يه بنده خدايي رفت سلموني (مجموعاً يه تار مو رو سرش بيشتر نداشت!)
سلموني گفت چپ بزنم يا راست؟
سلموني گفت چپ بزنم يا راست؟
آقاهه گفت: صاف بزن بالا بابا!
اين قرتي بازيها به ما نيومده!!
اين قرتي بازيها به ما نيومده!!
نظرات (547)
سلام .
عالی بود .
به این میگن کم گوی و گزیده گوی چون در .
راه رو مستقیم رفتن بهتر از اینه که یه ذره پاتو کج بذاری تا فردا بهت هزار جور برچسب بچسبونن.
دفعه ی قبل با خودم گفتم اگه آقای نجف زاده این دفعه نیومد توی وبلاگم ، دیگه بهش نمی گم که به وبم سر بزن .
ولی این دفعه لطفا" یه سر بزنید . چون درباره ی فیلم اخراجی ها2 یه تحلیل نوشتم ، خوشحال میشم شما هم بخونید .
ارسال شده توسط مرجان | April 26, 2009 12:41 AM
ارسال شده در April 26, 2009 00:41
سلام
کامران نجف زاده این حرف رو به منظور خاصی گفت آیا ؟
موفقیت های همیشگیتون روز افزون
ارسال شده توسط تبعیدی | April 26, 2009 12:41 AM
ارسال شده در April 26, 2009 00:41
سلام
آقاي نجف زاده!
خوشحالم بعد از چند روز دوباره وبلاگتون راه اندازي شد..انگار هک شده بودين...چون وبلاگتون باز نمي شد و پيام مي داد..
اميدوارم اين بار امنيت وبلاگتون بيشتر شده باشه..
در مورد پست اين دفعه تون خيلي فکر کردم..کمي عجيب به نظرم اومد..ما آدما گاهي اونقدر با کم ها خو مي کنيم که يادمون ميره که کم هستن..شايد هم يه جور عادت به بودن حالا هر طور که ميشه، باشه.. يعني برامون مهم اينه که باشيم چه داشته هامون کم باشه چه زياد..
ولي يه چيزي توي آدما مشترکه و اون فرار از باور کردن بعضي چيزاس..مثل اين که ميشه بهتر از اين بود، ميشه حسرت چيزي رو نداشت، ميشه بدون تجربه ي همه ي راه ها راه درست رو پيدا کرد..
همه مي خوايم که راه راست رو بريم و مي گيم که از اين قرتي بازي ها خوشمون نمياد، دنيا پوچه و از اين حرفا..ولي ته دل کي مي خواد که از يه عالمه لذت چپ و راست بودن جا بمونه؟
خيلي حرف زدم..
ببخشيد
موفق باشين..دعاي خير ما هميشه بدرقه راهتونه..
تا بعد
ارسال شده توسط الهه | April 26, 2009 12:57 AM
ارسال شده در April 26, 2009 00:57
سلام.خوبی آقای نجف زاده؟فکرنکنم نظر منو بذاری روسایتت اخه تا حالا نذاشتی.ولی من بازم نظر میدم!! راس میگه این بابا تو این دوره زمونه فقط باید شانس داشته باشی و قیافه و . . . ولی باید یادمون باشه که ماهم خدایی داریم!موفق باشی و التماس دعا
ارسال شده توسط فرزانه صداقت | April 26, 2009 12:58 AM
ارسال شده در April 26, 2009 00:58
سلام
پیش ما بیاین .....
پایدار باشین
ارسال شده توسط راضیه مس فروش | April 26, 2009 7:23 AM
ارسال شده در April 26, 2009 07:23
منظوري كه نداشتيد؟!
ارسال شده توسط سميرا | April 26, 2009 7:37 AM
ارسال شده در April 26, 2009 07:37
درووووووووود!
ارسال شده توسط روسو | April 26, 2009 8:38 AM
ارسال شده در April 26, 2009 08:38
سلام با این هکر های نامرد چطورید؟
خوب امید وارم نیروی شمارا برای ادامه راه نگرفته باشند تازه این روزها کم پیداید چرا؟
زمان با آدم ها که چی نمی کند دیشب به انتخابات دوره قبل فکر می کردم شما اون دوره چطوری بودید این دوره ؟خیای خوبه روح پاک و بطیف خود را هرگز به پلیدی سیاست آلوده نکنید در عوض ما منتظر طلوع ستاره درخشان شما از گوشه دیگری هستیم جای که تصور آن برای کسی که شمارا نمی شناسد ممکن نیست. بی صبرانه منتظر موقیت شما هستم. امید دارم که یاد شما در گوشه یاد ها خاک نخورد.
ارسال شده توسط مبینا افشار | April 26, 2009 8:48 AM
ارسال شده در April 26, 2009 08:48
سلام
بلاخره درست شد اینجا.
از تیترش فک کردم سیاسی نوشتید! بعد که خوندم گفتم نه بابا نمیخواین سیاسی بنویسید.
میبینی برادر حالا یه آقاهه هم قرتی نبوده براش جک درست کردن ها!
راستی به گل پسرتون بگید خواهش میکنم عزیزم کاری نکردم.
یاعلی
ارسال شده توسط زهرا_ض | April 26, 2009 9:06 AM
ارسال شده در April 26, 2009 09:06
آقاجان چقدر دیر می آی اونم با این جهار خط بابا دمت گرم. خدا وکیلی ام این عکس روی صفحه اصلا با حال نیست . یا علی
ارسال شده توسط بهنام | April 26, 2009 9:12 AM
ارسال شده در April 26, 2009 09:12
می بینم که اولین نظر رو من ثبتیدم ...
موفق باشید جناب نجف زاده ...
ارسال شده توسط مهدی | April 26, 2009 9:18 AM
ارسال شده در April 26, 2009 09:18
آقا کامران ،بیچاره کچلا مگه چه گناهی کردن که نباید برن سلمونی؟ هان؟؟؟
ارسال شده توسط به همین سادگی | April 26, 2009 10:08 AM
ارسال شده در April 26, 2009 10:08
سلام
یعنی شما الان به شیوه ای کاملاً ایهام دار دارین از کاندیدای مستقلی که هممون می شناسیم حمایت می کنین دیگه! مگه نه؟؟؟
آفرین ... خیلی هم خوب... باهاتون به شدت موافقم.
فعلاً...
موفق و مؤید باشید.
ارسال شده توسط آ.حسن پور | April 26, 2009 10:13 AM
ارسال شده در April 26, 2009 10:13
سلام دوست عزیز
بی طاقت نوشته هات شده بودم خوب کردی مطلب جدیدی نوشتی امیدوارم همیشه سربلندباشی
ارسال شده توسط بختیاربالنده | April 26, 2009 10:20 AM
ارسال شده در April 26, 2009 10:20
سلام خبرنگار مهربون...
خوشحالم كه دوباره سايتتون راهاندازي شد. دلم براتون تنگ شده بود. اميدوارم موفق باشي...
ارسال شده توسط مريم گلييييي | April 26, 2009 10:46 AM
ارسال شده در April 26, 2009 10:46
سلام
چند وقته کمتر گزارش میدین. چه خبره؟
ارسال شده توسط متین فلکی | April 26, 2009 11:15 AM
ارسال شده در April 26, 2009 11:15
ّبسیار جالب و آموزنده و پر محتواست
موفق باشید.!
ارسال شده توسط avinast | April 26, 2009 11:15 AM
ارسال شده در April 26, 2009 11:15
کامران نجف زاده با وبش به دنیا نیامد که با هک وبش بمیرد.او حتی نیازی به آنتی هک نداشت. آنتی هک های او همین آدم هایی هستند که حتی از دور،حتی با اینکه او آنها را ندیده ونمی شناسد ثانیه های خسته ی دلشان را با او تقسیم میکنند.
اینکه دارد می نویسد را می شناسی،او همانی است که روزها قبل آمد و خواست که کمکش کنی خبرنگار شود تو گفتی هستی.چشم هایش را که باز کرد نبودی و او ماند و آرزویی که حتی اگر دست نیافتنی باشد تمام زندگی اوست.
کامران نجف زاده با شانه خالی کردن هایش هم باز همان کامران نجف زاده است.حتی اگر همه ی این همه مردم رافقط برای این بخواهد که آمارگیر وبش همانی رقمی باشد که میخواهد.
حتی اگر تمام دل رحمی ها یش افسانه باشد و حتی اگر نان به نرخ روز خور باشد و حتی اگر ....
اینکه دارد می نویسد را به خاطر داشته باش که اگرچه اطرافیانش،دوستانش،استادانش همگی می خواستند سر به تن این خبرنگار نباشد و اگر چه دلایل برای تنفرش از تو مهیا بود باز هم چنان تو را از دور استاد خود می خواند حتی اگر تو او را شاگرد خود ندانی...
تو گفتی که من اگر عمران نقشه برداری خودم را بخوانم برایم بهتر است اما استاد بگذار این دانشجویت یکبار هم که شده مسیر دلش را برود. به خدایی میسپارمت که او تو را عزیز کرد و هیچ کس جز او نمیتواند از چشم بیندازدت....
ارسال شده توسط بهار | April 26, 2009 11:21 AM
ارسال شده در April 26, 2009 11:21
سلام آقای نجف زاده ...
خسته نباشین
کاش اون کسی که رفته بود سلمانی قدر 1 لاخ موشو میدونست و واسه زدنش انقدر عجله نمیکرد.
حالا هم که زده ....
اما کارش درست بود که نه از چپ و نه از راست موهاشو زد.
راستی به منم سر بزنین. خیلی دلم میخواد نظرتونو در باره وبلاگم بدونم.
به شرطی که نظر واقعیتونو بدین
تعارف نکنین
ممنون
لبیک یا نصر الله
ارسال شده توسط صادق | April 26, 2009 11:23 AM
ارسال شده در April 26, 2009 11:23
حالا مقصود کامران خان از این جوک چی بوده از اون قضایاست که باید بیابیم پرتغال فروش را؟
ارسال شده توسط غریبه نیست! | April 26, 2009 11:32 AM
ارسال شده در April 26, 2009 11:32
حالا کاندید صاف بزن بره بالا کی هست؟
ارسال شده توسط سوسن جعفری | April 26, 2009 11:59 AM
ارسال شده در April 26, 2009 11:59
سلام
خوب که چی بشه یعنی که چی؟
می دونی چیه آقای نجف زاده؟
شما عادت داری خارق العاده باشی و طوری حرف بزنی که هیچگس نفهمه و همه بفهمن
بابا این قرتی بازی ها به ما نیومده حرفتو رک و پوست کنده بزن بره بالا !!!!!!!!!
ارسال شده توسط الهام | April 26, 2009 1:01 PM
ارسال شده در April 26, 2009 13:01
سلام
چرا اينجا اينطوري شده .؟يه روز هست يه روز نيست ؟
قضيه ي موهاي اين آقاهه شده كه كلا بالاست!!!
ارسال شده توسط مهديا | April 26, 2009 1:05 PM
ارسال شده در April 26, 2009 13:05
سلام
چرا اينجا اينطوري شده .؟يه روز هست يه روز نيست ؟
قضيه ي موهاي اين آقاهه شده كه كلا بالاست!!!
ارسال شده توسط مهديا | April 26, 2009 1:05 PM
ارسال شده در April 26, 2009 13:05
سلام.
خيلي باحال بود.
راستي چند روزي بود هركاري ميكردم نميتونستم بيام تو وبلاگتون.
ارسال شده توسط Ashke Mahtab | April 26, 2009 1:21 PM
ارسال شده در April 26, 2009 13:21
سلام.
سجاده زیباترین جاده ای است که تو را به سبز ترین نقطه بهشت می رساند.
ارسال شده توسط زهرا | April 26, 2009 2:50 PM
ارسال شده در April 26, 2009 14:50
دادشش هم رفته بود سلمونی وقتی دید همه دارن بهش میخندند گفت: چیه بابا خواستم آب بخورم!
ارسال شده توسط فاطمه | April 26, 2009 3:10 PM
ارسال شده در April 26, 2009 15:10
D:
ارسال شده توسط eli | April 26, 2009 3:12 PM
ارسال شده در April 26, 2009 15:12
سلام جناب كامران خان ايد دو سه روزه مرديم و زنده شديم.... من شخصا قطع اميد كردم از اين وب....اين هكر ها بالاخره دست وردار شدن؟
خدا بگم چيكارشون كنه!به هر حال خدا رو شكر كه درست شد
بگذريم....
حالا اين مطلب سياسي بود يا طنز!
از هر دو نظر جالب بود!
تا درودي ديگر بدرود
ارسال شده توسط ياسمن | April 26, 2009 3:33 PM
ارسال شده در April 26, 2009 15:33
سلام راست میگه این بنده خدا
ارسال شده توسط sa | April 26, 2009 3:55 PM
ارسال شده در April 26, 2009 15:55
سلام چی میشه یه گزارش توپ از جایگاههای سی ان جی تهیه کنی تا مسولیین ببینن مردم چقد تو صف گاز معطل می شن
ارسال شده توسط حسینی | April 26, 2009 4:04 PM
ارسال شده در April 26, 2009 16:04
سلام عمو.به قول استادمون پر توان باشی.منم باهاتون موافقم.این بازیا واسه خارجیاس که مردمشون رو به زور بکشونن پای صندوق.واسه ما که نیست .ما همه جوره هستیم.
ارسال شده توسط سیده نرجس | April 26, 2009 4:11 PM
ارسال شده در April 26, 2009 16:11
سلام
.
.
.
ای کاش از ما نپرسند بعد از شهیدان چه کردید!
آخر چه دارد بگوید انبوهی از نقطه چین ها....
.
.
دعات می کنم
.
.
دعام کن اخوی
یا علی
ارسال شده توسط منتظر بی تاب | April 26, 2009 4:27 PM
ارسال شده در April 26, 2009 16:27
بعد از یه سال!!!برگشتی با یه جوک تکراری؟...
ارسال شده توسط تیام | April 26, 2009 4:51 PM
ارسال شده در April 26, 2009 16:51
سلام ،
با این عنوان نه چپ نه راست اولین چیزی که به ذهنم اومد نه شرقی نه غربی بود . ولی آقاهه معلومه اهل سیاست نبوده و گر نه یکی رو انتخاب می کرد . مهم این نسیت که چپ باشی یا راست مهم اینه که توی این جریان چپ و راست آدم باشی .........
ارسال شده توسط افسانه | April 26, 2009 5:07 PM
ارسال شده در April 26, 2009 17:07
این داستان با تلخیص نوشته شده نه؟
ما که طولانی تر از این حرفها شنیده بودیمش!!!
راستی!چند وقتی است گزارشهایتانبی سر و ته شده.حالا نمیدانم خودتان نصفه می گیرید یا تلویزیون دست درش می برد و نصفه نیمه پخش می کند؟
خلاصه اینکه در هر دو صورت هیچ جالب نیست.ما خاطرات خوبی از گزارشهایتان داریم.خراب نشود یک وقت....
ارسال شده توسط مسافر | April 26, 2009 5:14 PM
ارسال شده در April 26, 2009 17:14
سلام
دیروز بلگتون باز نمیشد
الان که دیدم باز شده ذوق مرگ شدم گفتم یه کامنت بزارم...
آخه معمولا که میام کامنت نمیزارم...
کی وقت داره بخونه؟؟؟
ادب حکم میکنه دعوت کنم که به منم سر بزنین با اینکه میدونم دعوت کاملا بی معنی ایه و وقتشو ندارین...
ارسال شده توسط سارا... | April 26, 2009 6:09 PM
ارسال شده در April 26, 2009 18:09
دوره ي پنجم (سال سوم) طرح تدريس عشق
زمان و مکان برگزاري همايش معارفه و ثبت نام:
دانشگاه صنعتي شريف – سالن آمفي تئاتر مرکزي
چهارشنبه – 9/2/88
ساعت 13 الي 15
http://tadrise-eshgh.blogfa.com
ايميل مسئول طرح:
Ali.zarean@yahoo.com
جمعیت مستقل و هوشمند امداد دانشجویی مردمی امام علی (ع)
ارسال شده توسط نقطه | April 26, 2009 6:53 PM
ارسال شده در April 26, 2009 18:53
سلام.
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جالب بودا!
فعلا همین.
ارسال شده توسط نرگس محمدی | April 26, 2009 7:32 PM
ارسال شده در April 26, 2009 19:32
سلام
اینجا چه خبره؟؟؟یه روز هستی...بعد یه چند روز نیستی بعد یه هفته کلا وبت نیس؟؟
بازگشت دوباره تونو تبریک میگم!!!!!!!!!!!
حالا ما از این نوشته شما چه برداشتی بکنیم آخه؟؟
ها؟؟خودت بودی چیکار میکردی؟؟
ببخشیییییییندا!!چرا تاریخ ها بر اساس تاریخ اجانب میباشد؟!؟
کار این آقا در سال اصلاح الگوی مصرف کار درستی نبوده!!چرا؟چون یه تار مو که بیشتر نداشته میتونسته یا کلا بکندش بندازه بره..یا همونو خودش سیخش میکرد میرفت پی کارش!!
حالا قرتی نبوده میخواسته سیخش کنه؟؟
دیدی چقدر برداشت میشه کرد؟؟
حالا اینایی که من گفتم فقط برداشت ظاهریش بود!!
خدا تو را حافظ
ارسال شده توسط نگار | April 26, 2009 8:07 PM
ارسال شده در April 26, 2009 20:07
خوشحالم از اینکه میبینم امشب که اومدم نت باز بلاگتونو هک نکردن!!!
ارسال شده توسط ــــ*پائیـــــز*ـــــ | April 26, 2009 8:37 PM
ارسال شده در April 26, 2009 20:37
سلام
حالا اگه از ته بزنه چی میشه؟!
آقای نجف زاده دلتنگتونم!!
یاعلی
ارسال شده توسط رضیه | April 26, 2009 9:27 PM
ارسال شده در April 26, 2009 21:27
سلام...چه عجب این خانه ی شما درش باز شد...قفل کرده بودید آیا؟هر چی در می زدیم کسی در رو باز نمی کرد.می دونید چند بار اومدم و پشت در موندم؟
راستی تو سلمونی چپ و راست می زنن؟اینو نمی دونستم...
ارسال شده توسط کوثر | April 26, 2009 11:25 PM
ارسال شده در April 26, 2009 23:25
این از اثرات هک شدنه ( با مزه شدن)
گلی به جمالتون
ارسال شده توسط H_M | April 27, 2009 12:12 AM
ارسال شده در April 27, 2009 00:12
سلاااااااااااااااااااااام.چه عجب ما تونستیم بی مشکل بیایم اینجا.امسال سال خوبی واسه سایتت نیستا...قهرمانی استقلال مبارکت باشه پرسپولیسی.کادوی تولد بپذیر از من استقلالی
ارسال شده توسط حدیث | April 27, 2009 12:47 AM
ارسال شده در April 27, 2009 00:47
1. پُست از این سیاسی تر هم مگر می شد؟
2. کامران نجف زاده با وبش به دنیا نیامد که با هک وبش بمیرد.او حتی نیازی به آنتی هک نداشت. آنتی هک های او همین آدم هایی هستند که حتی از دور،حتی با اینکه او آنها را ندیده ونمی شناسد ثانیه های خسته ی دلشان را با او تقسیم میکنند.
اینکه دارد می نویسد را می شناسی،او همانی است که روزها قبل آمد و خواست که کمکش کنی خبرنگار شود تو گفتی هستی.چشم هایش را که باز کرد نبودی و او ماند و آرزویی که حتی اگر دست نیافتنی باشد تمام زندگی اوست.
کامران نجف زاده با شانه خالی کردن هایش هم باز همان کامران نجف زاده است.حتی اگر همه ی این همه مردم رافقط برای این بخواهد که آمارگیر وبش همانی رقمی باشد که میخواهد.
حتی اگر تمام دل رحمی ها یش افسانه باشد و حتی اگر نان به نرخ روز خور باشد و حتی اگر ....
اینکه دارد می نویسد را به خاطر داشته باش که اگرچه اطرافیانش،دوستانش،استادانش همگی می خواستند سر به تن این خبرنگار نباشد و اگر چه دلایل برای تنفرش از تو مهیا بود باز هم چنان تو را از دور استاد خود می خواند حتی اگر تو او را شاگرد خود ندانی...
تو گفتی که من اگر عمران نقشه برداری خودم را بخوانم برایم بهتر است اما استاد بگذار این دانشجویت یکبار هم که شده مسیر دلش را برود. به خدایی میسپارمت که او تو را عزیز کرد و هیچ کس جز او نمیتواند از چشم بیندازدت... .(ارسال شده توسط بهار)
*دوستش نداشتم!نمی شناسمت!اما اینطور نباش،اگر هستی!
وقتی خواندم:"تو گفتی که من اگر عمران نقشه برداری خودم را بخوانم..."با خودم گفتم:"چرا؟"یک چرا بی زیراست!می دانم!اما حس کردم چه راحت می توان دوستت نداشت!
آقای نجف زاده! حتی اگر تمام دل رحمی ها یت افسانه است و حتی اگر نان به نرخ روز خور هستی و حتی اگر ...
دل کسی را نشکن!
شاید هم تقصیر خودشان است!شماها را توی قاب تلویزیون می بینند،لبخندهایتان را،بغض هایتان را،دل سوزاندن هایتان را،و...بعد تا اعماق زندگی تان را همینطورگل و بلبل و پاک و صادق فرض می کنند!و بعدترمیشوید بت دوست داشتنی شان!
حالا آنها مقصر،شما بت شان را نشکن!
ارسال شده توسط الهه | April 27, 2009 1:04 AM
ارسال شده در April 27, 2009 01:04
سلام
فهيمدم . خيلي مختصر و مفيد يه دنيا حرف زدي كامران خان
بدرود.
ارسال شده توسط فرزان اسدي(ابوحنانه) | April 27, 2009 8:33 AM
ارسال شده در April 27, 2009 08:33
نام نویسی از دوستداران دکتراحمدی نژاد!
به انتخابات کاری ندارم فقط دلیه !
ارسال شده توسط عاشق | April 27, 2009 9:00 AM
ارسال شده در April 27, 2009 09:00
دیگه از اون جمله های قشنگ آخر 20:30 خبری نیست؟!
ارسال شده توسط زهرا_ض | April 27, 2009 9:07 AM
ارسال شده در April 27, 2009 09:07
سلام خوبی ؟
من بودم همون یه دونه رو هم میگفتم بکنه تا خیالم راحت بشه !!
خداحافظ فعلا.......
ارسال شده توسط *** // مریم // *** | April 27, 2009 11:04 AM
ارسال شده در April 27, 2009 11:04
اگه من به جاش بودم چپو راستت می کردم.
ارسال شده توسط عماد | April 27, 2009 11:40 AM
ارسال شده در April 27, 2009 11:40
سلام.
تامل برانگیز بود. مثل اغلب اوقات.
خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید.
ارسال شده توسط آدی | April 27, 2009 12:15 PM
ارسال شده در April 27, 2009 12:15
مختصر و مفید!بعضی چیزا نیاز به توضیح ندارن:-)
موفق باشید
ارسال شده توسط بهاره | April 27, 2009 12:39 PM
ارسال شده در April 27, 2009 12:39
سلام/انتخابات نزدیکه ها!کاری نمی خواهید بکنید؟نوشته ای ،پستی چیزی
ارسال شده توسط علی سنجری | April 27, 2009 1:10 PM
ارسال شده در April 27, 2009 13:10
زيادي مختصر بود
البته نكته هم داره حالا يه سوال منظورتون به كي بوده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط رها | April 27, 2009 3:36 PM
ارسال شده در April 27, 2009 15:36
سلام.وا!جوک هم میگی تو سایتت؟آره کاشکی تو مملکت ما هم اینقدر جناح بازی نبود.پدر مملکتو در میاره
ارسال شده توسط مطهره | April 27, 2009 4:04 PM
ارسال شده در April 27, 2009 16:04
باریک الله!!!!!!!
به این میگن جواب دندان شکن!!!!!
ارسال شده توسط 7 | April 27, 2009 5:59 PM
ارسال شده در April 27, 2009 17:59
سلام اقای نجف زاده خسته نباشی امیدوارم همیشه و در تمام امور زندگیت موفق باشی ارزوی من سلامتی و تندرستی شماست / یا حق
ارسال شده توسط نادر | April 27, 2009 6:26 PM
ارسال شده در April 27, 2009 18:26
سناريو هفت در نشريه دانشجويي جامعه ي پويا:
...طرح" آرايشگران پويشگر"جناب مير حسين موسوي!!!
...
مي دوني يعني چي؟
يعني اينكه سلموني جماعت هم مي تونن براي مير حسين تبليغ كنند.مثلا اينكه:آرايشگران محترم!ابتدا پارچه را دور گردن مشتري محكم ببنديد....شروع كنيد از دولت فعلي چرت و پرت گفتن.از سيب زميني هم حتما بگيد.موفعي كه داريد موهاي دور سرشو مي زنيد در مورد انرژي هسته اي بگيد كه به چه درد ما مي خوره!... خمير ريش رو آماده كنيد حالا ديگه وقتشه كه نون رو بچسبونيد.مهندس رو خوب معرفي كنيد. تيغ رو كه عوض كرديد توضيح بديد كه الان ديگه خاتمي نيست و بجاش مهندس اومده.ريشا رو كه مي زنيد از خوبي هاي مهندس بگيد و خلاصه كار رو محكم كنيد.بعد از اتمام كار ،ميشه يه تخفيف اساسي هم بهش بدين. حتي وعده بدين كه اگه مهندس راي بياره كلا همه رو مجاني آرايش مي كنيد!...
حالا به نظرتون آقا چپ برم يا راست يا اينكه اينا همش قرتي بازيه؟
ارسال شده توسط شاعر ديوانه!!! | April 27, 2009 6:48 PM
ارسال شده در April 27, 2009 18:48
1- هر وقت وب گردیم میگیرد حتما سری هم میزنم به سایت شما برای خواندن مطالبت که سرشار از صداقت و پر از گفته ها و ناگفته ها است.
2- یکشنبه این هفته ساعت 5 بعد از ظهر وقتی سایت شما را کلیک کردم با تعجب دیدم صفحه ای باز شد بنام "پویش حامیان اصلاحات در قوچان" ابتدا فکر کردم که وارد کوی سیاست شده ای آنهم مستقیم دلم گرفت برای اینکه گرچه 30 سالگی را تازه تمام کرده ای اما یکی از دلایل موفقیتت این است که تجربه 60 سالگی را به دنبال داری٬اینرا من با تو حس میکنم آدمی که بزرگوارانه حریم و حدود میشناسد و به مخاطب احترام میگذارد .
3- هیتلر در روز ورود به پاریس ساعتی را تنها بر گور ناپلئون ایستاد و خیره به سنگ گور او نظاره کرد٬ اگر معلوم میشد او چه در دل گفت با آن سردار خفته فرانسوی شاید رازی از رازهای قدرت گشوده میشد ولی عجیب این است که هیتلر نیز همان راه ناپلئون را رفت تا بلکه بر برفهای روسیه فائق آید که نشد. وچه مصیبت است که ما عاشق تجربه خویشتنیم.
4- سکوت شما پر معنا است به نظر میرسد تقاضایی است برای حفظ حریم های خصوصی٬ که دستاویز رفتارهای گروهی نباید قرار گیرد از هر طرف و اینهم باز نشانه دیگری از بیطرفی شما در جایگاه خبر است آنجا که انتخاب به مردم واگذار شده است.
ارسال شده توسط از صميم دل مي نويسم مرد... | April 27, 2009 7:05 PM
ارسال شده در April 27, 2009 19:05
سلام بر كامران نجف زاده
البته وقتي اين كامنت را مي نويسم به اين فكر مي كنم كه با اين حجم كامنتها مگر شما ميتونيد چه قدرشو بخونيد و چه قدرشو جواب بديد؟واينكه كامنت من از ليست كامنتهاي شما حتماحذف خواهد شد!
كامنت دوست عزيزي به نام AMرا خواندم و حالي چون من داشت.من سالها ارزوي مهندس عمران شدن را در دل پروراندم و در كنارش هميشه يك خبرنگار با شورو هيجان و خبره بودم در دنياي خويش.تا اين كه زد و عمران قبول نشدم .بعد از كنكور بلافاصله به باشگاه خبرنگاران شهر مراجعه كردم.(از باشگاه وارد اين حرفه شدن شدن مسير طولانييست با توجه به اينكه من در تهران هم نيستم ،شهرستاني هستم و امكانات هميشه براي ما كم بوده).خلاصه گفتم عمران كه نشد كار خبرو بچسبم سفت.خب تازه وارد اين كار شدم و هنوز پيشرفتي نكردم .ولي راستش از يه چيزي خيلي خيلي رنج ميبرم اون هم اين كه :همه مي خواند سبك شمارو تقليد كنند و بديش اينجاست كه نميتونند و كارو خراب مي كنند.اصلا چرا تقليد؟به نظر من اون چيزي كه كار كامران نجف زاده را جذاب مي كنه صرف سبكش نيست بلكه تازگي سبكشه.و خبرنگاران مادقيقا اين مسئله را ناديده مي گيرند و براي جذاب شدن كارشون تقليد را پيشه مي گيرند.اون هم به روشي بس وحشتناك.اقاي نجف زاده خيلي دوست دارم مراحل پيشرفتتون را بدونم.كه اول از كجا شروع كرديد و چه جاهايي رفتيد و...
ارسال شده توسط آراد | April 27, 2009 7:53 PM
ارسال شده در April 27, 2009 19:53
بللللللللله
واسه همين دوتا خط بايد كليك مي كرديم بيايم اين صفحه
....
ولي با حال بود
ارسال شده توسط سميه | April 27, 2009 8:38 PM
ارسال شده در April 27, 2009 20:38
جدي؟اما هميشه بي طرف بودن هم هميشه خوب نيست...بالاخره بايد جسارت به خرج داد و از برزخ بيرون اومد و يا بهشتي بود و يا جهنمي....
هي جناب...محافظه كاري شايد هميشه به نع آدم باشه...اما هميشه خدايي نيست
ارسال شده توسط طاهره جوانمرد | April 27, 2009 9:08 PM
ارسال شده در April 27, 2009 21:08
سلام.
قابل توجه خیلی ها البته انشاءالله....
یا حق.
ارسال شده توسط مرضیه | April 27, 2009 9:24 PM
ارسال شده در April 27, 2009 21:24
سلام چرا سايت شما انقدر دچار مشكل ميشه؟
ارسال شده توسط maryam | April 27, 2009 9:28 PM
ارسال شده در April 27, 2009 21:28
سلام
امیدوارم موفق و سر بلند باشی.
خداحافظ
ارسال شده توسط مصطفی آقا محمدی | April 27, 2009 9:59 PM
ارسال شده در April 27, 2009 21:59
سلام
حالتون خوبه؟
ديروز داشتم با يکي حرف مي زدم درباره وبلاگتون و اين پست جديد.. حرف جالبي زد...گفت شايد منظورش اين بوده که بابا من نه راستم نه چپ، پس دق دلي هاتون رو سر وبلاگ من خالي نکنين بي زحمت...
اميدوارم موفق باشين
دعاي ما هميشه بدرقه ي راهتونه...
ارسال شده توسط الهه | April 27, 2009 11:07 PM
ارسال شده در April 27, 2009 23:07
سلام کامران جون دوست دارم بینهایت
اگه به من سر بزنی چی میشه
نظر بدی دیگه بهتر
ارسال شده توسط علی | April 27, 2009 11:21 PM
ارسال شده در April 27, 2009 23:21
راستي نگفتي تار موي بنده خدايه سفيد بود يا...
ارسال شده توسط جاودانگي | April 28, 2009 12:28 AM
ارسال شده در April 28, 2009 00:28
سلام.منتظر نقدهای بیشتر شما بر حاکمان هستم .چرا که می دانم نقدهای تاثیر گذاری خواهد بود.نقدی را که امشب درباره برقهای مجلس مطرح کردید بسیار به دلمان نشست.هر چقدر احزاب و گروهها داد بزنند به اندازه یک سخن شما در صدا و سیما نمی شود.امیدوارم این رسالت را به نیکویی برآورید.
ارسال شده توسط هادی طباطبایی | April 28, 2009 2:42 AM
ارسال شده در April 28, 2009 02:42
عرض سلام و خسته نباشید
هر چند این کلمه فقط طنز مطرح شده نیست و کلی حرف دارد
شاید یک جوری بی طرفی سیاسی خودتو اعلام کردی تا تو این ایام راحت تر کار کنید
در هر صورت برای شما ارزوی موفقیت می کنم
امیدوارم همیشه از حق حرف بزنید
ارسال شده توسط persian365 | April 28, 2009 3:16 AM
ارسال شده در April 28, 2009 03:16
سلام
بهتر نبود بگويد هم چپ بزن و هم راست!!!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط علي اكبري(آج) | April 28, 2009 7:20 AM
ارسال شده در April 28, 2009 07:20
...گزارشی از کامران نجف زاده.
ارسال شده توسط بناء | April 28, 2009 8:03 AM
ارسال شده در April 28, 2009 08:03
سلام نمیدونم چقدر به حرفهام گوش میکنی!؟!
من اصلا از کسی تعریف نمیکنم ولی حقیقت اینه : تا جایی که میدونم تو بهترین کسی هستی که مشکلات مردم و پیگیری میکنی؟ یه جورایی راست و حسینی هستی !
آقا کامران
بحث ودیعه های شرکت مخابرات یکی از داغ ترین بحث های حوزه مخابرات بود چرا تو بیست و سی چیزی ازش نمیشنویم ؟
حتما میدونستی که این ودیعه حتی از دارایی شرکت مخابرات هم بیشتره؟
تکلیف این مردم بی زبون چیه ؟
ما که دستمون کوتاهه فعلا شما این قدرت رو دارید پس کوتاهیی نکنید و از حق مردم دفاع کنید
حالا اگه نظر منو تایید هم نکردی , نکردی فقط میخواستم خودتون بخونید .
کاش یه شب ببینم که موضوع بیست وسی در این مورد باشه
ارسال شده توسط وحید | April 28, 2009 8:37 AM
ارسال شده در April 28, 2009 08:37
گزارش اصلاح الگوی مصرف فوق العاده بود.
خیلی وقت از این گزارشا ندیده بودم که جای نقد نداشت.
خسته نباشید
ارسال شده توسط زهرا_ض | April 28, 2009 8:46 AM
ارسال شده در April 28, 2009 08:46
سلام آقاي نجف زاده خوبين؟ من نهاوندي ام از استان همدان ما توي تهران يك موسسه داريم به نام موسسه فرهنگي عليمراديان كه كارهاي فرهنگي هنري ميكنه واسه نهاونديهاي مقيم تهران الان دوسه ساله يه جشنواره غذاي سنتي ميذاره و يكي ازآشهاي معروف نهاوند رو واسه همشهريهاي دور از وطن مي پزه تا خاطرات قديميشون زنده بشه اسم اين غذا وركواز است. جشنواره امسال جمعه 25 ارديبهشت برگزار ميشه ميخوام ازتون دعوت كنم بياين واگه براتون جالب بود ازش يه گزارش بگيريد.
ارسال شده توسط سميرا | April 28, 2009 8:53 AM
ارسال شده در April 28, 2009 08:53
سلام
ا...اینجا درست شده؟
اینو که قبلا هم نوشته بودی توی بلاگت...
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | April 28, 2009 10:25 AM
ارسال شده در April 28, 2009 10:25
سلام خوبید؟
با ترانه ی چت بروزم آقای خبرنگار .
موفق تر باشید
ارسال شده توسط مریم علوی | April 28, 2009 11:23 AM
ارسال شده در April 28, 2009 11:23
خوب بود .کوتاه و پر محتوا . خوشحال می شوم از وبلاگ من دیدن کنید و راجع نگاه متفاوت به برخی مسایل نظر دهید . شاید به کا برنامه شما بیاید . ممنونم .مجتبی پورعابد .
ارسال شده توسط مجتب پورعابد | April 28, 2009 11:55 AM
ارسال شده در April 28, 2009 11:55
سلام
گزارش اصلاح الگوی مصرف ( برق ) واقعا جالب بود .....
ارسال شده توسط راضیه مس فروش | April 28, 2009 12:24 PM
ارسال شده در April 28, 2009 12:24
سلام نازنین....
چا ساییتتون باز نمیشد؟!!!
من که خیلی دیر به دیر میتونم بیام یه بارم که اومدم سایتتون باز نشد و کلی دپرس شدم....!!
اصولا کسانی که موهاشون ریخته و کم پشت شده همینجوری خود به خود موهاشون میره بالا و به پرواز درمیاد (البته جسارت نشه....!!!)
امروز سه شنبه است من همیشه شنبه و سه شنبه هااز دست این سریال جومونگ یه سکته ناقص (بعضی وقتا هم کامل) میزنم....!! چون با بیست و سی تداخل داره
کاش خیالم راحت بود که هیچ شنبه سه شنبه ای نیستید....
کاش شنبه سه شنبه ها تو اخبار نیمروزی هم نبودید چون خونه نیستم
کاش همیشه انقدر زود دیر نمیشد....
کاش اسم تمام ماههای دنیا اردیبهشت بود....
اردیبهشت....
پارسال خیلی دیر فهمیدم.... مثل همیشه دیر...
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که چون همی سپرم
چنین که در دل من داغ زلف سرکش توست
بنفشه زار شود تربتم چو درگذرم
بر آستان مرادت گشاده ام در چشم
که یک نظر فکنی خود فکندی از نظرم
چه شکر گویمت ای خیل غم عفاک الله
که روز بی کسی آخر نمی روی ز سرم
غلام مردم چشمم که با سیاه دلی
هزار قطره ببارد چو درد دل شمرم
به هر نظر بت ما جلوه میکند لیکن
کس این کرشمه نبیند که من همی نگرم
به خاک حافظ اگر یار بگذرد چون باد
ز شوق در آن تنگنا کفن بدرم....
ارسال شده توسط آدم برفی | April 28, 2009 12:27 PM
ارسال شده در April 28, 2009 12:27
سلام نازنین....
من دوباره اومدم....
البته نرفته بودم همین جا بودم....
چون زود به زود نمی تونم بیام هر وقت که میام اینجا دیگه دلم نمیخواد برم میخوام به اندازه همه اون وقتا کامنت بذارم و برای نازنین شعر بنویسم باز مثل همیشه یه عالمه براتون چیز نوشتم و پاک کردم همه شو....
دیگه باید برم وقت نیست....
.
.
.
.
.
کامران و برقرار باشید....
ارسال شده توسط آدم برفی | April 28, 2009 12:49 PM
ارسال شده در April 28, 2009 12:49
من هیچ وقت نمی پیچم و کسی هم نمی پیچونم
نه به چپ نه به راست /
ولی اگه بخوام تو انتخابات شرکت کنم مطمئنا راه درست رو انتخاب می کنم
ارسال شده توسط نسترن | April 28, 2009 1:41 PM
ارسال شده در April 28, 2009 13:41
امان از این انتخابات
خداکنه زودتر این انتخابات تموم بشه که نفس کشیدنمون هم به بعد از انتخابات موکول شده.
ارسال شده توسط مریم حبیبی | April 28, 2009 1:51 PM
ارسال شده در April 28, 2009 13:51
اقای نحف زاده سلام امید وارم بدانید به کجا میروید همانطور که شما فرزندتان را دوست دارید مادر امید رضا میر صیافی هم فرزندش را دوست داشت مثل اکبر محمدی و بنی یعقوب وهزاران نفر دیگر پس نگویید من چپ یا راست نیستم شرف و وجدان خود را قاضی کنید به امید ازادی ایران از تحجر وبنیاد گرایی
ارسال شده توسط دانشجویی اخراجی کارشناسی ارشد مهندسی سازه از دانشگاه ا | April 28, 2009 2:33 PM
ارسال شده در April 28, 2009 14:33
بسمه تعالی
سلام
حاجی یعنی خودت به جپ و راست اعتقاد نداری؟
حاجی جون اگه چپ و راست نباشه مستقیم معنا نداره.
این فکر و ذات آدمی ست که باید در راه مستقیم باشه.
ولی من فکر کنم منظور حاج کامران چیزی دیگه بود
ارسال شده توسط حاجی | April 28, 2009 2:41 PM
ارسال شده در April 28, 2009 14:41
طرف بالاخره مجبور میشه کلاه بزاره سر خودش شایدم بزور بذارن سرش شایدم اشتباهی کلاه بره سرش. همونطور که همه ما چپ و راستیا رفت سرمون !
ارسال شده توسط composer | April 28, 2009 6:05 PM
ارسال شده در April 28, 2009 18:05
به نام خدا
سلام
فوق العاده بود از این کارا بازم بکن
چند شبیه ندیدم 30 20رو امشب بیا ببینیمتان
راستی گفته بودم دعام کنی مرسی واقعا دستت درد نکنه.
ارسال شده توسط وحید | April 28, 2009 7:21 PM
ارسال شده در April 28, 2009 19:21
به نام خدا
دوباره سلام
ان شا ا... شما به 1 تار مو نمی رسید
مو هاتون پر پشت تنتون سالم
ارسال شده توسط وحیده | April 28, 2009 7:23 PM
ارسال شده در April 28, 2009 19:23
سلام آقاکامران.ازمطالب جالبی که نوشته بودی بسیار لذت بردم...اگر ماراقابل بدونی منتظر حضورشمادروبلاگ سکوی سرخ هستیم
ارسال شده توسط عباس اسماعیل بیگی...لیدر پرسپولیس | April 28, 2009 7:27 PM
ارسال شده در April 28, 2009 19:27
سلام داداش كامران ، خوب بود ولي تكراري بود. اگه به موبايلم پيامك بزني خوشحال ميشم .
ارسال شده توسط behad | April 28, 2009 8:59 PM
ارسال شده در April 28, 2009 20:59
بازم سلام کامران جون
منو بذار تو استثناها و به وبم سر بزن و کمک کن
منتظرم
دوست دارم بینهایت
ارسال شده توسط علی | April 28, 2009 10:05 PM
ارسال شده در April 28, 2009 22:05
بازم سلام کامران جون
منو بذار تو استثناها و به وبم سر بزن و کمک کن
منتظرم
دوست دارم بینهایت
ارسال شده توسط علی | April 28, 2009 10:05 PM
ارسال شده در April 28, 2009 22:05
بازم سلام کامران جون
منو بذار تو استثناها و به وبم سر بزن و کمک کن
منتظرم
دوست دارم بینهایت
ارسال شده توسط علی | April 28, 2009 10:05 PM
ارسال شده در April 28, 2009 22:05
کاملا مشخص اقای خبرنگار..........!!!
ارسال شده توسط اوا | April 28, 2009 10:22 PM
ارسال شده در April 28, 2009 22:22
سلام اقاي نجف زاده
اخي اين بنده خدا هم دلش به اين 1 تار مو خوشه كه حالا از قرتي بازياشم خوشش نمياد
خوب ديگه تو اين دنيا هركس سري دارد و ساماني
هميشه موفق باشيد
ارسال شده توسط parsiiik | April 28, 2009 10:57 PM
ارسال شده در April 28, 2009 22:57
صد سلام و درود
وقتی امدم هیچی نظر نداشت مطمئن بودم که نظر دادند ولی هنوز مهر تعیدیه را نزدید بعدش فکر کردم سنگین تره بذارم برم چون چیزی نفهمیدم فقط به حال اون بدبخت خندیدم تصمیم گرفتم برم یه موقعی برگردم که نظرها را بخونم شاید یه چیزی دستگیرم بشه.
