؟؟
گزارشات همه عالی تک بی نظیر
خسته نباشی
عیدتون مبارک{گل}
سالروز شهادت اصحاب رسانه و همکاران عزیزتون رو تسلیت میگم.ما رو هم در غم خودتون شریک بدونید
روحشون شاد
یا حق
ارسال شده توسط کیمیا | December 5, 2009 8:19 PM
ارسال شده در December 5, 2009 20:19
شب ها خدا را روی بام آهسته باید زد صدا
این روزها فریاد زیر آب می خواهد دلم...!
ارسال شده توسط صاد | December 5, 2009 8:22 PM
ارسال شده در December 5, 2009 20:22
راستی اینم یادم رفت بگم که با رفتن شما به خارج از کشور بعضی از همکاران حسودتان به دست و پا افتاده اند که همان موقعیت را به دست بیاورند. اما نمی دانند راه شما استعداد شما بود.اینها دارند پاچه می خارانند.قابل توجه سایتها.برای اینکه آدمها رو عمیق تر بشناسند نه این که صرفا هرکسی که معروف است رو متهم کنند . به هرحال براتون خوشحالم که از این جمع دورشدی . چه ا زجمع آدمهای نمک نشناس چه از جمع همین به ظاهر رفقایی که در اصل همشون از شما داشتند سواستفاده می کردن . امیدوارم وقتی برگشتید بازم گولشون رو نخورید . هرچند شما رو می شناسم و ازتون بعید نیست بازم گولتون بزنند . اینه دیگه . ادمهای معروف وقوی و صادق همیشه در معرض این سواستفاده ها هستند .
ارسال شده توسط مملی | December 5, 2009 9:24 PM
ارسال شده در December 5, 2009 21:24
چقد از چهار سال پیش همه چیز عوض شده
ارسال شده توسط آبجی سمیه | December 5, 2009 10:05 PM
ارسال شده در December 5, 2009 22:05
سلام داداشم. عیدت مبارک
باور داری که در روزگار ما ،زندگی کردن خیلی سخت تر از مردنه ؟؟
هروقت که سعی میکنی خودت را خیلی شاد و سرحال نشان بدهی می فهمم که یک اندوه بزرگ ،دلت را ابری کرده . در این دو سه ماه سفر هم مرتب این حس را داشتم که میخواهی یک چیزهایی را پشت چهره خندانت پنهان کنی.
صبور باش که سپیده نزدیکترین زمان به تاریکترین لحظه های شبه و تا حالا هیچ شبی ماندگار نبوده ....
یه سوال:
حالا این جواد کیه که آنتن شده ؟!؟؟
ارسال شده توسط سهراب | December 6, 2009 2:29 AM
ارسال شده در December 6, 2009 02:29
سلام علیکم
آقای نجف زاده خبرنگار محبوب
خسته نباشید
حقیر از بخش محروم و دور افتاده ، بنارویه لارستان فارس مزاحم اوقات شریف شما می شوم ، شهر ما با جمعیتی قریب به 12 هزار نفر وبا روستاهای تابعه 20 هزار نفر وتقدیم 56 شهید فاقد بیمارستان و ادارات ونهادهای دولتی میباشیم ، شما که بیشتر به مسئولین و دولتمردان نزدیکتر هستید تقاضا داریم که به هرطریق ممکن که میتوانید کاری کنید تا از نزدیک نمایندگان ویژه رئیس جمهور به مرکز بخش بنارویه لارستان بیایند ومشکلات ما را بررسی ومرتفع نمایند
از لطف والطاف شما برادر بزرگوار کمال تشکر رادارم
ضمنا : شهادت همسنگران رسانه ای شما را تسلیت میگویم
ارسال شده توسط خیراله هاشمی | December 6, 2009 3:33 AM
ارسال شده در December 6, 2009 03:33
سلام.آدرس ایمیل دارید؟لطفابه من بگوییدتااگرخواستم چیزی به طورخصوصی بفرستم
باسپاس
ارسال شده توسط شفیعی | December 6, 2009 10:11 AM
ارسال شده در December 6, 2009 10:11
سلام
عیدت مبارک
ارسال شده توسط سونیا | December 6, 2009 11:11 AM
ارسال شده در December 6, 2009 11:11
برکه ای به وسعت هفت دریا، اما! کدام برکه اینچنین پربرکت؟!
