خداحافظي شايد غمگين ترين شعر جهان باشد.
« دل شکستگانيم... | صفحه اصلی | عطا ميرزا بنويس نبود... »
این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در August 12, 2009 10:01 AM ارسال شده می باشد.
ارسال قبلی این سايت دل شکستگانيم... بوده است.
ارسال بعدی این سايت عطا ميرزا بنويس نبود... است.
در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.
نظرات (243)
حیف از این همه استعدادتان که در خدمت استبداد قرار گرفته!
ارسال شده توسط محسن | August 13, 2009 8:52 PM
ارسال شده در August 13, 2009 20:52
منظور
ارسال شده توسط لیلا | August 13, 2009 9:10 PM
ارسال شده در August 13, 2009 21:10
سلام
منظورتونچيه؟وليمنظورتونهر چي باشهگاهي وقتهابرايبعضيآدمهاخداحافظيبهترينوبجاترينكاره،وليبراي شماخيليخيليزوده........
نروداداشي..........جون امير كيان
ارسال شده توسط داركوب | August 13, 2009 9:35 PM
ارسال شده در August 13, 2009 21:35
خداحافظ کامران ... حالا کجا ؟
ما خمگی پشتتیم ... بای
ارسال شده توسط روشنفکر سبز | August 13, 2009 9:57 PM
ارسال شده در August 13, 2009 21:57
جناب آقای نجف زاده
برنامه 20:30 که به ابتکار شما اغاز به کار کرد و الحق شیوه متفاوتی ا زخبر رسانی را دنبال کرد، موقع تهیه گزارش در مورد ترانه موسوی آنقدر مردم را خنداند که خیلی ها نمی دانستند در حال تماشای یک کمدی هستند یا یک بخش خبری صدا و سیما. خیلی با نمک بود. مخصوصا حرکات تصنعی آن خانمی که خودش را خواهر ترانه موسوی جا زده بود.
عالی بود. خیلی خندیدیم. در ضمن به همکارانتان بگویید نادان خودشان هستند نه ما.
ارسال شده توسط اکبری | August 14, 2009 4:21 AM
ارسال شده در August 14, 2009 04:21
کجا؟ خیلی زود برای رفتن نیست؟این همه وقت قایم شده بودی حالا می خوای بری؟
(اخطاریه:این دفعه دومه که نظر میذارم.دفعه قبل نظری دیدم با اسم من اما من ننوشته بودم دنبال دلیلش هم نمی روم.شاید یک تشابه اسمی بوده.اما زیاد دوست ندارم نظراتم بدون جواب بمونه. مخصوصا وقتی دنبال جواب هستم از کسی که حسابی دلخورم.)
ارسال شده توسط *فانوس* | August 14, 2009 4:37 AM
ارسال شده در August 14, 2009 04:37
من باورم نميشه اين آدمي كه اين جا مطالب انساني و احساسي و عالي رو مينويسه همونيه كه تو بخش خبري 20:30 خبرها و گزارش هاي دروغ و نفرت انگيزو با آب و تاب به مردم القا ميكنه -
خيلي عجيبه!!!!
ارسال شده توسط مهران | August 14, 2009 8:10 AM
ارسال شده در August 14, 2009 08:10
کوتاه ترین داستان دنیا:
انسانی به دنیا آمد
زندگی کرد
و مرد...
ارسال شده توسط meghzip | August 14, 2009 9:45 AM
ارسال شده در August 14, 2009 09:45
سلام بابا
خوبيد بابا براچي خداحفظي كرديد
بابا دوباره شعرمو براتون مينويسم بابابيا پيشم
حتما بهم سر بزن
بابا جون برگرد دلم مست توي
همه ي دنيا اسير دست توي
تو بيا منو خوشحال كن
تو بيا من واميركيان رو از دستت سير اب كن
تو رفتي نيويورك ونيومدي ايران
چرا رفتي با ريس جمهور ايران
حاجي شدي و كچل كردي
ببين حالاچه خوشتيپ كردي
از راه اومدي اميركيان را بغل كردي
انگار تومرا فراموش كردي
من هستم دخترت وهمكار تو
ميام وميشم همدم وهميار تو
نكند بري از خبرنگاري
اخه من به عشق تو دارم ميام خبر نگاري
وقتي اومدم توي زندگي تو
انگار شدم دلبند تو
تو رفتي عراق امريكا فلستن لبنان
اما نيومدي تو مشهد اصفهان تهران وگلستان
يك سال معموريتت به پايان ميرسد
دلتنگي هاي ما هم به سر ميرسد
بابا تورو خدا پيشم بيا
ارسال شده توسط فاطمه | August 14, 2009 9:58 AM
ارسال شده در August 14, 2009 09:58
نكنه مي خواي خداحافظي كني؟؟؟!نكن اين كارو اقا كامران. وگرنه ......هيچي ديگه اون وقت كي به حرف ملت گوش كنه؟؟؟؟
ارسال شده توسط عاطفه | August 14, 2009 12:10 PM
ارسال شده در August 14, 2009 12:10
کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا خداحافظ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
قشنگ ترینو چرا نمگی """"سلام""""""""""
ارسال شده توسط محسن | August 14, 2009 12:28 PM
ارسال شده در August 14, 2009 12:28
ok! bye
ارسال شده توسط ainaz | August 14, 2009 12:59 PM
ارسال شده در August 14, 2009 12:59
سلام حاج آقا
خدا مرگم بده
خداحافظ یعنی چی؟
یعنی دیگه نمی نویسید
یا دیگه خبرنگاری نمی کنید؟
ترو خدا کوتاه بیایید تا قلبمون از حرکت وای نستاده
التماس دعا
ارسال شده توسط مریم حسین نژاد | August 14, 2009 1:20 PM
ارسال شده در August 14, 2009 13:20
می خواهی دیگر ننویسی آیا؟؟!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط کلاغ سفید | August 14, 2009 2:03 PM
ارسال شده در August 14, 2009 14:03
سلام خوب هستید؟یعنی چی؟ این چه معنی میدهد؟یعنی می خواهید ما را تنها بگذارید؟
ارسال شده توسط پردیس | August 14, 2009 2:22 PM
ارسال شده در August 14, 2009 14:22
و یا شاید شنیدن خداحافظی غمگین ترین شعر جهان باشد.
ارسال شده توسط پردیس | August 14, 2009 2:26 PM
ارسال شده در August 14, 2009 14:26
برای سلامتیت دعا می کنم
از دوری ات با خدا نجوا می کنم
تو همانی که زخم های دلم را
با حرفهایت دوا می کنم
برو ای یار اگرچه با رفتنت
خود را آماده هزاران بلا می کنم
برو ای یار مهربان من
که خدا را برایت پناه می کنم
وقتی اومدم تو وبلاگتان و دیدم خداحافظی کردید بدجوری دلم گرفت منظور از خداحافظی تان را نفهمیدم ولی همه جورش دلگیره خیلی...
کامران نجف زاده عزیز آدمای عاقل و با شرف و محبوب هر جا بروند موفقند برات آرزوی موفقیت می کنم هر جا که باشی.
همه می دانند که کار کردن اونجا برات سخت بود ولی حضور ادمهایی مثل شما در این جاها لازمه ، حالا دیگه کی به خبرنگارای جوان یاد بده که نباید خودشون گول بزنن( سفارت انگلیس)، دیگه باید در بیست و سی رو تخته کنند، دیگه خبر و خبرنگاری مفهومی تو ذهنم نداره...
امیدوارم که وبلاگتون رو پاک نکنید چون من فقط به خاطر کامنت گذاشتن در وبلاگتان وبلاگمو درست کردم اگه پاکش کنید دیگه مفهومی برای داشتن وبلاگ ندارم.
اگه پاکش کنید دیگه آرپیچی ها و عشقهامون و کجا ببریم ؟!
شاید خواستی معروف شدن رو تو مقطعی از زندگیت تجربه کنی و حالا کنارش بزاری دل کندن از چیزی که خیلی ها براش می میرن جالبه.
آخرش هزار بار می گم نرو...........
ارسال شده توسط rafigh | August 14, 2009 2:33 PM
ارسال شده در August 14, 2009 14:33
کامران عزیزم! از مدتها قبل آرزوی با تو بودن را داشته ام و اینک برای رسیدن به تو لحظه ها را قتل عام میکنم تا شاید مرا لایق بدانی و جزو آدمهای دور و برت به شمار آوری تلفن من 0936 1
ارسال شده توسط احسان بنی حسن | August 14, 2009 2:53 PM
ارسال شده در August 14, 2009 14:53
آقای کامران نجف زاده شما همیشه به عنوان یک گزارشگر و مجری خوب در ذهن من یک اسطوره بودید ؟ ولی حالا چنین نیست ...
نمیدانم چه شد که قهرمان ذهنم یک شبه فرو ریخت ...
ارسال شده توسط شراره کریمی | August 14, 2009 2:58 PM
ارسال شده در August 14, 2009 14:58
سلام...سلام شادترین شعر جهان است.
تازمانی که سلام باشد چرا خداحافظی؟؟؟
آقای نجف زاده این فقط یک شعر بود، منظور خاصی نداشتید درست است؟؟؟
صفحه اول سایت را که دیدم دلم هری ریخت...تمام شد یعنی؟؟؟
یعنی وبلاگ شما هم می پیوندد به تعطیل شدگان؟یعنی باز هم کم شدن تعداد صفحات انگشت شمار بازدید من؟دیگر کم کم می فهمم که کل اینترنت هیچ ارزشی ندارد، جز برای سرمایه دارها و کله گنده ها.
باز هم سلام.
ارسال شده توسط بتول | August 14, 2009 3:23 PM
ارسال شده در August 14, 2009 15:23
فقط شاید
ارسال شده توسط ghurbage mobarez | August 14, 2009 6:49 PM
ارسال شده در August 14, 2009 18:49
یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کی از کی می خواد خداحافظی کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط سوگند*** | August 14, 2009 7:24 PM
ارسال شده در August 14, 2009 19:24
سلام
اون سلام قبلی رو واسه این نوشتم که فک کردم مثل دو پست قبلی نظر بی نظر! بعد اینکه فهمیدم نظرا مثل اون دفعه نیست خدایی خدا رو شکر کردم .
سفر رفته بودم به اصفهان که یکی از بچه ها اس ام اس زد که آپ کردید و گفت رفتید ،خداحافظی کردید. اول فک کردم قرار برید ماموریت. ولی بعدش که همین متن یک خطی برام اس ام اس اومد فهمیدم که نه ماموریتی در کار نیست!
همون موقع در جواب کسی که اس داده بود گفتم حق داره!
واقعا حق دارید خسته شید از دست مردمی که هزار بار گفتید اینجا دوست ندارم سیاسی بشه اما گوش شنوا ندارن. از دست مردمی که دل شکسته رو سیاسی میکنن و از دست کسی که انقدر بی معرفت هست که توی پست قبلی نوشته بود: معنی دلشکسته رو نمیدونی. انشاا... یک روزی میفهمی.
حق دارید خسته بشید.
اما امیدوارم چند روز بعد برگردید . اصلا امیدوارم این پست و این نوشته فقط یه نوشته باشه. فقط یه نوشته ای که چند روز بعد کامنت های این پست تایید بشه و چند روز بعد با اومدن ماه رمضون دوباره بچه هارو تشویق کنید به طرح خیزش عروسکی. چقد پارسال ماه رمضون خوب بود.
تو پست قبل نظر داده بودن درباره ی گزارش دولت نهم. ندیدم. فک کنم از دستم پرید و دیگه نتونم تو سایت واحد مرکزی پیداش کنم. بدی مسافرت اینه از گزارش و خبر همه چی عقب میمونی.خبر که دیگه. همش شده سیاست. متنفر شدم از سیاست دیگه. سیاستی که به هیچ ادمی رحم نکرده. داریم ایران از دست میدیم چی بالاتر از این . هنوز هم اینور اونور تبلیغ موسوی و احمدی نژاد.
انتخابات این دوره به هیچ کس رحم نکرد. حتی به کاسبی که مغازش میدون بهارستان. به راننده تاکسی ها.
به راننده ی وانتی که هر ظهر پژمرده به خونه میرفت و میگفت سیاست ریخته بهم کسی از بازار گل ، گل نمیخره!
حالم از هرچی سیاست بهم میخوره.
***
برایت دعا می کنم هیچگاه چشمهایت در انحصار قطره های اشک نباشد.
برایت دعا می کنم که گلهای وجودت هیچ گاه پژمرده نشوند.
برای شاپرکهای باغچه خانه ات دعا می کنم که بالهایشان هرگز محتاج مرهم نباشند. همچنين برايت آروزمندم صبور باشى.نه با کسانى که اشتباهات کوچک مىکنند
بلکه با کسانى که اشتباهات بزرگ و جبرانناپذير مىکنند و با کاربرد درست صبوريت براى ديگران نمونه شوى.
عکسی که خودم واسه روز خبرنگار درست کرده بودم رو دیدید. امیدوارم خوشتون اومده باشه.
امروز 23 مرداد. نمیدونم کی میخونید اینا رو.
شرمنده زیاد شد این دفعه.
خدا همیشه و همه جا و همه حال پشت و پناهت
یاعلی
ارسال شده توسط زهرا_ض | August 14, 2009 9:07 PM
ارسال شده در August 14, 2009 21:07
نرین لطفا.
ارسال شده توسط jigil banoo | August 14, 2009 10:30 PM
ارسال شده در August 14, 2009 22:30
به سلامت
التماس دعای فرج
ارسال شده توسط سهراب | August 15, 2009 12:08 AM
ارسال شده در August 15, 2009 00:08
salam mage mikhay dige nanevisi ke in ro neveshti .faghat nagoo are ke kheyli narahat misham
ارسال شده توسط navid | August 15, 2009 12:09 AM
ارسال شده در August 15, 2009 00:09
يعني چي؟
ديگه نمي خواي بنويسي؟
نكنه جا زدي؟! تو رو خدا جا نزن ، تو رو خدا
ارسال شده توسط موديبا | August 15, 2009 12:48 AM
ارسال شده در August 15, 2009 00:48
وسلام نام خداست
کجایید شما؟
اصلاً معلومه ؟
یاعلی
ارسال شده توسط وحید | August 15, 2009 1:15 AM
ارسال شده در August 15, 2009 01:15
salam khasteh nabashid ino neveshti delam gereft
ارسال شده توسط elham | August 15, 2009 3:07 AM
ارسال شده در August 15, 2009 03:07
قصد نظر دادن ندارم.کار دیگه ای داشتم ....