ای کاش یه موی قصمون تا یه فرسنگی این ارایشگاه ÷یداش نمیشد تا دیگر سوژه ی خنده ی من و شما نشود یا حد اقل به اون ارایشگاهی نیاید که شما وقت قبلی دارید راستی اقای نجف زاده گفته بودید که نمیخواهید سیاسی بنویسبد تو(عادت میکنیم)یادتان هست امیدوارم خواسته ی خودتان را فراموش نکرده باشید
و امیدوارم این برداشت من از نظرات معکوس بوده باشد
خسته شدید و دیگرهیچ
فعلا....
ارسال شده توسط هدا | April 28, 2009 11:31 PM
ارسال شده در April 28, 2009 23:31
هزار و یک دلیل می شود به یکی رای نداد و به یکی دیگر رای داد . رای دادن همیشه کار خوبی بوده است
اماچرا باید به میر حسین موسوی رای ندهیم??
در صورت زبانم لال ! رییس جمهور شدن ایشان همه زحمات دیپلماتیک چند ساله اخیر ایران در جهت ایجاد محبوبیت و مقبولیت کشور در فضای جهانی از بین می رود . به هر حال از ما گفتن بود ، اگر دوست دارید فردا توی فرودگاه دوبی لختتان کنند و از عنبیه چشمتان عکس بگیرند و شما هم با همه این مشقت ها ، زار و زندگی تان را بردارید ببرید و در آنجا سرمایه گذاری کنید ، اگر می خواهید دوستان قدرتمندی چون ونزوئلا و اکوادور را از دست بدهیم و آن وقت نتوانیم به ان بندگان خدا کمک های میلیاردی کنیم ، اگر می خواهید ...اصلاً به من چه ، بروید به یکی دیگر رای بدهید !
دوم ) دلایل اقتصادی
اینک بر همگان واضح و مبرهن است که نظام اقتصادی دنیا در حال فروپاشی و نظام اقتصادی ما در حال شکوفایی است ! هر کس هم چشم ندارد ببیند ، برود بنشیند توی آب سرد ! کشور عزیز ما حداکثر تا بعد از انتخابات تبدیل به آقای جهان می شود ، حالا اگر دوست دارید ، به ما رای ندهید ! از همین جا اعلام می کنم اگر به یکی دیگر رای بدهید ممکن است روزگاری برسد که حتی 200- 300 میلیارد دلار هم درآمد داشته باشیم ولی تورم مملکت بشود 20-30 درصد ، بلکه هم بیشتر ! بترسید از آن روز ! حتی ممکن است توی صندوق ذخیره ارزی مان شپش سه قاپ بیندازد ! حالا نمی خواهم در مورد احتمال بسیار زیادِ دو و سه برابر شدن قیمت خانه و چیزهای دیگر بهتان بگویم ، چون می ترسم ، زبانم لال ، سکته کنید !
سوم ) دلایل فرهنگی
همه آدم های با فرهنگ می دانند که اگر به ما رای ندهند ، آن وقت ممکن است برخی روزنامه ها توقیف بشوند ، برخی سایت ها فیلتر بشوند ، برخی کتاب ها هم چاپ نشوند ! من نمی دانم چرا انسان هایی هنوز در کره ارض زندگی می کنند و از پیشرفت های هزار درصدی فرهنگی ما مطلع نیستند . ما در این سال ها به اندازه تاریخ بشریت کتاب چاپ کردیم و به خلق الله دادیم . کتاب هایی چون معجزات هزاره ، سفرهای من و داداشم و بابام و عموم و ...
از ما گفتن بود ، از شما نشنیدن . اما اگر فردا روزگاری زبانم لال از توی کتابخانه ها کتاب ها را جمع کردند و سوزاندند ، اگر به چاپ دوم کتاب هایی که توی کشور مجوز گرفته اند ، مجوز ندادند ، تقصیر ما نیست ها !
چهارم ) دلایل ورزشی
در این بخش ما هیچی نمی گوییم . به هر حال کارنامه روشن ما در المپیک قبلی نشان از اوج آمادگی ما داشت که چیزی از ارزش های بچه ها را کم نمی کند و این حرف ها ! ولی فقط بگویم که اگر رای نداید ، دیگر دنبال ما نیایید که تو را به خدا بیا توی ورزشگاه و به بچه های ما روحیه بده !!
پنجم ) دلایل معیشتی
ما برای این دلایل معیشتی را از دلایل اقتصادی جدا کردیم که معتقدیم اقتصاد یک علم غربی به در نخوری است و معیشتی برد تبلیغاتی ... چیز برد معنوی بهتری دارد ! به هر حال ما که سیب زمینی هایمان را داده ایم ، شما هم که سیب زمینی خور و گونی سیب زمینی شکن ! که نیستید . البته نه اینکه خدای نکرده بخواهیم منت سر کچلتان بگذاریم ها ، فقط می خواستیم بگوییم که ما چقدر زحمت کشیدیم . ( لطفاً راجع به پیاز صحبت نکنید ، آن را که همه می دانند مربوط به دولت های قبلی است ! )
ششم ) ...
یعنی باز هم دلیل می خواهید ؟!!
ارسال شده توسط Nafiseh | April 29, 2009 4:22 AM
ارسال شده در April 29, 2009 04:22
حال يک ملت از امثال شما بهم می خوره
ارسال شده توسط کورش | April 29, 2009 8:37 AM
ارسال شده در April 29, 2009 08:37
با درود
همداستان آقای نجف زاده
تاکسی آرام جاده را در می نوردید
راننده ساکت بود
و مسافر نگاهی به بیرون انداخت
ساکت به ساعتش نگاه کرد
ساعتی در سکوت گذشت
به یکباره مسافر رو کرد به راننده و گفت :
دیگر بس است
بهتر نیست سر موضوع دیگری سکوت کنیم
رفیق کامران
من مترصد شنیدن شمایم
اما
باور انتقاد من این است
آنچه می گوئید قبول است
آنگونه که می گوئید قبول نیست
پاسخ شما از پرسش من بهتر است
در پناه یزدان پاک
پیروز
پایدار
پدرام باشید
دوستدار شما رضا از بوشهر - نزدیک جمال آباد کالو
رونوشت
- عقل
- بقیه
ارسال شده توسط رضا | April 29, 2009 9:53 AM
ارسال شده در April 29, 2009 09:53
سلام شنیدی سایتتو طرف دارای موسوی حک کردن ؟
مگه تو طرفدارش نیستی ؟
طرف داری احمدی نژادی ؟
چرا بعضی از طرفداران احمدی نژاد به( این شخص بزگوار )با جرأت و افتخار اعتراف نمی کنندکه طرفدارش هستند یا نه ؟
این نیما دهقانی از کیه
ارسال شده توسط رویا | April 29, 2009 10:17 AM
ارسال شده در April 29, 2009 10:17
آفرین ...صد آفرین.حسابی "حرفت" رو زدی ها
بدون اینکه گرفتار بشوید!!!!!!!!!
ارسال شده توسط علی سنجری | April 29, 2009 10:59 AM
ارسال شده در April 29, 2009 10:59
کاريکاتور جديد..
با موضوع بد شانسي....
http://abukoorosh.blogfa.com/
ارسال شده توسط محمد صالح رزم حسيني | April 29, 2009 11:05 AM
ارسال شده در April 29, 2009 11:05
سلام
دلم میخواد از این سوژه به راحتی نگذری
اخیرا ت کرج تمام لامپ های روشنایی خیابان ها و معابر عمومی رو به خاطر اصلاح اگلوی مصرف از جا کندن
و اکثر معابر در وضعیت نیمه تاریک به سر میبرن.و احتمالا اگه تصادفی بشه و عابری بمیره گور باباش مسولین اسون ترین راه رو انتخاب کردن
اگه واقعا خبرنگاری دوست دارم این قضیه رو پیگیری کنی
منتظر جوابت میمونم
ارسال شده توسط حسن | April 29, 2009 12:16 PM
ارسال شده در April 29, 2009 12:16
عجب......
؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط malihe | April 29, 2009 3:54 PM
ارسال شده در April 29, 2009 15:54
سلام آقای کامران نجف زاده بسیار عزیز
خیلی اتفاقی وبلاگ شما رو پیدا کردم و از این کشف بزرگ خیلی خوشحال شدم. از صمیم قلب براتون آرزوی موفقیت و پیروزی دارم امیدوارم تا همیشه شاد و پایدار باشید. من عاشق گزارش های شما هستم ولی چند وقتی میشه که کم کار شدید. حرف آخرتون تو گزارش ها آدم رو به فکر میبره و اینو خیلی دوست دارم. راستی برای من همین که شما نظرم رو بخونید کافیه و خوشحالم میکنه.
ارادتمند
ارسال شده توسط سهی | April 29, 2009 5:30 PM
ارسال شده در April 29, 2009 17:30
سلام من بيش از يك هفته است كه نيومدم اينجا ولي به نظرم بهترم تاريخ خورشيدي باشه
ارسال شده توسط zahra yazdani | April 29, 2009 6:41 PM
ارسال شده در April 29, 2009 18:41
سلام
خيلي جالب بود
موفق باشيد
در پناه حق
ارسال شده توسط محمد.غلامعليان | April 29, 2009 7:08 PM
ارسال شده در April 29, 2009 19:08
ناقلا نکنه خودت بودي؟
تو آينه نيگا کردي؟
ارسال شده توسط چوبين | April 29, 2009 7:13 PM
ارسال شده در April 29, 2009 19:13
امشب سبز پوشيدي با اون دكمه هاي تابلوش!
آقا كامران مردم زرنگ تر از اوني هستن كه بخوان با رنگ لبا راي بدن.
ارسال شده توسط محمد | April 29, 2009 8:52 PM
ارسال شده در April 29, 2009 20:52
salam aghaye najafzadeye aziz,ba naomidi omade bodam be weblogeton sar bezanam fek kardam dige in dafe taslime hakera shodin.
behar hal koli khoshhal shodam az in ke 2bare omadin:-)
ارسال شده توسط پریوش | April 29, 2009 9:28 PM
ارسال شده در April 29, 2009 21:28
سلام
باید به من سر بزنی
این سومین پیامی که بهت میدم
ارسال شده توسط علی | April 29, 2009 9:46 PM
ارسال شده در April 29, 2009 21:46
باحال بود مثل خودتون.
من تو خبرنگارا فقط شمارو قبول دارم.
ارسال شده توسط مائده | April 29, 2009 10:25 PM
ارسال شده در April 29, 2009 22:25
همون بنده خدا رفت سلمونی، 3تار مو بیشتر نداشت. گفت بزن بالا، طرف زد بالا، یه تارش افتاد! گفت 2تا موند دیگه فرق باز کن، باز کرد، یکی دیگه ش هم افتاد! گفت آقا من چیکار کنم؟ گفت ول کنن بابا پریشون کن!
ارسال شده توسط کاکتوس | April 29, 2009 11:02 PM
ارسال شده در April 29, 2009 23:02
ba tashakor az matalebe shoma bandeham be komake aghaye emami weloge khodamo chandrooziye start zadam lotfan khoshhal misham nazaretono bedunam
ارسال شده توسط amir mohammadinezhad | April 29, 2009 11:56 PM
ارسال شده در April 29, 2009 23:56
با حال بود
ارسال شده توسط محمود عزيزي | April 30, 2009 12:05 AM
ارسال شده در April 30, 2009 00:05
با سلام و احترام
از اینکه یکی از بینندگان همیشگی سایت شما هستم بسیار خوشحالم و امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید.
این گل[گل] تقدیم به شما و تمام بینندگان سایت شما
شاد شاد شاد باشید.
به ما هم سر بزنید ، منتظرم ... ... ... ... ... Kangavar.tk
آقای نجف زاده خیلی دوستت دارم ، جدی میگم
ارسال شده توسط کنگاور شهر تمدن و تدین | April 30, 2009 12:27 AM
ارسال شده در April 30, 2009 00:27
سلامي به گرمي خورشيد
خيلي جالبه ....
با اين چهار خط كه نوشتيد ....
ببينيد دوستان چقدر تحليل و تفسير براش گفتنند
اقاي نجف زاده...
حالا حقيقتا تو اين دوره از كي حمايت مي كنيد؟
به اميد برپايي مجدد دولت مهر وعدالت
يا حق...
ارسال شده توسط امير طاهر | April 30, 2009 12:29 AM
ارسال شده در April 30, 2009 00:29
خوبه داش كامران موضع سياسي همه مونو لو دادي!
اللهم اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم.
موفق باشي. منتظر حضور سبزت هستم.دعاگوي تو هادي.
ارسال شده توسط هادي حميدي | April 30, 2009 1:26 AM
ارسال شده در April 30, 2009 01:26
سلام
اول اینکه هر وقت کامنت میزارم با اسم یکی دیگه است
چرا؟؟
دوم اینکه کی انتخاب می کنه در 20:30 کی خبر بخونه؟؟
سوم باز خوبه کچل نبوده!
ارسال شده توسط فاهام | April 30, 2009 2:40 AM
ارسال شده در April 30, 2009 02:40
آقای نجف زداه به حول و قوه ی الهی انجمن علمی حسابداری و مهندسی صنایع دانشگاه معصومیه راه اندازی شد.
منتظر خبرهای خوش از موفقیت های دانشجویان این دانشگاه باشید...
ارسال شده توسط از دانشجویان معصومیه | April 30, 2009 6:48 PM
ارسال شده در April 30, 2009 18:48
avalan bebakhshid ke ba rasmol khate farsi neminevisam sanian hame az neveshtatun tarif kardan amma be nazare man aslan tarif nadasht kheyli ham bi maze bud
ارسال شده توسط negin | April 30, 2009 8:58 PM
ارسال شده در April 30, 2009 20:58
سلام...
آمدیم خبری به خبرنگار مملکتمون بدیم و بریم...
جشنواره دستهای کوچک دعا به زودی در تبریز برگزار می شه!!جشنواره ای استثنایی با نیت خیر و حضور آدمای خیر از همه جای دنیا!کم دیدید تو ایران.سوژهی خوبی می تونه باشه برای گزارش گرفتن.البته فقط یه پیشنهاده...ما تو این مراسم سعی می کنیم تا جایی که ممکنه آرزوهای بچه ها رو برآورده کنیم.
ارسال شده توسط کوثر | April 30, 2009 9:20 PM
ارسال شده در April 30, 2009 21:20
Salam
Omidvaram khob bashi
Lebase diroz aslan behet nemiomad
Ba ahmadi nejad bia karaj.
ارسال شده توسط Rafigh | April 30, 2009 9:26 PM
ارسال شده در April 30, 2009 21:26
سلام يكي از وبلاگ هاي موسيقي كه مديرش از شاگردان استاد شجريان است
بخشي به نام صدا وصداسازي دروبش نوشته
كه بكار خوانندگان ومجريان و... هم مي ايد كلاهم وبشون وهم مطلبي كه درج كردند مفيده
ازتون دعوت ميكنم حتما مطالب وبشون را مطالعه كنيد
ارسال شده توسط سيد عماد قويدل | April 30, 2009 9:49 PM
ارسال شده در April 30, 2009 21:49
سلام آقای نجف زاده . از خبر نگاری چون شما بعید بود !!!! در برنامه دیشب گزارش دیدار پرستاران معلمان و کارگران عزیز با مقام معظم رهبری رو اعلام کردید سری هم به طبقه بالا می زنیدشما و از قلم انداختن !!! ماماهای دانشگاه های سراسر کشور هم مهمان شهر شما بودن در همان دیدار . پانزدهم اردیبهشت روز جهانی ماما.
امیدوارم حداقل برای جبرانش روز 15 اردیبهشت در خبرتون یادی از این گروه هم داشته باشید.
ارسال شده توسط ایلابا | April 30, 2009 10:00 PM
ارسال شده در April 30, 2009 22:00
بازم سلام
باید به من سر بزنی
این 4 باره که نظر بهت میدم
ارسال شده توسط علی | April 30, 2009 10:23 PM
ارسال شده در April 30, 2009 22:23
بازم سلام
باید به من سر بزنی
این 4 باره که نظر بهت میدم
ارسال شده توسط علی | April 30, 2009 10:23 PM
ارسال شده در April 30, 2009 22:23
درود آقای نجف زاده
به همه اون کسایی که دوسشون دارم این پیام رو دارم:
زعقل اندیشه ها زاید که مردم را بفرساید
گرت آسودگی باید برو عاشق شو ای عاقل...
همواره عاشق و سرشار از شادی درونی باشید...
بدرود
ارسال شده توسط لیلا | April 30, 2009 11:07 PM
ارسال شده در April 30, 2009 23:07
سلام والله من نظر خواسی ندارم من میخواستم یه چیزی بهتون بگم نمیدونستم کجا بنویسم اومدم اینجا آقای نجف زاده خبر نگاری شما بیسته خیلی خوش بحالتون من خیلی دلم میخاست بشم ولی خب نشدم میگم شما با اینکارتون خیلی میتونین ثواب کنین مثلا مشکل یه پیرمرد 90 ساله رو حل کنین شاید من اومدم اینوبگم اگه میخوای کمکش کنین به این آدرس برین شاید هم یعنی حتمآ هم خدا یه روز کمکتون میکنه www.youneszarei.blogfa.com
ان شالله موفق و زنده باشین به امید حق
ارسال شده توسط یونس زارعی | May 1, 2009 3:39 AM
ارسال شده در May 1, 2009 03:39
همیشه تو زندگیم وقتی به بن بست رسیدم مطمئن بودم اونور دیوار خدا منتظرمه.
......................................
سلام
مثل همه ی گفته هاتون با این که کوتاه بود ولی پر از حرف بود.
سر بزنید خوشحال میشم.در مسیر انتظار چشم براه نگاهتان خواهم بود.امشب هم شب جمعه هست .راستی وبلاگم شامل اشعار و نوشته هام در مورد مهدی منتظر هست .خوشحالم می کنید نظر بدید.
براتون آرزوی توفیق می کنم.
یا علی
ارسال شده توسط فریده | May 1, 2009 3:48 AM
ارسال شده در May 1, 2009 03:48
سلام
خسته نباشید.
دانشجوی روزنامه نگاری در دانشگاه آزاد دماوند هستم.
می خواستم بدونم میتونم در راستای یکی از درسهام باهاتون مصاحبه داشته باشم؟
با تشکر
ارسال شده توسط آرمین زنبوری | May 1, 2009 4:18 AM
ارسال شده در May 1, 2009 04:18
سلام.
و ایضا....قابل توجه بعضی ها که سربه سر هم میگذارند وسرمیشکنند وسرشکسته می شوند:
دیدید قسمت آخر "اشک ها ولبخندها"را؟خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم وقتی حشمت شالفروش بعد از زندگیه دوباره رو به همه (وحتما ما) گفت:
شما به من بگید...اینجا کی مهمون کیه؟
نمیدانم چرا این مهمانی را اینقدر سخت کردیم برای خودمان.شاید بیشترمان تا آخر عمر بچه می مانیم فقط ابعادمان تغییر میکند وبازی هامان.
موفق باشید.
التماس دعا.
یا حق.
ارسال شده توسط مرضیه | May 1, 2009 10:29 AM
ارسال شده در May 1, 2009 10:29
سلام
خوبی ؟؟؟
نه چپ نه راست ؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط ریحانه | May 1, 2009 11:01 AM
ارسال شده در May 1, 2009 11:01
سلام.يک مخاطب شمااين بار برايتان از خودتان مي گويد. يكجور منتقدانه به شما خرده مي گيرد و شما هم خوب مي دانيد كه آنها كه نقد مي كنند ارزشمندترند.
ولي من هم تند و تند مثل آدم هاي بي چشم و رويي كه معني هيچ اخمي را نمي فهمند و هر چقدر سعي مي كنند كينه اي باشند دلشان تن در نمي دهد هم چنان با ذوق احمقانه ام براي كسي مي نويسم كه از سنگ هم سنگ تر بود.
نقد اول من:وب شما،وب شماست.جايي كه شما بايد بنويسيد.صداي شما بايد شنيده شود.دل نوشته هاي شما بايد هايلايت شود.خودتان قضاوت كنيد در پست هايي كه آدم هاي ديگري نويسنده شدند مخاطبين شما سير نزولي محسوسي نداشت؟!
مردم دوست دارند كامران نجف زاده پست هايش مال خودش باشد!تا آن جا كه من مي دانم آنقدر توانايي داري كه بدون مارك دار كردن وبت به عادل فردوسي پور و پرويز پرستويي و چيستا يثربي و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و ... آدمهاي زيادي را دور و بر خودت جمع كني.پس خواهشا براي خودت حاشيه نساز كه بدون اينكه بخواهي هم برايت مي سازند بعضي ها...
نقد دومم هم اين است كه شما چرا اين قدر احساساتي هستيد؟ بعضي وقت ها چنان رام سوژه هايت مي شوي كه آدم خيال مي كند چقدر گرفته اي و تهديد شده اي كه فقط تاييد مي كني و بعضي وقت ها هم جلوي بعضي ها آن قدر از كوره در مي روي كه هر چه دل تنگت مي خواهد با حرف و نگاهت بار طرف مي كني!
براي اولي مصداق عيني ندارم ولي براي دومي نوع حرف زدنت با فكر كنم رييس بانك مركزي يادت است؟ تو عصباني بودي مثل خيلي هاي ديگر،اما بعضي وقت ها وقت كردي حرمت سن و سال ها را هم نگه دار.ضايع كردن آدم ها هرچند مقصر باشند در جمع، كار چندان لذت بخشي نيست.
اين سومي هم نقد نيست يكجور فضولي دانشجويانه است كه نظرم اين است كه موهاي خيلي كوتاه به كامران نجف زاده نمي آيد!
همين...
ارسال شده توسط بهار | May 1, 2009 11:56 AM
ارسال شده در May 1, 2009 11:56
اگه نه چپی نه راست (ارواح عمه ات) پس چرا کامنت های مخالف موسوی و طرفدار اح مدی ن... تایید میکنی سر بالایی؟؟؟....
ارسال شده توسط اوا | May 1, 2009 12:30 PM
ارسال شده در May 1, 2009 12:30
سلام.
موندم چطور سوژه کم نمی یاری جناب نجف زاده؟
ارسال شده توسط سمیرا | May 1, 2009 1:12 PM
ارسال شده در May 1, 2009 13:12
يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت.
بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت.
پرسش اين بود :
(( شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد.
از جلوي يك ايستگاه اتوبوس مي گذريد .
سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند :
يك پيرزن كه در حال مرگ است ،
يك پزشك كه قبلا جان شما را نجات داده
و يك خانم يا آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد .
شما مي توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد .
كدام را انتخاب مي كنيد ؟))
دليل خود را شرح دهيد . پيش از اين كه ادامه حكايت را بخوانيد
شما هم كمي فكر كنيد . شخصي كه استخدام شد دليلي براي
پاسخ خود ندانست . او نوشته بود :
سوييچ ماشين را به پزشك مي دهم كه پيرزن را به بيمارستان
برساند و خودم به همراه همسر روياهايم منتظر اتوبوس مي مانيم.
شرح حكايت همه مي پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است.
اما هيچ كس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي كند . چرا ؟
زيرا ما هرگز نمي خواهيم داشته ها و مزيت هاي خود را
( مثل همان ماشين ) از دست بدهيم !
.
.
.
اینو نمی دونم قبلا" هم براتون گذاشته بودم یا نه!!!ولی جالبه نه؟
ارسال شده توسط ــــ*پائیـــــز*ـــــ | May 1, 2009 3:50 PM
ارسال شده در May 1, 2009 15:50
سلام آقای نجف زاده.خوبید؟من دانشجوی رشته خبرنگاری هستم.دیروز توی دانشکده استادمون پرسیدن شماالگوتون کدوم یکی از خبرنگارها هستن؟من گفتم اقای نجف زاده.خیلی دوست دارم یک روز مثل شما بشم.
ارسال شده توسط i.lv | May 1, 2009 7:38 PM
ارسال شده در May 1, 2009 19:38
سلام
دبم برای تو و گزارشات تنگ تنگ شده چند ماهیه که ندیم.
ارسال شده توسط یوسفی | May 2, 2009 7:28 AM
ارسال شده در May 2, 2009 07:28
سلام.نه چپ نه راست..ميانه رو؟ميانه روي نداريم كه..
ارسال شده توسط آبجي سميه | May 2, 2009 7:57 AM
ارسال شده در May 2, 2009 07:57
گفتند معلمی شغل انبیاست وحال آنکه بسیاری از پیامبران شغلشان به ظاهر غیر از معلمی بوده است ، داود زره می بافت ، موسی شبانی می کرد و محمدمان تجارت. پس در ورای این جمله به ظاهر کوتاه دریایی از تأمل نهفته است که ارزش تعمق دارد.
آیا هرگز از خود پرسیده ایم که این معلمان می باشند که انبیاء هستند و یا انبیاء مفتخر به شرافت معملی شده اند و یا شاید هردو اینها یکی است و ما غافل از حقیقت طی طریق می کنیم.
بگذریم :
این روزها حال و هوای شغل معلمی از نگاه برخی ، قرن ها از پیامبری فاصله گرفته است، جمعی که خود درصف مدعیان اقامه شعار در تمامی ادوار تاریخ می باشند ، هنوز دست از انحراف افکار عامه از شغل معلمی نکشیده اند ، به راستی این روزها چه چیز از معلم در صدر اخبار مطبوعات زرد و رسانه های عمومی خودنمایی میکند . آیا چیزی غیر از اعطاء حقوق حقه معلمان است.آیا از میان خروارها اعداد و ارقامی که اعلام می کنند ، عددی غیر از پرداخت معوقاتمان یافت می شود.
در کدام ویترین خبری نشانی از دل سوزی برای ارتقاء سطح علمی معلمان یافت می شود . کدام طرح جامع برای ما مصوب کرده اند تا سوادمان کمتر از دانش آموزانمان نباشد. در کدام همایش پربار هم و غمشان ، افت کیفی آموزش و پرورش بوده است ویا کدام مسئول شب را به درد همین دلشوره ها ، تا صبح نخوابیده است.
این روزها که خیلی ها به زیادی تعطیلات شغلی مان چشم طمع دوخته اند ، یادشان رفته است که سطح کیفی سواد را در دانشگاهها بررسی کنند که تعطیلی اعضاء هیئت علمی آن ، به مراتب بیش از ماست.
ما خسته شده ایم اما نه از شغلمان که به کوری چشم حسودان ، حتی اگر مازاد هم شویم آنرا رها نمی کنیم ، نه از کمی حقوق و مزایا که چون از نرفتن میخ آهنی در سنگ ناامید شده ایم دیگر از آن هیچ نمی گوئیم . نه از تبعیضات موجود که همه را به خدا واگذار کرده ایم. نه
آری خسته ایم
خسته از بی مهری های بالا نشینان ، از آنان که چون زیادیم ما را زیادی می بینند ، از دانش آموزانی که در کلاس درس ، حرمتمان را می شکنند و کسی حقوقمان را مطالبه نمی کند.
از برخی همکارانمان خسته ایم که با دستان رفتارخود ، حرمت شغلمان را زیر سوال برده اند. آنان که ایمانی به قداست شغلشان ندارند و آنرا با بدرفتاری هایی معاوضه نموده اند که آدمی را به یاد حکایت:
گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری
آری ، خسته ایم ، خسته از این همه توجه ، احساس، محبت ، تیتر شدن و مشهوریت و شرمنده از همه کسانی که برایمان هورا می کشند ، در شهر نه به مناسبت روز ما که به منظور گرامیداشت شهادت استاد شهیدمان ، بنر و پارچه نوشته نصب می کنند وبه یادمان می آورند که روز معلمی هم هست .
آری :
دردهای دیگری هم هست که حیفم می آید با گفتنش ، داغتان را تازه تر کنم. پس امشب در داغ کهنه خود ، آرام و بی صدا باشیم که شاید کسی به ما توجه نمی کرد.
ارسال شده توسط مرتضی | May 2, 2009 8:26 AM
ارسال شده در May 2, 2009 08:26
سلام آقای نجف زاده. من اولین بارمه اینجا میام. وبلاگتونم مثل گزارشاتون منحصر به فرده. ازتون دعوت نمیکنم به وبلاگ من سر بزنید. چون ممکنه سرتون شلوغ باشه نتونید و من ناراحت بشم.
اما هفته ی معلمه من هم جزو کوچکی از این قشر معلمان هستم وخوشحال میشم به وبلاگم سر بزنیدو الته هر وقت دوست داشتید.
موفق باشید
یا علی
ارسال شده توسط مریم | May 2, 2009 10:14 AM
ارسال شده در May 2, 2009 10:14
با سلام خدمت اقاي نجف زاده
من هميشه شما رو توي تلويزيون ميبينم خنده ام ميگيره
نمي دونم براي چي ولي خيلي دوستت دارم
تابستان وقت داشتي به روستاي ما بيا
موفق باشي
دوستدارت
ارسال شده توسط رحيم | May 2, 2009 11:34 AM
ارسال شده در May 2, 2009 11:34
هه هه هه
چه بی نمک...
میگم یا این روزا زیادی دلت خوشه...یا زیادی دلت گرفته...
نگرانتم!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کچلتیم رفیق!
:دی
یاعلی
ارسال شده توسط الهه | May 2, 2009 12:25 PM
ارسال شده در May 2, 2009 12:25
آنان که به عمق واژه نمی نگرند،
قدر این سخن را نمی دانند
ارسال شده توسط فاطمه | May 2, 2009 12:28 PM
ارسال شده در May 2, 2009 12:28
اقاي نجف زاده سلام خيلي علاقمند هستم با شما ارتباط برقرار نمايم اگر مسيرت شمال خورد در خدمتيم ضمنا لطيفه بالا خوب بود استفاده كرديم
ارسال شده توسط مهدي روشني | May 2, 2009 1:11 PM
ارسال شده در May 2, 2009 13:11
سلام ...
خسته نباشين...
اميدوارم اين دنيا با تمام سختي ها ومشكلاتش براي آدما قسمت هاي قشنگش رو براي شما جدا كنه و با پست سفارشي براتون بفرسته.
اميدوارم تو كوچه پس كوچه هاي تنگ زندگي هيچ كوچه اي براتون بن بست نباشه .
از اين كه كمتر تو قاب سرد تلويزيون مي بينمتون تا با لحن خوبتون وجمله هاي نابتون گرمش كنين
دل آزردم...
ولي با تمام اين ها اميدوارم هر جا هستين شاد باشين وخدا هميشه دست مهربوني روسر لحظه هاتون بكشه...
موفق باشين ...
ارسال شده توسط ftmh | May 2, 2009 3:58 PM
ارسال شده در May 2, 2009 15:58
به امید تایید!
سلام...
چهارشنبه(1388.2.9)ساعت 6:50 صبح شریعتی (سرمیرداماد) تصادف کردم.یه فروند زانتیا نقره ای با راننده ای 40-45 سال اومد روپام...من دیدم که چراغ سبز بود...من روی خط کشی عابر پیاده بودم...البته اگه تو اون مسیر رفت و آمد داشته باشی میبینی که وقتی چراغ عابر سبزه چراغ عبور ماشین ها هم سبزه...قبل از زانتیا یه پراید نزدیک بود بهم بزنه...خب انگار من باید اون روز می مردم!!!!
راننده زانتیا که فقط یادم مونده اول فامیلیش م بود هی اصرار می کرد که چیزی نشده...منم تنها...می خواست فقط منو برسونه دانشکده(میرداماد) اما به اصرار وشاید هم دستور پلیس (البته با همراهی یه موتورسوار پلیس)منوبرد بیمارستان(اورژانس) ایرانمهر...عکس و خانم دکتر ناهید.د گفت چیزیت نیست فقط کمی کشیدگی،اگه چرخ رو پات رفته بود پات می شکست...تمام مدت مرد راننده کمی غر میزد برای افراد اورژانس هم ماجرا را چنان تعریف می کرد که من مقصرم ودارم دروغ میگم که پام رفته زیر چرخ...
وقتی می خواستیم بیمارستان رو ترک کنیم گفتم زخم پام خیلی می سوزه وخب دکتر مجبوره بگه برو پانسمان بکن...بعد هم یه باند کشی...راننده اصلا راضی نبود...
وقتی داشتیم از بیمارستان در می آمدیم با یادآوری من برای دادن رضایت, رضایت دادم ...(وچه احمقانه کاری کردم!!!...
راننده منو برد محل تصادف جلوی پلیسا پیاده کرد...ورفت منم رفتم دانشگاه...سر کلاس اصلا تمرکز نداشتم...
امروز شنبه است...
پنج شنبه...ساعت 10-11 شب رفتیم درمانگاه...چون زخم پام تیر می کشید...و نمی تونستم راه برم...مثل حالا...!
کفش پاره ام گوشه ای افتاده ومن باهر بار نگاه کردن بهش گریه ام میگیره...
زخم پام(که مثل سوختگی می مونه) عفونت کرده...پام شده اندازه پای فیل!!! پام سیاه وکبوده....
تمام این حرفا برای این بود که به یاد شما راننده ها بیارم که حق با عابر پیاده است...
والبته به آقای م یا هرکی ایشون رو میشناسه بگم ببین پای من درد می کنه...
من دروغ نگفتم...چرخ ماشین روی پای من اومد...که اگه دروغ میگفتم...
حالا یه سوال از آقای م:... اگه برای فرزندت همین اتفاق می افتاد بازهم می گفتی بچه ات دروغ میگه؟؟؟؟
من زنده ام اما بادرد...این پا برای من دیگه پانمیشه...
حالا می بینم چقدر درمقابل آدم هاضعیف و تنهام...مخصوصا در مقابل شما غول های مردنما!!!
شاید....یاعلی...!
باز به امید تایید به این امید که آقای م یا آشنای ایشون بخونه و بفهمه که من دروغ نگفتم...
ارسال شده توسط عبداللهی | May 2, 2009 5:29 PM
ارسال شده در May 2, 2009 17:29
کوتاه و گزیده
جالب بود
راستی اینکه آدرس ایمیل آدم رو به زور میگیرید کار بدیه ها
ارسال شده توسط درســـــــــااااااااا | May 2, 2009 7:38 PM
ارسال شده در May 2, 2009 19:38
عالیه ولی فقط راست)دکتر محمود(
ارسال شده توسط امید | May 2, 2009 8:29 PM
ارسال شده در May 2, 2009 20:29
نه چپ برو ، نه راست ، همان مستقیم بهتر است ...
این روزها محبت نکردن و سنگ کسی را به سینه نزدن بهتر است ...
.
در جهان هرگز مشو مدیون احساس کسی
تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | May 2, 2009 9:52 PM
ارسال شده در May 2, 2009 21:52
ز فرط گريه باران مي چکد از دستم اين شب ها
يکي دستم بگيرد ، مست مست مستم اين شب ها
غزل مي خوانم و سجاده ام پر مي کشد با من
نمي خوابند يک شب عرشيان از دستم اين شب ها
خدا را شکر سوزي هست ، آهي هست ، اشکي هست
همين که قطره اشکي هست يعني هستم اين شب ها
به جاي خون به رگ هايم کبوتر مي پرد تا صبح
تشهد نامه مي بندد به بال دستم اين شب ها
دلي برداشتم با تکه ابري از نگاه خود
به پابوس قيامت بار خود را بستم اين شب ها
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | May 2, 2009 11:23 PM
ارسال شده در May 2, 2009 23:23
سلام.
نوشته ی جالبی بود.
موفق باشید
ارسال شده توسط نسیم | May 3, 2009 1:02 AM
ارسال شده در May 3, 2009 01:02
سلام.چطوری؟خوبی؟دوباره داری کارهای عجیب غریب می کنی ...
دفعه قبل که با مراتی رفتی تریبون آزاد یادته؟فکر کنم یا می خواهی جایگاه خودت را به بعضی ها ثابت کنی یا میزان فشردگی و پرس شدن به وسیله جمعیت خونت ،پائین آمده ....
با اعلام قبلی میری مصاحبه؟؟؟؟ حالا می بینی چی میشه.
ارسال شده توسط سهراب | May 3, 2009 6:22 AM
ارسال شده در May 3, 2009 06:22
سلام آقا کامران
می دونم که الان تو میدون امام خمینی هستین و قراره برای انتخابات زحمت بکشین
ایشالله موفق باشین
ارسال شده توسط بابای بچه ها | May 3, 2009 10:44 AM
ارسال شده در May 3, 2009 10:44
آقای نجف زاده اگه میخوای از میر حسین حمایت کنی لازم نیست توی 20:30 لباس سبز از نوع جوون پسند بپوشی و تبلیغ لباس سبز که هواداران میرحسین میپوشند ، بپوشی!!
ارسال شده توسط ر | May 3, 2009 4:11 PM
ارسال شده در May 3, 2009 16:11
بدنبود
ارسال شده توسط اسولی | May 3, 2009 5:58 PM
ارسال شده در May 3, 2009 17:58
سلام کامران جان
یه برنامه ای هم ترتیب بده از حاشیه های گزارش با سد حسن !
ارسال شده توسط حسن گچل | May 3, 2009 8:06 PM
ارسال شده در May 3, 2009 20:06
كامران جان سلام ميدونم نميتوني كاري بكني ولي بدون كه من كارمند بانكم32 سالمه با 8 سال سابقه متاهل و يه دختر 6 ساله دارم ماهي 4500000 حقوقمه با كسورات ميگيرم ماهي 1800000 فقط بهم بگو كه زير خط فقر خط ديگه اي هم هست كه شامل حال من باشه مخصوصا تو 3 سال گذشته اضافه كاري و باجه عصر و پاداش با فشار احمدي نژاد به بانكها همه پريد پس خواهش ميكنم در مورد راي گيري حرف نزن كه حالم بد ميشه اگه باهام كاري داشتي تو سايتت بزن چون نميتوني پيدام كني خودم ميام دنبالت
ارسال شده توسط ع | May 3, 2009 8:41 PM
ارسال شده در May 3, 2009 20:41
سلام شما خوبید؟
آقا چرا امکانات سایتت رو بیش از حد محدود کردی؟
نه تماس با ما فعال نه هیچی.
در ضمن قالب سایت هم اصلا جالب نیست.
موفق باشید.
ارسال شده توسط ayhan | May 3, 2009 10:14 PM
ارسال شده در May 3, 2009 22:14
به نام خدا
سلام...آنهم بعد از مدتها.
فقط میخواستم بگم هکر وب سایت شما خیلی آدم باحالیه. خیلی کارش درسته...درست مثل خود شما!!!
بای
ارسال شده توسط منم دیگه | May 4, 2009 9:42 AM
ارسال شده در May 4, 2009 09:42
باسلام
این مطلب جالب بود.
فقط تو وبلاگتون در رابطه با شهر بـم چیزی ندیدم!
باتشکر
ارسال شده توسط امیر | May 4, 2009 11:53 AM
ارسال شده در May 4, 2009 11:53
تیتر روزنامه ها یک روز بعد از انتخابات
با اينكه جديد نيست اما هنوز جالبه؛ كه تيتر روزنامه ها، خبرگزاريها و موضع گيري اشخاص بعد از اعلام نتايج انتخابات را پيشبيني كنيم؛
روزنامه جمهوري اسلامي: با تخريب استوانه نظام صورت گرفت؛ انتخاب مجدد يك كوتوله سياسي
روزنامه كيهان: مردم كار را تمام كردند اينبار بدون مشائي
روزنامه اطلاعات: ميرحسين سكوت بيست ساله دوم خود را آغاز كرد.
روزنامه اعتماد ملي: آيت الله كروبي: من بنفع هيچ كس كنار نمي روم!
روزنامه همشهري: افتتاح پروژههاي عظيم شهرداري تهران توسط مدير لايق و دكتر خلبان قاليباف. ظاهرا ديروز انتخابات هم برگزار شد!
روزنامه جام جم: فيلمهاي انتخاباتي كانديداها هفته آينده پخش خواهد شد!
روزنامه اقتصاد نو : ديروز اقتصاد غيرعلمي و كاسهبدستان، اقتصاد عوامانه و سليقهاي و غيرمنطقي و احمقانه و خاك بر سرتان
آفتاب يزد: کروبی مسموم شده بود، میرحسین پیروزمندانه رای نیاورد.
رونامه رسالت: احمدينژاد اين بار در تقسيم مناصب قدرت سهم ما را رعايت كند وگرنه دور بعد به او راي نميدهيم.
روزنامه اعتماد: ديروز نماز ميت بر جنازه اصلاحات به امامت آيتالله العظمي و المسلمين منتظري برگزار شد.
سايت تابناك: حال كه ما اصولگرايان برنده شديم بايد كابينه ائتلافي تشكيل دهيم.
سايت آفتاب: تشكيك جدي امريكا و اتحاديه اروپا در صحت انتخابات.
سايت فردا: با درايت و مديريت آقاي قاليباف، اصولگرايان برنده شدند.
سايت الف: ۷=۲+۲ پس با اين كسري بودجه ۵ هزارميليارد دلاري احمدينژاد برنده نشده است! (تعداد نظرات ۲۰،۰۰۰،۰۰۰ منتشر شده ۶ تا - غير قابل انتشار ۰)
سايت رجانيوز: لطفا نذرهاي خود را ادا كنيد وگرنه دور بعدي جليلي رييس جمهور نميشهها!
سايت انصار: فساد در زمان دوم خرداد همه جا را فراگرفته بود، چه کسی پاسخگو است!؟
احمدينژاد: ديديد شد!
سيدمحمدعلي ابطحي: مردم در اعتراض به نیامدن خاتمی بود که همه به احمدی نژاد رای دادند. (اين هم عكس نوه ام با كروات كه به خاتمي راي داد!)
مهندس باهنر: ما از اول هم از احمدينژاد حمايت مي كرديم (حتی المقدور)!
خاتمي: کشور ما در دوران گذار به دموکراسی هزینه های زیادی پرداخته، این هم یکی.
لاريجاني: آقاي احمدي نژاد بهترين رييس جمهور است ولي صلاح نبود قبل از انتخابات از ايشان حمايت كنم و به ايشان راي بدهم!
ناطق نوري: من بار دیگر تاکید می کنم که سالهاست از سیاست کناره گیری کرده ام.
ميرحسين موسوي: ما از اول قصد نداشتیم خدمات و زحمات برادر احمدی نژاد را نادیده بگیریم و فقط برای اداي تكليف و اصرار نیروهای انقلاب بود که سکوت را شکستیم.
محسن رضايي: من حتما در انتخابات شايد شركت كنم.
كروبي: من به رهبري هم گفتم اينها به من قرص خواب دادند. حزب اعتماد ملي هم به من نارو زد من NGO تشكيل مي دهم.
هاشمي: ما در اين برهه از زمان تكليف كرديم كه ايشان بمانند.
محسن رضايي: ديگه اينبار امريكا حتما حمله مي كنه!
مشایی: قدس پس از آزاد سازی به سازمان حج واگذار نخواهد شد!
عسگراولادی: ما سخنان زیادی با رییس جمهور داریم که الان وقت گفتنش هست.
دکتر چترباز قالیباف: از قول من بگویید سیاست خیلی کثیف است برای همین من وارد نشدم.
