صفحه اصلی | چه قدر زود دیر می شود... »

تست

سلام.
اول دفتر به نام ايزد دانا

ارسال نظر

نظرات (308)

كامنت اول مال خودم بود، گفته باشم!!

نیلوفر ایرانی:

چه عجب بابا ! کجابودی این مدت داداشی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام آقاي نجف زاده حالتون خوبه سال نو مبارك

sanam:

salam aghaie najaf zade,sale notoon mobarak.man doost daram bahatoon sohbat konam,age mishe ie adresi ro moarefi konin ke betoonam harfamo vasatoon befresam.

سلام. خیلی وقتِ منتظر نوشتن شما هستیم. موفق باشید.

aftabgardoooooon:

منو ذوق مرگ کردی!امیدوارم مثل همیشه بهترین باشی و ما هم از نوشته هاتون لذت ببریم.
بهارو برات تبریک الکترونیکی زدم! ""بوی عطر کیست" هم رسید.فقط یه چیزی."تلخ نارنج" مال کدوم انتشاراته؟ممنون می شم...شاد باشی...

نیلوفرایرانی:

میگم اسم اینجا رو باید می ذاشتی " یادداشتهای سالانه یک خبرنگار" تا اخر سال وقت زیاده ...مینویسی بالاخره دیگه !!!!

aftabgardoon:

الان که ایران نیستن...

می دونم بابا ایران نیستن ...راستی بچه ها به خونه نیلوفر ایرانی هم سر بزنین خوشحال میشم...

داداشی تو هم وقت کردی سر بزن گرچه تو که وقت این کارارو نداری می دونم بابا ...

تو جدی جدی کامران نجف زاده ای؟ یا این یکی دیگه است؟

paria:


عشق هميشه ماندگار است. شعله ي مقدسي است كه همواره زبانه ميكشد. از آسمان آمده و به بالا مي رود. و اين است دعاي من : اميد و معرفت تان سرشار از عشق و بينش تان ژرف باشد

فكر مي كردم زودتر از اين ها بنويسيد. ماهي رو هر وقت از آب بگيريد تازه است.

سلام عرض می کنم خدمت آقای نجف زاده . خبرنگار حرفه ای خبر گذاری جمهوری اسلامی . از گزارش های زیبا و منحصر به فردتون تشکر می کنم . خوشحال می شم اگه به این آدرس یه سری بزنید .

فاطمه م.:

سلام،
موفّق باشيد. ان شاء الله!

غفاری:

سلام آقای نجف زاده ببخشید من خیلی دنبال کتابهای شما میگردم ولی هیچ کدام راپیدا نکردم اگر میشود به من کمک کنید.
راستی آقای نجف زاده من اراکی هستم میخواستم ببینم در سفر آقای احمدی نژاد به اراک میتوانیم میزبان شما هم باشیم؟

faride:

salam khedmate marde koosha
omidvaram dar tamame marahele zendegi movafagh bashid
va be madareje balatar i dast peyda konid
20:30 bedoone shoma mani nadare
khabaraye dagh ya ehsasati va takan dahande hamishe az ane shomast
ba arezooe salamati(faride) movafagh bashid

faride j:

سلام.می خواستم اگه ممکنه از عکساتون برام یه چند تایی بفرستید

سیده حکیمه موسوی:

سلام ...به شرط اینکه اخر نداشته باشه ...
قول بده ...مثل ان قبلی ولش نکن ...حیفه ؛مطمئن باش

سلام . بابا اسم اینجا رو یکهو بذار" یادداشتهای هزار سال اینده یک خبر نگار . چرا نمی نویسی ؟!

mahzad:

سلام بر آقای خبرنگار! این تست کی تموم می شه؟

فکر می کنم به خاطر موقعیت شغلیت یا باید بی خیال وبلاگ نویسی بشی یا شدیدا خودتو سانسور کنی....یا با اسم مستعار بنویسی که اونوقت ما نمی فهمیم کجایی ...انتخاب با شماست ...دموکراسی دیگه مگه نه؟

به نام خدا...سلام...گزارش امروزتون را که از قونیه بود را وقتی دیدم به خودم گفتم باید بیام ازتون احوال مولانا را بپرسم!!!...هم احوال خودتون را ؟؟؟...خوب هستید؟...بیشتر بنویسید تا مجال نظر دادن درباره کارهایتان باز بشه...به شرطی که شنونده باشید البته...ما میزبان بدی هم نیستیم هااا...موفق باشید...

ah:

« نوشتن به سان یک کولی است که در فواصل زمانی نامنظم در من اتراق می کند و بی خبر می رود.»
کریستین بوبن

و ظاهرآ این کولی در به در حالاحالاها قصد سر زدن به شما رو نداره. حالا تکلیف ما که منتظریم چیه؟

ح.موسوی:

سلام ...من هر روز به وبلاگت سر می زنم اما چون درست نیست که بی جهت کامنت بگذارم ,نمی توانم ....
اما خیلی خوشحالم کردی

آقا كي راش ميندازي !؟

paria:

سلام . من هم مثل بقيه منتظر نوشته هاي شما هستم و خيلي دوست دارم شما زود تر يه چيزي بنويسيد. خوشحالم از اين كه ميبينم شما اين قدر طرفدار داريد و باز هم به خاطر كار هاي جالبي كه انجام ميديد ازتون تشكر ميكنم.
حالا مي فهمم كه فقط من نيستم كه هر روز به خاطر ديدن ما چند تا اخبار رو نگاه مي كنم.

sara:

سلام من خيلي شما و گزارش هاتون رو دوست دارم ووقتي چند روز نمي بينمتون به اين فكر مي كنم كه ما آدم هاي احساسي چقدر زود دلمان براي هم تنگ مي شود.

aftabgardoon:

نمی دونم...

سلام آقای نجف زاده
پیداتون نیست
هرچند من فکر می کنم کم کم خودتون رو بکشین عقب بهتر باشه
چون معلوم نیست فردای ایران چی می شه . زیاد خودتون رو درگیر مسایل ایران نکنید. چون با حساب من الان یه بیست و هفت سالی باید از انقلاب گذشته باشه . و ما همان طور بازیچه هستیم ...
ولی جدای از این مسایل ، من تو وبم هم گفتم ، دنیا رو اگه منهای آدم های نا حسابی کنید ، خیلی زیبا می شه . به شرط این که توانایی این کار رو داشته باشید . گذارش هاتونم اگه بخوام سطحی نظر بدم ، عالیه . موفق باشید...یا حق

m.m:

سلام
اینطور که بوش میاد،بااین عجله ای که شما در نوشتن دارید!،عمرمن به خواندن سطر دوم نوشته هایتان نخواهد رسید،(البته اگر خدا نخواهد نوح دیگری بیافریند.)پس ترجیح میدهم ارادتم را به شما و نوشته هایتان ابراز کنم ،بلکه دست از غیبت صغری برداریدوهوای کبری برتان ندارد!
حسب حالی ننوشتی و شدایامی چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگرپیش نهدلطف شما گامی چند....
حق نگهدارتان

؟:

...
فاصله ها را می ستایم...چراکه من از این فاصله-که حتی نمیدانم چقدر است-بدون این که ترا ببینم،دارم با تو حرف میزنم و میتوانم حداقل سلامی از تو بشنوم.
فاصله ها را دوست دارم...چراکه از همین جا،خیلی راحت میتوانم بر زبان آورم که ترا می ستایم،بی آنکه تو لرزش دستها و کلامم را حس کنی...
فاصله ها را می ستایم...چراکه ازاین فاصله میتوانم خیال کنم تو با مهربانی،فروتنی ولبخند،حرفهای ما را می خوانی،درکشان می کنی و همیشه به همان زیبایی حرف میزنی....
من از همین فاصله میتوانم خیال کنم که تودرجمع مایی وما ازاین بودن سرشار از آرامش و سروریم...
فاصله هارادوست دارم... می ستایم...چراکه دیروز تو تنها 2 متر با من فاصله داشتی...تو نزدیکترین جنبنده به من بودی؛اما من نتوانستم باتوحرف بزنم،سلامی کنم وسلامی بشنوم...نتوانستم بگویم که تو وحرفهایت را دوست دارم و از شرم،نتوانستم خوب نگاهت کنم...
تو با ابروانی بهم گره خورده به دیوار تکیه زده بودی...نه مهربان...نه لبخند زنان...نه حتی فروتن و من هراس داشتم از اینکه کلمه ای بگویم وتودرک نکنی...
واز ترس اینکه مزاحم کارت شوم،رفتم،درحالیکه روحم در جهت مخالف گام برمیداشت.
رفتم،درحالیکه به ترس،شرم و نزدیک بودن لعنت می فرستادم و می گفتم:
...چقدر فاصله خوب است.....

گل پرپر شده ام ای رودم ای رود !!
..............BASTA MILANO

گلشن اجلالي:

سلام،
بابا اي ول، يه به نام خدا نوشتين اينهمه كامنت سرازير شد !!!
مطمئن بودم كه بالاخره يه وقتي اين كار رو مي كنين،
موفق باشين

ح .موسوی:

باشه ...من تموم اش می کنم ...چون که دوست ندارم بعدا شرمنده ات باشم

سلام...خوشحالم که بالاخره این جا راه افتاد....فقط امیدوارم نوشتنتون اینبار ادامه داشته باشه...بهار!

بی نام:

سلام.دلم میخواد بدونم این خبرنگار ، همون عقایدی رو داره که تو گزارشهاش نشون میده یا ....!!!

بی نام:

سلام.دلم میخواد بدونم این خبرنگار ، همون عقایدی رو داره که تو گزارشهاش نشون میده یا برای حفظ بعضی مسائل....!!!

وقتي كه بچه بوديم . به حرف خ كه مي رسيديم. به خودم مي گفتم . خودخواهي يعني چي . اما حالا مي فهمم . خودخواهي يعني اينكه . اول خودت رو در نظر بگيري . بعد بقيه رو . حالا مي فهمم. مدتهاست كه فهميده ام..........البته مي دوني . اشكالي نداره ها . چون دربرابر ش كلمه فداكاري وجود داره . اينكه آدم مي آد . به يه سري آدمهاي خودخواه و آرمانگرا برخورد مي كنه . بعد سعي مي كنه با صبوري . همه رو به دوش بكشه . بدون اينكه از خودش سوال كنه پس سهم من چي مي شه . خب البته اگه از خودت هم بپرسي . اونقدر سهم خودت رو نخواستي كه اگه يه بار هم بخواي همه شاخ در مي آرن.
......من خسته ام . فقط همين . از تكرار. از روزمرگي. از اينكه همه اش بايد به دوش بكشي و كسي نيست كه سهم تو رو به دوش بكشه. از اينكه همش به خودم گفتم. سهم من اين است.

ادمهايي هستن كه به خودشون مي پيچن. شك دارن. هميشه يه هاله صورتي شك روي صورتشونه. اين ادمها مشكلي دارن از درون. شايد يه ادم خيلي خيلي فداكار بتونه بهشون كمك كنه . شايد هم هيچ كس نتونه به اونها كمك كنه.ما مي ريم. يعني رفتيم. با شكهامون. با خستگي هامون . با پيچيدگي هامون . با نفرتمون از اونچه اتفاق افتاده . بدون اينكه يه افق روشن معلوم باشه. بدون اين كه سعي كنيم با كلماتمون ادمها رو تكون بديم تا ميزان تاثيرگذاري خودمونو بسنجيم. ما مي ريم واسه اينكه ...........خب موندن ديگه كسل كننده شده . رفتن يه مزه اي داره . كه وقتي بري دركش مي كني.

zahra:

سلام آقای نجف زاده.شما گزارشگر فوق العاده خوبی هستین.من که از تمامی گزارشاتون خوشم میاد همینطور از جملاتی که میگین و طرز صحبتتون.من با اینکه زیاد اهل سیاست نیستم اما گزارشهای شما چه سیاسی باشه چه نباشه با علاقه نگاه میکنم.از بین همه ی گزارش هاتون اونی که با عمو پورنگ مصاحبه کرده بودین از همه جالبتر بود.امیدوارم هر روز موفقتر از دیروزتون باشین و در کارتون به اوج برسین.من برای همه ی شما عزیزانی که از طریق رسانه به ما خدمت میکنید دعا میکنم.از شما هم التماس دعا دارم

f:

salam aghaie najafzadeh man harshab bistosira bekhatere shoma mibinam vaghan az gozareshhaton lezat mibaram batashakor

f:

age momken ast yek adres befrestid mikhaham baraton kart befrestam

زهرا رجبی:

آقای نجف زاده سلام
شما محشرید.
دوست دارم خبر هایی را که یک دانشجو باید بداند را داشته اشم هم از دیدگاه شما هم از دیدگاه دیگران .
لطفا مرا راهنمایی کنید واگر امکان دارد برایم نام سایت هایی مورد نظر را معرفی کنید.
با تشکر
از یک جوان ایرانی و دوستدار شما

؟:

...وقتی کاری رو نیمه تمام گذاشته ای...وقتی حرفی را...یا حرفهایی را شروع نکرده،خوردیشون ویه عده رو چشم به دهان خودت منتظر گذاشته ای که:"پس بقیه اش....؟"...
وقتی کلماتت از تأثیرگذاری هم گذشته،آدمها رو....یه ملت رو - کسی چه میدونه؟شایدم یه دنیا رو -داره تکون میده؛وقتی تو میتونی یه آدم خیلی خیلی فداکار باشی که مشکلات برخی رو حل کنه.....اونموقع دیگه موندن کسل کننده نیست،رفتنم بامزه....اونموقع رفتن،یه خودخواهی بزرگه...پس تو هم بلدی اول خودتو در نظر بگیری...نه،نترس...شاخ درنیاوردیم....فقط...فقط حالااین تویی که حاضر نشدی سهم اینهمه محبت و اینهمه روح تشنه رو بدوش بکشی....واین ماییم که داریم سهم تورو بدوش میکشیم ومیگیم:"...سهم من این است..."البته بدون اینکه از توبپرسیم:"پس سهم ما چی؟"
...توبمون...این ماییم که باید بریم....

سلام . شايدم . شايد م اين خودت باشي كه جواب بي نام ما را مي دهي. شايدهم نباشي. شايد م.................شايدم يه آدم ديگه اومده كه از حق تو دفاع بكنه. ادامه دادنش به هرحال دليلي نداره. عصباني شدي .....عصبانيت چه مفهومي داره . تو اين معادله هزارمجهولي عصبانيت همونقدر بي اهميته . كه محبت.
من فقط يه آرزو دارم و اون اينه ......اگه به زودي زود رفتي كه فكر مي كنم همينطور باشه...............................من پير نشم. چون پيري من خيلي زشته .
و جوانتر هم نشم. من رو مثل يه دايره . تو مسير دوار خودم ننداز. كه اين خيلي
اذيته. مي دوني . براي من ديگه همه چي داره حكم اذيتو پيدا مي كنه. بذار خودم باشم. دست كم اين روزهاي آخر رو با بي خيالي بگذرونم. كه اگه تو نبودي...........حداقل تو بي خيالي مي گذشت. اتفاقهاي قلابي معنايي ندارن.

بی نام:

این "من هم بی نام" ها مال خودته؟

بی نام 1:

من خوب متوجه نشدم منظور "من هم بی نام " رو. ولی اون ناجی کی میخواد باشه؟!!!!!!

؟:

..."...من پری کوچک غمگینی را
میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و................."
آرامش مرداب
او را فریفته است..........
...
سلام. مهم نیست من "خودت" باشم یانه...مهم اینه که تو بی نام نیستی. بی نام نیستی ،چون بی خیال نیستی...آدمای بی خیال رو بدون امضا نمیشه شناخت؛ بدون حضور نمیشه دید...نمیشه حس کرد ؛ نوشته هاشون اونقدر منحصر بفرد نیست که با صدای خودشون به گوش برسه....اصولآ آدمای بی خیال نوشتن بلد نیستن....و تو آدمی نیستی که بتونی بی خیال باشی.....آدمای بی خیال به این سادگی اذیت نمیشن...متوجه تکرار نمیشن....آدمای بی خیال نمیتونن اینهمه آدمو از بی خیالی در بیارن...ادای بی خیال هارو در نیار...بی خیالی های قلابی هم به همون اندازه بی معنان که اتفاقای قلابی....
تو با رفتن من و ما پیر نمیشی...با رفتن خودته که پیر میشی...فعل ها در عمل اون معنی رو که ما ازشون انتظارداریم ندارن.اینبار رفتن معنی موندن میده و موندن معنی رفتن....تو تا زمانی که اینهمه فکر تازه داری - حتی همین فکر که نوشته هاتو جایی میذاری که هیچکس انتظارشو نداره - هرگز پیر نمیشی...
بمون ...تا رونده باشی ....تا خودت باشی...

