پیژامه شاید یکی از ملموس ترین و مظلوم ترین مصنوعات بشری باشد که دستپخت ما ایرانی هاست.اصل اصلش پای جامه بوده و بعد ها به انگلیس و روسیه و حتی فرانسه آمده و اینجا هم همان پیجامه می گویند.یعنی پیجاما می گویند. انواع مختلفی دارد.گل گلی،خال خالی و راه راه.
نمی دانم حالا اینکه اسمش به نام ما ثبت شده افتخاری دارد یا ندارد اما یک فرصت بررسی روانشناختی فراهم می کند که چرا اینقدر به پیژامه علاقه داشتیم!
مثل ژیان می ماند که خاطره مشترک ایرانی ها و فرانسوی هاست.
راستی ژیِان و پیژامه یک نقطه اشتراک دیگر هم با هم دارند:
با هیچ کدامش تا سر کوچه بیشتر نمی شود رفت!

نظرات (184)
فوق العاده ای پسر!
ارسال شده توسط نیاکان | November 23, 2009 4:17 PM
ارسال شده در November 23, 2009 16:17
دوستان در مجله های پر مدعا زود شروع کنند کپی برداریا.باز بهتون سوژه داد رییس ما.
ارسال شده توسط علیرضا | November 23, 2009 4:18 PM
ارسال شده در November 23, 2009 16:18
کامران جان دیدم عادل فردوسی پور اون دفعه برات کامنت گذاشته بود.لطفا این بابا را تحویل نگیر.می دونم خودت عاقل و متعهدی و تو این موضوع شک ندارم ولی به نظرم بعضی ها می خوان از چسبوندنشون به تو کارهای کاملا سیاسیشون رو زیر چتر ورزش توجیه کنن.
تو همیشه برای ایران کار کردی و بچه مسلمونی.دمت گرم.این مطلبتم مث همیشه عمیق تر از این ظاهر ساده بود.
ارسال شده توسط یک مخاطب | November 23, 2009 4:28 PM
ارسال شده در November 23, 2009 16:28
می دونی چرا ما تو دانشکده سر گزارش های تو بحث داریم.چون متفاوتی.من بهت می گم سهراب خبرنگارها.یک ترکیبی از شر و شور و جنجال و آرامشی.
ارسال شده توسط اسفندیار | November 23, 2009 4:51 PM
ارسال شده در November 23, 2009 16:51
ببخشید چه حسی داره بی بی سی بگه از محبوب ترین وبلاگ های ایران وبلاگ نجف زاده است؟
ارسال شده توسط کریم محمدیان | November 23, 2009 4:54 PM
ارسال شده در November 23, 2009 16:54
سلام
قصد سوژه یابی نیستم ولی این پیژامه توی عکس بجای راحتی باعث ناراحتیه؟
به نظر من ژیان صفر کیلومتر خیلی جذاب تر از یه لامبورگینی هست!
ولی در رابطه با پیژامه باید از آقایون پرسید که نظرشون چیه؟
البته تبادل فرهنگ از این نوع هم بد نیست
ارسال شده توسط بازیار | November 23, 2009 5:04 PM
ارسال شده در November 23, 2009 17:04
سلام داداشی عزیزتر از جان!
خوبی قناری!
امروز گزارشت را در خبر 14 دیدم شروعش فوق العاده بود خیلی هنرمندانه فوتبال را به موضوع اصلی گزارشت چسباندی.
راستی چرا وقتی مارادونای بزرگ و مسی توپ را با دست زدند هیچ کس اعتراض آنچنانی نکرد تازه گفتند این کار بر محبوبیت آنها افزوده اما حالا اینقدر از آنری با اخلاق و دوست داشتنی که معذرت خواهی هم کرد بد میگویند البته واقعا دلم برای ایرلندی ها سوخت اما عشق است فرانسه ، و به یاد زیدان بزرگ ...
بابای من هم روزی از این پیژامه ها می پوشید اما با آن در خانه هم نمیرفت برای همین دیگر نمی پوشد حالا از پیزامه برای ما فقط خاطره اش مانده هر وقت یادمان می آید فقط می خندیم.....
اگر میدانستم اصالتا ایرانی است بهش نمی خندیدم ....
دوستت دارم خیلی زیاد به گزارشات خیلی میاد!!!!
ارسال شده توسط شب شکن | November 23, 2009 5:26 PM
ارسال شده در November 23, 2009 17:26
دنیا دیگه مث تو نداره...نداره نمی تونه بیاره...
ارسال شده توسط باهنر | November 23, 2009 5:39 PM
ارسال شده در November 23, 2009 17:39
سلام مرد خبرنگار
عای بود.
راستی گزارش امروز خیلی زیبا بود.
ممنون
فعلا همین.......
ارسال شده توسط نرگس محمدی | November 23, 2009 6:06 PM
ارسال شده در November 23, 2009 18:06
سلام موسیوی عزیز...
ظهر چشممان به جمالت با گزارش فوق العاده ات روشن شد
و بلــه اینم از پیژامه... عجب نقطه اشتراکاتی دارند این فرانسوی ها با ایرانی ها؟!؟!؟!
خوش باشی عزیز
خدا تو را حافظ
ارسال شده توسط یاسمن | November 23, 2009 6:09 PM
ارسال شده در November 23, 2009 18:09
اول : سلام برادر جان
دوم : اصولا الان با پیژامه تا دم در هم نمیرن ، چه برسه به سر کوچه !
نمونه ی بارزش بابای خودم که حتما باید کت و شلوار رسمیش رو بپوشه بره دم در !!!!
سوم : خیلی جالبه که اونا هم میگن پیژاما .
چهارم : عکس بانمکیه . فکر کنم مال خشایار سریال زیرآسمان شهر بید . اگه اشتباه نکرده باشم .
پنجم : خدا خیرت بده پیژامه که باعث شدی داداش ما آپ کنه .
یاعلی
راستی !
جدی علاقه داشتیم (راه راه مخصوصا)؟؟؟؟؟؟
هر دو هم "ژ" دارن.ژیان و پیژامه
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | November 23, 2009 6:30 PM
ارسال شده در November 23, 2009 18:30
امروز دوم آذر است چند روز دیگر چهارمین سالگرد پرواز دوستان خبرنگار است
نکند در کامنتت از آنها یادی نکنی و ما باور کنیم که فاصله ها حریف خاطره هایت شده است..
ارسال شده توسط شب شکن | November 23, 2009 6:43 PM
ارسال شده در November 23, 2009 18:43
سلام .....
خب این هم یه جور ثبت اختراع ، خودش یه جور افتخاره ....
اصلا پیژامه بالا راحت نیست ....
ارسال شده توسط الناز. | November 23, 2009 6:59 PM
ارسال شده در November 23, 2009 18:59
سلام
ارذش هر کس به قدر منش اونه. و چه بزرگند انسان های آزاده. و چه آزاده اند انسان های صادق.
بزرگی ادم ها رو اعمالشون که تا چه حد بر مبنای درستی و صداقت بوده نشان خواهد داد. آیندگان ما را بر اساس حقیقت ارزش گذاری خواهند کرد پس آقای کامران نجف زاده حداقل با خود صادق باش.
ارسال شده توسط آزاده | November 23, 2009 9:12 PM
ارسال شده در November 23, 2009 21:12
سلام!
بالاخره ما ایرانی ها برای داشتن ذهنی باز باید از البسه ی راحتتری استفاده کنیم!
نمیدونم دغدغه اصلی شما برای این مطلب چیه؟؟؟
ارسال شده توسط ترنم | November 23, 2009 9:18 PM
ارسال شده در November 23, 2009 21:18
سلام......................
ارسال شده توسط زهرا | November 23, 2009 9:51 PM
ارسال شده در November 23, 2009 21:51
هومم ... حالا یه کلمه پیدا شده که از فارسی رفته به زبانهای غربی ها! این همه کلمات ترکی و عربی ریخته توی زبان فارسیتان هیچ به روی خودمان نیاوردیم جمیعاً!
سلام خبرنگار محبوب قلبها.
خوبین؟
ارسال شده توسط سوسن جعفری | November 23, 2009 10:17 PM
ارسال شده در November 23, 2009 22:17
سلام کامی جون
منم موافقم پیرژامه این عکس زیاد با روحیه ی ما سازگار نیست ما راحت طلب تر از این حرفاییم.
انگلیسی ها هم paradise شونو از پردیس ما گرفتن.
البته بده بستون زیاد داریم :)
ارسال شده توسط برمودا | November 24, 2009 12:38 AM
ارسال شده در November 24, 2009 00:38
سلام کامران جان
میدونی چرا علاقه داشتین؟
چون وقتی میپوشین احساس آزادی میکنین....
چونمردا خیلی کم احساس آزادی می کنند.
ارسال شده توسط shady | November 24, 2009 9:05 AM
ارسال شده در November 24, 2009 09:05
سلام داداشي كامران خودم! خوبي داداشي ؟! خوشي؟!
خانواده خوبند انشالا؟!
دلم برات يه جيگيلي شده !
من اخبارا رو مي بينم ولي ظاهرا بيشتر ظهرا هستي كه من دانشگاهم ! چون مامانم و داداشيم هر روز به من پز ميدن كه وقتي من دانشگاه بودم تو رو ديدند !
ديشب انقدر با خدا راز و نياز كردم كه وقتي برگشتم خونه تو بيست و سي ببينمت ولي ظاهرا سر خدا خيلي شلوغ بود!نشد كانكت شيم ! خطا دوباره قاطي كرده ! ايرانسل و همراه اولشم توفير زيادي نميكنه!
و يك مسئله ي ديگر :
از اون روزي كه با دراكولا پريدي هر روز خوشتيپ تر از ديروزت ميشي ! چرا؟!
و ديگر اينكه:
ديشب كه از دنداندرد بيدارشدم اين را برايت نوشتم, 3 نيمه شب بود:
تمام اطلاعات پزشكي يك مهندس ترم اولي :
حالا كه رفته اي دنداندرد گرفته ام!
تا اين جا بودي مسكن تمام دردها بودي!
مثل بروفن , ناپروكسن يا ژلوفن 200نه !شبيه ژلوفن 400 هم نه !!!!تو حتي موثر تر از novafan هستي!
آها... فهميدم تو شبيه ترامادولي !شبيه كه نميشود گفت ...تو خود ترامادولي !
