« میلادت مبارک | صفحه اصلی | کامنت ها باز! »

ما فرزندان اندوهيم

ما فرزندان اندوهيم و اندوه ابری است متراکم، که از آن باران معرفت و حقيقت بر سر مردم می ‌بارد » . . . .

 

 

 جبران خليل جبران

   

20.jpg  

ارسال نظر

نظرات (173)

سلام
نخوندم هنوز ...

محمد از دانشگاه علامه طباطبایی:

امتیاز تو اینه که بیشتر از اینکه خبرنگار باشی نویسنده ای و حتی ما تو دانشگاه بحث داریم که بی بی سی فارسی هم الگوی اصلی اش را از شما گرفت.بی بی سی هم سالها بعد از شما فهمید خبر می تونه به این سبک هم گفته بشه.
من بعنوان یک کارشناس ارتباطات که دارم فوق می گیرم*دعا کن حالا بگیرم* بهت افتخار می کنم.گور بابای سیاست.من بهت افتخار می کنم.

ما هم بهت افتخار میکنیم استاد .

سلام
خدا رحمت کنه جبران.
چه عکسی!
ننوشتی عکس کجا هست حالا! پاریس؟ همین طرفای خودمون.به یه نفر نشون دادم گفت شاید لبنان!
کاش مینوشتی کجاست!
ولی جبران هم همچین بیراه نگفته!

به آن باران اش می ارزد

متین:

ما فرزندان اندوهیم؟
آیا ؟
واقعا آیا؟

سلام.
من عاشق نوشته های ایشون هستم.

اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط .
جبران خلیل جبران

کسی که کشته می شود ، در جریان قتل خود سهمی دارد و نمی تواند از آن تبرئه شود . آن که چیزی از وی به سرقت می رود نمی تواند از سرزنش برکنار باشد. انسان نیکوکار هرگز نمی تواند خود را از اعمال تبهکاران تبرئه کند ، و انسان پاک نمی تواند از آلودگی و ناپاکی تبهکاران در امان باشد . چه بسا که انسان مجرم ، خود قربانی کسی است که جرم و جنایت را در حق او انجام داده.
جران خلیل جبران

خیلی زیبا بود مثل همیشه........
شاد باشید وسبز.

سلام.
بعد نوشته تون كه البته سخني بود از جبران خليل جبران كامنت هاي دوستان رو هم خوندم.
راستشو بخوايد من هم به شما افتخار ميكنم.هميشه سبك گفتن خبر شمارو دوست داشتم.ولي جداي از اون اين نوشته تونه كه بيشتر از اعماق وجودتون سرچشمه ميگيره.حرفهايي كه لااقل موقع نوشتن صادقانه بيان ميشن.

شاید جبران راست می گوید ... شاید ... اما حتما روزی تمام می شود ... صبحی ، سحری ، جمعه ای ...
اندوه ما تمام می شود...

salam
shift+alt
fayde nadare
farC nemishe in systeme daneshkade
ma
ensan ha
Bshtar
......
nemian kalame ha
kheyli vaght bud sar nazade busam behetun

.
.
.
ensan ra dar ranj afariDm......
an ha ra dar ranje intor budan
o ma ra dar ranje Ddan
o
ede E ra dar ranje ensan nabudan
omidvaram az 3vomi ha nabashim

ندا:

معلومه کجاست . پلاک 118 . وطن . وطن من . کشور من . ایران

سلام
گزارش امشبو کامل دیدم...
خداحافظ

سلام.دلم گرفت و برای سرنوشت این دختر خانم و دیگرانی مثل ایشان فکرم مشغول شده

من یک پست از وبلاگمو به آدرس شما اختصاص دادم.در مورد عکستون باید بگم.فوق العاده و تکان دهنده است.

واسه من این جالبه که شما چند جمله از جبران خليل جبران نوشتی با یک عکس ، مورد تشویق قرار میگیری . یعنی اگه یه نفر دیگه همین کارو کرده بود ازش تعریف نمی شد . پس همیشه اون نام و نشان نویسنده هست که مشخص می کنه یه مطلب خوبه یا بده؟ درسته یا غلطه ؟

موفق باشی سجاد

اتفاقا ما دقیقا فرزندان ایرانیم!!!اندوه نوه ی ایران است!

سلام
وشايد دل هاي ما آنقدر بزرگ هست كه اين همه اندوه را در خود جاي داده است....

ایشالا که فتوشاپه!

فهمیدن موقعیت عکس کار سختی نیست؛ تهران بزرگ، کمی آن‌سو تر برج بین الملل، پایین دست بزرگراه شهید همت. جایی که اگر عکاس تلاش می کرد شاید برج میلاد هم شرف حضور در تصویر داشت...

شادي:

سلام
كامران جان
كجايي نيستي !؟ فكر كنم عكس وطن نباشه.....

گزارش دانشگاه رو دیدم.نمیشه از همون مدرک ها برای ما هم بگیری دادا؟

علیرضا:

سلام کامران نجف زاده عزیز و دوست داشتنی !
فقط یه سوال داشتم و اونم اینکه :
بسیار به حرفه گزارشگری و اجرا و گویندگی علاقه مندم و متاسفانه پارتی ندارم . چه با بکنم ؟
خواهش می کنم راهنمائی ام کنید !
علیرضا از میبد شهر پرستاره کویر با شبهایی زیبا

Anonymous:

ممنون استاد
امیدوارم آینده ما هم مثل الان شما درخشان باشه
هیچ وقت اخلاق ماه شما رو فراموش نمیکنم
موفق باشید خبرنگار

سلام استاد ...


ما فرزندان اندوهيم و اندوه ابری است متراکم، که از آن باران معرفت و حقيقت بر سر مردم می ‌بارد


نمیدونم چی بگم ...

هر چی که میشد گفت رو خودتون گفتید .

خدمت اون دوستی که میخواست بدونه این عکس مربوط به کجاست

این عکس مربوط به ایران خودمونه، تهران حوالی بزرگراه کردستان، پشت همون برج سه پر معروف و فوق العاده گرون قیمت

نکته ای که باید تو این عکس بهش دقت کرد مجاورت این زاغه نشینی با اون برج بزرگه

التبه زاغه هم نمیشه بهش گفت، چون خونه هاشون پلاک داره. اصلا همین دردناک میکنه قضیه رو. اینا جز شهرداری هستن اما شهرداری یادش رفته همچین جایی تو شهرش و تحت تکفلشه

رويا:

سلامي جو بوي خوش.....
ممنون كه زود آپيدي راستي به اين فكر نكرده بودم كه اندوه ميتونه اين قدر مفيد باشه!!!!!!!!!!!!!!
زندگي صحنه ي چندتاي هنرمندي ماست خرم آن نغمه كه دوستان بسپارند به ياد

حنانه_ف:

سلام
ايران به تو می بالد.

سلام

من فقط برات دست می زنم... به خاطر عکست... به خاطر نوشته ای که انتخاب کردی...


فقط
مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییی

shady shayegan:

سلام كامران جان
ميتدر فرانسه زنی که دچار یک بیماری بسیار نادر شده و چهره اش به طرز بسیار زشتی در آمده بود از رئیس جمهور درخواست کرد او را بکشند.

درام زندگی تیره بختانه شانتال سبیره، این زن ۵۲ ساله فرانسوی که یک معلم بازنشسته است موضوع روز فرانسه شده است. بیماری ای که این زن به آن مبتلا شده است “esthesioneuroblastoma” نام دارد که به اختصار ENB نامیده می شود.

شانتال ضمن دیدار با رئیس جمهور فرانسه، سارکوزی خواستار خودکشی داوطلبانه (اتونازی) شده است. وی گفته است حتی یک حیوان هم نباید زندگی ای را که من دارم تجربه کند. وی در سال ۲۰۰۰ به این بیماری مبتلا شد و حس بویایی و چشلیی اش را از دست داد. توموری که از صورت این زن در آمده است بعدا تا چشمانش رسید و وی در ماههای گذشته بینایی چشمانش را هم از دست داد.