باران رحمت ولایت آنچنان این خم را پر کرده است که تاهمیشه
سرمستان عشق، سینه بدان می سایند و به جرعه ای از
سبوی یاد مقدسشان به وجد می آیند.
عید ولایت وامامت بر شما مبارک
_________________________________
امروز سالگرد سقوط هواپیماست... روحشون شاد!
ارسال شده توسط یاسمن | December 6, 2009 11:23 AM
ارسال شده در December 6, 2009 11:23
جشنواره نور در شهر لیون فرانسه آغاز شد.
به گزارش واحدمرکزی خبر به نقل از شبکه یورونیوز، هنرمندان سراسر جهان نمایشهای نوری خود را بیش از چهار روز روی دیوارهای بناهای این شهر به نمایش می گذارند.
این جشنواره هر سال از پنجم دسامبر در لیون برپا می شود و میلیونها نفر برای بازدید از این خلاقیتهای زیبا به لیون سفر می کنند.
امسال قرار است علاوه بر این نورپردازی ها مراسم آتش بازی نیز برگزار شود.
بیش از هفتاد نمایش نوری با صدا در مناطق مختلف شهر اجرا می شود. نمایشهای امسال اشاراتی به محیط زیست و کنفرانس کپنهاگ هم دارد.
ارسال شده توسط مملی | December 6, 2009 12:43 PM
ارسال شده در December 6, 2009 12:43
با عرض سلام خدمت دوست عزيز و گرامي...
باوجود اينكه ميدانم وقت شما بسيار كم است و اين بنده حقير خواسته بي جايي دارم ولي ميگويم تا شايد ترتيب اثر را ازسوي شما ببينم؟
با توجه به مسائلي كه در ماه هاي اخير برايم پيش امده و بي عدالتي هايي كه درحق من و چند تن از دوستانم پيش امده يك راه ارتباطي با خبر20:30ميخواستم تا بتوانم شايد از ان طريق احقاق حق كنم؟
با تشكر جواني ايراني با ارزوي داشتن حداقل ها....
ارسال شده توسط مهدي رنجبر | December 6, 2009 1:38 PM
ارسال شده در December 6, 2009 13:38
سلام آ....قا كامران چند روزي دلم هواي گذشته كرده بود ياد آرمان هاي تير خورده ي نوجوونيم حالم رو عوض كرده بود.رفتم حرم امام رضا(ع)بهتر شدم.عيد غدير هم يه كم بهترم كرد ولي كلا درد داشتم.انگار جاي تير خيلي عميق بود.مطلبت رو كه ديدم باز هم خيلي دردم گرفت!
ديگه غمگين نبينمت ها... به خانم سلام برسون از كيان هم برامون بگو.
ارسال شده توسط رويا | December 6, 2009 2:25 PM
ارسال شده در December 6, 2009 14:25
عالیه خسته نباشین
ارسال شده توسط fatemeh | December 6, 2009 3:01 PM
ارسال شده در December 6, 2009 15:01
salam
???????????????????????????????
ارسال شده توسط e | December 6, 2009 4:46 PM
ارسال شده در December 6, 2009 16:46
سلام
عیدولایت برعاشقان ولایت مبارک عیدشما مبارک
پایدار وموفق باشید.
ارسال شده توسط م.ت.م | December 6, 2009 4:57 PM
ارسال شده در December 6, 2009 16:57
سلام :
قرآن بجز از وصف علی آیه ندارد
ایمان بجز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه ی لطفش بنشینم
گفتا که علی نور بود سایه ندارد
عیدتون مبارک
---------------------------------------------------
این حادثه همیشه در ذهنمون ماندگاره با گذشت این چند سال هنوز گزارش این حادثه رو از یاد نبردیم هنوز چشمهای گریان و عکسها و صحبتها رو فراموش نکردیم هنوز افشارها یحیی ها و جان نثاریها را فراموش نکردیم مگر می شود از یاد برد آنهایی را که با ما بودن مگه میشه صبح ها تلویزیون رو روشن کرد ولی از خیرخواه یادی نکرد مگه میشه این روز و این حادثه رو فراموش کرد ...