چنتا پیشنهاد برای خبر
1. چرا تو سازمان ثبت احوال ازگذاشتن برخی اسما روی بچه ها خودداری میکنند.مثل اسم سنیا و میگن این اسما زرتشتیه . آیا این اسم قبل از اینکه زرتشتی باشه یه اسم اصیل و باستانی ایرانی نیست؟؟؟؟ اما گذاشتن اسمای عربی نتنها ممنوع نیست بلکه تبلیغم میشه!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
2. چرا دولت مردای ما روی هر اختراعی (از ماهواره گرفته تا سلاح ها مون) اسمای عربی میزارن ؟؟؟؟؟ فکر کنم ایران تا چند سال دیگه اصالتشو از دست بده و جهان بگه ایران یه کشور عربی بوده
ارسال شده توسط The Hot Chick | August 15, 2009 3:46 AM
ارسال شده در August 15, 2009 03:46
سلام آقای نجف زاده.
یعنی چی این جمله شما؟!!
به خدا خیلی ناراحت شدم.
از چی میخواین خداحافظی کنین؟نکنه دیگه نمیخواین بیاین وبتون؟
هرچی هست خداکنه خیر باشه.
سلامت وسربلند باشید.
قربان شما.
ارسال شده توسط ترنج | August 15, 2009 5:15 AM
ارسال شده در August 15, 2009 05:15
هرجا كه باشي دوستت داريم . اينها هم هيچ غلطي نميتنوانند بكنند.
ارسال شده توسط nima | August 15, 2009 9:20 AM
ارسال شده در August 15, 2009 09:20
جرا اينهمه حالا غمكيني ...... تلويزيونم ديكه نمي ايي؟؟؟؟!!!!!......
ارسال شده توسط بينار | August 15, 2009 9:43 AM
ارسال شده در August 15, 2009 09:43
خدا قوت
ارسال شده توسط فروتن | August 15, 2009 9:59 AM
ارسال شده در August 15, 2009 09:59
سلام اي غروب غريبانه دل
سلام اي طلوع سحرگاه رفتن
سلام اي غم لحضه هاي جدايي
خداحافظ اي شعر شب هاي روشن
خداحافظ اي قصه ي عاشقانه
خداحافظ اي ابي روشن عشق
خداحافظ اي عطر شعر شبانه
خداحافظ اي همنشين هميشه
خداحافظ اي داغ بر دل نشسته
تو تنها نمي ماني اي مانده بي من
توراميسپارم به دل هاي خسته
تورا ميسپارم به ميناي مهتاب
تورا ميسپارم به دامان دريا
اگر شب نشينم اگر شب شكسته
تورا ميسپارم به روياي فردا
به شب ميسپارم تورا تا نسوزد
به دل ميسپارم تورا تا نميرد
اگر چشمه ي واژه ازغم نه خشكد
اگر روزگاري صدارا نگيرد
خداحافظ اي برگ وباردل من
خداحافظ اي سايه سار هميشه
اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم
خداحافظ اي نو بهار هميشه
ارسال شده توسط فاطمه | August 15, 2009 11:16 AM
ارسال شده در August 15, 2009 11:16
گفتم بگویم نه ولی آخر چیزی عوض می شد مگر با نه!
سیلی زدم بر صورتم صدبار شاید خیالی باشد اما نه!
ارسال شده توسط غمگین | August 15, 2009 11:34 AM
ارسال شده در August 15, 2009 11:34
سلام کامران
در مورد نوشتت چون هیچ وقت به خداحافظی فکر نمی کنم بنابراین نظری در مورد نوشتت نمی دم.
اما اگر برای ماه مبارک دنباله یه سوژه درست درمون می گردی که یه مقدار شرایط امروز رو تلطیف کنه یه Pm به من بده . من یه نوانخانه رو می شناسم که نزدیک یه مرکز مهم سیاسی و دولتی قرارگرفته ولی وضع مناسبی نداره . شاید هم کسی خبری از اون نداشته باشه. توی قلب تهرون!!!
شاید بشه به کمک تو یه فکری برای بهبود وضعیتشون بکنیم.
امیدوار به بهتر شدن
ارسال شده توسط علی | August 15, 2009 11:55 AM
ارسال شده در August 15, 2009 11:55
یعنی داری خداحافظی می کنی؟؟؟؟
شک نکن که غمگین ترین شعر جهانه..
ارسال شده توسط الناز | August 15, 2009 12:14 PM
ارسال شده در August 15, 2009 12:14
سلام.خداحافظی از کی از چی؟جایی می خوای برین؟
ارسال شده توسط مریم | August 15, 2009 12:18 PM
ارسال شده در August 15, 2009 12:18
salam dadash .chi shode? khaily dir residam? kamputeram kharab bud . omadam ba taakhir ruzeto tabrik begam ...khabarnegare mahbub... bavar kon hanuz hame duset daran be hafe in ede kam fekr nakon ... age manteghi budan ... khaily etefagha nemioftad...
haif shod dir umadam ...
boghzam gerefte ...
nagahan che zood dir mishavad!!...
khodahafezy nemikonam...
valy in haghe to nabud ...
ارسال شده توسط khahar kocholoo | August 15, 2009 12:19 PM
ارسال شده در August 15, 2009 12:19
خدا نگهدارت باد
ارسال شده توسط علي اكبري (آج انار) | August 15, 2009 12:35 PM
ارسال شده در August 15, 2009 12:35
از ته قلبم آرزو می کنم زودتر بساط کیهان تصویری ای که به همت شما راه افتاد زودتر بر چیده بشه.
الله اکبر
ارسال شده توسط فهیمه | August 15, 2009 12:51 PM
ارسال شده در August 15, 2009 12:51
سلام
چراخداحافظي؟؟؟؟
خبرنگارهاكه هميشه با اين حاشيه هاسروكار دارند.
اگر شما بري ما به چه اميدي گزارش ببينيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگرهم به فكر خودت نيستي به فكرماباش.
مابه فردااميدداريم شما هم داشته باش.
ارسال شده توسط مريم | August 15, 2009 1:13 PM
ارسال شده در August 15, 2009 13:13
سلام آغازیست برای جدایی
ارسال شده توسط blest | August 15, 2009 1:16 PM
ارسال شده در August 15, 2009 13:16
سلام
خداحافظ همین حالا...
ارسال شده توسط مهدیه پوریادگار | August 15, 2009 1:44 PM
ارسال شده در August 15, 2009 13:44
دیره برای خداحافظی...
حالا که موندی و....
باید باشی و مردم و از خودت راضی کنی
باید باشی و این همه دل شکسته از خودت رو به هم وصل کنی
باید باشی کامران
باید بمونی
ارسال شده توسط zahra | August 15, 2009 2:17 PM
ارسال شده در August 15, 2009 14:17
فقط میتونم بگم سلام
ارسال شده توسط حمزه | August 15, 2009 2:28 PM
ارسال شده در August 15, 2009 14:28
آقای نجف زاده چطور میتونین اینقدر بی غیرت باشین که با بی شرمی این گزارش ها رو تهیه کنین؟ این ترانه موسوی که رفتین خونه اش مشخصاتش با اون 3 تایی ثبت هحوالتون گفتن هم خوانی نداشت یعنی شد ترانه ی چهارم... مگه میشه تو ایران 3 تا اسم ترانه موسوی باشه؟؟
یه خورده به وجدانتون رجوع کنین...
ارسال شده توسط یه شاکی | August 15, 2009 2:30 PM
ارسال شده در August 15, 2009 14:30
اگه از 20:30 هم خداحافظي كني ما خوشحال ميشيم!
واقعا" الانا كا ميشينم اين اخبار مسخره رو ميبينم ميخوام سرمو بكوبم به ديوار و گريه كنم
تا همين الانش 10 تا ترانه موسوي با آدرس و شماره تلفن پيدا شده!خيلي جالبه نه؟ميدونم كه ميدوني!
ارسال شده توسط فرانك | August 15, 2009 4:00 PM
ارسال شده در August 15, 2009 16:00
خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده ست
نه اینکه میشه باور کرد همیشه آخر جاده ست
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
بدونی با تو و بی تو همینه رسم این دنیا
(خداحافظ با اینکه دلم به وسعت همه دنیا از رفتنت میگیره)
ارسال شده توسط مینا | August 15, 2009 4:02 PM
ارسال شده در August 15, 2009 16:02
چرا ؟
واقعا چرا بايد اينقدر مبهم صحبت كنيم ؟
آيا اين لازمه ادبيات وبلاگيست ؟
ارسال شده توسط ابراهيم | August 15, 2009 5:34 PM
ارسال شده در August 15, 2009 17:34
salam
khaste nabashid
nemikham begam man to in modat nazaram nesbat be shomaha avaz nashod
vali hadeaghal inoham dar nazar migereftam ke ensan jayezolkhatast va hamishe bana ba dalayeli nemitone be nedaye daronish gosh kone va ma faghat ye tarafe in majararo midonim
behar hal hanoozam be weblogetoon sar mizanam va baratoon ehterame vijei ghaelam
vali nafahmidam chera khodahafezi!
khodayi nakarde ja ke nazadid?
be har hal omidvaram khoda hamamono be rahe rast hedayat kone va hamamono aghebat bekheir kone!!!!
dar har soorat movafagh bashido shado khosh...!
ارسال شده توسط mina ariya | August 15, 2009 5:53 PM
ارسال شده در August 15, 2009 17:53
سلام
خداحافظی قطعا غمگین ترین شعر جهان نیست
خداحافظی لحظه ای است برای فکر کردن به لحظه ی آغاز و شروعی دوباره.
مرد نامبر وان خبر اگه داری با این شعر به قول خودت غمگین داری میری و خداحافظی می کنی بدون که اگه از سلام این دوره راضی نبودی باید یه جور دیگه سلام بدی و زندگیتو دوباره شروع کنی.
نجف زاده یادت باشه که مردهای بزرگ تاریخ به خاطر همین ناملایمات اسمشون تو کتابهای تاریخ هست و ما برای بچه هامون مثالشون می زنیم.
پدر شعر نوی فارسی ( نیما) را به خاطربیاور که به خاطر نو بودن کارش چه تهمت ها نشنید و چه دادگاه ها نرفت.
تو که وضعت خیلی بهتر از اوناست.
اگه رفتی خدانگهدارت باشه تو هر جایی که هستی
ارسال شده توسط الهام | August 15, 2009 6:03 PM
ارسال شده در August 15, 2009 18:03
سلام آقای نجف زاده کمی تا نسبتی بی معرفت که هیچ وقت نظر منو به نمایش نمیزاری ! عیب نداره میگذره
بعضی وقتا خداحافظی خیلی خوبه به قول خودت شاید غمگین ترین شعر جهان باشه ولی نیست.
از اون بدتر دروغه این که هر روز که میگذره احساس کنی بیشتر بازی خوردی آقای نجف زاده! واسه همین بعضی وقتا خداحافظی بهترین چیزه! آدمو از قید همه چی راحت میکنه همه چیو میزاری پشت سرت و میسپری به خدا و میری. من خیلی وقته خداحافظی کردم از خیلیها برای مثال از 20:30 ! از روزنامه ها از سیاست از...
فقط خواهش می کنم به خدایی که می پرستیم و می پرستید نگذارید ما از دینمون خداحافظی کنیم حداقل بزارید این یکیو داشته باشیم.البته منظورم به شما نبود خودتون بهتر میدونید منظورم چی بود و به کیا بود!
آقای نجف زاده من دلم واسه خیلی چیزها تنگ شده ، سر نمازم گله می کنم میدونی از چی؟
از این که چرا امام انقدر زود رفت... چرا امام انقدر زود از ما خداحافظی کرد... چرا ما انقدر بدیم که لیاقت امام زمان (عج) رو نداریم؟ چرا چرا همدیگرو دوست نداریم؟ چرا میخوایم مخالفا رو از بین ببریم؟ چرا قرآن نمیخونیم؟ چرا خدا رو فراموش کردیم؟ چرا با اسلام خداحافظی کردیم؟؟
چرا آقای نجف زاده؟؟ شما میتونی جواب بدی؟ چرا میخوایم به خاطر قدرت که ارزش نداره همدیگرو نابود کنیم؟ چرا فکر نمیکنیم اون دنیا هست؟ چرا با همه چی خداحافظی کردیم؟
آقای نجف زاده بستگی داره از چی خداحافظی کنیم؟
هیچ فکر کردی خودت از چیا خداحافظی کردی؟؟
من که خیلی فکر کردم دارم از خیلیها خداحافظی میکنم.
ارسال شده توسط فاطمه | August 15, 2009 6:12 PM
ارسال شده در August 15, 2009 18:12
تلخ تلخ تلخ ......................
ارسال شده توسط Fatemeh | August 16, 2009 9:22 AM
ارسال شده در August 16, 2009 09:22
کجا به سلامتی؟
نرو که رفتنت صلاح ما نیست نرو که این جدایی تو مرام ما نیس
ارسال شده توسط وحیده | August 16, 2009 9:26 AM
ارسال شده در August 16, 2009 09:26
کجا به سلامتی؟
آره داداشی راس میگی خیلی سخته و تلخ و غمگین
ارسال شده توسط وحیده | August 16, 2009 9:27 AM
ارسال شده در August 16, 2009 09:27
با سلام خدمت آقای کامران نجف زاده ...
خبرنگارها معمولا دنبال سوژه هایی می گردند که مخاطب بیشتری جذب کنند . از جمله شما ... من خودم امسال کنکور دادم و رتبه ی من هم شد 1500 منطقه 2 ، رشته ریاضی فیزیک . اگر من بخواهم یکی از سه رشته ی برق ، مکانیک و عمران را در دانشگاه ادامه دهم ، شانس بسیار پایینی دارم که در یکی از دانشگاه های تهران قبول بشم . در حالی که اگر من در یکی از شهرستان های اطراف تهران زندگی می کردم و یا اگر ساکن قم بودم ، به احتمال بالای 90 درصد می تونستم در یکی از دو دانشگاه شهید بهشتی و یا خواجه نصیر در رشته برق ادامه تحصیل دهم ( چون پارسال حتی با رتبه های نزدیک به 2000 منطقه دو به دلیل بومی بودن تونستند قبول بشوند ! ) در حالی که شانس بسیار ضعیفی برای قبولی حتی در رشته عمران در دانشگاه خواجه نصیر دارم . البته من ادعایی هم ندارم که رتبه ی خوبی کسب کرده ام . رتبه من یک رتبه ی متوسط است .