شانتال صاحب سه فرزند است.

اتونازی یا خودکشی داوطلبانه در فرانسه همانند دیگر کشورهای اروپایی[توضیح: برخلاف کشور هلند * ] قانونی نیست. بیماری ENB یک بیماری فوق العاده نادر است و در ۲۰ سال گذشته در کل جهان تنها 200 نفر به این بیماری وحشتناک دچار شده بودند.

اکنون در فرانسه بر سر این موضوع که آیا سارکوزی طی یک استثناء به این زن اجازه مرگ اجباری خواهد داد یا نه بحث می شود.

ميتوني يك گزارش از اين تهيه كني؟

ما دیگر به این اندوه خو کرده‌ایم...
نگاهت به دنیا رو خیلی دوست دارم کامران جان. عالی بود. همواره موفق باشی عزیز.

salam
shmoma faranse baladin?

سلام استاد
اين عكس رو خودتون فتو شاپ كردين ?به نظر نمي رسه واقعي باشه ،كه البته از اين وقايع زياد داريم تو گوشه كنار خودمون.خوبه ما رسانه ايها فقط اين عكسا رو نگيريم تا دل بقيه رو بسوزونيم يه كاري كنيم تا از اين سوژه ها نباشه تا تابلوي خودمون كنيم.

د.ن.:

سلام،وبلاگ خوبي دارين لطفا به مانيز سر بزنيد ودر صورت تمايل لينك دهيد.www.timaa.ir

الناز:

سلام ...
ای کاش میشد برای عکس بالا چیزی نوشت یا حرفی زد اما نه جایی برای نوشتن است نه حرفی برای زدن ....

سلام به بهترين خبرنگار ايراني
حالت خوبه؟
مارو كه قابل ندونستي
دمت گرم ولي چون من هنوز تو شوك اون برخورد گرم اوليتم
خيلي دوستت دارم

سلام. حسابی خارجی شدینا!

سلام
پاریس چه خبر؟
جای من خالی
خونه ی ماهم دست کمی از این خونه ی تو ی عکس نداره
کامران جون دلم برات شده یه ذره
کجایی؟
بیا دیگه
بسه!
دلت تنگ نشده واسه ایران
بای

حمید:

بنام حضرت دوست
راستی حالا که فرانسه هستی بد نیست یک سر بروی سراغ افراد زیر که در رابطه با "فرهنگ دفاع مقدس" ما کارهای زیادی کرده اند. حتما برای خودت و گزارشهایت جالب و مفید خواهد بود:
- پروفسور "کریستف بالایی" رئیس سابق "انجمن ایرانشناسی فرانسه" که در تهران مستقر بود و کار تحقیقاتی جالبی درباره دفاع مقدس کرده و حتی چند سال پیش هم سمیناری در تهران با عنوان "خاطره نویسی در جنگ ایران و عراق و در جنگ فرانسه" در حوزه هنری ترتیب داد.
- - دکتر "اریک بوتل" که سالها درباره فرهنگ شهادت و جبهه و بسیج در ایران تحقیق کرده و در حال حاضر یکی از بزرگترین و کاملترین کتابخانه های دفاع مقدس ما، متعلق به اوست که در فرانسه می باشد.
- پروفسور "ادوون روزو" رئیس موزه جنگ فرانسه که در سمیناری به تهران آمد و شدیدا مجذوب دفاع مقدس شده بود. وقتی او را به شلمچه بردند، می گفت: این زمین با آدم حرف می زند. اگر یک وجب از این زمین در موزه جنگ فرانسه بود، مردم زیارتگاه درست می کردند. من آرزو دارم یک بار دیگر بیایم ایران و پای برهنه روی این زمین راه بروم.
اگر توضیحات بیشتری نیاز داشتی در خدمتم.

بهت افتخار میکنم چون دروغ گوی خوبی هستی خصوصا تو گذارش های سیاسی

دروغ میگی بهتر از راست

خدا ترس را بر رعيت گمار
كه معمار ملك است پرهيزگار.

سلام .آقای نجف زاده

به قول شاعر:گوش اگرگوش تووناله اگرناله ی من

آنچه برگوش نرسدفریاداست

Anonymous:

من نمیدونم چرا خسرو شکیبایی می بینم یاد شما می افتم . ..

شاهرود- خبرنگار جوانه:
معاون مطبوعاتي و اطلاع رساني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در گفتگو با خبرنگار جوانه گفت:در هيچ كجاي قانون نوشته نشده كه ارشاد راسا" بتواند حكم صادر كند يا از فعاليت يك خبرنگار و يا يك نشريه جلوگيري كند.
عليرضا ملكيان تصريح كرد: بر اساس اصل 24 قانون اساسي و ماده 4 ازفصل سوم قانون مطبوعات ، نشريات و مطبوعات در بيان ديدگاههايشان آزادند مگر در مواردي كه مخل مباني اسلام باشد كه تفصيل آنرا قانون مشخص مي‌كند.
عليرضا ملكيان تاكيد كرد:هيچ مقام دولتي يا غير دولتي حق ندارد نشريات را به‌خاطر مطالبشان تحت فشار قرار دهديا مبادرت به سانسور و كنترل نشريات كند و يا به آنها امر كنند كه "چه بنويسند و چه ننويسند" !

وي گفت: بر اساس تبصرة يك فصل سوم قانون مطبوعات،متخلف در اين زمينه كه مربوط به حقوق مطبوعات است ، به شرط داشتن شاكي به حكم دادگاه به انفصال خدمت از شش ماه تا دو سال و در صورت تكرار به انفصال دائم از خدمات دولتي محكوم مي‌شود.

وي خاطر نشان كرد: اين قانون نشان مي‌دهد كه نظام مقدس جمهوري اسلامي به آزادي بيان و افكار و انديشه اعتقاد جدي دارد و كليه دولتهاو بويژه دولت نهم ، در اين زمينه اهتمام وافر داشته اند تا مطبوعات با سليقه هاي گوناگون فعاليت آزادانه داشته باشند.

معاون وزير ارشاد اذعان كرد: در سالهاي اخير شاهد هجمه انتقادات به رئيس جمهور محترم بوده‌ايم و حتي برخي روزنامه‌ها پا را از نقد سازنده و مخالف، فراتر گذاشته و بعضا به وادي تخريب و تمسخر هم كشيده شده‌اند ولي دكتر احمدي نژاد با كرامت از كنار آن عبور كرده است كه نشان مي‌دهد از اينكه مطبوعات بتوانند آزادانه افكار و انديشه‌هاي خود را بيان كنند، هيچ واهمه‌اي ندارد چون نظام ما متكي به آراي مردم است .

ملكيان گفت: طبق قانون اگر مطبوعات تخلفي انجام دهند، فقط هيات نظارت بر مطبوعات حق رسيدگي به آن و تصميم گيري دارد، وظيفه ارشاد هم اين است كه به مطبوعات نظارت كند و در مواردي كه از قانون تخطي مي‌كنند، فقط به آنها تذكر بدهد.

به گفته ملكيان 2 هزار و 600 نشريه در سطح كشور منتشر مي‌شود كه 145 مورد آن روزنامه و مابقي هفته‌نامه، ماهنامه و ... مي‌باشد و حدود 45 درصد روزنامه‌هاي منتشره صرفا به مسائل سياسي پرداخته و ساير آنها نشريات تخصصي با موضوعات اقتصادي، ورزشي و غيره هستند .

خاطر نشان مي‌كنيم به تازگي اداره‌ي فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان شاهرود با اطلاع اداره‌ي كل ارشاد استان در اقدامي تامل برانگيز ،مديران اين شهرستان را از همكاري با خبرنگار جوانه منع كرده بود!

به نظر مي‌رسد رييس اداره‌ي فرهنگ و ارشاد اسلامي شاهرود كه دوماه بيشتر از انتصابش نمي‌گذرد ، هنوز از قوانين جاري حاكم بر مطبوعات كشور مصوب هفدهم شهريور ماه 1381 و آيين نامه‌ي اجرايي آن اطلاعات كافي ندارد . وي همزمان مسئوليت حراست اين اداره را نيز بر عهده دارد.