سلام
چه عجب
فكر نمي كردم آپ كرده باشيد
شاد و سلامت باشيد
تا بعد

خیال ندارم بپرسم چرا نمی نویسی اقای خبرنگار ...خیال ندارم بپرسم این "کامران نجف زاده "ای که ملت گاهی اوقات می بیننشو و این طور با جرات بودنش رو فریاد میزنن ...واقعا ایا برای تموم ارمانهایی که خودش پی شون میگرده این طور از سر رسیدن به حقیقت شور و شوق داره یا نه ؟ ربطی به من نداره ...ولی خواستم بگم تلاش بیهوده نکن برای پیدا کردن حقیقتی که هیچ وقت خدا پیدا نخواهد شد ...حقیقت کجا بود اقای خبرنگار ....؟؟؟؟؟؟تو که بهتر از همه می دونی ! تو دیگه چرا ؟!!
حقیقت می دونی چیه ؟ حقیقت نگاه تموم بچه های منتظر به راه این اسمون ابری گرفته دله که هیچ وقت خدا افتابی نمیشه ...حقیقت همون نگاه هاییه که شبها که میخوابن توی دلشون اومدن بابا یی رو شماره میکنند که با c-130رفت تا سلامی دوباره به افتاب کرده باشه ...حقیقت... اره ...همون چشمهای معصوم دخترکیه که اخرش هم نفهمید این بابای فراموشکار که رفت, پی چی می گشت ؟...اصلا چیزی که پی اش میگشت ارزش رفتن داشت ؟ نه ...نداشت ...
اینه حقیقت دنیای ما ...حقیقتی که هیچ نفهمیدیم از سر کدوم فریب ممکن به سقوط خیلی عادی یه هواپیما رسید و ادمهایی رفتن تا دنبال نور بگردن وهیچ کس هم دیگه سراغی از بودنشون نگرفت...چون سقوط ; عادی ترین حادثه ممکن برای یه هواپیماست و ادمهایی هم که رفتن ,یادمون باشه همه تشنه نوشیدن شربت شهادت بودن ...یادمون باشه هر چیزی توی دنیا قیمت داره و قیمت رسیدن به حقیقت شاید ماجرای پرواز ادمهایی باشه که رفتن تا به نور برسن ..
اره اقای خبرنگار تو بشنو ...ماهم میشنویم ...تو باور نکن ...ما هم باور نمی کنیم ...همیشه موفق باشی ...و امیدوارم همیشه هم "کامران نجف زاده" امروز باقی بمونی ...

سلام
حااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال شما ؟؟!!!!!
عروسي رفتي يا نه ؟

ح .موسوی:

سلام ...نمی دونم چرا همه اش احساس می کنم *چه قدر فاصله ها خوب است *را خودتون زنید ؟!؟!؟!؟!شاید هم ................

من بی نام نیستم ...:

ادمها که می نویسند دلتنگیهایشان را میان تمام کاغذپاره های دلشان رها میکنند ...ادمها که مینویسند می دانند که با نوشتنهایشان می توانند مهربانیهایشان را بی منت تقسیم کنند ... ادمها که مینویسند ...خب ... راه و رسم نوشتن را خوب می دانند ...راه و رسم نوشتن از حرف دل این ملت را خوب می دانند ...ادمها می دانم که می دانی که اگر مینویسند از سر تمام خوبیها و بدیهای دنیای خاکستری رنگ امروزشان می نویسند ...می نویسند تا فریاد بزنند که ما می دانیم که می توان از تمام ندانسته های دنیای ادمها نوشت ...ادمها همیشه مینویسند و این نوشتنهایشان رسالتشان را فریاد میزند ...خواستم بگویم که من هم می دانم که این" اول دفتر به نام ایزد یکتایت "چرا هنوز شروع نشده به خط پایان رسید ... مرد بارانی اما بدان که وقتی نمی نویسی مثل این است که به تمام دانسته هایت پشت میکنی ...به تمام باورهایت و به تمام ان ارمانهایی که شاید ما تنها خیال میکنیم برای رسیدن به انها فریاد می زنی ...وقتی نمی نویسی مثل همان کسی میشوی که میرود به مهمانی ..نقاب به چهره میزند و لبخندی روی لبهاش میکشد و میگوید سلام :من ... هستم ...
وشاید اصلا او نباشی ...شاید تنها خیال میکنی که همان کسی هستی که باید باشی ...برای تقسیم مهربانی میان دنیای خاکستری رنگ ادمها هیچ وقت دیر نیست مرد بارانی ...پس تو چرا خودت را میان این خاکستریها پنهان میکنی ؟ مگر وظیفه تو تقسیم ان مهربانیهای رسالتی که نامش را گذاشته اند رسالت اهل قلم نیست ...به من بگو ایا تو این رسالت مهربانی را باور داری ؟ !
پ.ن: من که اینها را نوشتم بی نام نبودم ...نامم را ننوشتم چرا که خیال کردم شاید تو بعد این همه مدت این لحن نوشتن را بشناسی ؟ شاید هم نشناسی ...اما اگر شناختی بدان که ادمهای زیادی هستند که مثل تو رسالت اهل قلم را به دوش دارند و خوب می دانند که چگونه باید بی منت مهربانی را میان دنیای ادمها تقسیم کرد ...انها از نوشتن نمی هراسند مرد بارانی ...حالا دیگر حتما میشناسی ...سبز باشی ...

یه غریبه:

خانه دوست كجاست؟

در فلق بود كه پرسيد سوار.

آسمان مكثي كرد....

رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شن ها بخشيد

و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:

نرسيده به درخت

كوچه باغي است كه از خواب خدا سبز تر است

و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است.....
امیدوارم هرچه زودتر اینجارو راه بندازید.

يه انسان تنها:

لحظه ي ديدار

لحظه ي ديدار نزديك است.
باز من ديوانه ام , مستم
باز مي لرزد دلم , دستم
باز گويي در جهان ديگري هستم
هاي!
نخراشي به غفلت گونه ام را
تيغ !
هاي!
نپريشي صفاي زلفكم را
دست
وابرويم را نريزي
دل
اي نخورده مست
لحظه ي ديدار
نزديك است...

يه آدم تنها:

سلام نمي دونم چرا دارم براتون چيزي مي نويسم با اين كه مي دونم امكان خودن شما خيلي كمه با اون همه كار ي كه شما مي كنيد ديگه وقتي باتون نمي مونه كه بتونيد جوابي براي حرف هاي يكي مثل من داشته باشيد . آخه من نه قشنگ حرف مي زنم و نه مي تونم اون قدر احساسي بنويسم. فقط مي تونم بگم آدم هايي مثل شما مي تونن كارهاي بزرگي انجام بدن . شايد مسخرم كنيد ولي خيلي آدم ها مثل خودم از حرف هاي تاثير مي گيرن. اگه دوست داشتيد به حرف هاي من فكر كنيد.
به ما ميل بزنيد. انتقادي ، پيشنهادي خلاصه...........................
و شب خوش

navid:

سلام خيلي مشتاق هستم كه با شما تماس داشته باشم.
آرزو مي كنم هميشه موفق باشيد
ما خيلي شما را دوست داريم صحبت هاي شما واقعا تاثير گذار هستند

سلام آقاكامران
اميدوارم هميشه مثل امروز موفق باشيد
ما خيلي شما را دوست داريم

منم همونی که...:

یه چیزی می خواستم بگم:بعضیا ککشون هم نمی گزه که یکی رو سر کار بزارن(البته اینو می دونستم!)و وقتی هم زنگ میزنیم همراهو می دن دست خانوم! و سراغشون هم یه بار به اون میزه گوشه تحریریه نمی خوره و آسمونو(منظور سقف) نگاه می کنن و رد می شن! یا...
به نظرم این آدمارو باید قاب کرد و به دیوار آویزون کرد(همون تابلو!)
بسه؟؟! البته سوءتفاهم نشه!!!!...

خودم:

منظورت از کیهانیا کیاست؟؟؟

؟:

سلام.ما انقدرنوشتيم تا توبالاخره به اشتها اومدي....

atefeh:

باز امشب اي ستاره تابان نيامدي
باز اي سپيده شب هجران نيامدي
شمعم شكفته بود كه خنده بروي تو
افسوس اي شكوفه خندان نيامدي
زنداني تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دريچه زندان نيامدي
با ما سر چه داشتي اي تيره شب كه باز
چون سر گذشت عشق بپايان نيامدي
شعر من از زبان تو خوش صيد كند
افسوس اي غزال غزلخوان نيامدي
گفتم بخوان عشق شدم ميزبان ماه
نامهربان من تو كه مهمان نيامدي

سلام.جالبه .منتظری آمار کامنتات بالا بره یا شاید هم حوصله نوشتن تو اینجارو نداری ..یا حرفی برای گفتن نداری .. یا ترس از گفتن داری....جواب ما ها رو هم که نمیدی !!؟؟؟ تو که نمیخوای شروع کنی پس چرا صفحه ی اول دفترت رو باز کردی .شاید بهتر بود که بسته باشه . نکنه اینجا صندوق انتقادات و پیشنهاداته و میخوای حرفای مارو بشنوی.چرا حداقل جوابمون رو نمیدی......

يه غريبه ( فرق مي كنه):

سلام . حالا ديگه باورم شده كه شما حالا حالا نمي خوايد چيزي بنويسيد و شايد يه روزي با حرف يكي تكون خورديد و حاضر شديد چند جمله به خاطر دل اين همه آدم بنويسيد. هميشه فكر مي كردم شما يه آدم خوب و روشن فكريد كه واسه ي به كرسي نشوندن حرف هاتون تلاش مي كنيد. ولي الان مي بينم با اين كه اين همه شور و علاقه رو تو اين آدم ها مي بينيد باز هم هيچ كاري ني كنيد. آدم هايي كه خيلي وقته منتظر يه نفرن كه بياد و يه حرف جديد بزنه. خدا به همه ي بنده هاش اين شانس و توانايي و نمي ده . ولي حالا كه به شما داده بايد از اون استفاده كنيد. مي دونم كه با حرف هام فقط خودم رو خسته كردم ولي ازتون خواهش مي كنم يه ذره فكر كنيد و يه كاري بكنيد همه ي ما جوون آدم ها منتظريم تا شما يه حركتي انجام بديد. كاش از اول اين سايت راه نمي افتاد تا ما هم دلمون رو به چيزي خوش نكنيم. مرسي و اين كه
به خدا نگوييد كه مشكلانت بزرگي داريد . به مشكلات بگوييد كه خداي بزرگي داريد.

و شب خووووووووووووووووووووووووش

حکایت این کره خاکی مید انی حکایت چیست ؟
حکایت همان کره ای که خورشیدش ناگهان سرد شد و برکتش ناگهان از میان زمینهایش رفت ...و سبزه هایش ناگهان به صحراهایش خشکیدند و ماهیانش ناگهان به دریاهایش خشکیدند و خاکش ناگهان انقدر سرد شد که حتی دیگر مردگانش را هم به خود نپذیرفت ...وشب ...حکایت شبهای این کره خاکی هم حکایت شبهای همان کره ایست که در تمام پنجره های پریده رنگ اسمانش چون یک تصویر مشکوک و نا پیدا پیوسته در تراکم و طغیان اسارت بود ...و راه هایش ...راه هایش حتی ادامه خودرا در تیرگی ها رها کرده بودند ...می دانی ...اصلامن نمی دانم چرا این ادمها میخواهند که تو بنویسی ؟!دلم میخواهد بدانم اینها که میگویند بنویس میخواهند که تو از چه بنویسی ؟ از تمام ان چیزهایی که روزی هزار بار میشنویم و باور نمی کنیم ؟از تمام ان چیزهایی که خیال میکنیم تو پی شان میگردی ؟من خیال نمیکنم تو پی چیزی بگردی ! در میان این سیاهیهای کره خاکستری رنگ ادمها هیچ حقیقتی برای پیدا کردن نیست تا تو بخواهی پی اش بگردی . تازه نوشتن تکرارهای بیهوده خیال نمیکنم برای خودت هم چندان جالب باشد ! چون می دانی تنها مجازی چیزهایی را بنویسی که همه می دانند حقیقت نیست ... پس نوشتن از این همه تکرار چه سودی دارد ؟راستش را بخواهی امروز خورشید مرده است ...امروز در ذهن کودکان فردا ,خورشید مفهوم گنگ و گمشده ای دارد ...میدانی! انها غرابت این لفظ کهنه را در مشقهای هر روزه خود با لکه درشت سیاه رنگی تصویر میکنندواخر سر خسته می شوند از این همه کهنگی و سیاهی وتکرار ...خیال نمیکنم تو هم بخواهی این مشقهای کهنه را از نو شماره کنی !

پ.ن:احتمالا تا اخر سال رکورد همه کامنت دونی هارو میشکنی !

آدم:

من واقعا با حرف ايشون يعني همون آدم بي نام موافقم . چون ما خودمون هم نمي دونيم دنبال چي مي گرديم.شايد اشتباه كرديم كه شما با بقيه فرق داريد شما كار خودتون رو مي كنيد و ما از شما براي خودمون يه فرشته ساختيم.

داداش سیا:

سلام .میخواستم بدونم شما پای ثابت هیئت دولتی یا ارادت خاصی به احمدی نژاد داری؟ شاید هم سفر های استانی خوش میگذره !!! ولی یه چیز مهمی که وجود داره اینه که کی خستهههه است :(احمدی نژاد و مردم) دشششمممن

هر كي:

هميشه منتظر بودم كه يه روز سفر استاني برسه به مشهد جايي كه من توش زندگي مي كنم تا شايد شما كه تمام سفر ها رو مي ريد . مشهد هم بيايد . ولي از شانس من بدبخت شما تمام شهر هارو رفتيد ولي مشهد نيومديد . يادمه اون روز من و دوستام رفتيم حرم . نمي دونم چرا ولي خيلي دوست داشتم شما رو ببينم با اين كه مي دونستم اون جا پيداتون نمي كنم بالاخره سرتون رو به درد نيارم شما نيومديد و اون جا به جاي شما آقاي دلاوري اومده بود و من تا چند روز از ناراحتي داشتم ديوونه مي شدم . حالا بايد تا 1 سال ديگه صبر كنم كه دوباره شايد بشه و شما بيايد مشهد . مي دونستيد من اين قدر خلم كه تمام گزارش ها ي شما رو يادداشت مي كنم . چون خيلي دوستون دارم. شب خوش

H:

*:امروز دلم برای صاحب اینجا تنگ بود و هیچ راهی بهتر از خواندن نوشته های دیگران نبود .از اولی شروع کردم تا اخری ،احساس کردم که انگار ترازوهای انصاف همه ما درست کار نمی کند ؛این را از خودم شروع می کنم که شاید صاحب خانه اینجا هیچ بی انصافی بهتر از من ندیده باشد !
داشتم به این فکر می کردم که همه ما از یک نفر انتظار داریم و طوری بر خورد می کنیم که انگار این اقا بیکارند و این وسط ما هستیم ...بعید می دانم که کسی باور کند که صاحب اینجا بی دلیل نمی نویسد .نمی دانم چرا عیب را از خودمان نمی دانیم و چرا نمی گویم که شاید هیچ کدام مان انی را که باید می نوشتیم رانزدیم تا صاحب اینجا امیدی برای نوشتن داشته باشد و چرا نمی گویم با این زبان تلخی که داریم دیگر مجالی برای سخنان شیرین او نگذاشته ایم

H:

**:و تعجب من از این است که افرادی انقدر ساده می نگرند که گمان کردند که صاحب اینجا می خواهد تعداد کامنت هایش بالا رود و می خواهد لجبازی کند و هزار سخن تلخ دیگر که شاید هر که جای صاحب اینجا بود ...و اگر دو دقیقه از دور به خودمان نگاه کنیم غیر ممکن که متوجه نشویم که چقدر سطحی به قضیه نگاه کرده ایم ؛از خودم شروع کردم و چند نفر مثل خودم و به شخصیت بزرگوار کسی بر نخورد که بردارد فردا اینجا را پاتوقی برای حاظر جوابی به بنده یا یکی مثل من تلف کند !
قبول کنیم که صاحب اینجا به حد توانش به وب های ما سرزده و میل هایمان را می خواند و ...نمی دانم بر سر انصاف هایمان چه امده است ؟!