ارسال شده توسط حمید - در کوچه باغ های آسمان | May 4, 2009 12:06 PM
ارسال شده در May 4, 2009 12:06
تقارن فصل امتحانات با انتخابات چه لطایف زیبایی رو در خود گنجانده!
به این فکر افتادم که یک غبار روبی از قاب ذهنم کنم...
ارسال شده توسط کسی بیرون از قاب | May 4, 2009 12:10 PM
ارسال شده در May 4, 2009 12:10
سلام.جونم برات بگه که:همون آقاهه یه تار مویی هم که داشت کنده شد.یه روز که رفت سلمونی همه بهش خندیدن..گفت:چیه؟؟؟؟؟؟؟اومدم آبی بخورم
ارسال شده توسط رضا فانی | May 4, 2009 5:00 PM
ارسال شده در May 4, 2009 17:00
خيلي خوب
عالي
همين
ارسال شده توسط زهرا | May 4, 2009 5:21 PM
ارسال شده در May 4, 2009 17:21
najafzade to ash khorii
ارسال شده توسط MOHAMMAD | May 4, 2009 11:12 PM
ارسال شده در May 4, 2009 23:12
نامه پیرمرد به شریعتمداری ها...(به روزم)
ارسال شده توسط پیرمرد دیریا | May 5, 2009 12:46 AM
ارسال شده در May 5, 2009 00:46
اول تست کنم ببینم نظرم میاد یا نه
ارسال شده توسط امیرحسین | May 5, 2009 3:08 AM
ارسال شده در May 5, 2009 03:08
از اينکه مي بينم هنوز هم نجف زاده سالهاي گذشته رو فراموش نکرديد و بعضي وقتها از اين حرفها هم مي زنيد خوشحالم .
دبيرستاني بودم و تازه داشتم فکر مي کردم سياست چي و خوب طرفدار کدوم حزب بشم که جمله اي از رهبر انقلاب شنيدم درباره اينکه : دو جناح براي کشور مثل دو بال براي يک پرنده هستند و بايد باعث پيشرفت کشور بشن نه اينکه با دعوا و تنش آرامش مردم رو بهم بريزند و کاري هم براي کشور نکنند .
عينا جملات ايشان نيست ولي دقيقا همين مضمون .
حالا هميشه خدا رو شکر مي کنم که آن روز آن جمله را شنيدم و دعا مي کنم سياسيون هم (با اينکه از سن نانوشتگي ضميرشان گذشته ) بشنوند.
ارسال شده توسط اگه بشه گفت يک همکار | May 5, 2009 10:30 AM
ارسال شده در May 5, 2009 10:30
سلام.
هر چند سیاست هیچوقت واسه من جالب نبوده ولی نوشته هاتونو دوست دارم..........اغلب.
یه سری به ما بزنید. باعث خرسندی ماست.
ارسال شده توسط آدی | May 5, 2009 11:50 AM
ارسال شده در May 5, 2009 11:50
خوشحالم از اينكه مجددا به فعاليت وبلاگ نويسي ادامه ميدين و وبت هنوز فعاله
ارسال شده توسط آوا | May 5, 2009 12:21 PM
ارسال شده در May 5, 2009 12:21
سلام نازنین....
حال شما خوبه؟!
امروز باز سه شنبه است....
خیلی ممنون که هفته پیش دقیقا همزمان با سریال مزخرف جومونگ اخبار گفتید....!!!!!!
.
.
.
.
.
کامران و برقرار باشید....
راستی موقع رانندگی خیلی احتیاط کنید
ارسال شده توسط آدم برفی | May 5, 2009 12:26 PM
ارسال شده در May 5, 2009 12:26
سلام جوون
بالاخره يه روز ميشنويم كه:
آقاي كامران نجف زاده مجري توانا و مردمي 20:30
صبح زود در حال آمدن به سر كا تصادف كرد و ....
حالا ميگي نه نيگا كن
موفق باشي
دوست داريم
ارسال شده توسط وحيد | May 5, 2009 3:25 PM
ارسال شده در May 5, 2009 15:25
تمام خبر 20:30 دوشنبه 15اردیبهشت درباره موسوی دروغ بود که گفتید. خدا به شما رحم کند
ارسال شده توسط حسین وطنی | May 5, 2009 11:54 PM
ارسال شده در May 5, 2009 23:54
ميگن مهندس كشاورزي هستي(منم هستم)
ميگن محله ستارخان بزرگ شدي(منم شدم)
يعني با اين جمع بندي...منم ميتونم يه روزي خبرنگار بشم؟.....فكر كنم اين افسانه شخصي منه
ارسال شده توسط طاهره جوانمرد | May 6, 2009 1:59 AM
ارسال شده در May 6, 2009 01:59
سلام
شما هم در نظرسنجی انتخاباتی ما شرکت نمایید . [گل]
ارسال شده توسط جامعه اسلامی دانشجویان پیرو حط امام | May 6, 2009 3:12 AM
ارسال شده در May 6, 2009 03:12
سلام عالی بود
یاد یه لطیفه افتادم
کچله می ره سلمونی همه بهش می خندن می گه که خنده نداره تشنه ام بود اومدم آب بخورم
خدانگه دار
ارسال شده توسط کاظم | May 6, 2009 9:29 AM
ارسال شده در May 6, 2009 09:29
سلام ، يه سوال دارم . ميخوام بدونم كه بيست و سي چرا اينقدر محافظه كاري ميكنه ؟ (به نسبت قبل )
ارسال شده توسط علي اعلي | May 6, 2009 12:52 PM
ارسال شده در May 6, 2009 12:52
سلام . نمی دونم نظرمو می خونی یا نه .
من یه برنامه و طرح بزرگ دارم که می خواستم با شما مشورت کنم .
یه طرح کشوریه با درآمد زایی بالا . قبل از اینکه بدمش به دولت و مسئولین اجرایی می خواستم نظر شما رو راجع بهش بدونم . ممنون می شم بهم سر بزنی . آدرسم بالاست قرار صحبت رو تو بذار . ممنونم . خدا حافظ
ارسال شده توسط حسام | May 6, 2009 1:49 PM
ارسال شده در May 6, 2009 13:49
کامران عزیزبا اینکه اولین بار نضر میدم ولی خیلی وقته میشناسمت دو ست دارم همان کامران گذشته بشی شاید .......
ارسال شده توسط ایدین | May 6, 2009 3:55 PM
ارسال شده در May 6, 2009 15:55
می خواهی بگویی که هیچ طرفی نیستی
اخر پس چه کسی حرف می زند با ما.
اخر کی همه می ایند پای صندوق های رای؟؟؟
اخر کی تکلیف رای های خاموش روشن می شود؟
اخر کی؟
ارسال شده توسط مهدیه | May 6, 2009 4:35 PM
ارسال شده در May 6, 2009 16:35
سلام آقای نجف زاده با اینکه به نظرم جک بی مزه ای بود اما چون از طرف شمابود : عالییییییی بود. راستی من چون تازه این افتخار نصیبم شده که سایتتون رو بخونم می خواستم بپرسم این گالری عکس که گفتین کجاست.خوشحال میشم بهم ایمیل بزنید.
ارسال شده توسط گلادیاتور | May 6, 2009 7:18 PM
ارسال شده در May 6, 2009 19:18
این روزا همون بالا هم قرتی بازیه
بهتره همینیه لاخه مو رو یکنی بندازی دور
ارسال شده توسط هادی | May 6, 2009 9:12 PM
ارسال شده در May 6, 2009 21:12
سلام.
به روزم بادعا،دعا، دعا
حتما سر بزنید.
ممنون
یا حق
ارسال شده توسط نرگس محمدی | May 6, 2009 10:10 PM
ارسال شده در May 6, 2009 22:10
سلام
زیبا بود و پر معنا با معانی گوناگون و برداشت های مختلف
موفق باشید
لینکتون کردم
یاحق
ارسال شده توسط مهدی مقیمیان | May 6, 2009 10:24 PM
ارسال شده در May 6, 2009 22:24
سلام آقا كامران خيلي بي مرام شدي
اصلا به ما سر نميزني
تو را خدا بيا يه سر بزن چيزي ازت كم نميشه
ارسال شده توسط ehsan | May 7, 2009 9:26 AM
ارسال شده در May 7, 2009 09:26
کامران نجف زاده به واسطه بخش خبری ٢٠:٣٠ شهرتی برای خود دست پا کرده است در حالی که شب گذشته به میدان امام حسین رفته بود تا حرف های مردم را به تصویر بکشد پس از نشان دادن قبض برق به ناگاه این سوال را مطرح کرد که "نامزد انتخاباتی باید چه خصوصیتی داشته باشد؟"
او در حالی از مردم این سوال را می پرسید که برنامه از قبل ضبط شده بود و چنان ماهرانه تدوین شده بود که به صورت غیر مستقیم ویژگی های احمدی نژاد را به مخاطبان القا می کرد. داشتن ابهت، شنیدن صدای مردم از نزدیک، دور کردن دست دزدان و غارتگران از سفره های مردم، نترسیدن از جناح ها سیاسی، احساس مشکلات مردم و عقب نشینی نکردن از مواضع، همگی از جمله نکاتی است که محمود احمد نژاد همواره مدعی آنها در این چهار سال بوده است. جالب آنکه نجف زاده نیم ساعت بعد از گزارش ویژه بخش خبری ٢٠:٣٠ از میدان امام حسین به ناگاه سر از دمشق پایتخت سوریه درآورد تا گزارش سفر رییس جمهور را در بخش خبری ٢١ به اطلاع بینندگان رسانه ملی برساند.
ارسال شده توسط مهرداد | May 7, 2009 11:06 AM
ارسال شده در May 7, 2009 11:06
باورم نمیشه! خیلی قدیمی بود آخه!
ارسال شده توسط دوباره زندگی... | May 7, 2009 12:18 PM
ارسال شده در May 7, 2009 12:18
سلام ما شااله به اين همه بيننده و نظر دهنده
من هم فقط به عشق خودت اخبار ميبينم
بابا بيشتر بيا 20:30
اين خانم ركوعي خيلي حرص آدم رو در مياره با اون اجراي ...
ارسال شده توسط مهدي | May 7, 2009 1:10 PM
ارسال شده در May 7, 2009 13:10
این روزها جوونها دنبال این هستند که طراوت باران رو با سبزی بهار گره بزنند شما چطور؟
ارسال شده توسط مهدی | May 7, 2009 4:32 PM
ارسال شده در May 7, 2009 16:32
سلام
همیشه حساب شما رو با بقیه جدا کردم . ولی نمیدونم چرا این روزها با مواضعتون تویه 20:30 بر علیه موسوی(حالا نه بر علیه...یه نوع مغلطه کاری) دارید اون دید من نسبت به خودتون رو یه جورایی خط خطی میکنید...
خدا کنه من اشتباه کنم...
ارسال شده توسط یه آدم... | May 7, 2009 5:13 PM
ارسال شده در May 7, 2009 17:13
سلام خسته نباشید
آقای نجف زاده؟
اتفاقا صداوسیما خرمنی مو دارد که بسی بیشتر از یک تار است
اشراف دارید که اتفاقاچپ وراست زدن این موها!!!!!کلی به صداوسیما میاید واصولا موقع انتخابات فصل قرتی بازی است
دراین روزهای پرکاری خسته نباشی وبانشاط باشی برادر!
ارسال شده توسط fhk, | May 7, 2009 5:36 PM
ارسال شده در May 7, 2009 17:36
بی ربطه اما دلم خیلی گرفته ........
ارسال شده توسط زهرا | May 7, 2009 8:09 PM
ارسال شده در May 7, 2009 20:09
دوست گرامی آدم خوبه نون بازوشو بخوره! نه نون دستمالشو! یه ذره پول بیشتر و چند تا سفر خارجی به مردم فروشی نمی ارزه اینو ننوشتم که تائید کنی نوشتم که خودت بخونی.
ارسال شده توسط آرش | May 8, 2009 2:25 AM
ارسال شده در May 8, 2009 02:25
سلام.یکم متفاوت وشاید تکراری بودامامثل همیشه قشنگ...
ارسال شده توسط مجتبی | May 8, 2009 12:42 PM
ارسال شده در May 8, 2009 12:42
سلام.یکم متفاوت وشاید تکراری بودامامثل همیشه قشنگ...
ارسال شده توسط مجتبی | May 8, 2009 12:44 PM
ارسال شده در May 8, 2009 12:44
یک دروغ انتخاباتی بزرگ
را ببینین
روز 15 اردیبهشت در دانشگاه اصفهان
روزی که از چند روز قبل از آن در برد های مختلف اعلام شده بود انتخابات
نمادین در دانشگاه اصفهان
و همه در آن روز متحیر ماندند که چرا هیچ انتخاباتی برگزار نشد و در هیچ
کجای دانشگاه خبری از هیچ انتخاباتی نبود
اما تعجب همه ی دوستانی که در جلسه ی سخنرانی آقای رمضانزاده حضور داشتند
وقتی بیشتر شد که مسوول انجمن جعلی دانشگاه اصفهان پشت تریبون رفت و گفت
اینک نتایج انتخابات دانشگاه اصفهان که با حضور 80 درصد دانشجویان برگزار
شد بدین شرح است همان جا از تشویق های عده ای پیش از اعلام ایشان همه
متوجه شدند چه دروغی در راه است که با هشیاری دانشجویان و هو کردن ایشان
دیگر ادامه نداد و پایین آمد
ولی تعجبم امروز آنقدر بیشتر شد که این خبر را در خبرگزاری حامیان دولت هم خواندم
اینم لینکش
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802161415
خوب دیگه قضاوت با خودتون
پی نوشت:
1)خوب حتما یا آقایان غیر از خودشان بقیه را آدم نمیدانند یا دانسجو
2)جالبه که حتی در دروغ هم کاندیدایشان بیشاز 50 درصد رای نیاورد
ارسال شده توسط سید محمد حسین | May 8, 2009 12:59 PM
ارسال شده در May 8, 2009 12:59
جالب بود!
ارسال شده توسط عسل بانو | May 8, 2009 2:19 PM
ارسال شده در May 8, 2009 14:19
سلام آقای نجف زاده
این روزاآن قدر مردم را گرفتار کرده اند که حتی دست چپ و راستشان را هم تشخیص نمی دهند
و دیگر هیچ!
ارسال شده توسط مهسا | May 8, 2009 2:32 PM
ارسال شده در May 8, 2009 14:32
سلام آقا
خیلی وقته که از قلم و البته گفتارتون لذت می برم ولی از دیدن اسم شما در لیست هک شده های اون سایت شوکه شدم
بهر حال خوشحالم واقعا که به خیر گذشت و البته برای من هم دوباره بهانه ای شد برای اومدن پیش شما
موفق باشید.
ارسال شده توسط Mehdi Popo | May 8, 2009 6:25 PM
ارسال شده در May 8, 2009 18:25
راستی که دیگه شاخ و دم نداره
حکوت زیر پاهات نشسته
دیگه چپ و راست برا چته
ارسال شده توسط یکی مثل خودت | May 8, 2009 7:56 PM
ارسال شده در May 8, 2009 19:56
سلام من آدرس ايميلتو پيدا نكردم كامران مي خواستم اگه ميشه در مورذ اين مطلب يه گزارش تهيه كني؟
http://illiya1362.mihanblog.com/post/52
ارسال شده توسط علي | May 8, 2009 8:36 PM
ارسال شده در May 8, 2009 20:36
سلام. قهر میکنیم ها آقای خبرنگار.
منتظر رد پایتان هستیم.
ارسال شده توسط آدی | May 8, 2009 9:31 PM
ارسال شده در May 8, 2009 21:31
نمایشگاه آثار هنری جانبازان اعصاب و روان دفاع مقدس
زمان: از شنبه ۱۹/۲/۸۸ تا ۵شنبه ۲۴/۲/۸۸ از ساعت ۱۰ الی ۱۹
مکان: بزرگراه جلالآلاحمد- جنب پلنصر (گیشا)- دانشکدهعلوماجتماعیدانشگاهتهران- تالارابنخلدون
منتظریم...
ارسال شده توسط یاعلی یا هیچکس | May 8, 2009 10:23 PM
ارسال شده در May 8, 2009 22:23
پس كي اپ ميشيد?روزي 6بار سايتتون رو باز ميكنم اما خبري نيست,بابا حداقل 03: 02بيا دلمون براي گزارشاي قشنگت تنگ شده.
ارسال شده توسط گلادياتور | May 8, 2009 11:58 PM
ارسال شده در May 8, 2009 23:58
من از خیلی سال پیش 20:30 رو دنبال میکردم.
دوره ی آقای خاتمی بود که از صداقتت خوشم اومده بود. فکر میکردم حرف حق رو میزنی. مخصوصا خودت. ولی عوض شدی برادر عوض شدی.
بعدا با توجه به همه ی مسایل به این نتیجه رسیدم که دم آقای خاتمی گرم که اونهمه انتقاد رو تحمل میکرد و واقعا خسته نباشه رییس جمهور الان که با اینهمه حمایتتون باز هم نمیتونه مردم رو از خودش راضی نگه داره.
راستش وقطی مصاحبتون رو راجع به هاله ی نور دیدم از خودم به عنوان ایرانی بدم اومد. تو روز روشن آخه برادر عزیز؟
این رو به عنوان یک جوان دوستدار وطنش بهت میگم که هنوزم دیر نشده، تو رو خدا با حمایت از آقای احمدی نژاد مردم رو فریب ندید و وضع ایرانی رو از این بد تر نکنید.
ارسال شده توسط جواد | May 9, 2009 3:25 AM
ارسال شده در May 9, 2009 03:25
سلام
یه متن مستندو واقعی از برگزاری کنکور ارشد دانشگاه آزاد تو وبلاگم هست. اگه بشه که تو اخبار یه اشاره ای بهش بشه عالیه .من حاضرمتا هرجایی که باید دنبال اینکارو بگیرم نه برای خودم من کسی نیستم برای دوستانم.
16 اردیبهشت سالروز تصویب فانون جامعه حمایت از معلولین بود وهیچ کس حتی یاد این قانونم نبود.
ارسال شده توسط دارابیان | May 9, 2009 10:57 AM
ارسال شده در May 9, 2009 10:57
سلام...
خوبي؟
امروز سالگرد روزيه كه براي اولين بار وبلاگت رو پيدا كردم.... يه ماه بيشتر از تاسيسش نميگذشت آره دقيقا 18 فروردين شما وبلاگت رو ساختي و اولين مطلبو توش نوشتي و من 18 ارديبهشت!هيچوقت يادم نميره چقدر ذوق مرگ شدم و تا مرز سكته پيش رفتم كه ميتووونم تو وبلاگ كسي كه به عشق ديدن گزارشاش تموم اخبارها رو ميديدم بنويسم... البته تو خيلي چيزاهم مديونتم...!
به هر حال اين روزو هيچوقت يادم نميره البته اون وقتا باوفاتر بودي و بيشتر سر ميزدي آخه ما اينجا پيشكسوتيم ها ...
ما رو هم فراموش نكن...
خدا تو را حافظ
ارسال شده توسط ياسمن | May 9, 2009 11:30 AM
ارسال شده در May 9, 2009 11:30
سلام
پاسخ خصوصی شریعتمداری به کروبی
خبر از اول
ارسال شده توسط وحید | May 9, 2009 12:48 PM
ارسال شده در May 9, 2009 12:48
با سلام
وبلاگ گفتگوی آرام میان شیعه و سنی با:
1- (انت منی بمنزله هارون من موسی) در شان عمر یا علی؟
2- اثبات شهادت حضرت زهرا از کتب اهل سنت
3- مناظرات جوان 19ساله شیعه با عالم اهل سنت
منتظر حضور سبزتان
www.bar-ali-chegozasht.blogfa.com
ارسال شده توسط man | May 10, 2009 10:01 AM
ارسال شده در May 10, 2009 10:01
اين سايت براي بازتاب اعتراضات دانش آموزان است.
اصلا تا حالا رفتي تو مدرسه ها(نه مدرسه هاي توپ تهران مدرسه هاي ما شهرستاني هاي بدبخت.كاش مي تونستم بگم چه مدرسه اي بياي...)
ارسال شده توسط معترض | May 10, 2009 10:50 AM
ارسال شده در May 10, 2009 10:50
سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه.
راستش من قبلا هم براتون نظر داده بودم اما به دلیلی که هنوز برای خودمم مشخص نیست نظرمو تو سایت نذاشته بودین. از اون به بعد همیشه به سایتتون سر میزدم اما نظر نمیدادم.
چند روز پیش این خبرو شنیدم که یوزارسیف تلویزیون تو کماست و اتفاقا ادعا داشتن این خبر از 20:30 پخش شده! منم چون با گوشهای خودم این خبرو نشنیده بودم نفهمیدم بلاخره این موضوع واقعیت داره یا شایعه ای بیشتر نیست؟
با خودم فکر کردمو و گفتم بهتره بیام از شما بپرسم که این خبر واقعیت داره یا نه؟
خوشحال میشم اگه جوابمو بدین.
با تشکر...
ارسال شده توسط سوگند | May 10, 2009 12:39 PM
ارسال شده در May 10, 2009 12:39
سلام خدمت اقا کامران عزیز و دوست داشتنی. ببین اقا کامران من خیلی به کار شما علافه دارم و بهتون قول میدم که یه روز یا جای شما رو می گیرم یا جای اقای فردوسی پور.به هر حال گزارشهای جالبی رو تهیه می کنید.من از توی خونه زیر سقف و نور و کنار خانواده گاهی اوقات میرم تو گزارش های شما ...مثلا شهر خاکستری هاتون واقعا زیبا شکل می گرفت. حقیقتش جامعه ی ما به وجود چنین ادم هایی نیازداره.خیلی ممنون که وجود دارید.راستی من ادرس سایتتون رو توی تاریخ 18 اردیبهشت 88 از توی مجله خانواده سبز پیدا کردم و خیلی هم خوشحالم... برادر کوچیک شما محسن اسمی 17 ساله از شهر مقدس قــم...التماس دعا
ارسال شده توسط محسن اسمی | May 10, 2009 2:37 PM
ارسال شده در May 10, 2009 14:37
ممنونم
خیلی ...
ارسال شده توسط ***mohkam*** | May 10, 2009 5:51 PM
ارسال شده در May 10, 2009 17:51
سلام آقا کامران گل چقدر دلم برایتان تنگ شده.
چرا گزارش نمی دی پسر؟
الان که این را می پرسم دلم دارد می تپد که پرسپولیس نبازد و حذف نشود.
چقدر دلم برای کامنت گذاشتن برایتان تنگ شده
به وبلاگم سر بزنید میخام از احمدی نژاد طرفداری کنم ولی یکم بلد نیستم چه جوری.
چقدر دلم برای کامران نجف زاده ی ساده تنگ شده
شما جدا طرفدار میر حسین هستید (خدا نکند)!
ارسال شده توسط رفیق | May 10, 2009 6:41 PM
ارسال شده در May 10, 2009 18:41
دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس رو؟
مردم را الاغ حساب می کنید؟
داشتن مواضع سیاسی حق شما و هر کس دیگر است ولی همراه با آن داشتن ذزه ای انصاف هم لازمست
ارسال شده توسط همیلا | May 10, 2009 7:59 PM
ارسال شده در May 10, 2009 19:59
اين يك مستند واقعي است براي آنان كه مرد ادعايند وبس !
((پنج شنبه بعد ازظهر زمان برگزاري كنكور كارشناسي ارشد بود، من با همراهي خواهرم به دانشگاه رفتم تا در كنكور شركت كنم وقتي به محل برگزاري آزمون رسيديم براي استفاده از رمپ با راهنمايي نگهبانان به سمت درب پشتي ساختماني كه آزمون در آن برگزار مي شد رفتيم اما فكر ميكنيد چه چيزي ديديم؟ درب بسته بود!!! هيچ كسي هم آنجا نبود كه درب را باز كند. خواهرم به سرعت به سراغ مسئولين برگزاري آزمون رفت و من آنجا منتظر ايستادم زمان به سرعت مي گذشت، وقتي كه صداي خواندن قرآن كه نشانگر شروع آزمون بود به گوشم رسيد دلهره عجيبي در وجودم افتاد. پس از چند لحظه خواهرم برگشت اما نتيجه اي نگرفته بود. بالاخره يكي از مراقبين به ما گفت كه بايد از درب اصلي ساختمان برويد .خواهرم مرا با حالت دو به درب اصلي ساختمان رساند و در آنجا دو نفر از نيروهاي خدماتي به كمك من آمدند كه از پله ها بالا بروم اما من قبول نكردم وخودم از پله ها بالا رفتم، خواهرم هم ويلچرم را آورد. وارد ساختمان شديم وبا آسانسور به طبقه اي كه آزمون رشته من در آن برگزار مي شد رفتيم. با عصبانيت زيادي كه وجودم را فرا گرفته بود با ديدن آن صحنه ها ناخود آگاه لبخند تلخي زدم چرا كه براي رسيدن به محل برگزاري فرد معلول بايد پله ها را با دردسر و زحمت بالا بيايد و تازه ببيند كه در داخل ساختمان آسانسور هست من كه ميخواستم داخل سالن بشوم گفتند براي معلولين جاي خاصي در نظر گرفته شده و شماره ها دست مسئول مربوطه است، جاي خاص همان راهرويي بود كه محل رفت وآمد بود و جلوي هر ويلچري يك صندلي گذاشته بودند تا داوطلبان معلول آنجا كنكور بدهند.
خواهرم كه هنوز كنارم ايستاده بود دستش را روي شانه ام گذاشت و گفت: آروم باش .
سرم را به علامت تائيد تكان دادم و گفتم: خوبم برو
پس از ذكر نام خدا وتوسل به خودش كه آرامش مطلق است آزمونم را شروع كردم.))
البته اين اولين باري نبود كه با چنين اتفاقاتي برخورد مي كردم اما اينبار برآن شدم كه سكوت را بشكنم و فرياد برآورم نه تنها براي خودم كه من كسي نيستم كه من از ابتداي ورودم به اجتماع از ديدن اينگونه رفتارها اشباع شده ام، بلكه به عنوان عضوي از جامعه و پيكره بزرگ معلولان اين نامه را مي نويسم هنوز چند روز بيشتر از سالگرد تصويب قانون جامع حقوق معلولان نگذشته ولي متاسفانه زنگاري از غفلت و فراموشي بر رويش سايه گسترده است. اي كاش نيم نگاهي بر ماده ها وتبصره هاي تصويب شده آن بيندازيم.
• چرا معلولين در هنگام ثبت نام موظف به فرستادن برگه تايئديه معلوليت از سازمان بهزيستي به دانشگاه مربوطه هستند ولي تنها كاري كه از طرف مسئولين اين امر صورت ميگيرد جدا كردن و تمايز افراد معلول وغير معلول از يكديگر است و در هنگام برگزاري كنكور با آنها همچون فردي كه بيماري مسري دارد برخورد ميشود كه بايد جداي از بقيه داوطلبين باشند ونوعا مكان ويژه وخاصي كه امكاناتي اضافه بر ديگر جاها داشته باشند وجود ندارد؛ شماره هاي اين افراد بدون آمادگي قبلي دردست فردي قرار دارد با رفتاري ناشاسايست و در راهروها كه ذاتا محل رفت وآمد درنظر گرفته شده است بايد به پاسخگويي به آزمون خود بپردازند؟ ميخواهم بدانم آيا رياست محترم سازمان سنجش در چنين شرايطي ميتواند تمركز كنند و به پاسخگويي به سوالات بپردازند؟
• چرا با وجود امكانا ت ساختماني از قبيل سطح شيبدار كه براي استفاده افراد معلول درنظر گرفته شده امكان استفاده از آن ،به خاطر عدم برنامه ريزي و عدم مسئوليت پذيري وجود نداشته باشد؟
• خوب به ياد دارم سالي را كه با ورود به مكاني كه به ظاهر دانشگاه بود اما بيشتر شبيه به آسايشگاه بود همه افراد معلول (نابينا/ناشنوا/ ضايعه نخاعي/جسمي وحركتي) در يك سالن بزرگ بايد كنكور ميدادند و افرداي كه برايشان منشي درنظر گرفته شده بود در كنار ديگر افرادي كه خودشان توانايي پاسخ دادن را داشتند بايد به امتحاني كه پايه آن بر تمركز ودقت نهاده شده پاسخ ميدادند آيا با آن همه همهمه و غوغا ديگر مجالي براي تمركز باقي ميماند؟ دوست عزيزي كه بر روي تخت براي اثبات وجود خود واينكه جسم پوسته اي بيش نيست براي آزمون آمده بود اما هيچ جاي ويژه وامكانات رفاهي برايش درنظر گرفته نشده بود؛ چه كسي پاسخگو است؟
• از مسئولين محترم ميخوام بپرسم آيا واقعا برنامه ريزي براي اين كارها صعب و دشوار است؟
• آيا در جامعه اسلامي كه اصل برابري و ارزش بر وجود والاي انسانيت است ،حكم اين گونه است كه با افراد معلول اين چنين برخورد شود آن هم در مكاني كه ريشه و جايگاه فرهنگ است؟ با وجود رفتاري اين چنين آيا انتظار ديگري ميتوان از افراد عادي وعامي جامعه داشت؟
• آيا اين اصل فرهنگ سازي حضور معلولان در جامعه است؟
ايكاش فرهنگ سالم را بتوان در جامعه نهادينه كرد و به جاي پررنگ كردن تمايزها وتفاوت هاي ظاهري همه را به طور موازي وبرابر در كنار هم قرار داد.
تاكي بايد بگوييم به اميد آن روز؟
-----------
منتظر حضور شما در وبلاگم هستم
ارسال شده توسط الناز دارابيان | May 10, 2009 8:35 PM
ارسال شده در May 10, 2009 20:35
اولین سلام!
خیلی بهتون سر میزنم اما این اولین نظرم
فکر کنم به اونم گیز بدن
ارسال شده توسط حمید متین | May 10, 2009 8:55 PM
ارسال شده در May 10, 2009 20:55
سلام علیکم.
تو مطالب شما خوندم که سیاسی کار نمی کنید.
حالا این نه چپ نه راست دیگه چیه؟
ارسال شده توسط من | May 10, 2009 11:57 PM
ارسال شده در May 10, 2009 23:57
8 روز دیگر چه می شود
درسته که طرفدارهای موسوی وبلاگتان را هک کرده بودند؟
بیست و سی بدون شما بی مزه است چرا نم ی ایی
ارسال شده توسط rafigh | May 11, 2009 12:34 PM
ارسال شده در May 11, 2009 12:34
دیشب خواب تو را می دیدم.آمده بودی محله ما(یه جایی تو استان خراسان)گزارش تهیه کنی.اولش باورم نشد.ولی ... ولی بعدش باورم شد حتا نجف زاده هم از ما(همان آدم های اهل دل هیچ ندار)فاصله ی زیادی دارد و... به خودت نگیر کامران جان.همه اش تقصیر آن تهران لعنتی است.نمی شود آب انجا را خورد و برگشت به ولایتت.این دیگر ورد تمام زبانهایی شده که یاد گرفته اند به جای بسم ا... سر صبح و جواب سلام هم ولایتی ها دروغ بگویند و نانی سر سفره ببرند.هر چه باشد نان تهرانی اش از آن تنوری خانه پز بهتر است و... ما که تا آخرین دانه احساس تشنگی آب تهران نوشیدیم و یک بار یادمان نرفت یک جایی در ولایتمان جایمان خالی است.یک بار هم که هوس در تهران ماندنمان به سرمان زد، سرمان را کوبیدیم به نزدیک ترین دیوار تا یادمان بماند تهران دیوارهایش تمام بتنی است و بتن چه دل سفت وسختی دارد و هیچ چیز نمی تواند آن را بلرزاند.حتا فریاد دل میلیونها آدم تنها که هر روز دلشان شبیه تر می شود به دل بتن.سفت و سخت...
نمی گویم تهران باشد نوش جان تهرانی ها ولی کاش تهرانی نبود تا بشود کعبه آمالمان،که زندگی شیرین مان را حتا از 1000 کیلومتری تلخ کند که چرا اینجا پارک و کافی شاپ و سینماو... نداریم.
یک روزی به همه شان می گویم زندگی شان بدون همه اینها چه شیرین است و اما دلم می سوزد برای هزاران ولایتی که مثل ولایت ما،مردمش فکر می کنند تهران جایی بهتر است برای زندگی.
شاید این وظیفه کامران نجف زاده است که برود یک ولایتی و از زندگی مردمش گزارش تهیه کند و به همه نشان بدهد چه دل صاف و با صفایی دارند مردم آنجا.
ارسال شده توسط سایه | May 11, 2009 12:35 PM
ارسال شده در May 11, 2009 12:35
سلام
آدرس ایمیل شخصی آقاکامران وشماره تلفن را لطفا برام ایمیل کنید
تو رو خدا برا منم بفرستین البته من خبر دست اول دارم.
مرسی
سعید
ارسال شده توسط سعید | May 11, 2009 2:54 PM
ارسال شده در May 11, 2009 14:54
میز کار جای خطرناکی است اگر بخواهیم جهان را از پست آ« بنگریم. پس از پشت میزت پاشو.
سلام
پس یه خبرهایی هست؟
آقا کامران عزیز مجبور بودم معذرت.
چرا دیگر گزار ش نمی دهی .
ارسال شده توسط rafigh | May 12, 2009 10:02 AM
ارسال شده در May 12, 2009 10:02
سلام نازنین....
حال شما خوبه؟!!
چرا چند وقته خبری ازتون نیست؟!!
نکنه باز رفتین ماموریت....؟!
نازنین اگه بدونین این روزها چقدر حالم بده....!!
انشاالله هیچ وقت همچین حسی رو تجربه نکنید....!!
ما بی غمان مست دل از دست داده ایم
همراز عشق و هم نفس جام باده ایم
بر ما بسی کمان ملامت کشیده اند
تا کار خود ز ابروی جانان گشاده ایم
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای
ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم
پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ایستاده ایم
کار از تو میرود ای دلیل راه
کانصاف میدهیم که از ره فتاده ایم
چون لاله می مبین و قدح در میان کار
این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم
گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست
نقش غلط مبین که همان لوح ساده ایم....
ارسال شده توسط آدم برفی | May 12, 2009 11:49 AM
ارسال شده در May 12, 2009 11:49
خداقوت .
ارسال شده توسط گلنار | May 12, 2009 12:02 PM
ارسال شده در May 12, 2009 12:02
عجب معرکه ایه این ثبت نظر تو وب شما!
کلی نوشتم بعد گفت که ایمیلمو ننوشتم..همش پاک شد..حالم گرفته شد.
بی خیال
ختم کلوم: حرف دلم رفت.دلم که نرفت!
قربون گلتون.
(ببخشید منظورم گل روتون بود!)
ارسال شده توسط فرهاد | May 12, 2009 12:35 PM
ارسال شده در May 12, 2009 12:35
salam
yani harf nadashta
ali bood
ارسال شده توسط mohammad babazadeh | May 12, 2009 2:26 PM
ارسال شده در May 12, 2009 14:26
چقدر هم که شما بی طرفی؟؟؟!!! :دی :دی :دی
ارسال شده توسط محمدرضا | May 12, 2009 3:12 PM
ارسال شده در May 12, 2009 15:12
سلام
اگر کاریکلماتور دوست دارید تشریف بیارین
[گل]
ارسال شده توسط سهراب گل هاشم | May 12, 2009 5:53 PM
ارسال شده در May 12, 2009 17:53
سلام
اول بگم وبلاگ دكتر گيل آبادي رو بخونيد. ياد گذشته انداخت...بعد اينكه نه چپ نه راست نه خط خطي آي عاشقاي پاپتي...
ميگم هر چي شما بنوسيد توي كامنت ها مي نويسين عاليه
پس منم مي نويسم
به روز شدم. با عنوانه...
كاش...
ارسال شده توسط محمد جواد عبدي | May 12, 2009 6:15 PM
ارسال شده در May 12, 2009 18:15
شاد بودن هنر است شاد کردن هنری والاتر
لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی جان شب و روز
بی خبر از همه خندان باشیم
بی غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد
ارسال شده توسط ياسمن | May 12, 2009 8:01 PM
ارسال شده در May 12, 2009 20:01
انگار پای ثانیه ها لنگ می شود
وقتی دلی برای دلی تنگ می شود
ارسال شده توسط ياسمن | May 12, 2009 8:05 PM
ارسال شده در May 12, 2009 20:05
http://adamak.persianblog.ir/
ye sar berid poste marbut be 87/7/7 ro bekhunid
ارسال شده توسط pari | May 12, 2009 8:11 PM
ارسال شده در May 12, 2009 20:11
اگر كسی گلی رو دوست داشته باشه كه تو كرورها و كرورها ستاره فقط یك دانه ازش هست برای احساس خوشبختی همین قدر بس است كه نگاهی به ان همه ستاره بیندازدوباخودش بگوید((گل من یك جایی میان ان ستاره هاست))،اما اگر بره گل را بخورد برایش مثل این است كه یكهو تمام ان ستاره ها پتی كنند و خاموش بشوند.
ارسال شده توسط ياسمن | May 12, 2009 8:20 PM
ارسال شده در May 12, 2009 20:20
سلام آقای نجف زاده
ممنون از خبرهای زیباتون
طرز بیانتون توی خبر بیست و سی عالیه
سایتتون هم خیلی پر محتواست
موفق باشین
ارسال شده توسط سکینه | May 12, 2009 11:07 PM
ارسال شده در May 12, 2009 23:07
سلام آقای نجف زاده
سابت پر محتوایی دارین
امیدوارم موفق باشید
در پناه حق
ارسال شده توسط سکینه | May 12, 2009 11:26 PM
ارسال شده در May 12, 2009 23:26
سلام . من عاشق گزارش های شما هستم . اما چند وقتی هست کمتر می بینیمتون مخصوصا توی 20:30 معلومه چه خبره؟ نکنه دوره دوره پاچه خواراست.موفق باشی
ارسال شده توسط مونا | May 13, 2009 12:02 AM
ارسال شده در May 13, 2009 00:02
سلام.عکس کیان جونو به هرکی نشون دادم کلی قربون صدقش رفت.واسش اسفند دود کن.راستی خواهش میکنم سیاسی نشو.اجتماعی بهتره.
ارسال شده توسط زهرا | May 13, 2009 12:18 AM
ارسال شده در May 13, 2009 00:18
آرمانخواهی انسان ها مستلزم صبر بر رنج هاست پس برادر خوبم ، برای جانبازی در راه آرمانها یاد بگیرکه در این سیاره رنج صبورترین انسان ها باشی.
شهید آوینی 15/1/72
به سلام آقا کامران گل
خوش می گزرد کردستان!
چقدر دیشب که دیدمتان خوشحال شدم.
ارسال شده توسط rafigh | May 13, 2009 6:53 AM
ارسال شده در May 13, 2009 06:53
سلام
راستش گزارشت درباره موبایل آقاخیلی بی مزه بود.
برو به درد مردم برس آقااااااااااااااااااااا
بای
ارسال شده توسط lk | May 13, 2009 10:11 AM
ارسال شده در May 13, 2009 10:11
ننگ بر تو كه افكار عمومي رو به بازي گرفته اي و يه عده مردم ساده لوح رو با گزارش هاي مسخرت (به ظاهر منتقدانه)داري فريب ميدي.
خواهشن نظر مخالفاتم رو سايت بذار
ارسال شده توسط بهزاد | May 13, 2009 11:36 AM
ارسال شده در May 13, 2009 11:36
انسان بودن يعني اين که وقتي با کسي مشتاقانه کوهي رو بالا رفتي اما رو قله حس کردي که ازش بي نياز شدي يادت نره که اون پايين چقدر بهش نياز داشتي
ارسال شده توسط ياسمن | May 13, 2009 12:13 PM
ارسال شده در May 13, 2009 12:13
سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي چون همه از نورت استفاده مي کنن ولي اصلا نگات نمي کنن؛ سعي کن مثل ستاره کم نور بدي تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن
ارسال شده توسط ياسمن | May 13, 2009 12:16 PM
ارسال شده در May 13, 2009 12:16
بيش از حد عاقل بودن کار عاقلانه اي نيست
ارسال شده توسط ياسمن | May 13, 2009 12:21 PM
ارسال شده در May 13, 2009 12:21
برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
ارسال شده توسط ياسمن | May 13, 2009 12:41 PM
ارسال شده در May 13, 2009 12:41
سلام...
امروز عجب بنده وبلاگتو جمله بارووون كردم
ببخشيد كمبود حرف دارم...
ميخوام بدوني كه به يادتم و به وبت سر ميزنم.... حتي اگه شما تحويل نگيري
خدا تو را هميشه حافظ
ارسال شده توسط ياسمن | May 13, 2009 12:43 PM
ارسال شده در May 13, 2009 12:43
سلام
سوالم اینه که چرا شما پیوندی ندارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط علی معرفی | May 13, 2009 1:12 PM
ارسال شده در May 13, 2009 13:12
سلام کامرانی؟
شنیدی زمستون رفتو رو سیاهی برای سرما ماند!
بله کامران نجف زاده که محبوبترین خبرنگار دوران سید بزرگ بود امروز به یکی از خبرنگارانی تبدیل شده که مانند گل آفتابگردان با نور خورشید در حرکته کامی جون کاش مو ها تو همیشه بالا میزدی نه راست و چپ آخه آدم نمیدونه حرفاتو باور کنه یا خبر و حرکاتتو در tv!
بای!
ارسال شده توسط هه ژار | May 13, 2009 3:13 PM
ارسال شده در May 13, 2009 15:13
سلام کامران خان.ممنون بابت گزارش موبایلتون.خیلی متفاوت و قشنگ بود...
ارسال شده توسط pat&mat | May 13, 2009 9:18 PM
ارسال شده در May 13, 2009 21:18
جالب بود
ارسال شده توسط مسعود | May 13, 2009 11:10 PM
ارسال شده در May 13, 2009 23:10
salam agha najaf zade
nemidunam injori soje migiri ia na
ama dar kashan ie pesare23 sale dar asar sahleengari masolane zandan ia ie seri avamele dge ke hanoz malom nist mimire
age paieii khabaram kon behem mil bezan
movafag
bashi
ارسال شده توسط atena | May 14, 2009 10:55 AM
ارسال شده در May 14, 2009 10:55
به سلام آقا کامران گل
کردستان خوش می گزرد
برای یکباز هم که شده به وبلاگکان بیا و شادمان نما.
اونجا مواظب خودت باشا ، کردستان را تاحالا ندیده ام ولی چند سال پیش یک فیلمی نشان داد که از کردستان ترسیدم
مراقب خودت باش عزیز
( می دانم تا برنگردی تهران این را نمی خوانی!)
ارسال شده توسط rafigh | May 14, 2009 2:33 PM
ارسال شده در May 14, 2009 14:33
سلام آق خبرنگار
میگم همه ی خیرنگارا یه طرف، شما یه طرف
ارسال شده توسط h | May 14, 2009 6:59 PM
ارسال شده در May 14, 2009 18:59
سلام .داداش مواضب باش رفتي سلموني به خودت گير نده آخه نه اينكه موهات خيلي پرپشته و.....در ضمن يه ضرب المثل تركي ميگي سري كه توش عقل باشه مو نگه نميدره.