روحشون شاد ...
یاحق
ارسال شده توسط ستاره ی شب | December 6, 2009 5:11 PM
ارسال شده در December 6, 2009 17:11
سلام
عيدتون مبارك... از طرف ما به خانواده محترم هم عيد رو شاد باش بگين...
ارسال شده توسط مهديه پوريادگار | December 6, 2009 5:43 PM
ارسال شده در December 6, 2009 17:43
بعد از مدت ها سلام
كوتاه اما بلند :
1-من براي سفره ي بي رنگ و بوي خانه ام / نان اگرچه نيستم ، آجر نبايد مي شدم
2-خدا از آن بالا لطف كن بيا پايين / چراكه من پسري سر به زير تر شده ام
3-شعر گفتن بدون تو سخت است / شعر من ، درد ِ مشترك دارد !
غزل :
هرچه مرهم مي گذارم بند مي آيد مگر / اي وطن خون دل از اروند مي آيد مگر !؟
چار پاره :
چاه ِ چشمت عمق ِ چنداني نداشت
غرق ِ بغضم كرد ــ يك حفره ــ مرا
من به تو اسلام آوردم ولي
گريه در مي آوَ رَد كفر مرا !
به روزم
و منتظر نظرات ارزشمند شما
با احترام
ياسر قنبرلو
ارسال شده توسط ياسر قنبرلو | December 6, 2009 7:41 PM
ارسال شده در December 6, 2009 19:41
جان من.جان خودت.جان یحیی.جان هر کی که دوستش داری دیگه گزارش اینطوری تهیه نکن.به تو امید داشتیم و بچه هایی مانند تو.این امیدها رو کمرنگ نکن.ما گفتیم تو دنبال عدالت رسانه ای هستی.دنبال اشکار کردن حقیقت.اما افسوس که دنبال لیونل مسی دویدی.مانند همون خبرنگاران زرد رنگ.به خدا این قدمت هیچ ارزشی نداشت.کاشکی ...
ارسال شده توسط عون | December 6, 2009 9:25 PM
ارسال شده در December 6, 2009 21:25
سلام آقای نجف زاده ی عزیز
مرسی بابت گزارش توپ طلاتون... خیلی خوب شد که فهموندی فوتبال ایران پفکیه... قابل توجه مسولین مربوطه!
ایشالا تو دیار غربت همیشه سلامت و شاد باشی
فعلا خدا تو را حافظ
ارسال شده توسط یاسمن | December 6, 2009 11:38 PM
ارسال شده در December 6, 2009 23:38
سلام
راست گفتنی فاصله ها کم کم دارند حریف خاطره ها می شوند...
یادشان گرامی..
به من هم سر بزن..دل نوشته ای برایشان نوشتم
ارسال شده توسط ***مریم/دل نوشته*** | December 6, 2009 11:38 PM
ارسال شده در December 6, 2009 23:38
سلام!
شهدای صدا و سیما بزرگند! خدا یا آنها شهدیند نیازی به آمرزش ندارند. نظری به کا کن!
آقای نچف زاده من زیاد وبلاگتون رو نمی خونم! الان دارم کامنت می ذارم تا ازتون انتقادی بکنم!
بابا، با مرام، با صفا، گل به خودی واسه چی می زنی؟ توی اون شرایط اگه هر سوال دیگه ای هم از مسی ( بازیکن بارسلونا) می پرسیدی که بهت جواب نمی داد!
من دل خوشی از فوتبال ندارم! اصلا فوتبال ما صفر! ولی انتقاد هم راه خودشو داره! این درست نیست اصلاً! برای انجام یه سری کارا بیشتر دقت کنید لطفاً!