هقته نامه محلی جوانه امروز(شماره ۳۶۶- چهارشنبه ۶/۸/۸۸)

نسیم:

رفتی فرانسه من همونم که هکت کردم

maryam:

.....غم هرگز از تهاجم خسته نمیشود. و هرگز به صلح دوستانه رضا نمیدهد. و چون پیش آمد و تمامی روح را گرفت ، انسان بیهوده می شود و بی اعتبار و نا انسان ، و ذلیل غم و مصلوب بی سبب.
من مثل تو می دانم که در جهانی اینگونه دردمند بی دردی انکس که می تواند گلیم خود را از دریای اندوه بیرون بکشد و سبکبارانه و شادمانه بر ساحل بنشیند یک بی دردی ددمنشانه است و بی غیرتی ست و بی آبرویی و اسباب سرافکندگی انسان.آنگونه شاد بودن هرگز به معنای خوشبخت بودن نیست بل فقط به معنای نداشتن قدرت تفکر است و احساس و ادراک و با این همه گفتم که برای دگرگون کردن جهانی این چنین افسرده و غمزده و شفا دادن جهانی چنین دردمند ، طبیب ، حق ندارد بر سر بالین بیمار خویش بگرید و دقایق معدود نشاط را از سال های طولانی حیات بگیرد......
مرحوم نادر ابراهیمی

سلام...
بلــــه دقیقا...
نسل اندوه... نسل سوخته!

سلام
خیلی زیبا نوشته ، من همه نوشته ها ی خلیل جبران را دوست دارم ، آدم وقتی تو سختی و زندان و آارگی بزرگ می شه جا می افته و شعرها و نوشته هاش دلنشین می شه....
عکست محشره از کجا آوردیش؟
خانه سپید با پلاک 118 کنار یک برج احتمالا118 طبقه ای خانه داغون و ....
هزار حرف سیاسی و علمی فرهنگی هنری خبری مستندی در همین عکست بود!
راستی اگه انقدر راحت فرانسه مدرک می دهند خوب شما هم برید بگیرید یک دونه هم برای من بگیرید! البته گفتید که مدیرش برکنار شده ، حیف بچه به این خوبی نمی زاره جوونای کشورش 100 سال درس بخونن تا مدرک بگیرند یک شبه دکترشان می کنه ...
تو ایران هم حتما از این مدرکا می دهند ولی به ما ها نمی دهند ...
یا باید پسر.... باشی یا میلیاردر!
در هر صورت ما به زندگی خود راضی ایم....
ارادتمندیم.

خاطره:

سلام
اينقدر فوق العاده است كه آدم اصلا نميدونه چي بگه.نوشته هاتم مثل خودتن،فوق العاده و بي نظير..

وقتي خط آزاد 20:30 رو مي بينم،بيشتر از هميشه دلم تنگ ميشه برات.به نظر من شما،خانم ركوعي و خانم پارسي پور بهترين گوينده هاي خبر هستين.
راستي ببخشيد اگه اينقدر از دلتنگيامون ميگيم. شما كه نميگي ما مجبوريم بگيم!
خب لابد دلتنگ نيستي عزيز!

Anonymous:

من نوشته های جبران رو از اعماق موجودم حس می کنم و می دونم کسی که کعنای این واقعیات رو درک کنه آدم بسیار احساسی و بلندنظریه/کامران عزیز نمی دونم چرا هرچی می فرستم آپ نمیکنی ولی اینو بدون که بی نوشته های جبران هم دوستت دارم /

سلام آقاي نجف زاده!
من چه قدر خوشحالم كه اومدم توي وبلاگتون!
بدون شك شما يكي از بهترين خبرنگارهاي ايراني هستيد.

از خلاقيتتون ممنونم.

سلام آق کامران خوندمت ........

اینبار ابراهیم به بتخانه رفت تبرش را نبرد
به قربانگاه رفت اسماعیلی نبود
و در آتش افتاد و ........

salam. khodaish kheili ba hal bod akset damet garm kheili karet doroste.be man ham sari bezan.by by

حمیدرضا:

سلام
می خوام بپرسم تو چرا؟

فرزانه:

مرد را دردی اگر باشد خوش است.
درد بی دردی علاجش آتش است.
سلام آقای نجف زاده و التماس دعا

sama:

hamineeeeeeee dige
bayad zist
ba hameye tafavotha
kash hame kho0shhal bashan

سهراب:

واین یعنی هنوز در هیاهوی رنگها و صداها ،غم حاشیه نشین ها را از یاد نبرده ای ....

سلام
پاریس خوش میگذره؟!
واقعا نه چپ نه راست؟

سلام.
زيبا بود.
به وبلاگ من هم سر بزنيد.

شيوا:

شما رو چه به نوشتن درباره اندوه!!!!

شما كه با شيرين بازيهات داري تو فرانسه حالشو ميبري.......

مريم خ:

اصلا هم قشنگ نيست...آقاي نجف زاده هم مثل خيلي از هنرمندان ايران كه با استعدادن، بدبختانه سفارشي كار مي كنن.و اين هنر جاي اينكه هنر نويسندگي شون مثل شمشيري در خدمت مردم باشه، مثل خميري در دست بعضي هاست كه هرجا بخوان ميبرن...متاسفم

مهسا:

سلام.حدود یک ساله که یادداشت هاتون رو می خونم ولی اولین باره که نظرمی نویسم.گزارشاتون عالیه.موفق باشید.

داوود:

همیشه خدا ادمهایی که خوب می بینند ومی شنوند ودرحد توان با کژیها درنبردند مورد لطف بی فرهنگان هوچی قرار دارند من بشخصه توانایی های مردمی شما را که خردمندانه بر روی لبه تیغ مبباشد را نمی توانم تحسین نکنم

داوود:

همیشه خدا ادمهایی که خوب می بینند ومی شنوند ودرحد توان با کژیها درنبردند مورد لطف بی فرهنگان هوچی قرار دارند من بشخصه توانایی های مردمی شما را که خردمندانه بر روی لبه تیغ مبباشد را نمی توانم تحسین نکنم

داوود:

همیشه خدا ادمهایی که خوب می بینند ومی شنوند ودرحد توان با کژیها درنبردند مورد لطف بی فرهنگان هوچی قرار دارند من بشخصه توانایی های مردمی شما را که خردمندانه بر روی لبه تیغ مبباشد را نمی توانم تحسین نکنم

با سلام وآرزوي توفيق خواهشمنديم از آخرين اخبار مترو در وبلاگ ما مطلع شويد
www.tehran-metro.persianblog.ir
اگه زودتربجنبي كپك نزده ماها بيشتر بدردت ميخوريم.

~hUstler~:

Salam!

jedi khOde NajafZzadeii ya Site SareKariie?!/:)??

سُلام
گزارش شیراک خیلی جالب بود.خسته نباشی برادر!

سلام.این خلیل هم آدم غمگینی بوده ها.نمی دونم چه خاصیتی داری تا آدم می رسه بهت ذوقش وا می شه.یه چیز دیگه:جان خودت خیلی هوای خودت رو داشته باش.نزنی ما رو ذوق مرگ کنی در کشاکش رسیدن به حقیقت و گذر از سنت به مدرنیسم.(با ما کشتی شکستگان بمان، خدا رو چه دیدی شاید باد شرطه برخواست)

احسان:

ای کاش وقتی به عکسی نگاه میکنیم فقط جنبیه دیدن نباشه آخه بعضی عکسا حرف میزنند ولی حیف یا ما کریم یا اون لال !