تازه ، بعد از کنکور هم دیدیم که مسئول سازمان سنجش ( آقای پور عباس ) میگه که از نظر سنجی ای که در کنکور سراسری انجام شد ، بالای 90 درصد دانش آموزان با بومی گزینی موافق بوده اند ! به نظر من اصلا نیازی به نظرسنجی هم نبود . چون بدیهی است که وقتی نزدیک به 300 هزار نفر در کنکور ریاضی شرکت کنند ، اگر ما رتبه های بالای 10000 کشوری را ، رتبه هایی نسبتا پایین تصور کنیم ؛ در این صورت نزدیک به 96 درصد حاضر به بومی سازی هستند ! چون چنین افرادی بالاخره دوست دارند حداقل در یک داشگاهی قبول بشوند و چه چیزی بهتر از این که شانس قبولی آنها افزایش پیدا کنه ! به علاوه اینکه دانش آموزان تهرانی هم می بایست با این نظرسنجی موافق باشند ، چون بهترین دانشگاه های کشور در شهرشان هست و چه چیزی بهتر از این ! در حالی که این به ضرر دانش آموزان زرنگ شهرستانیست ...
اصلا به راهروی ما ، در جلسه کنکور برگ نظرسنجی ندادند ! با توجه به اینکه اکثر دانش آموزان زرنگی کی در مدرسه ما بودند ( به علاوه ی رتبه 4 کنکور ریاضی که از مدرسه ما بود ) در همین راهرو قرار داشتند ! اگه فکر می کنید که من دروغ می گویم ، این هم آدرس محل آزمون بنده : دانشگاه شهید چمران ، دانشکده مهندسی ، طبقه دوم ، راهروی برق 2 .
به نظر شما این عدالته ؟! اصلا سطح مدرسه ها در تهران با شهر ما ( اهواز ) زمین تا آسمون فرق می کنه ! درسته که مدرسه ما امسال یه
ارسال شده توسط محمد علی | August 16, 2009 9:39 AM
ارسال شده در August 16, 2009 09:39
با سلام خدمت آقای کامران نجف زاده ...
خبرنگارها معمولا دنبال سوژه هایی می گردند که مخاطب بیشتری جذب کنند . از جمله شما ... من خودم امسال کنکور دادم و رتبه ی من هم شد 1500 منطقه 2 ، رشته ریاضی فیزیک . اگر من بخواهم یکی از سه رشته ی برق ، مکانیک و عمران را در دانشگاه ادامه دهم ، شا%
ارسال شده توسط محمد علی | August 16, 2009 9:45 AM
ارسال شده در August 16, 2009 09:45
مگه می خوای بری که داری خداحافظی می کنی
ارسال شده توسط یاسمین | August 16, 2009 11:18 AM
ارسال شده در August 16, 2009 11:18
سلام
آقاي نجف زاده بقيه رو بي خيال !!!تو كار خودت رو بكن!!!
تو مگه به راهي كه داري مي ري يقين نداري؟؟؟؟پس چرا با حرف هاي بي خود بعضي ها خودت رو اذيت مي كني؟؟!؟!
ببين %98آدم هايي كه به وب تو ميان، تو و عقايدتو قبول دارن،پس چرا اين جوري مي كني؟؟!؟!!؟بقيشون هم از سر حسودي شون اين جوري مي كنن!!!
بابا بي خيال!!!!!
برگرد،خواهش مي كنم!!!
يا علي....
ارسال شده توسط Narges | August 16, 2009 11:23 AM
ارسال شده در August 16, 2009 11:23
سلام....
نمی خواین که خداحافظی کنید، درسته ؟؟؟؟؟
.....
....
....
....
ارسال شده توسط نفیسه | August 16, 2009 2:16 PM
ارسال شده در August 16, 2009 14:16
در نظر بازی ما بیخبران حیرانند - من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی - عشق داند که در این دایره سرگردانند
با سلام خوشحال خواهیم شد میزبان شما در وبلاگ انجمن فرزانگان کویر باشیم و پذیرای اندیشه های شما
و در صورت صلاحدید معرفی این وبلاگ به دوستانتان باسپاس
ارسال شده توسط انجمن فرزانگان کویر | August 16, 2009 2:19 PM
ارسال شده در August 16, 2009 14:19
وبلاگتون فوق العاده است.کاش همینصوربمونه...
ارسال شده توسط محدثه | August 16, 2009 2:22 PM
ارسال شده در August 16, 2009 14:22
شاید، ممکنه که باشه اما من غمگین ترشو دیدم
ارسال شده توسط فاطی | August 16, 2009 3:44 PM
ارسال شده در August 16, 2009 15:44
متاسفم برای شما که هنوز هم خود را خبرنگار می نامید.زمانی شما را دوست داشتم ،گزارشاتونو تعقیب می کردم و به شما آفرین می گفتم.و از شما همه جا تعریف میکردم.نمیدونستم که شما در چه جهتی حرکت میکنید.متاسفم که حرفه خبرنگاری رو ننگ آلود میکنید با اون سیاست های کاریتون در این کیهان تصویری که به راه انداخته اید.متاسفم برای استعدادی که بنده سیاست و سیاستمداران شد.
ارسال شده توسط محسن | August 16, 2009 3:47 PM
ارسال شده در August 16, 2009 15:47
به نام آرام دلها
با سلام خدمت کامران نجف زاده
من از دوست داران شما و به خصوص گزارشهای شما هستم.
به همین جهت به این در و اون در زدم تا یکی از گزارشهای شما رو که خیلی دوست دارم پیدا کنم و دانلود کنم و برای خودم داشته باشم.
گزارشی که در مورد امام شب سالگرد وفات در 13خرداد 88 پخش شد را میخواهم داشته باشم و نمیدانم به کدوم در بزنم.
آقا کامران راهنماییم کن چی کار بکنم تا پیداش کنم.
اگر میشه به ایمیلم یه ندایی بده.
والسلام. سیناپیرزاده اهواز25/5/88
ارسال شده توسط سینا پیرزاده | August 16, 2009 4:38 PM
ارسال شده در August 16, 2009 16:38
سلام به کامران نجف زاده ی عزیزم. آری با نظرتون موافقم ولی متن،خیلی کوتاهی بود.امیدوارم از وبلاگ من هم دیدن بکنید؟خوشحال می شم.دوستدار شما سید شهاب الدین حسینی از شیراز(نورآبادممسنی)
ارسال شده توسط شهاب | August 16, 2009 6:23 PM
ارسال شده در August 16, 2009 18:23
سلام به کامران نجف زاده ی عزیزم.مطلب بسیار جالبی بود ولی کوتاه بود(خیلی).امیدوارم از وبلاگ من هم دیدن بکنید.سید شهاب الدین حسینی از شیراز(نورآبادممسنی)
ارسال شده توسط شهاب | August 16, 2009 6:26 PM
ارسال شده در August 16, 2009 18:26
بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟
دست هایم تا ابد تنهاست ، می دانی ؟
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی ؟
تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم
شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی ؟
هرچه می خواهیم - آری - از همین امروز
از همین امروز ، مال ماست ، می دانی ؟
گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم
روح تو ، هم - سایه دریاست می دانی ؟
« دوستت دارم ! » - همین ! - این راز پنهانی
از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی ؟
عشق من ! - بی هیچ تردیدی - بمان با من
عشق یک مفهوم بی « اما » ست ، می دانی ؟
ارسال شده توسط رضا | August 17, 2009 10:26 AM
ارسال شده در August 17, 2009 10:26
سلام
خوبین؟
امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشین.
من یکی از طرفداراتون هستم.
اگه دوست داشتین به وبلاگ منم یه سر بزنین.
وبلاگ " کارآفرینی و خلاقیت "
ارسال شده توسط وحید | August 17, 2009 11:20 AM
ارسال شده در August 17, 2009 11:20
خدا پشت و پناهت هر جا بری با اجازه ات من عکسهاتون رو از اینترنت برداشتم و ریختم تو گوشیم حلال کنید.
امیدوارم خیلی موفق تر از خبرنگاری بشوید هر جا که می روید حضور در آنجا ها برای آدمای با وجدانی مثل شما باید هم سخت باشد.
ارسال شده توسط رفیق | August 17, 2009 11:26 AM
ارسال شده در August 17, 2009 11:26
بله!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط علی | August 17, 2009 11:30 AM
ارسال شده در August 17, 2009 11:30
خداوند رحمتش کند
به شما از صمیم قلب تسلیت می گویم
ارسال شده توسط ابراهیم | August 17, 2009 3:56 PM
ارسال شده در August 17, 2009 15:56
تصمیم درستی گرفتی.
هم برای خدت خوبه که بری و یک کم فکر کنی.
هم برای مردم که یه چند سالی نبیننت شاید یک کم از غمشون کم بشه و شاید اشتباهات رو فراموش کنند و اون وقت راحت تر بتونی برگردی. اگه می تونستی یه طوری 20:30 رو هم با خودت ببری که دیگه عالی میشد.
ان شاءالله با روحیه ای مضاعف و پشتکاری بهتر برگردی و در مسیر حق قدم برداری.
موفق باشی.
ارسال شده توسط حسین | August 17, 2009 7:42 PM
ارسال شده در August 17, 2009 19:42
سلام
آقا کامران کجایی نکنه شما رو هم ممنوع التصویر کردن یا شایدم مثل 90حذفتون کردن .خلاصه هرجا که هستی بدون دل همه ما برات تنگ شده امیدوارم زودتر برگردی
ارسال شده توسط سجاد | August 17, 2009 11:21 PM
ارسال شده در August 17, 2009 23:21
کامران جان به داد ما جوونای سردرگم برس
چرا مجلس میگه طرح معافیت پسر سوم تصویب اما بعد اون مسئولین میرن تو فاز منفی زمان بندی 6 ماه تا سالی و اندی ولی نمیگن این جوون پول نداره با دانشگاه ازاد رفتن زمان را بگذرونه یا برادرای با غیرتی نداره ککه خانواده پیرشو بسپاره به انها یا ....................
ولی طرح 4 تای 3 ماهه عملی شد بدون موج منفی حاا دلیلشونم شده تناقض با طرح 4 تایی ولی اگه بگن این طرح واسه خانواده های فقط 3 پسرس و کار ماهارا راه بیندازن مادرم گریه میکنه که اگه من برم سربازی دغ میکنه به اشکای مادرم قسمت میدهم حرف ماهارو برسون تو یک گزارش از آقای زاده کمند ریئس نظام وظیفه خواهشن
ارسال شده توسط محسن | August 18, 2009 1:17 AM
ارسال شده در August 18, 2009 01:17
رفتن غم انگیز است
اما چه باید کرد گاهی هم تقدیر غافل گیرت میکند
برادر رفتن ناگهانی عطا مصلحت پروردگار است و مصلحت را باید پذیرفت .
یا حق
ارسال شده توسط مریم | August 18, 2009 1:53 AM
ارسال شده در August 18, 2009 01:53
سلام.
کامران جان شب میره ولی رو سیاهیش برای زغال باقی میمونه
ارسال شده توسط الناز | August 18, 2009 3:50 PM
ارسال شده در August 18, 2009 15:50
خداحافظی
خوش تیپ ترین کلمه جهان
وحید بهروز از گنبد کاووس
ارسال شده توسط وحید بهروز | August 18, 2009 4:14 PM
ارسال شده در August 18, 2009 16:14
برای سلامتیت دعا می کنم
از دوری ات با خدا نجوا می کنم
تو همانی که زخم های دلم را
با حرف هایت دوا می کنم
تو همان ستاره عشق و اقبال منی
که در آسمان دل دنبال می کنم
برو ای یار اگر چه با رفتنت
خود را آماده هزاران بلا می کنم
برو ای یار مهربان من
که خدا را برایت پناه می کنم
ارسال شده توسط وحید بهروزاز گنبد کاووس | August 18, 2009 4:33 PM
ارسال شده در August 18, 2009 16:33
سلام.
این نظر دوست قبلی نگرانم کرد....
در هر صورت آمده بودم ماه رمضان را بهتان تبریک بگویم.دعام می کنید دیگر..نه؟
سر بزنید بهم...روشن می شویم.
تماس فرت/یا علی مدد.
ارسال شده توسط هاله | August 19, 2009 3:03 AM
ارسال شده در August 19, 2009 03:03
سلام - خداحافظ....
ارسال شده توسط محکم***فاطمه | August 19, 2009 12:29 PM
ارسال شده در August 19, 2009 12:29
از تو انتظار ندارم رفتم پیش بهترین معبود رو تلخ تصور کنی..چرا فکزر نمیکنی با مرگ میریم پیش بهترین دوست ادمی؟
ارسال شده توسط حدیث | August 19, 2009 1:40 PM
ارسال شده در August 19, 2009 13:40
بهت توصیه میکنم خوب تمرینش کنی ... به زودی لازمت میشه
ارسال شده توسط علی | August 19, 2009 4:52 PM
ارسال شده در August 19, 2009 16:52
سلام . خوبي . خدا تمام رفتنگان را مورد رحمت خود قرار دهاد.
اي ديده ديده يي که چه بسيار ديدگان
ناباورانه به ديدار خاک رفته اند
(مطلع قصيده ايست که سال 71 براي دوستم گفتم)
ارسال شده توسط محمد زندکريمخاني | August 20, 2009 10:46 AM
ارسال شده در August 20, 2009 10:46
سلام کجایید؟ نه گزارشی نه توی 20:30. خواستم بگم
جومونگو دیدید یا نه خیلی قشنگه لطفا با اقای سونگ ایل گوک که اومده ایران مصاحبه کنید از اون مصاحبه های متفاوت.ممنون.یا علی...
ارسال شده توسط فریده | August 20, 2009 1:14 PM
ارسال شده در August 20, 2009 13:14
چیزی شبیه آن که در مورد عطا گفتی این روزها کجا پیدا می شود؟
ارسال شده توسط حمید | August 20, 2009 4:43 PM
ارسال شده در August 20, 2009 16:43
سلام.دلم داره می ترکه از این همه بی معرفتی مردم از این همه خودخواهی.از این همه خشونت.بابا مسلمون تو چرا کاری نمی کنی تو چرا خودی نشون نمیدی تو چرا .......