ارسال شده توسط روح اله | December 7, 2009 1:13 AM
ارسال شده در December 7, 2009 01:13
سلام
نمی دونم چقدر تو حال و هوای ایرانی اما فردا 16 آذره تو 16 آذر ما دانشجوها آقا کامران کجاست و نظرش چیه
ارسال شده توسط رهگذر | December 7, 2009 3:11 AM
ارسال شده در December 7, 2009 03:11
امیدوارم هیچ وقت فاصله ها حریفه خاطره ها نشن!
غروبه غم انگیزی داشتن .
یادشان گرامی، باشد که روحشون قرین نور باشه!
ارسال شده توسط bahar | December 7, 2009 4:51 AM
ارسال شده در December 7, 2009 04:51
سلام
من یک دانشجوی معارف اسلامی و مدیریت گرایش مدیریت دولتی و سیاستگذاری عمومی دانشگاه امام صادق علیه السلام هستم...
از این به بعد سعی دارم در حد توان نظرمو در مورد گزارشها و دست نوشته هاتون بگم.
ارسال شده توسط حقجو | December 7, 2009 11:27 AM
ارسال شده در December 7, 2009 11:27
سلام ...روز دانشجو سر شار از دانش ....
و اما اصل مطلب ...
تحمل کن اگه حتی تحمل کردنش سخته
یه دانشگاه که آزاده دانشجوش بدبخته بدبخته !
تحمل کن اگه حتی تحمل کردنش سخته
یه دانشجو که آزاده تو پولداری چه خوشبخته !
تحمل کن اگه حتی تحمل کردنش سخته
یه دانشجو که آزاده موهای کله شم لخته !
تحمل کن اگه حتی تحمل کردنش سخته
.یه دانشجو که آزاده همه اش می لمبونه زغال اخته!
تحمل کن اگه حتی تحمل کردنش سخته
یه دانشجو که بی خوابه کتاباشم روی تخته !
تحمل کن اگه حتی تحمل کردنش سخته
.یه دانشجو که آزاده میون جزوه هاش، پر از رخته !
--------------------
.................. و این ماجراي تحملانه همچنان ادامه دارد ... !!!برای خوانش ادامه چیزک فی البداهه بنده به مناسبت روز محترم دانشجو لطفا هر چه سریعتر به این آدرس مراجعت نمایید ...
www.baharbahargool.blogfa.com
ارسال شده توسط ساناز منوچهري | December 7, 2009 12:50 PM
ارسال شده در December 7, 2009 12:50
سلام نازنین....
وااااااااااااااااای خدا..
چرا من گزارشاتون رو یه خط در میون می بینم
کی نشون داده این گزارش فال گیرها رو؟!
لا اله الا الله
بابا من که تمام سعی مو می کنم که همه اخبار ها رو ببینم
ای بابا
هر وقت میام اینجا می فهمم گزارش گرفتید من ندیدم حالم بد میشه
خیلی بد
اگه بدونی...
افسوس
نمیدونی...
ارسال شده توسط آدم برفی | December 7, 2009 3:02 PM
ارسال شده در December 7, 2009 15:02
سلام استاد ...
خوبید ؟
بلاخره کامپیوترم درست شد . ( صلوات!!!)
دوتا پستی رو که نخونده بودم الان خوندم .
اما این پست ! خدا رحمتشون کنه .
«ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را»؟
نیلوفر سیاه با " گاهی برای ماندن باید رفت " به روز شد .
منتظر حضور نیلوفریتون هستم .
ارسال شده توسط سمیرا | December 7, 2009 3:27 PM
ارسال شده در December 7, 2009 15:27
...
ارسال شده توسط شمس | December 7, 2009 5:49 PM
ارسال شده در December 7, 2009 17:49
سلام.
به روزم با روانشناسی ماهها.
ارسال شده توسط نرگس محمدی | December 7, 2009 6:17 PM
ارسال شده در December 7, 2009 18:17
salam .be shopma salam be yahya salam be ali salam aslan be donya salam .
donya bedan ma golhayeman ra be asman ferestadim ta be khoda salam konand ama digar nayamadannd kash ghoncheha salam kardan ra yad nagirand
ارسال شده توسط saeed | December 7, 2009 6:33 PM
ارسال شده در December 7, 2009 18:33
انگار اذر نیمه دوم نداردانقدر حرفهامان با یحیی گل انداخت که یادمان رفت باید بدون توقف شمرد و مرور کرد 15 یحیی 16شریعت
15خبرنگار 16 دانشجو
ارسال شده توسط وفا | December 7, 2009 7:26 PM
ارسال شده در December 7, 2009 19:26
بی ادبیم را ببخش.لحنم زشت بود.