زیزی:

عکس خونه ی ماست اینجا... برج بین الملل تهران .. یعنی شما ایرونی ها این برج معروف تو تهران رو نمیشناسید!!!!! ما طبقه ی 43 این برج زندگی می کنیم. آدمها از اون بالا ریز دیده میشن... و شهر از اون بالا خوشگل تره... جالبه بدونید ماهر ماه 470 هزار تومان فقط پول شارژ ساختمان رو میدیم...
این دختره پایین این برج رو هم ندیدم... فک کنم مونتاژ شده است... حتی تو این خونه خرابه زندگی کردن توو اون قسمت شهر برای بی بضاعت ها هم غیر ممکنه!!! تو برج ما فقط جراح های متخصص و تاجر ها زندگی میکنن..... پاریس هم از این برجا داره؟؟؟؟

سهراب:

سلام. امروز دوتا رحمت خدا با هم به اصفهان رسید. بالاخره بعد از چند ماه ، لبهای ترک خورده زاینده رود سیراب شد و بعدش هم یک بارون حسابی اومد تا غبارها از پلکهای شهر ما شسته بشه .
جای تو خالی که در این روزهای قشنگ ،مهمانمان شوی .... مثل دوسه سال پیش ...

یک آشناتر از آشنا:

سلام ... آقای نجف زاده میخواستم در چند روز آینده پستی بنویسم در مورد خاطرات خوش گذشته و آدمهای زندگیمان ... من از شما دلگیر شدم ... این را قبول دارم ... من و امثال من توقع داشتیم کامران نجف زاده ای که موج جدیدی در رسانه ایجاد کرد و بی پرواییش دلنشین بود ... همان مردی که در آن روز های عراق جسورانه قبول کرد به آنجا برود به میان مردم هم بیاید ... قبول دارم که شاید توقع زیادی بود و این کار عواقب سنگینی به دنبالش داشت ... با این حال میدانید که مردم پر توقع میشوند از هنرمند های مورد علاقه یشان ... آقای نجف زاده ی عزیز ... من اعتقاد دارم که خاطرات آدمها محترمند ... توهین به آنها توهین به خود شخص تلقی میشود برایم ... نمیشود فراموش کرد گذشته را که ... من هنوز شما را دوست دارم ... و در کنارش توقعاتی دارم که برآورده نشد ... در مورد تقلب در انتخابات هم اختلاف نظر داریم گویا ... هر چند دولت نظر مخالف را به شدت سرکوب میکند اما من خودم و شما را از دولت نمیدانم ... پس نظر هر کداممان جداگانه محترم ... آقای نجف زاده من دیگر تلویزیون را نگاه نمیکنم و بالطبع گزارش های جدیدتان را نمیتوانم ببینم با این حال امیدوارم که روزهای آینده یتان طلایی باشد ... و محبوب مردم باشید ... این را عمیقا آرزو کردم (:

زهره:

انها دربيداريشان به ميگويند:تو و دنيايي كه در ان زندكي ميكني چيزي نيستيد جز دانه شني كه بر ساحل بي كرانه افتاده ايد.
و من در رؤيايم به انها ميگويم:من ان درياي بي كرانه ام و همه جهان چيزي نيست جز دانه شني بر ساحل من...!
جبران خليل جبران

mary:

*ای دوست غمگین من،اگر میتوانستی ببینی که بخت بد که شکست تو در زندگیت بوده،همان نیرویی است که قلبت را روشن میکند،روحت را از مغاک تمسخر بیرون می آوردو تاعرش احنرام بالا میبرد،آنگاه رضا به داده میدادی و آن را میراثی میدانستی که تعلیمت میدهد و آگاهت میکند*
جبران خلیل جبران
آری،چه باک که مافرزند اندوهیم...
دلتنگتیم،تا کی اونجایی؟

مریم:

سلام
به نظر من اینجا حتما تهران است و اون برج هم کاملا شبیه برج تهران است .

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
خسته ام زین عشق دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم
سالها با جور لیلی ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

kashki budino midin afradio ke mostaghim tyre jangi khorde budan dar tazahorat va dar bimarstane hazrate rasul be shahadat residand ...

سلام. ببخشید نشد بخونم!
کاش تاریخ هاتونو شمسی بذارید!

آزادمردی هم خوب چیزی است ... جدا خجالت نمیکشید دارید این همه دروغ و سانسور رو در این صدا و سیما و چشم تو چشم مردم تحمل میکنید ... وقتی فهمیدم چطور دستی دستی عمله تزویر و پوشاندن حقیقت شدین دیگه ناامید شدم از همتون. یک روز باید جوابگو باشید در محضر الهی. به شما میگن خبرنگار ... نه خبرساز... راستی شما سوگند خبرنگاری ندارید؟

سلام
آقای نجف زاده در مورد سرنوشت مبهم شارون گزارش تهیه کنید. فکر میکنم جالب بشه.
ممنون

سلام .نمی دانم دیگر دوستانی که این عکس را میبینند مثل من غصه دار می شوند یا نه؟

سلام داداشي كامران عزيز!
ما از اين صحنه ها تو ايران زياد داريم اميوارم برامون عادي نشه ! اميدوارم زودتر حل بشه !
اميدوارم...گاهي اوقات خودم از شنيدن اين كلمه ي كمي تا اندكي تلخ يه لبخند پر از بغض رو لبام ميشينه!!!!اميدوارم...!
مراقب خودت باش !
شرمنده كه دير به دير سر ميزنم !
ولي پيگير گزارش هات هستم!
شاد باشي با يه دنيا اميد!

کسری شجریان:

می گم کار شما خیلی سخته.یادمه روز رفتن خاتمی یه گزارش ازش زدید که هنوز هم برخی از دوستام می گن چرا اینقدر هوای خاتمی را داشت اون موقع.
بعد دیدم اون سوال های سخت را از احمدی نژاد پرسیدی مطمئن شدم که تو هم چپی هستی.
بعد انتخابات شد دیدم شکست خورده ها گفتن تو طرفداری محمود را کردی.
کار سختیه کار شما
مخصوصا شما که با این همه خبرنگار اطرافت فرق داری.مردم بهت حساسند.انتظار دارند تو حرف دلشون را بزنی
ضمنا من یه نسبتی با استاد دارم.
قربانت..

سلام.
نمیدونم چند وقت گذشت ولی خیلی دلمون براتون تنگ شده.
امیدوارم خیلی زوده زود یه گزارش ازتون از حاشیه های کشور خودمون ببینیم...
خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید.نمیدونید چقدر با این کار خوشحالم میکنید.منتظرتونم و لحظه شماری میکنم تا کامنتتونو ببینم

سلام
شما عالی هستین
ما چطوریم؟

سلام. خوشحال می شم اگر خاطرات کنکوری تان را برای پست مطلب جدید: خاطرات یک کنکوری بیکار بفرستید.

سلام بر داداش کامران عزیز
همه ملت ما به تو افتخار میکنن
راستی اقا کامران اگه بازم تشریف بیاری وبا قدومت
وبلاگم رو منور کنی خوشحال میشم
منتظرم تا بیایی نظر بنویسی
خدایی ذوق میکنم وقتی میبینم خبرنگارا میان تو وبلاگم
ارزو دارم معروف بشم
منتظرم تا بیایی
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/

haji:

تو شهید نمی شوی...

مهدی لشگری:

آقای نجف زاده سلام:سلامی چو بوی خوش آشنایی. دیگه نیستی آقا.دلم برای اون گزارشهای زیبات تنگ شده .همیشه دوست داشتم که با شما در ارتباط باشم که امشب شانسی یافتمت.اما دریغ...حیف ...که در ایران نیستی (در اخبار دیدم که در پاریسی(گزارش فروش مدرک))جان من بامن در ارتباط باش .منتظر ایمیلت هستم.توفیق رفیق راهت باد.سلامت و پیروز و سربلند باشی.خدانگهدار.مهدی لشگری 13آبان88ساعت 11و23دقیقه

همیشه سایتت ُ میخوندم اما نظر نمیدادم . 20:30 رو به عشق تو نیگا میکردم اما هیچ وقت بهش زنگ نزدم . کامران مراقب خودت باش . دوست دارم . از این به بعد همیشه واست کامنت میذازم . اونور آب خوش بگذره . راستی تو همه ی این کامنتارو میخونی ؟؟؟ یعنی وقت میکنی که بخونی ؟؟؟

bahar:

دیروز 13 آبان بود و باز نشد که بغض فروخورده تهران بشکنه.
من می خوام یه دست گل به آب بدم آرزوهامو به یک حباب بدم
من از اون آسمون آبی می خوام...