شايد گاهي اوقات درد بي درديم را با يك گزارش تلخ تسكين ميدادي!
ولي حالا 2/3 ماه است كه رفته اي هر مسكني كه باشد حتي اگر فرانسوي الاصل باشد تا حالا اثرش خنثي شده !
چه برسد به مسكن ايراني الاصل من !
تمام زخم هايم دوباره سرباز كرده اند!
دوز اين گزارش هاي از راه دورت را لطفا كمي بيشتر كن!
تنگ شده است اين دلم ترامادول من !
اينم از اين !
مراقب خودت و خانواده ي گلت باش !
شاد و خوشحال باشيد
ارسال شده توسط سارا نصيريان | November 24, 2009 9:27 AM
ارسال شده در November 24, 2009 09:27
یک وجه تشابه بسیار مهم دیگه ای که داره. هر دوش بسیار مورد علاقه ما اصفهانیاست. حتما دقت کردی تعداد این سواری 2 سیلندر را در اصفهان. زیر شلواری هم که خودت باید بیایی و ببینی.
ارسال شده توسط عماد | November 24, 2009 9:29 AM
ارسال شده در November 24, 2009 09:29
عالی مثل همیشه خوشم میاد کار نداری کی چی میگه کار خودت رو میکنی ، اعتماد به نفس در حد المپیک . البته یه نیم نگاهی هم داشته باش به راهی که امدی تا هم قدر امروزت را بدونی و هم از گذشته درس بگیری .در هر صورت شاگرد اول کلاس خبرنگاری هستی داداش شک نکن فقط یه لطفی کن و همیشه شاگرد بمون تا چیزهای جدید یاد بگیری نه استادی که فکر میکنه علامه دهر است و .... !!!!!!
ارسال شده توسط مهرگان | November 24, 2009 10:06 AM
ارسال شده در November 24, 2009 10:06
بالاخره سلام
همیشه سر می زدم ولی حال و حوصله نوشتن نداشتم اما این یکی
خیلی قشنگ بود
مثل همیشه... نه مثل قدیما!!! تک،نجف زاده ای!
خوش به حال زاویه دیدتون!
امیدوارم اونجا حسسسسسسسسابی بهتون خوش بگذره آقای خبر نگار عزیز
ارسال شده توسط aashena | November 24, 2009 10:09 AM
ارسال شده در November 24, 2009 10:09
سیب زمینی هم تو غذا ها خودش غذاییه
مخصوصا آب پزش.
تو گزارش ها هم این گزارش به نظر من یه همچین نسبتی با بقیه داره.
ارسال شده توسط تماشا | November 24, 2009 11:25 AM
ارسال شده در November 24, 2009 11:25
سلام
راه راهش مال لرهاست.
راستی از دکتر پیر صوفی خبری دارین؟
ارسال شده توسط لرها | November 24, 2009 11:33 AM
ارسال شده در November 24, 2009 11:33
سلام
من دیگه علاقه ای به اخبار های تلویزیون ندارم به جز گزترشهای شما به خاگر همین 10 تا یکی می بینمشون.بیشتر از اینجا پی گیرتون هستم
موفق باشید
ارسال شده توسط بهاره | November 24, 2009 11:56 AM
ارسال شده در November 24, 2009 11:56
با سلام
قرار نبود به فرانسه اينقدر گير بدي
ولي وقتي گير ميدي ما حال ميكني
من يك نقطه اشتراك ديگر برايشان پيدا كردم
كه هر دو داراي حرف فارسي اصيل (ژ) هستند
ارسال شده توسط علي اكبري (آج انار) | November 24, 2009 12:00 PM
ارسال شده در November 24, 2009 12:00
سلام.
پیژامه! منم پیژامه می پشم ولی ساده اش نه راه راه ش را.
عالی می نویسید.
ارسال شده توسط علی سنجری | November 24, 2009 12:18 PM
ارسال شده در November 24, 2009 12:18
دلا همه بیقرار عشقن ---- اما عشقه که واسه تو بی قرارهههههههههههههههههههههههههههههههههههه
سلام داداشی چطوراتی
؟
ارسال شده توسط وحیده*(آلره)* | November 24, 2009 12:59 PM
ارسال شده در November 24, 2009 12:59
سلام عمو كامران .خيلي جالب درباره ش توضيح دادين.مخصوصا جمله آخريه رو خوب اومدين .ما هم چه نقطه اشتراك هايي با اين فرانسوي ها داريم...خداحافظتون باشه...
ارسال شده توسط Eli | November 24, 2009 1:29 PM
ارسال شده در November 24, 2009 13:29
سلام آقای نجف زاده.به میمنت ومبارکی روزنامه همشهری راتوقیف کردند.بهت نگفتم درخت روباتبرمی زنن؟
ارسال شده توسط منصوره شفیعی-سحرجاویدی | November 24, 2009 1:51 PM
ارسال شده در November 24, 2009 13:51
سلام آقا کامران
فقط میتونم بگم مثل همیشه عالی و تک!
موفق باشین
یاعلی
ارسال شده توسط نگین | November 24, 2009 2:30 PM
ارسال شده در November 24, 2009 14:30
سلام من از طرفداران سر سختتونم همیشه به سایتتون سر می زدم امروز ایمیل ساختم و خیلی خوشحالم که تونستم حرفام بزنم همیشه منتظر گزارشات و صدای دلنشینتون بودم حس عجیبی دارم وقتی صداتون می شنوم دانشجو هستم عکستون تو کلاسورم همیشه همرامه اهل یزدم حسرت این میخورم که وقتی به شهرم اومدین نتونستم از نزدیک ملاقاتتون کنم وقتی شنیدم عازم فرانسه شدین خیلی ناراحت شدم.
ارسال شده توسط سمیه اللهیاری | November 24, 2009 2:44 PM
ارسال شده در November 24, 2009 14:44
سلام کارمان خان جان
با اینکه میدونم بازم مثل همیشه پیام من رو نمایش نمی دی ولی بازم سلام گرم ما را پذیرا باش /
خدارحمت کنه مادربزرگم رو وقتی حرف می زد نصف کلماتش انگلیسی بود /
ولی خودمونیم ها پای جامه قشنگتر از پیجامه است /
بای
ارسال شده توسط نسترن | November 24, 2009 3:14 PM
ارسال شده در November 24, 2009 15:14
از خودت بنویس داداش .
از سفر...دل نوشته هات...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | November 24, 2009 3:33 PM
ارسال شده در November 24, 2009 15:33
واقعا که طرز فکرت پائین هست به درد داخل کشور نمی خوردی که دیپورتت کردن .متاسفم
ارسال شده توسط mey | November 24, 2009 3:39 PM
ارسال شده در November 24, 2009 15:39
باز الان هفته دیگه مجله...جوان سوزه شما را کش می ره و بعدش هم فرار به جلو می کنه یه تمشک می ده.این آقای فرید الدین حداد عادل با این سبزی فروش ها چه می کنه اونجا؟
ارسال شده توسط دکتر حسینی | November 24, 2009 4:28 PM
ارسال شده در November 24, 2009 16:28
خدا رو شكر كه همين پيژامه با عث شد آپ كني
راستي خبرنگار محبوب من
از دست طرفداران بي انصاف دلخوري انگار
......................
..........................
.............!!!؟؟
بقيه اش سانسور شد
ارسال شده توسط ...!!!... | November 24, 2009 4:37 PM
ارسال شده در November 24, 2009 16:37
امشب نمیدانم چرا صدای تپش های قلبم مرا آزار نمیدهد...
امشب آرامم...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | November 24, 2009 4:43 PM
ارسال شده در November 24, 2009 16:43
بيچاره اين باجناقت من نديدمش ولي بايد خيلي مظلوم باشه جنابعالي عادت داريد به اين دست آدمها گير اساسي بدي ؟
ارسال شده توسط يک دوست | November 24, 2009 6:00 PM
ارسال شده در November 24, 2009 18:00
راستی عکسِ کیه پیژامه تنش کرده؟
ارسال شده توسط یه دوست که قبلاآ نظر داده | November 24, 2009 6:02 PM
ارسال شده در November 24, 2009 18:02
سلام ترامادول!
از صبح كه اومدم وبلاگت دندونم بهتره !
الان سرم درد مي كنه !اين جاست كه آدم ميگه نمونه ي داخلي داروي ترامادول عوارض جانبي داره!
شوخي كردم عزيز!
دلم برات تنگيده ترامادول ايراني الاصل من!
مراقب خودت و خانوادت باش!
شاد و خوشحال باشيد
ارسال شده توسط نصيريان | November 24, 2009 6:36 PM
ارسال شده در November 24, 2009 18:36
سلام کامران جان.همه حالم رو ريختم در اين بيت.
تورا ناديدن ما غم نباشد
که در خيلت به از ما کم نباشد
ادکلنهاي فرانسوي هم سوژه خوبيه که ميتوني روش کار کني.
1ـ ادکلن هاي فرانسوي در همه جاي دنيا از جمله ايران خيلي طرفدار داره. حتي امام از ادکلن فرانسوي تيروز استفاده ميکرده و به تبع او رزمندگان هم سراغ اين ادکلن مي رفتند. من در نمايشگاهي ادکلن تيروز رو در کنار اشياي شخصي يک شهيد ديدم.
2ـ انگليسيها که کل اساسي با فرانسوي ها دارند، براي اينکه عقده شون رو از شهرت ادکلن فرانسوي خالي کنند، ميگند چون فرانسوي ها بد بو هستند براي همين صنعت ادکلن سازي شون گل کرده.
موفق باشي. به اميد ديدار
ارسال شده توسط ايوب | November 24, 2009 7:17 PM
ارسال شده در November 24, 2009 19:17
سلام
جالب بود.من اينو از مدت ها پيش ميدونستم ولي به هر كي ميگفتم باور نميكرد...
كلي سر اين قضيه ناراحت بودم ولي حالا خوشحالم كه شما مطرحش كرديد...
توفيق رفيق راهتان...
ارسال شده توسط طالب | November 24, 2009 8:17 PM
ارسال شده در November 24, 2009 20:17
سلام
چند وقتیه خبرهای تلویزیون را پیگیری نمی کنم؛ قبلا سخت پیگیر گزارش های جنجالی و نابتان بودم اول خبر 22 شبکه 3 و بعد 20:30 شبکه 2.
تنها چیزی که این چند وقت دلم برایش تنگ شده گزارشهای شماست!