به ما هم سر بزنيد البته با سر كچل نه .يا فاطمه
ارسال شده توسط حاج مصطفي | May 14, 2009 8:25 PM
ارسال شده در May 14, 2009 20:25
كامران نجف زاده بي شعور
ارسال شده توسط بيكار | May 14, 2009 9:27 PM
ارسال شده در May 14, 2009 21:27
لطفاً شان رهبری رو با سوالهای بی خود پایین نیاورید اگه هر خبرنگاری سعی می کرد کمی برای جلب توجه کار نکنه و هدف داشته باشه اونوقت ...
ارسال شده توسط حسین | May 14, 2009 10:38 PM
ارسال شده در May 14, 2009 22:38
سلام برادر کامران!
مطلب خنده داری بود، اما منظور؟!
ارسال شده توسط بسیجی | May 14, 2009 10:42 PM
ارسال شده در May 14, 2009 22:42
با سلام
آقاي نجف زاده چرا اينقدر دير به دير مطلب جديد تو سايت مي زنيد؟
ارسال شده توسط سعيد | May 15, 2009 12:34 AM
ارسال شده در May 15, 2009 00:34
سلام و صد درود
اقای نجف زاده نمی دونم کارهای روزمره و گرفتاری این روز ها اجازه میده بهتون که یادتون بیاد 4 روز دیگه متولد میشید یا نه،عجب حرفی زدم کیه که روز تولدش و یادش بره؟
خلاصه روز به دنیا امدنتون 4 روز زودتر مبارک،اخه امتحان ا دیگه داره سر و کلشون پیدا میشه گفتم الان بگم که دیگه وقت یاری نمیده تازه فکر کنم کاسه کوسه یه سریا را هم ریختم به هم.
با تقدیم هزاران شاخه گل و ارزومند یه زندگی گرم و ارام زیر سایه ی حق تعالی. راستی نپرسید که شاخه گلا کو؟یه چند تا ازاین شکلکا خرجشه بزارین این کنار تا حداقل مصنوعیش و تقدیمتون کنیم.
باز هم پیشاپیش تولدتان مبارک
زندگی به کامتان
ارسال شده توسط هدا | May 15, 2009 12:45 AM
ارسال شده در May 15, 2009 00:45
سلام
مومن چرا نظر منو در باب بي احترامي صداو سيما به مخاطبينش در لحظه تحويل سال نو را نذاشتيد تو وبلاگ؟؟؟
ترسيدي اخراجت کنند؟؟
ارسال شده توسط مجيد جمشيدي | May 15, 2009 4:27 AM
ارسال شده در May 15, 2009 04:27
خوب جناب خبرنگار تو که و همه جا پیدات میشه چرا از کتک خوردن معلمان در مقابل مجلس در اصفند 86 که به دست سربازان گمنام امام زمان انجام شد گزارش تهیه نکردی ؟
ارسال شده توسط مصطفی اله وردی | May 15, 2009 7:30 AM
ارسال شده در May 15, 2009 07:30
یه بنده خدایی یعنی همون زلفعلی خان دیگه
اینو یه بار هم گفته بودی که
86/2/12
ارسال شده توسط LeiLa | May 15, 2009 11:48 AM
ارسال شده در May 15, 2009 11:48
شما خیلی کم لطف هستید :-(
ارسال شده توسط آزی | May 15, 2009 3:56 PM
ارسال شده در May 15, 2009 15:56
سلام
آقا شما چرا با اینکه این همه خبر از میراث فرهنگی رو به نابودی خوزستان در خبرگزاری های دولتی و غیر دولتی پخش میشه، ولی سالی حتی 1 دونه خبر هم توی 20:30 کار نمی کنید در این باره؟ چرا؟
این خبرها را بخونید : http://taryana.ir/
کلاً صداوسیما با ما خوزستانی ها خیلی چپه ، مگه ما چیکار کردیم؟ اصلاً آبروی ما رو برده این صداوسیمای شما، شدیم شهروند درجه 10 ، هر جا میریم میگیم خوزستانیم زود میپرسن چرا سیاه نیستی؟ چرا عرب نیستی؟ چرا لهجه نداری؟ والا زشته چه هیزم تری فروختیم به این صداسیما آخه؟ آقا خوزستان دست کم 8 تا قوم داره، بیش از 20 تا شهر داره، 7000 سال تاریخ ثبت شده داره، بیش از 30 هزار اثر تاریخی و طبیعی ملی داره، بیش از 70 اثر تاریخی بی همتا داره ، 4 شهرش در دوره های پیش از اسلام پایتخت ایران بودن ، کلی آدم های بزرگ داره ، اون وقت این صداسیما گیر سه پیچ داده به چهارتا لنج دار آبادانی لزوماً سیاه و لزوماً عرب که چی بگه؟ شما دارید هم به ما خیانت می کنید هم به کل ایران ، خجالت رو گذاشتن واسه این موقع ها ، اصلاً من این کامنت رو واسه همه وبلاگ های این خبرنگارها می فرستم بلکه دیگه کمتر شورشو در بیارید.
ارسال شده توسط اهوازی | May 15, 2009 4:12 PM
ارسال شده در May 15, 2009 16:12
خیلی کم پیدا شده بودین...
دیشب یه گزارش ازتون پخش شد کمی امیدوار شدم...
نکنه کم کم میخوایین با دنیای خبر خداحافظی کنید...؟!
خدا نکنه...
ای بابا...
.
.
.
شاد باشی...
ارسال شده توسط ــــ*پائیــــز*ــــ | May 15, 2009 11:15 PM
ارسال شده در May 15, 2009 23:15
سلام .
دستتون درد نکنه . اون دفعه که نظرم رو تأیید کردید ، به جای شما ، خیلی ها تو وبتون منو دیدن و اومدن کلی فحش و ناسزا بارم کردن . بدون اینکه توجه کنن من فقط مشاهدات خودم رو نوشتم.
خلاصه دمتون گرم ...
از همین جا از توهین های دوستان گرامی ممنونم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
راستس گزارش های اصلاح الگوی مصرف واقعا" عالی بود .
ارسال شده توسط مرجان | May 16, 2009 6:20 AM
ارسال شده در May 16, 2009 06:20
خیلی با حالی
ارسال شده توسط امین | May 16, 2009 11:08 AM
ارسال شده در May 16, 2009 11:08
سلام
به نظر من اگه مصلحت انديش باشه ميره يه کلاه گيس ميخره با کيفيت بالا که هر طرف باد ميزد همون سمت بره(موهاش) در ضمن حجمش هم بايد زياد باشه که به چشم بياد.
اگه به نظرت کامنتم قابل چند لحظه فکر کردن بود برام يه pm بذار کار بسيار مهمى دارم فقط توروخدا زودتر تا دير نشده
باى
ارسال شده توسط سجاد | May 16, 2009 12:07 PM
ارسال شده در May 16, 2009 12:07
سلام آقای نجف زاده
چه خوب که آمدید و کامنت ها را گزاشتید
یک کم بیشتر از کردستان بگویید می خواهیم بیشتر آشنا شویم.
ارسال شده توسط rafigh | May 16, 2009 12:53 PM
ارسال شده در May 16, 2009 12:53
قبول کنید 20:30 بدجوری راست میزنه
ارسال شده توسط بشارت | May 16, 2009 2:07 PM
ارسال شده در May 16, 2009 14:07
سلام
نه چپ نه راست!
جالب بود
حالا چرا آقاهه با یه تار مو رفته بود ارایشگاه که اینو بهش بگند؟
....
یاعلی
ارسال شده توسط زمرد(فرشته) | May 16, 2009 2:15 PM
ارسال شده در May 16, 2009 14:15
سلام دوست عزیز
مدتی است هیچی ننوشتی و مردم رو چشم انتظار گذاشتی اماامروز ما سعادت این رو پیدا کردیم که تو رو در ورزشگاه مریوان از نزدیک ببینیم .در محل خبرنگارها نشسته بودی ودر خیال فرو رفته بودی وسرت رو به میله ها تکیه داده بودی ،دنبال سوژه خبری می گشتی اما بی خیال از اینکه خودت بهترین سوژه خبری بودی ، ماموران حفاظت نگذاشتن با خودمون دوربین بیارم تا اون لحظات زیبارو به تصویربکشیم ومردم هم از این لحظات بی بهره نباشند!!!
آقای نجف زاده شما همیشه در میان مردم به دنبال سوژه خبری می گردین اما امروز ما اگه دوربین داشتیم بهترین خبررو تهیه می کردیم.
ارسال شده توسط بختیاربالنده | May 16, 2009 4:43 PM
ارسال شده در May 16, 2009 16:43
سلام اقای نجف زاده وبلاگ خوبی دارید خیلی از مطالب را خواندم کاش قالب شاد تری برای وبلاگ انتخاب می کردید البته این یک مساله کاملا شخصی و سلیقه ای است ٬ به هر حال این هم نظر من بود.
می دانم که سرتان خیلی شلوغ است ولی اگر از وبلاگ من دیدن می کردید ویک نظری می دادید خیلی خوشحال می شدم .
برایت بهترین ها را ارزومندم
ارسال شده توسط مهرنوش | May 16, 2009 6:06 PM
ارسال شده در May 16, 2009 18:06
http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=82819
با تشکر به آدرس بالا مراجعه کنید .
ارسال شده توسط فاطمه | May 16, 2009 6:29 PM
ارسال شده در May 16, 2009 18:29
سلام اقاي نجف زاده,دقيقا نمي دونم تولدتون چندم ارديبهشته اما هر روزيه
تولدتون مبارك,با ارزوي بهترين ها.
ارسال شده توسط گلادياتور | May 16, 2009 6:35 PM
ارسال شده در May 16, 2009 18:35
Pish ghezavat kar dorosti nist
Man eshtebah kardam lotfan nazar manro bardarid
ارسال شده توسط Rafigh | May 16, 2009 10:18 PM
ارسال شده در May 16, 2009 22:18
انگار پای ثانیه ها لنگ می شود
وقتی دلی برای دلی تنگ می شود
ارسال شده توسط ياسمن | May 16, 2009 10:29 PM
ارسال شده در May 16, 2009 22:29
bad nabod
ارسال شده توسط حسن ابوئی مهریزی | May 16, 2009 11:39 PM
ارسال شده در May 16, 2009 23:39
سي میلیون رای سبز به میر حسین موسوی، هدف سبز جوانان خواهان تغییر: در نبود رسانه ی ملی بی طرف:
"هر جوان یک رسانه"
"هر شخص یک ستاد
ارسال شده توسط کاش | May 17, 2009 9:40 AM
ارسال شده در May 17, 2009 09:40
بابا حالا فكر كرديم يه بحث داغ سياسي راه انداختي !
اما دمت گرم ؛ خوشم مياد به قول ما كامپيوتريا كدينگ حرف مي زني كه زيادم دردسر ساز نشه برات!
موفق باشي قهرمان !
ارسال شده توسط توبگو كيم ؟ | May 17, 2009 10:39 AM
ارسال شده در May 17, 2009 10:39
سلام....
تولدتان پیش پش مبارک.
فعلا همین..
شادکام باشید.
ارسال شده توسط نرگس محمدی | May 17, 2009 11:41 AM
ارسال شده در May 17, 2009 11:41
با حرف مجید جمشیدی یاد حرف خودم افتادم...
موقع سال تخویل ...شبکه 3 مصاحبه زرد با سوسانو پخش میکنه سال تحویل بود مثلا...فرزاد حسنی از خود مچکر هم مثل دخترا لباس عوض میکنه انگار عروسیه...
موقع سال تحویل صدای شلیک توپ نیومد...!
تا صدا سیما یاد بگیره موقع سال تحویل چه کند... ما مردیم...
خواستم زنگ بزنم 162بگم اما دیدم همه اینا حرفه... شماها مرد عمل نیستید...!
راستی سلام....
یا علی....
ارسال شده توسط سکینه | May 17, 2009 12:01 PM
ارسال شده در May 17, 2009 12:01
دروووووود!!!
ميدونم خيليها لينكتون كردن اما دوست ندارم بدون اجازه اين كار رو انجام بدم.
اجازه دارم لينكتون كنم آيا؟
پيروز باشيد!
ارسال شده توسط مژده لاريجاني | May 17, 2009 12:32 PM
ارسال شده در May 17, 2009 12:32
سلام آقاي نجف زاده
راستش ميشه توي نوشتن نامه به من كمك كنيد؟
راستي نامه من به دست رييس جمهور ميرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اينو بگم كه اسم شركت"شركت كشت وصنعت نيشكر شوش" هست
البته ما اهل دزفوليم ولي كار بابام اونجاست به خدا خسته شديم آخه چرا بايد 2-3 ماه يكبار حقوق بدن؟؟؟؟؟؟
الان هر كسي اومده مدير عامل بشه بعداز 2 ماه فرار كرده رفته
اين كارگراي بدبخت يبار از ماه بهمن تا خرداد حقوقي دريافت نكردن
وقتي هم كه اعتصاب ميكنن ميوفتن به جونشون و ميزننشون يا حتي با گاز اشك آور ازشون پذيرايي كردن
خوبه كه اين موضوع تا آمريكا بره و توي بحث هاشون به مشكل شركت هفت تپه بپردازن؟؟؟؟؟؟؟؟
اما توي ايران خودمون اينجوري قشر كارگر رو تحويل ميگيرن
پيامبر وقتي كارگري رو ديد بوسه بر دستانش زد اما اينجا چوب جاي بوسه نشسته
آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/مگر جز اينه كه اين كارگرا از حقوق خودشون دفاع كردن؟؟؟؟؟؟؟؟
خلاصه از هر چيز بگذريم كلام شما بهتره خلاصه بگين به من كه در نامه ام چه چيزي رو قيد كنم
خيلي ممنونم و منتظر راهنمايي شما هستم فقط هرچه زودتر بهتر
خيلي سپاسگزارم0اين نظر خصوصي باشه)
ميشه من يه شماره تلفني از شما داشته باشم تا بتونم بهتر در اين رابطه با شما گفتگو كنم
بازم ميگم منتظرتون هستم تورو خدا كمكم كنيد اين حرف دل تمام كارگراي اين شركت رو به گوش رييس جمهر برسونم
اميدوارم كه اين مشكل حل بشه(تو قسمت نظرات وبلاگ برام جئاب بدين لطفا)
ارسال شده توسط maral | May 17, 2009 12:45 PM
ارسال شده در May 17, 2009 12:45
سلام
اون فکر مصلحت انديشانه ى کلاه گيس مال من بود نه امين (سجاد) لطفاامروز درستش کن
بعدم اينکه جواب منو ندادى عيبى نداره من فکر نميکنم که کامنتم ارزش چند لحظه فکر کردن رو هم نداشت و يه قدم ديگه بر ميدارم.
ميخوام باهاتون راجع به دکتر شريعتى صحبت کنم آخه ۲۹ خرداد نزديکه و شما هم تنها خبر نگارى هستيد که راجع بهش گزارش تهيه ميکنين يه حرفايى دارم که خيلى بدردتون ميخوره شنيدنش ضرر نداره لطفا اين دفعه جواب منو بده اگر هم مشغول تهيه گزارش در کردستان هستى وسرت شلوغه من صبر ميکنم تا سرت خلوت بشه.
باى
ارسال شده توسط سجاد | May 17, 2009 1:45 PM
ارسال شده در May 17, 2009 13:45
دیروز وقتی که وارد وبلاگ شما شدم با صحنه ای مواجه شدم که خیلی برام غیر منتظره بود واون این که وبلاگ شما به سایت رئیس جمهور متصل شد و این باعث شد تا نظرم نسبت به شما تغییر کنه.
راستش فکر میکنم وبلاگ شما جای خوبی باشه برای درد دل کردن ولی جای خوبی برای تبلیغ کردن نباشه.
با بهترین آرزوها برای شما و ملت ایران
ارسال شده توسط دوست | May 17, 2009 3:15 PM
ارسال شده در May 17, 2009 15:15
سلام ولی این روزا که قرتی بازی ، سیخ کردن مو به سمت بالاست.... آخه اونم یه جهته..
ارسال شده توسط علی | May 17, 2009 4:52 PM
ارسال شده در May 17, 2009 16:52
سلام.انگار خیلی خوش می گذره،نمی خوای برگردی؟!!!! راستی بابت گزارشای قشنگتم که تو کردستان می گیری ممنون.
ارسال شده توسط pat&mat | May 17, 2009 6:50 PM
ارسال شده در May 17, 2009 18:50
سلام داداش جان
سفر گذشت ؟
معلومه که خوش میگذره با رهبر...
خوش به حالت ...
منم خیلی دوست دارم یه روز ایشون رو از نزدیک ببینم...
.
من فقط دو تا گزارش از شما رو دیدم...
موبایل و نخبگان که هر دو قشنگ بود . موفق باشی
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | May 17, 2009 9:21 PM
ارسال شده در May 17, 2009 21:21
چرا کم کار شدید؟
راستی پسرتون چطوره؟
ارسال شده توسط mahsa | May 17, 2009 10:13 PM
ارسال شده در May 17, 2009 22:13
سلام آقاي نجف زاده
سفر خوش ميگذره
تولد امسالتون رو اونجا ميگيرين ديگه!
*****تولد عيدشما مبارك******
به يادتون هستيم آقاي خبرنگار عزيز
ارسال شده توسط حبيبه | May 17, 2009 11:46 PM
ارسال شده در May 17, 2009 23:46
لطفا گاهی زیر دیپلم حرف بزنید.
ارسال شده توسط خودم | May 18, 2009 1:25 PM
ارسال شده در May 18, 2009 13:25
خییییییلی باحال بود............دمت گرم
ارسال شده توسط zahra | May 18, 2009 1:32 PM
ارسال شده در May 18, 2009 13:32
و خسته شده ام از این چپ و راست که هی ما را چپ و راست می کنند! همین بس که در هر انتخابات پته هم را می ریزند بر روی آب همی و ما می بینیم چیست بر پس پرده و هیچ رخ نمی دهد باز!!
ما منتظر نه دومی که چندمیش هستیم ! هیچ جا نمی ریم همینجا هستیم! البته چون مشکل نظام وظیفه مان حل نشده است!!
ارسال شده توسط کافه چی | May 18, 2009 1:44 PM
ارسال شده در May 18, 2009 13:44
سلام اقای نجف راده
من همیشه از مطالبتان وخبرهای دست اولت لذت برده ام موفق باشید
بایک مطلب جدید به روزم خوشحال میشم یه سری بهم بزنی ممنونم
ارسال شده توسط یکاشنا | May 18, 2009 2:16 PM
ارسال شده در May 18, 2009 14:16
از ماست که بر کره است!
فقط از دست خود میکشیم
مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرایئل
ما استعمار خارجی نمی خواهیم
استثمار داخلی اخراج کارگران
آقایان ما صدقه نمی خواهیم
ارسال شده توسط H R T | May 18, 2009 2:17 PM
ارسال شده در May 18, 2009 14:17
آقا والا بلا ما رای میدیم اما با تبلیغات خودتان اصرار نکن گوشت و میبرمها
ارسال شده توسط H R T | May 18, 2009 2:20 PM
ارسال شده در May 18, 2009 14:20
کامران جان چرا این بازیکنهای مفت خور قوتبال باید دنبال یه توپ بدوند و 500 میلون تومان تو یک سال بگیرن و وقتی میخوان گل بزنن این پاشون به اون پاشون بگه فلان در حالی که اون کارگران زحمت کش که جلوی کوره های وای میستن 3 ماه یک با حقوق بگیرن آیا این بی عدالتی و استثمار در حکومت س ی د ع ل ی نیست؟
ارسال شده توسط H R T | May 18, 2009 2:23 PM
ارسال شده در May 18, 2009 14:23
اقای نجف زاده چرا پیام منو اشتباهی چاپ کردین واقعا که!!!؟؟؟ اون پیامی که میگه قالب شادتری واسه وبلاگ انتخاب کنید را من گفتم حالا شما به اسم یه نفر دیگه چاپش کردین ! این ادرس سایتی که تو پیام من گذاشتین من اصلا نمی دونم چی هست پیداست خیلی سرتون شلوغه
ارسال شده توسط مهرنوش | May 18, 2009 3:20 PM
ارسال شده در May 18, 2009 15:20
تشکیل کمیته بررسی حادثه ضرب و شتم خبرنگار واحد خبر در تبریز
تبریز - خبرگزاری مهر: در پی حادثه درگیری عوامل یگان امداد فرماندهی انتظامی شهرستان تبریز با خبرنگار و تصویربردار واحد خبر صدا و سیما، رئیس پلیس آذربایجان شرقی دستور تشکیل کمیته بررسی این حادثه را صادر کرد.
سرهنگ صمد فرامرزی، معاون اجتماعی و ارشاد فرماندهی انتظامی آذربایجان شرقی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: به دنبال وقوع این حادثه، سردار سرتیپ محمدعلی نصرتی با صدور دستوری ویژه، اینجانب و رئیس بازرسی انتظامی آذربایجان شرقی را مامور رسیدگی به این پرونده کردند.
وی ضمن اظهار تاسف عمیق از وقوع این حادثه یادآور شد: درگیری عوامل امداد با خبرنگاران یاد شده بر اثر ناهماهنگی و سوء تفاهم بین این نیروها با صدا و سیما پیش آمده است.
سرهنگ فرامرزی با اشاره به اقدامات صورت گرفته در پی این اتفاق گفت: به دنبال حادثه فوق، سریعا جلسه ای با مدیرکل صدا و سیمای آذربایجان شرقی، مسئولان واحد خبر و نیز خبرنگار و تصویربردار یاد شده برگزار شده و مسئله مورد بررسی قرار گرفت.
معاون اجتماعی و ارشاد فرماندهی انتظامی آذربایجان شرقی تصریح کرد: در این جلسه ضمن ابراز تاسف از حادثه پیش آمده، از خبرنگار و تصویربردار مورد اشاره دلجویی به عمل آمد.
وی تاکید کرد: سردار فرمانده انتظامی آذربایجان شرقی با صدور دستوری، خواستار بررسی دقیق حادثه و برخورد با مسببان حادثه شد.
گفتنی است، در پی تخریب بناهایی که به گفته شهرداری تبریز از سوی کمیسیون ماده 100 غیرمجاز اعلام شده اند، خبرنگار و تصویربردار واحد خبر صدا و سیما برای تهیه گزارش در محل حضور یافته بودند اما ماموران یگان امداد پلیس، ضمن ممانعت از فعالیت آنان، با خبرنگاران یاد شده درگیر شدند.
در این حادثه بهرام سامی تصویربردار صدا و سیما پس از درمان سرپایی از درمانگاه مرخص شده است.
مسئولان واحد خبر صدا و سیما ضمن تائید حوادث پیش آمده از اعلام نظر در این خصوص خودداری کردند
ارسال شده توسط iهمکار | May 18, 2009 4:24 PM
ارسال شده در May 18, 2009 16:24
. بودن چنین آدم هایی از جنس بودن نیست
اون هایی که یه فامیل توی شهره دیگه دارن توی قطار ازبقیه بی تاب ترند. حتی نمی خوابند که اگه نزدیک شدند زود متوجه بشن. اغلب زود تر از بقیه توی راهرو می ایستند که زود تر پیاده بشن .ولی بقیه که احساس می کنند باید تا آخرین مقصد باشند هرچه پول دادند چند برابرش رو باید استفاده کنند. معمولا به همه چیز گیر می دن ونق می زنند. امثال آقای بهجت که توی اون دنیا حضرت زهرا، امام حسین و.... را به معنای واقعی دوست دارد همیشه بی تاب رفتن و رسیدن به آن معشوق ها هستند . دیگه چه جای نق زدن و ایراد گرفتن و....
اونا که بارشون رو بستند و چشمشون به در که که صداشون کنند که فلانی بیا که لحظه وصال رسید . دیگه کجا مثل من غم غصه دارند اونا مال که این خانه نبودند. مرغ باغ ملکوت بودند .
امسال فاطمیه پیش خود حضرت زهراست .
اینجا یه دغدغه دارند . یه دوست صمیمی توی این دنیا دارند که او دستشون رو توی همه جا گرفته و بلندشون کرده اصلا او بوده که با خدا و پیغمبر آشتی شون داده و حالا با رفتنشون اون دوست... . اینجا دوتا غصه دل همه را می سوزونه ...
اول اینکه امثال آقای بهجت کل عمر زحمت کشیده و تزکیه کرده به امید اینکه اگه یه روزی اون دوست آمد و نغمه انا المهدی سر داد او هم توی سپاهش باشه و پشت سرش نماز بخونه و باری از دوش حضرت برداره و کل زندگیش به این خلاصه می شد که او ضمینه سازی ظهور باشه و برای فرج دعا بکنه. حالا رفت . ندید که آقاش بیاد و....
و یه غصه دیگه اینکه امام زمان مگه توی این دنیا چندتا دوست واقعی مثل آقای بهجت داره؟ که اون هم رفت ... قربونت برم آقا که اینقدر غریبی . امثال من که یه روز آشتی می کنیم و یه روزدیگه زیرش می زنیم . مگه چند تا یار مثل بهجت داشتی که بتونه خوب از عهده نفسش بربیاد و زمین نخوره ... آقا جان من معذرت می خوام اگه امثال من خوب می شدند تو می اومدی و....
میدونم هرجا که گیر هست تقصیر امثال منه که نه زنگی زنگم، نه رومی نه روم . اگه من هم محکم می موندم، توهم دست من رو مثل بقیه میگرفتی و بالا می کشیدی . افسوس که من ....
ولی آقا جان می دونم که امثال آقای بهجت هنگامی که ظهور کنی رجعت می کنند و از یاران تو میشن اما من در راه مانده ام که اگر آمدنت رو نبینم بعد از مرگم هم نمی بینمت . مرگ برای امثال بهجت ها پایان راه نیست چون هنوز در این دنیا کارهای ناتمام دارند . ولی من ...آقا جان سرت سلامت .. کاش من می توانستم جای اورا پر کنم . کاش من هم گوشه ای از خوبی های اورا داشتم . لااقل رفتنش بهانه ای شود که کمی از دستوراتش را عمل کنم و کمی مثل او به زندگی نگاه کنم. .....
ارسال شده توسط مجتبی پورعابد | May 18, 2009 7:13 PM
ارسال شده در May 18, 2009 19:13
سلام ...
فقط مي خواستم ارتحال آيت الله بهجت رو بهتون تسليت بگم....
خوشحال شدم كه دوباره گزارش تهييه كردين ...
ولي اگه بيشتر باشه بهتره...
موفق باشين...
ارسال شده توسط ftmh | May 18, 2009 7:53 PM
ارسال شده در May 18, 2009 19:53
درود بر کامران الدوله . فی قمرات ماضیه شما به یومیه ما ÷ا گذاردید ( یومیه سابق ) و نگاشتید سلام بر حمیدالدوله عزیز !!!! مرحمت نموده اینبار علی رغم اجمع کلهم اجمعین مشاغل کاری و شخصی رساله ای را که ابتیاع نموده ایم خوانده و نظر خویشتن را اعلان رسمی بفرمایید . باشد که رستگار گردید .
ارسال شده توسط حمیدالدوله | May 18, 2009 7:59 PM
ارسال شده در May 18, 2009 19:59
سلام من خيلي وقته كه نيومدم امابدون كه خاموشي من نشان ازفراموشي من نبوده ونيست (أخه ميدوني من امسال "كنكور" دارم.....)
امروزم كه اومدم ميخوام يه جشن بزرك رو تبريك بكم خيلي دوست داشتم يه شعرزيبا براتون بنويسم اما ديدم ساده نوشتن بهتروشايد هم زيباتره , بس ساده و بي تكلف ميكم: تولدتون مبارك
ازتون ميخوام براي همه كنكوري ها دعا كنيد
ارسال شده توسط مهسا71 | May 19, 2009 8:24 PM
ارسال شده در May 19, 2009 20:24
پیراهن های سیاهمان را پوشیدیم
زدیم بیرون
همه شهر را پلاکاردهای بزرگ زده اند
اداره آب جدا
اداره برق جدا
اصلاح الگوی مصرف است دیگر ..!!
بگذریم ...
بگذار به حال خودمان گریه کنیم
به تنهاییمان
به غربت مان
که دوستان خدا تنهایمان گذاشتند و رفتند
دیگر چه می خواستیم بشود ..!!
حالا که رفتی
توی رادیو و تلویزیون مدام حرف تو را خواهند زد..!!!
حالا که رفتی ...
ارسال شده توسط (م.ا.ب) طلبه ای که ... | May 19, 2009 8:27 PM
ارسال شده در May 19, 2009 20:27
تولدت مبارک
ارسال شده توسط شبنم | May 19, 2009 8:27 PM
ارسال شده در May 19, 2009 20:27
سلام آقاي نجف زاده... از ديشب چند بار اومدم اما باز نمي كرد وبلاگتونو... نمي دونم مشكل از كامپيوتر من بود يا شبكه خراب بود؟!من اما نصف عمر شدم فكر كردم بازاين هكرها افتادن به جون وبتون
خدا رو شكر كه الان باز شد
همين... بلا از خودتون و وبتون دور باشه ايشالا
خدا شما را حافظ
ارسال شده توسط ياسمن | May 20, 2009 5:58 PM
ارسال شده در May 20, 2009 17:58
سلام حاج آقا
تولدتون مبارک
صد سال به این سال ها
التماس دعا
ارسال شده توسط مریم حسین نژاد | May 20, 2009 8:05 PM
ارسال شده در May 20, 2009 20:05
خیلی تو کامنت هات دقت کردم تا حالا. اگه از نون خشک ، از مرغابی، از شکاف دیوار هم بنویسی بازم میان میگن به به چه عالی نوشتی / البته منکر تفکر خلاق شما نیستم!
ارسال شده توسط مهدی رنجبر | May 20, 2009 8:23 PM
ارسال شده در May 20, 2009 20:23
سلام
خيلي ها من رو مي بينن ميگن كه آقاي كامران نجف زاده چه نسبتي با شما داره .واين براي من خيلي افتخاره كه فاميليم مثل فاميلي يك خبر نگار دوست داشتي ومحبوب هست .كه بعضي وقت ها با اجازه شما ميگم پسر عمو هستيم.
موفق باشيد
ارسال شده توسط حسين نجف زاده | May 20, 2009 8:31 PM
ارسال شده در May 20, 2009 20:31
خيلي قشنگ بود..
به اين مي گن مختصر و مفيد...
ارسال شده توسط زهراناظمي | May 20, 2009 10:26 PM
ارسال شده در May 20, 2009 22:26
salam aghaye najaf zade
man hanooz montazere inam ke begin man chikar konam
toro khoda komakam konin in kar ro khoob anjam bedam
bavar konid harrooz ke be nszarat sar mizanam montazeram bebinam javabamo dadin ya na
pas yadetoon nare
in chandimin pm ke midam
ارسال شده توسط maral | May 21, 2009 2:19 PM
ارسال شده در May 21, 2009 14:19
علی بود
ارسال شده توسط مجتبی | May 21, 2009 2:31 PM
ارسال شده در May 21, 2009 14:31
خواستم تبريك بگم تولدتون رو پس،
تولدتون مبارك آقاي خبرنگار
بهاري ،راستي با عطوفت خونين چشم هاي مردم كردستان چه ميكنيد؟
ارسال شده توسط مهشيد | May 21, 2009 3:35 PM
ارسال شده در May 21, 2009 15:35
آقاي نجف زاده سلام.گذري هم به شهر شهيد پرور جهرم داشته باشيد. اونجايي که هرکوي و برزنی بانام شهدا طنين اندازه و توسط مفانم معظم رهبری دار المومنين نام گرفته. اما توی همين شهر با دسيسه , سالن ورزشي هلال احمر جهرم رو به بهانه ايجاد سر و صدا بستن .و اين ميتونه یه سوژه خوب براي گزارش شما باشه
ارسال شده توسط بنده خدا | May 21, 2009 7:40 PM
ارسال شده در May 21, 2009 19:40
آقاي نجف زاده سلام.گذري هم به شهر شهيد پرور جهرم داشته باشيد. اونجايي که هرکوي و برزنی بانام شهدا طنين اندازه و توسط مفانم معظم رهبری دار المومنين نام گرفته. اما توی همين شهر با دسيسه , سالن ورزشي هلال احمر جهرم رو به بهانه ايجاد سر و صدا تعطيل کردن.و اين ميتونه یه سوژه خوب براي گزارش شما باشه.
آدرس استان فارس جهرم بولوار شهيد بهشتي کوچه شماره 7
ارسال شده توسط بنده خدا | May 21, 2009 7:43 PM
ارسال شده در May 21, 2009 19:43
سلام
آقای نجف زاده یه سوال چرا جواب نظرات رو نمی دید؟ یا اگه می دید چرا یه طوری نمی دید که ما هم بفهمیم؟ یا نظر رو نذارید یا جوابش رو هم بذارید.
در این صورت لطف کنید به من بگید تا حالا کتاب نوشتید یا نه؟ بی زحمت جواب دادید اسماشون هم بذارید اگه وجود خارجی دارن.
ممنون
ارسال شده توسط ghurbaghe mobarez | May 21, 2009 7:52 PM
ارسال شده در May 21, 2009 19:52
سلام آقاي نجف زاده
اين اولين باره كه نظرمي دم.
دلم براتون تنگ شده اميدوارم بهتون خوش گذشته باشه.اميدوارم هميشه سلامت باشيد.
ارسال شده توسط زينب | May 21, 2009 8:46 PM
ارسال شده در May 21, 2009 20:46
خدایا سرنوشت مرا نیک بنویس و تقدیری مبارک : تا هرآنچه تو دیر می خواهی من زود نخواهم و هر انچه را که تو زود می خواهی من دیر نخواهم...
.
.
.
سلام آقاي نجف زاده ي عزيز... يعني انقدر سرتون شلوغه كه حتي وقت نكردين نظرات رو تاييد كنيد؟
...
هر كجا هستيد و به هر كاري كه مشغوليد ميدوارم موفق باشيد
ارسال شده توسط ياسمن | May 21, 2009 10:09 PM
ارسال شده در May 21, 2009 22:09
سلام
ببخشید دیر شد
تولدتون مبارک!
ارسال شده توسط عاطفه | May 22, 2009 12:54 PM
ارسال شده در May 22, 2009 12:54
سلام!
خوبه که برا خودت یه چیزی راه انداختی و داری با شهرتت زندگی می کنی و عشق به خدا دارم به وضعیت و جایگاهت غبطه می خورم منم دوست داشتم عین تو باشم ولی نمی دنم چرا خدا منو تو یک روستایی انداخت که هیچی نداره تا من کامران بشم
بای
ارسال شده توسط محمود | May 22, 2009 2:24 PM
ارسال شده در May 22, 2009 14:24
كامران جان سلام
نميدونم چرا...!؟اما خيلي دوستت دارم
ارسال شده توسط حاج امير | May 22, 2009 3:14 PM
ارسال شده در May 22, 2009 15:14
طرح احمدی نژاد برای مادام العمر شدن ریاست جمهوری
http://www.ghalamnews.ir/news-15025.aspx
ارسال شده توسط سلام | May 22, 2009 3:43 PM
ارسال شده در May 22, 2009 15:43
کامی جون سلام کیف کوکت جون هرکی دوست داری انتخابات خیلی شلوغش نکن
ارسال شده توسط حسن عزیزی | May 22, 2009 5:33 PM
ارسال شده در May 22, 2009 17:33
سلام.
یکی از دوستام مامانش تو صدا و سیما کار میکرد.میگفت شما اومدید سنندج.
من که ازتون گزارشی ندیدم ولی درکل خیلی دوست داشتم ببینمتون تو سنندج.
ارسال شده توسط سروه | May 22, 2009 7:43 PM
ارسال شده در May 22, 2009 19:43
سلام
شما استعداد خوبي در خبرنگاري و نويسندگي داريد.تبريك ميگم.
سري هم به ما بزن.التماس دعا
ارسال شده توسط ahmadi | May 23, 2009 8:12 AM
ارسال شده در May 23, 2009 08:12
سلام جناب آقای کامران نجف زاده
با شما بیش از پیش در برنامه زیبای خبر 20:30!!!! آشنا شدم. برنامه ای که در آن مسئولان و دست اندرکاران در کمال ناباوری خدا را فراموش کرده اند و با استفاده از رسانه ملی و تریبون بیت المال که هر ایرانی مسلمانی حق استفاده از آن را دارد، به دروغ و شایعه پردازی علیه کسانی که خالصانه برای اعتلای این سرزمین پاک و مقدس در تلاشند، دست می زند و با قدرت گام برمیدارد. من نمیدانم که شما چگونه نام ایرانی و مسلمان بر خود می گذارید در شرایطی که به تخریب و ترور شخصیتی هموطنان خود که سالها برای این دیار رنج هایی متحمل شده اند میپردازید؟؟؟
آیا شما ترس از خداوند باری مرتبه را در خود احساس می کنید که باید روزی پس از رخت بربستن از این جهان مادی و پست، در پیشگاه آن حضرت، ستم و جفایی را که روا داشتید، پاسخ دهید و به انتظار مجازات بنشینید یا اینکه خداوند را نیز منکر می شوید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با خود بنشینید و بیاندیشید و رفتار خود را بازنگری کنید که چگونه در اوان جوانی بخاطر شهرت و کمی مال و ثروت برای رشد و ترقی پای خود را بر دوش کسانی نهادید و آنها را خفیف نشان دادید که موی خود را برای این سرزمین سفید کرده اند. راه خود را از حالا که جوان هستید، تغییر دهید و نگذارید که قبح ظلم و جفا برای شما شکسته شود.
منتظر جواب شما می مانم و ار شما میخواهم توضیحی درباره رفتار ناشایست خود که به کماکان به آن می پردازید، ارائه دهید.
از شان و منزلت یک خبرنگار دفاع کرده و گام در راه عدالت بردارید.
خداوند شما را در راه راست هدایت کند.
ارسال شده توسط میثاق | May 23, 2009 10:38 AM
ارسال شده در May 23, 2009 10:38
بازي زندگي آن نيست كه تاس خوب بياوريد
بلكه آن است كه تاس بد را خوب بازي كنيد
ارسال شده توسط ياسمن | May 23, 2009 10:46 AM
ارسال شده در May 23, 2009 10:46
سلام یک جمله ای هست از چارلی چاپلین که من خیلی دوستش دارم و برایت می نویسم :زندگی اون جشنی نیست که دلت می خواست ولی حالا که دعوت شدی خوشگل برقص .
ارسال شده توسط مهرنوش | May 23, 2009 1:38 PM
ارسال شده در May 23, 2009 13:38
سلام کامران نجف زاده من از تو و ایران و ملت ایرانو دولتمردای ایران متنفرم امسال کنکور دارم و خیلی وقت بود به وبلاگت سر نزده بودم امسال رتبم خوب میشه یعنی در حدی هستم که کنکور سراسری مهندسی قبول بشم اما چون میخوام و قصدم از اول پزشکی بود و ریاضی خوندم برا درس شیرین گسسته که آدم هایی انسانند که گسسته بدونن تا همین الن رشته ریاض موندم واز فردا که امتحانامون تموم میشه (پیش)برا سال دیگه و کنکور تجربی درس میخونم و یه روزی از این کشور میرم میرم به کشور ... و ملیتم رو تغییر میدم . چند وقتیه در شهر ما یه قاتله آمده ولی هیچکس به داد این مردم نمیرسه و فقط دروغ مثل مدرک کردان خلاصه اینکه خدانکنه اقتصاد آمریکا یه طوری نشه وگرنه شما خبر ندارید تا به خورد مردم بیچاره بدید اخبار ایران همش دروغه و شما دروغگو تر ین آدمها فقط فکر کن اون دنیا جواب خدا رو میخوای چی بدی ویل للمطففین شما کمفروشید راستی من به موسوی رای میدم اگه عینکش رو عوض کنه میخواد با اون عینکش مثل کاپشن احمدی نجات آبروی ما رو ببره
ارسال شده توسط maryam farzad | May 23, 2009 1:48 PM
ارسال شده در May 23, 2009 13:48
دل بدست یار دادن کار آسان است نیست
داستان عشق با افسانه یکسان است نیست
هر که نام او تهمتن آمده در روزگار
میتوان گفتش چو رستم مرد میدان است نیست
مامنی جز آستان عشق گوئی هست نیست
دردعاشق را بجز معشوق درمان است نیست
زنده ی پاینده آیا مرده ی او نیست هست
مرده ی زنده مگر ای دوست انسان است نیست
سر بباید داد تا دل درج سر حق شود
طالب سرش ز سر دادن هراسان است نیست
ارسال شده توسط حمید - در کوچه باغ های آسمان | May 23, 2009 5:00 PM
ارسال شده در May 23, 2009 17:00
در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی
ارسال شده توسط ياسمن | May 24, 2009 10:05 AM
ارسال شده در May 24, 2009 10:05
سلام
من نميخوام الكي از كسي تعريف كنم. اما بايد بگم جناب نجف زاده گزارشهاي شما جالبه.
يه مطلب درگوشي بگم.
باورت ميشه تو اين چند شبي كه برنامه منطقه آزاد رو ميديدم از هر چي دانشجو بود نفرت پيدا كردم. اما...
اما ديشب منطقه آزاد از دانشگاه امام صادق بود.
خيلي حال كردم.
يه مقايسه بكنيم اين دانشجوها رو با اون دانشجوها:
1- اينا(امام صادق) الگوي قيافشون شهدا بودند ولي اونا(ساير دانشگاه ها) الگوشون: جنيفر لوپز- براد پيت- گروه متال- تاتو و ... بود.
2- اينا(امام صادق) جوش از دست فرتن دين رو ميزدن. اونا جوش از دست دادن آزادي
3- اينا(امام صادق) موقعي كه يه مجري زن رفت ازش مصاحبه كنه سرشو انداخت پايين و صحبت كرد. اونا تو دانشگاه و بيرون دانشگاه هم به هم محرمند و هم به همه.
و...........
اي كاش همه دانشگاه ها به سمت امام صادقي حركت كنند.
ارسال شده توسط مصطفي | May 24, 2009 11:10 AM
ارسال شده در May 24, 2009 11:10
خدا از دل اون بنده خدا بشنوه!
ارسال شده توسط مهدی فیروزی | May 24, 2009 11:53 AM
ارسال شده در May 24, 2009 11:53
در مور شما که صادق نیست!کامل راست راست!سرات مستقیم! !این 4 سال با این ادعا های مخصوص خودت از کی حمایت کردی!جایزه هم گرفتی!تو همه دنیا خبرنگار جمعاعت حرف دولت نمی زنند که تو متجدد به قول تیپت می زنی!
ارسال شده توسط آرزو | May 24, 2009 6:42 PM
ارسال شده در May 24, 2009 18:42
پایگاه اطلاع رسانی مردم نیوز
مقام معظم رهبری :
امروز بحمد ا... رئیس جمهور محترم و دولت با شعارهای انقلاب اسلامی وبرای انقلاب به طور جدی حرکت و تلااش می کنند و همه باید از دولت و رئیس جمهور حمایت و به آنها کمک کنند .
به سوی دولت اسلامی
ارسال شده توسط مجيد | May 24, 2009 6:44 PM
ارسال شده در May 24, 2009 18:44
آره مثل داستان همون آمپول که ....(نگم بهتره) فقط آخرش مریضه گفت : سیاسیش نکن وسط بزن بره!!!!!