ارسال شده توسط عون | December 7, 2009 8:18 PM
ارسال شده در December 7, 2009 20:18
عکس کامران نجف زاده در دهه 70 :
http://www.jahannews.com/images/docs/files/000080/nf00080791-1.jpg
چه با حل بودی قبلا حاجی :D
ارسال شده توسط مجتبی | December 7, 2009 9:18 PM
ارسال شده در December 7, 2009 21:18
نظر شخصی خودم اینه که قصد آقای نجف زاده این بود که مسی از فوتبال ایران بد بگه تا بفهمیم همیشه باید عیبمون گفته بشه تا اصلاح بشیم نه اینکه همش دنبال شنیدن چیزای خوب باشیم .
البته پرسیدن همچین سوالی کلی حتما یه جواب کلی هم داره اونم در حال عجله مخاطب
ارسال شده توسط مجتبی | December 7, 2009 9:33 PM
ارسال شده در December 7, 2009 21:33
غم تو قصه ي عشق است و با همه تكرار
به هر زمان و به هر جا و هر مكان تازه ست
.
.
.
.
.
.
.
ارسال شده توسط الهه ملك محمدي | December 7, 2009 11:07 PM
ارسال شده در December 7, 2009 23:07
سلام آقا کامران جای شما 16 آذر در ایران خالی بود اما دانشجوهامون گل کاشتند
ارسال شده توسط طاهره | December 8, 2009 9:23 AM
ارسال شده در December 8, 2009 09:23
سلام کامی
بازم تو با وجود اینکه دوری هنوز دوستاتو فراموش نکردی
خدا بیامرزتشون و خدا تورو برای ما نگهداره
ارسال شده توسط ترنم | December 8, 2009 9:44 AM
ارسال شده در December 8, 2009 09:44
سلام.
واقعا زمان چقدر سریع میگذره .من هنوزم وقتی یادشون میفتم گریم میگیره.
راست گفتی کامران جان:
منم همیشه حسرت جایگاه اونا رو میخورم.
روحشون شاد.
ارسال شده توسط هانیه | December 8, 2009 10:31 AM
ارسال شده در December 8, 2009 10:31
روزی که این اتفاق افتاد من و همکارام تا ساعت ها گیج بودیم و من برای آنان که برای ادای وظیفه شان و به خاطر سهل انگاری همیشگی و .. ..جان دادند تا مدتها عزادار بودم. یادآوری آن روزها دوباره اشک به چشمانم آورد، دوباره دلم لرزید. من هم یک خبرنگار ملی هستم و .. متاسفم برای همه چیزهایی که نمی توانم بگویم.
ارسال شده توسط سارا | December 8, 2009 1:47 PM
ارسال شده در December 8, 2009 13:47
مازیار ناظمی در وبلاگ خود عکسی از دهه هفتاد کامران نجف زاده همراه با ناصر خان حجازی را منتشر کرده و اظهار داشته هیبت کامران در دهه هفتاد هم دیدنی است.البته بنده چون از نزدیک هم مازیار خان ناظمی را میشناسم و هم کامران خان را به خود حق میدهم که بگویم عکسهای زیبا و دیدنی بسیاری از این جوان در آلبوم من موجود است . کسی که در جوانی سردبیر کیهان ورزشی میشود باید آنقدر توانایی داشته باشد که بتواند مصاحبه های ماندنی از بزرگان گذشته و حال فوتبال ایران تهیه کند. در خصوص این جوان میتوانم بگویم که یک انسان متعالی است همین بس که من در تمام دورانی که در خدمت ایشان کار میکردم. به بدخواهان خود هم میگفت:بنده خدا شاید نمیداند.