امروز لینک وبتون رو که دیدم نتونستم دربرابر کلیک نکردن مقاومت کنم!
پست جالبیه !
اما پیژامه لغتی که از ایرانی ها گرفتند(پای جامه) و بعد از تغییر باز ،تغییر یافته اش بین ایرانی ها رواج پیدا کرد...(راحتی اش را باید از مصرف کنندگان پرسید!!D:) و ژیان که جای بسی حرف و ضرب المثل دارد!
موفق باشید.
ارسال شده توسط N@taly | November 24, 2009 9:55 PM
ارسال شده در November 24, 2009 21:55
سلام
خسته نباشین آقای نجف زاده.
میدونم سرتون شلوغه زیاد مزاحم نمیشم.
تو پست قبلیتون نظر داده بودم ولی نظر منو اشتباها با اسم و وبلاگ یکی به اسم "سئوال" نمایش دادین و زیر اسم من مطلب دیگه ای نمایش دادین. به هر حال ممنون که نمایش دادین.
ایران به آزاد اندیش هایی مثل شما نیاز داره.
به امید روزی که مهدی (عج) سکوت ها رو فریاد کنه!!
خدانگهدار.
ارسال شده توسط سکوت | November 24, 2009 10:06 PM
ارسال شده در November 24, 2009 22:06
سلام
اقای نجف زاده شما دنبال شکار لحظه ها هستین بهتون پیشنهاد میکنم یه سری به شهر ما بیایین چون نیاز نیست لحظه شکار کنین با دوربین روشن تو خیابان حرکت کنین که لحظه لحظهاش درد و رنج است.
اگه دوست داشتین آدرسشو بهتون میدم
من دوباره میام
خدانگهدار...
ارسال شده توسط سکوت | November 24, 2009 10:19 PM
ارسال شده در November 24, 2009 22:19
سلام آقا کامران گل.....اصلا شما پیژامه میپوشید؟؟؟؟!!!ساده یا راه راه یا گلدار؟میخوام واسه تولدتون یه پیژامه خوشگل بفرستم ....خنده.هر جا هستید سلامت باشیددر پناه خدا.یا علی مدد
ارسال شده توسط فاطمه السادات | November 24, 2009 10:55 PM
ارسال شده در November 24, 2009 22:55
سلام.
1.سرعت اینترنت در پاریس چه جوریه؟کمه،زیاده؟فکر کنم کارتی دیگه در اونجا نباشه!
2.در مورد نوشتن در مورد پیژامه باید از یکی که پیشکسوت اینکاره باید اجازه بگیری،متوجه نشدی؟منظورم جناب آقای سید علی میرفتاح است دیگه و آن ستون های زیبایش در روزنامه شرق-قلندران پیژامه پوش-.
3.همشهری رو هم که توقیفش کردند و البته اعتماد امروز خبر های "خطرناکی" نوشته بود؛امکان توقیف اعتماد هم هست.خدا بخیر بگذرانه!
ارسال شده توسط علی سنجری | November 24, 2009 10:57 PM
ارسال شده در November 24, 2009 22:57
یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کند بشه
نه اینکه هیزمش زیاد بشه ، تبر ما انسان ها باور هامونه ، نه آرزوهامون . . .
ارسال شده توسط یاسمن | November 24, 2009 11:36 PM
ارسال شده در November 24, 2009 23:36
سلام
چه سوژه بامزه اي....
عكسه بامزه تر....
......................
راستي من الان دوهفته اي ميشه كه دارم ميرم كلاس زبان فرانسه....عجب زبونيه....دست عربي رو از پشت بسته.....برا همه چيز مذكر و مونث دارن....تو مكالمه ام همش اشكالم تو همينه كه يادم ميره مذكر رو براي مذكر و مونث رو براي مونث استفاده كنم....دعا كنيد موفق بشم
ارسال شده توسط سندس دختري در جست و جوي حقيقت | November 25, 2009 12:40 AM
ارسال شده در November 25, 2009 00:40
مدل پیشرفته!
از اتفاق چون سرباز زاهدان هستم.البت سرباز از جان گذشته.از 4راه رسولی معروف نوعی پیژامه خریدهام که واقعا احساس راحتی را دو چندان میکند.برای خودش هم کلاس دارد.از دو جب کنار تا جیب پشت شلوار که چسب هم دارد .شاید با این امکان جیب پشت که حتما سازنده آن را بعنوان جاکیفی گذاشته است بشود تا سر کوچه که خیچ
تا خود بازر هم رفت
قیمتش هم با تخفیف 2000بیشتر نبود
ارسال شده توسط احسان شاهپیری | November 25, 2009 1:47 AM
ارسال شده در November 25, 2009 01:47
سلام آقای نجف زاده
من برخلاف همه این دوستان میخوام خدمتت بگم که اصلا دیگه باهات ارتباط برقرار نمیکنم. یه زمان برام اسطوره بودی. مثل شخصیت خودم ساختارشکن و جسور و متنوع و صاحب سبک. اما بعد از انتخابات بنظرم تو باختی. آره کامران خان! تو توی امتحان سربلند بیرون نیومدی. من جات بودم شاید از صداوسیما استعفا نمیکردم اما زرتی هم نمیرفتم پاریس! نمیدونم تبعید شدی یا خودت اینطور خواستی. اما درهرحال من بعنوان یه جوون ایرونی ترجیح میدم الگوهام و عزیزام استاد شجریان و امثالهم باشن تا شما و حس میکنم زودم فراموشت خواهم کرد ...
توی خلوت های غربتت یعنی توی حس نوستالوژیات بشین یه کم فکرکن. فکر و وجدان قاضی خوبیه. خدانگهدار
ارسال شده توسط سرو سبز | November 25, 2009 2:37 AM
ارسال شده در November 25, 2009 02:37
سلام داداش گلم
خسته نباشی
یکی دو روزی ازت خبری نبود داشتم با خودم میگفتم فرانسه بی سوژه شده یا خدایی نکرده چشم من شور بود که دیگه گزارش نداری. اما امروز ظهر که دیدمت کلی خدا رو شاکر شدم که هم خوبی هم من خوب شدم با دیدنت. بقول سارا جون ترامادلی اما من میگم novafen چون تاثیرش بیشتره البته روی من. گزارش هات تک بود که سوژه یابی هم اضافه شد بهش. این مطلبت شاهکاره. نمی دونستم فرانسوی ها هم پیژامه دارن و می پوشن. ایرانی ها که کلی کلاسشون رفته بالا و دیگه کسی از این پیژامه های راه راه و حتی ساده هم نمی پوشن. افت داره واسشون. تو خونه هم با شلوار کت شلوارشون هستن.
داداشی جونم مراقب خودت و خانواده ات باش
دوست دارم خیلی خیلی زیاد
به حرف و کامنت حسودها هم توجه نکن
همیشه موفق و سربلند باشی
علی یارت
ارسال شده توسط سوگند | November 25, 2009 3:38 AM
ارسال شده در November 25, 2009 03:38
سلام.پیژاما گفتنش جالبه
راستی شنیدم فرانسوی ها دامن می پوشند . رسمیه یا غیر رسمی؟ کجاها؟
ارسال شده توسط سهراب | November 25, 2009 6:25 AM
ارسال شده در November 25, 2009 06:25
سلام همیشه تکی آقا کامران مثل گزارشهای تک و نابت امیدوارم در تمام مراحل زندگیت موفق باشی
ارسال شده توسط طاهره | November 25, 2009 8:04 AM
ارسال شده در November 25, 2009 08:04
ا...راست گفتن اقا ایوب...
منم چندوقته مدام میخواستم بگم که از ادکلن های فرانسوی گزارش بگیری که شخصا من یکی خیلی طرفدارشونم اما یادم میرفت...
اون تیروز هم نمیدونستم فرانسوی چون سالهاست بابام کنار ادوکلن های دیگه اش ، همیشه استفاده میکنه...
حالا گزارشم نگرفتی...سوغاتی یادت نره...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | November 25, 2009 8:44 AM
ارسال شده در November 25, 2009 08:44
هميشه ساده ترين چيزا پره حرفن......
توجهت به همين ريزا...
توجهت به همين به ظاهر ساده هاي زود گذر....
باعث ميشه ازت ساده نگذرن.....
علي يارت
ارسال شده توسط بهار | November 25, 2009 9:36 AM
ارسال شده در November 25, 2009 09:36
خورشيد عاشقانه غروب ميكند در مدار خويش ..
مائيم كه پا جاي پاي خويش مي نهيم و غروب ميكنيم هر بسي...
ارسال شده توسط بهار | November 25, 2009 9:42 AM
ارسال شده در November 25, 2009 09:42
سلام
اومدم بگم در آپ جدیدم نظرم درباره ی یه سری از افراد که لینکشون کردم گفتم و شما هم در این آپ هستید. خوشحال میشم سر بزنید و سوالم رو جواب بدی!
ارسال شده توسط زهرا_ض | November 25, 2009 10:02 AM
ارسال شده در November 25, 2009 10:02
این مطلبتون
منو یاد این میندازه که انسان ها باید ساده زیست باشن
راستی شما خبرنگارا چرا به وبلاگای ما مردم عادی سر نمیزنید
من اینقدر شاد میشم
وقتی همکاراتون میان تو وبلاگم
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
ارزودارم معروف بشم هچنان
ارسال شده توسط وحیدبهروز | November 25, 2009 10:15 AM
ارسال شده در November 25, 2009 10:15
کامران جان سلام
یاد سفر بندر عباس و یاد خیلی چیزهای دیگر به خیر .
در ضمن وقتی به میدان باستیل و موزه لوور و برج ایفل و دانشگاه سوربن و ... می روی به یاد من هم باش .
یک سوژه خوب بهت بدهم ؟ یک سری به خانه مرحوم مغفور ویکتور هوگو در آن میدانک بزن و یک گزارش بگیر . اگر منو ببری ، با هم این سوژه رو می گیریم . باور کن می ارزه !
[گل]
ارسال شده توسط تقی دژاکام | November 25, 2009 11:26 AM
ارسال شده در November 25, 2009 11:26
عکس بانمکی بود خیلی
ارسال شده توسط آبجی سمیه | November 25, 2009 11:45 AM
ارسال شده در November 25, 2009 11:45
سلام حاج آقا
مثل همیشه عالی و با حال بود
می دونم سرتون خیلی شلوغه ولی اگه وقت داشتید به ما هم سر بزنید
التماس دعا
ارسال شده توسط حسین نژاد | November 25, 2009 12:16 PM
ارسال شده در November 25, 2009 12:16
سلام
یه نوع دیگه هم داره موسوم به "مامان دوز!!"