H:

***:شاید انقدر صاحب خانه را دوست داریم که دلمان نمی اید روزی نوشته های او را نخوانیم و این ها همه از بهر محبت است و نه چیز دیگر ...
اما قبول کنیم که ما هم کمی زود کاسه صبرمان را شکستیم و این وسط شاید دلی باشد که شکسته است اما کاسه صبراش را هیچ گاه نمی شکند ...

H:

****:قرار بود تموم این ستاره ها یک متن باشه ،اما نمی دانم اشکال از کجا بود که با هم فرستاده نمی شد به همین علت من مجبور شدم این طوری ...

سمانه ...:

salam :aval man ham mikhastam be dir neveshtanet eteraz konam in setareha ra ke khoondam javgir shodam.delam barat sookht
har vaght doost dari benevis
che basharhaie delsoozi dari...khoobe

پارسا طاهری:

سلام
نه بابا خوب طرف دار داری ...نمی د انستیم این همه ادم خیلی هوای تو را دارند/موفق باشی

سای سو:

سلام به همگی :با لا خره توانسته ام بیا م اینجا و نوشته های دیگران را هم بخوانم ،خوبه ادم های زیادی طرف دارت هستند اما اگر اینقدر دوستت دارند چرا اینقدر نق نق می کنند که بنویس ...تازه بعد از این همه ادم یک نفر{اقا یا خانم ستاره } برگشته حق را داده به تو که دلیلی داری که نمی نویسی ؛البته من به ان ادم های که نق زدند حق می دهم چون شما هم دیگه خیلی داری دیر ...

همون ديوونه:

سلام . من اين حرف هارو از طرف خودم مي زنم ما هيچ وقت از سر خود خواهي كاسه ي صبرمان لبريز نشد . من خودم اين قدر ايشون رو دوست دارم فقط و فقط به خاطر اين علاقه دوست دارم ايشون بنويسن يه روز هايي شده كه من يا سه ساعت به خاطر يه مطلب كه ايشون نوشته باشه پيدا كنم تو نت بودم . از وقتي اين سايت راه افتاده هر روز به يه بهانه اي ميام پس خود خواه نيستم فقط طرفدار نوشته هاي ايشونم.

yt:

salam :baba 1kam fekr kon bad bia joloye doorbin !lebas ghermez mipooshi miai joloye doorbin

ah:

یکی بگه اینجا چه خبره. انگار همه هستند الا اصل کاری و همه جور حرفی گفته می شه الا اونچه که واقعا باید گفته بشه. اما پیداست خیلی ها منتظرند که اینجا اون طور که باید و شاید راه بیفته و اونی که صاحب خونه است به همه منتظر ها حرمت بگذاره و به خونه خودش بیاد.
«نبینی که دست را و قلم را تهمت کاتبی هست و از مقصود خبر نه و کاغذ را تهمت مکتوب فیهی و الیهی نصیب باشد. ولیکن هیهات..هر کاتب که نه دل بود بی خبر است و هر مکتوب الیه که نه دل است نیز همچنین!» شهید عین القضات همدانی

atefeh-z:

یکی بود یکی نبود

خدائی بود و دریائی کبود شهری بود و جاده ای داشت که هیچ مسافری نداشت.

توی این شهر غریب؛زیر ساییه درخت بیدی.

من همیشه به دنبال گمشده ام می گشتم. هر چند من گمشده ام را ندیده بودم

فقط از شدت غصه غروب چیزی مثل بلور لا به لای اشکهایم می شکست

و روی گونه هایم می ریخت و گونه هایم از غم کسی که نمی دانستم کیست

خیس باران می شدند لحظه ها و دقیقه ها می گذشت و..

من مات و مبهوت و اسیر نگاهم به جاده بود

خواستم از پرستو ها در باره مسافرم بپرسم..اما افسوس که هیچ نشانه ای از او نداشتم

همیشه دوست دارم بدانم کسی که قرار است از راه دور و از جائی دور برسد..

با نگاهش به قلب چند شاپرک تیر می زند و قطره های شبنم را از چشمان چند

مسافر غریب پاک می کند

من عاشق چشمان خیس و دلهای ابدی و پاک بودم که دوست داشتند

با یک اشاره به آسمان بروند اما افسوس که راهشان خیلی درو بود

روزها از پی هم می گذشت روزی که مثل هیچ روز نبود

یک نفر با دو چشم نجیب؛با یک لبخند قشنگ و صورتی وبا نگاهی که پر از عشق بود

آمد وزندگیم را تغییر داد.

فقط می توان گفت او یک فرشته بود و تنها همین

من با امید به فرشته صبور وماه ماندنی بی بهانه زندگی می کردم

یاد و خاطره وی را ازطلوع زندگیم شده بود

اما من در پی این دلخوشیها؛غصه ای به رنگ گلهای بنفشه در غروب داشتم

به این فکر بودم که اگر روزی مسافرم هوای سرنوشت به جائی دیگر می رفت و تقدیر او را

به راهی دور می برد و مسافرم یادش می رفت که کسی پشت دری بسته منتظرش هست

انگاه من غصه هایم را به چه کسی می گفتم..

من همین تنها عشق را توی دنیا داشتم.جان هر چقدر گل نیلوفر تنها که توی مرداب خوابیده اند

به من بگوئید که کجای این دنیای بزرگ صبوری می فروشند......

بی نام 1:

سلام.امیدوارم حال همه ی شما خوب باشه.شاید همه منتظر یه حرف جدید بودیم که اینقدر مشتاق نوشتن شما بودیم .خیلی وقته که دیگه وبلاگ خونی رو کنار گذاشتم .امیدوارم شرایطی پیش بیاد که بنویسید .امیدوارم که همیشه موفق باشید.

همون:

سلام . جالبه اين جا شده وبلاگ طرفداران يك خبرنگار تا وبلاگ خود خبرنگار . خوب اينم خودش يه نعمتيه . مي شه همين جوري منتظر موند. من كه از خوندن همه ي حرف هاي ديگران خوشحال مي شم .

همون:

تو بي قراري دل هاي بي قرار چه داني
در انتظار نبودي و از انتظار چه داني
يادتونه اينو خودتون يه بار خوندين؟

هر كي:

بعضي ها عزيز اند ولي قر ميزنند. بعضي ها آن قدر فكر كرده اند موهايشان فرار را بر قرار تر جيح داده است. بعضي ها چنان به صندلي هايشان چسبيده اند كه گويي از اول با همين صندلي ها متولد شده اند.
فكر مي كنم اگر مدره هاي ما يه تكه پا بيان اين جا و ببينند بعضي فقط به اطر پول راشون گريه مي كنند . هميچين خوشحال نمي شن.
آدينه ها روز اوست . پس دعا كنيد.
با .......... تماس بگيريد. انتقادي،پيشنهادي يييييييييييييييي خلاصه

ممنون بابت تمام اون محبت هايي كه به ماداريد و شب خوش

آي آدم ها يك نفر بيايد جواب اين ها را بدهد . يكي دختر دم بخت دارد. ديگري فرزندي در راه ... آي آدم ها

( حرف هاي كيه اينا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

اگه يكي تونست بگه من كيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

?:

in harfa faghat mal yek nafar mitone bashe
? ...............HARKI

همون:


هر كسي مي تونه اين جا نظر خودش رو بگه :( اممممممممممما نقد و تذكر هم نبايد به عنوان كار شكني تلقي بشه.)
ايشون اعلام كردن كه روي كرد من مثل هميشه است:(اگه احساس ضرورت كردم ميام. امممممممممممممممممممممممممما اگه اين احساس رو نكردم نميام.)

اگه گفتين اينا حرف هاي كييييييييييييييييييييييييه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

(ديروزيادتونه تو ويژه هاي 20 و 30 )
اگه گفتين من كيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همون:

به نام خداي محمد آن والا پيام دار كه امسال را به عشق او سال پيامبر اعظم نام نهاديم و درود بر اهل بيت پاكش چون صادق (ع) كه امشب سالروز ميلاد اوهم هست.
سلام شبتون بخير
اگه گفتين من كييييييييييييييييييييييييم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

يه ديوونه و يه بنده ي خدا

????????????:

تو يه ديوونه و يه بنده ي خدايي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

همون:

جوجه ام را ديروز آمدي و بردي. دوستم مي گويد ماهي اش را خوردي .ماهي كه خوردي مال هومن بوده . من و هومن از تو بدمان مي آيد .من و همون هردو گريمان مي آيد.

ممنونتيم داداش

همون:

جوجه ام را ديروز آمدي و بردي . دوستم مي گويد ماهي اش را خوردي . ماهي كه خوردي مال هومن بوده . من و هومن از تو بدمان مي آيد . من و هومن هر دو گريمان مي آيد.

( شعر قبلي اشكال داشت. ببخشيد.)

همون:

به نام آرام دل ها .
به نام اميد اميد واران.
به نام مهر بان ترين مهر بانان.
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
به نام خدايي كه جز او خدايي نيست.
به نام خدايي كه همين نزديكي هاست .
به نام تو كه از ما به ما نزديك تري.
به نام تو كه آرام دل هاي بي قراري.
به نام خدايي كه هر چه داريم از اوست .
به نام تو كه خداي مهربان و صبور مايي.
به نام آن خدايي كه از ما به ما تزديك تر است.
به نام آن خدايي كه از پنهان قلب ها آگاه است.
به نام آن خدايي كه از پس زمستان سرد بهار را آفريد.
به نام خدايي كه بخشنده و مهربان است بي هيچ چشم داشتي.

سحر با باد مي گفتم حديث آرزومندي................................

و اينكه آرزو داريم هيچ وقت از ما ناراحت نشين
شب خوش.

darya:

be name khoda salam khobid pas chera dige gozaresh nemidid aghaye najafzade beharhal khaste nabashid 20:30diroz kheili top bod kheili

tarane:

SALAM aghaye najafzade man divooneye shomam. kheyli doosetoon daram

zahra:

salam ahgae najaf z
az shoma bekhatere khabarhae khob va gozareshate jaleb mamnonim

؟:

سلام...اینم صدمی...نذرت قبول....
قبلاً - خیلی قبل از اینکه یه دور تسبیح comment بشماری تا بلکه اون نذری که فقط خدا میدونه چیه ، برآورده بشه -هر وقت به اینجا سر میزدم، برای این بود که ببینم اومدی یانه...مثل همیشه حرف دل ما رو میزنی یا نه...روزنه جدیدی برای ورود نور و هوای تازه باز میکنی یا نه......
من که وقت نداشتم تلویزیون نگاه کنم - بر خلاف برخی که اونو مرور هم میکنن!- یا برای تماشای اخبار ، با این و اون چونه بزنم ، گفتم شاید اینجوری از اندیشه های آشنای تو،از نوآوری و تازگی فکر،دور نمونم... فکر کردم شاید تو بتونی این "خراش همیشگی روی صورت احساس" رو التیام ببخشی...فکر کردم تو از معدود جوونایی هستی که "بجای لعنت به تاریکی ،داره شمع روشن میکنه"...فکر کردم اینجا " خانه دوست"است برای اینکه گل بگی و گل بشنویم ،بدون لبخندهای ساختگی و بازی با کلمات، و بدون طمطراق... وشاید ...گلستانی بسازیم از جوانه های دانش و بینش........واسه همینم دو ، سه دونه این تسبیح رو خودم کمکت کردم تاشاید قانع بشی که سکوت همیشه هم سرشار از ناگفته ها نیست...گاهی حرفی باید زد...و خوشحالم که قانع شدی....
راست میگفتی ...من بقول تو آرمانگرام...تنها به این دلیل که نمیدونستم اینجا فقط اسم صاحبش رو یدک میکشه و از چیزی که توش خبری نیست ،درایت و دانش و بینش و ژرف اندیشیه...نمیدونستم اینجا برخلاف" شنیدن وتعقل" ، "گفتن بدون تفکر " رو القاء میکنه،( تو با سکوت خودت بدجور به برخی یاوه ها داری دامن میزنی )....نمیدونستم تو چندان هم از تکرار بیزار نیستی...اگه نه ،چطور میتونی جلوی این حرفای تکراری پر از هیچ رو نگیری....
آره...من آرمانگرام...چون تا اینجا هست ، امید به بودن تو هم هست ، و خیلی وحشتناکه به این امید بیای و ببینی به جای کلمات عمیق تو ، چه حرفا که ننشسته....حالا دیگه حرفاتو از جای دیگه کپی میکنن تا بزور تورو اینجا بنشونن...!
برای همینم ، چند وقته فقط به این امید میام که اگه در خونه به حرفای تو باز نمیشه ، اصلاً باز نشه !! اگه نمیخوای ادامه بدی ، دست کم تمام و کمال برو ...اگه نخواستی به روشنی کمک کنی ، دیگه تاریکی رو بیشتر نکن...اگه نمیخوای جوانه های دانش و بینش برویانی،علف هرز سطحی نگری رو هم پرورش نده...بذار حالا که حرفای تو نیست که امید ببخشه، حرفای دیگران هم نا امید نکنه...بذار حالا که حرفای با شکوه تو نیست ، شکوه بقیه هم به ناگفته هاشون حفظ بشه...
تو میتونی برگردی وبه تمام کلمات اینجا جهت و معنا ببخشی...یا یه عنوان در خور برای این صفحه در نظر بگیری....یا.....
اما اینو بدون که آدم از "یادداشتهای یک خبرنگار "بیش از این انتظار داره........

با سلام. من هم كامنت صدو يك.....

"آدم از یادداشتهای یک خبرنگار انتظار بیشتری داره "....
خب من موافقم ....
راستش را بخواهی حالا که نگاه میکنم میبینم اولین باری که "یاداشتهای روزانه یک خبرنگار "را پیدا کردم خیال میکردم که این اقای خبرنگار حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد .این اقای خبرنگار که تمام گزارشهایش رنگ و بوی گزارشهای یک انسان ارمانگرا را داشت و هر موقع که می خواست گزارشی تهیه کند جنس حرفهایش از جنس حرفهای خودش بود .تنها خودش و نه هیچ کس دیگر ...همان که خیلی ها به شوق دیدن گزارشهای او پای اخبارهای گاه و بیگاه مینشستند و اگر او گزارش نداشت کلی هم دلگیر میشدند بعد می امدند و میان "یادداشتهای روزانه یک خبرنگار "که دیگر شده "یادداشتهای روزانه علاقه مندان یک خبرنگار" دلگیریهایشان را خالی میکردند ...
امروز اما خیال نمیکنم که این اقای خبرنگار میان یادداشتهایش حرف تازه ای برای گفتن داشته باشد و شاید همین است که نمی نویسد .اما یک چیزی را خوب می دانم و ان هم اینکه رسم مهمان نوازی را چندان بلد نیستی ...و شاید یادت نباشد که قدیمی ها میگفتند :که مهمان حبیب خداست هرچند که نخواهی میهمانت باشد ...حالا که در خانه ات به روی تمام میهمانهای دنیا باز است رسم مهمان نوازی را هم به جا بیاور ...واگرنه ...خب خیال میکنم بستن در خانه خیلی بهتر باشد تا اینکه میهمانهایت بیایند و کم محلی صاحبخانه را ببینند و دلشان بشکند ...و بعد به خودشان قول بدهند که دیگر میهمان خانه ات نباشند اما.... گاه گاهی باز هم سرک بکشند به امیدخواندن یک خط نوشته غیر تکراری ...
نوشتن یا ننوشتن...دلیل تو هر چه هست محترم ...اما یادت باشد که این رسم مهمان نوازی نیست .این همه دل انهایی را که به شوق خواندن نوشته هایت سرک میکشند به" یادداشتهای روزانه یک خبرنگار "و چیزی نمی خوانند جز چند خط یادداشت علاقه مندان یک خبرنگار ... نشکن ...ارمانهای تو برای خودت ...اما تمام انهایی که جنس گزارشهایت را دوست دارند خیال میکنند ارمانهای تو برای همه ادمهاست ...خیال غریبی ست نه ؟ همیشه که نمیشود باورهای خودمان را به باورهای دیگران ترجیح دهیم گاهی هم بد نیست اگر ببینیم جنس باورهای بقیه از چیست .... چه میگویی؟ باورهایمان را بریزیم دور ...؟؟؟؟؟؟

همون:

سلام. حالا به نظر شما اصلا اين آق كامي ما وقتم مي كنه به اين جا سر بزنه . آخه يه آدم دلش از سنگ هم باشه و بياد و اين حرف هاي قشنگ و اب احساس رو بخونه . حتي اگه اون طوري كه ما مي خوايم هم نباشه يه چند جمله به خاطر دل بقيه مي نويسه. نه؟
ولي من فكر مي كنم اين قدر سر آقاي نجف زاده شلوغه كه وقتي براي اين كار ندارن. تو يه مصاحبه خوندم كه ايشون شبي 5 ساعت بيشتر نمي خوابند. و از ساعت 7 صبح تا 10 شب سر كارند .
خدايي نظر شما چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

يه عاشق:

سلام.
مگه شما تو 20و 30 نگفتيد ازما فقط يادي مي ماند و يادگاري ، پس چرا با نوشتن يه يادي تو ذهن ما نمي گذاريد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوستون دارم.
خيلي
شب خوش

سیما:

سلام آقای نجف زاده ، یه مدتی شده که کمتر توی خبر شما رو می بینیم . البته منظورم اون گزارش های قشنگ شماست تازگی ها کمتر شده ، آخه چرا ؟؟؟؟
بابت تمام خبر ها و گزارش های زیباتون ممنون!!
موفق بودید، هستید و ان شا الله باشید.

