صفحه اصلی

روزنوشت آرشیو

August 30, 2006

سلام من به تو......

1-سلام .باورت میشه من الان فکرمی کنم تا سالها نمی تونم دیگه خواب راحت داشته باشم.انگارناخودآگاه ذهنم پرشده از حادثه های وحشتناک.من البته ناسلامتی نسل سومم .نسلی که نسل سوخته نبوداماپدرسوخته بود.با صدای آژیرقرمزوخمپاره وضدهوایی وموشک بزرگ شد.زیادسوسول نبود....امانمی دونم چرااینجوری شدم...عراق سرزمین نفرین شدست.باورکن هرچقدر تمرین فراموشی می کنم باز بغضم می گیره وقتی یاد اون سالهای جنگ میفتم .
2-شده تاالان ازکسی خجالت بکشی انقدرزیادکه سرخ شی؟من الان ازخجالت اینکه نمی تونم زودزودبنویسم اینجوریم .اصلا دیروزازخانومم پرسیدم خدایا من لیاقت این همه محبت یا حتی دشنام رو دارم؟
3-یه عالمه حرف داشتم الان یادم رفت!برام دعاکنین .برای دلتون دعا میکنم...سفارشی!نمی دونین نجف وکربلا چه حالی میده.
4-همه کامنت هارومیخونم .اگه بدونین چه کیفی میده توغربت باشی ببینی به فکرتن .
5-ببخشین که من یه کم غمگین نوشتم .چی کارکنم .ما ایرونی ها درمرثیه سرایی تخصص ویژه ای داریم!

درباره روزنوشت

این صفحه حاوی آرشیوی از تمام نوشته هایی که به دسته روزنوشت ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

دسته بعدی link است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.