مدتها بود نکامنتیده بودم!
منو که عمرا یادت بیاد...بی خی! مهم نی!
نمیدونم شاید مردم فرانسه بیشتر نیاز داشتند که یاد سهرابو شریعتی بیفتند!!که تو رفتی اونجا.... میدونی اخه من با دیدن تو یاد این دوتا میفتم!نمیدونم چرا...اما مدتهاست این حسو دارم! از وقتی شناختمت!
هـــــــــــــــــی روزگار!
عجب روزگاری بودا!
سبز باشی دوست جون!
وسلامت..
ارسال شده توسط ناشناس | November 25, 2009 12:48 PM
ارسال شده در November 25, 2009 12:48
میگم شما فقط عادت داری یه کامنت از هر نفر تایید کنی! (شکلک شوخی)
ارسال شده توسط زهرا_ض | November 25, 2009 1:29 PM
ارسال شده در November 25, 2009 13:29
این نیز بگزرد
سلام.
خیلی باحالی
یک هفته ای هست گزارشی ازتون ندیده ام حیف.
آب در کوزه و ما تشنه لبانیم!
ارسال شده توسط rafigh | November 25, 2009 1:46 PM
ارسال شده در November 25, 2009 13:46
دارم به بحثهایی که با زنم سر خرید مدل پیژامه ام داشتم فکر میکنم!
خشایار مستوفی خیلی در نهادینه شدن این فرهنگ کمک کرده به مردم ما! والبته شما با بررسیهای موشکافانه ای که درباره اشتراکات ما و فرانسویها دارید!!!
ایران! و فرانسه!!
ارسال شده توسط حمیدرضا | November 25, 2009 1:48 PM
ارسال شده در November 25, 2009 13:48
ضرغامی: در دنيا هيچ راديو و تلويزيوني به اندازه صداوسيماي جمهوري اسلامي دولت مستقر خود را نقدنميكند
حاضران در جلسه همی بگفتند، كه پس از بیان این جمله قصار، خلق همی بسیار خندیدن بکردی و چون این جمله به گوش فکاهی نویس بزرگ زمانه، خواجه ابراهیم نبوی، همی رسیدندی، وی قلم خود را همی بشکستی و بانگ بر آورد، تا چنین طنازانی بر روی این کره خاکی بزیند، من خود را لایق دست به قلم بردن، ندانستندی
قابل توجه اونایی که نه صدای معترضین نتایج انتخابات رو شنیدن نه دیدنشون
خوشحال می شم اگه دلیل کارت رو یه کوچولو واسم توضیح بدی
ارسال شده توسط افسرده | November 25, 2009 2:35 PM
ارسال شده در November 25, 2009 14:35
مث ِ خودت حرفه ای بود پسر :دی
ارسال شده توسط Do seFr Do | November 25, 2009 3:46 PM
ارسال شده در November 25, 2009 15:46
سلامممممممممممممممممممممممم
خیلی عالیه
بابا خبرنگار
ارسال شده توسط لیلا نادعلی فر | November 25, 2009 4:08 PM
ارسال شده در November 25, 2009 16:08
...............
سلام آقای خبرنگار
فرانسه خوش میگذره؟ جاتون خالیه اینجا.
التماس دعا
ارسال شده توسط فرزانه | November 25, 2009 5:44 PM
ارسال شده در November 25, 2009 17:44
روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد...
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت...
روزی که کمترین سرود بوسه باشد...
و هر انسان برای انسان دیگر برادری است...
روزی که دیگر در های خانه شان را نمی بندند...
قفل افسانه ایست و قلب برای زندگی بس است...
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی...
روزی که آخر هر حرف زندگی است...
تا من به خاطر آخرین شعر رنج سخن نبرم...
روزی که هر لب ترانه است تا کمترین سرود بوسه باشد...
روزی که تو بیایی و برای همیشه بیایی...
و مهربانی با زیبایی یکسان شود..
روزی که ما دوباره برای کبوتر هایمان دانه بریزیم...
ومن آن روز را انتظار میکشم...
حتی روزی که دیگر نباشم...
احمد شاملو
سخن آخر :اللهم عجل الولیک الفرج
یا حق
ارسال شده توسط هدیه محمودی | November 25, 2009 6:25 PM
ارسال شده در November 25, 2009 18:25
سلام داداشی
اختلاف زمانی فرانسه با ایران چند ساعته ؟
دلمون واست تنگ شده داداشی {گریه}
درسته که خبرنگاری کار سختیه و زحمت میشه واست اما اگه میشه هر روز گزارش داشته باش واسه پخش. لطفا
مراقب دل مهربونت باش {گل}
ارسال شده توسط سوگند | November 25, 2009 8:01 PM
ارسال شده در November 25, 2009 20:01
سلام داداش کامران
توروخدا به وبلاگم سر بزن نظر بده خیلی وقته چشم به راهت هستم
که یه کامنت بزاری برام
ممنونم
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
ارسال شده توسط وحیدبهروز | November 25, 2009 9:36 PM
ارسال شده در November 25, 2009 21:36
چقدر بده یه نفر کامنت بزاره بعد بیاد ببینه اثری ازش نیست!!!1
ارسال شده توسط احسان شاهپیری | November 26, 2009 12:59 AM
ارسال شده در November 26, 2009 00:59
پیگیر کارهاتون هستیم به شدت... گزارشات نجف زاده ای خونمون اومده پایین... راستی میدونین اینجا داره سریال ناوارو رو تکرار میکنه. نوستالژی بازی ام گل کرده آقای نجف زاده ایکاش یه گزارش از این سریال قدیمی محبوب فرانسوی میگرفتین...
خدا پشت و پناهت مرد خبرنگار
ارسال شده توسط حبیبه | November 26, 2009 1:18 AM
ارسال شده در November 26, 2009 01:18
کامران جان عزیزم
سلام
حالت خوبه?سلامتی?
-قربان تو سلامت باشی.
و اما بعد...
1- پیژامه را از دید دیگری هم می توان مورد بررسی قرار داد.آن هم اینکه:
پای جامه یک کلمه فارسی بوده است که در سالهای دور شاید سالهای سلطنت پهلوی ها یا زمان پادشاهی قاجارها یعنی زمانی که ما مستعمره بودیم;به دلیل رفت و آمد انگلیسی ها و روس ها و فرانسوی ها,به زبان آنان راه یافته است و به پیجاما تبدیل شده است.بعد...
باز هم به دلیل رفت و آمد دانش آموزان و دانشجویان ایرانی آن زمان به این کشورها و تدریس معلمان و اسنادان این کشورها در ایران مستعمره آن زمان و تبادل اندیشه و گفتگوهایی که متداول آن زمان بوده است;کلمه پیجاما با تغییری در حروف به زبان ما فارسی زبانان راه یافته است و اکنون مورد استفاده بسیاری از افراد قرار می گیرد...
در اینجا این نکته را نیز بیان می داریم! که بعضی بر این باورند که این چنین تغییراتی در کلمات باعث تغییر فرهنگ لغات فارسی گشته و این به معنای تغییر در زبان,ادبیات و تصویر آن کلمات در اذهان مردم می گردد و تغییر در زبان و ادبیات یک ملت باعث تغییر در فرهنگ آن ملت و به تبع اهداف,آرزو ها و آرمان های آن قوم می گردد;البته باید خاطر نشان کرد به عقیده ی همین بعضی ها این تغییر در کلمات خیلی خطرناک است و در ضمن خیلی خیلی نامحسوس;آنقدر نامحسوس که هم اکنون که این نظر را می خوانید نویسنده را به باد مسخره گرفته و یک دل سیر خواهید خندید و تا لحظاتی دیگر خنده ی شما به یک اندیشه درونی تبدیل خواهد شد.می گویید نه;خواهیم دید...
بله...در حدود 150 سال پیش پاکستان جزیی از ایران محسوب می شد و از آن با عنوان سیستان و بلوچستان نام برده می شد اما...
انگلیس ها که دستی توانا و یدی طویل در استعمار,استثمار و تجزیه ی کشورها به اقوام و گروه ها و گاه تکه های مستقل داشته و دارند;اقدام به تغییر کلمات و فرهنگ لغات آن منطقه نمودند آن هم به صورت نرم و کاملا نامحسوس به طوری که پاکستانی هایی که بک و نیم قرن پیش با زبان فارسی آشنا بودند و به قولی ایرانی بودند به تدریج این زبان را فراموش کرده به گونه ای که نسل جدید آنها و نسل های بعد هیچگونه آشنایی با زبان فارسی نداشته و به زبانی دیگری صحبت می کردند و حتی رسم الخط آنها نیز تغییر کرد گرچه شبیه به رسم الخط زبان فارسی است;اما اکنون با نگاهی به کشور پاکستان و مردم این کشور متوجه خواهیم شد که با تغییر زبان در آن منطقه,اهداف و آرزوهای مردم آن دیار نیز دچار دگرگونی شد و در نتیجه ی تغییر اهداف و آرزو ها سرنوشت آنان نیز تغییر کرد کما این که هم اکنون شاهد قتل,خونریزی و کشتار در این کشور هستیم...
خوب ...حالا نظرتان چیست?
نکند با تغییر در کلمات زبان فارسی ما 150 سال دیگر,مردم آن زمان نه حافظ داشته باشند نه مولانا,نه سعدی,نه ابن سینا,نه سهروردی,نه علامه طباطبایی,نه علامه جعفری,نه ...
2- خودمان! خوشمان آمد عجب مقاله ای رفتیم نه?ما برای خود اعجوبه ای!!!? هستیم ها
3- راستی فرانسه خوش می گذره ها,نه?
4- قربونت بگو گزارشاتت را شبا پخش کنن ما هم ببینیم به خدا ما هم آدمیم دل داریم دلمون برات تنگ شده(گریه)...
5- کامران عزیز خیلی خیلی دوست دارم و برای تو و خانواده ات آرزوی خیر و خوشی و سلا متی دارم.
6- نظرت را در مورد آنچه گفتم بهم ایمیل!!! کن.(آفرین)
7- از خوانندگان محترم نظرات هم می خواهم نظراتشان را به من ایمیل!!! کنن.(حالا به کلمه ایمیل گیر ندین دیگه;آخرش پست الکترونیک هم مال اجنبی هاست.)