سیما:

سلام به شما آقای نجف زاده مثل اینکه بعضی ها شعر شما رو اشتباه نوشتند، اشکالی نداره که من درستشو بنویسم ؟؟ با اجازه:
جوجه ام را دیروز آمدی و بردی دوستم می گوید ماهیش را خوردی
کاش می دانستی جوجه ی من بوده ماهی که خوردی مال هومن بوده
من و هومن از تو بدمان می آید من و هومن هر دو گریمان می آید

tarane:

مرسي كه شعر درست رو نوشتيد. من اينو تو يه سايت ديده بودم. ببخشيد از اين كه اشنباه نوشتم.

من:

سلام دارم از خوشحالي مي ميرم.

خيلي نامردييييييييييييييييييييييييييييييي

همون:

من به طور متوسط روزي6 تا 8 بار تو اين سايت ميام. ديگه كامل دارم ديوونه مي شم. نظر شما چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هر يه ساعت ميام . ديگه معتاد كامل شدم.

اووووووووووووووووووووووووووووووووووه چه خبراس اينجا !!!!!
چشمت روشن.
اصلا حالا كه اين طوريه .........ستاره جون وقتش كه رسيد يه ندايي به ما هم بده كه خيلي بيشتر از تو چيز ميز واسه لو دادن داريم جيگر

خوب خيلي بيكاري و نديد بديد
هاااااااااااااااااااااااا هاهاهاها هاهاها

ميگم
واسه چي هيشكي اينجا جرات نمي كنه اسمشو پاي كامنتش بذاره
هان ؟؟؟!!!!!!

سارا:

سلام خسته نباشي اقاي نجف زاده لطفا وقت كردي يكي از دست نوشته هاتو تو سايت بزار كتابتم خوندم توپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپ بود (تلخه نارنج)

amir:

man amiram ieki az asheghai shoma mikhastam khahesh konam chand ta az jomle haeike aval 20:30 migin toosaitetoon bezarin

پريا:

سلام . شما همه گزارش آقاي نجف زاده رو كه درباره امام بود ديديد؟
راستي تا حالا همه ي شما كتاب هاي ايشون رو خونديد؟ . من خيلي دوست دارم اون ها رو پيدا كنم. ميشه يه كمكي بكنيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ممنون مي شم .
اسمم هم براي اولين بار نوشتم واسه اون كسي كه گفت مي ترسيم اسم بنويسيم.

پريا:

به نام آرام دل ها .
به نام اميد اميد واران.
به نام مهر بان ترين مهر بانان.
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
به نام خدايي كه جز او خدايي نيست.
به نام خدايي كه همين نزديكي هاست .
به نام تو كه از ما به ما نزديك تري.
به نام تو كه آرام دل هاي بي قراري.
به نام خدايي كه هر چه داريم از اوست .
به نام خدايي كه بسيار آسان مي بخشد
به نام تو كه خداي مهربان و صبور مايي.
به نام آن خدايي كه از ما به ما تزديك تر است.
به نام آن خدايي كه از پنهان قلب ها آگاه است.
به نام آن خدايي كه خرم شهر ما را آزاد كرد.
به نام آن خدايي كه از پس زمستان سرد بهار را آفريد.
به نام خدايي كه بخشنده و مهربان است بي هيچ چشم داشتي.

چيزي جا مونده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نظر تون چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همون:

اول اومديم خوابگاه پسران.
ديشب شام چي بود.؟
معجون.
معجون چيه؟
بگم؟
سيب زميني كوبيده با آب و خيار سبز و زرد چوبه
اين جا لباساتون رو كي مي شوره؟
خودمون
بگو .توضيح بده
ميريم تو حموم و لباسا رو ميريزيم تو تشت و يا علي
فكر مي كني بعد از اين چهار سال دوستيت با اين كسايي كه هستي ادامه پيدا مي كنه؟
با اين سه چهار نفري كه هستيم فكر كنم بله چون خيلي با هم خوبيم.
با هم دعوا هم مي كنيد؟
دعواكه نه اگه مشكلي پيش بياد با صحبت حلش مي كنيم
وضعيت سياسي چه طوريه؟
تا جايي كه من يادمه يه بار آمار دادن كه دانشگاه تهران، سياسي ترين دانشگاه جهانه
.......................................................................................................
كفش هايم كو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
............................................................................................

زندگي چون سيبي ، گاز پوست بايد
شب بخير
ديگه كامل ديوونه شدم

پريا:

تقديم به كامران نجف زاده
تقديم به او كه نبود ولی حس بودنش به من شوق زيستن داد. او كه ديدگانش به فروغ خداوندی شبيه است و مظلوميت نگاهش به زيبايی نجابت خورشيد. باز هم از تو می گويم. تو كه در پاييز هزار رنگ راهبرم بودی، تو كه در اوج مهربانی پناه قلب خسته و تب‌آلودم بودی، تو كه فانوس به دست، راهم را نشان دادی و مرا با نم باران و خورشيد عشق آشتی دادی.
باز هم از تو می نويسم، تو كه يادآور شكوه مهر ومحبتی، از تو می نويسم؛ چرا كه تمام كلمه‌های نانوشته ی مرا تو نخوانده می دانی. نه نگو كه نيستی! نگو كه اقاقی نيستی، با ياس نسبتی نداری و هم جنس باران نيستی. تمام دردهای ناعلاج من با وجود مقدس تو درمان گرفت. ای سحر آفرين!
ای كه جادوی نگاهت راه مرگ را به رويم بست. من زيباترين كلمات را در گلدان كاشته ام كه روزی به تو تقديم كنم پس بدان فراموشت نمي كنم.

تقديم به آقاي نجف زاده كه خيلي خيلي دوسش دارم

amir:

salam kasi nemikhad nazar bede man mordam hamin bood marefatetoon?

سلام چه خبره اينجا............
شما هم كه همين طور نشستيد فقط مي خونيد و...
خوب يه چيزي هم بنويسيد ديگه
تا بعد

سلام
يه چيزي بنويسيد ديگه ...........

من که خیال میکنم بهانه های نوشتن و ننوشتنت را بری خودت نگه داری خیلی بهتر است چشمهای این همه ادم از کاسه درامد از بس امدند و یادداشتهای روزانه یک خبرنگار را باز کردند و هیچ نخواندند ...
همه منتظرند که تو بیایی یا کرکره خانه ات را پایین بکشیو این همه ادم را از خانه ات بیرون کنی یارسم مهمان نوازی را به جابیاری و چند خطی بنویسی و مرهم دل این همه ادم باشی ....
خب ننوشتن هم برای خودش عالمی دارد دیگر ...نه ؟؟؟؟؟ بهانه هایت برای خودت ...
سبز باشی مرد خبرنگار ...

حامد:

سلام . من به عنوان دفاع از اون خانومي كه اون آقا اون قدر بهش فحش داده بودن مي خواستم بگم . من كه هر بار اومدم و ديدم ايشون حرف هاي آقاي نجف زاده رو نوشتن خيلي خيلي خوشحال شدم و با خودم مي گفتم بعضي آدم ها چقدر بعضي چيز ها براشون مهمه. خواستم بگم نظرات ايشون محترمه و اون آقا حق زدن اون حرف ها رو نداشتن.
شما واقعا حرف هاي آقاي نجف زاده رو اون قدر خوب حفظ مي كنيد؟
شما هم نظرتون را راجع به اين بگين. نظر شما چيه ها؟

همون(آرزو):

سلا م . من هم عذر مي خوام اگه چيزي نوشتم كه باعث ناراحتي كسي شد.
سعي مي كنم كه ديگه تو اين سايت چيزي ننويسم. اگر هم چيزي مي نوشتم براي اين بود كه كامران نجف زاده رو خيلي خيلي دوست داشتم.
حالا اگه مي خوايد مال من رو هم پاك كنيد .
ببخشيد

پريا:

تقديم به كامران نجف زاده
تقديم به او كه نبود ولی حس بودنش به من شوق زيستن داد. او كه ديدگانش به فروغ خداوندی شبيه است و مظلوميت نگاهش به زيبايی نجابت خورشيد. باز هم از تو می گويم. تو كه در پاييز هزار رنگ راهبرم بودی، تو كه در اوج مهربانی پناه قلب خسته و تب‌آلودم بودی، تو كه فانوس به دست، راهم را نشان دادی و مرا با نم باران و خورشيد عشق آشتی دادی.
باز هم از تو می نويسم، تو كه يادآور شكوه مهر ومحبتی، از تو می نويسم؛ چرا كه تمام كلمه‌های نانوشته ی مرا تو نخوانده می دانی. نه نگو كه نيستی! نگو كه اقاقی نيستی، با ياس نسبتی نداری و هم جنس باران نيستی. تمام دردهای ناعلاج من با وجود مقدس تو درمان گرفت. ای سحر آفرين!
ای كه جادوی نگاهت راه مرگ را به رويم بست. من زيباترين كلمات را در گلدان كاشته ام كه روزی به تو تقديم كنم پس بدان فراموشت نمي كنم.


تقديم به آقاي نجف زاده كه خيلي خيلي دوسش دارم

ترانه:

پاكنويس
صبح خورشيد آمد
دفتر مشق شبم را خط زد
پاك كن بيهوده است
اگر اين خطها را پاك كنم
جاي آنها پيداست
اي كه خط خوردگي دفتر مشقم از توست
تو بگو!
من كجا حق دارم
مشقهايم را
روي كاغذهاي باطله با خود ببرم
مي روم
دفتر پاكنويس بخرم
زندگي را بايد
از سر سطر نوشت

????:

سلام. من تا حالا تو اينوبلاگ 25 تا چيزي نوشتم.
خسته شدم. پس اين بنده خدا كي مي نويسه
بابا ما هم آدميم .نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمي دونم:


عاشق اگر باشي:

عاشق اگر باشي، مي دوي، مي جنگي، مي ميري براي پرچم سه رنگ و محبوب ميهنت.
عاشق اگر باشي حاضري يك عمر خيس شوي زير باران وحشي. حاضري خودت را توي چارچوبهاي پادگاني حبس كني و چند سال، روي يك وجب جا، خبردار بايستي.
عاشق اگر باشي، شعر كه كسي بخواند دستهايت حتماً مي لرزد و چشمهايت خيس مي شود.
عاشق اگر باشي حاضر نمي شوي معشوقه ات جان بدهد... بميرد... بسوزد... خاكستر شود آرام آرام. عاشق به معشوق به چشم يك شاخه گل مي نگرد. عاشق حاضر نيست گل را از شاخه بچيند. مي داند آن وقت گل پرپر مي شود، زرد مي شود، مي ريزد، مي شكند، مي ميرد و در بهاري ديگر هم زنده نمي شود. درد ما اينجا بود كه بسياري از اين اصلاح زدگان دروغين، عاشق نبودند. خالص نبودند. مجنون بودند. خيلي مجنون. خرده شيشه داشتند. غير از اين اگر بود اينطور محكم به صندلي هايشان نمي چسبيدند. طوري كه آدم اگر خبر نداشته باشد فكر مي كند اينها از روز اول با همين صندلي ها بدنيا آمده اند جنون قدرت اگر نداشتند به فكر گل بودند. به فكر اين ايران عزيز...؛ و راضي نمي شدند گل را از شاخه جدا كنند. پرپر كنند. بميرانند.
من هراسم از مجنوناني است كه خود را عاشق مي دانند و به ديگران هم در ابتدا چنين مي نمايانند همين ها هستند كه هر روز با شاخه اي گل در دست و خنجري در آستين پنهان و نقابي بر چهره، جنايتي جديد مي كنند. دردشان اين است كه به معشوقه شان نرسيده اند. يك توك پا برو دم دكه روزنامه فروشي محله. صفحه حوادث را نگاه كن. ببين چند تا ديوانه هر روز، دختركان بهار را به همين راحتي مي كشند... چون نمي توانسته اند آنها را مال خود كنند.
... و از همين رو مي گويم كه بايد از اين پس كه مردم هوشيارتر شده اند، بيشتر مراقب مجنونان قدرت بود. قدرت شب مستي است و صبح خماري. خماري اش سردرد دارد بادكنك هايي كه يك شبه باد شدند، حالا از عرش به فرش رسيدن برايشان از فحش هم بدتر است.

نمي دونم:


هزار خواهش و آيا
هزار پرسش و اما
هزار چون و هزاران چراي بي زيرا

هزار بود و نبود
هزار شايد و بايد
هزار باد و مباد

هزار كار نكرده
هزار كاش و اگر
هزار بار نبرده
هزار بوك و مگر

هزار حرف نگفته
هزار راه نرفته
هزار بار هميشه
هزار بار هنوز

مگر تو اي همه هرگز
مگر تو اي همه هيچ
مگر تو نقطه پايان
بر اين هزار خط ناتمام بگذاري

مگر تو اي دم آخر
در اين ميانه تو
سنگ تمام بگذاري

نميدونم:


تو مثل گلي
! آن چند هفته اي كه نبودي خداوكيلي اين همه هوايت را داشتم و حالا چقدر راحت مي گويي كه نمي تواني براي نوشتن بيشتر مهلتم بدهي. حتماً الان كه مي بيني من تندتند يك چيزهايي دارم مي نويسم و حسابي عرق كرده ام نيشت را بازكرده اي و متلك مي اندازي. بخند بايد هم بخندي. تو ثابت كرده اي كه بدون يك ذره نياز به مطالعه، تحقيق، استعداد، خلاقيت و ساير چيزها هم مي توان صفحه درآورد. آهاي نسل سومي ها! من از اينكه ايشان در جهل مركب است واقعاً از همه عذر مي خواهم. خدا به شما كه او را تحمل مي كنيد انشاءالله يكي در دنيا بدهد، هزارتا در آخرت!
شوخي كردم. تو مثل گلي...؛ تا آخر!
نسل يكم كه همچين صفحه اي نمي خواست. مي خواست؟! آنها كه اسير اكستازي و مدهاي بي تربيتي و فرار از خانه نيستند. براي توصيف آنها شايد همين يك روايت كفايت كند كه مادربزرگم را نشاندم روبروي «وب كم» تا باهمسرش كه به خانه فاميلي رفته بود در شهري ديگر گفت وگو كند. وقتي مادربزرگ تصوير شوهرش را ديد روي صفحه مانيتور، با آن دندان هاي سفيد دستش را دوبار يواشي گاز گرفت و گفت: «استغفرالله حاج آقا! آخه تو اون تو رفتي چي كار؟!»
نسل دوم اماup Todate تر است. آنها به روزگار خود شيطنت ها داشته اند و حالا صدايش را درنمي آورند. ما خيلي هايمان يادگار آشنايي ها هستيم كه از خيابان هاي انقلاب شروع شد. در روزهاي كوكتل مولوتف، خيلي هايمان بازمانده عشقي هستيم كه هنوز گل نداده، باغبانش به جبهه رفت و ديگر برنگشت. خيابان به نامش شد.
ما نسل سوميم. نسلي كه تا چشم گشود توپ و تير و تركش بود و بمباران و شبها مهتابش نور ضدهوايي ها شد و با مداد شكسته ديكته نوشت و معلمش گچ خورد و «آژير كه كشيدند بدويد توي پناهگاه»! اگر بخواهيم يك نشاني دقيق از خودمان بدهيم اينكه هركجا ديديد يكي يقه پدرش را گرفته كه چرا براي من دنياي بهتري نساختي و پدر در دلش زندگي اش را مرور مي كند كه مدام انتخاب ميان خوب و بد بود و او هميشه درست برمي گزيد و حالا «به من چه كه گيرم دو تا قفل ناجور هم خورده كه براي بازكردنش بايد چند سال صبر كني» و داد مي زند و به «ما» و فرمان خفه باش مي دهد...؛ ماييم.
ما همانيم كه همه در كارمان مانده اند و اين درماندگي را باور ندارند. ولي ما كه فقط سهم خودمان را مي خواهيم چه كنيم كه ازگلايه هاي ما براي بعضي ها بوي كباب بلند مي شود؟!
ما همانيم كه براي ترجمان نياز به يك عالم ايتس ايتس و چيپس و ماست موسير و نصف نقطه چين هاي دنياست ولي آرام ترين، «مؤمن »ترين، باهوش ترينيم در ميان همسالان خود. ما نسل سوميم و اين صفحه نيم وجبي قراراست آينه بي زنگار ما باشد. حالا يك سال است آغاز شده ايم. مبارك باشد. حتي اگر بعضي ها با ديدنمان يواشي گاز بگيرند دستشان را كه استغفرالله عيبي ندارد. دوستشان داريم.
THE END
اگر تو مطلبم را 5 سانت كوتاه كني، جناب آقاي سردبير هم فقط 5 سانت كوتاه كند، آن وقت مرا تصور كن كنار دكه اي نشسته ام با شلوارك!