ارسال شده توسط بی وتن | May 24, 2009 10:37 PM
ارسال شده در May 24, 2009 22:37
سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند:زمان، کلمات و موقعيت ها سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند:آرامش، اميد و صداقت سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند:رؤيا ها ، موفقيت و شانس سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند:عشق، اعتماد به نفس و دوستان
ارسال شده توسط ياسمن | May 25, 2009 10:15 AM
ارسال شده در May 25, 2009 10:15
سلام
ایام شهادت حضرت فاطمه (س ) را به شما تسلیت عرض می کنم
به همین مناسبت آپ کردم
منتظر حضور شما
التماس دعا
ارسال شده توسط majid | May 25, 2009 11:14 AM
ارسال شده در May 25, 2009 11:14
با سلام
قدیمی ترین وبلاگ نظرسنجی موسیقی پاپ ایرانی برگزار می کند :
انتخاب برترین خواننده های موسیقی پاپ مجاز 30 سال اخیر
برای شرکت در این نظرسنجی به وبلاگ www.music82.persianblog.ir
مراجعه فرمایید .
پیشاپیش از شما سپاسگزارم .
ارسال شده توسط علیرضا | May 25, 2009 1:33 PM
ارسال شده در May 25, 2009 13:33
مو داشتن نعمتی نیست که خدا به هر بنده اش بده
تا بتونه این قرتی بازی ها رو در بیاره !
لیاقت و شجاعت میخواد !
ارسال شده توسط فاضل | May 25, 2009 2:49 PM
ارسال شده در May 25, 2009 14:49
داشتم تو سایتهای مختلف می چرخیدم، جایی خوندم که هک شدی،ولی متاسفانه هنوز هستی.
از چی می ترسی؟ چرا مثه بچه آدم از یک کاندیدا حمایت نمیکنی؟می ترسی اون رای نیاره سرت بی کلاه بمونه؟نترس عزیز تو مملکت همکارای تو حزب بادن؟ کسی هم تا حالا ایراد نگرفته تو هم مثه بقیه، به جای این لوس بازی ها و مثلا زرنگ بازی ها بگو با کی هستی...
ارسال شده توسط سارا | May 25, 2009 3:08 PM
ارسال شده در May 25, 2009 15:08
سلام خوشحال میشیم اگر که با موضوع انتخابات هم اپ کنید و اینکه این همه تخریب که نثار رئیس جمهور می شه
ارسال شده توسط البرز | May 25, 2009 4:23 PM
ارسال شده در May 25, 2009 16:23
به نام خدا
تو بودی...
با صدای ریزش باران ،
اشک های آسمان،
مانده آب از سر خود خواهی
نمی ریزد
نمی جوشد
نمی گوید که من تنها ود لسرد م
نه این خواهد بماند،
در میان این علفزاران
زیر مهتاب زبر دست ونگاه سرد یک باران
ونه می خواهد بریزد،
قطره ای از اوج تنهایی
در حصار خود می ماند
امتدادش خط خورشید است
پوزخند آسمان
یاد آن روز های بد حالی
نه می نالد نه میگرید
فقط در اوج یک جوشش
به یا د آن سال های تنهایی، می گوید
تو بودی که مرا
به آفاق ملایم،در وجود گرم این لحظه،
رساندی
ارسال شده توسط سیده عارفه | May 25, 2009 5:04 PM
ارسال شده در May 25, 2009 17:04
جالب بود...........
ارسال شده توسط ava | May 25, 2009 5:38 PM
ارسال شده در May 25, 2009 17:38
سلام داداشی خوبی؟
خیلی دلم واست تنگ شده الان دارم صداتو می شنوم اخبار میگی ....
نه چپ! نه راست!
واسم دعا کن حتما... فراموش نکنی
خوش باشی
خدانگه دارت باشه
ارسال شده توسط سمانه | May 25, 2009 8:37 PM
ارسال شده در May 25, 2009 20:37
سلام آقاي نجف زاده ...
چه عجب بالاخره شما رو هم به عنوان مجري در 20:30 ديديم.
بهتره تو اين روزا كه حال و هواي انتخابات داغ داغ شما هم يه گزارش تهييه كنين ..
وبه همون چندتا گزارش كه از حضور آقا در كردستان تهييه كردين بسنده نكنين.
تو رو خدا بيشتر به 20:30 بياين ، وقتي اين مجرياي خانوم ميان اعصابم به هم مي ريزه از بس تپق مي زنن.
با آرزوي موفقيت براي شما.
ارسال شده توسط ftmh | May 25, 2009 9:15 PM
ارسال شده در May 25, 2009 21:15
با سلام خدمت جناب آقای نجف آزاده
بسیار دوست داشتم بتوانم با شما گپ خودمانی بزنم. چهره شما مرا بیاد دایی مهربانم می اندازد که بی اندازه در عالم علم و ایمان تلاش کرده است. این را گفتم که بدانید چرا اساسا شخص نجف زاده برایم مهم است. از ابتدا که با برنامه های تلویزیونی شما آشنایی یافتم شما را انسانی مظلوم، آزادی خواه می پنداشتم. واقعا نمیدانم این مسائل چه مقدار برای شما حائز اهمیت است. اساسا نمی دانم تا چه اندازه می توان پذیرفت که شخصی که مهندس کشاورزی است اینقدر راحت در جامعه ما بتواند رشته عوض کند و به دنبال عشق و علاقه اش برود و خبرنگار بشود. اساسا نمی دانم که می توان فرقی بین شما و خبرنگارانی که در سالهای 74 تا 78 جان بر سر آزادگی نهادند گذاشت یا نه؟
به هر حال آقای نجف زاده اینها را تنها از روی حس همنوع دوستی می نویسم شاید به خاطر معصومیت فراوانی که در چهره جناب عالی می بینم. در تعالیم دینی ما یکی از ناپسند ترین کارها پوشانیدن لباس حقیقت به باطل است. خدا در جهان قیامت به آن دسته از ما رحم کند که چنین کردیم که به فرموده سرور آزادگان اگر دین نداشتیم می توانستیم آزاده باشیم. در کل به شما به دلیل خوش خدمتیهایی که به دولت خدمت گزار که شعور مردم را به بهای سیب زمینی می خرد تبریک می گویم. رای مجدد آقای احمدی نژاد بدون کمکهای بی دریغ برنامه 20:30 امکانپذیر نبود.
ارسال شده توسط حامد | May 25, 2009 10:47 PM
ارسال شده در May 25, 2009 22:47
همیشه دور بودن به معنای فراموش کردن نیست ؛ گاهی فرصتی ست برای دلتنگ شدن .
.
شما تصمیم نداری آپ کنی برادر ؟
.
راستی فیلم " دل شکسته" قشنگه . ببینیدش.
.
منتظریم ها برادر
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | May 26, 2009 7:50 AM
ارسال شده در May 26, 2009 07:50
سلام
رفیق وبلاگتان از این به بعد با نام خودش نظر می گزارد.
عجب شما آمدید این جا و عجب است که 20!30 گفتید.
مطلب اخیر خانم لبافی را حتما بخوانید به دردتان می خورد.
ارسال شده توسط رفیق | May 26, 2009 9:48 AM
ارسال شده در May 26, 2009 09:48
البته به این بستگی که داره که سر دوراهی گیر نکنه.
ارسال شده توسط بهاره الف | May 26, 2009 10:59 AM
ارسال شده در May 26, 2009 10:59
واي واي واي
بالاخره بعد از عمري اومدي 20:30
چه كت شلواري هم پوشيده بودي...ماشاالله
خوش اومدي كامران عزيز من
ارسال شده توسط fahimeh | May 26, 2009 11:19 AM
ارسال شده در May 26, 2009 11:19
به نام آرام دلها
چیه سکوت انتخاباتی کردی
اصلا خوشایند نیست
از شما بعید است.
خواهش می کنم به صراحت و روشنی تمام فعالیت انتخاباتیت را آغاز کن و طبق قول آیت الله بهجت و حضرت آیت الله خامنه ای کسی را که به حکومت علوی نزدیکتر است و همچنین دارای شجاعت و از جنس مردم است را به همه بشناسان
یاعلی
ارسال شده توسط سید بلوچ | May 26, 2009 11:27 AM
ارسال شده در May 26, 2009 11:27
20:30 خجالت بکش شرم دارم از شما!!!!
همزمان با فوت رئیس جمهور پیشین کره. اخبار 20:30 اینچنین پوشش داد:
“”خودکشی برا ی فرار از بی آبرویی”
اصولا شما عادت کرده اید همه چیز را برعکس نشان دهید آری!! ایشان خودکشی کردند ، چون یکی از اقوام ایشان رشوه گرفته بوده است. آری ، ایشان خود را از بین برد چون نتوانست خودرا ببخشد به خاطر اشتباه دوستش.
حداقل او این شهامت را داشت که خو را از بین ببرد. ولی درمملکت ما چه؟ همه کاری می کنیم ازکار هم که برکنارمان می کنند راست راست راه می ر ویم و خیالمان هم نیست چون برایمان مهم نیست که دیگران چه درموردمان فکرمی کنند.
آری او خودش را از بین برد چون به گفته شما محبوبیتش از بین رفته بود. من که چندسال است درکره جنوبی ساکن هستم ادعای شما برایم خند ه دار است. چون هرروزه شاهد محبوبیت وی در بین مردم کره هستم واین ملموس است.
باری، امثال شما چه می کنید اگر محبوبتتان از بین برود.؟
و شما که خوشحالی می کنید پولی که از صندوق ذخیره ارزی ناپدید شده است را پیدا کرده ا ید؟
حال آدم به هم می خوره که اخبارتون را گوش بده . خدا به دادتان برسد. آمین!!!
ارسال شده توسط رضا | May 26, 2009 11:46 AM
ارسال شده در May 26, 2009 11:46
سلام نازنین...
این کیبورد فقط حروف انگلیسیش دیده میشه...!!! یه ساعته دارم این دوتا جمله رو تایپ میکنم...!!!
فقط اومدم یه سلامی عرض کنم نازنین...
نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی
تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت
به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی عنایت چنان بخوان که تو دانی
خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آبست
اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی...
برقرار باشید...
ارسال شده توسط آدم برفی | May 26, 2009 11:55 AM
ارسال شده در May 26, 2009 11:55
سلام.واسه نظرخاصی نیومدم.فقط میخوام بهتون بگم خیلی صبورین!این همه انتقادتندو این همه صبوری!خدایی اهمیت میدین یا نه میگین بیخیال؟یه سوال بی غرض:واستون مهمه نظر مردم دربارتون عوض شه یانه؟
موفق باشین.
ارسال شده توسط ابان | May 26, 2009 12:06 PM
ارسال شده در May 26, 2009 12:06
سلام موفق باشید
التماس دعا
یا علی
ارسال شده توسط هدیه | May 26, 2009 2:08 PM
ارسال شده در May 26, 2009 14:08
من به معادلات سیاسی زیاد وارد نیستم ولی تقریبا تو همه حوزه ها با این مطلب موافقند که دادن فرصت دوباره به یک اشتباه کرده در صورتی که اونو تو شرایطی قرار بدیم که متوجه اشتباهش بشه و احساس خطر کنه غالبا نتیجش بهتره حذف کردن راحت ترین کاره ولی اصولا بهترین کار نیستبه نظر من دادن فرصت دوباره به خاتمی بدون مزد ومنت یه اشتباه بود ندادن یه فرصت دیگه به احمدی نژاد یه اشتباه دیگس
ارسال شده توسط ندا | May 26, 2009 3:28 PM
ارسال شده در May 26, 2009 15:28
سلام
قصد به روز کردن نداریت حتما می خواهید رکرد اخرین اتوبوس دوطبقه شه ررا بشکنید
گفتم اخرین اتوبوس دوطبقه شهر یاد م به شهر خاکستری افتاد چرا دیگر شهر خاکستری ندارید ؟
تریپ دیشبتان در بیست و سی عالی بود خیلی خیلی بهتر از تیشرت سبز موسوی ای بود
ارسال شده توسط rafigh | May 26, 2009 3:28 PM
ارسال شده در May 26, 2009 15:28
سلام داداش!
هی میومدم اینجا هیچی نمی تونستم ببینم فکر می کردم دوباره هک شده!
واسه همین... تولدت مبارک داداشی! با یه کم تاخیر...تولدت به اندازه همه ستاره های عالم مبارک! :)
ارسال شده توسط رها | May 26, 2009 4:09 PM
ارسال شده در May 26, 2009 16:09
در مورد این آقای کردان
آقای کامران نجفزاده؟ کردان یا مجرم بود یا نبود
اگر مجرم بود و به این استناد مجلس شورای اسلامی حکومت اسلامی او را استیضاح کرد نظر به اینکه مطابق ماده 727 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 (تعزیرات) همه جرائم جنبه عمومی دارند مگر موارد ماده مزبور . لذا نظر به اینکه جرم جعل اسناد دولتی و غیر دولتی از موارد ماده 727 نمیباشد بنابر این مواد 523 الی 542 قانون مجازات اسلامی جنبه عمومی داشته و دادستان موظف و مکلف است به دلیل جنبه عمومی جرم جعل حتی بدون شکایت شاکی خصوصی به تعقیب متهم به جرم بپردازد. حال جناب کامران سوال این است با وجود اینکه جرم آقای کردان برای نمایندگان محرز گردیده و جنبه عمومی داشته است چرا دادستان تهران این جرم را تعقیب نکرد و دولت آقای .... نیز از این آقا تقدیر کردند و از فعالیت های ایشان تشکر شد در حالی که اگر ایشان نه جاعل بلکه تنها استفاده کننده از سند مجعول باشد به دلیل اینکه از کارکنان دولت می باشد مستندا به ماده 527 قانون مجازات اسلامی باید به حداکثر مجازات یعنی 3 سال حبس محکوم میشد در حالی که قضیه ماست مالی شد
و آقای کامران اگر آقای کردان مجرم نبود چرا استیضاح شد؟
به من جواب بدین اگر مجرم بود چرا مجازات نشد و اگر مجرم نبود چرا استیضاح شد
ارسال شده توسط hrt | May 26, 2009 4:21 PM
ارسال شده در May 26, 2009 16:21
بازم سلام ...
خواستم در تكميل و تاييد عرايض دوستان بگم كه راس ميگن واقعا خودتون مجري به تمام معنا هستيد و بس ... اصلا خبر خوندتون آدمو جذب ميكنه ، خصوصا اينكه تپق نميزنيد خودش كليه برخلاف ديگر مجريان 20:30... قصدم فقط تعريف از شما بود همين!
.
.
.
خدا تو را حافظ
ارسال شده توسط ناشناس | May 26, 2009 7:15 PM
ارسال شده در May 26, 2009 19:15
می خواهند اصلاحاتی عمیق ایجاد کنند در.....
این جمله ای است که از زمانی که خواندن و نوشتن را آموخته ایم در کنار هر پوستر انتخاباتی دیده ایم . هر کس که در دورترین روستاهای کشور کاندیدا می شد کنار عکسش این جمله را می نوشت .
تاحالا از خود پرسیده ایم از کدام کاندیدا راضی بوده ایم ؟ تا حالا از خود پرسیده اید که کدام کاندید به حتی نیمی از وعده هایش عمل کرده ؟ کسی را می شناسید که در پایا ن دوره خدمتش معذرت خواهی کرده باشد و دیگران را مقصر ندانسته باشد . در خوش بینانه ترین حالت ممکن، در کمال توقع اعلام می کنند که من اینقدر در توانم بود انجام دادم . تا حالا پیش آمده که پوستر تبلیغاتی یک کاندیدا را در پایان دوره خدمتش به او نشان دهید و او قبول کند که نتوانسته به وعده هایش عمل کند؟
امام در مراسم ریاست جمهوری بنی صدر به او گفت : از شما می خواهم که تغییری در احوالات و روحیاتتان،بعد از انتخاب شما صورت نگیرد و بعد فرمودند که : از بقیه کاندیدا و ساسیون می خواهم که شخص ریس جمهور را در اداره امور یاری دهید . و اینطور نباشد که از صحنه کنار بکشید .
چند بار در عمرتان دیده اید که کاندیدایی که رای نیاورده است دست در دست دولت گذاشته و همکاری کرده؟ .
آنهایی که کنار عکسشان شیفته خدمت حک شده است . چقدر بعد از انتخاب نشدنشان آستین بالا زدند و کمک به رفع مشکلات مردم کردند؟. البته خیلی ها هم کمک به مردم شهید پرور را ، در چاپ نشریه و روزنامه و مصاحبه با رادیوهای بیگانه می دانند وافشاگری تخریب و پرده برداری از راز های نهفته زندگی منتخبین و اطرافیانشان را سر لوحه کار قرار می دهند. تا از این طریق به حل مشکلاتی از قبیل گرانی ، اشتغال ، ازدواج، مسکن ،و... ایجاد آرمش در جامعه کمک کنند . این جریان هرسال و در هر انتخاباتی تکرار می شود . هرسال بعد از انتخابات اگر کاندیدای ما انتخاب شود 3 ماه بعد و اگر نشود از همان روز شروع به نقد دولت می کنیم . یادتان هست در دولت های قبل چه کسانی یاوران کاندیدا بودند؟. و پس از چند ماه شروع به نقد کردند . دوره قبل از آن را چه طور، بیاد دارید یاوران دولت قبل را چه طور ؟ ماه های آخر ریاست جمهوری پروژه عبور از .... مطرح شد. همان طرفداران رسما اعلام کردند که فلانی وسیله برای رسیدن به اهداف حزب است. یا دتان هست سر قضیه ایجاد ورزشگاه برای بانوان چه بلوایی شد ؟ بنظر شما در کشوری که ادعای تو سعه سیاسی دارد این پس رفت محصوب نمی شود؟ مردم تا کی باید چنین بازی هایی را تحمل کنند . آنهایی که دغدغه مردم را دارند و عشق به خدمت در درون آنها موج می زند چرا در مشاغل غیر دولتی و سازمان های خیر خواهانه آستین بالا نمی زنند . چرا تا حالا کسی احساس مسولیت نکرده تا ستاد اقامه نماز یا ستاد زکات را بر عده بگیرند ؟. تا حالا کدام یک از این افراد خیر خواه بعد از مدت خدمتش از مردم به خاطر کم کاریش معذرت خواهی کرده ؟ یا چون فقط برای خد آمده اند در نمازشب از خدا عذر خواهی کرده اند ؟ در این انتخابات هم همه کاندیداها تاکید دارند که :
1 سفر های استانی را ادامه می دهند .
2سهام عدالت را حتما توزیع خواهند کرد .
3- سهمیه بندی سوخت ادامه خواهد یافت
4- یارانه ها حذف می شود .
سوال اینجاست پس این چه این چه تغیر عمیقی است که قرار است انجام بگیرد . این که همان آش شد و همان کاسه . فقط پول تبلیغات را عده ای بردند و خوردند و دعایمان کردند تا باز هم خدمتی به مردم شهید پرور همیشه در صحنه داشته باشند . دوستانی دوباره چند ماه نهار و شام را مهمان باشند و سفرهای استانی را در کنار عاشقان خدمت با هواپیما سخت بگذرانند . تا بازمردم با حضورشان مشتی بر دهان دشمنان نظام بزنند . براستی چند نفر از این کاندیداها خود را محک زده که به آرمان های امام چقدر نزدیک است . باز خدا خیر بدهد مجلس هفتم را که تبلیغات کاغذی را ممنوع کرد وگرنه کل جنگل های شمال وقف خدمت به مردم و توزیع پوستر تبلیغاتی می شد . خوشبحال چاب خانه های اگر نبود چنین حضور های پرنگ مردم در صحنه انتخابات اقصات دستگاهایشان به تاخیر می افتاد . من چابخانه دار نیستم ولی چاپخانه داران را دوست دارم . خدا نکند روزی برسد که همه دنیا بفهمند که ما به هر کسی رای می دهیم فقط برای پر کردن صحنه و رفع تکلیف است واز سه ماه بعئ شروع به نقد نفرین او می کنیم .و این حضور پرشور فقط پرشور است نه پر برکت . به نظر شما اگر شهید رجایی هم می ماند به درد کنونی ریس جمهور ما دچار می شد . مگر بهشتی رفسنجانی . خاتمی .و... اینها در زمان خودشان کم نقد شدند و کم تهمت شنیدند .؟ بهتر نیست چاره کار را در چیز دیگری جستو کنیم . من بیم این دارم با این ناسازگاری ها با آمدن موعود هم ما چنین سرنا سازگاری داشته باشیم و از سه ماه بعد از فرج شروع به نقد کنیم . از کجا معلوم اگر امام سهمیه سوخت راقطع کرد یا یارانه ها را برداشت من و تو .... مگر زمان جنگ خیلی از انقلابیون با امام سر به مخالفت بر نداشتند . مشکل جایی دیگه است .....
ارسال شده توسط مجتب پورعابد | May 26, 2009 7:58 PM
ارسال شده در May 26, 2009 19:58
درود بر شما و بر ما و بر بندگان شایسته ی خدا
نخست : ما هم از این قرطی بازیا خوشمون نمیآد..
دویم : نمیدونم که ازدواج کردید یا نه؟البته اگه ازدواج کردید یا ازدواج نکردید فرقی نمی کنه.. راستش می خوام حرف دل خیلی از بازدید کننده های سایتتون رو بزنم و همشونو راحت کنم.
بابا شما چه دلی دارید!! نمیبینید این بنده های خدا چه قدر هر روز میان تو سایتتون و تقاضا می کنند که به سایتشون سر بزنید..
اگه سنگ هم بود تا حالا آب شده بود.. به دل نگیرید ولی خیلی مغرورید..نه؟
به هر حال جواب این دوستان رو حداقل تو وبلاگ خودتون زیر نظرها مرقوم بفرمایید تا بنده های خدا عقده ای نشوند..
بدرود
ارسال شده توسط شاهد | May 26, 2009 9:12 PM
ارسال شده در May 26, 2009 21:12
سلام
توی این وانفسای انتخابات باید مواظب باشیم که اونقدر ما رو از چپ و راست نکشن که دستامون بشکنه .
باید مواظب باشیم . چون افراد رو انتخاب نمی کنیم . افکار و رفتار رو انتخاب می کنیم و این سرنوشت کشورمونه .!!!!!
ارسال شده توسط مرجان | May 26, 2009 9:47 PM
ارسال شده در May 26, 2009 21:47
salam kamran jan.ghashang bod.ye sher ham man az akhavn barat migam.jayi gofti ma ro ham yad kon.khoshhal misham
akharin barge safar nameye baran in ast.ke zamin cherkin ast
movafagh va moayad
ارسال شده توسط hassan rafeie | May 26, 2009 10:17 PM
ارسال شده در May 26, 2009 22:17
سلام اقای نجف زاده
امیدوارم خوب باشید
من تازه به وبلاگ شما امدم و هنوز مطالب داخل وبلاگ رو مطالعه نکردم پس نمیتونم نظرمو بدم
اقا کامران میخواستم ازتون خواهش کنم از کارگران روزمزد هم توی خبر حرفی بزنید
من از سال 84 هست که توی اداره مخابرات کار میکنم بصورت روز مزد و تا به امروز هیچ کاری جهت بیمه کردن من صورت نگرفته است
و با اینکه مدت 4 سال هست که مشغول به کار هستم ولی هر زمان که اداره نیازی به من نداشته باشد میتواند بدون هیچ مشکلی از کاری اخراجم کنند
میخواستم از مسئولین بپرسید که چرا ما رو بیمه نمیکنند
ممنونم
ارسال شده توسط مهدی | May 26, 2009 10:46 PM
ارسال شده در May 26, 2009 22:46
چه بي مزه!
ارسال شده توسط mohammad reza hatefi | May 27, 2009 11:50 AM
ارسال شده در May 27, 2009 11:50
سلام
نه چپ نه راست یعنی احمدی نژاد چون حتی با اصولگرا ها هم متفاوت است حتی بعضی از اصولگرا هم هم پشتش در نیامدند یعنی یک تفاوت خارق العاده یعنی کسی که دست راست و چپش برایش مهم نیست و فقط به مردم فکر م یکند به اون هایی که در حقشان ظلم شده فکر می کند و حقشان را بهشان می دهد تضاد طبقاتی را می اورد پایین و تمام کارهایش برای خدا هست.
آقای نجف زاده شما که حتما باید بدانید که دکتر چه کارهایی کرده اند چه شب بیداری ها و زجرهایی که بهر راحتی مردم کشیده اند .
اگر رایتان احمدی نژآأ است بدانید که باید از ایشان طرفداری کنید الان که لاریجانی ها سکوت کرده اند و ناطق نوری ها با تمام تفاوت عقیده یشان از موسوی طرفداری می کنند برای اینکه می دانند احمدی نژاد در کارش خواهر و برادر و فلان و بهمان ندارد این وظیفه من و شماست که دست بکار شویم و جواب شایعه ها و دروغ ها را بدهیم حجت بر ما تمام شده و می دانی م که احمدی نژاد بر حق است می دانیم که اگر موسوی روی کار آید و به دوران نحس اصلاحات برگردیم و دختران و پسران آزاد شوند و بی بندو باری شایع شود کشور ما نابود خواهد شد شما می دانید که دکتر چه خدماتی به کشور ما کردند می دانید با چه سختی ای اشتباهات 16 سال اصلاحات را رفع کردند
اصلا هر جایی که رفتند کلام خود را با الهم عجل .... آغاز کردند و این یعنی نشر فرهنگ مهدویت این یعنی دنباله رو پیامبر بودند این یعنی اسلام واقعی
به وجدان خودتان برگردید الان موقعی نیست که به خاطر منافع مادی خودتان از حق دفاع نکنید اگر به رعیتان ایمان دارید در موردش صحبت کنید نگزارید این ها هر کاری دلشان می خواهد بکنند .
شما صاحب امتیاز هستید و به هر حال بازدید کننده وبلاگتان خیلی زیاد است جواب این همه موهبت الهی را بدهید
به وجدانتان برگردید.
ارسال شده توسط رفیق | May 27, 2009 12:08 PM
ارسال شده در May 27, 2009 12:08
جهت اطلاع توجه جهت اطلاع
با سلام
احتراما به استحضار میرساند سایت خبری bavarnews.com با هدف اطلاع رسانی شفاف و واقع گرایانه در عرصه خبری راه اندازی شده است .
ارسال شده توسط باور | May 27, 2009 12:14 PM
ارسال شده در May 27, 2009 12:14
سلام
1999 تا از بازدید کننده هاتون من بودم ......
می اومدم ببینم آپ کردین یا نه؟؟؟؟؟؟؟
چرا؟ واقعا چرا؟
ارسال شده توسط متین | May 27, 2009 12:45 PM
ارسال شده در May 27, 2009 12:45
سلام حاج آقا
امروز آخرین روز دوران مدرسه ام بود
آخرین امتحان دوره پیش دانشگاهی رو دادیم و دیگه تموم.
خداحافظ مدرسه ،خداحافظ میز های مدرسه ، خداحافظ دوست های با معرفت.
التماس دعا
ارسال شده توسط مریم حسین نژاد | May 27, 2009 12:51 PM
ارسال شده در May 27, 2009 12:51
سلام حاج آقا
امروز آخرین امتحن دوران مدرسه ام رو دادم و با میز و صندلی مدرسه ،با دوستام و با خاطرات تلخ و شیرینم خداحافظی کردم....آه که چه قدر سخت بود.
التماس دعا
ارسال شده توسط مریم حسین نژاد | May 27, 2009 12:54 PM
ارسال شده در May 27, 2009 12:54
سلام.
عجب !!! نه چپ نه راست !
آقای نجف زاده با زیرکی و قلم و بیان قویشون میخواد گرایش راستش رو مخفی کنه. بابا رفیق راست و چپ نداره باید ًرو راست َ بود.که نیستی.
ارسال شده توسط امیر | May 27, 2009 12:57 PM
ارسال شده در May 27, 2009 12:57
سلام
چند وقته كم پيدايين ...
از گزارشم كه خبري نيست
ولي من همچنان منتظريم
ارسال شده توسط aseman | May 27, 2009 2:56 PM
ارسال شده در May 27, 2009 14:56
حالم از آدمهای ترسو به هم می خوره
ارسال شده توسط زهرا | May 27, 2009 7:41 PM
ارسال شده در May 27, 2009 19:41
چرا احمدی نژاد؟
http://raja10.blogfa.com
http://raja10.blogfa.com/post-8.aspx
ارسال شده توسط وظيفه | May 27, 2009 11:23 PM
ارسال شده در May 27, 2009 23:23
سلام
امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشید
شهادت حضرت زهرا (س) را تسلیت می گویم.
ارسال شده توسط rafigh | May 28, 2009 11:11 AM
ارسال شده در May 28, 2009 11:11
سلام اسناد مالکیت ایران بر 50 درصد دریای خزر را ( به من ایمیل بزنید)
شما خبرنگارها نباید بزارید دریای خزر رو بفروشن
در روزهاي اخير ما با اظهارات متصدي بالاترين منصب سياسي خارجي کشور در مورد يکي از مهمترين حقوق تاريخي ميهني کشورمان مواجهيم که اين اظهارات مي تواند به عنوان يک سند تاريخي عليه مواضع حقوقي ما در مورد تعيين رژيم حقوقي درياي خزر به کار گرفته شود.
به اين ترتيب اين پرسش به عيان و به روشني مطرح است که کدام مصلحت و هدف سياسي مي تواند مخاطرات حقوقي اين موضع گيري را توجيه کند؟، روشن است که آثار و تبعات حقوقي اين موضع گيري بعد تاريخي دارد و فارغ از ارزش تاريخي آن، در هر مجادله ديپلماتيک مي تواند از سوي ساير دول ساحلي درياي خزر مورد استناد قرار گيرد. ملاحظه مضامين مندرج در فصول هفتم و هشتم عهدنامه ترکمانچاي يادآور فصلي تلخ در تاريخ معاصر کشور ما است. ضمن فصل هفتم اين معاهده تزار روس عباس ميرزا را وليعهد ايران شناخته بود و ضمن فصل هشتم آن حق داشتن بحريه در درياي خزر از ايران سلب شده بود. حقوقي که ضمن فصل هشتم اين عهدنامه از ايران سلب شده بود به لحاظ مغايرت آشکار آن با موازين حقوقي و واقعيت هاي تاريخي ضمن عهدنامه مودت مورخ 1921 از درجه اعتبار ساقط شد. در دانش سياست گفته مي شود که دوستان امروز مي توانند دشمنان فردا باشند و دشمنان امروز دوستان فردا، حال آنکه در دانش حقوق هر موضع گيري نابجا مي تواند براي نسل هاي آتي آثار زيانباري به دنبال داشته باشد. اين آثار براساس اصل جانشيني دولت ها ماندگارند و تغيير حکومت ها و تبديل دوستان امروز به دشمنان احتمالي فردا و بالعکس نمي تواند اين حقوق تاريخي را زائل کند. مفهوم جانشيني دولت ها شامل وضعيت هايي از قبيل کسب استقلال مستعمرات و رهايي آنها از قيد قدرت استعمارگر، تجزيه و تبديل يک کشور به چند کشور مستقل، اتحاد چند کشور و تبديل آنها به يک کشور واحد، انتقال بخشي از قلمرو سرزميني يک کشور و ادغام آن در کشور ديگر مي شود. شق ب از بند 1 ماده 2 معاهده 1978 وين درباره جانشيني دولت ها در معاهدات، استقرار يک دولت به جاي دولت ديگر و عهده داري مسووليت قلمرو سرزميني آن در برابر جامعه بين الملل را به عنوان تعريف «جانشيني دولت ها» ارائه کرده است. اين تاسيس که مبين فرآيند جايگزيني است با تاسيس حقوقي توارث در نظام هاي حقوقي ملي که وضعيت انتقال حقوق و تعهدات متوفي به وراث را مقرر مي کند، يکسان نيست. (بنگريد به: دکتر هدايت الله فلسفي، حقوق بين الملل معاهدات، ص 610، چاپ اول 1379، تهران، نشر نو) معاهدات ناظر بر وضعيت حقوقي درياي خزر به طور عمده دو معاهده است که يکي تحت عنوان قرارداد مودت ايران و شوروي در سال 1921 و ديگري تحت عنوان معاهده کشتيراني و تجارت در سال 1940 بين دو دولت فوق منعقد شده اند. چنانچه اين معاهدات را مشمول موازين حقوقي ناظر بر معاهدات مرزي و معاهدات سرزميني بشمريم، بايد قائل به نظام حقوقي پذيرفته شده يي شويم که ناظر بر اين قبيل معاهدات است. بر اين اساس هر چند که تغيير بنيادين اوضاع و احوال مي تواند تحت شرايطي بقاي معاهده را در معرض ترديد قرار دهد و تجزيه اتحاد شوروي و تبديل دول حاشيه بحر خزر از دو دولت به پنج دولت مي تواند تغيير بنيادين اوضاع و احوال شمرده شود، با اين حال در اين وضعيت پيش بيني شده که چنين ترديدي شامل معاهدات مرزي نمي شود. به همين لحاظ پس از آنکه صدام حسين بقاي معاهده 1975 الجزيره در مورد تعيين مرزهاي آبي ايران و عراق در اروندرود را به لحاظ بروز اين تغييرات در معرض ترديد قرار داد، ايران به دليل وصف مرزي بودن اين معاهده اقدام صدام حسين را فاقد ارزش و اعتبار حقوقي برشمرد و بالمآل مواضع اخير جلال طالباني در مورد اين معاهده از حيث ارزش حقوقي با مواضع صدام حسين يکسان شمرده مي شود. مبناي حقوقي استثنا کردن معاهدات مرزي از شمول آثار حقوقي، تغيير بنيادين اوضاع و احوال ناشي از حقوق مکتسبه تحديد مرزها است که حياتي مستقل از خود معاهده دارند. (بنگريد به همان منبع، ص 670) به اين ترتيب کشورهاي نوبنياد مولود تجزيه اتحاد شوروي، متعهد به پذيرش تعهدات دولت سابق شمرده مي شوند. دو معاهده 1921 و 1940 مشمول تعريف راجع به معاهدات سرزميني شمرده مي شوند و معاهدات مرزي مصداقي از مصاديق متعدد معاهدات سرزميني قلمداد مي شوند. معاهدات سرزميني علاوه بر معاهدات راجع به تثبيت مرزها، هر معاهده يي را که مرتبط با سرزمين باشد، دربرمي گيرد. «آنچه اين معاهدات را از ساير معاهدات ممتاز مي سازد، مرتبط بودن آنها با سرزمين است. همين امر خود موجب شده است تا به رغم پديدار شدن جانشيني دولت ها، از لزوم تداوم آنها سخن به ميان آيد. البته در اينجا غرض تداوم خود معاهده نيست، بلکه تداوم رژيمي است که با اجراي معاهده حاصل شده است، خواه اين رژيم، رژيمي مرزي باشد يا يک رژيم سرزميني ديگر...» (همان منبع، ص 623) معاهدات منعقده بين ايران و شوروي سابق از آنجا که مرتبط با بهره برداري از درياي خزر است از مصاديق معاهدات سرزميني شمرده مي شوند و به اين لحاظ تبديل کشورهاي حاشيه درياي خزر از دو کشور به پنج کشور نمي تواند رژيم حقوقي آن را دستخوش تحول کند. در تاريخ انعقاد معاهدات فوق الذکر از آنجا که تکنولوژي بهره برداري از منابع واقع در زير بستر درياي خزر و به ويژه منابع نفتي گسترش فعلي را نداشت، بهره برداري از اين منابع نيز اهميت حياتي فعلي را نداشت. در اين معاهدات نظام حقوقي معيني براي کشتيراني در پهنه درياي خزر وضع شده است و اين نظام حقوقي براي سرزميني بر شمردن اين معاهدات کفايت مي کند. با اين حال برخي از مقامات سياسي کشورهاي حاشيه خزر معتقدند که در معاهده 1940 مرز دريايي ميان اتحاد شوروي و ايران معين شده است و طبق آن خط ساحلي دريا از آستارا تا حسينقلي مرز دريايي بين دو کشور است. اين ديدگاه معاهده 1940 را يک معاهده مرزي توصيف مي کند، (بنگريد به: نشريه مطالعات آسياي مرکزي و قفقاز، سال چهارم، دوره دوم، شماره 10، تابستان 1374، ص 132- اين مقاله ترجمه سخنراني وياچسلاو گيزاتوف معاون وزير خارجه قزاقستان است که از نشريه Central Asia Newsfile سال سوم، شماره 5، مه 1995 ترجمه شده است) در معاهده مزبور ماده يي که چنين مقرره يي را ذکر کرده باشد، ملاحظه نمي شود و در متن مقاله نيز به بخشي که اين مقرره ضمن آن ذکر شده، اشاره نشده است و اين برداشت مي تواند ناشي از سهو يا اشتباه باشد. حال بايد ديد که آيا براي برقراري حق ايران به نصف درياي خزر بايد معاهده يي بين دو کشور منعقد مي شد؟ به بيان ديگر آيا براي برقراري اين حق الزاماً بايد در جست وجوي يک توافق دوجانبه برآمد؟ پاسخ اين پرسش منفي است. همان گونه که در نظام هاي حقوقي ملي بخش عظيمي از تاسيسات حقوقي جايگزين اراده مفروض طرفين شمرده مي شوند و چنانچه توافق خلاف آن وجود نداشته باشد، مقررات قانوني حاکم بر روابط طرفين خواهد شد. در نظام حقوق بين الملل نيز اين تاسيسات وجود دارند. از آنجا که درياي خزر در زمره «آب هاي بسته» شمرده مي شود و رژيم حقوقي حاکم بر کشتيراني در معاهدات 1921 و 1940 به کرات به محدود بودن حق کشتيراني در اين دريا به دو کشور ايران و اتحاد شوروي اشاره شده است و ساير کشورها از حق کشتيراني منع شده اند، بر اين اساس براي ترديد در تقسيم درياي خزر بالمناصفه بين ايران و شوروي نبايد به يافتن توافقي بين دو کشور روي آورد، بلکه براي ترديد در آن بايد تلاش کرد که متني خلاف آن در اسناد منعقده بين دو کشور يافت شود. چنين سندي وجود ندارد و به همين لحاظ موازين حقوقي بين المللي راجع به آب هاي بسته، جايگزين سکوت طرفين خواهد شد و براساس اين موازين درياي خزر پنجاه پنجاه بين ايران و شوروي مشترک بوده و تجزيه اتحاد شوروي نيز نمي تواند حقوق ايران بر نصف درياي خزر را مردد کند مگر اينکه مقامات سياسي فعلي اين حق را مردد کنند. از سوي ديگر ضمن معاهدات 1921 و 1940 بالسويه بودن حقوق ايران و شوروي در موارد متعدد تاييد شده است. منجمله در معاهده 1921 حقوق برابر دو کشور در کشتيراني تاييد شده است. همچنين در ماده 12 معاهده 1940 شرايط پذيرش کشتي ها در بنادر دو کشور و تردد آنها يکسان شمرده و تاکيد شده که عوارض بندري و معافيت هاي احتمالي نيز به نحو يکسان اعمال مي شود. اين برابري ضمن ماده 14 شامل استاندارد هاي فني کشتي ها نيز شده است. بر اين اساس بخشيدن حقوق تاريخي ايران در درياي خزر نابخشودني است و ضروري است که مجلس درباره اظهارات وزير امور خارجه دولت نهم سريعاً موضع گيري کند تا از استقرار آن جلوگيري شود.
ارسال شده توسط hrt | May 28, 2009 11:19 AM
ارسال شده در May 28, 2009 11:19
سلام
چرا دیگه جدید نمی نویسید؟
ارسال شده توسط مریلا | May 28, 2009 6:29 PM
ارسال شده در May 28, 2009 18:29
اقای نجف زاده سلام
سعی میکنم کوتاه بنویسم تا وقت نگیرم.دلم میخواست بهتون بگم همیشه خوب نیست که ادم اینقدر محافظه کارانه برخورد کنه اونم در این شرایطی که یه نفر به حمایت امثال شما احتیاج داره.امیدوارم تجدید نظر کنید چون الان وظیفه هممونه.باز خودتونید که فقط باید تصمیم بگیرید.ولی همیشه تصمیم ها نباید به نفع ادم باشه.
ارسال شده توسط چکاوک | May 28, 2009 7:18 PM
ارسال شده در May 28, 2009 19:18
یعنی تا بعد از انتخابات نمیخوای آپ کنی؟
ارسال شده توسط PEGAH | May 28, 2009 7:50 PM
ارسال شده در May 28, 2009 19:50
سلام آقای نجف زاده . من سمیرا هستم دانشجوی تربیت بدنی دانشگاه شهید رجایی و کسی که معمولا هیچ مطلبی رو تو وبلاگتون از دست نمی ده .
نمی دونم اتفاقی که تو دانشگاه ما برای یکی از همکلاسیام افتاد رو فهمیدید یا نه . اگه نمی دونید فقط کافیه تو گوگل سرچ کنید سجاد شهابی فر . اونوقت می فهمید چند روز پیش چه بلایی سر ما اومد . ما اگه بخوایم این قضیه به گوش همه برسه چیکار میتونیم بکنیم ؟
ارسال شده توسط سمیرا | May 29, 2009 12:52 PM
ارسال شده در May 29, 2009 12:52
اگه خواستین وب سایتتونو secure کنین، یه طوری که این آقای IBH با تمام دار و دسته و فک فامیلاشون نتونن کاری کنن، contact me via e-mail... :)
ارسال شده توسط امیر | May 29, 2009 4:34 PM
ارسال شده در May 29, 2009 16:34
سلام. کجایی کامران وسط این همه شلوغی ؟
فکر نکنم هیچ انتخاباتی را مثل امثال ناپیدا بوده ای ؟ زورشان فقط به تو رسید ؟
ارسال شده توسط سهراب | May 29, 2009 11:24 PM
ارسال شده در May 29, 2009 23:24
خوب وقتی روزه سکوت گرفتین اقایون رسانه ملی نمیدونم اگه دولت عوض شده چطوری روتون میشه خبر بگین
ارسال شده توسط هستی | May 30, 2009 2:21 AM
ارسال شده در May 30, 2009 02:21
... و وای به وقتی که این تار مو با باد به چپ و راست میچرخه و نگاه صاحب آن مو هم با آن ... !
از اینجوری ها زیاد داریم ؛ مگه نه !؟
ارسال شده توسط مسیح | May 30, 2009 8:18 AM
ارسال شده در May 30, 2009 08:18
سلام نازنین....
یه ماه و خرده ایه که up نکردید تو بیست و سی هم که نمیایید
جسارتا پس کجایید؟!!
ارسال شده توسط آدم برفی | May 30, 2009 10:51 AM
ارسال شده در May 30, 2009 10:51
سلام
امیدورام که خوب باشید و زندگی بر وفق مرادتان باشد.