8- بیایید زبان پارسی را پاس بداریم(چقدر ادبی!!)
9- خوب دیگه کامران جون,اگه کاری نداری من می خوام برم سراغ تحقیقاتم گرچه شبه و دیر وقته.حتما حتما بهم ایمیل کن.دستت درد نکنه.
10- ببخشید که سرتان را درد آوردم قول می دهم دفعه ی بعد بچه ی خوبی باشم!!!(آره جون ننت)
11- یا علی مددی
ارسال شده توسط متین | November 26, 2009 1:57 AM
ارسال شده در November 26, 2009 01:57
چرا؟ خب معلومه ! به خاطر اینکه در هیچ جای دنیا مثل وقتیکه تو پیژامه ای احساس راحتی نمی کنی !البته خودم تا حالا تجربه نکردم اما مشخصه ! حتی به همین عکس هم اگه با دقت نگاه کنید متوجه می شید که این فرد انگار غم عالم و آدم را ندارد!
( راستی چند وقت پیش همشهری جوان چه تمشک آبداری نثارتان کرده بود. به قول ما بچه کودکستانی ها : نامردیا ، نامردیا!!!
ارسال شده توسط ماه-ی | November 26, 2009 1:58 AM
ارسال شده در November 26, 2009 01:58
سلام.من اولین باره که اومدم اینجا...قشنگه خوبه.
با حضور قشنگتون خوشحالم می کنید.منتظرم....
ارسال شده توسط مائده | November 26, 2009 10:53 AM
ارسال شده در November 26, 2009 10:53
سلاااااااام.خوبي آقا كامران؟
چه جالب
رفتين تو خط طنزا
ارسال شده توسط setayesh | November 26, 2009 10:58 AM
ارسال شده در November 26, 2009 10:58
سلام حاج آقا پیشاپیش عیدتون مبارک.
مطلبتون خیلی قشنگ بود بسی خندیدیم آقای نجف زاده.
یاد عموی خودم افتادم چون اونم عادت داره پیژامشو خیلی می کشه بالا.یاه یاه یاه
ارسال شده توسط فاطمه شعبانی جو | November 26, 2009 11:37 AM
ارسال شده در November 26, 2009 11:37
کامي جان سلام...خوبي؟جان اينجا خيلي خاليه...يک پيام مفصل برات نوشتم خطا در ارسال شد...تايپم هم که مي دوني ضعيفه ديگه نتونستم بنويسم برات...اگه کاري داشتي اينجا تعارف نکن ...حتما بگو...دوستت دارم مربع!
ارسال شده توسط امامي | November 26, 2009 12:21 PM
ارسال شده در November 26, 2009 12:21
سلام داداشی جونم
خوبی نوافن من ؟
امشب تو دعاهات ما رو فراموش نکنی!!! که سخت محتاج محتاجم
منتظر گزارش های ناب و بی نظیرت هستیم
مراقب دل مهربونت باش
یا علی {گل}
ارسال شده توسط سوگند | November 26, 2009 2:09 PM
ارسال شده در November 26, 2009 14:09
باز هم سلام کامران عزیز
آدرس رایانامه ی من hamidreza110313@yahoo.com هست.این را گفتم برای آن دسته از افرادی دوست دارند نظراتشان را درباره ی مطلب من اظهار کنند.
(رایانامه رو داشتین)
کامران جان دلم برات یه ذره شده,کی میای ایران عزیزم?
به قول بعضی ها:صفاتو عشقه
چاکریم
یا علی مدد
ارسال شده توسط متین | November 26, 2009 2:42 PM
ارسال شده در November 26, 2009 14:42
سلام
ياد خشايار افتادم!!!
ارسال شده توسط مهديا | November 26, 2009 3:36 PM
ارسال شده در November 26, 2009 15:36
دود از كنده بلند ميشود چه ژيان چه پيژامه عشق با اونا بود و خاطراتي مثال زدني
ارسال شده توسط نادر | November 26, 2009 5:46 PM
ارسال شده در November 26, 2009 17:46
سلام
چه دقت قشنگی بود!
ارسال شده توسط فدک | November 26, 2009 8:19 PM
ارسال شده در November 26, 2009 20:19
سلام خيلي با حالي ميشه از مطالبت تو وبلاگم با نام خودت استفاده كنم؟
چرا تيغ انتقاداتد كند شده؟
ارسال شده توسط شيعاريا | November 26, 2009 8:23 PM
ارسال شده در November 26, 2009 20:23
سلام اقاي نجف زاده راستش هر وقت به وب شما سر ميزنم احساس قربت مي كنم چون وقتي نظرات وبتون رو مي خونم
فكر مي كنم من توي جمع اين دوستان غريبه ام از طرفي ام لفظ ادبي نداريم و دست بنويسمون خوب نيست خلاصه هميشه بدجور دلم مي گيره....
ارسال شده توسط نسترن | November 26, 2009 8:28 PM
ارسال شده در November 26, 2009 20:28
سلام
دقت قشنگی بود!
ارسال شده توسط فدک امین | November 26, 2009 8:39 PM
ارسال شده در November 26, 2009 20:39
چه دقت قشنگی!!!
حالا چی میشه مگه بازم نظرمونو ارسال کنیم؟؟؟
ارسال شده توسط فدک امین | November 26, 2009 8:40 PM
ارسال شده در November 26, 2009 20:40
باسلام
استاد عزیز خوبید؟
من لینکتون می کنم واین که من خیلی دوست داشتم بیشتر باهات آشنا بشم و بیشتر ازتون و اطلاعاتتون استفاده کنم ولی چه کنم که ....
من مایل به اشنایی بیشتر هستم
ممنونم
خدا نگهدار
عید قربان هم مبارک باد
ارسال شده توسط جهانگیری | November 26, 2009 8:55 PM
ارسال شده در November 26, 2009 20:55
با سلام
باز می گشتم که او خود واقف است -- زین قضا راضی است . مرد عارف است
عید قربان و عید غدیر بر شما مبارک باد
انجمن فرزانگان کویر
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان کویر | November 26, 2009 8:58 PM
ارسال شده در November 26, 2009 20:58
سلام موسیو جان!
اولا عید قربان پیش پیش مبارک
دوما تو دعای روز عرفه حتما به فکرتم... ایشالا هر چی خیره و از خدای میخوای زودی نصیبت بشه
مامان بابامم تبریک میگن بهتون
سلام برسونید... خوش باشید
ارسال شده توسط یاسمن | November 26, 2009 9:31 PM
ارسال شده در November 26, 2009 21:31
ازنظر روانشناختی یا1. نسبت به پیش افتاده ترین مسائلموندقت نظر داریم.2.یا دست پیش می گیریم پس نیفتیم.
پیژامه دغدغه انهایی است که....
ارسال شده توسط وفا | November 26, 2009 10:47 PM
ارسال شده در November 26, 2009 22:47
چیز های دیگه ی هم هست که نمی شه باهاشون تا سر خیابون هم رفت
مثلا قول های محمودخان
ارسال شده توسط سید | November 26, 2009 11:58 PM
ارسال شده در November 26, 2009 23:58
ما آدمها هر چقدر سخت زندگی کنیم به راحتی می رویم آقای نجف زاده.
کردان رفت به همین راحتی . ..
ارسال شده توسط عون | November 27, 2009 8:16 AM
ارسال شده در November 27, 2009 08:16
سلام
عیدت مبارک
ارسال شده توسط سونیا | November 27, 2009 12:08 PM
ارسال شده در November 27, 2009 12:08
سلام داداش
عیدت مبارک پیشاپیش!
امروز هم عرفه ست. التماس دعا دارم زیاد.
اگر یادتان بود و باران گرفت/ دعایی هم برای بیابان کنید
سلام برسون
یاعلی
ارسال شده توسط زهرا_ض | November 27, 2009 1:30 PM
ارسال شده در November 27, 2009 13:30
سلام فکر میکنم نظری که من دادم جاش با نظر با نظر خانم فرزانه عوض شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط هدیه محمودی | November 27, 2009 4:39 PM
ارسال شده در November 27, 2009 16:39
وایییییییییییییییییییییییییییییییییی،سلام .یه سلام آتیشی برای شما که گرم گرمید مث آفتاب .امروز اتفاقی وبلاگتونو سرچ کردم .نمی دونید چقدر خوشحالم.خوشحالم از این که از این به بعد پیام هام به دستتون می رسه .امیدوارم که همیشه همینطور موفق باشید.آها عیدتونم مبارک.همیشه یادتودر خاطرم هست تو هم هر جا که هستی یاد ما باش .......خلاصه که حسابی مخلصیم.
ارسال شده توسط فرهام | November 27, 2009 6:10 PM
ارسال شده در November 27, 2009 18:10
سلام
زندگی تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم
عید مبارک[گل]
ارسال شده توسط سوگند | November 27, 2009 6:39 PM
ارسال شده در November 27, 2009 18:39
عیدتون مبارک
ارسال شده توسط ROZE | November 27, 2009 8:38 PM
ارسال شده در November 27, 2009 20:38
تنها خبرنگاری هستی که سوژه های ناب پیدا می کنه.حرف های تو عمیق تر از ظاهر سادشونن.ممنونیم
ارسال شده توسط ناشناس | November 27, 2009 9:51 PM
ارسال شده در November 27, 2009 21:51
سلام
عید قربان مبارک.
واقعا چرا اینقدر علاقه به پوشیدن پیژامه برای این آدها وجود داره.
