عيد با بربري داغ!
سلام...پیرارسال همين روز عيد بود که من شيفت بودم و داشتيم از برنامه برمي گشتيم که راننده يک دفعه هوس بربري کرد و زد کنار و پريد پايين و موبايلم زنگ زد و بچه هاي راديو بودند که گفتند ارتباط مستقيم مي خواهند و قرار شد يک دقيقه ديگر زنگ بزنندو راننده با يک بربري داغ که براي شکم گنده و بامزه اش فقط يک بيسکويت کوچولوي مادر بود نشست پشت فرمان و گفت بفرما!
بربري داغ به اندازه تمام وسوسه هاي الياس جذابيت داشت.