ارسال شده توسط فرزانه محمدنیا | August 20, 2009 6:38 PM
ارسال شده در August 20, 2009 18:38
سلام و درود بر بهترین خبرنگار جهان.می دونی مامانم همیشه نگرانه شماست همیشه می گه آخرش این پسره کار دست خودش میده تو رو خدا مواظب خودت باش.
ارسال شده توسط فرزانه محمدنیا | August 20, 2009 6:42 PM
ارسال شده در August 20, 2009 18:42
نرو.........
همه دوست داشتن و دارن
مگه تو مردم رو کشتی که حالا بری
بموننننننننننننننننن
ارسال شده توسط سمانه | August 20, 2009 7:26 PM
ارسال شده در August 20, 2009 19:26
هر چی فکر میکنم منظورت رو از این حرف نمیفهمم
اقای کامران خان نکنه جا زدین؟
اگه واقعا این طور باشه با احترام میگم گند زدی تو هر چی که ساختی!
ارسال شده توسط مریم | August 21, 2009 12:36 AM
ارسال شده در August 21, 2009 00:36
سلام آقای نجف زاده
واقعا می خونین نظرات رو؟!
من نه مثل بقیه شعر قشنگی بلدم که براتون بنویسم و نه بلدم رو زخمتون نمک بپاشم (اونم با گوشه و کنایه)
فقط خواستم بگم دوستتون دارم...
در پناه حق
ارسال شده توسط H.E | August 21, 2009 1:25 PM
ارسال شده در August 21, 2009 13:25
سلام اقای نجف زاده امیدوارم در هر کاری مثل خبر نگاری موفق باشید.
ارسال شده توسط مهلا | August 21, 2009 2:09 PM
ارسال شده در August 21, 2009 14:09
نميگويم به وبلاگم سر بزن كه ميدانم سرت شلوغ است و اگرهم شلوغ
نباشد كار و زندگي داري براي خودت و نميگويم دعا كن كه اينهمه آدم هم مثل
من ميخواهند دعايشان كني و اگرهم برفرض محال دعايم كني حق آنها
را ضايع كرده ام اما ميتوانم بخواهم كه لپ كيان را يك بار از
طرف من كه كلي او و بابايش را دوست دارم بكشي!
ارسال شده توسط پاييز | August 21, 2009 4:38 PM
ارسال شده در August 21, 2009 16:38
سلام به خبرنگار خوب آقای نجف زاده:
امیدوارم این نظر و گله من را بخوانید.
من یک دانش آموز دبیرستانی هستم که برای ثبت نام در مدرسه های شهرم-کرج-به مشکل جدی برخوردم.
در حالی که آموزش و پرورش اعلام کرده برای مدارس دولتی هیچ وجهی نباید دریافت شود ولی مدرسه ها حداقل 100000 تومان دریات می کنند.
صحبت با مسوولان ذیربط هم اثری نداشت.
از شما می خواهم پیگیر این موضوع باشید.
در ماه مبارک رمضان مارا هم دعا کنید.
ارسال شده توسط وروجک | August 21, 2009 7:26 PM
ارسال شده در August 21, 2009 19:26
سلام... فردا اول رمضانه. فقط می خواستم خدایی رو که می دونم شما و همکارانتون در صداو سیما و به خصوص اخبار 20:30 از یاد بدید به یادتون بیارم. هیچ می دونید همین همکارهاتون، تا حالا چند نفر رو که اعتقادی محکم به اسلام داشتند سست کردند. همین الان داشتم در مورد ترانه موسوی تحقیق می کردم. وااای انگار آواری روی سرم خراب شد. امثال شما حتی اگه سکوت کنند پیش خدا و آقا امام زمان باید جواب پس بدند، چه برسه به اینکه بخواند دروغ پراکنی بیشتر کنند. نمی دونم شاید شما هم برای خودتون بهانه ای دارید ولی مطمئنم که اون فقط یک بهانه ست. خوش باشی...
ارسال شده توسط محسن | August 22, 2009 1:22 AM
ارسال شده در August 22, 2009 01:22
هر چند که از رسانه ملی و برنامه 20:30 متنفرم، اما احساسم این است که، تفکرات شما با ابرازات شما به کلی می تواند متناقض باشد، امیدوارم این چنین باشد.
و بیشتر امیدوارم که این خداحافظی شما، به مفهوم جدایی از بنگاه شایعه پراکنی اقتدارگرایان (تلویزیون سابق) باشد و معنایی همچون پیوستن شما به خیل خوبان سبز ایران زمین باشد.
زنده باد ایران من
ارسال شده توسط مانا عظیمی | August 22, 2009 9:47 AM
ارسال شده در August 22, 2009 09:47
ما که نتوانستیم حافظش باشیم، بسپریم به آنکه حافظ همه ماست
خداحافظ
ارسال شده توسط محمد جمالی | August 22, 2009 2:31 PM
ارسال شده در August 22, 2009 14:31
سلام
وبلاگ زیبایی دارین
اگه لایق دونستی مارو لینک کن
خوشحال شدم
ارسال شده توسط آواز ققنوس | August 22, 2009 4:14 PM
ارسال شده در August 22, 2009 16:14
گفتی : غزل بگو ! چه بگویم ؟ مجال کو ؟
شیرین من ، برای غزل شور و حال کو ؟
پر می زند دلم به هوای غزل ، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست ، بال کو ؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو ؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبز ِ سرآغاز سال کو ؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو ؟
مرحوم قیصر امین پور
ارسال شده توسط 3tar | August 22, 2009 6:51 PM
ارسال شده در August 22, 2009 18:51
سفرهمیشه قصه ی رفتن دلتنگی هاست
به من نگو جدایی ام قسمتی از زندگی هاست
همیشه یک نفر میره آدمو تنها میزاره
میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می زاره
با آرزوی موفقیت برای شما در هر جا که هستید
ارسال شده توسط دریا | August 22, 2009 11:26 PM
ارسال شده در August 22, 2009 23:26
تازه تو یافته بودم.
هر گاه تو را در بیست و سی نمی بینم، دلم می گیرد.
تو محبوب ترین گوینده خبر از نظر من هستی
چرا خدا حافظ
کجا؟
ارسال شده توسط مجنون | August 23, 2009 12:47 AM
ارسال شده در August 23, 2009 00:47
این که بقیه نداشت، سر کاریم آقای مجری؟
خداحافظی با صدا و سیمای میلی یا .........
امیدوارم آخر عاقبت به خیر بشین هم دنیوی هم اخروی
ارسال شده توسط Maryam | August 23, 2009 6:43 AM
ارسال شده در August 23, 2009 06:43
سلام کامران جان !
اگه منظورت از "خداحافظی" از صدا و سيما و برنامه 20:30 هست ، بايد بهت تبريک گفت ، چون اينک به آغوش اکثريت مردم پيوستی و خدا و مردم ياری ات خواهد کرد و اميدوارم موفق و پيروز باشی
ارسال شده توسط تابان | August 24, 2009 1:11 AM
ارسال شده در August 24, 2009 01:11
آنگاه که ترانه ی خداحافظی بر لبانت شکفت...
آنگاه که شکوفه ی اشک بر گونه ام جوانه زد...
آنگاه که پیچک غم به دور قلبم پیچید...
آنگاه...
پاییز تنهایی ام فرا رسید!
ارسال شده توسط مهری روحی | August 24, 2009 1:29 AM
ارسال شده در August 24, 2009 01:29
به آنچه اجتناب ناپذیر است تسلیم شو ،غیر ممکن را از دهانت محو کن و برای یافتن چیزهای نو و تازه به اطراف خویش نظر بیفکن.
ارسال شده توسط rafigh | August 24, 2009 1:06 PM
ارسال شده در August 24, 2009 13:06
کامران جان جای تو این صدا و سیما نیست
یا حسین میرحسین
ارسال شده توسط ایران سبز | August 24, 2009 7:21 PM
ارسال شده در August 24, 2009 19:21
سلام جناب آقا!
نمیدونم وب رو خودت چک میکنی یا مثل خیلی های دیگه دیگران برات چک میکنن!
فرض رو میزاریم بر این که خودت چک میکنی.
نمیدونم اگه یکی ازت انتقاد داشته باشه و بخواد اینا رو بگه بهت قبول میکنی و بهش یه میل میزنی که حرفتو بزن یا با خودت میگی که انتقاد داره که داره خیلی ها انتقاد دارن
فرض رو میزاریم بر این که میدونی وقتی یکی یه خبرنگار توی تلویزیون هست با دیگران فرق داره و جواب میده.
نمیدونم این نظر رو تایید میکنی برا نمایش یا میدونی که خصوصی و نیاز به نمایش نداره.
فرض رو مازاریم بر این که اینو نمیزاری برای نمایش
منتظر میل هستیم آقای خبرنگار موفق ...
ارسال شده توسط محمد | August 24, 2009 7:49 PM
ارسال شده در August 24, 2009 19:49
سلام کامران عزیز
خوب هستید
خیلی خوشحالم که اینجا هستم و وبلاگ شمارو میبینم
این اولین حضئر من در کلبه ی دل شماست
جناب نجف زاده ی عزیز از شما دعوت میکنم تا در ایوار من حضور پیدا کنید
ققنوس بال بگشود و قصد پرواز کرد،
پرواز به مرگ! تا دوباره زاده شود...
بیا و بدرقه اش کن
ارسال شده توسط ققنوس | August 25, 2009 1:17 AM
ارسال شده در August 25, 2009 01:17
اين نظرونه دوس دارم تاييدش كنيدنه تاييدش مي كنيد
ديگه مثل قديما برام قابل احترام نيستين
كسي كه نظرديگران رو باسليقه ي خودش تاييد يا تكذيب كنه و نه برحسب چارچوب هاي اخلاقي اصلآ قابل احترام نيست.
ارسال شده توسط `پاييز ديكين | August 25, 2009 8:06 AM
ارسال شده در August 25, 2009 08:06
نمیخوای بگی که به خاطر تهمت هایی که بهت میزنن می خوای خداحافظی کنی
تو بهترینی
بمون و خودتو ثابت کن
ارسال شده توسط مسعود | August 25, 2009 9:11 AM
ارسال شده در August 25, 2009 09:11
همانا با یاد خدا دلها ارام میگیرد.پس به نام ارام دلها
سلام!دلم برات تنگ شده جونم.میخوام ببینمت نمی تونم بین ما دیوارای سنگی فاصله ی یک عمره میدونم بغض ترانه مو شکستم میخوام بگم عاشقت هستم تو عین ناباوری یک شب خالی گذاشتی هر دو دستم...
پسر نانازتو با اون شمشیرش که بلای جونت شده بود رو تو استقبال جومونگ که از 20:30 پخش شد دیدم ...پسر سالاریا...همین
ارسال شده توسط ... | August 25, 2009 10:31 AM
ارسال شده در August 25, 2009 10:31
ببخشيد آقاي نجف زاده چون تماس با ما شما فعال نبود اين كامنت و اينجاي مي ذارم.خبر جالبيه.
شكايت عمه لاريجاني و خاله احمد توكلي از احمدي نژاد
روزنامه تهران امروز در صفحه 6 سياسي اش گزارشي از زادگاه و دوران كودكي علي و صادق لاريجاني نوشته كه خيلي جالبه نويسندش اكبر هاشمي هست . تو اين گزارش خبرنگار عمه لاريجاني ها را در روستا پيدا كرده و نظرش و در مورد احمدي نژاد پرسيده و اونم گفته احمدي نژاد مسبب دو دستگي در كشور هستش و گفته مي خواهد از دست احمدي نژاد به صادق لاريجاني شكايت كنه « موقع خداحافظي از عمه خانم میهمان نواز و كاريزماي لاريجانيها ميپرسم که از رئيسجمهور نشدن علي لاريجاني خوشحال شدي حالا از رئيس قوه قضائيه شدن صادق لاریجانی ناراحتي؟ «نه خيلي هم خوشحالم» علتش را که ميپرسم، ميگويد ميخواهد ازدست بعضیها شكايت كند! «ازدست همان كسي كه توي كشور دو دستگي انداخت و مسبب كدورت بين خانوادهها شد.» اگرچه خبرنگار اسم مسبب را نياورده اما چون عمه لاريجاني ها خودش تو اين گزارش مي گه كه طرفدار يكي از كانديد اهاي اصلاح طلاب بوده و در جايي از گزارش هم مي گه«دورهاي كه علي ميخواست رئيسجمهوربشه، رئيسجمهور شدن به اين راحتيها نبود اما الانه كافيه بري توي تلويزيون و بگويي فلاني دزد است» عمه محبوب لاريجانيها مسبب نابسامانيهاي اقتصادي و سياسي را آقاي رئيسجمهور ميداند. »
كاملا مشخصه كه منظور عمه لاريجاني ها از مسبب همان اقاي رئيس جمهور است.
روايت جالب ديگه تو اين گزارش در مورد واكنش علي لاريجاني به انتخاب احمدي نژاد است «همان شب زنگ زدم به دكترعلي، گفتم علي ديدي احمدی نژاد رئیس جمهورشد!» پاسخ علي لاريجاني چيزي شبيه «هيس» بوده و صادق «هرچي آقا بگه». یا به قول عمه خانم «کسی به کسی به من چه رسی». به نظرم گزارش خواندني هست . كه ادرس الكترونيكي اش ام اينه http://tehrooz.com/1388/6/3/TehranEmrooz/134/Page/6/Index.htm
ارسال شده توسط نيوشا | August 25, 2009 11:10 AM
ارسال شده در August 25, 2009 11:10
آقای نجف زاده واقعا شما از این حرکت هایی که انجام می دین شرمنده نیستین؟ واقعا نظر مردم را نمی دونین؟ خدا به دادتون برسه..... برای شماو همکارانتون که متملقان افراد دون صفتین متاسفم.
ارسال شده توسط یک ایرانی | August 25, 2009 12:47 PM
ارسال شده در August 25, 2009 12:47
سلام به کامران نجف زاده ی عزیز.
با فروشگاه تبیان آشنایی دارید؟.
شما تا بحال از فروشگاه تبیان خرید کرده اید؟
آیا می دانید در فروشگاه تبیان محصولاتی چون تردمیل ،دوچرخه ، کامپیوتر، فلش مموری، نرم افزارهای قرآنی و مذهبی همچنین نرم افزار های کاربردی و بازی و 60000 عنوان کتاب و ...وجود دارد
آیا می دانید که تبیان فروش هاست ، دامین و ... دارد .