آخه آدمهای خاصی از این پیژامه چه راه راه و چه خال خالی استفاده می کنن شما فکر می کنی چرا؟
ارسال شده توسط ترانه | November 27, 2009 10:51 PM
ارسال شده در November 27, 2009 22:51
سربلندی ابراهیم,آرامش اسماعیل ,امیدواری هاجر ,
برکت عید قربان و عطر عرفه را برایتان آرزومندم
عیدتان مبارک
ارسال شده توسط یاسمن | November 28, 2009 12:03 AM
ارسال شده در November 28, 2009 00:03
سلام
مطالب وبلاگ شما مفید و زیباست
به من هم سری بزنید.بدلیل داشتن علاقه مندی .... پیشنهاد تبادل لینک می کنم.اگر هم با تبادل لینک موافقت نکردید باز هم از اینکه به دیدن وبلاگ من تشریف می آورید تشکر می کنم
تاپ فیلم (فروش و تحلیل فیلم های هنری و برندگان جشنواره های بین المللی)
ارسال شده توسط تاپ فیلم | November 28, 2009 12:18 AM
ارسال شده در November 28, 2009 00:18
ببین از بی سوژه ای به کجا رسیدی
این همه خرج کردن تو بری پاریس در مورد پیجامه و ژیان حرف بزنی اون وقت خبرنگارهایی مثل زید ابادی باید تو زندان باشن خیلی ........هستین
ارسال شده توسط هستی | November 28, 2009 12:26 AM
ارسال شده در November 28, 2009 00:26
سلام خوش بگذره امشب هم حال دادی دل تمام ایرونی ها را شاد کردی گزارش خیلی خوبی بود
ارسال شده توسط بازتاب مسجسیلیمان | November 28, 2009 12:37 AM
ارسال شده در November 28, 2009 00:37
سلام... همیشه دوس داشتم در مورد خاطراتت وقتی که با سید حسن نصرالله مصاحبه کردیو یه جا می نوشتی...البته نه اون چیزای رسمی که نوشتی...مثلا اینکه چطوری بردنت اونجا؟...بیهوشت کردن؟؟!!!!
ارسال شده توسط مهدی | November 28, 2009 3:03 AM
ارسال شده در November 28, 2009 03:03
چه گزارش جالبي !
مثل هميشه خوب آقاي نجف زاده!
يادم باشد روز پدر براي پدرم پيژامه بخرم و اين گزارش راهم نشانش بدهم!
ارسال شده توسط شهسواريان | November 28, 2009 10:48 AM
ارسال شده در November 28, 2009 10:48
کاش اضافه مي کردي که اگه بيشتر از اون رفتي هم تورو مي بره هم آبروتو :D
ارسال شده توسط مجتبی (وروره گيــس) | November 28, 2009 10:56 AM
ارسال شده در November 28, 2009 10:56
دلم برای خودم و بعضی از ادمها می سوزد عزیزی که نوشته خود رابا نام هستی منعکس کرده تمام وجودش پر از نیستی است فرض کنید زید ابادی بت شماست پس باید شما به پیروی او در زندان باشید نه اقای نجف زاده اگر ایشان روش وعملکردی راقبول ندارد ومانند هر انسان دیگری خود را صاحب اندیشه وفکری متمایز با امثال شما می بیند مرتکب جرمی نشده است چرا شما توصیه مکنید مثل شما بیاندیشد من ایمان دارم اگر ایشان تفکر ا مثال شما را داشت صاحب توانایی برای انتقال این همه سایه روشن های زندگی برای افرادی چون من که دوستش داریم نبودواما درخصوص گزارش دیدسطحی خود را تغییر دهید تاقدرت تحلیل پیدا کنید ضمنا نگران بیت المال هم نباشید زیرا هیچ چیز مثل کج اندیشی بنیان های یک جامعه را از هم نمی پاشد وکلام اخر اینکه من فکر می کنم همه سیاست پیشگان دوست دارند که اقای نجف زاده درتیم انها بازی کند اما او دلش فقط برای ایران می تپد
ارسال شده توسط اسمان | November 28, 2009 11:55 AM
ارسال شده در November 28, 2009 11:55
همیشه از بیرجامه ! بدم میومد . یعنی می گفتم کاش یک مصنوع! دیگه به جاش اختراع می شد برای اینکه همه کسانی که دوست داشتم توی بیرجامه مضحک میشدن .اعصابم میریخت به هم .اما این نوشته شما کاری کرد آدم فکر می کنه بیچاره بیرجامه ! چقدر فلفل نمکی و مظلومه !!!!!!!!!!!!!!!!واقعا ها از این جادوی نوشته ها.
ارسال شده توسط میترالبافی | November 28, 2009 1:03 PM
ارسال شده در November 28, 2009 13:03
سلام . این گزارش خاطرات اقای دوما رو دیدم . داداش جان جدی فرانسه یاد داری ؟؟؟!
میگن خبرنگارهای اعزامی باید به زبان اونجا مسلط باشن . نه تا این حد .
اگر دوست داشتی بنویس اینجا یا کامنت بگذار پاسخ این سوالم را .
راستی !
روزگار بر وفق مراد هست ؟
سلام برسان اهالی منزل را ....
دعایم کن . دعایت میکنم ...
یاعلی
___________________________________________
محرمانه .
ارسال شده توسط (((((فاطمه***محکم)))))) | November 28, 2009 1:07 PM
ارسال شده در November 28, 2009 13:07
اینکه شلوار برموداست!
لندن خوش میگذره?
ارسال شده توسط sepideh72 | November 28, 2009 1:28 PM
ارسال شده در November 28, 2009 13:28
اینکه شلوار برموداست!
لندن خوش میگذره?
ارسال شده توسط sepideh72 | November 28, 2009 1:32 PM
ارسال شده در November 28, 2009 13:32
به نام خدا
سلام
آقای نجف زاده هنوز هم که هنوز است بعضی وقت ها از آن ذوق های خاص از خودت در می کنی!!!!
هم مطلب و عکس وبلاگ در این مورد جالب بود و هم گزاشی که توی تلویزیون بعد از مدت ها از شما ÷خش شد
جالب است طرفداران شما سن و سال خاصی ندارند مثلا از همین گزارش پیجامه و زیان مامانمون خیلی خوشش اومد و تا مدت ها نکته مشرک این دو را به ما می گفت و می زد زیر خنده....
خلاصه خدا دلتونو شاد کنه دل مردم رو شاد می کنین
راستی احیانا این اواخر از طرف بی بی سی ÷یشنهادی دریافت نکردید؟!
ارسال شده توسط شبنم | November 28, 2009 3:44 PM
ارسال شده در November 28, 2009 15:44
سلام
دارم گزارش دیشبتون رو دانلود میکنم. همون که مربوط میشه به وزیر خارجه اسبق فرانسه. دیدم برای دادن نظر خدمت میرسم.
ارسال شده توسط زهرا_ض | November 28, 2009 4:05 PM
ارسال شده در November 28, 2009 16:05
سلام.
عجب اختراعي بود ما نميدنستيم ها.شايد بشه افتخار كرد كه نام پيژامه با اسم ما ثبت شد.شايد...
مثل هميشه ساده نوشتيد ولي در اين سادگي حرف هاي زيادي و معناي عميقي نهفته هست كه من از گفتنش عاجزم.ولي ميشه دركش كرد.همين سادگي بيان يعني فن نويسندگي.
ارسال شده توسط Ashke Mahtab | November 28, 2009 4:37 PM
ارسال شده در November 28, 2009 16:37
در حيرتم كه كداميك عاشق ترند؟
آنكه عزيز خود،به مسلخ مي برد
يا آنكه مشتاق،به مسلخ مي رود
*عيدتون مبارك*
ارسال شده توسط خاطره | November 28, 2009 5:24 PM
ارسال شده در November 28, 2009 17:24
سلام جالب بود تو یک کتاب به نام فرهنگ اسلام در اروپا نوشته خانم زیگرید هونکه چیزای جالب ترم پیدا میکنید.
ارسال شده توسط پرنده | November 28, 2009 6:14 PM
ارسال شده در November 28, 2009 18:14
سلام
دیدمش. جالب حرف میزد. و جالبتر از مصدق میگفت!
میگم خوب وارد شدی به زبان پیچیده فرانسه ها!
ارسال شده توسط زهرا_ض | November 28, 2009 9:44 PM
ارسال شده در November 28, 2009 21:44
Salam dadashi golam!
Mesle hamishe TAKI.
vali man ke tu shahre gharib daneshjoo shodam,nemitunam gozaresh haye ziba tuno bebinam. Va3 hamin azat mikham tond tond up koni ta az inja deltangihamo faramush konam.
YA ALI!
ارسال شده توسط Haleh | November 29, 2009 12:52 AM
ارسال شده در November 29, 2009 00:52
آخیه ...
جفتشون خیلی مظلوم واقع شدن !!
هیچ کی دوسشون نداره
ارسال شده توسط دست نوشته های خاکستری | November 29, 2009 7:57 AM
ارسال شده در November 29, 2009 07:57
محصول جديد فروشگاه الكترونيكي انصار :
نسيان تاريخ
سخنراني سردار حاج سعيد قاسمي در جمع كادر ويژه هيئت رهپويان وصال شيراز
مردادماه 1388 – مشهد مقدس
يك حلقه دي وي دي تصويري – 1500 تومان
URL : www.ansarshop.blogfa.com
Email : sarbazekhomeini@yahoo.com
تلفن تماس : 09113733450
ارسال شده توسط سرباز خميني | November 29, 2009 8:40 AM
ارسال شده در November 29, 2009 08:40
سلام فرقی نمی کند خارج هم که می روید یک سبک جدید در خبرنگاری ایجاد می کنید . مثل همان نرم خبری که در بیست و سی ÷ایه گذاری کردید . حالا مطمئنم تا چند ماه دیگر همه ی خبرنگاران اعزامی دیگر هم یک جور دیگر نگاه خواهند کرد و گزارش هایشان فرق خواهد کرد . خبر ما این نگاه جزئی بین مهمش را مدیون شماست !
ارسال شده توسط صاد | November 29, 2009 10:16 AM
ارسال شده در November 29, 2009 10:16
سلام.خسته نباشی یک گزارش از دانشگاه حسابی وشریعتی هم اگه بشه گرقت خوبه ها .فکر کن؟؟؟؟!!!!!
ارسال شده توسط نوید | November 29, 2009 10:32 AM
ارسال شده در November 29, 2009 10:32
سلام.
ارسال شده توسط زهرا_ض | November 28, 2009 4:05 PM
اين كامنتي كه گذاشته شد مال من بود ولي نميدونم چرا همه چي قاطي شده و به اسم ايشون ثبت شد.
چرا واقعا؟
ارسال شده توسط Ashke Mahtab | November 29, 2009 10:51 AM
ارسال شده در November 29, 2009 10:51
سلام مجدد.
نه اشتباه نشد.من خودم اشتباه كردم.عذر ميخوام.
فعلا.
