« June 2007 | صفحه اصلی | August 2007 »

July 2007 آرشیو

July 4, 2007

تارمويي لرزان...

سالها پيش وقتي خدا به من يك داداشي كوچك داده بود يك شعر گفتم....حالا داداشي من دانشجوي برق است و دفترچه شعرم رنگ و رورفته شده....شعرم را براي كيان مي خوانم...و خاطره هاي قديمي مثل برق ازجلوي چشمم مي گذرند.

***
كودكي كوچك و ناز
او ندارد دندان
برسرش مي بينم
تارمويي لرزان

****
توي آن گهواره
خنده را كم دارد
اشك از چشمانش
مثل باران بارد...

****
پشت اين چشمانش
چندچيزي پيداست
مادر و گريه و شير
همه فكرش اينهاست...

****
عاشق پستانك
گريه هايي دارد
خنده اش شيرين است
وه!چه حالي دارد


______________كيهان بچه ها-1368

July 10, 2007

اينجا:هايد پارك

1-پشت چراغ قرمز يك نفر كه حالا نفهميدم براي محبت بود يا شايد دل پري از من داشت چنان بوقي زد كه هنوز گوشم سوت مي كشد.من مي دانم ما ايراني ها علاقه تاريخي و باستاني به بوق زدن داريم.با بوق روكم كني مي كنيم.با آن به خانه بخت مي رويم.با بوق زدن قدرت خود رابه نمايش مي گذاريم.همچنين بوسيله آن با عشقمان رابطه برقرار مي كنيم.از دوستانمان تشكر مي كنيم ياازرقيبمان انتقام مي گيريم.وقتي دردل تاريكي يك تونل بوق مي زنيم مي فهميم زنده ايم...هيچ جاي دنيا به اندازه ما بوق نمي زنند...اين مقدمه مسخره رانوشتم كه بگويم من از بوق زدن خوشم نمي آيد.درسياست هم خيلي ها دنبال بوق زدن هستند...دوست دارم اينجا آرامش باشد.اين سايت نيم وجبي دلش تاب مستوري ندارد... پس من بوق نمي زنم اما شما فكر كنيد اينجا هايد پارك است .هرچقدر فرياد داريد بكشيد.جيغ بكشيد.بحث كنيد.نمي دانم شايد بعضي ازحرف هايتان راهم سانسور كردم.اما مطمئن باشيد اين برون فكني هابراي من كه حالا كمتربين مردمم مفيد است.يراي شما هم حداقلش اين است كه تا هايدپارك رفته ايد وبرگشته ايد.
بعدش هم اينجا كارخانه جوجه كشي نيست كه حالا حتما هرروز يك مطلب بنويسم...خواندن نگاههاي شما برايم مهمتر است...دوست ندارم سنگ هيچ گروه ياحزبي رابه سينه بزنم....كه سنگ هاي زيادي قبلا سينه ما را متلاشي كرده است......مي دانم اين مردمند كه مي مانند.

من اين دو حرف نوشتم چنان كه غير ندانست
تو هم ز روي عنايت چنان بخوان كه تو داني

July 12, 2007

با دل تباني مي كنم...

الان چند وقته مي خوام برم بهشت زهرا...وقت نمي كنم...يا به يه مشكلي مي خورم نميشه بريم.
يعني دوست دارم بچه ام را به مامان بزرگ و پدربزرگ خدابيامرزم نشون بدم(من اونها رو خيلي دوست داشتم طوري كه الان دارم مي نويسم بغضم گرفته).
اما يا شيفت بودم /يا ماشين نداشتم/يا خواب موندم.فردا هم لابد يه اتفاقي مي افته نتونيم بريم.
دفعه اخر كه رفتم روي يكي از سنگ قبرا خوندم:
برسنگ قبرمن بنویسید خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود

July 15, 2007

مانكن ها

1- آخرين باري كه نخوابيدم ديشب بود.شيطان دهانش رامتبرك كند اين همسايه مارا كه لااقل نيم ساعت هم به ضبطشان تاصبح استراحت نداد.

2-آخرين باري كه سينما رفتم صدايي از صندلي رديف جلو بلند شد:
- خيلي شبيه گوگوشه. من اصلاً باورم نشد.
- مردي از صندلي رديف عقب غرولندي كرد و گفت: بعد از سي سال كارمون شده پيداكردن بدل تاريخ مصرف گذشته ها.
- درست صحبت كن آقا. صدسال از تاريخ مصرف خودت گذشته...

3-آخرين باري كه فوتبال ديدم همين بازي ايران-چين بود.كلا من اعتقاد دارم تيم قلعه نوعي 11 تا مانكن هستند در زمين. 11 تا مهندس. 11 تا دكتر. 11 تا حيرون...

ادامه "مانكن ها" »

July 31, 2007

افشاگري هاي صورتي

قبل از جام جهاني بود.
بالاخره آن روزها همه تشنه خبر بودند و هر سوژه اي بزرگ مي شد. در جلسه تمرين تيم ملي در هنگ كنگ، دو تيم به دو گروه تقسيم شدند كه يك گروه را ايويچ تمرين مي‌داد. درجريان بازي، "م" دو سه بار روي پاي "ا" محكم تكل رفت. بارآخر "ا" كه فكر مي‌كرد "م" زيادي خشن بازي مي‌كند، به سمتش هجوم برد.
اين اول ماجراست. چندلحظه بعد صدايي شنيده شد. چيك چيك! اين صداي دوربين يك عكاس بي مزه هنگ كنگي بود كه از صحنه حمله‌ور شدن آنها به هم عكس مي‌گيرد. هرچه التماس مي‌كنند كه عكس را پس بده به گوشش نمي‌رود كه نمي‌رود. حتي مسئولان تيم مي‌خواهند او را تحويل پليس بدهند به جرم اينكه نبايد از تمرين ما بدون اجازه عكس برداري مي‌كرده! ولي پليس سرش شيره ماليده نمي شود.

ادامه "افشاگري هاي صورتي" »

درباره July 2007

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به يادداشت‌هاي يك خبرنگار در July 2007 ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی June 2007 می باشد.

آرشیو بعدی August 2007 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.