نه چپ نا راست بازم م یگم یعنی احمدی نژاد
ارسال شده توسط rafigh | May 30, 2009 12:24 PM
ارسال شده در May 30, 2009 12:24
پست زیبایی بود
جناب نجف زاده
ارسال شده توسط سمیرا | May 30, 2009 12:48 PM
ارسال شده در May 30, 2009 12:48
با سلام
من می خواهم مطلب را با شما در میان بگذارم لطفا آدرس ایمیل خودتون رو برام بفرستید با تشکر از شما
ارسال شده توسط امید | May 30, 2009 1:21 PM
ارسال شده در May 30, 2009 13:21
سلام آقای نجفزاده لطفا به رضایی رای ندهید چرا که طرح ایشون غنی سازی مشترک با کفار اروپایی و آمریکایی هست ما که میتونیم مستقل باشیم و خودمان بدون کمک خارجی ها غنی سازی کنیم چرا این بابا میخواهد سازش کنه؟
بیچاره این احمدی نژاد تمام تلاشش رو برای استقلال ایران کرده باز این آقایان میخواهند همه رشته ها رو پنبه کنن
یعنی همه تحمل فشارها تحریمها اخراج کارگران ورشکستگی شرکتهای صنعتی پوچ؟
این ضرر ها همه برای استقلال ایران بوده
ارسال شده توسط hrt | May 30, 2009 2:20 PM
ارسال شده در May 30, 2009 14:20
وقایع آخر الزمان
تهران چنان میشود که قصرهایش همچون قصرهای بهشت زنانش همچون حورالعین لباس کافران را میپوشند و زندگیشان همانند زندگی ستمگران است بر زینها سوار میشوند از همسرانشان فرمانبردار ندارند و درآمد همسرشان برای آنان کافی نیست از انها به سوی قله کوهها و از پناهگاهی به پناهگاه دیگر بگریزید همچون روباهی که با بچه های خود فرار میکند
(محمد امینی. مردان و زنان آخرالزمان. ص 94 به نقل از الزام الناصب ص 183).
ارسال شده توسط hrt | May 30, 2009 2:58 PM
ارسال شده در May 30, 2009 14:58
راستي بزرگوار همايش سراسري فعالان اينترنت و وبلاگ نويسان حامي دکتر احمدي نژاد يادتون نره! اينم آدرس و زمانش:
چه شورانگيز است وصف يار و چه طرب افزاست روى يار و چه شيرين است دولت يار:
اللهم ارنى الطلعة الرّشيدة و الغرّة الحميدة
يا رب اندر كنف سايه آن سرو بلند/گر من سوخته، يكدم بنشينم چه شود؟
سخنرانان: دکتر حسن عباسي - مهندس سيد مجتبي ثمره هاشمي
زمان: يکشنبه 10 خرداد 1388 از ساعت 17 الي 19
مکان : سالن سيد الشهدا (ع) – ميدان هفتم تير – ابتداي خيابان مفتح جنوبي
بد نيست يه نگاهي هم به اين سايت بندازين... شنيدم از مطالب بچه ها تو سايت دولتيار استفاده ميشه :
www.dolatyar.ir
ارسال شده توسط هستی | May 30, 2009 3:34 PM
ارسال شده در May 30, 2009 15:34
چهار سال هر اتفاق ملی را به رخ این ملت کشیدید .هر جا این شازده رفت وگندزد اوج عزت دونستید شما که برای اطلاع مردم به سفرهای زیارتی میروید فکر نمی کنید حق این مردم است که از اتفاق هایی که می افته با خبر بشن
ارسال شده توسط هستی | May 30, 2009 7:36 PM
ارسال شده در May 30, 2009 19:36
راستی بزرگ ترین دغدغه ذهنی ات حل شد؟ اقا موبایل داشت ؟؟؟
ارسال شده توسط هستی | May 30, 2009 7:52 PM
ارسال شده در May 30, 2009 19:52
با سلام خدمت شما نجف زاده عزیز و خوش خبر
من از طرف اهالی روستای خونیک گدار ضمن خسته نباشید به شما
دعوت می کنیم یه سفر پیش مابیایید
قاین خونیک گدار
فدات داش کامران
ضمنا من خودم عاشق خبرنگاریم
ارسال شده توسط سید محمد علی | May 30, 2009 9:15 PM
ارسال شده در May 30, 2009 21:15
با سلام خدمت شما نجف زاده عزیز و خوش خبر
من از طرف اهالی روستای خونیک گدار ضمن خسته نباشید به شما
دعوت می کنیم یه سفر پیش مابیایید
قاین خونیک گدار
فدات داش کامران
ضمنا من خودم عاشق خبرنگاریم
ارسال شده توسط سید محمد علی | May 30, 2009 9:16 PM
ارسال شده در May 30, 2009 21:16
شما که خيلي بيشتر از يه مو داريد و راست راست هم هستيد!
اصلاح کنيد خودتون و اخبار با طرفتون رو ...
ارسال شده توسط ميثم | May 30, 2009 10:31 PM
ارسال شده در May 30, 2009 22:31
دوست عزیر سلام
مطالب جالب و خواندنی در وبلاگتون دیدم .
برای همین خوشحال میشم افتخار بدید ضمن ملاحظه وبلاگم و شركت در نظر سنجي ، مرا با نام (( با مزه بیا تو )) و به آدرس :
http://bamaze88.blogfa.com/
لینک کرده و عکسها و مطالب جالبتون را برام به آدرس زیر ارسال بفرمائید:
alirezakhan2005@yahoo.com
باتشکر
ارسال شده توسط ali | May 30, 2009 11:57 PM
ارسال شده در May 30, 2009 23:57
موسوي از همشون بهتره !
ارسال شده توسط صالح | May 31, 2009 12:24 AM
ارسال شده در May 31, 2009 00:24
سلام اقای نجف زاده
باور کن این درخواست هیچ سود مادی برای من نداره
بیا تو عمرت یه کار مفید کن
بیا این پست وبلاگ منو اگر اشکال نداره بزار تو وبلاگت
(البته بدون ذکر منبع تا فکر نکنی قصدم تبلیغ وبلاگ خودمه!)
ملاک انتخاب رییس جمهور از منظر کودکان سرطانی
http://miyaneh6.blogfa.com/post-230.aspx
ممکنه از این طریق صدای این کودکان مظلوم به گوش نامزدهای ریاست جمهوری برسه و به جای وعده وعید دادن برا جمع کردن گشت ارشاد یا علاقه مند نشون دادن خودشون به سبک پاپ برا جذب کردن جوونا اگر واقعا به فکر و دلسوز مردمن وعده کمک به خانواده این نوگلهای مظلوم رو برا تامین هزینه های درمانی بدن
بیا کمک کن
از وبلاگت مثل من در جهت کمک به بیماران و دردمند ها بعضی اوقات استفاده کن
باور کن کلی ثواب داره
منتظرم واکنشت رو ببینم...
ارسال شده توسط مهسا تقی پور | May 31, 2009 7:40 AM
ارسال شده در May 31, 2009 07:40
آقاي نجف زادي شما طرف دار كدوم نامزد انتخابات هستيد؟
خيلي دلم مي خواد بدونم.
هر چي باشه شما خبرنگاريد و خبرنگارها از خيلي چيزها باخبرند مي دونن خوب كيه بد كيه؟
تازه با اين جو بدي كه بعضي از اين كانديداها درست كردن و دارن تخريب مي كنن تا به قدرت برسن آدم نمي دونه چطور درست تصميم بگيره
ارسال شده توسط ستاره | May 31, 2009 9:46 AM
ارسال شده در May 31, 2009 09:46
سلام جالب بود اماچراگزارشهای سیاسی تونو قطع کردید؟؟خوب حالا چرادیگه اصلا گزارشهای فرهنگی ومردمی ندارید؟خیلی دل تنگ گزارشهای باحال وجذابتون هستم.من نوشتن شعرگفتن وفن بیان خوبم (تعریف نکردم همه میگن)راازروزی که شمادر20:30گزارش های زیباتونوپخش کردیدبدست آوردم ازتون متشکرم منتظر برنامه های پرمحتواتون هستم موفق باشید
ارسال شده توسط فهیمه | May 31, 2009 6:48 PM
ارسال شده در May 31, 2009 18:48
آقای کروبی حلقه مفقود شده کشور را سه رکن جمهوریت اسلامیت و ایرانیت میداند که در معرض خطر قرار دارد . و از طرفی ضعف تدبیر و مدیریت و فقر برنامه را بلا مینامد.
آیا ایشان در مدیریت گذشته سهم داشته اند یا خیر؟
آیا فقر برنامه را مدیران محکوم به فساد می توانند برنامه ریزی کنند؟
آیا معاون اول شما بهترین شاخص از بین شاخص های مجموعه مدیرانی است که مدعی جمع آوری انها هستید؟
آقای کروبی فرموده اید احیای نظام برنامه ریزی در کشور و ایجاد نهاد های دایمی ٬ حفظ حقوق شهروندی و حقوق بشر با اتکا به اصول قانون اساسی و تغیر در سیاست خارجی و تغیر در اقتصاد از رئوس برنامه های انتخاباتی شماست.
حضرتعالی که سالهای مدیدی از عمر سیاسی بعد از انقلاب خود را در قوه مقننه گذرانده اید ناظر نبوده اید که کشور با این همه نابسامانی در حرکت است مگر شما از سیاره دیگری به نظام قدم گذاشته اید و به یکباره برای تغییر بنیان های خود ساخته بپا خواسته اید.آیا تورم فقط مربوط به دولت نهم بود؟ آیا سازمان برنامه و بودجه که این همه در مورد مزایای آن سینه چاک میشود قبل و بعد از انقلاب نبوده و ثمره آن همین هایی نیست که در لیست تغییر شما آمده است؟اگر دولت نهم کمتر از دو سال از نعمت وجود این سازمان بی نصیب شده زهی سعادت برای شماست که بگویید که در بیست وهشت سال دوران شما این سازمان چه نقش ارزنده ای داشته است؟آیا حضرت عالی که این همه به تجربه و مدیریت مجلس اهتمام دارید٬آیا زمانی که حضرت عالی در مسند ریاست قوه مقننه و جناب خاتمی بر مسند قوه مجریه کشور بودند چگونه نتوانستید به این مصیبت هایی که امروز ریوس برنامه های انتخاباتی شماست فائق آیید. حضرتعالی که از تندروی مجاهدین انقلاب دوری گزیده اید آیا فکر نمیکنید با این شعارهای تهییه شده از طرف به ظاهر دوستان از آن طرف بام افتاده اید؟ بهترین برنامه های مدیریتی مثل یک تیم باید با مدیرانی اجرا شود که جهت حرکت آن بسوی برنامه های تنظیم شده باشد . حضرتعالی با این جماعت از طیف های مختلف سیاسی که به دنبال خود کشیده اید می خواهید ریس جمهور مردم باشید و یا بقول اطرافیان شیخ اصلاحات اینان ٬ که هر یک با هدفی به شما نزدیک شده اند. آیا فکر کرده اید که وقتی رو به تعهداتی میاورید که در حدود اختیارات قوه مجریه نیست یعنی وعده دروغ دادن به مردم . آیا در حالیکه معتقدید یکی از مشکلات دولت نقدینگی و بزرگ شدن دولت است چگونه طراحی پرداخت ماهیانه هفتاد هزار تومان به چهل و هشت میلیون جمعیت کشور میکنید؟ که مرتب به خاطر جوان بودن کشور به این میزان اضافه میشود و همان داستان اوایل انقلاب پیش نمیاید که جمعیت کشور به شدت خارج از توان برنامه ریزی شده رو به افزایش گذاشت تا نه تنها برای کشور ما فرصتی نشود بلکه عواقب ان هنوز گریبان کشور را گرفته است در حالی که پیشنهاد دولت نهم در خصوص مدیریت یارانه ها برای بخش آسیب پذیر اجتماع در مجلس مسکوت مانده است و شما هم حتما مطلع هستید.
آیا طرح مطالبی در حوزه تنش زدایی در سیاست خارجی ٬ اقدام متقابل ٬ مخالفت با نظامیگری و غیره خواسته کدام دولت نبوده ؟ آیا این تنش مولود دولت نهم است؟در دولت آقای رفسنجانی حتی برخی از سران نظام تهدید به محاکمه درمحاکم جهانی شدند و هر اتفاق تروریستی در داخل و خارج از کشور رخ داد به آنها نسبت داده شد در دولت آقای خاتمی با اینکه با گفتگوی تمدنها در سازمان ملل آغاز شد و در روابط بین المللی تعامل با همه دنیا راسر لوحه کار خود قرار داد چه کار متمدانه ای با ما انجام داده اند کدام گره از مشکلات ما باز شد ؟ مگر در همین دوران به ما عنوان محور شرارت ندادند؟ از آنجا که ما به خود با دیدگاه های متفاوت نگاه میکنیم وهر کس از دید خود به بررسی موضوعات میپردازد آیا حداقل میتوانیم بیطرفانه به افغانستان ٬ پاکستان ٬ عراق ٬ مصر ٬ گرجستان و کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق نظری بیاندازیم آنها با رابطه اجباری و انتخابی با آمریکا صاحب چه تحولی شده اند؟ بگذارید زیاد راه دور نرویم به روسیه این همسایه کناری خود نگاه کنیم مگر مناسبت نزدیک با آن را آغاز نکردیم ٬ مگر روابط بر مبنای احترام متقابل نیست چه تضادی بین یک قدرت بزرگ با ماست که نیروگاه بوشهر در پس این سالها به عناوین مختلف معطل مانده است؟ جناب کروبی نگاه کردن به سیاست های بین المللی با این اندیشه که من خوبم تو هم خوب باش دیگر ممکن نیست. امروزه در این وادی باید با تدبیر وقدرت سر میز مذاکره نشست .
***********************************
آقای میر حسین موسوی فرموده اند از بخش خصوصی مولد دفاع میکنم باید بدانیم که تمام بخش های خصوصی از آغاز بر مبنای تولید بیشتر ٬ محصول بهتر ٬ استاندارد بالاتر ٬ هزینه کمتر و سود دهی بیشتر شروع به کار میکنند. پس تفکر بخش خصوصی جز این اگر باشد به سر انجام نمیرسد ولی برای بدست آوردن آن باید برنامه ها تداوم یابد و زمینه های رشد و ترقی شرکت ها فراهم شود بزرگترین مشکل شرکت های ما عدم بهرهوری است حالا چه این شرکت ها دولتی باشد که در زمان شما و یا سایر دولت هاا تاسیس شده باشد پسامد این ناتوانی در بهرهوری است که روی اوردن به انواع تسهیلات در پوشش های مختلف صورت میگیرد و کار به جایی میرسد که این شرکت های به ضاهر مولد بعضا پوششی برای واردات سایر کالاها ویا حتی قاچاق کالا میشود حال اگر بدون رفع اشکال بخواهیم برویم دنبال شعار حمایت ناتوانی مدیران را فقط باید از جیب مصرف کنندگان میسر سازیم زیرا حضرت عالی مخالف سخت واردات حتی با تعرفه بالا برای رقابتی کردن کالا هستید. فرموده اید گشت های ارشاد را جمع میکنم . حضرتعالی که هشت سال مدیریت اجرایی کشور را در دست داشته اید. آیا این را در حدود اختیارات دولت میدانید؟ و اگر اینگونه است در دولت های قبلی گشت ارشادی وجود نداشت؟ آیا معضل کشور گشت ارشاد است؟ یا مشکل جذب آرا. میخواهید جلوی فساد مالی را بگیرید ولی معتقدید نباید به دنبال مافیای خیالی نفت بود. سوال این جا است : هزینه های تبلیغاتی شما را چه کسانی تامین میکنند ؟ آیا اینها شال سبز به گردن برای خدا انداخته اند ٬ شما همان صحبت هایی را میکنید که آقای احمدی نژاد میکند ٬ اگر ایشان بدون تکیه بر این به ظاهر ستون هایی که گرداگرد شما جمع شده اند تا کنون نتوانسته با این همه دود که به لانه آنها کرده آنها را از لانه خارج کند شما چگونه میتوانید در حالیکه آنها در کنار شما هستند دستشان را قطع کنی؟ فرموده اید در حالی که حمایت از تولید کننده داخلی در بخش کشاورزی را دردناک میدانید و پسته کالیفرنیایی در آجیل ایرانی را بدتر ولی چرا فقط از پسته گفته اید بادام زمینی ٬ فندق ٬بادام درختی چینی و غیره در سفره های شب عید بود . آیا میدانید که پسته ایرانی شب عید به کیلویی شانزده هزار تومان رسیده بود .بنده خدا مردم که حتما باید پسته کیلویی پنجاه هزار تومانی را تحمل میکردند .چقدر دلتان بری تاجران پسته میسوزد! فرموده اید از نظر شما اول ثبات مدیریت ٬ تغیرات در بودجه ٬ راه اندازی تولید ٬ امید دادن به مردم و بخش خصوصی و نیروی کار کنترل افزایش نقدینگی ثبات ارزش پول اولویت های شماست که باید پیگیری شود گویی هنوز شما دیدگاه خود را نسبت به اجتماع و اقتصاد و جامعه جهانی تغییر نداده اید و همانطور که نزدیکان شما نسبت به تامین وجوه فعالیت های انتخاباتی فعالند از هدایت فکر شما به اندیشه کارآمد در جهان امروز غافل اند البته فکر میکنم می خواهند شما غافل بمانید چگونه میشود اصل 44 و برنامه های پنج ساله را قبول کرد وتغییرات در بودجه را هم شکل داد ٬ تغییر در بودجه یعنی دور شدن از برنامه از پیش تعیین شده نمی ترسید بگویند به قانون توجه نکرده است در حالیکه شما پس از سالها نظاره بر اعمال قانونی این دوره برای پاسداشت قانون اساسی آمده اید. اما جناب موسوی در خصوص امید دادن به مردم شما وگروه همراهتان همان کور سوی امید را هم از دل مردم میگیرید . تمام در و دیوار شهر پر شده است با پوسترها و پارچه های سبز بدست جوان هایی که سوار بر خودرو و با تصویر شما در خیابانها در چرخند و صد حسرت بر جوانان فقیر که در حسرت این مرکب های راهوار مانده اند . رویا های ما عاشق خدمتیم کجاست که امروز برای جذب آرا به این جا رسیده ایم.آیا این همان طرح اقای رفسنجانی نیست که جوانهای شمال شهر در خیابانها راه می افتادند با آن اتوموبیل ها و میگفتند هاشمی مدل 2005 . امروز بچه های نو کیسه هایی که به برکت با کفایتی بعضی ها میر حسین 2009 را تبلیغ میکنند ٬ شما را متحول کرده اند آقا !
ارسال شده توسط ناشناس | May 31, 2009 7:09 PM
ارسال شده در May 31, 2009 19:09
سلام
فقط میخواستم بگم خیلی دوست داریم
ارسال شده توسط محمد | May 31, 2009 9:08 PM
ارسال شده در May 31, 2009 21:08
ترسم که اشک در غم ما...
سلام
نظر ندارم اما شاید از بیچارگی بود که اومدم اینجا..شاید بشه اینجا حرف زد ودرددل کرد
شاید بشه از جنایتایی حرف زد که داره یه گوشه از همین کشور اتفاق می افته اما..
هنوز 2روز بیشتر از جنایت بزرگی که برادرای مسلمون!!!سنی مذهب انجام دادن و 25 نفر ادم بیگناه رو موقع نماز کشتن..نمی گذره که دیروز ظهر حوالی ساعت 1 به یکی از شعب موسسه مهر او حمله کردن...اونجا رو با 6نفر کارمندش اتیش زدن و حتی اجازه ندادن ماموران اتش نشانی به موسسه نزدیک بشه!یه زن و5تا مرد دیروز زنده زنده تو اتیش سوختن و تمام دیروز و دیشب اخبار میگه نا ارامی در زاهدان فروکش کرد!
درد از این بدتر که ببینی یه عده وحشی دارن هر غلطی که می حوان می کنن و هیچکس حتی محکومشون هم نمیکه؟
بدبختی از این بالاتر که دارن شیعه رو می سوزونن و همه میگن وحدت؟
تا کی باید سکوت کرد و به اسم وحدت و برادری گذاشت هر بلایی که می خوان سرمون بیارن؟؟؟؟
ارسال شده توسط پریا | June 1, 2009 10:06 AM
ارسال شده در June 1, 2009 10:06
سلام
مثه همه ي كاراتون جالب بود
درپناه رب باشيد
ارسال شده توسط دنيا | June 1, 2009 10:38 AM
ارسال شده در June 1, 2009 10:38
بداخلاقی انتخاباتی صداوسیما، این بار علیه مراجع تقلید!
دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی خبر منتشره در بخش خبری 20 و 30 سیما مبنی بر اعتراض به فیلم مستند مهندس موسوی را تکذیب و اعلام کرد: دفتر معظم له هیچ اطلاعیه ای طی دو روز گذشته در مورد انتخابات صادر نکرده است. دفتر آیات موسوی اردبیلی و جوادی آملی نیز اعتراض به مستند مذکور را تکذیب کردند.
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=50215
Your days are over. Go get a life
ارسال شده توسط Majid | June 1, 2009 1:23 PM
ارسال شده در June 1, 2009 13:23
خیلی واسم جالبه چرا ؟تو دانشگاه حرف شما بود دختر غش کرد !!!!!!چرا؟"قیافه مظلومی داره"!!اوایل 20:30همه خوشحال !!!"اینا تریپشون فرق داره"!!
ارسال شده توسط آیه | June 1, 2009 3:29 PM
ارسال شده در June 1, 2009 15:29
- نه فکرپول و جیب ومکنت وحشمت هستی/ نه دنبال زر و زور و ریاو قدرت و ثروت هستی/ نژادت احمدی است قدرت بدانند/ چو آنکه عاشقانه شیفته ی خدمت هستی
برای خالی نبودن عریضه نه چپ نه راست یعنی احمدی نژاد.
ارسال شده توسط رفیق | June 1, 2009 3:55 PM
ارسال شده در June 1, 2009 15:55
سلام
مطالبی که می نویسید مثل گزارشاتون حرف نداره.منتظر نظراتتون هستم.
ارسال شده توسط سید محمد | June 1, 2009 4:01 PM
ارسال شده در June 1, 2009 16:01
فعلا که 20:30 داره کاری غیر از این رو می کنه.
دیگه این آخری و حرف گذاشتن تو دهن مراجع واقعا بی شرمانه بود.
بترسیم از آخرت و خشم خدا
ارسال شده توسط علی | June 1, 2009 10:18 PM
ارسال شده در June 1, 2009 22:18
ازآنجا كه روزنامه هاي دولتي از انتشار اين پاسخ خودداري كردند ناگزير شدم آن را در يكي از چاپخانه ها به چاپ رسانم . ولي وزارت ارشاد كه تصدي آن با آقاي سيد محمد خاتمي بود از چاپ اين نوشته جلوگيري كرد و نمايندگان من توانستند تنها چهار هزار نسخه از آن را به صورت صحافي نشده از چاپخانه بيرون آورده و در جاي ديگري صحافي و توزيع كنند. (دکتر سید محمود کاشانی نامزد ریاست جمهوری دوره چهارم)
خلاصه موارد پاسخ داده شده به مصاحبه مطبوعاتی میر حسین موسوی:
۱- سانسور شدید در مطبوعات بر خلاف قانون
۲- بیانیه الجزایر و مخفی کردن حقایق از مردم و مجلس
۳- سخنان یکطرفه و مسدود کردن کانال های ارتباطی
۴- سوالاتی درباره ی یک پرونده مربوط به سازمان انرژی اتمی
۵ - نقش شهید رجائی در بیانیه الجزایر
۶ - نسبت دادن تصمیمات خود به امام خمینی
۷ - شعار به نفع مستضعفان عمل بر عکس
۸ - سیاست تثبیت قیمت ها با جیره بندی در سیستم توزیع
۹- دولتی كردن اقتصاد کشور ضربه ای سنگین
۱۰ - غرامت گیری ایرانیان با تابعیت مضاعف از دولت و ملت ایران
پاسخ دكتر سيد محمود كاشاني به مصاحبه مطبوعاتي ٢٨ مرد اد آقاي ميرحسين موسوي نخست وزيردر انتخابات چهارمين دوره رياست جمهوري ۱۳٦٤
http://saharyar.blogfa.com/post-217.aspx
ارسال شده توسط سحریار | June 1, 2009 10:53 PM
ارسال شده در June 1, 2009 22:53
ترجیح میدید در مورد انتخابات سکوت کنید ؟
ارسال شده توسط سحر | June 1, 2009 11:48 PM
ارسال شده در June 1, 2009 23:48
خناب نجف زاده
لازم است شما و همکاران عزیزتان در خبر بیست و سی با ابراز شرمندگی از اقدام به نشر خبر جعلی منتشره در آن برنامه خبری در خصوص فیلم مستند مهندس میرحسین موسوی، ضمن توبه در پیشگاه خداوند عالم و بصیر از مخاطبان بیست و سی و شخص مهندس موسوی پوزش طلبید.
ارسال شده توسط حسین | June 1, 2009 11:59 PM
ارسال شده در June 1, 2009 23:59
سلام برادر.دیشب مستندت راجع به مناظره های انتخاباتی را دیدم.راستش آخرش خراب کردی،وقتی اسم4کاندیدا رو گفتی،چرا موسوی را بااسم کوچیک گفتی،چرا اسم موسوی رو اول گفتی؟یادت بیار؛گفتی میر حسین و احمدی نژاد،رضایی و کروبی.طرفدار هرکی هستی باش اما بدون، نگاه مردم تیزبینه
آری اینچنین بود برادر...
ارسال شده توسط خلیج فارس | June 2, 2009 7:54 AM
ارسال شده در June 2, 2009 07:54
سلام
رلم تنگیده.
چرا آپنمی کنید.
یک سری بزنید( می دونم نمی زنی)!!!!!!
ارسال شده توسط رفیق | June 2, 2009 12:18 PM
ارسال شده در June 2, 2009 12:18
آنان که به حق قافیه را باخته اند
بر پرچم سبز موسوی تاخته اند
ترسند که سبزی صداقت امروز
بر باد دهد هر چه ریا ساخته اند
20:30 حیا کن میر حسین و رها کن
ارسال شده توسط فاطی | June 2, 2009 12:31 PM
ارسال شده در June 2, 2009 12:31
امروز یکی از بهترین روزهای عمرم بود .
محمود احمدی نژاد رو از نزدیک دیدم . نزدیک نزدیک .
به روزم
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | June 2, 2009 1:50 PM
ارسال شده در June 2, 2009 13:50
سلام نازنین...
به دلیل اینکه امروز آخرین روز این ترمه دیگه تا یه مدت نمیتونم بیام اینجا...
می خواه و گل افشان کن از دهر چه میجویی
این گفت سحرگه گل بلبل تو چه میگویی
چون شمع نکورویی در رهگذر باد است
طرف هنری بر بند از شمع نکورویی
امروز که بازارت پر جوش خریدار است
در یاب و بنه گنجی از مایه نیکویی
ارسال شده توسط آدم برفی | June 2, 2009 1:57 PM
ارسال شده در June 2, 2009 13:57
شما بگی به یه آقایی میگن همه میگن به به ببین کامران نجف زاده است ها واقعا احسنت.
ارسال شده توسط مصطفی | June 2, 2009 3:53 PM
ارسال شده در June 2, 2009 15:53
سلام ازمعلمای قمی هستم مطالبتان را خواندم مطالب خوبی داشتید گزارشات تلویزیونی شما را هم نگاه میکنم خیلی قشنگ است به وبلاگ من هم سر بزن
ارسال شده توسط علیرضا جعفری | June 2, 2009 4:04 PM
ارسال شده در June 2, 2009 16:04
سلام
گزارش مناظره از منظره ای دیگر رو دانلود کردم و دیدم.
جالب بود. مخصوصا تیکه های فیلم ها که انداختید وسطش.
و اینکه خدا صبرتون رو زیاد کنه. این روزها چشمم به کامنتهای این پست که میخوره و بعضی ها رو که میخونم این آرزو رو براتون میکنم.
یاعلی
ارسال شده توسط زهرا_ض | June 2, 2009 5:10 PM
ارسال شده در June 2, 2009 17:10
khak bar saretoon in che kari bood as ghole marajeh taghlid doroogh gofti khod foroosh
ارسال شده توسط rterer | June 2, 2009 6:14 PM
ارسال شده در June 2, 2009 18:14
چه عجيب است. همه گمان سرافکندگی مرا دارند.
غم خم قامت مرا میخورند.
نمیدانند که اين قد٬ خميده نيست.
بلکه فقط خم شده تا خود را بنگرد.
ارسال شده توسط حمید - در کوچه باغ های آسمان | June 2, 2009 7:57 PM
ارسال شده در June 2, 2009 19:57
اگه میشه برام میل بفرستید ممنون میشم
ارسال شده توسط علی پارسافر | June 2, 2009 8:26 PM
ارسال شده در June 2, 2009 20:26
سلام آقاي نجف زاده
خوب هستين؟
كم پيدايين تو 20:30
ببخشيد من يه هفته اي ميشه نيومدام تو وبتون... مشغول امتحانامم... واسم دعا كنيد
خدا شما را حافظ
ارسال شده توسط ياسمن | June 2, 2009 9:07 PM
ارسال شده در June 2, 2009 21:07
اونهایی که بودند اینجوری میگن :
ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سيزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود. قــلبـى از كار ايستـاد كه ميليـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـويت احـيا كرده بـود. بــه وسيله دوربين مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام در بيمارستان نصب شده بـود روزهاى بيمارى و جريان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى كه گوشه هايـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ايـن ايـام از تلويزيون پخـش شـد غوغايى در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نيست. لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرين شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حاليكه چنديـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد. در ساعات آخر ، طمانينه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانيت خـدا و رسالت پيـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنيـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد. وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـويـى زلزله اى عظيـم رخ داده است ، بغضها تـركيـد و سرتاسر ايران و همـه كانـونهايـى كـه در جـهان بـا نام و پيام امام خمينـى آشـنا بـودنـد يــكپارچه گـريستند و بـر سر و سينه زدنـد. هيچ قلـم و بيـانـى قـادر نيست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غير قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصيف كند.
السلام علیک یا روح الله ایها العبد الصالح
از رفتنش 20 سال میگذره... تسلیت میگم
ارسال شده توسط حمید - در کوچه باغ های آسمان | June 3, 2009 11:36 AM
ارسال شده در June 3, 2009 11:36
داشتم نظرات توی سایتتون رو می خوندم!
و فکر می کردم موضع "من" در برابر شما چیه؟
بیشتر تعریف و تعریف بود و تمجید....
حس من نسبت به شما اینها نبود...
یکی گفت تصنعی هستید و من یادم اومد که آره....(و دیگه بقیه نظرشو نخوندم...)
شاید اصلا" براتون مهم نباشه که بدونید، اما می گم که سهم خودم رو گفته باشم!
من نوع نوشتنتون رو دوست دارم، پارادوکس های فعل هاتون رو، تضادهای جذابتون رو، اما قبول کنید تصنعی اجرا می کنید...
تو سایتتون یه چند تا متنتون رو خوندم!
انگار خوندشون حس قشنگ تری داره تا شنیدنشون با اون حالات مصنوعی از زبون خودتون!
اوووووم!
انگار می خواین به زور احساستون رو از تو چهرتون بکشین بیرون، که کسی نتونه بگه به اینی که گفتین اعتقاد دارید، یا دارین دستش میندازین!
شاید کار درستی باشه(از نظر سیاست کاری و موقعیتتون)...
اما.....
یه کم... !!!!روراست باش!!!!
ارسال شده توسط مینا | June 3, 2009 1:19 PM
ارسال شده در June 3, 2009 13:19
ما به خاطر اینکه خیلی دوستون داریم لینکتون کردیم اگه وقت سر خاروندن داشتید به وبلاگ ماهم سر بزنید (لپ کیان را از طرف ما بکشد)
ارسال شده توسط پاییز | June 3, 2009 1:31 PM
ارسال شده در June 3, 2009 13:31
dobare salam
Alan badjuri jave siasi hamaro gerefte, manam yeki az un javgiram.
Diruz yeki az ham kelsiam porsid be ki ray midi?
Goftam: ahmadi nejad
Khandid
Goft: chi kar karde ke behesh ray midi
Goftam rah dur nemiram hamin servis sabze ke har ruz miad jeloye khabgah donbalememuno un be daneshgahemun dade.
Mosht nemune kharvare mage na??
ارسال شده توسط maryam | June 3, 2009 5:01 PM
ارسال شده در June 3, 2009 17:01
سلام
من هر وقت میام اینجا اعصابم داغون میشه.تونباید این جوری میشدی!
ارسال شده توسط حیدری | June 3, 2009 6:19 PM
ارسال شده در June 3, 2009 18:19
اخه این تیمه که تو طرفدارشی هرچی بازیکن استقلاله رفته خریده به ایمیل من سر بزن اینو دارم واقعا میگم
ارسال شده توسط علی | June 3, 2009 8:11 PM
ارسال شده در June 3, 2009 20:11
به نام خدا
بگو آقای احمدی نژاد،بگو تو این 4 ساله با تو چه ها کردند،بر تو چه گذشت و مردم بیخبر از تو میگفتند که...
بگو که دختر فلان به ظاهر روحانی ، میگوید که تو خود را امام زمان خواهی دانست اگر 4 سال دیگر رئیس جمهور بمانی،بگو به جای این که در فیلم های تبلیغاتیشان از خود بگویند و این که چه خواهند کرد،میگویند این رئیس جمهور چه نکرده!
بگو که بدانند که تو ساکت نماندی،بگو که واقعیت آشکار شود
هفته قبل از میتینگ فائزه هاشمی واقعا عصبانی شدم و خنده ام گرفت که هزینه کردند و مردم رو جمع کردند که چی ، فقط به آقای احمدی نژاد اهانت های بچه گانه کنند
اما امشب خیلی خیلی خوشحال شدم و ان شاءالله خوشحال تر هم مشیوم
ارسال شده توسط ..... | June 3, 2009 11:02 PM
ارسال شده در June 3, 2009 23:02
سلام
دم شما گرم.
امشب با دیدن گزارشتان در باره ی رحلت امام(ره)،فهمیدم که می توانم برای رفتن کسی که سنم دیدنش را قد نمی دهد بگر یم.
ارسال شده توسط صدرا | June 4, 2009 12:14 AM
ارسال شده در June 4, 2009 00:14
سلام کامران!
چند شب پیش یه گزارش رفتی در بارهی مناظره و گفتی اینجا با آمریکا فرق میکنه و آمریکا اخه و «سرزمین من» اله و بله و از این جور حرفها...
لطفاً یه گزارش دیگه برو که «صد رحمت به آمریکا»! توی آمریکا هر کس فقط به رقیبش -- یا نهایتاً حزب رقیبش -- گیر میده؛ امشب احمدینژاد همهی دولتهای پیشین رو -- و کل نظام رو -- زیر سوال برد. حتی به زن میرحسین هم رحم نکرد! برای سرپوش گذاشتن روی مدرک کردان، مدرک زهرا رهنورد و خاتمی رو زیر سوال برد!! من همهاش فکر میکردم رفسنجانی و خاتمی زیر میز قایم شدن که احمدینژاد به جای میرحسین به اونها پیله کرده! چقدر گربهصفت! بیست سال پیش که رفسنجانی استاندارش کرد، چه تعریف و تمجیدهایی که نمیکرد؛ امشب فقط به خواهر و مادرش رحم کرد!! (دستش درد نکنه!)
هرگز این چنین آه عمیقی از ته دل برای ایران نکشیده بودم. آآآه!
راستی، خیلی خوشحالم که دیگه توی 20:30 نمیبینمت. (چند شب پیش دیدم خیلی حالم گرفته شد.) شده ستاد احمدینژاد. برای تخریب موسوی حرمت مراجع رو هم نگه نمیدارن ****ها. (الآن یادم اومد بعد از اون خبر جعلی 20:30 هم، آهی با عمق یاد شده کشیده بودم!)
کامران، باورم نمیشه که اینجا «سرزمین من» باشه. برو گزارش رو--صد رحمت به آمریکا!
ارسال شده توسط سروش | June 4, 2009 3:25 AM
ارسال شده در June 4, 2009 03:25
مناظره رو دیدی چقدر مشحر بود ؟
برای احمدی نژاددعا کنیم .
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | June 4, 2009 9:09 AM
ارسال شده در June 4, 2009 09:09
چقد گزارش دیشب تویی که نمیشناختمت. اون که درباره ی امام خمینی بود قشنگ بود.
ارسال شده توسط زهرا_ض | June 4, 2009 12:02 PM
ارسال شده در June 4, 2009 12:02
سلام این 20:30 شورشو درآورده یه دفه بگین احمدی نزاد وتمام دیگه چرا خبر دروغ میدید ذهن مردم رو خراب میکنید راستی من خیلی متاسفم که ریس جمهور مملکب اینقدر بی ادب و دروغ گو باشه ویا احساسات مردم بازی کنه درود بر موسوی با شخصیت وبا ادب
ارسال شده توسط فاطمه | June 4, 2009 3:53 PM
ارسال شده در June 4, 2009 15:53
اگه اون بنده خدا جمعا یه تار مو رو سرش داشت واسه چی رفت سلمونی که بخواد نه چپ باشه نه راست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال شده توسط ثنا | June 4, 2009 8:24 PM
ارسال شده در June 4, 2009 20:24
شیوه ی جالبی برای بیان مطلبی با نامی معنی دار بود
موفق و سلامت باشید
ارسال شده توسط علی | June 4, 2009 9:42 PM
ارسال شده در June 4, 2009 21:42
راستی صفحه ای در مورد انتخابات پیش رو قرار دادم
به امید دیدار
ارسال شده توسط علی | June 4, 2009 9:45 PM
ارسال شده در June 4, 2009 21:45
با سلام.من فکر می کنم اتفاقهایی مثل حضور دکتر پور حسین به عنوان مجری و زیرکی میر حسین در خواندن دست بچه های باحال تلویزیون که قصد داشتند این مناظره را در امتداد سریال مرد هزار چهره ولی بصورت مستند ارائه دهندبا به تصویر کشیدن ادمهایی که به هر دلیل ازدیده نشدن خود رنج می برن و با دست گذاشتن بر نقاطی که عقده های فرو خورده احمدی نژاد را تحریک کردمثل اصرار بر دکتر بودن خاتمی و استان شمردن اراک بسیار دیدنی و جذاب از اب در اومدتیتراژشم که بوقهایم بودکه ماشینش وقت ترک جلسه زد نمایشوتکمیل کرداینو می گن شجاعت کاش در محیط علمی و مدیریتی کشورچنین افرادی بیشتر مورد نقد قرار بگیرن چون دارن به یه نگرانی جدی تبدیل می شن حتما تو دانشگاهی که درس خوندین تو دانشجوها و اساتید چند موردی سراغ دارین
ارسال شده توسط neda | June 5, 2009 12:39 PM
ارسال شده در June 5, 2009 12:39
خجالت بكش
نمي خواي بروز كني
ارسال شده توسط mohsen#025 | June 5, 2009 1:33 PM
ارسال شده در June 5, 2009 13:33
اقای نجف زاده توروبه خدایه چیزی بگو سکوتت ماراکشت
ارسال شده توسط زهرا | June 5, 2009 1:38 PM
ارسال شده در June 5, 2009 13:38
سلام.
پیروزی میرحسین موسوی را در مناظره با احمدی نژراد به همه طرفدارانش صمیماهتبریک میگویم.
دلسوخته مردی ، ازلی می خواهیم/
از جنس عدالت علی میخواهیم/
حرف دل هر چه عاشق این است آری/
ما میرحسین موسوی میخواهیم /
امیدوارم تا آخرین روزهای بهار، ایران را سبز شود!
ارسال شده توسط نرگس محمدی | June 5, 2009 3:14 PM
ارسال شده در June 5, 2009 15:14
خدایی من هنوز تو اون گزارشت موندم!که گفتی به نظر شما رهبر موبایل داره یا نه!!! خدایی موندم! خودت به فکرت رسید!!!
ارسال شده توسط دختر مثبت | June 5, 2009 3:19 PM
ارسال شده در June 5, 2009 15:19
تا اونجا که ما میدونیم به اونایی که مو سیخ میکردن تو هوا میگفتن قرتی...حالا!
22 خرداد پای صندوق رای
میـــــــــــــــــــر حسین موسوی
ارسال شده توسط ادم | June 5, 2009 5:51 PM
ارسال شده در June 5, 2009 17:51
سلام کامران جان
همه جوره باهات حال میکنم
همین که مثل یه مرد حرفاتو میزنی خودش خیلیه
ارسال شده توسط AmirMohammad | June 5, 2009 6:18 PM
ارسال شده در June 5, 2009 18:18
يه روز زوزگاري فقط 20و 30 را براي گزارشات شما نگاهمي كردم و حظ مي كردم و كم كم تغيير محسوسي در گزارشات شما مشاهده كردم نميدونم به چه علتيه ولي خدا كنه كه از تغيير افكارت نشده باشه و هر وقت هم اونلاين شدم يه سري بهت ميزنم خيلي وفادار افكارت
ارسال شده توسط محمود | June 5, 2009 7:41 PM
ارسال شده در June 5, 2009 19:41
امشب گزارش شما و آقای دلاوری را از شبکه 2 دیدم
درباره اخلاق حضرت علی
حالا کار تان به جایی رسیده که سخنان امام علی را هم تحریف می کنید ؟
آیا امام علی نگفت که بیت المال را بر می گردانم اگر چه مهر زنانشان شده باشد ؟
آیا امام به حاکم خود نگفت مفسد را در بازار بگردان مبادا که دوباره بر خیانت دلیر شود ؟
حالا چه شده از آبروی مفسدان حمایت می کنید !
من برای شماو آقای دلاوری متاسفم
ارسال شده توسط سحریار | June 5, 2009 10:53 PM
ارسال شده در June 5, 2009 22:53
جناب آقای نجف زاده،
با سلام و احترام
بنده" صدرا" هستم.کامنتی که در این صفحه با نام "صدرا"نوشته شده است (در تاریخ4 ژوئن) و لینک آدرس اینترنتی من نیز در بالای آن وجود دارد را من ننوشتم.در حالی که کامنت من در بالای آن بدون لینک و با نام ...
ثبت شده است.
من هیچ کاری با مسایل سیاسی نداشته و ندارم،هیچ علاقه و اطلاعاتی هم جهت نقد برنامه ها و گزارشات تلویزیونی ندارم.
همچنین جسارت نکرده و هیچ وقت شما را با نام کوچک خطاب نمی کنم.
نظر من تنها راجع به گزارش شما درباره ی "رحلت حضرت امام" و گریه برای رفتن کسی بود که سنم دیدنش را قد نمی دهد.
امشب وقتی وارد وبلاگ شما شدم با دیدن نوشته ای با نام و آدرس اینترنتی خودم در حالی که روحم هم از آن خبر نداشت بسیار متعجب و تا حدودی عصبانی شدم.(همچنین با دیدن نوشته ی خودم بدون نام و آدرس)
خواهش می کنم رسیدگی کنید.
با احترام.صدرا
ارسال شده توسط صدرا | June 6, 2009 12:00 AM
ارسال شده در June 6, 2009 00:00
سیدی تنها به رنگ سبز نیست/ هیچ دانی مادر سادات کیست ؟سبز یعنی عاشق مولا شدن / پشت درب حیدری زهرا شدن/ سبز یعنی عشق تا شور و بلا با حسین فاطمه تا کربلا/ طالب سبزم نه این سبز ریا/ سبز هم بازیچه شد مولا بیا
خارج از هرگونه سیاسی بازی واقعا امام زمان چی میکشه وقتی میبینه این جماعت برای عبای قدرت از هیچ چیزی نمیگذرن؟
در پناه حق
یا علی
ارسال شده توسط maryam | June 6, 2009 12:12 AM
ارسال شده در June 6, 2009 00:12
خیلی جالب بود به من هم سر بزنید خوشحال می شوم
ارسال شده توسط امیر | June 6, 2009 1:43 AM
ارسال شده در June 6, 2009 01:43
جناب آقای نجف زاده
با سلام.