بارها از دهانش شنیدم که احترام به بزرگان را از وظایف خود میداند بیدلیل نیست امروز این جوان که سی سالگی خود را تمام کرده در بین سیاستمداران چپ و راست و حتی ورزشکاران و ورزشینویسان سایتها و وبلاگها بیشتر از آنکه فکر کنید دوست دارد چرا که دوستی را به معنی همفکری مطلق نمیداند. تنها چیزی که در این مدت دیدم او را ناراحت میکند بی انصافی آدمهایی است که هنوز دست چپ و راستشان را نشناخته برای معروفیت دست به هر کاری میزنند. در حالیکه این کارها توانایی ذاتی همراه با معرفت و مروت می خواهد تا پایدار بماند.
ارسال شده توسط asman | December 8, 2009 2:37 PM
ارسال شده در December 8, 2009 14:37
خدا رحمتشان کند
ارسال شده توسط گ | December 9, 2009 1:12 AM
ارسال شده در December 9, 2009 01:12
چه زیباست پرواز پروانه ها ..چه دیدنیست تامل در بالهای آن ها ... وچه ماندنیست یاد شهدا در ذهن ما...
ارسال شده توسط عنایت | December 9, 2009 2:12 AM
ارسال شده در December 9, 2009 02:12
از من اثری زسعی ساقی ماندس
وز زمزمه ی عطر اقاقی ماندس
وز باده ی دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی ماندس
دردناکترین و وحشتناکترین روزای عمرمون بود اون روزا....
الان دخترش 4 سالشه بدون اینکه حتی یه بار پدرشو دیده باشه :(
ارسال شده توسط فاطمه شاهینی | December 9, 2009 12:32 PM
ارسال شده در December 9, 2009 12:32
باشد که ماه شاید روزی..........
ارسال شده توسط سلطان غم | December 9, 2009 9:45 PM
ارسال شده در December 9, 2009 21:45
خدارحمت کند آنان را
بهترین واثربخش ترین کارکه قبرآنها راوهرمرده ای را بانورانی کردن مولکول های بدنشان آرامش میدهدقرآن خواندن برای آنهااست
البته بابرداشتی که من ازتحقیقات حمیده بیطرف وایموتودارم
وباآیات یسبح لله مافی السموات والارض ست است وقابل انطباق
ارسال شده توسط زیتون | December 13, 2009 8:51 AM
ارسال شده در December 13, 2009 08:51
گل اشکم شبي وامي شد اي کاش
همه دردم مداوا مي شد اي کاش
به هر کس قسمتي دادي خدايا!
شهادت قسمت ما مي شد اي کاش
ارسال شده توسط بهشت | December 13, 2009 1:22 PM
ارسال شده در December 13, 2009 13:22
گل اشکم شبي وامي شد اي کاش
همه دردم مداوا مي شد اي کاش
به هر کس قسمتي دادي خدايا!
شهادت قسمت ما مي شد اي کاش
ارسال شده توسط بهشت | December 13, 2009 1:23 PM
ارسال شده در December 13, 2009 13:23
یک عمر عملی را انجام دادیم و بعد اندیشیدیم ... چه می شود که یکبار هم که شده بیندیشیم و سپس عمل کنیم.
ارسال شده توسط ع...تنها...از لارستان | December 13, 2009 7:12 PM
ارسال شده در December 13, 2009 19:12
salam
age mishe in ra baraye 20:30 befrest
man addressi azashoon peyda nakardam:D
ya hagh
سلام
می خواستم خواهش کنم به مناسبت هفته ی پژوهش یه گزارش در مورد فعالیت انجمن های علمی دانشجویی کشور تهیه کنید
این تشکل دانشجویی که در راستاترین تشکل موجود در دانشگاه است همیشه مهجور مانده است
تشکلی است که بیشترین نفوذ را در بین دانشجویان و کمترین نفوذ را در بین مسئولین دارد
نظام همیشه در سخنان رهبری نشان داده که قصد پیشرفت علم را دارد به همین سبب از شما می خواهم گزارشی با این عنوان تهیه فرمایید
بیان چند نکته در این خصوص الزامی است:
1- انجمن های علمی کشور در هفته ی پژوهش سمینار های علمی بسیار زیادی برگزار کردند
2-امسال برای اولین بار و به همت شورای مرکزی انجمن های علمی کشور این برنامه بیش از پیش هم بود
3-برای اطلاعات بیشتر می توانید با کارشناسان انجمن های علمی وزارت علوم مصاحبه کنید
4-ضمنا شاید با گزارش چند آمار از هزینه های بسیار کم و بازده های بسیار زیاد این فعالیت دانشجویانی که در این زمینه فعالیت می کنند را دلگرم کنید
سایت های متعددی هستند که فعالیت های انجمن های علمی را منعکس می کنند
ارادتمند شما
عضو شورای مرکزی انجمن های علمی دانشجویی کشور
ارسال شده توسط حمید رضا حمیدی اصفهانی | December 14, 2009 2:16 AM
ارسال شده در December 14, 2009 02:16
کسی حرفای ما رو نمی فهمه پس درد دلتو پیشه خودت نگهدار...