ارسال شده توسط Ashke Mahtab | November 29, 2009 10:52 AM
ارسال شده در November 29, 2009 10:52
سلام نوافن من
خوبی؟
از کامنت بچه ها خوندم که گزارش پیژامه داشتی. من ندیدم{گریه}{گریه}{گریه}
کجا میشه گزارشت رو دانلود کنم ببینم؟
راستی. یه کد داشتین که آخرین مطالب بلاگت رو نمایش میداد تو وب بچه ها. اون نیست دیگه چرا؟؟؟ میخواستم بزارم بلاگم پیداش نکردم{گریه}
آقای نوافن سر درد گرفتم شدید. درمانی
خیلی مخلصیـــم داداش
یا حق
ارسال شده توسط سوگند | November 29, 2009 10:58 AM
ارسال شده در November 29, 2009 10:58
این کامنت شاید هیچ پیامی نداشته باشه اما ارسال شد که باورکنی اونی که فکرش رو نمی کردی الان به یادته.
ارسال شده توسط rafigh | November 29, 2009 12:16 PM
ارسال شده در November 29, 2009 12:16
عادل فردوسي پور تكه
ارسال شده توسط a3moon | November 29, 2009 2:08 PM
ارسال شده در November 29, 2009 14:08
پیژامه
سه تا متکای گرد که روی هم چیده شده
یه قوری چای گل سرخی
یه قلیون با زغال گل انداخته
صدای یه کمونچه که داره زار میزنه
فقط یه دونه از اینا برای صد سال قیلوله کنج تاریخ کافیه ؛ ما همشو با هم داشتیم
مثل همیشه زیبا بود ....درود
ارسال شده توسط محمد دلاوری | November 29, 2009 2:22 PM
ارسال شده در November 29, 2009 14:22
جدي.....نمي دونستم اختراع ايراني هاست!
راستي من نيم ساعته دارم دنبال نظر آقاي فردوسي پور مي گردم ولي پيداش نمي كنم لطف مي كنيد بگيد كجاست؟؟!!
ارسال شده توسط hakime | November 29, 2009 2:27 PM
ارسال شده در November 29, 2009 14:27
سلام دوست عزيز .چطوري؟خوبي؟خسته نباشي.
aشما واقعا اقای نجف زاده هستید؟
راستي من از وبت خيلي خوشم اومد .اگه از اين به بعد هروقت وبلاگتو به روز کردي حتما به من بگو يادت نره هاااااا.به خدا اگه از اين به بعد خبرم نکني از دستت ناراحت ميشم.
وه وبلاگ منم سری بزن راستي ميگم ميخواي من لينکت کنم؟
ها اينو که بگم 100درصدد ناراحت ميشي.اگه لايق دونستي ميشه بياي به وبلاگ من و نظرتو بگي؟
آخه معلومه که يه طرا وب حرفه اي هستي.
.
راستي کاش منم ميتونستم يه وبلاگ مث تو داشته اشم.چه اسم زيايي انتخاب کردي.
.
پس فعلا..................
دوستدار شمامتین معینی
ارسال شده توسط متین معینی | November 29, 2009 3:05 PM
ارسال شده در November 29, 2009 15:05
ba ejazaton azin matlab tu websaite unimon estefade mikonam
ارسال شده توسط man........hich | November 29, 2009 6:23 PM
ارسال شده در November 29, 2009 18:23
سلام نازنین
خسته نباشید
خوش میگذره انشاالله؟!
خیلی وقت بود اینترنت نیومده بودم
تازه خبر اینجا اینکه هوا خیییلی سرد شده
جمعه شب داشتم در چشم باد نگاه میکردم وسطش تند تند میزدم اخبار یه چند دقیقه غرق فیلم شدم یادم رفت بزنم شبکه سه...
بعد یهو زدم شما اومدی گفتی
"شباهت پیژامه و ژیان..."
هیچی دیگه نفهمیدم جریان چی بود پیژامه بود یا ژیان...!!
چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد
بطالتم بس، از امروز کار خواهم کرد
هر آب روی که اندوختم ز دانش و دین
نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد
چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد
به یاد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت
بنای عهد قدیم استوار خواهم کرد
صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گل
فدای نکهت گیسوی یار خوام کرد
نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ
طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد
کامران و برقرار باشید...
ارسال شده توسط آدم برفی | November 29, 2009 6:25 PM
ارسال شده در November 29, 2009 18:25
سلام.مطالبتون حرف نداره.موفق باشین همیشه
ارسال شده توسط حبیب | November 29, 2009 6:31 PM
ارسال شده در November 29, 2009 18:31
salam
omidvaram khob bahin harjake hasin
doose aziz hame mamidoonim ke taghriban 99% adamhai be estelah mohem vase khodesh web daran
ama noghte ghable ta'mol ine ke hame ouna toi web hashon rokan ...
kamrane aziz inja ke dege nabayd az sansoor khabari bashe ??
dorse ke nemitoonim mesle hosin ha va ali ha ... bashim ama bad nis ke azadi o azad andishi ro az una yad begrim
ma hai ke hamishe darim dam mizanim az islam ... az ali ... az hosin...
pas ko ? kojast ?
ارسال شده توسط mnr | November 30, 2009 12:46 AM
ارسال شده در November 30, 2009 00:46
سلام
عجب موضوع بكري انتخاب كردي كامران خان!
پيژامه ، پاي جامه يا به اصطلاح خودموني تر " تنبان " يا " تنبون"!!! جالب بود.
راستي
لطفاً اين موضوع را اطلاع رساني نمائيد . فوري فوري
شبكه كرد ست عراق قرار است سه شب ديگر دراين خصوص برنامه زنده اي داشته باشد .
http://abushahr.blogfa.com/post-210.aspx
" علي حلبچه "
بدرود.
ارسال شده توسط فرزان اسدي ( ابوحنانه) | November 30, 2009 9:01 AM
ارسال شده در November 30, 2009 09:01
salam.man be tazegi bahatoOn ashena shodam.baratoOn arezoOye movafaghiyat mikonam:-)
ارسال شده توسط negar | November 30, 2009 10:10 AM
ارسال شده در November 30, 2009 10:10
hi,khobid?nistid?rasti ma ye mosabeghat jaleb to saal dige darim.
ارسال شده توسط saeed | November 30, 2009 11:59 AM
ارسال شده در November 30, 2009 11:59
سلام به بهترین خبرنگار ایران زمین
حرفای بالا از ته قلبم بود نه از سر تعارف و تملق
مثل همیشه عالی
منم خبرنگارم البته خبرنگار روزنامه نازه این تابستون از انجمن اسلامی کارتمو گرفتم تا حالا هم مطلب به روزنامه ندادم فکر کردم اگه شما بهم کمک کنین خیلی عالی میشه شما ایده بدین باقیش با خودم
بازم ممنون
راستی من password ایمیلمو گم کردم اگه خواستین کمکم کنین واسم تو وبلاگم نظر خصوصی بذارین بازم ممنون
ارسال شده توسط تیلا | November 30, 2009 8:17 PM
ارسال شده در November 30, 2009 20:17
سلام داداشی ما هنوز دلتنگیم و هنوز مخلصیم!
ارسال شده توسط سارا نصیریان | December 1, 2009 12:00 PM
ارسال شده در December 1, 2009 12:00
سلام كامي عزيز
راسته ميگن، هركه از ديده رود ... از دل برود ؟!
... فكر كنم، با اين امكانات مجازي از جمله شبكه هاي اجتماعي ... يه تجديد نظري بايد بشه ! نه ؟
ارسال شده توسط مصطفي اميرخاني | December 1, 2009 1:00 PM
ارسال شده در December 1, 2009 13:00
سلام من يكي از خبرنگاران مطبوعاتي رد مشهد هستم كه 30 سالمه و 10 ساله كه كار خبري مي كنم . البته تخصصم بيشتر گزارش مطبوعاتي است اما خبر و ياد داشت و مقاله و ... هم مي نويسم . خوشحال مي شم بيشتر با شما رد ارتباط باشم . متشكرم .
ارسال شده توسط مهدي ارجمند | December 1, 2009 4:12 PM
ارسال شده در December 1, 2009 16:12
سلام
عالی بود کامران.مختون به چه جاهایی میرسه!
ارسال شده توسط مرضیه | December 1, 2009 5:08 PM
ارسال شده در December 1, 2009 17:08
من که باورم نمیشه شما جوابمو دادین از خوشحالی دارم میمیرم
مرسی
ارسال شده توسط ناشناس | December 1, 2009 9:00 PM
ارسال شده در December 1, 2009 21:00
خیلی باحال بود.. نوشته هات رو دوست دارم
ارسال شده توسط مریم | December 1, 2009 11:16 PM
ارسال شده در December 1, 2009 23:16
سلام
الان یه عکسی ازتون دیدم تو وبلاگ آقای ناظمی خیلی باحال بود
قدیما هم خوش تیپ بودینا....
ارسال شده توسط راهی... | December 1, 2009 11:51 PM
ارسال شده در December 1, 2009 23:51
سلام
من خبر نگار نیستم
اما همیشه منتظرم ازآقای نجف زاده چه گزارشی پخش میشود با دل وجان گوش میکنم وخوشحالم که به وبلاگ شما سرزدم .وپیدا کردم خوشحال میشوم عطر قدمهایت رادر کلبه خودم احساس کنم
ارسال شده توسط مسیر عشق | December 2, 2009 10:55 AM
ارسال شده در December 2, 2009 10:55
کاش تو هم تو هواپیمای اون خبرنگارا نیست و نابود میشدی
ارسال شده توسط کیانا | December 2, 2009 2:11 PM
ارسال شده در December 2, 2009 14:11
برادر جان اتفاقا با پیژامه که توی جوراب هم کرده باشی می شود تا وسط محله سیاست رفت و به ریش همه خندید و برگشت، آخرش هم می گویند فلانی یک حماسه آفرید این هوا.
ارسال شده توسط محمد جمالی | December 2, 2009 3:23 PM
ارسال شده در December 2, 2009 15:23
چشمهایت را بشور ،حکایت به سادگی گنجشکک اشی مشی نیست . این بار می خواهند برلب حوضشان همه را رنگ کنند. کیست که نداند کرکس چه در اندیشه دارد. و چه گونه هایی را چنگ نخواهد زد . هرچند در دامن فریبش قومی نشسته اند که تنها گردن عریان او را می بینند.