در ادامه ی کامنتی که دیشب برایتان گذاشتم،متاسفانه مطلع شدم فردی که نام و آدرس مرا برای کامنت خودش نوشته چند وقتی است که فعال شده وبا نام من در وبلاگ های مختلف مطلب می گذارد و تا کنون متوجه نشده ام.
وبلاگ شما باعث شد که این موضوع را بفهمم و لا اقل در وب خودم تکذیب کنم.
خواهش می کنم حداقل شما رسیدگی کنید.
ارسال شده توسط صدرا | June 6, 2009 9:59 AM
ارسال شده در June 6, 2009 09:59
عاقل آن است که اندیشه کند پایان را
یک یا حسین تامیر حسین
ارسال شده توسط دولت امید | June 6, 2009 10:43 AM
ارسال شده در June 6, 2009 10:43
"لن يضروكم الا اذي وان يقاتلوكم يولوكم الادبار ثم لاينصرون ضربت عليهم الذله اين ما ثقفوا الا... وضربت عليهم المسكنه..."
ال عمران 111و112
اقاي موسوي در مناظره با اقاي احمدي نژاد حتي نص صريح ايه قران را هم خرافه خواندند اين ايات اشاره به اين دارد كه انان (يهوديان ديروز وصهيونيست هاي امروز )هيچ كاري نميتوانند بكنند وضرري از جانب انها به مسلمين نميرسد وهمواره درطول تاريخ خوار وخفيف خوهند بود اين درحالي است كه اقاي موسوي در مناظره خود با بزرگ نمايي تحريم ها سعي در خرافه خواندن نابودي امريكا واسرائيل داشت
ارسال شده توسط .... | June 6, 2009 12:30 PM
ارسال شده در June 6, 2009 12:30
salam aghay e najaf zadeh man yek daneshjoye reshteye mohandesi computer hastam ke kheili be neveshtan va makhsosan hayajan alaghe daram,mikhastam bebinam mitonid behem komak konid .
yani ye kari behem moarfei konid ta anjam bedam hata mitonam be khodeton komak konam albate inam begam ke man ham dasti to neveshtan daram va ham mitonam sher begam .
mamnon misham age komakam konid.
faghat khesh mikonam hatman khbaresho behem bedid.
mamnon
ارسال شده توسط Reza | June 6, 2009 9:15 PM
ارسال شده در June 6, 2009 21:15
يادداشتهاي يك دروغ گو! :دی
والا! یکم جستجو کن ببین اخبار 20:30 بین مردم به چی معروفه؟ فکر میکنی خیلی باحالی احتمالا! :دی
ولی تو یه دروغ گو بیشتر نیستی. خودتم میدونی.
برو یه چیزی بباف برای برنامه بعد.
ارسال شده توسط اسم | June 6, 2009 9:32 PM
ارسال شده در June 6, 2009 21:32
سلام آقاي نجف زاده
اميدوارم كه حالتون خوب خوب باشه
آقاي نجف زاده من وبلاگي تهيه كردم در مورد كودكان و مشكلات آنها ، خيلي دوست دارم با شما تبادل لينك داشته باشم البته اين درخواست را قبلا هم تكرار كردم
خيلي دوست دارم اين بار جوابم را بدهيد هر چند منفي باشد
موفق باشيد و پيروز ...
ارسال شده توسط تورياله | June 6, 2009 10:17 PM
ارسال شده در June 6, 2009 22:17
سلام آقای نجف زاده خسته شدم از بس هر روز وبلاگتونو باز کردم و مطلب جدید ندیدم خوب اگه می خواهید دیگه دروب ننویسید بگید اگه یک وبلاگ دیگه باز کردین بگید اگه برای انتخابات سکوت کردید بگید. یک چیزی بگید دیگه لطفا
ارسال شده توسط علی | June 6, 2009 11:55 PM
ارسال شده در June 6, 2009 23:55
میشه ته این قضیه رو در بیارید که احمدی نژاد پیش جوادی آملی رفته و درباره ی هاله بینی صحبت کرده یانه؟
راستی تیکه ی قشنگی نوشتید امام هم میگفت :نه شرقی نه غربی تنها جمهوری اسلامی
ارسال شده توسط رویا | June 7, 2009 12:53 AM
ارسال شده در June 7, 2009 00:53
بلوغ سیاسی
مناظره های چند شب گذشته به خوبی نشان داد که حتی رجال سیاسی کشور ما که از فیلتر شورای نگهبان جهت تصدی پست حساس ریاست جمهوری گذشته اند ،هنوزبه بلوغ سیاسی نرسیده اند. ما که متاسفانه دسترسی به ماهواره ورویت مناظره های جهان غرب را نداریم اما اگر واقعا در آن طرف آب هم اینجوری مناظره می کنند ، پس بدا به حال ما .
شوربختی است که کسی به جای ارائه و تبین برنامه و هدف خود ، به دنبال ارائه نقطه ضعف های طرف مقابل و یا طرف های مقابل باشد. از انصاف به دور است که به جای توجیه منطقی اهداف خود، هتک حرمت افرادی بنمائیم که متهم بودن و یا نبودنشان در حیطه وظایف رئیس جمهور هم نمی باشد چه برسد به کاندیدای ریاست جمهوری .
این انتخابات شاید به دلایلی با همه انتخابات گذشته تفاوت داشته باشد و مهمترین شاخصه این تفاوت هم بروز بداخلاقی های انتخاباتی می باشد چه از سوی برخی از کاندیداها و چه از سوی هواداران آنها .
به نظر حقیر در این چند شب بازنده اصلی صحنه مناظرات " اخلاق " بود وبس. اخلاقی که می بایست برای نسل سوم الگو باشد . نسلی که اکنون سوال های متعدد دیگری را در ذهن خود می پروراند . سوالاتی نظیر اینکه : آیا قدرت اینقدر لذیذ است که می شود به خاطرش همه را فدا کرد
ارسال شده توسط asas | June 7, 2009 7:48 AM
ارسال شده در June 7, 2009 07:48
مشتری جواب داد هر طرفی که الان به نفعم باشه
ارسال شده توسط مهندس | June 7, 2009 11:16 AM
ارسال شده در June 7, 2009 11:16
بعضي ها يه عمر موهاشون روچپ ميزدن،خودشون رو به كوچه علي چپ ميزدن،يه مدتي هم چپكي زدن! يهو ناپديد شدن وامروز بعد از سالها تشريف اوردن وشدن پيرو خط مستقيم امام! ايكاش حداقل حرمت سادات بودنش رو نگه ميداشت...
ارسال شده توسط ثريا متولد ارديبهشت | June 7, 2009 12:23 PM
ارسال شده در June 7, 2009 12:23
سلام آقای نجف زاده ؛(ببخشید آدرس ایمیل مال خودم نیست آدرس رو عوض کردم و دو باره میفرستم )
اسم من پوریا مرادی از کردستان شهرستان قروه .
یک سئوال ؟ آیا اگر کسی خبری رو براتون بفرسته(در صورت صحت خبر) میتونین اطلاع رسانی کنین ؟ متاسفانه دفتر خبر این شهرستان اینقدر خوب کار میکنه تا بهشون زنگ نزنی و خواهش نکنی نمیآن برای تهیه خبر یا اگر هم بیان پخش نمیکنن . من یک کوهنوردم به تازگی مراسم ازدواجم رو در ارتفاع 3000 متری کوه کولوآدر حالی که هر دومون (من و همسرم )از دیواره 30متری با طناب آویزون بودیم زندگی مشترک رو با انداختن حلقه و بریدن کیک شروع کردیم که فکر کنم در نوع خودش تو ایران همچین چیزی تا حالا نبوده آیا اگه فیلم خبری این مراسم رو با عکسها براتون بفرستم میشه پخش کرد ؟ این کارم به مناسبت سالگرد گم شدن همنوردم (سامان نعمتی)قهرمان این شهرستان در کوه نانگاپاربات با ارتفاع 8200 متری بوده و اینکه 3 همنورد دیگم دیروز برای جستجو و یافتن اثری از سامان راهی نانگا پاربات شدن بوده.
ارسال شده توسط پوریا مرادی | June 7, 2009 12:35 PM
ارسال شده در June 7, 2009 12:35
گردهمایی بزرگ حامیان دکتر احمدی نژاد دوشنبه 18 خرداد ساعت 16 مصلی تهران ضمنا این مراسم بطور زنده از www.khedmattv.com پخش خواهد شد.
ارسال شده توسط سادات | June 7, 2009 2:36 PM
ارسال شده در June 7, 2009 14:36
خطاب به آقای کامران نجف زاده نا عزیز : بنگر ببین که به
اصطلاح نونی که تو در میاریی و به کف می بری حلال است
؟ یا که حرام است ؟ بپرس از مردم بپرس . اقناع مردم بی
تفکر برای تو لذت دارد ؟ فردا روزیی اگر جنگی به راه افتد و
آن مردم (مردم بی تفکر ) خونشان ریخته شود تو مسئول
نیستی؟ شاید الان هم مسئول خون یک سری فلسطینی
بی گناه ، لبنانی بی سودا باشی ! بنگر ببین که در چه راهی
قدم می گذاری .
باشد که در زندگی جواب اعمالت را ببینی .
ارسال شده توسط سعید | June 7, 2009 8:02 PM
ارسال شده در June 7, 2009 20:02
با سلام.
یه سر به من بزنید. خوشحال میشم از نظرتون استفاده کنم. متشکرم.
ارسال شده توسط راوي | June 7, 2009 9:49 PM
ارسال شده در June 7, 2009 21:49
امروز به ایمیل به دستم رسید که عنوانش این بود: دعوت نامه حمایت مالی از میر حسین موسوی. آدرس سایت:
www.13880322.com
توی این سایت میشه به صورت اینترنتی پول واریز کرد.
نمیدونم از کجا معلوم که این حساب مربوط به این کاندیدا باشه و کار یه آدم کلاهبردار نباشه؟!
گفتم شاید سوژه جالبی باشه.
ارسال شده توسط بت | June 7, 2009 10:51 PM
ارسال شده در June 7, 2009 22:51
سلام آقای نجف زاده.یه خواهش ازشما داشتم.برای رو کردن دست بعضی از آقایون دروغگوی نامزد ریاست جمهوری درارایه آمارها(منظورم شخص خاصی نیست.اما وقتی همه همدیگررا تکذیب می کنندومتهم می کنند به دروغگویی یعنی اینکه فقط یکی راست می گوید)پس از انتخابات به نزد رییس اداره آماروبانک مرکزی رفته وآمار مربوط به 20 سال اخیردرهرزمینه ای را بگیرید ودر20:30 پخش بفرمایید.ممنون.
ارسال شده توسط محمد عبداللهی | June 8, 2009 1:48 AM
ارسال شده در June 8, 2009 01:48
http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=8505 bebinid...lotfan bebind..bebinid ama fekr konam shoma zoodtar az ma khejalat keshidid..shayad ham nashnide o shotor didi nadidio az in harfaaa..be har hal bebinid..gozashte zende shavad!
ارسال شده توسط asmaa | June 8, 2009 4:18 AM
ارسال شده در June 8, 2009 04:18
سلام
گاهی اینگونه اتفاق می افتد ....
کسی که برای رای دادن به یک کاندیدای مشخص مصمم و جدی بوده بر اثر یک اتفاق که شاید خیلی ساده باشد ( در سیاست) نه تنها به فرد مورد نظرش رای نمی دهد بلکه دیگر حتی برای انداختن رای سفید در صندوق هم به حوزه انتخابات نمی رود.
فقط از تمامی مسئولینی که به گونه ای مومن محسوب می شوند تقاضا دارم بعد از انتخابات ( چون در ایام تبلیغات ممنوع می باشد) برای ملتی که 30 سال همین آقایان را معتمد دانسته و بال و پر دادند توضیح دهند که بالاخره حق با چه کسی می باشد....
کی راست می گه کی دروغ ...
اگه راسته چرا؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
چه بلایی تو این سالها سرمون اومده خودمون خبر نداریم......
دلم می خواد به این حضرات بگم یه نگاهی به فیلم های انتخاباتی گذشته بیندازن و ببینن که تو یه روستای دور افتاده چطور پیرزنی بر روی دوش پسرش اومد و رای داد و همین آقایون رو به همین صندلی ریاست نشوند.....
خجالت داره که الان دعواهایی که همه ماها خبر داشتیم که بین خودتون داشتید رو علنی کنید و تو جامعه تذلذل و دوگانگی ایجاد کردید......
امام کجاست که ببیند امروز او را برای رسیدن به مقام و قدرت 4 تکه کردند و بر سر نیزه هایششان زدند.....
این اوضاع ناسالم حالمو بد کرده.....
امروز بیش از پیش احساس نیاز به ظهور موعود و منجی پیدا کردم.....
خدایا این مسافر ما دیر کرده او را برسان...
اللهم عجل لولیک الفرج
ارسال شده توسط الهام-م | June 8, 2009 1:07 PM
ارسال شده در June 8, 2009 13:07
yadam oftad be inke taraf damadesh kachal bude.
vaghti mikhastan barash vasyele damad bekharan moonde budan ke seshovar va shoone bekharan ya na...akhe ham kharidanesh fosh bud ham nakharidanesh...
ارسال شده توسط sahar | June 8, 2009 1:42 PM
ارسال شده در June 8, 2009 13:42
سلام
این روزها همین رنگ ها را باید بپوشید دیگر
صورتی و بنفش و خاکستری و سیاه ولی بعد از انتخابات می توانید بلیز قرمز شلوار سفیدو کفش سبز بپوشید هههههههههه
به روز هم که تا جمهعه نمی کنید حتما
برادر مهربان یک سری به ما بزنید
ارسال شده توسط رفیق | June 8, 2009 8:16 PM
ارسال شده در June 8, 2009 20:16
تمام دلخوشی من هم این روزها حرف پدربزرگ است ...
"هرچه خدا خواست همان میشود."
ارسال شده توسط فاطمه***محکم | June 8, 2009 8:56 PM
ارسال شده در June 8, 2009 20:56
اقاي برادر! بازم حرفمو تكرار ميكنم حتي اگه تاييد نكني.
يه اقاي مهندسي موهاشو چپ ميزد.اصلا خودشم هميشه چپ ميرفت.يهو ناپديد شد! (مثلا استعفا داد البته بدون اطلاع امام) حالا بعداز سالها برگشته وشده عابر سواره خط ويژه! ظاهرا شبكه هاي اونورابي هم ازين بازگشت استقبال فراواني كردن! ميگه احساس خطر كردم اما نميگه واسه كي؟! انتقاد ميكنه اما نميگه خودش
ميخواد چيكار كنه؟( احتمالا همه رو گذاشته سركار!) جوون هاي خواهاي تنوع هم ميگن رنگ سبز مد شده ديگه!
حالا پيداكن پرتقال فروش را...
ارسال شده توسط ثريا متولد ارديبهشت | June 9, 2009 2:15 AM
ارسال شده در June 9, 2009 02:15
سلام داداش كامي.
دمت گرم.
نگو كه قرتي نيستي!
هر طرفي باشي بازم محبوبي.
پسرتو ببوس.
ارسال شده توسط ترنم | June 9, 2009 10:19 AM
ارسال شده در June 9, 2009 10:19
واي ببخشيد دوباره مزاحم شدم
كجا بودي نبودي
20:30 بي تو صفا نداره!!
من و خواهرم خيليييييييي دوستت داريم
به اميد ديدار در گرگان
ارسال شده توسط ترنم | June 9, 2009 10:24 AM
ارسال شده در June 9, 2009 10:24
سلام اقای نجف زاده
شماواینقدر تاخیر؟
بعیده!
به جای یادداشت های کم و بیش روزانه باید بگید کم و بیش 2ماهانه
چرااپ نمیشید؟
طرفداراتون همیشه منتظر هستن
موفق باشید
ارسال شده توسط گلادیاتور | June 9, 2009 11:11 AM
ارسال شده در June 9, 2009 11:11
به نام آرام دل ها
من هنوز نمی تونم رای بدم اما برای کسایی که می تونن ولی این فرصت طلایی برای رای دادن به میر حسین از دست میدن متاسفم.
این شعرو هم خودم گفتم:
هم وطن بخیز که میر با موسمی سبز آمدست
میر حسین یک بار دیگر رنگ ملت آمدست
تغییر ،اوج آفاق دلش
از ته دل پر نجابت آمدست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پس رای شما یک کلام ، نخست وزیر امام
تا میر حسین یک یا حسین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارسال شده توسط سیده عارفه | June 9, 2009 12:20 PM
ارسال شده در June 9, 2009 12:20
خاطره لطیف از دکتر علی شریعتی
دکتر علی شریعتی :
« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست
که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛
اول آنکه کچل بود،
دوم اینکه سیگار می کشید .
و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!
… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،
آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه :
زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم.
ارسال شده توسط sajad | June 9, 2009 12:56 PM
ارسال شده در June 9, 2009 12:56
سکوت می کنم و به نظاره می ایستم
برای تمامی آنچه از دست های بی توانم می چکد ...
نه حرفی نمانده و نه دلی خوش
بگذریم ...
ارسال شده توسط دخترخلیج | June 9, 2009 2:52 PM
ارسال شده در June 9, 2009 14:52
این یه ÷یام شخصیه واسه خودتون. مدتها قبل برام اسطوره بودی. کسی که همیشه با شجاعت حرفاشو می زنه و صداقت براش از همه مناسبات مهم تره تا اینکه متوجه شدم کم کم دارین تبدیل می شین به تریبون اختصاصی آقای رییس جمهور! تلقین یه فکر خاص به ذهن بیننده هایی که کامران نجف زاده رو قبول داشتن! کم کم دیگه واسم اون آدم خاصی که اسمش برق به چشام مینداخت نبودید. این راهی بود که انتخاب کرده بودید واسه اینکه ÷له های ترقی رو چند تا یکی طی کنید!! مدتها بود فراموشتون کرده بودم تا وقتی که دوباره مصا حبه ی هدفدارتون با رییس جمهور و صحبت درباره هاله نور ایشون!!! رو دیدم که به همه خندید و گفت ساختگیه. در ادامه فیلم حضور ایشون در بیت آقای جوادی آملی و حرفاشون رو دیدم و دلم خیلی گرفت. آقای نجف زاده باید بخاطر انعکاس دروغ و حمایت از دروغگو و ساختن قهرمان از او که باعث دلسردی خیلیا مثل من ( که مذهبی هم هستم) و بی اعتمادی و بدگمانی می شه جواب بدی. به خدا قسم شکایت شما رو به خدا بردم و واگذارتون کردم به او تا روزی که در محضر الهی دروغگو از صادق مشخص بشه. یا حق
ارسال شده توسط مهتاب م | June 9, 2009 10:09 PM
ارسال شده در June 9, 2009 22:09
سلام. بالاخره کجا پیدایت کردند تا این بیست و سی بیچاره لااقل یک شب نفس بکشد ؟
ارسال شده توسط سهراب | June 10, 2009 1:44 AM
ارسال شده در June 10, 2009 01:44
سلام نازنین....
با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت
باهرچه رود نام تو را می توان سرود
بیم از حصار نیست
که هر قفل کهنه را
با دستهای روشن تو می توان گشود...
(همین جوری)
ارسال شده توسط آدم برفی | June 10, 2009 10:35 AM
ارسال شده در June 10, 2009 10:35
جناب آقاي نجف زاده با شناختي كه از شما دارم بعيد بود كه تاريخ سايتتون بر اساس سال ميلادي تنظيم شده باشه.
امروز 20خرداد 1388 دو روز مانه به 22 خرداد 1388 ( 22 بهمن 1357- البته براي حاميان احمدي نژاد )
ارسال شده توسط مركب | June 10, 2009 11:08 AM
ارسال شده در June 10, 2009 11:08
سلام بابا درسته که سرتون شلوغه واسه انتخابات ،ولی یه مطلب جدید حتی کوچولو بذارین آقا کامران...مادوست داریم
ارسال شده توسط به همین سادگی | June 10, 2009 12:30 PM
ارسال شده در June 10, 2009 12:30
سلام درسته که سرتون واسه انتخابات شلوغه ولی یه مطلب هرچند کوچولو بذارین آقا کامران
ارسال شده توسط به همین سادگی | June 10, 2009 12:31 PM
ارسال شده در June 10, 2009 12:31
بسمه تعالي
خبر سفر آقاي احمدي نژاد به ساري
من از ساري اين پيام را خدمت شما ارسال ميكنم.
ديروز ساعت يك ربع به دوازده از محل كارم مرخصي ساعتي گرفتم و رفتم به سمت ورزشگاه شهيد متقي ساري كه بغل دست منزل ماست. از ميدان امام تا اونجا خيابان بسته بود. البته زياد راه نيست. اين فاصله را پياده رفتم. جمعيت موج مي زد. با اينهمه حضور و عشق، شعف وصف ناپذيري سراسر وجودم را گرفت. كل خيابان جمهوري اسلامي از سر خيابان ورزش تا ميدان ساعت يكپارچه جمعيت موج مي زد ... سر خيابان ورزش لابه لاي جمعيت يه دسته جووناي با نشاط دسته جمعي داد مي زدند: عمو زنجيز باف. . . بله . . . .... محمود اومده . . . چي چي آورده ؟؟؟ عدالت عدالت بعد دوباره . . .
يه شور و نشاط عجيبي بود. . .
بعضيا از صبح ساعت 6 اومده بودند. . . از محمودآباد. بابل . آمل و .... نزديكاي در منزل ديدم همسايه ما ايستگاه صلواتي گذاشته . . . به صرف آب خنك . . . چند بار به فواصل زماني به دوستم داخل ورزشگاه زنگ زدم گفتم هر موقع آقاي احمدي نژاد اومد زنگ بزن. جوونا اونقدر شور و حال نشون مي دادند كه آدم هر لحظه فكر ميكرد آقاي احمدي نژاد اومد...
قبل از اينكه از محل كارم بيام توي خبرگزاري فارس خوندم آقاي احمدي نژاد ساعت 9:47 به فرودگاه دشت ناز ساري رسيد.
ساعت حدود 12:30 بود. موبايل يه خانومي زنگ زد. . . مامان الان ما ميدون ساعتيم دكتر تا اينجا اومده. . .
صداي اذان به گوش مي رسيد دوستان زيادي اومدن منزل ما نماز خوندند. . . خيليا دنبال مسجد مي گشتند... انتهاي خيابان يه مسجد منتظر قدوم مبارك نمازگزاران بود. . . خدا را شكر . . .
يادم آمد. . . آقا يه بار فرمود: برپايي نماز اولين نشانه حكومت صالحان است.
ساعت از 1:30 عصر گذشته بود شايد 20 دقيقه به 2 بود. . . به يكباره جمعيت شروع كرد به شعار دادن . . . و رئيس جمهور عزيز و شجاع ما بعد از پاسخگويي به ابراز احساسات پاك مردم باز هم همچون كوهي ستبر و ايستاده اعلام داشت: احمدي نژاد چه باشد چه نباشد اوني كه بايد اسباب كشي كند و برود سرمداران زور و ثروت و قدرت هستند و زياده خواهان. اگر حتي احمدي نژاد قطعه قطعه هم بشود هيهات من الذله. انشاءالله اگر ملت بار ديگر دولت عدالت محور را برگزيند بساط چپاولگران برچيده خواهد شد.
پسر كوچولوي سه ساله من بي تاب ديدن آقاي احمدي نژاد عكس اونو در دستان كوچولوش بالا گرفته بود و مرتب براي آقاي احمدي نژاد دست تكان مي داد و مي خنديد.
از اينهمه شجاعت و دليري اين مرد خدا را سپاس گفتم. به محضر مبارك حضرت ولي عصر عج الله تعالي فرجه الشريف و رهبر فرزانه انقلاب كه در تمام گلوگاه ها هميشه با درايت و كياست و زيركي خاص خود فتنه ها نقش برآب مي كنند و به ملت بزرگ و فهيم ايران عزيز اسلامي تربيت چنين فرزندان دلير و شجاع و پاك و خدمتگزاري مثل آقاي احمدي نژاد را تبريك ميگويم.
شما در ويرايش مطلب آزاديد. مويد باشيد.
راستي يكي از شبهايي كه از نامزدها گزارش سفر پخش مي كرديد در 20:30 از هر سه كانديدا پخش شد به جز آقاي احمدي نژاد. الان تاريخش دقيقا يادم نيست ولي واقعا تعجب كرده بودم. برعكس حرف و حديثايي كه همش مي گويند صدا و سيما در اختيار ايشان است. شايد براي رفع اين شبهه باشد. البته اگه بعضيا دقت كنند!!! موفق باشيد.
ارسال شده توسط زهرا برقي | June 10, 2009 1:58 PM
ارسال شده در June 10, 2009 13:58
"دعوت یاران"
به یاد شهدا، برای همدل شدن جهت شادی قلب مولا
دوستان را نیز دعوت کنید.
یا مهدی
[گل]
ارسال شده توسط بنده ی عشق | June 10, 2009 2:02 PM
ارسال شده در June 10, 2009 14:02
اميدوارم خدا تو و هم پالكي هات در صدا و سيما رو هدايت كنه!
بالاخره اگر در آينده خيلي چيزها عوض بشه و تو هم هنوز توي ايران مونده باشي روزگار سختي پيش رو داري!البته منظورم تهديد كردن نيست!منظورم شرم و روسياهيه كه براي ذغال ميمونه اگه حيايي مونده باشه!
ارسال شده توسط پوريا | July 5, 2009 3:16 PM
ارسال شده در July 5, 2009 15:16
لیست شرکت های تحریمی که در صدا و سیمای رژیم کودتا تبلیغ می کنند:
هم وطن، بیایید همه با هم از خرید محصولات و خدمات شرکت های زیر خودداری کنیم.
1. محصولات شرکت چی توز
2. محصولات شرکت لینا
3. لوازم نقاشی سنا
4. قالی شویی گل ابریشم
5. مدرسان شریف
6. عرقیات علوی
7. چیپس مزمز
8. لوازم خانگی الکترواستیل
9. شوینده های تاک
10. کولر گازی سامسونگ
11. دمپایی نیکتا
12. تخم مرغ تلاونگ
13. قالی شویی ایران مهر
14. دستمال کاغذی گلریز
15. دستگاه ورزشی پورتن
16. شامپوهای صحت
17. محصولات غذایی وارنا
18. شامپو ماکسیم
19. قند و شکر لادن
http://sites.google.com/site/jonbesheiranazadsite/
ارسال شده توسط جنبش ایران آزاد | July 5, 2009 10:09 PM
ارسال شده در July 5, 2009 22:09
سلام
خوب گفتی!!!!
خیلی برام جالب بود که شما که تا حالا سکوت کردید چه دیدگاهی دارید
درست ترین کارو انجام دادید
ارسال شده توسط مهدیه | July 6, 2009 1:13 AM
ارسال شده در July 6, 2009 01:13
به اون آقاهه نیومده، به شما چی ؟!
ارسال شده توسط جوان مسلمان | July 7, 2009 2:21 AM
ارسال شده در July 7, 2009 02:21
يه بنده خدايي رفت سلموني (مجموعاً يه تار مو رو سرش بيشتر نداشت!)
دید همه دارن بهش میخندند
گفت مگه چیه اومدم آب بخورم
ارسال شده توسط حمید | July 7, 2009 10:36 AM
ارسال شده در July 7, 2009 10:36
سلام آقای نجف زاده ...
امیدوارم توی این هوای غبارگرفته دلتون صاف صاف صاف باشه و ذهنتون باز باز باز برای نوشتن خبرهای نه چپ نه راستی!
آقای نجف زاده عزیز
همیشه اخبارهاتون رو نسبت به بقیه خبرنگارهای صدا سیما
جور دیگه ای میخونم ....
جور دیگه ای نگاه میکنم ...
یه جورایی اعتقادم بر اینست که این آقا کامران واقعا صاف صافه نه چپ! نه راست!
امیدوارم همیشه همینطور بمونید ...! و همینطورهم باشه
نه چپ! نه راست !
ولی گاهی اگه خسته شدین برای رفع خستگی یه به چپپپپپ چپ! به راااااااست راست ی هم بکنید ...!
گاهی واقعاً نیازه ...!
خلاصش اینکه آسمان خدا همیشه اینجوری گردو غبار نمیگیره ... خدا قربونش برم صراتش خیلی مستقیمه نه چپ ! نه راسته! درست و حسابیه ...
خدا قوت و به امید دیدن خبرهای صراط مستقیمی از شما
ولی نه چپ!!! نه راست !!!
ارسال شده توسط زهره- یه بیننده پروپاقرص | July 7, 2009 2:16 PM
ارسال شده در July 7, 2009 14:16
سلام آقای نجف زاده ...
امیدوارم توی این هوای غبارگرفته دلتون صاف صاف صاف باشه و ذهنتون باز باز باز برای نوشتن خبرهای نه چپ نه راستی!
آقای نجف زاده عزیز
همیشه اخبارهاتون رو نسبت به بقیه خبرنگارهای صدا سیما
جور دیگه ای میخونم ....
جور دیگه ای نگاه میکنم ...
یه جورایی اعتقادم بر اینست که این آقا کامران واقعا صاف صافه نه چپ! نه راست!
امیدوارم همیشه همینطور بمونید ...! و همینطورهم باشه
نه چپ! نه راست !
ولی گاهی اگه خسته شدین برای رفع خستگی یه به چپپپپپ چپ! به راااااااست راست ی هم بکنید ...!
گاهی واقعاً نیازه ...!
خلاصش اینکه آسمان خدا همیشه اینجوری گردو غبار نمیگیره ... خدا قربونش برم صراتش خیلی مستقیمه نه چپ ! نه راسته! درست و حسابیه ...
خدا قوت و به امید دیدن خبرهای صراط مستقیمی از شما
ولی نه چپ!!! نه راست !!!
ارسال شده توسط زهره- یه بیننده پروپاقرص | July 7, 2009 2:19 PM
ارسال شده در July 7, 2009 14:19
شما جدا خبرنگارین؟جان من؟امضا میدی؟
ارسال شده توسط سحر | July 7, 2009 10:37 PM
ارسال شده در July 7, 2009 22:37
سلام جالب بود اول بار که مطلب و دیدم گفتم ببینم شما چپی هستید یا راستی دیدم ای دل غافل سرکار مون گذاشتید حالا شما واقعا جای آقای فردوسی پور می خواهید بشینید من که راضی نیستم شما همون گزارش های با حالتون و بگیرید بهتر البته مدتی که بعضی از مردم و من از تلویزیون قهر کردیم چون ما یک تلویزیون بی طرف می خواهیم نه این
با آرزوی موفقیت وبهروزی برای شما وهمه پرسپولیسی ها
ارسال شده توسط hamid | August 1, 2009 4:11 PM
ارسال شده در August 1, 2009 16:11
« فرق بین حق و باطل »
بنام خدا
با سلام
چرا کسانیکه علیه مردم بیگناه که فقط جرمشان تهیدستی بود وبه قول اینها روشنفکر نبودند وبه خاطر سیب زمینی به جمهوری اسلامی ایران رای دادند نام مقدس شهدا وایثارگران را میدهید . باید بین جانباختگان ومجروحانی که برای برخورد با خود فروخته ها فدا شدند و نوکران اجنبی پرست فرق باشد . هر دو را شهید ومجروح خواندن ظلمی مضاعف به نیروهای انتظامی وسربازان گمنام امام زمان است . اینها ( مرفهین بی درد ) که دو ماه چند کلانشهر را به آشوب کشیدند ومصاحبه های خانواده های آنان از رسانه های اجنبی پخش گردید و توسط دو کاندیدای ریاست جمهوری دلجویی و مورد لطف قرار گرفتند و اسطوره مقاومت و پیشاهنگان آزادی لقب گرفتند به همان اکتفا کنند . اگر هر یک از مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نام شهید یا جانباز به این وطن فروشان بدهد ظلمی بزرگ نسبت به شهدا وجانبازان واقعی این ملت روا داشته . دهم مرداد ماه 1388 شمسی محمد حسن غلامعلیان
ارسال شده توسط محمد حسن غلامعلیان | August 1, 2009 8:37 PM
ارسال شده در August 1, 2009 20:37
وطن پرنده ی پر در خون
وطن شکفته گل در خون
وطن فلات شهید و شمع
وطن پا تا به سر خون
وطن ترانه ی زندانی
وطن قصیده ی ویرانی
ستاره ها اعدامیان ظلمت
به خاک اگر چه می ریزند
سحر دوباره بر می خیزند
بخوان که دوباره بخواند
این عشیره ی زندانی
گل سرود شکستن را
بگو که به خون بسراید
این قبیله ی قربانی
حرف آخر رستن را
با دژخیمان اگر شکنجه
بند است و شلاق و خنجر اگر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدایی
با ما غرور رهایی
به نام آهن و گندم
اینک ترانه ی آزادی
اینک سرودن مردم
امروز ما، امروز فریاد
فردای ما ، روز بزرگ میعاد
بگو که دوباره می خوانم
با تمامی یارانم
گل سرود شکستن را
بگو ، بگو که به خون می سرایم
دوباره با دل و جانم
حرف آخر رستن را
بگو به ایران
بگو به ایران
ارسال شده توسط عاطفه شکری | August 2, 2009 8:18 PM
ارسال شده در August 2, 2009 20:18
سلام آقای نجف زاده
امیدوارم که خوب باشین
برا شما یه پیشنهاد ، نه یه خواهش داشتم که گزارش در رابطه با جاده ای که اخیرا در دامنه کوه دماوند کشیده شده تهیه نمایید. چون با کشیدن این جاده اکوسیستم منطقه نابود می شود هر چند قبلا این کار انجام شده اما این دفعه طور دیگه است.
باز از شما خواهش میکنم که در این رابطه با سازمان میراث و سازمان محیط زیست و سازمان صنایع و معادن سوال کنید چرا این کار را با محیط طبیعی دماوند انجام میدن .بهشون بگید دماوند رو ول کنید برید یه جای دیگه اینجا نما ایران هست. تو رو خدا در این رابطه یه گزارش تهیه کنید.
ارسال شده توسط یه دانشجو | August 4, 2009 11:18 AM
ارسال شده در August 4, 2009 11:18
سلام. من امروز کامنت های وبلاگ دوست شما اقای ایمانی را دیدم. البته از کامنتهای ایشان کبی کرده بودند و توی یک ویبلاگدیگر گذاشته بودند...
حالا گوش کن ...
حواست جمع و جور کن :
.. ظاهرا تمام کامنت ها توسط یک نفر نوشته شده چون
1 - عبارات خیلی نزدیک به هم هست ( فحش ناموسی و رکیک )
2 - ساعت تایب کامنت ها خیلی نزدیک هم هست و اکثرا در نصف شب و با اختلاف 1 دقیقه ای نوشته شده ...
خب حالا : به فریاد دوستت برس و خبر رسانی کن
ارسال شده توسط lk | August 4, 2009 12:45 PM
ارسال شده در August 4, 2009 12:45
aghaye najafzade
ta ghabla az in dastana kheili ghabooletoon dashtam vali vaghti didam sedaghat va javanmardi ro fadaie ghodrattalabit mikonid baatoon moteasef shodam.
omidavaram ye rooz be mardom bargardi
ارسال شده توسط homeira | August 4, 2009 10:07 PM
ارسال شده در August 4, 2009 22:07
جناب نجف زاده ، واقعا" فكر ميكنيد بي طرف بوديد ؟!
ارسال شده توسط هرزه نويس | August 5, 2009 2:25 AM
ارسال شده در August 5, 2009 02:25
خبر نگار نژاد پرست سلام ؟الحق که در افغانی ستیزی وخارجی ستیزی هم ردیف نازی های المان هستی ؟
باشد روزگای گرفتار سرز مین غربت باشی کهبه خاطر جرم کس دیگر دشنام بشنوی وکتک بخوری و...
وبعد بشنوی که خبر نگاری بگوید نزنید ایرانی نیست؟
ارسال شده توسط افغانی | August 10, 2009 3:42 PM
ارسال شده در August 10, 2009 15:42
نگاهي به اخراج مهاجرين افغاني از ايران
نويسنده: حامد شفايي
دولت ايران باشدت و قساوت کم نظيری در هفته های اخير دست به اخراج افغانهای مهاجر از ايران زده است. بنا بر گزارش کميساريای عالي سازمان ملل متحد در امور مهاجرين، حکومت ايران در ظرف يکماه حدود 20 هزار مهاجر افغاني را از ايران به کشورشان بازگردانده است. شاهدان عيني اين اخراج دستجمعي را وحشتناک و خيلي شديد تعريف کرده اند. خبرنگار راديو بي بي سي آقای کريم عسکری که برای تهيه گزارش به مرز افغانستان در ولايت نيمروز رفته بود مي گويد که در مدت يکهفته حدود 25 هزار نفر تنها به مرز افغانستان در ناحيه زرنج اخراج شده اند. اخراج آنها در بد ترين وضع جوی که هوا طوفاني و نا مناسب بوده است انجام شده است. اين در حاليست که کل جمعيت شهر زرنج شايد در حدودی باشد که ايران در ظرف يک هفته 25 هزار نفر را بطرف آن شهر اخراج نموده است. گزارشهای نيز رسيده است که بعضي از مهاجرين در آن نواحي مورد تاراج و اذيت و آزار گروههای اشرار قرار گرفته اند. يک خبرنگار ديگر راديو بي بي سي که هفته پيش از هرات به ايران آمده است گفت که وی از شهر هرات تا مرز ايران را مملو از نفر در مسير راه ديده است که مانند يک راهپيمايي طويل در حرکت بودند. نمونه چنين چيزی را مي توان در رخدادهای خيلي هولناک طبيعي و يا در کشتار دستجمعي انسانها در بعضي کشورهای افريقايي ديد که مردم به اين شدت و قساوت رانده مي شوند.
باز داشت افغانها نيز خيلي بيرحمانه بوده است. يکي از مهاجران افغاني از شهر قم بتاريخ 30 اپريل چنين نوشت:" يک نفر افغاني که خانم حامله اش در بيمارستان در بستر بوده است برای خريد دوا از بيمارستان بيرون مي شود که پوليس او را دستگير مي کند و هرچه او مشکلش را توضيح مي دهد که زنش نياز اشد به دوا دارد و طفلان کوچکش در خانه تنها اند، به گفته های او توجه نمي شود و او را به اردوگا برده و از آنجا به افغانستان اخراج مي کنند. خانم وی بر اثر نرسيدن دوا و کودکانش در منزل از تنهايي و گرسنگي همه مي ميرند. دوستان و آشنايان وی وقتي از جريان واقعه با خبر مي شوند به نزد آيت الله محقق کابلي مي روند تا از وی مشورت بخواهند تا اعتراض کنند و دست به تظاهرات بزنند."
مهاجر ديگری از تهران در تلفن گفت که :" برای اذيت و آزار افغانيها و توقيف آنها از بچه های اوباش سر کوچه استفاده مي شود و آنها افغانيها را مورد ضرب و شتم قرار داده و تحويل پوليس مي دهند."
موارد ذکر شده مشت نمونه ای خروار است. معلوم نيست که دهها هزار افغاني چگونه توقيف و چگونه اخراج شده اند. در اين زمينه بايد منابع دلسوز حقيقت ياب مانند رسانه های خبری، سازمانهای حقوق بشر و دولت افغانستان و کميساری ملل متحد تحقيق و جستجو نمايند. در هر صورت بازگشت اتباع کشورهای بيگانه حق هر کشور است، اما در چارچوب قانون و با رعايت حقوق بشر، چون موضوع مهاجرت يک مسئله بين المللي و حقوق بشری است. لذا تمام کشورها در برابر مهاجرين مطابق به اعلاميه جهاني حقوق بشر، معاهده 1951 جنيف و منشور سازمان ملل متحد مسئوليت دارد تا نهايت احتياط را در رعايت حقوق مهاجرين بنمايند.
مهاجرت افغانيها به ايران سابقه طولاني دارد. در زمان ژريم شاهنشاهي ايران عده ای قليلي از افغانها برای کار به ايران مهاجرت کرده بودند. پس از اشغال افغانستان توسط قوای اتحاد جماهير شوری سابق مهاجرت افغانها به ايران جنبه سياسي و عقيدتي بخود گرفت. در طي 14 سال حاکميت حزب دموکراتيک خلق افغانستان حدود يک و نيم ميليون افغاني به ايران مهاجرت کردند. در اين دوره ايران آنها را در شهرهای مختلف اجازه اقامت داد. البته به عده ای زيادی در همان زمان نيز اجازه اقامت داده نشده بود و بصورت غير قانوني زندگي مي کردند.
پس از پيروزی گروههای مجاهدين در افغانستان در سال 1992، دولت ايران همواره کوشيده است تا افغانيها را از ايران اخراج کند. طرح اخراج مهاجرين روی برنامه و روی کدام نظمي نبوده است، بلکه هر موقعي که دل شان خواسته يکباره فشار خيلي سختي را بر مهاجرين وارد آورده و پس از چندی ملايمتر شده است.
دولت ايران از ابتدا نخواسته است که افغانهای مهاجر را بعنوان مهاجر قبول کند. آنها را " آوارگان افغاني" و حالا " افغانيهای غير قانوني" مي گويند. معمولا مسلمانان به مسلمانان ديگر که بخاطر حفظ جان خويش از ديار شان هجرت کرده اند، کلمه " مهاجر" را بکار مي برند که از زمان هجرت پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) از مکه به مدينه آغاز و تاکنون اين اسم مانده و بکار برده مي شود، ولي در ايران بطور رسمي اين کلمه در مورد مهاجرين افغاني بکار نرفته است، بلکه در رسميات به افغانهای مهاجر " آواره" که يک کلمه نا مناسب و تحقيرآميزاست استفاده شده است.
خارج از مبحث اسلامي مهاجر از خود تعريف خاص دارد که در قوانين و معاهدات بين المللي تعريف شده است. در کشورهای غربي پناهجويان را مصاحبه مي کنند و به دسته های مختلفي طبق قرار دادهای بين المللي به آنها اقامت مي دهند. در قوانين شان حقوق و مسئوليتهای مهاجرين ذکر شده است که اساس قوانين شان را اعلاميه جهاني حقوق بشر، کنوانسيونها و قرار دادهای بين المللي در امور مهاجرين تشکيل مي دهند. وقتي شخصي بعنوان پناهنده چه پناهنده سياسي و چه پناهنده اجتماعي قبول مي شود طبق قانون با او رفتار مي شود و از حقوق و مسئوليتهای معيني بدون تبعيض بر خوردار مي گردد.
