« October 2007 | صفحه اصلی | December 2007 »

November 2007 آرشیو

November 5, 2007

خودسانسوری!

تا یک دقیقه آرامش دارم و بیکارم یکهو یک چیزی از کف پایم راه می افتد و می رسد تا گلویم و تمام تنم داغ می شود و انگار همو مجبورم می کند که یک کاری بکنم.سرهمین بختک لعنتی است که مثلا هیچ جا چند دقیقه بیشتر بند نمی شوم یا ازوقتی روزنامه بودم مخم را برای تیلیت کردن به کمتر کسی چند دقیقه بیشتر می دهم یا همان بهتر که کنکور قبول نشوم که حال سرکلاس نشستن را ندارم دیگر.

ادامه "خودسانسوری!" »

November 22, 2007

باران كه مي بارد تو در راهي....

شب باران مي آمد.يك آدم كلافه زير لب تن اجدادراننده هاي بي احتياط را روي ويبره گذاشته بود.
پسركي كه فردا امتحان داشت حالش از "باز باران با ترانه مي خورد بر بام خانه"...به هم مي خورد.
بابا كنار پنجره تندتند سيگار مي كشيد.سوز مي امد.مادر خوابيده بود.گداهاي شهر زير سقف تئاتر شهر جمع شده بودند.
دكه داري كه يادش رفته بود روي روزنامه هايش پتو بكشد حالا مي لرزيد.دو نفر كه تازه نامزد كرده بودند كنار اتوبان پياده مي رفتند و اصلا حاليشان نبود كه موش آب كشيده شده اند.مهم نبود.

ادامه "باران كه مي بارد تو در راهي...." »

November 26, 2007

ناظم

رفته بودم استخر ديدم ناظم سالهاي دورم دارد يک گوشه چاله حوضي شنا مي کند و اتفاقا چه پيرمرد مهرباني شده بود.سلام کردم.چيزي از من خاطرش نيامد ولي من يادم امد که يک روز صبح سر صف احتمالا داشتم حالا با دوستم حرفي مي زدم که مرا کشيد بالا و بعد داد و بيداد و يک سيلي هم زد.
شب که بابا ماجرا را فهميد(تازه نگفتم چک هم خوردم!) کار تا منطقه و ناحيه اموزش و پرورش کشيد و خلاصه من بعد از اين ماجرا چند بار ديگر هم شلوغ کردم اما ديدم ناظم فقط چپ چپ نگاهي کرد و چيزي نمي گفت.

ادامه "ناظم" »

درباره November 2007

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به يادداشت‌هاي يك خبرنگار در November 2007 ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی October 2007 می باشد.

آرشیو بعدی December 2007 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.