آیا میدانید که تبیان با وارد کردن کد بازاریاب تخفیف ویژه هم میده؟
آیا میدانید این تخفیف جدا از تخفیفی است که اعضا به واسطه امتیاز میتواننند بگیرند؟
برای خرید از تبیان روی لینک زیر کلیک کنید:
http://www.tebyan.net/EC.html
کد بازاریاب : 703798
ارسال شده توسط حمید | August 25, 2009 5:11 PM
ارسال شده در August 25, 2009 17:11
داداش كامران خواهشا اگه امككانش بود ميلتون به من بدين
ممنون ميشم
ارسال شده توسط آسموني | August 25, 2009 7:04 PM
ارسال شده در August 25, 2009 19:04
امروز تو را كه ديدم گفتم تو آنقدرها هم كه فكر مي كردم خوب نيستي چون اعتراف نكرده اي ، سعيد را كه ديدم دلم فرو ريخت ،اينجا فرق شماها را فهميدم.
ارسال شده توسط مهرداد | August 25, 2009 9:20 PM
ارسال شده در August 25, 2009 21:20
بابا ملت این اقا کامران نمیزاره نظرم رو
بیایید تو سایت من
ارزو دارم سایتم شلوغ بشه وپر نظر
کامران بزار منم عین خودت معروف بشم
خداحافظیت ما رو به کشتن میده
این سایتم است بیایید ملت
امت
http://vahidbehrooz.persianblog.ir/
ارسال شده توسط وحید بهروز | August 25, 2009 10:45 PM
ارسال شده در August 25, 2009 22:45
خداحافظی و رفن خیلی سخته... خداکنه کسی که میره خیلی عزیز نباشه - که اگه باشه اه حسرتش همیشگیه. -با ارزوی صبر-
ارسال شده توسط Rezvane | August 26, 2009 12:13 PM
ارسال شده در August 26, 2009 12:13
نظر منو تاييد نميكني مهم نيست مهم اينه كه دوست دارو و از گفتنش هم واهمه اي ندارم !!!!!!!!
سر نماز برات دعا ميكنم
رها باشيد در پناه او
ارسال شده توسط پاييزديكين | August 26, 2009 5:49 PM
ارسال شده در August 26, 2009 17:49
سلام
منو حلال کن که غیبتت رو کردم
که یادم رفت تمام خبر های خوب و بدی رو که ازت شنیدم و لذت بردم
که یادم رفت چقدر به خاطر اشکهایی که از چشمات در غم از دست دادن رفیقات می ریخت گریه کردم
که چقدر لذت بردم وقتی داشتی با سید حسن دلبر من مصاحبه می کردی
تو رو خدا حلالم کن
وقتی شنیدم داری می ری یه دفعه دلم گرفت
ارسال شده توسط م منادا | August 27, 2009 2:27 PM
ارسال شده در August 27, 2009 14:27
نه خداحافظی همیشه غمیگین ترین شعر این است
گاهی لازمه برای بزرگ شدن خداحافظی کرد
برای فهمیدن حقیقت بدرود گفت ولازم است که گفت
موفق باشید
ارسال شده توسط شبنم | August 27, 2009 3:13 PM
ارسال شده در August 27, 2009 15:13
نه خیال کنی نوشتنام گرفته!
نه خیال کنی حرفی هست برای گفتن!
نه!
اگر این روزها این مصراع ورد زبانام نمیشد ودلام قرار داشت، هیچ اینجا پیدایم نمیشد.
فقط آمدم همین را بگویم: مینویسم تا دلام آرام باشد.
مینویسم تا روزگارم به راه باشد.
مینویسم تا فراموش کنم.
خودم را، دلام را، رویاهایم را.
مینویسم تا یادم باشد من روی همین زمین گرد زندگی میکنم.
بی هیچ حرف اضافه.
خداحافظ.......
ا.ف.س.ا.ن.ه
ارسال شده توسط ا.ف.س.ا.ن.ه | August 27, 2009 11:25 PM
ارسال شده در August 27, 2009 23:25
سلام مهربان
اولین باره که به وبلاگتون میام ولی شناخته شده هستی( علی الظاهر)
خوشحال میشم به ساحل تنهایی من سر بزنید
چون همیشه صادقانه سخن میگویید صادقانه میگویم اگر بیایید بی نهایت خوشحالم کردید
ارسال شده توسط آسمان | August 28, 2009 9:53 AM
ارسال شده در August 28, 2009 09:53
سلام چي؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط ياسمين | August 28, 2009 4:13 PM
ارسال شده در August 28, 2009 16:13
داداشم چرا پس
تو محبوب دل ما ایرونیایی بخصوص ما که یه جورایی خبرنگاریم
خاطرات یزد رو هیچ وقت از یاد نمی برم
راستشو بخوای به این نتیجه رسیدم که سکوتمو ادامه بدم برای همیشه
رهبر-اصفهان
ارسال شده توسط رهبر | August 28, 2009 10:29 PM
ارسال شده در August 28, 2009 22:29
عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم
تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم
در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن
ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم
حتی خیال نای اسماعیل خود را
همسایه با تصویری از خنجر نکردیم
بی دست و پاتر از دل خود کس ندیدیم
زان رو که رقصی با تن بی سر نکردیم
باسلام
وبلاگ زيبا وپر محتوايي داريد من قبلا هم به وبلاگت سر زده بودم از مطالبت لذت بردم من از برنامه و مجري گري توم در هشت وسي لذت مي برم واميدوارم در همه مراحل موفق باشيد خوشحال مي شم به من سر بزني ونظرت رو بگي...
دیدم قدری گرفته ام
انسان وقتی دلش گرفت از پی تدبیر می رود
من هم رفتم
ارسال شده توسط محمود | August 28, 2009 11:05 PM
ارسال شده در August 28, 2009 23:05
از صدا و سیما بری بیرون که خیلی خوبه. نه قیافتو ببینیم، نه صداتو بشنویم.
ارسال شده توسط سحر | August 29, 2009 2:02 AM
ارسال شده در August 29, 2009 02:02
آخه چرا؟؟!!
ارسال شده توسط علی(حرف اول) | August 29, 2009 2:26 PM
ارسال شده در August 29, 2009 14:26
سلام
اولين باره ميام اينجا...راستي...چرا كم پيدايي؟
ارسال شده توسط فرانك | August 29, 2009 6:01 PM
ارسال شده در August 29, 2009 18:01
سلام ... شما اصلا حق نداريد كه بريد.همين
ارسال شده توسط فاطیما | August 29, 2009 10:11 PM
ارسال شده در August 29, 2009 22:11
يه سلام خيلي دور قبلا كه هك نشده بودين باهاتون داشتم.جواب سلامتون اونقدر خسته كننده و كليشه اي بود كه فراموشم شد كه باز بيام.از همه اينا گذشته بعضي وقتا من نتيجه مي گيرم وقتي نتيجه گرفتم انگار خوشحالم وقتي خوشحالم كاراي خوبي انجام ميدم. نميدونم ادما وقتي تو رسم انسانيت قبول ميكنن كه انسانن چطور از گرگ ددمنشتر ميشن،چطور از بز ترسوتر ميشن،چطور مثل گربه مدام پيش ميشن و پس ميشن،چطور مثل ... اگه واسه انسانيت اين همه مثال از حيوانيت هست نميدونم ما آدما با چه حكم و قانوني خودمون رو اينطور جا ميزنيم و بعد از حيوان بودن هم حتي كلمه اي كتاب نخونده ايم. نميدونم من بايد تو چه شرايطي قرار بگيرم يا چه شرايطي ميتونه برام پيش بياد كه به راحتي توجيه كنم اعمال خلاف آدم بودنم رو، نميدونم چه شرايطي اونقدر چرب بايد باشه كه من فراموش كنم اون چيزي رو كه بخاطرش توي اين دنيام، نميدونم چي ميشه كه به راحتي همه چيز ار گلمون ميره پايين حتي زجه مادري كه نميدونه به چه گناهي بايد به خودشم دروغ بگه.... آره زياده توي اين وادي انسان بودن هزاران ندونم و نميدونم هست كه كساني ميتونن بهشون پاسخ بدن كه در جايگاه درستي قرار نگرفته اند.
من آنگاه كه فرياد زدم كودكيم را
چگونه ميدانستم كه پيش رويم سكوت هاي واخورده اي زجه ميزنن
سكوت هايي كه از هر ناحقي ناحق تر شدن و از حقي مبرا.
آقا كامران امروز تو مجلس ديدمتون واسه همين يادم افتاد كه عرض ادبي خدمتتون داشته باشم.
موفق و مراقب باشين.
ارسال شده توسط يه سبزه اي كه بيش از هر زماني به اين رنگينكي افتخار مي ك | August 30, 2009 1:16 PM
ارسال شده در August 30, 2009 13:16
راز آرامش درون در داشتن وجدانی پاک است ، پس هیچگاه حق رابه قربانگاه عافیت طلبی مبر .
ارسال شده توسط امین | August 30, 2009 1:54 PM
ارسال شده در August 30, 2009 13:54
بعضی موقعهاسکوت لازمه
ولی کاش تو سکوتمون خودمونو از یاد نبریم.
ارزوی بهترین ها رو براتون دارم.
سبز باشید.
ارسال شده توسط فرناز | August 30, 2009 5:37 PM
ارسال شده در August 30, 2009 17:37
اومدم بگم من يا با نام پاييزديكين نظر ميدم يا با پاييز خالي بدون هيچ علامتي با اون ***پاييز***
اشتباه نشه يه وقت
خسته نباشي استاد
عكست را كه با كيان رفته بودي ديدن جومونگ ديدم.
حرفم را پس ميگيرم كيان طفلي اصلآ لپ ندارد كه بخواهي ازطرف من آنها را بكشي.
حداقل سلامم را به آن كوچولو برسان.
خداحافظ استاد عزيزم
رها باشيد در پناه او
ارسال شده توسط پاييز ديكين | August 30, 2009 6:03 PM
ارسال شده در August 30, 2009 18:03
سلام ...
اين پست نميدونم چي بود !!!جالب نبود و از اين بد تر نديده گرفتن رسالتي بود كه داشتي اما تو اين به اصطلاح اغتشاشات نكردي ....متاسفم ..من ديگه گزارشهاي شما رو نگاه نميكنم ....
ارسال شده توسط شمس | August 30, 2009 9:14 PM
ارسال شده در August 30, 2009 21:14
سلام حاج کامران یاد اون شب معروف بخیر که تا صبح کنار خونه خدا نشستیم و دعا کردیم هرجا هستی موفق باشی .
دوصتت دارم با ص صابون که هرکی می خونه کف کنه
ارسال شده توسط رسول صاحبی فرد | August 30, 2009 10:07 PM
ارسال شده در August 30, 2009 22:07
سلام ...
من چند سال پيش تهران بودم براي درس خوندن تو يه آپارتمان تو خيابون هاشمي ميدوني كجاست كه؟يه خونه 40 متري سيد شاعر يادته؟درباره اين خونه ها شعر گفته ....اونجا دلخوشيمون شبا ديدن گزارشاي متفاوت جووني بود كه با بقيه فرق ميكرد و هم سن خودمون بود ...اسمش كامران نجف زاده بود ...انتخابات شد و محمود اومد و كمي ما دمق شديم ...تو كانون ادبيات شنبه هاي تالار مولوي يكي گفت انتخابشو تسليت ميگم ...باور نكرديم ...گذشت باورمون شد و شبهاي بعد كامران كنار محمود و باورمان نشد و بعد باورمان شد تا خرداد 88 ....
عمو مازادي هم خونه اي من پارسال داشت وبلاگ درست ميكرد براي نمايش آثار خوشنويسش ...گفت اولين لينك ترنجستان باشه دومي كامران نجف زاده ...
قبول كردم و گذاشتم واسش ...هنوز هم هست ...لينك دومش كامران نجف زاده است ...الان من انديمشكم و معلم و عكاس و شاعر و عمو مازادي خوشنويسه تو خ دامپزشكي تهران تو يه خونه 30 متري تنهاست ...و لينك دوم وبلاگش كامران نجف زاده است ...
ارسال شده توسط شمس | August 30, 2009 11:24 PM
ارسال شده در August 30, 2009 23:24
اساسی موافقم با:
تصمیم درستی گرفتی.
هم برای خدت خوبه که بری و یک کم فکر کنی.
هم برای مردم که یه چند سالی نبیننت شاید یک کم از غمشون کم بشه و شاید اشتباهات رو فراموش کنند و اون وقت راحت تر بتونی برگردی. اگه می تونستی یه طوری 20:30 رو هم با خودت ببری که دیگه عالی میشد.
موفق باشی.
ارسال شده توسط amirbandari | August 31, 2009 2:01 AM
ارسال شده در August 31, 2009 02:01
درود
هرچه گشتم كامنتم را پيدا نكردم گويي تاييد نكرديد. كه البته هر چه صلاح مي دانيد. اين طور بهتر است. اين يكي را هم تاييد نكنيد. امدم بخوانم چون خوب يادم نبود چه نوشتم. به هرحال چند خطي برايتان ايميل كردم. مطالعه بفرماييد.
ارسال شده توسط ميتينگ | August 31, 2009 3:41 PM
ارسال شده در August 31, 2009 15:41
سلام
چرا وسط كار يا همون تو گل كار داري حرف از خداحافظي ميزني؟؟؟
چي شده؟ خسته شدي؟
ادامه نمي دي ؟ نمي توني؟؟
يه جواب به ما ها بده اين همه نظر گذاشتن واست
ۀۀۀۀ جواب بدين مرسي....
ارسال شده توسط علي خليل نژاد | August 31, 2009 8:09 PM
ارسال شده در August 31, 2009 20:09
سلاااااااااااااااام
من بازم اومدم.گويي تاييد مي كنيد نظرارو...
مهم نيس برام نمايش داده بشه يا نه كلا تو هيچ بلاگي برام مهم نيس فقط مهم اينه كه شما كه صاحب اين وبلاگ هستيد براي افرادي كه ميان و نظر ميدن ارزش قايل باشيد....