اینجا ایران-پایتخت
و این خونه ها هنوز تو این شهر زیادند.

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

بهزاد:

با سلام
بايد بگم كه تمام ملت ايران دوستدار آقاي نجف زاده هستند مگر كساني كه بر عليه انها گزارشي گرفته مي شود كه چهره ي زشت انها را به تصوير مي كشد.

يه انتقاد دارم كه چرا گزينه ي تماس با من كار نمي كنه. لطف بفرماييد اونو فعال نماييد تا يه راه ارتباطي با خود اقاي نجف زاده باز بشه .
باز هم ازتون تشكر مي كنم.

گلادیاتور:

سلام
خیلی قشنگ بود
خیلی وقتا اندوه قشنگ تر از خنده های الکیه.
خوش بگذره پاریس.
منتظر اومدنتون به ایران و دیدن و شنیدنتون از این خاکم.
به امید دیدار در ایران

سلام بر کامران عزیز

معمای بزرگ!!!!

مذاکره با آمریکا ، فریب خوردگی یا هوشمندی احمدی نژاد؟!

آیا احمدی نژادی که مدال هوشمندی را از دستان مبارک ولایت گرفت ، چون کودکان فریب خورده است؟!

آیا احمدی نژاد که بنا به فرموده آقا نظراتش نزدیک به نظرات رهبر است دارای انگیزه های خباثت آلوداست؟!

آیا احمدی نژادی که با صدها صفت برجسته چون مکتبی بودن توسط آقا متصف شده است ، با هوی و هوس و سادگی می خواهد جلوی آمریکا فرش قرمز پهن کند؟!

اگر اینها نیست که قطعاً( بنا بفرموده مقام معظم رهبری(مدظله) در مورد احمدی نژاد) نیست ،

پس ماجرا چیست؟!

آیا بازی مذاکره هم مشمول فرمایشات رهبری معظم قرار می شود؟!

سلام. کامران نجف زاده خودش دست به قلمش خوبه. چرا به زبان شیوای خودش نگفت؟

سخت است هنگام وداع
آنگاه که در می یابی
چشمانی که در حال عبورند
پاره ای از وجود تو را
نیز با خود می برند...

ایرانی ها می گویند : هر آنکه از دیده برفت از دل برود اما فرانسوی ها می گویند به دل ما نزدیک تر است آنکه از ما دور تر است .
فرانسوی دوستان دارم

سلام داداش کامران
خوبین؟؟؟
دلتنگتیم......

سلام آقا کامران گل نجف زاده بابا خیلی با معرفتین شما چه وب قشمگی زدین فکرشم نمی کردم بگذریم فرانس خوش میگذره کی بر میگردین دلمون برا گزارشای قشنگ 20:30 تون تنگ شده به وب منم سر بزنید ولی بالا غیرتا چیزی برام بنویسید که همه بفهمن با هم دوستیم

سمیرا:

اندوه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نظر خودت چیه؟
متولد 65
سال ورود به دانشگاه 84
سال فارق التحصیلی 86
قبولی مجدد 86
سال فارق التحصیلی 89
نتیجه؟
شما اسمشو میذارین زندگی؟میذارین زندگی شاد؟
ما دقیقا اندوه رو حس می کنیم....

سلام آقاي نجف زاده.
شما هنوز خوب مينويسيد. هنوز خوب حرف ميزنيد. هنوز خوب ...
و من ...
نگاهم به نگاهش گره ميخورد و بيتاب ميشوم. من عزيزي را گم كرده ام كه در هر سو به دنبالش ميگردم اما... بيقرارم و دلتنگ روزهايي كه قرار است بيايد... آه.
مينويسيم... بخوانيدمان. هنوز هستيم...و...

شب شکن:

داداشی کامران گلم سلام !
خوبی داداشی؟

من هر وقت که برات مطلب می نوشتم ازت می خواستم زودتر به ایران برگردی اما فایده ای نداشت این بار ازت می خوام حد اقل گزارشهات را بیشتر کنی اینجوری دلمون کمتر برات تنگ می شه..بگو چشم.
راستی دم در خونه زاک شیراک چه می کنی گل پسر؟


شما باهم زاده شده اید و باید که پیوسنه با هم باشید.
با هم باشید تا ان هنگام که مرگ بالهای عمرتان را بر کند.
حتی در خاطره خاموش خداوند نیز با هم باشید.
اما بگذارید با هم بودنتان را فضایی در میان باشد،
و بگذارید که بادهای آسمان بین شما در رقص و پایکوبی باشند.
یکدیگر را دوست بدارید اما، از عشق زنجیر مسازید؛
بگزارید عشق همچون دریایی مواج میان ساحلهای جانتان در تموج و اهتزاز باشد.
جامهای یکدیگر را پر کنید اما از یک جام منوشید.
از نان خود به یکدیگر هدیه دهید اما هر دو از یک قرص نان تناول مکنید.
به شادمانی با هم برقصید و آواز بخوانید اما بگذارید هر یک برای خود تنها باشد.
دلهایتان را به هم بسپارید اما به اسارت یکدیگر ندهید.
زیرا تنها دست زندگی است که می تواند دلهای شما را در خود نگهدارد.
در کنار هم بایستید، اما نه بسیار نزدیک؛
از آنکه ستونهای معبد به جدایی بار بهتر کشند،
و بلوط و سرو در سایه هم به کمال رویش نرسند.

ولی بازم من دکتر شریعتی خودمون را ترجیح میدهم:
با شیطان هم داستان شدم تا در برابر هیچ آدمی سر تعظیم فرود نیاورم

قلم زبان خداست. قلم امانت آدم است. قلم ودیعه عشق است . هرکسی را توتمی است و قلم توتم ماست ، قلم توتم من است ، قلم توتم ماست .
به قلم سوگند ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند، به ضجه های دردی که از سینه اش بر می آید سوگند که توتم مقدسم را نمی فروشم ، به دست زورش تسلیم نمی کنم ، به کیسه زرش نمی بخشم و به انگشت تزویرش نمی سپارم.
دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم . چشم هایم را کور می کنم ، گوش هایم را کر می کنم ، پاهایم را می شکنم ، انگشتانم را بند بند می برم ، سینه ام را می شکافم ، قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم اما قلمم را به بیگانه نمی دهم.

این جملات شاید جوابی باشد از جانب تو به کسانی که بهت تهمت می زنند.
قناری خیلی چاکریم!!!

قفس بشکن.. حصاری شو برای گل... صدای بودنت شاید قناری را امید زندگی باشد

آدم برفی:

سلام نازنین....
خوب هستید انشاءالله؟!
چه میدونم والا...
این اندوهی که منظور جبران خلیل جبران بوده اندوه متعالیه که روح بشر رو اعتلا می بخشه و به اوج میرسونه به حقیقت
ولی غصه های کوچک داره ما رو از پا درمیاره
ما به برطرف شدن نیازهای کوچک و روزمره زندگی راضی شدیم
آرزوهای ما و دغدغه های ما کوچک شدند

میدونید ما چقدر خوشحالیم که هنوزم اینجا و تو فکر شما دغدغه های مردم اهمیت داره فاصله ها و تبعیض ها...
و بهتون افتخار میکنیم...
هنوزم خیلیها که نمیدونن رفتید فرانسه میان اینجا از مشکلاتشون میگن و از شما کمک میخوان

بابام میگه مگه یه خبر رو چند بار باید بشنوی که همه اخبارها رو نگاه می کنی؟!!
مقصود من از بیست و سی و بیست و یک و شبانگاهی...
بیست و سی و اینها بهانه...
همش شد سه نقطه ولی شما زبون این سه نقطه ها رو خوب میفهمی نازنین...