من اما ميدونم!:

خيلي خنده دار است كه ا دم اينهمه وقت صرف نوشتن يك نوشته قديمي از "كامران نجف زاده" كند، انهم توي سايت خود نجف زاده!
از "كامران نجف زاده + قيصر امين بور" نتيجه ميشود.......مطلب اول هم احتمالاًَ از كسي است كه فراموش كرده اي اسمش را زير مطلب ذكر كني....ميشد لا اقل مطلب را توي "..." نوشت....
"به حقوق صاحبين نوشته ها احترام بذاريم تا غيبتشان اينقدر طولاني نشود "

atefeh_z:

از بعضيا سوال كردي معجون جيه؟ولي از ما سوال نكردي كه اين معجون جيه كه ما خورديم و ميخ اين جا شديم منتظر يه خط نوشته
مكر تو نبودي كه مي خواندي: زندكي جون سيبي است كاز پوست بايد جرا اين سيبي را كه پوست كندي كاز نمي زني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مكر نمي داني كه سيبي را كه پوست كندي بعد جنى روزي نخوردن پلاسیده ميشود

زندكي ام را پلاسیده نكن............................منتظرم................................................................
خيلي دوستت...................................................................................................................

داشتن يا نداشتن مسئله اين است؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.؟!.

حالا منم مي دونم:

سلام. من نمي دونم منظور شما از اين حرف ها چيه . اگه من اين چيز ها رو نوشتم فقط و فقط مي خواستم به اين حرف ها و ناراحتي ها پايان بدم. اگه منظورتون از اون مطلبي كه تو سايت خود آقاي نجف زاده است اون تو مثل گلي بود من چون مطمئن نبودم اسم ننوشتم تا بعد اشكالي پيش نياد كه شرمنده بشم. شعر آقاي قيصر امين پور رو هم چون قشنگ بود نوشتم و چون مي دونستم خيلي ها مي دونن كه مال ايشون بوده پس لازم نبده اسمشون رو بنويسم. و از اون مطلبي هم كه مال كس ديگه اي بوده اگه اون عاشق اگر باشي بوده چون شنيدم مال آقاي نجف زاده است نوشتم . چون فكر كردم شايد خيلي ها نخونده باشن مثل خودم كه روحم از سايتي كه مال آقاي نجف زاده است خبر نداشت . مگه ايشون سايت هم دارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم شايد يكي مثل من در به در دنبال يه مطلب بگرده و من يه كمكي كرده باشم. نمي دونستم حتي از اين جور نوشته ها هم مي شه ايراد گرفت .
خيلي مسخره است كه هر كس كه يه مطلبي مي نويسه ما ازش ايراد مي گيريم. چرا حقوق ديگران واستون مهم نيست. چرا مسائل رو وارونه نشون مي ديد؟از هر نوشته يه ايراد مي گيرين.
مي شه بهتر هم به مسائل نگاه كرد خوشحال مي شم به من هم سايتي كه اين مطلب ها توش پيدا مي شه رو بگيد. و يه كم از ايراد گيري هامون كم كنيم. مثلا من واقعا نمي دونستم كه يه شعر نوشتن كار بدي باشه .
ببخشيد .
و اين كه خوشحالم كه شما مي دونيد. مرسي
ببخشيد كه دوباره نوشتم قبلي غلط زياد داشت . الان گفتم كه ديگه ايرادي نگريد اگه مي شه

همون كه نمي دونست:

كسي نمي دونه تا كي قراره ما اين جا چيزي بنوسيم. خوب اگه قرار نيست كه كسي اين جا چيزي بنويسه و فقط ما به سر و كله ي هم بپريم به نظر شما ها بهتر نيست كه اين سايت بسته بشه كه ما هم الكي هر روز نيايم اين جا و ببينيم كه باز يكي يه عالمه بد و بي راه به نوشته ي قبلي ما داده و مثل من كه ديشب از حرف هاي اون بنده خدا خوابم نبرد و داشتم از ناراحتي ميمردم كه اون جوري منو متهم كردن از حرف ديگران ناراحت بشيم.

بي نام:

شما چققدر از آقاي نجف زاده چيزي مي دونيد. ميشه يه كم هم به من بگيد. من كهمردم اين قدر تو كتاب فروشي ها دنبال كتاب ايشون گشتم. اين قدر كه دنبال مجله ي سروش جوان مهر ماه گشتم. از بس صداي ايشون رو ضبط كردم و شب و روز گوش دادم. اين قدر تو اين سايت سر زدم . اين قدر كه به عكس ايشون كه زدم تو اتاقم نگاه كردم. تا كي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

amed:

سلام خوشم مياد همتون سر كاريييييييييييييييييييييييييييييييييييدددددددددد از رو هم نميريد

erfan:

آره منم فكر كنم بد جوري سر كار مونديم. ولي ما كه هر روز داريم ميايم واز رو هم كه نمي ريم هيچ تازه هر روز پر رو تر هم مي شيم.
واقعا شما ها خسته نشدييييييييييييييييييييييييييييييد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بی نام برای بی نام:

خانم بی نام بیکار وبی ار به تو چه مربوط که بیشتر از این می خواهی راجع به اقای نجف زاده بدونی سرتق................

؟؟؟؟؟؟؟؟؟:


اي بابا تو رو خدا مي شه بگيد چرا اين جوري حرف مي زنييييييييييييييد؟؟؟؟؟؟؟؟
من كه چيزي نگفتم چرا همش دوست داريد بقيه رو ضايع كنيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من واقعا دليل اين كار هاي شما رو نمي فهمم. منظور من كه مي خوام در مورد آقاي نجف زاده بدونم فقط در مورد كار و نوشته هاشون بود.
من به خاطر علاقه اي كه به آقاي نجف زاده و البته بيشتر نسبت به حرف ها و گزارش هاشون دارم ميام و ..................... . بي ارزش كردن حرف هاي ديگران چه حسي داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يكي راست مي گفت كه ما فقط تو سر و كله ي هم ديگه مي زنيم
من نه بيكارم و نه بي ار فقط منتظرم به حرف هاي آدم هايي مثل شما و امثال شما هم كاري ندارم

...................:


و اين تاوان انتظار ما براي نوشتن آقاي نجف زاده تمام شد.
مرسي

hh:

man-------2ooset daram----------3tareye man-------4areye dardam---------5jeye aftabam--------6isheye omram----------7,8bar migam---------9karetam-------10amet garm

Fatima:

مسلما بعد از این همه کامنت وقت نمی کنید کامنت مرا بخوانید اما منتظریم در این وبلاگ چیزی بیشتر از یک تست برای محبوبیت خودتان بروز دهید.

atefe_z:

دلمان خوش است که می نويسيم و ديگران می خوانند و عده ای می گويند , آه چه زيبا..و بعضی اشک می ريزند و بعضی می خندند...دلمان خوش است به لذت های کوتاه...به دروغ هايی که از راست بودن قشنگ ترند....به اينکه کسی برايمان دل بسوزاند يا کسی عاشقمان شود....با شاخه گلی دل می بنديم و با جمله ای دل می کنيم....دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزديک....دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشيدن لذتی و وقتی چيزی مطابق ميل ما نبود....چقدر راحت لگد می زنيم و چه ساده می شکنيم همه چيز را......................................................................................

atefe:

in hame comment darin la aghal ye javabi ye zende ami! chera ba ehsasate ye mosht adam (!) bazi mikonin?! in hame ashegh koshte darin, 2 ta javab bedin !!! hamin... jeddi goftam ... vali dar kol movafagh bashin :D

amed:

tebgh akharin akhbar dash kami hala hala ha vaght nemikone javab bede jedi migam bikheyal shiiiiiiinnnnnnnnnnnnnnnnnnnn

samaneh:

ma chi kar konim shoma miai????????????????!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام تبريك ميگم تولد سايتتونو .............موفق باشيد

amed:

khabar daste avval bezodi ye mosahebeye top az kamran chap misheeeeeeee dar magalleye ...........

parsa Taheri:

salam .khoobi:baba javab inha ra bedeh gonah darand...

خاطره:

من می گم شاید بهتر باشه این وبلاگ از اون سرویسهایی داشته باشه که به روز شدن را به کاربران خبر می دند با میل. میلامونو بزاریم؟

شانديزه:

(اگه بلدي با لهجه شنديزي بخن)
خيلللللللللللللللللللللللللللللللللله آقاييييييييييييييييييييييي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خيلي آقايي

فرهنگ لغت مي فرستم تا بتوني بخوني

جو نگيرتت(بابا مايم يكم ترونيم بلتم)

manam mesle hame shoma ro doost daram

سارا:


به نام خدايي كه قلب هاي آرام همه در اختيار اوست


سلام .
مي دونم الان كه دارم مي نويسم با اين كه ننويسم هيچ فرقي نمي كنه . شما كه هيچ وقت قرار نيست تو اين سايت چيزي بنويسيد ولي من اينو به خاطر دل خودم و چند تا از دوستام كه هنوز منتظر شما هستن مي نويسم.
نمي دانم بايد از كجا شروع كرد . اين روز ها وقتي كه اخبار را نگاه مي كنم و شما را توي خبر ها مي بينم حس عجيبي دارم . با خودم مي گويم اين همان كسي كه اين همه ا آدم منتظر او هستند همان آدمي كه به نظر من آن قدر احساسي و خوب و مهربان مي آمد آيا او همان است
كه حاضر نيست حتي يك خط براي دلخوشي اين آدم ها كه همه و همه او را دوست دارند بنويسد . وقتي مي آيم تو اين سايت و مي بينم هنوز هيچ فرقي نكرده با خودم مي گويم اين همان آقاي نجف زاده ايست كه وقتي كه در مورد هواپيماي C130 گزارش مي داد و مي گريست من هم با او گريستم و غمگين شدم. همان كسي كه وقتي چند روزي گزارش نداشت من ديگر دل و دماغ تلويزين نگاه كردن را هم نداشتم . همان كسي كه تمام كتاب فروشي ها را به دنبال كتاب هايش گشتم. همان كسي كه از وقتي كه در اخبار ها ديدمش با اين كه تا قبل حتي يك اخبار را هم نگاه نمي كردم حالا روزي 3 يا 4 تا اخبار را نگاه ميكردم. همان كسي كه با گزارش هايش به فكر فرو مي رفتم . همان كسي كه چندين ماه را به اميد اين كه شايد به استان ما هم بيايد منتظرماندم. همان كسي كه تمام عيد را منظر برنامه اش در صندلي داغ بودم . همان كسي كه 1 سال و نيم است به خاطر او ساعت 20 و 30 از خانه بيرون نرفته ام و اگر هم رفتم سر آن ساعت هر جا كه بوديم
، در خيابان ، در مهماني. در ........... اخبار مي ديدم. همان كسي كه حرف هايش را مي نوشنم . همان كسي كه بزرگتيرين آرزويم ديدن يا صحبت كردن با اوست همان كسي كه حاظرم بودم هر چه دارم بدم و كتاب هايش را بخرم. همان كسي كه وقتي كه سايتش را پيدا كردم آن قدر خوشحال بودم كه حد نداشت . همان كسي كه تمام نوشته هايش با همان دو تا مصاحبه اش را هميشه با خودم راه ميبرم. كسي كه همان 3 تا عكسي كه دارد هميشه توي جيبم هست. و بيشتر گزارش هاش را با دوستام نوبتي ضبط كرده ايم.
مي دان كه خيلي حرف زدم ولي هنوز هم چيز هاي زيادي را در دلم دارم كه دگر نمي شود گفت. مي دانم فردا كه دوباره به اين سايت سر بزنم آدم هايي مسخره ام كرده اند يا حرف هاي بدي به من زده اند ولي اشكالي ندارد من آماده ي شنيدن هر چيزي هستم .
فقط نمي دانم تا چند وقت ديگر بايد براي نوشتن آقاي نجف زاده صبر كنم 10 روز ،1 ماه ، 10 ماه يا شايد هم هيچ وقت به اين آرزو نرسم ولي هميشه منتظرنوشتن او خواهم ماند .
خوشحال مي شم اگه بهم بد و بي راه نگيد .

با هر چه عشق نام تو را مي توان نوشت . با هرچه رود راه تو را مي توان سرود بيم از حصار نيست كه هر قفل كهنه را

با دست هاي روشن تو مي توان گشود

اين قدر چشم ياري از اين نيمه جان نبود ما را به سخت جاني خود اين گمان نبود

aftabgardoon:

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست/هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود/صحنه پیوسته بجاست/خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...
نمی خواستم حرفای تکراری بزنم،هر کس برداشت خودشو از یه شعر می کنه .این یکی دو هفته اونقدر فکر کردم که به نتیجه های خیلی خیلی خیلی بزرگی رسیدم.سکوت آغاز تمام حرفهاست...

niloo:

دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی؟
یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
اینجا هم شده مثل اون سایت فرزاد حسنی.هر کی می شناسه((دلنویس)).
خبر نگار!شمعی.....نشون بده آرمان یعنی چی.
به دنبال من اگر می ایید.پشت هیچستانم......

حامد:

درسته سكوت خيلي چيز ها رو نشون مي ده ولي به چه قيمتي به قيمت بازي با احساسات اين همه آدم كه منتظرن . واقعا اين سكوت معنايي نداره

بهار:

من می گم از آن سرویسهایی که پس از آپدیت شدن به کاربران خبر می دند بذارین. ایمیلهامونو بذاریم؟

سلام. اولا اينكه الكي همين طوري واسه اين نوشتم كه بگم ماهم هستيم. دوما اينكه ...........خب ننويسين. اينقدر كه جاي خالي بگذارين ما بنويسيم كافيه. سوما اينكه . بنده در يك تحقيق طولاني مي تونم يه تفسير از اين يادداشتهاي شهادت طلبانه بدم. به نظرم ............خيلي خيلي دوست داشتني ان. همشون. خيلي قشنگه..كه .....آدم همينطوري بشينه واسه خودش باكلمات بره. بياد......كسي هم نگه ...................آخه شما هم آدمين.........اصلا اصل اينه كه ما بياييم اينجا بنويسيم. مي شه همينطوري خالي بذاريش......لطف مي كني به خدا. چهارما اينكه .........به استان ما هم بياين................ما مي خوايم از شما امضا بگيريم. باي باي....