هميييين دوستون داريم:*
ارسال شده توسط سپيده | August 31, 2009 9:30 PM
ارسال شده در August 31, 2009 21:30
جدا؟داری می ری؟یعنی می شه دیگه گزارش هم تهیه نکنی؟که دیگه وطن فروشی مثل تو رو تو تلویزیون نبینیم؟! البته ما که دیگه تلویزیون نمی بینیم! جناب ضرغامی گل کاشتن تو این دو سه ماهه...40 درصد ریزش مخاطب! با همکاری آدمایی مثل تو...
ارسال شده توسط یک مبارز | August 31, 2009 10:15 PM
ارسال شده در August 31, 2009 22:15
به کجا چنین شتابان
هرمز از کامران پرسید
...
سفرت به خیر اما
تو و دوستی حدا را
اگر از این کویر وحشت گذشتی
به شکوفه ها
به باران
برسان سلام مارا
ارسال شده توسط آپاراتچی | September 1, 2009 4:26 AM
ارسال شده در September 1, 2009 04:26
بابا مابایه امیدی نظرهامون رومیذاریم نکن این کاروباما آخه .جواب که نمیدی به نظرات هیچ تازه به یه زوری هم تائید میکنی.یعنی نظر من به اندازه ی نظر شهاب که دو بار هم گذاشتی ارزش نداشت؟یه کم هم شفاف سازی رو برو تو خطش با این پست مبهمی که گذاشتی هرکی هرجور خواسته برداشت کرده.در کل خیلی باحالی داداش.
ارسال شده توسط هیوا | September 1, 2009 2:19 PM
ارسال شده در September 1, 2009 14:19
سلام
آقا کامران
نماز روزه ات قبول
اومدم دعوتت کنم
به یک پارتی خاص
به این وبلاگ سری بزن
تا کارت دعوت بگیری
یادت نره عزیزم منتظرت هستم
http://mina2009c21.blogfa.com
ارسال شده توسط حسین | September 1, 2009 2:52 PM
ارسال شده در September 1, 2009 14:52
بالاخره فهمیدی چندتا ترانه موسوی داریم
ارسال شده توسط مهدی | September 1, 2009 10:34 PM
ارسال شده در September 1, 2009 22:34
سلام. بله موافقم. البته شاید ...
ارسال شده توسط ... بزرگه | September 2, 2009 2:16 AM
ارسال شده در September 2, 2009 02:16
هر جا هستيد خدا حفظتون كنه
ارسال شده توسط محمد | September 2, 2009 5:57 AM
ارسال شده در September 2, 2009 05:57
وبلاگ خوبي دارين
ولي وبلاگ منم بد نيست
مطالبي كه سايتها و روزنامهها ازش استفاده كردن كم نداره
يه سري بزنيد
اميدوارم پشيمان نشويد
با تشكر
atn88.blogfa.com
ارسال شده توسط عباس | September 2, 2009 12:05 PM
ارسال شده در September 2, 2009 12:05
خداحافظ هميشه تلخ و غمگين نيست، به نظر من سلامي دوباره است.
مهم اين است که از چه عادتي خداحافظي ميکنيم و به چه دلبستگي سلام ميگوييم.
به هر حال جواب سلامت را ميگويم، حتي اگر اين سلامي رو به من نباشد، چه، تو هم از اين مردمي...
و گويي انگار رو به اين مردم کردي.
ارسال شده توسط ما به جاي من | September 2, 2009 11:45 PM
ارسال شده در September 2, 2009 23:45
سلام
خسته نباشید
همیییییییییین؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط میرزاخانم | September 3, 2009 11:36 AM
ارسال شده در September 3, 2009 11:36
بگذار شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید
هرچند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد
کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن....
خداحافظی غمگین نیست 0می توانی دوستش بداری.شاید این بار انتظار زیباتر باشد....خداحافظ
ارسال شده توسط مرضیه-میدجا | September 3, 2009 1:04 PM
ارسال شده در September 3, 2009 13:04
خداحافظ که خوبه مگه دعا نیست!! خوب سلام هم خوبه اسم خداست !! بابا بیا برو یه چشم به هم زدنه اونور چه خبره !!من که فقط میخوام ائمه رو ببینم !! حالی به حولی!! یا علی التماس دعا
ارسال شده توسط عشق علی | September 3, 2009 7:13 PM
ارسال شده در September 3, 2009 19:13
سلام آقای نجف زده من چند روز قبل کامنت دادم و فحش دادم ولی الان میخوام معذرت خواهی کنم ولی خواستم بت بگم از کارت خوشم نمیاد که نظام ظلم همکاری میکنی تاریخ نشون داده کسانی که با حکومت ظلم همکاری میکنند عاقبت خوشی ندارند
ارسال شده توسط hp | September 4, 2009 12:12 AM
ارسال شده در September 4, 2009 00:12
لطفا" برای دفاع از هنرمند پیشکسوت استان مطالب زیر یا لینک آنها را در ویلاگ حود منتشر نمایید
مسوولان بدانند / محمد جهانتاب پیشکسوت رادیو زاهدان صدایی که خاموش نمي شود
سال هاست در ایران صداهایی رسا می شود، حق خواهی می کند، در صدد برمی آید تا مسوولان را با نيازهاي مردم آشنا کنند ، اما همین که بازتاب صداها در محافل داخلی و حتي خارجی انعکاس می یابد درصدد بر مي آيند تا آزادي عمل آنرا محدود کنند.
در سالی که گذشت صداهای رسایی در صدا و سيما خاموش شدند از محروميت چند ماهه عادل فردوسي پور گرفته تا صداي گوينده محبوب و مردمي خطه سيستان محمد جهانتاب.
حدود يکماه است که ديگر صداي اين هنرمند برتر سيستان و بلوچستان از صداي استان پخش نمي شود ، صدايي که هر روز عصر تجلي گاه خاطرات شيرين از تمدن کهن و شگرف سيستان بود. . .
http://anc.blogfa.com/post-821.aspx
.......................................................................
یادمان صدای مردم / محمد جهانتاب صدای ماندگاری که ساکت شد
در گذر روزهای پر کار نشریه و فارغ از اتفاق ها اطراف بودم که نگرانی مردمان سیستان و بلوچستان نگاهم را جلب کرد. . .
نگرانی که از عمق مردم بر می خواست ، در ذهنم تلنگری بر وظیفه رسانه ای می زد که پیگیر موضوع باشم .
پیگیری خاموشی صدای هنرمند توانایی که تمدن ، فرهنگ ، آیین ها و باورهای مردم سیستان را طی بسیاری از سال های احیر در رسانه فریاد می زد.
جدای از همکاری چندین ساله با محمد جهانتاب در صدای سیستان و بلوچستان که به دهه 60 بر می گردد. . اما جایگاه و نفوذش در بین مردم نشان دهنده خیلی چیزهای دیگر است. . .
محمد جهانتاب بدان مردم وقتی ساعت 17 رادیوهایشان را روشن می کنند که امواج ، صدایت را پخش کند چون برنامه محلی سیستان با تو خوی گرفته و با تو ماندگار است.
آنگاه است که می توان گفت هر آن کس که به چنان رسانه ای ، "رسانه ملی" نگوید ، حتماً از دایره انصاف به دور است.
شهر آفتاب به مانند گرمای نیمروز پذیرای حضورت در این نشریه خواهد بود. . .
http://anc.blogfa.com/post-822.aspx
ارسال شده توسط دفاع از یک هنرمند پیشکسوت | September 4, 2009 11:38 AM
ارسال شده در September 4, 2009 11:38
کامران عزیز سلام
می دانم که می خواهی دور جدیدی از حیات حرفه ای ات را تجربه کنی. برایت آرزوی توفیق می کنم.
منتظر گزارش های دیدنی ات هستیم .
ارسال شده توسط شجاعی | September 5, 2009 12:27 AM
ارسال شده در September 5, 2009 00:27
در تكميل جمله شما، شايد گفت ،اگر به شرايط بهتري برويم و برسيم، اين جمله شما معني متفاوتي خواهد داشت.
ارسال شده توسط حسن ستاري | September 5, 2009 2:23 PM
ارسال شده در September 5, 2009 14:23
برو حالشو ببر.نه اينكه اگه من بودم نمي رفتم.نه من هم همچين فرصتهاي طلائي توي زندگي رو از دست نمي دم.اما نمي دونم چرا وقت شما مجري ها،نماينده ها و...چه فرقي مي كنه هركسي رو كه دو سه پله بالاتر از قدو قواره خودش وايستاده رو مي بينم احساس بدي نسبت بهش دارم.شايد مثل احساس تنفر نسبت به كسي كه وقتي توي صف نونوائي وايستادي ،يك دفعه مي ره اول صف و با پچ و پچ با شاطر نونشو مي گيره و مي ره .بدون توجه به اونهائي كه توي صف وايستادن،نشستن ،نگاه مي كنند،حرص مي خورند و ... اين اصلا احساس خوبي نيست.
ارسال شده توسط بنده خدا | September 5, 2009 2:25 PM
ارسال شده در September 5, 2009 14:25
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت ...
ارسال شده توسط علی | September 5, 2009 2:38 PM
ارسال شده در September 5, 2009 14:38
التماس دعا www.iranyahoo.ir
ارسال شده توسط lmohammad meshkati | September 5, 2009 2:44 PM
ارسال شده در September 5, 2009 14:44
خوش ميروي به تنها ، تنها فداي جانت
مدهوش ميگذاري ، مجموع دوستانت
ارسال شده توسط شهرام رازپوش نظري | September 5, 2009 3:33 PM
ارسال شده در September 5, 2009 15:33
با سلام .
من يكي از طرفداراي شما هستم و خيلي گزارشاتونو دوست داشتم ولي بعنوان يه طرفدار پيشنهاد ميكنم سعي كنين تو گزارشاتون گرايشاي سياسيتون كمتر تاثيرگذار باشن به نظر من به همين خاطر شما گزارشايي كه در مورد آمريكا و كشورهاي مخالف كشور ميگيرين جذابتره
ارسال شده توسط الياس | September 5, 2009 3:38 PM
ارسال شده در September 5, 2009 15:38
سلام كامران
هميشه دوست داشتم شرايط تورو داشتم
حتي چند باريم راضي شدم تا از قم تا تهران بيام تا بصورت افتخاريم كه شده خبرنگار بشم
ميدوني چرا؟
نه ايكه زياد بفهمما نه اينطورام نيست اما خودمم به نفمي نزدم
بگذريم
الآن كه دارم مينويسم ديدم داري خداحافظي ميكني گفتم مگه الآن بتونه جواب بده يا به رنگين كمانم سر بزنه
البته دوست داشتم دوست باشيم
آرزو كه بر جوانان عيب نيست هست؟
آهان ميگفتم ديدم داري ميرهر كي رفت از ياد رفت اگه كسيم به يادشون بود گفتن ديونست
اما بزار ديونه باشم
بيادتم تا برگردي
عليرضا 24ساله قم
راستي شباي قدر دعامون كن
دعا كن يا نفهيم يا قدرت تغيير چيزاي بدو داشته باشيم
راسي خداحافظي هميشهگيترين شعر جهانه
ارسال شده توسط عليرضا | September 5, 2009 3:50 PM
ارسال شده در September 5, 2009 15:50
پاريس خوش بگذره
ارسال شده توسط رضا | September 5, 2009 4:13 PM
ارسال شده در September 5, 2009 16:13
سلام کامی
1-بار اولمه که این جوری می بینمت
2-چه نظرات خفنی را برایت می گذارند و ما خبر نداشتیم
3-این که می خوای بری فرانسه از نظر مایه تیله برای شما خوبه اما برای مردم به این ماه قسم نه!
4-خدا حافظ یعنی "از خدا میخواهم که حافظ روح و جسمت باشد"این کجایش غمگین است را من نفهمیدم
5-ودیگر هیچ! تو این قدر معروفی که کامنت ما هم یکی مثل بقیه!
ارسال شده توسط وحید خدادادی | September 5, 2009 4:19 PM
ارسال شده در September 5, 2009 16:19
سلام کامران.یادم میاد سنم کم بود که تازه تو تلوزیون میدیدمت کم کم طوری شد که هر وقت صداتو میشنیدم خودمو میرسوندم پای تلوزیون تا ببینمت چون واقعا بهت علاقه داشتم از نحوه گزارشات.میدونی چرا چون یه جورایی دوران خوب گذشترو یاد ادم میانداختی.اما نمیدونم چی شد دست روزگار بود یا ترازو دست گرفتی و دیدی ای بابا باید بری سمت اون طرفی که سنگینتره دیدی زندگی شوخی نیست نون میخواد پول میخواد شاید چیزای زیادی رو دیدی که من ندیدیم بهر حال خاطرات بچگی من و امثال منو شروع کردی به حراج کردن اونم مفت مفت.لعنت به هر چی کشورببگانست چه عربیش چه اروپایش چه امریکایش به قول پدرامون نه شرقی نه غربی فقط وطن فقط ایران و ایرانی.اما آقا کامران ارزون فروختی ایرانی بودنتو.خیلیا تو این مملکت آرم ایرونی دارن اما ایرانی نیستن تو چرا مثل اونا شدی.خیلیا به اسم خیلی چیزا آب ریختن تو اسیاب دشمنای ما.تو چرا رفتی کمکشون یعنی موقعیت اجتماعی اینقدر مهمه؟حالا من بکنار چرا کسانی رو که میدونستم طرفدارتن همین چیزا رو میگن بلکه بد تر.بهر حال دیگه اینجا نیستی خوش باشی.شنیدم تو شانزالیزه که راه میری بوی عطر و ادکلن آدمو مست میکنه البته عطراشم گرونه حتما پولشو داری که بخری وگرنه چرا من نمیتونم تو مملکت خودم عطر بخرم.غذاهاشونم خوشمزس نخوردم بازم شنیدم پس مواظب باش اضافه وزن نیاری.خدا حافظ آقا کامران
ارسال شده توسط یاشار | September 5, 2009 5:41 PM
ارسال شده در September 5, 2009 17:41
سفرت به خیر اما تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به ترانه ها به باران
برسان سلام ما را
ارسال شده توسط الهام | September 5, 2009 9:52 PM
ارسال شده در September 5, 2009 21:52
سلام ...........
چرا خداحافظی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط غریبه ی آشنا | September 5, 2009 10:28 PM
ارسال شده در September 5, 2009 22:28
سلام.كامران جان خيلي دوست دارم.كارتو دوست دارم.خودتو دوست دارم.تو هميشه حرف دل منو مادرمو تو كارات ميگي.خيلي تلخ حتي تلخ تر از تلخ....