[]:

SALAM AGHAE NAJAF ZADE BE WEB LOG MANAM SAR BEZANED MAMNON

سلام
همشهری جوان شماره236 بهتون تمشک طلایی داده!
به خاطر اون گزارشی که توی 20:30 پخش شد از فوتبال آژاکس!
نوشته این تصاویر مال 4 سال پیش! حالا کی تو خبر گفته این تصاویر مال همین دیروز و پریروز من موندم!
مثل اینکه این همشهری های جوان گزارشاتون رو نمیبینن که فقط به این فک کنم2 دقیقه هم نشد گیر دادن! گزارشای خوبی مثل همون شیراک که من هنوز موندم این چه جوری 21 شغل اونم کاذب برای فامیلاش دست و پا کرده!
یاعلی

Anonymous:

به نظرم برخی از روزنامه نگارها و خبرنگارها خیلی بهت حسودی می کنن.حق هم دارن.طرف یه عمره می نویسه باباش هم نمی شناستش.
اما ابلهانه ترین کار اینه که کسی بدون اطلاع خودش را با دیگری مقایسه کنه.نداشتیم کسی را در حرفه رسانه که 15 سال در صدر باشه و به این جوونی به پختگی آدم های پنجاه ساله رسیده باشه.
خوشم میاد برات مهم نیست.
یک فضولی.اینقدر که تو از خبرنگارها دفاع کردی تو وبلاگت و حتی تو ماه عسل از بچه های همکارت گفتی اینها هم اینقدر صادق هستند؟

محمد امین تقی پور:

باسلام و تشکر راستش می خواستم از شما برای بهتر شدن نوشته هام و کار روی مطالب بهتر کمک بخوام و درخواست کنم که تجربیات خوبتون رو در اختیار من قرار بدید.
شاید یه روزی من هم خبرنگار شدم...
سلامت باشید و موفق.محمد امین تقی پور

درنا:

ma azadim ta dast az pa khata nakonim.ma azad khahim bud ta ba cheshmane baz fajae ra bebinim va jenayat ra negah konim ma sukut nemikonim ta zire hameye in parvandehaye siyah sehhe bogzarim

اومدم بابت این چند گزارش اخیر ازتون تشکر کنم .
خوشحالم که موفق میشم ببینم.

خاكريز 313:

گزارشهاي خوبي از فرانسه مي فرستي . يه سر برو نوفل لوشاتو . ببين از امام (ره) چي به ياد دارند . آيا بچه هاشون هم چيزي از امام مي دونن .

پس صدای خروس همه ی دنیا مردم رو از خواب بیدار میکنه!
چقد خروساش با خروسهای ما فرق داشت. همچین پررنگ تر بودن!حالا من خودم خیلی وقت خروس ندیدم. تو دل تهران خروس از کجا پیدا کنیم!
ولی خدایی خواب صبح خیلی میچسبه که دیگه واسه من خبری ازش نیست!

آزاده عابدين زاده:

آقاي نجف زاده
با سلام من از طرف 30 نفر باشما صحبت مي نمايم كه هر گونه تلاش ما در اين 10 روز براي ارتباط با شما و همكارانتان بي نتيجه بود .
ما دانشجويان موسسه غيردولتي غيرانتفاعي حكيم ناصر خسرو ساوه مي باشيم كه در بدترين شرايط فيزيكي و علمي غير استاندارد در ساوه درس مي خوانيم مكان اين موسسه را كه در ساختمان اداري يك شركت ورشكسته پروفيل در كيلومتر 5 اتوبان ساوه تهران است تمام ما را مصمم كرده كه مظلوميت خودمان را به گوش شما برسانيم شايد اتفاقي از طريق شما باعث تغييري شود حتي شكايت ما به وزارت علوم هنوز بي جواب مانده است و نمي دانيم تا كي توان تحمل بي مسئوليتي مديران رامي توان تاب آورد ، از شما خواهش مي نمايم چنانچه هر هزينه اي راجهت تهيه خبر علام كنيد ما مي پردازيم .لطفا نظرتان را ايميل نماييد . سپاسگزارم

میثم:

خیلی وقته ندیدمت. یا شما خبری ازت نیست یا من سرم خیلی شلوغ شده. یه پیشنهاد. وقتشو بیشتر کنید. اینم یه لبخند

محسن:

سلام بر ناخدای کشتی به گل نشسته مطبوعات
(ناخدا کامران)

آقا اگه میخوای بدونی الان چند نفر در اندوهند و در حسرت من یک نمونه کوچیکش را میگم

همین الان شاید حدود چند صد هزار جوان معطل یک خبر صریح و معتبر از برخی مسولین است ان هم از نوع نظام وظیفه

تو مجلس گفتن تصویب شده که پسر سوم هم معاف میشه

سردار های دلسوز سریع گوی سبقت در مصاحبه را از هم دزدیدن و رفتن تو فاز منفی که کو حالا انجام بشه //////////

قوانین رفت شورای نگهبان از 20 مهر واسه 10 روز الانم که 15 ابان است هنوز دارن دنبال یک نخ تو قانون میگردن ولی انتخابات را تو 10 روز پروندش را بستن ولی بزار خودم بگم مگه ما ارزشی داریم واسشون ؟؟؟؟؟؟؟

خسته شدم از این همه دروغ و کم کاری و لبخند های الکی

تو رو خدا واسه ما جماعت افسرده پسر سومی یک خبر 2 دقیقه ای اجرا کن شاید مسولین یاده ما بیوفتن

از عکست حال کردم چون یاده خودم افتادم چون الان فقط طرحی سریع اجرا میشه که برای فرزندان شهدا ... جانباز ...... منم قبول دارمشون ولی پس ما چی .......؟

اولي مون با دوميون قرار گذاشته بوديم كه بيايم اما حالا قرار مي زاريم كه نياييم !!!

حدیث:

دلت خیلی پره نه؟؟

خداوکیلی گزارش با حالی بود خروس.
چه عجب گذری بر ایفل انداختی برادر...
به روزم ها...

alireza:

سلام خسته نباشید میبینم که خبر بازی جوانمردانتون مال 4 سال پیش از اب در میاد!!!

اما این روزا باران این ابر جز خشم و کینه و دلهلی چرکین چیزی به جا نمیزاره چرا؟
راستی چرا قدیما فقرا با فقرای الان فرق میکردن ؟

محمد:

اینجا حوالی اتوبان کردستان
اندوهت واسه اینه که نمی تونی بگی تقصیر کیه اندوهت واسه خودته که اگه مال گذشته بود میگفتی ملعون فلانی اما حالا یه درد اینه که مقصر این بدبختی کیه یه درد دیگه اینه که نمی تونی حتی اسمشو ببری درد یکی دوتا نیست....

وجدان درد:

آقاي؟؟ نجف زاده واقعا متاسفم از اينكه روزي به شما علاقه داشتم.آخه خبرنگار اون ور آب شدن چقدر ميارزيد كه مردمتو بهش فروختي مطمئنا روزي به زودي فرا ميرسد كه از اين كارت شديدا احساس ندامت ميكني واقعا برايت متاسفم.

امیرعلی:

سلام کامران جان مثل همیشه ترکوندی گزارش خروست عالی بود.می گم این مجله زرد همشهری جوان که یه زمانی جز مجله های خوب بود چی نوشته.فکر می کنم دوروبر ما پر ازادمای حسوده.منم اگه خبرنگار بودم حتما ....ولی بی خیال.خوب توی همه برنامه هایا گزارشااز تصاویرارشیو استفاده می کنند چه ایرادی داره.اونوقت اگر قرار باشه ازشون استفاده نشه تاریخ واتفاقات گذشته رو باید بزاریم کنار اونوقت چقدر بی معنی می شه بعدش مگه شما گفتی الان اتفاق افتاده که اینا خودشونو...ایراده بنی اسراییلی یعنی این.چند وقت پیش هم گیر داده بودند به اقای امامی گزارشهای جالبش رو با جومونگ رو گفته بودند نمی دونم مسیولشون کیه ولی بهتره یه کم بیشتر نظارت کنه به خودشونم 50تاتمشک بده بازم کمه.