از چيزهای اساسي که در قوانين بين المللي مهاجرت آمده است اين است که مهاجرين از حق زندگي قانوني، مسکن، کار، تحصيل، ورزش، گشت و گذار آزادانه، درمان و بيمه، الحاق اعضای خانواده شان، حق پاسپورت، حق تابعيت بر خور دارباشند. در اينجا اين سئوال مي شود که آيا در مورد افغانيهای مهاجر در ايران چنين حقوقي رعايت شده است؟ کساني که حدود سي سال در ايران زندگي کرده اند و يا در آنجا تولد شده و بزرگ شده اند آيا حق اقامت دايم را در آنکشور دارند؟ اصل چهل و دوم قانون اساسي جهموری اسلامي ايران مي گويد که خارجيها مي توانند مطابق به قانون تابعيت ايران را کسب کنند، آيا افغانيهای مقيم ايران از اين اصل قانوني بر خور دار شده اند؟ در مورد خورد بدون تبعيض چه؟ در کشورهای اروپايي اکثر مهاجرين را مسلمانان تشکيل مي دهند، ولي در اينجا قانوني بنام " قانون برابری" در تمام کشورهای عضو اتحاديه اروپا نافذ شده است که تمام اعضای اتحاديه اروپا ملزم به رعايت حقوق مهاجرين و اقليتهای ساکن بدون تبعيض هستند. مسلمان و غير مسلمان برای اينها يکي است و انسان و انسانيت مهم است. چرا در کشورهای اسلامي با هم دينان شان يعني مسلمانان مهاجر بر خورد اسلامي و بدون تبعيض نمي شود؟ لا اقل از کشورهايي که ادعای حکومت اسلامي و برابری و برادری اسلامي را دارند انتظار مي رود که با مسلمانان هم دين شان رفتار اسلامي و انساني بدون تبعيض داشته باشند.
افغانيها چه نقشي مثبتي را در جامعه ايران داشته است؟
افغانيهای مهاجر در سخترين سالهای مردم ايران يعني در هشت سال جنگ ايران با عراق به آنها کمک کردند. افغانهای زيادی برای دفاع از سرزمين ايران در جنگ ايران و عراق شرکت کردند و جانهای عزيز شان را از دست دادند. در زمان جنگ که تقريبا تمام مردان ايراني مشغول جنگ با نيروهای عراقي بودند، افغانيهای مهاجر خالصانه خلای نيروی کار جامعه ايران را پر کرده بودند و ايران با کمبود نيروی کار در اين دوره دشوار مواجه نشد. افغاني ها نيروی کار کاملا ارزان و مورد اعتماد در ايران بود. پس از ختم جنگ، افغانيها بعنوان کارگر در بازسازی دهها شهر خراب شدهای ايران سهم بزرگ داشتند، ولي پاسخ اينهمه مسئوليت پذيری و دلسوزی افغاني ها چگونه جبران مي شود؟
مهاجرين افغاني هميشه بي کس و مظلوم بوده است. به هر اندازه که حقوق شان نقض شده صدايي از کسي بيرون نشده است. دولت افغانستان چه در گذشته و چه در حال حاضر نتوانسته است که از حقوق مهاجرين افغاني در خارج از کشور دفاع کند. ضعف دولت در حاضر به حدی است که با وجود داشتن يک وزارت نام نهاد موسوم به وزارت مهاجرين هيچ برنامه موثری برای عودت آبرومندانهی مهاجرين ندارد. دولت قرار دادهای دو جانبه و سه جانبه ای را با بعضي کشورها و سازمان ملل متحد برای عودت مهاجرين افغاني امضاء نموده است، بدون کدام برنامه و طرحي حساب شده ای. کشورهای امضاء کننده، طرح موسوم به بازگشت داوطلبانه را با اخراج اجباری بطور دستجمعي و فاجعهآميزعملي مي سازند و دولت افغانستان همچنان سکوت مي کند؟ چندی پيش وزير امور خارجه افغانستان داکتر اسپنتا به ايران سفر نمود. انتظار مي رفت که مشکلات مهاجرين از مهمترين گفتگوهای ايشان با مقامات ايراني باشد، ولي در عمل ديده شد که ايشان نيز توجه به مشکلات ميليونها مهاجر افغاني نکرد و ما اکنون شاهد چنين اخراج سريع و شديد افغانيها از ايران هستيم که مي تواند در داخل افغانستان فاجعه انساني را در پي داشته باشد.
توانمندی دولت افغانستان و سازمان ملل متحد برای عودت مهاجرين در چه حد است؟
چند ماه پيش وزير امور ماليه افغانستان اقای احدی در مصاحبه اش به راديو بي بي سي گفت " در افغانستان حدود دو ميليون بيکار وجود دارد". وقتي در کشوري کار نيست و مردم از نا امني، فقر، بيکاری، مشکل مسکن، فساد اداری رنج مي برند چگونه ميليونها مهاجر به افغانستان باز گردند؟ دهها هزار نفر هم اکنون در افغانستان بدون خانه اند. دولت افغانستان و مقامات سازمان ملل متحد و کشورهايي که مهاجرين افغاني در آنها قرار دارند بايد برای باز گشت افغانها به کشورشان برنامه ريزی دقيقتر و حساب شده تر داشته باشند و مشکلات اساسي آنها را مانند اسکان، کار، امنيت، تحصيل در نظر بگيرند. عودت مهاجرين نبايد شتابزده باشد تا بحران اجتماعي را به بار بياورد. طرح باز گشت بايد بر اساس ظرفيتها و توان منديهای دولت افغانستان و امکانات موجود عملي گردد. بر نحوه بازگشت داوطلبانه نظارت شود تا شکل اجباری را بخود نگيرد. با مهاجرين مطابق به قوانين بين المللي بر خورد گردد. به شکايات مهاجرين رسيدگي شود. با مهاجرين اخراج شده در افغانستان مصاحبه شود و مشکلات آنها مورد توجه قرار گيرد. ممکن است که تعداد زيادی از مهاجرين بدون تسويه حساب شان اخراج شده باشند و به آنها فرصت داده شود تا مطالبات و بدهکاريهای مالي شان را تسويه نمايند. اميد است که کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان به موضوع اخراج مهاجرين بعنوان يک مسئله حقوق بشر رسيدگي کند و با مهاجرين اخراج شده در شهرهای مرزی ملاقات و مصاحبه شده و حقايق منتشر گردد.
در اينجا بايد از رسانه های جمعي، مخصوصا راديو بي بي سي که در نشر خبرهای مهاجرين افغاني در ايران پيشگام بوده است قدرداني نمود و از رسانه هايي که متاسفانه سکوت اختيار کرده اند انتقاد کرد، مخصوصا رسانه های افغاني. از وزارت مهاجرين افغانستان و از وزارت خارجه و سفارتخانه های آن که در امر مهاجرين کم کاری کرده اند شديدا انتقاد کرد. متآسفانه بسياري از سفارتخانه های افغانستان در خارج وظيفه شان را درست پيش برده نمي توانند. يکي از وظايف اساسي يک سفارت خانه حمايت و دفاع از حقوق اتباع آنکشور در خارج است. ديده مي شود که اغلب سفارتخانه های افغانستان در خارج از کشور در انجام اين وظيفه مهم شان عاجز بوده اند. در اين زمينه بسياری از مهاجرين افغاني در اروپا وکشورهای ايران و پاکستان معترض اند. حتي در بعضي کشورهای اروپايي گفتگوی بر سری نوشتن يک اعتراض نامه جمعي به وزارت خارجه افغانستان از کم کاری بعضي از سفارتخانه ها با مهاجرين است. البته ممکن است اين کم کاری ناشي از عدم برنامه مشخص دولت در امور مهاجرين باشد. در هر صورت اميد است که مقامات دولت افغانستان در رابطه با عودت مهاجرين افغانستان برنامه ريزی دقيق تر و مطابق به منافع ملي و با توجه به ظرفيتهای کاری و امکاناتش ايجاد نمايد و سفارتخانه های افغانستان مسئوليت بيشتری در حمايت از حقوق مهاجرين و کمک به حل مشکلات آنها بگيرند!
همچنين اميد است که کشورهای ميزبان از حوصله مندی و بردباری بيشتری در طرح بازگشت مهاجرين کار گرفته و مهاجرين افغاني را در يک پروسه طولاني تر بصورت داوطلبانه تشويق به بازگشت نمايند و از خراج اجباری خود داری نمايند!
ارسال شده توسط افغانی | August 10, 2009 3:51 PM
ارسال شده در August 10, 2009 15:51
من که می دونم نظرم رو چاپ نمی کنی ولی اینو برا خودت نوشتم.. اقای کامران نجف زاده شما هم مثل همه کیهانی ها و شریعتماری ها از چشم همه ملت افتادید فقط هم به خاطر این خبر های مسخره و جناحی و دروغی که در بیست و سی پخش می شه چون بخوای و نخوای این اخبار به نام تو نوشته می شه.. واقعا متاسفم از هم تو و هم صدا و سیمای دروغین که هم در حین انتخابات جانب داری کردند و هم بعد انتخابات با این برنامه های مسخره و سریال زیبای اعترافات دارن کارشون رو تکمیل میکنن .. برو به جهنم.
ارسال شده توسط benyamin | August 15, 2009 3:29 PM
ارسال شده در August 15, 2009 15:29
با سلام خدمت شما - آقای نجف زاده می دونید شما شاید
الگوی خیلی از جوون ها باشید - شماشاید فقط چند دقیقه مهمون خونه ها باشید ولی اینو مطمئن باشید
که خیلی از جوانهای کاملا امروزی هم (به قول قدیمی ها) محو جدیت و ایمان شما باشند .همین برادر من ، 20 سالشه که واقعاً شما رو الگوی خودش کرده . می خوام
که همیشه به اون چیزی که ایمان دارید ، به اون چیزی که درسته ! بایبند بمونید. ممنــــــون 25/5/88
ارسال شده توسط نرگس شیبانی | August 16, 2009 8:19 PM
ارسال شده در August 16, 2009 20:19
بنام خدا
باسلام محمد حسن غلامعلیان ۲۵/۵/۱۳۸۸
آقای رئیس جمهور
بیــش از هــــفتاد سال ار جنگ جهانی دوم میگذرد اگر امکاناتی فراهم شد و سری به کشورهای اروپایی و امریکایی که جنگ درآن کشورها سال ۱۹۳۹ شروع و ۱۹۴۵ میلادی خاتمـــــه یافت و حدود پنجــــــاه
میلیون نفر به نوعی در این جنگ ۶ ساله درگیر بودند بزنید نگاه دولت و ملت را به بازماندگان نبرد ۶ ساله شاهد خواهید بود . دولتمردان و مردم ایثارگریهای سربازانی که در برابر تهاجم دشمن افسار کسیخته مقاومت کردند و
به درجـــــه رفیع شهادت نائل آمدند یا بعنوان مجروحان جنگی باقی ماندند را فراموش نکرده اند . و هر سال در مراسم با شکوهی که در میادین بزرگ شهر ها و روستاها برگزار میشود چنان تجلیلی از آنان به عمل می آورنــد
که شور و شعف تمامی وجود هر بیننده و شنونده ای را فرا میگیرد .
بازماندگان جنگ و خانواده هایشان چنان قرب و منزلتی دارند که گویـــا این انـــــسانهای نیمه جان که هنوز آثار جراحت بر اندامشان خودنمایی میکند ناجیان دولت و ملت بوده اند . در اکثر کشور ها چنان ارج و اعتباری بــرای
آنان قائل هستند که باید از نزدیک دید و لمس کرد . دولت و ملت دست در دست یکدیگر نهاده اند و حامی این گروه در زمـــینه های سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی مـــیباشند . کشور ما در موارد مذکور چنان با این دلسوختگان برخورد کرده است که گاه خود آنها بر مظلومیت خویش گریسته وگوشه انزوا را بر میگزینند.
نگاهی گذرا به مصوباتی که دولت و مجلس هر از چند گاهی در مورد شهدا و ایثارگران داشته و در رسانه ملی به کرات به نمایش گذاشته شده یا تیتر روزنامه ها بوده یا در مصاحبه های مقامات کشوری ولشکــری از اهم مســــائل بوده نه تنها نگاه مردم بلکه نسل سوم رانیز نسبت به آنها نا مهربان کرده اندو با شعارهای دادن فرش و ماشین و بخچال و تلوزیون و سهمیه دانشگاه و اشتغال، معافیت گمرک و پلاک مخصوص اتومبیل و هزاران وعده و وعید بدهکار هم شده اند .
آقای رئـــیس جمهور، دولتــــمردان عزیز ، کرسی نشینان واجب الاکرام، اجازه ندهید کسانیکه در طــول هشت سال دفاع مقدس جان بر کف دست گذاشتند و با خدای خویش معامله کردند اینک هـــــر دم آرزوی رفتن پیش یارانشان را بکنند . اگــر مرهمی بر زخمهای کهنه شان نمی گذارید . اگر ریــــــه آتش گرفته ار گازهای شیمیایی شان را درمانی نیـــست ، اگر با این همه بوق و کرنا هنوز نیاز دارویشان را نتوانسته اید برآورده کنید ، اگر دست و پایشان را گاهی در مـی آورند تا لحظه ای آسوده بیارامند . اگر چشمانشان رادیگر رمقی برای دیدن نیست ،اگر موج جنگ آنها را به قفس انداخته، اگر بر صندلی چرخدار تکیه رده اند و شما به هزار و یک دلیل قادر به مــداوای این همه درد نیستید . اگر سالها قبل روز میلاد پرچمدار کربلا دلشان را به کارت تبریکی شاد میکردیـد و باعــــث مـی شــدید تا یک روز نزد همسر و فرزندان احساس بودن کنند وامروز بـه علت کسری بودجه این مهم مقدور نمی باشد. نـــگویید مشکل مسکن تمام جانبازان حل شده آیا با شش میلیون تومان وام بانکی میشود صاحب مسکن شد؟ نــــگویید جانبازان مــی توانند خـــودرویی به ارزش چهل میلیون تومان ! از خارج وارد کنند و از پرداخت عوارض و گمرکــی معاف هستند ، بگویید جانبازانی که فاقد دو دست یا پا یا قطع نخاع باشند شامل این بخشودگی میشوند . نگویید به جانبازان پلاک مخصوص تردد اتومبیل داده میشود بگوببد به جانبازان بالای ۷۰% این پلاک اهدا میشود. بیایید فــــــبل از اینکه مطلبی را بگویید یا تصویب کنید و افکار عمومی را تحت الشعاع قرار دهید و آنها را بدهکار مردم نمایید وازه جانباز را به صورت عام به کار نبرید ، دقیقـا” مشخص کنید بخـشش ملوکانه تان شامل کدام گروه از فراموش شدگان میشود . والسلام
ارسال شده توسط محمد حسن غلامعلیان | August 17, 2009 3:13 PM
ارسال شده در August 17, 2009 15:13
شنيده بودم يه سنگ ميندازن روي كوه برف مياد پاين بهمن ميشه
اما نديده بودم حرف بندازن وسط و بهمن مصنوعي درست كنن
اقا اينم يه جورشه
ارسال شده توسط مهدي | August 19, 2009 7:59 AM
ارسال شده در August 19, 2009 07:59
بازهم آمدم. چرا نماينده و سخنگوي كودتا چيان شده اي. چرا از احمدي نژاد دروغگو، متقلب، فاسد و دزد حمايت كوركورانه مي كنيد. مگر نمي دانيد چه كساني از مير حسين حمايت كرده اند... از عذاب الهي بترس اي خائن دين فروش...مرگ بر تو و اربابانت...
ارسال شده توسط حسين | August 19, 2009 2:21 PM
ارسال شده در August 19, 2009 14:21
تو خوب بمون.واسه ما بمون.میدونستم کسی نیستی که نمک رو این زخم بپاشی.
ممنون:)
همیشه هم نباید سکوت کرد.هر کاریم یه راهی داره.واسه تو کاری نداره.
ارسال شده توسط شین-صاد | August 23, 2009 3:12 PM
ارسال شده در August 23, 2009 15:12
مثل همیشه عالی با اینکه می دونم تعریف مانع ÷یشرفت میشه ولی مثل همیشه عالی بودید
ارسال شده توسط رویا | August 23, 2009 3:44 PM
ارسال شده در August 23, 2009 15:44
چند روز قبل اين دل نوشته را براي سايت وزين تابناك فرستادم ولي سايت مذكور مثل هميشه اقدام به چاپ نكرد . نميدانم چرا.!
« سرداري که چهره اش درهم است »
بنام خدا
باسلام
اينروزها هرگاه سردار دکتر محسن رضايي را در محفلي مي بينم چهره اي ملول ومتفکر است که انسان را به کنکاش وا ميدارد تا بداند اين فرمانده سرسخت دوران دفاع مقدس وسياسي بعد از جنگ به ظاهر تمام شده به چه ميا نديشد وچه کسي يا کساني خلوت روحاني وي را برهم زده اند .
براي کسانيکه سردار را مي شناسند جاي سئوال است که چرا چنين مبهم به آينده مينگرد ، او مرد روزهاي سخت بوده وهست وشايد امروز به دلجويي نياز دارد که برهمگان فرض است تا وي را از اين حالت درآورده ويادآور شوند که او همان سردار دوران دفاع مقدس بوده وخواهند ماند .
باديدن نگاه غم آلودت وسکوت بي انتهايت رنج ميبرم وچشمانم که ديگر ناي گريستن را ندارد ميسوزد و بغض گلويم را ميفشارد وغمي سنگين بردلم مي نشيند ، بچه هاي جنگ تمام دردها ي جسمي وروحي را تحمل ميکنند و لبخند حاکي از رضايت ميزنند .
تمنا ميکنم بخند دلاور ، فراموش کن تا بغضم سر واکند وچشمانم نمناک شود .
محمد حسن غلامعليان
28/5/1388 شمسي
ارسال شده توسط محمد حسن غلامعلیان | August 23, 2009 4:49 PM
ارسال شده در August 23, 2009 16:49
سلام آقا كامران
من فقط يه جمله ميگم و بس براي چي ما توي ايران بيشتر از اين كه بخنديم گريه مي كنيم براي چي ما مردمي هستيم كه بايد هميشه در عزا داري سنگ تموم بزاريم ولي خنده خبري نيست. اگه تونستي جوابي براش پيدا كني به ما هم بده يا لااقل يه گزارش براش تهيه كن. ممنون
ارسال شده توسط علي | August 24, 2009 5:28 PM
ارسال شده در August 24, 2009 17:28
بنام خدا
باسلام
در رابطه با خواهران وبرادران افغانی که ازجور طالبان و نیروهای اشغالگر به ایران اسلامی پناه آورده اند ورفتاربد دولت اسلامی باآنان دست نوشته هایی در بامدادی افغان دارم، توجه مسئولین را به آن جلب میکنم.
ارسال شده توسط محمد حسن غلامعلیان | August 24, 2009 8:12 PM
ارسال شده در August 24, 2009 20:12
بنام خدا
باسلام
« تحریم بنزین کودنی است »
امریکا چندی است که بر طبل تحریم های جدید علیه ایران اسلامی میکوبد واین بار تحریم بنزین را در دستور کار خود قرار داده است .
حماقت امریکا وایادیش در این است که هنوز نفهمیده اند با ملتی روبرو هستند که شهادت برای اکثریت آنان شهد شیرین است واین اکثریت تن به هیچ ذلتی نخواهد داد .
شواهد بر این است که رایزنیهای انجام گرفته امریکا با روسیه وچین به شکست امریکا منتهی شده و کشورهای مذکور حاضر به از دست دادن منافعشان نیستند وهمچنان به عقد قرارداد با ایران تمایل داشته ودارند .
حال کودنی امریکا در این است که با این سازمانهای عریض وطویل خود هنوز نفهمیده که با تحریم بنزین وتحریمهای سنگین تر ممکن است چند روزی ملت ایران را تحت فشار بگذارند اما در نهایت این ملت ایران است که برنده این جریان خواهد بود . امریکا باید دست از حماقت و دشمنی با ایران وحمایت از اسراییل بردارد وفریب کسانی را که در اروپا وامریکا نشسته اند یا در ایران هستند وهرروز وعده سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران را میدهند نخورد و با مردم ایران اسلامی صادق باشد ومبنای گفتمان براساس ارباب ورعیتی نباشد .
محمد حسن غلامعلیان
3/6 1388شمسی
ارسال شده توسط محمد حسن غلامعلیان | August 25, 2009 4:54 PM
ارسال شده در August 25, 2009 16:54
بنام خدا
باسلام
« تحریم بنزین کودنی است »
امریکا چندی است که بر طبل تحریم های جدید علیه ایران اسلامی میکوبد واین بار تحریم بنزین را در دستور کار خود قرار داده است .
حماقت امریکا وایادیش در این است که هنوز نفهمیده اند با ملتی روبرو هستند که شهادت برای اکثریت آنان شهد شیرین است واین اکثریت تن به هیچ ذلتی نخواهد داد .
شواهد بر این است که رایزنیهای انجام گرفته امریکا با روسیه وچین به شکست امریکا منتهی شده و کشورهای مذکور حاضر به از دست دادن منافعشان نیستند وهمچنان به عقد قرارداد با ایران تمایل داشته ودارند .
حال کودنی امریکا در این است که با این سازمانهای عریض وطویل خود هنوز نفهمیده که با تحریم بنزین وتحریمهای سنگین تر ممکن است چند روزی ملت ایران را تحت فشار بگذارند اما در نهایت این ملت ایران است که برنده این جریان خواهد بود . امریکا باید دست از حماقت و دشمنی با ایران وحمایت از اسراییل بردارد وفریب کسانی را که در اروپا وامریکا نشسته اند یا در ایران هستند وهرروز وعده سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران را میدهند نخورد و با مردم ایران اسلامی صادق باشد ومبنای گفتمان براساس ارباب ورعیتی نباشد .
محمد حسن غلامعلیان
3/6 1388شمسی
ارسال شده توسط محمد حسن غلامعلیان | August 25, 2009 4:55 PM
ارسال شده در August 25, 2009 16:55
سلام آقا کامران
من بهروزم از کاشمر همون شهری که امام خمینی در دیوانشون از سروش یاد میکنند
من گزارشهای شمارو بسیار دوست دارم
خدا توفیق زیادی به شما عطا کند
من متنهای ادبی زیبا و اشعار جالب میخوام لطف کنید به سلیغه خودتون چنتا برام بفرستید
خیلی ممنونم
منتظرم
ارسال شده توسط بهروز | August 26, 2009 3:31 PM
ارسال شده در August 26, 2009 15:31
روزنامه جمهوری اسلامی میگوید
«. كارگاه حذف و دفع را تعطيل كنید »
بنام خدا
با سلام
حضرت امام (ره ) فرمودند جمهوري اسلامي نه يك كلمه بيشتر نه يك كلمه كمتر ،كساني بودند كه مرجع و صاحب رساله وکسانی هم نه مرجع ونه صاحب رساله كه با گفته حضرت امام مخالف بودند .
2/98 در صد از مردم ايران به گفته حضرت امام لبيك گفتند و جمهوري اسلامي نه يك كلام كم ونه یک کلام بيش را انتخاب كردند .
آيا اكنون نيز همه آنها ميگويند جمهوري اسلامي يا تفكراتشان بر نمي تابد . حضرت امام قطع رابطه با استعمارگران چپ و راست را توصيه ميكردند آيا اكنون همان نظر است يا انديشه مصالح وسکولاریسم
در اذهان بعضي از انقلابيون شكل گرفته .
آري مجلس بايد تحت لواي فرمان ولي امر مسلمين نگذارد احدي بيگناه مجازات شود .
اين كه اين ميگويد بايد چكار كنيم و آن ميگويد چنين ميكنيم و چنان ميكنيم بايد حذف شود ، احدي حق نداردبراي ملت سر فراز ايران كه در طول 31 سال گذشته با خون خود نوشت شهادت آري ذلت هرگز خط و نشان بكشد . گاهي يك خطا مملكت را دچار چالش ميكند و بحراني مي آفريند كه نظم نظام را به هم ميزند و اگر هوشياري نباشد سقوط حتمي است . همه برتحليل مقام معظم رهبري كه فرمودند دوست را جاي دشمن و دشمن را جاي دوست ننشانيد تاكيد دارند ولي آيا مقام معظم رهبري طي دو ماه گذشته فقط همين جمله را گفتند ؟ آيا این جملات را نگفتند ؟
این انتخابات برخی خواص را مردود كرد و برخی جوانان هم كه با صداقت و سلامت وارد میدان شده بودند در مواردی اشتباه كردند.
با مسجد ضرار و تقلید از امام بزرگواری كه از عمق دل و جان غرق قرآن بود نمی توان این مردم آگاه را فریب داد چرا كه دل این ملت، به نور ایمان روشن است.
اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، خواسته يا ناخواسته، مسئول خونها، خشونتها و هرج و مرج ها خواهند بود.
توصيه ميكنم با سعه صدر برخود مسلط باشند و دستهاي دشمن و گرگهاي گرسنه و كمين كرده را كه امروز بتدريج نقاب ديپلماسي را كنار زده اند ببينند و از آنها غفلت نكنند.
اگر قرار باشد بعد از هر انتخابات، آنهايي كه رأي نياورده اند اردوكشي خياباني كنند و در مقابل اين حركت، كساني هم كه رأي آورده اند طرفدارانشان را به خيابانها بكشانند پس اصلا چرا انتخابات برگزار مي شود؟ ضمن آنكه مردم چه گناهي كرده اند كه بايد به علت اين كارهاي ما، از كسب و كار و زندگي خود باز بمانند.
تجمعات خياباني بهترين پوشش براي تروريستهاي نفوذي و ضربه هاي تروريستي است: اگر در اين تجمعات اقدام تروريستي انجام شود مسئوليت آن باكيست؟ مسئوليت همين افرادي كه از مردم عادي و بسيج در روزهاي گذشته جان باخته اند با كيست و چه كسي جواب آنها را مي دهد؟ محاسبه و پاسخگويي در قبال واكنشهاي احساسي در مقابل ترورها با چه كسي است؟
برخي ها بدانند كه با حركات خياباني نمي توان اهرم فشار بر ضد نظام بوجود آورد و مسئولان را وادار كرد تحت عنوان مصلحت زير بار خواسته هاي آنها بروند چرا كه تن دادن به مطالبات غير قانوني زير فشار، شروع نوعي ديكتاتوري است.
آنچه در این میان از همه زشت تر بود دلسوزی مقامات امریکایی برای حقوق بشر و ادعای سخت گیری بر مردم ایران بود اما کسانی که در افغانستان و عراق آن جنایات را به وجود آورده اند و از رژیم ظالم صهیونیستی حمایت مادی و سیاسی می کنند، چگونه دم از حقوق انسان می زنند؟
چرا اين گفته ها را آويزه گوشمان نكرديم . و بيراهه رفتيم آيا نبودند كساني كه در كنار امام (ره) بودند و داراي سوابق درخشاني بودند و پس از مدتي عليه امام توطئه كردند .
مگر مقام معظم رهبري ميگذارد كساني كه نه سابقه اي در انقلاب نه نقشي در شكل گيري نظام جمهوري اسلامي دارند و نه امام را ميشناسند و نه امام آنها را ميشناخت همه كاره كشور شوند ؟
آيا محسن سازگارا را كه مدعي تشكيل سپاه پاسداران است و نوار سبز بر دست دارد و با چهره اي بر افرخته سخن از سقوط رژيم ميكند و هدايتگر اغتشاشات اخير است جز ء سابقون در انقلاب نمي باشد ؟
آيا اينكه بگوئيم كساني بدون سند و مدرك و به صرف تخيل به راحتي انگ مفسد في الارض بر مخالفان خود ميزنند قوه قضائيه را كه يكي از اركان اصلي كشور است زير سوال نمي بريم ؟
آيا بنده و شما هم سخنان بيگانگان را كه ميگويند دادگاه فرمايشي است و اعتراف كنندگان وادار به اعتراف شده اند را تائيد نمي كنيم ؟
اين تحليل كه دادگاه نظام مقدس جمهوري اسلامي را كارگاه حذف و دفع بنامبم و بابازداشتگاه كهريزك مقايسه كنيم شرم آور نيست ؟
محمد حسن غلامعلیان
4/6/1388 شمسی
ارسال شده توسط محمد حسن غلامعلیان | August 26, 2009 8:05 PM
ارسال شده در August 26, 2009 20:05
سلام آقای نجف زاده امیدوارم که حالت خوب خوب باشه یادم می آد اینقدر محو حرفات بودم و تو ذهنم نقش بسته بودی که یه شب خواب تو رو دیدم باور کن مثل یه دیدار واقعی بود چند ساعت هم طول کشید خلاصه خیلی مخلصیم.
ارسال شده توسط علی | August 31, 2009 4:13 PM
ارسال شده در August 31, 2009 16:13
شهداوجانبازان دیروز وامروز
بسمه رب الشهدا
درود به شرف دلیرانی چون تو باد که با ایثار واز خود گذشتگی اجازه ندادی تا متجاوزین دیروز وبرادران امروز کنار زاینده رود لب کارون بخوانند . چشمها وپاهایت را به خداوند شهیدان هدیه نمودی واز تمامیت ارضی میهن اسلامیت دفاعی جانانه کردی وامروز به درجه جانبازی نائل آمدی . مردانگی تو وهمرزمانت هشت سال طول کشید تا دشمن از بیخ تادندان مسلح را از سرزمین پاک ومقدس ایران اسلامی بیرون کند .آفرین برغیرت و مردانگی وایثارت .درود بر شرف مادرت که به تو چنین شیر پاکی داد . سلام وبوسه برجبین پدرت شیر مرد ایران زمین که تورا چنین پروراند .
همسنگرانت را شهید خواندند وتورا جانباز تا همیشه برتارک تاریخ مام میهن بدرخشید . اما اینک به کسانی لقب اسطوره ای شهید وجانباز میدهند که درهمان کشوری که 8سال انواع واقسام سلاحها را برسر ما آزمایش کردند به زیارت وسیاحت میروند و مورد تهاجم همان نامردم قرار میگیرند اینهایی که برای زیارت یا بهتر بگویم سیروسفر وآوردن سوغات برای عزیزانشان کشته یامجروح می شوند . به کسی لقب جانباز میدهند که در یک بازی فوتبال توسط یک تماشاگرنما دچار سانحه می شود .عزیزم سئوالی دارم ، اگر هواپیمایی که در ایام نوروز رییس تشخیص مصلحت نظام وهمراهانش را به خاک دشمن هشصد ساله میبرد و خدای ناخواسته اتفاقی برایشان می افتاد دولتمردان وکرسی نشینان چه القابی برای آنها تدارک میدیدند ؟ راستی برادر میدانی جانبازان دارویشان را باید از بازار آزاد تهیه کنند تا بیشتر بمانند وبیشتر زجر بکشند، سخن کوتاه که اگر دردی را که درون سینه دارم وآزارم میدهد بخواهم بگویم مثنوی هشتصد تن خواهد شد ونیک میدانم که فریاد رسی نیست .
محمد حسن غلامعلیان
ارسال شده توسط محمد حسن غلامعلیان | September 1, 2009 7:21 PM
ارسال شده در September 1, 2009 19:21
كامي جان اگرراست وجود نداشت مهندس كشاورزي خبرنگار زبان درازي نمي شد
ارسال شده توسط بهمن | September 3, 2009 3:04 PM
ارسال شده در September 3, 2009 15:04
« نقش خانواده بزرگ ایثارگرا ن در انتخابات دهم »
بنام خدا
باسلام
بی شک نقش ایثارگران پیرو ولایت فقیه در انتخابات ریاست جمهوری دولت دهم برکسی پوشیده نیست ولی آنچه مسلم است در این دوره هم کسانی که به بوته فراموشی سپرده میشوند خانواده معظم شهدا وایثارگران هشت سال دفاع مقدس میباشند که این ظلمی مضاعف نسبت به آنان است.
اگر مسئولین امر دردهای جسمی وروحی این قشر عظیم جامعه را مرهمی کارساز نگذارند باز هم شاهد خاموشی ودم برنیاوردن آنان خواهیم بود ولی این سکوت معنا دار درجایی خواهد شکست وناگفته ها بیان خواهد شد ودیگر شاهد خودسوزی ایثارگران در برابر کاخهای بنیاد و مجلس شورای اسلامی نخواهیم بود ودراین میان دولت ومجلس بااز دست دادن نیروهای خودی بیشترین زیان را خواهند دید .!
ولایت مداران آماده شهادت نیاز به تشکیلاتی قوی وسامان یافته دارند که بنیاد شهید وبنیاد جانبازان وبنیاد شهید وامور ایثارگران درطول سالهای پس از پایان جنگ به ظاهر اتمام یافته با مدیریت های اکثراً فسیل شده باعث نارضایتی اکثریت قریب به اتفاق این خانواده بزرگ گردیده که اگر اکنون چاره ای اندیشه نشود و خانه ای را که نیاز شدید به خانه تکانی دارد ودردی را که میشود مرهم گذاشت مرهم گذار ی از جنس دردمندان نباشد باید در آینده شاهد عواقب بعدی آن بود که این خواست هیچیک از اعضا ی این خانواده صبور نیست .
محمد حسن غلامعلیان
دوازدهم شهریور 1388 شمسی
ارسال شده توسط محمد حسن غلامعلیان | September 3, 2009 7:27 PM
ارسال شده در September 3, 2009 19:27
سلام. فقط خواهش میکنم توی فرانسه هم از این گزارشات زیباتون بسازین
ان شاالله که کارتون نگیره زود بیاین ایران و گزارش تهیه کنین
ارسال شده توسط حسین | September 6, 2009 12:06 AM
ارسال شده در September 6, 2009 00:06
سلام من از استان بوشهر مزاحمت می شوم من در شهر چغادک که در 30کیلومتری بوشهر قرار دارد زندگی می کنم در شهر ما یک نابینای است که حدود 70سال سن دارد و روضه خوان مراسم مذهبی می باشد خودش تنهایی به نانوا و بازارمی رود
ارسال شده توسط گزدرازی | September 8, 2009 12:43 PM
ارسال شده در September 8, 2009 12:43
این روشندل بعضی از سورها و ادعیه ها از بر می باشند و موضوع جالبی برای گزارش می باشد و در شهر به ملاحاجی معروف است اگر تونستس حتما یه سری
به شهر ما بزن چغادک مسجد زهرا با تشکر
ارسال شده توسط گزدرازی | September 8, 2009 12:48 PM
ارسال شده در September 8, 2009 12:48
بابا اصلا به قوله عمو پورنگ:چپ چپ چپ چپ راست راست راست ایران ایران وطنه ماست!(ولی بینه خودمون بمونه به این عمو پورنگ هم نمیشه اعتماد کرد چون اگه دقت کنی چپ رو 4 بار گفته راست رو 3 بار!)ما اینیم دیگه!!!
ارسال شده توسط شازده کوچولو | September 11, 2009 3:53 PM
ارسال شده در September 11, 2009 15:53
«حقیقتی را که جانباز گفت و جانباز لمس کرد »
محمد حسن غلامعلیان
بنام خدا
باسلام
وشعری را
نه
حقیقتی را که فقط مجروح حس میکند
در کاغذی معمول چاپ زدند
وبا سوزنی ته گرد
در انتهای راهرو
آنجا که دیگر نه دری هست ونه پنجره ای
به تابلوی اعلانات
آویختند
تاچند صباحی با همان تک سوزن بماند
وشاید یکی خوشش آمد وآن را برداشت
وسوزن ته گرد را دوباره
در مخمل کهنه فرو کند
تاروزی دیگر که شعری ، مطلبی ، دل نوشته ای
از تبار حسینیان
با همان سوزن ته گرد
در انتهای همان راهرو
که لامپش خیلی وقته سوخته
در تابلویی که هیچگاه نویدی نداده
وهیچ مسئولی از آنجا گذر نخواهد کرد
چند روزی بماند
وشاید یکی خوشش آمد و ....
شهریور 1388 شمسی
ارسال شده توسط محمد حسن غلامعلیان | September 15, 2009 6:57 PM
ارسال شده در September 15, 2009 18:57
سلام آقای نجف زاده. لای همه این لطیفه ها نکات جالبی میتوان پیدا کرد. من به شما تبریک میگم چون خیلییییییی مسلط بر کارتون هستید.
این اولین باره که به وبلاگتون اومدم. امید وارم که همیشه سبـــــز و پایدار باشید.
ارسال شده توسط نسترن رنجبر | September 22, 2009 10:46 AM
ارسال شده در September 22, 2009 10:46
سلام
آقا کامران چند وقته تصویرتو نمی بینیم میگن از صدا سیما رفتی راسته بابا یه خبری چیزی منتظرت هستیم.
ارسال شده توسط مهدی وطنخواه | October 5, 2009 12:47 PM
ارسال شده در October 5, 2009 12:47
« آیا بهتر نیست مسئولین این بساط ویران کننده را جمع کنند؟ »
بنام خدا
باســلام
گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پا فتاده سر نگون باید رفت
تو پای به راه درنه و هیچ مپرس
خودراه بگویدت که چون باید رفت
سال ( 57 13) اکثریت مردمی که از عملکرد شاه و اطرافیانش به ستوه آمده بودند در تظاهرات و راهپیمایی های گستردۀ با رهبری حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه ستونهای ظلم و تبعیض کاخ ستم شاهی را ویران کردند و به حکومت ننگین خاندان پهلوی پایان دادند.
در این میان عده ای شهید و برخی مجروح و زندانی گردیدند، ملت همه آمده بودند تا دست در دست هم نهند و پایه های نظام شاهنشاهی را فرو ریزند .
در جنگ هشت ساله اکثریت قریب به اتفاق نوجوانان وجوانان به جبهه رفتند تا سگی راکه زنجیر پاره کرده و به سرزمین ایران اسلامی یورش آورده تا به خیال خام خود این لقمۀ چرب و نرم را ظرف یک هفته ببلعد به بند کشند . او غافل از آن بود که ایران سرزمین مردان و زنان شیر دلی است که به هیچ متجاوزی در طول تاریخ رخصت تهاجم به خاکش را نداده و نمیدهد.
اگر در گذر زمان گاهی دروازه ای به روی مهاجم گشوده اند به دلیل ظلم و تبعیضی بوده که از طرف فرمانروایان خودشان در حق آنان اعمال گشته.
دشمن تا دندان مسلح با خفت و خواری از خاک ایران بیرون رانده شد و حمایت ابر زورگویان با سلاحهای گوناگون و دلارهای آمریکایی حاصل از فروش نفت کشورهای عربی هم نتوانست او را از ورطه سقوط به باتلاقی که خود بنایش را گذاشته بود نجات بخشد.
مردان وزنانی که در طول انقلاب و جنگ تحمیلی و در گیریهای داخلی به درجۀ رفیع شهادت نائل آمدند بدون آنکه درصدی برای آنان از طرف کمسیونهای مختلف تعیین شود رفتند تا نزد خالقشان روزی بخورند و خوشا به احوالشان که نیستند تا ببینند با همرزمانشان چگونه رفتار میشود.یک روزسخن از پرداخت پول دراذای درصد به جانبازان وخارج شدن آنها از لیست بنیاد مستضعفان وجانبازان میکنند ودگر روز آنان را زیاده خواه و منفعت طلب میخوانند وروزی دیگر لایحه ادغام بنیاد شهید وامور ایثارگران وکمیته امداد و بهزیستی را مطرح و یک روز رشادت واز خودگذشتگی نسلی که تاریخ را انگشت به دهان نمود حاصل دیدن فیلمهای وسترن امریکایی و.......ایتالیایی میدانند و روز دیگر برای دو لیتر بنزین آنها را رسوای خاص و عام میکنند.مگر نه اینکه همه در تظاهرات و جنگ شرکت کردند تا به پیروزی برسند؟
پس این قضیه کمسیونهای بی در و پیکر چیست؟این درصد های سفارش شده چیست؟ آیا بهتر نیست مسئولین این بساط ویران کننده را جمع کنند؟ و اگر مجروحی از انقلاب و جنگ باقیمانده به فکر مداوای جسم و روح آنان باشند یا آنان را به امان خدا رها کنند تابیش از این رسوای خاص وعام نگردند؟ آیا زمان آن نرسیده که دولتمردان و کرسی نشینان چاره ای بیندیشند تا هر روز شاهد ظلم و ستمی که برپیکر و روح مجروحان انقلاب و جنگ میرود نباشیم؟ به خدا سوگند که اگر امروز چاره ای نیندیشید فردا خیلی دیر است.
محمد حسن غلامعلیان
دوازدهم مهر ماه 1388 شمسی
ارسال شده توسط محمد حسن غلامعلیان | October 7, 2009 8:15 PM
ارسال شده در October 7, 2009 20:15
جوابیه مهم به مهدی همت در وبلاگ علیرضا قزوه
ارسال شده توسط رضا | October 10, 2009 11:33 AM
ارسال شده در October 10, 2009 11:33
کلی خندیدم....
گزارش هاتون همیشه جذاب و دیدینیه
خصوصا وقتی پای ملت و کشور و آرمانها و ارزشها و رهبر میاد وسط
موفق باشید
ارسال شده توسط م.باران | October 10, 2009 12:21 PM
ارسال شده در October 10, 2009 12:21
سلام
اگه خودت بودی به چپ میزدی یا به راست!!!؟
یا حق
ارسال شده توسط سرباز بی ادعا | October 31, 2009 1:23 AM
ارسال شده در October 31, 2009 01:23
مانده تا برف زمین آب شود
ناتمام است درخت...
ارسال شده توسط فانی | November 1, 2009 3:55 AM
ارسال شده در November 1, 2009 03:55
باسلام و عرض خسته نباشید مثل همیشه موفق باشید
ارسال شده توسط سلیمان سنگ سفیدی | November 10, 2009 8:52 AM
ارسال شده در November 10, 2009 08:52
نکنه خودت بودی رفتی سلمونی کلک
ارسال شده توسط نجف زاده | November 11, 2009 3:31 PM
ارسال شده در November 11, 2009 15:31
با سلام حالا ما نفهميىيم اين حرف شما سياسي بوى يا نه؟اما ما به ديد فرهنكي مي بينيم
ارسال شده توسط حاج ميثم | November 11, 2009 7:11 PM
ارسال شده در November 11, 2009 19:11
سلام.احساسم بهم می گه که سرتون انگارخیلی شلوغه که افتخار کمک به همکار آیندتونو نمی دید!!!!
حالا فکر کردید اگه جواب ندید من دست بردار می شم؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
من مشتاقانه منتظرجواب شما هستم .خیلی دوست دارم باهاتون در ارتباط باشم.لطفا کمکم کنید.واسه اینکه خبرنگارخوبی بشم به مشورت باهاتون احتیاج دارم.بالاخره کسی که تونسته با با مهندسی خودشو(تو کارخبر)توی دل هفتادمیلیون آدم (تازه توایران)جاکنه مطمئنا مشورت باهاش کمک خیلی خوبی می تونه باشه.
هم اکنون نیازمند یاری سبزت هستم.
(انجمن خبرنگاران آینده)
همیشه سبز باشید.منتظرما.به خاطره امیرکیان جواب بده.
خب دیگه خیالم راحت شد که جواب می دی.
ارسال شده توسط ا(همکار آینده) | November 23, 2009 12:16 AM
ارسال شده در November 23, 2009 00:16
سلام واقعا این کارا قرتی بازیه صراط فقط مستقیم
ارسال شده توسط طاهره | December 15, 2009 10:33 AM
ارسال شده در December 15, 2009 10:33
جالب بود مممممممممممممم
ارسال شده توسط مهدیه معین زاده | January 18, 2010 5:48 PM
ارسال شده در January 18, 2010 17:48