ارسال شده توسط محمد | September 5, 2009 11:22 PM
ارسال شده در September 5, 2009 23:22
سفرت به خیر اما... تو و دوستیخدا را... چو از این کوير وحشت به سلامتی گذشتی... به شکوفه ها، به باران، برسان سلام ما را...
خدا از سر تقصیراتت بگذره... البته مطمئنم برات بد نشده که هیچ ، آینده خودت رو تضمین کردی نا قلا...
ارسال شده توسط وحید | September 6, 2009 12:02 AM
ارسال شده در September 6, 2009 00:02
داری میری فرنگ نکنه تو هم تبعید شده باشی یه بنده خدا هم اونجا تبعید بود.... کاش ما رو هم تبعید کنن پاریس
ارسال شده توسط هومن | September 6, 2009 1:02 AM
ارسال شده در September 6, 2009 01:02
یادمه یه بار آخر اجرات توی 20:30 گفتی:
باران باش . هیچ کس به باران عادت نمی کند هر وقت که بیاید خیس می شوی...
ولی به نظر من تو به زلالی و پاکی وصفای بارون نبودی . اما چرا. باعث شدی که ما خیلی خیس بشیم اما نه از وجود بارونی تو بلکه از اشک در اون شب سیاه تهران در خرداد که با دوربینت راه افتادی تو خیابونای تهرون و میگفتی امشب تهران آرام است..............
ارسال شده توسط بهار | September 6, 2009 2:31 AM
ارسال شده در September 6, 2009 02:31
تو مدعی سلامت و صداقت هستی
احتمالا می خوای بگی نظر مردم و حرف سبزهای ایران برات محمد نیست
اما کامران نجف زاده
در هر جای دنیا که باشی نفرین و نفرت این ملت همراه با تو خواهد بود
از خدا بترس و بدون که عذاب خدا به دست این مردم تو رو در بر می گیره
تو در حق ملت و کشورت خیانت کردی تا مدارج رشد و پیشرفت حرفه ای رو سپری کنی
اما سودی از این تملق نمی بینی
حکایت تو حکایت عمر سعده که به ولایت ری هم نرسید
و لعنه الله علی القوم الظالمین
ارسال شده توسط mohamad | September 6, 2009 2:35 AM
ارسال شده در September 6, 2009 02:35
شرمنده که دوباره مسیج بدم
خواستم بگم بیخیال
اصلا پیغام قبلی رو نخون چون برات هیچ سودی نداره
من تازه پیغام ها رو دیدم
اینجا هم فقط نظر موافقان و متملقین رو منعکس می کنی
اینهمه مردم ازت انتقاد می کنند فقط دو سه تاشو منعکس می کنی
یعنی می خوای بگی اکثر مردم هنوز دوستت دارند؟
واقعا که!
آره خوب
24 میلیون دوستت دارند :)))
پس تملق در ذات شما جای گرفته و اساس وجودتون رو شکل داده
به فرموده امیرالمومنین والله که اینهمه تملق نه به شما و نه به اونها سودی نمی رسونه
وااای بر شما و همه منافقان و دشمنان اهل بیت
ارسال شده توسط mohamad | September 6, 2009 2:41 AM
ارسال شده در September 6, 2009 02:41
برو به جهنم! بري كه ديگه برنرگردي خائن!
ارسال شده توسط mahdi | September 6, 2009 8:27 AM
ارسال شده در September 6, 2009 08:27
با هرچه عشق نام تو را می توان نوشت
با هرچه رود نام تو را می توان سرود ...
کامران جان امیدوارم همیشه و همه جا موفق باشی چه در ایران چه در پاریس
خداحافظ ای سایه سار همیشه
ارسال شده توسط سیامک | September 6, 2009 8:44 AM
ارسال شده در September 6, 2009 08:44
سلام برادر خوبيد خوشحالم كه داريد ميريد پاريس اما يادت باشه توي اين مدت فقط خبرنگار نباشي و ادامه تحصيل بده حتي اگر نتونستي وارد دانشگاههاي آنجا بشي كلاسهاي تكميلي برو كلاسهايي كه ترا صد چندان بالاتر و بالاتر ببره . مرسي براي اجراهاي خوبت . مرسي از احساس نوع دوستيهايت . مرسي از رك بودنت و مرسي از صداقتت مواظب خودت باش . پيروز باشي .
ارسال شده توسط sooha | September 6, 2009 8:58 AM
ارسال شده در September 6, 2009 08:58
سلام کامران عزیز
امروز داشتم دنبال وبلگت میگشتم که یه خبر رو بهت بدم
که دیدم عزم سفر کردی.شاید هم الان چمدونت رو باز کردی و داری به آسمون نگاه میکنی با روحیه ای که ازت سراغ دارم فکر نمیکنم سنگین سفر کنی شاید فقط یه کیف دستی.!!!!همینطوره نه ؟!
هم ناراحت شدم هم خوشحال .امیدوارم هرجا که هستی
در پناه حضرت دوست شادو موفق باشی .
آهان داشت یادم میرفت اگر هم وقت داری در مورد خشکی زاینده رود یه تحقیقی بکن البته اگه وقتشو داری یا به دوستات بسپار احتمالا خشکی زاینده رود بدلیل احداث مترو بوده و در جریان مته زنی به پی و پایه های پل آسیب جدی خورده که کاریش هم نمیتونن بکنند.اگه اخبار کامل میخوای تا واست پیگیری کنم .
قربانت
ارسال شده توسط علی | September 6, 2009 9:19 AM
ارسال شده در September 6, 2009 09:19
مزد آن گرفت كه جان برادر كار كرد...(منظورم سنگ تمام گذاشتن در ايام قبل وبعد انتخابات به نفع دولت بود... البته بي انصافي است اگر زحمات شما را در حوزه اجتماعي ناديده بگيريم)
ارسال شده توسط حسن رضافر | September 6, 2009 9:23 AM
ارسال شده در September 6, 2009 09:23
«زد زحماتت را گرفتي اخرش اي آقاي كامران. ولي اميدوارم تو نيز به راه راست هدايت شوي و عاقبت بخير
ارسال شده توسط مهدي | September 6, 2009 11:37 AM
ارسال شده در September 6, 2009 11:37
من نمیدانم این ملت بدبخت چقدر باید خرج کند مثل شماها آدم شوید. نمونه اش مخملباف و سازگارا و هزار تای دیگه.
اما امیدوارم تو یکی آدم نشوی و تا آخر عمرت همین که هستی بمانی.
ارسال شده توسط مانه | September 6, 2009 12:24 PM
ارسال شده در September 6, 2009 12:24
حالا درسته اونطرفا مثه ايران پيشرفته نيس:) اما ديگه دسترسي به اينترنت راحته كه!!!!!!
ارسال شده توسط sali | September 6, 2009 3:56 PM
ارسال شده در September 6, 2009 15:56
salam doost va hamkare ghadimi ke man hanooz bar khalafe digaran shomaro be onvane doost va hamkar khoob va khalagh ghabool daram.shenidam ke rafti va mandegar shodi.omidvaram har ja ke hasti salamato movafagh mesle hamishe bashio be shayeate hasoodan ham ahamiat nadi.moraghebe khodet va khanevade bash va agar doost dashti ba dooste ghadimit dar tamas bash.be good
ارسال شده توسط ناشناس | September 6, 2009 5:05 PM
ارسال شده در September 6, 2009 17:05
سلام آقا کامران
خواستم به دوستانی که 1000 فکر در مورد این نوشته میکنن جواب بدم.
دوستان آقای نجف زاده به گفته سایت سحرنیوز فقط میخواهند بروند پاریس به جای آقای کریمی خبرنگار صداوسیما فقط همین.
به امید موفقیت روزافزون شما منتظر گزارشات 20 شما هستیم.
ارسال شده توسط *** | September 6, 2009 5:13 PM
ارسال شده در September 6, 2009 17:13
سلام
نماز روزه هاتون قبول باشه
با نوشتن پست "خداحافظ"خيلي از سايت ها نوشتن شما از ايران رفتين يا(من شك كردم) از مجريگري كناره گيري كردين.ميخواستم به اين اظهارنظرا جواب بدين.
يا حق
ارسال شده توسط ناصر | September 6, 2009 5:21 PM
ارسال شده در September 6, 2009 17:21
خداحافظی با وطن... ایراد نداره به هر حال اینم یه تجربه جدیده.
انشا الله زود میگذره و بر میگردی. اونجا منتظر گزارش های قشنگت هستیم.
پاریس با کیان و همسر محترم خوش بگذره آقا کامران گل!
ارسال شده توسط سعید | September 6, 2009 10:50 PM
ارسال شده در September 6, 2009 22:50
خیلی میخوامت کامران خان...
به نظرم تو ایران مفید تری... خودت داری میری یا تبعیدت کردن ؟
ارسال شده توسط مهدی | September 6, 2009 11:28 PM
ارسال شده در September 6, 2009 23:28
ما تو دلمون خیلی وقت پیش با کامران نجف زاده خداحافظی کردیم ، اونموقع که آرایشگر موهاشو به یه سمت خاص زد !!
حیف از کامران نجف زاده . . .
ارسال شده توسط حبیب | September 7, 2009 1:19 AM
ارسال شده در September 7, 2009 01:19
ان قدر فکر نکن زرنگی تو فقط یه خبر نگاری نه یه قاضی
ارسال شده توسط کامران | September 7, 2009 3:05 AM
ارسال شده در September 7, 2009 03:05
سلام برید پاریس دل ما اینجا برای شما وگزارشاتون بااون لحن پرکنایه اما دلنشین تنگ میشه امیدوارم ازاونجا هم همینقدر فعال و ریز بین ببینیمتون. با آرزوی موفقیت
ارسال شده توسط مهناز | September 7, 2009 11:07 AM
ارسال شده در September 7, 2009 11:07
چرا ما را تنها گذاشتی
ارسال شده توسط محمد | September 7, 2009 4:58 PM
ارسال شده در September 7, 2009 16:58
سلام کامران نجف زاده عزیزودوست داشتنی.
رفتی اما دلم همیشه برای گذارش های نابت تو20:30تنگ میشه امیدوارم هرجاکه باشی موفق باشی.
یا حق
ارسال شده توسط hamid reza jalili | September 7, 2009 5:38 PM
ارسال شده در September 7, 2009 17:38
سلام.
واي اخوي اگه بدونيد دلم گرفت وقتي اين خبر بد رو شنيدم. دل خوشي ما شما بوديد . ياد بيست و سي به خير.
ارسال شده توسط ايليا | September 7, 2009 10:52 PM
ارسال شده در September 7, 2009 22:52
...،و در عین حال پرمعناترین،شاید...
ارسال شده توسط شبنم شریفی | September 8, 2009 12:30 AM
ارسال شده در September 8, 2009 00:30
عبدالله عبدالله همانند میرحسین ؟
خودتان قضاوت کنید
ارسال شده توسط دیپلماسی ایران | September 8, 2009 12:56 AM
ارسال شده در September 8, 2009 00:56
سلام برادر کامران نجف زاده !
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل
هر جا که هستی موفق باشی .
به امید دیدار در آینده ای نه چندان دور با اقتدار و با صلابت همراه با رئیس جمهور در کاخ الیزه ....
ارسال شده توسط روزبه جدیدالاسلام | September 8, 2009 5:14 PM
ارسال شده در September 8, 2009 17:14
خوب شد که رفتی . لا اقل تا مدتی از جو اینجا راحتی . . موفق باشی هرجا که هستی
ارسال شده توسط حقوقدان اصولگرا | September 9, 2009 2:01 AM
ارسال شده در September 9, 2009 02:01
سلام منتظر گزارش های قشنگتون می مونیم .
ارسال شده توسط روح اله | September 9, 2009 11:12 AM
ارسال شده در September 9, 2009 11:12
بابا رفته فرانسه تا از اونجا خبرنگاری کنه به جای اون خبرنگاره کریمی
ارسال شده توسط حاج عباس | September 9, 2009 12:35 PM
ارسال شده در September 9, 2009 12:35
و سلام ای غرابت قریب.
البته سلام برج ایفل، لوور، اورسی، ورسای و یورو!
سلام خبرنگار واحد مرکزی خبر، پاریس.
البته کامران جان هواست باشه، اینا سرود ملی شون هم (مارسیز) خشونت طلبانه ست.
ارسال شده توسط احسان | September 10, 2009 8:09 AM
ارسال شده در September 10, 2009 08:09
خدا حافظ
منم جای روسای حضرت عالی بودم به فرنگ مامور میشدم اونم با مال ملتی که جز خس و خاشاک چیزی نیستند یه مقاله ازت تو سایتت دیدم که فلانی میرزا بنویس نبود اما یه نگاهی به بعضی از گزارشایی که تو 20:30 دادی بنداز ببین چقدر خواسته های دروغ توش بوده که توی خبرنگار باسه امرار معاشت اونا رو به دروغ اونا رو تهیه کردی آقا کامران زندگی همه آدما یه روز تموم میشه اما مهم اینه که آدم تو لحظه اخر با آرامش فرشته مرگو ببینه و وجدانش راحت باشه
ارسال شده توسط الیاس | September 10, 2009 12:17 PM
ارسال شده در September 10, 2009 12:17
خداحافظی شاید زیباترین شعر جهان باشه چون سلام زیباست.بعضی ها وقتی می خوان برای ظهور حضرت دعا کنن می خندن چون به آینده فکر می کنن و ظهورشون و به آقا سلام می گن و بعضی ها هم به حالاشون گریه می کنن و به یاد نبودنشون می افتن.کدومقشنگ تره؟فکر می کنم زندگی بدون امید هیچ شبیه زندگی نباشه.پس ما که امیدواریم به دیدار شما خداحافظ به امید سلامی دیگه.
ارسال شده توسط مهران | September 10, 2009 3:53 PM
ارسال شده در September 10, 2009 15:53
بسم الله
... دوست من
همیشه دوست ات دارم ...
ارسال شده توسط محمدرضا منتظرالقائم | September 11, 2009 5:17 AM
ارسال شده در September 11, 2009 05:17
آقاي نجف زاده سلام
ديروز فهميدم رفتين پاريس.واقعا ناراحتم و خيلي مايام بدونم چند سال اونجا هستين؟ خواهشا يه جوري جوابمو بدين. منتظرم
ارسال شده توسط الف.اسپرهم | September 17, 2009 12:01 PM
ارسال شده در September 17, 2009 12:01
سلام آرزوي سلامتي شمارو دارم هر جاي دنيا كه باشين...