ارام:

سلام داداش اینا ازجون شما چی می خوان اگه از فقر بنویسی یه چیز می گن ننویسی یه چیز می گن مشکل ما ایرانیها همینه نمی دونیم چی میخواهیم.ضمنا این اقا علیرضا توجه کنه داداش کامران تو گزارشش که نگفته بود این اتفاق الان افتاده استفاده ازارشیو هم حق مسلم همه خبرنگاراست اگه بقیه هم می تونند از جمله همشهری جوان بسم الله.

مثل همیشه خوب بود...
به نظرم این برج تو یوسف آباده...همین تهران خودمون.خیلی سعی کردم طبقاتش رو بشمرم...فکر کنم 60-70 تایی باشن!

مهدی:

آقای نجف زاده بجای حمایت از این بچه های اندوه بهتره از جوان های به خاک و خون کشیده شده 13 آبان گزارش بدی
بهتره از ندا و سهراب بی گناه گزارش بدی
بهتره شنبه ها بری توی پارک لاله و اشک مادران به داغ فرزند نشسته رو ببینی

کیانی:

پیشنهاد میکنم برنامه هفته گذشته ارتباطات در ایران که از شبکه 4 پخش میشه رو ببینیداستاد محسنیان راد حرفهای بینهایت جالبی زدند که شما مصداق بارز اونهایید البته بیشتر شبیه دفاعیه ای برای شما بود

صادق:

و ما فرزندان روزهای سختیم روزهای سپسد سیاه ابی اسمان ما گاههی ابری و گاهی افتابیست ما بندگان خالقی هسبیم که مارا انقدر دوست دارد که وسفش کار ما نیست و ما هستیم تا .......

اين چه باران معرفتي است كه غربي ها ما را متهم به بي عقلي بي تمدني و هزار كوفت و مرگ ديگر متهم مي‌كنند
و ما مانديم و ظلم آنها....
آيا آنها فرزند شادي اند
و از شادي جز نفرت و دوري نمي زايد

کسی به فکر گل ها نیست
کسی به فکر ماهی ها نیست
کسی نمی خواهد
باورکند که باغچه دارد می میرد
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود
و حس باغچه انگار
چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست

وفا:

...
ولی هنوز مست امیدم از این پندار
که دادرس نگاه ملتمس جوجه ی بی دان را
به یاد خواهد داشت

...

...


...
...


....

....
! .

مومن یه کم از خودت بنویس!
خوبه که آدم این کاره باشه!
یه درسی هم برای ما باش!
...

نماز شبها توی قنوتت ما رو هم دعا کن!
یا ارحم الراحمین!


اللهم انی اسئلک راحته عند الموت، والمغفره بعد الموت و العفو عند الحساب!
منتظرم

فاطمه السادات:

آه......چی میتونم بگم!؟دلم خییییییییلی گرفته
گویند خدا همیشه با ماست ای غم نکند خدا تو باشی؟

تقدیم به تو که نمیدانم دوستت داشته باشم! یا متنفر؟!!

درد من تنهایی یک لحظه نیست
یا که ماندن در کنار جاده بی انتها
درد من درد دل وتنهایی است
درد آن رسوای شهر خالی است
درد آن جسمی که از صبح تا غروب
در پی یک لقمه ی نان می دوید
انتهای روز دستش خالی است
درد ظلمت سخت نیست
درد غربت درد نیست
درد آن است که تو شرمنده طفلت شوی
درد من این است باور می کنید
عمری اندر حسرت یک لقمه نان
عمری اندر آرزوی لحظه ایی آرام وخواب
درد من درد تمام مردم بیچاره است
درد من درد دو چشم اشک بار کودک بی مادر است
در سیاه سرد زمستانی غریب
در میان کوچه تاریک ونمناک زمین
دم به دم مادر تقاضا می کند
درد من یک خانه خالی ز روحی آدمیست
درد من مرگیست عظیم در خیابانی غریب
حال میدانی که درد من چیست باور می کنم
درد من درد تمام مردم بیچاره است

زندگی شاید آن لحظه مسدودی است

که نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد ...

ودر این حسی است

که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت ...

در اتاقی که به اندازه یک تنهایی است ...

سلام...
در کلبه ی کوچک تنهایی هایم به انتظار قلم سبزتان نشسته ام...

برادر کمی قدم بردار.اینطرفتر آسمان صاف است و احوال مان بوی سال نو می دهد.اندوه را جبران خورد و تمام کرد.بیشتر از آن که ما هستیم نباش .

طاها:

كامران جان سلام ديدن تصوير برج آ اس پ در كنار اون بيقوله حكايت امروز و ديروز نيست !راستش يك جورايي ازت خوشم مي ياد جون دقدقه هاوحرفهات شبيه دقدقه ها وحرفهاي دل منه راستي چند هفته ايه صدا وتصويرت رو از فرانسه مي شنوم و مي بينم همونجايي كه در دوران نوجواني آرزوي تحصيل وزندگي در اونجا رو داشتم راستش دوست داشتم مثل شريعتي جامعه شناسي اديان بخونم اما نشد چون بايد هم كار مي كردم و هم درس مي خوندم كامران جان اگرچه امروز مهندس شدم ومايه سربلندي خانوادم اما هنوز آرزوهاي بلند دوران كودكي تو سرم مونده !هنوز فرصت نكردم اونجور كه دوست دارم ‌(بخاطر آرامش دل خودم )زندگي كنم !
اگه فرصتي بود بعدا سفره دلم رو بيشتر برات باز مي كنم.
پس فعلا خدا نگهدار
قربانت طاها

دعا:

سلام
چرا اندوه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما بنده های شانسیم آخه شانس اسم مستعا خداوند در زمانیه که نمی خواد اعتراف کنه کاها با امضای اون انجام میگیره
به این جمله ایمان دارم

سلام. امروز بلاگت باز بود داشتم مطالبو می خوندم.(راستش خیلی وقت بود که اینجا نیومدم). خلاصه مشغول خوندن بودم که یکی از راه رسید و بهت متلک انداخت. دوست داشتم بگیرم لهش کنم... اما ما کوچک و اون بزرگ!!! یعنی اینجا ایران است.(بین خودمان باشد می کشنمان). الان خیلی اعصابم خورده...

سلام داداش کامران.حال و احوال چطوره؟به قول محمد
گرجی که ته حال چتیه؟!!انشاالله که به تو و خانواده
خوش بگذره.گزارشهای قشنگت رو گاهی به لطف اینترنت پرسرعت..!! می بینم.غیر از این هم از تو انتظاری نیست که مثل همیشه شکل و محتوایی
پرمغز اساس کارت باشه.راستی به این حاشیه هایی
که گاهی بهش دامن می زنند توجه نکن که البته
توجه نخواهی کرد.انشاالله که بزودی زود از نزدیک
ببینمت.مراقب خودت باش دوست عزیزم.خدا یارت باشه

رویا:

فرقی ندارد کجا باشد.یک جایی روی همین کره خاکی.ادمهایی شبیه هم. خنده هایشان گریه هایشان.حتی طرزبهمدیگر مدیون شدنهایشان.همه شبیه هم ولی دور از هم.خودت که بهتر میدانی.ادمها همدیگر را تنها میگذارند.میدانی که چه بی تفاوت از روی دردهای هم میپرند.میدانم خودت که میدانی.

سیمین:

میگم حالا این وسط یه ادم با انصاف به من بگه اون 5 نفر که تو اغتشاشات تهران از هواداران موسوی کشته شدند و همه هم کردنش تو بوق و کرنا یه طرف حالا جواب خون اون سی و اندی نفری که از طرفدارای احمدی نژاد بودن و کشته شدن و البته بعضا بی طرف بودن رو کی میده ؟؟؟؟ موسوی ؟ کروبی؟ خاتمی؟ یا شاید هم بی خیال...