هانيه:

سلام . خواستم بگم اون گزارشتون كه در مورد امام زمان بود مثل بقيه ي گزارش هاتون خيلي خيلي خيلي قشنگ و احساسي بود و من وقتي اونو ديدم ناخود آگاه گريه كردم و بعدش با خودم فكر كردم كه شماكه اين قدر آدم با احساس و لطيفي هستيدو با يه گزار ش اين جوري ما رو به فكر وا مي داريد اصلا شايد به اون چيز هايي كه داريد مي گيد اعتقادي نداريد. يعني به نظر من احساسات آدم ها براي شما يه ذره هم ارزش نداره . احساسات آدم هايي كه شما رو از ته ته ته قلبشون دوست دارن. يعني ما ها اصلا مهم نيستيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟:

نمیدانم کدامین روز
صدای پای ترا پشت دیوار انتظار حس کردم...
صدا در گوشم پیچید
چیزی در دلم فرو ریخت
عطر حضور تو فضا را پر کرد...
ناباورانه پای پنجره دویدم
دلم در تدارک "خوش آمد"ی صمیمی و ساده در جوش و خروش بود
چشمهای منتظرم
در گردشی شعف آلود ، فضای پشت پنجره را کاوید...
تو حتماً باید از آنجا رد شده باشی
میدانم قلبم طنین گامهای ترا ، حالادیگر خوب می شناسد.....
آنجا ........اما.............
هیچ نبود......مگر همان سکوت همیشگی...
همان سکون بی حضور تو
هیچ نبود......مگر غریو گاهگاه پرندگانی سرگردان
که در انتظار کرامت دستهای تو
بر خالی ظرف نوک میزدند
تا دانه های نبود ترا پایان بخشند.....
چه ناامیدی تلخی شادیم را بلعید.......
و چه بیرحمانه پنجره را نفرین کردم
که فریب میدهد به روشنی و دیدار
و هیچ نیست جز ملال و تکرار......تکرارپرندگان بی پرواز....
و چه فکرحسرت آلودی ...که
چقدر دیوار های سنگی را از پنجره های بسته بیشتر دوست دارم.......
نمیدانم........نمیدانم کدامین روز بود
اما میدانم که صدای پای ترا همینجا... همین نزدیکیها
پشت دیوار انتظار حس کردم.........

بعد مدت ها سلام! فکر کنم یه ماهی هست که به بهونه امتحانا از کوچه پس کوچه های دبلیو رد نشدم! امروز هم که بعد خلاص شدن از آخرین امتحانم یه نفس عمیق کشیدم یادم افتاد که آدمهایی بودند که گاهی توی این کوچه های ناامن مجازی با هم سلام و احوال پرسی میکردیم و از دلتنگی های روزگارمون میگفتیم و می شنیدیم...!
امروز بعد یکماه دوباره اومدم توی یکی از این خونه های مجازی مهمونی! ولی مثل این که کسی خونه نیست! و شاید علت اصلیش حرفهای عده ای باشه که
واقعا سبک کاری شما رو دوست دارن ولی متاسفانه توی بیان احساسشون به
جاهای خطرناک میزنن! شاید این تست شما تا زمانی که حرفهای مهمون های
اینجا منطقی نباشه این تست هم تموم نشه....!
شاید باید منتظر معجزه بود.....
بهار

salam.aghayeh najafzadeh.roman eton toye mashhad ham hast

؟:

از گزارش زیبایت در مورد "هدی" ممنونم . فوق العاده بود ،مثل نگاهت به توقیف روزنامه "ایران" ،و.................مثل بیشتر گزارشهایت. خسته نباشی.

تینا:

خوب رویان جهان مهر ندارد دلشان
باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان
روز اول که سرشتند ز گل پیکرشان
سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان

تینا:

دیروز گزارش زیباتون رو در مورد اون دختره دیدم.محشر بود.اولش که آهنگ گزارشو شنیدم فهمیدم که خودتون هستید.با همان معصومیت همیشگی ...

salam.mikhstam begam.hameye ma az gozareshha va akhlagh aghaye najafzadeh khoshemon miyad.vali chera inghadr tablo ehsas ebrazat mikonid toy deleton negah darid.chon khejalat nakeshan va javab maro bedan va veblogeshon ro kamel konend......

!!!!!!!!!!!........:

سلام .واقعا برای همه ی اونهایی که اینجا کامنت میذارن متاسفم.مخصوصا برای اونهایی که اینجارو کردن پاتوق حرفهای چرت و پرت ."یکی میگه آقای نجف زاده من شما رو خیلی دوست دارم ..یکی دیگه میگه بیصبرانه منتظرم تا شما رو تو استانمون ببینم...یکسری هام که درحال دعوا با خودشون و دیگر افراد کامنت گذاشته." کافیه.

siso:

salam .baba kojai delam gereft .doostam kheili azat tarif mikard ...ma ra bash .

samaneh:

salam:bebin safar ostani bazam miai??

mikhastam bedonam shoma ham ba in nazar movafeghid:chera to jameeye irani faghat be bazi az shahrha ehteram migozarand va dar vaghe gheshr khasi ra migoyand khob hastand.dorost e kehtehran paytakht ast vali az har ki miporsi migan tehran bozorg shodam ya ...chizhay dige. chera bayad intori basheh ke khejelat bekeshan esmeh shahreshon ro began? va chera bazi shahra ra anghadr bad migoyand keh .......
masalan bazi shahrha be dalile mohajerat afghahn ha ya lahjeh va goyeshi keh daran az cheshm oftadan.....
harf besyar o zaman andak
agar mishavad go zareshi bedahid ya nazaretan ra begoed.
moteshakeram.
fatemeh ghahri

tehrani ha akhlagh khobi daran . shoma ham khobid

salam aghaye najafzade.man zahra nazemi 12 sale az fasa hastam.man ham mesle shoma yek khabarnegaram.khabarnegare seda va sima va hamin tor 2 nashrie payam va adine ke marboot be ostane fars mishe.man khili vaghteh inja ro didam vali moteasefane vaght nadashtam.mamnoon misham be manam sar bezanid.az gozaresh ha ham mamnoon.khodanegahdar

فاطمه قهری:

ساعت 20:30اخبار شبکه 2
روزی خبری میگویندو مامیشنویم
روزی شاکیان میگویندوآنهامیشنوند
ای شاکیان واقعیت تلخ است
بیست و سیان:چه خوب میگویند
چه خوب تحلیل میکنند
و چه خوب قضاوت میکنند
اما امان از دست شاکیان
بیست و سیان میدانند که اگر اینبار خبری فراتر از گود دهند
اینبار آنان. خبری را اعلام میکنند و میگویند:
ورود به 20:30 ممنوع
متنی برای اخبار20:30
و ما هم چنین دوست نداریم

اگر میشود جایی برای فروش کتایهایتان برای مشتاقان به وسیله ی پست قرار دهید.ممنون

حقیقتش فکر نمی کنم هیچ گزارشی تا به امروز به اندازه گزارشی که در مورد هدی بود باعث شده باشه تا این همه قلبم به درد بیاد .خیلی گزارش تکون دهنده ای بود .باعث شد تا خیلیها به فکر خیلیهای دیگه بیوفتن که آرامشی رو که اونها تجربه میکنند هرگز نه به چشم دیدن و نه اصلا لمسش کردن . چشمهامونو باز کنیم .دنیا چه بیرحمانه معصومیت هارو به یغما میبره !!!!
مثل همیشه عالی بود .

همه تو این سیستم حکومتی سعی در تخریب دولت قبل دارن . از اینکه هر روز وزرای این دولت در حال زیر سوال بردن همه ی فعالیت وزرای قبلیند.من اصلا نمیخوام بگم دولت خاتمی خوب عمل کرد یا نه ولی بی انصافی تا چه حد....مشکلی نیست به هر حال اصلاح طلب ها چوب فرصت های از دست دادشون رو میخورن و دو لت احمدی نژاد این کارهارو برای تثبیت خودش انجام میده .چیزی که برای من جالبه یکی از ابزارهاشون یعنی 20:30 .اول که ویژه های اخبار 20:30 رو میدیدم واقعا عصبانی میشدم.از اخبار درگیری بین اصلاح طلبها گرفته تا موضوعات دیگری که باز هم سعی در تخریب اونها بین مردم داره .نمیدونم چقدر گزارشگرها و خود شما در انتخاب اونها نقش دارید ولی..........

بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسه دیگه!
چرا این جوری حرف می زنید؟!
شما انتظار دارید یه روزنامه نگار این همه وقت داشته باشه که این همه کامنت رو بخونه....و وقت که با این همه کار یه سروسامونی به اینجا بده؟!
اقلا یه کم قشنگ تر و با شخصیت تر حرف بزنید ای بعضی ها که شورشو درآوردید....

ای کاش واحد مرکزی خبر یک بخش نظرسنجی در مورد تک تک گزارشها داشت، گزارشهای شما یا سایر همکارانتون! در ضمن آیا به نظر شما ممکن است که افراد صاحبنظر و عالم نقد هنری از گزارشهای خبری داشته باشند؟ امیدوارم در پست بعدیتون جواب منو بدین.

farid:

سلام
خيلي وقت پیش ها اومدم اینجا / همین مطلب تست هم هنوز نوشته نشده بود / گفتم صبر کنم شاید روز ی روزگاری کامران عزیز به صرافت این بیافته که اینجا رو هم مثل ویژه های 20:30 یه سر و سامونی بده ولی انگار/...
نمی دونم چی بگم ولی خوب این رسم انصاف نیست که با این همه کامنت انتظار / کامران عزیز اصلا نیاد و اینجا ننویسه/ البته بعضی از کامنت ها دیگه دارن رنگ تهدید به خودشون می گیرن / من واسه کامران نگرانم / کاش بدونه که خوب گفتن و خوب نوشتن رو همه می پسندن / پس :
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر ....
تا بعد...

...کان چهره ی مشعشع تابانم آرزوست.و.....همین!

نیلــــــــو فــــــــر:

سلام ..آقای نجف زاده از گزارشات بسیار خوبتون ممنونیم...راستی شعر هم می گید؟؟اون شعری که توی برنامه ی"صندلی داغ "گفتید که زمان بچه گی هاتون سرودیدش خیلی قشنگ بود ..همونی که در رابطه با جوجه ی شما بود که گربه بردش (آخی.... بیچاره جوجه....)
***جوجه ام را دیروز آمدی و بردی دوستم می گوید ماهیش را خوردی***
***کاش می دانستی جوجه ی من بوده ماهی که خوردی مال هومن بوده***
***من و هومن از تو بدمان می آید من و هومن هر دو گریمان می آید***
خیلی عالی بود ...راستی منم دوست دارم خبر نگار بشم اگه همکار میخواید بگید..!!!! دوست خوب موفق باشی!****

م.ا:

سلام.خوبی کامران؟؟وقتی یک روز نمیبینمتون دیوونه می شم.خلاصه خیلی خیلی دوستون دارم.خیلی دلم میخواهد شما رو از نزدیک ببینم.دوستدار شما...م.ا

dadashy salam .dadashy jon khely doset daram valy faghat dar had yek dadashy bahalkhely zeyd dosed daram .dadashy joon harchy donbal ketabat gashtam nabood .valy peydash mikonam khely khely doset daram be andazey setareha na yek khorde kam tar

سلام. شد دويست. هورا .

نازنين:

salam
che tory dadashy joon in chand modad delam vasat yek rize shode bood
dadashy joon khely doset daram.to behtarin dadashe roy zamin hasty
dadashy joon felan by

صفری:

سلام
ما جمعی از دانشجویان معماری دانشکده شریعتی واقع در همین تهران خودمان توی خانی آباد نو با توجه به اینکه تحویل پروژه های ما تا اخر مرداد است خوابگاههای ما را بدون استعلام از گروه معماری دانشکده برای برگزاری دوره های آموزشی برای معلمین ضمن خدمت وبرگزاری مسابقات ورزشی به قیمت ۳۵۰ میلیون تومان اجاره داده اند این در حالی است که کلاس های ما را موکت کرده اند و ۱۵ نفر را توی یک اتاق بدون هیچ گونه امکاناتی از قبیل حمام و آشپزخانه و ... اسکان داده اند.
برای قضاوت فقط میتونید همین چند روز بدون اینکه راه دوری را بخواهین طی کنید به جنوب شهر سری بزنید.
منتظر بازتاب این خبر هستیم.
آدرس دانشکده : میدان بهمن خیابان میعاد چهار راه خانی آباد نو خیابان دانشگاه

فاطمه خليلي:

آقي نجف زاده از اين كه نوشتن يادداشت هاتون رو شروع كردين بسيار از شما ممنون هستم و اميدوارم كه اگر وقت كرديد حد اقل هفته اي يك بار حتي هم كه شده در حد چند كلمه بنويسيد.
لطفا به من بگيد كه كتابهاي شما را در مشهد از كجا تهيه كنم؟
اگر كه خدا قبول كند هر وقت كه به حرم مي روم براي موفقيت روزافزون شما و سلامتيتان دعا مي كنم.

sara:

سلام آقا
چه خوب که کم هستی( اگرچه ناخوشاینده) ولی ارزشت بیشتر میشه!
چقدر ناز ، بی تپق و حرفه ای اخبار میگی.
چند تا پیشنهاد سوژه

1 به یکی از مسافرخونه های تهران سر بزن
2 نظرت راجع به تهیه یک گزارش در مورد موسیقی روز مجاز و مجوز و اینجور چیزا چیه؟
3 تو یه گزارش از مردم بپرسید اگر یک موبایل پیدا کنند چه کار می کنند؟به شرط اینکه چهره هاشون رو نشون ندی. آخه دیدم و میگن بهترین و پاکترینشون حداقل ده تومان شیرینی میگیرن تا پسش بدن!...
4 تو چهره هفته یه گفت و گو با رضا ایرانمنش میکنی ؟
خوب باشی

faramarz:

سلام اگه می تونید از یه نفر بخواهید به وضعیت وبلاگتون سر وسامان بده.
باید بکم گزارش هاتون طراوت ابتدا رو نداره.

حسین مرادی:

سلام آقا ...
یک خبر و واقعه دیدنی ...
بعد از هفت ماه انتظار به من یک سمند ال اکس نقره ای با ثبت نام و نوبت خوابی دادند آنهم ..... همن قدر بگویم رودری های سمت راننده و عقب سرش سفید و رودریهای سمت شاگرد و عقب سرش سیاه است ......دو عدد برچسب کنترل نهایی هم به چه بزرگی روی شیشه جلویش نصب شده است. ...... هنوز در نمایندگی 1985 گیلان - رستم آباد قرار دارد ومن از تحویل گرفتن خودداری کردم .
خبر تکمیل می خوای زنگ بزنید .... 0911332306
خبر خوبی واسه ایرانی ها ........ تا دیر نشده زنگ بزنید

یادش بخیر یک زمانی این قالب را داشتم...چقد اذیتم کرد تا به CSS تبدیل شد ...حوصله تبدیلش به وردپرس را هم ندارم...
راستی از خبر های داغ و خوب و با احساستون تشکر می کنم...خیلی دوستتون دارم..

کامران:

اولین بار که دیدمت ازت خوشم نیومد ولی گزارشای ... بهتره بگم ربطی به گزارشات نداره می دونی تو منو یاد رائول گنزالز میندازی .منم که عاشق رائول.
امیدوارم از فوتبال بدت نیاد.

نسيم ناصري:


سلام
من از گزارشهاتون خوشم مياد.