هم سن های ما هم که همشون در گیره خروس قندیه آزادین ...پس بازم درد دلاتو پیشه خودت نگهدار... کسی حرفای ما رو نمی فهمه...
ارسال شده توسط حامد | December 14, 2009 9:51 AM
ارسال شده در December 14, 2009 09:51
شکلک دل شکستن
ارسال شده توسط محمدجواد | December 15, 2009 10:08 AM
ارسال شده در December 15, 2009 10:08
علیک سلام
البته یحی نیستم.
خدا رحمت کند آن پروانه ها را.
ارسال شده توسط محمد علینقیان | December 16, 2009 9:53 PM
ارسال شده در December 16, 2009 21:53
به نام نور
س.ل.ا.م
باز خوش به حال دوستای شما!مامان بزرگ وبابابزرگ من توی حادثه ی هوایی بهمن71 ازاین دنیاپرکشیدن تا حسرت دیدنشون تودلم بمونه وهیچکس هم ازشون یادنمیکنه چون19بهمن قبل ازاینکه روزسقوط هواپیماشون باشه روز پیوستن ارتش هوایی به مردم بوده!
ارسال شده توسط پریناز | December 29, 2009 4:38 PM
ارسال شده در December 29, 2009 16:38
سلام امروز براي اولين بار به وبلاگ شما آمدم.آخه از وقتي كه رفتيد ديگه حتي بيست و سي رو هم نمي بينم مگه ما چند تا از اين خبرنگار ها داشتيم. شما هم كه رفتيد.هر كجا هستيد موفق و پيروز باشيد.
اشك ماندگار:www.tanhatarinpary.blogfa.com
ارسال شده توسط اشك ماندگار | December 31, 2009 3:31 PM
ارسال شده در December 31, 2009 15:31
سلام
مثل همیشه گزارشاتون اشک تو چشم آدم جمع میکنه، و یه لبخند تلخ رو لبا مینشونه.
دلمون براتون تنگ شده شدیدا
کم پیدایین؟ پاریس سوژه ی گزارش کم دارین! یا گزارشاتون پخش نمیشه؟
ارسال شده توسط نجمه | December 31, 2009 9:49 PM
ارسال شده در December 31, 2009 21:49
تو هم که جات خوبه...! نیست؟
ارسال شده توسط کلاس اولی | January 3, 2010 2:19 PM
ارسال شده در January 3, 2010 14:19
چرا ادم های خوب از پیش ما میروند
ارسال شده توسط مهدیه معین زاده | January 20, 2010 11:27 AM
ارسال شده در January 20, 2010 11:27
سلام آقای نجف زاده گزارشهاتون همیشه تکه جاتون توی اخبار 20:30 خیلی خالیه هر دفه اخبار رو به امید شنیدن خیر با صدای شما گو ش میدم از این حادثه که دست کمی از حادثه بم نداشت خیلی ناراحت شدیم اون شب خدا خدا میکردم شما جزوشون نیاشید ایشالا با حضرت فاطمه محشور شوید ....مواظب خودتون توی اون کشور غریب باشید
ارسال شده توسط فاطمه | January 26, 2010 12:20 PM
ارسال شده در January 26, 2010 12:20