سهراب:

از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل......از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند...از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند...
آدمیت مرد گرچه آدم زنده بود....
خراب التماس دعای فرج.

Hosa:

وقت به خیر ..
شاید از تو این جزیره"به گفته ساکنان این برج" هیچکی این خونه کوچولو رو نبینه ،چه برسه به این دختر کوچولو که ...

من نیز کم کمکی گاهی در سالیان سال دست به نوشتن می برم باور کن وقتی مطالب را میخوانم انگار نوشته های خودم است!

Hosa:

سلام..
آقا کامران پانوشت سهراب مال منه که انگار در نام گذاری اشتباهی رخ داده ...
Hosa

وفا:

عدالت راسکوت کن
مبادا کومه های گلی آن سوی کاخ های مرمرمان
درهم بریزد.

كامران جان گزارش ها و نوشته هاي خوبت رو مي بينم.سعي كن كمي بي پروا تر نگاه كني

متأثر کننده بود

از جمله تناقضات دنيا که هر وقت مي بينم خيلي غمگينم مي کنه .

مليحه:

شايد اين شعر جبران خليل جبران حكايت احوال من و هم نسلان من است. ما نسل سوخته ايم.

ندایگانه:

سلام
هرکجاهستیدموفق باشید.

می خواستم کامنت بذارم ولی باخودم گفتم ولش کن، من که فرانسوی بلد نیستم!اندوه زیادی پر شد توی قلبم...شدم فرزند اندوه...شدم مصداق حرف جبران عزیز

محبوبه:

زندگی یعنی یک سارپرید
از چه دلتنگ شدی؟؟؟
دلخوشی ها کم نیست !
مثلا این خورشید
کودک پس فردا
کفتر ان هفته
قطره ها در جریان
برف بر دوش سکوت
وزمان روی ستون فقرات گل یاس...
بامیدروزی که لبخند شادی بر لبها بنشیند..
امیدوارم زود زود برگردین.
پسرگلتون رو هم ببوسید.

سلام اینکه وبلاگتون بی نظیره گفتن نداره
اینکه شما و مطالبتون تکه گفتن نداره
اینکه سبک شما نو و جذاب و عالیه گفتن نداره
اینکه من نمیتونم حتی مسیر خاکی راهتون رو ادامه بدم گفتن نداره
ولی اینکه دوست دارم با شما ارتباط داشته باشم و
لینکتون منم و لینکم کنید و راهنماییم کنید
واقعا گفتن داره
خیلی دوستون دارم و مشتاق دیدارم
به وبلاگ حقیرم سر بزنید حداقل برای یک بار و در باره نوع افکار و شعرام نظر بدید

زهرا:

ما فرزندان اندوه هستیم...درسته. اما می تونستیم نباشیم.... ما خودمون باعث اندوه خودمونیم........

مسلم:

سلام کامی.میخواستم بگم تو فوق العاده ای .بعد از رفتنت 20:30 افتضاح شده.

زهرا:

اندوه از این بزرگتر که ظهر عاشورا تو خیابونای تهران سوت و دست میزنند ضرب 6&8 میگیرند اونم وقتی که بسیاری از هموطنان ارامنه جشنهای سال نوی خودشون و لغو کردند یا... احترام به حسین را از غیر مسلمانها یاد بگیریم...باید از اندوه بمیریم ما مرده های متحرکیم....واقعا متاسفم...

mahmood:

سلام هموطن
هوای غربت چطوره؟
راستی چی شد که رفتی ؟
دلم برا گزارشات بد جوری تنگ شده.
مخصوصا گزارش پیکانت!
خیلی می خوامت؛دمت گرم

روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بياراست
بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت
امروز همه روی جهان زير پر ماست
بـر اوج چـو پـرواز کـنم از نظـر تــير
می‌بينم اگر ذره‌ای اندر ته درياست
گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد
جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست
بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد
بنگر که ازين چرخ جفا پيشه چه برخاست
ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی
تيری ز قضای بد بگشاد بر او راست
بـر بـال عـقاب آمـد آن تير جـگر دوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست
بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی
وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجبست اينکه ز چوبی و ز آهن
اين تيزی و تندی و پريدن ز کجا خاست
زی تير نگه‌کرد و پر خويش بر او ديد
گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست
از ماست که بر ماست !!!!!!!!

شما خوب می نویسی

سلام کامران جان امیدوارم هر جا هستی چه پاریس چه تهران مثل همیشه سرحال و پر انرژی باشی.
به وبلاگ ما هم افتخار بده وسری بزن
دوستدار گزارش ها و نوشته هایت محسن خادمی پور

ایران:

سلام؛اونایی که نوشتن عکس کجاست یه نگاه به کلمات فارسی روی دروازه ودیوار بکنند ومتوجه میشوند فارسی نوشته ودقیقا درنزدیکی خودشان ایران عزیز است که داریم کاری می کنیم همین خرابه ها خرابتر بشه...

سلام

من واقعا از سبک گزارشاتون خوشم میاد
بی پرده و خوب حرف میزنین

نمی دونم چرا میگن اندوه نوه ی ایرانه (بعضی ها)

شادمان زیستن . پاک زیستن و درست زیستن.این سرشت و سرنوشت ملت ماست."کوروش بزرگ"

حالا بگذریم که یه عده می خوان ...

اما به نیکی نمی رسد اوکه از نیاکان ما نیست و به پیروزی نمی رسد او که از پارسیان نیست.

...همین

بهتون تبریک میگم

خوش حال میشم به من سر بزنین

یاس پرپر:

مهم اندوه نیست مهم جنس اندوه باید جنس اندوه از انتظار باشه وگرنه میشه"ما فرزندان اندوهیم".

محسنه:

سلام آقای نجف زاده اکثرا به وبلاگ خوبتان نگاهی می اندازم مطلب بچه های کوه آلپ از بقیه برایم جذابتر بود در ضمن میخواستم بگم چرا نظر مرابه نام آقای محسن خادمی پور ثبت کردید؟!!!

سلام خستخ نباشی
کاش در ایران بودی و از شهر اندوهجرد هم گزارش می گرفتی
اندوهجرد کرمان جائی که بدتراز عکس فوق خود نمائی میکند .اندوهجرد مکانی بدتر از دیروز

ZOHREH:

salam khubid?man taze sarohal shodamO dobare neshastam pay rayane.ama anduh poshte anduh.matalebe shoma hame ali bud,makhsusan bachehaye alp.
FARYADHA RA HAME MISHENAVAND,HONARE VAGHEI SHENIDANE SEDAYE SOKUT AST.

الهه از دانشگاه تهران:

من واقعا لحن بیان شما را دوست دارم

لیلا:

راستی اندوه همین بلایی نیست که داره سر بشر میاد!

کاش میتونستی کمی با صداقت راجع به اوضاع جامعه مون بگی. نسل اندوه ما هستیم. کاش خونه هامون به کهنگی این خانه بود و دلهامون به بزرگی شادی و آزادی.
افسوس...

آرمیته:

سلام..چطوری؟خیلی وقت بود نیومده بودم.یه جورایی قهر بودم.!راستی مهربونیمو ببین با این که سخته فارسی تایپ می کنم که بخونی(باج یا رشوه!)
حالا به هر حال تصویر ناراحت کننده و حتی تکان دهنده ای بود
یه زمان بتم بودی ولی چون موقعی که می خواستم کاری کنی نه برای من نه برای خودت بلکه برای پسرت دیگه حتی به خاطرت سرکانال تلویزیون دعوا نمی کنم.اشکال نداره مام خدایی داریم!خبرنگاره گنده ی پرطرفدار

آري ما فرزندان اندوهيم.
اين جمله مرا ياد اين كلام انداخت :
براي عاشق همه ساله محرم است.....

zahra:

شما واقعا شعورت بالاست
دلت دله هاااااااااا

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در October 31, 2009 6:27 PM ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این سايت میلادت مبارک بوده است.

ارسال بعدی این سايت کامنت ها باز! است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.