کرکسی از رنگ خود بیزار شد
خسته از رنگ پر و منقار شد
هیچ کس از خوی او دلخوش نبود
سالها با هیچکس سرخوش نبود
در همان اقصی یکی طوطی شاد
زندگی می کرد با روئی گشاد
دوستانی داشت هریک شوخ و شنگ
واله ی آن روی و این رنگ قشنگ
کرکس او را دید و گفتا چیز و چیز
پس چرا من نیستم ناز و عزیز
دور من خالی است، تنهایی بس است
حال عصر اقتدار کرکس است
می شوم زین پس گیاه و آشخور
تا نخوانندم به نام لاشخور
بهر بیرون رفتن از این وضع زار
چاره می جویم ز جغد شاخدار ......
جغد گفتا : ای کریه زشت روی
ناز طوطی را ز رنگ او بجوی
عزت طوطی به رنگ سبز اوست
گر شود پرهای تو چون او نکوست
بهر عزت، مدتی نیرنگ کن
هم خودت هم دیگران را رنگ کن
رفت کرکس رنگ خود را سبز کرد
پای رنگی کرد و پرها سبز کرد
خویش را در جمع مردم جا نمود
دوستانی نیز دست و پا نمود
کودکی با گونه ای سرخ و ناز
رفت روزی از بر این حقه باز
دید کرکس را گمانش طوطی است
چونکه هم رنگ و نشانش طوطی است
چشم کرکس چون بدان صورت فتاد
اختیار خویش را از کف نهاد
گونه ی طفل حزین را چنگ زد
چنگ را با خون سرخش رنگ زد
گرچه کرکس سبز شد،طوطی نشد
ناکس بی آبرو .... لوطی نشد.
حنظله
ارسال شده توسط شاهد | December 3, 2009 8:48 PM
ارسال شده در December 3, 2009 20:48
فرانسه خوشي؟
ارسال شده توسط طاهره | December 3, 2009 11:14 PM
ارسال شده در December 3, 2009 23:14
سلام استاد
من یه دانشجوی نو نو هستم .فهمیدم که به هر کسی نمیشه گفت استاد .....ولی تو استادی......
خواستم این عید بزرگ رو به خودت و خانواده ی عزیزت تبریک بگم از طرف من امیر کیان نازتو ببوس
ارسال شده توسط دانشجوی شما | December 4, 2009 12:48 PM
ارسال شده در December 4, 2009 12:48
این مطلب در جواب کیانا مینویسم واقعا عقب مانده هستی تو که حتی بدون چرت پرت گفتن نمی توانی کسی را نقد کنی من برای خودمان متاسفم که قشر مثلا روشنفکر ما شما ها هستین تو اصلا فکر کن اقای نجف زاده طرف دار 100 درصد احمدی نژاد فکر کنم دمکراسی یعنی به نظر همه احترام بزاریم نه هر کی با ما بود دوست و هر کسی نظری بر خلاف ما داشت دشمن ما..
ارسال شده توسط محمد | December 5, 2009 5:10 PM
ارسال شده در December 5, 2009 17:10
سلام کامي
لطفا بر سر مزار صادق هدايت رفته و گزارش تهيه کنيد
در ضمن جواد ميگه آق دام دان دوبي
ارسال شده توسط هرمز | December 5, 2009 6:38 PM
ارسال شده در December 5, 2009 18:38
اینکه شلوار برموداست!
لندن خوش میگذره?
ارسال شده توسط آریا | December 6, 2009 11:09 PM
ارسال شده در December 6, 2009 23:09
شیرین می نویسی شیرین هم حرف می زنی موفق باشی
ارسال شده توسط رامین فرهوی | December 7, 2009 11:16 AM
ارسال شده در December 7, 2009 11:16
سلام کامران
مدتیه ازت خبری نیست
گزارشهات رو از فرانسه میبینم
جای ما را هم آنجا خالی کن...
یا علی
محمد حسین
ارسال شده توسط محمد حسین | December 7, 2009 12:36 PM
ارسال شده در December 7, 2009 12:36
از معجزات عشق نگفتم جز اندکی
بیرون بزن ز خویش که باران ترت کند...
سلام
وبلاگ جالبی دارید
ساده و بی شیله پیله...
عین خودتون........
خوشحال می شم که به کوچه ی دور افتاده ی ما هم یه سری بزنید...
در پناه خالق نیلوفرهای مهربان و شکیبا بمانید
یا حق
ارسال شده توسط پسر کوچه | December 7, 2009 3:05 PM
ارسال شده در December 7, 2009 15:05
سلام
تازه دوره خبرنگاري را گذانده ام و عاشق نوشتن هستم.
خوشحال ميشوم اگر مسيرتان خورد و وقتتان اجازه داد سري به بلاگم بزنيد و نظرتان را در مورد نوشته هايم بيان كنيد .اگر كتابي را هم مناسب كار من جهت نگارش پيشنهاد دهيد كه چه بهتر.
گرچه ميدانم شما نجف زاده هستيد و كاري با ما تازه كارها نداريد...
اما منتظرتان مي مانم...
ارسال شده توسط مهران خالقي | December 7, 2009 4:51 PM
ارسال شده در December 7, 2009 16:51
سلام ...
منم ...
شمس ....عکاس و معلم ....
(پاریس) کم بود برای تو ....
قانع نباش ...
راستی هنوز هم آقای مازادی دوست من تو خیابان هاشمی مستاجر یه پیر مرد بد عنقه که از هن عمو مازادی چیزی نمیفهمه ...چرا تو باید پاریس نشین بشی و عمو مازادی من که دوست هنر منمه اونجا زندگی کنه .....آثار هنری گرانقدرش کنار توالت هستن چون جا نداره واسه آثارش که حاصل 20 سال زحمت و تمرینش هستن و البته که خریدار ندارن متاسفانه ....
ارسال شده توسط شمس | December 7, 2009 5:47 PM
ارسال شده در December 7, 2009 17:47
ماشالله به اين همه نظر.چه جوري اينارو ميخونين؟
ارسال شده توسط نرگس | December 8, 2009 11:39 AM
ارسال شده در December 8, 2009 11:39
سلام مطلب قشنگی بود ساده وعمیق
راستی شما تاکی فرانسه هستین؟
یک کمی کمرنگ شدین
منتظر گزارش های خوشگلتون هستیم.
ارسال شده توسط التفاتی | December 9, 2009 10:15 AM
ارسال شده در December 9, 2009 10:15
سلام آقا كامران
آدم جذابي هستين
ولي
يه كم ميانه رو باشين خوبه
موفق باشين
ياعلي
ارسال شده توسط علي نوروزي | December 9, 2009 11:00 PM
ارسال شده در December 9, 2009 23:00
با سلام
شما نمی توانید با مشت گره خورده ، دست دهید
انجمن فرزانگان کویر
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان کویر | December 12, 2009 9:40 PM
ارسال شده در December 12, 2009 21:40
سلام خلی خوشحالم که سایتی از شما پیدا کردم.یادمه از وقتی شما رو تو تلویزیون دیدم از طرفدارهای پر پاقرصتون شدم,اصلا به خاطر اجراولحن قشنگ حرف زدنتون بیننده 30/20 شدم،مطالب سایتتون مثل همه خبرهاتون خیلی جالب بود ودر پشت سادگیشون خبرهای مهمی میدن،امیدوارم به موفق باشید ودر کنار خانوادتون خوش وبه 30/20 برگردید که دیدنش بدون شما هیچ لطفی نداره.
ارسال شده توسط بهشت | December 13, 2009 12:33 PM
ارسال شده در December 13, 2009 12:33
شکلک خنده
ارسال شده توسط محمدجواد | December 15, 2009 10:06 AM
ارسال شده در December 15, 2009 10:06
خيليوم عاليه،ماكه بهش مفتخريم،دوسش داريم،ولي به قول شما دوس داشتن كه دليل نميشود!!!
ارسال شده توسط | December 17, 2009 2:51 PM
ارسال شده در December 17, 2009 14:51
سلام خسته نباشید دوری از وطن خوش می گذره!!!!!
منم یه خبرنگارم و عاشق گزارشای شما ولی بابا ای ول به این جسارت کاری.
ارسال شده توسط صادقی | December 19, 2009 5:01 PM
ارسال شده در December 19, 2009 17:01
عادت ندارم از بقیه تعریف کنم
.
.
.
.
عادت ندارم که نه اصلا یادم نمی یاد از کسی تعریف کنم. یا آخرین تعریفم کی بوده ! !
.
.
.
.
.
ولی
.
.
.
.
.
.
عالی بود! !
ارسال شده توسط خودم | December 20, 2009 1:34 PM
ارسال شده در December 20, 2009 13:34
با حال بود........
ارسال شده توسط زهرا | December 23, 2009 10:53 PM
ارسال شده در December 23, 2009 22:53
عیب نداره اینقدربر این وجوه مشترک پافشاری میکنیمو گسترشش میدیم که یه روز باهاشون بشه تموم دنیا رو فتح کرد
ارسال شده توسط فرین | December 27, 2009 5:23 AM
ارسال شده در December 27, 2009 05:23
با پیژامه سوار ژیان بشی چه شود.
ارسال شده توسط یک دانشجو اقتصادی | January 1, 2010 12:40 AM
ارسال شده در January 1, 2010 00:40
عاااااااااااااااااااااااااالي بود.توبهتريني.........
ارسال شده توسط سعيده | January 2, 2010 2:32 PM
ارسال شده در January 2, 2010 14:32
((((: چه خوش ذوق.. با اجازه تون با ذکر منبع و لینک گذاشتم ش روی بلاگ م.
ارسال شده توسط Maryam, Me & Myself | January 3, 2010 11:57 AM
ارسال شده در January 3, 2010 11:57
سلام مرسي مرسي
ارسال شده توسط بيتا | January 6, 2010 9:17 AM
ارسال شده در January 6, 2010 09:17
خیلی قشنگ بود!
بخصوص اون عکسه...
خنده بر لبانمان رویید/
ارسال شده توسط پارمیس | January 17, 2010 11:47 AM
ارسال شده در January 17, 2010 11:47
ولي اين روزا مد شده همه با كت و پيژامه ميرن پيتزاييه سر خيابون براي شام پيتزا ميگيرن.
راستي اين آپم هم از اون آپ هاي همچين رديف بود
ارسال شده توسط cenator | January 22, 2010 8:11 PM
ارسال شده در January 22, 2010 20:11
وبااگتون عالیه دوست دارم جدید ترین خبرها رو برام ایمیل کنید
ارسال شده توسط سمیرا | January 31, 2010 3:57 PM
ارسال شده در January 31, 2010 15:57