خداحافظ نوشتن كار يه نويسنده نيست چون خيلي ناگفته ها تو دلش داره!
مطمئين باشين
خود منم يه نويسنده ام
خيلي دوست دارم شمارو ببينم
به اميد ديدار
ارسال شده توسط هانيه عبدي نيكروان از تبريز | September 17, 2009 4:44 PM
ارسال شده در September 17, 2009 16:44
از شما وآقاي مرتضي حيدري انتظار نميره كه به مستبدين خدمت كنين.اميدوارم...هيچي.بيخيال
ارسال شده توسط ايليا | September 21, 2009 6:48 PM
ارسال شده در September 21, 2009 18:48
نمي دونم چرا ولي فكر مي كنم شما هم بد جوري دچار غرور شديد
هيچ وقت ديدي ادمايي رو كه فقط تلويزيون تنها روزنه اي است كه مي توانند ب دنيا در ارتباط باشند حال شما
حديث مفصل بخوان از اين مجمل
ارسال شده توسط ماه | September 23, 2009 9:36 PM
ارسال شده در September 23, 2009 21:36
سلام آقای نجفزاده ی عزیز
هر کجا هستین، براتون بهترین آرزوها رو دارم.
اما جاتون اینجا خیلی خیلی خالیه.دیگه 20:30 اون حال و هوای قبل رو نداره.
دلمون براتون تنگ میشه.
از این به بعد دایم منتظر خبرهایی از پاریسیم.
ارسال شده توسط نجمه | September 25, 2009 1:06 PM
ارسال شده در September 25, 2009 13:06
شاید رفتن تو این مقطع بهترین تصمیم باشدغ شاید رفتنت خاطرات تلخ روزهای بعد از انتخابات با 20: 30 رو از ذهن مردم پاک کنه
ارسال شده توسط حسینی | September 25, 2009 2:07 PM
ارسال شده در September 25, 2009 14:07
و شاید لحظه های ما بدون آن همیشه دلنشین باشد...
ارسال شده توسط پارمیس | September 28, 2009 4:28 PM
ارسال شده در September 28, 2009 16:28
سلام
ما هنوز كارتون داشتيم براي پيگيري مسائلي از دست اين مسئولين مفت خو....
:((
خداحاقظ
ارسال شده توسط اشكان | October 3, 2009 8:10 PM
ارسال شده در October 3, 2009 20:10
بله شاید خداحافظی واسه یه علمه ادمی که دوستتون داشتن سخت باشه اما واسه خودتون نه مگه کجا داری میری؟
پاریس...اینو که هرکسی از خدا میخواد
به هر حال خوش بگذره...سلام ایفل رو هم برسون
ارسال شده توسط بی خیال با با دلت خوشه | October 9, 2009 1:05 AM
ارسال شده در October 9, 2009 01:05
منم خبرنگارم اما شما چيز ديگهاي بوديد! باي
ارسال شده توسط elnaz | October 10, 2009 11:34 AM
ارسال شده در October 10, 2009 11:34
ای وای ما تازه متوجه رفتن شما شدیم چراااااااا؟؟/
خوب همه دارن میرن چند سال پیش محمد حسینی بعد هواپیما سقوط می کنه بعدشم شما می ری .خدا به فریاد نسل جوان برسه
سالم و موفق باشی
ارسال شده توسط zahra | October 10, 2009 8:33 PM
ارسال شده در October 10, 2009 20:33
سلام
ارسال شده توسط آفتاب | October 14, 2009 11:17 AM
ارسال شده در October 14, 2009 11:17
سلام کامران خان . کجایی
ارسال شده توسط آفتاب | October 14, 2009 11:20 AM
ارسال شده در October 14, 2009 11:20
salam.khasteh nabashid. engar hichkas shomaro toie akhbar nadideh va hame fekr mikonan ke shoma mikhaien az donyaye khabar kenar berin.
omidvaram ke dar paris behetoon khosh begzare rasti bazam khabar haie daghetoon ro bramoon bezarin khosh hal mishim.
ba tashakkor
ارسال شده توسط elnaz | October 24, 2009 6:41 PM
ارسال شده در October 24, 2009 18:41
کجا میخوای بری اقا کامران
من تازه میخواستم ایده تهیه گزارش از کوچکترین دانشگاه رو بتون بدم
ارسال شده توسط ندا | October 26, 2009 12:56 PM
ارسال شده در October 26, 2009 12:56
شايد راضي باشي از اينكه براي تهيه گزارش رفتي فرانسه . اميدوارم از موقعيتي كه برات پيش اومده علاوه بر كار خبري براي شخص خودت هم تلاش كني و محدود نشي به كار خبر . ولي پشت قضيه اينه كه چون خيلي بي مهابا پشت پرده هارو مي ريختي بيرون بالاخره از گردونه خارجت كردند كه ديگه به پرو پاشون نپيچي !!!!!!!!!
اميدوارم هر جا كه هستي موفق باشي . ....
ارسال شده توسط خاني | October 31, 2009 5:17 PM
ارسال شده در October 31, 2009 17:17
سلام
کوفه بار دیگر تکرار می شود
هوای آن دیار دوباره دیده خواهد شد
شمر و یزید دنیای ما رنگینتر شده از قبل
گناه ما چیست که تاریخ تکرار می شود
گویم با خود که نشویم آدم یزید
آهسته جواب میدهم ،نمکدان شکسته نمی شود
ارسال شده توسط حسین | November 1, 2009 6:40 PM
ارسال شده در November 1, 2009 18:40
انگار هر کی توی این دنیا حرفی برای گفتن داره زودتر از اینکه سلام کرد باید بگه خداحافظ...
اما مطمین باش که موفقی که ازت خواستن که بری که شاید...
اما اونجا هم سعی کن موفقتر باشی که به همه نشون بدی فرقی نمی کنه کامران نجف زاده کجا باشه همه جا می درخشه.
ارسال شده توسط رها غریب | November 4, 2009 4:20 PM
ارسال شده در November 4, 2009 16:20
سلام20:30بدون شمالطفی نداره گزارشهای خوبتون هیچوقت یادمون نمی ره خداحافظی آغاز سلامی دوباره است درسته..... نه
کاشکی برگردید
امیدوارم هر جاکه هستیدسلامت شادوموفق باشید
ارسال شده توسط گرجی | November 5, 2009 4:14 PM
ارسال شده در November 5, 2009 16:14
عجب ...... این همه مطلب 100000 خطی چرا بزار منم بگم ...... خداحافظ
ارسال شده توسط سلمان | November 12, 2009 5:14 PM
ارسال شده در November 12, 2009 17:14
واسه ما که دوستت داریم
آره خیلی سخته
ارسال شده توسط محسن یگانه | November 13, 2009 10:22 PM
ارسال شده در November 13, 2009 22:22
و این نوشته هم مثل همه ی خداحافظی ها بهانه ایست برای سلام
پس سلام
ارسال شده توسط دعا | November 15, 2009 11:20 PM
ارسال شده در November 15, 2009 23:20
با سلام و درود فراوان ....در وبلاگ فرهنگی مذهبی قمر بنی هاشم(ع) در خدمتتونم این بار هم با یک داستان زیبای دیگر.....منتظر نظرات زیباتون هستم.
راستی من تا به حال سه چهار بار ازتون دعوت کردم تا به وبلاگم سر بزنید ولی شما حتی یه بار هم جواب دعوت من رو ندادین.
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط سید جواد | November 24, 2009 9:07 AM
ارسال شده در November 24, 2009 09:07
یا هادی
سلام.
ممکنه محل خداحافظی ما، محل سلام دیگری باشه و بالعکس...
خبر فوت "آیت الله قاضی" رو در یکی از سایتها خوندم و متوجه شدم ایشون در همون بیمارستانی برای آخرین بار چشمهاشون رو بر روی دنیا بستن که من در همون بیمارستان برای اولین بار چشمهام رو به روی دنیا باز کردم!دچار حس مبهمی شدم، مرگ چقدر به ما نزدیک و ما چقدر از خدا دور...
البته نوشته بودید"شاید"، ولی اگر "خداحافظی" مقدمه "سلام" به روی شهادت و نگاه زیبای آقا امام حسین علیه السلام باشه، بازهم فکر میکنید خداحافظی غمگین ترین شعر جهان باشه؟
اگه به من باشه همۀ جوونیم و همه سلامهای عمرم رو فدا میکنم برای بدست آوردن این خداحافظی...
ارسال شده توسط kosar-begusham | November 29, 2009 4:07 PM
ارسال شده در November 29, 2009 16:07
يعني چي به همين راحتي جا زدي آقاي خبرنگار تو كه خيلي ثابت قدم پس چي شد ؟
ارسال شده توسط مليحه | November 29, 2009 5:00 PM
ارسال شده در November 29, 2009 17:00
بهتر که خداحافظی کردی و رفتی وگرنه با موندنت باید یا شکلی می شدی که اینا می خواستن یا باید از کاری که واسش ساخته شدی کنار می رفتی یا خودشون کنارت می زاشتن.
فقط تو رو جون کسی که دوست داری از اونجا گزارشایی نفرستی که مردمی که زخم خوردن رو زخمی تر کنه از هرکی انتظار باشه از تو یکی نیست بر علیه این مردم که اینهمه دوست دارن چیزی بنویس.
ارسال شده توسط اهورا | December 15, 2009 12:42 AM
ارسال شده در December 15, 2009 00:42
دل خوش از آنیم که حج می رویم غافل از آنیم که کج میرویم
کعبه به دیدار خدا می رویم او که همینجاست کجا می رویم
حج به خدا جز به دل پاک نیست شستن غم از دل پاک نیست
دین که به تسبیح و سر و ریش نیست هر که علی گفت که درویش نیست
این روزها میشود اتفاقات خیابانها که هیچ ، کلا وجود این دنیا را هم منکر شد...اما آیا در واقعیت وجودی این دنیا تغییری حاصل میشود؟....خیر،این دنیا همچنان هست...
ارسال شده توسط kiarash | December 30, 2009 2:17 AM
ارسال شده در December 30, 2009 02:17
نه یعنی چی؟ میخوای بری؟
ارسال شده توسط شادی | January 1, 2010 6:58 PM
ارسال شده در January 1, 2010 18:58
سلام
اولین باره که اومدم وبلاگتو بخونم.
که خداحافظی کردی.
اوکی موفق باشی.
با وبلاگ خداحافظی کردی چون تو تی وی که هستی!
ارسال شده توسط یلدا | January 1, 2010 9:18 PM
ارسال شده در January 1, 2010 21:18
سلام افا کامران شوخ من گزارشاتونو خیلی دوس دارم میشه بزارینش تو میلم واقعاا ممنون میشم
ارسال شده توسط amin | January 4, 2010 2:49 PM
ارسال شده در January 4, 2010 14:49
به نام ارام دلها
میگن!
وخداوند خواندکه بشرسفررااغازکرد.کجایید هیچ معلوم هست.نمیدونم بعدانتخابات دردرون وبیرون سازمان چه گذشته.کامران به نفع یابرعلیه چه کسی قلم زدهکه افتادن به جونشوگفتن چمدونتو جمع کن وراهی سفر (پاریس شو)اینو بدون که هیچکس به خوبیه تو نیست .مطلبم راکوتاه میکنم گفتی باران بهانه ای بودکه تو زیر چترمن تا انتهای کوچه بیایی .زیر چتر اعتمادت امدیم اما اعتماد یکطرفه بود برگشتم!امیدوارم من هم جزوء924عضو سیو درگوشی شما باشم.
ارسال شده توسط samanehkhavari | January 4, 2010 9:29 PM
ارسال شده در January 4, 2010 21:29
(سلام) دلتنگت هستیم.نه 1نفر نه 10نفر بلکه یک ملت.پس برگردوبازهم خودت باش:دربارگاه ملکوتی امام رضا(ع)برایت دعا میکنم تنها کاریست که ازدستم برمیاید.حساسیت من راببخش بخاطر مجددنوشتن مطلبم.به سایتت مراجع کردم بغض گلویم رافشرد .عرایضم تمام شدحتی اگر نبا شی می افرینمت ای خواهشی که خواستنی تر زپاسخی با چون توپرسشی چه نیازی جواب را؟اولین مخاطب شما خوش بگذزه:شبوروزعالیتان بخیر
ارسال شده توسط khavari | January 5, 2010 1:34 PM
ارسال شده در January 5, 2010 13:34
هرجا هستي محكم و استوار باشي. آدمهايي كه بي اثرند كه هيچ . اما آدمهايي كه اثر گزارند تبعا دشمن زياد دارند. يكي مسخره مي كنه و يكي فحش مي ده يكي مي خواد با استلال قانع كنه و اون يكي با غضب يا تاسف يا نگاه عاقال اندر سفيه نگاه ميكنه . بهر حال دمت گرم . كه حرفات و نوشته هات دشمن ساز و البته دوست سازه. ناراحت اون رفتارهاي كه گفتم هم نباش البته مي دونم نيستي محكم باش . اندكي صبر سحر نزديك است.
ارسال شده توسط ميثم | January 5, 2010 3:29 PM
ارسال شده در January 5, 2010 15:29
خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه میشه باور کرد همیشه آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی با تو و بی تو همینه رسم این دنیا
ارسال شده توسط سهیلا | January 10, 2010 5:57 PM
ارسال شده در January 10, 2010 17:57
کجایی
ارسال شده توسط SOLEYMAN | January 15, 2010 12:58 PM
ارسال شده در January 15, 2010 12:58
همیشه رفتن به معنای رسیدن نیست، ولی برای رسیدن باید رفت.
خداحافظ همین حالا
ارسال شده توسط Mahta | February 4, 2010 10:24 PM
ارسال شده در February 4, 2010 22:24
خداحافظ برای تو چه آسان بود /
ولی قلب من از این واژه لرزان بود/
خداحافظ برای تو رهایی داشت /
برای من طعم تلخ جدایی داشت.
ارسال شده توسط زهره | March 16, 2010 10:20 PM
ارسال شده در March 16, 2010 22:20
دلمونو شكوندي و اشكمونو در آوردي با اين خداحافظي يا به تعبير خودت غمگينترين شعر جهان
ارسال شده توسط ياسمن | June 4, 2010 1:57 PM
ارسال شده در June 4, 2010 13:57