نسيم ناصري:

سلامت باشيد

اميدوارم در سفر هايتان موفق باشيد

نسیم خانوم:

سلام سلام سلام... ارزو می کنم در هر موقعیتی سالم و موفق باشید...یا علی ...خدا حافظ

نسیم:

دوباره سلام ....راستی اقا کامران چرا اینقدر گزارشاتون کم شده؟ ... تو رو خدا یه اخبارم به خاطر خبرای قشنگ شما نگاه می کردیم...نذارید که اونم بی خیالش بشیم...ممنون و خداحافظ

خدايا به داده هايت به نداده هايت وبه گرفته هايت شكر كه در داده هايت نعمت در نداده هايت حكمت ودر گرفته هايت امتحان ومصلحت است

نسیم:

سلام سلام سلام...
*****************
اگر ان طایر قدسی ز درم باز اید عمر بگذشته به پیرانه سرم باز اید
*******************************
ای بابا ...چقدر التماس...چقدر منت کشی !!! پس شما کجایین؟
...عیب نداره ...انشاالله هر جا که هستین سلامت و موفق باشین... حتی اگه شما هم نخونید ما یه جایی رو گیر اوردیم که هی تند تند بنویسیم... برای شما می نویسیم اما خودمون می خونیم...خوبه ها !!نه؟!!
یا علی خدا حافظ
************************************************

ezraeil fereshteye moghadase khoda:

salam kamran joon khoobi pisha pish ruze khabarnegaro behet tabrik migam to ro be khooda zoodtar biya mordam ze jodayit in tan bemire biya o baraye in delaye ashegh o in cheshmaye montazer be piche jade benevis

saghi:

سلام
رهگذر
ای کوچه های چشم من
با صدای پایت آشناست
مدتی است
ازمیان کوچه ها گذر نکرده ایی
ایستاده ای....؟مگر تا به حال
در میان مه سفر نکرده ایی؟

Anonymous:

ایستاده ام در دو بی انتها
یک سو ستاره هایی که خاک می شوند
ودر آنسو خاک هایی که ستاره می شوند

saghi:

سلام
بخواب گل شکستنی که دنیا دیدن نداره
گلای خشک کاغذی که دیگه چیدن داره
برای پوپک عزیز که همیشه دیده ها برای این هدهد ملک صبا نگران است .ساقی

ساقی:

باز چشات بارونی و خیس
آخر نامه رو بنویس
بنویس نقطه به نقطه
هیچکسی به فکر ما نیست

Anonymous:

سلام
انقدر نیومدین که دیگه همه کامنتاتون شعرو گل بلبل شد

Anonymous:

سلام
کی میایی از سفر اقای نجف زاده؟

روناک:

سلام آقای نجف زاده.......می خواستم اگه میشه یه گزارش از چت کردن که محبوب امروزی اغلب نوجوان ها شده تهیه کنید.......البته اگه فرصتش و داشتید........ممنون

سیده معصومه قمی بهبهانی:

سلام :
من یک دختر 15 ساله هستم که خیلی شما را به خاطر احساستون وقت خواندن خبر یا گزارش دوست دارم . و قلم بسیار خوبتون. راستی میخواستم ازتون خواهش کنم که اگر میشه به استان خوزستان بیایید و از شهر ما شادگان گزارش تهیه کنید شاید اونجا سوژه زیاد باشه . وقتی هوا خنک شد راستی زیاد نگران پوستتون نباشی شما که تا عراق رفتید برای برگشتتون می تونید به اونجا بیایید خستتون کردم معذرت وبازهم خواهش و دعوت کرم و کلاه فراموش نشه می دونم که سرکارم وشما نمی یاین ولی ازتون می خوام که بیاین آخه ما خیلی درد دل داریم.

Anonymous:

سلام...من هر چي مي خوام نيام اينجا نميشه... براي همه .آقاي نجف زاده و خودم ارزوي سلامتي ميكنم...شاد ياشين

نسيم:

سلام سلام سلام سلام
جواب سلام واجبه ها...اقاي نجفزاده

سیده معصومه قمی بهبهانی:

سلام:

کی برمی گردید
خسته شدیم از اینکه یکی دیگه خبرهای ویژه ی 20:30 رو خوند
گزارشاتون رو از عراق بیشتر کنید

shaghayegh:

halam az najaf zade be ham mikhore

معصومه:

بابا پس چرا نمی نویسی بی معرفت .

shaghayegh:

halam az najaf zade be ham mikhore

sorena:

aghaye najaf zade man dost daram dar morde biografi shoma chizhayi bedonam masalan che jori khabar negar shodi to danesh gah chi khondi zan obache dary ya na

نیما:

سلام آقا کامران می خوام یک چیزی بهت بگم میشه خصو صی باهاتون صحبت کنم؟
منتظرم بای

saghi:

نشد 200خودم بنویسم
ساقی

saghi:

سلام
احساس غریبی نکن
غصه نخور مسافر ماهم اینجا غریبیم
از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم
ساقی

نازنين:

سلام به بهترين داداشي دنيا
كجايي بي معرفت .من از امام رضا خواستم دعوتت كنه مشهد تا بلكه روي ماه تو ببينم ولي امام حسين زودتر دعوتت كرد اشكال نداره دنيا اينقدر كوچيك هست كه هم ديگه رو ببينيم مگه نه داداشي جيگر؟
داداشي زود بيا ديگه دلم واست خيلي تنگ شده!
زود ميياي؟

ساقی:

سلام
رسیدن بخیر کربلائی کامران نجف زاده
مگه قصد برگشتن نداشتی .مردیم از بس خبرای بد بد از بغداد می رسیدا.
امیدوارم برامون دعا کرده باشی.
منتظر گزارشای قشنگت هستیم
خداحافظ ساقی

saghi:

سلام
خیلی دلم گرفته با یه بغضی که وا نمی شه هر طرف رو نگاه می کنم 15 آذر به یادم میاد
اون روزی که می تونست هیچ وقت تلخ نباشه ولی شد
خدا رحمتشون کنه
ساقی

Anonymous:

سلام
پیشاپیش مرگ همه برگهای درختانمان را تسلیت می گویم

ساقی:

سلام
میخوای قرن به قرن بنویسی تا عراق که بودی غیبتت موجه بود ولی آلان نه
به دلاوری سلام برسون
ساقی

نفيسه:

سلام خيلي خوشحالم ازاينكه دوباره تو اخبار20:30 ديدمتون زيارتتون قبول

fatemeh:

salam aghaye najafzade man mikham behetoon begam vaghean khaste nabashid be khatere gozaresh haye vaghean jalebetoon omidvaram hamiishe movafagh bashid rasti engar ketab neveshtid mishe esmashoon ro baram befrestid ta hatman tahiye konam

اعتماد به نفس:

به نام ارام دلها
سلام به اقای نجف زاد ه
امیدوارم در کنار خانواده موفق باشید
لطفا بیوگرافی کامل خودتونو توی سایتتون بگذارید
در ضمن ادرس ایمیل هم بدید
موفق باشید

saghi:

سلام
تولد20/30 مبارک
ساقی

لوتي:

زيبا بود ...درست مثل همه گزارش هاي شما...اميدوارم موفق باشيد

نادره:

سلام مدتها بود دلم میخواست یکجوری با شما حرف بزنم امروز وقتی شما رو پیدا کردم واقعا خوشحال شدم منتظرم باشید .

پایدار باشید

نادرزاده:

سلام
ساده است نوازش سگی ولگرد وشاهد ان بودن که چگونه زیر غلتکی میرود وگفتن که سگ من نبود.
ساده است ستایش گلی چیدنش واز یاد بردن که گلدان را آب باید داد
ساده است بهره جویی از انسانی دوست داشتنش بی احساس عشقی اورا به خود وانهادن وگفتن که دیگر نمی شناسمش
ساده است لغزشهای خود را شناختن بادیگران زیستن به حساب ایشان وگفتن که من اینچنینم
.ساده است که چگونه میزیم باری زیستن سخت ساده است وپیچیده نیز هم.

Anonymous:

سلام
دوستت داریم به خاطر صدات،خودت ،افكارت و غروري كه در چشمانت موج مي زند اميدواریم در هر جا باشي موفق باشي و غرور و احساست را حفظ كني
قربانت .
خداحافظ و به اميد ديدار

Anonymous:

سلام

آقاي نجف زاده شما بهترين و ماهر ترين و با احساس ترين خبرنگاري هستيد كه تا حالا ديده ام. لطفا بيش تر خبر تهيه كنيد تا ما شما و خبرهاي قشنگتان را بيشتر ببينيم. راستي من برنامه سه شنبه شب شما را در شبكه 5 نديدم حيف... خيلي خيلي متن هاي زيبايي مي گوييد. لطفا با دوستدارانتان ارتباط داشته باشيد
دوستدار شما
اميوارم هميشه شما را ببينم
موفق باشيد
به اميد ديدار

سجادی:

سلام آقای نجف زاده

امیدوارم که حالتان خوب باشد.

برای شما آرزوی موفقیت می کنم.

کامران عزیز سلام

دوستت داریم گرامی .
همیشه از گزارشات شما لذت بردم .

موفق باشی

فرخي:

تو يك فرشته اي داداشي

مائده:

هواي حوصله ابريست؟
چرا اين طوري تحويل مي گيري آقا كامي...

سعيده:

ye moghe fekr mikardam ke faghat man behet migam DADASHI vali alan fahmidam kheili ha bishtar az man mikhanet behet hasoodim shod che ghadr khater khah dari movafagh bashi bye

ياسمن:

سلام
اميدوارم حال بهترين داداشي دنيا خوب باشه ، راستش خيلي وقت دلم مي خواد ببينمت ولي چي كار كنم تو اينجا يعني شهر ما يعني اروميه ديار باكري ها افتخار نمي دي بياي ، اخه مي دوني منم خبرنگارم تو سفرهاي استاني گفتم بايد من برم اما نبودي........
منتظريم نه من بلكه همه هوادارات زودتر بيا

ياسمن:

داداش كامران يه لطفي كن زياد از امام زمان پنج شنبه ها و جمعه ها بگو منتظر مي مونم يكي ديگه مي گه.
خداحافظ ...........

nasim:

سلام ميكنم به بهترين برادر و خبرنگار دنيا
بگو ببينم ما تهراني ها چه هيزم تري به شما فروختيم كه هنوز به تهران نرسيده
گذاشتي ورفتي .
راستي چرا اين كتاب هات گير نمي ياد مگه جايي به غير از انقلاب عرضه ميشه
ممنون.
سمنان خوش بگذره

mahnaz:

salam mamnon az gozareshaye ghashngeton

ye daneshjooe badbakht:

salam cheghadrt khoshhalam k daram vasatoon minevisam
man hamishe khabaraye nabetoon ro peygiri mikonam
in tan bemire ye sar bia daneshgah tehran ta babini chi migzare hamamon divone shodin yani dovonamoon kardan
fekr konam betoonin kari knin
motmaenam k mitonin shoma vaghean fogholade hastin
ma montazeretoon hastim be omide didar
dar panahe hagh

faezeh:

kheili kheili az karat khosham miad khodaye noavari hasti omidvaram hamishe moafagh bashi

sara:

سلام آ قای نجف زاده از داستا ن ها یی که در وبلا گتو ن نوشته بودید بسیار متشکم دست به قلم زیبای دارید برا شما در همه جهات زندگی آرزوی موفقیت میکنم سارا مقدم

سعيده:

حرفهاي ما هنوز نا تمام تا نگاه ميكني وقت رفتن است...اه اي دريغ و حسرت هميشگي ناگهان چقدر زود دير مي شود.هزارو شونصد بار بهت گفتم اين شعرو برام آف بزار نزاشتي تا اينكه با بدبختي پيداش كردم ولي به هر صورت و در هر حال خيلي دوستت دارم چند روز بود نديده بودمت به قرآن افسردگي اورده بودم ديشب توي 20:30 ديدمت بعد يه جيغ كشيدمو اشكم در اومد خوب دلم واسه داداشم تنگ شده بود ديگه.اسم من سعيده است نه ما‌‌ئده.خواهري كه هميشه دوستت داشته/ داره و خواهد داشت سعيده.

سلام

سلام نمی دونم چه طور بگم خیلی خوشحالم من یکی از طرفدارای گزارشهای باحال شمام عاشق حرفهء شمام لطفا" بهم بگیدچطور میتونم تو این حرفه فعالیت کنم با آرزوی سلامت

shohreh _a:

salam
on chizi ke man mikham beheton begam shayad ba in nazara fargh dare man az ghahreman afridan aslan khosham nemiad inke chehreayi ke dost darano ostore mikonan mese bazigara.
jenabe aghaye najaf zade kheili harf daram kheili azaton mikham vasam

mail bezarid ta befahmam ina ro mikhonid ta begam onchizi ke

va menallaha tofigh

shohreh _a:

to ro khoda yeki be man be ge chera inghadr gom shodim arzeshaii ke vasashon jon midadim kojan to ro khoda akhe ro chi pagozashtim

chera gom shodim ahay mardom bidarshin darim ba negahamon .harfamon.zakhm mizanim
mifahmid?
in pilehaye havaso pare konid bebinid hanjaraton che tari baste engar hezar sale ankabota onja khone kardan
man migzaram az jonam be khatere vatanam.eshgham. vase ona ke raftano dige nayomadan

shohre:

جالبه
شماهم .اشتباه نشه

سلام...
باز هم همان پیام:
دیر کرده ای ...؟!
بی ملال ،
دوری مرا که سر نمیکنی؟
هستی و...
باورم نمی شود
که باورم نمیکنی!!
من؛ تو را
توی هیچ کوچه ای
گم نمی کنم
من ؛تو را
قصه ای از فرشته ای غریب
نذر مردم نمی کنم!
من،خودم
جای خالی تو را
از من و تو
ما نمی کنم.
غربت دلم رضا نمی دهد
بی خودی
دستهای یخ زده
عادت:همیشه فاصله
من که ها... نمی کنم.
یاد داده ای به من؛
تا برای ا... نتظار
یا برای ع... شق
تا برای ت...و
یا برای ص...بر
تا برای ا...بر
یا برای ب... اران!
یا برای این
یا برای آن
اعتصاب نمی کنم!
دیر و زود می شوی
سهم من
سفر نمی شود!
من به پای رود تو
نمی رسم
من کنار رود،
سبز می شوم
تا گذر کنی...
دیر یا که زود !
فرصت سوال
یا جواب
اندک است!
من ؛
نگاه می کنم،
با همان پیام:
باز هم؛
سلام !

abass:

salam azizam
kamran jon khaili mikhamet
ba gozareshat hal mikonam

نگار میرلاشاری:

سلام
من براتون دیشب کامنت گذاشتم چرا نمیبینمش؟
واقعا برا بعضی ها مثل آدمک و نیلوفر .... متاسفم که انقدر بی پروا احساسشونو نسبت به کسی که تاحالا اونو ندیدن بیان ممیکنن.
آقا کامران من سعی میکنم هر شب برات کامنت بزارم (ولی کیه که بخوونه!!!!!1
دیشب که تو اخبار 22 گفتین وبلاگ دارین سریع اومدم و تو گوگل اسمتونو زدم تا وبلاکتونو پیدا کردم البته وبلاگ خوبیه و می تونه خیلی بهترم بشه
اکه میشه توش عکس و بیوگرافی تونو بزارین.
اگه می شه هر چند وقت یه بار قسمتی از کتاباتونو بزارین تا بتوونیم بخوونیم(کتاباتون تو بازار هست؟میتوونیم تو هر کتابخوونه ای گیر بیاریم؟)
یه خواهش:اگه امکان داره یه گزارش از علی لهراسبی بگیرین
مرسی
بای

هستی:

سلام
گزارشاتون خیلی توپه!

هستی:

سلام اقای خبرنگار

گزارش ها تون توپه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این قدر به همه گیر نده!

rohallah:

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه من دوست دارم با شما چت کنم اگه قابل
می دنید و افتخار می دین خوشحال می شیم .
قربون شما دادش روح الله ( اگر قابل می دونید)
داش کامران

نگار میرلاشاری:

سلام
خوبین؟
بچه ها بیا اصلا با کامران قهر کنیم که قدرمونو بدونه و بیاد آپ کنه نظرتون چیه؟
بای

amirhosein shabani:

salam
barat mail zadam nemidonestam finglish dost nadari vali lotfan in zahmat ro be khodet bede jaii az iran edeii montazerand 12000nafar dar asar sooe modiriat hanooz dide nashode and

amirhosein shabani:

salam kamrane azizi :
bebakhshid zood bahat samimi shodam .man amirhosein shabani daneshjoie karshenasi arshad daneshgahe tehran va ozve gorohe gahadi mnategh mahroome in daneshgaham .be tazegi gaii dar iran ra iafteiim ke iek soge nab najafzadeii ast .jaii be name marz ba 12000 nafar gamiiat ke dar sarshomari sale 70 jaii dar goghrafiaie iran nadasht ,70%mardom shenasname nadarand va ...to khod hadis mofasal be khan az in mojmal .shmare mobailam ra mogozaram khasti bishtar harf mizanim
ia ali

roshanak:

salam aghaye najafzade lotfan dar bareye alireza afshar barayam matlabbeferestin

هانیه:

با سلام و آرروی توفیق برای شما. از شنیدن کزارش های شما لذت می برم چه توی بغداد باشید چه توی ایرون خودمون. اگر ایمیل شخصی تون رو داشتم مطالب دیگری رو هم براتون می نوشتم ولی حیف .... . خوشحال می شم جوابم رو بدبد. با تشکر.

amirhosein shabani:

salam
ta vaghti hojjt bar man tamam nashavad ke shoma darbareie mozoe mantagheie mahroome marz khod khaste nemi khahid hata iek jmle bedanid man shoma ra raha nemikonam .baz migoiam marz mantagheie mahroomi ba 12000 nafar jamiiat ke ta sale 1370 dar hich sarshomari dide nashode bood niaz be iek azm melli darad ,har kas be andazeie khodash
ia ali

نازنين:

سلام داداشي بازم اي ول با اين گزارش هاي توپت .
خدايي داداشي يكي.مي بيني چقدر مردم دوست دارند.
داداشي اينقدر دلم واسه امام زمان تنگ شده.
داداشي به نظر تو امام زمان كي مي آد.به نظر تو اون وقت كه بابايي بياد ما هستيم؟!

زهرا:

دنیا همه هیچ و اهل عالم همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

امیرحسین شبانی:

سلام کامران خان
مگه من ول کن هستم نه داداش .باز هم برات از یه سوژه نجف زاده ای می نویسم .جایی در ایران هست با 12000نفر ادم که تا سرشماری 1370اصلا دیده نشدند وجدان خفته ای می خواهد این انسانها را نبیند .هرکسی به اندازه خودش باید یرای این مردم کاری بکند منتظرم .یا علی

mahshid:

baram matlab befrast khaeli chakaream

فاطمه:

سلام
خیلی خیلی دوستت داریم برای خودت اسپند دود کن

ezadi:

سلام
بهتون تبریک می گم .تو کارتون خیلی مهارت دار ید.با آرزوی موفقیت روز افزون.

fateme:

salam aghaye najaf zade
age mishe ye bar be ahvaz biaeed

اشکان:

سلام.
یکی ایمیل اخبار 20:30 رو به من بده میخام عکس بفرستم.ممنون میشم.

ماندانا نیک نژاد:

سلام ، نمی دونستم که نوشته های به این قشنگی داری ... نمی دونستم که کتاب چاپ کردی ... می خوام از این به بعد برات داستانهای کوتاه بفرستم که البته خودم نوشتم... دلم می خواد بخونی و سعی کنی کمکم کنی ، واسه همین منتظر جوابهات هستم ، پس خیلی منتظرم نذار، قول میدی؟

ali:

سلام اقاي نجف زاده خيلي خوشحالم كه با شما ارتباط برقرار كردم من يك دانشجو هستم در دانشگاه هرمزگان درس مي خوانم مي خواستم بگم اگه دنبال يه سوژه ي توپ ميگردي بيا دانشگاه ما چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟///چون دانشگاه به حساب دولتي ما از شهر بندر عباس حدود 20كيلومتري دوراست و دربيابان واقع شده ودرانجا انواع حيوانات مثل سگ وگربه وشتروووووووووووووووووو به چشم ميخورد ودرضمن دانشگاه ما نزديك فرودگاه هوايي هم هست . ما هر روز نزديك 2تا 4ساعت از وقتمان در سرويس ها مي گذرد تو رو به خدا بيا بندر و از دانشگاه ما يك گزارش توپ بگير تا شايد مسولين بدونند كه ما كجا درس مي خونيم به خدا بندرها خودشون نميدونند كه دانشگاه هرمزگان كجاست به خدا ديونه شديم .امكانات كه هم نداره با اين هواي بندر مرسي كامران جون اگه به ما كمك كني تورو خدا بيا بندر ويه گزارش بگير و وضع ما رو درك كن واز شما بخاطر اينكه تو ايران برتريني تبريك ميگم

هدی صادقی:

آقا کامران خیلی باحالی اما من میگم یه کمی احتیاط کن بد خواه زیاد داری هوا دستت باشه انشا الله همیشه موفق باشی .
ومن الله توفیق

امین:

سلام نمی دونم می دونید که شما مال خودتون نیستید یا نه ولی اینو بدونید که هنرمند مال مردمه و وقتی یه اثر هنری رو خلق کرد دیگه نمی تونه ادعا بکنه که مال خودشه چه بسا اگه ما نبودیم که به گزارش ها و کتابای شما توجه بکنیم شما نمی تونستید بنویسید. راستی کتابای شما تو شیراز گیر نمیاد اگه ممکنه اسم انتشاراتش رو بگید تا خودمون ............... مـــــــــــــــــــر ســـــــــــــی

sadaf:

سلام.خواستم از شما تشکر بکنم و براتون آرزوی موفقیت بکنم.
همیشه خوش باشین و در پناه حق.

javane:

salam
man asheghe karha va gozareshhaye shoma hastam torike har vaght shoma miayn hame mano too khoone seda mikonan ke bia bebin omidvaram hamishe movafagh bashid va zendegie porbari dashte bashid javane az nowshahr

آلاله:

كامران خان به سلامت باد
اووووووووووووووووووووووه كجايي بابا كوتا بيا . 2كلمه مي خواي واسه اين همه آدامه مشتاق بنويسي زورت مياد؟ بله همم ميدونن سرت خيلي شولوغه ولي اين كه دليل نميشه ... . نكنه گرفتي مارو يا وبلاگت سالي يه بار update ميشه؟

saber:

yekam sa'y kon khaki bashi!! injoori behtare

nazanin:

salam aghaye najafzadeh haleshoma khob hastin man yeki az tarafdaraye shoma hastam ke kheili ham doosetoon daram 18 sale hastam az mash

sahar:

سلام خوبي ميخوام باهات درددل كنم يه جورايي راز داري كن قبوله؟

محرم مهدی:

سلام خسته نباشید
من یک دبیرم و سالهاست که به درد بسیار عجیبی گرفتار شده ام درد من این است که هر موقع قصد دارم باکسی صحبت و درد دل کنم صدایم شنیده نمیشود واگر برای کسی چیزی مینویسم بر حسب تصادف به قول بردبار باغ مظفر(ییهو) کاغذ سفید دست طرف میرسد امیدوارم این بار نوشته های من موقع خواندن شما پاک نشده باشه. من کار بسیار مهمی باشما دارم به نظرم شما بتوانید در حل بعضی از مشکلات ما را کمک کنید اگر ممکن است میخواهم شما را ببینم ویا حد اقل تلفنی باشما صحبت کنم درصورت امکان لطف کنید با ایمیل من به آدرس moharrammahdi@yahoo.com امادگی خودتان و نحوه ی تحقق خواسته ی حقیر را اعلام نمایید

fahimeh:

ديدم اين همه ايراني از شما نوشتن و ازتون به خاطر گزارشها و طرز صحبتتون تشكر كردن با خودم گفتم من چرا ننويسم اول از همه سلام
دوم من اولين باري كه شما رو توي تلويزيون ديدم از شبكه ي 3 بود و از همون اولين گزارشتون كه ديدم با خداي خودم گفتم خدايا شكرت كه بالاخره كسي پيدا شد كه گزارشاش حرفاش طرر صحبت كردنش مثل خودمونه و اهل محله ي ما جووناست
اميذوارم هميشه سالم باشيد

salam
be pavaraghi ye sari bezanid
ba matlabe "terorist?" be roozam

mohammad:

salam man shokohi hastam mikhastam darbare ye chize jaleb bahaton sohbat konam chikar konam

الناز:

سلام اقاي نجف زاده خداييش توي خبرگو هاي تلويزيون به جاي 20 تا 21 هستي اميدوارم موفق باشي سلام من رو به خانومت برسون زود بهزود هم جواب هامون رو بده چرا به ما اهميت نميدي هههههههههههههههههههههها.باي

سلام آقای نجف زاده
نوشته هاتون خیلی قشنگ
خیلی از خبرهای شما خوشم می یاد چرا که خیلی قشنگ حال همه را می گیرد
امیدوارم در آینده هم به همین صورت اخبار درست وخوبی ارایه دهید
موفق باشید
قربانتون ستاره

mahdiyar:

زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست
ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست....

(آقای نجف زاده فعال و پر تلاش!آتشگه زندگیتان همواره فروزان باد!)

فریبا:

با سلام به شما خبر نگار پرکار
بهتون تبریک میگم با خبر ها و گزارشات سراسرپر انرزی شما ماکه روحیه میگیریم ......خدا قوت

mohammad:

سلام آقاي نجف زاده
لطفا يك گزارش در مورد خروج افغانه از ايران و تسخير بازار كار توسط آنها و حرفه قاپي آنها يك گزارش تهيه كنيد كه چرا بيونشون نمي كنند؟؟؟؟؟؟

سلام آقاي نجف زاده بايد بگم كه بيان خيلي زيبايي داريد بهتون تبريك ميگم. ميشه لطف كنيد يه بارم راجع به ايده آليسم با مردم صحبت كنيد؟ ممنون ميشم ازتون.

Sasan Kamalifard:

very good
i am enjoy

بی کاری؟؟؟

Zeinab:

aghaye najafzade yani hamoon dadash kamrane gole khodam kheiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiili doosetoon daram omidvaram payame mano bekhoonid doost daram ye dafe shomaro az nazdik bebinam vali fekr nemikonam oon moghe betoonam harfi bezanam chon midoonam hol misham ,

behzad:

سلام....
خسته نباشيد در مورد عشق هاي يك طرفه و دنياي بي وفا گزارشي تهيه فرمائيد

مينا خانم:

سلام آقاي نجف زاده
بابا ايول!
فكر نمي كردم تو هم از اين كارا بلد باشي. منظورم سايت و اين جور چيزاس.
ولي خيلي خوب بود. البته همه شو نخوندم. ولي همين يه ذره هم نشون داد كه تو كارت واردي.
ضمنا من يكي از طرفداراي پروپا قرص گزارشاتم.
برات آرزوي موفقيت مي كنم.
خدانگهدار

فاطمه:

به نام خدا جونم
سلام آقا سيد
چيزهاي تك تو دنيا كمهستند شما هم يكي از اون تك هاييد .پيروز باشيد وبا خدا
به اميد ديدار
ياحق

امير:

سلام ميخام چند تا عكس براتون ارسال كنملطفا بگيد چجوري ارسالشون كنم

fatemeh:

salam mikhastam beheton be khatere tavallode kiyan tabrik begam bebakhshid age dir shod computeram kharab bod taze omadam too veb siteton
batashakkor

manam kheili doooset daram najafy??????

محمدرضا.س.ف:

آقاي نجف زاده،سلام.
اگه بخواهم يه خبر مهم رو براتون بفرستم چه كار كنم؟

aseg:

man fakr mykonam dosty va mohabat dar hal az bayn raftan hast lotfan fakr konyd

صدف آرام:

َعشق را در چشمان منتظر مادری دیده ام که با پاهایی پینه بسته خود:
چشم در راه فرزند مفقوداثر خویش با عشق همچنان هر روز در جاده منتظر آمدنش است

rana:

web بسیار جالبی دارید وقت کردید به web ما سر بزنید

ارمین:

یک بدون شرح فوق العاده برای پخش در 20:30 دارم ,
لطفا" از سالن واردات و سالن صادرات بندر شهید رجائی به طور جداگانه و به مدت 1 دقیقه فیلمبرداری کنید تا مردم ببینند 2000 > 15 است.(تعداد افراد)
مرسی.

متین:

سلام اگه واقعا شما کامران نجف زاده ایدکه خوش به حالتون اگه نیستید که کاش بودید حالااگه هستیدبخاطر تمام گزارش هایی که تهیه می کنید ممنونم وبه اندازه تک تک کلماتی که توی گزارش هاتون گفتید دوستتون داریم منوخواهرم

آسیه رییسی:

سلام دیر به دیر مینویسی

فرهاد:

سلام به خبرنگاران پرکار اخبار 20:30 یک خواهش از شما دارم اگه میشه یه گزارش درست وحسابی از این ایران خودرو که پول مردم رو مگیره وبا وعده وعیدهای مختلف سر مردم را شیره میماله بگیرید تو این اوج بهبهوهیه وخیم اقتصادی دنیا این کارخانه قیمت ماشیناشو افزایش داده تو این دنیا قیمت ماشین میاد پایین ولی قیمت خودروهای داخلی داره رشد میکنه تازه یک عالمه هم ثبت نام میکنه وبا تحویل 20یا 30 روزه خودرو تحویل 60روزه وحتی 100 روزه هم میشه خواهش میکنم شما که این همه به دنبال واقعیت هستید دست این دورغگو ها را رو کنید الان من یک ماشین سمند lxسفارشی در آبان ماه ثبت نام کردم قراربود 20 روزه تحویل بدن الان شده 50روزه حلا هم خبری نیست وهیچ کس هم جواب درست وحسابی نمیده توروخدا یک گزارش مشت واقعی از اینا بگیرید تشکر میکنم از شما

حمید:

سلام
لطفا" در مورد همایش موادمخدر 23 آبان 88 تحقیق کنید.
به تمام شرکت کنندگان نفری 200000تومان و یک فلش 8 گیگ از بیت المال داده اند.

با تشکر

با سلام خدمت خبرنگار خوب آقای نجف زاده
اینجانب رجبی از روستای کجار ستان (خمین)ازنمایندگی کارگزاران دفاتر ictمخابرات
ازاین ارگان یا دیگر ارگانها که باعث این کار شده اندگلایه داریم.
آقای نجف زاده شما در20:30بیشتر به سراغ کسانی که مشکل دارند می روید اما حالا ما کارگزاران مخابرات روستایی مشکل داریم خواهشمندیم که دردودل ما را گوش کنید و به مسولین بالاتر برسانید,تا ان شاء الله مشکل ما حل شود.وازما راجب کارمان یک گزارش بگیرید.
اکثریت ما 3ماه است که قرارداد امضاء نکرده ایم و به مردم هم بدون قرارداد خدمات می رسانیم؛به خاطر 150هزارتومان در ماه؛و13روز ریختن بیمه درماه؛ وخرابی سیستم به عهده خودمان اینها را که حساب کنی =با80هزار تومان درماه یا کمتر آیا با این درآمد می توان زندگی کرد؟این است عدالت؛من به دیگر ارگان کار ندارم.اما همیشه در خبرها از زیاد شدن حقوق دیگر کارکنان سازمانها,و... شنیده می شود .آیا ما در این مملکت زندگی نمی کنیم آیا انسان نیستیم تا کی باید صبر کنیم حدود8هزار شاید هم بیشتر ict(روستایی؛پیشخوان دولت )است ؛این یعنی بیکاری مهاجرت به کلان شهرها؛به خاطر کار؛یعنی خالی شدن روستا,به خاطر امکانات؛پس خواشمندم که حرف ما را جدی بگیر وبا مسولین ارتباط برقرار کن تا مشکل ما حل شود.شماره:08662624024رجبی کارگزار مخابرات روستایی

امير:

وقتي كه ايران بودي گزارشهاي خيلي جالب و خوبي تهيه ميكردي
البته الان هم بد نيست
ولي دوست داريم اينجا باشموفق باشي

علیرضا مطهری:

آقای نجف زاده سلام
خوبی که؟
آقا من تاریخ یا آدرسی از اون برنامه 20:30 ات که انتهاش این شعر :
"تو بی قراری دلهای بی قرار چه دانی..."
رو خواندی می خواهم.
نیاز شدید به فایل تصویری یا حداقل صوتی این برنامه دارم.
می خواستم از آرشیو صدا سیما بگیرم.
اگه خودتم داشتی و تونستی برام ارسال کنی که چه بهتر
ممنون

احمد:

با سلام دوباره يه نكته ي ديگه يادم رفته بود بگم حدود دوسال قبل شهر آمل با كمبود معلم مواجه شده بوداما با تدابير مسئولين وقت از ليسانس هاي مرتبط آموزش ابتدايي به صورت شركتي نيرو گرفته بودند دوسال بود كار مي كردند داشتند خوب جواب ميدادند اما اينها رو بيرون كردند و افراد جديد با رشته هاي عجيب براي آموزش ابتدايي شهر آمل اوردند لطفا پيگير اين افراد هم بشيد

cliedsecose:

Very nicce!

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از سايت که در April 7, 2006 3:33 AM ارسال شده می باشد.

ارسال بعدی این سايت چه قدر زود دیر می شود... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.